دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

جریان آیت الله سید صادق شیرازی را بهتر بشناسیم

فلسفه سینه زدن و زنجیرزدن چیست و از چه زمانی رایج شده است؟

صورت عزاداری به شکل معین مثلا در قالب سینه زنی و زنجیر زنی و ... به نحو مستقیم ریشه روایی ندارد و گویا شکل برپایی مراسم عزاداری، به خود مردم واگذار شده است تا با انطباق اصول کلی دین و راهنمایی ائمه اطهار (ع) و بزرگان دین با عرف محلی، تکریم و تجلیل شایسته از ائمه معصومین (ع) بجا آورند، و راه افتادن دسته های سینه زنی از زمان آل بویه در میان شیعیان رایج گردید. در عصر صفوی نیز دسته های سینه زنی همراه با خواندن اشعار با آهنگ یک نواخت -که در سوگ امام حسین (ع) سروده شده بود- در کوچه ها و خیابان می گشتند. دراین عصر برای افزایش هیجان مردم و هر چه شکوهمندتر شدن دسته های عزاداری، نواختن طبل و کوبیدن سنج معمول گردید و ادوات جنگی -که در میدان رزم کاربرد داشت- به این گونه مجالس راه یافت. شیپورزنی، علم گردانی، حرکت دادن کتل، مورد استفاده سوگواران قرار گرفت (1).
از جمله چیزهایی که بعد از این عصر به دسته های سینه زنی اضافه شد، عبارت بود از خون آلود کردن سر و صورت با تیغ زدن و قمه زدن به فرق سر با توجه به گزارش هایی که در عصر قاجار موجود است، این عمل در آن زمان معمول و رایج بوده است.(2)
از تحول در شیوه های سینه زنی و زنجیر زنی، استفاده می شود که این مسأله از خواست های اجتماعی و بافت های جامعه، فرهنگ و آداب آنها سرچشمه می گیرد، البته سزاوار است که اصل و اساس این نوع سینه زدن ها پذیرفته شود، زیرا در جوشش احساسات و عواطف و تحریک هیجان اثرات مثبت دارد پی نوشت ها:
1 ر.ک: پشرو چلکووسکی، تعزیه هنر بومی ایران، ترجمه داوود حاتمی، علمی هرهنگی، ج 1، 1367 ش.
2. بنجامین، ایران و ایرانیان، ترجمه محمد حسین کرد، جاویدان، ج 1، 1363، ص 248. عزادارى بر امام‏حسین(ع) از زمان شهادت او بوده است؛ ولى تا زمان آل‏بویه (در سال 352 ق) این عزادارى مخفى بود. قبل از قرن چهارم، عزادارى براى امام حسین(ع)، علنى نبود و نهانى در خانه‏ها انجام مى‏گرفت؛ اما در نیمه دوم قرن چهارم، سوگوارى در روز عاشورا آشکار و در کوچه و بازار انجام مى‏یافت. عموم مورخان اسلامى - مخصوصاً مورخانى که وقایع را به ترتیب سنواتى نوشته‏اند؛ از قبیل ابن‏الجوزى در کتاب منتظم و ابن‏اثیر در کتاب الکامل و ابن‏کثیر در کتاب البدایة و النهایة و یافعى در مرآت الجنان و ذهبى و دیگران - در ضمن ذکر وقایع سال 352 و سال‏هاى بعد از آن، کیفیت عزادارى شیعه را در روز عاشورا نوشته‏اند.
از جمله ابن‏الجوزى گفته است: در سال 352 معزالدوله دیلمى، دستور داد مردم در روز عاشورا جمع شوند و اظهار حزن کنند. در این روز بازارها بسته شد، خرید و فروش موقوف گردید، قصابان گوسفند ذبح نکردند، هریسه‏پزها، هریسه (حلیم) نپختند، مردم آب ننوشیدند، در بازارها خیمه به پا کردند و به رسم عزادارى بر آنها پلاس آویختند، زنان به سر و روى خود مى‏زدند و بر حسین(ع) ندبه مى‏کردند.المنتظم فى تاریخ الملوک و الامم، ج 7، ص 15.
به قول همدانى: در این روز، زنان، موى پریشان در حالى که صورت‏هاى خود را سیاه کرده بودند، در کوچه‏ها به راه افتادند و براى عزاى امام حسین(ع) سیلى به صورت خود مى‏زدندتکملة تاریخ الطبى، ص 183.
بنا بر گفته شافعى: این نخستین روزى بود که براى شهیدان کربلا سوگوارى مى‏شد.مرآت الجنان، ج 3، ص 247. مقصود عزادارى به طور علنى است. ابن کثیر در ضمن وقایع سال 352 گفته است: که اهل تسنن قدرت منع شیعه را از این اعمال نداشتند؛ زیرا شماره شیعه بسیار و نیروى حکومت نیز با ایشان بود.
از سال 352 تا اواسط قرن پنجم در بیشتر سال‏ها مراسم عاشورا به ترتیب مزبور، کم و بیش انجام مى‏گرفت و اگر عاشورا با عید نوروز یا مهرگان مصادف مى‏گردید، انجام مراسم عید را به تأخیر مى‏انداختند.النجوم الزاهرة فى ملوک مصر و قاهرة، ج 4،ص 218.
در همین سال‏ها که فاطمیّه و اسماعیلیّه، تازه مصر را به تصرف آورده و شهر قاهره را بنا نهاده بودند، مراسم عاشورا در مصر انجام مى‏یافت. بنا بر نوشته مقریزى: در روز عاشوراى 363، جمعى از شیعه مطابق معمول خود (از این جمله معلوم مى‏شد که مراسم مزبور در سال‏هاى قبل نیز معمول بوده است)، به مشهد کلثوم، و نفیسه (از فرزندان امام حسن(ع) ) رفتند و در آن دو مکان، شروع به نوحه‏گرى و گریه بر امام حسین(ع) کردند. مراسم عاشورا در زمان فاطمیان هر سال برپا مى‏شد: بازارها را مى‏بستند و مردم دسته جمعى در حالى که با هم ابیاتى در مصیبت کربلا مى‏خواندند و نوحه‏گرى مى‏کردند؛ به مسجد جامع قاهره مى‏رفتند.الخطط، مقریزى، 2/289. و نیز ر.ک: النجوم الزاهرة، ج 4؛ ص 126، (بخش وقایع سال 366)؛ اتعاظ الحنفاء، مقریزى، ج 2،ص 67 به نقل از: سیاهپوشى در سوگ ائمه نور، صص 161-162.
بعد از آن به دلیل در انزوا قرار گرفتن تشیع، مراسم عزادارى خیلى علنى نبود، هر چند وضعیت بهتر از قبل زمان آل‏بویه بود. آنچه از بعضى منابع به دست مى‏آید - خصوصاً کتاب روضة الشهداء کاشفى - قبل از زمان صفویه نیز مجالس سوگوارى براى اباعبدالله(ع) برپا مى‏شده است.در این خصوص نگا: مقالات تاریخى، رسول جعفریان، ج اوّل، صفحات 183 - 185، 201-206. پس از صفویه به دلیل ترویج تشیع، عزادارى شکل عام و علنى‏ترى به خود گرفت.
«زنجیرزنى» و توجه به چند نکته ضرورى است:
الف. پایه‏گذار اصلى «عزادارى براى حسین بن على»(ع)، خود پیامبر اسلام(ص) است، (براى آگاهى بیشتر به کتاب «سیرتنا و سنّتنا، سیرة نبینا و سنته» نوشته علامه عبدالحسین امینى مراجعه کنید. این کتاب، به فارسى ترجمه شده است و در کتابخانه‏ها موجود است).
ب. مراسم عزادارى به صورت عمومى در قرن چهارم توسط ابوالحسن احمد معروف به معزّ الدوله از آل بویه، رواج یافت و روز عاشورا حتى نانوائیها هم کار خود را تعطیل مى‏کردند، (موسوعة العتبات المقدسه، ج 8، کربلا، ص 372، چاپ بیروت، 1987، 1407 هجرى قمرى).
ج. فلسفه اصلى انواع گوناگون مراسم عزادارى حسین بن على(ع)، زنده نگهداشتن فداکاریهاى حسین بن على(ع) است و چون این اعمال، در دل مردم تأثیر شدید دارد، بزرگان شیعه، آنها را مجاز دانسته‏اند.
د. مراسم عزادارى، همواره باید تحت نظارت علماى بزرگ شیعه هدایت شوند تا مراسم عزادارى از مسیر اصلى خود منحرف نگردد و اگر این مراسم درست هدایت شوند عامل خوبى براى تقویت دین به حساب مى‏آیند.
ه. مراسم عزادارى در ایران و هندوستان تا این لحظه آنگونه که باید نیست و براى همین بر همه ما لازم است که تلاش کنیم تا این مراسم از چهارچوب احکام اسلامى بیرون نرود.
با توجه به این چند نکته، درباره زنجیرزنى، مطالبى را تقدیم مى‏کنیم:
یکى از مراسم عزادارى در میان شیعیان هندوستان، زنجیرزنى است. آنان با زنجیر و چوبهاى میخ دار بر پشت خود مى‏زنند و در پى زنجیرزدن، از بدن آنان خون جارى مى‏شود. بسیارى از شیعیان هند این عمل را ناپسند مى‏دانند و مرتکب آن نمى‏شوند در عین حالى که نسبت به حسین بن على(ع) اعتقاد کامل دارند، (همان، ص 378).
زنجیر زنى از هندوستان به ایران آمده است با این تفاوت که در ایران زنجیرزنى به صورت معمولى و بدون خونریزى است ولى در هندوستان بسیار وحشت‏آور است.
زنجیرزنى هندى که همراه با خونریزى است از سوى مراجع تقلید شیعه تحریم شده است. آیة‏الله سید محسن امین از اولین کسانى است که به این گونه اعمال اعتراض و آن را تحریم کرد. آیة‏الله سید ابوالحسن اصفهانى نیز فتوا به حرمت این گونه اعمال داد، (همان، ص 378، پاورقى. البته اگر زنجیرزنى و اعمال دیگر، مشتمل بر حرام نباشد و بر اساس هدایت خردمندان جامعه صورت گیرد، اشکالى پیش نمى‏آید و گرنه اگر عملى خودش حرام باشد و یا مشتمل بر حرام باشد انجام آن نارواست.
فلسفه عزاداری
مسأله گریه و عزادارى بر حضرت سیدالشهدا (ع) از افضل قربات است و فلسفه‏هاى سازنده و تربیتى متعددى دارد از جمله:
1- توجه به هدف قیام امام حسین که همانا احیاى ارزش‏هاى دینى و جلوگیرى از انحراف بود.
2- زنده داشتن یاد و تاریخ پرشکوه نهضت حسینى،
3- الهام بخش روح انقلابى و ستم ستیزى،
4- پیوند عمیق عاطفى بین امت و الگوهاى راستین،
5- اقامه مجالس دینى در سطح وسیع و آشنا شدن توده‏ها با معارف دینى،
6- پالایش روح و تزکیه نفس،
7- اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و ... .
اما اصل عزادارى و سوگوارى از خود اهل بیت(ع) است ولى چگونگى آن تا حدود زیادى با شیوه‏هاى قومى و ملى عجین شده است و این آمیزش تا زمانى که مشتمل بر خلاف شرع نباشد اشکالى ندارد.
داستان گریه و عزادارى پس از شهادت حضرت امام حسین(ع) از سوى امامان(ع) داستان دامنه‏دارى است. به مواردى اشاره مى‏شود:
1- امام چهارم(ع) که خود در کربلا شاهد مصائب دردناک حسین(ع) و یاران فداکار او بود و 23 سال داشت، پس از آن واقعه سوزناک تا زمانى که در قید حیات بودند یعنى مدت 34 سال طبق برخى روایات براى پدر و عزیزان خویش گریه و سوگوارى مى‏کرد ، (بحارالانوار، ج 46، ص 108 و 109).
گریه‏هاى امام سجاد(ع) در سخت‏ترین شرایط علاوه بر جنبه عاطفى، یکى ازراه‏هاى مهم مبارزه و افشاگرى بود.
2- امام صادق(ع) به ابوهارون مکفوف دستور مى‏دهد مرثیه بسراید و آنگاه که وى مرثیه خود را مى‏خواند مشاهده مى‏نماید امام(ع) سخت گریه مى‏کند متوجه مى‏شود از صداى گریه امام صادق(ع) زنانى که پشت پرده حضور داشته‏اند صداى خود را به گریه و شیون بلند کردند ، (کامل‏الزیارات، ابن قولویه، نقل از ره توشه راهیان نور، ویژه محرم 1376).
3- امام رضا(ع) دعبل خزایى شاعر را در ایام سوگوارى حضرت حسین(ع) به حضور مى‏پذیرد به او عنوان یارى دهنده اهل‏بیت، خوش‏آمد مى‏گوید و از وى مى‏خواهد در روزهاى غم و اندوه اهل‏بیت؛ یعنى عاشورا در مورد مصایب جد خویش اباعبدالله(ع) مرثیه بسراید ، (بحارالانوار، ج 45، ص 257).
در مورد سینه‏زنى نیز برخى از منابع تاریخى نشان مى‏دهد که وقتى بنى‏هاشم براى اولین از مدینه به کربلا آمده و با کاروان اسراء در آن مکان برخورد نمودند به رسم عزادارى زنانشان دست به سینه مى‏زدند.
براى آگاهى بیشتر ر . ک :
1- فلسفه شهادت و عزادارى امام حسین، سید عبدالحسین شرف‏الدین، مترجم: على صحت، انتشارات مرتضوى
2- حماسه حسینى، شهید مطهرى، انتشارات صدرا
3- پیام‏هاى عاشورا، جواد محدثى، انتشارات پیک جلال
4- عبرت‏هاى عاشورا، سید احمد خاتمى، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى قم
5- فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، نشر معروفنش
براى آگاهى بیشتر ر . ک :
1- فلسفه شهادت و عزادارى امام حسین، سید عبدالحسین شرف‏الدین، مترجم: على صحت، انتشارات مرتضوى
2- حماسه حسینى، شهید مطهرى، انتشارات صدرا
3- پیام‏هاى عاشورا، جواد محدثى، انتشارات پیک جلال
4- عبرت‏هاى عاشورا، سید احمد خاتمى، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى قم
5- فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، نشر معروف

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید

جریان آیت الله سید صادق شیرازی را بهتر بشناسیم!+عکس

به قلم: طلبه جوان

آیت الله سید محمد شیرازی برادر کوچک تری داشت به نام آیت الله سید صادق شیرازی که در این عرصه از برادر بزرگ تر جلو زد و حتی بلند تر از او ساز مخالفت با نظام و انقلاب ایران را کوک کرد و علنا شروع به بدگویی در مورد نظام اسلامی در داخل و خارج کشور نمود.

به گزارش درسیاهکل وبلاگ وبلاگ طلبه جوان نوشت:

تشیعی که از لندن و آمریکا تبلیغ شود به درد شیعه نمی خورد … ( امام خامنه ای )
حتما جمله بالا را به خاطر دارید که مقام معظم رهبری 20 شهریور سال 92 در دیدار با کارگزاران حج به آن اشاره کرده و نگرانی خود را از ترویج چنین نمودهایی از تشیع اعلام کردند . نمی دانم بعد از آن تاریخ به این فکر کردید که منظور رهبری از این جمله چه بود ؟ تشیع لندن و نیویورک دیگر چه صیغه ای است !!؟؟ حال این جریان سیاسی در پوست مذهب جا گرفته را با هم مرور می کنیم !!!

آیت الله سید محمد شیرازی فرزند بزرگ خاندان شیرازی ها بود که در کربلا مشغول به تحصیل و تدریس بود و اتفاقا حضور ایشان در کربلا همزمان شد با قیام حضرت امام (ره) بر علیه رژیم شاه در ایران و تبعید ایشان به نجف که در کربلا هم به مدت یک هفته توقف کردند و اتفاقا از استقبال خوبی نیز از سوی سید محمد شیرازی روبرو شد؛ ولی وقتی زمزمه هایی در مورد زعامت و رهبری شیعیان توسط امام خمینی (ره) به گوش آیت الله سید محمد شیرازی رسید ساز مخالفت با ایشان را کوک کرد و فریاد سر داد که رهبری و زعامت شیعیان حق من است و این در حالی است که استاد ایشان آیت الله یوسف حائری بارها اذعان داشت که سید محمد شیرازی [در حد مرجعیت نیست ] و حتی کار به جایی رسید که زعیم وقت شیعیان آیت الله خویی به مخالفت با ایشان بر خواست و کارهای او را شبهه ناک و دادن وجوهات به وی را غیر شرعی اعلام کرد و حتی سید محمد شیرازی بارها به طلاب ایرانی گفته بود که دست از مبارزه علیه رژیم شاه بردارید و این در حالی بود که خانه ایشان در کویت تبدیل به محل رفت و آمد نیروهای ساواک شده بود !!! آیت الله سید محمد شیرازی برادر کوچک تری داشت به نام آیت الله سید صادق شیرازی که در این عرصه از برادر بزرگ تر جلو زد و حتی بلند تر از او ساز مخالفت با نظام و انقلاب ایران را کوک کرد و علنا شروع به بدگویی در مورد نظام اسلامی در داخل و خارج کشور نمود…
سال 1380 که آیت الله سید محمد شیرازی در سن 75 سالگی درگذشت این جریان که از قبل دشمنی خود با نظام و مسئولان آن را بارها اعلام کرده بود علی رغم اینکه مقام معظم رهبری سفارش کرده بودند ایشان را در حرم حضرت معصومه (س) دفن نمایند شروع به سوء استفاده از تشییع جنازه برادر کرده و آن را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند که با مداخله نیروهای امنیتی جریان به اتمام رسید و جنازه در حرم دفن شد ولی از آن تاریخ تا مدت ها سید صادق شیرازی و همراهانش این قضایا را دستاویزی برای ضربه به نظام کرده بودند !!! جریان به اینجا ختم نشد و مثل اینکه جریان شیرازی ها قصد تخریب وجهه تشیع را داشتند و لذا شروع به افتتاح 13 شبکه ماهواره ای به نام های مرجعیت، شبکه جهانی امام حسین 3،2،1 ، الانوار ، بقیع و شبکه های دیگر کردند و در این شبکه ها علنا شروع به بدگویی نسبت به رهبری و مراجع معظم تقلید کردند و حتی کار به جایی رسید که در این شبکه و شبکه های طرفدار آنها [ مانند شبکه فدک که توسط طلبه نمایی به نام یاسر الحبیب در لندن مدیریت می شود که اتفاقا داماد برادر سید صادق شیرازی یعنی سید مجتبی شیرازی که متاسفانه ایشان هم در لباس روحانیت هستند، بود و این طلبه نمای جوان که داماد خانواده شیرازی ها بود به صورت علنی شروع به وهن مقدسات اسلامی نمود و به عایشه که نزد اهل سنت احترام خاصی دارد و وهن ایشان موجب تفرقه بین مسلمین خواهد شد کتابی را تحت عنوان « عایشه ، فاحشه » به چاپ رساند که موجب تهییج احساسات اهل سنت شد و کار تا جایی پیش رفت که یکی از علمای وهابی شیخ عبد العزیز آل الشیخ گفت: شکر خدا بعد از حرفهایی که یاسر الحبیب زد بسیاری از جوانان اهل سنت که تازه شیعه شده یا تمایل به شیعه شدن داشتند دوباره به مذهب حقه اهل سنت باز گشتند!!! و حتی این طلبه نمای جوان و داماد خانواده شیرازی ها کهسرویس های جاسوسی انگلیس او را از زندان های کشور کویت آزاد کرده بودند به مقام معظم رهبری و دیگر مراجع بارها فحش های رکیک و ناسزا گفت که البته پدر خانم ایشان یعنی آیت الله سید مجتبی شیرازی که برادر سید صادق شیرازی است نیز بارها این فحش ها را تکرار کرده است و در چند سال اخیر نیز شروع به پخش رساله عملیه خود !!!!!!! در میان مردم ایران کرده است ] برخی از کارهایی که موجب وهن تشیع می شد به عنوان شعائر حسینی مطرح شد.

20080714202813_7_435-22

سید صادق شیرازی [ نفر سمت راست ] به همراه آیت الله منتظری

از دیگر کارهای آیت الله سید صادق شیرازی ترویج قمه زنی و کارهای خلاف شعائر حسینی در شبکه های ماهواره ای تحت مدیرتش می باشد که حتی در ایام محرم کلیپ های بسیاری از قمه زنی که موجب وحشت مردم جهان از آئین مهربان شیعه می شود را ساخته و در این شبکه ها بارها و بارها پخش می کند و اتفاقا جایی را نیز خودش مخصوص قمه زنی ساخته است که امکانات فیلم برداری از این صحنه ها را دارد و البته یکی از کارهای بسیار بد و تفرقه انگیز ایشان نام گزاری هفته وحدت به نام « هفته برائت » در سایت خودش بود که با عکس العمل تند اهل تسنن روبرو شد و نزدیک بود که فتنه ای دوباره به پا شود که با هوشیاری مقام معظم رهبری و فتوای ایشان مبنی بر تحریم اهانت به مقدسات اهل سنت این غائله خاتمه یافت … اما سوال اینجاست !؟ هزینه ساخت برنامه برای هر یک از این شبکه های سیزده گانه بنابر گفته یکی از مسئولین این شبکه ها به نام آقای هدایتی، 95 هزار دلار در ماه است که با یک حساب سر انگشتی برای 13 شبکه چیزی بالغ بر 1 میلیون و 235 هزار دلار در ماه و بلکه بالاتر هزینه می شود و این در حالی است که حتی یک برنامه تبلیغاتی هم از این شبکه ها پخش نمی شود که بگوئیم از محل این تبلیغات کسب در آمد می کنند!! حال سوال اساسی اینجاست که این همه هزینه و پول از کجا و چه طریقی تأمین می شود ؟؟؟ که نتیجه گیری در مورد آن با توضیحات بالا کار چندان سختی نیست که آن را به عهده خود شما واگذار می کنم !!!! البته فعالیت های ایشان در جریان فتنه اسرائیلی – آمریکائی 88 برای براندازی نظام به علت کمبود وقت ناگفته ماند …

سید-صادق-شیرازی

محل آماده شده برای قمه زنی

si70bgr_535

در پایان یاد آور می شوم که آیت الله سید صادق شیرازی قائل به مستحب بودن قمه زنی هستند بر خلاف بسیاری از علما که آن را جایز نمی دانند و اینکه ایشان در حال حاضر در یک جریان نرم و بسیار برنامه ریزی شده شروع به نفوذ در هیئات حسینی کرده و با بذل و بخشش پول های آنچنانی که معلوم است از چه منبعی است، بسیاری از هیئات را مورد غفلت قرار داده اند و شعار ایشان هم این است که هیئات نباید سیاسی شود چون در این صورت مردم از هیئات فرار می کنند در حالی که مطمئنا هر انسان عاقلی می داند که هر فردی که رو به سیاست آورده و از چند و چون کار سوال کند ماهیت این اشخاص را خواهد فهمید !!! و این هشداری است برای بچه هیئتی ها و همه مردم تا جلوی نفوذ این جریان را بگیرند که در حقیقت تخریب چهره اسلام و تشیع را نشانه رفته اند ….!!!

2357_picture141

یاسر الحبیب [ طلبه فحاش و لندن نشین ] داماد خاندان شیرازی ها

5 فایده مهم عزاداری برای امام حسین علیه السلام

5 فایده مهم عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری
اوّل: آمرزش گناهان

اوّلین نتیجه عزاداری‌، آمرزش گناهان است. طبق روایات، اگر کسی وارد جلسه عزای امام حسین «سلام‌الله‌علیه» شود و عزاداری کند، گناهان او آمرزیده می‌شود.[1] چنانکه از پیامبر«صلّی‌‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» روایاتی در اهمیّت عزاداری و اینکه گریه بر مصائب اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» بهشت را واجب می‌گرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداری رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد. 

 

دوّم: ثواب فراوان

در روایات معصومین«سلام‌الله‌علیهم» برای عزاداری‌ و زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، ثواب حج و عمره بیان شده است.[2]

حتّی در روایات آمده است که افضل از همه اعمال است.[3] همچنین در روایات فرموده‌اند ثواب عزاداری‌ و زیارت ابی عبدالله الحسین«سلام‌الله‌علیه» مانند آن است که خدای سبحان را در عرش زیارت کند.[4]

البته خداوند متعال مجسّم نیست که روی عرش و کرسی بنشیند. پس معنای عرش خدا، استیلای خداوند بر عالم وجود است و این روایت از باب کنایه و تأکید بیان شده است. بر این اساس، ثواب زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، از دور یا نزدیک، مانند آن است که اگر پروردگار متعال عرشی داشت و شما می‌توانستید خدا را زیارت کنید، از چنان ثوابی بهره‌مند می‌شدید.  

 

تحلیل آمرزش گناهان و اعطای ثواب در عزاداری

عزاداری و گریه برای امام حسین«سلام‌الله‌علیه» یکی از اسباب آمرزش گناهان است و ثواب‌ها و پاداش‌های شگفت‌آوری نیز برای آن وضع شده است. تحلیل این مطلب آن است که عزادار امام حسین«سلام‌الله‌علیه» باید با آن حضرت رابطه عاطفی برقرار کند؛ به این معنا که به اندازه عشق و محبّتی که به ایشان و شعائر حسینی دارد، از گناهانش افسرده و ناراحت بوده، به پیروی از اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» علاقه داشته باشد. پس، به تعبیر دیگر، معنای روایت چنین می‌شود که: اگر کسی برای عزاداری امام حسین«سلام‌الله‌علیه» وارد جلسه عزا شد و توبه کرد و از گناهان خود پشیمان شد، گناه او هرچه بزرگ و فراوان باشد، آمرزیده می‌شود.

بنابراین برقراری رابطه عاطفی و رابطه عملی با امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، نوعی توبه به شمار می رود و طبق تصریح قرآن کریم، گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، با توبه، ‌آمرزیده می‌شود:

«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»[5]

بحث دعا و استجابت آن در جلسات عزاداری مفصّل است و ان‌شاء‌الله در آینده به آن خواهیم پرداخت و در این جلسه، صرفاً به بیان یک نمونه از موارد متعدّد استجابت دعا در مجالس عزاداری بسنده می‌کنیم: مرحوم آیت الله دستغیب«ره» نقل می‌کنند: در شیراز حصبه آمده بود و بسیاری از افراد مبتلا شده بودند

سوّم: دستیابی به حسن عاقبت

فایده سوم عزاداری، عاقبت به خیری است. به عبارت دیگر، دست عنایت امام حسین«سلام‌الله‌علیه» روی سر عزاداران قرار می‌گیرد و به این واسطه، از عاقبت سوء و سرنوشت بد، مصون و در امان خواهند ماند. حسن عاقبت سه معنا دارد: اوّل اینکه ذلت بعد از عزت پیدا نمی‌کند. دوّم اینکه تا آخر عمر، حالت انحراف برای او  پدید نمی‌آید و سوّم اینکه هنگام مرگ، اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» را می‌بیند، آن بزرگواران به فریاد او می‌رسند و او نزد ایشان سربلند است. جلسات عزاداری، هر سه معنای حسن عاقبت‌ را برای عزاداران پدیدار می‌سازد. به تجربه هم اثبات شده افرادی که با مسجد، روحانیّت و جلسات عزاداری رابطه دارند، عاقبت به خیر می‌شوند.

حسن عاقبت، از دنیا و آنچه در دنیاست، ارزش‌مندتر است. اینکه انسان بعد از عمری عزّت، ذلیل شود، یا پس از عمری دین‌داری، با یک شبهه، دچار انحراف گردد و به تشیّع شک کند، یا هنگام مرگ، معصومین«سلام‌الله‌علیهم» به بالین او نیایند، خسارت بزرگی است و عزاداری‌، رافع این خسارات است.

 

چهارم: ابقای اسلام و احیای تشیّع

فایده چهارم عزاداری، که از فواید قبلی بالاتر و ارزشمند‌تر است، این است که عزاداری، عامل بقای اسلام و احیای تشیّع است. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» برای احیای اسلام و تشیّع به کربلا آمدند. در آن زمان، اسلام در خطر و تشیع در حال نابودی بود و شیعیان نمی‌توانستند ابراز عقیده کنند، امّا شهادت امام حسین«سلام‌الله‌علیه» ورق را برگرداند؛ اسلام باقی ماند و تشیّع زنده شد. در واقع، زحمات رسالت پیامبر اکرم«صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در تبلیغ اسلام و معرفی تشیّع که پس از جریان نامبارک سقیفه بنی ساعده، در حال از بین رفتن بود، زنده شد. در آن دوران، حتّی امیرالمۆمنین«سلام‌الله‌علیه» چه قبل از خلافت و چه بعد از آن، به شدّت در تنگنا بودند.

 پس از ایشان نیز امام مجتبی«سلام‌الله‌علیه» تنها بودند و بدین سبب محبور به صلح با معاویه شدند. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» تا زمان مرگ معاویه، به صلح برادر خویش پای‌بند بودند. امّا پس از آن و با روی کار آمدن یزید که عهدشکنی آشکاری بود، اقدام به قیام کردند، زیرا می‌دانستند با وجود یزید، باید فاتحه اسلام را خواند، لذا فرمودند: اگر کسی مثل یزید حاکم باشد، اسلام نابود می‌شود: «عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِید»[6]

لذا قیام کردند و طبق گواهی تاریخ، پس از شهادت ایشان، طولی نکشید که ریشه بنی‌امیّه خشکید و اسلام عزیز باقی ماند.

شیعه

در واقع، حرکت حسینی، ابتدا با اسارت خاندان رسول خدا «صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله‌ و سلّم» و سپس با عزاداری شیعیان، جاودان و سراسری ‌شد و همیشه باقی خواهد ماند. از این رو می‌توان گفت: شهادت، اسارت و عزاداری در یک راستا هستند.

به عبارت دیگر، استمرار عزاداری، تا روز قیامت، سبب و عامل بقای اسلام و احیای تشیّع است. بنابراین اگر ثواب آن از حج و عمره بالاتر باشد، تعجّب ندارد.

تأکید مکرّر تعالیم دینی بر عزاداری نیز به خاطر نقش مۆثر آن بر بقای تشیّع است. در روایات می‌خوانیم کسانی که به عزاداری اهمیت می‌دهند، مانند اصحاب اباعبدالله در روز عاشورا هستند. امام حسین «سلام‌الله‌علیه» به اصحاب خود فرمودند: مثل شما نیامده و نخواهد آمد. حال اگر کسی در این مجالس شرکت کند، مثل اصحاب امام حسین«سلام‌الله‌علیه» می‌شود. مثلاً عزاداران می‌توانند با شرکت در عزاداری، حالت توبه و انابه پیدا کنند و مثل حرّ، فایده اوّل، یعنی آمرزش گناهان را ‌ببرند.     

 

پنجم: استجابت دعا

از دیگر فوائد عزاداری، استحابت دعا است. بحث دعا و استجابت آن در جلسات عزاداری مفصّل است و ان‌شاء‌الله در آینده به آن خواهیم پرداخت و در این جلسه، صرفاً به بیان یک نمونه از موارد متعدّد استجابت دعا در مجالس عزاداری بسنده می‌کنیم: مرحوم آیت الله دستغیب «ره» نقل می‌کنند: در شیراز حصبه آمده بود و بسیاری از افراد مبتلا شده بودند. در آن زمان، حصبه دارویی نداشت و همه دم مرگ رفته بودند. آقای دستغیب از قول یکی از افرادی که خانواده او دچار حصبه شده بودند، نقل می‌کنند که گفته بود: روزی همسایه ما جلسه روضه داشت. من به آن جلسه رفتم و برای امام حسین«سلام‌الله‌علیه» گریه کردم و از حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» شفای زن و بچه‌ام را خواستم. وقتی به خانه آمدم، دیدم که زن و بچه‌ام نشسته و غذا می‌خورند و سالم هستند. تعجب کردم. دخترم گفت: پدر جان، حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» در این اتاق آمدند و سیاه‌پوش بودند. وقتی نشستند، به امام حسین«سلام‌الله‌علیه» گفتند: روی سر اینها دست بکش تا خوب شوند. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» روی سر ما دست کشیدند و همه خوب شدیم، اما روی سر مادر دست نکشیدند. حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» فرمودند: چرا روی سر مادرشان دست نکشیدی؟ امام حسین«سلام‌الله‌علیه» فرمودند: مادر جان! او نماز نمی‌خواند. فرمودند: شوهرش شفای آنها را از من خواسته است، پس روی سر او هم دست بکش. پس آن حضرت روی سر مادرم دست کشیدند و او هم خوب شد.

پیامبر«صلّی‌‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» روایاتی در اهمیّت عزاداری و اینکه گریه بر مصائب اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» بهشت را واجب می‌گرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداری رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد

این وقایع به تجربه اثبات شده و حاکی از عنایت خاص معصومین«سلام‌الله‌علیهم» به عزاداران است.

همچنین در عزاداری‌ها، دعا برای سلامتی حضرت ولیّ عصر«ارواحنافداه» و تعجیل در ظهور آن حضرت فراموش نشود تا انشاء الله مورد نظر لطف آن حضرت قرار گیرید.

 

لزوم برگزاری عزاداری به شیوه سنّتی و پرهیز از افراط و تفریط

اصل عزاداری با سخنرانی، ذکر مصیبت، گریه کردن، سینه زدن و آنچه عرف مردم به آن عزاداری می‌گویند، حتماً باید باشد، امّا افراط و تندی که همیشه بد بوده و در زمان ما بدتر است، باید نباشد.

در زمانی که دشمن به دنبال موقعیّت و سوژه برای کوبیدن و تمسخر تشیّع می‌گردد، نباید بهانه دست او داد. گاهی دیده می‌شود در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها، به‌ خاطر رفتار برخی از جوانان در عزاداری‌ها، به شیعه توهین می‌کنند، لذا باید همگان مواظب باشند در عین اهتمام به عزاداری که رمز بقای تشیّع است، از انجام کارهایی که موجب وهن تشیّع است، بپرهیزند.

در طول تاریخ، زحمات فراوانی کشیده شده تا تشیّع به دست ما برسد و ما باید مواظب باشیم با رفتار خود، به تشیّع ضربه نزنیم.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. ر.ک: تفسیر القمی، ج 2، ص 292؛ بحار الانوار، ج 45، ص 257

2. کامل الزیارات، ص 156

3. کامل الزیارات، ص 146

4. کامل الزیارات، ص 147

 5. زمر / 53

6. اللهوف، ص 24

فراوری: محمدی                

 بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان



بخش اول گفت‌وگوی رجانیوز با حاج سعید حدادیان؛ +صوت

پاسخ به شبهات درباره عزاداری، لطمه زدن و علم‌کشی/ اشک برای سیدالشهدا(ع) تا حالت موت موضوعیت دارد

ببینید امام‌رضا(ع) در روضه‌خوانی چقدر دست روضه‌خوان را باز گذاشته است. این همه ایرادهایی که شما به ما می‌گیرید، آنها به ما نکردند. حضرت رضا(ع) می‌فرماید: «یابن شبیب إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فابْکِ لِلْحُسَیْنِ»، ای پسر شبیب! هروقت خواستی گریه کنی برای چیزی برای امام حسین گریه کن، بعد حضرت بدون هیچ مقدمه‌ای یکدفعه روضه سر بریدن امام حسین را می‌خواند و در این روضه هم مثال به کبش(قوچ) می‌زند.

گروه فرهنگی- جواد حجتی: حاج سعید حدادیان جزو مداحان و مرثیه‎خوان‌هایی است که علاوه بر اسلوب و فنون مداحی تسلط خوبی بر مبانی عزاداری از منظر آیات و روایات دارد.

اگرچه حاج سعید بیشتر با نغمه "یاد و امام و شهدا" میان توده‌های مردم شناخته شده و ایام محرم عاشقان اهل بیت(ع)با روضه‌هایش که از صدا و سیما پخش می‌شود، صفا می‌کنند، اما کمتر کسی است که بداند این مداح خوش الحان آل الله علیهم السلام تحصیلات عالیه خود را نیز در راستای حرفه مقدسش ادامه داده تا آنجا که پایان نامه دوره کارشناسی ارشدش ترجمه متن کتاب "الحسین فی القرآن" است.

آخرین پنج شنبه سال 1432 هجری قمری فرصتی بود تا پس از برنامه زیارت عاشورای مهدیه امام حسن مجتبی(ع) با حاج سعید حدادیان به گفتگو بنشینیم و حاج سعید با خوش رویی نزدیک به دوساعت پرسش‌های ما را پاسخ گفت.

موضوعاتی همچون سابقه اقامه عزا و اشک برای حضرت سیدالشهدا(ع)، توسل به اهل بیت(ع)، گریبان دریدن، ضجه زدن، علم کشی، لطمه زدن، قمه زدن، طبل و شیپور زدن و دسته عزا به راه انداختن از جمله نکاتی بود که حاج سعید حدادیان در خصوص آن توضیحاتی ارائه کرد که در بخش اول این گفتگو از نظر خوانندگان می‌گذرد:

آیا مداحی و عزاداری برای حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام سابقه دارد، نمونه‌هایی از آن در میان ائمه معصومین علیهم‌السلام را بفرمایید؟

 

مطابق روایات عدیده این سابقه نه تنها در زمان ائمه معصومین(ع) بلکه به زمان انبیاء بر می گردد. جناب آقای گیلانی کتابی را به نام "الحسین فی القرآن" به زبان عربی نوشته که بنده ترجمه کرده‌ام، پایان‌نامه کارشناسی ارشدم بوده است، منتهی این ترجمه را برای چاپ بیرون نداده‌ام. در آن کتاب، روایات زیادی در ذیل تفاسیر آمده و به تأویلات و تطبیق‌های آیات اشاره می‌کند. مثلاً در ذیل آیه "کهیعص" از حضرت ولی‌عصر ـ‌ارواحنا فداه‌ـ روایت داریم که این حروف مقطعه پیرامون سیدالشهدا(ع) نازل و توضیحاتی داده شده که درباره چگونگی دگرگون شدن حال حضرت زکریا در شنیدن قصه سیدالشهدا(ع) است. از این دست روایات زیاد داریم. انبیاء عظام الهی از آدم ابوالبشر؛ توجه کنید سابقه عزاداری حضرت آدم بر می‌گردد. همین ملتزم یعنی بین حجر و در که هنوز کعبه بالا نیامده و یک برجستگی بوده آدم آنجا توبه می‌کند، چون برای سیدالشهدا(ع) موفق به گریه می‌شود.

به آدم(ع) گفته شد اگر به خمسه طبیه متوسل شده بودی، مبتلا به این بلیه نمی‌شدی

من بیشتر از آنچه که راجع به عزاداری بگویم، باید اول راجع به توسل و نفس توسل بگویم. در باب توسل، چند مطلب است که مغفول مانده؛ یکی توسل برای پیشگیری است. توسل به ذوات مقدس خمسه طیبه در تفسیر منسوب به امام عسگری(ع) و در روایات دیگر ما آمده که اینها دالّ بر این است که توسل عامل پیشگیری است. یعنی مطابق روایتی، حضرت آدم(ع) مؤاخذه می‌شود که چرا تو با اینکه این اسماء را دیده بودی، به این اسماء متوسل نشدی و اگر متوسل شده بودی، مبتلا به این بلیه نمی‌شدی. در اینجا نکته‌ای است که عدم توسل موجب مؤاخذه است و خودِ توسل پیشگیری‌کننده از بلیّات است.

انبیا هم به اهل بیت(ع) توسل داشتند

خداوند به یکی از اقوام بنی‌اسرائیل فرموده بود که شنبه‌ها را ماهی نگیرید. اتفاقاً این قوم کلاه شرعی درست کرده بودند. ماهی‌های بزرگ هم به قدرت الهی برای امتحان شنبه‌ها دم دست می‌آمدند. اینها گفتند چه کنیم؟ کانال‌هایی به حوضچه‌های بسیار بزرگ کَندند که این ماهی‌ها به آنجا بیایند و بعد یکشنبه آنها را بردارند و این‌طوری کلاه سر خدا بگذارند. شاید گناهان دیگری داشتند و در نهایت مورد عذاب قرار گرفتند. حدود نیمی از مؤمنین اینها را نصحیت می‌کردند، بقیه مؤمنین می‌گفتند اینها دیگر درست بشو نیستند، نصیحت‌کننده‌ها هم می‌گفتند ما می‌دانیم، اما برای اینکه حجت را تمام کنیم، «مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّکُمْ»(1). در این قضیه اینها مورد عذاب قرار می‌گیرند و مسخ می‌شوند. در سوره یس به‌طور کلی به مسخ اشاره می‌شود و در سُوَر دیگر در یکی دو مورد به قصه اصحاب سبت (شنبه) اشاره شده است، «کُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِینَ»(2).

ذیل تفسیر آمده اگر اینها می‌گفتند "بجاه محمدٍ و آل محمد ـ‌صلوة الله علیه و آله اجمعین‌ـ" و خدا را بجاه محمد و آل او قسم می‌دادند، خدا این بلا را بر اینها نازل نمی‌کرد و این را بر زبان آنها جاری نکرد. خدا آنها را به این ابتلا نمی‌رساند. پس اصل توسل فقط به ائمه اطهار ـ‌صلوة الله علیه اجمعین‌ـ برنمی‌گردد، بلکه به انبیاء عظام الهی و کلاً انبیا برمی‌گردد. خداوند دوست داشته که همه به این بزرگواران توسل داشته باشند. اینها بالاترین محبوب‌های الهی هستند.

اشک برای امام حسین(ع)؛ حسن ختام توبه اشک آدم شد

در روایات به گریه انبیا هم اشاره شده است. یعنی روضه سیدالشهدا خوانده شده است، روضه عطش برای حضرت آدم خوانده می‌شود و حضرت آدم اشک می‌ریزد و همان‌جا ندا می‌رسد که توبه تو به خاطر این اشک قبول شد. حسن ختام توبه، اشک حضرت آدم، توبه اشکی است که برای امام(ع) می‌ریزد که نشان می‌دهد تا چه حد موضوعیت دارد.
 

پیامبر(ص) با روضه حضرت زهرا(س) برای حسین(ع) گریه کرد

به ائمه اطهار ـ‌صلوة الله علیه اجمعین‌ـ که می‌رسیم، می‌بینیم پیش از اینکه آباء گرامی‌ امام حسین(ع) از دنیا بروند، برایش گریه کردند، از پیش از ولادت حتی روز ولادت، مطابق نقل مجلسی، خود حضرت روضه خودش را می‌خوانده و فاطمه زهرا ـ‌سلام الله علیهاـ‌ گریه می‌کرده و پیغمبر می‌شنود و گریه می‌کند. روز به دنیا آمدنش همگی گریه می‌کنند که اینها همه اشاره دارد به مصیبت ایشان که اعظم مصائب است. این عرایض مربوط به ذوات مقدس خمسه طیبه بود، بعد از ایشان هم پرچم عزاداری را زین‌العابدین، امام باقر، امام صادق ـ‌صلوة الله علیهم اجمعین‌ـ به دست گرفتند و برافراشتند و به منطقه خراسان و مرو آن روز امام رضا(ع) و همچنان تا ولی‌الله الاعظم ـ‌اروحنا فداه‌ـ چه در دوران غیبت صغری و چه دوران غیبت کبری که بعضی از بزرگان اشاراتی به آن داشتند، می‌رسیم.

اشک بر سیدالشهدا(ع) تا حالت نزدیک به موت موضوعیت دارد

در مورد عزاداری چند نکته داریم. اول اینکه عزاداری اهل‌بیت ‌ـ‌علیهم‌ السلام‌ـ چگونه بوده است. قطعاً بُکاء بوده و اینکه آیا بُکاء، طولانی بوده؟ قطعاً همین‌طور بوده و اینکه بُکاء اینها را به حالی می‌آورده که نزدیک به موت بوده، واقعاً بوده، یعنی در آن غش و از حال رفتن موضوعیت داشته است.

پیش از اینکه به ائمه اشاره کنم، بیایید به قرآن نگاه کنیم، در احسن‌القصص، قصه یوسف(ع) اشاره می‌کند: «وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ یَا أَسَفَى عَلَى یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ»(3)، سید ابن طاووس ـ‌علیه رحمه‌ـ در کتاب مهج‌الدعوات، روایتی آورده که عزرائیل یعقوب را دوست داشت. از خدا اجازه خواست بیاید دیدنش. وقتی آمد، یعقوب عزرائیل را قسم داد که به من بگو: «آیا یوسف را قبض روح کردی؟» عزرائیل جواب داد: «نه». یعقوب با اینکه می‌دانست یوسف زنده است، ولی آن‌قدر گریه کرد که «وَ ابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ»، از حزن چشم‌هایش سفید شد. پس ببینید سفید شدن چشم برای حجت خدا که یوسف است، موضوعیت دارد و آن کسی به این حال می‌افتد که بیش از همه اشراف و آشنایی دارد. به همین دلیل است که امام زمان هم موافق است و در زیارت ناحیه مقدسه می‌فرماید: «حَتّی أَمُوت»، یعنی این‌قدر گریه می‌کنم تا بمیرم و رو به موت بروم. پس این مرز هم مشخص شد و در همین‌جا می‌گوید که اگر اشک چشمم خشک شود، خون گریه می‌کنم. یعنی برای اشک خشک شدن هم بحث است.

روایت است که مانند زن بچه مرده برای حسین گریه کنید

زینب کبری(س) می‌بیند یکی از کنیزها اشک دارد و دیگران ندارند، از او می‌پرسد که چگونه اینگونه اشک دارد که کنیز پاسخ می‌دهد که من قاووت (حلوا) درست می‌کنم و برای اشک قوت می‌گیرم، که حضرت می‌فرماید برای همه عزاداران حسین درست کن. یا زین‌العابدین(ع) اشک می‌ریزد، بر او اعتراض می‌کنند، که می‌فرماید: «18 یوسف مرا سر بریده‌اند، چطور گریه نکنم؟! او یک یوسفش گم شد، درحالی که 18 یوسف مرا سر بریده‌اند».

در مورد اینکه چگونه گریه کنیم روایت است: مثل زن بچه‌مرده، « نوحوا علی الحسین نوح الثکلی علی ولدها» دیگر توضیح نمی‌خواهد. زنی که بچه شیرخواره‌اش، بچه دو ساله‌اش یا بچه پنج ساله‌اش مرده چه‌جوری گریه می‌کند؟ آرام و قرار ندارد. در این روایت کیفیت گریه را می‌گوید.

گریبان دریدن و ضجه و عجه در عزای امام حسین(ع)

حالا می‌آییم سراغ گریبان دریدن؛ حضرت زینب(س) در شب عاشورا موقعی که هنوز امام حسین(ع) شهید نشده است، گریبان می‌درد. بعضی از ائمه مثل امام حسن عسگری(ع) در فراق پدرشان، امام هادی(ع) گریبان می‌دریدند. در فراق برادر و پدر می‌شود، گریبان درید. یعنی شما وقتی برادر و پدر خودت از دنیا می‌رود، می‌توانی گریبان پاره کنی. این گریبان دریدن هم نکته عقلی دارد چرا که داغ مصیبت روی قلب و سینه فشار می‌آورد، انگار که نفس می‌خواهد حبس شود و حالت سکته به آدم دست می‌دهد، لذا گریبان دریدن در عزای معمولی خودمان موضوعیت دارد. اینکه گفته می‌شود: «إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ»(4) با گریبان دریدن منافات ندارد و برای امام هم به طریق اولی اینچنین است.

ضجّه و عجّه و جزع و فزع همگی در روایات آمده است. آیا می‌شود ضجّه زد؟ عجّه (ناله) کرد؟ اسناد زیاد است، اما سند خیلی روشن آن در دعای ندبه آمده است: «وَ یَضِجَّ الضّاجُّونَ، وَ یَعِجَّ الْعاجُّونَ»، هم گریه را می‌گوید و هم ندبه. ندبه گریه با صداست. بعد از ندبه عجّه و ضجّه را می‌گوید که: «أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ»، برای صالحین باید گریه کرد. «وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ». باید همیشه جریان و کوره و آتش ابراز عشق به اینها داغ باشد و بهترین نوع ابراز احساسات، همانا اشک ریختن است.

لطمه زدن در عزای سیدالشهدا(ع)

آیا لطمه به خود زدن در عزای سیدالشهدا(ع) وجه روایی دارد؟

ببینید درباره لطمه زدن به صورت، شیخ مفید نقل کرده وقتی حضرت زینب به صورتش می‌زند، امام حسین شب عاشورا می‌فرماید: «تا من زنده‌ام، این‌جوری خودت را نزن».

سند آن در کدام کتاب است؟

شیخ عباس به نقل از شیخ مفید در نفس‌المهموم آمده است. شیخ عباس از ابن شهر آشوب و آقایان دیگر مثلاً از ابی‌مِخنَف هم در آن کتاب آورده است. این روایت معروف است. یک وقت یک مجتهد حیّ که مرجع تقلید و ولی‌فقیه است، یعنی مقام معظم رهبری می‌گوید ناحیه مقدسه درست است و تأیید می‌کند. این یک سند است و سندش دم دست و مؤیدش هم حیّ و حاضر است. در نمازجمعه یا در سخنرانی دیگری راجع به این ناحیه مقدسه توضیح داده‌اند. آنجا می‌‌گوید که در کربلا زن‌ها وقتی از خیمه بیرون آمدند، لطمه به صورت می‌زدند و صورت‌هایشان را در عزاداری زخمی می‌کردند. اینها به سرزنان و سینه‌زنان آمدند. به‌جای اینکه این اسناد را بدهم، بهتر است که بگویم ولی‌فقیه، امام امت چه می‌گوید.

برای دستگاه سیدالشهدا(ع) باید سر و صدا کرد

بسیاری از جواب‌های شما در یکی دو سخنرانی امام امت ـ‌روحی فداه‌ـ که منشور عزاداری را عنوان کرده، هست. یکی‌شان اینکه مکتبی که در آن به سر و سینه نزنند پایدار نمی‌ماند. یعنی پای مکتب باید به سر و سینه زد. واژه هیاهو را جستجو کنید، ببینید امام چه گفته‌اند. می‌گوید هیاهو (سروصدا) موضوعیت دارد. نباید خاموش بود. بعضی‌ها می‌ترسند، بعضی‌ها با نگاه‌هایی وارد می‌شوند، نخیر! برای دستگاه سیدالشهدا(ع) باید سروصدا کرد. سروصدا کردن نه اینکه همسایه را اذیت کنیم، بلکه این دهه باید پرشور و پرحرارت باشد. دست و بال ما را هم خیلی باز گذاشته‌اند. در دهه محرم این هیاهو موضوعیت دارد.

امام می‌فرمایند عزاداری سنتی، علم وکتل هم یکی از مصادیق آن است

حضرت امام می‌گوید که عزاداری به سر زدن و سینه زدن دارد، می‌فرماید همان عزاداری سنتی با علم و کتل؛ بعد علم را معانی دیگری می‌کنند! علم همینی هست که تیغه دارد، همین را علم می‌گویند. طوق بوده که شده علم. علم چند تیغ و چند تیغ؛ می‌گویند نه! این یک چیز دیگر است. چرا یک چیزی از خودت درمی‌آوری؟ منِ سینه‌زن می‌دانم، تو اصلاً نمی‌دانی چیست. بعد می‌گوید این نیست یک چیز دیگر است! می‌گوییم کدام است؟ می‌گوید بیرق. بیرق چیز دیگری است، ما پرچم را در دستگاه اهل‌بیت می‌گوییم بیدَق، که بیرق مشهور شده است. عامیانه و محلی می‌گوییم بیدق. حالا بیرق یا بیدق، علم بوده یا طوق، همه اینها هیمنه دستگاه عزاداری است.

علم‌ها، تابلوی اعلانات هستند

سریال‌های محمدرسول‌الله(ص)، امام‌علی(ع)، امام‌حسن(ع)، امام‌رضا(ع) و سریال مختار را ببینید. باید بیایی و بگویی چرا پرچم‌های این لشکر این‌جوری است؟ پرچم‌های آن لشکر آن‌جوری است؟ دسته‌های مختلف می‌آیند، برای اینکه با اشکال مختلف خودشان را از دیگران متمایز کنند و یک تجلی و جلوه‌ای بدهند، چیزی مثل علامت یک تابلوی اعلانات است، یک تابلوی اعلانات است که هم مدرن است و هم سوپر پست مدرن! با اینکه سنتی است. همیشه نو به نظر می‌آید. ببینید پرهایش چقدر خوشگل است، چرا به این پر گیر می‌دهید؟ کی گفته که این پر، بُت است؟ کی گفته این پر، خداست؟ اصلاً کسی چیزی نگفته؟ تو داری می‌گویی. ما این‌جوری گیر می‌‌دهیم.

ما بچه بودیم می‌گفتیم علم پنج تیغ بشود 15 تیغ تا اسم چهارده معصوم را به‌جای پنج‌ تن روی آن بنویسیم. این بد است؟ روی تیغه‌ها اسماء اهل‌بیت است، آیات است، روایات است. بعد هم چهار تا مجسمه که هست، تقصیر ما بوده است. می‌گوید این شیر چیست؟ می‌گوییم قصه شیر و فضّه است. می‌گوید این قصه راست است یا دروغ؟ اگر دروغ است که بالاخره آن موقع یک عده خوانده‌اند و جا افتاده.

داستانش هم این است که می‌گویند فضّه در هند بوده و شیری بوده و کذا و کذا و می‌گویند روز عاشورا این شیر می‌آید. این از آن اخبار بسیار بسیار ضعیف و غیرقابل اتکاست. حالا یک چیزی بوده. یا فاطمه صغری و مرغ؛ مرحوم شهرانی می‌گوید: «با اینکه جزو وقایع مشکوکه هست، ولی می‌شود از همین ضعیف‌ترین سندها از نظر فقهی بخوانید». آمده‌اند روی علم‌ها یک کبوتر گذاشته‌اند به یاد آن کبوتری که در روایت آمده خودش را به خون می‌مالد و به مدینه می‌رود. اینکه فاطمه صغری اصلاً هست یا نیست و چه و چه... حالا اینها یک چیزی بوده است. باید بگویی آن پرنده را بردار یا آن شیر را بردار، نه اینکه کل دستگاه اینها را به هم بزن. تازه تو امروز می‌گویی این شیر نیست، فردا یکی می‌آید و می‌گوید هست. امروز یکی می‌آید و می‌گوید آن مرغ نیست، فردا یکی می‌آید و می‌گوید هست. این‌طوری خیلی پیش می‌آید. مثلاً بعضی‌ها می‌گویند کتاب لهوف خیلی ضعیف است، آقا فرمودند که نه ضعیف نیست، خیلی هم قوی است. اینها نظرات محققین است. برای ما ارزشمند است، اما نگاه نفی‌ای خوب نیست.

در مورد صدای طبل و سنج به شما می‌گویم، برادر جوانم از دنیا رفته بود، مردم روز چهلمش را خوب متوجه نشده بودند. اتوبوس آمده و می‌خواستیم سر خاک برویم، مانده بودیم که حالا چه‌جوری مردم را خبر کنیم. من ناراحت بودم، بعد دیدم از این‌ گروه‌هایی که مارش عزا می‌زنند، آمدند. دیدم آنها یک لبخند به من زدند و گفتند: «چرا ناراحتی؟» گفتم: «چرا همسایه‌ها نمی‌آیند؟» گفت: «غصه نخور». شروع کرد مارش عزا زدن. این صداها علامت است مثل نقاره‌خوانی امام‌رضا که می‌‌گوید دارد غروب می‌شود، دارد طلوع می‌شود. علامت و نشانه عزاست. با زدن مارش عزا همه همسایه‌ها بیرون آمدند. این سروصدا آدم جمع کرد و رفتیم سر خاک. من که این را با چشمم دیدم، حالا تو می‌خواهی بگویی مارش عزا نزنید؟

در برخی موارد از امام هم مقدس‌تر شده‌ایم

وقتی شما مارش عزا می‌زنی، یعنی یک عده را پای طبل استخدام کردی، یک عده را پای سنج آوردی، یک عده را پای ترمپت آوری و اینها دارند برای امام‌حسین کار می‌کنند. این بد است؟ مگر برای شهید مطهری نخواندند؟ ساز نزدند؟ در حسینیه جماران امام هم نشست و گفت خیلی هم خوب است. یعنی ما از امام مقدس‌تریم؟ برای شهید مطهری همین مارش عزا را زدند، خوب است؛ برای امام‌حسین(ع) بزنند بد است؟ مسلماً خوب است. آقا هم که فرمودند همان‌جور که می‌آمدید بیایید.
 
دسته عزاداری فقط تظاهرات نیست. دسته‌ها رسته‌های مختلف‌اند. بعضی از دسته‌ها دسته‌اند، بعضی‌ها گروهان‌اند، بعضی‌ها گردان‌اند، بعضی‌ها تیپ‌اند، بعضی‌ها لشکرند، بعضی‌ها هنگ‌اند. دسته دارد این‌طوری می‌آید بیرون. اصلاً دسته می‌خواهد هیمنه‌اش را به رخ بکشد، اصلاً می‌خواهد بگوید همه علامتم از طلاست. چه ایرادی دارد؟!

ما حواس‌مان به بعضی از احکام نیست. می‌دانید در جنگ مرد می‌تواند حریر بپوشد؟ در نفس‌المهموم، ترجمه شهرانی آمده‌ است. آیا می‌دانید مرد می‌تواند در جنگ طلا حمل کند؟ طلا بر مرد حرام است، ولی در جنگ می‌تواند. چرا؟ برای رجزخوانی و برای اینکه نشان بدهد، می‌خواهی غنیمت ببری؟ بیا مرا بکش ببر، ببینم چقدر عرضه داری. این طلا و این حریر برای رو کم‌ کنی، است. بیا مرا بکش و این حریر را که گران است ببر. ببینم می‌توانی بیایی؟!

این‌طوری مطرح می‌کنند که وقتی یک علامت می‌آورند راه بسته می‌شود و... باید به آنها گفت که دو سه شب عزاداری بیشتر نیست، نیروی انتظامی بیاید هماهنگ کند و به دسته‌ها اعلام کند که فلان خیابان و فلان خیابان را برای شما گذاشته‌ایم. برای جلسه ما در روز عرفه یا ماه رمضان راهنمایی و رانندگی خیلی زحمت می‌کشند، اینها برای خدمت کردن آماده‌اند. الان برای محرم شورایاری‌ محله‌ها با نیروی انتظامی مشخص کنند که برای دسته‌ها راه‌های فلان خیابان را ببندید و راه‌های دیگر را باز کنید تا فلان خیابان بشود برای دسته‌ها.

نفی‌ای صحبت نکن، اثباتی صحبت کن و بیا یک کمک بده. می‌گویند آقا! همه می‌مانند پشت دسته؛ قبل از انقلاب پشت دسته نمی‌ماندند؟ الان انقلاب باید در خدمت دستگاه سیدالشهدا باشد. نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی باید خدمت کنند. خدمت این است راه دسته را باز کنید، نه اینکه ببندید. همان‌طوری که راه ماشین‌ها بسته می‌شود ناراحتیتد، راه دسته امام حسین هم بسته می‌شود ناراحت باش. راه حل این است که راه دسته امام حسین را ببندی که راه ماشین باز شود؟ و به این سادگی صورت مسئله را پاک کنی.

دسته می‌خواهد بگوید هیمنه مالی من این است، می‌خواهد بگوید هیمنه قدرتی من این است، ببینید علم به این سنگینی را بچه‌های محل ما دارند بلند می‌کنند. این خوب است. دارد قدرت را به رخ می‌کشد. ما می‌خواهیم تظاهر کنیم و بگوییم بچه‌های هیئت ما قوی‌اند. این بد است؟ چرا متوجه نیستید؟ شما مانور نظامی ندیدید که در آن تکواندوکارهایش می‌پرند؟ کشتی‌کج‌کارهایش و کاراته‌کارهایش برای چه این کارها را می‌کنند؟ می‌آیند با سرشان با دستشان آجر می‌شکنند، برای چه این کارها را می‌کنند؟ همان کار را در دسته انجام می‌دهیم. ضمن اینکه در دسته دارد چند تا کار با هم انجام می‌شود، هم کار حماسی است و هم قدرت‌نمایی؛ داری اکشن را نشان می‌دهی. داری با شعرت هم حماسه را می‌گویی و هم روضه و مصیبت را. همه اینها یک مجموعه است که مجموعه خوشگلی هم هست، منتهی اینها آسیب دارد، آفت دارد.

بله، یک‌دفعه موسیقی می‌رود به جایی که می‌بینیم موسیقی همه چیز را گرفته است. نه، باید مارش عزا باشد، اعلان باشد، نه اینکه کنسرت بگذاریم، نه اینکه یک خواننده بخواهد بخواند و کنارش ساز هم بزنند، این غلط است و ما را به جای دیگر می‌کشد. ما در محرم با موسیقی خیلی مخالفیم، ولی در غیر محرم با خودِ موسیقی که درست باشد، مخالفتی نداریم.

دسته‌های عزا می‌گویند که خون‌خواهان حسین‌بن علی(ع) به خیابان آمده‌اند

این تظاهر که شما می‎‌گویید صبغه قرآنی هم دارد آنجا که می‌فرماید " لا اسئلکم علیه اجراِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى»(5) چرا که اصلاً مودت یعنی ابراز محبت و اینها می‌خواهند با این دسته‌ها محبت را ابراز کنند.

بله، من هم دارم می‌گویم و تظاهری است که جلوه نظامی دارد و باید متوجه باشیم. بیرون آمدن دسته یک کار نظامی است. یک جلوه‌اش نظامی است. یعنی ما داریم قدر‌ت‌نمایی می‌کنیم که خون‌خواهان حسین‌بن علی(ع) به خیابان آمده‌اند. عزادار، خوان‌خواه و سینه‌چاک است. سینه زدن و زنجیر زدن این معانی را دارد.

ما بچه که بودیم می‌دیدم در ظهر عاشورا، یک ساعت خاصی زنجیرزن‌ها می‌زدند روی پشت‌هایشان و کبود می‌شد. ما نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم اگر این کار را بکنیم دردمان می‌آید، اما همین نشان می‌داد پای امام‌حسین(ع) که وسط باشد، نباید درد احساس بشود. دردِ عشق امام حسین(ع) دردی است که همه دردها را ناچیز می‌کند. این بد است یا خوب است؟ قطعاً خوب است. شما در مانور نظامی شهید نمی‌دهید؟ می‌دهید. اخیراً در جابه‌جایی مهمات «مقدم» عزیز و عده‌ای شهید شدند. این مانور است. ما در عزاداری‌ها سینه می‌زنیم، زنجیر می‌زنیم. داریم نشان می‌دهیم ما برای امام حسین درد نمی‌فهمیم. این یک پیام قشنگ است.

چند روز پیش رئیس شرکت "بِل" به دانشگاه تهران آمده بود و راجع به صوت دانشگاه صحبت می‌کردیم. از من پرسید: «شما شغلت چیست؟» علاوه بر شغلی که آنجا داشتم، گفتم: «من نوکر امام حسینم». بعد برایش توضیح دادم. دست و پا شکسته کمی انگلیسی صحبت می‌کردم. آن مترجم فارسی را به آلمانی ترجمه می‌کرد و البته خود او انگلیسی را بهتر متوجه می‌شد تا اینکه ما فارسی را می‌خواستیم با ترجمه به او منتقل کنیم. حرف‌های ما را که راجع به امام حسین(ع) شنید منقلب شد. می‌گفت: «ما هم در مسیحیت داریم، ولی وقتی مصائب مسیح را می‌گویند چرت می‌زنند. تو خیلی داری با حرارت می‌گویی». گفتم: «این حرارت مال خودِ امام حسین است و همه مردم ما این‌اند و عشق امام حسین یک چیز دیگر است». او منقلب شده بود.

با این توضیحات شما که قمه‌زدن‌ هم توجیه دارد؟

نه، اشتباه نکنید. آنهایی که در گذشته قمه می‌زدند چون فتوایی در حرمت نبود. آنها روی بی‌عقلی نمی‌زدند و در آن هم مبنای خِرد بود، اما امروز می‌گویند به دلیل اینکه وهن می‌شود این کار را نکنید. مثل اینکه بگویم آقا! وقتی شما یک قلاده بیندازی گردنت و بعد همین کار فیلم شود، این کار را نکن. شما می‌خواهی تواضع کنی، می‌خواهی ناچیز بودنت را درگاه اهل‌بیت بگویی، امری است علی حدّه، اما این کار شما تخریب شیعه در سطح جهانی است، پس نکنید.

مثال می‌زنم کسی بلاتشبیه تازه ازدواج کرده و در عقد است. وقتی با خانمش تنها نشسته یک‌جور حرف می‌زند. حالا برادر خانمش، پدر خانمش و مادر خانمش نشسته‌اند خب یک جور دیگر حرف می‌زند. در یک مراسمی می‌خواهند او و خانمش را به عنوان یک زوج خوشبخت روی سن ببرند تا صحبت کنند، در آنجا یک‌جور دیگر صحبت می‌کند. ما در نحوه عزاداری‌مان هم باید حواس‎مان باشد. همینی را که دارم می‌گویم مراقب باشیم آسیب نزنیم، اما همیشه یک مشت معاندند، یک مشت آدم‌هایی هستند روی خردورزی ایراد نمی‌گیرند، بلکه دنبال ایرادند. ما با آنها کاری نداریم. مراجع و رهبری دست ما را باز گذاشته‌اند.

ببینید امام‌رضا(ع) در روضه‌خوانی چقدر دست روضه‌خوان را باز گذاشته است. این همه ایرادهایی که شما به ما می‌گیرید، آنها به ما نکردند. حضرت رضا(ع) می‌فرماید: «یابن شبیب إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فابْکِ لِلْحُسَیْنِ»، ای پسر شبیب! هروقت خواستی گریه کنی برای چیزی برای امام حسین گریه کن، بعد حضرت بدون هیچ مقدمه‌ای یکدفعه روضه سر بریدن امام حسین را می‌خواند و در این روضه هم مثال به کبش(قوچ) می‌زند. یعنی یک‌جوری روضه را خوانده شما نتوانی دائم به آن گیر بدهی، چون همه که ادیب نیستند، چون همه نمی‌توانند این لوازم را لحاظ کنند.

بیش از پنج هزار مداح ما که نمی‌توانند ادیب باشند

ما 5 هزار، بلکه 10 هزار مداح در سطح کشور داریم. آیا همه این 10 هزار نفر واقعاً می‌توانند ادیب باشند؟ قطعاً نه، اما دست ما را باز گذاشته‌اند. شعری خوانده نشود که وهن باشد، توهین باشد، دالّ بر ذلت باشد و کلیت قصه حفظ شود.

ایرادی که برخی می‌گیرند این است که راه اندازی دسته عزاداری سابقه تاریخی ندارد.

اولین دسته سینه‌زنی را مخدراتی راه‌انداختند که پشت سر حضرت زینب ـ‌صلوة الله علیهاـ‌ تا گودال رفتند درحالی که به سر و سینه می‌زدند، هم به صورت،. شما که می‌خواهی ایراد بگیری، باید به حضرت زینب(س) بگویی چرا سینه زدی؟! این نسوانی که در کربلا بوده‌اند صورتشان را زده‌اند کبود نشده؟ حالا ما بگوییم چرا زدند؟ اینها برای ما الگوست. قطعاً این عزاداری‌ها بر نصوص روایی است، بحث فقهی هم دارد. یادم هست آیت الله وحید مفصلاً راجع به این مطالب صحبت کرده‌اند.

برخی جریان های روشنفکری مدعی هستند که نباید در ایام محرم الحرام اشک ریخت چرا که مگر نمی‌گویید امام حسین در راه هدف و آرمان خود به شهادت رسید و حضرت زینب نیز فرمودند «ما رأیت الا جمیلا»؛ بنابراین عزاداری و اشک ریختن چه وجهی دارد؟

در این باره که گفتید این جریان‌های روشنفکری می‌گویند چرا این‌قدر اشک می‌ریزید، باید بگویم من امروز چنین چیزی را نمی‌بینم، چون در دانشگاه تهران بودم. جریان‌های مختلف سیاسی حتی جریان‌هایی که ممکن است از لحاظ نگاه سیاسی با منِ سعید حدادیان خیلی جاها متفاوت باشند، وقتی پای عزای امام حسین می‌آیند اشک می‌ریزند و خوب هم اشک می‌ریزند. امام این مسئله را حل کرد که ما ملت گریه سیاسی هستیم، راجع به اشک مفصل صحبت کرده است. امروز کسی مشکلی راجع به گریه کردن در باره امام حسین(ع) ندارد. من در محافل آکادمیک نمی‌بینم.

شاید منظور اشک به عنوان مصداق کلی نباشد، بلکه همین بحثی که کردید، این مدل عزاداری و توی سر و کله‌ زدن...

نه، ما باید توده‌ها را ببینیم. مثلاً در جشن تولد امیرالمؤمنین همه کف می‌زنند. آیا توقع داریم یک مجتهد هم کف بزند؟ مثلاً قرار است آقایی را تشویق کنند. آیا توقع داریم یک حافظ کل قرآن کف بزند؟ شعور افراد هم هست. وقتی می‌خواهیم برای تعدادی استاد دانشگاه متدین کهنسال برنامه بگیریم، قطعاً با برنامه جمعی از کسبه ‌ـ‌که آنها هم عزیز ما هستند‌ـ باید متفاوت باشد. کما اینکه شما بیا دانشکده هنر را ببین. بچه‌های دانشکده هنر با مدل متفاوتی دکور می‌زنند، با مدل متفاوتی برنامه عزاداری را تنظیم می‌کنند و با المان‌های بسیار ساده مثلاً در طراحی‌ها و گرافیک دو تا خط می‌کشند و شما با همین دو تا خط دارید یک آدم می‌بینید و طرح‌های جدیدی برای سیاه‌پوش کردن و المان‌های خیلی قشنگی برای عزاداری می‌دهند. بچه‌ها دارند کار می‌کنند.

خدا خیر به آقای پناهیان بدهد. عده قابل ملاحظه‌ای از بچه‌ها در دانشکده هنر با آقای پناهیان هستند. در دانشگاه تهران هم همین‌جور. ایشان دارد برای محرم زحمت می‌کشد و پاسخگوی سئوالات و شبهات است. ببینید در جریان بحث‌های آقای پناهیان بچه‌ها تا چه حد مرید آوینی شدند. برنامه‌های متون آوینی را بازخوانی می‌کنند. کربلاهایی را که آقای پناهیان با دانشجویان می‌رود، ببینید. آقای پناهیان یک نفر است، اگر همین را تعمیم بدهید آن وقت ببینید چه می‌شود. ما در سطح دانشگاه کم نداریم آدم‌هایی را که کم از جاهای دیگر گریه نمی‌کنند. قبلاً وقتی غذا می‌آمد بچه‌های انجمن و بسیج و جامعه می‌آمدند کار غذا را پیگیری می‌کردند.

ادامه دارد...

 

Get the Flash Player to see this player.



علل ماندگاری و جاودانگی عــاشـــــورا

علل ماندگاری و جاودانگی عــاشـــــورا

 

 

 

چکیده

حماسه عظیم عاشورا یک مکتب فکری است که از سال 61 هجری آغاز و با گذشت بیش از سیزده قرن و نیم هنوز از حیات و طراوت و شادابی خاصی برخوردار است و در هر زمانی حرف و طرح نوی برای جامعه بشری دارد. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.

اگر چه دستگاه بنی امیه و بنی‌العباس و همه ظالمین و مستکبرین  و صاحبان قدرت و ثروت تا به امروز با بسیج امکانات و نیرو ، سعی و تلاش در تضعیف و تحریف و تخریب حادثه عظیم عاشورا داشته و دارند. اما هرگز نتوانستند جلوی ماندگاری و پویایی عاشورا را بگیرند بلکه هر سال که می‌گذرد بطور گسترده‌تر و با شور و شعور بیشتر برگزار می‌شود و در طول تاریخ بشریت بعنوان یک حماسه ماندگار و جاودانه مطرح گردیده است.

در بررسی و تحلیل ماندگاری و پویایی عاشورا به این نتیجه رسیدیم عواملی در جاودانگی این حماسه عظیم دخالت داشته‌اند که برخی از آنها عبارتند از :

1- اراده و مشیت الهی                            

  2- وعده الهی

3- اخلاص و انگیزه الهی                         

 4- نقش رسول خدا (ص)

5- نقش ائمه (ع)                        

 6- نقش علمای شیعه

7- نقش مؤمنین                                     

 8- نقش ایران

 

مقدمه

حماسه جاوید عاشورا دانشگاهی است به پهنه تاریخ و گستره کره زمین که از سال 61 هجری افتتاح و با خون پاک و مقدس حسین (ع) و یارانش آبیاری و ثارالله و وصل به خدا گردید لذا ابدی شد و این دانشگاه برای همیشه تاریخ بازخواهد بود و دانشجو می پذیرد و نیرو تربیت می کند. کربلا دانشگاهی است که دانشجویان آنها تنها شیعیان عالم در طول تاریخ نیستند بلکه همه مسلمانان و همه آزاد اندیشان در سراسر جهان همچون گاندی ، محمدعلی جناح ، جرجی زیدان ، آنتوان بارا ، توماس کارلایل و ... از آن درس ها گرفتند. دانشگاه کربلا که مؤسس آن حسین بن علی (ع) است در رشته‌های مختلف دانش پژوه‌ می‌پروراند و فارغ‌التحصیلان آن قطعاً انسانهای سربلند در دنیا و آخرت خواهند بود.

دانشگاهی که با گذشت بیش از سیزده قرن و نیم از حماسه آن به فراموشی سپرده نشد و هم چنان مورد توجه و ستایش نویسندگان، سخنرانان ، شعرا ، اندیشمندان ، رهبران و آزاد مردان جهان هست و در نهضت‌ها و حرکت‌های انقلابی و اصلاحی از این واقعه عظیم الهام می‌گیرند هنوز حرف و طرح نو دارد . درس‌ها و عبرت‌ها دارد . هر روز و در هر زمان و در هر کجا برای هر سن و سال پیام‌ها دارد . کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا .

ششماهه علی اصغر ، سه ساله رقیه ، سیزده ساله قاسم ، هجده ساله‌ علی‌اکبر ، سی و چهار ساله ابوالفضل ، پیر محاسن سفید چون حبیب‌بن‌مظاهر دارد . هم غلام ، هم آزاد ، هم زن ، هم مرد ، هم توبه کرده چون حر بن یزید ریاحی دارد . لذا در همه گروه ها و مکاتب و سن و سال و حیثیت و قومیت و از هر کجا عالم دانشجو و سخنگو دارد. دانشگاه بین‌المللی است . مرز عقیده و جغرافیا نمی‌شناسد . نظر ده‌ها میلیارد انسان را در طول تاریخ به خودش جلب کرد و بر مظلومیت او و یارانش اشک ها ریختند . اگر این اشک ها جمع گردد ، طوماری عظیم و سیلابی سهمگین بپا می شد.

بیاییم سعی کنیم ما نیز از جمله بلکه از بهترین دانشجویان و تربیت شدگان این حماسه عظیم باشیم و این مدال افتخار را در دنیا و آخرت به گردن آویزان نماییم.

تحقیق و بررسی و تحلیل رمز جاودانگی حماسه عظیم عاشورا نیازمند به بررسی زیاد و تألیف کتابها دارد. این جانب با قلم و فهم ضعیف و بضاعت اندک تلاش نموده به بخشی از علل جاودانگی عاشورا اشاره نماید امید است مورد قبول حسین بن علی (ع) واقع شود.

 جاودانگی عاشورا

اکثر حوادث و مکاتب فکری از سه ویژگی تولد، اوج و فرود بیرون نبوده‌اند روزگاری حرفی برای گفتن داشته‌اند و به مرور زمان با چالش‌ها مواجه شده‌اند و این حکایت از عدم ماندگاری این حوادث و دیدگاهها داشته که با گذشت زمان ، به فراموشی سپرده شدند اما حماسه‌ی عاشورا یک مکتب فکری است که از سال 61 هجری قمری آغاز و با گذشت 1367 سال هنوز از حیات و طراوت و شادابی خاصی برخوردار است گویا همین امسال واقع شده و در هر زمانی حرفی نو و طرحی نو برای جامعه بشری دارد . کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. و هرچه می‌گذرد گسترده‌تر با شور و شعورتر برگزاری می‌گردد.

اگر چه در طول بیش از سیزده قرن و نیم از واقعه عاشورا همواره  تمام ظالمین و مستکبرین، صاحبان قدرت و ثروت سعی و تلاش در تضعیف و تحریف و تخریب حادثه عظیم کربلا داشته و دارند اما هرگز موفق نشده و نخواهند شد. بنی‌امیه از زمان وقوع حماسه عاشورا سال 61، با بسیج کردن امکانات و نیرو، سعی و تلاش در تحریف عاشورا داشته‌اند گاهی آن روز را روز عید و جشن و سرور نامگذاری کردند یوم تبرکت به بنوامیه و یوم فرحت به آل زیاد[1] روز عاشورا روزی است که بنی‌امیه آنرا مبارک و میمون دانسته‌اند و آل زیاد آنرا روز شادمانی قرار دادند. زمانی به توجیه جنایت یزید پرداختند و گاهی اهداف قیام اباعبدالله الحسین (ع) را تحریف کردند زمانی برای عزاداران و زائرین مشکلات ایجاد می‌نمودند و چندین بار هم به بارگاه ملکوتی امام حسین (ع) جسارت کردند اما هرگز نتوانستند مردم را از حسین ، یاد حسین و آثار حسین دور نگه بدارند . بنی‌العباس نیز 700 سال تلاش کرد تا عاشورا تحریف گردد . سلاطین جور و ظلم هم تا به امروز تلاش بر انزوای عاشورا داشته‌اند و اخیراً هم جلسه‌ای که در اسرائیل با حضور پژوهشگران غرب و آمریکا برگزار شد بعد از بحث و بررسی به اینجا رسیدند که شیعه دو عنصر اساسی بنام عاشورا و مهدویت دارد لذا با اعتبار کلان و برنامه‌ریزی و بکارگیری نیروهای داخل و خارج سعی و تلاش در تحریف و تخریب عاشورا نمودند که مقاله خون بخون شستن محال آمد محال ، تضعیف عزاداری ، انتقاد به لباس سیاه و اینکه زمان عزاداری به عصر صفویه بر می‌گردد از این قبیل است و بالاخره مایکل برانت رئیس اسبق سازمان سیا با تشکیل شعبه شیعه‌شناسی در سازمان مذکور و اعزام کارشناسان به پاکستان و جمع‌آوری اطلاعات مربوطه ، نتیجه گرفتند که شیعه دو عنصر اساسی دارد. رهبری آنها در دست مرجعیت و دیگری محرم و عاشورا است . لذا اعتبار کلان برای تضعیف و تخریب آن دو گذاشته‌اند و جسارت به مرجعیت و حوزه‌های علمیه و تخریب عزاداری امام   حسین (ع) در دستور کار عوامل داخل و خارج قرار گرفت که ورود اشعار نامناسب در مداحی از این قبیل بوده است علیرغم این همه تلاش در طول تاریخ در تخریب عاشورا اما هرگز نتوانسته‌اند جلوی ماندگاری آنرا بگیرند. علل ماندگاری عاشورا چیست؟!

علل ماندگاری و پویایی عاشورا

بی‌شک رمز و راز جاودانگی حماسه عاشورا معلول یک عامل فقط نیست بلکه عوامل متعددی در جاودانه ماندن آن دخالت داشته که با توجه به محدودیت مقاله به تعدادی از آنها بطور خلاصه اشاره می‌گردد.

 

1- اراده و مشیت الهی

یریدون لیطفوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو کره الکافرون[2]

می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند اما خداوند نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند با توجه به جمع و مضارع بودن فعل یریدون استفاده می‌شود که هم تلاش مخالفین جمعی است و هم مستمر ، پس همه کفار ، منافقین و مخالفین ، همواره تلاش جمعی، مستمر و بی‌وقفه در محو اسلام و قرآن و اهل بیت داشته و دارند که نور آنها را خاموش کنند و خداوند هم اراده فرموده نه تنها نور آنها خاموش نگردد بلکه هر روز می‌گذرد گسترده‌تر گردد.

پس اراده و مشیت الهی بر ماندگاری عاشورا قرار گرفته است. لذا پیامبر اعظم فرمود : ان لقتل الحسین (ع) حراره فی قلوب المؤمنین لن تبرد ابداً[3] . همانا شهادت حسین حرارت و شعله‌ای در قلب‌‌های مؤمنین ایجاد کرد که هرگز سرد نخواهد شد. و این محبت و ارادت را خداوند متعال در قلوب مردم گذاشته است که تا نام حسین برده می‌شود دلها می‌شکند و هوای کربلا می کند.

2- وعده الهی برای ماندگاری شهیدان

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون[4] . کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند را مرده مپندارید بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند .

و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون[5]

به آنها که در راه خدا کشته می‌شوند مرده مگویید بلکه زنده‌اند ولی شما نمی‌فهمید.

این دو آیه شریفه صراحت کامل دارند که هر کس آرم قتل فی سبیل الله را داشته باشد زنده جاوید است و هیچ کس حق ندارد آنها را مرده پندارد.

اگر شهدا زنده جاوید هستند و حیات ابدی دارند بمراتب سید و سالار شهیدان جاودانه خواهد بود.

و دلیل بر جاودانه و حیات ابدی سیدالشهداء این است که عاشورا هر روز و هر زمان پیام دارد و حسین (ع) در قلوب همه ارادتمندان جا دارد و وقتی محرم می‌رسد مردم خودبخود و بدون هیچ هزینه و هرگونه تهدید عزادارای می‌کنند لباس سیاه می پوشند در و دیوار را سیاه پوش می‌کنند . این‌ها دلیل بر زنده بودن امام حسین (ع) و پویایی عاشورا است.

3- اخلاص و انگیزه الهی در خلق حماسه عاشورا

براساس آیه کریمه ما عندکم ینفدو ما عندالله باق[6] .

آنچه که نزد شما باشد سرانجام فانی و نابود می‌شود اما آنچه که نزد خدا باشد و رنگ بوی خدایی بگیرد همانند ذات پاکش جاودانگی پیدا می‌کند.

از آنجا که خلق حماسه عاشورا دارای انگیزه الهی بود و حسین بن علی (ع) در یک روز هر چه داشت برای خدا و در راه احیای دین خدا و سنت رسول خدا فدا کرد و با خون سرش امضاء نمود لذا رنگ ابدی پیدا کرد و هرگز گرد و غبار غفلت و فراموشی آن را نمی‌گیرد چون که قیام امام حسین (ع) رنگ و بوی دنیا نداشت تا فناپذیر گردد . لذا در یک بیان نورانی هدف حرکتش را این گونه بیان فرمود. انی لم اخرج اشرا و لابطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی[7].

هدف من برای قیام، ظلم و فساد و فتنه‌گیری نیست بلکه فقط برای اصلاح امت جدم رسول خداست و در این راه، جان خود را برای نجات بندگان خدا و هدایت آنها نثار کرد.

و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله[8] . در راه خدا جان خود را فدا کرد تا بندگان خدا را از نادانی و گمراهی نجات دهد.

4- نقش رسول خدا در ماندگاری عاشورا

یکی از دلایل ماندگاری حماسه عظیم عاشورا کلام و سیره رسول خدا درباره امام حسین و عاشورا بوده است روایت معروف حسین منی و انا من حسین[9] ، از رسول خداست که   فرمود : حسین از من است و من از حسینم یعنی درخت نبوت من در حسین  ریشه دوانیده است همچنانکه حدیث مشهور من بکی علی‌الحسین او ابکی او تباکی و جبت له الجنه[10] نیز از پیامبر اعظم است که فرمود : هر کس برای حسین گریه کند یا دیگران را به گریه وادارد یا خودش را به گریه بزند بهشت بر او لازم است . روایت ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لن تبرد ابدا [11]. از پیامبر رحمت است که همانا با شهادت حسین حرارتی در قلوب مومنین ایجاد می‌شود که هرگز سرد نخواهد شد. پیامبر اعظم قبل از تحقق حماسه عاشورا مسئله شهادت امام حسین را متذکر و فضاسازی لازم را آغاز نمود لذا وقتی که امام حسین (ع) در حالی که نوزاد بود خدمت پیامبر اکرم آوردند حضرت او را بوسه زد و فرمود هر کس به زیارت او برود ثواب یک حج مرا دارد، عایشه تعجب کرد و عرضه داشت ثواب حج تو رسول خدا ؟[12]

رسول خدا در یک بیان نورانی به ماندگاری عاشورا در طول تاریخ اشاره نمود لذا وقتی که جریان شهادت امام حسین (ع) را برای دخترش فاطمه (س) بیان فرمود حضرت زهرا گریه شدیدی کرد و عرضه داشت متی یکون ذلک پدرجان این واقعه در چه زمانی اتفاق می‌افتد. پیامبر خدا فرمود فی زمان خال منی و منک و من علی : در زمانی که نه من هستم نه علی و نه تو، فاشتد بکائها و قالت یا ابه فمن یبکی علیه و یلتزم با قامه العزاء له: گریه فاطمه شدید شد و عرض کرد پس چه کسی بر حسین من گریه می‌کند و عزا ، بر پا می‌نماید .

فقال النبی (ع) یا فاطمه ان نساء امتی تبکین علی نساء اهل بیتی و رجالهم یبکون علی رجال اهل بیتی یجدّدون العزاء جیلاً بعد جیل فی کل سنه[13] .

ای فاطمه زنان امت من بر اهل بیت حسین و مردان امت من بر مردان کربلا گریه می‌کنند آنها نسل به نسل در هر سال پرچم عزای حسین تو را بر پا می کنند.

5- نقش اهل بیت در ماندگاری عاشورا

یکی دیگر از عوامل مسلّم جاودانگی‌ عاشورا تلاش مستمر و سیره عملی ائمه (ع) در اقامه عزای سالار شهیدان می‌باشد. در مناسبت‌های مختلف به بیان اهمیت عزاداری و زیارت امام حسین (ع) می‌پرداختند، تبیین اهداف قیام امام حسین (ع) ، جلوگیری از تحریف عاشورا، بیان حقایق و عمق جنایت بنی‌امیه، رسوا نمودن دستگاه بنی‌امیه ، برگزاری مجلس عزای امام حسین (ع) ، ترغیب و تشویق بر اقامه عزای سالار شهیدان ، ذکر فضائل عزاداری و گریه بر حسین ، زیارت امام حسین از اقدامات بسیار مؤثر اهل بیت (ع) در ماندگاری حماسه عاشورا است . عزاداری حضرت زینب در قتلگاه که به نظر شهید مطهری برای اولین بار مجلس عزای حسین را پر پا کرد[14] ، تا لحظه ورود سفیران کربلا به کوفه و شام و خطابه‌های آتشین و شجاعانه حضرت زینب و امام سجاد(ع) و گریه‌های طولانی امام سجاد (ع) در مدینه و سفارش امام باقر (ع) به برگزاری مجلس عزاداری در منا ، برگزاری مجالس عزا توسط امام صادق (ع) و امام رضا (ع) و دیگر ائمه و زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (عج) همه در پویایی عاشورا نقش اساسی داشته‌اند.

6- نقش برجسته علما در ماندگاری و پویایی عاشورا

یکی دیگر از عوامل جاودانگی عاشورا تلاش مستمر علمای شیعه می‌باشد که با تألیف هزاران جلد کتاب در موضوعات مختلف مرتبط با امام حسین (ع) و عاشورا و نیز از راه وعظ و خطابه و برپایی مجالس عزاداری و تشویق و ترغیب مردم بر اقامه عزای امام حسین (ع) از خدمات مراجع عظام و علماء و مبلغین و مؤلفین و شعراء می‌باشد.

برپائی نهضت و قیام انقلابی و اصلاحی در مقابل مستکبران و ظالمین با الهام از عاشورا ، از جمله نهضت و انقلاب شکوهمند ایران اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) از دیگر موارد تلاش علماء در عصر غیبت امام زمان (عج) می‌باشد.

7- تلاش بی‌وقفه مؤمنین و مؤمنات در ماندگاری عاشورا

تلاش مستمر و همت والای مؤمنین و ارادتمندان به امام حسین (ع) در برپایی مجالس عزاداری ، راه‌انداختن دستجات سینه‌زنی  و نیز حضور در کربلا از دیگر عوامل ماندگاری عاشورا است.

نقش مردم از زمان بنی‌امیه تا بنی‌العباس تا زمان رضاخان و دیگر ستمکاران در برگزاری عزای امام حسین تحت هر شرائطی با وجود تهدید و ممانعت و زندان بسیار روشن و قابل تقدیر است با حضور زنان و مردان و جوانان در عزاداری و سینه‌زنی و کنار حرم حسین بن علی به مبارزه  عملی با بنی‌امیه و بنی‌العباس و دیگر ظالمین می‌پرداختند و در زنده نگه داشتن عاشورا سهیم بوده و هستند از زیارت جابربن عبدالله انصاری گرفته تا حضور جسورانه زن و مرد در کنار قبر امام حسین (ع) و عزاداری نمودن آنها ، غوغایی بر مزار شهدای کربلا بر پا می کردند . لذا متوکل عباسی دستور داد که مزار امام حسین (ع) را ویران نمایند تا کسی برای عزاداری به آنجا نرود.

آنهایی هم که قادر نبودند به کربلا بروند در همان محل خود مجلس عزا برپا می کردند . در عصر صفوی و قاجاریه عزاداری به تمام ایران و عراق و افعانستان و ترکمنستان گسترش یافت. در دوران رضاخان که به دستور انگلیس حسینیه‌ها را بستند و عزاداری و تعزیه ممنوع شد زن و مرد ایرانی با تمام قدرت خانه به خانه به برپائی مجالس عزاداری همت گماشتند.

در عصر حاضر در همه جای کره زمین و تمام قاره‌های دنیا پرچم عزای امام حسین (ع) برپا می گردد و روز به روز بر عظمت و گستردگی او افزوده می‌شود و هیچ کس نمی‌تواند مانع آن بشود.

8- نقش ایران در ماندگاری عاشورا

یکی از عوامل ماندگاری و گسترش عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) مردم ولایتمدار ایران اسلامی بوده اند . در کتاب امام حسین و ایران به نقش اساسی ایرانیان در جاودانگی عاشورا اشاره شده است . بار تولومو عقیده دارد ایرانیان در سال 61 هجری قمری آماده شدند که به امام حسین (ع)  کمک کنند تا به ایران بیاید و حاکم ایران شود [15].

حضور ایرانیان در قیام مختار بر همگان روشن است وقتی که مختار بدست مصعب‌بن زبیر کشته شد مصعب اعلان کرد هر کس با مختار بود اگر پرچم سفید بگیرد در امان است نوشته‌اند حدود 8000 نفر با پرچم سفید آمدند مصعب گفت ایرانیان جدا شوند. 7300 نفر بعنوان ایرانی جدا شدند دستور داد همه را بکشند گفتند ای امیر خودت اعلان کردی درامان هستند، گفت ایرانیان اعتقاد قلبی و راسخ به علی (ع) و بچه‌های علی دارند وجود آنها موجب دردسر است.

حتی زنان ایرانی از جمله مازندرانی ها برای مختار طلا و جواهرات خود را ارسال کردند تا هزینه سربازان مختار تأمین شود و در خون خواهی حسین (ع) سهیم باشند.

مارسلین می‌گوید از سال چهلم هجرت که علی‌بن‌ابیطالب (ع) زندگی را بدرود گفت ، معاویه و پسرش یزید ایرانیان را در فشار گذاشتند و به هر ایرانی ظنین‌ می‌شدند بی‌درنگ آنها را به قتل می‌رساند اما ایرانیان چند دژ تسخیر ناپذیر داشتند که عمال معاویه و یزید نمی‌توانستند در آن دژها نفوذ کنند و یکی از دژها مازندران و دیگری گیلان بود [16].

امید است ما هم در هر کجای کره زمین و در هر نقطه ایران اسلامی هستیم مشمول فرمایش پیامبر اعظم گردیم و از نسلی باشیم که در پویائی مجلس عزای حسین (ع) دخیل بوده و  درماندگاری و پویائی حماسه عظیم عاشورا سهیم بوده و توفیق پاسداری میراث گرانقدر گذشتگان را داشته و به طور سالم به نسل بعدی بسپاریم.

 

فهرست منابع

1- قرآن کریم

2- مفاتیح الجنان

3- تفسیر نمونه- ناصر مکارم شیرازی - دارالکتب الاسلامیه - تهران

4- بحارالانوار- محمدباقر مجلسی-مؤسسه الوفاء بیروت- 1404 ق

5- الخصائص الحسینیه- جعفر شوشتری- مؤسسه مطبوعاتی دارالکتاب- قم - پنجم -1378ش

6- حماسه حسینی- مرتضی مطهری- انتشارات صدرا- تهران- دوازدهم- 1379 ش

7- امام حسین و ایران- کورت فویشلرآلمانی ترجمه دکترمنصوری- انتشارات جاوید- تهران -چهارم

8- حماسه عاشورا- جمعی از نویسندگان- مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت- تهران- اول- 1381

9- از غدیر تا عاشورا- جمعی از نویسندگان- انتشارات وثوق - قم- اول 1381 ش

 

[1] - مفاتیح‌الجنان زیارت عاشورا

[2] - صف 8

[3] - مستدرک الوسائل ج1 ص318

[4] - آل عمران 169

[5] - بقره 154

[6] - نحل 96

[7] - بحارالانوار ج44، 326

[8] - مفاتیح الجنان زیارت اربعین

[9] - بحارالانوار ج10 ص318

[10] - بحارالانوار ج 44ص 288

[11] - مستدرک الوسائل ج 10 ص318

[12] - بحارالانوار ج 98 ص35

[13] - بحارالانوار ج44 ص292

[14] - حماسه حسینی ج1ص 290

[15] - امام حسین و ایران

[16] - امام حسین و ایران

گریستن بر امام حسین(ع) هم علل دارد، هم آثار

وقتی بر حسین(ع) گریه می‌کنیم، می‌خواهیم هر چه را غیر حق است از قلبمان بزداییم. امام حسین(ع) تمام وجودش حق است. سراپایش حق است. در برخی احادیث، اشکِ عزاداران حسین(ع) به خون شهدا تشبیه شده است
وقتی بر مصیب زده‌ای گریه می‌کنیم، همیشه این گریه از سر رقت و ترحم نیست بلکه گاهی به خاطر محبت به صاحب مصیبت است و البته همین گریه، محبت را نیز افزایش می‌دهد. در جنگ احد وقتی که شهدا را دفن کردند، زنان مدینه در خانه‌های مختلف، بر شهدای خویش می‌گریستند. پیامبر(ص) اشک در چشمانشان غلطید. سبب گریه را پرسیدند، فرمود: «حمزه گریه کننده ندارد».

به گزارش مهر، حال که به حسین(ع) رو آورده‌ایم تا بر او بگرییم، باید بدانیم که گریستن بر حسین(ع) هم علل و اسبابی دارد و هم نتایج و آثاری:‌

۱- گریه گاهی برای عقده گشایی و راحت شدن ضمیر است. این نوع گریه عاطفه را قوی می‌کند. لذا انبیا و اولیا جلوی گریه‌ی خود را نمی‌گرفتند و به مناسبت‌های مختلف می‌گریستند و گاه نیز، سخت می‌گریستند. مثلاً پیامبر(ص) در مرگ فرزند هفده ماهه‌ی خویش، به شدت می‌گریستند به طوری که شانه‌های ایشان از شدت گریه تکان می‌خورد. برخی علت را پرسیدند و شاید به نحوی، اعتراض داشتند. حضرت فرمودند:‌ «القلب یحترق، والدمع یجری و لا نقول ما یغضب الرّب» (قلبم‌ آتش گرفته، اشکم جاری می‌شود اما چیزی را که موجب ناخشنودی خداوند باشد بر زبان نمی‌آورم). یعنی گریه به طور طبیعی، از قلب می‌جوشد و بر چشم‌ جاری می‌شود و بار غم را سبک می‌کند.

۲- گفتیم که گاهی قلب می‌میرد و قساوت پیدا می‌کند. این‌جاست که برای قلب، خشوع لازم است.‌ «الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله». یعنی ذکر خدا باعث خشوع قلب است. حال چون امام حسین(ع) خدایی شده و در وجودِ او غیر خدا نمانده است، اشک ریختن بر او و یادِ او موجب خشوع قلب است. چون یاد او یاد خداست. اشک بر امام حسین(ع) قساوت قلب را می‌شکند و رقت می‌آورد.

۳- اشک باعث پاک شدن و صفای قلب می‌شود:
چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است
بـر رخ او نظـــر از آینــه‌ی پاک انــــداز
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک اندازد

وقتی بر حسین(ع) گریه می‌کنیم، می‌خواهیم هر چه را غیر حق است از قلبمان بزداییم. امام حسین(ع) تمام وجودش حق است. سراپایش حق است. در برخی احادیث، اشکِ عزاداران حسین(ع) به خون شهدا تشبیه شده است. شهید خون خویش را که جانش بدان وابسته است می‌دهد تا به وجه الله نظر کند: «الشهید ینظر الی وجه الله». و گفتیم که وجه الله، حسین(ع) است. ما هم که اشک می‌ریزیم، سعی می‌کنیم که خود را با حسین(ع) پیوند زنیم.

قطره دریاست چو او با دریاست ورنه او قطره و دریا دریاست

اگر می‌خواهیم به خُم‌خانه‌ی معرفت برسیم، اگر می‌خواهیم مقدمات ورود به دریای عرفان را فراهم کنیم، راهش شست و شو و «نَه» گفتن به هرچه غیر خداست.

شست و شویی کن و آن‌گه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو این دیرِ خراب، آلوده

همه‌ی شما ملاحظه کرده‌اید که وقتی در مجلس امام حسین(ع) می‌نشینیم و وقتی اشک می‌ریزیم، چقدر زنگار و سیاهی از قلبمان زدوده می‌شود، چقدر سبک می‌شویم و چگونه با حسین(ع) پیوند می‌خوریم.

۴- وقتی بر مصیب زده‌ای گریه می‌کنیم، همیشه این گریه از سر رقت و ترحم نیست بلکه گاهی به خاطر محبت به صاحب مصیبت است و البته همین گریه، محبت را نیز افزایش می‌دهد. در جنگ احد وقتی که شهدا را دفن کردند، زنان مدینه در خانه‌های مختلف، بر شهدای خویش می‌گریستند. پیامبر(ص) اشک در چشمانشان غلطید. سبب گریه را پرسیدند، فرمود: «اما الحمزه فلا بواکی له»‌(حمزه گریه کننده ندارد). وقتی که زنان مدینه این را شنیدند، جمع شدند و آمدند و با گریه‌ی خویش بر حمزه، پیامبر(ص) را دلداری دادند. اما چه بر زینب(ع) گذشت وقتی که اهل بیت را بر اجساد شهدا عبور دادند ولی اجازه ندادند که بر کشتگان خویش بگریند.

یعنی اگر در مصیبت امام حسین(ع) بگریی یا بگریانی و یا تباکی کنی، محبت تو به امام حسین(ع) و در نتیجه محبت تو به خدا افزایش می‌یابد. در این‌جا اشک می‌ریزیم برای زیبایی و برای عشق. زینب(ع) که به گفته‌ی خود در صحنه‌ی کربلا غیر از زیبایی و جمال چیزی نمی‌بیند، «ما رأیت الا جمیلا»، اگر گریه می‌کند، برای این زیبایی اشک می‌ریزد. این نوع گریه، یک عبادت است. عبادتی که در روایت، پاداش آن را بهشت دانسته‌اند که «من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنه». این عبادت، عبادتی است که هیچ شرط و شروطی ندارد. هرکجا، هر وقت و هر گونه گریه کردی، قبول است. حتی تباکی در این‌جا پذیرفته است. این عبادت، از عشق ناشی می‌شود و از قلب می‌جوشد، لذا ریا در آن راه ندارد. گریه‌ی بر زیبایی و جمال است و «ان الله جمیل و یحب الجمال» (خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد).

۵- گاهی اشک می‌ریزیم در برابر عظمت. در کربلا عظمتی می‌بینیم و در برابر این عظمت، خود را حقیر می‌یابیم و بر حقارت خویش گریه می‌کنیم. در برابر عظمت امام حسین(ع)، شجاعت علی اکبر(ع) و ایثار ابالفضل(ع)، بر حقارت خود می‌گرییم که: «خدایا! تو چنین انسان‌هایی داری، من کجا و آن‌ها کجا». یک نمونه‌اش را در جماران می‌دیدیم. وقتی که بچه‌های رزمنده مقابل امام خمینی(ره) می‌نشستند، حتی اگر امام سخن هم نمی‌گفت، اینان می‌گریستند. با وجودی که رزمنده هم بودند، به عشق امام هم جبهه رفته و در جهاد چیزی کم نگذاشته‌ بودند، ولی وقتی که در برابر کوهِ عظیمِ معرفت، وقار،‌ معنویت و شجاعتِ امام قرار می‌گرفتند، بی‌اختیار می‌گریستند.

۶- گاهی گریه می‌کنیم برای چیزی که آرزو و تمنا داریم ولی نتوانسته‌ایم به دست آوریم، و یا برعکس، برای چیزی که آن را واجد بوده ولی از دست داده‌ایم:
بگذار تا بگریم چــون ابر در بهــــاران
کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احـوال آب چشمــم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

بسیاری از گریه‌ها چنین است. اما چه چیزی در کربلا است که ما از آن محروم شده و نتوانسته‌ایم به دست آوریم؟ در اکثر قریب به اتفاقِ زیاراتِ آقا ابا عبدالله(ع) می‌بینیم که یک چیز تکرار می‌شود: «یا لیتنا کنا معکم فنفوز فوزاً عظیماً» (ای کاش با شما بودم و به سعادت عظیم دست می‌یافتم). این سعادت عظیم، همان شهادت است چنان که در دعای افتتاح می‌خوانیم: «اللهم اجعل وفاتی قتلاً فی سبیلک تحت رایه نبیک» (خدایا نکند که من در رختخواب بمیرم. مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار ده آن هم زیر پرچم پیامبر(ص)‌ که پرچم امام زمان(ع) است). عجیب آن‌که خودِ امام زمان(ع) هم، خطاب به جدشان می‌گویند که: «چون در کربلا، در رکابت نبودم، شب و روز به جای اشک، از دیده خون می‌فشانم». از چیزهایی که ما می‌خواهیم و عاشق آن هستیم و به دستش نیاورده‌ایم، خودِ خداست که در وجود حسین(ع) تجلی کرده است. بر این امر نیز اشک می‌ریزیم.

۷- گاهی بر کسی اشک می‌ریزیم به خاطر قدردانی و حقی که او گردن ما دارد. به خاطر لطفی که او به ما کرده است:‌
هر دَمَش با من دل سوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایسته‌ی انعام افتاد
در زیارت امام حسین(ع) می‌گوییم: «اشهد انک قد اقمت الصلوه و آتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر» و نیز می‌گوییم: «جاهدتَ فی الله حق جهاده». اگر امام حسین(ع) نبود، اگر امر به معروف و نهی از منکر و جهادِ او نبود، امروز از اسلام جز اسمی باقی نبود. من اشک می‌ریزم و قدردانی می‌کنم. گاهی شده است که شخصیت بزرگی به ما عنایتی بکند، هدیه‌ای بدهد و التفاتی نماید، بدون آن که انتظار آن را داشته باشیم؟ در این‌جا بی اختیار اشک ما جاری می‌شود که «این گدا بین که چه شایسته‌ی انعام افتاد».

۸- گاهی اشک می‌ریزیم که بیعت کرده باشیم و گاهی اشک می‌ریزیم که اعتراض خود را نشان دهیم. همه‌ی این‌ عزاداری‌ها برای امام حسین(ع)، بدان خاطر است که می‌خواهیم با او بیعت کنیم. در محرّم، درِ هر خانه‌ای که شما پرچم سیاه می‌زنید و هرگاه پیراهن سیاه می‌پوشید یعنی: ای حسین بن علی(ع)! من هم در حزب شما هستم. می‌خواهم حسینی باشم. این رنگِ سیاهِ پرچم و یا رنگِ سرخِ خونِ دلم، همه بهانه‌ی آن است که به رنگ شما درآیم، به رنگ خدا درآیم. رنگ خدا چیست؟ بی رنگی. من می‌خواهم صفات شما را پیدا نمایم و از همه‌ی رنگ‌ها و نیرنگ‌ها رهایی پیدا کنم.

اشکی که می‌ریزی هم بیعت با حسین(ع) است و هم اعتراض به یزید و یزیدیان؛ با این تبصره که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». اشک تو هم «تولی» است و هم «تبری»؛ و این، اثر اخلاقی بزرگی دارد در کسب فضایل و بی‌زاری از رذایل. در زیارت عاشورا اشک می‌ریزی و می‌گویی «انّی سلم لمن سالمکم و حرب لم حاربکم»‌. یعنی: «ای امام حسین(ع)، من با آن کسانی که با تو همراه هستند سرِ صلح دارم و با آن‌هایی که مقابل جبهه‌ی تو ایستاده‌اند، یعنی با باطل، در هر لباسی ولو در لباس دین، سرِ ناسازگاری». این‌جاست که گفته‌اند: حتی اگر گریه نمی‌کنی و یا نمی‌گریانی، تباکی داشته باش، ‌خود را به گریه بزن تا بیعت و اعتراض خویش را علنی کرده باشی.

۹- تا این‌جا، گریه بر مصیبت و بر مصیبت زده نبود. اگر می‌خواهیم از مصیبت بگوییم، باید حقایق کربلا را بیان کنیم. به جای آن که اهل بیت را خوار نماییم و یک نوع مذلت و فلاکت را به آن‌ها نسبت بدهیم، از خباثت یزید،‌ شمر، عمرسعد و ابن زیاد سخن بگوییم. چنان که در زیارت عاشورا است. در این زیارت، نام یزید بالصراحه ذکر شده و لعن شده است و حال آن که نام برخی دیگر به کنایه آمده است. در جانب اهل بیت، زیبایی‌ها را بیان کنیم و در جانب خصم، زشتی‌ها را. جز حقیقت نیز چیزی نگوییم. همین کافی است برای گریستن. لازم نیست دروغ بسازیم و به اهل بیت نسبت دهیم.
جنایت درباره‌ی هر کسی از ابنای بشر انجام شود، رقت‌انگیز است اما درباره‌ی کسانی که عزتی داشته‌اند، رقت‌انگیزتر است. پیامبر(ص) فرمودند: «اکرام کنید عزیز قومی را که ذلیل شده است». علی(ع) در جنگ خندق، عمرو بن عبد ود، یکی از دلیرترین پهلوانان سپاه دشمن را از پا درآورد. معمولاً‌ رسم بر این بود که در جنگ‌های تن به تن، فردِ پیروز، زرهِ فردِ شکست خورده را به غنیمت بردارد. زرهِ عمرو بسیار مرغوب و قیمتی بود. امام علی(ع) آن را از تن عمرو بیرون نیاورد و در برابر چرایی آن، فرمود: «چون بزرگِ قوم خود بود، نخواستم هتک حرمت شود».

اما یک نگاه به صحنه‌ی کربلا در غروب عاشورا بیندازید و حسین(ع)، عزیز پیامبر(ص)، عزیز فاطمه(ع) و عزیز بنی هاشم را در نظر بگیرید و با امام زمان(ع) همنوا شوید و به حسین(ع) سلام کنید که «السلام علی من نکثت ذمته» (سلام بر آن کس که با او پیمان شکنی کردند)، «السلام علی من هتکت حرمته» (سلام بر آن که حرمت او را نگه نداشتند و در برابر عظمت او پرده دری کردند). «السلام علی البدن السلیب» (سلام بر آن بدنی که نه تنها زره بلکه حتی پیراهن کهنه‌ را هم بر تن او باقی نگذاشتند). حال سری به خیمه‌های سوخته‌ی اهل بیت عصمت و طهارت بیندازید. «السلام علی المهتوک الخباء»‌ (سلام بر آن کسی که حرمت خیمه‌هایش را نگاه نداشتند. سلام بر آن گوش و گوشواری که با هم دریده شد. سلام بر آن شانه‌های ظریفی که با کعب نیزه به زمین افتادند. سلام بر آن عزیزان پیامبر(ص) که اراذل کوفه همه چیزشان را غارت کردند).

۱۰- گاهی بر مصیبت زده‌ای می‌گرییم که صفات و کمالات عالی داشته است، بزرگواری و جلالت از او صادر شده است، اما با او درست برعکسِ آن، معامله کرده و خوبی‌هایش را به بدی پاسخ داده‌اند. امام حسین(ع) در همه‌ی عمر شریفشان با مردم جز به نیکویی سخن نگفتند. حتی در امر به معروف و نهی از منکرشان،‌ تندی به زبان نمی‌آوردند. حکایت آن فرد را شنیده‌اید که اشتباه وضو می‌گرفت و وضویش باطل بود. پیرمردی بود. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) که کودک بودند وضوی او را دیدند. نگفتند ای جاهل! وضوی تو باطل است. بلکه آمدند به آن پیرمرد گفتند که: «پدر جان! شما بین ما دو برادر قضاوت کنید که وضوی کداممان نادرست است». سپس هر دو، در برابر آن پیرمرد، وضو گرفتند. آن پیرمرد فهیمد که قضیه از چه قرار است. گفت:‌ «عزیزانم! وضوی هر دویِ شما درست است. این من هستم که یک عمر وضویم نادرست بوده است«. حالا این حسین(ع) را در نظر بگیرید که مقابل اراذل و اوباش کوفه ایستاده است. امام حسین(ع) مشغول نماز است. برخی از آن‌ها می‌گویند نماز تو قبول نیست. برخی می‌گویند خارجی هستی. برخی می‌گویند مسلمان نیستی.

یک وقت اسامه بن زید در حال احتضار بود. امام حسین(ع) به خانه‌ی او رفته بودند تا از او عیادت کنند. دیدند خیلی نگران است. علت را جویا شدند. عرض کرد که: «دارم از دنیا می‌روم و شصت هزار درهم بدهکارم. چیزی ندارم که بدهی‌ام را بپردازم». امام حسین(ع) فوراً آن شصت هزار درهم را عهده‌دار شدند و پرداخت کردند. حال، این حسین(ع) را در کربلا در نظر بگیرید که در کنارِ نهرِ فرات، در حال احتضار و جان سپردن است. تقاضای یک قطره آب می‌نماید، اما از او منع می‌کنند و حتی می‌گویند: «فرات را بنگر که چگونه آب‌هایش موج می‌زند، یک قطره از آن، نصیب تو نخواهد شد تا از دنیا بروی».

در مدینه، امام حسین(ع) همواره دل‌ها را شاد می‌نمود. روزی از جایی عبور می‌کرد، ملاحظه نمود که عده‌ای از فقرا، پاره‌های نان خشکیده‌ای را جلو خود پهن کرده، مشغول خوردن هستند. آنان از امام حسین(ع) دعوت کردند که با ایشان هم‌غذا شود. امام حسین(ع) قبول نمود و فرمود:‌ «خدا متکبران را دوست ندارد». پس با ایشان نشست و نان خشکیده‌ خورد. سپس فرمود:‌ «من دعوت شما را اجابت کردم، شما نیز دعوت مرا اجابت کنید». آن‌گاه، همه‌ی آن‌ها را به خانه خویش دعوت نمود و همه‌ی پولی را که در خانه پس انداز داشت، خرج کرد و غذای بسیار مرغوبی تهیه نمود و از ایشان پذیرایی کرد. حالا این حسین(ع) را در نظر بگیرید که کودکانش و اهل و عیالش تا سرحد مرگ تشنه‌اند، آب فرات نیز نزدیک است، اما امکان آن را ندارد که دل ایشان را به جرعه‌ای آب شاد کند. و عجیب است که در این‌جا باز هم، بحث «اشک» با «آب»‌، گره خورد. مجلس ما به اتمام رسید و هم‌چنان بحثِ عطش اهل بیت باقی است.

ای قوم در این عزا بگریید
بر کشته‌ی کربلا بگریید
با این دل مرده، خنده تا کی
امروز در این عزا بگریید
فرزند رسول را بکشتند
از بهر خدای، ها بگریید
از خون جگر سرشک سازید
بهر دل مصطفی بگریید
دل خسته‌ی ماتم حسینید
ای خسته دلان هلا بگریید
در ماتم او خَمُش مباشید
یا نعره زنید یا بگریید
تا روح که متصل به جسم است
از تن نشود جدا، بگریید
اشک از پی چیست؟ تا بریزید
چشم از پی چیست؟ تا بگریید
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون*

*منبع: کتاب گلبانگ سربلندی، حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی

استفتائات عزاداری آیت الله مکارم مدظله

استفتائات عزاداری آیت الله مکارم مدظله

·      جراحت وارد کردن به بدن در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام

سؤال: آیا جائز است در مراسم عزاداری امام حسین(علیه السلام) به بدن جراحت وارد کرد.

پاسخ: عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی است ولی لازم است از هر کاری که به بدن آسیب می رساند یا موجب وهن مذهب می گردد خودداری شود.

·      مولودی خوانی و مداحی زنان در منازل

سؤال: اگرخواهرانی که مداحی می کنند صدایشان از خا نه بیرون رود و نامحرم صدای آنها را بشنود چه حکمی دارد. و مثلا مولودی خواندن ودست زدن در خانه اشکالی دارد؟

پاسخ: باید به شکلی بخوانند که صدای آنها را نامحرم نشنود.

·      ضرب و جرح بدن در عزاداری سید الشهداء علیه السلام

سؤال: حکم ضرب و جرح بدن در عزاداری اباعبدا... چیست؟ لطفا نظر خود را راجع به سینه زنی ، زنجیر زنی وقمه زنی به طور مجزا و شفاف بیان کنید.

پاسخ: عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی و رمز بقای تشیع می باشد ولی بر عزاداران عزیز لازم است از کارهایی که موجب وهن مذهب می گردد و یا آسیبی به بدن آنها وارد می کند خودداری کنند.

·      مقابله با خرافه گویی های برخی از مداحان

سؤال: آیا حضرت آیة الله اخیراً درباره ضرورت مقابله با خرافه گویى هاى برخى مداحان سخن گفته اند؟ اگر چنین است چرا خبر آن را در بخش اخبار قرار نداده اید؟

پاسخ: آرى مطالبى در این زمینه گفته ایم و ان شاءالله در سایت قرار خواهیم داد زیرا اخیراً بعضى از مداحان ناآگاه و بى خبر اشعار کفرآمیزى را در مجالس عزادارى مى خوانند که اگر معنى آن را بفهمند سبب خروج آنها از اسلام مى شود. بر همه لازم است که امر به معروف و نهى از منکر را در این مسئله مهم فراموش نکنند و جاهلان خطاکار را به وظائف خود آشنا سازند و بهانه به دست دشمنان بهانه جو ندهند و لازم است از چنین مجالسى دورى کنند.

·      حکم برهنه شدن در مجالس سینه زنی

سؤال: لخت شدن در مجالس سینه زنی اشکالی دارد؟

پاسخ: صورتی که زنان حضور داشته باشند این کار حرام است و اگر زنان هم نباشند اشکال دارد.

·      بکار بردن الفاظ نامتناسب با شأن ائمه و مجالس عزاداری آنها

سؤال: بردن الفاظی چون « ما همه سگ حسینیم » در مجالس عزاداری امام حسین (ع) اشکالی دارد؟

پاسخ: عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی است ولی باید از سخنان و اشعاری که متناسب با عزاداران اهل البیت نیست جداً خودداری شود زیرا حضرت سیدالشهدا از این گونه امور بیزار است.

·      سینه زنی در مجالس اعیاد ائمه اطهار علیهم السلام

سؤال: در پایان بعضی ها بعد از مجالس تولد ائمه اطهار(ع) ، به سینه زنی برای امام حسین (ع) می پردازند . نظر شما در این باره چیست و آیا این کار درستی هست ؟

پاسخ: خوب است در مجالس عزا به عزاداری و در مجالس تولد آن بزرگواران به جشن و شادی پرداخته شود.

·      پوشیدن لباس مشکی و عزاداری برای حضرت فاطمه زهرا (س)

سؤال: آیا پوشیدن لباس سیاه در ایام شهادت حضرت زهرا با توجه به وحدت و کراهت لباس سیاه جایز است؟

سؤال: آیا برپائی مراسم عزاداری در ایام فاطمیه باتوجه به مخالفت برخی دستگاههای کشور جائز است؟

سؤال: آیا در خانه حضرت زهرا را آتش زدند یا شهادت ایشان طبق گفته برخی افسانه است؟

پاسخ: 1- با توجه به این که پوشیدن لباس مشکی در ایام شهادت حضرات معصومین نوعی تعظیم شعائر الهی محسوب می شود کراهت ندارد.

پاسخ: 2- هرگاه مراسم به شکلی برگزار گردد که باعث تفرقه صفوف مسلمین نگردد هیچ کس نباید مانع آن گردد و کسانی که مانع برگزاری می شوند تصورشان این است که بعضی از عزاداران شعارهای تندی بر ضد اهل سنت می دهند که در این شرایط باعث تفرقه است.

پاسخ: 3- آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند . اسناد این سخن را در کتاب یورش به خانه وحی به نقل از کتابهای اهل سنت آورده ایم.

· عدم جواز گوش دادن به مداحی هایی که اشعار کفرآمیز می خوانند

سؤال: آیا گوش کردن به نوار های « سید جواد ذاکر» مورد اشکال است ؟

پاسخ: بلی کسانی که در شورهایشان اشعار کفرآمیز با مطالب موهن و زننده است گوش کردن به نوارشان جایز نیست.

·      استفاده از اشعار نامربوط در عزاداری

سؤال: کسانی که در اشعار خود یا در مراسم مداحی وسینه زنی خود را سگ اهل البیت علیهم السلام میخوانند. آیا بیان چنین جملاتی دارای اشکال است

پاسخ: این گونه تعبیرات شایسته عزاداران حسینی نیست.

·      مقایسه شهادت امام حسین با حضرت یحیی

سؤال: شهادت امام حسین با شهادت کدام پیامبر مقایسه شده است

پاسخ: در بعضی از روایات با شهادت حضرت یحیی بن زکریا(ع) مقایسه شده است.

·      سینه زنی در اعیاد

سؤال: آیا سینه زدن برای امام حسین (ع) در مراسم جشن تو لد امامان (ع) صحیح می با شد

پاسخ: مناسب این است که در مجالس جشن اظهار سرور کرد و در مجلس عزا اظهار غم.

·      بازی کردن نقش زن در شبیه خوانی

سؤال: پوشیدن لباسى که مخصوص زن نمى باشد و صرفاً براى پوشیدن در شبیه خوانى درست شده است (این لباس از قطعه اى پارچه سیاه که تا اندازه اى شبیه چادر دوخته شده مى باشد تشکیل شده است) و مردانى که در نقش زن انجام وظیفه مى نمایند از آن استفاده مى کنند، چه صورت دارد؟

پاسخ: اشکالى ندارد.

·      بیرون آوردن لباس و پریدن به بالا در عزاداری

سؤال: آیا بیرون آوردن لباس در مراسم عزاداری پریدن به بالا در مراسم سینه زنی اشکال دارد

پاسخ: عزاداری خامس آل عبا(علیه السلام) از افضل قربات است و چنین مجالسی باید مرکز نشر و گسترش معارف اهل بیت(علیهم السلام) باشد و از این گونه کارها پرهیز شود.

·      نذر برای تیغ زدن در عزاداری

سؤال: نظرحضرت عالی درباب تیغ زدن عزاداران امام حسین (ع) درروزعاشورا به عنوان ادای نذریا کسب اجر اخروی چیست؟ سلامت وتوفیق وطول عمرشماراازدرگاه خداوندرحمان خواستاریم. جمعی ازعزاداران امام حسین(ع)

پاسخ: عزاداری سیدالشهداء(ع) از افضل قربات است ولی باید از انجام اعمالی که موجب ضرر به بدن یا وهن مذهب می شود اجتناب کنید.و چنین نذری لازم الوفاء نیست.

·      اضافات نذورات که فاسد می شوند

سؤال: حکم اضافات نذورات نقدی و جنسی از قبیل روغن - گوشت و... که بعضا جنبه فاسد شدن نیز دارند در ایام عاشورای حسینی یا دیگر ایام چیست؟

پاسخ: می توانید در مجالس دیگر مصرف کنید و اگر آنها هم نیاز ندارند آن را بفروشید و پول آن را در مجالس عزاداری آینده در همان مکان صرف کنید.

·  تضییع حقوق دیگران در عزاداری

سؤال: اگرعزاداری برای امام حسین (علیه السلام)باعث تضییع حقوق دیگران شودآیاموجب ضمان خواهدشد؟ بطورکلی آیادراین موردخاص رعایت حقوق دیگران واجب است باتشکر

پاسخ: عزاداری یکی از مستحبات مهم است ولی حفظ حقوق دیگران از واجبات است. بنابراین باید طوری عزاداری کرد که حقوق کسی ضایع نشود.

·      تداخل عید نوروز با ایام عزاداری سید الشهدا علیه السلام

سؤال: نظر حضرتعالی در مورد کیفیت احسن جمع بین اقامه عزای حسینی وبرپایی مراسم عید نوروز چه می باشد؟

پاسخ: برخورد عید نوروز با ایام عزای امام حسین(علیه السلام) گاهی اتفاق می افتد و در چنین شرایطی بهتر آن است که آنچه آثار شادی و خوشحالی است اظهار نکنند، ولی صله رحم و دید و بازدید و خانه تکانی و نظافت و مانند آن مانعی ندارد.

·      علت نامگذاری شبهای دهه اول محرم

سؤال: علت اینکه هریک از شبهای محرم را به نام یک نفر از اصحاب امام حسین (علیه السلام) نامگذاری کرده اند چیست؟ و چرا عمده عزاداریها تا دهه اول است و بعد از آن کمرنگ می شود؟

پاسخ: علّت خاصّی برای چنین کاری وجود ندارد. و هدف این است که تمام این بزرگواران به ترتیب مورد توجه قرار بگیرند.

با توجه به اینکه مصائب اهل بیت(علیهم السلام) از آغاز محرم یا از روز دوّم محرم که وارد کربلا شدند شروع شد و روز به روز کار را بر آنها سخت تر گرفتند این برنامه در میان شیعه معمول شده.

به علاوه روایتی نقل می کنند که امام صادق(علیه السلام) نیز اینگونه عمل می فرمودند که می تواند سنتی برای شیعیان باشد.

·      برهنه شدن در مراسم عزاداری

سؤال: مردانی هستند که هنگام عزاداری برای امام حسین از ناف به بالا لخت می شوند در حالی که در بالای مجلس زنان نیز حضور دارند، می خواستم بدانم حکم مسئله چیست؟و حتی اگر مجلس مردانه نیز باشد در ان صورت حکم چیست؟

پاسخ: برهنه شدن در مراسم عزاداری مطلقاً اشکال دارد.

·      نواختن "نی" در عزاداری

سؤال: باسلام: آیا در مراسم شام غریبان اباعبدالله(علیه السلام) چنانچه همزمان بامداحی (نی) نواخته شود اشکال شرعی دارد یا خیر؟ التماس دعا

پاسخ: هرگاه آهنگ مناسب مجالس لهو و فساد باشد جائز نیست.

·      مداحی با حالت غنا

سؤال: مداحی هایی که حالت غنا دارد چه حکمی دارد؟

پاسخ: هرگاه آن صدا متناسب مجالس لهو و فساد باشد جایز نیست.

·      پوشیدن لباس سیاه در عزاداری

سؤال: پوشیدن لباس سیاه درعزاى امام حسین و دیگرائمه(علیهم السلام) چنانچه صاحب حدائق فرموده رجحان شرعى دارد یا خیر؟

پاسخ: هرگاه جنبه تعظیم شعایر داشته باشد رجحان دارد.

·      طبل زدن در مراسم عزاداری

سؤال: طبل زدن در مراسم عزادارى امام حسین(علیه السلام) چه حکمى دارد؟

پاسخ: تعظیم شعائر حسینى از افضل قربات است و از هر وسیله معقول مى توان استفاده کرد، استفاده از طبل اگر با آهنگهاى مناسب مجالس فساد نباشد اشکالى ندارد.

·      استفاده از طبل و سنج در عزاداری

سؤال: استفاده از طبل و سنج در مراسم عزادارى و غیر آن چه حکمى دارد؟

پاسخ: استفاده از طبل وسنج در این مراسم آن چنان که معمول است و آهنگ لهوى در آن نیست اشکالى ندارد.

·      تعزیه و شبیه خوانی

سؤال: آیا تعزیه و شبیه خوانى اشکال دارد و اگر اشکال نداشته باشد بفرمایید که اگر مرد لباس زنان را در تعزیه بپوشد و به جاى او بخواند اشکال دارد؟ و آیا صداى شیپور و طبل و دهل در تعزیه حرام است یا خیر؟ در پایان مستدعى است شرایط تعزیه خوانى را بیان فرمایید.

پاسخ: شبیه خوانى اگر با دروغ و آلات لهو توأم نباشد و موجب توهین به مقام شامخ حسین بن على(علیه السلام) یا سایر شهدا نشود اشکالى ندارد و احتیاط آن است که مردان لباس زنان را نپوشند.

·      زنجیر زنی با زنجیر تیغ دار

سؤال: سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیرى که داراى چاقو و یا تیغ مى باشد و منجر به زخمى شدن بدن و جارى شدن خون مى شود، چه حکمى دارد؟

پاسخ: همان گونه که قبلا نیز اشاره کرده ایم مسأله عزادارى حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) در هر زمان و در هر مکان از افضل قربات و مایه تقویت روح ایمان و شهامت اسلامى و ایثار و فداکارى و شجاعت در مسلمین است ولى کیفیّت عزادارى باید چنان باشد که بهانه اى به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود و این مراسم عظیم و پرشکوه تضعیف نگردد و به همین جهت از کارهایى که موجب وهن مذهب است باید پرهیز شود.

·      نحوه برگذاری مطلوب عزاداری

سؤال: نظر مبارک را در رابطه با کیفیّت مطلوب نحوه برگزارى عزادارى سالار شهیدان(علیه السلام) بیان فرمایید؟

پاسخ: بهترین شیوه عزادارى، تشکیل مجالس با شکوه و ذکر اهداف مقدّس امام حسین(علیه السلام) و تاریخچه کربلا و تحلیل فرازهاى آن و مراسم سوگوارى، و همچنین تشکیل دسته جات عزادارى با شکوه، توأم با شعارهاى بیدار کننده و سازنده و پخش جزوه ها و پوسترهاى حساب شده و پرمحتوا و استفاده از پلاکاردها یا شعارهاى جالب و جذاب و روشن کننده اهداف عزادارى حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) و مانند آن است.

·      شیوه های نادرست

سؤال: در آستارا، سنّتى است که مردم به آن اعتقاد راسخ دارند، مسأله بدین صورت است که: روز تاسوعا و عاشورا عَلَمى که در تمام مناطق مرسوم است در دست افراد خاصّى مى دهند که آن فرد با حرکتهاى مخصوص و حتى گاهى با حمله ور شدن به زنان و مردان و ترساندن بچّه ها و به تعبیر مردم علم را جوش مى آورند و آن را نسبت به امام حسین(علیه السلام) مى دهند، مردم دور آن جمع مى شوند و مى گویند عَلَم فرد را دنبال خود مى برد، وقتى عَلَم بعضى از افراد را زخمى مى کند به معناى آن است که آن فرد، انسان بدى است و با دیده تردید به عَلَم نگاه کرده است. متأسفانه عَلَم در دست افراد معلوم الحال به جوش مى آید و گاهى افراد متدیّن و وجیه را زخمى مى کند، نظر شما را در این مورد خواستاریم؟

پاسخ: عزادارى حضرت خامس آل عبا(علیه السلام) از موجبات مهمّ تقویت دین است ولى نباید آن را آلوده به این گونه کارهاى نادرست کرد که موجب اذیّت و آزار عزاداران و هتک حرمت افراد آبرومند شود.

·      پرهیز از خرافات

سؤال: در شرایطى که دشمنان اسلام سعى در منزوى کردن مسلمانان دارند و با حیله هایى مى خواهند اسلام را خرافى و مسلمانان را بى منطق معرفى کنند، انجام برخى اعمال که در متن دین وجود نداشته و در بعضى مناطق عدّه اى در تظاهر به اسلام و تعظیم شعائر، مرتکب آن مى شوند که احیاناً موجبات وهن شیعه و عزادارى را فراهم آورده است، چه حکمى دارد؟

پاسخ: لازم است در این شرایط و اوضاع پیروان اهل بیت(علیهم السلام) و عاشقان مکتب حسینى از هرکارى که موجب وهن این مراسم مى شود بپرهیزند و به جاى آن به سراغ مراسمى بروند که عظمت اهداف حسینى را بیش از پیش آشکار مى سازد و اگر جمعى از بزرگان فقهاى پیشین(رحمه الله) در عصر و زمان خود بعضى از این کارها را به دلایلى اجازه فرموده اند، هر گاه در عصر و زمان ما بودند مسلّماً نظر دیگرى داشتند. خداوند همه ما را از پیروان مکتب آن بزرگوار و جان نثاران او قرار دهد.

·      پول دادن به مرثیه سرایان

سؤال: آیا پول دادن به مرثیه سرایانى که در لابه لاى اشعار و سخنان خود بعضى از مصایب بى مدرک یا ضعیف السّند را نقل مى کنند و یا با غنا مى خوانند جایز است و آیا نقل این گونه مطالب به عزادارى ضربه نمى زند؟

پاسخ: پول را در برابر کارهاى مشروع آنها بدهند و نسبت به کارهاى خلاف نهى از منکر کند.

·      شنیدن صدای روضه خوانی بانوان

سؤال: شغل بعضى از خانمها ذکر توسّل به اهل بیت(علیهم السلام) در مجالس زنانه است، گاهى از اوقات در زمانى که مشغول روضه خوانى هستند مرد و یا بچه هایى که خوب و بد را مى فهمند وارد حیاط آن خانه مى شوند و صداى این خانم را مى شنوند، حکم این قبیل روضه خوانیها چیست؟

پاسخ: در این مورد که نوشته اید، صداى خود را آهسته تر کند و یا بدون تکیه به صوت بخواند.

·           نذر تیغ زدن بر سر بچه در عاشورا

سؤال: پدر و مادرى نذر مى کنند که اگر خدا به آنان فرزند پسر بدهد روز عاشورا بر سر او تیغ بزنند، آیا با توجّه به این که انجام این گونه اعمال باعث وهن شیعه و عزادارى سیّدالشهدا(علیه السلام) و موجب سوء استفاده دشمنان اسلام مى گردد عمل به این نذر واجب است؟

پاسخ: این نذر صحیح نیست چون در نذر رجحان عمل شرط است و این عمل با توجّه به این که بهانه اى به دست دشمنان اسلام براى زیر سؤال بردن کلّ مسائل سوگوارى خامس آل عبا(علیه السلام) که از افضل قربات است مى دهد، خالى از اشکال نیست و بر فرض رجحان این عمل، نذر درباره دیگرى کردن صحیح نیست.

·           مصرف قربانی های روز تاسوعا و عاشورا

سؤال: همه ساله در روز تاسوعا و عاشورا، مردم محل گوسفندهایى را به عنوان نذر در جلوى هیأت سینه زنى و عَلمهایى که به نام حضرت ابوالفضل(علیه السلام) برپا مى گردد ذبح مى کنند و وجه آن توسّط هیأت امناى حسینیّه در مرمت و گسترش آن مکان مقدّس خرج مى شود آیا پول این گوسفندهاى قربانى را مى شود در مسجدى که به نام حضرت ابوالفضل(علیه السلام) در کنار جادّه جهت عبادت و رفاه حال مسافران و رهگذران در حال احداث است خرج کرد، در صورتى که خود آن حسینیّه نیز احتیاج مبرم به بازسازى دارد؟

پاسخ: احتیاط آن است که این گوسفندان را صرف اطعام عزاداران نمایند مگر این که از قراین معلوم شود که نذر کنندگان هدف دیگرى داشته اند.

·      مصرف قربانی های عزاداری

سؤال: در شهر زنجان مسجدى است به نام زینبیّه که در ایّام عزادارى امام حسین(علیه السلام) در مقابل دسته هاى عزادارى این مسجد گاو و گوسفند زیادى قربانى مى شود و قسمتى از این گوشتها صرف اطعام و قسمتى بین مردم تقسیم مى شود و اضافه آن را جهت توسعه بناى مسجد و احداث درمانگاه یا مانند آن زیر نظر هیأت امنا به فروش مى رسانند، آیا این عمل جایز است؟

پاسخ: هرگاه مردم از این جریان قبلا با خبر باشند و با رضایت به این امور قربانى کنند اشکالى ندارد و اگر با خبر نیستند باید گوشتها را صرف در مصارف عزادارى کنند.

·      تعیین اجرت برای ذکر مصیبت اهل بیت (ع)

سؤال: آیا ذاکر اهل بیت مى تواند براى ذکر فضائل و مصائب اهل بیت(علیهم السلام)اجرت طى کند؟

پاسخ: تعیین اجرت شرعاً اشکالى ندارد; ولى این کار در شأن ذاکران اهل بیت، که باید مظهر تقوا و پارسایى باشند، نیست.

·      عزاداری برای امام حسین (ع) در غیر ماه محرم

سؤال: در مناطق ما، در فصل تابستان، مردم گاه ده روز و گاه 5 روز مراسم عزادارى، براى سید الشهدا(علیه السلام) برگزار مى کنند. آنها معتقدند: «هنگامى که حادثه کربلا رخ داد تابستان بود، بدین جهت ما هر سال علاوه بر محرّم الحرام، در این ایّام نیز مراسم عزادارى برگزار مى کنیم.» آیا مى توان این گونه مراسم را به عنوان ورود برگزار کرد، یا باید به عنوان رجا انجام شود؟

پاسخ: این مراسم را مى توان به عنوان عزادارىِ مطلق، که در هر زمان و هر مکان مطلوبیّت دارد، انجام داد.

·      عزاداری با اعمال وهن آمیز

سؤال: لطفاً در مورد جلسات عزادارى به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1ـ سرودن و خواندن شعرهایى که در آن از الفاظى نامناسب (مثل سگ و الاغ و رقّاص و مانند آن) استفاده شده، و الفاظ مذکور را به ساحت مقدّس ائمّه اطهار(علیهم السلام)و خودشان نسبت مى دهند چه حکمى دارد؟

2ـ آیا تقلید صداى سگ، یا الاغ، یا کبوتر در موقع سینه زدن، جهت اظهار عجز در مقابل ائمّه(علیهم السلام) جایز است؟

3ـ سینه زدن و زنجیر زدن بر سینه و شانه به صورت نشسته، یا در حال ایستاده به طورى که بدن لخت باشد، و سینه انسان بسیار سرخ شود، یا خون بیاید، و همچنین هروله کردن و بالا و پایین پریدن در هنگام سینه زدن چه حکمى دارد؟

4ـ آیا به کار بردن لفظ «حُوُسین» به جاى «حسین»(علیه السلام) جایز است؟

5ـ فریاد کشیدن، و کوبیدن سر به در و دیوار و زمین، در جلسات عزادارى چه حکمى دارد؟

پاسخ: عزادارى ائمّه اطهار(علیهم السلام)، مخصوصاً خامس آل عبا(علیه السلام)، از افضل قربات است، و سرودن و خواندن اشعارى که حاکى از مظلومیّت و زحمات و فدارکارى آن حضرات نماید کار بسیار خوبى است; ولى باید از هرگونه کارى که باعث هتک حرمت آن بزرگواران مى شود، و موجب وهن مذهب در نظر دیگران مى گردد، و به بدن آسیب مى رساند پرهیز گردد. و تعبیراتى که در عرف توهین آمیز است، مانند نسبت سگ به خود دادن، یا صداى حیوانات در آوردن، هیچ کدام مناسب مجالس عزادارى نیست. و باید به همه نصیحت کنند که از این امور، که باعث وهن این مراسم بزرگ مى شود، و موجب ناراحتى حضرت بقیة الله مى گردد، پرهیز کنند.

· ریا کاری در شعائر مذهبی و عزاداری

سؤال: آیا ریا کردن در شعائر و عزادارى امام حسین(علیه السلام) جایز است؟

پاسخ: ریا در هر عبادتى حرام محسوب مى شود ولى تظاهر به عزادارى امام حسین(علیه السلام) و تعظیم شعائر دین به قصد قربت جایز بلکه مستحب است، مثل این که پرداختن صدقه آشکار قربة الى الله براى تشویق دیگران همان طور که در قرآن آمده، مستحب است.

·      ریا کاری در شعائر مذهبی و عزاداری

سؤال: آیا ریا کردن در شعائر و عزادارى امام حسین(علیه السلام) جایز است؟

پاسخ: ریا در هر عبادتى حرام محسوب مى شود ولى تظاهر به عزادارى امام حسین(علیه السلام) و تعظیم شعائر دین به قصد قربت جایز بلکه مستحب است، مثل این که پرداختن صدقه آشکار قربة الى الله براى تشویق دیگران همان طور که در قرآن آمده، مستحب است.

· ساختن ماکت قبور ائمه معصومین (ع)

سؤال: آیا شبیه قبور ائمّه طاهرین با چوب و سنگ ساختن جایز است؟

پاسخ: دلیلى بر حرمت این امور نداریم.

·      اضافه نمودن لفظ جلاله «الله» به اسامی معصومین (ع)

سؤال: اخیراً در بعضى مجامع و هیئات مذهبى تهران اشعارى سروده و خوانده مى شود که در ضمن آن، لفظ جلاله (الله) را به ذوّات مقدّسه عصمت ـ علیهم صلوات اللّه ـ و غیره نسبت مى دهند، مثلا گفته مى شود من على اللّهى ام، یا من حسین اللّهى ام و یا زینب اللّهى ام، آیا بیان این گونه اشعار جواز شرعى دارد؟

پاسخ: این تعبیرات مناسب افراد معتقدبه مکتب معصومین(علیهم السلام) نیست و لازم است به این اشخاص تذکّر داده شود و آنها را از این کار نهى کرد و براى بزرگداشت مقام آن بزرگواران راههاى خوب و سنجیده و معقول وجود دارد که نیازى به این حرفها ندارد.

· اصلاح و آرایش در ماه های محرم و صفر

سؤال: آیا اصلاح کردن در ماه محرم و صفر برای خانم ها از نظر اسلام و فقه اشکال دارد؟

پاسخ: اشکالی ندارد.

· معنی محرم الحرام

سؤال: وقتی می گویند (محرم الحرام) این به چه معناست؟

پاسخ: یعنی در این ماه جنگ حرام بوده است و باید آتش بس داده شود حتی در جنگ های مشروع.

·      منابع معتبر برای عزاداری امام حسین (علیه السلام)

سؤال: حوادث کربلا را از چه کتابی بگیریم بهتر است؟

پاسخ: کتاب های خوبی در این زمینه نوشته شده ، از جمله: ارشاه مرحوم شیخ مفید، لهوف سید بن طاووس، مقتل الحسین مرحوم مقرم، منتهی الآمال مرحوم محدث قمی، و اخیراً کتاب خوبی به نام عاشورا (شامل ریشه های تاریخی حادثۀ کربلا، سپس رویدادها، و سرانجام نتایج و آثار مهم آن) به وسیلۀ دو نفر از دانشمندان حوزۀ علمیه زیر نظر اینجانب نگاشته شده و کتاب بسیار خوبی است.

·      انجام مراسم عزاداری برای امام حسین (علیه السلام)

سؤال: وظیفه ما در برابر این مراسم مهم اسلامى یعنى مراسم عزادارى و عاشوراى حسینى چیست؟

پاسخ: بدون شک این مراسم از مهم ترین شعائر اسلامى است که هر سال باید باشکوه تر و با عظمت تر از سال گذشته برگزار شود حتى در بعضى از شرایط براى حفظ آن از شر اجانب ممکن است جنبه وجوب کفائى یا عینى به خود بگیرد و انجام آن رمز بقاى اسلام و مذهب اهل بیت(علیهم السلام)است.

·      علت زنده نگه داشتن حادثۀ عاشورا

سؤال: بعضى از شبهه افکنان مى گویند حادثه کربلا مربوط به بیش از یک هزار سال پیش است و امروز هیچ یک از طرفین آن قضیه و نسل هاى آنها وجود ندارند، چرا هر سال آن را زنده مى کنیم؟

پاسخ: آنها توجه به این حقیقت ندارند که عاشورا یک «حادثه» نبود بلکه یک «جریان» بود. جریان مبارزه حق و باطل، عدالت و ظلم و این مبارزه در همه اعصار و قرون جریان دارد و عاشوراى حسینى دروس لازم را براى پیروزى حق بر باطل به طرفداران حق مى دهد و شعار «هیهات منا الذلّة» بیانگر اهداف این جهاد پرارزش است.

·      پیروز حقیقی واقعۀ کربلا

سؤال: در جریان کربلا چه کسى پیروز شد؟

پاسخ: به یقین پیروزى از آنِ امام حسین(علیه السلام) و یارانش بود، زیرا پیروزى به معنى رسیدن به هدف است و هدف امام حسین(علیه السلام) که ظاهر ساختن چهره کریه منافقان بنى امیه و نجات اسلام از چنگال آن تفاله هاى عصر جاهلیت بود، حاصل شد و مراسم باشکوه عصر ما که وسیله بسیار مؤثرى براى دمیدن روح شجاعت و ایثار در برابر ظلم و بیدادگرى در کالبد انسان هاست، گواه این پیروزى است

و باید فراموش نکنیم یک عامل مهم پیروزى انقلاب ما و پیروزى در جنگ تحمیلى همین حماسه عاشورا بود که در راهپیمایى ها و سنگرهاى مجاهدان زمزمه مى شد.

·      علت گریه برای امام حسین (علیه السلام)

سؤال: بعضى از شبهه افکنان مى گویند: چرا باید در مراسم عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) گریه کنیم؟

پاسخ: پاسخ آن روشن است، گریه بیانگر عواطف و عشق به بنیانگذار این مکتب است که درس شجاعت و ایمان و ظلم ستیزى به ما آموخت مگر مى شود رابطه عمیق عاطفى باشد و قطره هاى اشک در مصائب آنها جارى نشود

·      دعوت نکردن از خطیب برای مراسم عزاداری

سؤال: یا تشکیل مجلس فقط به صورت مداحى و بدون استفاده از ارشادات خطبا جایز است؟

پاسخ: باید از این کار جداً پرهیز کرد که اهداف مقدس امام حسین(علیه السلام) را به خطر مى اندازد به علاوه مردم بسیارى از اصول و فروع و تعلیمات اسلام و ارزش هاى والاى آن را در این مجالس از خطبا فرا مى گیرند و گاه در غیر این مجالس براى آنها ممکن نیست

·      رقابت دسته جات عزاداری

سؤال: آیا رقابت دسته جات با هم جایز است؟

پاسخ: مراسم حسینى باید رمز وحدت و محبّت و دوستى و ایثار و فداکارى باشد و از هر کار که سبب اختلاف مى شود باید به شدّت پرهیز شود

·      بلند گریه کردن برای امام حسین (علیه السلام)

سؤال: آیا بلند گریه کردن اشکالى دارد؟

پاسخ: ما خودمان کراراً بلند گریه مى کنیم، ولى از صورت متعارف خارج نشود

·      تشکیل دسته جات عزادارى در کشورهاى خارجى

سؤال: تشکیل دسته جات عزادارى در کشورهاى خارجى چگونه است؟

پاسخ: کار بسیار خوبى است ولى باید با نهایت نظم و شکوه و هدف دار باشد تا پیام عاشوراى حسینى را به همه جا منتقل کند.

·      حضور کودکان در مراسم عزاداری

سؤال: آیا حضور کودکان در مراسم عزاداری امام حسین (علیه السلام) که گاه توأم با بى نظمى است، شایسته است؟

پاسخ: به یقین باید کودکان و نوجوانان را از همان سنین پایین به مکتب حسینى مربوط ساخت و درس آزادگى و ایمان و شهامت را از همان اوّل به آنها آموخت.

·      مقایسه مقام شهدای کربلا با انبیاء

سؤال: جمعى از مردم سعى دارند مقامات والاى شهداى کربلا را با انبیاى پیشین مخصوصاً پیامبران اولوالعزم یا اصحاب خاص پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مقایسه کنند، و از چگونگى آن سؤال مى کنند؟

پاسخ: ادب و احترام ایجاب مى کند که ما مقامات همه آنها را والا بدانیم و از مقایسه و برترى آنها بر یکدیگر بپرهیزیم و بگوییم همه از اولیاء الله بودند و ما به همه آنها عشق مىورزیم.

·      بیان خواب های مختلف در مراسم عزاداری

سؤال: بعضى از خطبا اصرار دارند که در منابر خود از خواب هاى مختلفى که درباره مسائل مربوط به عزادارى یا غیر آن است بهره کافى بگیرند آیا این کار درست است؟

پاسخ: گرچه گاهى خواب ها پرده از روى مسائل مهمى بر مى دارد ولى با توجه به اینکه خواب شرعاً حجت نیست نباید در منابر زیاد روى آن تکیه کرد.

·           بیان زبان حال در عزاداری

سؤال: بسیارى از اشعار مربوط به مراثى شهداى کربلا و ائمه هدى(علیهم السلام) جنبه زبان حال دارد، آیا این کار مجاز است؟

پاسخ: منظور از زبان حال آن است که حالت آن بزرگواران چنین تعبیراتى را اقتضا مى کند و این کار به دو شرط جایز است: نخست اینکه واقعاً این سخنان مناسب چنان حالتى باشد، و دیگر اینکه معلوم باشد که زبان حال است نه زبان قال.

·      شرکت غیر مسلمانان در مراسم عزاداری

سؤال: هر سال گروهى از پیروان سایر مذاهب مایل هستند در این مراسم بیدار کننده شرکت جویند، آیا شرکت آنها جایز است؟

پاسخ: شرکت آنها مانعى ندارد و حتى نذورات آنها را باید پذیرفت.

·      طریقۀ نذر کردن برای مراسم امام حسین (عزاداری)

سؤال: طریقه نذر صحیح براى مراسم عزاداری حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) چگونه است؟

پاسخ: باید نذر کنند که براى رضاى خدا به مراسم حسینى، فلان کمک را مى کنند، و نذر براى پرچم و امثال آن صحیح نیست، بلکه باید براى خدا به نیت کمک به عزاى صاحب پرچم یعنى امام حسین(علیه السلام) و یارانش باشد.

·      برگزاری مراسم ولادت امام هفتم (علیه السلام)

سؤال: سالروز ولادت امام هفتم(علیه السلام)، مقارن با ایّام سوگوارى حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) و یارانش مى باشد، که جمع بین این دو در اذهان عمومى تا حدّى متناقض مى نماید. در حالى که نسبت به میلاد حضرت زینب کبرى(علیها السلام) که در ایّام فاطمیّه و در شعاع شهادت حضرت زهرا(علیها السلام) قرار گرفته، این مشکل به ذهن نمى آید. در مقایسه این دو، نکات ذیل حائز اهمیّت است:

1ـ فاصله زمانى ولادت امام موسى بن جعفر(علیه السلام) (هفتم صفر، بنابر تنها روایت

موجود) از شهادت امام حسین(علیه السلام) حدود 26 روز مى باشد. در حالى که میلاد حضرت زینب(علیه السلام) (پنجم جمادى الاولى) با شهادت حضرت فاطمه(علیها السلام) (سیزده جمادى الاولى) هشت روز فاصله دارد.

2ـ بى شک مقام و مرتبت حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) که هفتمین امام شیعیان است، از حضرت زینب(علیها السلام) که از مقام امامت برخوردار نیستند، بالاتر است، و به همین نسبت، میلادشان نیز اهمیّت بیشترى دارد.

3ـ با توجّه به احادیث معتبر، بر هیچ کس پوشیده نیست که در جمع معصومین(علیهم السلام)، شأن و منزلت بانوى محشر، مرکز اتّصال نبوّت به ولایت، امّ الائمّه، حضرت زهرا(علیها السلام)نیز از فرزندش امام حسین(علیه السلام) والاتر است.

ولى با کمال تعجّب محافل مذهبى در سالروز میلاد حضرت زینب(علیها السلام) به جشن و سرور پرداخته، لکن به زاد روز آن امام همام اهتمام نورزیده، و مع الاسف بى توجّه از کنار آن مى گذرند، بلکه عموم مذهبى ها در برخورد با مجلسى تحت عنوان بزرگداشت ولادت حضرتش، به طرح اشکال مى پردازند. لطفاً در این راستا به دو سؤال زیر پاسخ فرمایید:

الف) نظر حضرتعالى در مورد موضوع فوق چیست؟

ب) با عنایت به مقدّمه مطوّل و موارد سه گانه فوق الذّکر، آیا برپایى محفل میلاد زاد روز حضرت امام موسى بن جعفر(علیه السلام)، و ذکر میلاد آن بزرگوار، و ابراز سرور و شادى توسّط محبّان آن حضرت، خلاف شرع است؟

پاسخ: الف) با توجّه به این که معمول شیعه آن است که عزادارى امام حسین(علیه السلام)را تا اربعین ادامه مى دهد، و در پایان ماه صفر نیز وفاتهاى متعدّدى است; به خاطر این جهات مختلف، کلّ دو ماه محرّم و صفر در عرف پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام)به عنوان دو ماه سوگوارى معروف شده است، به همین دلیل از برگزارى جشن عروسى در تمام این دو ماه اجتناب مى کنند; از این جهت تولّد امام کاظم(علیه السلام)تحت الشعاع مصائب مختلف مجموع این دو ماه قرار گرفته است. در حالى که مسأله تولّد حضرت زینب(علیها السلام) در مقایسه با شهادت زهراى مرضیّه(علیها السلام)این چنین نیست. علاوه بر این، در بعضى روایات نیز آمده که بعد از واقعه کربلا تا چهل روز آثار عزاى آن حضرت در طبیعت نیز بوده است. این نکته نیز فراموش نشود که طبق بعضى روایات معروف، روز هفتم ماه صفر، روز شهادت امام حسن مجتبى(علیه السلام) است. به خصوص این که ولادت حضرت زینب(علیها السلام) قبل از شهادت زهراى مرضیّه است.

ب) خلاف شرع نیست; ولى اَولى آن است که حرمت اربعین (چهل روز) شهادت، مقدّم داشته شود.

 بلند کردن الوار به عنوان عزاداری

سؤال: در روز عاشورا مراسم عجیبی در تفت یزد انجام میشود بدین صورت که مردم الوارهای سنگین را به شکل لانه کبوتر که تخمین می زنیم(تا۵ تن وزن داشته باشد ) بلند کرده و دور میزنند و بعد بروی زمین گذاشته و سینه میزنند این کار را چندین بار انجام میدهند. نظر شما چیست ؟

پاسخ: این کار در روایات اسلامی وارد نشده و بهتر است به جای آن مجالس پرشکوه عزاداری و دستجات برگزار شود.

·      نحوه مطلوب عزاداری

سؤال: نظر مبارک را در رابطه با کیفیّت مطلوب نحوه برگزارى عزادارى سالار شهیدان(علیه السلام) بیان فرمایید؟

پاسخ: بهترین شیوه عزادارى، تشکیل مجالس با شکوه و ذکر اهداف مقدّس امام حسین(علیه السلام) و تاریخچه کربلا و تحلیل فرازهاى آن و مراسم سوگوارى، و همچنین تشکیل دسته جات عزادارى با شکوه، توأم با شعارهاى بیدار کننده و سازنده و پخش جزوه ها و پوسترهاى حساب شده و پرمحتوا و استفاده از پلاکاردها یا شعارهاى جالب و جذاب و روشن کننده اهداف عزادارى حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) و مانند آن است.

·      نحوه مطلوب عزاداری

سؤال: نظر مبارک را در رابطه با کیفیّت مطلوب نحوه برگزارى عزادارى سالار شهیدان(علیه السلام) بیان فرمایید؟

پاسخ: بهترین شیوه عزادارى، تشکیل مجالس با شکوه و ذکر اهداف مقدّس امام حسین(علیه السلام) و تاریخچه کربلا و تحلیل فرازهاى آن و مراسم سوگوارى، و همچنین تشکیل دسته جات عزادارى با شکوه، توأم با شعارهاى بیدار کننده و سازنده و پخش جزوه ها و پوسترهاى حساب شده و پرمحتوا و استفاده از پلاکاردها یا شعارهاى جالب و جذاب و روشن کننده اهداف عزادارى حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) و مانند آن است.

·      شیوه های نادرست عزاداری

سؤال: در آستارا، سنّتى است که مردم به آن اعتقاد راسخ دارند، مسأله بدین صورت است که: روز تاسوعا و عاشورا عَلَمى که در تمام مناطق مرسوم است در دست افراد خاصّى مى دهند که آن فرد با حرکتهاى مخصوص و حتى گاهى با حمله ور شدن به زنان و مردان و ترساندن بچّه ها و به تعبیر مردم علم را جوش مى آورند و آن را نسبت به امام حسین(علیه السلام) مى دهند، مردم دور آن جمع مى شوند و مى گویند عَلَم فرد را دنبال خود مى برد، وقتى عَلَم بعضى از افراد را زخمى مى کند به معناى آن است که آن فرد، انسان بدى است و با دیده تردید به عَلَم نگاه کرده است. متأسفانه عَلَم در دست افراد معلوم الحال به جوش مى آید و گاهى افراد متدیّن و وجیه را زخمى مى کند، نظر شما را در این مورد خواستاریم؟

پاسخ: عزادارى حضرت خامس آل عبا(علیه السلام) از موجبات مهمّ تقویت دین استولى نباید آن را آلوده به این گونه کارهاى نادرست کرد که موجب اذیّت و آزار عزاداران و هتک حرمت افراد آبرومند شود.

·      پرهیز از خرافات در عزاداری

سؤال: در شرایطى که دشمنان اسلام سعى در منزوى کردن مسلمانان دارند و با حیله هایى مى خواهند اسلام را خرافى و مسلمانان را بى منطق معرفى کنند، انجام برخى اعمال که در متن دین وجود نداشته و در بعضى مناطق عدّه اى در تظاهر به اسلام و تعظیم شعائر، مرتکب آن مى شوند که احیاناً موجبات وهن شیعه و عزادارى را فراهم آورده است، چه حکمى دارد؟

پاسخ: لازم است در این شرایط و اوضاع پیروان اهل بیت(علیهم السلام) و عاشقان مکتب حسینى از هرکارى که موجب وهن این مراسم مى شود بپرهیزند و به جاى آن به سراغ مراسمى بروند که عظمت اهداف حسینى را بیش از پیش آشکار مى سازد و اگر جمعى از بزرگان فقهاى پیشین(رحمه الله) در عصر و زمان خود بعضى از این کارها را به دلایلى اجازه فرموده اند، هر گاه در عصر و زمان ما بودند مسلّماً نظر دیگرى داشتند. خداوند همه ما را از پیروان مکتب آن بزرگوار و جان نثاران او قرار دهد.

·      سرمه کشیدن و حنا بستن در ایام عزاداری

سؤال: آیا سرمه کشیدن و حنا بستن در ایام عزاداری نیز مانند غیر عزاداری همچنان مستحب است یا ترک آن در این گونه ایام بهتر می باشد؟

پاسخ: سرمه کشیدن مانعی ندارد ولی حنا بستن چون نشانه شادی است در ایام عزاداری بهتر است ترک شود.

·      مصرف گوشت های نذری مازاد بر نیاز

سؤال: بنده از خادمان یکی از هیئات عزاداری می باشم. در طول ایام عزاداری سالار شهیدان از طرف مردم گوسفندان زیادی جهت ذبح نذر هیئت می شود. آیا مسئولین هیئت اجازه دارند تعدادی از این گوسفندان ذبح شده یا مقداری از گوشت آن را بفروشند و صرف امور هیئت نمایند؟ برای مثال صرف خرید اقلام مورد نیاز غذای نذری از قبیل برنج، روغن و.. .

پاسخ: در صورتیکه اضافه بر نیاز باشد مانعی ندارد.

·      ممانعت از انجام قربانی در معابر عمومی

سؤال: با توجه به اینکه اداره بهداشت قربانی کردن در خیابان و کوچه ها را غیر بهداشتی اعلام کرده است و اینکه قربانی کردن در کوچه برای دیگران ایجاد مزاحمت می کند، آیا این نذر که گوسفندی جلو هیئت سینه زنی قربانی کنند درست است؟ اگر اداره بهداشت جلوگیری کرد، برای انجام آن نذر چه کار باید کرد؟ (لازم به ذکر است که هیئت بعد از رد شدن از روی خون قربانی معمولا به مسجد می روند و اکنون نیز با توجه به زمستانی بودن همه زمین ها خیس است)

پاسخ: در جای دیگری قربانی می کند و اشکالی ندارد.

·      تاریخ شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع

سؤال: این که سه دهه فاطمیه داریم آیا براساس سند های شیعی میباشد یا خیر؟ آیا اینکه می گویند دهه فاطمیه 45 روزه ای نداریم چقدر صحت دارد؟ معیار شروع دهه فاطمیه چه زمانی است؟ قبل از شهادت یا بعد از روز شهادت شروع می شود؟

پاسخ: در مورد سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) دو روایت است یکی اینکه ایشان 75 روز بعد از رحلت پیغمبر اکرم(ص) به شهادت رسیدند که می شود 13 جمادی الاول و دیگری اینکه 95 روز بعد از رحلمت پیغمبر به شهادت رسیدند که می شود 3 جمادی الثانی و طول این 20 روز را ایام فاطمیه نامیده اند.

·           حدود ایام شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

سؤال: احتراماً محدوده دو دهه فاطمیه را بیان فرمایید. و همچنین برگزاری مراسم جشن عقد و عروسی و امثال آن در این مدت چگونه است؟

پاسخ: سه روز، 13 و 14 و 15 جمادی الاول و سه روز 1و 2 و 3 جمادی الثانی بنابر معمول به «فاطمیه» اختصاص دارد ولی در بین این دو برگزاری مراسم عقد و عروسی (با رعایت تمام موازین شرعی) مانعی ندارد.


توصیه‌های آیت‌الله بهجت درباره عزاداری امام حسین(ع)
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۰۵
آیت‌الله بهجت همیشه می‌گفت: شرکت در مجالس سیدالشهدا (ع) محبت به ذی‌القربای پیامبر (ص) است.

آنچه در پی می آید برخی توصیه های آیت الله بهجت درمورد اهمیت عزاداری وفضیلت گریه بر امام حسین (ع)است که توسط فرزند ایشان بیان شده است و در آستانه فرا رسیدن عاشورای حسینی آن را به نقل از کیهان تقدیم خوانندگان عزیز می کنیم.

***

امام حسین (ع) شخصیت بی‌نظیری است که خداوند در عالم وجود فقط همین یکی را آفریده است. این به این معنی نیست که بقیه هیچ‌‌ کدام از این ویژگی‌ها را نداشته‌اند، ولی کسی که همه این ویژگی‌ها و خوبی‌ها را تا حد اعلی داشته باشد و همه چیزش را بدهد فقط اباعبدالله (ع) است.

کار عظیم امام حسین (ع) در عالم، یگانه است. حالا ما برای چنین شخصیت عظیمی گریه می‌کنیم. گاهی این گریه مرتبه‌ای از ناراحتی است و گاهی مرتبه‌ای از محبت است و اشک از شدت شوق و علاقه است و انسان نمی‌تواند تحمل کند و اشک می‌ریزد.

گریه ذاتاً چند نوع است. گریه می‌تواند از سر خوف، شوق، محبت، ناراحتی و... باشد. خیلی از انبیاء از خوف خدا گریه می‌کردند. وقتی عظمت خدا را احساس می‌کردند و در حضور او حتی خیال دیگری می‌کردند، از خوف گریه می‌کردند. اصلا داشتن اندیشه‌ای غیر از خدا برای آنها وحشتناک بوده است.

این حرف چیست که می‌گویند گریه یعنی چه؟ خیلی از انبیاء از خوف خدا بکاء داشته‌اند. آیا از شوق لقاء خدا بکاء نداشتند؟ گریه از شوق رسیدن به معشوق حقیقی عالم داشته‌اند. علاوه بر آن داریم که خود انبیاء برای امام حسین (ع) گریه می‌کردند. آنها وقتی عظمت کار امام حسین (ع) را درک کردند، اشکشان جاری شد و توسل پیدا کردند. این مسئله، تک بودن و عظمت کار امام حسین (ع) را نشان می‌دهد.

عظمت کار امام حسین(ع) در برابر کار ابراهیم خلیل(ع)
امام حسین (ع) وجود عظیمی است که خدا او را دوست دارد. چطور دوستش دارد؟ آیا همان‌طور که حضرت ابراهیم را دوست دارد؟ نه، خیلی بالاتر از آن است. چرا خداوند این گونه به اباعبدلله (ع) محبت دارد؟ حضرت ابراهیم تسلیم امر خدا شد و زن و یک فرزند را به بیابان بی آب و علف برد که در آنجا دشمن نبود. یا در سالهای بعد فرزندی را که رعنا شده بود به قربانگاه برد و خواست به دستور خدا قربانی‌اش کند و از آن گذشت ولی فرزندش حتی یک جراحت برنداشت و قطره‌ای خون از او جاری نشد.

خداوند برای حضرت ابراهیم سوره‌ای نازل کرد و در شأن ایشان این همه آیات دارد. حالا سوال من این است اگر خداوند می‌خواست راجع ‌به امام حسین (ع) بگوید، چه می‌کرد؟ چند برابر حضرت ابراهیم باید در مورد او می‌گفت؟ یعنی اگر بعد از قضیه حضرت ابراهیم و عبودیت و گذشت و سرسپردگی که نسبت به خداوند داشت، حالا خداوند راجع ‌به امام حسین‌(ع) سوره‌ای نازل می‌کرد، چه می‌گفت؟ خداوند چه تعریفی از او می کرد؟

اگر ما با آن نشانه‌ها و الگوها و ابزارهای شناسایی که خداوند داده، به عظمت کار امام حسین (ع) نگاه کنیم، این قدر عظیم است که اصلا نمی‌توانیم عظمت آن را درک کنیم. گاهی گریه ما احساسی است در حالی‌که این گریه می‌تواند کارکردهای بسیار بیشتری داشته باشد.

گریه، اذن دخول و محرم شدن انسان است
گریه، رابطه انسان با آن طرف عالم است. گریه، واسطه و رابطه است. وقتی که می‌خواهید وارد حرمی شوید و پا به حریمی بگذارید، طلب اجازه می‌کنید و اذن دخول می‌گیرید.

می‌گویید ای خداوند ،من وارد شوم؟ یا پیامبر، وارد شوم؟ یا امام ،وارد شوم؟ و در روایت است که اگر برای اذن دخول زیارت امام حسین (ع) اشک از چشمت جاری شد، بدان اجازه داده شده است.

پس این اشک رابطه انسان با ماوراء است. این اشک یک نشانه است. یک رمز است. فقط یک اتفاق فیزیکی نیست. پدرم تأکید داشت خود گریه یک اذن و اجازه است. مثل چراغی است که روشن می‌شود و برای تو نشانه است. اگر اشکی آمد، علامت این است که به تو اذن داده‌اند. این عین عبارت آقاست.

پس اشک گاهی به اعلی علییین وصل است و کلیدش از آنجا زده شده است. ممکن است خیلی‌ها این را نفهمند و بگویند خرافات است، در حالی‌که این اشک به عالم بالا مربوط می‌شود.گریه به واسطه جهتی که مصرف می‌شود دارای عظمت است. باید دید چه معرفتی این اشک را به وجود آورده است. مهم است که عاملی که این کلید را زده است، چه بوده است.

گریه بر سیدالشهدا(ع)، بالاتر از نماز شب
گریه بر سیدالشهدا (ع) از افضل مستحبات باشد. گریه بر سیدالشهدا (ع) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب! چون نماز شب حالتی جسمی دارد ولی گریه بر سیدالشهدا (ع) رقّت روحی است و عامل آن، آن را در درون انسان به وجود آورده است. کلید آن از نهان قلب خورده است و این خیلی ارزشمند است.

التزام آیت‌الله بهجت به برگزاری روضه اباعبدالله(ع) حتی پس از خود
مسئله روضه اباعبدالله (ع) این قدر برای آیت‌الله بهجت مهم بود که حدود ۵۰ سال هر هفته مجلس داشتند و ایشان حاضر نبود به این سادگی این کار را ترک کند. حتی در حال مریضی اصرار داشت که این مجلس باید برقرار شود و اصرار داشت که خودش باید حضور داشته باشد. خیلی برایش مهم بود که از اول مجلس حضور داشته باشد.

سالها این مجلس روضه در منزل ایشان بود و پدرم درها را باز می‌کرد و خودش دم در می‌نشست و برای هرکسی که وارد می‌شد، احترام می‌کرد. هیچ وقت اینگونه نبود که فقط برای شخصیت خاصی بلند شود و برای همه این احترام را قائل می‌شد. ایشان می‌گفت: استاد بزرگ ما، مرحوم غروی کمپانی (آیت الله کمپانی اصفهانی) که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه ابا عبدالله (ع) پای سماور می‌نشست و چای می‌داد.

ایشان در این روضه‌ها اصرار داشت که مجلس به مناسبت هر امامی که برگزار شده بود، باید آخرش به امام حسین (ع) ختم می‌شد. ایشان تأکید می‌کرد امام حسین (ع) منشأ همه اینهاست و این قدر بزرگ است که همه اینها به او متوسل می‌شدند. نه تنها امامان، بلکه قبل‌تر از آن پیامبران نیز به ایشان متوسل می‌شدند.

خواندن زیارت عاشورا هر روز با صد لعن و صد سلام
مرحوم آیت‌الله بهجت هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام می‌خواند و بارها می‌گفت: آقایی از خدا خواسته بود تا زیارت عاشورایش هیچ روزی ترک نشود حتی در روز مرگش. ایشان نمی‌گفت که این درخواست خود من است. در حالی‌که ما می‌دیدیم خودش هر روز این کار را می‌کرد.

ایشان روز یکشنبه رحلت کرد. یک روز قبلش که شنبه بود، دیدم ایشان مشغول خواندن زیارت عاشورا شده بود و هنگامی که برای رفتن به درس جلوی در ایستاده بود، صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌شمرد. آن روز از همه روزها سرحال‌تر بود.

ایشان هر روز که به درس می‌رفت، شاید با تأخیر می‌رسید. به هرحال سن ایشان بالا بود و کمی کارها با تأخیر انجام می‌شد. خودشان می‌گفت کاری مانند لباس پوشیدن که در گذشته در عرض پنج دقیقه انجام می‌دادم، شاید الآن بیست دقیقه از من وقت می‌گیرد.

ایشان همیشه تا آماده می‌شدند، چند دقیقه‌ای از وقت گذشته بود که به دم در می‌رسیدند. ولی آن روز آخر، نیم ساعت زودتر جلوی در نشسته بودند و صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌گفتند که پس از آن عارضه‌ای به ایشان دست داد که گفت من امروز به درس نمی‌روم.

مرحوم آیت‌الله بهجت تا لحظات آخر به خواندن زیارت عاشورا آن هم با صد لعن و صد سلام و حضور در مجلس سیدالشهدا (ع) التزام داشت. حتی در حالت مریضی می‌گفت من را به مجلس ببرید که می‌خواهم طلب شفا در مجلس امام حسین (ع) کنم.

برپائی ۵۰ سال روضه وتوصیه به تداوم آن پس از خود
سفارش پدرم همیشه این بود که خدا می‌داند این توسلات برای انسان چه می‌کند. این توسل برای انسان یک ارتباط است. چه‌طور وقتی یک لامپ را به الکتریسیته متصل می‌کنیم، نور می‌دهد. انسان اگر به اینها متوسل شود، اسباب وصل می‌شود. این توسل، یاد معشوقِ معشوق افتادن است. چون این بزرگواران عاشق خداوند بودند و خدا نیز عاشق آنها بود.

انسان وقتی به آنها متصل شود، انگار به خدا متصل شده است. این توسلات انسان را خدایی می‌کند. نظر ایشان این بود که انسان هرچه می‌تواند در این زمینه کم نگذارد. لذا خود ایشان با آخرین توانش می‌آمد. ایشان در وصیت‌نامه خود ذکر کردند که بعد از من از ثلث مانده‌هایم، مجلس عزا و روضه سید‌الشهدا (ع) را اقامه کنید. ایشان می‌گفت اگر من در عمرم ۵۰ سال مراسم گرفتم، کم است و بعد از من شما باز هم برایم مراسم روضه اباعبدلله (ع) را بگیرید. ایشان روی این مسائل خیلی توصیه و تأکید داشت.

یکی از کارهای پدرم این بود که در مراسم مختلفی که برای اباعبدلله (ع) گرفته می‌شد، به اندازه توانشان شرکت می‌کردند. از زمان قدیم که من بچه بودم، ایشان به شرکت در این مجالس التزام داشت. شرکت در مجالس این بزرگواران را عظمت بخشیدن به یاد و نام آنها می‌دانست.

لذا می‌گفت شرکت در این مجالس تعظیم شعائر است. ما باید به شعائر خود عظمت بخشیده و عزیز نگه داریم و برایمان مهم باشد و به آنها اعتنا کنیم و برایشان وقت بگذاریم و عمر عزیز خود را صرف آن کنیم. در این روزها خواندن زیارت عاشورا را بخصوص در تاسوعا و عاشورا با احوالات بیشتری انجام می‌داد.

به ما توصیه می‌کرد در این روزها (ایام محرم) این زیارت را بخوانید. مطلب دیگر اینکه خنده ایشان اصولا صدا نداشت و همیشه در حد یک لبخند بود. اما در این روزها ایشان اصلا همان لبخند را هم نداشت و پیوسته گرفته بود و به یاد امام حسین (ع) در حزن بود و می‌گفت: همین به یاد آنها بودن را فقط خدا می‌داند چقدر اجر دارد.

ایشان اصرار داشت وقتی مجلس می‌گیرید، برتری‌ها و امتیازات اهل بیت (ع) را بگویید. فضائل و مناقب این حضرات را بگویید و نسبت به این قضیه ابراز احساسات کنید. حتی اگر گریه و اشک شما نمی‌آید، حالت گریه به خود بگیرید و در حال حزن باشید. تباکی کنید.

شرکت در مراسم امام حسین (ع) به معنی محبت ذی‌القربی و اجر رسالت پیامبر(ص)
آیت‌الله بهجت همیشه می‌گفت: شرکت در مجالس سیدالشهدا (ع) محبت به ذی‌القربای پیامبر (ص) است. در آیه قرآن است که شما به ذی‌القربای پیامبرتان محبت کنید. پیامبر(ص) فرمود من پیامبر شما بودم و از شما چیزی نمی‌خواهم و اجر و مزدی جز محبت به نزدیکانم نمی‌خواهم.

خداوند به پیامبر (ص) می‌فرماید: «قل»، بگو من از شما اجر نمی‌خواهم، فقط به نزدیکانم محبت کنید. محبت می‌خواهم. این خیلی لطیف است. چون انسان بالاترین چیزی که می‌تواند بدهد، محبت و عشق و دوستی است و خداوند و پیامبرش فقط همین را از انسان می‌خواهند.

شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان ابراز عشق و محبت است. همان دوستی و محبت ذوی‌القرباست که خداوند دستور داده است. این شرکت در مراسم اجر رسالت پیامبر (ص) است. شما به این نیت برو و به خدا بگو تو گفتی و من هم آمدم. من همان محبتی را که تو می‌خواهی انجام می‌دهم. به کسانی که تو دوستشان داری و عزیز می‌داریشان، محبت می‌کنم.

بر همه لازم است این کار را انجام بدهند. در این کاری که از دست برمی‌آید، کوتاهی نکنند و در این مجالس شرکت کنند و صرفا با ریتم مداح به هیجان نیایند و چیزی که آنها رابه هیجان می آورد،عشق باشد.