دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

پیدایش و پیوند آل‌سعود و صهیونیسم؛ جبهه «صهیون-سعودی» مولود شیطانی قرن +تصاویر و ویدئو

پیدایش و پیوند آل‌سعود و صهیونیسم؛ جبهه «صهیون-سعودی» مولود شیطانی قرن +تصاویر و ویدئو


گمانه‌هایی که درباره علنی شدن توافقات عربستان و رژیم صهیونیستی در رسانه‌های جهان منتشر می شود و جهت گیری های مشابه این دو نظام در جریانات سیاسی مختلف خاورمیانه، موجب شده تا اتحاد آل‌سعود و صهیونیست‌ها روز به روز خودنمایی بیشتری کند.

سرویس بین الملل جام نیوز؛

 


پرده اول:

خوی استعماری و نژادپرستی یهودیان موجب گردید که با انقراض دولت یهود در بیش از 3000 سال پیش در اورشلیم (به ادعای کتاب عهد عتیق) تا به امروز، دولت و سرزمینی به نام اسرائیل وجود نداشته باشد، تا جایی که در توجیه این امر، "بن گورین" یکی از نخست وزیران رژیم صهیونیستی می گوید: "لازم نیست نام اسرائیل در تواریخ ثبت شده باشد، همین قدر کافی است که ما این نام را در دل خود ثبت کرده ایم."

 

پیدایش دولتی متشکل از یهودیان، حسرت تاریخی همیشه آنان بود، تا اینکه برای اولین بار "تئودور هرتزل" خبرنگار و نویسنده دانمارکی الاصل، کنفرانسی متشکل از 300 نفر از اندیشمندان و متفکران صهیونیست به نمایندگی از سوی 50 جمعیت یهودی را برگزار کرد.

 

این کنفرانس کاملا سری، در سوئیس و در سال 1897 با توجه به تغییر اوضاع سیاسی به سود غرب و به زیان شرق، مکان تاسیس یک وطن یهودی را مورد بررسی قرار داد و در همان سال کتابی به نام "دولت یهود" به رشته تحریر درآمد که در آن از قوم یهود خواسته بود با توجه به اینکه هر ملتی برای خود سرزمین و دولتی دارد، اینان نیز دولت یهود را در سرزمین فلسطین و یا آرژانتین تشکیل دهند. بعدها تشکیل دولت در اوگاندا نیز تحت بررسی قرار گرفت.

 

هرتزل برای انجام این طرح، همزمان با آماده سازی یهودیان برای مهاجرت به فلسطین، با سلطان "عبدالحمید عثمانی" ملاقات و گفتگو کرد و پیشنهاد هدایای گران قیمتی از جمله پنج میلیون لیره طلا داد و در مقابل خواهش کرد تا سلطان به آنها اجازه ورود و اقامت در سرزمین فلسطین به منظور کارهای تجاری و کشاورزی را صادر کند؛ اما سلطان عبدالحمید اقامت یهودیان و مهاجرت اروپائیان به آنجا را یک توطئه خواند و با مهاجرت و سکونت آنان در فلسطین موافقت نکرد. [1]

 

 

عبدالحمید عثمانی و تئودور هرتزل

 

 

از این به بعد تبلیغات شدیدی بر ضد عبدالحمید در قلمرو حکومت عثمانی شروع گردید و صفحات و اسناد تاریخی، شواهد بسیاری بر فعالیت های یهودیان علیه عثمانی و در قلمرو وسیع این امپراطوری وجود دارد.

 

شواهدی از جمله: "شورش شیخ بدرالدین- قاضی یهودی تبار اهل سماون- و همدستان یهودی او در زمان احیای دولت عثمانی به دست سلطان محمد اول عثمانی"، "مهاجرت حدود بیست هزار یهودی از شبه جزیره ایبری به عثمانی در اواخر سده پانزدهم و اوایل سده شانزدهم میلادی"، "نفوذ در دربار و حرمسرای عثمانی و دسیسه علیه شاهزادگان و نخبگان شایسته و قتل آنها مانند شاهزاده مصطفی (1553میلادی) و شاهزاده بایزید (1562 میلادی) پسران ارشد سلیمان قانونی و وزرایی همچون ابراهیم پاشا (1536 میلادی) و محمد سوکولی (1579 میلادی) که مخالف دسیسه های جنگ افروزانه علیه  شیعیان ایران بودند".

 

لازم به ذکر است تمامی این وقایع در کتب تاریخی جزئی از عوامل سقوط و انحطاط امپراطوری عثمانی ذکر شده اند.[2]

 

سر آمد این اقدامات، حمایت یهود از آمریکا و شرکت در جنگ جهانی اول به شرط تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین بود.

در بهار سال 1917 رهبر و رئیس سازمان جهانی صهیونیسم "حئیم وایزمن" با ملاقات ها و گفتگوهای فراوانی که با دو مقام انگلیسی بلندپایه "وینستون چرچیل" و "آرتور جیمز بالفور" داشت، آنان را وادار نمود تا با صدور اعلامیه‌ای با تشکیل یک حکومت یهودی در فلسطین موافقت کنند.

 

بالاخره این اعلامیه یکسال قبل از سقوط خلافت عثمانی مورد موافقت نهایی بالفور وزیر امور خارجه انگلستان و ویلسن رئیس جمهور آمریکا قرار گرفت و امضاء شد.

 

سرانجام بعد از جنگ جهانی اول و انقراض خلافت عثمانی و اشغال سرزمین های سوریه و فلسطین و اردن و عراق توسط نیروهای انگلیسی، مهاجران یهودی همراه نیروهای انگلیسی، روانه صحرای سینا شدند و در آنجا سکنی گزیدند.

 

 

مهاجرت به سرزمین های اشغالی در خلال دهه 40 میلادی

 

 

با گذشت ایام و با تلاش فراوان و شبانه روزی صهیونیست‌ها و تمایل اروپائیان به اسکان یهودیان در خارج از خاک اروپا، در 24 سپتامبر 1948 رژیم اسرائیل تاسیس شد، در حالیکه حکومت شوروی سابق فقط بعد از 8 دقیقه از انتشار خبر تاسیس اسرائیل و ایالات متحده آمریکا پس از 11 دقیقه، رژیم غاصب صهیونیستی را به رسمیت شناختند.

 

 

اولین نشست های یهودیان صهیونیسم با دولت بریتانیا

 

 

پرده دوم:

پس از اتحاد ننگین "محمد بن سعود" و "محمد بن عبدالوهاب" که منجر به شکل گیری زیرساخت های حکومت وهابی-سعودی در عربستان شد، تا حدودا سال 1234 آل سعود بر شبه جزیره عربستان حکم می راند، مشهورترین روایت های تاریخی حکایت از حمایت همه جانبه استعمار انگلیس در پیروزی های آل سعود و وهابیان دارد، تا جایی که بنا بر ادعا و روایت "مستر همفر" (جاسوس انگلیسی) اساسا پیدایش و تحریک محمد بن عبدالوهاب، توطئه و حرکت انگلیس ها بوده است؛ روایتی که شواهد تاریخی زیاد دیگری هم دارد.

 

از گمانه هایی که درباره شکل گیری آل سعود وهابی وجود دارد بگذریم، واقعیت تاریخی دیگری وجود دارد که قابل کتمان نیست. در عصر سعود دوم (1163 ـ 1229) که وهابیان به او لقب "کبیر" داده ‏اند و در قساوت به حدی بود که حتّی مورخان وهابی هم نتوانسته‏ اند درنده‌خویی و قتل عام‌های هولناک او را پنهان کنند، اشراف حجاز و امرای عرب طی نامه‏ هایی، باب عالی (دیوان وزیراعظم عثمانی) را متوجه خطر روزافزون وهابیت در حجاز ساختند و به آنان فهماندند که این طایفه به عربستان بسنده نمی‏ کند و هدفش تسلط بر سراسر متصرفات عثمانی و همه مسلمانان است.

 

سرانجام دربار اسلامبول تصمیم به رسیدگی به قضیه وهابیت گرفت و "محمد علی پاشا"، حکمران مصر را مأمور کرد، لشکری مجهز به عربستان اعزام کند و سعودیان و وهابیان را از بیخ و بُن براندازد و این چنین شد که ریشه آل سعود در عربستان برچیده شد و نماینده حکومت عثمانی بر عربستان حاکم گردید. [3]

 

 

محمد علی پاشا، حکمران مصر در عهد عثمانی

 

 

با انحطاط قدرت عثمانی و در نهایت فروپاشی امپراطوری آنان، نوادگان سعودی مجددا به عربستان بازگشته و در کش و قوس های تاریخی فراوان سرانجام شهر ریاض، روز چهارشنبه چهارم شوال 1319 هـ ق برابر با دوازدهم ژانویه 1902 مـ به تصرف "عبد العزیز بن عبدالرحمن" درآمد و تا امروز با سیاست دیکتاتوری و سرکوب همچنان بر عربستان حکم می راند.

 

 

پرده سوم:

"حییم وایزمن"، یکی از بنیانگذاران رژیم اسرائیل و اولین رئیس جمهور این رژیم از قول چرچیل می‌گوید: «نخستین طرح و برنامه بریتانیا، تأسیس موجودیت سعودی و دومین طرح تشکیل و تأسیس موجودیت صهیونیستی به وسیله‌ی بریتانیاست».

 

"ملک فیصل" شاهزاده‌ی سعودی در فصلی از کتاب خاطراتش می‌نویسد: "ما و یهود پسرعمو هستیم، لذا راضی نشدیم آن‌گونه که برخی می‌خواستند آنها را در دریا غرق کنیم، بلکه می‌خواهیم با آنها در فضای صلح و امنیت زندگی کنیم." [4]

 

ناصر السعید در کتاب "تاریخ آل سعود" به ارتباط محرمانه و نزدیک آل سعود و بن گورین، بنیانگذار رژیم اسرائیل اشاره می‌کند و می‌نویسد: «عبدالعزیزبن عبدالرحمن (بنیانگذار دوره‌ی جدید سلطنت آل سعود) در سال 1915 به سرپرسی کاکس نماینده‌ی انگلستان در خاورمیانه کتباً تعهد داده است که خاک فلسطین را به یهودیان می‌بخشد!»

 

 

در سندی که برای اولین بار در مجله کویتی "العربی" در شوال سال 1329 موافق با 1972 میلادی منتشر شده، مکتوبی از سلطان عبدالعزیز ارائه شده است که در آن آمده است: «من سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل الفیصل آل سعود، هزاران بار نزد سرپرسی کوکس نماینده‌ی بریتانیا اقرار و اعتراف کرده‌ام که مخالفتی با دادن فلسطین به یهودیان بینوا یا حتی غیریهودیان ندارم و در این‌باره هیچ‌گاه از فرمان آنها [بریتانیا] تا قیام قیامت تخطی نخواهم کرد.»

 

وینستون چرچیل در سال 1945 پس از کنفرانس یالتا با عبدالعزیز ملاقات نمود و به او گفت: «برای من شرافت بزرگ و مسرت فوق العاده ای است که با مردی ملاقات نموده‌ام که حق بزرگی بر گردن من دارد. او دوست صدیقی در گرفتاری‌ها و سختی‌هاست و اگر او نبود، یهود به کمترین حق خود نمی‌رسید».

(چند ماه پیش از پایان جنگ جهانی دوم در یالتا، روزولت و چرچیل از یک سو و استالین ازسوی دیگر در باره تقسیم غنایم جنگی قبل از پایان آن به بحث پرداختند.)

 

 

وینستون چرچیل و عبدالعزیز عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود

 

 

در ادامه "فهد بن عبدالعزیز" در اکتبر 1981، طی طرحی هشت ماده‌ای خواهان به رسمیت شناخته شدن موجودیت رژیم اسرائیل در جهان اسلام شد، این طرح مجدداً درقالبی دیگردر سال 1999 از سوی امیرعبدالله ارائه گردید.

 

 

پرده آخر:

دامن زدن به اختلافات مذهبی و تعمیق جریانات انشعابی اسلامی همواره مورد توجّه دشمنان اسلام قرار داشته است. این مسئله حتی در صدر اسلام و پس از آن با اختلاف در میان شیعیان و اهل سنّت سابقه ای دیرین دارد.

 

در دوره ای از تاریخ، شاهان عثمانی به عنوان امرای جهان اسلام حکم می راندند و فارغ از انتقادات تاریخی بسیاری که به این حکومت وارد است، اما شاید تنها امتیازشان این بود که تا قرن ها یک قدرت برتر جهانی تحت لوای اسلام در جهان حکومت داشت و در مقابل تجاوزات به کشورهای مسلمان از آن ها حمایت می‌کرد (مانند آن چه در دوره اول آل سعود اتفاق افتاد). 

اختلافات فرقه ای و دسته بندی های شیعی و سنی و بسیاری نحله های مذهبی در جهان اسلام نیز تا حدود بسیاری به این اتحاد اسلامی خللی وارد نمی کرد، البته تا زمانیکه دول استعمار به فکر تفرقه در جهان اسلام افتادند و شروع درگیری های حکومت سنی عثمانی و شیعه صفوی شاید آغاز این تفکر استعماری بود.

 

اختلاف در جهان اسلام و فروپاشی حکومت عثمانی به عنوان یک دولت اسلامی و یک قدرت برتر جهانی، بستر رشد دو مولد منحوس، "صهیونیسم" و "آل سعود" در جهان است. این نقطه اشتراک تاریخی در نقطه آغاز قدرت گیری این دو رژیم در کنار دیگر همانندی ها و همسویی های این دو، گویی نشان از یک جریان مشترک ضداسلامی دارد.

 

 

 

 

از زمان شکل گیری این دو رژیم در منطقه خاورمیانه؛ حافظه تاریخی جهانیان شاهد تجاوزات، کشتار، تحریم ها و تحرکات سیاسی منفی این دو رژیم علیه کشورهایی است که سعی بر مشی در اسلام راستین دارند، از آن روی که حکومت اسلام راستین خاطرات بدی برای آن ها دارد.

 

هر جا که اسرائیل  وارد کارزاری گردیده، آل سعود رفتارهایی حمایتگر را، هر چند نه به صورت آشکار از خود نشان داده و هر کجا که منافع آل سعود در میان بوده، همصدایی های تل آویو را در برداشته است.

 

جریان اشغال، کشتار و اخراج فلسطینیان بارزترین نمونه آن است و در ادامه تاریخ، تجاوزات به لبنان از جانب اسرائیل با سکوت معنادار آل سعود به عنوان داعیه دار سرپرستی جهان عرب مواجه گردید. حمایت از آشوب های سوریه، حرکت بر خلاف جهت انقلاب در بحرین و مصر و هزاران نمونه از این دست علائمی بر یک تبار مشترک در آل سعود و صهیونیسم است. تمامی فرقه های تروریستی و آشوبگر در جهان اسلام یا زاییده این دواند یا تحت حمایت. القاعده، النصره، بوکوحرام، داعش و غیره  مثال های بارز آن هستند.

 

 

 

 

نمونه دیگر جریان انقلاب اسلامی مردم ایران است، پیش و پس از پیروزی انقلاب و استقرار یک حکومت اسلامی و مستقل، صهیونیسم و آل سعود سعی در عدم توفیق این نظام داشته و دارند. از حمایت های امنیتی به رژیم پهلوی گرفته تا کمک نظامی و تسلیحاتی به رژیم بعث در طول جنگ تحمیلی.

 

اما گویی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به واسطه مدل های مبتنی برحکومت اصیل اسلامی باعث تشدید این روحیه مخاصمت و نوسازی جبهه اتحاد صهیونی-سعودی گردید. این دو رژیم که روزی حکومت اسلامی عثمانی را مانع تجاوزات خود می دیدند، امروز با یک حکومت دیگر رودرو قرار گرفته اند، اما قلمرو حکومت جدید، مرزهای جغرافیایی و اقتدار نظامی نیست که قلمرو آن دل هاست.

 

این روزها آل سعود و اسرائیل در اظهاراتی مشابه از گسترش گفتمان انقلاب اسلامی به خارج از مرزهای ایران و توسعه اش به سراسر سرزمین های اسلامی و آزادی خواه، سخن می گویند و در مواضعی بسیار جالب، بهانه اقدامات خود در دنیا را جلوگیری از انتشار این گفتمان در خاورمیانه دارند.

 

نمونه آخر این اقدامات نیز تجاوز عربستان به یمن است. حملاتی که یادآور جنایات اسرائیل در فلسطین بوده و حتی خشونت سعودی ها در کشتار بی سابقه مردم یمن گوی سبقت را از کشتار مردم غزه توسط رژیم صهیونیستی ربوده است.

 

مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) در مقاله ای تحت عنوان "مبارزه در یمن: آزمون برای جماعت عرب" (The Struggle in Yemen: A Test for the Arab Collective) با برشمردن  یک سری دلایل ارائه منطقی در جهت منافع رژیم تل آویو می نویسد: اقدام ائتلاف به رهبری عربستان در یمن، منفعت زیادی برای اسرائیل دارد. [5]

 

 

 

 

گمانه هایی که درباره علنی شدن توافقات عربستان و رژیم صهیونیستی در رسانه های جهان منتشر می شود و جهت گیری های مشابه این دو نظام در جریانات سیاسی مختلف خاورمیانه، از جمله پرونده هسته ای ایران، موجب شده است که جبهه صهیون-سعودی روز به روز آشکارتر گردد.

 

آل سعود این روزها اقداماتی مرتکب می شوند که در جهان اسلام نیز یا مثالی مانند اسرائیل داشته باشد و گویی قرار است که در میزان و نوع جنایت نیز اسرائیل تنها نباشد بلکه همانندی داشته باشد و فشار جوامع حقوق بشری از دوش صهیونیست‌ها کم شود.

 

دو رژیمی که نطفه‌شان با سقوط یک حکومت مرکزی اسلامی (عثمانی) شکل گرفت و آبشخور توسعه و استثمار گری‌شان اختلاف در جهان اسلام بوده است و همیشه تاریخ سعی در انشقاق جهان اسلام داشته اند، امروز با یک "بیداری اسلامی" مواجهند که در کلام خود اینان متاثر از گفتمان انقلاب اسلامی است که خود ریشه در تعالیم اهل بیت دارد که "هیهات من الذله".

 

آل سعود و صهیونیسم دو روی یک سکه اند  که امروز با سد بزرگ اتحاد جامعه اسلامی روبه روست که از هر جهت منافع و حیاتشان را به مخاطره می اندازد. پس دوباره باید سگ زرد با برادر شغالش در یک جبهه متحد شوند.

 

شاید فرود هواپیمای سعودی در "فرودگاه بن گورین" که طبق برخی گزارش ها حامل ولیعهد جدید عربستان [6] در بحبوحه تجاوز آل سعود به یمن، تصویری کنایی و استعاری باشد از پیمان شوم تاریخی آل سعود و رژیم صهیونیستی.

 

 

 

لینک دانلود ویدئو

میانبرهای موجود در برنامه:word

میانبر یا (Shortcut) به کلیدهای ترکیبی در صفحه‌کلید گفته می شود که برای سرعت


بخشیدن به عمل تایپ، مورد استفاده قرار می گیرند. برخی از این میانبرها عبارتند از:


Ctrl +O‌ برای باز کردن فایل ذخیره شده از قبل


Ctrl +N‌ برای ایجاد صفحه خالی جدید


Ctrl +S برای ذخیره فایل یا تغییرات آن


Ctrl +P برای چاپ کردن نوشته


Ctrl +A‌ برای انتخاب همه‌ی متن


Ctrl +D برای تغییر تنظیمات فونت


Ctrl +F برای پیدا کردن کلمه، عبارت یا جمله در متن


Ctrl +Z برای برگشتن به مرحله‌ی قبل


Ctrl +Y برای رفتن به مرحله‌ی بعد


Ctrl + C برای کپی کردن


Ctrl +V برای چسباندن (Paste‌ کردن)


Ctrl +X برای بریدن (Cut کردن)


Ctrl +W برای خروج از فایل جاری (Close کردن)


Ctrl +R برای راست چین کردن پاراگراف


Ctrl +L برای چپ چین کردن پاراگراف


Ctrl +E برای وسط چین کردن پاراگراف


Ctrl + J برای تساوی خطوط در پاراگراف


Ctrl + B‌ برای ضخیم کردن نوشته (Bold کردن)


Ctrl +I برای کج کردن نوشته (Italic کردن)


Ctrl +U برای کشیدن خط زیر نوشته (Underline کردن)


Ctrl +{ برای کوچک کردن اندازه فونت


Ctrl +} برای بزرگ کردن اندازه فونت


Ctrl +Shift سمت راست صفحه کلید، برای بردن نشانگر موس به سمت راست


Ctrl +Shift سمت چپ صفحه کلید، برای بردن نشانگر موس به سمت چپ

Alt +Shift برای تغییر زبان از انگلیسی به فارسی و برعکس 


Shift+ A (فتحه)

Shift+ S (ضمه)


Shift+ D (کسره)


Shift+ Q (تنوین فتحه)


Shift+ W (تنوین ضمه)


Shift+ E (تنوین کسره)


Shift+ F (تشدید)


Shift+ B (أ)


Shift+ N (إ)


Shift+ M (ء)


Shift+Z (ة)


Shift+V (ؤ)


*توجه داشته باشید که حرف (ة) در تعداد محدودی از فونت ها (مانند Arabic Style, Tahoma,


Times New Roman, Arial, ...) فعال است.


مسئله این نیست که من باهوش تر از دیگرانم، مسئله اینست که من برای مسائل وقت بیشتری میگذارم

"آلبرت اینشتین"

ضریب هوشی یا IQ) Intelligence Quotient)  یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن

تقویمی ضرب در ۱۰۰ به دست میاید، IQ همان ذکاوت و هوشیاری را گویند. افرادی که ضریب

هوشی بالای ۱۳۰ دارند افراد تیز هوش و افرادی که ضریب هوشی بالاتر از ۱۵۰ دارند نابغه اند!


جالبه بدانید که باهوش ترین انسان تاریخ ویلیام جیمز سایدیس امریکایی بود که در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۷شمسی) به دنیا آمد. در یک سالگی نوشتن را یاد گرفت و در ۵ سالگی به ۵ زبان رایج دنیا تکلم می کرد، در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد بود و سر انجام در ۴۶ سالگی در سال ۱۹۴۴ میلادی دارفانی را وداع گفت.ضریب هوشی او ۲۵۰ بوده است!


غرض ازین مقدمه این بود که میخوام براتون سایتی رو بگذارم که تست IQ بصورت آنلاین میگیره و نتیجه رو هم همونجا اعلام میکنه
البته برای این تست باید برنامه فلش پلیر رو بر روی مرورگرتون نصب داشته باشید .

این تست دارای زمان هست و انصافا زمان کافی و بلکه اگه سرعت عمل داشته باشید زیادی هم هست

برای انجام تست آی کیو و کلیک کنید

ورود 

ضریب هوشی برخی از افراد مشهور:

آلبرت اینشتین: IQ=160

بتهون: IQ=165

فرانکلین: IQ=160

بیل کلینتون: IQ=137

بیل گیتس: IQ=160

پاسکال: IQ=195

بابی فیشر: IQ=187

داروین: IQ=165

چارلز دیکنز: IQ=180

آیزنهاور: IQ=122

هگل: IQ=165

گالیله: IQ=185

گری کاسپارف: IQ=190

جرج بوش پدر: IQ=98

جرج بوش پسر: IQ=125

هانس کریستین اندرسون: IQ=145

جیمز وات: IQ=165

کندی: IQ=119

گوته: IQ=210

کپلرIQ=175

للئوناردو داوینچی: IQ=220

ناپلئون: IQ=145

شارون استون: IQ=154

اسحاق نیوتون: IQ=190

ولتر: IQ= 190

۱x ۹+ ۲= ۱۱

۱۲x ۹+ ۳= ۱۱۱

۱۲۳x ۹+ ۴= ۱۱۱۱

۱۲۳۴x ۹+ ۵ = ۱۱۱۱۱

۱۲۳۴۵x ۹+ ۶= ۱۱۱۱۱۱

۱۲۳۴۵۶x ۹+ ۷= ۱۱۱۱۱۱۱

۱۲۳۴۵۶۷x ۹+ ۸ = ۱۱۱۱۱۱۱۱

۱۲۳۴۵۶۷۸x ۹+ ۹= ۱۱۱۱۱۱۱۱۱

۱۲۳۴۵۶۷۸۹x ۹+۱۰= ۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

 

۹x ۹+ ۷= ۸۸

۹۸x ۹+ ۶= ۸۸۸

۹۸۷x ۹+ ۵= ۸۸۸۸

۹۸۷۶x ۹+ ۴= ۸۸۸۸۸

۹۸۷۶۵x ۹+ ۳= ۸۸۸۸۸۸

۹۸۷۶۵۴x ۹+ ۲= ۸۸۸۸۸۸۸

۹۸۷۶۵۴۳x ۹+ ۱= ۸۸۸۸۸۸۸۸

۹۸۷۶۵۴۳۲x ۹+ ۰= ۸۸۸۸۸۸۸۸۸



روان شناسان اثر شش « میم » را در تربیت کودک با توجه به نیازهای روانی اش موثر می دانند:
این شش میم را هر کس در کارنامه گذشته زندگی اش دریافت کرده باشد، میم هفتمش "مــوفقیــت" است که خود به خود پدید خواهد آمد:


1. تو محبوبی
2. تو محترمی
3. تو می توانی
4. تو مهمی
5. تو مفیدی
6. تو می فهمی


اگر ما در رفتار و گفتارمان این 6 میم را به فرزندان مان انتقال دهیم میم هفتم "مــوفقیــت" خود به خود خواهد آمد؛ یعنی باتری روانی انرژی دهنده فرد شارژ خواهد شد. در آن صورت این کودک در تحصیل و زندگی و کار و... موفق خواهد شد.



برخلاف این شش میم چیزهای دیگری هم هستند که اگر پدر و مادرها انجامش بدهند، عکس این نتیجه را می گیرند و آن 7 "ت" است که گاهی انجام ندادن شان خیلی سخت است.
این 7 "ت" را هر کسی دریافت کرد، "ت" هشتمش تباهی است که انتظارش را می کشد:

1. تنبیه
2. توهین
3. تهدید
4. تحقیر
5. تبعیض
6. تنفر
7. ترس

همه افراد شکست خورده و جامعه ستیز در کارنامه گذشته و کودکی شان این "ت" ها را دارند.

دکتر مسعود غفاری

هیئت علمی دانشگاه علامه

دانش آموزان گرامی

برای مشاهده سوال و کلید پاسخنامه روی درس کلیک کنید.

دقت نمائید فایل هابه صورتPDF می باشندو جهت مشاهده ی سوالات نیاز به نرم افزارAdobe acrobat reader دارید.


همچنین جهت مشاهده ی پاسخنامه امتحانات نهایی به سایت  www.aee.medu.ir   مراجعه نمایید .
     
 
سوالات و پاسخنامه امتحانات دیماه 93  
ادبیات فارسی 201-931015.pdf
 

   برنامه امتحانات نیمسال اول  -دیماه 93    

روز

تاریخ

اول عمومی

دوم ریاضی

دوم انسانی

سوم ریاضی

سوم انسانی

چهارم ریاضی

چهارم انسانی

4 شنبه

93/10/03

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

5 شنبه

93/10/04

 

 

 

 

 

 

 

جمعه

93/10/05

 

 

 

 

 

 

 

شنبه

93/10/06

فیزیک

فیزیک

عربی

فیزیک

عربی

فیزیک

ریاضی

1شنبه

93/10/07

***

***

***

***

***

***

***

2شنبه

93/10/08

زبان فارسی

عربی

جامعه شناسی

زبان فارسی

جغرافیا

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

3 شنبه

93/10/09

***

***

***

***

ریاضی

****

***

4 شنبه

93/10/10

زبان انگلیسی

جغرافیا

جغرافیا

هندسه

جامعه شناسی

زبان فارسی

زبان فارسی

5 شنبه

93/10/11

 

 

 

 

 

 

 

جمعه

93/10/12

 

 

 

 

 

 

 

شنبه

93/10/13

ریاضی

ریاضی

اقتصاد

حسابان

تاریخ ایران و جهان

دیفرانسیل

ادبیات اختصاصی

1شنبه

93/10/14

ادبیات فارسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

***

***

2شنبه

93/10/15

***

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

***

***

هندسه تحلیلی

فلسفه

 3 شنبه

93/10/16

عربی

***

***

عربی

زبان فارسی

***

علوم اجتماعی

4 شنبه

93/10/17

مطالعات اجتماعی

هندسه

تاریخ ادبیات

ادبیات فارسی

آرایه ادبی

شیمی

تاریخ شناسی

 5 شنبه

93/10/18

 

 

 

 

 

 

 

جمعه

93/10/19

 

 

 

 

 

 

 

شنبه

93/10/20

شیمی

شیمی

تاریخ ایران و جهان

شیمی

فلسفه و منطق

گسسته

عربی

1شنبه

93/10/21

***

***

***

***

***

***

جغرافیا

2شنبه

93/10/22

زیست و بهداشت

زبان فارسی

زبان فارسی

جبرواحتمال

ادبیات فارسی

***

***

 3 شنبه

93/10/23

***

آمار و مدلسازی

آمار و مدلسازی

***

روانشناسی

***

***

4 شنبه

93/10/24

***

***

***

تاریخ معاصر

تاریخ ادبیات

***

***

 
 
     
 
سوالات و پاسخنامه امتحانات خرداد ماه 93  

برنامه امتحانات نیمسال دوم خرداد 93                                                                                   دبیرستان غیر دولتی باقرالعلوم(ع)

روز

تاریخ

اول عمومی

دوم ریاضی

دوم انسانی

سوم ریاضی

سوم انسانی

چهارم ریاضی

چهارم انسانی

شنبه

93/2/27

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

***

***

1شنبه

93/2/28

***

***

***

***

***

معارف

معارف

2شنبه

93/2/29

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

جبرواحتمال

آرایه ادبی

***

***

3شنبه

93/2/30

***

***

***

***

***

فیزیک

ادبیات اختصاصی

4 شنبه

93/2/31

شیمی

هندسه

اقتصاد

عربی

عربی

***

***

5 شنبه

93/3/1

***

***

***

***

***

زبان و ادبیات فارسی

ادبیات عمومی

جمعه

93/3/2

 

شنبه

93/3/3

فیزیک

ریاضی

عربی

حسابان

فلسفه و منطق

***

***

1شنبه

93/3/4

***

***

***

***

***

دیفرانسیل

عربی

2شنبه

93/3/5

زبان فارسی

زبان فارسی

زبان فارسی

شیمی

جامعه شناسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

3شنبه

93/3/6

مبعث حضرت رسول اکرم (ص)

4 شنبه

93/3/7

عربی

عربی

جامعه شناسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

***

***

5 شنبه

93/3/8

 

جمعه

93/3/9

 

شنبه

93/3/10

***

فیزیک

تاریخ ایران و جهان

فیزیک

تاریخ ایران و جهان

***

***

1شنبه

93/3/11

ریاضی

دفاعی

دفاعی

***

***

***

***

2شنبه

93/3/12

***

***

***

زبان فارسی

زبان فارسی

***

***

3شنبه

93/3/13

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

***

***

***

***

4 شنبه

93/3/14

رحلت حضرت امام خمینی (ره)

5 شنبه

93/3/15

قیام 15 خرداد

جمعه

93/3/16

 

شنبه

93/3/17

زیست شناسی

شیمی

تاریخ ادبیات

هندسه

ریاضی

***

***

1شنبه

93/3/18

***

***

***

***

***

***

***

2شنبه

93/3/19

مطالعات اجتماعی

آمارومدلسازی

آمارومدلسازی

***

جغرافیا

***

***

3شنبه

93/3/20

***

***

***

***

***

***

***

4 شنبه

93/3/21

***

جغرافیا

جغرافیا

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

***

***

     
 
سوالات و پاسخنامه امتحانات دی ماه 92  

برنامه امتحانات نیمسال اول - دیماه 92

روز

تاریخ

اول عمومی

دوم ریاضی

دوم انسانی

سوم ریاضی

سوم انسانی

چهارم ریاضی

چهارم انسانی

4 شنبه

92/10/04

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

زبان فارسی

زبان فارسی

5 شنبه

92/10/05

***

***

***

***

***

***

***

جمعه

92/10/06

***

***

***

***

***

***

***

شنبه

92/10/07

ریاضی

ریاضی

عربی

حسابان

عربی

فیزیک

ریاضی

1 شنبه

92/10/08

***

آمارومدلسازی

آمارومدلسازی

***

روانشناسی

***

***

2 شنبه

92/10/09

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

شیمی

فلسفه و منطق

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

3شنبه

92/10/10

رحلت حضرت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)

4 شنبه

92/10/11

دین و زندگی

جغرافیا

جغرافیا

دین و زندگی

دین و زندگی

***

فلسفه

5 شنبه

92/10/12

شهادت امام رضا (ع)

جمعه

92/10/13

***

***

***

***

***

***

***

شنبه

92/10/14

فیزیک

فیزیک

تاریخ ایران وجهان

فیزیک

تاریخ ایران وجهان

دیفرانسیل

ادبیات اختصاصی

1 شنبه

92/10/15

***

***

***

تاریخ معاصر

جامعه شناسی

***

***

2 شنبه

92/10/16

عربی

عربی

تاریخ ادبیات

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

دین و زندگی

دین و زندگی

3 شنبه

92/10/17

***

آمادگی دفاعی

آمادگی دفاعی

مبانی کامپیوتر

ریاضی

***

***

4 شنبه

92/10/18

زبان فارسی

زبان فارسی

زبان فارسی

جبرواحتمال

آرایه ادبی

شیمی

تاریخ شناسی

5 شنبه

92/10/19

***

***

***

***

***

***

***

جمعه

92/10/20

***

***

***

***

***

***

***

شنبه

92/10/21

شیمی

شیمی

اقتصاد

هندسه

زبان فارسی

گسسته

عربی

1 شنبه

92/10/22

***

دین و زندگی

دین و زندگی

***

***

***

***

2 شنبه

92/10/23

زیست و بهداشت

***

***

عربی

تاریخ ادبیات

***

علوم اجتماعی

3 شنبه

92/10/24

مطالعات اجتماعی

هندسه

جامعه شناسی

زبان فارسی

جغرافیا

هندسه تحلیلی

جغرافیا

     
 
نمونه سوالات و پاسخنامه دی91  

برنامه امتحانات نیمسال اول دیماه 91 :: دبیرستان غیر دولتی باقرالعلوم( ع)

روز

تاریخ

اول عمومی

دوم ریاضی

دوم انسانی

سوم ریاضی

سوم انسانی

چهارم ریاضی

چهارم انسانی

شنبه

2/10/91

ریاضی

ریاضی

عربی

حسابان

عربی

شروع امتحانات پیش دانشگاهی

روز سه شنبه مورخ 5/10/91

1شنبه

3/10/91

***

***

***

***

***

2شنبه

4/10/91

زیست و بهداشت

ادبیات فارسی

ادبیات فارسی

عربی

زبان فارسی

3شنبه

5/10/91

***

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

دین و زندگی

4شنبه

6/10/91

زبان انگلیسی

آمارومدلسازی

آمارومدلسازی

زبان فارسی

آرایه ادبی

زبان فارسی

زبان فارسی

5شنبه

7/10/91

***

***

***

***

***

***

***

جمعه

8/10/91

***

***

***

***

***

***

***

شنبه

9/10/91

شیمی

شیمی

زبان فارسی

شیمی

ادبیات فارسی

دیفرانسیل

عربی

1شنبه

10/10/91

دین و زندگی

زبان فارسی

جامعه شناسی

تاریخ معاصر

جامعه شناسی

***

جغرافیا

2شنبه

11/10/91

***

***

***

***

***

***

***

3شنبه

12/10/91

ادبیات

هندسه

تاریخ ادبیات

هندسه

ریاضی

فیزیک

ریاضی

4شنبه

13/10/91

مطالعات اجتماعی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی

5شنبه

14/10/91

***

***

***

***

***

***

***

جمعه

15/10/91

***

***

***

***

***

***

***

شنبه

16/10/91

فیزیک

فیزیک

تاریخ ایران وجهان

فیزیک

تاریخ ایران وجهان

شیمی

ادبیات اختصاصی

1شنبه

17/10/91

***

آمادگی دفاعی

آمادگی دفاعی

مبانی کامپیوتر

روانشناسی

***

***

2شنبه

18/10/91

عربی

جغرافیا

جغرافیا

جبرواحتمال

فلسفه و منطق

هندسه

علوم اجتماعی

3شنبه

19/10/91

***

***

***

***

***

***

***

4شنبه

20/10/91

زبان فارسی

عربی

اقتصاد

ادبیات فارسی

جغرافیا

گسسته

تاریخ شناسی

5شنبه

21/10/91

***

***

***

***

***

***

***

جمعه

22/10/91

***

***

***

***

***

***

***

شنبه

23/10/91

***

***

***

***

***

***

***

1شنبه

24/10/91

شروع کلیه کلاس ها

تاریخ ادبیات

***

فلسفه

مطالعات اجتماعی

هندسه (1)

هندسه (1)

زبان خارجه (1)

زبان خارجه (2)

زبان خارجه (2)

شیمی ( 1)

شیمی ( 2)

شیمی ( 2)

دین و زندگی (1)

زبان فارسی 2

زبان فارسی 2

سال اول

سال دوم ریاضی

سال دوم تجربی

ملاحظات

 

آمادگی دفاعی

آمادگی دفاعی  

نمی گوییم بهترینیم ، اما بهترین را انتخاب می کنیم .

ریاضی ( 1)

ریاضی (2)

زیست شناسی ( 1)

علوم زیستی و بهداشت

آمار

ادبیات فارسی2

فیزیک و آز ( 1 )

فیزیک و آز (2)

فیزیک و آز (2)

ادبیات فارسی

جغرافیا

جغرافیا

عربی ( 1)

عربی ( 2)

عربی ( 2)

مطالعات اجتماعی

هندسه (1)

هندسه (1)

مطالعات اجتماعی

هندسه (1)

هندسه (1)

زبان خارجه (1)

زبان خارجه (2)

زبان خارجه (2)

شیمی ( 1)

شیمی ( 2)

شیمی ( 2)

دین و زندگی (1)

زبان فارسی 2

زبان فارسی 2

توسل به حضرت زهرا(س) از نگاه آیت‌الله بهجت

من یک روزی شوخی کردم و گفتم: من خدمتم پیش آقا، آقازادگی نیست. من کارم اینجا کار قنبر و فضه است.
به گزارش مشرق به نقل از سایت آیت الله بهجت، در ادامه ، سخنان فرزند ایت الله بهجت در جمع گروهی از ارادتمندان آن فقیه پارسا در شهر رفسنجان به بیان فضایل سرور زنان عالمیان علیهاالسلام پرداخت؛ متنی که در ادامه آمده است خلاصه‌ای از این سخنرانی است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها

امتیازات حضرت زهرا علیهاالسلام مربوط به قبل از تکون و خلقت ایشان است. به دنیا آمدن ایشان مقدماتی داشته است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را آماده می‌کردند. پیامبر خدا همیشه در طهارت و پاکی بود، اما چهل روز [برای عبادت به غار حرا رفت و پس از آن نطفه حضرت زهرا علیهاالسلام منعقد شد].

بعد از تکوین نطفه، در رحم مادر با مادر بود. مادر را آرامش می‌داد؛ چون ازدواج حضرت خدیجه علیهاالسلام با پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله باعث تنهایی آن بانو شده بود.

گاهی حاج آقا [حضرت آیت‌الله‌ بهجت] می‌فرمود: «قربان مقاماتش که در رحم مادر بود و مادر را تسلیت می‌داد»!

هنگام تولدش خدا برای حضرت خدیجه زنان خوب عالم را به‌جای همسایگان بت‌پرست و سرمایه‌دار و آنهایی که ناراحت شده بودند که چرا خدیجه با پیامبر ازدواج کرده، فرستاد.

حضرت حوا، حضرت آسیه، خواهر موسی و مریم مادر حضرت عیسی علیه‌السلام برای وضع حمل آمدند.

اینها شاید برای هر کسی باور کردنش آسان نباشد، ولی «چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند». اینها همان مطالبی را هم که خدا در قرآن راجع به عیسی و انبیای دیگر و درباره مریم علیهاالسلام گفته را نیز با زحمت قبول می‌کنند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌آید، به فاطمه زهرا سلام می‌کند؛ او را می‌بوسد؛ احترام می‌کند. وقتی می‌خواهد از شهر بیرون برود با ایشان خدا حافظی می‌کند و وقتی می‌آید، اول به دیدن ایشان می‌رود و سلام می‌کند. اهل تسنن هم این‌ها را نقل کرده‌اند. بعضی‌ها هم حسادت می‌کردند.

مقاماتش تا آنجا می‌رسد که فرشتگان هم با او همکاری می‌کردند؛ ملائکه با او همکاری می‌کردند؛ در کارها کمکش می‌کردند. او مشغول نماز بود، مشغول عبادت بود، آسیابش هم می‌چرخید. برای اینکه خدایی شده بود. لذا می‌گویند حوراء انسیة. او اصلاً بهشتی‌ای است که به‌صورت انسان است، نه انسانی که به بهشت می‌رود!

اینقدر مقامش بالا رفت که خدا به پیامبرش می‌گوید: «انا اعطیناک الکوثر». کوثر به تو دادم. نسل تو از او است.

آقا می‌گفت: مگر می‌شود مقامات اینها را بفهمیم؟!

من یک روزی شوخی کردم و گفتم: من خدمتم پیش آقا، آقازادگی نیست. من کارم اینجا کار قنبر و فضه است. وقتی افراد حاضر رفتند، حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره مرا صدا زد و گفت: می‌دانی چه حرفی زدی؟! تو اصلاً به این مرحله رسیدی که بفهمی قنبر و فضه چه کسی هستند؟!

پیامبر خدا می‌فرماید: من برای شما دو چیز گذاشتم؛ دو وزنه گذاشتم؛ از آن اطاعت کنید: یکی قرآن است و یکی اهل‌بیتم است. این یادگاری من است برای شما.

این دختر بعد از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله چند روز توانست زنده بماند؟

آقا می‌فرموند: چهل روز نقل شده، هفتاد و پنج روز نقل شده، و در نهایت نود و پنج روز. آقا می‌فرمودند در همان مدت کتاب مصحف فاطمه را که علوم اولین و آخرین در آن است جبرئیل خدمت ایشان عرضه می‌کرد. همه چیز در آن است؛ علم حلال و حرام و آنچه بعداً خواهد شد. ائمه هم از آن استفاده می‌کردند و همیشه مباهات می‌کردند که مصحف فاطمه نزد ماست.

آقا می‌فرمود: در زمان تحصیل در نجف این‌گونه نبود که مجلس روضه [برای معصومین] بگیرند، ولی برای حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌گرفتند. ایشان دارد که مرحوم نائینی مجلس می‌گرفت.

آقا می‌فرمود: «خدا می‌داند خطبه حضرت زهرا چقدر مطلب دارد»! بعد می‌فرمودند: «این زن با آن مقامات، با آن کمالات، این همه مظلوم واقع می‌شود».

حاج آقا اینها را نقل می‌کرد و گاهی اشک در چشمانش جمع می‌شد. می‌گفت یکی از معجزات و یکی از کرامات حضرت زهرا، وصیت حضرت زهرا است. آن خطبه‌اش، مقامات علمی او را نشان می‌دهد. این خطبه آن‌قدر عظیم است که طعنه می‌زند به بهترین خطبه‌های عرب؛ به خطبه امیرالمؤمنین؛ به خطبه ولایت؛ این قدر قوی است.

می‌فرمودند: در آن وصیتش [که شبانه دفن شود] چه کارها کرد؟! با آن وصیت ثابت کرد که حق با اوست. حقانیت خودش را با وصیت ثابت کرد. این خیلی کار [بزرگی] است. کار انبیا است؛ کار معمولی نیست.

حضرت آیت‌الله بهجت به توسل به حضرت زهرا علیهاالسلام تأکید می‌کردند. می‌فرمودند: «هرکسی که گرفتار است و مشکل دارد، چاره‌اش این است که متوسل شود به زهرای مرضیه».

ایشان داستانی را نقل می‌کردند که «آقا شیخ جواد مجتهد رشتی» در نجف بوده، زنی از بستگانش می‌گوید: ما برای زیارت عتبات رفتیم، مرا در نجف به طلبه سیدی تزویج کردند و به ایران برگشتند. از سویی دوری آنها مرا ناراحت می‌کرد و از سوی دیگر، اخلاق شوهرم؛ زیرا نزدیک ظهر، چند تا مهمان می‌آورد. من هم با او بداخلاقی می‌کردم.

این خانم می‌گوید من از شدت ناراحتی و نگرانی و دوری و تنهایی و بین عرب‌ها زندگی کردن و هیچ‌کس را نداشتن، مریض شدم. تب شدیدی گرفتم. در همان حالت تب متوسل شدم. در حالت بیداری حضرت زهرا را دیدم. فرمود شفای تو به دست شوهرت است. به این دختر توصیه فرمود با شوهرت خوش‌رفتاری کن.

همین‌که این را فرمود، شوهرم آمد و عبایش را روی من انداخت. به مجرد آنکه عبا را روی من انداخت، تب من فرو نشست. بعد رفتم حرم حضرت امیر و اصرار کردم و گریه کرم که یا مرگ مرا برسانید یا پدر و مادرم را برسانید. گریه کردم و گریه کردم تا اینکه دیدم امیرالمؤمنین از طرف مقابل من وارد صحن شد. وارد صحن شد. من تغییر مسیر دادم. حضرت باز هم آمد آن طرف. من برای اینکه باز هم با حضرت مواجه نشوم راهم را کج کردم. از اینکه این همه خواستم و جواب ندادند ناراحت بودم. تا اینکه حضرت جلوی من آمد و فرمود: خانم، ما به تو نظر داریم. به یکی از اولاد حضرت زهرا [شوهرش] خدمت می‌کرد؛ لذا امیرالمؤمنین علیه‌السلام به او فرمود: ما به تو نظر داریم. با شوهرت خوب رفتار کن. برو در سرداب منزل تا چهل روز با زغال روی دیوار علامت بگذار. روز چهلم والدینت خواهند آمد.

درباره ایام شادی حضرت زهرا علیهاالسلام هم توصیه می‌کردند که شادی کنید، ولی شادی شما در این باشد که کمالات ایشان را نقل کنید؛ نه اینکه حرف‌های بد و رکیک به مخالفین بزنید. مجلسی تشکیل بدهید و مناقب آنها را بگویید و اقامه دلیل کنید. اینها موجب تقویت دینی مردم می‌شود.

اگر ما مراعات نکنیم، متقابلاً بعضی از شیعیان را مورد آزار قرار می‌دهند. خدا می‌داند که آنها ممکن است گردن کسانی باشد که آن کارها را کرده‌اند.

این مجالس خیلی ارزشمند است و گاهی ارزش آن به جایی می‌رسد که آقا می‌فرمود: میرزا حبیب الله رشتی به منبری گفته بود: من حاضرم که ثواب تمام کارهایم را بدهم به تو، تو ثواب یک مجلست را به من بدهی. آدم باید قدر بداند.
مطالب مرتبط

بیانیه لوزان؛ داده‌ها و ستاده‌ها

در شرایط کنونی نبایدانتقادها از حدود خود خارج شده و با دوقطبی سازی عملاً در زمین تعیین شده حریف بازی کرد. به عبارت دیگر بایستی از تقویت«سناریوی شکاف ملی» جدا پرهیز کرد. می بایستی حکمت عالیه نظام و دستاوردهای پیشین رامدنظر قرارداد.
 به گزارش مشرق، وظیفه مذاکره کنندگان ایرانی در شرایط کنونی آن است تا تعهد غرب مبنی بر لغو یک باره همه تحریم های هسته ای به گونه ای شفاف و غیر قابل گریز در توافق نهایی درج گردد. در این صورت عملاً مسؤولیت آینده مذاکرات و نتیجه آن دیگر متوجه نظام و جبهه مؤمن انقلاب نیست، بلکه این غربی ها هستند که به دنبال توپ در زمین خودشان خواهند دوید.

در حقیقت می توان ادعا نمود دشواری آمریکا برای اجرایی ساختن توافق - خصوصاً در حوزه لغو تحریم ها- بسیار زیاد و تا حدی است که شاید اجرای آن را غیرممکن سازد. این مهم را می توان در اظهارات اخیر اوباما مشاهده کرد آنجا که با نگرانی از ناتوانی در اقناع کنگره در پذیرش توافق، گفت: «اگر کنگره این توافق را بدون تحلیل کارشناسی و بدون ارائه جایگزین منطقی  از بین ببرد، آمریکا در شکست دیپلماسی مقصر شناخته خواهد شد. اتحاد بین المللی فرو خواهد پاشید و مسیر به سمت مناقشه عمیق تر خواهد شد. مردم آمریکا این مسأله را درک می کنند. به همین جهت اکثریت قاطع از راه حل دیپلماتیک برای موضوع هسته ای ایران دفاع می کنند.»

به این ترتیب، شواهد حاکی است دشواری دموکرات ها در این است که جمهوری خواهان مانع تحقق توافق خواهند شد. به این بخش از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی اگر توجه شود بخشی  از حکمت عالیه و هوشمندی نظام را فهم خواهیم کرد. معظم له فرمودند: «آمریکا به مذاکرات هسته ای بسیار احتیاج دارد. این اختلافاتی هم که می بینید در بین آمریکایی ها هست، سناتورهای آمریکا یک جور، دولت آمریکا یک جور، این معنایش این نیست که این ها به این مذاکرات نیازمند نیستند؛ نه، آن جناح مقابل دولت، مایل است امتیازی را که در این مذاکرات وجود دارد، به نام حریفش که حزب دموکرات است ثبت نشود؛ دنبال این هستند. به این مذاکرات احتیاج دارند و این مذاکرات را برای خودشان لازم می دانند امّا ابراز استغنا می کنند.»

لذا در این راستا باید منتظر «خدعه آمریکایی» و «زدن بر زیر میز بازی» از سوی آن ها بود و این مهم، علاوه بر این که مسؤولیت عدم حصول نتیجه در مذاکرات را متوجه آمریکا می کند، رهاوردهای دیگری نیز در پی خواهد داشت که در ادامه به صورت اجمالی به برخی از آن ها اشاره خواهد شد:

- فراهم ساختن امکان آزمودن دیپلماسی تعامل گرایی و اثبات غلط و ناکارآمد بودن آن (ابطال بهانه دوقطبی می توانستیم - نگذاشتند)
- ممانعت از اجرایی شدن مجدد سناریوی شکاف ملی
- جلوگیری از تسرّی دوقطبی به انتخابات پیش رو و بهره برداری جناحی از موضوع مذاکرات
- اثبات چند باره قابل اعتماد نبودن آمریکایی ها و نمایان ساختن خدعه آمریکایی
- توجه به مطالبات مردم در تلاش برای بهبود وضعیت معیشتی آنان، حتی با نرمش قهرمانانه
- ممانعت از تداوم جنگ شناختی و مدیریت ادراک و برداشت جامعه و خواص از سوی دشمن

 خوی استکباری و زیاده خواهی غرب
تجربه تاریخی ملت ایران و بسیاری از ملت های دیگر گواه آن است که مسیر اعتماد به آمریکا و به طورکلی مستکبران، مسیری عقیم بوده و دستاوردی، آن چنان که برخی به انتظار آن نشسته اند، ندارد. تقابل و تخاصم معرفتی- راهبردی جمهوری اسلامی ایران با غرب سلطه گر، چیزی نیست که صرفاً با چند جلسه مذاکره در موضوع هسته ای، کاهش  یافته و اصولاً خوی استکباری و زیاده خواهانه ای که ناشی از ماهیت سلطه گری دولت های غربی و به ویژه آمریکا است، اجازه نخواهد داد رؤیای خیالی تعامل با غرب محقق یابد.
به یاد داریم که دو دهه قبل عده ای در پوشش «تنش زدایی» و سپس «گفتگوی تمدن ها» به دنبال آشتی جویی با نظام سلطه بودند و درست در همان زمان پاسخ خود را از غرب دریافت کردند و آن چیزی نبود جز «محور شرارت» خواندن ایران اسلامی. راهبرد توهم آمیز تعامل گرایان، نه تنها با آرمان های انقلاب اسلامی انطباق ندارد، بلکه با واقعیت های جهان امروز نیز در تضاد است. دور نیست که ناکارآمدی این نگاه در پیشرفت اقتصادی کشور نیز عیان شود.

به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی «دو جور نگاه به رونق اقتصادی و پیشرفت اقتصاد وجود دارد؛ یک نگاه می گوید که ما پیشرفت اقتصاد را باید از ظرفیت های درون کشور و درون مردم تأمین بکنیم. ظرفیت های بسیار زیادی در کشور وجود دارد که از این ظرفیت ها یا استفاده  نشده است یا درست استفاده  نشده است؛ از این ظرفیت ها استفاده کنیم؛ (یعنی ) اقتصاد درون زا؛ اقتصادی که مایه ی خود و مادّه ی خود را از درون کشور و از امکانات کشور و از توانایی های مردم خودمان به دست می آورد. این یک نگاه است که می گویند برای رونق اقتصادی نگاه کنیم به امکانات درونی کشور و استعدادها را و ظرفیت ها را بشناسیم، آن ها را به درستی به کار بگیریم، (آن وقت ) اقتصاد رشد خواهد کرد، نمو خواهد کرد؛ این یک نگاه. نگاه دوّم به اقتصاد کشور نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ می گوید سیاست خارجی مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرت های مستکبر را در بخش های گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند؛ این هم نگاه دوّم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوّم یک نگاه کاملاً غلط و عقیم و بی فایده است. همین تحریم هایی که امروز علیه ملّت ایران اعمال می شود، دلیل محکم و متقنی است بر غلط بودن این نگاه؛ یعنی شما وقتی که به امید قدرت های خارجی  نشستید تا آن ها بیایند اقتصاد شما را رونق بدهند و با زیر بار آن ها رفتن، اقتصاد را رونق بدهید، آن ها به حدّ کم قانع نیستند. وقتی که شما نگاه می کنید به بیرون، مواجه می شوید با یک مسأله ای مثل کاهش قیمت نفت؛ ناگهان قدرت های مستکبر با همراهی ایادی منطقه ای خودشان متأسّفانه به این نتیجه می رسند که قیمت نفت را به نصف و گاهی کمتر از نصف برسانند؛ شما مواجه می شوید با یک چنین مشکلی؛ وقتی نگاه به بیرون باشد، این است. وقتی شما نگاه به درون کردید، دیگر این جور نیست. امروز خارجی ها و رؤسای قدرت های مستکبر می خواهند همین نگاه دوّم را در مردم ما تقویّت کنند».


تحلیلی بر بیانیه لوزان و داده‌ها و ستانده‌های آن

 سرانجام مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران با گروه 5+1 پس از 16 ماه که فقط مرحله آخرآن در لوزان 9 روز به طول انجامید و برای توافق بر سر صدور یک بیانیه در شب پایانی با 9 ساعت وربع مذاکره یک رکورد بر جای گذاشت، با صدور بیانیه ای به پایان رسید.

هرچند هنوزنوشتن توافق و اجرای آن باقی است و اگر تفاسیر فعلی طرف های مذاکره بخواهد در متن و اقدامات مربوط به توافق هم ادامه یابد، از هم اکنون می توان تزلزل و شکنندگی رابرای  آن پیش بینی کرد به خصوص این که آمریکایی ها سابقه طولانی در عدم پایبندی به قرارها و وعده ها داشته اند و لذا این امر ابهاماتی جدی برای تداوم و استحکام آن رقم زده است. بنابراین ضمن خداقوت به تیم مذاکره کننده، این نکات برای تمامی دلسوزان نظام و علاقه مندان به عزت و سربلندی کشور یادآوری می شود:

1 گرچه درصدور بیانیه تقریباً توافقات کلی معلوم شده اما هنوز تا نهایی شدن توافقات وعملیاتی شدن آن گام هایی در پیش است که انسجام داخلی پشتوانه اصلی برای پیشبرد آنبه حساب می آید.

2 درارزیابی نتایج مذاکرات و نتیجه کنونی، نباید زحمات و تلاش های تیم مذاکره کننده نادیده گرفته شود، اما لازم است فضای شنیدن انتقادات و نگرانی های بجا هم فراهم بوده و حرمت منتقدان حفظ گردد.

3 در اتخاذ موضع نسبت به نتایج باید به ماهیت مکارانه و فرصت طلبانه حریف توجه داشت و ظلم وخدعه دشمن نباید سبب اختلاف و بگومگوهای بیهوده و غفلت از توجه به ادامه دشمنی های استکبار شود.

4 فارغ از هرگونه نتیجه ای که از مذاکرات برآمده باشد، کلید اصلی حل مشکلات و مسائل اساسی مادر گرو استحکام بخشی قدرت درونی کشور است که از رهگذر همدلی و هم زبانی دولت ومردم شدنی است.

بنابراین هرگونه پیوند بین نتایج با حل مسائل اساسی کشور غفلت بزرگی است که می تواند مشوق دشمن برای ادامه فشار و توسعه آن به عرصه های دیگر برای جلوگیری از پیشرفت کشورباشد که هدف اصلی دشمنان است. حال آن که فرصت ها و ظرفیت های داخلی کشور می تواندپاسخگوی پیشرفت و حل مسائل اساسی باشد که البته مستلزم عزم ملی، مدیریت جهادی وهمدلی و هم زبانی دولت و ملت است.

پیش از ورود به موضوع ارزیابی بیانیه لوزان و به دلیل اهمیت موضوع  تبیین مذاکرات هسته ای و تحلیل داده ها و ستانده ها، لازم است به این محورها در ارائه بحث توجه جدی شود:

1- تیم مذاکره کننده به ویژه آقای ظریف تمام توان خود را برای تأمین منافع ملی در مذاکرات به کار بسته اند.

2- در صداقت و دغدغه تیم هسته ای در صیانت از منافع و مصالح کشور تردیدی نیست همانگونه که رهبرمعظم انقلاب آن ها را فرزندان انقلاب نامیده اند.

3- تیم مذاکره کننده بر اساس یک دستور مشخص وارد مذاکرات شده و تمام تلاش را برای تحقق آن دستورات به کار بسته، اما آنچه در بیانیه لوزان به آن اشاره شده به معنای تحقق تام

و کامل دستورات نیست.تیم مذاکره کننده اگرچه نتوانسته در مواردی به تمامی اهداف تعیین شده دست یابد اما در مجموع می توان از دستاوردهای مذاکره دفاع کرد. در عینحال در حوزه هایی چون چگونگی لغو یکباره تحریم ها، نظارت و بازرسی و تحقیق و توسعهباید به نقد کارشناسان توجه شود و در مدت باقی مانده تا امضای توافق، نقص های
موجود مرتفع شود.
4- آنچه که در بیانیه آقای ظریف و خانم موگرینی ارائه شده در واقع راه حل توافقات است نه توافق و هنوز هیچ توافقی صورت نگرفته است.

5- - در نقدو بررسی بیانیه لوزان باید از موضع کلان امنیت ملی به صحنه نگریست و تمرکز صرف روی موضوعات فنی نمی تواند ارزیابی صحیحی از صحنه باشد.

6- در بیانیه لوزان، دنیای غرب به حق ایران مبنی بر غنی سازی بیش از 5 هزار سانتریفیوژ در نطنز اعتراف کرده است. برجسته سازی نکات مثبت بیانیه لوزان همچون به رسمیت شناختن حق هسته ای ایران و پذیرش فرآیند کامل غنی سازی و چرخه سوخت باید تبیین شود.

7- فضای غالب در ارزیابی بیانیه لوزان باید فرصت محور باشد نه تهدید محور. باید حس اقتدار وپیروزی را به جامعه تزریق کرد.

8- مدیریت کلان مذاکرات در اختیار مرکزیت نظام بوده و به هیچ وجه نباید تعابیری چون جام زهر و دور زدن رهبری و...مطرح شود.

9- آنچه که مقامات غربی را مجبور به ادامه مذاکره و به رسمیت شناختن حق غنی سازی و ادامه کار چرخه سوخت هسته ای نمود، ایستادگی و مقاومت 36 ساله مردم مقاوم ایران اسلامی بوده است.

10- باید از تلاش مهندسان هسته ای تقدیر کرد که با پشتوانه تلاش ها و دستاوردهای هسته ای آنان توانستیم قدرت چانه زنی خود را در مذاکرات بالا ببریم.

11.- باید براین مطالبه ملی تأکید کرد که تمام تحریم ها باید یکجا و همه جانبه لغو شود. همانگونه که در بیانات رهبری و رئیس جمهور به صراحت آمده است.

12- از خدعه و فریب و عهد شکنی طرف غربی و آمریکایی نباید غافل بود و این مهم تصریح و تبیین شود.

13- جمهوری اسلامی ایران همچنان در حال نبرد دیپلماتیک با دشمنان بوده و کار پایان  نیافته و باید تا انتها همچنان مقاوم ایستاد.

14- موضوع مذاکرات صرفا هسته ای بوده و در موضوعات دیگر اجازه ورود طرف غربی را نداده ایم.

15- طرف غربی از سر نیاز به مذاکره بر سر میز حاضر شده است. این به دلیل تعدد برگه های اقتدار داخلی و منطقه ای ایران اسلامی بوده است.

16- در نقد بیانیه لوزان و مذاکرات هسته ای باید از دو قطبی کردن جامعه پرهیز کرد. نباید نقدها سطحی و شعاری باشد. در عین حال باید بر ادامه مسیر پر عزت انقلاب اسلامی

تأکید کرد.
17- بیانیه لوزان نه یک شکست و نه یک فتح الفتوح بوده است. باید نقاط قوت برجسته شود و درباره چرایی پذیرش برخی محدودیت ها توضیحات لازم را ارائه کرد.

18- مذاکرات هسته ای نباید مسؤولان کشور را از راهبرد تحکیم ساختار درونی نظام و تکیه بر اقتصاد مقاومتی غافل نماید.

19- تبدیل و تنزل مذاکرات و دستاوردهای آن به موضوعی حزبی و جناحی خیانت به ملت است.

20- جمهوری اسلامی در این توافق و به بهانه های واهی، به هیچ کس، به ویژه کسانی که دائماً جمهوری اسلامی را تهدید به حمله نظامی می کنند اجازه سرکشی و فضولی در برنامه های  دفاعی کشور را نمی دهد و باید این موضوع به صراحت در توافقنامه بیان گردد.

مذاکرات لوزان را باید از مذاکرات سخت و پیچیده در تاریخ مذاکرات هسته ای ایران با گروه 1+5 به شمار آورد. نتایج این مذاکرات که با عناوین مختلفی، مانند بیانیه مطبوعاتی،بیانیه مشترک، یا تفاهم نامه از آن یاد می شود، بازتاب های مختلفی در رسانه های جهان و محافل سیاسی داشته است.

در داخل کشور نیز واکنش ها نسبت به آنچه به عنوان نتایج مذاکرات اعلام شده، بسیار متفاوت است. در این میان، چند نکته مهم باید برای هر نوع تحلیلی نسبت به مسائل هسته ای ومذاکرات مورد توجه قرار گیرد که اهم آن عبارت است از:

1. براساس آنچه در بیانیه مشترک، اظهارات مسؤولان کشورمان و بیانیه کاخ سفید آمده، بیش ازپنج هزار سانتریفیوژ در نطنز به غنی سازی ادامه خواهد داد. این عبارت به این معناست که شش قدرت جهانی اساس غنی سازی در خاک ایران را پذیرفته اند. اگر به یک دهه پیش برگردیم، هیچ یک از قدرت های جهانی و به ویژه آمریکایی ها و متحدان اروپایی آن ها، تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش چنین حقی برای ملت ایران نبودند. این دستاورد بزرگی برای ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است که پس از یک دهه مقاومت و ایستادگی در برابر زیاده خواهی های چند کشور بزرگ به دست آمده است. براساس همین بیانیه ها و اظهارنظرها، ماهیت آب سنگین اراک حفظ خواهد شد و در فردو نیز هزار سانتریفیوژ با استعداد لازم برای غنی سازی پابرجا می ماند. این هم دستاورد بزرگی است؛ زیرا غربی ها تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش راکتور آب سنگین برای جمهوری اسلامی نبودند و بر تعطیلی کامل فردو تأکید داشتند. بنابراین، واقعیت قضیه این است که قدرت های زورگوی جهانی، بالاخره تسلیم اراده ملت ایران شده و در حد مذکور به پذیرش حقوق هسته ای ایران تن داده اند و از مواضع زورگویانه و زیاده خواهانه پیشین خود عقب نشینی کرده اند. البته این پیروزی بزرگ نتیجه کار و تلاش دانشمندان و متخصصان هسته ای، هدایت های راهبردی مقام معظم رهبری و ایستادگی ملت ایران بر روی حقوق خود طی 12 سال گذشته است.

2. پس از اعلام نتیجه اولیه مذاکرات لوزان در قالب بیانیه مشترک که از سوی دکتر ظریف و نماینده اتحادیه اروپا قرائت شد، جهانیان شاهد ارائه قرائت های مختلف از نتایج این مذاکرات بودند. بیانیه وزارت امور خارجه ایران، اظهارات دکتر ظریف و دیگر اعضای تیم مذاکره کننده ایرانی، با بیانیه کاخ سفید و مصاحبه های اوباما و جان کری، درمواردی نکات متفاوت و بعضاً متضادی  دارد.بدیهی است، ملت ایران با اعتمادی که به دولت مردان خود دارد، بیانیه وزارت خارجه وسخنان دکتر روحانی و اظهارات آقایان ظریف و عراقچی را مبنای قضاوت و تحلیل های  خود قرار می دهد و با بی اعتمادی به بیانیه ها واظهارنظرهای طرف مقابل می نگرد. داشتن چنین رویکردی، هم اقتضای شعار سال است و هم تنها راه تأمین منافع ملی می باشد. دشمنان با عملیات روانی در تلاش برای برهم زدن وحدت ملی و انسجام ایرانیان هستند و ملت ایران در این شرایط حساس تاریخی، باید باهوشیاری توطئه های دشمنان را خنثی کند.

3. باید ازقضاوت های نهایی به صورت کاملاً خوش بینانه یا کاملاً بدبینانه در این امر پرهیز کرد و روزهای آغازین تیرماه را به انتظار نشست. ملت ایران به طور قطع، از آن توافقی استقبال می کند که بر مبنای اظهارات رئیس جمهور، بیانیه وزارت خارجه جمهوری اسلامی و سخنان آقای ظریف باشد. اظهاراتی که در آن، بر پذیرش حقوق هسته ای ملت ایران تصریح شده و لغو تمامی  تحریم ها ولغو تمامی قطعنامه های شورای امنیت را به طور همزمان با اقدامات اعتمادساز ایران مورد تأکید قرار می دهد. این سخنان به این معناست که دست اندرکاران مذاکرات و دولت محترم، باید پای  توافقی را در تیرماه امضاکنند که اکنون بر عناصر کلیدی آن تأکید دارند.

*   نقدهای بیانیه لوزان در ترازوی نقد

واقعیت قضیه این است که قدرت های زورگوی جهانی، بالاخره تسلیم اراده ملت ایران شده و در حدمذکور به پذیرش حقوق هسته ای ایران تن داده اند و از مواضع زورگویانه و زیاده خواهانه پیشین خود عقب نشینی کرده اند. پس از توافق لوزان، انتقادهای گسترده و بعضاً شدیدی نسبت به مفاد توافق انجام شد که مهم ترین محورهای آن عبارت اند از:

- دومرحله ای شدن توافق در عمل

- عدم توازن بین داده ها و ستانده ها

- تفاوت بین متن و مواضع ادعایی دو طرف

- متوقف شدن صنعت هسته ای به عنوان یکی از پیشران های بسیار مهم پیشرفت کشور

- کاهش فوق العاده میزان ذخایر اورانیوم

- چگونگی بازرسی ها و پذیرش موقت ان.پی.تی

- مبهم بودن وضعیت فرآیند لغو تحریم ها

 نکته اول

نباید نقدها و انتقادها موجب ایجاد شکاف ملی (دوقطبی سازی جامعه و دوگانگی در حاکمیت ) گردد، خصوصاً آن که سال 1394 به عنوان «دولت و ملت، همدلی و هم زبانی» نام گذاری شده است. هم چنین انتقادها می بایست متناسب با اقتضائات و هوشمندانه باشد. به طور مثال در تفاوت بین متن و مواضع ادعایی طرفین مذاکره کننده، پر واضح است که باید اصل را بر صحت ادعای وزیر خارجه و رئیس جمهور کشورمان گذاشت و تحقق همان وعده ها را مطالبه کرد.

همان گونه که وزیر محترم امور خارجه و رئیس جمهور محترم کشورمان، چند بار تأکید کرده اند توافق با طرف غربی بر مبنای لغو یک باره همه تحریم ها از سوی اروپا و آمریکا است، طرف غربی موظف به انجام این تعهد است. طبعاً این مسأله به گونه ای شفاف باید در توافق جامع موسوم به «برنامه جامعه اقدام مشترک» درج و تشریح گردد تا طرف غربی موفق وقادر به فرار از تعهد خود نباشد. طبعاً در صورت درج این تعهد در توافق نهایی، غرب موظف به عمل به تعهد خود خواهد بود. اهمیت این نکته در جای دیگر واضح تر خواهد شد.

لذا ضروری است فعالیت های جنبشی با ملاحظه پرهیز از دوقطبی سازی، اقدام به مطالبه گری برای تحقق وعده ها ازجمله لغو یک باره تحریم ها بپردازد.

نکته دوم

انتقاد تنها موجب نادیده گرفتن برخی از موفقیت ها می شود، آن موفقیت هایی که دستاورد حکمت عالیه و هوشمندی رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده است. برای مثال می توان به میزان پذیرش غنی سازی، حفظ تأسیسات زیربنایی فردو و امکان بازگشت غنی سازی در این مرکزاشاره داشت. مثال دیگر درستی سیر مقاومت است که حقیقتاً ملت ایران تنها با اتکا به قدرت الهی در برابر همه فشارها، تحریم و تهدیدها توانست عزت ملی خود را حفظ کرده وبه دستاورد دانش هسته ای بومی و پذیرش آن توسط دشمنانش دست  یابد. به راستی اگر مقاومت مثال زدنی ملت ایران و تدابیر راهبردی و هوشمندانه امام خامنه ای نبود، در عرصه مذاکره چه ابزارهایی برای چانه زنی در برابر قدرت های زیاده خواهی داشتیم که یک دهه پیش حتی حاضر به پذیرش یک دستگاه سانتریفوژ آزمایشگاهی هم برای جمهوری اسلامی ایران نبودند.

بر این اساس است که روزنامه «رأی الیوم» چاپ لندن، در تحلیلی نوشته است: «کارشناسان مسائل راهبردی معتقدند توافق هسته ای ایران با غربی ها نتیجه سرسخت بودن آیت الله خامنه ای در مقابل زیاده خواهی های غرب است که همواره موضع محکم در مقابل آمریکا و هم پیمانان غربی اتخاذ کرده است... آیت الله خامنه ای با وجود تحریم ها و تلاش غرب برای منزوی کردن تهران و توطئه علیه برنامه هسته ای، به آمریکا ثابت کرد که کنار رفتن ایران از موضوع هسته ای امری محال است و این مهم هم بالأخره برای همه به ویژه برای آمریکا ثابت شد.» این روزنامه در این تحلیل با اشاره به نقش محوری مقام معظم رهبری در تحقق توافق هسته ای افزود: «آیت الله خامنه ای توانست پیچیده ترین مسأله تاریخ سیاسی معاصر ایران را حل کند و با این کار به ایران عزت و جایگاه داد. اگر حمایت آیت الله خامنه ای از مذاکره مسؤولان ایرانی با دیپلمات های غربی نبود قطعاً توافق هسته ای امروز محقق نمی شد.به همین دلیل آیت الله خامنه ای صاحب اصلی این امتیاز و این پیروزی محسوب می شود.»

 نکته سوم

باید دانست که انتقادهای مطرح شده می تواند فرصت ها را به چالش تبدیل کند، به عبارت دیگرانتقادهای صرف و ندیدن فرصت های پنهان، مهم ترین ضربه ای که به منافع ملی و امنیت ملی  می زند این است که حکمت عالیه وهوشمندی مثال زدنی نظام را نادیده می انگارد و امکان و فرصت «برد در خانه حریف» رابه تهدید «شکست در خانه خودی» تبدیل خواهد کرد. کلیدی ترین بخش یادداشت اتفاقاً همین بخش است که می بایست آن را کمی با شرح بیشتری توضیح داد.

طرف آمریکایی و اروپایی با صراحت بیان می کردند هدف از اجرای تحریم های هوشمند جمهوری اسلامی،تغییر نگرش مردم ایران و رویارویی آنان با نظام برای ایجاد تغییرات مطلوب آنان می باشد.رهبر معظم انقلاب با فهم از نقشه راهبردی دشمن، دراین باره می فرمایند: «دشمنان ماصریحاً می گویند که هدفشان از فشارهای اقتصادی یک هدف سیاسی است. هدف آن ها این است که مردم ایران را در مقابل نظام اسلامی قرار بدهند؛ - توجّه بفرمایید؛ البتّه بله، «مرگ بر آمریکا»، چون آمریکا آن عامل اصلی این فشارها است و خودشان هم اصراردارند بر این که متمرکز بشوند روی اقتصاد ملّت عزیز ما - هدفشان چیست؟ هدف این است که مردم را در مقابل دستگاه قرار بدهند؛ این را صریحاً می گویند که می خواهیم فشاراقتصادی بیاوریم تا وضعیّت مردم سخت بشود و مردم وادار به اعتراض بشوند در مقابل دولت و در مقابل نظام اسلامی. این را صریحاً می گویند البتّه به دروغ گاهی ادّعا می کنند که طرف دار ملّت ایران اند که این دروغ ها را نمی شود باور کرد و نباید ازدشمن باور کرد، لکن هدفشان همان هدف سیاسی است. می خواهند این امنیّتی که امروز درکشور ما هست را - که این امنیّت، در منطقه ی غرب آسیا که ما در آن قرار داریم، بی نظیراست؛ بحمدالله امروز نه در شرق ما، نه در غرب ما، نه در شمال ما، نه در جنوب ما،در هیچ کشوری امنیتّی مانند امنیّتی که امروز بر کشور ما و ملّت ما حاکم است، وجودندارد - به  دست مردم از بین ببرند و مردم را وادار کنند به برهم زدن امنیّت؛ و حرکات اعتراضی را در کشور شروع کنند؛ دارند تحریک می کنند، دارند کار می کنند، دارند برنامه ریزی می کنند. این کاری  است که با جدّیّت و با شدّت به دنبال آن هستند؛خب این یک شرایط مهم است، این یک چالش بزرگ است. وقتی یک چنین چالشی در کشور وجوددارد، همه ی نیروها باید در کنار هم قرار بگیرد، با هم کار کنند و مسأله ی اقتصاد را جدّی بگیرند.»

در این چارچوب می بایست شکاف ملی (دوقطبی سازی جامعه و دوگانگی در حاکمیت) ایجاد می شد تااز این رهاورد علاوه بر تضعیف قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران، افکار عمومی و خواص در یک جنگ نرم نیابتی از طرف سلطه گران سناریوی طراحی شده تغییر رفتار از درون رااجرایی نمایند.تحلیلگرسی.ان.ان در تحلیلی جهت دار در این باره مدعی می شود: «رهبر معظم ایران با شکاف ودودستگی عمیقی در داخل کشورش روبه رو است، تندروها اعتمادی به غرب ندارند و مردم عادی می خواهند با برداشته شدن تحریم ها درد اقتصادی و انزوا پایان پذیرد. برای اوبسیار دشوار است که این همه ایرانی را که دوست دارند این توافق اتفاق بیفتد ناامیدکنند.»

در این مرحله حکمت عالیه رهبر معظم انقلاب اسلامی و هوشمندی امام خامنه ای در به کارگیری تاکتیک «نرمش قهرمانانه»، راه را بر دوقطبی مذاکره عدم مذاکره و شکاف ملی بست و دقیقاً باهوشمندی از یک سو، بدلی بر سناریوی سلطه گران زده و از دیگر سو، خواص و نخبگان رااز افتادن در دام دشمنان جهت دوقطبی سازی و دوگانگی در حاکمیت بر حذر داشتند.

رادیو فرداوابسته به سازمان سیا در تحلیلی مدعی می گردد: «چه کسانی که از تفاهم خرسند هستند و چه کسانی که ناخرسند، باید بخش مهمی از شادی یا نارضایتی خود را متوجه رهبری  نظام کنند. موافقان و مخالفان اما هر دو به شکلی آگاهانه، رهبر جمهوری اسلامی را نادیده می گیرند و می کوشند از کنار نقش منحصر به فرد و تعیین کننده وی گذر کنند.»

ذکر این نکته در این باب ضروری است که در شرایط کنونی و با عنایت به مفروضات پیش گفته نبایدانتقادها از حدود خود خارج شده و با دوقطبی سازی عملاً در زمین تعیین شده حریف بازی کرد. به عبارت دیگر بایستی از تقویت«سناریو شکاف ملی» جدا پرهیز کرد. در این رابطه به نظر می رسد با حفظ جانب انتقاد،می بایست در حدود آن مراعات و حکمت عالیه نظام و دستاوردهای پیشین را مدنظر قرارداد.

بنابراین باید با حفظ هوشمندی در انتقاد، مراقبت نمود تا اهداف نرمش قهرمانانه و ثمرات حکمت عالیه نظام هویدا گردد و درعین حال نباید اذهان را نسبت به هوشمندی نظام دچارتردیدکرد.اگر امروز غرب حاضر به پذیرش حق غنی سازی صلح آمیز هسته ای ایران شده است دراثر استقامت، شجاعت، صبر، انسجام ملی و پایبندی به قوانین و مقررات بین المللی بوده است. به عبارت دیگر، وزن سنگین ارزش های ملت ایران بر روی میز مذاکرات سبب شده است که امروز غرب حاضر به پذیرش ایران هسته ای شود. مهم ترین این ارزش ها،

همانگونه که اشاره شد، عبارتند از:
1- مقاومت و ایستادگی در برابر زیاده خواهی غربی ها: غرب برای توقف برنامه هسته ای ایران، که به مرکز ثقل تضادهای ایران و غرب تبدیل شده است از انواع تحریم، تهدید و فشاراستفاده کرد تا از این طریق بتواند در عزم راسخ ملت ایران رخنه ایجاد کند و مانع از ادامه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران شود، اما ملت و دولت ایران در مقابل تمام این تحریم ها و فشارها نه تنها سر تسلیم فرود نیاوردند، بلکه با مقاومت وایستادگی ستودنی خود سرانجام طرف مقابل را وادر به تسلیم و اعتراف به ناکارآمدی سیاست تحریم و فشار کردند. اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در این باره پس از قرائت بیانیه لوزان گفت: «ایرانی ها حتی در مقابل تحریم های شدید هیچ تمایلی برای رهاکردن برنامه هسته ای از خود نشان ندادند.» وی در ادامه با اذعان به توان مقاومت وایستادگی ملت ایران گفت: «... حتی حمله به تأسیسات هسته ای ایران نمی تواند برنامه هسته ای این کشور را متوقف کند.»

جان کری،وزیر امور خارجه آمریکا نیز در مصاحبه ای تأکید کرد که ما نمی توانیم مردم ایران را به زانو درآوریم و وادار به تسلیم کنیم.

دکتر ظریف،وزیر امور خارجه کشورمان هم در برنامه نگاه یک شبکه یک سیما گفت: «مردم امید کسانی که می خواستند با فشار و تحریم، مملکت و مردم را به زانو دربیاورند و تسلیم کنندرا ناامید کردند.»

با توجه به آنچه گفته شد، واضح است که مقاومت و ایستادگی ملت و دولت ایران سبب شد که غرب به ناکارآمدی تمامی راههای ممکن برای توقف برنامه هسته ای ایران پی ببرد و به ناچارمجبور به پذیرش ایران هسته ای شود و به جای سخن گفتن با زبان تحریم و تهدید با ملت ایران، حاضر به پذیرش حقوق مسلم این ملت شود. در واقع، آنگاه که ملت ایران و به ویژه رهبر معظم انقلاب حاضر به پذیرش برساخته های نظام سلطه نشدند و در همه شرایط بردفاع از حقوق خود تأکید کردند و در قبال فشارها و تحریم ها ایستادگی کردند، غرب دیگر راهی جز تسلیم در برابر خواسته های به حق و قانونی این ملت نداشت.

2- شجاعت همراه با تدبیر: نظام بین الملل را نظامی آنارشیک دانسته اند، یعنی نظام بین الملل نظامی است که در آن اقتداری مرکزی وجود ندارد که بتواند بر اساس یکسری اصول به اجرای نظم و قانون و تنبیه متخلفان بپردازد. از این رو، در این نظام اصل خویاری (self help ) حاکم است، یعنی کشورها برای این که بتوانند منافع خود را تأمین و از آن ها حفاظت کنند، می بایست پیوسته بر توانمندی های خود بیفزایند. منظور این است که افزایش توانمندی کشورها در نظام بین الملل عامل تأمین، حفظ و تقویت منافع آنان است. علاوه بر این و در ارتباط با نظامی مانند جمهوری اسلامی ایران باید گفت، که به دلیل تضادهایی که دنیای غرب با این نظام دارد، پیوسته آن کشورها کوشیده اند تا به طرق مختلف در مسیر پیشرفت این نظام سنگ اندازی کنند. از این رو جمهوری اسلامی ایران برای آن که هم بتواند منافع خود را تأمین کند و هم در مقابل آن هجمه ها و سنگ اندازی ها متوقف نشود بایستی پیوسته بر توانمندی های خود بیفزاید و این نیازمند شجاعت همراه با تدبیر است، یعنی یک روند و حرکت رو به جلو با لحاظ کردن آرمان ها و در عین حال به گونه ای که تهدیدات علیه کشور را کاهش دهد.

در ارتباط بامسأله هسته ای، کشورمان شجاعت مدبرانه خود را به وضوح نشان می دهد، یعنی جمهوری اسلامی ایران برای این که بتواند منافع خود در موضوع هسته ای را تأمین و حفظ کند و از سویی، برای این که در مقابل فشارها و هجمه های خارجی متوقف نشود، بر توانمندی های خود در زمینه فناوری هسته ای افزود و در عین حال در چارچوب قواعد و قوانین بین الملل و با تدابیری که حساسیت قدرت های جهانی را ایجاد نکند، این کار را انجام داد.

بنابراین، جمهوری اسلامی به طور شجاعانه و مدبرانه فعالیت های صلح آمیز هسته ای خود را توسعه داد و تقویت کرد؛ سانتریفیوژهای پیشرفته را راه اندازی کرد، تأسیسات آب سنگین اراک را ایجاد کرد، تأسیسات غنی سازی فردو را راه اندازی کرد و در کنار آن دانشمندان هسته ای جوانی را که سرمایه انسانی بزرگی برای کشور محسوب می شوند،تربیت کرد.
در واقع آنچه در سال های اخیر و در ارتباط با مسأله هسته ای در داخل کشور صورت گرفت، نه از روی  ترس بود که منجر به رکود و یا از دست رفتن تأسیسات هسته ای شود و نه از روی جسارت بود که غافل از دوراندیشی و عاقبت امر را دیدن باشد، بلکه آنچه انجام شد، از سر شجاعت همراه با تدبیر و دوراندیشی بود. همین رویکرد سبب شد تا ساختار هسته ای کشور باقی بماند و به راه خود ادامه دهد و قدرت های جهانی نیز نتوانند بهانه ای مبنی بر قانون شکنی یا عدم شفافیت فعالیت های هسته ای ایران در دست داشته باشند، بلکه خود به صلح آمیز بودن آن اعتراف دارند.

3- پایبندی دائمی به قوانین و مقررات بین المللی: این مورد که به طور مکرر از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی بر آن تأکید شده است و در گزارش های مکرر کارشناسان آژانس اعلام شده است، نشانگر آن است که فعالیت های هسته ای ایران از شفافیت لازم و کافی برخورداراست و ایران نه دنبال ساخت سلاح هسته ای و نه به دنبال دور زدن و عبور از مقررات بین المللی است. این مورد به خوبی از ایجاد اجماع بین المللی علیه کشورمان و امنیتی شدن موضوع هسته ای جلوگیری کرد و اگر در مقاطعی قطعنامه ها و تحریم هایی از سوی مجامع بین المللی مانند شورای  امنیت سازمان ملل علیه کشورمان اعمال شد، این فشارها نه ناشی از اعمال خلاف قانون ایران که ناشی از اهداف و انگیزه های سیاسی و غیرواقعی قدرت های جهانی بود و هیچکدام ازآن ها مستند به قوانین و مقررات بین المللی نبود. در تأیید این ارزش می توان به  سخنان وزیر خارجه آمریکا اشاره کرد که گفت: در یک سال گذشته ایران به تمام تعهداتش عمل کرده است.

4- صبر و استقامت در مذاکره: یکی از دلایل اصلی طولانی شدن پرونده هسته ای ایران، که از آن به عنوان مهم ترین موضوع بین المللی در دوران پس از جنگ سرد یاد می کنند، تلاش خزنده طرف مقابل برای به پایان رساندن صبر ملت و دولت ایران بود تااز این طریق یا ایران از ادامه فعالیت های هسته ای خود دست بردارد یا این که باامتناع از ادامه مذاکره، غربی ها فعالیت های  هسته ای ایران را به عنوان یک تهدید عمده برای نظم و صلح جهانی قلمداد کنند. اما رهبری، دولت و ملت صبور ایران اسلامی با صبر خود نه تنها دشمن را از تحقق این خواسته خود ناامید کردند، بلکه با صبرپیشگی و آینده نگری،تلاش دشمن برای خسته کردن ملت و نظام را خنثی کردند.

5- هدایت های حکیمانه مقام معظم رهبری و انسجام ملی: نقش رهبر معظم انقلاب در هدایت و راهبری

مسأله هسته ای کشورمان تا بدانجا اهمیت دارد که می توان آن را مهم ترین گزینه روی  میز جمهوری اسلامی ایران دانست؛ ایشان با رصددقیق تحولات هسته ای کشور و مواضع طرف مقابل، اجازه ندادند که موضوع هسته ایکشورمان به سطح نزاع های جناحی و گروهی  تنزل پیدا کند، بلکه ایشان با ترسیم خطوط قرمزمذاکره از یک طرف و از طرف دیگر اعلام نرمش قهرمانانه در مذاکرات هسته ای، به نوعیتدبیر مناسبی را برای حفظ و تقویت انسجام و همدلی در داخل کشور نسبت به موضوع هستهای اتخاذ کردند، به عبارتی ترسیم خطوط قرمز در موضوع هسته ای توسط رهبر معظمانقلاب سبب حفظ ساختار و شاکله اصلی صنعت هسته ای ایران شد و از طرف دیگر تدبیرنرمش قهرمانانه در موضوع هسته ای راه را برای اتخاذ روش های جدیدتر و مؤثرتر دردیپلماسی هسته ای گشود و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را پویا نمود. این روند درنهایت سبب موفقیت ایران در کسب حقوق هسته ای خود و اعتراف غرب به عدم کارآیی فشاربر ایران شد.
از سوی دیگر،دولت و تیم مذاکره کننده نیز با رعایت خطوط قرمز نظام و تبعیت از تدابیر مقام معظم رهبری در راستای تقویت این وحدت و انسجام گام برداشتند و به عبارتی در سطح حاکمیتی در جمهوری اسلامی نگاه و رویکرد واحدی نسبت به موضوع هسته ای ایران وجود داشت. فراتر از این، حضور مردم در صحنه وپشتیبانی آن ها از سیاست هسته ای نظام اسلامی خود عاملی اساسی در استحکام مواضع هسته ای کشور و اصرار بر حفظ حقوق هسته ای مسلم کشورمان بوده است.

نکته پایانی این که اگرچه آنچه تاکنون و در قالب بیانیه مطبوعاتی لوزان اعلام شده است،به معنای پایان کار ماراتن هسته ای کشورمان نیست، بلکه نکته اساسی این است کههمانگونه که تاکنون این ارزش ها در پشتیبانی و استحکام مواضع نظام اسلامی مؤثربوده اند، تأکید و پافشاری بر همین ارزش ها و اصول نیز می تواند در ادامه راهتأمین کننده منافع ملت ایران باشد. به بیان دیگر، برخورداری از همین روحیات و ارزشها، ضامن بازدارندگی و افزایش اقتدار بین المللی و تأمین منافع ملت ایران خواهدبود.
منبع: تسنیم
مطالب مرتبط

جنبش شیعیان یمن و قیام یمانی در آخرالزمان

در برابر فتنه‌هایی که پیش می‌آید و البته عده‌ای در این آزمایش و برخورد با فتنه‌ها هلاک می‌شوند، مقاومت کنید و البته همه اینها از نشانه‌های حرکت و قیام ما هستند.
یا صاحب الزمان (عج)! نمی دانم الآن کجا هستید...این استقرت بک النوی...
اما می دانم که دل نازنینتان بر مظلومیت شیعیانتان در سراسر دنیا ریش است...

نمی دانم تا طلوع خورشید وجود مبارکتان بر دنیای ظلمانی خلایق چقدر مانده ؟ اما می دانم که شما هم به انتظار اذن الهی هستید برای زدودن تمام ناپاکی ها و پلشتی ها از تارَک دین و دنیا.

و چه زیباست روزهای آمدنتان که فصل اقتدار شیعه ی مظلوم و مهجور است.کاش آن روز نزدیک باشد...ونراه قریبا.

روزی که صدای آسمانی «انا المهدی» شما در گوش زمینیان بپیچد و نحن نقول الحمدلله رب العالمین اللهم انت کشاف الکرب و البلوی(۱)

اللهم عجل لولیک الفرج....

نشانه های ظهور در کلام امام مهدی (عج)

در برابر فتنه‌هایی که پیش می‌آید و البته عده‌ای در این آزمایش و برخورد با فتنه‌ها هلاک می‌شوند، مقاومت کنید و البته همه اینها از نشانه‌های حرکت و قیام ما هستند. اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که علی‌رغم کراهت و ناخشنودی کفار و مشرکان، خداوند نور خود را تمام خواهد کرد.

....من ولی خدا هستم، سعادت پویندگان راه حق را تضمین می‌کنم

پس سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک سازد و از گناهانی که موجب نارضایتی ما را فراهم نماید بترسید و دوری کنید.

امر قیام ما با اجازه‌ی خداوند به طور ناگهانی انجام خواهد شد و دیگر در آن هنگام توبه فایده‌ای ندارد و سودی نبخشد.(۲)



مفهوم علائم ظهور

علائم در لغت جمع علامت از مادۀ علم است. و مقصود از آن اثرى است که به توسط آن چیزى دانسته مى‌شود، یا چیزى است که در جایى نصب مى‌شود تا مردم به توسط آن هدایت یابند، مثل علم لشکر و نشانه‌هاى راه‌ها و در اصطلاح علم ملاحم وفتن کلمۀ «علائم ظهور» به هراتفاقى که دلالت بر خبر غیبى دارد اطلاق مى‌گردد که قرار است در آینده تحقّق یابد، تا آن‌که علامت و نشانۀ وقوع حادثه‌اى دیگر بعد از آن باشد. و در علم ملاحم این عنوان بیشتر اطلاق مى‌گردد بر خبر دادن از علائم ظهور امام مهدى علیه السّلام در آخر الزمان که نشانه‌اى بر نزدیک شدن ظهور آن حضرت است، مثل خروج سفیانى در شام و خروج یمانى از یمن و وقوع صیحۀ آسمانى و....

امام صادق علیه السّلام به اصل علائم ظهور اشاره کرده و مى‌فرماید:
«همانا قبل از ظهور مهدى علائم و نشانه‌هایى است از جانب خداوند براى مؤمنین»(۳)

علائم ظهور

مسئله علائم ظهور حضرت صاحب الامر-عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف-و حوادث و پیشامدهائى که در طول مدّت غیبت، و پیش از ظهور مبارک آن حجّت مطلق الهى (ارواحنا له الفداء) واقع خواهد شد، از جمله مباحث مهمّ دینى و مسائل بسیار حسّاس مذهبى است که از قرون گذشته تاکنون پیوسته مورد توجّه عمیق دانشمندان بزرگ اسلام بوده و هست، و بزرگان ما از عصر معصومین علیهم السّلام تا به امروز پیرامون آن از جهات مختلفى بحث کرده و کتابهاى فراوانى نوشته‌اند و دربارۀ وقوع آن حوادث و پیشامدها مانند بلاهاى عمومى، گرفتارى مسلمانان در دوران غیبت و نقش ستمکاران در صحنۀ سیاست و زندگى بشر-نظریّات گوناگونى ابراز داشته‌اند...

بدین لحاظ ... در صدد تقسیم جملۀ «علائم» برآمده و مجموع حوادث و وقایع مربوط به دوران غیبت را به چند قسمت تقسیم نموده‌اند و عقیده دارند که مجموع علامات ظهور بر شش قسم است.

قسم اوّل: علائم حتمیّه که البتّه خواه ناخواه باید واقع شود مانند «خروج دجّال» و «سفیانى» و «صیحۀ آسمانى» و این هر «سه» علاماتى است که مقارن با ظهور خواهد بود.

قسم دوم: علائم معلّقه و شرطیّه که این علائم، منوط و مشروط و معلقّ است به اراده و مشیّت خداوند عالم، که اگر ارادۀ خدا به آن تعلقّ گرفته باشد واقع مى‌شود و اگر خدا نخواهد واقع نخواهد شد و چه‌بسا مى‌شود که به جهت حکمت و مصلحت و مقتضیات و موانعى که خداوند عالمیان مى‌داند واقع نشود، و یا بر اثر طاعات و دعاهاى مردم رفع گردد و یا تغییر داده شود.

قسم سوّم: علاماتى است که قبلا و در زمانهاى گذشته تاکنون واقع شده و زمان آنها گذشته است، و آنها را علامات واقعه مى‌گویند.

قسم چهارم: علاماتى است که تا هنوز واقع نشده و امید مى‌رود که (بعدها) واقع شود، و اینها را علامات غیر واقعه مى‌گویند.

قسم پنجم: علاماتى است خاصّه، که این علامات، خاصّ و مختصّ به وجود پربرکت خود حضرت صاحب الامر علیه السّلام است و کسى در این علامات با آن

حضرت شریک نیست، و حضرتش به این وسیله مى‌داند که خداوند او را اذن و اجازۀ ظهور داده است، زیرا علم ظهور حضرت را به جز خدا کسى نمى‌داند.

و قسم ششم-علاماتى است عامّه، که این علامات از براى عامّۀ عوام و خاصّۀ خواصّ ظاهر خواهد شد و دانستن آن اختصاص به حضرت ندارد. بلکه براى همه و عامّۀ مردم است و هرکس از عوام و خواصّ، آنها را (کم و بیش در طول مدّت عمر خود اگرچه خیلى کوتاه) خواهد دید.(۲)

روایات آخرالزمانی

از امام‌حسین‌ علیه‌السلام روایت‌ شده‌: "ما دوازده‌ امام‌ داریم‌، اول‌ آنها امیرمؤمنان‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌ علیه‌السلام و آخرین‌ آنها نهمین‌ فرزند من‌ است‌، او امام قائم به حق است‌ و خداوند زمین‌ را پس‌ از آن‌ که‌ با "کفر و بی‌ دینی‌ اهلش‌" مرده‌ باشد، به‌ وسیله‌ او زنده‌ می‌کند و هم‌ با وی‌ دین‌ حق‌ اسلام‌ را بر همه‌ ادیان‌ غالب‌ می‌گرداند، هرچند مشرکان‌ نخواهند. او غیبتی‌ دارد که‌ در آن‌ مردم‌ بسیاری‌ از دین‌ بر می‌گردند و گروهی‌دیگر، بر دین‌ِ حق‌ِ اسلام‌ ثابت‌ می‌مانند و اذّیت می شوند و به‌ آنها بگویند: اگر راست‌ می‌گویید این وعده [موقع‌ِ ظهور امام‌ زمان‌ شما] چه‌ وقت‌ عملی می‌شود؟ بدانید کسی که در دوران غیبت او، بر آزار و تکذیب صابر باشد مانند مجاهدی است که با شمشیر در رکاب رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم مجاهده کرده است.(۵)

منابع:
۱- فرازی از دعای ندبه
۲- احتجاج مرحوم طبرسی، ج ۲ ص ۴۹۵ ترجمه جلد ۱۳ بحارالانوار ص ۵۹۷-۵۹۴
۳- علائم ظهور ف علی اصغر رضوانی ج ۱ ص۱۲۰
۴- زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) از دیدگاه روایاتف اسدالله هاشمی شهیدی ج ۱ صص۲۵-۲۴
۵- کمال الدین و تمام النعمه/ج۱/ص۵۸۴
منبع: جهان
مطالب مرتبط

مدتی است که جریانات اخیر یمن و کشتار شیعیان در این کشور و نیز ارتباط این تحرکات با قیام یمانی که از علائم ظهور امام زمان (عج) شمرده شده، ذهن شیعیان و ارادتمندان حضرت مهدی (عج) را به خود جلب نموده است.
 گروه فرهنگی مشرق, مدتی است که جریانات اخیر یمن و کشتار شیعیان در این کشور و نیز ارتباط این تحرکات با قیام یمانی که از علائم ظهور امام زمان (عج) شمرده شده، ذهن شیعیان و ارادتمندان حضرت مهدی (عج) را به خود جلب نموده است. نوشته زیر که برگزیده ای از سخنان استاد عصام العماد می باشد، پاسخی به این دغدغه است.

لازم به ذکر است که آقای دکتر عصام العماد که مدتها وهابی بوده و با درک عمیق انحرافات آنان، شیعه گردیده است و فضل و کمال ایشان برای محافل علمی و دینی شیعه و اهل سنت روشن است، به جهت شیعه شدن و حمایت جوانمردانه از شیعیان مظلوم یمن، مورد هجوم شدید و تخریب شخصیت، از طرف وهابیت و حکومت یمن قرار گرفته است.

شیعیان یمن و رهبری جنبش آنها

 شیعیان در یمن به سه مذهب جعفری، زیدی و اسماعیلی تقسیم می شوند. هم اکنون تقارب مذهبی خوبی میان شیعیان جعفری و شیعیان زیدی برقرار است. یکی از علل به وجود آمدن این همبستگی مذهبی، وجود شخصیت علامه حسین حوثی بوده است. قبل از شروع به فعالیت شهید علامه حوثی، کتاب هایی از طرف شیعیان زیدی علیه شیعیان جعفری و نیز به عکس، کتاب هایی از طرف شیعیان جعفری علیه شیعیان زیدی منتشر می شد، ولی علامه حوثی با درایت خود توانست این تفرقه مذهبی را پایان بدهد.

در حقیقت حکومت یمن تلاش می کرد میان شیعیان جعفری و زیدی فتنه انگیزی کند، ولی علامه حوثی این فتنه را خنثی کرد. پروژه وحدت آفرین علامه حوثی میان شیعیان زیدی و جعفری در یمن، یکی از دلایل اصلی عصبانیت حکومت یمن از علامه حسین حوثی بود.

او توانست گروهی اعتقادی و نظامی را به نام گروه «جوانان مؤمن» به وجود آورد. اعضای این گروه، دارای ویژگی های اخلاقی منحصر به فردی هستند. این خصوصیات فقط رفتارهایی سطحی و ظاهری در این گروه نیست، بلکه تربیت علامه حسین حوثی باعث ریشه دارشدن بزرگواری های اخلاقی در عمق جان این مجاهدان شده است.

ایشان شیوه تربیتی ویژه ای داشت، جوانان طرفدار خود را زیر نظر داشت و از نظر تربیتی به آنها توجه می کرد. او تلاش می نمود که طرفدارانش وقت بیهوده نداشته باشند و اوقات فراغت آنها را با برنامه های سازنده تربیتی پر می کرد. علامه حوثی در تبلیغ دینی و سازماندهی تشکیلات جوانان مومن، از بهترین و جذاب ترین شیوه های تربیتی استفاده می کرد، در نتیجه محبوبیت و عشق جوانان به ایشان در تاریخ یمن کم نظیر است.

تلاش های رژیم یمن و عربستان، برای تخریب چهره شهید حوثی در میان پیروانش، تاکنون ناکام بوده و آنها توفیقی نداشته اند. آنان بهترین سخنرانان و نویسندگان کشورهای عربی را برای تأثیرگذاری بر اعضای گروه جوانان مؤمن استخدام می کردند و آنها شست و شوی فکری می دادند، ولی هر چه تلاش آنها بیشتر می شد، عشق جوانان مؤمن به شهید حوثی افزایش می یافت. از طرف دیگر تلویزیون رسمی یمن برنامه های دائمی علیه این جریان داشته و دارد، ولی تاکنون نتوانسته محبوبیت این جریان را در میان مردم یمن کم کند.

علامه حوثی توانست تمامی جنبه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی در تربیت هواداران خود مَد نظر داشته باشد. او تعالیم قرآن را محور حرکت تربیتی همه جانبه خود قرار داده بود. همچنین بر اساس مبانی مکتب اهل بیت علیهم السلام جوانان را تربیت می کرد.

او بر بیداری و بصیرت سیاسی تأکید بسیار داشت. تلاش آقای حوثی این بود که جوانان مؤمن گرایش و موضع گیری متحد در مسائل مختلف داشته باشند و در یک مسیر مشخص حرکت کنند.

جنبش شیعیان یمن و قیام یمانی در آخرالزمان

تأثیر شهادت علامه حوثی در یمن

شهادت علامه حسین حوثی در جامعه یمن تأثیر بسیار عمیقی داشت. شاید اگر شهید حوثی تا امروز زنده بود، به اندازه شهادتش نمی توانست در جامعه یمن تأثیرگذار باشد.

سخنرانی های وی که به شکل جزوه های متعدد منتشر شده بود، بعد از شهادت او در میان مردم یمن دست به دست می شد.

برخی شخصیت های بزرگ یمن از رییس جمهور یمن درخواست کردند که جسد شهید حسین الحوثی را به مردم صعده تحویل دهد. رییس جمهور در پاسخ گفته بود: آیا قصد دارید برای همه مردم یمن حرم مقدسی بسازید؟ بعد از گذشت سال ها از شهادت علامه حوثی، هنوز جسد ایشان، به خانواده اش تحویل داده نشده است.

آینده شیعیان یمن

شش جنگ ایجاد شده در یمن، نه تنها جوانان مؤمن و مبارز را از مقاومت خسته نکرده است، بلکه علاقمندی و عمق اندیشه های این متفکر جهان اسلام را در بین جوانان بیشتر کرده است.

در حقیقت در یمن بیداری وسیع و بزرگی شکل گرفته است. اگر این بیداری اسلامی به وجود نمی آمد، حکومت عربستان به شیعیان یمن حمله نمی کرد. به برکت جنبش اسلامی پدید آمده توسط علامه حوثی، مردم گروه گروه به مذهب تشیع وارد می شوند، چنان که بسیاری از مردم یمن که با شیعه آشنا نبودند، با استفاده از آثار علامه حوثی، شیعه را شناختند، چون وی حقایق و ویژگی های تشیع را به زبانی تأثیرگذار و جذّاب مطرح کرده است.

نتایج جنگ علیه شیعیان یمن

جنگ عربستان و حکومت یمن علیه شیعیان، تاکنون به دلایل زیر به نفع تشیع بوده است:

الف. بسیاری از شیعیان فقط انتساب ظاهری به تشیع داشتند و شیعه شناسنامه ای بودند، حتی برخی از آنها، اعتقاداتی مخالف تشیع پیدا کرده بودند، ولی این جنگ باعث بازیابی هویّت شیعه در یمن شد.

ب. این جنگ، شیعیان را وارد معادله سیاسی یمن کرد، تا جایی که حکومت یمن از شیعیان درخواست می کند حزبی سیاسی تشکیل دهند، در حالی که قبل از جنگ، حکومت یمن، وجود شیعیان را به رسمیّت نمی شناخت.

ج. این جنگ به شیعیان جرأت داد تا محبّت خود را به اهل بیت علیهم السلام رسماً اعلام کنند، در حالی که پیش از این جنگ، شیعیان می ترسیدند خود را به مذهب اهل بیت منتسب کنند.

د. پیروزی های بزرگی که شیعیان در جنگ علیه حکومت یمن و عربستان به دست آوردند، به شیعیان یمن قداست بخشیده است. بسیاری از پیروان مذاهب اسلامی دیگر، درباره علل مقاومت تعداد اندکی از شیعیان در مقابل ارتش مسلح یمن و عربستان تحقیق می کنند. این جنگ در قلب دشمنان مکتب اهل بیت در یمن، ترس و رعب افکنده است، چنان که قلوب پیروان اهل بیت در یمن را شاد کرده است.

جنبش شیعیان یمن و قیام یمانی در آخرالزمان

نگاه شیعیان عربستان به جنبش حوثی در یمن

شیعیان در همه جای دنیا، اهل بیت را دوست دارند؛ به همین جهت شیعیان جهان به شکل عمومی و شیعیان عربستان به شکل خاص طرفدار حوثی ها هستند، به ویژه که دو مسأله وجود دارد که باعث نزدیک تر شدن شیعیان عربستان به حوثی ها می شود: اول همسایگی حوثی ها با عربستان و دوم تشابه در مظلومیّت است. حکومت عربستان پیش از ستمگری علیه حوثی ها، شیعیان عربستان را مورد ظلم قرار داده است. مسلماً فقط مظلوم است که می تواند حال مظلوم را درک کند.

 خواسته اصلی شیعیان یمن

شیعیان در یمن از هستی و هویت و حق حیات خود دفاع می کنند. حکومت یمن قصد دارد شیعیان را از بین ببرد، از این رو کتاب هایشان را می سوزاند، مساجدشان را ویران می کند، شخصیت هایشان را تخریب می کند، به شخصیت امام علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام توهین می کند… کتاب نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را ممنوع کرده است، مراسم عید غدیر و مراسم عاشورا را ممنوع نموده است.

حکومت یمن همانند حکومت بعثی صدام در عراق با شیعیان رفتار می کند. صدام معتقد بود که نیازی به شیعیان در عراق ندارد، امروز هم علی عبدالله صالح معتقد است که شیعیان در یمن جایی ندارند. حکومت یمن و عربستان هر دو برای محو تشیع در یمن دست به دست هم داده اند. حوثی ها از زندگی خود، ناموس و فرزندان و اموالشان دفاع می کنند. آنها می خواهند حق حیات داشته باشند و معتقدند اگر مقاومت نکنند همگی از بین خواهند رفت.

نقش انقلاب اسلامی در جنبش شیعیان یمن

بدون شک انقلاب اسلامی ایران، باعث به وجود آمدن بیداری اسلامی در جهان اسلام شده است، هم در میان شیعیان و هم در میان اهل سنّت. طبیعی است که شیعیان یمن هم تحت تأثیر انقلاب اسلامی قرار بگیرند. ولی این تأثیرپذیری فکری از انقلاب اسلامی تنها منحصر به شیعیان یمن نیست، بلکه بسیاری از عالمان اهل سنّت نیز از انقلاب اسلامی تأثیر گرفته اند. بسیاری از رهبران فکری اهل سنّت در جهان اسلام، مانند شیخ محمد غزالی، ابوالاعلی مودودی، راشد غنوشی، حسن ترابی را دیده ایم که از انقلاب اسلامی متأثر شده و از آن دفاع کرده اند.

متأسفانه حکومت یمن و عربستان میان تأثیرپذیری فکری از انقلاب و مسأله دریافت کمک های نظامی از ایران خلط کرده اند. جهان اندیشه از دنیای ارتباطات نظامی فاصله دارد. عجیب این است که حکومت عربستان با بمب های فسفری که استفاده از آن در قوانین بین المللی جنگی ممنوع است، شیعیان یمن را بمباران می کند، و به صورت علنی وارد یمن شده است، ولی با این حال ایران را به دخالت در مسائل یمن متهم می کند.

علت اصلی جنگ با شیعیان یمن

رییس جمهور مصر، حُسنی مبارک قبل از جنگ یمن، درباره هلال شیعه و خطر رشد شیعیان برای خاورمیانه سخن گفته است. بسیاری از رهبران سیاسی از بیداری شیعیان در کشورهای عربی و غیرعربی داد سخن داده اند. دکتر یوسف قرضاوی از حرکت تبشیری شیعه و جنبش تحوّل به مذهب شیعه در جهان سخن گفته است. با توجه به همسایه بودن یمن با عربستان که مرکز اصلی وهابیّت به شمار می آید، این جنگ به عنوان جنگی پیشگیرانه برای محاصره تشیع در یمن آغاز شد. به تعبیر آنها و تصریح رهبران ارتش یمن و عربستان، تشیع ابتدا یمن و سپس عربستان را می بلعد! پس، قبل از این اتفاق باید آنها را قتل عام کرد!

این جنگ، علیه مذهب و طایفه شیعه به راه افتاده است و هرچند ریشه های سیاسی دارد، ولی علل سیاسی آن درجه دوم است. البته نباید فراموش کنیم که عربستان در جنگ خود علیه شیعیان یمن، شیعیان را به ایران ربط می دهد. هدف عربستان این است که ذهن مردم را از خطر آمریکا و اسرائیل منحرف کرده و دشمنی خیالی برای آنان بسازد. عربستان خطر ایران را جایگزین خطر آمریکا و اسرائیل کرده است و می خواهد جنگ را از مبارزه با آمریکا در خاورمیانه به جنگ میان شیعیان و اهل سنّت بکشاند.

ارتباط قیام شیعیان یمن با قیام یمانی در آستانه ظهور

همان طور که مطلع هستید روایات بسیار موثقی درباره قیام یک رهبر شیعه یمنی در آخر الزمان وجود دارد که با جنبش ایرانیان نیز هماهنگ خواهد بود. از سوی دیگر می دانیم که حوثی ها تنها گروه شیعه اثناعشری در یمن هستند که به انقلاب ایران نیز اعتقاد دارند. با توجه به دو موضوع فوق، حال سؤال این است که آیا این امکان وجود دارد که یمانی موعود از میان همین حوثی ها باشد؟ یا شیعیان دیگری از درون حوادث جاری سر برخواهند آورد که یمانی موعود، رهبر آنان خواهد بود؟

برای پاسخ به این سؤال، باید گفت: در حقیقت مسأله تشخیص مصداق در مورد یمانی که زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (عج) است و در روایات به او وعده داده شده و این که آیا یمانی در میان حوثیان هست یا نه، جزو امور غیبی است. ما نمی توانیم به شکل قطعی این مسأله را اثبات یا رد کنیم. البته می توانیم به قانون مهمی اشاره نماییم که باید همیشه در نظر داشته باشیم. این که ما پیرو اهل بیت علیهم السلام هستیم و به همین جهت باید جنبش های پدید آمده در ایران، عربستان، عراق و یمن را به شکل ویژه مورد توجه قرار دهیم، چون حرکت حضرت مهدی (عج) و یاوران اصلی ایشان در ایران، یمن، عراق و عربستان هستند. همین مسأله باعث می شود تا به جنبش حوثی توجه کنیم.

جنبش حوثی در منطقه ای استراتژیک قرار دارد که در دوران ظهور، محور برخی تحولات خواهد بود. بنابراین نمی توانیم به این جنبش به چشم حرکات دیگر شیعیان مثلاً در لیبی یا فرانسه بنگریم. شکی نیست که جنبش حوثی، جنبشی پربرکت و یاری شده از جانب خداست، ولی این دلیل، کافی نیست که ادعا کنیم یمانی در این مجموعه قرار دارد.

نقش جمهوری اسلامی در ارتباط با شیعیان یمن

فشارهای شدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران در سطح بین الملل وجود دارد. البته رسانه های بین المللی ایران به شکل رسمی و علنی مظلومیت شیعیان یمن را مطرح می کند. به همین دلیل هم عربستان و مصر پخش برنامه های شبکه العالم را از ماهواره های عرب ست و نیل ست قطع کرده اند، چون شبکه العالم ـ که متعلق به ایران است ـ زبان مظلومیت شیعیان یمن است. جالب این که این تصمیم تقریباً چند روز قبل از هجوم عربستان علیه شیعیان یمن اجرایی شد.[1]

معرفی منابع معتبر برای شناسایی شیعیان یمن

مجموعه های از شیعیان در یمن فعال هستند که بیانیه های زیادی در دفاع از شیعیان جعفری و شیعیان زیدی صادر کرده اند، مانند: الرابطه الجعفریه و جمعیة علماء الجعفریه. برخی سایت ها نیز مظلومیت شیعیان یمن را منتشر می کنند، مانند سایت المنبر نت، تالار گفت وگوی مجالس آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، سایت حضرموت و سایت صعده آنلاین.

منبع: فتن