دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

مبانی قرآنی عزاداری امام حسین(ع)


مبانی قرآنی عزاداری امام حسین(ع)

134207.jpg

در آستانه ورود به ماه محرم ماه بهار عاطفه‌ها هستیم؛ چنانکه در ماه رمضان که بهار قرآن است انسان با انس گرفتن با قرآن و معارف قرآنی می‌تواند روح و جان خود را طراوت تازه‌ای ببخشد، ماه محرم نیز فرصتی است برای پاک کردن سیاهی‌ها و زنگارهای قلب، که این مهم با حضور در مجالس عزاداری امام حسین علیه‌السلام فراهم می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد علی مروی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم اظهار کرد: محرم و مجالس عزاداری آن مانند رودی است که هر ناپاکی را تطهیر می‌کند و هر سیاهی را از بین می‌برد .لذا در آستانه ماه محرم توجه به این نکته که خداوند فرصت بسیار مهمی را برای خودسازی در اختیار ما گذاشته است می‌تواند در بهره‌مندی از این فرصت تاثیر فراوانی داشته باشد. 
این مدرس جامعه المصطفی العالمیه ادامه داد: اگرچه که از قرن‌های گذشته تا کنون عزاداری برای امام حسین علیه السلام در شکل‌های گوناگون مورد توجه همه آزادگان جهان بوده است، اما در این میان برخی اشکالات و شبهات نیز از طرف برخی افراد بر اقامه عزاداری برای امام حسین علیه السلام بیان شده است که نیاز به توجه و پاسخگویی دارد.
وی افزود: این شبهات گاهی از طرف برخی افراد مطرح می‌شود که با داعیه صلح دوستی از دوری از جنگ و نفرت پراکنی تصور می‌کنند که گریه کردن و اقامه عزا بر امام حسین علیه‌السلام  باعث تشویق به جنگ و ایجاد کینه و عداوت بین انسان‌هاست. گاهی نیز این اشکال از طرف وهابیون مطرح می‌شود که اعتقاد دارند گریه کردن بر میت، مخالف با سنت نبوی و بدعت در دین اسلام است و نوعی اظهار مخالفت با خواست و اراده خدواند است و به این ترتیب مساوی با کفر خواهد بود.
این کارشناس مذهبی تصریح کرد: در پاسخ به این شبهات توجه به چند نکته لازم است؛ اول آنکه اگرچه که دعوت به صلح و دوستی و پرهیز از جنگ و کینه توزی امری پسندیده و مورد قبول هر فرد مصلحی است و دین اسلام نیز بر آن تاکید فراوان دارد ، اما باید دانست که عزاداری امام حسین علیه‌السلام نیز در راستای همین هدف و در جهت برقراری صلح و عدالت حقیقی است؛ چراکه صلح و دوستی همیشه با دوری از جنگ و فراموشی ظلم و ستم و جنایات ظالمان، فراهم نمی‌شود بلکه با گسترده شدن عدالت و پاکی است که جهان روی آرامش را خواهد دید.
این مدرس جامعه المصطفی العالمیه عنوان کرد: برای صلح باید ظلم و فساد را از بین برد و مجلس عزای ابی عبداللّه علیه‌السلام نیز فریاد پرخروش ظلم ستیزی است آن هم ظلمی بی نظیر در تاریخ بشریت، که در آن بهترین خلق خدا را به بدترین شکل کشتند در حالی که هدف او اصلاح‌گری و صلح‌طلبی بود. باید علیه این ظلم فریاد برآورد و مجلس عزای ابی عبداللّه همان فریاد است، تریبونیست که از آغاز این حادثه دردناک تا کنون نگذاشته است که این ظلم فراموش شود و در کنار آن به احیاء اهداف ابی عبداللّه علیه‌السلام پرداخته است. این امر مطابق با مبانی قرآنی است چنانکه می فرماید: لا یحبّ اللّه الجهر بالسوء من القول الّامن ظلم. سوره نساء، خداوند متعال فریاد زدن به بدگوئی را دوست ندارد جز برای کسانی که مورد ستم قرار گرفتهاند.
مروی تصریح کرد : از این آیه استفاده می‌شود که خداوند متعال نه تنها به مظلومان اجازه فریاد و افشاگری داده بلکه چنین فریادی محبوب ذات اقدس الهی قرار گرفته است.
این پژوهشگر دینی گفت: اما در پاسخ به آنهایی که عزاداری را بدعت در دین می‌دانند باید گفت، یکی از ویژگی‌های دین اسلام آن است که اسلام دین فطرت است یعنی آموزه‌های آن مطابق با فطرت انسانی است. حزن و اندوه به هنگام از دست دادن عزیزان نیز امری است که فطرت انسانی با آن همراه است و ممکن نیست که دین گریه و اندوه را در از دست دادن عزیزان نکوهش کند. البته این امر تا آنجا جایز است که موجب گناهی همچون لطمه زدن به خود و یا گفتن سخنی کفر آمیز نگردد، به همین جهت در روایت‌های تاریخی از سیره نبوی موارد فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد نه تنها ایشان گریه بر اموات را جایز دانسته‌اند که در موارد متعددی خود ایشان اقدام به اینکار کرده‌اند. به عنوان مثال ، پس از درگذشت حضرت عبدالمطلب پیامبر بر جد عزیزش گریست. 
این مدرس جامعه المصطفی العالمیه مشهد، خاطر نشان کرد: ام ایمن نقل‌کرده است که: انا رأیت رسول اللّه یمشی تحت سریره و هو یبکی؛ من پیامبر را دیدم که در پی جنازه عبدالمطلب راه می‌رفت در حالی‌که می‌گریست.
این کارشناس مذهبی ادامه داد: امیرمؤمنان علی علیه‌السلام می‌فرماید" وقتی خبر رحلت پدرم ابوطالب را به پیامبر دادم ایشان گریست، آنگاه فرمود: اذهب فاغسله و واره غفراللّه له و رحمه؛ او را غسل ده، کفن کن و به خاک بسپار، خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد."
مروی تصریح کرد: و نیز گفته شده است که روزی پیامبر قبر مادر عزیز خود آمنه را در ابواء زیارت کرد و به گفته مورخان، آن حضرت در کنار قبر مادر گریست و همراهان خود را به گریستن انداخت. المستدرک علی الصحیحین، ج 1، ص 357؛ تاریخ المدینه ابن شیبه، ج 1، ص118، همچنین گریه بر حمزه و جعفر طیار نیز از جمله شواهد تاریخی است که در سیره نبوی قابل استناد است .
وی اظهار کرد: علاوه بر این، عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام نه تنها از نظر مبانی قرآن دارای اشکال نیست بلکه مورد تاکید و سفارش قرآن نیز هست؛ چراکه از مصادیق تعظیم شعار الهی است، شعائر به معنای علامت و نشانه است، شعائر اللّه یعنی نشانه‌های الهی، نهضت سید الشهداء نیز از شعائر دین است؛  چراکه این نهضت بود که دین را پر آوازه کرد و تا قیامت دین وامدار سالار شهیدان است.
این مدرس جامعه المصطفی العالمیه مشهد تصریح کرد: بنابراین عزاداری بر سید الشهداء بزرگداشت شعائر دین است. و قرآن تعظیم شعائر الهی را از نشانه‌های تقوای دل میداند " و من یعظّم شعائر اللّه فانّها من تقوی القلوب؛(سوره حج، آیه 32) آن کس که شعائر الهی را بزرگ دارد، این بخشی از تقوای قلب است". و لذا نتیجه آنکه برگزاری عزای سالار شهیدان نشانه تقوای الهی بوده و استحباب ویژه دارد.
حجت‌الاسلام والمسلمین مروی اضافه کرد: عزاداری بر سید الشهداء علیه‌السلام مصداق مودت قربی است که در قرآن  مزد رسالت دانسته شده است. "قل لا اسئلکم علیه اجراً الّا المودّة فی القربی؛ سوره شوری، بگو اجری بر رسالت از شما طلب نمیکنم مگر دوستی اهل بیتم."
وی خاطرنشان کرد: مودت و دوستی اهل بیت نشانه دارد و یکی از نشانههای آن شاد بودن در شادی آنها و اندوه در ناراحتی آنهاست. حضرت امام رضا علیه‌السلام به پسر شبیب فرمود:" اگر دوست داری که همنشین ما در بهشت باشی در غم و اندوه ما اندوهناک و در شادی ما شادمان باش و ولایت ما را بپذیر چه آنکه اگر کسی سنگی را دوست بدارد روز قیامت با آن محشور می گردد. "بحارالانوار، ج 44، ص 286
این پژوهشگر دینی اضافه کرد: اشکی که در مجالس عزای ابی عبداللّه ریخته می‌شود نماد خالص ترین ابراز عشق به سالار شهیدان، است . همانکه پیامبر (ص) فرمود: حسین از من است و من از حسینم. عظمت این عشق آنچنان بالا و رفیع است که هیچ قلم و هیچ هنری نمی‌تواند آن را به تصویر بکشد و تنها اشک است که بزرگی آن را نشان می‌دهد.
مروی با بیان اینکه عزاداری امام حسین علیه‌السلام مصداق شجره طیبه است، عنوان کرد: دلیل این امر آن است که این محافل در طول تاریخ تریبونی گسترده برای معرفی اسلام ناب محمّدی در پرتو نهضت آن حضرت بوده و نقشی اساسی در احیاء نهضت ابی عبداللّه علیه‌السلام و تبیین آرمان‌های بلند آن شهید سرفراز داشته است . "الم ترکیف ضرب اللّه مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء. تؤتی اکلها کل حین باذن ربّها." سوره ابراهیم. 
این مدرس جامعه المصطفی العالمیه گفت: بقای اسلام، بقای تشیع، مبارزه بی امان با ظلم و ظالمان تاریخ، عزت و دوری از ذلت و خواری، ترویج مکارم اخلاقی و عرفانی و صدها ارزش دیگر از میوه‌های این شجره طیبه است که خداوند به واسطه برگزاری این مجالس به جامعه اسلامی هدیه کرده است.
وی با تاکید بر اینکه به این ترتیب این عزاداری براساس مبانی قرآن امر پسندیده و مورد سفارش و باعث بقای صلح و دوستی و از بین بردن فساد و تباهیست، ابراز امیدواری کرد:  همه بتوانیم از این فرصت پیش‌رو بیشترین بهره معنوی و اخلاقی را ببریم.


امام حسین (ع) به همراه یاران خود برای احیای ارزش‌های اسلامی و انسانی علیه موجودی پست و فرومایه و ضد ارزش‌های الهی قیام کرد و در این راه از هیچ‌گونه فداکاری و بذل جان دریغ نکرد. قیام امام حسین (ع) حرکتی برای احیای ارزش‌ها بود که اثر آن فراتر از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی رفت و حرکتی وحدت‌بخش شد.


سخن آشنا: گاهی از گوشه‌وکنار وسوسه‌هایی شنیده می‌شود که عزاداری برای امام حسین (ع) باعث اختلاف بین شیعه و اهل سنت می‌شود. لذا بهتر است عزاداری نکنیم و یا حداقل بدون تبلیغات و سروصدا عزاداری کنیم! اما با کمی دقت، آشکار می‌گردد که این نگاه بسیار سطحی و ساده‌انگارانه است. این در حالی است که عزاداری امام حسین (ع) نه تنها باعث اختلاف و تفرقه بین صفوف مسلمانان نیست، بلکه عامل بسیار مؤثری در راستای تحکیم وحدت اسلامی است. برای تبیین این مدعا، توجه به چهار نکته‌ی ذیل، بسیار راه‌گشا خواهد بود:
 
الف) رواج عزاداری برای امام حسین (ع) در میان اهل سنت
ب) شخصیت یزیدبن‌معاویه و عملکرد ضداسلامی او
ج) ترکیب یاران امام حسین (ع) و لشکریان عمر سعد
د) سخنان امام حسین (ع) از ابتدای شروع قیام تا انتهای آن
 
توجه به این چهار مؤلفه، روشن خواهد ساخت که عزاداری برای امام حسین (ع) می‎‌تواند از مؤثرترین عوامل وحدت و نزدیکی شیعیان و اهل سنت باشد. در ادامه، به برخی از این مؤلفه‌ها می‌پردازیم.
 
الف) عزاداری امام حسین (ع)؛ سنت اسلامی
 
عزاداری برای امام حسین (ع) و مقتل‌نویسی و سرودن شعر در رثای اباعبدالله (ع) از امور مرسوم بین عموم اهل سنت و حتی بزرگان و علمای آن‌ها بوده است. توجه به این نکته، ما را از این اشتباه که عزاداری امام حسین (ع) سنتی صرفاً شیعی است، برکنار می‌دارد و درک صحیح این مسئله را نصیب ما می‌کند. در این راستا، توجه به سه محور ذیل، کافی به نظر می‌رسد.
 
الف-1) عزاداری برای امام حسین (ع) در منابع اهل سنت
 
به گواهی اهل سنت، عزاداری برای سیدالشهدا (ع) سابقه‌ای به درازای تاریخ اسلام دارد و به حیات پیامبر و سیره‌ی آن بزرگوار برمی‌گردد. منابع تاریخی اهل سنت به‌وضوح این نکته را بیان نموده‌اند که آن حضرت نخستین فردی بود که از شهادت فرزندش حسین‌بن‌علی (ع) خبر داد و برای مظلومیت وی اشک ریخت. به‌عنوان نمونه، به دو نقل زیر توجه کنید.
 
امام حسین (ع) نقل کرد: ام‌سلمه خبر داد: جبرئیل نزد رسول خدا بود و تو پیش من بودی و ناگهان گریستی. پیامبر فرمود: بگذار فرزندم را. من تو را رها نمودم، پیامبر تو را برداشت و در آغوش کشید. جبرئیل پس از دیدن این منظره پرسید: آیا دوستش داری؟ پیامبر پاسخ داد: بلی. جبرئیل گفت: همانا امت شما به‌زودی او را خواهند کشت. آیا می‌خواهی خاک سرزمینی را که در آنجا کشته می‌شود به تو نشان بدهم و آن را ببینی؟ گفت: بلی. پس جبرئیل بال‌هایش را گشود و زمین کربلا را نشان داد... پیامبر از آن حالت بیرون آمد و در دستش خاک سرخ بود...[1]
 
ابن‌سعد، از مورخان و رجال‌شناسان معروف اهل سنت، نقل می‌کند: «علی (ع) در یکی از سفرهایش از کربلا عبور می‌کرد و عازم صفین بود و هنگامی که در مقابل قریه‌ی نینوا رسید، از همراهان پرسید: نام این سرزمین چیست؟ پاسخ داده شد: کربلا، با شنیدن نام کربلا، امام به گریه افتاد. به اندازه‌ای که اشک‌هایش جاری شد و زمین را تر کرد. سپس افزود: روزی بر پیامبر اکرم (ص) وارد شدم، در حالی ‌که وی می‌گریست. پرسیدم: چه چیزی شما را به گریه واداشته است؟ حضرت فرمود: جبرئیل چند لحظه قبل نزدم بود و به من خبر داد که فرزندم حسین در کرانه‌ی فرات به قتل می‌رسد؛ جایی که برایش کربلا گفته می‌شود. بعد جبرئیل مشتی از خاک آن را به من داد و من آن را بوییدم و نتوانستم جلوی اشک خود را بگیرم.»[2]
   
 
با وجود فضای ضدحسینی که عباسیان از قرن دوم به بعد پدید آوردند و به‌تدریج یاد و نام امام حسین (ع) را تهدید حکومت عباسیان و خطر امنیتی می‌دانستند، بزرگانی در میان اهل سنت عاشورا را از یاد نبرده و فداکاری فرزند پیامبر اسلام را در قالب‌های گوناگون، به‌ویژه شعر، یادآور شدند. از جمله‌ی این بزرگان می‌توان به محمدبن‌ادریس شافعی، امام مذهب شافعیه‌ی اهل سنت، اشاره کرد.
 
 
الف-2) عزاداری بزرگان اهل سنت
 
با وجود فضای ضدحسینی که عباسیان از قرن دوم به بعد پدید آوردند و به‌تدریج یاد و نام امام حسین (ع) را تهدید حکومت عباسیان و خطر امنیتی می‌دانستند، بزرگانی در میان اهل سنت عاشورا را از یاد نبرده و فداکاری فرزند پیامبر اسلام را در قالب‌های گوناگون، به‌ویژه شعر، یادآور شدند. از جمله‌ی این بزرگان می‌توان به محمدبن‌ادریس شافعی، امام مذهب شافعیه‌ی اهل سنت، اشاره کرد. این رهبر مشهور اهل سنت به جز یک قصیده‌ی بلند که در سوگ امام حسین (ع) سروده است، قصیده‌ی دیگری نیز در عزاداری امام حسین (ع) دارد که تنها این بیت آن باقی مانده است: «ابکی الحسین و ارثی حججاها/ من اهل بیت رسول‌الله مصباحا»[3]
 
با توجه به قصاید مختلف امام شافعی و جایگاه عظیم اهل‌بیت رسول خدا (ص) در میان اهل سنت، که به‌طور طبیعی محبت خاندان پیامبر را در پی داشته، سوگواری بر مصایب آنان، از جمله عزاداری برای امام حسین را در میان آنان طبیعی می‌نماید. عبدالجلیل رازی قزوینی می‌گوید: «معلوم جهانیان است که بزرگان و معتبران ائمه‌ی فریقین از اصحاب امام مقدم بوحنیفه و امام مکرم شافعی و علما و فقهای طوایف خلفاً عن سلف این سنت را رعایت کرده‌اند و این طریقت نگاه داشته، اولاً خود شافعی که اصل است و مذهب بدو منصوب است، بیرون (افزون) از مناقب، او را در حسین و شهدای کربلا مراثی بسیار است و یکی از آن قصیده‌ای که می‌گوید: ابکی الحسین و ارثی منه اهل بیت رسول‌الله مصباحا تا آخر قصیده با مبالغتی تمام و کمال و دیگر قصیده‌ای است که می‌گوید: تا وب همی... تا آخر همه‌ی مرثیه اوست به صفتی که بر چنان معانی دگران قادر نباشند و مراثی شهدای کربلا که اصحاب بوحنیفه و شافعی را هست، بی‌عدد و بی‌نهایت است...»[4]
 
الف-3) مقتل‌نویسی در میان اهل سنت
 
مسیری که طبری در اهتمام به کتابت و احیای روایت انقلاب حسینی گشود، توسط مورخان پس از وی ادامه یافت و در قرن ششم، شعبه‌ی جدیدی در تاریخ اسلام تحت عنوان «مقتل‌نگاری» به وجود آمد و برخی دانشمندان اهل سنت به‌گونه‌ی مستقل بدین مهم پرداختند. از جمله‌ی این گروه می‌توان به ابوالمؤید خوارزمی (متوفی 568) اشاره کرد. او اثر ارزشمندی در رخداد عاشورا پدید آورد که به نام مقتل خوارزمی شهرت یافته است و مورد اعتماد عالمان عامه و خاصه است.
 
افزون بر وی، مورخان نامی اهل سنت همچون ابن‌اثیر در «الکامل فی‌ التاریخ»، ابوالفرج‌ابن‌جوزی در «المنتظم» و همو در «الرد علی المتعصب العنید لمن ذم من لعن الیزید» و سبط‌ابن‌جوزی در «تذکره‌ الخواص» روشنگرانه به حادثه‌ی عاشورا و عزاداری شهادت امام حسین و یارانش پرداختند و گزارش‌های پیشینیان اهل سنت، از جمله طبری را نه تنها حفظ نمودند، بلکه بر تکمیل و تفصیل آن همت گماشتند.
 
ابومظفر سبط‌ابن‌جوزی از جدش ابوالفرج‌ابن‌الجوزی نقل می‌کند که نام‌برده در مجالس خود می‌گفت: شگفت‌انگیز نیست که ابن‌زیاد با حسین جنگید و عمر سعد را بر او مسلط نمود تا او را به قتل رساند و شمر را دستور دهد تا سرهای بریده را برایش حمل کند. همانا شگفت‌انگیز و حیرت‌آور[تر] پست گردیدن یزید است؛ [تا آن حد] که دندان‌های او را به چوب ببندد و خاندان پیامبر را به‌عنوان اسیر بر شتران بی‌جهاز سوار نماید و عزم یزید بر اینکه فاطمه دختر [امام] حسین را به مردم واگذارد که او را می‌خواست به‌عنوان کنیز ببرد و تکرار یزید شعر‌ ابن‌زبعری (لیت اشیاخی ببدر شهدوا...)[5]
 
ابوالفرج در «المنتظم»، ضمن برشمردن اوصاف گوناگون و برجسته‌ی امام حسین (ع)، واکنش آن حضرت را در برابر سب و زبان‌درازی یکی از فرماندهان یزید، این‌گونه نقل می‌کند: «آیا به من ناسزا می‌گویی و فحش می‌دهی؟ نگاه کن من کیستم، آن‌ وقت به خودتان مراجعه کنید و تأمل نمایید. آیا جنگ با من و کشتن من برای شما جایز است و هتک حرمت من حلال است؟ آیا من فرزند دختر رسول خدا (پیامبر شما) نیستم؟ آیا من فرزند پسرعموی پیامبر شما نیستم؟ آیا حمزه سیدالشهدا عموی پدر من نیست؟ آیا جعفر طیار عموی من نیست؟ شمر در جواب گفت: خدا را جز به حرف عبادت نکرده باشم که من بفهمم تو چه می‌گویی!»[6]
این عزاداری و مقتل‌نگاری به‌خوبی عظمت یاد امام حسین (ع) و جان‌فشانی‌های او را در میان اهل سنت نشان می‌دهد و مردم مسلمان از جمله اهل سنت، نمی‌توانستند در مقابل عظمت عاشورا اشک نریزند و برای امام حسین و یاران وی سوگواری نکنند.[7]
 
ب) یزید؛ دشمن اسلام
 
نگاهی کوتاه به شخصیت فاسد یزید نشان می‌دهد که چنین فردی هرگز نمی‌تواند نماینده و خلیفه‌ی مورد قبول اهل سنت شمرده شود؛ تا کسی بخواهد از این امر سوءاستفاده کند و لعن و نقل فضایح رفتاری او را به پای دشمنی با اهل سنت بنویسد! در بسیاری از موارد، خود علمای اهل سنت پیشتاز در نقد و نفی افعال این انسان فاسد بوده‌اند که توجه به سه محور ذیل در همین راستا ضروری می‌نماید.
 
در میان یاران امام حسین (ع) کسانی بودند که شیعه (به معنای اصطلاحی نزد ما) نبودند. البته این غیر از یارانی مثل وهب است که اصلاً مسلمان نبود و با این وجود، به یاری امام حسین (ع) آمد و در این مسیر به شهادت رسید.
 
ب-1) شخصیت یزید
 
یزید مردی شراب‌خوار[8] و شهوت‌ران بود که گاهی نماز هم نمی‌خواند.[9] هنگاهی که معاویه خواست از مردم برای یزید بیعت بگیرد، به زیادبن‌ابیه نامه نوشت و از او خواست تا از مسلمانان بصره به نام یزید بیعت بگیرد. زیاد در پاسخ او نوشت: «آخر مردم به ما چه می‌گویند اگر آنان را به بیعت با یزید بخوانیم؟! یزید که سگ‌باز است و جامه‌ی رنگارنگ می‌پوشد و همواره همدم می و مطرب است!»[10] ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد: «یزید اولین خلیفه‌ای بود که در اسلام، اساس لهو و لعب و سرگرمی‌های خلاف شرع را آشکارا بنیان نهاد. او مطربان و آوازه‌خوانان را به گرد خود جمع می‌کرد و بی‌شرمی و شراب‌خوارگی را از حد می‌گذرانید!»[11] بلاذری نیز ضمن تأیید همین مطلب می‌نویسد: «او همدمی با مطربان و جوانان بی‌مو و شوخی و سرگرمی با ایشان و آنچه را موجب خنده و لذت خوش‌گذرانان از راه میمون‌بازی و به جنگ ‌انداختن سگ‌ها و خروس‌ها می‌شده، برگزیده است!»[12] یزید بوزینه‌ای داشت به نام ابوقیس که او را در مجلس کنار خود می‌نشانید.[13]
 
ب-2) اشعار کفرآمیز یزید
 
سبط‌بن‌جوزی نقل می‌کند که ابن‌عقیل گفته است: از جمله دلایل بر کفر و زندقه‌ی یزید اشعار اوست که با کمال وضوح دلالت بر الحاد و خبث طینت و ضمیر فاسد و بداعتقادی آن شقی‌بن‌شقی دارد.[14] از جمله در ضمن اشعاری خطاب به معشوقه‌اش، در انکار معاد چنین می‌سراید: «و تو ای اُم احیمر! اگر من مُردم، شوهر کن/ که دیگر پس از مرگ دیداری وجود ندارد!/ زیرا آنچه درباره‌ی بازگشت آن ‌روز به ما گفته شده/ سخنان افسانه‌ای است که ما را به خود مشغول می‌دارد!»[15]
 
در روایات مشهور آمده است که وقتی سر مقدس امام حسین (ع) را در مقابل او قرار دادند، اشعار ابن‌زبعری را خواند که تنها یک بیت آن چنین است: «لعبت هاشم بالملک فلا/ خبر جاء و لا وحی نزل»؛ بنی‌هاشم با سلطنت بازی کردند، وگرنه هیچ خبری نیامده و نه خبری نازل گشته است![16]
 
ب-3) واقعه‌ی حرّه و قتل عام اهل سنت توسط یزید
 
مسلم‌بن‌عقبه به امر یزید وقتی به مدینه رسید، سه شبانه‌روز اهل شهر و مجاورین قبر پیامبر (ص) را قتل عام نمود. سبط‌ابن‌جوزی در این‌باره به نقل از کتاب «الحرّه ابوالحسن مدائنی» از زهری نقل می‌کند:‌ کشته‌شدگان روز حرّه هفتصد نفر از اشراف قریش، انصار و مهاجرین و موالی بودند و اما کسانی از زن و مرد آزاد و بندگان که شناخته نشدند ده ‌هزار نفر بودند! و مردم در خون فرورفتند تا آنکه خون به قبر رسول‌الله رسید![17]
 
و نیز مدائنی از ابی‌قره از هشام‌بن‌حسان نقل کرده است: بعد از واقعه‌ی حرّه، هزاران زن بی‌شوهر وضع حمل کردند![18]
 
ج) یاران امام حسین (ع)
 
سومین مؤلفه‌ای که می‌تواند عزاداری امام حسین (ع) را به‌عنوان نقطه‌ی کانونی وحدت بین مسلمین معرفی کند، توجه به ترکیب یاران امام حسین (ع) و بعضی از چهره‌های سپاه عمر سعد است. بررسی این مؤلفه را در دو محور ذیل پی می‌گیریم:
 
ج-1) غیرشیعیانی که امام را یاری کردند
 
در میان یاران امام حسین (ع) کسانی بودند که شیعه (به معنای اصطلاحی نزد ما) نبودند. البته این غیر از یارانی مثل وهب است که اصلاً مسلمان نبود و با این وجود، به یاری امام حسین (ع) آمد و در این مسیر به شهادت رسید.
 
اولین فردی که با قطعیت می‌شود گفت از شیعیان نبوده و به امام حسین (ع) پیوسته، زهیر‌بن‌قین بجلی است. زهیر نه تنها شیعه نبود، بلکه عثمانی بود. عثمانی‌ها نسبت به حضرت امیرالمؤمنین (ع) بدبین بودند و حتی کینه می‌ورزیدند. بر اثر تنبهی که همسر زهیر در او ایجاد کرد، متحول شد و به امام پیوست.
 
دومین فرد، حر‌بن‌یزید ریاحی است. او نه تنها شیعه نیست که حتی یزید را امام خود دانسته و راه را بر امام حسین (ع) بست. او با احتجاجات امام (ع) فهمید که اشراف کوفه چه خیانتی کرده‌اند. لذا متحول شد و به یاری امام حسین (ع) آمد.
 
فرد دیگر، یزید‌بن‌زیادبن‌مُهاصر کِندی، معروف به «ابوالشعثا کندی» است. وی در لشکر عمربن‌سعد بود، اما همین که دید جنگ در آستانه‌ی شروع است، به یاران امام حسین (ع) پیوست.
 
دو برادر دیگر وجود دارند به نام‌های سعد‌بن‌حارث و ابوالحَتوف‌بن‌حارث که نه تنها شیعه نبودند، بلکه تصریح شده که از خوارج بوده‌اند. این افراد تا عصر عاشورا هم با امام (ع) جنگیدند، ولی متحول شده و گفتند چگونه فرزند رسول خدا را بکُشیم و در روز قیامت از رسول خدا بخواهیم که ما را شفاعت کند؟! لذا به سپاه امام حسین (ع) پیوستند.[19]
 
ج-2) شیعیانی که امام را یاری نکردند
 
هرچند بودند غیرشیعیان و حتی غیرمسلمانانی که امام حسین (ع) را یاری کردند، اما بعضی از شیعیان نیز با بی‌وفایی و دنیاطلبی، امام خود را تنها گذاشته و از یاری ایشان سر باز زدند. عبدالله‌بن‌حنظله، طرماح‌بن‌عدی طائی و‏ سلیمان‌بن‌صرد خزاعی از جمله‌ی این افراد بودند. در حقیقت، آنان مرعوب شده و به‌عمد، دست از یاری و نصرت امام کشیدند، در حالی که می‌توانستند امام را یاری دهند. از این رو، دچار اشتباه و گناه بزرگ تاریخی شدند.
 
با توجه به دو محوری که ذکر شد، روشن است که خط‌کشی شیعه و سنی بین دو لشکر درگیر در معرکه‌ی کربلا (به این شکل که یک طرف همگی شیعه و طرف دیگر همگی از اهل سنت باشند) خط‌کشی دقیق و مطابق با واقع نیست.
 
د) سخنان امام حسین (ع)
 
توجه به سخنانی که در مسیر طولانی قیام از امام حسین (ع) صادر شده‌اند نیز خود عاملی است در تبیین هرچه بهتر مأموریت فراگیر این امام بزرگوار. ایشان چه در سخنرانی‌ها و نامه‌ها و چه در گفت‌وگوهای خود با افراد مختلف، مکرر بر روی اعتقادات مشترک دینی و اصول عقلایی پای می‌فشردند. با توجه به بیانات، سخنان و شعارهای عاشورا، می‌توان عناصر انسان‌ساز، جامعه‌ساز و فرهنگ‌سازی را ملاحظه کرد که در دایره‌ی تعالیم یک مکتب خاص نمی‌گنجند؛ مواردی چون: عبادت، ایثار، شجاعت، توکل، صبر امر به معروف و نهی از منکر، نابودی اسلام در شرایط سلطه‌ی یزیدیان، حرمت بیعت با کسی چون یزید، شرافت مرگ سرخ بر زندگی ذلت‌بار، اندک بودن انسان‌های راستین در صحنه‌ی امتحان، لزوم شهادت‌طلبی در عصر حاکمیت باطل، زینت بودن شهادت برای انسان، تکلیف مبارزه با سلطه‌ی جور و طغیان، اوصاف پیشوای حق، تسلیم و رضا در برابر خواسته‌ی خدا، همراهی شهادت‌طلبان در مبارزات حق‌جویانه، حرمت ذلت‌پذیری برای آزادگان و فرزانگان مؤمن، پل بودن مرگ برای عبور به بهشت برین، آزادگی و جوانمردی، یاری‌خواهی از همه و همیشه در راه احقاق حق.[20]
 
نتیجه‌گیری
 
حاصل آنکه ما با حادثه‌ای مواجهیم که در آن حادثه، پیشوایی به‌همراه پیروان خود، برای احیای ارزش‌های اسلامی و انسانی علیه موجودی پست و فرومایه و ضداسلام قیام کرده و در این راه از هیچ‌گونه فداکاری و بذل جان دریغ ننموده است. عزاداری برای چنین شخصیت‌هایی، قبل از آنکه یک عمل مذهبی خاص باشد، یک واکنش اسلامی و انسانی است و چه دستگیره‌ای محکم‌تر از این برای چنگ زدن تمام مسلمانان به آن و جمع شدن حول محور آن؟!
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. سبط‌ابن‌جوزی، تذکره ‌الخواص، تحقیق بحرالعلوم، تهران، نینوی، ص250؛ مسند احمد، ج 4، ص 127و 126؛ ذخائر العقبی، ص 164 و 146؛ تاریخ دمشق، ص 168.
[2]. تذکره الخواص، ص250؛ ابن‌حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 2، بیروت، دارالفکر، ص 300؛ ابوبکر الهیثمی، مجمع الزواید، ج 9، بیروت، دارالکتاب العربی، 1402، ص 187.
[3]. عبدالجلیل رازی قزوینی، النقض، به تصحیح میرجلال‌الدین حسینی (محدث) ارموی، ج 2، تهران، انجمن آثار ملی، 1358، ص 370.
[4]. عبدالجلیل رازی قزوینی، النقض، به تصحیح میرجلال‌الدین حسینی (محدث) ارموی، ج 2، تهران، انجمن آثار ملی، 1358، ص 370.
[5]. تذکره الخواص، ص 290.
[6]. ابوالفرج‌ابن‌الجوزی، المنتظم فی التاریخ الملوک و الامم، تصحیح عبدالقادر عطاء، ج 5، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1412، ص 338.
[7].عزاداری امام حسین (ع) در میان اهل سنت، عبدالمجید ناصری، فصلنامه‌ی معرفت، ش 77.
[8]. تاریخ ابن‌کثیر، ج 8، ص 228.
[9]. تاریخ ابن‌کثیر، ج 8، ص 230.
[10]. تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 220.
[11]. الاغانی، ج 16، ص 68.
[12]. انساب الاشراف، ج 4، ق 1، ص 1.
[13]. مروج الذهب مسعودی، ج 3، ص 67-68؛ انساب الاشراف، ج 4، ق 1، ص 1-2.
[14]. تذکره خواص الائمه، ص 261، ط الغری، نجف اشرف و ص 290-291، ط حیدریه، نجف اشرف.
[15]. «و إن مت یا اُم الاحیمر فانکحی/ و لا تأملی بعد الفراق تلاقیا/ فإنّ الذی حدّثت عن یوم بعثنا/ احادیث طسم تجعل القلب ساهیا» (تذکره خواص الائمه، ص 164)
[16]. تذکره خواص الائمه، سبط‌ابن‌جوزی، ص 290، ط حیدریه نجف؛ تاریخ طبری، ج 8، ص 187-188؛ البدایه و النهایه، ابن‌کثیر، ج 8، ص 209 و 222 و 245، ط داراحیاء التراث العربی بیروت؛ السیره النبویه، ابن‌کثیر، ج 3، ص 110؛ ینابیع الموده، قندوزی، ج 3، ص 31 و 42 و 244.
[17]. تذکره خواص الائمه، ص 289، ط حیدریه نجف؛ منهاج الکرامه، علامه حلی، ص 83.
[18]. تذکره خواص الائمه، سبط‌ابن‌جوزی، ص 289، ط حیدریه نجف.
[19]. برگرفته از مصاحبه‌ی دکتر محمدحسین رجبی با مجله‌ی الکترونیکی اخوت.
[20]. در این خصوص ن.ک.به: فرهنگ عاشورا، ص 268-271؛ حسین عقل سرخ، ص 77-119؛ امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام)، ص 116-121.

 

منبع:برهان

آداب عزاداری برای امام حسین (ع)

آداب عزاداری برای امام حسین (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم «الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی» در محضر مبارک امت حزب الله هستیم و در آستانه ی محرم 89. من بیست نکته برای محرم یادداشت کردم. تذکراتی است که اگر گوش داده شود مفید است. از خودم هم نیست. یا از قرآن است یا از روایات است یا از فتوای مراجع است. یکی اینکه بانیان عزاداری اگر نذر روز خاص دارند، کاری نمی شود کرد. یعنی شکر روز تاسوعا را نمی شود عاشورا شربت داد. تاسوعا برای تاسوعا است، عاشورا برای عاشورا. اگر نذر کردید کاری نمی شود کرد. اما اگر نذر نکردید، همینطور می خواهید خرج بدهید این خرج ها را تقسیم کنید. یک مدیریت بکنید. مسأله ی مدیریت را قدیم فکر می کردیم برای استاندارها و فرماندارها است. اخیراً متوجه شدیم که حتی کوچک ترین چیز مدیریت می خواهد. مثلاً این خلبان ها، هواپیماهای مسافربری دو تا خلبان دارد. شکمشان مدیریت دارد. یعنی اگر این کتلت می خورد و گوشت می خورد باید او نان و پنیر بخورد. چون اگر هردو کتلت بخورند، دو تا خلبان، یک وقت گوشت مسموم باشد، حال هردو خلبان به هم می خورد، هواپیما پایین می افتد. یعنی شکم هم مدیریت می خواهد. چه غذایی، چه ساعتی، چه. . . تمام بیماری ها نمی گویم. بخشی از بیماری ها به خاطر این است که ما در غذا خوردن مدیریت نداریم. عرض کنم به حضور جنابعالی که صبح بلند می شود می گوید: به نظرم سردی ام کرده. چای دارچین می خورد. بعد می گوید: گرمم شد، خیار می خورد. دومرتبه می گوید: سردم شد، زنجبیل می خورد. باز می گوید: گرمم شد، کاهو می خورد. باز می گوید: گرمم شد هندوانه می خورد. هی سردش شد، گرمش شد، اگر هیچ چیزی نخورد، خوب می شود.
1- مدیریت در مراسم عزاداری
مسائل عزاداری هم مدیریت می خواهد. یک مرتبه همه می خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر امام حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ نه پدران ما ساعت یازده بیرون می رفتند. آقا پدران شما اشتباه می کردند. بی وقت در خیابان طبل می زدند مردم اذیت می شدند. امام صادق به یک نفر گفت: چرا خانه ات اینطور است؟ خانه ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی ات خوب است، یک خانه ی بزرگ تهیه کن. گفت: مرحوم پدرم و جدم در این خانه بوده اند. گفت: اگر پدر و جد تو کار خلاف کرد، تو هم باید کار خلاف بکنی؟ پدر و جدت نداشتند. تو که وضعت خوب است چرا؟ بنابراین در اینکه کی بازار برویم، کی در خیابان برویم. چه طبلی؟ مثلاً گاهی نگاه می کنی جمعیت خیلی نیست اما اینقدر طبل است که شهر را تکان می دهد. من نمی گویم طبل نباشد، می گویم باید تناسبی باشد. ساعت طبل زدن، تعداد طبل ها با مقدار جمعیت، همینطور چند تا طبل برمی دارند می زنند و نه شعری، نه مرثیه ای، نه سخنرانی ای، نه گریه ای، نه آدمی، همینطور فقط هی طبل می زنند. اینها کارهایی است که امام حسین دوست ندارد. مردم آزاری است. من از بیان امام شنیدم فرمود: قرآن خواندن هم اگر مردم آزاری باشد، گناه است. قرآن خواندن تا چه برسد به طبل! نذرهای شما اگر نذرهای خاصی نیست، تقسیم کنید. حالا دهه ی دوم شما، روز بعد از عاشورا غذا بدهید. اینقدر غذا نفله می شود، چون همه نذر کردند روز عاشورا
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 2
بدهند. شما مگر نمی خواهی به امام حسین هدیه کنی، بگو: حسین جان من سه روز بعد از شهادت پلو می دهم. آبگوشت می دهم. ثوابش برای تو. امام حسین هروقت به ایشان هدیه کنی می پذیرد. چه عاشورا، چه غیر عاشورا. البته باید عاشورا حماسه اش سر جایش باشد. روز عاشورا فرق می کند. اما نه به مقداری که غذاها نفله شود. ما داشتیم بعضی از مراجع، آیت الله العظمی مکارم می فرمود: حاجی هایی که روز عید قربان مکه گوسفند می کشند، اگر گوشتش حرام می شود، به ایران تلفن کنند، کسی برایشان بکشد. البته حالا امسال گفتند، گوسفندها را پاکستان فرستادند. به هر حال اسراف حرام قطعی است. اگر کسی روز خاصی را نذر نکرده تقسیم کند. این یک مورد. مجالس هم همینطور است. یکی دهه ی اول، یکی دهه ی دوم، یکی دهه ی سوم، به هر حال یک طوری نباشد یک شب همینطور قدم به قدم تکیه، بعد از یک هفته هیچی، مثل سیل یکبار می آید و می ایستد. این باران نم نم اثرش بیشتر است.
2- زنده نگهداشتن فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام)
در مجالس چند تا اصل مراعات شود: 1- حدیث داریم مجالس عزاداری «أَحْیَا أَمْرَنَا» (بحارالانوار/ج /1ص 200)یعنی امور ما اهل بیت باید زنده باشد. این آقا که بالای منبر رفت، این شعار را که خواند چه چیزی زنده شد؟ آیه ای تفسیر شد؟ تاریخ کربلا مطرح شد؟ موعظه ای شد؟ چه مطرح شد؟ این شاعر این شعری که خواند مردم چقدر رشد کردند؟ بعضی شعرها در شأن اهل بیت نیست. دورت بگردم. خوب مادر هم به بچه اش می گوید: دورت بگردم. چشمات کمونه، ابروت کمونه، قدت قشنگه، خوب مثلاً ابالفضل این است؟ ! شعری که خوانده می شود باید در آن رشد باشد. منبری باید حرف هایش رشد داشته باشد. «أَحْیَا أَمْرَنَا» یک وقت کسی نگوید قرائتی چه می گوید؟ بگذارید بنویسم. تذکراتی به عزاداری؛ موضوع ما عزاداری. 1- زنده شدن امور اهل بیت. باید کاری کنیم که اهل بیت زنده شوند. حرفشان، فکرشان، فرهنگشان. 2- معرفت و بصیرت. آدم در جلسه که می آید اگر با سیزده آمد، وقتی از حسینیه برمی گردد باید نمره اش 14 باشد، پانزده باشد. یک قدم. . . بگوید: یک چیزی فهمیدیم که تا حالا نشنیده بودیم. نه عزاداری، مسجد. حدیث داریم هرکس مسجد می رود باید هشت تا چیز گیرش بیاید. یکی از این هشت تا این است. «وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفا» (بحارالانوار/ج /75ص 108) «مستطرف» یعنی تازه، هرکس مسجد می رود باید حرف تازه یاد بگیرد، یعنی چه؟ یعنی باید پیشنماز هرروز مطالعه کند. شما اگر پای تلویزیون دیدی از من استفاده نمی کنی خاموش می کنی، یک کانال دیگر می روی. «وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفا» علم تازه، معرفت تازه. باید معرفت و بصیرت باشد. 3- باید عشق آفرین باشد. عشق آفرین، یعنی باید مطالبی که گفته می شود، عشق مردم را به امام حسین بیشتر کند. 4- تعلیم احکام؛ اینها باید یک تابلو شود در همه هیئت ها بزنند. یعنی باید هر منبری یک فقه هم بگوید. چون خیلی وقت ها کارهای ما اشکال دارد. بگذار من یک چیزی بگویم.
3- رعایت مسایل شرعی در عزاداری
امام حسین وقتی کربلا آمد، زمین کربلا را خرید. چرا؟ به خاطر مسأله ی فقهی. فرمود: زمین مردم است. من در زمین مردم می خواهم شهید نشوم. خون من در زمین غصبی ریخته نشود. زوارها که زیارت من می آیند، پا در زمین مردم نگذارند. ببین امام حسین زمین کربلا را خرید که مسائل فقهی مراعات شود.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 3
در کوفه و شام به زینب کبری صدقه دادند. فرمود: صدقه به سید حرام است. یعنی چه؟ یعنی در اوج کارها باید مواظب مسائل شرعی بود. صدقه حرام است. می شود به دیوار مسجد میخ کوبید؟ باسمه تعالی نه! حرام است. می خواهیم سیاه پوش کنیم، نکن. سیاه پوش مستحب است. خراب کردن دیوار مسجد حرام است. خدا دکتر بهشتی را رحمت کند. من خدمت این شهید مظلوم بودم. از چند تا کشور آمده بودند با ایشان صحبت می کردند. همینطور این از او کشور، این از او کشور، از کشورهای مختلف صحبت می کردند، یک مرتبه گفت: آقایان الآن وقت نماز است. با اجازه! الله اکبر! نماز اول وقت. با کفش در مسجد می آییم. می خواهیم سینه بزنیم. این کار را نکنید. من می خواهم گوسفند بکشم، شتر بکشم در خیابان. آقا شتر بکش. خدا اجرت بدهد. اما چرا وسط خیابان؟ این شتر رم می کند. گاو و گوساله رم می کند. خونش می ریزد. اگر بارندگی شود، این آب با خون قاطی می شود. کفش مردم نجس می شود. در مسجد می روند، در حسینیه می روند، در خانه هایشان می روند، آقا کشتن شتر کار خوبی است. اما وسط خیابان کار خوبی نیست. هرچیزی در جایی. شما اگر چای را در آفتابه بکنی، هیچکس نمی خورد. هم شربت خوب است، هم لیوان خوب است. یعنی باید کارهای ما در ظرف خودش باشد. شتر کشتن، گوسفند کشتن کار خوبی است. وسط راه کشتن کار خوبی نیست. یک جای دیگر بکشید وسط راه نباشد. تعلیم احکام. 5- پاسخ به شبهات، یک سری شبهه پیش می آید. شبهه می کنند و این شبهه ها را باید جواب داد. این شبهه را هم باید جواب داد.
4- جایگاه عزاداری در قرآن کریم
الآن این وهابی ها راجع به عزاداری می گویند: عزاداری کجای قرآن نوشته است؟ این وهابی ها باید قرآن را بلد باشند. مسلمان که هستند. قرآن در سوره ی «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ» (تکویر/1)آنگاه که خورشید نورش گرفته شد. «وَ إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ» (تکویر/2)نور ستاره ها گرفته شد. خورشید در هم پیچیده شد. چه شد، چه شد، چه شد، چه شد، چه شد، چه شد. در آن روز می پرسند این دختر زنده را چرا در گور کردی؟ مسلمان ها که دختر در گور نمی کردند. مشرکین دختر زنده را در گور می کردند. دختر را ننگ می دانستند. قرآن برای دختر مشرک هم روضه خوانده است. گفته: «بِأَیّ ِ ذَنبٍ قُتِلَتْ» (تکویر/9)به چه گناهی این را کشتید؟ ببینید دختر مسلمان نیست. پدرش مشرک است. دختر هم مشرک است. اما چون مظلوم است، خدا برای مظلوم آیه آورده است. «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ، وَ إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ، وَ إِذَا الجِْبَالُ سُیرَِّتْ، وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ، وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ، وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ، وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ» (تکویر/1تا7)با این ریتم خاص در همه ی سوره ها هم این ریتم هست. می گوید: این دختر چه گناهی کرده بود؟ چرا زنده کشتید؟ ما اگر کسی مظلوم بود باید کمکش کنیم. گول خورده هایی که گفتند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! اینها با قرآن آشنا نبودند. غزه و لبنان که مسلمان هستند. ما می گوییم: حتی اگر آن طرف کره ی زمین به یک دختر کافری ظلم شد، ما باید از این طرف دنیا به نفع او شعار بدهیم. به چه دلیل؟ به دلیل «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ» خداوند برای دخترانی که در جاهلیت زنده در گور می رفتند روضه خوانده است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 4
«قُتِلَ أَصحَْابُ الْأُخْدُودِ» (بروج/4) «اخدود» خَد یعنی گودی. یک گودی درست کردند، مؤمنین را در گودی ریختند و سوزاندند. و نشستند لب گودی و تماشا کردند. مؤمنین سوختند و اینها تماشا کردند. قرآن می گوید: مرگ بر شما که مؤمنین را زنده زنده سوزاندید.
5- سوگواری و عزاداری، نشانه عاطفه انسانی
در سوره ی بروج خداوند برای مؤمنینی که به ناحق از بین رفتند خدا روضه خوانده است. این وهابی ها به ما می گویند: چرا عزاداری می کنید؟ خودشان پدرشان که می میرد می برند زیر خاک می کنند. من نمی دانم مثلاً فرض کنید که شما چطور یک مرغ مرده را زیر خاک می کنید و هیچ گریه نمی کنید. این مادرش و پدرش مرده زیر خاک می کند، هیچی همینطور نگاه می کند. اصلاً گریه علامت این است که من عاطفه دارم. ببین ما دو تا چیز داریم، دو تا چراغ دارد. عقل و عاطفه! چراغ عقل بیان است.
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
یعنی آدم حرف که می زند می فهمد که طرف چقدر عاقل است. بیان چراغ عقل است. اشک چراغ عاطفه است. ما نمی دانیم فلانی عاطفه دارد یا ندارد. اگر دیدیم گریه می کند، پیداست عاطفه دارد. اگر دیدیم همینطور نگاه می کند، مشکل عاطفه دارد. عاطفه اش مشکل دارد. گریه فطری است. گریه عقلی است. چقدر در قرآن آیه برای گریه داریم. چقدر روایات برای گریه داریم. می گویند: چرا شما از دهه ی محرم عزاداری می کنید؟ فقط روز عاشورا! الله اکبر. . . بله آدم یک غریبه که مرد یک دقیقه به احترامش صبر می کند، اما اگر مادرش مرد، مغازه را می بندد. دو روز، سه روز مرخصی می گیرد. اگر خانمش، بچه هایش، همسرش اگر همه با هم از دنیا رفتند، ممکن است ده روز، بیست روز دیگر سر کار نیاید. امام حسین و اهل بیتش بود. باید پاسخ به سؤالات گفته شود. یعنی باید عزاداری ما، در هر عزاداری یک شبهه ای جواب داده شود. 6- انتقال فرهنگ کربلا به نسل نو؛ عزاداران ما پست را به بچه هایشان بدهند. مداح به بچه اش بگوید: تو بیا بخوان. رئیس هیئت به بچه اش بگوید: تو بیا رئیس هیئت شو. به چه دلیل این حرف را می زنیم؟ به دلیل حدیث. حدیث داریم وقتی می خواهی به فقیر پول بدهی، خودت نده. به بچه ات بده بگو: تو به فقیر بده. یعنی چه؟ یعنی کمک به فقرا را به نسل بعد هم منتقل کن. می خواهی افطاری بدهی. بگو: آقاجان من امسال می خواهم به بیست نفر افطاری بدهم. تو دانشجو هستی. تو دبیرستانی هستی. تو راهنمایی هستی. من این چیزها را می خرم تو به همشاگردی هایت بگو بیایند. که این دختر شما، پسر شما سفره بیاندازد، افطاری دادن را یاد بگیرد. ما داشتیم بعضی از تجاری را که سهم امام که به آیت الله العظمی، مرجعش می داد بچه هایش را می آورد، می گفت: بچه ها ببینید، این آیت الله العظمی مرجع تقلید من است. من سهم امامم را دو دستی تقدیم می کنم. بعد از مرگ من شما باید سهم امامتان را به مرجعتان بدهید. یعنی این سهم امام دادن، خمس دادن، انفاق، افطاری، عزاداری، این فرهنگ را به یک نسل نو هم منتقل کنیم.
6- بهره گیری از فرصت ها و دوری از فرصت سوزی
7- از زمان بهتر استفاده کنیم. لفتش ندهیم. به نظر من بهترین عزاداری، عزاداری مقام معظم رهبری است. نماز جماعت، یک ربع تا بیست دقیقه. مداح یک ربع. سخنران نیم ساعت. دو مرتبه عزاداری و سینه زدن یک ربع، بیست دقیقه. بعد هم بیست
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 5
دقیقه هم شام می دهند. یعنی همه ی اینها یک ساعت و نیم که آدم آنجا آمد هم نماز جماعت می خواند. هم سینه زده است. هم مداحی گوش داده است. هم این واعظ یک چیزی گفته یاد گرفته است، هم شام خورده است. ما از غروب چراغ را روشن می کنیم تا یک بعد از نصف شب. محتوایش چیست؟ یک نوار کاست، یک روضه ی پلاستیکی. روضه ی پلاستیکی که ثواب ندارد. اگر شهرداری همه ی کامپیوترها را طوری طراحی کند، که یک مرتبه ظهر که می شود همه آجرهای تهران اذان بگویند، ثواب ندارد. آنکه از حلقومت اذان می گویی ثواب دارد. اذان پلاستیکی ثواب ندارد. وگرنه ما سی، چهل هزار تا تاکسی داریم، ظهر همه رادیوشان را روشن کنند، شیشه تاکسی را هم پایین بکشند. بله تهران روی هوا می رود. موج خوبی هست. کار خوبی هم هست. اما ثواب برای این است که خود انسان الله اکبر بگوید. از زمان بهتر استفاده کنیم. 8- سهم قرآن در کنار اهل بیت فراموش نشود. از همه ی منبری ها بخواهید که آقا شما در این بیست دقیقه که منبر هستید، 5 دقیقه اش را یک آیه ی قرآن برای ما تفسیر کن. 5 دقیقه اش را یک حدیث بگو. 5 دقیقه اش را تاریخ کربلا بگو. 5 دقیقه اش را هم روضه بخوان. شما اگر دکان سبزی فروشی رفتی، همه ی پولت را ریحان گرفتی. همه ی پولت را تره گرفتی. همه ی پولت را ترب گرفتی. تنوع، ما همه چیزی نیاز داریم. آدم هرچه پول دارد لحاف کرسی بخرد. هرچه پول دارد مس بخرد. هرچه پول دارد طلا بخرد. خوب این مدیریت نیست. باید یک طوری باشد برنامه ها جامع باشد، که انسان با کلام خدا آشنا شود. با کلام پیغمبر و اهل بیت آشنا شود. با تاریخ کربلا آشنا شود. اینها باید برنامه ریزی شود. البته بعضی جاها هست، الحمدلله! خیلی جاها هستند که دقت می کنند. سهم قرآن فراموش نشود. 9- از متن، از متن مقتل خوانده شود. این دیگر برای روحانیون است. مقام معظم رهبری در ایام عاشورا یک روز نماز جمعه آمدند. مقتل را باز کردند از روی مقتل می خواندند و توضیح می دادند چه اشکالی دارد؟ حدیث هم از رویش بخوانید. خدا آیت الله العظمی گلپایگانی را رحمت کند. ایشان وقتی منبر می رفت، سالی چند منبر برای مردم می رفت. کتابش را می برد باز می کرد، از رویش می خواند و تفسیر می کرد. آدم شعر را از رویش بخواند، چه اشکالی دارد؟ شعر و حدیث را از رو خواندن عیبی ندارد. حالا مثلاً من در تلویزیون کاغذ دستم است، به نظر شما من آدم معیوبی هستم؟ چه عیبی دارد از رویش بخواند؟ مقتل را از رویش بخوانیم که معتبر باشد، سند داشته باشد.
7- توجه به نماز اول وقت در مراسم عزاداری
از امام حسین (ع) به نفع نماز استفاده کنیم. این هم یک مسأله ی مهمی است. و چند تا چیز برای شما بگویم. شاید نشنیده باشید. امام حسین (ع) از مکه که می خواست حرکت کند کوفه بیاید، به یک نفر گفت: تو رسماً مؤذن هستی! یعنی همان کاروان خودش و خواهرش را، یعنی کاروان امام حسین از مکه مؤذن داشتند. این یک مورد. 2- ابو ثمامه که ظهر عاشورا به امام حسین گفت: آقا ظهر شده! امام حسین دعایش کرد. 3- عصر تاسوعا که به خیمه ها حمله کردند، امام حسین فرمود: جنگ را فردا بیاندازید. امشب شب عاشورا است. من نماز را دوست دارم. «أنی أحب الصلاه ی» (لهوف/ص 89)من نماز را دوست دارم. ظهر عاشورا می گویند: علی اکبر اذان گفت. امام حسین نمازش شکسته بود. چون دوم محرم رسید، دهم شهید شد. دوم تا دهم هشت روز است، مسافر هشت روزه نمازش شکسته است. نماز شکسته دو تا حمد دارد. دو هفت تا چهارده تا. دو تا هم قل هو الله بگوییم، دو تا پنج تا ده تا، با چهارده تا بیست و چهار تا. دو تا رکوع بیست و شش تا، چهار تا سجده سی تا. تشهد و سلام. سی و پنج تا، چهل تا کلمه است. در این سی و پنج، شش تا کلمه سی تا تیر به امام حسین رها کردند. یعنی هر یک
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 6
کلمه «مالِکِ یَوْمِ الدِّین» یک تیر. «إِیَّاکَ نَعْبُد» یک تیر. این یعنی چه؟ آنوقت می شود عزادار امام حسین نسبت به نماز، عاشق نباشد؟ مسأله نماز فراموش نشود. هم ظهر عاشورا، هم شب عاشورا، در عزاداری ها. اول نماز، اول نماز، اول نماز، اول نماز، اول نماز! برای مبارزه با طاغوت و ظلم و استکبار استفاده شود. به مردم بگوییم، اصلاً این که شما می گویید زیر بار نمی رویم، مذاکره نمی کنیم، با آنها. . . این یعنی مبارزه با طاغوت پرچم دارش امام حسین است. یعنی زیر سم اسب می روم، اما زیر بار زور نمی روم. بدن من تکه تکه شود، قبول است. اما اجازه نمی دهم. مادر من فاطمه است. کسی که از فاطمه شیر خورده و در دامن فاطمه رشد کرده بله قربان به یزید بگوید؟ قرآن می گوید: می دانید شما چه کسی هستید؟ شما فرزند حضرت ابراهیم هستید. «مِلَّه یَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ» (حج/78)آیه ی قرآن است. «أَنَا وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه ی» (بحارالانوار/ج /36ص 8)پیغمبر فرمود: من پدر شما هستم. دخترهای ما باید بدانند مادرشان فاطمه ی زهرا است. پسرهای ما باید بدانند پدرشان علی بن ابی طالب است. اینکه می گویم قرآن خواندم. اینکه خواندم آیه ی قرآن است. «مِلَّه یَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ» می گوید: پدر شما ابراهیم است. «أَنَا وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه ی» یعنی من و علی بن ابی طالب پدر شما هستیم. ما یک پدر معنوی داریم. بنابراین باید احساس غرور کنیم و هرگز زیر بار نرویم. یک چیزی بگویم. اگر شما می خواهی وضو بگیری. یک کسی آب به شما می دهد. یک شیشه آب به شما می دهد می گوید: بیا وضو بگیر. اگر می دانی منت در آن است، اسلام می گوید: تیمم کن نماز بخوان. آبی که در آن ناز است، با آن وضو نگیر. یعنی چه؟ یعنی تو باید عزیز باشی. کسی حق ندارد سرکوفت بزند. من جهازیه تو را دادم! من پولت دادم درس خواندی. مَن مَن مَن مَن مَن! اگر کسی منت بگذارد. . . حتی قرآن داریم: «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذی» (بقره/264)اگر کمک به کسی کردید، به زبان نیاور. به زبان بیاوری ثوابش پرید. حتی زن به شوهر بگوید: من لباس هایت را شستم. من برایت غذا درست کردم. هیچی اجرش از بین رفت. مرد بگوید که: من برایت طلا خریدم. من تو را مشهد، عمره، کربلا بردم. چرا من می گویی؟ رزقش بوده است. بنابراین سعی کنید من نگویید. من خرج می دهم. این هیئت رئیسش من هستم! من که آمد خدا پاک می شود. من که آمد خدا پاک می شود. خدا شریک قبول نمی کند. شریک قبول نمی کند. محله ی ما همینطور هستند. تعصبی می شوند روی محله ما! هیئت ما، محله ی ما، علامات ما، نمی دانم چه چیز ما، اینها را نگویید. از امام حسین برای وحدت استفاده کنید. الله اکبر چه قدرتی است! چه قدرتی است! هیچ قدرتی در کشور ما مثل امام حسین همه ی گروه ها را یکجا جمع نمی کند. در حزب ها تکه تکه می شوند. در انتخابات رئیس جمهوری، مجلس، شورای شهر تکه تکه می شوند. در سلیقه ها تکه تکه می شوند. در شغل ها تکه تکه می شوند. در سلیقه ها. . . همه جا مردم. . . تنها جایی که. . . حتی در نماز مردم تکه تکه می شوند. یک عده این مسجد می روند، یک عده این مسجد می روند. تنها جایی که همه پیراهن سیاه می پوشند و همه یک کلام می گویند: یا حسین! امام حسین توانست یک وحدتی به وجود بیاورد، از این وحدت استفاده کنیم.
8- ساخت حسینیه در کنار مسجد
حسینیه نسازید مگر کنار مسجد. امام حسین بنده ی خدا بود. عبد خدا بود. پیغمبر «و اشهد ان محمداً عبده و رسوله» (صلوات حضار) امام حسین بنده ی خدا بود. به خاطر اطاعت از خدا رفت شهید شد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 7
دیشب یک مهمان داشتیم، می گفت: در فلان روستا حسینیه ساخته بالای دو میلیارد تومان. حضرت عباسی امام حسین راضی است؟ ما حسینیه هایمان در سال چند شب باز است؟ کدام عاقل برای یک گونی آرد یک نانوایی درست می کند؟ کدام عاقل برای ده کیلو آرد یک نانوایی باز می کند؟ چرا ما به اسم دین برای سه شب عزاداری یک حسینیه می سازیم؟ کنار مسجد یک جا بسازید که اگر جمعیت زیاد شد در حسینیه بروند. البته بخش حسینیه جدا باشد. چون گاهی وقت ها در مسجد نمی توانند بیایند، در حسینیه بروند. در حسینیه عزاداری کنند، سینه بزنند. شام بدهند. مراسمشان در حسینیه باشد. ولی این حسینیه درش به مسجد باز باشد. چند منظوره. . . یک حسینیه می سازید مستقل دور از مسجد، تازه از شب اول محرم هم خیلی جاها روضه نیست. خیلی حسینیه ها از شب پنجم، ششم شروع می شود. من حسینیه های تهران را بعضی هایش را می شناسم. نمی گویم همه. بسیاری از حسنیه های تهران در طول سال آن استفاده هایی که باید شود، نمی شود. آنوقت شما می دانید سی هزار روستا داریم مسجد ندارد؟ سی هزار روستای بی مسجد! خود امام حسین باشد چه می کند؟ حسینیه باید وصل به مسجد باشد. و همچنین عباسیه، زینبیه، مهدیه، یعنی هی تکه تکه اش نکنیم. همه ی زورمان را باید روی خانه ی خدا بگذاریم، همه هم بنده ی خدا هستند. حضرت مهدی بنده ی خداست. پیغمبر بنده ی خداست. گفتند: «عبده» ، «عبده و رسوله» عبد است. محور مسجد باشد. براساس مسجد، کنار مسجد یک سالن بسازند، حسینیه. که اینها به هم کمک کنند. توجه کنیم در عزاداری وهن شیعه نباشیم. وهن شیعه نباشد. بعضی از عزاداری ها وهن شیعه است. البته خوب حالا ممکن است، گوش ندهند من قیامتی دارم و آن آقایی هم که گوش نمی دهد قیامتی دارد. حداقل من می توانم در قیامت یقه اش را بگیرم. یک مشت قمه زن لجوج داریم. که اینها از بعضی مراجع هم فتوا گرفتند که قمه جایز است. اولاً اینکه بعضی از علما می گویند: جایز نیست. مثل مقام معظم رهبری. او هم که می گوید: جایز است، قمه زدن نه واجب است نه مستحب است. فوقش در فتوا می گوید: جایز است. ما می گوییم: این آقایی که اینقدر شاخ و شانه می کشد برای قمه زدن که بعضی از آقایان می گویند: جایز است، خوب احترام فتوای مراجع سر جایش. جایز است. ولی ما یک سؤال می کنیم. نگفته که مستحب است. نگفته که واجب است. از این آقای قمه زن سؤال می کنیم. سهم شما (یعنی قمه زن) در نماز جمعه چیست؟ در سال چند بار نماز جمعه می روید؟ در نماز جماعت چیست؟ سهم شما در فقرا چیست؟ سهم شما در زکات چیست؟ سهم شما برای دخترها و پسرهایی که همسر ندارند چیست؟ ازدواج جوان های فقیر چیست؟ سهم شما در رشد علمی چیست؟ همه را خط می کشد روز عاشورا می خواهد قمه بزند. کجای این دین است؟ نماز جمعه مستحب، نماز جماعت مستحب، کمک به فقرا واجب، زکات واجب، ازدواج جوان ها واجب، یعنی واجبات را اعتنا نمی کنیم، و اصرار داریم که حتماً. . . حالا هرکس می خواهد بزند، بزند. من خیلی چیز نیستم که. . . ولی وهن شیعه نباشد. تلویزیون آمریکا، اروپا هی عکس و فیلم قمه زن ها را نشان بدهد، بگوید: شیعه ها، این اصول گراها، این ولایت فقیهی ها، شیعه، الآن می دانی شیعه را به چه می شناسند؟ بگویم؟ در کره ی زمین، در کره ی زمین شیعه یعنی مقاومت. و این به خاطر هشت سال، بسیجی های ما، ارتشی های ما، امت ما هشت سال مقاومت کردیم، بعد از این هم سید حسن نصر الله و بچه های لبنان مقاومت کردند. بعد هم غزه! به خاطر مقاومت شیعه مطرح شد. ما باور نمی کردیم اندونزی اینقدر شیعه داشته باشد. گروه گروه دارند شیعه می شوند به عنوان اینکه شیعه مظهر مقاومت است. شیعه را به مقاومت می شناسند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 8
حالا شما یک استکان خون روی صورتت بریزد یا نریزد. این علامت. . . شما چند وقت جبهه بودی؟ در کدام خطر مقاومت کردی؟ ارزش ما به تقوا است. ارزش ما به مقاومت است. ارزش ما به علم است. ارزش ما به این اختراعاتی است که جوان های علمی ما می کنند. ایران یعنی مبتکر، ایران یعنی در همه مسابقات می رود مدال طلا می آورد. ایران یعنی روز به روز در هر کجا حرف می زنیم مطرح می شویم. هیچ کجا، الآن سی سال از انقلاب می رود. یک قمه زن به من بگوید: آقا به خاطر قمه ی من اسلام پیش رفت. یک نمونه بگوید، اگر اسلام پیش رفته است، به خاطر ولایت فقیه بوده است. به خاطر هشت سال مقاومت ایران بوده است. به خاطر سید حسن نصر الله و لبنان و فلسطین و غزه و اینها بوده است. اسلام هرکجا پیش رفته است به خاطر یا علم بوده، یا ابتکار بوده، یا مقاومت بوده است. با قمه تا حالا هیچ کس پیش نرفته است. حالا در عین حال کسی می خواهد لجبازی کند، لجبازی کند. قرآن به پیغمبر می گوید: پیغمبر تو بگو، «وَ إِنْ تَوَلَّوْا» (بقره/137)در قرآن «تَوَلَّوا» زیاد است. یعنی بگو، یک عده هم گوش نمی دهند. کلمه ی «وَ إِنْ تَوَلَّوْا» در قرآن زیاد آمده است. یعنی پیغمبر غصه نخور. تو بگو یک عده هم گوش نمی دهند. خوب گوش ندهند. گوش ندهند. ولی من غصه می خورم، کسانی که راجع به انواع واجبات و انواع مستحبات هیچ کتابی نمی نویسند، یک مرتبه از مرجع تقلیدش نپرسیده که آقا مثلاً در این کار ما چه کنیم؟ ولی راجع به قمه کتاب چاپ می کند، مجله چاپ می کند، بروشور، چاپ می کند. تبلیغ می کند. شمشیرهایشان را تیز می کنند. در عین حال. . . بروید بالا. . . به قمه زن ها می گویم. بروید بالا خودتان را بکشید. بروید در سر کوه، بروید در چاه، پایین و بالا هرکاری بکنید، هیچ کس نگفته قمه واجب است. هیچ کس هم نگفته مستحب است. فوقش بعضی می گویند چه؟ جایز است. ما می گوییم: تازه جایز است چند دقیقه؟ یک روز عاشورا. قمه زدن می دانید چقدر طول می کشد؟ یک دفعه چنین می کنند تمام می شود می رود. یعنی برای یک دقیقه در یک روز، تمام سال دارند فعالیت می کنند که قمه زدن را رشد بدهند. آنوقت برای واجباتی که در طول سال، در طول ماه، در طول هفته، همیشه واجب است. همیشه. . . برای واجبات و مستحبات همیشه تلاش نیست. برای جایز بودن یک دقیقه. . . این کار را نکنید. وهن شیعه نباشد که تلویزیون اروپا قمه زدن ما را نشان بدهد. به ریش ما بخندند. ممکن است نماز هم بخوانیم به ریش ما بخندند. ما نماز می خوانیم. ولی نماز را قرآن می گوید. گفته: «إِذا نُودِیَ لِلصَّلاه ی» (جمعه/9)وقتی «وَ إِذا نادَیْتُمْ إِلَی الصَّلاه یِ اتَّخَذُوها هُزُواً» (مائده/58)ممکن است به اذان ما هم بخندند، منتها اذان را آیه داریم. نماز آیه داریم. در واجبات ما فکر خنده ی دیگران نیستیم. اما در چیزی که نه واجب است، نه مستحب، چرا یک کاری می کنید به ما بخندند؟ خیلی خوب. . . حرمت علم و عالم حفظ شود. اینطور نباشد پای مداح بنشینیم عالم که می رود سخنرانی کند، از پای منبرش بلند شویم. وقت خوب را به مداح بدهیم، وقت بد را به عالم بدهیم! حرمت علم باید حفظ شود. تلاوت قرآن در لابلای عزاداری توسط قاریان خوش صدا. در همه ی محله ها قاری خوش صدا هست. بیایند آیات شهادت را در عزاداری بخوانند. «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ» (بقره/155) «قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّه» (آل عمران/169)آیات جبهه و جنگ را در عزاداری خوش صدا بخواند، و همینطور پخش شود، مردم راه بروند و گریه کنند. چه اشکال دارد؟ به جای مداح، نه اینکه مداح را حذف کنیم. یعنی هم مداحی باشد، این آیات قرآن را در خیابان بکشیم. بسیار خوب. . . اشاره می کنند وقت تمام شد. حرف های من تمام نشد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 9
خدایا به آبروی حسین عزاداری های ما را آنگونه قرار بده که حضرت مهدی لذت ببرد. آنگونه عزاداری های ما را قرار بده که خود حضرت مهدی آنگونه عزاداری می کند. انگونه توفیق بده عزاداری کنیم که مراجع گذشته و حال ما آنگونه عزاداری می کنند. عزاداری های ما را از ولخرجی، کارهای خلاف بهداشت، مثل شتر کشتن در خیابان، کارهای خلاف بهداشت، کارهای ایذایی، طبل بزرگ وقتی که مردم خواب هستند، صدای بلند گو، عزاداری های ما را از مردم آزاری دور بدار. «والسلام علیکم و رحمه ی الله و برکاته»

استفتاعات از مراجع راجع به عزای امام حسن (ع)

در این قسمت برای شما کاربران گرامی فتاوای مراجع تقلید را راجع عزای امام حسین(ع) آماده کرده ایم

دفتر آیت الله العظمی فاضل لنکرانی
سؤال ـ دلیل سینه زدن براى معصومین(علیهم السلام) چه مى باشد؟ 

جواب ـ سینه زنى یکى از مظاهر مهم عزادارى و ابراز تنفر از ظلم ستمگران است و نه تنها اشتباه نیست بلکه در تداوم هدف آن بزرگواران نقش مهمى دارد.

سؤال ـ آیا سینه و زنجیر زدن در عزادارى که منجر به کبود و حتى جارى شدن خون مى شود جایز است؟ 

جواب ـ جایز بلکه راجح است مشروط بر آنکه موجب ضرر مهم و اضرار بر نفس نباشد.

سؤال ـ برهنه شدن مردان در حال سینه زدن و زنجیر زدن در منظر زنان چگونه است؟ 

جواب ـ بر زنان لازم است از نظر خوددارى کنند. البته بر مردانى که مى دانند زنان به بدن آنها نگاه مى کنند جایز نیست لخت شوند.

سؤال ـ آیا سینه زدن و زنجیر زدن ریایى جایز است؟ 

جواب ـ ان شاءالله از ریا خوددارى کنند.

سؤال ـ در عزادارى ها مشاهده مى شود عده اى به صورت نیمه عریان در مقابل افراد نامحرم اقدام به خودزنى هاى افراطى مى کنند،آیا این عمل جایز است؟ 

جواب ـ سنت سینه زنى که طبق متعارف و به طور معمول انجام مى گرفته شایسته هیچ گونه مخالفت با آن نیست. ولى در مورد مذکور بر زنان لازم است از نظر کردن خوددارى کنند.

سؤال ـ هروله (بالا و پایین پریدن) در مجالس عزادارى اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام چه حکمى دارد؟ 

جواب ـ هروله در اسلام فقط در قسمتى از سعى بین صفا و مروه براى مردان و هنگام گذر از وادى محسّر بعد از وقوف در مشعر الحرام به عنوان یک عمل مستحب وارد شده است و در غیر این دو مورد به عنوان یک عمل مستحب مشروع نیست.

سؤال ـ آیا تعزیه و شبیه خوانى در مراسم عزادارى جایز است؟ 

جواب ـ اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود مانعى ندارد. ولى بهتر است به جاى آن مجلس روضه خوانى برپا کنند بلکه عزادارى براى معصومین(علیهم السلام) بویژه سیدالشهداء(علیه السلام) و اصحاب آن بزرگوار از افضل قربات است.

سؤال ـ آیا تشبّه به اهل بیت(علیهم السلام) در نمایش و تعزیه و غیر آن جایز است؟ 

جواب ـ در صورتى که عرفاً هتک و اهانت به آن بزرگواران محسوب نشود نباشد مانعى ندارد.

سؤال ـ آیا پوشیدن لباس سیاه در عزاى امام حسین و سایر معصومین(علیهم السلام)رجحان شرعى دارد؟ 

جواب ـ چون از مصادیق تعظیم شعائر است واجد رجحان شرعى مى باشد و عملاً بزرگانى چون مرحوم آیت الله العظمى آقاى بروجردى(قدس سره) در روز عاشورا از قباى سیاه استفاده مى کردند.

سؤال ـ آیا قمه زنى جایز است؟ چنانچه در این مورد نذرى وجود داشته باشد وظیفه چیست؟ 

جواب ـ با توجه به گرایشى که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزى انقلاب اسلامى ایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده و ایران اسلامى به عنوان امّ القراى جهان اسلام شناخته مى شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است لازم است در رابطه با مسائل سوگوارى و عزادارى سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)به گونه اى عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقه مندى شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وى گردد. پیداست در این شرایط قمه زدن چنین نقشى ندارد و دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) از آن سوء استفاده مى نمایند و آن را علیه مذهب به کار مى برند. لذا مناسب است شیعیان علاقه مند به مکتب امام حسین(علیه السلام) از آن خوددارى نمایند و چنانچه در این مورد نذرى وجود باشته باشد نذر واجد شرایط صحّت و انعقاد نیست.

سوال : به نام خدا سوال من از ایشان این است که آیا قمه زدن در خفا و آشکار جایز است یا خیر ؟ با تشکر 

جواب : قمه زدن پنهانی اشکال ندارد  لکن در ملآ عام در شرایط فعلی بهتر است از آن اجتناب شود  زیرا رسانه های استکباری مترصد  فرصت اند تا علیه تشیع تبلیغات سوء کنند و چهره شیعه را در دنیا مشوّه جلوه دهند

سؤال ـ حکم عَلَم هایى که در مراسم عزادارى معصومین(علیهم السلام)از آنها استفاده مى شود و بعضى داراى نقش و نگارهایى نیز هستند چیست؟ 

جواب ـ استفاده از آنها در عزادارى جایز است.

سؤال ـ استفاده از ابزار موسیقى به شیوه رقابت که در برخى هیأت هاى عزادارى مرسوم شده حکمش چیست؟ 

جواب ـ حکم استفاده از آلات موسیقى در سؤال قبل بیان شد و رقابت حکم آن را عوض نمى کند. بلى اگر رقابت باعث ریا و عدم قصد قربت شود یا موجب اذیت دیگران شود، جایز نیست.

سؤال ـ در سوگوارى معصومین(علیهم السلام) نماز اول وقت مقدم است یا عزادارى؟ 

جواب ـ بهتر آن است که نماز را مقدم بدارند همانگونه که امام حسین(علیه السلام) در ظهر روز عاشورا نماز ظهر اقامه کردند.

سؤال ـ طولانى شدن مجالس اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) تا نیمه هاى شب و تأخیر آن حتى در بعضى از موارد تا بعد از نیمه شب اگر موجب خواب ماندن افراد بویژه جوانان و قضا شدن نماز صبح آنها شود، چه حکمى دارد؟ 

جواب ـ در فرض مزبور، مجالس را تا آن هنگام از شب به تأخیر نیندازند. بلکه باید به نحوى برنامه ریزى شود که فریضه نماز صبح در اثر اشتغال به امور مستحب ترک نشود. زیرا این گونه مجالس باید زمینه ساز عمل به واجبات و ترک محرمات باشد

سؤال ـ آیا دعوت از مرثیه سرایانى که در لابلاى اشعار خود بعضى از مطالب بى مدرک یا ضعیف السند را طرح مى کنند یا با غنا مى خوانند صحیح است؟ 

جواب ـ غنا حرام است هر چند همراه خواندن قرآن یا عزادارى ائمه اطهار(علیهم السلام)باشد و دعوت از افرادى که غنا مى خوانند و شرکت در مجالس آنها حرام است و لازم است از مرثیه سرایانى استفاده شود که مطالب صحیح و واقعى را بیان مى نمایند

سؤال ـ در مجالس زنانه زنان مداحى و سخنرانى مى کنند و صداى آنها مستقیماً یا با بلندگو به گوش مردان رهگذر مى رسد، آیا این عمل جایز است؟ 

جواب ـ شنیدن صداى ایشان اگر در معرض ریبه و التذاذ نباشد حرام نیست اما با توجه به اینکه خداوند متعال مى فرماید:«فاسئَلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حجاب» خوب است که مجالس زنانه بویژه مجالس مذهبى طورى باشد که کاملاً مراعات عفت بشود.

سؤال ـ در مورد تعزیه و روضه هایى که در رابطه با ازدواج حضرت قاسم(علیه السلام) در کربلا خوانده مى شود، چه مى فرمایید؟ 

جواب ـ آنچه در مورد عروسى حضرت قاسم مطرح شده یا مى شود صحیح نیست. و اثرى از این قضیه در کتب معتبره وجود ندارد. مضافاً بر اینکه حضرت قاسم به سنّ ازدواج نرسیده بود. بلى، در کتاب «منتخب» مرحوم طریحى چیزهایى که مناسب ازدواج آن حضرت است نقل شده، ولى ظاهراً این مطالب نادرست را بعد از آن مرحوم، افراد مغرض یا نادان به آن کتاب اضافه کرده اند. و مرحوم طریحى برتر از آن است که این مطالب را که مناسبتى با واقعه عاشورا ندارد، در کتاب خود بنویسد. در عین حال آنچه در کتاب طریحى آمده به این نحو که بعضى در مراسم تعزیه دارى و بصورت خرافى پیاده مى کنند، نمى باشد.

سؤال ـ کف زدن در جشن هاى مذهبى چه حکمى دارد؟ 

جواب ـ هر چند کف زدن به خودى خود اشکالى ندارد، ولى بر مؤمنین لازم است در مساجد و حسینیه ها و اماکن مقدسه آن را ترک کنند و نیز در مجالس معصومین(علیهم السلام) اگر عرفاً هتک حرمت آن بزرگواران محسوب شود لازم است از آن اجتناب شود و بر مؤمنین است که به جاى آن از اشعار همیشگى مسلمانان که صلوات است استفاده کنند.

سؤال ـ نظر شریف خود را در نحوه برگزارى مراسم مربوط به معصومین(علیهم السلام) و مجالس مذهبى مرقوم فرمایید؟ 

جواب ـ بطور کلى در مراسم مربوط به معصومین(علیهم السلام) و مجالس مذهبى امور ذیل باید مراعات شود:

۱ ـ از هر نوع عملى که عرفاً هتک حرمت شمرده مى شود مثل کف زدن و سوت زدن و بکار بردن الفاظ و عبارات رکیک و امثال آن باید اجتناب شود.

۲ ـ از هر نوع عملى که جنبه توجیه پذیرى ندارد و مورد سوء استفاده مغرضان و موجب وهن مذهب مى شود باید اجتناب شود.

۳ ـ از بکار بردن عبارات و جملاتى که بوى شرک و کفر مى دهد باید اجتناب شود.

۴ ـ از هر نوع کارى که موجب ضرر شدید به بدن یا ناقص شدن آن مى شود باید اجتناب شود.

۵ ـ این گونه مراسم باید بدور از ریا و خودنمایى و هر گونه اغراض دنیوى بطور سنتى و معمول انجام شود تا ان شاءالله مقبول درگاه الهى قرار گیرد.

 

دفتر حضرت آیت الله العظمی بهجت
سوال : با سلام خدمت شما و با تشکر از زحمات شما من یک سوال شرعی از آیت الله العظمی بهجت  : آیا قمه زنی که در ماه محرم است جایز است یا نه؟ 

جواب : قمه زنی اگر موجب ضرر نشود جایز است

 

 

آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی
سوال : در اسلامى که تراشیدن صورت با تیغ را جایز نمیداند قمه زنى براى امام حسین چه حکمى دارد. 

جواب : قمه زنی در حد نفسه مانعی ندارد ولکن سزاوار است برای مؤمنین که در مقام حزن و اندوه بر سیدالشهداء (ع) مظهر مناسبتری را اختیار کند و آن مظهر مختلف به اختلاف کشورها و شهرها، والله العالم.

سوال : سؤال من از ایشان این است که آیا قمه زدن در خفا و آشکار جایز است یا خیر 

جواب : قمه زنی در حد نفسه مانعی ندارد ولکن سزاوار است برای مؤمنین که در مقام حزن و اندوه بر سیدالشهداء (ع) مظهر مناسبتری را اختیار کند و آن مظهر مختلف به اختلاف کشورها و شهرها، والله العالم..

 

آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی
سؤال: آیا جایز است داستان عقد و ازدواج حضرت قاسم بن حسن در واقعه کربلا را نقل کنیم و آیا این جریان صحت دارد؟ 

جواب: بسمه تعالی؛ بسیار بعید است و بنده سند معتبری برای آن ندیدم

سؤال: استعمال طبل و شیپور مخصوصا در عزاداری سیدالشهداء (ع) چه صورت دارد؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ طبل ساده که از آلات لهو نباشد ؛ مانعی ندارد

سؤال: روز عاشورا برای اظهار همدردی با معصومین (ع) صورت خیمه گاه درست کردن و آتش زدن جایز است و اسراف محسوب نمی شود؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ نه تنها اسراف نیست ؛ بلکه عملی مستحسن است . البته رعایت شود تا موجب اهانت به خاندان رسالت نباشد

سؤال: آیا حدیثی که دلالت بر جواز استفاده از طبل و سنج و شیپور در عزای حضرت سیدالشهداء (ع) دارید؟ راهنمایی بفرمایید؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ روایات زیادی درباره عزاداری آن حضرت وارد شده است و از این امور نهی نشده است و مقتضای اطلاق روایات , جواز آنها است

سؤال: درهیئت های حسینی (ع) در اثر شور عزاداری گاهی به سرو صورت خود می زنند و بدن را مجروح می کنند آیا این مورد اشکالی دارد یا نه ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ بی اشکال است

سؤال: در دستجات عزاداری حسینی (ع) که به خیابان و بازار می ورند و باعث بسته شدن راه عبور می شوند آیا سد معبر حساب می شود ؟ البته کسانیکه از آن مسیر عبور می کنند اکثرا برای تماشای عزاداری می آیند . 

جواب: بسمه تعالی ؛ اینگونه سدّ معبر جایز و بی اشکال است .

سؤال: مرثیه خواندن خانم ها با بلندگو و سینه زنی در مجلس زنانه چه صورت دارد ؟ پختن جو پوست کنده به صورت سوپ اشکال دارد ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ مرثیه خوانی از عبادات بسیار با اهمیت است و باید حتی المقدور از امور غیر شرعیه دور باشد البته, خواندن خانم ها بدون شنیدن اجانب هیچ اشکالی ندارد .سینه زدن خانمها نیز در مجلس خانم ها هیچ اشکالی ندارد , پختن جو نیز اشکال ندارد .

سؤال: ذاکران و مداحان که بعضی روضه ها را با آهنگ های موسیقی یا قریب به آن می خوانند , وجه شرعی آن چیست 

جواب: بسمه تعالی ؛ موسیقی مطلقا حرام است ولو در روضه خوانی باشد

سؤال: مزد گرفتن بابت مداحی اهلبیت و سخنرانی چه حکمی دارد ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ جایز است

سؤال: بعضی از مداحان اهل بیت از عبارت های ( من مستم , از همه خوشگلتری ) استفاده می کنند آیا این الفاظ اهانت به ساحت مقدس ائمه حساب می شود ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ مداحی شغل بسیار شریفی است و اجر جزیل درد و حیف است که این عمل با اهانت به مقام اهل بیت (ع) مبدل به خلاف شرع شود

سؤال: در عزاداری امام حسین (ع) به صورت لطلمه زدن و خود را مجروح کردن وقمه زدن , احیانا هلاک می شوند و استفاده از طبل چه صورت دارد ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ تمام آنچه ذکر کرده اید جایز و مستحسن است ؛ مگر کاری که موجب هلاکت شود

سؤال: آیا جایز است پارچه و دستمالهایی را که ایام محرم بر سر علم می بندند بفروش برسانند و در عزاداری و تعمیر حسینیه و یا مسجد مصرف نمایند؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ چنانچه وقف آن کار به خصوص نشده باشد ؛ اشکالی ندارد

سؤال: در ایام سوگواری ابا عبد الله الحسین (ع) نماز مقدم است یا عزاداری ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ نماز مقدم است

سؤال: اگر قمه زدن باعث وهن مذهب شبعه شود آیا در این صورت قمه زدن جایز است؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ اصلا موجب وهن نمی شود ؛ بلکه عکس آن مشهود است

سؤال: دلیل سینه زدن برای ائمه علیهم السلام چه می باشد ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ تعظیم شعائر مذهبی

سؤال: آیا سینه و زنجیر زدن در عزاداری که منجر به کبودی و حتی جاری شدن خون می شود جایز است ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ بلی جایز است

سؤال: آیا سینه زدن و زنجیر زدن ریایی جایز است ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ همانند نماز ریایی است

سؤال: در عزاداری حضرت سید الشهداء هرگونه عزاداری از قبیل زدن قمه و طبل و سنج چه حکمی دارد ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ جایز است

سؤال: آیا بهتر است به جای شبیه خوانی , روضه خوانی بر پا کنند؛ روضه خوانی مگر همان تعزیه و شبیه خوانی روی منبر نمی باشد ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ تمامش خوب است

سؤال: آیا تعزیه و شبیه خوانی در مراسم عزاداری جایز است ؟ 

جواب: بسمه تعالی ؛ بلی جایز است

 

دفتر آیت الله العظمی صانعی
سوال : گفتن بعضى از کلمات توسط مداحان مانند (من سگ حسینم, من دیوانه حسینم و……) از لحاظ شرعى اشکال دارد؟ 

جواب : از انجام اعمال و به کار بردن الفاظى که موجب وهن و عزادارى و توهین به مقام والاى ائمّه (علیهم السلام) مى باشد, باید پرهیز نمود و عزادارى ها بهتر است به همان شیوه عزادارى سنتى و روضه خوانى انجام شود.

سوال : هروله کردن (بالا و پایین پریدن و ذکر معصومین را گفتن) در مراسم عزادارى از لحاظ شرعى اشکال دارد یا خیر؟ 

جواب : از انجام اعمال و به کار بردن الفاظى که موجب وهن و عزادارى و توهین به مقام والاى ائمّه (علیهم السلام) مى باشد, باید پرهیز نمود و عزادارى ها بهتر است به همان شیوه عزادارى سنتى و روضه خوانى انجام شود

سوال : آیا قرار دادن صداى بلندگو در حالت تکرار به طورى که نام مقدس اباعبدالله الحسین به صورت تلفظ سریع و نا صحیح, استماع شود جایز است؟ 

جواب : راجع به عزادارى سیدالشهداء حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و هر نحو عزادارى که افراط و هتک مقام شهادت و امامت نزد شیعه در او نباشد و در مسیر پیدایش راه پیروى از آن وجود مقدس باشد جایز است و حسب فرموده امام امت (سلام الله علیه) عزادارى سنتى مانعى ندارد و نباید راه هاى جدیدى که منشأ حرف و حدیث است انتخاب نمود.

سوال : عمل عزادارنى که خود را در مقابل مزار مقدس ائمه به خاک مى اندازند و سینه و صورت خود را به خاک مى مالند و خراشیده مى کنند و خون جارى مى شود و با همان حال به داخل حرم وارد مى شوند چه صورت دارد؟ 

جواب : راجع به عزادارى سیدالشهداء حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و هر نحو عزادارى که افراط و هتک مقام شهادت و امامت نزد شیعه در او نباشد و در مسیر پیدایش راه پیروى از آن وجود مقدس باشد جایز است و حسب فرموده امام امت (سلام الله علیه) عزادارى سنتى مانعى ندارد و نباید راه هاى جدیدى که منشأ حرف و حدیث است انتخاب نمود.

سوال : آیا استفاده از سنج و دهل و شیپور در مراسم عزادارى ائمه اطهار جایز است؟  

جواب : نباید از چنین سنت هایى جلوگیرى نمود و نمى توان گفت این گونه اعمال که در عزادارى ها به عنوان وسیله بکاء و شور دادن به عزادارى ها استفاده مى شود حرام است.

سوال : آیا زنجیر زدن به پشت، سیلى زدن به صورت و یا سینه زدن که منجر به زخم شدن و خراشیدن و ….. مى شود و براى عزادارى امام حسین (ع) است جایز است؟ 

جواب : جایز مى باشد و مشمول اطلاقات و عمومات ابکاء و بکاء و تعظیم شعائر مى باشد و آن چه در عزادارى و غیر آن حرام است جنایت بر بدن است نه امثال امور که ضرردار بودنش معلوم نیست بلکه نزد اهلش ضرر محسوب نشده چه رسد به جنایت بر نفس, به علاوه که ظاهراً حب و علاقه و عشق به اباعبدالله الحسین (ع) اختیار از دست افراد عزادار گرفته و مأجور مى باشند

سوال : نظر حضرت عالى پیرامون تعزیه (شبیه خوانی) چیست ؟ 

جواب : راجع به عزادارى سید الشهداء حضرت ابا عبدالله (ع) و هر نحو عزادارى که افراط و هتک مقام شهادت و امامت در او نباشد و در مسیر پیدایش راه پیروى از آن وجود مقدس باشد جایز است و حسب فرموده امام امّت «قدس سره» عزادارى سنتى مانعى ندارد .

اسوال : گر قمه زنى و زنجیر زنى اشکال ندارد ولى والدین شخص در مورد قمه زنى نارضایتى کنند آیا عدم رضایت آن ها باعث اشکال داشتن چنین عزادارى مى شود؟
آیا این حکم موقعى که انسان، متأهل و جدا از پدر و مادر زندگى مى کند هم صدق مى کند؟ 

جواب : اطاعت از پدر و مادر، یک امر اخلاقى است و آن چه که موجب اذیت و آزار آن ها است باید ترک شود, بناء علیه، عدم رضایت آن ها نسبت به عزادارى حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نمى تواند سبب حرمت آن گردد, آرى اگر عدم رضایت آن ها به خاطر احتمال خطر و ضرر است اطاعتشان واجب و ترکش حرام است

سوال : سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیرى که داراى تیغ است و منجر به زخمى شدن بدن و جارى شدن خون مى شود، اگر چه خطر جانى هم نداشته باشد، چه حکمى دارد؟ 

جواب : برپایى مجالس و اقامه عزادارى خامس آل عبا(علیهم السلام) از قبیل روضه خوانى و وعظ و سینه زنى و عزادارى سنّتى از افضل اعمال است و موجب اجر و مزد اخروى فراوان است، لیکن باید توجه داشت که دشمن، همه اعمال ما را مستقیماً با مقارن قرار دادن با اعمال دیگران، مورد حمله قرار مى دهد و غرضش حمله به مذهب یا اسلام است و با عقبگرد ما از مواضع عملـى اسلامى، ما را رها نکرده، بلکه حمله را زیادتر و زیادتر نموده تا آنکه ما را از همه اعمال و فرایض و شعایر و تبلیغاتمان باز دارد. به حول و قوّه الهى و بـا بیدارى امثال شما مسلمانـان و بهانـه به دسـت دشمن نـدادن و حفـظ عزّت و عظمت اسلامى هر روز بر شکست آنان اضافه خواهد شد و تبلیغات آنها به جایى نخواهد رسید، که: «الاسلام یعلو و لایعلى علیه شیء».

سوال : آیا قمه زدن جایزاست یا خیر؟ 

جواب : به نظر اینجانب جایز است و مشمول اطلاقات و عمومات ابکاء و بکاء و تعظیم شعائر مى باشد البته بشرط آنکه موجب اذیّت شدن و جنایت به بدن نباشد که معمولاً در قمه زنى چنین نبوده است.

 

دفتر آیت الله العظمی سید صادق شیرازیبالا
سؤال ۱: در یکى از حسینیه ‏ها مسابقه داستانى برگزار شد تحت این عنوان که (اگر ما فرض کنیم: امام حسین علیه السلام با یزید بیعت مى کرد بنظر شما این بیعت چه عواقب وخیمى براى مسلمانان در پى داشت؟ و چه اثرى بر زندگى امروز ما مى گذاشت؟) آیا طرح اینچنین فرضیاتى جائز است و تعدّى به عصمت امام نیست؟ 

جواب: اگر باعث هتک حرمت براى امام حسین (علیه السلام) نشود اشکالى ندارد.

سؤال ۲: در شبیه خوانى هر ساله واقعه کربلا را به صحنه نمایش مىکشیم و آنرا بر روى شخصیتهاى اساسى در کربلا متمرکز مىکنیم که از جمله این شخصیتها حضرت امام حسین (علیه السلام) و حضرت عباس و اهل بیت (علیهم السلام) هستند، گاهى ممکن است بازیگر سبزه یا قدکوتاه باشد و با خصوصیات شخصیت اصلى تفاوت داشته باشد آیا این کار جائز است؟ 

جواب: از بهترین راههاى نزدیک شدن به خدا، استفاده از تمام وسائل مشروع براى نشر آثار اهل بیت (علیهم السلام) مخصوصاً امام حسین (علیه السلام) مىباشد اما در این کار باید نهایت دقت و احتیاط بعمل آید که نمایش کامل و از همه لحاظ بدون اشکال باشد بطورى که مستلزم اهانت و هتک حرمت براى اهل بیت (علیهم السلام) نشود.

سؤال ۳: بعضى افراد در مجالسشان سخنانى را مطرح مىکنند که مضمونش این است که چرا به جاى قمه زنى در روز عاشوراء خون خود را به نیازمندان هدیه ندهیم چرا که هدیه دادن خون مىتواند بهتر و امروزى تر از قمه زنى باشد، قمه زنى به محیط زیست ضرر رسانده و نیز باعث مىشود تا بقیه مذاهب اسلامى ما را بدعت گذار و عقب مانده معرفى کنند، رأى شما درباره این موضوع چیست؟ 

جواب: هدیه دادن خون چیز خوبى است ولى با برگزارى شعائر حسینى منافاتى ندارد، به اضافه اینکه خارج کردن خون از سر داراى فوائد بهداشتى بسیارى است و از سنت پیامبر گرامى مى باشد و پیامبر این کار را مغیثه و منقذه مىنامیدند و شیعه و سنى بر این مطلب توافق دارند و بخارى و تعداد دیگرى از راویان، آنرا روایت کرده‏اند و از امام صادق (علیه السلام) آمده است: (خون گرفتن از سر شفا از دیوانه‏گى و جذام و پیسى و ضعیفى چشم و دندان درد است) و نیز ضررى براى محیط زیست ندارد. پس بجاست که مؤمنین هدیه دادن خون را در روز دیگرى مثل سوم شعبان که روز میلاد امام حسین (علیه السلام) مىباشد بجا آورند.

سؤال ۴: آیا در عزاى امام حسین قمه زنى واجب است؟ 

جواب: نظر مشهور استحباب آن است.

سؤال ۵: اگر چیزى مثل قمه زنى منجر به زشت شدن وجهه مذهب حق شود و در نتیجه آن، بعض از شعائر بزرگ مثل عزاى حسینى در قلوب مردم ضعیف شود حکمش چیست؟ 

جواب: قمه زنى بنابر مشهور مستحب است و با دلیل قطعى ثابت نشده که قمه زنى باعث زشت شدن وجهه تشیع است، بلکه برخى از شخصیات معتقدند که قمه زنى از مهمترین وسائل تبلیغ و ترویج براى مذهب است. به اضافه اینکه دلائلى از این قبیل، براى کنار گذاشتن احکام شرعىِ ثابت شده کافى نیست. و الا مى بایست از خیلى احکام الهى در جهاد و حج و نماز و روزه دست کشید. خداوند مىفرماید: (یا حسرة على العباد ما یأتیهم من رسول إلاّ کانوا به یستهزؤون) آیا مسخره کردن پیامبران براى عقب نشینى آنها از دعوت بسوى حق کافى است؟

سؤال ۶: ضررى که در نتیجه قمه زدن بوجود مى آید اگر ضرر قابل توجهى بود مانند شدت خونریزى آیا این ضرر مباح محسوب مى شود یا مستحب و یا هیچ کدام؟ 

جواب: ضرر تا وقتى که منجر نشده است به: (۱ ـ قتل نفس ۲ ـ قطع عضوى از اعضاء بدن ۳ ـ از دست دادن نیروئى مثل از دست دادن نیروى بینائى و مانند آن) جائز است و اگر نزد شارع محبوبیت پیدا کرد مستحب خواهد بود، و قمه زدن به نیت همدردى با سید الشهداء (علیه السلام) و اظهار محبت نسبت به امام و دفاع از حق و تربیت نفس براى ایثار و شکیبائى و تقویت روح ایمانى، از جمله مستحبات مؤکد است همانطور که علماى قدیم و حال فتوى داده‏اند و در زندگى معصومین موارد زیادى ذکر شده است که دلالت مىکند تحمل ضررها در راه خدا و مشقت نفس بخاطر تقوى از کارهاى مستحب مىباشد، و از جمله آن آنچه که در مورد حضرت زهراء روایت شده است که ایشان براى عبادت آنقدر بر روى پاهایشان ایستادند تا پاهاى آن حضرت ورم کرد. و اینکه امام حسن و امام حسین با پاى پیاده به حج مىرفتند در حالیکه شترهایشان مقابل آنها حرکت مىکردند.

سؤال ۷: اگر کسى که به ضروریات دین مثل نماز و روزه ملتزم نیست و از دروغ و تهمت اجتناب نمىکند در عزاى امام حسین (علیه السلام) مثل (قمه زنى) شرکت کرد تکلیف چیست؟ 

جواب: امر به معروف با حصول شرائط مقرر در شرع واجب است و با فرض صحت آنچه که ذکر کردید شایسته است براى ملتزم شدن او به تمام احکام شرعى او را نصیحت و امر به معروف کرد. چرا که اگر افرادى بعض از احکام را اجرا نمودند و بقیه را ترک کردند نباید از آنها بخواهیم که آن قدر احکامى را که انجام مىدهند ترک کنند بلکه بر عکس باید آنها را تشویق نمائیم تا واجباتى را که ترک کرده‏اند انجام دهند.

سؤال ۸: اگر عدم صحت ازدواج حضرت قاسم فرزند امام حسن (علیه السلام) ثابت شد آیا گفتن این جریان بر روى منبر دروغ و افترا بر معصوم (علیه السلام) محسوب نمىشود؟ 

جواب: عدم صحت این جریان بطور حتم و یقین ثابت نشده، حتى بعید نیست که صحت هم داشته باشد زیرا در برخى از کتب مانند کتاب (المنتخب طریحى) ذکر شده و ظاهراً نقل این جریان اشکالى نداشته باشد.

سؤال ۹: آیا کارکردن در روز عاشورا جائز است؟ 

جواب: مکروه است و بخاطر مصائب وارده بر امام حسین (علیه السلام) در آن برکتى نیست.

سؤال ۱۰: رأى شما درباره سینه زنى چیست؟ و آیا در زمان ائمه (علیهم السلام) بوده است؟ 

جواب: سینه زنى براى مصائب ائمه جائز بلکه مستحب است. و آنرا فاطمیات در محضر امام زین العابدین (علیه السلام) بپاداشتند.

سؤال ۱۱: کسى که به عزادارى و خدمت در حسینه‏ها مشغول باشد و قمه زدن را ترک کند آیا گناهکار است و استحقاق تحقیر شدن و اهانت شدن را دارد؟ 

جواب: قمه زدن کار مستحبى است و انسان مىتواند عمل مستحب را ترک کند. و جائز نیست که مؤمن را اهانت کرد و همینطور بر کسى که قمه نمىزند جائز نیست دیگران را مسخره یا اهانت کند یا آنها را متهم کند.

سؤال ۱۲: شخصى مىگوید اشکهایم براى تعبیر از ناراحتىام بر آنچه که به امام حسین و اهل بیت و اصحابش در روز عاشورا گذشته است کفایت نمىکند، آیا جائز است براى همدردى با اهل بیت (ع) قمه بزنم و بدنم را زخمى کنم؟ 

جواب: شعائر حسینى از کارهاى پسندیده‏ایست که قمه زنى یکى از آنهاست. و آن تا هنگامى که منجر به قتل نفس یا قطع عضو یا از دست دادن نیروئى مثل نیروى بینائى و مانند آن نشود مستحب است.

سؤال ۱۳: نظر شما در مورد زدن شمشیر به سر بدون ضرر و با ضرر در روز عاشورا چیست؟ 

جواب: مشهور بین فقهاء اینست تا وقتى که در آن ضرر زیادى نباشد مستحب است.

سؤال ۱۴: اگر شعائر دینى و خصوصاً شعائر حسینى توسط عده ‏اى به مسخره گرفته شد و بر پا کنندگان این شعائر مورد تمسخر قرارگرفتند آیا باید آنها را ترک کرد؟ 

جواب: خیر، زیرا در قرآن کریم آمده است: (یا حسرة على العباد ما یأتیهم من رسول إلا کانوا به یستهزؤن): واى بر حال این بندگان که هیچ رسولى براى هدایت آنها نمى آید جز آنکه او را به تمسخر گرفتند. پس لازم است که جاهل را ارشاد و غافل را آگاه نمود.

سؤال ۱۵: امروزه برخى از مسلمانانى که در کشورهاى بیگانه زندگى مىکنند در فرهنگ آنها ذوب شده و دچار نوعى کم بود شخصیت شده‏اند، آیا ساختن مؤسسات فرهنگى براى نشر شعائر دینى و شعائر حسینى مانند مساجد و حسینیه‏ها در این کشورها بهتر است یا در کشورهاى اسلامى؟ 

جواب: در همه کشورها چه اسلامى و چه غیر اسلامى و طبق امکانات باید به این عمل مبادرت نمود.

سؤال ۱۶: کوتاهى در حضور مجالس حسینى و شرکت در تعظیم شعائر اگر منجر به ضعف اسلام در فرد و خانواده و سائر مسلمین شود آیا از گناهان به حساب مىآید؟ 

جواب: بله

سؤال ۱۷: آیا زنده‏ نگه داشتن عاشوراء واجب است؟ 

جواب: بله و از مهمترین شعائر دینى است.

سؤال ۱۸: مى گویند که ما امت گریه هستیم. اما امتى سیاسى در گریه، امتى که با اشکهایش سیلى براه مىاندازد که این سیل تمام موانع ایستاده بر راه اسلام را نابود مىکند، نظر شما در این مورد چیست؟ 

جواب: گریه سلاحى قوى براى تعبیر از مظلومیت است. و آن حالت خیلى از انبیاء و اولیاء بوده است و هیچ شکى نیست که افراد زیادى توسط شعائر حسینى با اسلام آشنا شده و به این دین مشرّف شده‏ اند.

 

دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازیبالا
سوال : به نام خدا سوال من از ایشان این است که آیا قمه زدن در خفا و آشکار جایز است یا خیر ؟ با تشکر 

جواب : در عزاداری سیدالشهداء(ع) که از افضل قربات محسوب می شود باید از انجام اعمالی که موجب وهن مذهب و یا آسیب به بدن می شود اجتناب کرد.

سوال : لخت شدن در مجالس سینه زنی اشکالی دارد؟ 

جواب : در صورتی که زنان حضور داشته باشند این کار حرام است و اگر زنان هم نباشند اشکال دارد .

سوال : بردن الفاظی چون « ما همه سگ حسینیم » در مجالس عزاداری امام حسین (ع) اشکالی دارد؟ 

جواب : عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی است ولی باید از سخنان و اشعاری که متناسب با عزاداران اهل البیت نیست جداً خودداری شود زیرا حضرت سیدالشهدا از این گونه امور بیزار است.

سوال : در پایان بعضی ها بعد از مجالس تولد ائمه اطهار(ع) ، به سینه زنی برای امام حسین (ع) می پردازند . نظر شما در این باره چیست و آیا این کار درستی هست ؟ 

جواب : خوب است در مجالس عزا به عزاداری و در مجالس تولد آن بزرگواران به جشن و شادی پرداخته شود.

 

دفتر استفتائات مقام رهبری
سوال : به نام خدا سوال من از ایشان این است که آیا قمه زدن در خفا و آشکار جایز است یا خیر ؟ با تشکر 

جواب : بسمه تعالی  – جایز نیست مطلقا – موفق وموید باشید

سؤال: آیا استفاده از زنجیرهایى که داراى تیغ هستند و در برخى کشورها متداول است، در عزادارى جایز مى‏باشد؟ 

جواب) اگر استفاده از زنجیرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و یا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جایز نیست.

سؤال: مراسم شبیه خوانى که در حال حاضر در خیلى جاها مرسوم است. چه حکمى‏ دارد؟ 

جواب) تعزیه و شبیه خوانى اگر مشتمل بر دروغ و باطل نباشد، مفسده‏اى هم نداشته باشد و موجب وهن مذهب هم نشود، اشکالى ندارد، لکن بهتر است بجاى آن مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصائب حسینى و مرثیه خوانى برپا شود.

سؤال: قمه زنى در روز عاشورا چه حکمى‏ دارد؟ 

جواب) قمه زنى علاوه براینکه عرفاً از مظاهر حزن و اندوه شمرده نمى‏شود و در زمان ائمه (علیهم السلام) و پس از آن نیز سابقه ندارد و تأییدى از ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز در مورد آن – نه به شکل عام و نه به شکل خاص – نشده است، در حال حاضر وهن مذهب شمرده مى‏شود و جایز نیست.

سؤال: آیا هروله کردن در موقع سینه زنى (بالا و پایین پریدن) صحیح است؟ 

جواب) اگر موجب وهن مذهب یا مؤمنین یا مراسم عزادارى معصومین «علیهم السلام» باشد، جایز نیست و در هر حال بهتر است مؤمنین مراعات شؤون عزادارى معصومین «علیهم السلام» بویژه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین «علیه السلام» را بنمایند.

سؤال: استفاده از آلات موسیقى (مانند ارگ) و یا استفاده از طبل و سنج در مراسم عزادارى ائمه معصومین «علیهم السلام» چه حکمى‏ دارد؟ 

جواب) استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان علیه السلام نیست و شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود. البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد.

سؤال: آیا پوشیدن لباس سیاه در عزاى امامان معصوم «علیهم السلام» مکروه است؟ 

جواب) کراهت آن ثابت نیست، بلکه اگر براى تعظیم شعائر باشد داراى اجر و ثواب نیز خواهد بود.

 

دفتر آیت الله العظمی سیستانیبالا
سؤال :پهن کردن سفره هفت سین در ایام ماه محرم چه حکمى دارد؟ 

جواب :کارهائى که نوعا بى مبالاتى به مصائب اهل بیت(ع) شمرده شود باید ترک شود.

سؤال : نظر شریف را درخصوص دست زدن در مراسم مذهبى که به مناسبت تولد اهلبیت (ع) برگزار مى گردد اعلام فرمائید. 

جواب : کف زدن مانعى ندارد ولى مناسب است که در مجالس ائمه (ع) به جاى صلوات و ذکر قرار نگیرد.

سؤال :سینه زنى با زنجیر که در هند و پاکستان معمول است از نظر شرعى چه حکم دارد؟ 

جواب :بهتر است به نحو معمول و متعارف عزادارى کنند.

سؤال :در بعضى از مجالس عزادارى امام حسین (ع) بعضى از افراد پیراهن هاى خود را درمىآورند آیا اشکال دارد و به طورى که افراد نزدیک آنها از بوى عرق در اذیت هستند آیا این پیراهن درآوردن اشکال ندارد؟

جواب :مانعى ندارد.
سؤال : نظر آقا در مورد فعل سینه زدن و عریان شدن چیست ? 

جواب :مانعى ندارد.

سؤال : مىخواستم بدانم که اگر انسانى فقط در مراسم عزادارى و یا بوسیله نوارهاى عزادارى گریه اش بگیرد بگیرد اینکه در خلوت و تنهایى خودش نمىتواند گریه کند نشانه کم بودن درجه اخلاص وى است؟ لطفاً توضیح بفرمایید.

جواب : خیر چه بسا انسان در جمع و از مستقیم شنیدن واقعه بهتر آن را ترسیم مىکند و این موجب تأثر بیشتر مىگردد.
سؤال :آیا زنجیر زنى و سینه زنى و شبیه ذوالجناح و علم و آلات لهو استعمال کردن که توأم با غناست و مؤمنین را به گریه وا مى دارند حکمش چیست ؟ 

جواب :خواندن اشعار و مراثى اگر بنحو غنا باشد بنابر احتیاط جائز نیست .

سؤال :استفاده از طبل و سنج در دسته جات سینه زنى سید الشهداء (ع) آیا جائز است ؟ 

جواب :مانعى ندارد .

سؤال :آیا جائز است در مراسم عزادارى امام حسین (ع) به بدن جراحت وارد کرد؟

جواب :مانعى ندارد.
سؤال :آیا سینه زن در مراسم عزادارى ائمه اطهار علیهم السلام در شرع مقدس توصیه شده است؟ و آنرا به عنوان یک امر مستحبى میشناسد؟

جواب :سینه زدن از مصادیق جزع است که بر ائمه علیهم السلام، مستحب است.
سؤال :امروزه مشاهده مى شود که در مجالس سینه زنى بعضى از مردم لباسهاى خویش را بیرون آورده و به صورت لخت سینه مى زنند. آیا چنین عملى منافى شان ائمه علیهم السلام نمیباشد؟ و آیا اصلا چنین عملى جایز است؟ 

جواب :اشکال ندارد.

سؤال :حکم سینه زدن در مصیبت افراد غیر معصومین چگونه است؟ 

جواب :مى توانند در مصیبت دیگران براى عزاداران سید الشهداء علیه السلام سینه زنى کنند.

سؤال :لخت شدن در مراسم سینه زنی چه حکمی دارد؟

جواب :اشکال ندارد.

 

آیت الله العظمی صافی گلپایگانیبالا
سؤال ـ نظر مبارک راجع به طبل و سنج جهت هماهنگ نمودن سینه و زنجیر زدن در عزادارى ماه محرم چیست؟ 

جواب ـ مراسم عزادارى حضرت سید الشهداء علیه السلام که به صورت مجالس روضه و سخنرانى و حرکت هیئتهاى عزا برگزار مى شود از شعائر بزرگ مذهب و موجب احیاء آثار اهل بیت علیهم السلام و از علائم شعور دینى و تبلور احساسات مذهبى است باید مظاهر آن مظاهر ایمانى بوده و هر چه از آلایش استعمال این وسائل و آلات منزه تر باشد و ساده و بى پیرایه تر برگزار شود شکوه معنوى آن برتر و جلوه هاى آموزنده آن بیشتر مى شود این پیرایه ها و آلایش ها خصوصاً استفاده از آلات لهو که شرعاً ممنوع است از حال عزا و سوگوارى و توجه به مفاهیم بلند و آموزنده این مراسم مانع مى شود امید است در برگزارى این شعائر همگان موفق و مشمول عنایات خاصه حضرت بقیة اللّه ارواح العالمین له الفدا باشند.

سؤال ـ نظر به اینکه روش جمعى از محبین و شیفته گان عزادارى حضرت ابا عبدالله الحسین۷ عزادارى بنحو سنتى اعم از سینه زدن و زنجیر زدن بوده و مى باشد اخیراً بعضى در زدن زنجیر شبهه کرده اند نظر حضرتعالى در این باره چیست؟ 

جواب ـ ان للحسین ۷ حرارة مکنونة فی قلوب المؤمنین لا تبرد أبداً سینه زنى و زنجیر زنى در عزاى سید مظلومان حضرت أبى عبدالله الحسین سید الشهداء ۷ از شعائر مذهبى است و موجب احیاء حقّ و زنده نگهداشتن مراسم عاشورا یعنى بهترین و والاترین جلوه جهاد فى سبیل الله و فداکارى و جانبازى بندگان صالح خدا مخصوصاً حضرت امام حسین و اهل بیت بزرگوارش : و قیام آنان در برابر باطل بگونه اى که ابعاد آن قیام الهى فوق حدّ تصور است مى باشد چنانچه عزادارى بصورت نوحه خوانى و گریه کردن و گریاندن بسیار مطلوب و مرغوب و موجب اجر و مورد تأکید ائمه اهل بیت : است.

سؤال ـ اگر فردى طورى سینه یا زنجیر بزند که بدنش کبود یا قرمز بشود آیا باید کفاره بدهد؟ 

جواب ـ اگر ضرر معتد به براى بدن نداشته باشد در عزاى حضرت سید الشهداء۷ مانعى ندارد

سؤال ـ به مناسبت ایام محرم و صفر و ایام وفات و شهادت ائمه اطهار علیهم السلام مراسم تعزیه برگزار مى شود و این مراسم به نحوى است که بعضى افراد نقش امام معصوم یا نقش شخصیتهایى برجسته مثل حضرت عباس علیه السلام را اجرا مى کنند و در بعض تعزیه ها کسانى که این نقشها را به عهده مى گیرند داراى اخلاق و سابقه درخشانى نیستند فقط به جهت اینکه خوب برنامه اجرا مى کنند آن نقش را بعهده مى گیرند، نظر مبارک را نسبت به اصل موضوع و اینکه نقش امام معصوم را به نمایش مى گذارند بیان نمائید؟ 

جواب ـ بطور کلى تعزیه خوانى چنانچه مشتمل بر محرمات نباشد اشکال ندارد. و درخشان بودن سابقه تعزیه خوان شرط نیست ولى اگر سوء سابقه خصوص سوء حال فعلى عرفاً توهین باشد نباید آن اشخاص مجرى باشند و اصولاً مناسب این است که عزادارى حضرات ائمه طاهرین علیهم السلام به صورت مجلس روضه خوانى برگزار شود تا سخنرانان عالم و وعاظ و روضه خوانهاى متعهد ضمن ذکر مصائب آن بزرگواران با ذکر فضائل و مناقب و تاریخ زندگى ایشان و بیان احادیث و احکام و تبلیغ معارف اسلام و دفع بدع و شبهات، مردم را آگاه و به مکتب اهل بیت علیهم السلام هدایت و ارشاد نمایند.

سؤال ـ آیا دست زدن در مجالس مولودى ائمه اطهار(ع) جایز است و همچنین اگر در هنگام دست زدن، بدن و شانه ها باریتم شعر تکان بخورد، چه حکمى دارد؟ 

جواب ـ لهو است و اشکال دارد و مخصوصاً اشکالش در صورت دوّم بیشتر است و مشابه مجالس رقص و سماع بعض فرق باطله است و علاوه با احترام و قداست این مجالس عزیز مناسب نیست و معلوم نیست این چه گرایشى است که بعضى به امور لهویه و ملاهى پیدا کرده اند و چه شیطانى پشت ترویج این حرکات است.

سؤال ـ چند صباحى است که در ایام موالید ائمه اطهار علیهم السلام مجالس با شکوه و با عظمتى جهت سرور و شادباش مى گیرند، امّا در مجالس زنانه، خانم جلسه زنان حاضر در جلسه مکلف مى کند که برخیزند و برقصند تا این که حاجت خویش را بگیرند زیرا استدلالشان این است که خود ائمه به ما گفته اند در شادى ما شاد و در غم ما غمناک باشید. 

جواب ـ رقص زن فقط براى شوهر به تنهائى جایز است و در سایر موارد حرام مى باشد، و خوشنودى ائمه اطهار سلام اللّه علیهم اجمعین با عمل حرام انجام نمى گیرد و آنچه فرموده اند یفرحون لفرحنا مقصود این نیست که مجلس معصیت گرفته شود و اعمال خلاف شرع در آن صورت بگیرد کما آن که سیره افراد لاابالى و غیر متشرع در مجالس چنین است خداوند متعال گویندگان و شنوندگان را به آنچه وظیفه شرعى آنهاست هدایت فرماید تا با برداشت غلط از آیات و روایات موجبات اضلال مردم را فراهم ننمایند.

سؤال ـ شرکت در مراسمى که بعنوان جشن ولادت ائمه معصومین: جهت شادى به کف زدن و دست زنى نسبتاً شدید مشغول میشوند چه حکمى دارد؟ 

جواب ـ اگر کف زدن با نحوه خاصى که تناسب با مجالس لهو دارد انجام شود جایز نیست و شرکت در آن مجلس هم جایز نیست بنحو کلى در اینگونه مراسم مناسب است به ذکر مدایح ائمه : بپردازید که هم موجب سرور است و هم ثواب و نیز یادآورى فضائل آن بزرگواران که موجب تشدید محبّت و ولایت و بالنتیجه تکمیل معرفت خواهد شد و دست زدن بر خلاف شأن اینگونه مجالس است علاوه براینکه ممکن است تدریجاً امور دیگرى هم که قطعاً جایز نیست در این مجالس وارد شود.

سؤال ـ در مراسم تولد یا رحلت ائمه اطهار آیا زدن نى اشکال دارد یا نه؟ 

جواب ـ در موارد مذکوره و غیر آن مطلقاً حرام است.

سؤال ـ در ایام محرم و صفر که شخصى لباس مشکى پوشیده آیا اگر با همین لباس نماز بخواند و چون به منظور امام حسین(ع) پوشیده است باز هم براى نماز کراهت دارد؟ 

جواب ـ چون بعنوان اظهار حزن پوشیده و از اینجهت داراى رجحان است ممکن است در مورد سؤال کراهت آن مرتفع شود.

سؤال ـ برخى از ذاکرین در مدائح اهلبیت: تعبیراتى را بکار مى برند که بنظر مى رسد با شأن اهلبیت: منافات دارد، آیا بکار بردن اینگونه الفاظ چه صورت دارد؟ 

جواب ـ باید از بهترین مدایح که مشتمل بر مضامین صحیح و اقتباس از آیات و احادیث و نکات شعرى ادیبانه و دور از غلو است، استفاده شود.

سؤال ـ نظر شرع را در مورد نقالى بیان فرمائید. 

جواب ـ نقّالى اگر نقل صحیح تاریخ زندگى و اخلاق و سیره انبیاء عظام و ائمه طاهرین علیهم السلام باشد اشکالى ندارد بلکه مفید و مستحب است ولى اگر از روى شمایل و نقش باشد همان ذهنیت هاى غیر واقعى را در اذهان ترسیم مى نماید و در بعضى موارد خلاف ادب و احترام مى شود. والله العالم

 

آیت الله العظمی سید محمد حسینی شاهرودیبالا
سؤال : نظر حضرتعالى نسبت به مراسم عاشورا وزنجیر زدن وسینه زدن وحرکت مشعل ها چیست ، واگر انجام این کارها براى انسان ضرر جانى وبدنى داشت چگونه است ؟ 

جواب : زنجیر زدن وسینه زدن وحرکت مشعل جایز است تاجائى که تلف نفس یاضرر مهم بدنى یاوقوع در حرام نباشد ، وانجام مراسم عاشورا مستحب است چون تعظیم شعائر دینى است

سؤال : آیا تعزیه وشبیه خوانى اشکال دارد ؟ 

جواب: تعزیه وشبیه خانى چنانچه خالى از محرمات باشد اشکال ندارد

 

آیت الله العظمی نوری همدانی
سؤال- آیا گوش دادن صداهائى که همراه موسیقى‏اند و در مدح اهلبیت هم هستند جایز است؟ 

جواب: در صورتى که بحدّ غنا برسد اشکال دارد.

سؤال- بعضى از شعراء و مداحان در شعرهایشان جملاتى مانند قسم خوردم که تا ابد حیدر پرستم و یا زهرا پرستم بکار مى‏برند آیا بکار بردن چنین جملاتى جایز است یا خیر؟ و اگر جایز است توضیحش چیست؟ 

جواب: در صورتى که مورد سوء استفاده مخالفان قرار گیرد از بکاربردن چنین کلماتى اجتناب شود.

سؤال – آمدن زنان با وضع نامناسب در دنبال هیئتهاى عزادارى که موجب بروز گناهان و آلودگیهائى مى‏شود چه صورت دارد و براى عزدارى بانوان چه روشى را توصیه مى‏فرمائید؟ 

جواب: در صورتى که همراه با حرامى نباشد جایز است. بانوان محترمه باید سعى کنند ضمن شرکت در عزاداریها حجاب و عفاف خود را کاملاً رعایت نمایند.

سؤال- فلسفه سینه زنى چیست؟ کسى که لباسش را در مى‏آورد البته به طورى که نامحرم نبیند و سینه بزند تا اینکه از سینه‏اش خون بیاید حکمش چیست؟ 

جواب: سینه زنى یک نوع عزادارى و اظهار ارادت نسبت به خاندان عصمت و طهارت است که از طریق سینه زنى و روضه خوانى و… خاطره فداکارى و جانبازى امام حسین‏علیه‏السلام و سایر ائمه معصومین‏علیهم‏السلام براى همیشه در خاطره‏ها زنده مى‏ماند.

و سینه زدن بطور متعارف عملى ارزشمند و پسندیده است.

سؤال – دلیل سینه زدن براى ائمه ‏علیهم‏  لسلام چه مى‏باشد؟ 

جواب: سینه زدن براى ائمه‏علیهم‏السلام بعنوان تعظیم شعائر دینى و زنده نگاهداشتن خاطره و مظلومیت آنان در طول تاریخ مورد توجّه متشرعه بوده و سبب تقویت و احیاء حق و نشر معارف اهلبیت‏علیهم‏السلام است.

سؤال – الف: برهنه شدن مردان در حال سینه زدن و زنجیر زدن در منظر زنان چگونه مى‏باشد؟ 

ب: آیا تعزیه و شبیه خوانى در مراسم عزادارى جایز مى‏باشد؟

ه’: آیا تعزیه خوانى که مشتمل بر تشبّه مرد به زن و کوچک نمودن حضرت زینب (س) و معرفى حضرت سجاد علیه‏السلام به یک فرد بیمار و پاشیدن نقل و نبات و زدن ساز و امثال آنها جایز مى‏باشد؟ و شرکت در آن چه حکمى دارد؟

ج: آیا تشبّه به اهل بیت علیه‏السلام در نمایش و تعزیه و غیره جایز مى‏باشد؟

د: آیا پوشیدن لباس زنان توسط مردان در شبیه خوانى و استفاده از دهل و شیپور جایز مى‏باشد؟

جواب: در تعزیه خوانى در صورتیکه مطالب را صحیح بخوانند و از غنا اجتناب شود و مرد لباس زن نپوشد و از اجتماع مرد و زن مفاسدى بوجود نیاید اشکالى ندارد و نواختن طبل و سنج نیز بطور متعارف مانعى ندارد و تشبّه به اهلبیت‏علیهم‏السلام اشکال دارد و همچنین اگر عملى موجب کوچک شمردن اهلبیت‏علیهم‏السلام باشد اشکال دارد.

سؤال – آیا قمه زدن جایز است چنانچه در این مورد نذرى وجود داشته باشد وظیفه چیست؟ 

جواب: اشکال دارد

سؤال – حکم علمهائى که در مراسم عزادارى امام حسین علیه‏السلام از آنها استفاده مى‏شود و بعضى داراى نقش و نگارهائى هستند چیست؟ 

جواب: طبق متعارف اشکال ندارد.

سؤال – در ایام عزادارى امام حسین علیه‏السلام نماز اول وقت مقدم است یا عزادارى؟ 

جواب: همانطور که امام حسین علیه‏السلام و اصحاب و یارانش در وقت نماز، نماز را بر همه چیز مقدّم داشتند – نماز اوّل وقت را مقدم دارند بهتر است.

سؤال – آیا برپا کردن مراسم عزادارى یا جشن ائمه علیهم‏السلام و یا میهمانى، بدون اذن شوهر جایز مى‏باشد؟ 

جواب: در صورتیکه از اموال شوهر باشد جائز نیست

سؤال – لطمه زدنى که در مجالس سینه زنى و زنجیر زنى انسان بخود وارد مى‏کند در مصیبت سید الشهداء علیه‏السلام چه حکمى دارد؟ 

جواب: عزادارى براى امام حسین علیه‏السلام طبق سنّت متعارف و معمول بین شیعیان اشکال ندارد.

سؤال – پوشیدن لباس سیاه بعنوان عزادارى براى معصومین و ائمه هدى‏علیهم‏السلام خصوصاً حضرت سید الشهدا علیه‏السلام چه حکمى دارد؟ خصوصاً اگر کسى بخواهد در طول سال به این عنوان و یا دو ماه محرم و صفر را لباس سیاه بپوشد. 

جواب: مانعى ندارد بلکه بعنوان اعلان حزن و اندوه در مصیبت امام حسین علیه‏السلام و سایر ائمه معصومین‏علیهم‏السلام رجحان هم دارد

سؤال- آیا نذر در این موارد (پوشیدن لباس سیاه براى عزادارى…) منعقد مى‏شود یا خیر؟ 

جواب: در مواردى که رجحان داشته باشد نذر منعقد مى‏شود.

سؤال – نظر مبارک در مورد اشکال و یا عدم اشکال شرعى استفاده از وسائلى مانند طبل و دهل و چنگ و علامتهایى که مزّین به انواع زینتها مى‏شود و در پیشاپیش دسته‏هاى عزادارى حرکت مى‏دهند چیست؟ 

جواب: استفاده از ابزار فوق در عزادارى در حدّى که معمول است اشکال ندارد.

سؤال- نى زدن همراه با نوحه در مساجد که موجب حزن و نوعاً با گریه و زارى مستضعفین همراه است و موجب هتک حرمت مسجد نیز نمى‏گردد چه حکمى دارد؟ 

جواب: به احتیاط واجب نوحه خوانى در مساجد، همراه نى زدن نباشد

منبع:www.abalfazl.jeeran.com

تاریخچه‌ عزاداری برای امام حسین؛ از روز شهادت تا به امروز

تاریخچه‌ عزاداری برای امام حسین؛ از روز شهادت تا به امروز

ماه محرم برای مسلمانان و به‌خصوص شیعیان تداعی کننده‌ی عزا و ماتم و مصیبت است. وقتی به ایام محرم نزدیک می‌شویم، کوچه‌ها و خیابان‌ها رخت سیاه بر تن می‌کنند و تمام فضای شهر گویی در ماتم فرو می‌رود. هنوز هم پس از گذشت ۱۴۰۰ سال از شهادت امام حسین (ع) و یاران مظلومش در دشت کربلا، غم و ماتم مظلومیت وی زنده است و فرا رسیدن ماه محرم، داغ دل‌های مسلمین را تازه‌تر می‌کند. از روز شهادت این امام بزرگوار تاکنون، عزاداری، مخصوصا در ایام ماه محرم و صفر به رسم و سنت جدایی ناپذیر شیعیان و دوست‌داران اهل بیت تبدیل شده است. عاشورا و عزاداری برای امام حسین فقط یک مراسم ساده برای ابراز اندوه و ماتم نیست. به فرموده‌ی رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. عاشورا خون جاری رگ‌های اسلام و شیعه است. آیین عزاداری بر امام حسین اهمیت زیادی دارد و همه‌ی بزرگان دین و علمای اسلام بر برگزاری باشکوه و گسترده‌ی آن تاکید کرده‌اند که دلایل مختلفی برای این کار وجود دارد:

۱. تاکید قرآن بر زنده نگه داشتن فضیلت‌ها و صفات والای انسان‌های برجسته و اولیای دین در آیات مختلف.

۲. تاکید امامان معصوم درباره‌ی زنده نگه داشتن حادثه‌ی کربلا به شیوه‌های مختلف، مانند تشویق به برپایی مجالس سوگواری، تشویق به گریستن و گریاندن، تشویق شاعران به مرثیه سرایی و تشویق مومنان به زیارت امام حسین (ع).

۳. اهمیت ماه محرم در انتقال پیام جهانی امام حسین (ع).

۴. اهمیت سوگواری در وحدت و موفقیت ملت‌های مسلمان، مانند پیروزی مردم ایران در سال ۵۷ با تکیه بر باورهای دینی و قیام حماسه ساز امام حسین، یا دفاع مقتدرانه‌ی ایرانیان در ۸ سال دفاع مقدس با همین اعتقادات.

پس با توجه به اهمیت عزاداری، در آستانه‌ی ماه محرم نگاهی به تاریخچه‌‌ی عزاداری امام حسین (ع)، از روز شهادت ایشان و یارانشان تا به امروز می‌اندازیم.

عزاداری بلافاصله بعد از شهادت امام حسین (ع)

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

اگر بخواهیم به‌صورت بسیار دقیق به این موضوع بپردازیم، عزاداری برای امام حسین و یاران ایشان از همان روز واقعه‌ی کربلا در روز عاشورا شروع شد. بی‌شک نخستین کسانی که بر سوگ امام حسین اشک ریختند اهل بیت ایشان و قوم بنی هاشم بودند. در روایات نقل شده است که بعد از افتادن امام حسین از پشت اسب، اسب خون آلود ایشان به سمت خیمه‌ها رفت و زنان، خواهران و دختران آن حضرت با شنیدن شیهه‌ی اسب از خیمه‌ها بیرون آمده و بر سر و صورت خود می‌زدند و گریه می‌کردند. در مورد عزاداری اهل بیت امام در شب پس از واقعه، چیزی در منابع معتبر تاریخی ذکر نشده است اما در روز یازدهم محرم هنگامی که «عمر بن سعد» دستور داد تا اهل بیت را از خیمه‌ها بیرون کنند و به سمت کوفه روانه شوند، مادران، همسران و دختران شهیدان با بدن‌های به خون نشسته‌ی عزیزانشان با سوگ و ماتم و عزاداری وداع کردند. در صدر این زنان حضرت زیبت (س) بود که در قتلگاه با سخنان آتشین و سوزناک دوست و دشمن را به گریه واداشت:

یا محمد! درود ملائکه‌ی آسمان بر تو باد! اکنون این حسین است که بر زمین افتاده، به خون خود آغشته گشته و اعضایش قطعه قطعه گردیده است. یا محمد! این‌ها دختران تو هستند که اسیر شده‌اند، این‌ها فرزندان تو هستند که بر بدن‌هایشان باد صبا می‌وزد!

پس از رسیدن اسرای کربلا به کوفه، اهل بیت دوباره به عزاداری پرداختند و امام سجاد (ع)، حضرت زینب، حضرت ام کلثوم و فاطمه صغری خطبه‌هایی ایراد کرده و از مظلومیت خاندان خود گفتند و اهل کوفه با دیدن حال و اوضاع اسیران، اندوه بر دلشان نشست و چشمانشان اشک‌بار شد، به‌حدی که امام سجاد (ع) فرمودند:

این زنان بر ما می‌گریند، پس چه کسی ما را کشته است؟

بعد ازعزاداری‌ها در کوفه و شام، عزاداری چهلمین روز شهادت امام حسین، در کربلا برگزار شد. زمانی که اسیران کربلا را به مدینه می‌بردند، آن‌ها برای زیارت قبور شهدا به کربلا رفته و آن جا «جابر بن عبدالله انصاری» و تعدادی از افراد قبیله‌ی بنی هاشم را دیدند که آن‌ها هم برای زیارت به آن جا آمده بودند. اولین عزاداری در مدینه نیز توسط «ام سلمه»، همسر پیامبر برگزار شد و بعد از رسیدن کاروان اهل بیت و امام سجاد نیز دوباره عزاداری بزرگی به‌پا شد و امام سجاد مصائب کربلا را برای مردم شرح داد و مردم در سوگ این مصیبت عظیم گریستند.

عزاداری در دوران ائمه‌ی اطهار (ع)

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

در دوران امامت امام باقر (ع) و امام صادق (ع) دولت بنی امیه ضعیف‌تر از قبل شده بود و سرانجام توسط عباسیان سرنگون شدند. در این دوره دولت عباسی ابتدا با خاندان پیامبر رفتار نرم‌تری داشت و این دو امام بزرگوار هر ساله با تشکیل جلساتی به برگزاری مراسمات عزاداری ابا عبدالله می‌پرداختند. اما بعدها از گسترش این عزاداری‌ها جلوگیری شد. این اوضاع تا زمان امامت امام رضا (ع) ادامه داشت. در این دوران شیعیان در شرایط بهتری به‌سر می‌بردند و عزاداری‌ها در آرامش بیشتری برگزار می‌شد. اما دوباره بعد از شهادت امام رضا، امامان معصوم تقیه را در پیش گرفتند و امکان برگزاری جلسات عزاداری نداشتند. عزاداری علنی در دوران امامت ائمه‌ی اطهار فقط در کنار مرقد امام حسین در کربلا برگزار می‌شد و شیعیان برای حفظ جانشان در داخل منازل خود عزاداری را برگزار می‌کردند. نوع عزاداری نیز فقط به‌شکل مرثیه‌ سرایی، گریستن و گریاندن بود.

عزاداری در دوران حکومت آل بویه

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

شاید بعد از شهادت امام حسین و یارانشان در دشت کربلا، اولین باری که شیعیان و دوستداران اهل بیت توانستند به‌راحتی در کوچه‌ها و خیابان‌ها به عزاداری بپردازند و این کار به رسمیت شناخته شد، دوران حکومت آل بویه بود. رهبران این سلسله از شیعیان بودند و در عراق و ایران به قدرت رسیدند. پس از به حکومت رسیدن آل بویه، در عاشورای سال ۳۵۲ هجری قمری مراسمات عزاداری و نوحه‌خوانی برای امام حسین برگزار شد و مردم با آویختن پارچه‌های کهنه و سیاه ماتم خود را نشان دادند. یک سال بعد، در عاشورای سال ۳۵۳ معزالدوله عزای عمومی اعلام کرد و از مردم خواسته شد همه با پوشیدن لباس سیاه، غم و اندوه خود را نشان دهند. ابن جوزی در کتاب المنتظم می‌نویسد:

در سال ۳۵۲ هجری معزالدوله دیلمی دستور داد مردم در روز عاشورا جمع شوند و اظهار حزن کنند. در این روز بازارها بسته شد و خرید و فروش موقوف گردید؛ قصابان گوسفند ذبح نکردند، هریسه پزها هریسه (حلیم) نپختند، مردم آب ننوشیدند؛ در بازارها خیمه برپا کردند به رسم عزاداری کرباس آویختند؛ زنان به سر و روی خود می‌زدند و بر حسین ندبه می‌کردند.

در آن دوران حکومت‌های شیعی در ایران، عراق، یمن، شام، مصر و طبرستان به قدرت رسیده بودند و این فرمان معزالدوله در سرزمین‌های شیعه نشین با استقبال مردم مواجه شد. در دوران آل بویه اگر عید نوروز یا مهرگان با محرم مصادف می‌شد، آن‌ها به احترام این ماه جشن را دیرتر برگزار می‌کردند. اما به‌علت پررنگ‌تر شدن مراسم عاشورا و عید غدیر، گاهی میان شیعیان و سنی‌های متعصب درگیری ایجاد می‌شد که این امر باعث منع برگزاری عزاداری در برخی مناطق می‌شد. 

عزاداری در دوران سلجوقیان

حاکمان سلجوقی از دوستداران اهل بیت بودند. ملکشاه که از پادشاهان سلجوقی بود، به‌همراه خواجه نظام در سال ۴۷۹ هجری قمری به زیارت کاظمین، نجف و کربلا رفت. محمد بن عبدالله بلخی که از مولفان آن دوره بود، برای عالمان، مسئولان و طلاب نظامیه‌ی اهل سنت سخنرانی می‌کرد و پس از آن روضه‌ می‌خواند و از مظلومیت‌های اهل بیت سخن می‌گفت. چنین مراسماتی تا اوایل سلطنت «طغرل سلجوقی» در بغداد و برخی شهرهای ایران ادامه داشت. 

عزاداری در دوران خوارزمشاهیان

پس از به قدرت رسیدن خوارزمشاهیان، «محمد خوارزمشاه» می‌خواست «علا الملک ترمذی» را که از سادات حسینی خراسان بود، به مقام خلیفه‌گری برساند. این کار باعث تضعیف خلفای عباسی می‌شد که از سنی‌ها حمایت می‌کرد. در نیمه‌ی دوم قرن هفتم سرانجام خلفای عباسی ضعیف و ضعیف‌تر شده و در نیمه‌ی دوم قرن هفتم با روی کار آمدن ایلخانان در ایران و عراق مذهب سنت ضعیف‌تر از قبل شد.                                                                                

عزاداری در دوران ایلخانان

ایلخانان که از قوم مغول و فرزندان چنگیز بودند، در نیمه‌ی دوم قرن هفتم به قدرت رسیدند. در این دوران شیعیان فرصت بسیار مناسبی برای انجام مراسم‌های مذهبی خود پیدا کردند. «غازان خان» با مذهب شیعه مشکلی نداشت و سرانجام در زمان هکومت «اولجایتو» مذهب شیعه به مذهب رسمی کشور تبدیل شد. شیعیان هر ساله در ماه محرم آزادانه می‌توانستند مجالس عزاداری برپا کنند. حتی در قرن نهم در دوران تیموریان نیز در هرات، پایتخت آن‌ها علاوه‌بر مردم، شاهزادگان و بزرگان کشور نیز با فرا رسیدن ماه محرم با بر تن کردن رخت عزا و شرکت در مجالس عزاداری برای این امام عزیز سوگواری می‌کردند.

عزاداری در دوران صفویان

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

پس از به قدرت رسیدن پادشاهان شیعه مذهب صفوی، عزاداری امام حسین با شکوه بی‌سابقه‌ای برگزار شد. سرودن اشعار مذهبی، مدح و تعزیه در رثای امامان و شهدای کربلا برای شاعران افتخاری بزرگ بود.هر ساله در ایام محرم مردم در کوچه‌ها و خیابان‌های شهرها عزاداری‌های عظیمی برگزار می‌کردند که تا به آن روز دیده نشده بود. در آن دوران بود که کتاب «روضة الشهدا» نوشته شد و مراسم عزاداری ماه محرم شکل جدیدی به نام «روضه خوانی» یا قرائت «روضة الشهدا» به خود دید. صد و پنجاه سال بعد از آن این روضه‌ها و اشعار به رشته‌ی تحریر درآمدند و نمایش‌های تعزیه کم کم پاگرفتند. متن این داستان‌ها از همان کتاب «روضة الشهدا» گرفته می‌شد و از قرن ۱۶ میان شیعیان گسترش یافت. بعد از آن بود که تکیه‌ها، حسینیه‌ها و موقوفات مربوط به امام حسین (ع) در ایران شروع به کار کرد. «کارری» در یکی از سفرنامه‌های خود درباره‌ی عزاداری مردم در دوره‌ی صفوی این‌گونه می‌نویسد:

روز دوشنبه ۲۳ ماه اوت، با طلوع ماه نو، برگزارى مراسمِ بسیار غم‌انگیزی آغاز گردید. ایرانیان به یاد درگذشت دو تن از امامان خود، حسن و حسین فرزندان على این مراسم را همه ساله برگزار مى‌کنند. این دو تن در نزدیکى‌هاى بغداد به دست عمر ابن سعد به قتل رسیده‌اند. این مراسم ده روز طول مى‌کشد و در تمام این مدت میدان‌ها و گذرگاه‌ها چراغانى و روشن و علم‌هاى سیاه در همه جا بر افراشته است. در سر گذرها صندلی‌هایى گذاشته‌اند که هر چندگاه یک ملا بر روى آن مى‌نشیند و سخنانى در منقبت و مصیبت کشتگان مى‌گوید. همه‌ی ساکنان محلات در حالى که به‌عنوان سوگوارى جامه‌ی کبود یا سرخ بر تن کرده‌اند، در پاى کرسى وعظ و مرثیه آنان مى‌نشینند. بعضى از این اشخاص در بین وعظ دو ملا از میوه‌ی فصل نیز استفاده مى‌کنند.

مغول‌ها و گورکانیان هند نیز با الگوبرداری از صفویان، در ماه محرم مراسم‌ عزاداری برگزار می‌کردند.

عزاداری در دوران افشاریه، زندیه و قاجار

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

از آنچه که در منابع تاریخی به‌دست آمده است، در دوران افشاریه و زندیه‌ شکل‌های مختلف عزاداری دوره‌های قبل، گسترش یافته‌اند. شروع تعزیه‌خوانی را نیز مربوط به دوران حکومت کریم خان زند می‌دانند. گفته می‌شود در زمان پادشاهی کریم خان سفیری به دیدار کریم خان می‌آید و در خدمت او سخنان حزن‌انگیز درباره‌ی واقعه‌ی کربلا می‌گوید. کریم خان بعد از شنیدن سخنان او دستور می‌دهد صحنه‌هایی از وقایع کربلا و سرگذشت هفتاد و دو تن را بسازند و از حوادث غم‌انگیز آن نمایش اجرا کنند که این کار به تعزیه معروف شد. ابتدا این نمایش‌ها در چهارراه‌ها و میادین اصلی شهر برگزار می‌شد اما بعدها به بازارها، کاروان‌سراها، منازل شخصی و تکیه‌ها نیز کشیده شد.

البته تکیه‌ها در دوران قاجار شکل گرفتند و دیگر شکل‌های عزاداری از هم لحاظ محتوا و هم از لحاظ کیفیت و نحوه‌ی برگزاری به تکامل رسید. برای مثال شبیه خوانی شیوه و روش خاص خود را در این زمان پیدا کرد و چندیدن تکیه و ساختمان برای برگزاری تعزیه خوانی ساخته شد. در سال ۱۲۴۸ شمسی به دستور ناصرالدین شاه قاجار «تکیه‌ی دولت» با گنجایش هزار نفر تماشاگر ساخته شد. برخی حتی معتقد هستند که در دوران قاجار بسیاری ار آیین‌های مربوط به عزاداری امام حسین مرسوم شد که از آن جمله می‌توان به برپایی سقاخانه، سخنوری، مراسم دفن شهدای کربلا و مراسم تشت گذاری اشاره کرد. 

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

عزاداری امام حسین در دوران پهلوی

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

قبل از رسیدن رضا خان به تخت پادشاهی و هم‌نین در اوایل حکومت او، وی خود را فردی مومن و معتقد به اصول و سنت‌های مذهبی نشان داد. یکی از اقدامات عوام فریبانه‌ی او حضور در مراسم‌های عزاداری امام حسین در ماه محرم بود. وی سربازان قزاق را در دسته‌های عزاداری حاضر می‌کرد و خود در اول صف، به‌دنبال دسته‌های مردم با سر و پای برهنه سینه می‌زد و عزاداری می‌کرد. اما پس از آن که وی به هدف خود رسید، برای برچیدن اعتقادات مذهبی مردم و کاهش نفوذ علما میان ملت، دستور داد تمام مراسم‌های عزاداری مردم در ماه محرم تعطیل شود. وضع به جایی رسیده بود که مردم به‌صورت مخفیانه و شبانه در زیرزمین منازل خود برای امام حسین (ع) جلسات عزاداری بر پا می‌کردند و شبانه از روی پشت بام‌ها خود را به محل عزاداری می‌رساندند. چنین خفقانی باعث به‌وجود آمدن نوع دیگری از عزاداری شد که به‌صورت هفتگی یا ماهانه در منازل برگزار می‌شود: ما امروزه نیز شاهد برگزاری چنین مراسم‌های در ماه‌های محرم، صفر و در برخی نقاط در تمام طول سال هستیم.

در دوران حکومت پهلوی دوم نیز تلاش می‌شد چنین مراسم‌های مذهبی برچیده شود اما امام خمینی در عاشورای سال ۴۲، با سیاسی کردن این مراسم اهمیت آن را دو چندان کرد. دولت از علما می‌خواست در عزاداری‌ها علیه شاه و اسرائیل سخنی به میان نیاورند و مباحث سیاسی را پیش نکشند. اما امام بدون توجه به این تهدیدات در مراسم‌ عاشورا و دیگر مجالس عزاداری به‌شدت از دولت انتقاد کرد و از آن به بعد بود که عاشورا تبدیل به شروع قیام مردم ایران علیه ظلم یزیدی مستکبران زمان شد. این قیام‌ها در سال‌های ۵۶ و ۵۷ به اوج خود رسید و حضور میلیونی مردم در عاشورای ۵۷ پایه‌های رژیم پهلوی را کاملا سست کرد تا این که در بهمن همان سال، مردم تیر خلاص را به این رژیم زدند.

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

عزاداری پس از انقلاب اسلامی

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

بعد از انقلاب اسلامی دولت از تمامی مراسم‌های مذهبی که آسیب زننده و مغایر با اصول و سنت‌های اسلامی نبود، حمایت کرد. دیگر شکل‌های عزاداری بیش از پیش با شکوه و عظمتی دو چندان شکل گرفت. هر چه که به جلو پیش می‌رویم، عزاداری‌ها و حتی دیگر مراسمات و اعیاد مذهبی بیش از پیش باشکوه‌تر برگزار می‌شود. برخی از رسوم و عزاداری‌های مردم حتی به جاذبه‌ی گردشگری مذهبی تبدیل شده‌اند. برای مثال حسینیه اعظم زنجان به دومین قربانگاه بزرگ جهان اسلام تبدیل شده است و همه ساله مردم برای عزاداری و ادای نذر خود به این شهر می‌روند. هیئت‌های مذهبی بعد از انقلاب گرفتند. منظور از مفهوم «هیئت» یک دسته و گروه منظمی است که با برنامه‌ی خاصی به تشکیل جلسه و عزاداری می‌پردازند. 

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

کشور عزیزمان ایران قومیت‌های مختلفی دارد و از این رو، فرهنگ‌ها و آیین‌های مختلفی را در خود جای داده است. همان‌طور که در بالا اشاره شد، در گذر تاریخ، از شهادت امام حسین (ع) و یارانشان تا به‌ امروز شاهد به‌وجود آمدن آیین‌های مختلف عزاداری هستیم. در ایران نیز امروزه در ماه محرم هر منطقه و شهر به شکل و آداب خاصی مراسم عزاداری را برپا می‌کنند. برای مثال در خوزستان سازهای مخصوصی برای عزاداری دارند، مانند سنج، دمام و بوق که قدمت هم‌نوایی آن‌ها در عزاداری امام حسین به بیش از ۱۰۰ سال می‌رسد. یا در استان خراسان جنوبی در روستای «خور» مراسم «مشعل گردانی» برگزار می‌شود که این مشعل را در شب نهم محرم روشن می‌کنند. 

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تاریخچه عزاداری برای امام حسین

تمامی این آیین‌ها نشان‌گر تاریخ و فرهنگ مردم منطقه‌ی خود است. همانطور که قبلا هم اشاره شد، بسیاری از آن‌ها به یکی از جاذبه‌های گردشگری مذهبی کشورمان تبدیل شده‌اند. به‌همین دلیل در ادامه‌ی این مقالات به معرفی آیین‌های عزاداری شهرهای مختلف خواهیم پرداخت.

آیا امام حسین (ع) می دانست شهید می شود ؟ اگر چنین است ، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفت ؟

آیا امام حسین (ع) می دانست شهید می شود ؟ اگر چنین است ، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفت ؟

بر اساس احادیث و روایات شیعی ، امامان (ع) از علم غیب موهبتی از سوی خداوند بهره مندند . خداوند متعال می فرمایند : ( عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول) جن 72
این آیه نشان می دهد که علم غیب اختصاص به خداوند دارد و کسی جز خدا آن را نمی داند . اما ممکن است پیامبر با رضایت پروردگار متعال ، بداند و نیز ممکن است دیگر انسان ها از سوی خدا و یا به تعلیم پیامبران ، از آن اگاهی یابند .
علامه طباطبائی (ره) - صاحب تفسیر المیزان- در این باره می گوید : " سید الشهدا (ع) - به عقیده شیعه امامیه - سومین جانشین از جانشینان پیامبر اکرم (ص) و صاحبه ولایت کلیه می باشد . علم امام (ع) به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع - طبق آنچه از ادله نقلیه و براهین عقلیه بر می آید - دو قسم است :
قسم اول : امام (ع) در هر شرایطی - به اذن خداوندی - به حقایق جهان هستی آگاه است ، اعم از آنها که تحت حس قرار دارند یا آنها که از دایره حس بیرون می باشند ؛ مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده .
قسم دوم : علم عادی است که پیامبر (ص) و نیز امام (ع) مانند سایر افراد ، در مجرای اختیار و بر اساس علم عادی است و آنچه را شایسته می بیند ، انجام می دهد
باید توجه کرد که علم قطعی امام به حوادث تغییر ناپذیر ، مستلزم جبر نیست ؛ همان طور که علم خداوند به افعال انسان ، مستلزم جبر نیست ؛ چرا که مشیت خداوندی به افعال اختیاری انسانی ، از راه اراده و اختیار تعلق گرفته است ؛ یعنی ، خداوند علم دارد که انسان با اختیار و اراده خود کدام کارها را انجام می دهد .
درباره امام حسین (ع) نیز می دانیم و به نقل متواتر ثابت است که رسول اکرم (ص) و امام علی (ع) از شهادت سید الشهدا (ع) خبر داده بودند و این اخبار در معتبرترین کتاب های تاریخ و حدیث ضبط شده است . صحابه ، همسران ، خویشاوندان و نزدیکان پیغمبر (ع) این اخبار را بلاواسطه و یا با واسطه شنیده بودند .
همچنین وقتی امام حسین (ع) عازم هجرت از مدینه به مکه معظمه شد و هنگامی که در مکه تصمیم به سفر عراق گرفت ؛ اعیان و رجال اسلام در بیم و تشویش افتاده و سخت نگران شدند .
هم به ملاحظه اینکه به طور یقین می دانستند بر طبق اخبار پیغمبر (ص) شهادت در انتظار حسین (ع) است و هم به ملاحظه اوضاع روز و استیلای بنی امیه بر جهان اسلام و رعب و هراسی که از ظلم و ستم شان در دل ها افتاده و خفقانی که قلوب مسلمین را فرا گرفته بود ؛ از اینکه بتوان با حکومت ستمکار بنی امیه به مبارزه برخاست ، مأیوس و ناامید بودند و هم با امتحاناتی که مردم کوفه در عصر حضرت امیرالمومنین (ع) و امام حسن (ع) داده بودند ، روشن بود که امام حسین (ع) به سوی مرگ و شهادت سفر می کند و احتمال اینکه جریان به طور دیگر خاتمه یابد ، بسیار ضعیف بود .
امام حسین (ع) به طور مکرر از قتل خود خبر می داد ؛ اما از خلع یزید و تصرف ممالک اسلامی و تشکیل حکومت به کسی خبر نداد ؛ هر چند همه را موظف و مکلف می دانست که با آن حضرت همکاری کنند و از بیعت با یزید و اطاعت او امتناع ورزند و بر ضد او شورش و انقلاب بر پا نمایند . البته آن حضرت می دانست که چنین قیامی بر پا نخواهد شد و خودش با جمعی قلیل باید قیام کنند و کشته شوند . از این رو شهادت خود را به مردم اعلام می کرد . گاهی در پاسخ کسانی که از آن حضرت می خواستند سفر نکند و به عراق نرود می فرمود : " من رسول خدا را در خواب دیدم و در آن خواب به کاری مامور شدم که اگر آن کار را انجام دهم سزاوار تر است ."
در کشف الغمه از حضرت زین العابدین نقل شده که فرمود : " به هر منزلی فرود آمدیم و بار بستیم، پدرم از شهادت یحیی بن زکریا سخن می گفت و از آن جمله روزی فرمود : از خواری دنیا نزد باری تعالی این است که سر مطهر یحیی را بریدند و به هدیه نزد زن زانیه ای از بنی اسرائیل بردند ".

بنابر آنچه گفته شد مدارک و مصادر معتبر تاریخی دلالت دارند که امام حسین (ع) از شهادت خود و به دست نیامدن پیروزی نظامی ، علم و آگاهی داشت و قیام آن حضرت ، اعلان بطلان حکومت یزید ، احیای دین ، رفع شبهات و انحرافات فکری و نجات اسلام از ضربات کشنده حکومت یزید بود . هنر امام حسین (ع) در این بود که "حقانیت" خود را با پاسخ به دعوت کوفیان ، با تدبیر و "عقلانیت " پیش برد ؛ به گونه ای که بر همگان اتمام حجت شد و نهضت خود را با " مظلومیت " آمیخته کرد تا چهره ظالمان هر چه منفورتر در طول تاریخ باقی بماند و قابل محو شدن و کم رنگ تر شدن نباشد . لذا این رنگ الهی تنها با " شهادت و اسارت " جاودانه ماند .




فلسفه عزاداری بر اهل بیت (ع) و فواید آن چیست ؟

فلسفه و حکمت عزاداری را می توان در امور ذیل ، رهیابی کرد :
الف . محبت و دوستی : قرآن و روایات ، دوستی خاندان رسول اکرم (ص) و اهل بیت (ع) را بر مسلمانان واجب کرده است . روشن است که دوستی لوازمی دارد و محب صادق ، کسی است که شرط دوستی را - چنان که باید و شاید - به جا آورد . یکی از مهم ترین لوازم دوستی ، هم دردی و هم دلی با دوستان در مواقع سوگ یا شادی آنان است ؛ از این رو در احادیث ، بر پایی جشن و سرور در ایام شادی اهل بیت (ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان ، تاکید فراوان شده است .
حضرت علی (ع) در روایتی می فرماید : " شعیه و پیروان ما در شادی و حزن ما شریکند " . امام صادق (ع) نیز فرمودند : " شیعیان ما پاره ای از خود ما بوده و از زیادی گل ما حلق شده اند ؛ آنچه که ما را بد حال یا خوشحال می سازد ، آنان را بدحال و خوشحال می گرداند . "
جز این وظیفه عقلانی و شرعی ، ایجاب می کند که در ایام عزاداری اهل بیت (ع) حزن و اندوه خود را به " زبان حال " ؛ یعنی ، با اشک ، آه و ناله و زاری ، از نظر خوراک ، با کم خوردن و کم آشامیدن مانند افراد غم زده و از نظر پوشاک ، با پوشیدن لباسی که از حیث جنس و رنگ و نحو پوشش در عرف ، حکایت گر اندوه و ناراحتی است ، آشکار سازیم .
ب . انسان سازی : از آنجا که در فرهنگ شیعی ، عزاداری باید از سر معرفت و آرمان های آنان بوده و بدین شکل ، آدمی را به سمت الگو گیری و الگو پذیری از آنان سوق می دهد .
فردی که با معرفت در مجالس عزاداری ، شرکت می کند ؛ شعور و شور ، شناخت و عاطفه را در هم می آمیزد و در پرتو آن ، انگیزه ای قوی در او پدیدار گشته و هنگام خروج از مراسم عزاداری ، مانند محبی می شود که فعال و شتابان ، به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است .
ج . جامعه سازی : هنگامی که مجلس عزاداری ، موجب انسان سازی گشت ؛ تغییر درونی انسان به عرصه جامعه نیز کشیده می شود و آدمی می کوشد تا آرمان های اهل بیت (ع) را در جامعه حکم فرما کند .
به بیان دیگر ، عزاداری بر اهل بیت (ع) ؛ در واقع با یک واسطه زمینه را برای حفظ آرمان های آنان و پیاده کردن آنها فراهم می سازد . به همین دلیلی می توان گفت : یکی از حکمت های عزاداری ، ساختن جامعه بر اساس الگوی ارائه شده از سوی اسلام است .
د . انتقال دهنده فرهنگ شیعی به نسل بعد : کسی نمی تواند منکر این حقیقت شود که نسل جدید در سنین کودکی ، در مجالس عزاداری با فرهنگ اهل بیت (ع) آشنا می شوند . به راستی عزاداری و مجالس تعزیه ، یکی از عناصر و عوامل برجسته ای است تا آموزه های نظری و عملی امامان راستین ، به نسل های آینده منتقل شود .
مراسم عزاداری ، به دلیل قالب و محتوا ، بهترین راه برای تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایی آنان با گفتار و کردار اهل بیت (ع) است .

سوالات و شبهاتی در رابطه با صحنه ی کربلا و امام حسین (ع)


فلسفه و حکمت عزاداری بر امام حسین (ع) چیست ؟

مساله انسان سازی ، جامعه سازی و انتقال فرهنگ شیعی به نسل بعد در مجالس امام حسین (ع) قوی تر نیز می باشد ؛ زیرا ماهیت قیام امام حسین (ع) و نیز آموزه های تربیتی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی عاشورا ، در تعالی و بالندگی انسان و جامعه چشم گیر بوده و عناصر رویداد کربلا ، مولفه های اساسی و اصلی را در ترسیم فرهنگ شیعی رقم زده است که توسط مراسم سوگواری به نسل بعد منتقل می شود .
با توجه به بیانات ، سخنان و شعارهای عاشورا ، می توان عناصر انسان ساز ، جامعه ساز و فرهنگ ساز را ملاحظه کرد ؛ مواردی چون :
عبادت ، ایثار ، شجاعت ، توکل ، صبر ، امر به معروف و نهی از منکر ، نابودی اسلام در شرایط سلطه یزیدیان ، حرمت بیعت با کسی چون یزید ، شرافت مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار ، اندک بودن انسان های راستین در صحنه امتحان ، لزوم شهادت طلبی در عصر حاکمیت باطل ، زینت بودن شهادت برای انسان ، تکلیف مبارزه با سلطه جور و طغیان ، اوصاف پیشوای حق ، تسلیم و رضا در برابر خواسته خدا ، همراهی شهادت طلبان در مبارزات حق جویانه ، حرمت ذلت پذیری برای آزادگان و فرزانگان مومن ، پل بودن مرگ برای عبور به بهشت برین ، آزادگی و جوانمردی ، یاری خواهی از همه و همیشه در راه احقاق حق .
درس آزادی به دنیا دارد رفتار حسین بذر همت در جان افشاند ، افکار حسین
گر نداری دین به عالم، لااقل آزاده باش این کلام نغز می باشد ز گفتار حسین
مرگ با عزت ز عیش در مذلت بهتر است نغمه ای می باشد از لعل دربار حسین
در عین حال موارد ذیل علاوه بر موارد پیش گرفته ، می توانند حکمت عزاداری بر امام حسین را تبیین کنند :
1- نوعی اعتراض به ظالمان زمان و حمایت از مظلومان جهان ؛
2- عامل تقویت حس عدالت خواهی و انتقام جویی از ستمگران ؛
3- زمینه ساز اجتماع شیعیان جهت پیروی و دفاع از حق ؛

چرا عزاداری سایر امامان (ع) مانند عزاداری امام حسین (ع) نیست ؟

این به دلیل گستردگی کمی و کیفی واقعه عاشوراست . وضعیت خاص جهان اسلام و مسلمانان ، حالات حاکمان مسلمان و ظلم های فراوان آنان ، در بند کشیده شدن انسانیت و آزادی ، تحقیر امت اسلامی ، سلب امنیت ، تشدید ظلم علیه شیعیا ، فراموشی آموزه هایی چون امر به معروف و نهی از منکر ، شیوع بدعت ها و ورود آنها به دین ، اخلال در وحدت مسلمانان ، فراموشی اخلاق اسلامی و انسانی و ... از یک سو و موقعیت ویژه اباعبدالله (ع) از جهت مظلومیت و تنهایی ، کیفیت برخورد مسلمانان به ظاهر دوست با حضرت ، نوع جنگ و برخورد فیزیکی با آن حضرت و اصحاب و اهل و عیالش ، آموزه ها و درس های تربیتی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی و به خصوص امام حسین (ع) از سوی دیگر ؛ همه و همه شکل خاصی به این حادثه داده است که ابعاد گوناگون ، پیچیده و ژرف آن ، موضوعات و مسائل فراوانی را برای تحقیق و پژوهش فرا روی محققان قرار داده است و این با توجه به وجود هزاران کتابی است که تا کنون در زمینه این رویداد ، به نگارش در آمده است .
حضرت رسول (ص) امام علی (ع) ، حضرت زهرا (س) ، امام حسن مجتبی (ع) و معصومان پس از اباعبدالله (ع) ؛ به دلیل همین ویژگی های خاص و منحصر به فرد قصه کربلا ، این همه برای احیای یادکرد آن در قالب عزاداری تاکید فرموده اند .
به هر روی نفس حوادث عاشورا و ابعاد گوناگون آن ، آن را واقعه ای بی نظیر در تاریخ ساخته است ؛ چنان که امام صادق (ع) فرمود : " لا یوم کیومک یا ابا عبدالله " و روشن است که نکوداشت هر واقعه ای ، به گستردگی آن بستگی دارد و چون حادثه عاشورا چنین است ، عزاداری آن نیز کماً و کیفاً با عزاداری برای واقعه های دیگر قابل مقایسه نیست .




وجود روایاتی که ثواب عزاداری برای امام حسین (ع) را بی حد و مرز ذکر می کند تا چه اندازه صحیح است ؟

عزاداری برای سالار شهیدان ، آقا ابا عبدالله الحسین (ع) از بزرگترین اسباب تقرب به خداوند و دارای اجر و ثواب فراوان می باشد . روایات بسیاری در این خصوص در کتابهای معتبر وارد شده که در میان آنها ، احادیث دارای اعتبار کافی و قابل اعتماد نیز فراوان است .
در این مورد چند نکته اساسی را باید در نظر گرفت :
1- این گونه روایات نیز مشتمل بر صحیح و سقیم هستند .
2- مقصود از روایات هایی که آثار خاصی را برای بعضی از اعمال ذکر کرده اند ، این نیست که فلان عمل " علت تامه " آن اثر است ؛ بلکه مقصود اقتضای اثر است . " علت تامه " مجموع علل موثر بر یک چیز با رفع تمام موانع است . تاثیر چنین علتی بر معلول ، حتمی و ضروری است و به هیچ وجه تخلف بردار نیست . در حالی که "مقتضی" ، یکی از شرایط موثر بر یک پدیده است که در صورت نبود موانع ، می تواند اثر کند ؛ ولی اگر مانعی بر سر راه آن قرار گیرد ، توان تاثیر ندارد .
چنین چیزی در جهان مادیات و اسباب و مسببات طبیعی نیز هست ؛ مثلا اگر گفته می شود : " آتش سبب احتراق چوب است " ، به نحو مقتضی است ؛ یعنی تا دیگر شرایط مانند وجود اکسیژن پدیدار نشود و موانع برطرف نگردد ، عمل احتراق صورت نخواهد پذیرفت .
بنابراین اگر کسی چوب تری را در آتش اندازد و با گذشت چند دقیقه ، از احتراق خبری نباشد ، نباید در آن گزاره تردید کند ؛ بلکه باید جست و جو کند که آیا این گزاره مشروط به شرایطی نیز هست یا نه ؟ و آیا مانعی برای تاثیر آتش در چوب وجود دارد یا خیر ؟ آن گاه خواهد دید که این گزاره - ضمن دارا بودن ارزش صدق - مشروط به شرایط متعددی است ؛ از قبیل وجود اکسیژن و نبود موانعی چون رطوبت درچوب ، تناسب میزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و ... . لیکن اگر تمام شرایط و رفع موانع مفروض پدید آمد ؛ یعنی ، علت تامه محقق شد .
حتما چوب آتش خواهد گرفت و تخلف آن ، به معنای کذب گزاره یاد شده است . تاثیر این اعمال نیز به نحو " جزء العله " و " مقتضی " است و همواره با دیگر شرایط عمل می کند .
اما اینکه آن شرایط دقیقا چیست ؟ سهم هر یک تا چه اندازه است ؟ آیا تاثیر این عمل و هر شرط دیگری ، در همه موارد یکسان است ؟ یا ممکن است در موردی نقش اصلی تری را ایفا کند و در جای دیگری عامل دیگر ؟ مکانیسم تاثیر چگونه است ؟ آیا دیگر ابزارها را در اثر گذاری تقویت می کند یا خود مستقیما اثر می گذارد ؟ اینها و ده ها سوال دیگر ، مسائلی است که ریشه عقلی و فکری بشر هنوز در حدی نیست که بتواند به طور کاملا دقیق ، به آنها پاسخ دهد و یکی از خدمات بزرگ پیامبران به بشر ، آگاه سازی وی از وجود چنین عاملی است که عقل به تنهایی قادر به شناخت آن نیست .
آنچه به طور کلی می توان با ژرف کاوی فلسفی و تحقیق در نصوص دینی دریافت ، این است که : دایره علیت ، منحصر به علل و معلولات مادی نیست ؛ بلکه علل طبیعی مقهور ماورای طبیعت هستند .
3-گستره کمی و کیفی ثواب هایی که بر گریه ، عزاداری و زیارت امام حسین (ع) ذکر شده است ، تعجبی ندارد ؛ زیرا در مقابل آن همه ایثار ، شجاعت ، توکل ، رضا ، مردانگی ، آزادگی و ... و بالاتر مصایبی که آن حضرت متحمل شدند ، این همه ثواب جا دارد . توجه و دقت در داستان ذیل ، این مطلب را روشن تر می سازد .
علامه بحر العلوم به سامرا می رفت ، در راه به مسأله گریه بر امام حسین (ع) که باعث آمرزش گناهان می شود ، فکر می کرد . عربی بر مرکبی سوار ، مقابلش رسید و سلام کرد و پرسید : جناب سید ، شما را متفکر می بینم ؟ اگر مساله علمی است بفرمائید ، شاید من هم چیزی بگویم .
بحرالعلوم فرمود : در این فکربودم که چگونه می شودحق تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان حضرت سیدالشهدا می دهد ؛ مانند آن که " هر قدمی که زائر بر می دارد ، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته می شود ، و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود ؟ "
آن سوار عرب فرمود : تعجب مکن ! منن برای شما مثل می آورم تا مشکلت حل شود . سلطانی در شکارگاه از همراهانش دور افتاده بود . در آن بیابان وارد خیمه ای شد و پیرزنی را با پسرش در گوشه خیمه دید . آنان بزی داشتند که زندگی شان از شیر آن بز تامین می شود و غیر از آن چیز دیگری نداشتند . آن پیرزن ، بزر را برای سلطان ذبح کرد و طعامی حاضر کرد . او سلطان را نمی شناخت و فقط برای اکرام مهمان ، این عمل را انجام داد . سلطان شب را آنجا ماند و روز بعد در دیدار عمومی واقعه دیشب خود را نقل نمود و گفت : من در شکارگاه از غلامان دور افتادم و در حالی که شدیداً تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم بود ، به خیمه آن پیرزن رفتم ، او مرا نمی شناخت و در همان حال سرمایه او پسرش بزی بود که از شیر آن ، زندگی را می گذراندند . آن را کشتند و برای من غذا آماده کردند . حال در عوض این محبت ، به این پیرزن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافی کنم ؟
یکی از وزیران گفت : صد گوسفند به او بدهید ، دیگری گفت : صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید ، دیگری گفت : فلان مزرعه را به ایشان بدهید .
سلطان گفت : هر چه بدهم کم است . اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم ، مکافات به مثل کرده ام . چون آنها هر چه داشتند به من دادند ، من هم باید هر چه دارم به آنان بدهم .
حضرت سید الشهدا (ع) هر چه داشت از مال ، اهل عیال ، پسر ، برادر ، فرزند ، سر و پیکر ، همه و همه را در راه خدا داد . حال اگر خداوند بر زائران و گریه کنندگان آن حضرت ، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد ، نباید تعجب نمود . این را فرمود و از نظر سید بحر العلوم غایب شد .

سوالات و شبهاتی در رابطه با صحنه ی کربلا و امام حسین (ع)



علت اهمیت زیارت عاشورا ، چیست ؟ فواید آن چیست ؟

درباره زیارت حضرت سیدالشهدا روایات فراوانی وجود دارد و در خصوص زیارت عاشورای معروف ، احادیث متعددی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل شده است . امام باقر (ع) این زیارت را به یکی از اصحابش به نام "علقمه بن محمد حضری "آموزش داده است .
از آن جا که زیارت نوعی اعلام و موضع و مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد ، آنچه به عنوان متن زیارتی خوانده می شود ، از نظر محتوا و جهت دهی ، از حساسیتی ویژه برخوردار است . به همین جهت ائمه (ع) با آموختن نحوه زیارت به یاران خود ، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیده اند ؛ به گونه که زیارتنامه های رسیده از معصومان (ع) مانند زیارت جامعه کبیره ، عاشورا ، آل یاسین و ناحیه مقدسه – گنجینه ای از تعالیم و آموزش های عالی آنان است .
زیارت عاشورا – که از تعالیم امام باقر (ع) است – به سبب آثار سازنده فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خط انحراف ، اهمیت ویژه دارد . شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از :
1-ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان
این محبت موجب می شود ، زائر آن بزرگان را الگوی خویش سازد و در جهت همسویی فکری و عملی با آنان بکوشد ؛ همچنان که در قسمتی از زیارت ، از خدا می خواهد زندگی و مرگش را یکسره همانند آنان قرار دهد : " اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی محمد و آل محمد ".
از آنجا که این محبت به خاطر خداوند است – و خاندان عصمت از آن جهت که الهی و منسوب به اویند، محبوب واقع شده اند – مایه تقرب به خداوند است . در قسمتی از زیارت چنین می خوانیم :" اللهم انی اتقرب الیک بالموالاه لنبیک و آل نبیک " .
2-پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر
تکرار لعن و نفرین بر ستمگر در این زیارت ، موجب پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر می شود . او با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پیروان حق و دوستان خاندان عصمت ، پایه های ایمان دینی خود را مستحکم می کند . مگر ایمان چیزی جز حب و بغض در راه خداست : " هل الایمان الا الحب و البغض " ؟ مومن واقعی در برابر ستم بی موضع نیست . از ستمگر نفرت و انزجار آشکاری دارد و با مظلوم و جبهه حق اعلام همراهی می کند : " یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم " .
3-دوری جستن از خط انحراف
در این زیارت ، ریشه های ظلم هدف قرار می گرد : " فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها " ستمی که در عاشورا تحقق یافت ، در قلب تاریخ ستم ریشه دارد . این ظلم یک حلقه از حلقه های ستمی است که با انحراف میسر اصیل خلاقت آغاز شد .
4-الهام گرفتن ، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه های هدایت
در این زیارت آمده است : " فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفه اولیائکم و رزقنی البرائه من اعدائکم ، ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره و ان یثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا و الاخره " زائر پس از آنکه به حق معرفت پیدا کرد و ستم و ستمگر را شناخت و از آنان دوری جست ، با ثبات قدم در مکتب خاندان عصمت و پیروی عملی از آنان ، خود را در مسیر سعادت دنیا و آخرت قرار می دهد ؛ یعنی ، اسوه ها و الگوهای هدایت را – که از سوی خداوند منصوب شده اند – سر مشق خود قرار می دهد و همگامی با آنان را می طلبد .
5-ترویج روحیه شهادت طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا
6-احیای مکتب و راه و هدف خاندان عصمت

چرا در فرهنگ شیعه ، همیشه حزن ، اندوه و عزاداری حاکم است ؟

یکم . البته در فرهنگ شیعه اعیاد بزرگی وجود دارد مانند روز تولد چهارده معصوم ، عید سعید غدیر خم ، عید قربان ، عید فطر ، مبعث و ... همه روزهای شادمانی و سرور است .
دوم . اگر ملتزمان به فرهنگ شیعی ، سرور و شادمانی خود را به صورت عزاداری علنی نمی کنند ، اشکال از فرهنگ نیست ؛ بلکه پیروان فرهنگ ، این کوتاهی را کرده اند .
سوم . در فرهنگ اسلامی به همان اندازه که به سوگواری بر اهل بیت (ع) تاکید شده است ، به سرور و شادمانی نیز توصیه شده است و حتی در کلمات و جملات گوناگونی ، به شادمان کردن دیگران امر شده است . رسول خدا (ص) به شادمان کردن فرزندان یتیم مومن ، کودکان و مومنان دستور داده اند . آن حضرت در حدیث زیبایی فرموده اند : " کسی که مومنی را شادمان کند ، مرا شادمان کرده است و هر که مرا شادمان کند ، خداوند را شاد کرده است "
چهارم ، یکی از دلایل غائب بودن عزاداری بر سرور و شادمانی در فرهنگ شیعی ، ظلمی است که به اهل بیت (ع) رفته است ، ظلمی که نمی توان در تاریخ ، برابری برای آن پیدا نمود . از این رو ، بدیهی است که در حد ظلم عظیمی که بر امامان معصوم رفته است ؛ یاد کرد مظلومیت آنان در قالب سوگواری ، مرثیه و روضه خوانی گسترده تر از شادمانی باشد و در این میان از آنجا که ظلمی که به سیدالشهدا (ع) شده ، از ظلم های دیگر به امامان (ع) برتر و عمیق تر بود ، ذکر مصایب آن حضرت بیشتر و فراگیرتر است