
7-امیر احمد بن عبدالعزیز. نایبوزیر کشور.
تقسیم بندی و ساختار منطقی و مقبول برای فقه اسلامی
چکیده
در این مقاله، ابتدا ضرورت یک تقسیم بندی و ساختار منطقی و مقبول برای فقه
اسلامی، مورد تأکید قرار گرفته؛ سپس به صورت استقرا، ساختار و دسته بندی
هایی که در طول تاریخ فقه اسلامی برای آن عرضه شده، بررسی وتحلیل شده است و
در نهایت ساختاری که به نظر نگارنده با اشکال های کم تری مواجه است، پیش
نهاد شده.
واژگان کلیدی: فقه، ساختار فقه، فقیه، نظام درختی.
از اموری که همواره ذهن متفکّران و صاحب نظران حوزه علمی را به خود مشغول
کرده، طبقه بندی یا ایجاد ساختاری مناسب برای علم است، و باید اذعان کرد که
ورود به علم، بدون چینش منطقی یا شبه منطقی آن، به غایت دشوار است. گواه
مطلب این است که هر علمی در مقام واقع و خارج، به نوعی طبقه بندی شده است
تا جویندگان و پژوهندگان، آن علم را از علوم دیگر تمیز داده، در نحوه ورود
به آن علم، سردرگم نمانند.
به نظر می رسد بهترین شیوه در ایجاد ساختار مناسب برای علم، در نظر گرفتن سهویژگیذیلاست:
1. ایجاد ساختار، بر اساس سیر منطقی باشد. به عبارت دیگر، توجیه منطقی داشته باشد؛
2. ساختار علم به گونه ای باشد که همه مصادیق و زیر مجموعه های آن علم را به راحتی در خود جای دهد؛
3. مباحث مناسب در کنار هم قرار گیرند.
توجّه به سه امر پیشین می تواند مشکلاتی را که در ورود و خروج علم، پیش پای محقّق قرار دارد، یکباره مرتفع سازد؛
البتّه در طول تاریخ علم، سه امر پیش گفته کم و بیش مورد توجّه قرار گرفته
است؛ برای مثال، منطقیان، مسائل منطق را به دو بخش مهم تصوّرات و تصدیقات،
فیلسوفان الاهی، فلسفه را به الاهیات بالمعنی الاعم (شامل مباحث وجود و
تقسیمات آن و ماهیت و مسائل جانبی آن) و الاهیات بالمعنی الاخص (شامل مباحث
مربوط به اثبات ذات، صفات و افعال خدا) تقسیم کرده اند یا اصولیان، اصول
فقه را که مقدّمه فقه است، به اصول لفظیه واصول عملیه تقسیم کرده اند.
برای فقه نیز ساختار متعدّدی مطرح شده است. بعضی از این ساختار، آن گونه که
باید مورد توجّه قرار نگرفته وبعضی هم مورد توجّه عدّه ای از فقیهان قرار
گرفته است؛ ولی همان گونه که اشاره شد، علم فقه از یک ساختاری که مقبول
عامّه فقیهان باشد، محروم است، و این نقیصه ای است که کم تر به آن توجّه
شده است.
در مقاله حاضر، دسته بندی و ساختارهایی که در طول تاریخ فقه اسلامی برای
فقه عرضه شده، مورد بررسی قرارگرفته؛ سپس ساختاری که به نظر نگارنده، اشکال
کم تری دارد، پیشنهاد شدهاست.
طبقه بندی فقه از دیدگاه فقیهان شیعه
1. ساختار فقه از دیدگاه صاحب مراسم
سلار بن عبدالعزیز دیلمی، متوفای 448 قمری، نخستین فقیه شیعه است که طرح
مدوّنی را برای فقه عرضه داشته. او درتقسیم اوّلیه، فقه را به دو بخش عمده
عبادات و معاملات تقسیم کرده و بقیه موضوعات فقهی را در زیر مجموعه عبادات
ومعاملات جای داده است (سلار بن عبدالعزیز، 1414: ص 82). این طرح بر اساس
ترسیم درختی بدین قرار است.
طرح سلار بر اساس یک نظام درختی
بررسی طرح «سلار»
طرح سلاّر، مزایای خوبی دارد؛ امّا از دو جهت دارای ابهام است.
اوّلاً معیار ساختار مذکور، مشخّص نشده است؛
ثانیاً روشن نیست که همه موضوعات و کتاب های فقهی را دربربگیرد و این ابهام نیز از عدم ایضاح مفهوم «عبادات» و«معاملات» ناشی است.
2. ساختار فقه از منظر ابی الصلاح حلبی
ابی الصلاح تقی الدین بن نجم الدین عبداللَّه حلبی (447 - 347 ق) علم فقه را به سه قسم عمده عبادات،محرمات و احکام تقسیم کرده است.
او در توجیه تقسیم خود می نویسد:
تکلیف شرعی سه قسم است: عبادات، محرّمات و احکام. عبادات نیز دو نوع است:
واجبات و مستحبات، و هر کدام وجهی دارد که امتثال آن به همان شکل واجب است؛
امّا وجه فرایض (واجبات) این است که هم انجام آن لطف است و هم ترک آن قبیح
است. وجه لطف بودن آن از دو جهت است: 1. در مورد واجبات عقلی (انجام
واجبات سبب می شود انسان اموری را که از نظر عقل واجب است،انجام بدهد)؛ 2.
برای پرهیز از قبایح، و وجه قبح ترک واجبات نیز به این سبب است که ترک
مفروضات (واجبات)، به ترک واجب عقلی می انجامد.
وجه مستحبات، لطف بودن آن ها برای محسّنات عقلی است، و ترک آن (مستحبات)
قبیح نیست؛ چنان که ترک محسنّات عقلی که این مستحبّات، لطف در آن ها است)
نیز قبیح نیست.
وجه قبح «محرّمات» این است که ارتکاب محرمات مفسده داشته، انسان را به
قبایح عقلی می خواند و از واجبات باز می دارد؛بنابراین، پرهیز از آن واجب
است؛ زیرا پرهیز از محرّمات، در حقیقت، پرهیز از فعل قبیح است.
وجه «احکام» نیز این است که مکلّف، به وجه هر آن چیزی که تصرّف کردن در آن نیکو است، علم یافته، واقف شود (حلبی،1403: ص 109)
طرح ابوالصلاح براساس نظام درختی
بررسی طرح ابوالصلاح حلبی
طرح ابوالصلاح از چند جهت قابل تأمّل است.
اولاً تقسیم باید به گونه ای باشد که اقسام آن نتوانند در یک دیگر تداخل
شوند، و به نظر می رسد تقسیم فوق قابلیت جلوگیری از ورود اقسام متعارض را
ندارد؛ زیرا شکّی نیست که عبادت نیز می تواند به عبادات حرام و واجب تقسیم
شود. از طرفی، عبادات حرام، بر اساس تقسیم مرحوم ابوالصلاح، باید زیر
مجموعه محرّمات قرار گیرد، و معنایش این است که یک قسم، زیر بخش دو قسم
متعارض و متقابل قرار گرفته است.
عین همین مطلب در مورد «احکام» نیز صادق است؛ برای مثال، اجاره حرام،
مضاربه حرام و... از محرّمات است با این که از مصادیق احکام قرار داده شده
است.
شاید علّت اشکال مذکور، این باشد که قسیم محرّمات، به طور منطقی نمی تواند،
عبادات باشد؛ زیرا در فقه اسلامی، محرّمات نقیض واجبات است، نه عبادات.
ثانیاً در این طرح، اثری از «معاملات» نیست که مقسم بخش مهمّی از موضوعات
فقهی است. توضیح این که هرکس کوچک ترین اطّلاعی از فقه اسلامی داشته باشد
درمی یابد که یکی از مهم ترین قسمت های فقه، بحث«معاملات» با شقوق و اقسام
گوناگون آن است، و طبیعی است که عدم وجود اجزای رئیسه علم در ساختار
آن،ملازم با نقص آن ساختار است.
3. ساختار فقه از دیدگاه ابن برّاج
قاضی عبدالعزیز بن براج طرابلسی (481-400 ق) در کتاب المهذّب، احکام شرعی را به دو بخش عمده تقسیم کرده است:
اوّل. احکامی که مورد ابتلای همگان است؛
دوم. احکامی که مورد ابتلای همه مردم نیست.
وی در این باره می نویسد:
بدان که شرعیات دو نوعند. 1. شرعیاتی که همیشه مکلّف با آن سر و کار دارد؛
2. شرعیاتی که این گونه نیستند. آن که مکّلف همیشه با آن سر و کار دارد،
عبارتند از نماز، حقوق اموال، روزه، حج و جهاد، و شرعیاتی که عام البلوی
نیستند، غیر از موارد یاد شده اند. عام البلوی نیز خود به دو قسم تقسیم می
شود. 1. عام البلوایی که مکلّف، بیش تر با آن سر و کار دارد؛ 2. عام
البلوایی که این گونه نیستند (قاضی ابن برّاج، 1406: ج 1، ص 18).
طرح قاضی ابن برّاج براساس نظام درختی
بررسی طرح ابن برّاج
ابن برّاج، به جزئیات طرح اشاره نکرده است؛ امّا به نظر می رسد که آغاز
مناسبی داشته است. در هر تقسیمی باید ملاکی منطقی در نظر گرفته شود و او
نیز با ملاک خاصّی وارد تقسیم بندی فقه شده، و از این جهت نیز قابل تحسین
است؛ امّا سخن در اصل ملاک است. ملاک او این است که احکام شرعی یا احکام
عام البلوی است یا نیست؛ آن گاه آن را که عام البلوی است، به عبادت تعبیر، و
پنج مورد را مصادیق عام البلوی ذکر کرده است.
مهم ترین اشکال این معیار، سلیقه ای بودن آن است. به چه علّت «جهاد» از
امور عام البلوی است که ممکن است انسان در طول عمر خود، یک بار نیز موفّق
به جهاد در راه خدا نشود؛ ولی «بیع» که تقریباً همه روزه انسان باآن سر و
کار دارد، از امور عام البلوی نباشد یا برای مثال، «حج» از امور عام البلوی
باشد؛ ولی تجارت، عام البلوی نباشد؛ بنابراین، تقسیم پیشین از این جهت که
قابلیت دارد همه ابواب فقه را در خود جای دهد، خوب است؛ امّامشکل سلیقه ای
بودن آن را به هیچ وجه نمی توان برطرف کرد.
4. طبقه بندی فقه از دیدگاه صاحب شرایع
ابی القاسم نجم الدین جعفر بن الحسن بن ابی زکریا یحیی بن الحسن بن سعید
هذلی، مشهور به «محقّق» و محقّق حلّی (676 - 602 ق) با الهام از تقسیم بندی
های گذشته کوشیده است طرحی را ارائه دهد که معایب طرح های گذشته را نداشته
باشد؛ بدین سبب، کتاب شرایع الاسلام را که از مهم ترین کتاب های او است،
بر چهار بخش مهم پایه ریزی کرده که عبارتند از:
1. عبادات؛ 2. عقود؛ 3. ایقاعات؛ 4. احکام (محقّق حلّی، 1403: ج 1، ص 7).
محقّق صاحب شرایع، در کتاب خود فقط ابواب فقهی را بر اساس این چهار عنوان
طبقه بندی کرده؛ امّا توجیه و وجه حصر آن را متعرّض نشده است؛ ولی فقیهان
دیگری همچون شهید اوّل و فاضل مقداد کوشیده اند آن را توجیه کنند. و شاید
بتوان ادّعا کرد که طرح «محقّق»، به طور کلّی مورد پذیرش فقیهان پس از وی
قرار گرفته است؛ بدین لحاظ در ورود و خروج مباحث فقهی، بر اساس طرح صاحب
شرایع عمل کرده اند (مغنیه، 1404: ج 3، ص 13).
شهید اوّل (ره) در توجیه طرح محقّق حلّی می نویسد:
وجه الحصر ان الحکم الشرعی امّا ان تکون غایته الاخرة اوالغرض الاهم منه
الدنیا، والاوّل العبادات، والثانی امّا ان یحتاج الی عبارةاولا والثانی
الاحکام و الاول اما ان تکون العبارة من اثنین تحقیقاً او تقدیراً او لا،
والاوّل العقود والثانی الایقاعات (شهید اوّل، ج 1، ص3).
وجه حصر (انحصار فقه در عبادات، عقود، ایقاعات و احکام) این است که حکم
شرعی از دو حال خارج نیست: یا هدف نهایی آن آخرت است یا مهم ترین غرض آن
دنیا است.
قسم اوّل، عبادات است، و قسم دوم دو صورت دارد: یا به «عبارت» احتیاج دارد
یا ندارد. اگر به عبارت و لفظ نیاز ندارد، «احکام» است. صورت اوّل (آن که
به لفظ احتیاج دارد) نیز دو حالت دارد، یا عبارت بین دو نفر است چه تحقیقاً
و چه تقدیراً، یا نیست. صورت اوّل را عقود و صورت دوم را ایقاعات نامند.
طرح محقّق حلّی براساس نظام درختی
بررسی تقسیم صاحب شرایع
همان گونه که اشاره شد، محقّق حلّی وجه تقسیم خود را بیان نکرده، و فقط
کتاب شرایع را بر اساس چهار عنوان مذکور، ترتیب داده است. فقط شهید اوّل
(ره) توجیهی را برای تقسیم مذکور بیان داشته و مرحوم مطهری باتوجّه به همین
توجیه، طرح محقّق حلّی را کامل ندانسته، می نویسد:
حلّی در تقسیم خود، عبادات را یک بخش قرار داده که جای ایراد نیست؛ ولی در
بخش های دیگر، نیازمندی به صیغه و بی نیاز بودن ازآن، و طرفینی بودن صیغه
یا یک طرفی بودن آن را ملاک تقسیم و جدا کردن قسمت ها و گروه گروه شدن
ابواب فقهی قرار داده است؛ درنتیجه، نکاح و طلاق که هر دو مربوط به حقوق
خانوادگی است، یکی برقراری پیوند زناشویی است و دیگری گسسته شدن آن، در دو
گروه مختلف قرار گرفته اند فقط به دلیل این که یکی عقد است و صیغه اش
طرفینی و دیگری ایقاع است و صیغه اش یک طرفی. همچنین اجاره وجعاله با همه
قرابت ذاتی و ماهوی میان آن ها به دلیل اختلاف در عقد و ایقاع بودن، از یک
دیگر جدا شده و هر کدام در بخش جداگانه واقع شده اند. سبق و رمایه به دلیل
این که مشتمل بر عقد است از جهاد که به خاطر آن تشریع شده، به کلّی جدا شده
است، اقرار که از توابع کتاب القضاء است، در بخشی غیر از بخش کتاب القضا
واقع شده است. کتاب القضا و کتاب الاطعمه و الاشربه و کتاب الارث، بدون هیچ
مشابهتی به دلیل این که نه عبادتند و نه عقد و ایقاع، داخل در یک گروه
شناخته شده اند. اساساً کلمه «احکام» که هم در تقسیم محقّق وهم در دو تقسیم
دیگر آمده است، در این جا مفهومی نمی تواند داشته باشد: اصطلاحی است نه
چندان مناسب برای ابوابی که نه ازعباداتشان می توان شمرد و نه از عقود و نه
از ایقاعات و نه از عادات و نه از سیاسات (مطهری، 1368 : ص 159).
به نظر نگارنده یکی از ویژگی های بارز طرح محقّق حلّی، این است که می توان
همه ابواب فقهی را به نوعی در آن جای داد، و اندراج همه ابواب فقهی در قالب
یک طرح، نقطه قوّت آن است؛ به همین جهت به راحتی نمی توان از آن چشم
پوشید؛ امّا نکته ای است که ذکر آن خالی از فایده نیست این که اگر در تقسیم
یک علم، امکان تقسیم ثنایی باشد،نوبت به تقسیم ثلاثی یا رباعی نمی رسد؛
زیرا بعضی از آن ها به طور منطقی باید زیر مجموعه اقسام دیگر قرار
گیرند.بله، اگر اقسام متعدّد به هیچ وجه قابلیت تداخل (اعم و اخص) نداشته
باشند، نوبت به تقسیم ثلاثی یا رباعی و...می رسد.
به نظر نگارنده، امکان چنین تقسیمی در فقه اسلامی هست، و طرح محقّق حلّی از
این جهت نقص دارد که بحث تفصیلی آن در طرح پیشنهادی روشن خواهد شد.
5. ساختار فقه از دیدگاه شهید اوّل
محمّد بن جمال الدین مکّی عاملی معروف به شهید اوّل (786 - 734 ق) اگرچه در
کتاب ذکری، همان طرح محقّق حلّی را توجیه کرده، در کتاب القواعد والفوائد،
طرح دیگری را ارائهداده است.
وی در این طرح، با یک پیش فرض از علم کلام،* هدف و فلسفه تشریع احکام را از چهار حالت خارج نمی داند.
1. جلب منفعت برای مکلّف در امور آخرتی؛
2. دفع مفسده از مکلّف در امور آخرتی؛
3. جلب منفعت برای مکلّف در امور دنیایی؛
4. دفع ضرر از مکلّف در امور دنیایی.
ممکن است در یک حکم، بیش از یک غرض جمع بشوند؛ برای مثال، آن کس که مشغول
کسب نیازمندی های خود و واجب النفقه یا مستحبّ النفقه خود است، اگر همه
همتّش در جهت کسب و به همراه قصد قربت باشد، تمام اغراض چهارگانه پیش گفته
در آن جمع می شود؛ بنابراین، از آن جهت که خود را از نابودشدن حفظ می کند،
منفعت دنیایی را برای خود جلب کرده و در نتیجه، ضرری که ممکن بود با عدم به
دست آوردن نیازمندی ها، برایش پدید آید،از خود دفع کرده است، و از آن جهت
که مشغول انجام وظیفه واجب با قصد قربت است، منفعت آخرتی را برای خود جلب
کرده و در نتیجه، ضرر آخرتی را که لازمه ترک واجب است، از خود دفع کرده
است.
با توجّه به این مطالب، هر حکم شرعی که مهم ترین غرض آن، آخرت است، «عبادت»
یا «کفّارات» نامیده می شود. و فرقی نمی کند که هدف آن، جلب منفعت یا دفع
مفسده باشد.
میان «عبادت» و «کفّارات» نیز عموم و خصوص مطلق است؛ بنابراین، هر کفّاره
ای، عبادت است؛ امّا هرعبادتی، کفاره نیست؛ و هر حکم شرعی که مهم ترین غرض
آن، دنیا است، چه برای جلب منفعت و چه دفع مفسده باشد، «معامله» نامیده می
شود.
جلب منفعت و دفع مفسده نیز دو نوع است.
أ. جلب منفعت یا دفع ضرر بالاصاله
احکامی که مقصود بالاصاله آن جلب منفعت است، همان چیزهایی است که با حواس
پنجگانه درک می شوند؛ بنابراین برای هر کدام از حواس پنجگانه انسان، بهره
ای از احکام شرعی است؛ ازجمله:
1. شنیدنی ها
1-1. شنیدنی های واجب، نظیر شنیدن قرائت جهریه. (در قرائت نماز صبح، مغرب و عشا، انسان باید جوهره صدای خود رابشنود)؛
1-2. شنیدنی های حرام، همچون شنیدن موسیقی غنایی و آلات لهو.
2. دیدنی ها
2-1. دیدنی های واجب، مثل مطلّع شدن بر عیب اجناس، برای قیمت گذاری؛
2-2. دیدنی های حرام، نظیر نگاه به محرّمات.
3. لمس کردنی ها
نظیر احکام وطی و مقدّمات آن، و آن چه به ازدواج مربوط می شود؛ چه ثبوتاً،
مثل احکام مربوط به نکاح، و چه زوالاً، مثل احکام مربوط به طلاق؛ چرا که
غرض مهم بحث های ازدواج و طلاق، لمس است؛ یعنی این که چه لمس هایی واجب و
چه لمس هایی حرام است.
چیزهای دیگری نیز به لمس مربوط می شود؛ مثل احکام مربوط به لباس و ظروف و ازاله نجاسات وتحصیل طهارت.
4. چشیدنی ها
مثل احکام اطعمه و اشربه و صید و ذباحه، امّا احکامی که مقصود بالاصاله آن،
دفع ضرر از مکلّف است، احکام مربوط به حفظ مقاصد پنجگانه (عقل، نفس، دین،
نسب و مال) است.
ب. احکامی که مقصود بالتبع آن جلب منفعت یا دفع ضرر از مکلّف است
آن هر وسیله ای است که با حواس پنجگانه و مقاصد پنجگانه ارتباط دارد. این وسایل، پنجگونه اند.
وسیله اوّل: اسبابی که افاده ملک می کنند که شش طایفه اند:
1. دسته ای که افاده ملک عین با عقد معاوضه می کنند؛ نظیر، بیع، صلح، مزارعه، مساقات و مضاربه؛
2. افاده ملک عین با عقد غیر معاوضی، نظیر هبه، صدقه، وقف، وصیت به عین، قبض زکات، خمس و نذر؛
3. افاده ملک عین بدون عقد، نظیر حیازت، ارث، احیای موات، غنیمت و التقاط (لقطه)؛
4. افاده ملکیت منفعت با عقد معاوضی، مانند وصیّت به منفعت؛
6. افاده ملکیت منفعت بدون عقد، نظیر ارث منافع.
وسیله دوم: اسبابی که سبب تسلّط بر ملک غیر و پنج قسم هستند.
1. آن چه قهراً سبب تسلّط بر ملک غیر می شود؛ مثل شفعه، مقاصّه بر مماطل،
بیع مال کسی که از حقّ واجب امتناع می ورزد، رجوع بایع به عین مال خود در
تفلیس به نحو مطلق، و در «موت» اگر در مال وفا است؛
2. مواردی که باعث می شود به سبب مصلحت تصرّف کننده، تسلّط بر تصرّف ملک غیر پیدا شود؛ مثل عاریه؛
3. مواردی که سبب می شود به سبب مصلحت مالک، بر تصرّف ملک غیر تسلّط پیدا
شود؛ مانند وکالت تبرّعی، و ودیعه ای که درجابه جایی آن اذن داده شده است؛
4. مواردی که شخصی، به سبب مصلحت دو طرف، بر مال غیر تسلّط می یابد؛ نظیر شرکت، مضاربه و وکالت به جعل؛
5. مواردی که صرفاً به سبب وضع ید بر مال غیر، باعث تسلّط بر مال غیر می
شود؛ مانند ودیعه غیر مأذون که به جابه جایی آن اجازه داده نشده است.
وسیله سوم: اسبابی که سبب منع مالک از تصرّف در مالش می شود که همان اسباب
ششگانه حجر (جنون،صباوت، رقیت، سفاهت و مرض متصّل به موت) و شبیه آن است؛
نظیر حجر زوج بر زوجه در امور مربوط به استمتاع، حجر بایع و مشتری برای
تسلیم ثمن و مثمن.
وسیله چهارم: اسبابی که باعث حفظ مقاصد پنجگانه (نفس، دین، عقل، نسب و مال)
هستند که از ضروریات بوده و هیچ شریعتی از شرایع آسمانی هم نیامده است،
مگر این که آن ها را حفظ کرده. این اسباب عبارتند از:
1. قصاص، دیه و دفاع که اسباب حفظ نفسند؛
2. جهاد و قتل مرتد که اسباب حفظ دینند؛
3. تحریم مسکرات و حد بر آن ها که اسباب حفظ عقل به شمار می آیند؛
4. تحریم زنا، لواط، اتیان بهائم، قذف و حد بر آن ها که اسباب حفظ نسبتند؛
5. تحریم غصب، سرقت، خیانت، قطع طریق و حد و تعزیر بر آن ها که اسباب حفظ مال به شمار می آیند.
وسیله پنجم: اسبابی که سبب جلب مصلحت و دفع مفسده می شود؛ مانند قضا، دعاوی و بیّنه.
دلیل مطلب این است که زندگی اجتماعی، جزو ضروریات زندگی مکلّف است که دائم در معرض نزاع و کشمکش قرار دارد.
در این گونه زندگی، دو چیز لازم است:
1. وجود چیزی که ریشه درگیری ها را بخشکاند که آن چیزی جز شریعت نیست؛
2. وجود اداره کننده که همان امام یا نائب او است؛ زیرا سیاست فقط با قضا و
آن چه با آن مرتبطاست، تحقّق می یابد. و با این مقاصدمی توان کتاب های
فقهی را طبقه بندی کرد. (شهید اوّل، ج 1، ص 37).
طرح اوّل شهید اوّل براساس نظام درختی
ادامة طرح شهید اوّل براساس نظام درختی
بررسی طرح شهید اوّل
درباره این طرح، چند نکته به نظر می رسد:
1. تقسیم اوّلیه فقه به «عبادات» و «معاملات»، از محسّنات طرح است؛ به ویژه
با توجّه به معیاری که برای آن ذکر کرده اند (مباحث مربوط به جنبه های
آخرتی دنیایی). بلاخره در صورت امکان تقسیم ثنایی، نوبت به تقسیم ثلاثی
و... نمی رسد.
2. یکی از اهداف دسته بندی علم، آن است که مطالبی که طبق قاعده کنار هم
قرار می گیرند، یک جا جمع شوند. به عبارت دیگر، در زیربخش مفهوم جامع قرار
گیرند؛ در حالی که این مطلب به جز تقسیم اوّلیه، در تقسیم های میانی،مورد
توجّه قرار نگرفته است؛ به طور مثال، وکالت تبرّعی و وکالت به جُعل، به طور
منطقی زیرمجموعه وکالت به شمارمی آیند؛ ولی در این طرح، به طور کامل از هم
متمایز شده اند و یکی، جزو اسباب تصرف در مال غیر به جهت مصلحت مالک، و
دیگری، جزو اسباب تصرّف در مال غیر به جهت مصلحت دو طرف قرار گرفته است؛ چه
این که دردسته بندی احکام مربوط به جلب منفعت یا دفع مفسده بالاصاله،
اضطرابی نیز مشاهده می شود؛ زیرا مشخّص نیست که این بخش، زیرمجموعه
«معاملات» است یا «فقه». اگر زیرمجموعه «معاملات» تلقّی شده است، بابعضی از
اخص های آن نظیر احکام مربوط به قرائت جهریّه یا طهارت و ازاله نجاسات،
هماهنگی ندارد؛ چرا که این موارد، به امور آخرتی مربوط است و اگر هم
زیرمجموعه فقه تلقّی شده، با تقسیم ثنایی شهید اوّل منافات دارد، زیراهمان
گونه که اشاره شد؛ وی احکام شرعی را با توجّه به غرض اهمّ آن ها درباره
دنیا و آخرت، به «عبادات» و«معاملات» تقسیم کرده است.
6. ساختار فقه از دیدگاه صاحب مفتاح الکرامه
سیدمحمّدجواد حسینی عاملی (متوفای 1226 ق) از جمله فقیهانی است که طرحی را برای دسته بندی ابواب فقهی ارائه کرده است.
وی در ابتدای کتاب متاجر، بعد از نقل طرح محقّق حلّی و بیان وجه ملاک و
معیار تقسیم، خود، طرح دیگری ارائه داده و فقه را به چهار قسم «عبادات»،
«عادات»، «معاملات» و «سیاسات» تقسیم کرده است (حسینی عاملی، 1418: ج 8، ص
3)، و در توجیه طرح می نویسد:
مقصود از احکام شرعی، یا نظم بخشیدن به امور دنیایی یا آخرتی یا هر دو است.
اگر مقصود، سامان دادن به امور آخرتی باشد، همان«عبادات» است، و در صورت
نخست - اگر مقصود، امور دنیایی باشد -، یا غرض و هدف آن، بقای شخص یا نوع
است که همان«عادات» به شمار می رود یا هدف، مصالح مالی است که به آن،
«معاملات» گویند و یا مقصود، هم نظم بخشیدن به امور دنیایی و هم آخرتی است
که «سیاسات» نامیده می شود (حسینی عاملی، 1418: ج 8، ص 3).
از دیدگاه صاحب مفتاح الکرامه، چه طرح محقّق حلّی یا طرح خود وی را
بپذیریم، هدف و فلسفه تشریع احکام،حفظ مقاصد پنجگانه ای است که ادیان و
شرایع بر آن بنا نهاده شده اند، و آن، دین، نفس، عقل، نسب و مال است؛
زیرادین با عبادات، نفس به سبب تشریع قصاص و دیات، عقل به وسیله مانع شدن
از چیزی (مسکرات) که باعث ازاله آن می شود، نَسَب به وسیله ازدواج و توالد و
تناسل، و مال به وسیله معاملات و مداینات حفظ می شوند؛ چه این که همه این
امور به وسیله سیاسیّات، مثل حدود و تعزیرات، قضایا و شهادات محفوظ می
مانند.
طرح صاحب مفتاح الکرامه براساس نظام درختی
بررسی طرح صاحب مفتاح الکرامه
طرح صاحب مفتاح الکرامه نیز می تواند طرح قابل توجیهی باشد و می توان آن را
در قالب حصر عقلی قرار داد؛ مثل این که گفته شود: احکام شرعی یا فقط برای
نظم بخشیدن به امور آخرتی است یا نیست. قسم اوّل، همان«عبادات» است. قسم
دوم نیز دو حالت دارد: یا فقط برای امور دنیایی است یا نیست. قسم دوم
«سیاسیّات» است؛ چون نه به امور آخرتی اختصاص دارد، نه دنیایی. قسم اوّل
نیز دو حالت دارد: یا برای بقای شخص یا نوع است که همان «عادات» است یا هدف
مصالح مالی است که به آن «معاملات» می گویند.
مطالب پیش گفته فقط برای تبیین سیر منطقی طرح است؛ امّا دلیل بر این نیست
که بهترین طرح برای دسته بندی فقه باشد؛ زیرا همان گونه که پیش تر اشاره
شد، این است که در صورت امکان تقسیم ثنایی، به طور منطقی، نوبت به تقسیم
ثلاثی یا رباعی نمی رسد.
6. دسته بندی فقه از دیدگاه فیض کاشانی
ملاّمحسن فیض کاشانی (متوفای 1090 ق) در کتاب مفاتیح الشرایع، فقه را به دو فنّ عمده تقسیم کرده است که عبارت است از:
أ. فنّ عبادات و سیاسات
در این فن، شش مفاتیح است:
1. مفاتیح صلات، و مباحث نجاسات و طهارت را در همین مفاتیح وارد کرده است؛
2. مفاتیح زکات، مباحث خمس و صدقات نیز در همین مفتاح است؛
3. مفاتیح صیام، مباحث اعتکاف و کفارات در این مفتاح وارد شده است؛
4. مفاتیح حج، مباحث عمره و زیارات در این مفتاح داخل شده است؛
5. مفاتیح نذر و عهد که شامل مباحث ایمان و اصناف معاصی نیز می شود؛
6. مفاتیح حسبه و حدود، شامل مباحث افتا، لقطه، دفاع، قصاص و دیات.
خاتمه در جنایز است که احکام مرضی و بعضی از وصیّت در این خاتمه قرار داده شده.
ب. فنّ عادات و معاملات
در این فنّ نیز شش مفتاح و یک خاتمه قرار داده است:
1. مفاتیح مطاعم و مشارب: احکام صید و ذباحه در این مفاتیح جای داده شده است؛
2. مفاتیح مناکح و موالید: احکام طلاق، خلع، مبارات، لعان، ظهار و ایلا را در این مفتاح آورده است؛
3. مفاتیح معایش و مکاسب، شامل مباحث احیای موات، اصطیاد، استرقاق، بیع،
ربا، شفعه، شرکت، قسمت، مزارعه، مساقات،اجاره، جعاله، سبق، صلح، اقاله،
احکام مداینات از قبیل قرض، رهن، ضمان، حواله، کفالت، تفلیس، مدیون، اقرار و
ابرا و سایر امانات وضمانات همچون ودیعه، عاریه، غصب، اتلاف، لقطه و احکام
تصرف بالنیابة مثل ولایت، وکالت و وصایت؛
4. مفاتیح عطایا و مروات: مباحث هدایا، وقوف، سکنا، حبس، وصیّت به مال، عتق، تدبیر و کتابت در همین مفاتیح داخل می شوند؛
5. مفاتیح قضایا و شهادت؛
6. مفاتیح فرائض و مواریث.
خاتمه در حیله های شرعی است. (فیض کاشانی، 1401: ج 1، ص 36).
نمودار درختی طرح فیض کاشانی
بررسی طرح فیض کاشانی
این طرح نیز همچون طرح های گذشته، به رغم دقّت مرحوم فیض کاشانی، نتوانسته
است از اشکال سلیقه ای بودن دسته بندی به جهت عدم وجود معیار مشخّص، و
تداخل ابواب فقهی در یک دیگر دور بماند؛ بدین سبب مورد توجّه علما نیز قرار
نگرفته و هیچ فقیهی بر اساس آن مشی نکرده است.
7. دسته بندی فقه از دیدگاه شهید محمّد باقر صدر
وی در کتاب الفتاوی الواضحه مباحث فقه را به چهار بخش به شرح ذیل تقسیم کرده است:
1. بخش عبادات، شامل مباحث نماز، روزه، اعتکاف، حج، عمره و کفارات؛
2. بخش اموال.
2-1. اموال عمومی، شامل مباحث خراج، انفال، خمس و زکات.
مقصود شهید صدر، از اموال عمومی، اموالی است که به فرد خاصّی تعلّق ندارد؛
بلکه برای مصالح عموم است که به طور طبیعی مصارف آن نیز مشخّص است؛ به همین
جهت، بحث خمس و زکات را که همه فقیهان آن را در بخش عبادات آورده اند، به
سبب این که جنبه مالی آن ها قوی تر است، در این بخش گنجانده است.
2-2. اموال خصوصی، یعنی اموالی که مالک یا مالکان مشخّصی دارد که به دو قسم تقسیم می شود.
2-2-1. اسباب شرعی تملک یا به دست آوردن حق خاص، شامل مباحث احیای موات، حیازت، صید، تبعیّت، میراث، ضمانات و غرامات.
2-2-2. احکام تصرّف در اموال. شامل مباحث بیع، صلح، شرکت، وقف، وصیّت و معاملات.
3. بخش سلوک و آداب و رفتار شخصی، یعنی اعمال شخصی که ربطی به عبادت و اموال ندارند. مانند:
3-1. روابط خانوادگی، مناسبات دو جنس زن و مرد. مباحث نکاح و طلاق، خلع و مبارات، ظهار و لعان و ایلاء.
3-2. مقررات مربوط به تنظیم رفتار فردی و اجتماعی افراد جامعه، مثل مقررات
مربوط به اطعمه و اشربه، ملابس ومساکن، آداب معاشرت، احکام نذر و عهد و
یمین، ذباحه و امر به معروف و نهی از منکر.
4. بخش آداب عمومی، یعنی رفتار و سلوک حاکم (ولی امر) در عرصه های حکومتی
مثل مسایل قضا وحکومت، جنگ و صلح، روابط بین المللی، ابواب و مباحث ولایت
عامّه، شهادات، جهاد و حدود. (صدر، ج 132/1)
نمودار درختی طرح شهید محمدباقر صدر
بررسی طرح شهید صدر
مرحوم شهید صدر در این دسته بندی، کوشیده است تا مباحث فقه را با تقسیم
بندی حقوقی جدید هماهنگ سازدو در این جهت موفّق نیز شده است؛ امّا جعل واژه
جدید، در صورتی بر واژه های قدیم نظیر معاملات، سیاسات واحکام مزیّت دارد
که نواقص تقسیم بندی های گذشته را نداشته باشد؛ برای مثال، اموری مثل
معاملات، وصیت،وقف، صلح و... زیرمجموعه اموال خصوصی قرار داده شده است؛ در
حالی که این گونه امور، فی نفسه، اموال خصوصی نیستند؛ بلکه از عقود به شمار
می روند؛ چه این که مسأله خمس و زکات که همه فقیهان آن را در زمره عبادات
قرار داده اند، صرفاً به جهت کاربرد مالی آن، در بخش اموال قرار داده شده
است.
8. ساختار فقه از دیدگاه صاحب رساله ی نوین
عبدالکریم بی آزار شیرازی در کتاب رساله نوین، ساختار دیگری را برای فقه ارائه داده است.
او در این کتاب، فقه را به چهار قسمت عمده تقسیم کرده که عبارتند از:
1. عبادات، شامل طهارت و پاکیزگی، نماز، روزه، اعتکاف و حج؛
2. مسائل اقتصادی شامل
2-1. اقتصاد سیاسی و اجتماعی، مثل مالیات در اسلام، زکات و خمس؛
2-2. اقتصاد مردمی مثل وقف، حبس، هبه، صدقه، وصیّت، کفّاره، نذر و حجر؛
2-3. اقتصاد بازرگانی از قبیل تجارت، صلح، مضاربه، ربا، ودیعه، بانک ها، سفته، بلیطهای بختآزمایی و بیمه؛
2-4. اقتصاد کشاورزی، نظیر، شرکت، تقسیم و تفکیک، شفعه، مزارعه، مساقات، اجاره و سرقفلی، استخدام و جعاله.
3. مسائل خانواده همچون تشکیل خانواده، تغذیه و بهداشت، حقوق خانواده، تفریح، سرگرمی، طلاق، مرگ وارث؛
4. مسائل سیاسی و حقوقی، شامل حکومت قانون، حکومت مردم، خدمتگزاران، حقوق
قضایی از قبیل قضا وشهادت، حقوق اقلیت ها و حقوق جزایی مثل حدود، قصاص،
دیات و ضمان (بی آزار شیرازی، 1379: ج 1، ص 54).
9. ساختار فقه از دیدگاه صاحب الفقه المأثور
آیت اللَّه مشکینی در کتاب الفقه المأثور تقسیم دیگری را برای فقه ارائه داده که عبارت است از:
1. عبادات، یعنی اعمالی که قصد تقرّب الاهی در آن شرط است، مثل طهارت های
سه گانه (وضوء، غسل وتیمم)، صلات، صوم، اعتکاف، حج و عمره و کفّارات.
2. شؤون فردی، یعنی اعمالی که مترتّب بر تصرّف مالی نیست و هیچ ربطی هم به
مسائل جامعه ندارد؛ بلکه اعمالی است که اصالتاً وظایف خاصّ مکلّف در برابر
پروردگار او است؛ مثلکتاب میاه، تخلّی، نجاسات، اوانی (ظرف ها)، مطهرّات،
نذر، عهد، یمین، اطعمه و اشربه ودفاع از نفس.
3. شؤون عائلیّه که متکفّل رفتار با اهل و ارحام و مثال آن است؛ مثل کتاب نکاح، طلاق، ایلا، تجهیز اموات وارث.
4. اموال فردی که مشتمل بر انحای قیام به امر این اموال و تصرّف در آن از
جهت تحصیل، حفظ و مبادله است؛مثل احیای موات، صید و ذباحه، لقطه، تکسّب،
بیع، اجاره، جعاله، صلح، رهن، مضاربه، شرکت، مزارعه، مساقات،ضمان، حواله،
کفالت، وکالت، ودیعه، عاریه، وقف، هبه، سکنا، عمری، رقبی، وصیّت و غصب.
5. ولایات، یعنی آن چه مربوط به حاکم و امّت در جامعه اسلامی است؛ مثل کتاب
جهاد، امر به معروف و نهی ازمنکر، خمس ، زکات، انفال، خراج ، سبق و رمایه،
تفلیس و حجر.
6. شؤون قضائیه و جزائیه، یعنی آن چه به نزاع ها و تجاوز به حدود الاهی
مربوط می شود؛ مثل کتاب قضا، شهادات، اقرار، حدود، قصاص و دیات (فیض
(مشکینی)، 1418: ص 13).
طرح شماره 9 براساس نظام درختی
بررسی طرح شماره 8 و 9
این دو طرح نیز به نظر نگارنده، مزیتی بر طرح های گذشته ندارند؛ زیرا:
اوّلاً از معیار مشخّصی تبعیت نشده است؛ برای مثال در طرح شماره 9، مشخّص
نیست طبق چه معیاری، فقه به عبادات، شؤون فردی و... تقسیم می شود. آیا
عبادت فردی نمی تواند شؤون فردی باشد یا مثلاً نکاح و طلاق از شؤون فردی
نیست؟ خمس و زکات و امر به معروف و نهی از منکر را که همه فقیهان جزو
عبادات به شمار آورده اند،نمی تواند زیر مجموعه عبادات قرار گیرد؟
طرح شماره 8 نیز همین طور است؛ به طور مثال، آیا «شرکت» نمی تواند در زمره
اقتصاد بازرگانی قرار گیرد «؟شفعه» چه ارتباطی به اقتصاد کشاورزی دارد؟ آیا
خمس و زکات، زیرمجموعه عبادات قرار نمی گیرد؟
ثانیاً در دو تقسیم مذکور، اهداف فقه بیش تر مورد توجّه قرار گرفته تا
موضوع فقه که فعل مکلّف است. اگر این نکته را بپذیریم که موضوع علم فقه،
فعل مکلّف است، به طور طبیعی، ساختار آن نیز باید بر اساس فعل مکلّف باشد؛
از این جهت، بعضی از طرح های گذشته، بر این دو طرح اولویت دارند.
ج. دسته بندی فقه از دیدگاه اهل سنّت
در متون فقه شافعی، مباحث فقهی به چهار دسته تقسیم شده که عبارت است از:
1. عبادات، شامل مباحث طهارت، نماز، روزه، زکات، حج و عمره؛
2. معاملات، مثل بیع، رهن، شفعه، حجر، حواله، ضمان، ودیعه، عاریه، وکالت،
قراض، شرکت، اجاره، مساقات، مزارعه، غصب،هبه، لقطه، جعاله، وصیّت، وقف،
اقرار، فرایض؛
3. مناکحات، همچون ازدواج، طلاق و...؛
4. جنایات از قبیل دیات، قصاص و....
این تقسیم بندی متأثّر از تقسیم محمّد غزالی در کتاب احیاءالعلوم است. وی
در این کتاب، احکام و مقرّرات مذهبی واخلاقی اسلامی را به چهار گروه
عبادات، عادات، منجیات و مهلکات تقسیم کرده است.
بعضی از عالمان متأخّر اهل سنّت، فقه را به سه بخش تقسیم کرده اند که عبارت
است از 1.عبادات؛ 2. اصول اخلاقی؛ 3. احکام قانونی، و قسم اخیر را به شش
بخش فقه جزایی، احوال شخصیه، فقه معاملاتی، مخاصمات، سِیَر و احکام
سلطانیه، تقسیم کرده است (محمصانی، 1358: ص 20).
مشکل این دسته بندی ها نیز همچون دسته بندی های گذشته در سلیقه ای بودن آن
است؛ چه این که به فلسفه فقه بیش تر توجّه شده است تا آن چه را که به طور
معمول ابواب فقهی بهدنبالآن هستند.
فقه، وظایف مکلّف را یا از جهت عبادت یا از جهت معامله مورد ملاحظه قرار می
دهد و اگر بحث نکاح را نیزمطرح می کند، از این جهت است که وظیفه او را به
لحاظ نوع معامله، صحّت شرایط و ارکان معامله و موانع تحقّق این معامله،
مشخّص سازد؛ امّا این که در مجموع، مباحث ازدواج و طلاق، چیزی غیر از مسأله
بیع و شرا است، به فلسفه تشریع فقه مربوط می شود.
پیش از ارائه طرح، تذکر چند نکته لازم است:
1. در تقسیم علم باید موضوع آن مورد توجّه قرار گیرد. به عبارت دیگر، موضوع
علم باید حتّی الامکان در تقسیم آن مورد توجّه باشد و این، نکته بسیار
مهمّی است که اغلب از آن غفلت می شود. موضوع علم فقه طبق نظر مشهورفقیهان،
فعل مکلّف است؛ بنابراین، در ساختار فقه باید به این نکته توجّه شود؛ به
همین جهت از میان طرح هایی که برای ساختار فقه ارائه شده، فقط طرح بعضی از
قدما قابل توجیه است، برخلاف طرح هایِ ارائه شده از طرف صاحب نظران معاصر؛
زیرا محور تقسیم فقه در این طرح ها، فلسفه تشریع احکام است، نه علم فقه.
شکّی نیست که علم فقه عموماً به دنبال این است که تکلیف افعال مکلّفان را
از جهت احکام تکلیفی (وجوب،حرمت، استحباب، کراهت و اباحه) و احکام وضعی
(صحّت، بطلان، شرطیت، مانعیت، فسخ، انفساخ و...)مشخّص کند؛ امّا این که هدف
تشریع احکام چیست، به فعل مکلّف ربطی ندارد؛ بلکه این مسأله به فعل الاهی
مربوط می شود که در حقیقت به مباحث برون فقهی ارتباط دارد، نه درون فقهی.
2. اگر امکان تقسیم ثنایی وجود داشته باشد، به طور منطقی نوبت به تقسیم غیر
ثنایی نمی رسد؛ زیرا بنابر فرض مذکور، بقیه اقسام باید زیر مجموعه دو قسم
اصلی قرار گیرند، و اگر در عرض آن قرار گیرد، به طور منطقی قابل دفاع نیست؛
چرا که قسم شی ء هیچ گاه، قسیم شی ء نمی شود.
به نظر نگارنده، چنین امکانی در ساختار فقه وجود دارد که اشاره خواهد شد.
3. در انتخاب گزینه های تقسیم، حتّی الامکان باید از واژه های پایه گذاران و
صاحبان علم که در متون اصلی آمده است، استفاده شود، و به نظر می رسد واژه
هایی که بتواند این مقصود را تأمین کند، میان متون اصلی فقه وجود دارد.
4. تناسب اقسام رعایت شود.
5. شامل مباحث و مانع اغیار باشد.
با توجّه به نکات پیش گفته، به نظر می رسد ساختار اوّلیه فقه باید به دو بخش عمده تقسیم شود که عبارت است از:
1. عبادات بالمعنی الاعم؛
2. معاملات بالمعنی الاعم.
توضیح این که در متون فقهی، عبادت به چند معنا آمده است.
اوّل. عبادات بالمعنی الاخص، یعنی عملی که شرط صحّتش این است با قصد قربت به جا آورده شود.
دوم. عبادات بالمعنی الاعم، یعنی اعمالی که صحتّش منوط به قصد قربت نیست؛ اگرچه با قصد قربت به جا آورده شود.
سوم. وظایف تعبّدی مکلّف که بر هیچ انشایی متوقّف نیست (میرزای نائینی، 1413: ج 1، ص81).
سیّد یزدی در حاشیه مکاسب نیز به دو معنای اوّل اشاره کرده، می نویسند:
اگر عملی با قصد امتثال به جا آورده شود، به طور قطع عبادت است؛ مثل عملی
را که انسان براساس اوامر توصّلی انجام می دهد؛ بدین جهت گفته اند: عبادت
دو قسم است: 1. عبادات بالمعنی الاخص؛ 2. عبادات بالمعنی الاعم (سید یزدی،
1378: ج 1، ص 25).
از مطالب پیشین این نتیجه به دست می آید، آن هایی که عبادت را در صلات،
صوم، حج، اعتکاف، خمس و زکات منحصر کرده اند، منظورشان عبادت بالمعنی الاخص
است؛ یعنی اعمالی که باید با قصد قربت به جا آورده شود؛ نظیرمرحوم سلار
(سلار، 1414: ص 25) و قاضی ابن برّاج (قاضی ابن برّاج، 1406: ص 19).
آن هایی که خود را از این انحصار خارج کرده و موارد دیگری را نیز جزو
عبادات آورده اند، مقصودشان، عبادت بالمعنی الاعم است؛ نظیر «ابوالصلاح
حلبی» (حلبی، 1403: ص 109) که مواردی از قبیل وصیّت، ادای امانت، احکام
جنازه، عهد و پیمان را در زیربخش عبادات آورده، و نیز محقّق حلّی صاحب
شرایع که جهاد و امر به معروف ونهی از منکر را در زمره عبادات قرار داده
است یا صاحب مفتاح الکرامه (حسینی عاملی، 1418: ج 8، ص 3) که اموری همچون
وقف، اضحیّه، عتق و صدقه را از عبادات برشمرده است؛ به همین جهت در طرح
پیشنهادی، یکی ازمحورهای اصلی فقه، «عبادات» قرار داده شده است؛ امّا با
توجّه به معنای عام آن، تا جایگاه مواردی را که اختلاف برانگیز بوده؛ مشخّص
شود؛ زیرا طبیعی است آن هایی که از عبادات، معنای خاص آن را قصد کرده اند،
به هیچ وجه نمی توانند مواردی همچون امر به معروف و نهی از منکر یا جهاد و
امثال آن را که شرط صحّتشان، قصدقربت نیست، جزو عبادات قرار بدهند؛ امّا
آن هایی که از این واژه، معنای عام آن را قصد کرده اند، چنین مشکلی ندارند؛
مثل همه آن هایی که «عبادت» را به رابطه عبد با پروردگارشان تفسیر کرده
اند (مکارم شیرازی، 1415: ص 7).
معاملات نیز در چند معنا به کار رفته است:
اولاً معاملات بالمعنی الاعم یعنی معامله ای که صحتّش متوقّف بر انجام آن
به داعی قربت نیست؛ چه متوقّف برانشاء باشد چه نباشد و توقّف بر انشا، چه
از یک طرف باشد و چه از دو طرف (میرزای نائینی، 1413: ج 1، ص 81).
ثانیاً معاملات خاص یعنی آن چه متوقّف بر انشا است؛ گرچه توقّف یک طرفه باشد.
ثالثاً معاملات اخص یعنی آن چه متوقّف بر انشا از دو طرف است. این معنا اخص
از دو معنای پیشین است؛ زیرافقط در عقود منحصر می شود و مقصود بعضی از
فقیهان در آن جا که ایقاعات را در مقابل معاملات قرار داده اند،معنای سوم
از معنای معاملات است (نجفی، 1367: ج 8، ص 290). بعضی نیز معاملات بالمعنی
الاعم را به معنای چیزی می دانند که متکفّل بین انسان و غیر او است (مکارم
شیرازی، 1415: ص 7).
طرح پیشنهادی
به اعتقاد نگارنده، طرح پیشنهادی، از چند جهت قابل دفاع است.
1. محوریت این طرح بر اساس فعل مکلّف است که طبق نظر بیش تر فقیهان، موضوع
فقه است؛ زیرا لحاظ تقسیم در این طرح، اغراض و مقاصد اوّلیه اعمال و افعال
مکلّف درباره دنیا و آخرت، مدّنظر قرار گرفته است.
2. تقسیم مذکور، طبق حصر عقلی است؛ زیرا مقاصد اوّلیه اعمال و افعال مکلّف،
یا دنیا و یا آخرت است. اگراغراض اوّلیه، آخرت باشد، عبادات نامیده می
شود، و مقصود از عبادات، عبادات بالمعنی الاعم است؛ یعنی اعمالی که به قصد
جلب منفعت آخرتی انجام می شود؛ ولی صحّتش به قصد قربت منوط نیست؛ اگرچه با
قصد قربت به جا آورده شود. این معنا از عبادت، به طور طبیعی معنای خاص آن
را که شرط صحتّش این است با قصد قربت به جا آورده شود نیز دربر می گیرد.
اگر مقاصد اوّلیه اعمال و افعال انسان، دنیا باشد، معاملات نامیده می شود و
مقصود از آن، معاملات بالمعنی الاعم است؛ یعنی آن قبیل اعمال و افعالی که
با غرض اوّلیه جلب منفعت دنیایی صورت می گیرد؛ ولی صحّتش متوقّف برانجام آن
به داعی قربت نیست؛ چه متوقف بر انشا باشد و چه نباشد و توقّف بر انشا، از
یک طرف باشد یااز دو طرف.
این معنا از معاملات، معانی دیگر آن («معاملات خاص» یعنی آن چه متوقّف بر
انشا است، اگرچه توقّف ازیک طرف باشد و «معاملات اخص» یعنی آن چه متوقّف بر
انشا از دو طرف باشد) را به صورت طولی، درزیرمجموعه خود جای می دهد.
3. طرح مذکور، جامع تر از طرح های دیگر است و تقریباً همه موضوعات فقهی
موجود در متون فقهی و نیزموضوعاتی را که در آینده ممکن است طرح شود، دربرمی
گیرد، چرا که ذیل یکی از دو عنوان جای می گیرد، یعنی یاغرض اوّلیه آن جلب
منفعت آخرتی یا دنیایی است.
منابع و مآخذ
1. بی آزار شیرازی، عبدالکریم، رساله نوین، قم، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ 25، 1379 ش، ج 1.
2. حسینی عاملی، سیدمحمّدجواد، مفتاح الکرامه، تحقیق علی اصغر مروارید، قم، دارالتراث، الطبعةالاولی، 1418 ق، ج 8.
3. حلبی، ابوالصلاح، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، اصفهان، مکتبة امیرالمؤمنین علیه السلام، 1403 ق.
4. سلاربن عبدالعزیز دیلمی، ابی یعلی حمزه، المراسم العلویه فی الاحکام
النبویّه، قم، المعاونیّةالثقافیه، المجمع العالمی لاهل البیت علیه السلام،
1414ق.
5. سید یزدی، محمّدکاظم، حاشیةالمکاسب، قم، نشر اسماعیلیان، 1378 ق، ج 1.
6. شهید اوّل، محمد بن مکی، القوائد والفوائد، قم، مکتبةالمفید، ج 1.
7. شیخ طوسی، ابی جعفر محمّد بن الحسن، الجمل والعقود کتاب طهارت.
8. شیخ الاسلام، محمّدعلی، راهنمای مذهب شافعی، ج 1.
9. صدر، محمّدباقر، الفتاوی الواضحه، ج 1.
10. فیض (مشکینی)، علی، الفقه المأثور، قم، نشر الهادی، دوم، 1418 ق.
11. فیض کاشانی، محمّد حسن، مفاتیح الشرایع، قم، مجمع الذخائر الاسلامیه، 1401ق، ج1.
12. قاضی ابن برّاج، عبدالعزیز بن بحر، المهذب، قم، نشر جامعةالمدرسین، 1406 ق.
13. محقّق حلّی، ابوالقاسم نجم الدین، شرایع الاسلام، بیروت، دارالاضواء، الطبعة الثانیة، 1403 ق، ج 1.
14. ، مختصرالنافع، تهران، نشر مؤسسةالبعثة، 1410 ق.
15. محمصانی، صبحی، فلسفه قانون گذاری در اسلام، ترجمه اسماعیل گلستانی، تهران، امیرکبیر، 1358 ش.
16. مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، قم، انتشارات صدرا، 1368 ش.
17. مغنیه، محمّدجواد، فقه الامام جعفرالصادق علیه السلام، بیروت، نشر دارالجواد، پنجم، 1404 ق، ج 3.
18.مکارم شیرازی، ناصر، انوارالفقاهه کتاب التجاره، قم، نشر مؤسسه مطبوعات هدف، 1415 ق.
19. میرزای نائینی، حسین، کتاب المکاسب والبیع، قم، مؤسسه نشرالاسلامی، 1413 ق، ج1.
20. نجفی، محمّد حسن، جواهرالکلام، قم، نشر دارالکتب الاسلامیة، طبع سوم، 1367ش، ج 8 و 10.
_____________________________
* محقّق و نویسنده.
تاریخ دریافت: 10/7/82 تاریخ تأیید: 13/9/82.
* در علم کلام ثابت شده است که همه افعال الاهی معلّل به اغراضند. منتها از
آن جهت که محال است این هدف ها و غرض ها به خدای سبحان برگردد، لاجرم هدف و
غرض آن به مکلّف بازمی گردد.
علامت بالغ شدن
منبع : پرتال انهار یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
| borkhar | تشکرات از این پست | |
|
نکاتی در مورد بلوغ
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
|
اقسام احکام دین
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
| ma5202720 | تشکرات از این پست | |
|
اقسام نظر مجتهد
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
| ma5202720 | تشکرات از این پست | |
|
پاسخ به:احکام نموداری
تفاوت فتوا، احتیاط مستحب و احتیاط واجب برای مقلد
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
|
پاسخ به:احکام نموداری
صفات مجتهد جامع الشرائط
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
|
پاسخ به:احکام نموداری
راههای شناخت اعلم
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
|
پاسخ به:احکام نموداری
تقلید از مجتهد میّت
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
|
پاسخ به:احکام نموداری
بقا بر تقلید از مجتهد میّت
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
|
پاسخ به:احکام نموداری
اعمال بدون تقلید
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
|
|
پاسخ به:احکام نموداری
تغییر دادن مجتهد
یا صاحب الزمان علیه السلام |
نکاتی در باب تقلید
یا صاحب الزمان علیه السلام |
komail1012531
تاریخ عضویت : آذر 1391 تعداد پست ها : 2214 محل سکونت : قم |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
پاسخ به:احکام نموداری {ببین یادگیری احکام چقد آسون شده}
تغییر دادن مجتهد
» پیشنهــاد مــا:
یا صاحب الزمان علیه السلام | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به گزارش مشرق، ساعاتی پیش ملک عبدالله، سرسلسله وهابیت عربستان مرد.ملک عبدالله ۹۰ سال داشت که درگذشت دارد و برادر ناتنی و ولیعهد او شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز ۸۰ سال داشت که زودتر از او در گذشت. کسی که بعد از شاهزاده سلطان توانست به ولیعهدی برسد، شاهزاده نایف بن عبدالعزیز بود که ۲ سال از شاهزاده سلطان جوانتر بود. اما شاهزاده نایف، دومین ولیعهد عبدالله نیز در شانزدهم ژوئن ۲۰۱۲ میلادی درگذشت. پس از مرگ نایف برادرش، سلمان بن عبدالعزیز به عنوان ولیعهد پادشاهی سعودی انتخاب شد.
ملک عبدالله در چند هفته اخیر به علت ابتلا به عفونت ریه در بیمارستان بستری و از آن زمان هیچ تصویری از وی منتشر نشده بود. «خبرگزاری رویترز» نیز خبر داد ، خبر مرگ «عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود» قبلا بارها به صورت شایعه مطرح میشد اما اینبار با اعلام اخبار مرگ وی از تلویزیون دولتی عربستان به شایعات پایان داد.



بوکوحرام یعنی حرام بودن تحصیل غربی
در زبان هوسی، "بوکوحرام" به معنی حرام بودن تحصیل غربی یا حرام بودن کتاب خوانی است و همان طور که از اسم این گروه مشخص است اعضایش با تحصیلات و درس خواندن مخالف است! اگر محصل زنان باشند که مسلما "حرام" بودن شدت می گیرد.
هدف بوکوحرام چیست؟
برای بوکوحرام آدم ربایی تبدیل به شغل شده است و آنها توریست ها و کسانی که برای شرکتهای غربی کار میکنند، را هدف قرار می دهند. در یکی از نمونهها، گفته میشود بوکوحرام برای آزادی یک زن و شوهر فرانسوی که در شمال کامرون ربوده شده بودند، 3 میلیون دلار دریافت کرده است. هر بار که نیروهای نیجریه تلاش کردند عملیات نجات انجام دهند، منجر به کشته شدنِ گروگانها شده است.
این گروه هدف خود را پیاده کردن به اصطلاح قوانین شریعت در پرجمعیت ترین کشور آفریقایی میداند؛ کشوری که میان اکثریت مسلمان شمالی و جنوب عمدتا مسیحی تقسیم شده است. در سال ها و ماه های اخیر حملات شان تشدید شده است. هدف اعلامی این گروه تخریب، نابودی و از پا در آوردن دولت است.
گروه بوکوحرام مدعی "اسلامگرایی" است و با به راه انداختن موج جدیدی از درگیری ها در ترسیم چهره ای خشن و غیرواقعی از اسلام، به رسانههای غربی و اسلام ستیز، کمک شایانی کرده است.
ربودن دختران دانش آموز نیجریه ای
فروردین ماه 1393 رسانه های نیجریه ای اخباری را مبنی بر ربوده شدن حدود 200 دانش آموز در شهر شیبوک منتشر کردند. اما در ابتدا ربوده شدن 223 دختر دانش آموز در چهاردهم ماه آوریل در نیجریه توسط گروه تروریستی بوکوحرام مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت؛ زیرا همه رسانه ها در آن زمان به غرق شدن کشتی در کره جنوبی و عملیات جستجوی پرواز مفقود شده MH 370 مالزی توجه داشتند.

این گروه با ربودن دختران دانش آموز 16 تا 18 ساله از یک مدرسه شبانه روزی در شمال شرقی نیجریه، جنایاتش رو بیش از پیش نمایان کرد. 11 تن از این دختران که بین 12 تا 15 سال سن دارند، از مکان دیگری ربوده شده بودند.

گروه تروریستی اسلامگرای بوکوحرام در نیجریه ضمن پذیرفتن مسئولیت ربودن 276 دانشآموز دختر مسیحی، اعلام کرده بود که این دختران را به عنوان برده معامله خواهد کرد و یا به زور به ازدواج مردان درخواهد آورد. وی همچنین گفته بود که خودش نیز با دو تن از این دختران، یکی 9 ساله و دیگری 12 ساله ازدواج خواهد کرد! همچنین رویترز در این باره گزارش داد که ابوبکر شیکاو، در یک پیام گفته است: «من دختران شما را ربودم و آنها را در بازار میفروشم، این خواست خداوند است!» به گفته شیکاو این دختران به جای مدرسه رفتن باید ازدواج می کردند!
شرط بوکوحرام برای آزادی دختران دانش آموز
پس از آن گروه بوکوحرام در نیجریه اعلام کرد که دختران دانش آموز ربوده شده را در مقابل آزادی تعدادی از اعضای بازداشت شدهاش آزاد خواهد کرد. رهبر بوکو حرام در یک نوار ویدیویی با ادعای نمایش دادن دختران ربوده شده گفت که این دختران مسلمان شدهاند و تا زمانی که زندانیان این گروه آزاد نشوند در اختیار بوکو حرام باقی خواهند ماند.

ابوبکر شیکاو، رهبر بوکو حرام در این نوار ویدئویی 17 دقیقهای قبل از فیلمی که ادعا شده تصویری از 130 دختر ربوده شده است صحبت کرد. در این نوار دختران با حجاب کامل و در حال نماز در یک منطقه که محل آن مشخص نیست نمایش داده میشوند.
25 مهر 1393، برابر با 17 اکتبر، ارتش نیجریه با اعلام حصول آتش بس با بوکوحرام، از آزادی قریب الوقوع دختران ربوده شده توسط این گروه خبر داده بود اما بوکوحرام با تکذیب این خبر گفت دختران ربوده شده آزاد نشده اند، چرا که همگی ازدواج کرده و رفته اند!
تاکنون دختران دانش آموز ربوده شده آزاد نشده اند.

بوکوحرام سرزمینی به مساحت 20 هزار مایل شده است
روزنامه دیلی تلگراف نوشت: بوکو حرام به یک دولت کوچک تبدیل شده که سرزمین هایی را تحت کنترل خود درآورده است.
این روزنامه انگلیسی در پایگاه اینترنتی خود و در گزارشی افزود: بوکو حرام کنترل سرزمینی به مساحت 20 هزار مایل مربع یعنی معادل مساحت بلژیک را در اختیار دارد و به سرعت در حال تبدیل شدن به یک دولت تروریستی است که روستاها را تخریب می کند و مردم بی گناه را به قتل می رساند.
ارتش نیجریه نیز که فساد و بی کفایتی آن را فلج کرده، نشان داده است که توان مقاومت در برابر پیشروی این تروریست ها را ندارد.

ابوبکر شیکاو سرکرده بوکوحرام سپتامبر گذشته به تبعیت از سرکرده داعش خود را خلیفه خواند. دیپلمات ها بر این باورند که این اقدام در واقع به معنی توسعه مبارزه بوکو حرام بود. اندرو پوکوک، سفیر انگلیس در نیجریه گفت: بوکو حرام از داعش تقلید می کند و معتقد است اگر داعش می تواند خلافت خود را اعلام کند چرا ما نتوانیم؟!
وی افزود: بوکو حرام می خواهد نشان دهد که می تواند یک سرزمین را تحت کنترل در آورد و یک حکومت خلیفه گری را اداره کند.
این روزنامه نوشت: بوکو حرام شاخه ای از القاعده است که علاوه بر تصرف برخی از شهرها به اجرای عملیات بمب گذاری در دیگر شهرهای نیجریه از جمله ابوجا می پردازد. عناصر این گروه همانند نیروهای طالبان در افغانستان و داعش در عراق در استفاده از وسائل انفجاری مهارت خاصی مهارت خاصی پیدا کرده اند. به عبارتی آنها فنون قدیمی القاعده را آموخته اند. بوکو حرام نفربرهای زرهی، سلاح های ضدهوایی و سامانه های پرتاب موشک و در کل سلاح های سنگین یک ارتش متعارف را در اختیار دارند.
دختران جوان؛ تاکتیک جدید بوکوحرام
شینهوا در گزارشی نوشت: بر اثر انفجار یک بمب در بازاری شلوغ در شهر مایدوگوری در شمال شرق نیجریه از سوی عامل انتحاری که دختری 10 ساله بود، بیش از 38 نفر کشته و زخمی شدند.
بر این اساس بر اثر انفجار بمب در بازاری در شهر مایدوگوری واقع در شمال شرق نیجریه 20 نفر کشته و 18 فرد دیگر زخمی شدند.
رویترز نیز در این رابطه می نویسد انفجارهای انتحاری از سوی دختران جوان تاکتیک جدید بوکوحرام برای انجام حملات تروریستی در نیجریه است که در بخش شمالی این کشور تسلط داشته و باعث فرار ساکنان این منطقه با استفاده از بمب گذاری ها و حملات انتحاری شده اند.
شباهت های داعش و بوکوحرام
هم سنجی اقدام های داعش در عراق و بوکوحرام در نیجریه آشکار میکند شیوه ایجاد رعب و وحشت این 2 گروه شباهت های بسیاری به هم دارد. حتی هر 2 گروه، وحشی گریهای یکدیگر را در ربایش و کشتن افراد تایید میکنند. در زمینه اقدام های وحشیانه و جنایت های تندروانه نیز میان این 2 گروه شباهت هایی وجود دارد.

در شرایطی که گروه بوکوحرام برخی از روستاهای مسیحی نشین را در نیجریه آتش زد و با 200 دختر ربوده شده همانند بردگان رفتار کرد، داعش هم صدها تن از اقلیتهای ایزدی و مسیحی شهر «موصل» در عراق را سر برید و زنان و دختران را به بردگی گرفت. همچنین در شرایطی که عناصر گروه داعش دهها نفر و از جمله «جیمز فولی» خبرنگار آمریکایی را سر بریدند عناصر مسلح گروه بوکوحرام نیز دستکم 200 نفر از ساکنان منطقه «غوزا» در ایالت بورنو در شمال شرق نیجریه را به طرز فجیعی به قتل رساندند. همچنین بوکوحرام با الگوبرداری از اقدام داعش در سرزمین عراق و شام، دوم شهریور در نیجریه اعلام خلافت اسلامی کرد. از این رو به نظر میرسد از نظر پایههای فکری، گرایشهای اعتقادی، اهداف، راهبردها و شیوههای اجرایی میان داعش و بوکوحرام شباهتهای بسیاری وجود دارد.
جنایت اخیر بوکوحرام؛ زنده سوزاندن 2000 نفر
شبه نظامیان بوکوحرام روستاهایی در شمال نیجریه را به آتش کشیده و نزدیک به 2 هزار نفر را کشتند.
مقامهای محلی روز جمعه گفتند که این شبهنظامیان با کامیونهایی که همراه داشتند نه تنها نیروهای خود را پیاده کردند، بلکه موتورسیکلتهایی را هم پیاده کرده و سوار بر این موتورها هر که را مییافتند، میکشتند. «بابا ابا حسن»، یکی از ساکنان محلی هم ضمن تایید همین خبر میگوید: «اجساد همه جا پخش هستند و فضا آنقدر امن نیست که بتوانیم بیرون برویم و جسدها را دفن کنیم.» او میافزاید: «کسانی هم که در خانههایشان پنهان شده بودند زنده زنده در آتش سوختند.«

به گزارش سیانان، در طی حملات بوکوحرام که از 3 ژانویه شروع شد صدها مرد مسلح شهر بقا و روستاهای پیرامون و یک پایگاه نظامی چندملیتی را محاصره و تسخیر کردند. ساکنان محلی میگویند حملات بوکوحرام عمدتا در اوایل سپیده دم شروع میشود که مردم در خواب هستند. مقامهای محلی میگویند تاکنون حدود 30 هزار نفر آواره شدهاند. حدود 20هزار آواره در اردوگاهی در شهر «مایدوگوری»- مرکز ایالت بورنو- استقرار یافتهاند.

ترور سیاستمداران و رهبران مذهبی هم یکی دیگر از اقدامات روزمره این گروه است. حملات بوکوحرام فقط مختص نیجریه نیست. این گروه به تازگی در پیامی رئیسجمهور کامرون را هم به انجام آنچه در نیجریه رخ داده تهدید کرده است. هفته ای که گذشت شبه نظامیان این گروه 185 زن و کودک را ربود و 32 تن از آنان را در روستایی در شمال نیجریه کشت. به گزارش سیانان، این گروه «دشمن خونی مردان» است و زنان و کودکان طعمه های این گروه هستند که همگی را سوار بر کامیون به نقاط نامعلوم میبرند.
شبکه المیادین گزارش داد: اختلافات در خاندان آل سعود درباره ولیعهدی مقرن بن عبدالعزیز در عربستان جدی است.مقرن بن عبدالعزیز کوچکترین فرزند عبدالعزیز جانشین ولیعهد شد. ملک عبدالله همچنین دستور داد در این تصمیم او به هیچ وجه تجدیدنظر نشود. بسیاری از ناظران این اقدام ملک عبدالله را برای جلوگیری از بروز اختلاف پس از مرگ خودش ارزیابی کردند. فرزندان عبدالعزیز از همسر السدیری او معتقدند پادشاهی حق آنهاست و مقرن که از یک مادر یمنی است نباید پادشاه شود. باید دید پس از مرگ همه فرزندان عبدالعزیز کدامیک از نوادگان او قدرت را در دست می گیرند.
مقرن بن عبدالله به زودی برکنار میشودوبلاگ نویس مشهور عربستانی معروف به «مجتهد» که اطلاعات دقیقی از داخل خاندان آل سعود دارد پیش بینی کرد مقرن بن عبدالعزیز ولیعهد جدید عربستان به زودی برکنار شود.
مجتهد در صفحه شخصی خود در پایگاه اجتماعی توییتر تاکید کرد علاوه بر برکناری مقرن بن عبدالعزیز آل سعود، تغییرات دیگری هم در خاندان آل سعود رخ خواهد داد.
مجتهد نوشت: تغییرات دیگری هم رخ خواهد داد که من برای اینکه افشای آنها مانع از اعلام این تغییر نشود، آنها را اعلام نمی کنم. زیرا این تغییرات به نفع مردم خواهد بود.
وی افزود: تعیین سریع محمد بن نایف به عنوان جانشین ولیعهد جدید عربستان پیش از برگزاری مراسم تشییع جنازه عبدالله بن عبدالعزیز، برای گرفتن قدرت تحرک از متعب بن عبدالعزیز پسر پادشاه قبلی است.
ملک عبدالله مرد ، آغاز تحولات بزرگ در منطقه و جهان / دعوت فطرت پاک جوانان جهان به اسلام توسط نائب امام زمان(عج)
خبر مرگ پادشاه فرتوت عربستان پس از کش و قوس فراوان بالاخره اعلام شد ، این خبر مهم موجی از شادی و شعف در میان ملتهای منطقه که سالهاست توسط شبکه گسترده تروریستی وهابیت قتل عام شده اند ایجاد نموده است.
اما از زوایه ای دیگر این خبر بشارت بخش را باید سرآغاز تحولاتی بزرگ و تاریخی در عربستان و منطقه دانست ، تحولاتی که در روایات عصر ظهور پیش بینی شده و بیانگر آغاز پیروزیهای چشمگیر جبهه حق می باشد که روایات از آن بعنوان آغاز فرج و گشایش نام برده اند و امام صادق(ع) با خبری بشارت بخش چنین می فرمایند : همه فرج در به هلاکت رسیدن فلانی از بنی عباس است. غیبت نعمانی ص 137
در این مقاله نگاهی به روایات عصر ظهور پیرامون خبر مرگ پادشاه عبدالله نامی که خبر مرگش تاثیرات عظیمی در پی خواهد داشت ، خواهیم داشت :
یکی از نشانه های بسیار نزدیک به ظهور در روایات اهل بیت(ع) اختلاف بنی العباس و اغاز جنگ قدرت در میان این خاندان می باشد. بیش از 20 روایت دراین زمینه وجود دارد ، این نشانه آن قدر مهم است که برخی روایات از امام صادق(ع) و امام محمد باقر(ع) از آن بعنوان نشانه حتمیه ظهور نام برده اند ، صدور روایات متعدد در این زمینه از اهل بیت(ع) نشان میدهد که تحقق این امر و جنگ قدرت نقش مهمی در ظهور دارد ، سوالی که پیش می آید این است که بنی العباس در عصر ظهور چه کسانی هستند و علت اهمیت بالای آنها و جنگ قدرتی که در میانشان درمی گیرد ، چیست؟
شاید با کشف مصداق خاندان بنی العباس در عصر کنونی علت اهمیت بالا و تحقق جنگ داخلی در میان آنها نیز روشن گردد.
بخشی از روایاتی که در مورد خاندان بنی العباس در آستانه ظهور وجود دارد به شرح زیر است :
1- امام صادق(ع) : اختلاف بنی عباس از علائم حتمی است ، ندای آسمانی از نشانه های حتمی است ، خروج قائم(عج) از امور حتمی است بشارت الاسلام ص 44
2- امام صادق(ع) : آنچه دوست می دارید محقق نمی شود جز آنکه بنی فلان(بنی عباس) دچار اختلاف شوند چون دچار اختلاف شدند مردم بر حکومت آنها چشم میدوزند و اختلاف آنها را غنیمت می شمارند ، آنگاه سفیانی خروج می کند منتخب الاثر ص 252
3- امام رضا(ع) نقل شده است:
« بزنطی از حضرت رضا (ع) روایت می کند که فرمود: از جمله نشانه های فرج، حادثه ای است که بین دو حرم مکه و مدینه رخ دهد. پرسیدم آن حادثه چیست؟ فرمود: تعصب قبیله ای بین 2 حرم بوجود آید و فلانی از خاندان فلان، 15 رئیس قبیله را به قتل رساند.» بحارالانوار ج52 ص 210
4- امام صادق(ع) : این امر واقع نمی شود مگر هنگامی که شمشیرهای بنی فلانی در میان خود به کارافتد و حلقه تنگتر شود و اختلاف به جاهای باریک بکشد آنگاه سفیانی خروج کند.... کشف الغمه ج3 ص 319
5- امام باقر(ع) : آری خروج سفیانی حتمی است ، ندای آسمانی حتمی است ، طلوع خورشید از مغرب حتمی است ، درگیری بنی عباس بر سر حکومت حتمی است قتل نفس زکیه حتمی است و خروج قائم آل محمد(ع) حتمی است الزام الناصب ص 145
6- امام صادق(ع) : هنگامی که اولاد عباس اختلاف کنند و قدرتشان بهسستی و ضعف گراید و همگان بر آنها جرات کنند و عرب از آنها فرمان نبرد و هر صاحب چماقی چماقش را بردارد و شامی(سفیانی) ظاهر شود و یمانی روی اورد و حسنی حرکت کند ، صاحب این امر ظهور میکند بشارت الاسلام ص 138
7- رسول اکرم(ع) : در دولت بنی عباس خود را بپایید که برای شیعیان ما دردولت آنها خطراتی هست و درپایان حکومت آنها نشانه هایی است که از اتش سوزان کاری تراست اعلام الوری ص 427
8- امیر المومنان(ع) : قائم قیام نمی کند جز هنگامی که چشم دنیا دراورده شود و سرخی در اسمان پدید اید .... برای بنی عباس روز بسیار سخت و پرحادثه ایست که درکام طوفانها فرو می روند... الزام الناصب ص 197
9- امام صادق(ع) : همه فرج در به هلاکت رسیدن فلانی از بنی عباس است غیبت نعمانی ص 137
10- امام صادق(ع) : بی گمان مردی در مدینه کشته می شود پرسیدند که ایا سپاه سفیانی او را می کشد؟ فرمود نه ، بلکه سپاهیان فلانی (بنی عباس) او را می کشند ، چون او را بدون هیچ تقصیری به قتل می رسانند ، خداوند دیگر به انها مهلت نمی دهد سپس فرمود در آن هنگام منتظر فرج باشید ان شاالله غیبت نعمانی ص 86
11- امام صادق(ع) :
که هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند ، من ظهور را برای او تضمین می کنم!
آنگاه که مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچکس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به کشمکش بین قبیله هاى حجاز مى شود.
( بحار ۵۲ ص ۲۱۰ )
12- امام صادق (ع) فرمودند:
هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم را برای او تضمین می کنم. سپس فرمود: وقتی عبدالله بمیرد، مردم برای حکومت با کسی توافق نکنند و این اختلاف و درگیری به خواست خدا تا ظهور صاحب الامر (عج) ادامه یابد. حکومت های چند ساله پایان یافته و تبدیل به حکومت چند ماهه و چند روزه شود. راوی می گوید: سئوال کردم: آیا این ماجرا به طول می انجامد؟ فرمود: هرگز. »
بحارالانوار، ج 52، ص 240.
13- امام محمد باقر(ع) :
علت مرگ او(عبدالله) این است که با یکی از خواجگان(غلامان) خود ازدواج می کند و بعد غلام دست به قتل او می زند و مرگ او را چهل روز مخفی می کند .... و بدینوسیله فرمانروایی آنها منقرض می گردد. کمال الدین صدوق ص 655
14- امام صادق(ع) :
موقعی که مردم در سرزمین عرفات در حال وقوف می باشند سواری برشتری سبک سیر به آنجا وارد می شود و مرگ خلیفه را خبر می دهد و با مرگ او فرج آل محمد(ص) و گشایش کار تمام مردم فرا می رسد. بحار ج 52 ص 240
15- از ابن ابی یعفور منقول است که گفت: امام صادق(ع) به من فرمود :
با انگشت دستت بشمار : هلاک شدنی فلانی ، خروج سفیانی ، قتل نفس زکیه و ... تا آنکه فرمود تمامی فرج و گشایش هنگام به هلاکت رسیدن فلانی است.
بحار ج 52 ص 234
16- امام محمد باقر(ع) :
قائم در سالهای فرد قیام می کند همچون یک ، سه ، پنج و فرمود .... آنگاه بنی عباس (خاندان فلان) به حکومت می رسند و پیوسته در عیش و نوش به سر می برند تا آنکه بین آنها اختلاف می افتد( و چون درگیری به وجود آمد) حکومتشان منقرض می شود و شرق و غرب حتی اهل قبله با هم به نزاع برمی خیزند و پیوسته در آن حال اند تا از آسمان منادی حق ندا برمی آورد ... بحار ج 52 ص 235
17- امام محمد باقر(ع) :
چون اولاد فلانی دچار اختلاف شدند ، فرج نزدیک است ، فرج نزدیک است ، فرج شما بستگی به اختلاف آنها دارد ، چون نشانه های اختلاف ظاهر شد منتظر ندای آسمانی در ماه رمضان باشید ، چون ندا شنیده شد مردم بر آنها جری می شوند و سفیانی خروج می کند و کارشان پراکنده می شود و سید خراسانی بر علیه آنها خروج می کند ..... بشاره الاسلام ص 52
18- امام محمد باقر(ع):
نابودی اولاد فلانی همانند شکستن کوزه است ..... سقوط رژیم آنها همچون افتادن کوزه و شکستن آن روی می دهد در حالیکه آنها در خواب غفلت غنوده اند یکمرتبه دیده گشوده می بینند که ناگهان رژیم آنها سقوط کرده است. غیبت نعمانی ص 136
19- امام صادق(ع) :
چون حکومت بنی فلان سپری شود خداوند با مردی از ما اهل بیت(ع) بر آل محمد منت می نهد ..... بشارت الاسلام ص 141
از مجموعه احادیث بدست می آید که در عصر ظهور بنی عباس یا بنی فلان از حاکمان حجاز بوده و در سرزمین عربستان ساکن می باشند به طور مثال در حدیث شماره 10 مکان قتل آن فرد محترم که همان پسرعموی نفس زکیه می باشد توسط سپاه بنی فلان در مدینه ذکر می شود و این مسئله نشان از این مسئله دارد که بنی فلان یا همان بنی عباس خاندان حاکم و ساکن عربستان هستند یا حدیث دیگری که قتل 15 نفر از بزرگان توسط فردی از قبیله بنی فلان را در مکه ذکر می کند نیز بدین معنا اشاره دارد.
علامه کورانی محقق برجسته عرصه مهدویت نیز چنین اعتقادی دارد و بنی عباس یا بنی فلان را همان آخرین خاندان حاکم بر حجاز می داند.
منظور از بنی فلان و بنی عباس در روایات عصر ظهور آخرین خاندان حاکم بر عربستان می باشند. عصر ظهور / علامه کورانی / جلالی/ چاپ و نشر بین الملل / ص 295
همچنین محققین برجسته دیگری نیز این مسئله را قبول داشته و مقالاتی در این زمینه نگاشته شده است.
http://www.alvadossadegh.com/fa/best-article/1200-1388-09-23-11-43-47.html
اگر دقت کنیم می بینیم در حالی روایات حکومت خاندان بنی عباس را در آستانه ظهور مطرح می کنند و ایجاد اختلاف و جنگ قدرت را در ان حتی از نشانه های حتمیه ی ظهور می دانند که در عصر حاضر که به اذعان بسیاری از بزرگان عصر ظهور است عملا در جهان اسلام به جز خاندان آل سعود در عربستان به طور قابل توجهی حکومت خاندانی دیگری وجود ندارد و وجود حکومت خاندانی و قبیله ای و حضور دهها شاهزاده تشنه قدرت در عربستان علاوه بر اینکه خود از نشانه های ظهور می باشد ، عملاً وجود این شاهزادگان و جنگ قدرت گریزناپزیر و قطعی آنها باعث سست شدن حکومت عربستان شدن و زمینه لازم برای آغاز نهضت جهانی اسلام از عربستان فراهم میگردد در غیر این صورت و با وجود یک حکومت مقتدر ، آغاز انقلاب با یارانی اندک و بدون امکانات ، بسیار سخت و پیروزی آن بعید بود.
پس میبینیم که عربستان در استانه ظهور بنا بر روایات بسیار درگیر جنگ قدرتی شدید خواهد بود که ائمه اطهار(ع) از آن به عنوان اختلاف بنی العباس یاد کرده اند. از سویی دیگر روایات آغاز این جنگ قدرت را با مرگ حاکمی از بنی عباس ذکر می کنند که عبدالله نام دارد
امام صادق(ع) دراین زمینه میفرمایند: هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند ، من ظهور را برای او تضمین می کنم ...
روایت دیگری مرگ او را در ذی الحجه و روز عرفه میداند همچنین امام محمد باقر(ع) بیان می دارد که علت مرگ او مسئله ای اخلاقی بود ه و مرگ او 40 روز مخفی نگه داشته میشود!
حال سوال مهم این است ایا ملک عبدالله می تواند همان عبدالله مذکور در روایات عصر ظهور باشد که مرگ او بعنوان اغاز نشانه های بزرگ مطرح شده است؟
نمی توان در این زمینه اظهار نظر قطعی نمود ، زیرا روایات شریف خصوصیات جسمی مشخصی را برای عبدالله ذکر نکرده اند اما با توجه به نکات مهمی که در روایات مربوط به بنی عباس و عبدالله در روایات و انطباق عجیب آن با شرایط فعلی وجود دارد می توان با احتمال قریب به یقین گفت که ملک عبدالله همان عبدالله مذکور در روایات است
با استفاده از روایات فوق می توان ویژگیهای متعددی را برای این شخصیت در نظر گرفت :
1- نام وی " عبدالله " است
2- از حاکمان حجاز است
3- وی حاکمی مقتدر و ذی نفوذ است
4- در آستانه ظهور کشته می شود
5- مرگ او توسط حکومت عربستان 40 روز مخفی می شود
6- با مرگ او جنگ شدید قدرت آغاز می شود
7- او از دشمنان اهل بیت(ع) است و مرگش فرج اهل بیت(ع) ذکر شده است
8-مرگ او تحولات بزرگی را در منطقه ایجاد خواهد کرد.
1- نام وی " عبدالله " است
با نگاهی به تاریخچه چند ده سال گذشته عربستان می بینیم که پادشاهی بنام " عبدالله " وجود نداشته است و در چند ده سال بعد هم معلوم نیست که فردی با این نام در عربستان ظهور کند علاوه بر اینکه باید سایر نشانه ها را نیز وجود داشته باشد و همچنین شرایط مناسبی که اکنون برای ظهور در منطقه و جهان وجود دارد نیز باید محقق باشد که هیچ تضمینی برای گرد آمدن مجدد و همزمان آنها وجود ندارد. آیا می توان پذیرفت که در حالی که اکنون به طرز بسیار عجیبی نشانه ها و زمینه های ظهور فراهم است و عرفا و بزرگان نیز بشارت ظهور می دهند حضور ملک عبدالله در عربستان تصادفی است؟!
2- از حاکمان حجاز است
همانگونه که دیدیم عبدالله از بنی العباس است و آخرین حاکم مقتدر آنها و مجموعه روایات نشان می دهد که بنی عباس در عصر ظهور آخرین خاندان پادشاهی عربستان می باشند که درگیر جنگ و کشمکش داخلی بر سر قدرت شده و نابود می شوند ، می بینیم که مجموعه مطالب ذکر شده به خوبی بر ملک عبدالله صادق است. عبدالله در حالی از سال 2005 حاکم عربستان می باشد که عملاً از سال 1996 با بیماری شدید فهد زمام امور را در عربستان بر عهده داشت.
3- وی حاکمی مقتدر و ذی نفوذ است
از روایات چنین برداشت می شود که عبدالله حاکمی مقتدر است که می تواند با وجود زمینه جنگ های قدرت در عربستان این کشور را اداره کرده و به پیش ببرد هرچند درگیریهای قدرت با مرگ او به شدت پیش می آید ولی عبدالله در زمان حیات خود با اقتدار از بروز آنها جلوگیری می کند.
نگاهی به عملکرد چند دهه گذشته ملک عبدالله در ریاست گارد ملی عربستان ، ولیعهدی او در طی 9 سال و پادشاهی وی در 5 سال گذشته نشان می دهد که ملک عبدالله اقتدار زیادی از خود نشان داده و بعنوان یکی از سران قدرتمند و با نفوذ در منطقه خاورمیانه شناخته می شود هرچند نفوذ و قدرت او نفوذ و قدرتی شیطانی می باشد اما همین اقتدار و نفوذ وی به خوبی اقتدار عبدالله روایات را که در کشوری ملتهب با زمینه های کشمکش فراوان حکمرانی می کند را نشان می دهد.
4- در آستانه ظهور کشته می شود
بشارتهای بزرگان و علماء مبنی بر بسیار نزدیک بودن ظهور در حال حاضر و همچنین فراهم بودن نشانه ها و زمینه های ظهور و ملتهب بودن محورها و مناطق اصلی مورد اشاره در عصر ظهور نشان می دهد که ما به واقعه مبارک ظهور بسیار نزدیک شده ایم و مرگ ملک عبدالله در دوران کنونی که بشارتهای بسیاری بر نزدیک بودن ظهور وجود دارد می تواند با این صفت عبدالله روایات انطباق داشته باشد.
5- مرگ او توسط حکومت عربستان 40 روز مخفی می شود
یکی دیگر از پیش بینی های قابل توجه روایات در مورد عبدالله حاکم عربستان این است که پس از مرگ وی بنا به دلایل مختلف خبر مرگ وی 40 روز مخفی مانده و بعد از آن منتشر می شود
اخبار ضد و نقیضی که از وضعیت ملک عبدالله در طی چند سال گذشته منتشر شد نشان می دهد که حکومت عربستان مدتها در حال پنهان کردن مسئله ای بسیار مهم از افکار عمومی خود و جهان بوده است ، قابل توجه است که این مسئله دقیقا در مسئله مرگ پادشاه قبلی یعنی ملک فهد نیز رخ داد و تا لحظات آخر مرگ وی حکومت عربستان حال عمومی وی را رضایت بخش اعلام می کرد تا اینکه مجبور به اعلام واقعیت شد.
اختفای وخیم بودن حال و مرگ سران عربستان مسبوق به سابقه است!
همانگونه که شاهد بودیم خبر مرگ عبدالله در طی چندسال گذشته بیش از 10 بار اعلام و تکذیب شد و ابهام زیادی در این زمینه ایجاد گردید که دقیقا منطبق بر پیش بینی روایات شریف است.
6-آغاز جنگ شدید قدرت با مرگ عبدالله
روایتهای متعددی به این معنا اشاره دارند و از این جنگ شدید قدرت به نام اختلاف بنی عباس یا عدم توافق بر حکومت نام می برند ، امام صادق(ع) در این زمینه می فرمایند : وقتی عبدالله بمیرد، مردم برای حکومت با کسی توافق نکنند و این اختلاف و درگیری به خواست خدا تا ظهور صاحب الامر (عج) ادامه یابد. حکومت های چند ساله پایان یافته و تبدیل به حکومت چند ماهه و چند روزه شود!نگاهی به وضعیت بغرنج عربستان نشان می دهد که وجود دهها شاهزاده تشنه قدرت در این کشور و یارگیری ها و جناح بندیهای مختلفی که از مدتها پیش شروع شده و روز به روز شدید تر می شود و در طی چندسال گذشته با انتشار چندباره اخبار مرگ عبدالله یا وضعیت وخیم وی این درگیریها وارد مرحله جدیدی شده است و همه چیز برای آغاز جنگی تمام عیار در صحنه سیاسی – اجتماعی عربستان فراهم می باشد که کاملاً منطبق بر شرایط ترسیم شده در روایات عصر ظهور است و به لطف خدا این جنگ قدرت موجب تضعیف این حکومت جائر و پریشانی اوضاع عربستان و فراهم شدن زمینه آغاز نهضت جهانی امام عصر(عج) از این سرزمین مهم می گردد.
وجود دهها شاهزاده تشنه قدرت در عربستان و جناح بندیهای سیاسی برای قبضه کردن حکومت عربستان را به سرعت به سوی یک درگیری فراگیر به پیش می برد
7- او از دشمنان اهل بیت(ع) است و مرگش فرج اهل بیت(ع) ذکر شده است
عبدالله عربستان و خاندان بنی عباس در عصر ظهور به عنوان افراد و حاکمانی جائر ترسیم می شوند که با انقراض و نابودی آنها فرج اهل بیت(ع) فرا می رسد روایت دیگری شیعیان را از خاندان بنی عباس در عصر ظهور برحذر می دارد ، همچنین قتل نفس زکیه و پسرعمویش در مدینه نیز نشان می دهد که این حاکمان از دشمنان اهل بیت(ع) می باشد
نگاهی به حکومت چند دهه گذشته حکومت فاسد آل سعود و وهابیت خبیث به به طرق مختلف سعی در نابود کردن آثار اهل بیت(ع) و قتل عام شیعیان آنها دارد به خوبی بیانگر این انطباق مهم است ، قتل عام شیعیان عراق ، قتل عام شیعیان یمن ، فتنه انگیزی در لبنان و ایران و ... در طی چند سال گذشته نشان می دهد که ملک عبدالله در دشمنی اهل بیت(ع) در انطباق کامل با عبدالله روایات می باشد.
8-مرگ او تحولات بزرگی را در منطقه ایجاد خواهد کرد.
همانگونه که دیدیم این اختلاف بنی عباس بر سر قدرت که با مرگ عبدالله آغاز می گردد آن قدر مهم است که امام محمد باقر(ع) و امام صادق(ع) آن را جزو علائم حتمیه ظهور می دانند ، می دانیم که علائم حتیمه مانند خروج سفیانی یا صحیه آسمانی مسئله ای بسیار مهم می باشند و اثراتی منطقه ای و جهانی دارد ، پس مرگ عبدالله و اختلاف بنی عباس بر سر قدرت نیز باید مسئه ای مهم بوده و اثرات منطقه ای و جهانی داشته باشد.
با نگاهی به صحنه کنونی منطقه و عرصه بین المللی در می یابیم که مرگ ملک عبدالله می تواند اثرات بسیار عمیقی در منطقه و جهان داشته باشد.
(روایتی وجود دارد که مرگ پادشاه حجاز را در روز عرفه ذکر می نماید ، برخی از محققان اعتقاد دارند ممکن است در این روایت بر صدام که دقیقا در همین ایام کشته شد ، منطبق باشد ، روایت دیگری نیز وجود دارد که کشته شدن پادشاه مذکور را به علت فساد اخلاقی ذکر می کند که اما و اگرها در این زمینه فراوان است)
دعوت فطرت پاک جوانان جهان به اسلام توسط نائب امام زمان(عج) / دعوت جهانی امام عصر(عج) بسیار نزدیک است!
فراگیر شدن تدریجی دین مبین اسلام در سراسر جهان مخصوصاً در اروپا و آمریکا از یک سو و قدرت یافتن مقاومت اسلامی با پرچمداری ایران اسلامی در خاورمیانه ، دشمنان را بر آن داشته تا علاوه بر حربه تفرقه و اختلاف و جنگ افکنی در میان مسلمانان به توهین و تمسخر دین اسلام و ارکان آن روی آوردند...
اما در اوج ساحری فرعونیان ناگهان عصای موسائی نائب امام زمان(عج) و ید بیضایش ، ظلمت ساحران را درید و جوانان و افکار عمومی اروپا و آمریکا را به دنیای نور و رحمت دعوت نمود ، به جرات می توان دعوت جهانی امام خامنه ای را آغاز دوره ی تازه ای از نهضت جهانی اسلام دانست.
ان شا الله دعوت راهگشای ولی امر مسلمین(عج) آغازگر فصل جدیدی در تحقیق و پژوهش و گرویدن انسانها به دین مبین اسلام خواهد بود و زمینه دعوت جهانی امام زمان(عج) را فراهم خواهد نمود.
نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که دربارهی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده میانگارم، بلکه به این سبب که آیندهی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقتجویی را در قلبهای شما زندهتر و هوشیارتر مییابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کردهاند.
سخن من با شما دربارهی اسلام است و بهطور خاص، دربارهی تصویر و چهرهای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهرهگیری از آن، متأسّفانه سابقهای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراسهای» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، میبینید که در تاریخنگاریهای جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانهی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از بردهداری شرمسار است، از دورهی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگینپوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزیهایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این بهخودیخود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشتههای دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوهی برخورد با فرهنگ و اندیشهی اسلامی، از شکلگیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینهی مشترک تمام آن سودجوییهای ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراسافکنی و نفرتپراکنی، اینبار با شدّتی بیسابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامهی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایهی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواستهی اوّل من این است که دربارهی انگیزههای این سیاهنمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواستهی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوریها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بیواسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریستهای تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کردهاید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) و آموزههای انسانی و اخلاقی او را مطالعه کردهاید؟ آیا تاکنون به جز رسانهها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کردهاید؟ آیا هرگز از خود پرسیدهاید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهرهپردازیهای موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس بهصورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسشهای جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسشها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقتهای نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّتپذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسودهتر به نگارش درآورند.
سیّدعلی خامنهای
۱۳۹۳/۱۱/۱
خشم پسر ملک عبدالله از تغییرات اعمال شده توسط پادشاه جدید عربستان
گزارشهای غیر رسمی حاکی از آن است که متعب بن عبدالله از تغییرات اعمال شده توسط پادشاه جدید عربستان به شدت خشمگین شده و براین باور است که فریب خورده است.
... www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931027001547
کودتای سدیری ها در عربستان قبل از دفن عبدالله
هفت تغییر مهم در مناصب عالی سلطنتی در عربستان و دور شدن مهرههای شاه سابق از قدرت، حکایت از کودتایی در میان آل سعود دارد که جناح رقیب را پس از ۱۰ سال به رأس قدرت بازمیگرداند.
...
دو جناح رقیب در خاندان سعودی
1- سدیری ها
2- شِمِّری ها
... www.mashreghnews.ir/fa/news/382753
خلاصه مطلب این است که جناح اول یعنی سدیری ها و در راس آنها شاه جدید(سلمان) جناح دوم یعنی شِمِّری ها را کنار زده اند که این خود باعث اختلافات بیشتری پس از مرگ ملک عبدالله خواهد شد و انسان به یاد آن روایت در خصوص اختلاف اولاد فلانی می افتد.
الله اعلم
باید منتظر تحولات بعدی در حجاز بود...
ان شاالله صبح یک روز زیبا هم ندای "اناالمهدی(عج )" را بشنویم ...
انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ...