دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

همه چیز درباره‌ی ماهواره؛ شبکه‌های ماهواره چگونه موجب بلوغ زودرس کودکان می‌شوند؟

الان مردان بیشتر بیننده برنامه‌های مستهجن هستند. درجدید‌ترین آمار، مردان سه برابر زنان، بیننده فیلمهای بد هستند. آنچه که آن‌ها از صحنه تلویزیون نگاه می‌کنند، با نور و قاب بندی تصویر همراه با موسیقی خاصی، جلوهای از زن را ایجاد می‌کند که انگار موجود دیگری است. این تصور‌ها، تصاویر پایداری را در ذهن افراد حک می‌کند که بتدریج دررفتار فرد خودرا نشان خواهد داد.
گروه فرهنگی-رجانیوز: هنوز بعد از گذشت ۶ سال از انتخابات دهم ریاست جمهوری، «دکتر رضا پورحسین» را با مجری گری مناظره‌های داغ انتخاباتی سال ۸۸ به یاد می‌آورند، اما دکتر «پورحسین» یک متخصص متبحر در روانشناسی رسانه و مدیری با تجربه در رسانه‌ی ملی است که اکنون قائم مقامی معاونت سیما را بر عهده دارد. به همین بهانه، به سراغ او رفتیم و درباره‌ی تاثیرات روانی ماهواره‌ها و ابعاد رسانه‌ای آن، با وی به گفتگو نشستیم. متن زیر مشروح گفتگوی ماهنامه رمز عبور با اوست:
 
سؤال: به عنوان مقدمه یک فضای کلی از اثرات و تبعات ماهواره ترسیم نمایید و آیا این اثرات و تبعات را فرا‌تر از فرهنگ کشورمان هم توضیح دهید که آیا در بقیه کشور‌ها هم دچار این آسیب‌ها شده‌اند؟ 
 
ماهواره یک واقعیت است. به دلیل استفاده از تکنولوژی فرامرزی و آسان قاعدتاً براحتی می‌تواند هر کجا رسوخ کند. ابتدا خودش را به شکل یک مکانیزم نشان می‌دهد؛ مکانیزمی که محتواساز است و محتوا را با خودش همراه آورد. ما مکانیزم‌هایی داریم که ایجاد محتوا هم می‌کنند. این موضوع درموارد غیرفناوری هم دیده می‌شود. مثلاً اگر می‌خواهیم کاری کنیم که رشوه در ادارات کم شود، یک راه، کار محتوایی و فرهنگ سازی است؛ مثلاً نصیحت کنیم، رشوه را بد جلوه دهیم. و یک راه هم مکانیزمی است. به عنوان مثال اگر شما واسطه‌های انسانی را درمناسبات ادرای و مالی بردارید، رشوه از بین می‌رود. یعنی واسطه‌ها را که برمی‌دارید، موضوعیت رشوه از بین می‌رود. پس برای تغییر، همیشه لازم نیست دست به تغییر محتوا بزنیم. گاهی می‌توان با تغییر درمکانیزم، یک محتوا را تغییرداد.
 
درنمونه‌ی دیگر، مشاهده می‌کنید که دزدی‌های خیلی ابتدایی در بانک‌ها کم شده است. آیا دزد‌ها کمتر شدند یا مردم سربراه‌تر شده‌اند؟ نه! پول به شکل کاغذی و مسکوک در اختیار قرار نمی‌گیرد و به صورت کارتهای رمزدار درآمده است. از همین رو دزدی کم شده است. یعنی با یک تغییر مکانیزم، می‌توان محتوا را تغییر داد.
 
فناوری‌های دیجیتالی در بستر علم ارتباطات (communication) و فضای ارتباطی، مکانیزمی را ایجاد کرده و محتوای بسیار گسترده و عمیقی را هم دنبال خودشان کشانده‌اند. به فراخور سواد رسانه‌ای هر کشور، اینکه ابتدا خود ابزار، قدرتش را نشان می‌دهد یا محتوا، یا به عبارت دیگر مردم آن کشور در برابر ابزار‌ها منفعل می‌شوند یا فعال برخورد می‌کنند، فرهنگ رسانه منتشر می‌گردد. این انتشار بستگی به سواد رسانه‌ای مردم دارد. عموماً در کشور ما یک حالت انفعال وجود دارد؛ یعنی هرگاه یک مکانیزمی با تکنولوژی به ظاهر مرعوب کننده وارد می‌شود، سریعاً به آن دلبستگی ایجاد می‌شود؛ غافل از اینکه دلبستگی به محتوای آن هم شکل می‌گیرد. انفعال و دلبستگی ناهشیار، از وجوه خطرناک ماهواره است. اصلاً نگوییم ماهواره، بلکه هر چیزی که بر یک فناوری پیچیده و گسترده سوار می‌شود، اگر رعب ایجاد کند و آدم‌ها منفعل چنین پدیدهای شوند، قاعدتاً این انفعال در مقابل محتوای آن هم اتفاق می‌افتد. به عنوان مثال وقتی شما با ماشین حساب کار می‌کنید، شما کاملاً منفعل هستید یا وقتی پولشمار، پول را می‌شمارد، کسی دیگر اقدام به شمارش نمی‌کند. درست است که این موضوع از مزایای دولت الکترونیک است، اما پشت آن یک نوع انفعال هم هست که مردم به آن اعتماد کرده‌اند و آنقدر توانسته خودش را ثابت کند که مردم صددرصد به آن اعتماد می‌کنند و میلیون‌ها تومان پول خود را ازاین طریق در اختیار بانک‌ها می‌گذارند.
 
من فکر می‌کنم با موج فردگرایی (individualism) که خاستگاه آن غرب است، در شتاب فناوری که تقریباً ماحصل جهانی شدن (globalization) است، چیزی به نام ماهواره رشد می‌کند، به عبارتی مجبورند که بستری ایجاد کنند تا افراد متفرد، با همدیگر ارتباط داشته باشند؛ ارتباطاتی که شأن فردی آن‌ها حفظ شود و بدون اینکه چهره به چهره شوند، بیایند و در فضای غیرواقعی که بعدا اسم آن را «فضای مجازی» گذاشتند، با هم ارتباط برقرار کنند. فضای مجازی، فضایی است که روی هواست وکاربران به همدیگر اطلاعات می‌دهند. اینجا اینترنت درست می‌شود و مشارکت آدم‌های تنها را موجب می‌شود. آن‌ها می‌توانند خودشان و هویتشان را پشت سر یک تکنولوژی پنهان کنند. ماهواره بخش غیرتعاملی فضای دیجیتال است که یک طرفه از طریق سیگنال‌هایی که از توسط ریسیور‌ها دریافت می‌شود، به خانه‌ها می‌آید که این هم ازنتایج ارتباطات امروز است، منتها میزان تعامل آن از وب بسیار کمتر است.
 
حالا برای چه این اتفاق می‌افتد؟ من فکر می‌کنم‌‌ همان هدفی که جهانی شدن را ایجاد کرده،‌‌ همان هدف برای ایجاد ماهواره وجود دارد و آن عبارت از استحاله‌ی خرده فرهنگ‌ها و یک شکل کردن دنیا به نفع خودشان است. منتها آیا یک شکل کردن و ذات یک شکل شدن برای صاحبان آن‌ها مهم است؟ نه، بلکه یک شکل شدن به شکلی که آن‌ها می‌خواهند مهم است. به عبارتی رؤیای امریکایی به عنوان یک استراتژی، همیشه مطرح بوده است. رؤیای امریکایی، ایدئولوژی امریکایی، زندگی امریکایی از‌‌ همان چیزهایی است که می‌خواهند همه یکشکل مثل آن‌ها شوند. پس برای اینکه دنیا به نفع رویای استکباری یک شکل شود، حتماً باید خرده فرهنگ‌ها از بین بروند و برای اینکه خرده فرهنگ‌ها از بین بروند، باید هویت‌ها از بین بروند. برای اینکه هویت‌ها از بین بروند، باید مرز‌ها برداشته شوند. ماموریت سیستم‌های دیجیتالی، ماهواره و اینترنت دقیقاً همه کار است. آن‌ها رعب ایجاد می‌کنند، آدم‌ها را منفعل می‌کنند، مرز‌ها را برمیدارند، حیاط خلوت و پشت صحنه برای هرکسی ایجاد می‌کنند و فرد می‌تواند به صورت تک، یکجا باشد ولی به شکل مجازی در اجتماع ارتباط برقرار کند و بتدریج وقتی شاکله خودش را تحت تأثیر ماهواره شکل می‌دهد، هویت خود را با آن‌ها یکسان می‌کند. غافل از اینکه هویت او دارد با دیگران یکسان می‌شود و کمتر این شخص می‌تواند دیگران را با خودش یکسان کند.
 
سؤال: به نظر شما، بزرگ‌ترین خطر ماهواره چیست؟ 
 
بزرگ‌ترین خطر، انفعال است. اینکه من بدون هشیاری همه چیز را بپذیرم، حتی درمورد تلویزیون‌های پاک، انفعال ایجاد می‌شود. وقتی شما انفعال داشته باشید و یکسره خودتان را در اختیار بگذارید، مشکلات دیگری ایجاد می‌شود. مثلا وقتی شما کتابی را مطالعه می‌کنید حالت انفعال ندارید و احساس فعال بودن و مولد بودن می‌کنید؛ این احساس در حالت خواندن کتاب وجود دارد. اما در هنگام دیدن فیلم اگر انسان سواد رسانهای داشته باشد، گاهی ممکن است به او بربخورد که مثلا شاید همه چیز صحنه‌پردازی شده است که من را تغییر دهد. اما اگر هشیاری وجود نداشته باشد، در حقیقت یک سلطه خاموش برای فرد ایجاد می‌شود.
 
من فکر می‌کنم به لحاظ روان‌شناختی آنچه که تحت عنوان برنامه‌های ماهواره‌ای که مجموعاً برنامه‌های خوبی هم نیستند، بویژه در قسمت فارسی زبان‌شان، کارکارد آن‌ها، سه سطح یا سه لایه از شاکله (personality) شخص را نشانه می‌گیرند: نگرش، عواطف و هیجانات که مجموعه‌ی آن را شاکله یا شخصیت می‌نامیم. به عبارت دیگر کار ماهواره تغییر نگرش، عواطف و هیجانات است. اگر بخواهیم برای این جنیه‌ها عنوان جدید قرار بدهیم و هر سه را در یک کپسول بگنجانیم، می‌توانیم از یک سبک رفتاری و تسامحاً سبک زندگی صحبت کنیم. در حقیقت ماهواره سبک رفتاری انسان را تغییر می‌دهد. نگرش، عواطف و هیجانات در یک بستر فعال (Active) براحتی تغییرنمی کنند. اما وقتی خود سیستم، انسان را به لحاظ تکنولوژیک و مکانیزمی مرعوب می‌کند، ابتدا با رعب وارد می‌شود و این میدان، منفعلانه است. در میدان منفعل تغییر نگرش، عواطف و هیجانات با سهولت انجام می‌شود و فرد براحتی تحت تأثیر پیامدهنده قرار می‌گیرد.
 
سؤال: عکس آن را چگونه می‌شود ترسیم کرد؟ یعنی اگر فعال باشیم چه اتفاقی می‌افتد؟ 
 
 فردی که فعال باشدکه تحت عنوان سواد رسانه‌ای از آن تعبیر می‌شود؛ در مقابل هر حرفی یک چرا می‌گذارد یا به تعبیر دیگری در حال «فلسفیدن» است. یعنی این را می‌بیند و نقدش می‌کند و یا اصلاً خود تکنولوژی را نقد می‌کند. مثلاً شهید آوینی درباره‌ی تلویزیون می‌گوید نفس و ذات این جعبه‌ی جادویی که باید ما از آن استفاده می‌کنیم، چیست؟ ذات آن تغییر و شتاب است. سکون در آن نیست. سکون به معنای جمود و مرداب گونه نه؛ اما به عبارت ایجاد تأمل، بله!. تلویزیون برای شما امکان تأمل نمی‌گذارد. برخی افراد که در بین آن‌ها روشنفکران هم هستند و دیدگاه‌شان نوعی مغالطه است می‌گویند: آدم‌ها و بچه‌ها هم آن را نگاه می‌کنند و بهترین آن را انتخاب می‌کنند. ظاهرا نظر فریبنده‌ای است، اما من از آن‌ها دو سؤال می‌کن: 
 
۱. اگر انتخاب می‌کنند کسی که مبنا ندارد چه چیزی را انتخاب می‌کند؟ یعنی چه چیزی را براساس چه چیزی انتخاب می‌کند؟ 
 
۲ . بمباران‌های اطلاعاتی ۲۴ ساعته مگر اجازه می‌دهد شما بین این‌ها تأمل کنید؟
 
«یتبعون احسنه» نشستن و فکر کردن و مشورت گرفتن است تا چیزی را انتخاب کنید؛ شما ۲۴ ساعت را در ۳ هزار کانال ضرب کنید و فرض بگیریم شما همه‌ی این‌ها را در یک آن Search می‌کنید، در چه زمانی می‌خواهید آن‌ها را بررسی کنید؟ اصلاً جایی برای برگزیدن باقی نمی‌ماند. در برگزیدن همیشه یک نگرش (Attitude) و شناخت (cognition) وجود دارد که انتخاب را شکل می‌دهد. وقتی من در یک سطح نگرش، عواطف و احساسات قرار می‌گیرم، دیگر جایی برای پردازش اطلاعات نمی‌ماند. به عبارت دیگر اگر بخواهیم علمی بگوییم، وقتی شما مواجه می‌شوید با سیل اطلاعات رنگارنگ رادیو و تلویزیونی، مرکز پردازش اطلاعات (CPU) انسان از کار می‌افتد.
 
 
 به تعبیر جالبی (Edward John Mostyn Bowlby) یک گارد دفاعی هم به لحاظ عاطفی در درون خودمان داریم؛ آن مقاومت هم بتدریج فرو می‌ریزد. به تعبیر ما، قبح آن می‌ریزد. پس من فرصتی برای پردازش اطلاعات ندارم و آنچه که هست، چیزی است که در من میل ایجاد می‌کند و من به دنبال آن می‌روم، بدون آنکه بخواهم.
 
 پس در زمینه‌ی فعال اگر «چرا» بگذارم، حتماً تلویزیون را خاموش خواهم کرد. چون می‌خواهم فکر کنم. درحال حاضرکانال‌های ارتباطی انسان الی ما شاءالله است. در غیر این صورت انسان‌ها منفعل هستند. وقتی هم منفعل هستند، پذیرفته‌ایم که من یک شهروند درجه دو نسبت به «پیامدهنده» هستم. بنابراین این انفعال و تغییر نگرش و عواطف است که برای ما خطر ایجاد می‌کند.
 
من فکر می‌کنم به رده‌های سنی پایین‌تر هم می‌توان توجه کرد. هر چه سن پایین‌تر باشد، میزان این تخریب بیشتر است، بخصوص در قسمت نگرش‌ها. انسان‌ها وقتی بزرگ می‌شوند، طرح‌واره‌هایی (Schema) یا به تعبیری «روان بنه» در او شکل می‌گیرد. طرح واره‌ها یادگرفتنی نیستند، اما از رفتار‌ها و رسانه و تعاملات اجتماعی کم کم طرح‌واره‌هایی در ذهن کودک شکل می‌گیرد که با بزرگ شدن کودک، این طرحواره‌ها نیز رشد می‌کنند و تبدیل به باورهای مستقر می‌شوند و این طرح‌واره‌ها هستند که رفتارهای ما را شکل می‌دهند. مثلاً می‌گویند فلان نفر مثبت‌اندیش است، طرحواره مثبت در او شکل گرفته است یا برعکس.
 
 اگر کودکان از طریق ماهواره و تلویزیون در معرض آموزش‌های غیرمستقیم قرار بگیرند، فکر می‌کنید چه نوع طرحوارهای در آن‌ها شکل می‌گیرد؟ بنده عرض می‌کنم یک طرح‌واره‌ی بی‌هیکل متعارض که قسمتی، قسمت دیگر را قبول ندارد درآن‌ها تقویت می‌گردد. بخشی از این طرحواره بخش دیگر آن را تخریب می‌کند؛ یا بهتر بگوییم چند طرحواره‌ی متعارض در فرد به وجود می‌آید. پس وقتی ما کودک را با چند نگرش متضاد مواجه می‌کنیم، نمی‌دانیم در او داریم تب تعارض ایجاد می‌کنیم. طرحواره‌های مثبت و منفی در او ایجاد می‌شود. این طرحواره‌ها در او به باور واحد نمی‌رسد، بنابراین ارزشهای ذهنی، ملی، عاطفی و هیجانی او هم کاملاً درهم شده، مختلط و متعارض است. تعارض، تب روانی موجود امروز دنیا است. آدمهایی که در تعارض بار می‌آیند معمولاً احساس مولد بودن نخواهند داشت و احساس فعال بودن ندارند چون همیشه خودشان را منفعل می‌دانند. انسانی که خودش را همیشه منفعل و مرعوب می‌داند، افسردگی در او رشد می‌کند. یکی از دلایل افسردگی در دنیای امروز افسردگی ناشی از انفعال انسان‌ها در مقابل یک چیزی است که بهت‌آور است و آن چیزی که بهت‌آور است، همین صفر و یک و دیجیتال است. یعنی نحوه‌ی عرضه آن در این افراد ایجاد بهت کرده است.
 
پس این‌ها تغییر ذائقه و نگرش و عواطف و هیجانات می‌دهند و این تغییر در دوره کودکی که در حال شکل‌گیری است، تخریب بالاتری دارد.
 
معمولاً همه رسانه‌ها، مهندسی افکار عمومی را دنبال می‌کنند. من فکر می‌کنم اگر والدین به کارکرد ذاتی ماهواره هشیار شوند - ماهوارهای هم که می‌گویم‌‌ همان بعد منفی آن درنظرم است- به محض اینکه مکانیزم عمل درذهن آن‌ها روشن شود، خود به خود خاموش می‌کنند. اما اگر این موضوع شکل نصیحت و توصیه‌های کلی و به تعبیری وجه سیاسی و امنیتی بگیرد، حساسیت ایجاد نمی‌شود. به جای اینکه بگوییم فرزند شما در معرض دوگونه‌ی تربیت قرار می‌گیرد و با تعارض بار می‌آید و یا اینکه بگوییم امریکایی‌ها می‌خواهند کشور ما را تخریب کنند، دو گونه برخورد از خانواده‌ها داریم. گزاره‌ی دوم را زیاد شنیده‌اند، اما گزاره‌ی اول هشیاری بیشتری را بوجود می‌آورد. چون میزان سمپاتی به کودک و آینده‌ی او در والدین بالاست، انگیزه‌ی بالاتری دارند برای اینکه او را در معرض انتخاب خوب قرار دهند. اگر بدانند که ماهواره چه می‌کند، یعنی بدانند تغییر ذائقه و تغییر نگرش ایجاد می‌کند و اگر بدانند کودک با چند ذائقه به دوره‌ی جوانی می‌رسد، چگونه می‌خواهد زندگی خودش را بسازد و آن را سامان دهد، درباره‌ی ماهواره فکر می‌کنند و براحتی آن را دراختیار فرزندان خود قرار نمی‌دهند. معمولاً آدم‌هایی که ملون هستند و از کاری به کار دیگر می‌روند و موفق نیستند، عموماً طرحوارههای متعارض دارند و به عبارتی دیگر شخصیت‌شان چند رغبتی است.
 
طبیعتاً عده زیادی از ما در برابر ماهواره منفعل هستیم. پیشنهاد می‌کنم حداقل در برخورد با آن منفعل نباشیم. برای این کار باید یک بار مکانیزم برنامه‌ی ماهوارهای را برای خانواده‌ها توضیح بدهیم. اگر این توضیحات درست بیان شود و آن‌ها عاقبت کار را متوجه شوند، خودشان اقدام لازم را انجام می‌دهند.
 
اینکه بگوییم ماهواره نبینید، دین‌تان را از دست می‌دهید؛ موضوع حل نمی‌شود. این، کلی گویی است. یا می‌گویند ماهواره نگاه نکنید فرزندانتان از دست می‌روند. این از دست‌تان می‌رود یعنی چه؟ 
 
ما باید مکانیزم را به درستی تشریح کنیم. بگوییم که بچه‌های ما در تعارض قرار می‌گیرند. بچه‌های شما در سن‌شان چیزی را یاد می‌گیرند که متناسب با آن سن نیست و ممکن است به بلوغ زودرس برسند. بچه‌ها روابط اجتماعی و بین فردی را یاد می‌گیرند که این روابط برای این جامعه و یا حداقل برای این سن نیست. اینجاست که فرزندان‌تان دچار تعارض‌های عاطفی و هیجانی می‌شوند. والدین به این موضوعات حساس هستند و می‌روند دنبال جواب سؤال با این مضمون که من باید چه کنم.
 
 مثالی بزنم. درباره‌ی استفاده کودکان از تبلیت و موبایل از ما سؤال زیاد می‌کنند. موبایل و تبلت را نمی‌توان از بچه‌ها گرفت حتی بچه‌های زیر دبستان. آمدیم مکانیزمی طراحی کردیم که اتفاقا آن را گزارش هم کردم. یکی از نیازهای کودکان جابجایی در فضاست. تبلت را در دست کودک دادیم، به محض اینکه در کنارش بازی میدانی راه انداختیم، کودکان تبلت را کنار گذاشتند. پس بازی میدانی در خانه‌ها راه‌اندازی شود، مثل گرگم به هوا و مثل این، صددرصد آن وسایل را کنار می‌گذارند. اینجا ما منفعل نیستیم و فعالانه تبلت از دست کودکان گرفته می‌شود، ضمن آنکه چیز بدی هم درباره‌ی تبلت نگفته‌ایم.
 
درباره‌ی ماهواره هم همینطور. یک قدم بزرگ برای عدم انفعال این است که برنامه‌ی خوب تدارک ببینیم. جنس خوب عرضه کنیم. با جنس بنجل نمی‌توان به مصاف چیزی برویم که زرق و برق دارد و انگیزه‌ی آن برای تخریب هم بالاست، تا دلتان بخواهد هم این‌ها خیّر!! دارند و پول خرج می‌کنند.
 
 
 به نظر من در ترسیم این مکانیزم که یک برنامه بد چه می‌کند، حتی اگر این برنامه، برنامه داخلی باشد، اگر این مکانیزم را به زبان ساده برای خانواده‌ها بیان کنیم، مطمئن باشید والدین به بهداشت روانی کودک هم توجه می‌کنند.
 
سؤال: یکی از عوارض ماهواره بهم خوردن روابط بین فردی است مثل همین بلوغ زودرسی که مطرح کردید. شنیدم که بعضی خانواده‌ها بلوغ زودرس فرزندان خود را از جهت هیکل و وزن از پزشک می‌پرسند، اما از نظر روان شناسی باید چه کنند؟
 
درباره‌ی هویت مطلبی را عرض کنم. گفتم که ماهواره‌ها به دلیل اینکه خرده فرهنگ را از بین می‌برند، بتدریج هویت را از بین می‌برند. هویت، مختصات فرد را در اجتماع و فرهنگی را که در آن زیست می‌کند، نشان می‌دهد. هویت، پاسخ به این سوال است که من در کجای این جامعه قرار گرفتم و چقدر مولد هستم و از این قبیل سؤالات. جواب این سؤالات را که به خودمان بدهیم احسان هویت می‌کنیم. به همین دلیل، انتساب در هویت، حرف اول را می‌زند. وقتی از هویت تعریف می‌کنید، خودتان را به یک چیزی منتسب می‌کنید، اگر ما یک جامعه‌ای ایجاد کنیم که این جامعه شکل واقعی هم ممکن است نداشته باشد، جامعه‌ا‌ی که هیچ انتسابی در آن نیست و شما چیزی را به اسم ارزش برای آن قائل نمی‌شوید و فرد وارد چنین موضوعاتی نمی‌شود. فرد در یک فضای مجازی فرامرزی، فرادینی و فرافرهنگی و فرااجتماعی خودش را چه چیزی توصیف کند؟ به جز اینکه بگوید من یک انسانم و اسم خود را بگوید؛ و این را هم در نظر داشته باشیم که حیات روانی آدم‌ها به هویت (Identity) آن‌ها است. این نکته‌ای است که ممکن است انتزاعی باشد.
 
در روابط بین فردی، دنیای ذهنی کودک با دنیای ذهنی بزرگسال متفاوت است. کودک کودک است. کودک ماهیتی کاملاً متفاوت از بزرگسالان دارد، به عبارت دیگر کودک یک بزرگسال خالی و کوچک نیست. اگر کودک را بزرگسالی کوچک بدانیم، همیشه می‌خواهیم او را پر کنیم در حالی که کودک ماهیت خودش را دارد. وقتی کودک ماهیت خودش را دارد، قاعدتاً این بزرگسال است که به سمت کودک می‌رود و کودک هم مقتضیات و نیازهای خاص خود را دارد که به آن نیازهای تحولی و مربوط به رشد می‌دانیم. نیازهای تحولی نیازهایی است که برای شکل گرفتن شاکله‌ی کودک برای رسیدن به جوانی لازم است. نیازهای تحولی در همه‌ی کودکان هم هست. ما وقتی کودک را در معرض محرک‌هایی می‌گذاریم که این محرک برای این سن نیست، نیازهای جدیدی را ایجاد می‌کنند که متناسب با صلاحیت زیستی بچه‌ها هم نیست. مثلاً صحنه‌ی پورنو (Porno) را نگاه می‌کند در حالی که میل شهوانی ندارد، این تصویرسازی‌ها موجب رسش زود‌تر غدد جنسی می‌شود و بلوغ زودرس را ایجاد می‌کند. ساز و کار فیزیولوژیکی آن به این شکل است که ابتدا تصویرسازی‌ها هستند که غدد را سریع‌تر راه می‌اندازند و کودکان با اطلاعات دقیقی که دارند، غدد جنسی آن‌ها سریع‌تر فعال می‌شود. کودک واقعا در سنین کودکی است ولی این کودک وارد دنیای بزرگسال شده که این دو دنیا، دو دنیای متفاوت هستند؛ کودکی که یک پای او در دوران کودکی است و پای دیگرش در دوران بزرگسالی. یعنی ارتباط میان فردی بین او و بزرگسال ارتباطی است که ناچاراً اتفاق می‌افتد و مرز کودکی و بزرگسالی برداشته می‌شود. وقتی این اتفاق می‌افتد این کودک، دیگر کودک نیست. پس تصویرسازی‌ها بلوغ زودرس را ایجاد می‌کند.
 
درباره‌ی ادارک (Perception) هم مطلبی را بگویم؛ در چیزهایی مثل شو (Show) تصاویر عریان و نیمه عریان یک زن را به همراه نور و موسیقی خوب نشان می‌دهند. شما تا نگاه می‌کنید، ادراک می‌کنید، وقتی ادراک می‌شود باید به آن توجه شود، هنوز شما ادراک نکرده‌اید تصویر برداشته می‌شود، تصویر به ۲ ثانیه هم نمی‌رسد، ادراک شما در حافظه‌تان روی تصویر قبلی است که تصویر جدید نمایش داده می‌شود، دوباره این تصویر را ادراک می‌کنید و عوض می‌شود مثل اینکه به شما آب می‌دهند، قبل از اینکه شما سیراب شوید آب را از شما می‌گیرند. این وقتی روی هم قرار می‌گیرد، اوج انفجار هیجانی را در فرد ایجاد می‌کند. اینجاست که این کلیپ مثلاً مشروب خاصش را هم تبلیغ می‌کند. فرد وقتی می‌بیند و دسترسی ندارد جز عصبانیت کاری نمی‌تواند انجام دهد. دقیقاً مثل کسی که چشم‌چرانی می‌کند دسترسی ندارد. اینکه می‌گویند خسر الدنیا و الآخره یعنی همین. چشم‌چرانی می‌کند، هیجان هم دارد ولی دسترسی ندارد. برای همین است کسی که پول ندارد بهتر است بوی کباب را هم استشمام نکند.
 
حالا چرا بدین گونه ایجاد اضطراب می‌کنند؟ برای اینکه جنس خاصی را تبلیغ کنند و رفتار خاصی را ترویج دهند. برای آن‌ها مهم نیست که چه بلایی سر انسان می‌آورند. وقتی ذائقه‌ی ما با ریتم تند شکل می‌گیرد، دیگر موسیقی تصویر با ریتم آرام را که طبیعت ایران را هم نشان می‌دهد، نمی‌توانی پذیرفت. چون ذائقه، با شتاب بار آمده و نمی‌تواند موسیقی آرام (Light) را با یک منظره طبیعی ببیند. اینجاست که اضطراب، خودش را به شکل رفتار رایج نشان می‌دهد.
 
دلیل دیگر اضطراب «تعارض» است. خانواده‌هایی که در معرض چند سبک قرار می‌گیرند، ابتدا دچار تعارض می‌شوند. بعد‌ها دستگاه‌های پردازش اطلاعات، آن‌ها را توجیه می‌کنند، یک نوع درهم‌شدگی در ذهن ایجاد می‌شود، ولی نتیجه‌ی این تعارض یک اضطراب فراگیر و منتشر شده است. کسانی که تکلیف‌شان با خودشان مشخص نیست، اینکه در کجا زندگی می‌کنند، گاهی مدرن فکر می‌کنند، گاهی سنتی عمل می‌کنند و بالعکس، همیشه درسرگردانی به سر می‌برند. به عبارتی، خودمان را با چندین سبک از زندگی مواجهه می‌بینیم. چون می‌خواهیم خودمان را وفق دهیم شروع می‌کنیم به دلیل تراشی که یک مکانیزم دفاعی است. یعنی به ظاهر ما را آرام می‌کند ولی اضطراب پنهان و فراگیر را در انسان ایجاد می‌کند.
 
آدم‌هایی که در معرض یک سبک و فکر قرار می‌گیرند، خیلی راحت‌تر زندگی می‌کنند و فشار به ذهن نمی‌آورند که کدام درست است و کدام غلط. مگر اینکه طرف فیلسوف باشد که آن یک بحث علمی است. وگرنه انسان خودش را در برابر چند سنت و آیین قرار دهد که همه‌ی این‌ها بعضاً با هم تعارض هم دارند، دچار تنش خواهدشد. پس تعارض چیزی است که اضطراب‌آور است و به عنوان تب روانی موجود از آن یاد می‌شود.
 
سؤال: برخی از این حرف‌ها را از برخی خانواده‌ها و بعضی دلسوزان می‌شنویم. فرض کنید خانواده‌هایی دسترسی کودک را به این امکانات مثل ماهواره فراهم نمی‌کنند و یا حدی برای آن ترسیم می‌کنند، اما کودکان در مدرسه می‌بینند که بچه‌های دیگر به این امکانات دسترسی دارند. به نظر شما این تضاد را باید بپذیریم یا برای کودک می‌توانیم توضیح دهیم؟ حالا این تضاد در همه جا می‌تواند وجود داشته باشد؛ برای این کودک چه تبعاتی ایجاد می‌کند؟
 
این مثال را درباره‌ی تبلت هم زدم.
 
یعنی نباید برای کودک توضیح داد:
 
اتفاقاً هر چه بیشتر این مسأله را برای کودک باز‌تر کنیم، بهتر است و بچه‌ها فهم آن را دارند. به فرزندشان بگویند که نمی‌توانند به دلیل اینکه ذهن کودک درگیر می‌شود این را برای او بخرد. به اوبگویند که در حال تحصیل است و ذهنش باید به جای ۱۰۰ مورد، روی ۱۰ مورد تمرکز کند.
 
کودک، نیازمند تمرکز و کانونی کردن توجهات است. هر چه بیشتر در معرض کانال‌های مختلف قرار گیرد، اشتغالات ذهنی او بیشتر می‌شود. این‌ها را می‌توان برای بچه‌های بزرگتری که در اوان نوجوانی هستند توضیح داد. اما فکر می‌کنم اول باید برای والدین توضیح دهیم. ولی در مورد ماهواره آنقدر حجم وسیعی دارد که اگر وارد خانه شود، کنترل آن بسیار سخت است، یعنی هنوز قبح دارد. ماهواره مثل تبلت و گوشی نیست. این باید کنترل شود. این تکنولوژی‌ها آمده‌اند. پس باید ما هم بهترین استفاده را از آن‌ها داشته باشیم. در این قضیه باید «فعال» برخورد کنیم. در مورد ماهواره و کودک، باید شکل صحبت ما شکل سرزنش کردن نباشد. باید به فرد گفته شود من هم مثل تو اگر خودم را در معرض چندین رفتار قرار می‌دهم، این رفتار‌ها در فرهنگ ما قبیح است و مورد پسند نیست و کم کم قبح آن ریخته می‌شود و ما آدمی می‌شویم که نمی‌دانیم هویت ما چه می‌شود؟ البته بازبان کودکان ونوجوانان.
 
اگر مکانیزم را به بچه‌ها و خانواده‌ها توضیح دهیم، خود به خود به عاقبتش می‌رسند. ولی مشکل این است که ما مکانیزم را نمی‌گوییم و فقط نقطه‌ی آخر را می‌گوییم.
 
سؤال: اگر به او بگوییم بد است به نظر شما هیجانش بیشتر نمی‌شود و مثلا در مدرسه نمی‌رود پرس و جو کند؟
 
اشکال ندارد. ما باید یاد بگیریم نوع برخوردمان با جوان و نوجوان و کودک، لحن خود را از لحن نصیحت کمتر استفاده کنیم. لحن استفهامی، لحن نصیحت را کم می‌کند. علاوه بر لحن استفهامی، اگر مکانیزم چیزی را برای اشخاص توضیح دهیم اثر بیشتری دارد.
 
مثلاً، به بچه‌ها می‌گوییم خودارضایی نکنید، این عواقب را دارد. یک ارضای غیر هیجانی، هیجان به صد نمی‌رسد. به یک نوجوان باید گفت که تو هیجانت تخلیه نمی‌شود. همه را که نمی‌توان با عواقب گناه ترساند.
 
در پزشکی هم اگر کسی گذرش به بیمارستان بیفتد، اگر برای فرد توضیح داده شود و نوع جراحی تشریح شود، مکانیزم را که متوجه می‌شوند درد آن کمتر می‌شود و درمان زود‌تر جواب می‌دهد. یعنی اگر بدانیم در چه مکانیزمی قرار می‌گیریم، خیلی مؤثر‌تر است.
 
الان، همه درباره‌ی رشد جمعیت و افزایش سن ازدواج صحبت می‌کنند. این‌ها متغیرهایی هستند که باید اصلاح شود. این‌ها متغیرهای یک عامل هستند. این عامل باید حل شود و این عامل، عامل فردگرایی است. در فردگرایی مسئولیت وجود ندارد و کسی نمی‌خواهد مسئولیت فرد دیگری را به عهده بگیرد، به همین دلیل زن نمی‌گیرد. زن نمی‌خواهد زندگی‌اش را فدای موجود دیگری بکند پس بچه نمی‌آورد. ما چه جامعه‌ای هستیم؛ یک جامعه‌ی التقاطی! یک روز فردگرا هستیم و یک روز جمعگرا. متاسفانه یک نوع درهم شدگی اتفاق افتاده است.
 
 اگر فردگرایی را حل کنیم و روی مؤلفه‌های جمع‌گرایی کار کنیم، خود به خود این مسائل هم حل می‌شود. به همین دلیل مشکل ماهواره وقتی حل می‌شود که «تعارض فرهنگی» را از بین ببریم. تعارض فرهنگی با مهندسی فرهنگی درست می‌شود. من به شما عرض می‌کنم تا مهندسی فرهنگی سامان نگیرد، موضوع ماهواره به خوبی حل نخواهد شد. درکشور گزاره‌ها و مؤلفه‌های فرهنگی وجود دارد، رگه‌های ذهنی وجود دارد که خوب و بد بودنش معلوم نیست. تکلیف ما با خیلی چیز‌ها معلوم نیست. در شرع مقدس معلوم است، در عرف وسیع هم معلوم است؛ اما در بدنه‌های مدیریتی معلوم نیست، یعنی خودمان به آن چیزی اضافه کرد‌ه‌ایم. در فضای تعارض آمیز فرهنگی شما می‌خواهید به بچه و خانواده‌ها بگویید چه چیزی را نگاه نکنند؟ مثلاً در مقالات می‌نویسند مردم مصرف‌زده شده‌اند. مگر شکل اقتصاد رایج ما غیر مصرف‌گرایی است؟ اما اگر بگوییم خانواده‌ها دچار چند فرهنگی می‌شوند به بحران هویت می‌رسند و دچار تعارض می‌شوند و اشکالات فراوانی ایجاد می‌شود تأثیر بیشتری دارد.
 
وقتی مهندسی فرهنگی رخ دهد، آن وقت تعارض فرهنگی در کشور از بین می‌رود. وقتی تعارض وجود نداشته باشد، تکلیف آدم‌ها با موضوعات، مفاهیم و رفتار‌ها مشخص می‌شود. وقتی ارزش‌ها به خوبی مشخص شوند سراغ ضد ارزش‌ها نمی‌روند.
 
مثالی می‌زنم. در یک روز مشاوره، با دو خانواده روبه رو شدم که هر دو این خانواده در یک خیابان زندگی می‌کردند. مادر خانواده اول خیلی گریه و دختر خود را بسیار سرزنش می‌کرد. او می‌گفت دختر من عاشق مدیرعامل یک شرکتی شده است ولی من نمی‌گذارم این وصلت سر بگیرد. در آخر گفتم موضوع چیست؟ گفت که اولا اینکه همه فامیل خواستگار روسری‌های خود را برنداشتند و وقتی شوهرم مشروب سرو کرد کسی نخورد و آبروی خانوادگی ما رفت!. این مربوط به سال ۹۳ است. می‌گفت آقای دکتر دختر مرا نصیحت کنید. من مطمئنم اگر به آن مادر می‌گفتم مشروب حرام است نمی‌دانست واقعاً حرام یعنی چه؟ درهمین خیایان خانواده‌ای هستند، درست با ارزش‌های برعکس. آن‌ها از اینکه خواستگارشان بی‌حجا ب بوده، ناراحت بود. این موضوع، تنها یک اختلاف عادی نیست بلکه بیانگر وجود نوعی تعارض فرهنگی درجامعه است که آدم‌ها در مسایل مربوط به خودشان فاقد فهم مشترک هستند. این موضوع نشان می‌دهد آن‌ها درمعرض دو نوع آموزش فرهنگی قرار گرفته‌اند که دراین می‌پان، عموماً ماهواره‌ها یکی از آموزش هارا متقبل شده‌اند! این نمونه‌ها نشان می‌دهد که مردم ما درمعرض انواع آموزش‌های متعارض قرارگرفته‌اند.
 
 
حالا یک مثال دیگر، من یک خانمی را می‌شناختم که سگ داشت. به او گفتم خانم فلانی این سگ نجس است، مگر تو نماز نمی‌خوانی؟ گفت نه! نجس نیست چون من هر روز سگم را می‌شویم. گفتم اینکه بد‌تر شد. اینکه نجاستش گسترده‌تر می‌شود. گفت آقای دکتر من سریع با حوله‌ی خودم خشکش می‌کنم. گفتم باز هم بد‌تر شد. گفت نه من سگم را با شامپوی خاصی شستشو می‌کنم. دیدم با این خانم فهم مشترک ندارم. این‌ها بیانگر تعارض است. نزد من، نجس به معنای شرعی آن مطرح است و نزد آن خانم، نجس یه معنی یک چیز کثیف. چرا من و ایشان هم معنی نیستیم؟ این موضوع به فرهنگ و نوع آموزش‌های فرهنگی و اعتقادی برمی‌گردد. درباره‌ی برخی مفاهیم، اشتراک معنی وجود ندارد. به همین دلیل، ارتباط، بخصوص ارتباط اجتماعی وعاطفی بین آدم‌های یک جامعه قطع می‌شود.
با این حساب، فضای مهندسی شده، فضای بدون تعارض است. اشتراک معنی به خوبی وجود دارد. ممکن است آدم‌ها به آنچه که اعتقاد دارند عمل نکنند، اما معنی مفاهیم مشخص است. من می‌گویم اگر مهندسی فرهنگی به خوبی اتفاق بیفتد، اقبال از ماهواره به شدت کمتر خواهدشد؛ چراکه آدم‌ها معنی مفاهیم اعتقادی و فرهنگی خود را می‌شناسند، هویت خودرا می‌دانند، و براحتی حاضر نمی‌شوند ناخوانده‌ای به نام ماهواره بابرنامه‌های بی‌هویتش، آنهاراتخریب نماید.
 
درکل عرض می‌کنم که در جامعه‌ی متعارض نمی‌توان افراد را از چیزهای متعارض منع کرد. بهتر است برای رفع تعارض‌ها از موضع اخلاقی و دینی وارد نشویم، بلکه بهتراست مکانیزم‌های نفوذ ماهواره، نفوذ فرهنگ‌های بی‌هویت، و از این قبیل را بدون ابراز هیجان توصیف کنیم. مردم اگر ازعاقبت هرچیزی مطلع شوند وبه اهداف صاحبان ماهواره نیز برای تخریب فرهنگ‌ها واعتقادت پی ببرند، به آن‌ها اجازه دست اندازی به اعتقاداتشان را نمی‌دهند.
 
سؤال: به برخی از عناوینی که درباره‌ی کودکان و نوجوانان بود اشاره کردید. برخی از موضوعاتی که زندگی بزرگسالان و خانواده‌ها را تحت الشعاع قرار می‌دهد در این باره نیز توضیح بفرمایید.
 
در تحقیقی حدود ۱۲ سریال فارسی زبان ماهواره‌ای را تحلیل محتوایی و گفتمانی شده بود. سریال‌هایی که عموماً در ایران دیده شده است و چون قسمت‌های زیادی دارد، میزان نفوذ بالایی هم دارند. این سریال‌ها کمترین چیزی را که مورد توجه قرار داده بودند، مسائل سیاسی و امنیتی بود و بیشترین مسأله آن‌ها درباره سبک زندگی و خانواده بوده است. یعنی نگاه‌شان روی خانواده و سبک زندگی است. در سبک زندگی، فردگرایی در خانواده، نوع پوشش باز، ریختن قبح ارتباط مرد زن دار با دیگری و زن شوهردار با دیگری مطرح بوده است. در واقع ما هر چه مؤلفه انسجام خانواده را می‌شماریم، توسط این برنامه‌ها هم به مسخره گرفته شده و هم متزلزل می‌شوند. آدم‌ها وقتی در معرض تکرار قرار بگیرند کمکم منفعل می‌شوند و مرکز پردازش اطلاعات آن‌ها حالت انفعال می‌گیرد. پردازش اطلاعات مخاطبان ماهواره‌ای دلیل‌تراشی می‌کند و کم کم قبح آن موضوعات از بین می‌رود. مجموعاً اینکه این سریال‌ها، مؤلفه‌های پایداری خانواده را از بین می‌برند. من می‌خواهم این را بگویم که اگر انسجام خانواده از بین برود، جامعه‌ی کوچک‌تر از بین برود، جامعه‌ی بزرگ‌تر سامان نخواهد گرفت. و اگر خانواده‌ها به هم بریزند و داستان خیانت به شکل گسترده وارد عرصه زندگی‌ها شود، به دنبالش حتماً بیماری‌های روانی خواهد ظهور خواهدکرد؛ جدای از آنکه خیلی از قتل‌ها و بزن بزن‌ها ناشی از مسائل خانوادگی اتفاق می‌افتد.
 
سؤال: تعارضاتی که در جامعه داریم و لزوم مهندسی فرهنگی را مورد توجه قرار دادید. ماهواره تا چه اندازه رفتارهای جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ تا چه اندازه این جامعه‌ی متعارض خودش به سمت ماهواره می‌رود؟
 
این سیکل و دور معیوب اتفاق افتاده است. من متوسط جامعه را می‌گویم. بخشی از جامعه که فعالند خودشان را در مقابل هر دادهای قرار نمی‌دهند. قشر تحصیلکرده فرهنگی متدین، ارزش‌هایی برای خود قائل هستند. وقتی این‌ها به شکل منفعل در برابر همه چیزی قرار نمی‌گیرند، ماهواره روی آن‌ها اثر نمی‌گذارد و مسئولیت پیدا کرده‌اند. اما این‌ها چقدرند؟ در همین خانواده‌ها فرزندانی دارند که بنیه‌های دینی آن‌ها کامل شکل نگرفته است. تأثیرات ماهواره با بالا بودن میزان معنویت رابطه‌ی عکس دارد. یعنی هر چه افراد معنویت بیشتری دارند خودشان را کمتر در معرض آسیب و تصاویر این چنینی قرار می‌دهند.
 
 اینجا داستان عرضه و تقاضا است. اگرجامع‌های متعارض باشد، چون چند نوع ارزش به او عرضه می‌شود، شخصیت علیل بدون پردازش را حاصل می‌کند که عموما برنامه‌های ماهواره بیشتر روی این دسته از افراد یعنی افراد منفعل اثر می‌گذارد. انفعال تأثیر بیشتر را به دنبال دارد. تا جایی که «استحاله» رخ می‌دهد.
 
برخی را می‌شناسم که می‌گویند یک صحنه از تلویزیون خودمان را ندیده‌اند و تمام توجه‌شان به ماهواره است، جالب است که نادانسته گاهی افتخار هم می‌کنند! اما نمی‌دانند که خود و فرزندانشان را در معرض چه عفونتی قرار داده‌اند. برای چنین افرادی ارزش مهم نیست، پرچم مهم نیست، زبان و ادبیات فارسی مهم نیست، سرزمین مهم نیست، لباس ملی و قومی مهم نیست و به همین دلیل مهاجرت‌های بی‌مبنا در این اقشار بالا است؛ این‌ها فقط می‌خواهند بروند. به کجا معلوم نیست. آخر این تعارض، «استحاله» است.
 
برای مقابله با این پدیده‌ها باید؛
 
۱. مصونیت ایجاد کنیم؛ با بالا رفتن معنویت، دانش دینی 
۲. خودسازی. انسان فطرتاً میل به زیبایی دارد. 
۳. ما جامعه را از تعارض باید خارج کنیم. 
۴. هشیار نمودن مخاطبان نسبت به مکانیزم‌ها واهداف برنامه‌های ماهواره‌ای
 
سؤال: آیا جامعه‌ای وجود دارد که اصلاً در آن تعارض نباشد؟
 
خیر، ولی جوامعی وجود دارند که تعارض در آن حداقل است مثل ژاپن. دراین کشور شواهد نشان می‌دهد که بدلیل توجه و اعتماد عمومی به فرهنگ، خط، اسطوره‌ها و مولفه‌های فرهنگی خویش، جامعه یکدست است و فرهنگ بیگانه به راحتی نمی‌تواند در آن نفوذ کند. اما درکشور ما، یک نمونه‌ی عادی آن را بگویم. بار‌ها دیده‌ایم که مثلا پشت اتوبوس به حروف انگلیسی نوشته است «یا حسین»! ماشین می‌سازیم، اسم آن را فارسی بر می‌گزینیم مثل سمند، اما آن را با حروف انگلیسی پشت ماشین حک می‌کنیم. این موضوع نشان می‌دهد که به رسم الخط فارسی توجه جدی وسمپاتی نداریم. این چیز خوبی نیست. در خیابان جمهوری اسلامی آیا شما یک تابلوی فارسی دیده‌اید؟ ولی شما تابلوهای نصب شده در توکیو را نگاه کنید. روی رسم‌الخط‌شان تعصب دارند. درهرصورت با ترویج تصریح شده فرهنگ واعتقادات بومی می‌توان تعارض‌ها را به حداقل رساند.
 
سؤال: درباره تبعاتی که شبکه‌های ماهواره‌ای ایجاد می‌کند؛ ماهواره را نمی‌توان وقتی وارد خانه شد، دسته‌بندی کرد. اما آسیب‌ها قابل دسته‌بندی هستند. برخی شبکه‌ها که متمرکز بر سبک زندگی هستند یا برخی روی مسائل سیاسی و امنیتی یا مسائل قومی و اقوام متمرکز هستند. روی این دسته‌بندی‌ها کاری شده که تهدیدات بیشتر در چه مواردی هست؟ 
 
ز دست دیده و دل هر دو فریاد/ که هر چه دیده بیند دل کند یاد...
 
بله این دسته‌بندی وجود دارد. پورنو تهدیدات عصب‌شناختی دارد. اگر بروز بیرونی نداشته باشد هیجانات منفی و اضطراب ایجاد می‌کند و این دسته‌بندی وجود دارد. حتی اگر در یک دسته‌بندی چیزهای خوب هم انتخاب شد، باید ببینیم مؤلفه‌هایی که ترکیب می‌شوند و با هم یک مضمون را درست می‌کنند، از لحاظ ساختاری با فرهنگ ما انطباق دارد یا نه؟ 
 
 هر کار هنری یک مضمون دارد. آن چیزی که رسوب می‌کند، مهم است. آنچه که القا می‌کند چیست؟ اینجاست که سواد رسانه‌ای مهم است. خیلی از فیلم‌ها «صحنه» ندارند، اما همین فیلم‌ها چه رگه‌ای از افکار و اندیشه‌های الحادی را ترویج می‌کنند. اینجا دسته‌بندی دقیقی نداریم. این دسته‌بندی‌ها در دسترس عموم قرار نمی‌گیرد. متأسفانه مجموعه‌های پژوهشی هم کار خودشان را می‌کنند وکارهای آن‌ها بدلیل عدم اندام وارگی پژوهش و اجرا بایگانی می‌شود. در حالی که محصول آن باید به جامعه برسد. هر پژوهش باید سخنگو داشته باشد و به رسانه‌ها برسد.
 
برخی از خانواده‌ها خودشان طبقه‌بندی نانوشته دارند و اجازه نمی‌دهند فرزندان‌شان هر برنامه‌ای را ببینند. به عنوان نمونه، عمده کارهای مستند خارجی تولید شده درباره‌ی طبیعت مبتنی بر داروینسم است و این خطرش کمتر از بقیه‌ی برنامه‌ها نیست. اگر چیزی خلاف فطرت خدا گرایانه رسوب کند، مخرب است. حتی اگر علی‌الظاهر رقص و آواز هم نداشته باشد. دسته بندی‌ها باید براساس مضمون باشد و من تا به حال چنین دسته‌بندی را ندیده‌ام. وقتی این دسته‌بندی‌ها ارائه نمی‌شود، خانواده‌های متوسط فکر می‌کنند همین که یک فیلم صحنه‌های خشن ویا جنسی ندارد، مضر نیست؛ درحالی که ممکن است مضمونی که این گونه فیلم‌ها ارائه می‌دهند، طرحواره‌ی ذهنی و ذائقه افراد را به شدت و با شتاب تغییر دهند.
 
سؤال: آیا این تهدیدات در بین زنان و مردان هم فرق می‌کند؟ 
 
الان مردان بیشتر بیننده برنامه‌های مستهجن هستند. درجدید‌ترین آمار، مردان سه برابر زنان، بیننده فیلمهای بد هستند. آنچه که آن‌ها از صحنه تلویزیون نگاه می‌کنند، با نور و قاب بندی تصویر همراه با موسیقی خاصی، جلوهای از زن را ایجاد می‌کند که انگار موجود دیگری است. این تصور‌ها، تصاویر پایداری را درذهن افراد حک می‌کند که بتدریج در رفتار فرد خود را نشان خواهد داد. طلاق‌های زیادی هم سر این مسائل ایجاد می‌شود. مردانی هستند که به این مسائل معتاد شده‌اند. این مسأله‌ی بنیان خانواده‌ها را متزلزل می‌کند، برای اینکه فکر می‌کنند دیگری از همسران‌شان بر‌تر است. فیلم‌های پورنو از همه‌ی چهار سطح Emotion (هیجانی)،Erotic  (عشوه‌گری)، Romantic  و sexual (جنسی) استفاده می‌کنند.
 
سؤال: به عنوان یک استاد دانشگاه و صاحب نظر، شما که این شبکه‌های ماهوارهای را تحلیل می‌کنید آیا به این اعتقاد دارید که این شبکه‌ها به صورت یک زنجیره به همپیوسته فعالیت می‌کنند؟ یعنی یک اتاق فکری این شبکه‌ها را برنامه‌ریزی می‌کند؟ زمانی که به شبکه‌ی فارسی وان بیشتر پرداخته می‌شد، اینقدر محتوای مبتذل و مستهجن نشان می‌داد که از سوی کودک پس زده شد. بعد از آن شبکه‌های دیگر مثل «جم» و «من و تو» تأسیس شدند که این داستان در آن‌ها متعادل‌تر شد. به ذهن می‌رسد در کنار آن رقابت‌هایی که بین آن شبکه‌ها وجود دارد اتاق فکری این‌ها را مدیریت می‌کند.
 
به شکل عینی مرداک نامی هست که شبکه‌های زیادی دارد که مدیریت می‌کند، اما به جز او هم هست. حتماً شبکه‌ای این برنامه‌ها را هدایت می‌کند که نانوشته است. یعنی یک ایدئولوژی این‌ها را هدایت می‌کند نه ایدئولوژی منبعث از جهان‌بینی الهی؛ منظور یک سبک فکری همه این محصولات را برای رسیدن به منافع‌شان هدایت می‌کنند. جهانی شدن از آن چیزهایی است که تکلیف خودش را مشخص کرده است. در جهانی شدن، دلبستگی (Attachment) و تعلق اجتماعی و فرهنگی رنگ می‌بازد. پس وقتی یک معیار و اصل را بنا می‌گذارید، همه براساس آن برنامه‌سازی می‌کنند، چون منافع آن‌ها هم در گرو این چیزهاست. یک شبکه‌ی نانوشته وجود دارد که صاحبان منافع مشترک مرامنامه‌ای می‌نویسند و پیش می‌روند و این همه هزینه کردن باید انگیزهای داشته باشد. این‌ها انگیزه دارند؛ برای اینکه دیگران مزاحمتی برای منافع مالی این‌ها ایجاد نکنند. کسانی که سوداگر اقتصادی (Merchant) هستند معمولاً جهان‌بینی یکسانی دارند و سود فردی برای آن‌ها مهم است.
 
سؤال: در بحث ماهواره نمونه‌های خارجی را در نظر بگیریم. کدام کشور‌ها مورد تهاجم شبکه‌های ماهواره قرار می‌گیرند؟ و کدام کشور‌ها در مقابله با ماهواره موفق بودند؟ 
 
من در این زمینه تحقیقی نکردم ولی می‌دانم این‌ها در حوزه آسیایی و کشورهای عربی سرمایه‌گذاری بالایی دارند.
 
خبر مرتبط:
 

یمن

یمن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مختصات: ۱۵° شمالی ۴۸° شرقی

جمهوری یمن
الجمهوریة الیمنیة
یمن
پرچم
شعار ملی"خدا، ملت، انقلاب، اتحاد
سرود ملیجمهوری متحد
پایتخت
(و بزرگترین شهر)
صنعا
۱۵°۲۱′ شمالی ۴۴°۱۲′ شرقی
زبان رسمی زبان عربی
نوع حکومت جمهوری
نام حاکمان 
رئیس شورای عالی انقلابی

محمد علی حوثی[۱] 
موارد منجر به تشکیل
یمن شمالی و جنوبی
۲۲ مه ۱۹۹۰
مساحت
 -  مساحت ۵۲۷٬۹۶۸کیلومتر مربع (۴۹ام)
 -  آب‌ها (٪) جزئی
جمعیت
 -  سرشماری ۲۳٬۸۳۳٬۳۷۶ 
(۵۱ام)
 -  تراکم جمعیت ۴۲‎/km۲‏ (۱۶۰ام)
شاخص توسعه انسانی (۲۰۱۳) ۰,۵۰۰ (۱۵۴)
واحد پول ریال یمن (YER)
منطقه زمانی UTC (ساعت جهانی+3)
دامنه اینترنتی ye.
پیش‌شماره تلفنی +۹۶۷+
نقشه جنگ داخلی یمن:
سبز: حوثی‌ها و وفاداران علی عبدالله صالح
سرخ: دولت منصور هادی
خاکستری: القاعده و انصارالشریعه

جمهوری یَمَن (به عربی: الجمهوریة الیمنیة) کشوری در جنوب غربی آسیا و در جنوب شبه جزیره عربستان واقع در خاورمیانه، و پایتخت آن شهر صنعا است. جمعیت یمن حدوداً ۲۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر است. زبان رسمی آن عربی و واحد پول آن ریال یمنی است.

یمن ۵۲۷٬۹۶۸ کیلومتر مربع گستردگی دارد. یمن دارای دو ساحل مهم است، ساحلی غربی در کرانهٔ دریای سرخ و ساحلی جنوبی در کرانهٔ دریای عرب، همچنین دارای بیش از ۲۰۰ جزیره است که مهم‌ترین آنها جزایر سقطره در دریای عرب است.

بنا بر گزارش بین‌المللی آزادی مذهبی، ۶۰ تا ۶۵ درصد از مردم یمن مسلمان سنی و بیش از ۳۵ تا ۴۰ درصد شیعه هستند.[۲] بیشتر شیعه‌های یمن از شاخه زیدی هستند اما اقلیت قابل توجهی شیعه دوازده‌امامی[۳][۴] و شیعه اسماعیلی[۳] هم در میان آنها وجود دارد. سنی‌ها بیشتر در جنوب و جنوب شرق، شیعه‌های زیدی عمدتاً در شمال و شمال غرب و اسماعیلی‌ها بیشتر در مراکز اصلی نظیر صنعا و مأرب زندگی می‌کنند.

یمن بین سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۹۰ به دو کشور جمهوری عربی یمن (یمن شمالی) و جمهوری دمکراتیک یمن (یمن جنوبی) تجزیه شده بود که در این سال با هم متحد شدند و جمهوری یمن بوجود آمد. در سال ۱۹۹۴ جنگ داخلی میان جدایی‌خواهان جنوبی و حکومت مرکزی درگرفت که با پیروزی شمالی‌ها اتحاد پابرجا ماند.

این کشور از سال ۲۰۱۱ گرفتار یک بحران سیاسی شده‌است. در این سال اعتراضات خیابانی علیه علی عبدالله صالح که در عمل به رئیس‌جمهور مادام‌العمر کشور تبدیل شده بود منجر به برکناری او از قدرت شد. در فوریهٔ ۲۰۱۲ عبدربه منصور هادی در یک انتخابات تک‌نفره به عنوان رئیس‌جمهور کشور انتخاب شد اما اختلافات سیاسی ادامه یافته و دو گروه انصارالله (به رهبری حوثی‌ها) و نیز القاعده وارد درگیری با حکومت مرکزی و یکدیگر شدند. حوثی‌ها در سپتامبر ۲۰۱۴ صنعا را تصرف کرده و تشکیل حکومت وحدت ملی را اعلام کردند. منصور هادی و دولت او در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۵ استعفای خود را اعلام کردند اما در ۲۱ فوریه منصور هادی استعفای خود را پس گرفته و عدن را به عنوان پایتخت موقت اعلام کرد. در ۲۶ مارس ائتلافی از کشورهای منطقه به رهبری عربستان سعودی حملات هوایی را علیه حوثی‌ها و در حمایت از دولت هادی با نام طوفان قاطعیت آغاز کردند.

محتویات

محدودهٔ یمن

محدودهٔ یمن: از شمال عربستان سعودی، از جنوب به خلیج عدن، از مغرب ساحل دریای سرخ و از سمت مشرق به سلطنت عمان محدود می‌شود.

تاریخ

قلعه القاهرة (استان حَجّه)

یمن کشوری است در همسایگی عربستان که از زمان‌های قدیم موقعیت خاص داشته‌است. یمن از قدیم ناحیه‌ای آباد و خرم و با نعمت بسیار و دارای جنگل‌ها در نقاط کوهستانی و در نقاط دیگر نخلستان‌ها و باغ‌ها میوه گوناگون می‌باشد. داستان سد تاریخی‌اش که بنام سد مأرب مشهور است در کتب تاریخ ذکر شده‌است. در آن دوران کشور یمن «عربستان خوشبخت» نامیده می‌شده‌است.

در یمن به دلیل بارانهای منظم زمین‌های زیر کشت و کشاورزی پر رونق بوده است؛ بنابراین جمعیت انبوه در آنجا سکونت یافتند و در نتیجه روستاها و شهرها را پدید آوردند. گردآمدن مردم بسیار در آن خطّه حاصلخیز صدها سال پیش از میلاد مسیح، دولت‌هایی را بوجود آورد و تمدنی را در آنجا پی افکند.[۵]

نخستین دولت معینیان است که پایتخت آن قرنو بود و بین سالهای ۱۲۰۰ تا ۶۰۰ پیش از میلاد بر سرزمین یمن حکومت می‌کردند. سلطه بازرگانی آنان چنان وسعت داشت که از خلیج فارس تا کنار مدیترانه را فرا می‌گرفته است. دولت قتبان نیز در هزاره اول پیش از میلاد تأسیس شد و تا قرن دوم میلادی ادامه یافت و سرانجام توسط سبائیان برچیده شد. باستان شناسان از روی سنگ نوشته‌ها معلوم کرده‌اند که پادشاهان قتبان همچون سبا لقب مکرب داشتند یعنی نوعی قدرت روحانی و سیاسی را دارا بودند. دولتی هم که در حضرموت تأسیس شد پایتخت آن شبوه بوده و به واسطه برخورداری از تجارت کندر ثروت فراوانی داشته است.[۶]

در میان این دولتها سبا دارای اهمیت خاص می‌باشد. قدرت سیاسی و نظامی و بازرگانی آنان توانست به تدریج حکومتهای پراکنده جنوب را زیر پوشش حکومت مستقل و گسترده خود درآورد و دامنه سلطه خویش را تا به آفریقا بکشاند. سبائیان ۹ قرن بر این منطقه حکومت کردند و منطقه نفوذ خود را گسترش دادند و راه بازرگانی اقیانوس هند به دریای سرخ و از آنجا به خلیج عقبه و پیرامون آن را در اختیار گرفتند. دوره حکومت سبائیان تا یکصد و پانزده پیش از میلاد تداوم یافت. سرانجام قوم سبا توسط حمیریان منقرض گردید.[۶]

دولت حمیریان که برخی راجع به آن به طور مستقل صحبت کردند را می‌توان به دو دوره تقسیم نمود: نخست اینکه پادشاهان دوره اول در آغاز پادشاهان سبا و ذوریدان نام داشتند که عنوانی شامل حکومت قتبیان و حمیر است ولی تدریجاً حکومت به حمیریان منتقل گردید و از این زمان به بعد دوره دوم و حکومت آنان آغاز شده است. دولت دوم تبابعه نام داشت که پایتخت ایشان شهر ظفار از سرزمین یمن بود و چون نام عمومی هر یک از فرمانروایان این سلسله تبع بوده است حکومت ایشان را تبابعه می‌گویند. این دولت از سال پانصد و پانزده پیش از میلاد تا پانصد و سی و یک میلادی طول کشید و سرانجام توسط حبشیان انقراض یافت.[۶]

در زمان خسرو انوشیروان کار یمن یکسره شد و در رقابت میان ایران و روم، ایران پیروزی یافت.[۷] با چیرگی ایران بر جنوب عربستان در سال ۵۹۸-۵۹۷ میلادی یمن نیز به‌وسیله شاهنشاهان ساسانی به تصرف ایران در آمد و تا ظهور اسلام تابع حکومت ایران بود. شَهرَب (ساتراپ) ساسانیان در کل منطقه جنوب عربستان، باذان بود.

در دوران‌های پیش، نخستین تماسی که یمنی‌ها با خارج یافتند، در شمال عربستان بود و آن هنگامی بود که آشوریان راه بازرگانی یمن را به خطر انداخته بودند. همچنین فتوحات عظیم هخامنشی نیز ایشان را دچار خطر کرد. اما این حوادث صدمه‌ای به یمن وارد نکرد و اصولاً روابط یمن و اکثر اعراب جنوب با ایران بیشتر دوستانه بوده و انتشار دین مسیح در آن نواحی این دوستی را استوار کرد.

تا ظهور دین اسلام پس از مدتی اسلام در این سرزمین نفوذ یافت که عبدالله بن اسحاق بن ابراهیم یکی از حاکمان یمن در این دوران است.

همچنین در سال ۱۷۵۰ میلادی جزو قلمرو دولت عثمانی در آمد و با سقوط امپراتوری عثمانی، در سال ۱۹۳۴ میلادی با انعقاد قراردادی با انگلستان به استقلال رسید.

سابقاً حکومت یمن در دست امیری بود که او را امام یمن می‌خواندند و او شخصاً کشور را اداره می‌کرد ولی از سال ۱۹۶۲ میلادی برابر ۱۳۴۱ شمسی به جمهوری تبدیل شد.

سیاست

جستار وابسته: انقلاب یمن

پس از انقلاب یمن در سال ۲۰۱۲ قدرت حکومت مرکزی تا حد زیادی از دست رفته و بیشتر نقاط کشور خارج از کنترل آن هستند. حوثی‌ها که یک گروه شیعه زیدی هستند و مرکز آنها در ولایت صعده در شمال کشور است قویترین این گروه‌ها هستند که تا مارس ۲۰۱۵ صنعا پایتخت و بزرگترین شهر کشور را در کنترل خود دارند. انصارالشریعه که شاخه‌ای از القاعده است نیز دیگر گروه قدرتمند این کشور است.

علی عبدالله صالح از سال ۱۹۷۸ به عنوان رئیس‌جمهور یمن شمالی و از سال ۱۹۹۰ به عنوان رئیس‌جمهور یمن متحد قدرت را در این کشور در دست داشت. وی در سال ۲۰۱۲ با اعتراضات گسترده مردمی که به انقلاب یمن معروف شد از قدرت کناره‌گیری کرده اما همچنان یک بازیگر تاثیرگذار در صحنه سیاست کشور است و نیروهای وفادار به او در مارس ۲۰۱۵ با حوثی‌ها وارد ائتلاف شده‌اند.

تقسیمات کشوری

کشور یمن به ۲۰ استان و یک محدوده پایتختی بخش شده‌است:

Yemen governorates.png
Yemen-map.gif
  1. عَدَن
  2. عَمران
  3. اَبیَن
  4. ضالع
  5. بیضاء
  6. حُدَیده
  7. جَوف
  8. مَهره
  9. مَحویت
  10. محدوده پایتختی صنعا
  11. ذَمار
  12. حضرموت
  13. حَجّه
  14. إب
  15. لَحِج
  16. مأرب
  17. رَیمه
  18. صَعده
  19. استان صَنعاء
  20. شبوه
  21. تَعِز

جزایر سوکوترا مهم‌ترین جزایر این کشور هستند.

اقتصاد

تولید ناخالص داخلی یمن در سال ۲۰۱۳ بیش از ۶۱ میلیارد دلار و درآمد سرانه حدود ۲۵۰۰ دلار بوده‌است. خدمات مهمترین بخش اقتصاد کشور است که ۶۱ درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص می‌دهد و صنعت با ۳۱ و کشاورزی با ۷.۷ درصد پس از آن قرار می‌گیرند. تولیدات نفتی ۶۳ درصد درآمدهای دولت را تشکیل می‌دهد. کشاورزی در گذشته اهمیت بیشتری داشت و ۱۸ تا ۲۷ درصد تولید کشور را شامل می‌شد. محصولات کشاورزی کشور شامل غلات، میوه‌ها، سبزیجات، قاط، قهوه، پنبه، لبنیات، ماهی، دام (گوسفنت، بز، گاو و شتر) و ماکیان می‌شوند.

سورگوم (ذرت خوشه‌ای) کشت اصلی کشور و انبه مهمترین میوه کشور است. یکی از معضلات کشور کشت قات یک گیاه مخدر است که جویدن آن اثر محرک دارد. حدود ۴۰ درصد کل آب حوزه آبخیز صنعا به کشت این گیاه اختصاص پیدا می‌کند که موجب خشک شدن کشتزارها و بالارفتن قیمت مواد غذایی شده‌است.

بخش صنعت کشور نیز شامل تولید و پالایش نفت، صنایع غذایی، صنایع دستی، کارگاه‌های کوچک نساجی و چرم، تولید آلومینیوم، تعمیر کشتی، و تولید گاز طبیعی می‌شود. نرخ بیکاری در سال ۲۰۱۳ به ۳۵ درصد رسیده‌است.

مردم

جمعیت یمن در سال ۲۰۱۴ حدود ۲۴ میلیون نفر بوده‌است. بیش از ۹۹ درصد آنها مسلمان هستند که حدود ۶۵ درصد سنی و ۳۵ درصد شیعه برآورد می‌شوند. سنی‌ها اغلب شافعی با اقلیتی از مالکی و حنبلی و شیعیان اکثرا زیدی با اقلیت اسماعیلی و دوازده‌امامی هستند. رشد جمعیت کشور بالاست و نرخ باروری ۴.۴۵ فرزند برای هر زن است. جمعیت صنعا پایتخت کشور در سال ۱۹۷۸ فقط ۵۵ هزار نفر بود اما اکنون از ۲ میلیون نفر فراتر رفته‌است.

اکثر یمنی‌ها عرب هستند و آفریقایی-عرب‌ها، جنوب آسیایی‌ها و اروپایی‌ها هم اقلیت‌های قومی کشور را شکل می‌دهند. یمن کشوری عمدتا قبیله‌ای است و در بخش‌های کوهستانی شمال کشور حدود ۴۰۰ قبلیه زیدی وجود دارند. برخی از یمنی‌ها هم ایرانی‌تبار هستند. به نوشته مقدسی در قرن دهم بیشتر اهالی عدن ایرانی بودند. یهودیان یمن هم در گذشته جمعیت قابل توجهی داشتند اما بیشتر آنها در قرن بیستم به اسرائیل مهاجرت کردند. حدود یکصد هزار هندی‌تبار هم در جنوب کشور زندگی می‌کنند.

نگارخانه

جستارهای وابسته

منابع


  • عبدربه منصور هادی رییس‌جمهور پیشین این کشور است که از یمن به عربستان گریخته‌است و برخی کشورها او را به رسمیت می‌شناسند. وی پس از استفعا به عدن رفت و استعفای خود را پس گرفت و پس از حمله به عدن از یمن گریخت. نیروهای وفادار به منصور هادی بر بخش‌هایی از یمن تسلط دارند.

  • "YEMEN 2012 INTERNATIONAL RELIGIOUS FREEDOM REPORT". U.S. Department of State.

  • "Yemen: The conflict in Saada Governorate – analysis". UN High Commissioner for Refugees. 24 July 2008. Retrieved 2 January 2014.

  • Al-Zaidi, Hassan (22 October 2007). "The Twelve-Imam Shiite Sect". Yemen Times. Archived from the original on 22 October 2007.

  • شهیدی، جعفر: تاریخ تحلیلی اسلام ، ص۹.

  • باقرزاده، جمشید و اکبرزاده، رجب: بررسی نقش ابناء در تحولات سیاسی و اجتماعی یمن. در: پژوهش‌نامه تاریخ، سال ششم، شماره ۲۴.

    1. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، ص ۴۰.
    • بخشی از مطالب از دانشنامه رشد.
    • المقحفی، ابراهیم، احمد، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دارالحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
    • الصنعانی، محمد بن یحیی بن عبدالله بن احمد، الیمانی.، (اَلأنَباءَ عَن دُولةَ بَلقِیسَ وَ سَبأَ) ، منشورات دارالیمنیة للنشر والتوزیع، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۴ میلادی به (عربی).
    • استاد.دکتر: الجرو، سعید، اسمهان، ، (دراسات فی التاریخ الحضاری للیمن القدیم)، دارالکتاب الحدیث، چاپ عدن، ۲۰۰۳ میلادی به (عربی).
    • استاد.دکتر: الجرو، سعید، اسمهان، ، (دراسات فی التاریخ الحضاری للیمن القدیم)، دارالکتاب الحدیث، چاپ عدن، ۲۰۰۳ میلادی به (عربی).
    • کتاب «قتبان و سبأ» چاپ لندن سال ۱۹۵۵ میلادی.
    • دکتر: السید عبدالعزیز، بن سالم، (تاریخ العرب فی العصر الجاهلیة) ، دارالنهضة العربیة چاپ سال ۱۹۷۸ میلادی به (عربی).
    • دکتر: زاهیه، وهبة، . (شُبه الجَزیرَة العََربیَة) دارالنهضة العربیة للطباعة والنشر، چاپ و انتشار سال ۱۹۷۷ میلادی.
    • آذرنوش، آذرتاش، راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، چاپ سوم. تهران: انتشارات توس، ۱۳۸۸. شابک ۳-۴۳۶-۳۱۵-۹۶۴-۹۷۸

    یمن

    یمن

    مختصات: ۱۵° شمالی ۴۸° شرقی

    جمهوری یمن
    الجمهوریة الیمنیة
    یمن


    پایتختصنعا (دوژور)
    عدن (دوفاکتو)
    ۱۵°۲۱′ شمالی ۴۴°۱۲′ شرقی
    بزرگترین شهر صنعا
    زبان رسمی زبان عربی
    نوع حکومت جمهوری
    موارد منجر به تشکیل
    یمن شمالی و جنوبی
    ۲۲ مه ۱۹۹۰
    مساحت
     -  مساحت ۵۲۷٬۹۶۸کیلومتر مربع 
    جمعیت
     -  سرشماری ۲۳٬۸۳۳٬۳۷۶ 

    یمن کشوری در جنوب شبه جزیره عربستان در قاره آسیا است که از جهات تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و راهبردی دارای اهمیت است.

    این کشور اسلامی، سابقه‌ای دیرینه در اسلام و تشیع دارد. یمن تنها کشوری است که مردمش بدون جنگ تسلیم امام علی فرستاده پیامبر اسلام شدند و به اسلام گرویدند. مسلمانان یمن هم در تحکیم تشیع بعد از ماجرای سقیفه نقش داشتند، هم در دعوت از امام علی (ع) برای خلافت بعد قتل خلیفه سوم.اهالی یمن جزو جدی‌ترین مخالفان معاویه بودند. در واقعه عاشورا چند مسلمان اهل یمن در دفاع از امام حسین (ع) حضور داشتند.

    از سال ۲۸۰ ق شیعیان زیدی در یمن حکومت تشکیل دادند و از آن زمان یمن مرکز زیدیه محسوب می‌شود. شیعیان یمن از سوی سلفیون که گفته می شود بیشتر از سوی عربستان حمایت می‌شوند مورد تهدید قرار دارند. آنان با حکومت مرکزی نیز میانه خوبی ندارند. شیعیان در سال‌های اخیر بر دامنه تلاش‌های خود برای ایفای نقشی بیشتر در تحولات یمن افزوده اند. در سالهای اخیر بخشی مهم از فعالیتها علیه حکومت یمن به دست شیعیان رقم خورده است. حوثی‌ها مهم‌ترین گروه شیعه در یمن هستند.

    در سال 2015 م پس از سلسلسه اتفاقاتی که منجر به فرار منصور هادی رییس جمهور مستعفی یمن از پایتخت و قدرت گرفتن گروه حوثی ها در این کشور شد، عربستان سعودی با حمایت ایالات متحده امریکا و برخی قدرتهای غربی و به همراه اکثریت کشورهای عربی حملات هوایی دامنه دار و پر تلفاتی را علیه یمن آغاز کرده که منجر به کشته شدن افراد غیرنظامی بسیار شده است.

    محتویات

    جغرافیای طبیعی

    یمن کشوری است که از شمال به عربستان سعودی، از شرق به عمان، از جنوب به خلیج عدن و از غرب به دریای سرخ محدود است. مساحت این کشور تقریباً ۵۳۶/۸۶۹ کیلومتر مربع است.

    جمهوری یمن را می‌توان به ۵ منطقه زیر تقسیم نمود:

    • مناطق کوهستانی: که شمال و شمال غربی و قسمتی از جنوب یمن را پوشانده است. تقریباً دو پنجم مساحت کشور یمن شمالی سابق را کوهستان تشکیل داده بود. این منطقه کوهستانی به «فلات الجبال» مشهور است و حاصل‌خیزترین منطقه یمن به شمار می آید.
    • منطقه جلگه‌ای: این منطقه در شرق و شمال ارتفاعات کوهستانی و به موازات آنها قرار دارد، امّا بیشتر به سمت صحرای «ربع الخالی» امتداد پیدا کرده و سپس به تدریج کاهش یافته است. استانهای «صعده»، «الجوف»، «شبوه»، حضرموت و «المهره» دراین منطقه قرار دارند.
    • منطقه ساحلی: زمین های مشرف به دریای سرخ، خلیج عدن و دریای عرب را شامل می‌شود.
    • منطقه ربع الخالی: از مناطق صحرایی یمن است که در اطراف آن بعضی از گیاهان صحرایی می‌روید. در طول تاریخ، این صحرا دارای اسامی متعددی بوده است مانند صحرای بزرگ یمن و صحرای احقاف.
    • جزایر یمن: که بیشتر در دریای سرخ پراکنده‌اند.

    شهرهای مهم

    نقشه یمن

    یمن دارای شهرهای تاریخی و با اهمیت زیادی است که مهمترین آنها عبارتند از:

    • صنعا: شهر صنعا مرکز استانی به همین نام و یکی از قدیمی‌ترین پایتخت‌های دنیا است. این شهر مرکز سیاست و تجارت جمهوری یمن است. این شهر از زمان حضرت عیسی(ع) با این نام شناخته می شده است.
    قصر دار الحجر( قصرتابستانه حاکم یمن در قرن دوازدهم) در نزدیکی صنعا
    • مأرب: مأرب مشهورترین شهر یمن باستانی است که در شرق صنعا واقع شده و پایتخت قدیمی حکومت‌های «سبا» و ملکه سبا «بلقیس» بود.

    شهر مأرب همان دیار سبا است که خداوند در قرآن از آن یاد کرده و مردمانش را با سیل عرم عذاب کرده است.

    • صعده: این شهر مرکز استان صعده و یکی از مراکز اصلی است که نقش مهم و عمده‌ای را در دوران اسلامی ایفا نموده است. این شهر همچنین توقف‌گاه حجاج و تجّاری که عازم مکه بودند، به شمار می آمد. شهر قدیمی این منطقه که با دیواری احاطه شده، مرکز حکومت امام الهادی (اوّلین امام زیدی‌های یمن) بود و مسجدی نیز به همین نام در این شهر وجود دارد که در ۲۴۳ کیلومتری شمال صنعا قرار گرفته و دارای ساختمان‌هایی است که دیوارهای آن در سال‌های بسیار دور از گِل ساخته شده و هنوز هم پابرجاست. این شهر نیز دارای آثار باستانی و تاریخی است.
    • شبوه: یکی دیگر از شهرهای قدیمی یمن است. شبوه به خاطر اینکه مرکز حکومت حضرموت بوده، در تاریخ تمدّن کهن یمن، دارای ارزش فراوانی است.
    • ذمار: این شهر به خاطر معماری خاصّ و مدارس اسلامی آن، مشهور است. خانه‌های این شهر با استفاده از سنگ‌های سیاه زینتی ساخته شده است. این سنگ‌های سیاه که به طور بسیار مرتّب از آنها استفاده شده، جلوه خاصی به دیوارهای منازل این شهر داده است. مدرسه اسلامی «الشمسیه» این شهر فارغ التحصیلان بسیاری داشته است.
    • عدن: عدن مرکز استان عدن است و مرکز اقتصادی و تجاری یمن محسوب می‌شود. عدن شهری باستانی است که رویدادهای تاریخی مهمی را به خود دیده است. این شهر مرکز راهبردی یمن به شمار می‌آید و اکنون مهم‌ترین گذرگاه طبیعی دریای عرب و اقیانوس هند و گذرگاه مهمی برای دریای سرخ است.
    • سیئون: این شهر در استان حضرت موت است و از شهرهای باستانی یمن محسوب می شود که محل زندگی قوم عاد گفته اند. آرامگاه منسوب به حضرت هود(ع) پیامبر قوم عاد، در این شهر واقع می باشد.

    الحوطه،المحویت، مکلّا، الشحر، سیئون،البیضاء، یاریم ـ ظفار، حمام دمت، اب، جبله، تعز، الغیضه، زنگبار و حدیده از دیگر شهرهای مهم یمن است.

    اقوام و نژادها

    مردم یمن از اقوام سامی و عرب قحطانی هستند. عرب قحطانی مادر و ریشه عربیت است که عرب‌ها را بدان منسوب می‌دانند. مردمی که در بخش شمالی زندگی می‌کنند عرب هستند ولی در بخش جنوبی از سال‌ها قبل اقلیت‌های دیگری از کشورهای هندوستان، پاکستان، سومالی، اریتره و اتیوپی به آنجا مهاجرت نموده‌اند.

    ساختار جامعه یمن

    ساختار جامعه در یمن قبیله‌ای است. زبان رسمی در یمن، عربی است و به همان زبان نیز می‌نویسند.

    یمن جدید

    یمن تا سال ۱۹۶۲ میلادی تحت حاکمیت زیدیان بود و ساختاری یکپارچه داشت اما در آن سال افسران ارتش یمن علیه امام محمد بدر دست به کودتا زدند و جمهوری یمن را به وجود آوردند. این امر موجب بروز جنگ‌های داخلی در یمن شد که یک سوی آن طرفداران جمهوری و سوی دیگرش سلطنت طلبان بودند. این درگیری‌ها سرانجام باعث شد که یمن به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شود و جمهوری دموکراتیک خلق یمن در ۳۰ نوامبر ۱۹۶۷ در قسمت جنوبی یمن شکل گیرد. این جدایی میان دو یمن وجود داشت تا اینکه در دهه هشتاد قرن بیستم، گفت‌وگوهایی برای اتحاد میان دو یمن انجام پذیرفت که در نتیجه آن، جمهوری یمن در ۲۲ مه ۱۹۹۰ از اتحاد جمهوری عربی یمن(یمن شمالی) و جمهوری دمکراتیک خلق یمن(یمن جنوبی) بوجود آمد.[۱] رئیس جمهور یمن متحد از سال ۱۹۷۸ میلادی علی عبدالله صالح بود. دوران حکومت وی بسیار طولانی بود و سرانجام در جریان بیداری اسلامی برکنار شد.[۲]

    مناطق درگیری در یمن

    پس از برکناری علی عبدالله صالح، دولت یمن کوشید طی اصلاحاتی مردم را راضی نماید اما این اتفاق نیفتاد و مردم یمن مجددا دست به اعتراض زدند. این اعتراضات که با رهبری حوثی های یمن پیگیری می‌شد در تابستان ۱۳۹۳ به اوج خود رسید. مردم سه خواسته اساسی داشتند که عبارت بودند از «سرنگونی دولت فاسد، لغو دستور آزادسازی حامل‌های سوخت و اجرای نتایج کنفرانس گفت‌وگوی ملی». سرانجام حوثی ها توانستند پس از تصرف بخش‌های مهمی در صنعا پایتخت یمن، دولت را به پای میز مذاکره بکشانند.

    توافق نهایی برای حل بحران اخیر در یمن میان رئیس جمهوری و رهبران انصار الله در صنعا روز شنبه (۲۹ شهریور ۱۳۹۳) با نظارت «جمال بن عمر»، فرستاده ویژه سازمان ملل به یمن صورت گرفت. بر اساس این توافق، دولت «باسندوه» برکنار شد و با روی کار آمدن انصارالله در صحنه سیاسی یمن دولت جدیدی در این کشور تشکیل شد که ریاست آن را خالد بحاح بر عهده داشت. اما حوادث طوری پیش رفت که خالد بحاح از نخست وزیری استعفا داد و منصور هادی نیز از عدن به صنعاء رفت. این رفتار منصور هادی واکنش حوثیون را به دنبال داشت و سرانجام منصور هادی به عربستان فرار کرد و عربستان سعودی بامداد پنج‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۴ به بهانه حمایت از رئیس‌جمهور مستعفی یمن، به یمن حمله کرد.[۳]

    اکنون تقریبا در تمام مناطق یمن درگیری وجود دارد. نقشه روبرو مناطق درگیری در یمن را نشان می‌دهد.

    اهمیت یمن

    • اهمیت تاریخی

    یمن سابقه تاریخی طولانی دارد و کشوری ریشه‌دار است. شهر مأرب مشهورترین شهر باستانی دنیاست که زمانی پایتخت بلقیس ملکه سباء و دیگر حکمرانان یمنی بوده و به ارض الجنتین معروف است. سد قدیمی مارب نیز از بناهای تاریخی یمن است که در این منطقه قرار دارد. سد مارب در ۲۶۷۰ سال قبل بین دو کوه بلق الایمن و بلق الایسر در عهد عبدالشمس موسی بنا شده است. قصر سلیمان هم در یمن بوده است. خاورشناس معروف آلمانی موریتز معتقد است که خط حروفی نخستین بار در یمن مشاهده شد و بر خلاف آنچه به نام سامی‌های فینیقی‏ ثبت شده است، مخترعین خط یمنی‌ها بوده‌‏اند و فینیقی‌‏ها بنای کتابت خود را بر بنیان کتابت عربی یمن نهادند. یمن با چنین سابقهٔ تاریخی دارای اهمیتی وافر است.[۴]

    • اهمیت استراتژیکی

    یمن با تسلط بر تنگه «باب المندب» قادر به کنترل دریای سرخ بوده و حتّی می‌تواند آنجا را با دارا بودن جزیره مهم و استراتژیکی «بریم» ببندد. یمن دارای ۲۰۰ جزیره است. دیگر جزایر مهم یمن عبارتند از: جزیره «زقر» که امکان کنترل و مراقبت فعالیت‌های دریایی آن نقطه را میسر می‌سازد. جزیره «کمران» جزیره «جبل الطیر» که مشرف بر آبراه منطقه است. دیگر عوامل اهمیت یمن عبارتند از:

    1. نزدیکی این کشور به شاخ آفریقا
    2. همسایگی با عربستان
    3. دارا بودن سواحل طولانی در دریای سرخ و دریای عرب
    4. وجود بنادر مهمّی مانند عدن، حدید و فحاء
    • اهمیت عامل انسانی

    یمن با داشتن جمعیتی حدود ۲۳/۸۵۰/۰۰۰ [۵] کشور پرجمعیتی در شبه جزیره محسوب می‌شود و بیشتر مردم یمن را افراد قبایل مسلّح و جنگجو تشکیل می‌دهند و لذا دولت یمن می‌تواند در موارد ضروری بیشتر از یک میلیون نفر را سریعاً بسیج نماید که برای عربستان سعودی نگران کننده است.

    • اهمیت عامل اقتصادی

    این کشور از حاصلخیزترین مناطق شبه جزیره عربی است و علاوه بر آن با دارا بودن سواحل طولانی می‌تواند برای سرمایه گذاری جهت صید ماهی سودمند باشد.

    علاوه بر این، یمن دارای منابعی است که تاکنون به دلایل گوناگون، فرصت استفاده و بهره برداری از آنها را نیافته است و نیاز به سرمایه گذاری دارد.

    کشف نفت نیز در مرزهای مشترک یمن و عربستان سعودی موجب درگیری‌هایی بین دو کشور شده است و دولت عربستان سعودی در صدد ضمیمه کردن مناطق نفت خیز یمن به خاک خود می‌باشد.

    وجود آثار باستانی و مناطق طبیعی بی‌نظیر، در صورت امنیت این کشور می‌تواند در زمینه سرمایه گذاری برای صنعت توریسم مفید واقع شود.

    • اهمیت عامل فرهنگی

    یمن سرشار از آثار باستانی و میراث فرهنگی است که به بعضی از آنها در قرآن مجید نیز اشاره شده است و در سال‌های اخیر، کاوشگران مشغول بیرون آوردن این آثار از زیر خاک می‌باشند. همچنین وجود کتابخانه‌هایی مملو از کتاب‌های با ارزش خطی، بر اهمیت فرهنگی این کشور می‌افزاید.

    ادیان و مذاهب

    1. کلیسای کاتولیکی رومی: کلیسای اسقفی عربی، این کلیسا مسئول منطقه‌ای می‌باشد که شامل عربستان سعودی، امارات عربی متحده و یمن است و تخمین زده می‌شود که ۶۰۰ هزار کاتولیک را دارا باشد.
    2. جامعه انگلیکنی: در چارچوب کلیسای اسقفی اورشلیم و خاورمیانه، یمن بخش اسقفی قبرس و خلیج فارس را تشکیل می‌دهد، این جامعه در عدن و صنعا بوده و پیروان آن از اتباع خارجی هستند. اسقف قبرس و خلیج فارس در قبرس اقامت داشته، در حالی که سرپرست خادمین کلیسا در خلیج فارس، مقیم امارات متحده عربی است.
    • هندوئیسم: تعداد کمی از هندوها نیز در یمن زندگی می‌کنند.

    پیشینه تشیع

    در عصر پیامبر(ص)

    یمن تنها کشوری است که مردمانش بدون جنگ و خونریزی و با رسیدن حضرت علی(ع) به عنوان فرستاده ویژه پیامبر اکرم(ص) به اسلام گرویدند. البته قبل از آن، باذان حاکم ایرانی یمن و بسیاری از ابناء (ایرانیان ساکن یمن) در ماجرای نامه نوشتن پیامبر (ص) به خسرو پرویز، اسلام آورده بودند.[۸]

    پیامبر(ص) قبل از حضرت علی(ع)، خالد بن ولید و معاذ بن جبل را به یمن فرستاده بودند اما این دو موفق نشدند مردم را به اسلام جذب کنند[۹]؛ لذا پیامبر(ص) علی بن ابی طالب(ع) را به یمن فرستاد. ایشان افراد قبیله «حمدان» را که از بزرگ‌ترین قبایل یمن بودند، برای شنیدن نامه پیامبر اکرم(ص) دعوت نمود. عظمت گفتار پیامبر(ص) آنچنان قبیله حمدان را تحت تأثیر قرار داد که همه آنها در مدّت یک روز اسلام آوردند.[۱۰] پس از حمدان، قبایل مذحج و نخع نیز به دست حضرت علی (ع) اسلام آوردند. پس از ورود حضرت علی(ع) به یمن، اوّلین کسی که به واسطه آن حضرت اسلام آورد، زنی به نام‌ ام‌سعید برزخیه است. این زن منزل خود را به صورت مسجد در آورد و آن را «مسجد علی» نامید که اکنون نیز مشهور و پابرجاست.

    در عصر خلفا

    دوستی میان یمنی‌ها و حضرت علی (علیه‌السلام) به حدی بود که از تعداد ۲۳ نفری که هستۀ اولیۀ تشیع بعد از ماجرای سقفیه را تشکیل دادند، ده نفر از انصار یمنی بودند. در گزارش دیگری آمده است که وقتی زیاد بن لَبید أنصاری، نمایندۀ خلیفه در «حضر موت» بود، حارث بن معاویه تمیمی، حارثه بن سُراقه کندی، اشعث بن قیس کندی از سران قبایل یمنی به او گفتند: ما از اهل بیت پیامبر (علیه‌السلام) اطاعت خواهیم کرد، چرا شما آنان را از خلافت باز داشتید.[۱۱]

    بعد از شکل گیری دوران خلافت، متصرفات اسلامی گسترش یافت و به منظور حمایت‌های ستادی و پشتیبانی از ارتش مسلمانان، به فرمان خلیفۀ دوم شهرهای نظامی «کوفه» و «بصره» (در سال ۱۶ ه‍.ق.) ایجاد شدند و برخی از قبایل یمنی برای سکونت به این مناطق کوچ کردند و بعد از مدتی چهرهٔ اجتماعی شهر به نفع یمنی‌ها تغییر پیدا کرد.

    «طایفهٔ حمدان» جزو گروه‌هایی بودند که در «کوفه» ساکن شده و در تحولات سیاسی جهان اسلام در قرن نخست نقش مهمی را ایفا کردند. [۱۲]

    در عصر امام علی(ع)

    زمانی که بحث خلافت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) مطرح شد، به رغم مخالفت‌های آن حضرت، قبایل یمنی بیش از دیگران در ترغیب حضرت امیر (علیه‌السلام) برای پذیرش مسئلهٔ خلافت نقش داشتند و بنابر نقل، اولین کسی که با امام علی (علیه‌السلام) بیعت کرد، مالک اشتر بود. از جمله اقدامات اولیهٔ حضرت علی (علیه‌السلام) در اوایل خلافت، انتخاب والیانی برای سرزمین‌های اسلامی بود. ایشان عبیدالله بن عباس را برای منطقهٔ یمن انتخاب کرده و او را روانهٔ این منطقه کردند.[۱۳]

    زمانی که امام علی (علیه‌السلام) زمامداری امور را به عهده گرفت، از همان ابتدا کارشکنی هم‌پیمانان گذشته شروع شد و واقعهٔ [جنگ جمل|[جمل]] پیش آمد. در جریان واقعهٔ جمل، نیروهای یمنی سپاه امیرمؤمنان (علیه‌السلام) بسیار فعالانه در جنگ شرکت داشتند و از جمله عوامل اصلی پیروزی امام در جنگ بودند. در نبرد صفین نیز برخی از چهره‌های سیاسی یمنی تلاشی بسزا از خود نشان دادند که از جملهٔ آنان، مالک اشتر، عُدَی طایی، زُحَرْ بن قیس و هانی بن عُروه بودند.[۱۴] از دیگر قبایل یمنی که در ماجرای صفین حضور داشتند، بَنو أحمس از تیرۀ بُجیله بن اَنمار بن نزار بودند که به گفتۀ مؤلف «پیکار صفین»، هفتصد نفر از این طایفه در این نبرد حاضر بودند.[۱۵]

    وفاداری یمنی‌ها به حضرت علی (ع) سبب شد که معاویه در صدد انتقام گرفتن از آنان بر آید. وی بسر بن ارطاة را به یمن فرستاد و او پس از ورود به یمن مرتکب جنایات زیادی شد؛ سی هزار نفر را کشت؛ گروهی را در آتش سوزاند و زنان حمدان را اسیر کرده، در بازار به فروش رساند.[۱۶] وقتی اخبار جنایات این شخص به حضرت علی(ع) رسید، وی را نفرین کرد و فرمود، خدایا، این آیین و عقل و خودسری را از او بگیر. بسربن ارطاه دچار وسواس شده و دیوانه شد و در همین حال مرد.[۱۷]

    دوران معاویه

    معاویه وقتی به حکومت رسید میزان تقابلش با شیعیان افزایش یافت و در این میان شیعیان یمنی بسیار آزار دیدند. حجر بن عدی[۱۸] و عمرو بن حمق خزاعی[۱۹] دو نفر از برجستگان شیعه بودند که در دوران معاویه به شهادت رسیدند. این دو و بویژه حجر علیه تعدیات معاویه افشاگری می‌کردند و همین امر سبب شد که معاویه آنان را به شهادت برساند.

    جنبش حجر بن عدی را باید جدی‌ترین حرکت شیعی بعد از صلح امام حسن (علیه‌السلام) تا قیام امام حسین (علیه‌السلام) دانست. این حرکت چنان باعث دغدغۀ خاطر و نگرانی امویان شد که تمام امکانات خود را برای سرکوب آن بسیج کردند و حتی برای توجیه قتل وی، بزرگان «کوفه» را به گواهی طبیده و او را عنصری خارجی معرفی کردند.

    دوران امام حسین

    در دوران حسین بن علی (علیه‌السلام) نیز هنگامی که کوفیان برای دعوت از امام اعلام آمادگی کردند و سیل پیام‌ها به سوی امام سوم (علیه‌السلام) روانه شد، کثیری از یمنیان در شمار دعوت کنندگان امام بودند. زمانی که امام قصد رفتن به کوفه را داشت، عبدالله بن عباس از روی نصیحت از حسین بن علی (علیه‌السلام) خواست تا به جای کوفه، «یمن» را برای سکونت انتخاب کند؛ چون در این سرزمین شیعیانی بودند که دل در گرو محبت اهل بیت (علیهم‌السلام) داشتند.[۲۰]

    حماسۀ عاشورا جلوۀ دیگری از عرصه گردانی یمنیان بود. چنانچه در منابع آمده است از مجموع شهدای این رخداد خونین ۳۴ نفر از یمنیان بودند.[۲۱] بعد از واقعه عاشورا، گروهی از شیعیان از اینکه در دفاع از سرور جوانان بهشت کوتاهی کرده بودند، از رفتار خود پشیمان شده و برای اینکه گذشته را جبران کنند هسته‌های مقاومت علیه سلطهٔ اموی را ایجاد کردند. از جملهٔ این تحرکات، اقدام نظامی گروه توابین بود که به رهبری سلیمان بن صُرَدَ خُزاعی، حرکت اعتراضی خود را آغاز کردند. عناصر اصلی و فردی این نهضت شیعی را یمنی‌ها تشکیل می‌دادند و بعدها جان خود را برای عقیده‌شان در دفاع از اهل بیت (علیه‌السلام) از فدا کردند.[۲۲]

    دوران اموی

    اواخر دورهٔ بنی امیه که دعوت عباسیان آشکار شد، با توجه به قرابت و خویشاوندی «طالبیون» و «بنی عباس» شیعیان از عباسیان حمایت کردند و از این رو در سال ۱۲۹ ه‍.ق. ابوحمزه و عبدالله بن یحیی که ملقب به طالب الحق بود، بی‌آنکه کسی آنها را از احوال ابومسلم خراسانی آگاه کند، در یمن دستارهای سیاه بر سر بسته، جامه‌های سیاه پوشیده و پرچم‌های سیاه برافراشتند و مخالفت خود را با مروان حمار اموی اعلام کردند. آنها «صنعا» را به تصرف خود درآورند. طالب الحق مقر خود را در «صنعا» مستحکم کرد و ابوحمزه به «مکه» رفت و موفق شد، والی مکه را از آن شهر بیرون کند. او بعد از مدتی «مدینه» را نیز به تصرف خود درآورد. البته اقدامات او با واکنش سخت مروانیان رو به رو شد و سپاهیان او در جنگی سخت در حوالی مدینه از لشکریان اموی شکست خوردند و ابوحمزه نیز کشته شد. بعد از پایان کار ابوحمزه، امویان به سوی صنعا لشکر کشیدند و موفق شدند که طالب الحق را به قتل رسانده و مجدداً صنعا را به متصرفات اموی بر گردانند.[۲۳]

    دوران عباسی

    یمن در قرن نخست پیدایش حکومت عباسی تحت حاکمیت عباسیان بود تا این که هادی یحیی بن حسین بن قاسم رسّی، متولد ۲۴۵ ق، در سال ۲۸۰ در یمن پایه‎گذار حکومتی مستقل به نام شیعیان زیدیه شد. از آن پس تا دوران معاصر، یمن و به‌ویژه بخشهای شمالی آن به پایگاه سنتی زیدیه تبدیل شد و امامان و شخصیت‌ها و جریانات فکری بسیاری در آن منطقه ظهور کردند.

    حکومت زیدیه

    حکومت زیدیه در یمن هرچند فراز و فرودهایی داشت و‌گاه قدرت از دست حاکمان زیدی خارج می‌شد با این حال زیدیان توانستند حدود ۱۱ قرن قدرت را در اختیار داشته باشند. جدول زیر گزارشی از حاکمان زیدیه را ارائه می‌دهد.

    حاکم زیدی دوره حکومت توضیحات
    هادی یحیی بن حسین ۲۸۰-۲۹۸ ق
    مرتضی لدین الله ۲۹۸-۳۱۰ ق
    ناصر لدین الله ۳۱۰-۳۱۵ ق
    تا اواخر قرن چهارم زیدیه دچار تفرقه و نزاع داخلی و درگیری با اسماعیلیه بود و حاکم مطرحی وجود ندارد
    منصور بالله قاسم بن علی وفات:۳۹۳ ق
    مهدی لدین الله حسین بن قاسم ۳۹۳-۴۰۴ق وی پیروانی خاص به خود پیدا کرد که معتقد به غیبت و مهدویت او شدند و به نام حسینیه مشهور گشتند.[۲۴] در همین زمان زیدیه به دو دسته مطرفیه و مخترعه تقسیم شدند.[۲۵]
    ناصر لدین الله ابوالفتح دیلمی وفات:۴۴۴ ق وی به دست اسماعیلیان یمن کشته شد[۲۶] و با کشته شدن وی، دوره اول حکومت زیدیه در یمن به پایان رسید.[۲۷]
    متوکل علی الله احمد بن سلیمان ۵۳۲-۵۶۶ ق وی با تفکر مطرفیه به مقابله جدی برخاست[۲۸]
    منصور بالله عبدالله بن حمزه ۵۶۶-۶۱۴ ق از وی به عنوان مجدد زیدیه در قرن ششم نام برده می‌شود[۲۹]
    مهدی لدین الله احمد بن حسین وفات:۶۵۶ ق برخی از زیدیه در مورد او گمان مهدویت داشتند.
    منصوربالله حسن بن بدرالدین محمد وفات: ۶۷۰ ق از مطرح‌ترین امامان زیدیه با گرایش اصیل زیدی در قرون میانه
    متوکل‎علی‎الله مطهر بن یحیی، معروف به المظلّل بالغمام وفات: ۶۹۷ ق
    مهدی‎لدین‎الله محمد وفات: ۷۲۸ ق وی و پدرش متوکل علی الله دو مجدد زیدیه در آغاز قرن هشتم هستند.
    مؤیدبالله یحیی بن حمزه ۷۲۹-۷۴۹ ق وی صاحب تالیفات مهم و فراوانی است.
    مهدی‎الدین‎الله احمد بن یحیی، مشهور به ابن‎مرتضی وفات: ۸۴۰ ق مجدد مذهب زیدیه در آغاز قرن نهم
    هادی‎الی‎الحق عزالدین بن حسن وفات:‌۹۰۰ ق از نظریه پردازان بزرگ زیدیه
    متوکل‎علی‎الله یحیی شرف‎الدین ۹۶۵ ق پس از وی تا حدود نیم قرن تقریباً یمن از حکومت حاکمان زیدیه خالی ماند و زمام امور به دست ترکان عثمانی افتاد.
    منصوربالله قاسم بن محمد بن علی ۱۰۰۶-۱۰۲۹ ق وی دارای تألیفاتی مهم و شاگردانی تأثیرگذار است و از او به عنوان مجدد مذهب زیدی در این قرن یاد شده است.
    مؤیدبالله محمد ۱۰۲۹-۱۰۵۴ ق
    متوکل‎علی‎الله اسماعیل ۱۰۵۴- ۱۰۸۷ ق پس از این دو، تا حدود دو قرن زیدیه گرفتار نزاع داخلی بود و همین امر سبب شد که ترکان عثمانی بار دیگر قدرت را در دست بگیرند.
    منصوربالله محمد بن یحیی حمیدالدین وفات:‌۱۳۲۲ ق
    متوکل علی الله یحیی وفات: ۱۳۶۷ ق مبارزاتی که در دوره منصور علیه حکومت عثمانی آغاز شده بود در دوره وی به ثمر رسید و یمن از سلطه عثمانی‌ها خارج شد.
    محمد بدر ۱۹۹۶ م وی در پی یک کودتای نظامی از حکومت برکنار شد و با سقوط وی، دوران حکومت امامان زیدیه در یمن به پایان رسید. با این حال هشت سال با دولت یمن جنگید اما نتیجه نداد. وی در حومه لندن در گذشت.[۳۰]

    تشیع در عصر حاضر

    امامیه

    تشیع اثنی عشری هر چند در گذشته به صورت خیلی محدود در یمن وجود داشته است اما بعد از انقلاب اسلامی ایران و تأثیرات آن در سایر ممالک اسلامی به تدریج شیعه اثنی عشری به یمن وارد شد و نخبگان، اساتید و دانشجویان، فرهنگیان این کشور در هر دو فرقه شیعی زیدی و اسماعیلی با شیعه اثنی عشری، آشنا و جذب این نوع شیعه شدند.

    البته حضور علامه بدرالین الحوثی از علمای بزرگ زیدی صعده در ایران در زمان جنگ‌های داخلی دهه ۱۹۹۰ یمن، تأثیر غیر قابل انکاری در گرایش به تفکر تشیع اثنی عشری در میان جوانان یمنی داشته است. شیعیان اثنی عشری ارتباط خوبی با شیعیان زیدی دارند و سازمان وحدت شیعیان جزیره در یمن، فعالیت‌های شیعیان زیدی و اثنی عشری را پوشش می‌دهد.[۳۱]

    شیعیان امامی در دو شهر عدن و صنعاء و هم‌چنین در جوف، مأرب، ذمار، رداع و برخی از نقاط دیگر یمن به صورت پراکنده زندگی می‌کنند[۳۲] و فعالیت آنان نیز زیر نظر سازمانی به نام رابطة الشیعة جعفریة فی الیمن قرار دارد. جمعیت شیعیان اثناعشری یمن ۲ تا ۸ درصد تخمین زده شده است.

    عالمان

    وی پیش از تأسیس این تشکل، سازمانی را با نام اتحاد القوی الإسلامیة الثوریة در سال ۱۹۹۱ م. ایجاد کرده بود که بعداً به دلایلی منحل شد.

    نیروهای امنیتی مصر تاکنون چندین بار وی را در قاهره دستگیر کرده‌اند که آخرین بار آن در اواخر ماه ژوئن ۲۰۱۴ بود که البته چند ساعت بعد وی را آزاد کردند.[۳۳] پیش از این وی یک بار در سال ۲۰۰۸ نیز به مدت ۱۴ روز در زندان‌های مصر بازداشت بود و آن‌گونه که خود وی پس از آزادی گفته بود، نیروهای امنیتی مصر از او دربارهٔ روابطش با حوثی‌ها و ایران بازجویی کرده بودند. بازداشت وی در آن زمان واکنش‌های بسیاری را در یمن به دنبال داشت و اعتراضات بسیاری علیه اقدام مصر صورت پذیرفت که در نهایت مصر وی را آزاد کرد.[۳۴] قبل از آن هم در سال ۲۰۰۱ در مصر بازداشت شده بود.[۳۵]

    • شیخ احمد علی المرقب
    • شیخ علی احمد الاکوع
    • شیخ عبد الولی یحیی العکیمی
    • استاد عبد الله علی الجبلی
    • استاد عارف محمد أنیس
    • استاد عدنان یحیی الجنید
    • استاد محمد عبد الرحمن السقاف
    • شیخ محمد أحمد الردمانی

    این نه نفر اعضای هیئت امنای رابطة الشیعة جعفریة فی الیمن هستند.[۳۶]

    • علی بن علی فارع

    وی ریاست رابطه الشیعه الجعفریه را بر عهده داشت که در سال ۲۰۱۳ توسط نیروهای القاعده به شهادت رسید.[۳۷]

    • مبخوت هادی کرشان؛ رئیس شیعه جعفریه در منطقه جوف[۳۸] برخی منابع غیر رسمی ادعا کرده‌اند که حکومت یمن در سال ۲۰۱۰ وی را در فرودگاه یمن دستگیر کرده است.[۳۹]
    • یحیی طالب الشریف

    وی اصالتاً اهل جوف یمن است و در قم سکونت دارد و در سال ۲۰۱۰ توسط دولت یمن دستگیر شده است. مواضع وی علیه حسین حوثی اعتراضاتی را از سوی اتحادیه طلاب یمنی ساکن قم در پی داشته است.[۴۰]

    سازمان‌ها

    • رابطة الشیعة جعفریة فی الیمن

    این تشکل مهم‌ترین تشکل جعفری مذهب در یمن است که توسط شیخ احمد عبدالله الزایدی به وجود آمد اما خودش ریاست آن را بر عهده نگرفت و آن را به محمد ناصر قائد البخیتی سپرد.[۴۱] اما در سال ۲۰۰۶، این تشکل برای خودش هیئت امنایی نه نفره را معرفی کرد.[۴۲]

    این تشکل در راستای دفاع از حقوق شیعیان اثنی عشری به وجود آمد و هم‌اکنون نیز فعالیت می‌کند.

    این تشکل علاوه بر اقدامات عملی در حوزه دفاع از حقوق شیعیان، در مناسبت‌های مختلف با صدور بیانیه در جهت این امر اقدام نموده است. محتوای برخی از این بیانیه‌ها بدین شرح است:

    ۱.درخواست از دولت جهت حمایت از شیعیان در برابر حملات سلفیون علیه شیعیان [۴۳]

    ۲. محکوم کردن اقدام دولت در استفاده از نیروهای اردنی برای حمله به مناطق شیعه‌نشین و تخریب آن[۴۴]

    ۳. درخواست کمک از مراجع تقلید برای مقابله با تعدیات سلفیون علیه شیعیان[۴۵] و...

    این تشکل شعبه‌ای نیز در خارج از یمن دارد که ریاست آن را دکتر ابو علی الخالدی بر عهده دارد. برخی از بیانیه‌های این تشکل توسط این شعبه صادر می‌شود[۴۶]

    این تشکل در بیانیه‌هایش کوشیده است خود را تشکلی معرفی کند که فقط مدافع حقوق شیعیان است و هیچ ارتباطی با گروه الحوثی و ایران ندارد و در صدد است در چارچوب قوانین یمن، به احقاق حقوق شیعیان برسد.[۴۷] این رویکرد به ظاهر سازشکارانه با دولت و دلایلی دیگر سبب شده است که این تشکل از سوی برخی از اعضای سابقش، تشکلی وابسته به سازمان‌های اطلاعاتی یمن معرفی شود که با هدف جاسوسی از شیعیان جعفری به وجود آمده است.[۴۸]

    • المجمع الاسلامی الیمنی الشیعی

    این مرکز در سال ۱۴۳۳ ق و با همت برخی از مستبصرین یمنی در استان تعز یمن تأسیس شد. دبیر کل این مجمع اسماعیل المهیوب و رهبر معنوی آنان سید حبیب الجنید است. این تشکل عمده فعالیت خود را بر کارهای فرهنگی متمرکز کرده است.[۴۹]

    • مؤسسة دار الزهراء علیها السلام للاعلام الثقافی

    مدیر این مؤسسه محمد حاتمی است که از طریق این ایمیل امکان ارتباط با وی وجود دارد.

    • مدارس الجعفریة در عدن

    مدیر این مدارس عبدالکریم علی عبدالکریم است که از طریق این ایمیل امکان ارتباط با وی وجود دارد.

    • دار احباب اهل البیت علیهم السلام در تعز

    مدیر این مرکز ابوحسین علی الشامی است که از طریق این ایمیل امکان ارتباط با وی وجود دارد.

    • مؤسسه خیریه نبأ

    مدیر این مؤسسه شیخ عبدالواحد کرشان است که از طریق این ایمیل امکان ارتباط با وی وجود دارد.

    • جمعیت عبدالله رضیع

    این مرکز با هدف بزرگداشت مقام حضرت علی اصغر(ع) تأسیس شده است. مدیریت این جمعیت با شیخ عبدالواحد حسن کرشان است که از طریق این ایمیل امکان ارتباط با وی وجود دارد.

    زیدیه

    با توجه به سابقه گسترده حاکمیت زیدیه در یمن، تعداد زیادی از شیعیان یمن را زیدی مذهبان شکل می‌دهند. تعداد آنان حدود ۳۵ درصد جمعیت یمن است.استان‌های صعده، تعز، الجوف، صغاء و سپس استان‌های اب، ذمار، عمران، مأرب، حجه، مجویت و حدیده مراکز سکونت زیدیان است. دو قبیله بزرگ یمن با نام‌های حاشد و بکیل، زیدی مذهب هستند. قبیله حاشد [۵۰] و قبیله بَکیل نقش مهمی در تحولات سیاسی یمن در سال‌های پس از تشکیل حکومت جمهوری در یمن داشته‌اند.

    عالمان

    • السید حمود عباس المؤید(۱۳۳۶ھ ـ)

    وی هم‌اکنون مرجع زیدیه است و امامت جامع النهرین را بر عهده دارد.

    حمود عباس المؤید عالم بزرگ زیدی
    • السید محمد بن محمد بن المنصور(۱۳۳۳ھ ـ)

    وی مناصبی دولتی نیز داشته است.

    • السید علی بن احمد الشهاری(۱۳۳۲ھ ـ ۱۴۱۱ھ)
    • السید عبدالله بن یحیی الدیلمی(۱۳۳۴ھ ـ ۱۴۲۵ھ)
    • محمد بن عبدالله الهدار(۱۳۴۰ھ ـ ۱۴۱۸ھ)
    • عباس احمد محمد الخطیب(۱۳۵۲ھ ـ ۱۴۳۵ھ)

    رئیس جمهور یمن در پی درگذشت وی، پیام تسلیتی را صادر کرد.[۵۱]

    • عبدالرحمن حسین شایم(۱۳۵۸ھ ـ ۱۴۳۴ ھ)[۵۲]
    • مجد الدین المؤیدی(۱۳۳۲ھ ـ ۱۴۲۸ھ)

    وی در دوران حیات خود مرجع زیدیه بود.[۵۳]

    بدر الدین الحوثی
    • بدر الدین الحوثی

    وی از عالمان بزرگ یمن در منطقه صعده بود. آغاز جدایی وی از دیگر عالمان زیدی آنجا بود که گروهی از عالمان زیدی یمن و در رأسشان مجد الدین المؤیدی فتوا دادند که نسب هاشمی داشتن شرط امامت نیست و این شرط هر چند در گذشته بوده است، به خاطر شرایط تاریخی بوده است و اکنون دیگر چنین شرطی وجود ندارد و مردم می‌توانند هر فردی را که لیاقت حکومت را داشته باشد برای حکمرانی انتخاب کنند هرچند از نسل امام حسن و امام حسین نباشد.

    وی با این فتوا به‌شدت مخالفت کرد و در ادامه با صراحت از مذهب اثنی عشری نیز دفاع کرد و کار به جایی رسید که حتی کتابی را با نام الزیدیة فی الیمن نگاشت و در آن وجوه تشابه و قرابت زیدیه و امامیه را شرح داد.

    وی در دهه ۱۹۹۰ میلادی به ایران آمد و چند سالی را در تهران زندگی کرد و بعد دوباره به یمن بازگشت و پس از شهادت فرزندش حسین الحوثی در مبارزه با حکومت، رهبری این جریان را برعهده گرفت.[۵۴] وی در سال ۲۰۱۰ درگذشت.[۵۵] وی با این که زیدی مذهب بود، اما نوع نگاهش به تشیع جعفری در رواج این مذهب در یمن و بویژه در صعده بسیار مؤثر بود.

    سازمان‌ها

    • مؤسسة الرسالیة

    این مرکز در سال ۲۰۰۹ میلادی تأسیس شد. ریاست آن با خانم دکتر آمال عبد الخالق حجر است. مخاطبان اصلی این مرکز بانوان هستند. و محور فعالیت‌های آنان فرهنگی، اجتماعی و خیریه است. این مؤسسه دو مرکز آموزشی به نام‌های مرکز الزهراء لتوعیة المرأة و مرکز‌ام المؤمنین لمحو الأمیة وتعلیم الکبار دارد و در کنار آن، به آموزش مشاغل خانگی به زنان جهت کارآفرینی و پرداخت وام‌های قرض الحسنه به نیازمندان مبادرت می‌ورزد.[۵۶]

    • مؤسسة الامام زید بن علی الثقافیة

    این مرکز با هدف فعالیت‌های فرهنگی شکل گرفته است و با برگزاری جلسات مختلف و انتشار کتب سعی در ترویج و بسط و دفاع اندیشه‌های زیدی دارد. مقر اصلی این مؤسسه در شهر صنعاء است.[۵۷]

    • رابطة علماء الیمن

    اعضای این تشکل را علمای دینی یمن تشکیل می‌دهند و عضویت در آن برای تمام افرادی که حائز صلاحیت باشند مجاز است. فعالیت‌های این مرکز عمدتاً علمی است.[۵۸] این تشکل در اواخر مهر ۱۳۹۰ ش، موجودیت خود را اعلام کرد[۵۹]

    • مؤسسة البینة الاجتماعیة الثقافیة

    این مرکز با هدف انجام فعالیت‌های خیریه و فرهنگی در سال ۲۰۱۰ میلادی به وجود آمد. این مرکز نیز در صنعاء قرار دارد.[۶۰]

    • حزب الحق

    این حزب سیاسی سال ۱۹۹۰ به وجود آمد و ریاست آن به مجدالدین مؤیدی از علمای بزرگ یمن سپرده شد و سید احمد شامی به عنوان دبیرکل انتخاب گردید. این حزب هرچند خود را به عنوان یک حزب مدافع حقوق شیعیان زیدی مطرح می‌کند اما برخی از رفتارهای این حزب مثل انتشار آثار علمای امامی و پرداختن بیش از حد به اخبار ایران موجب شده است که شائبه امامی بودن برخی از سران این حزب وجود داشته باشد.[۶۱] پایگاه رسمی این حزب در اینترنت از اینجا قابل دسترسی است.

    • اتحاد القوی الشعبیه

    سال ۱۹۶۰، ابراهیم علی بن الوزیر پیشنهاد ایجاد تشکلی مرکب از همه گروه‌های فعال سیاسی یمنی را مطرح کرد. این پیشنهاد با موافقت برخی از گروه‌ها روبرو شد و اولین بیانیه این گروه‌ها با این نام در سال ۱۹۶۲ صادر گردید. این تشکل همواره در صحنه سیاسی یمن حضور داشته است. شوری ارگان این تشکل است.

    این تشکل را جوانان زیدی تشکیل می‌دهند. این تشکل با هدف مواجهه با تفکر سلفی و وهابی در سال ۱۹۹۰ میلادی ایجاد شد. نخستین دبیر کل آن محمد یحیی عزان بود و بعدها حسین الحوثی به عنوان دبیر کل این مجموعه انتخاب شد. [۶۲]

    برخی گزارش‌ها تاریخ تشکیل این تشکل را سال ۱۹۹۶ و مؤسس آن را حسین الحوثی ذکر کرده‌اند.[۶۳] حسین الحوثی پس از جدایی از حزب الحق تنظیم الشباب المؤمن را ایجاد کرد. در آغاز فعالیت، حزب حاکم المؤتمر الشعبی العام از این تشکل حمایت می‌کرد تا مانعی از نفوذ و فعالیت حزب رقیب خود یعنی حزب التجمع الیمنی للاصلاح در منطقهٔ صعده باشد. حوثی در آن مقطع و با حمایت حکومت اقدام به تأسیس مدارسی نمود و اندیشه‌های خود را آموزش داد.

    با این که‌اندیشه‌های وی تا حدودی خروج از تفکر زیدی و نزدیک به تفکر امامی بود، با این حال فعالیت‌های وی منحصر به فعالیت‌های فکری و فرهنگی بود. اما از سال ۲۰۰۲، وی حرف‌های جدیدی را بر زبان آورد. او از مسؤولیت دینی سخن می‌گفت؛ از خطر آمریکا می‌گفت و این که باید برای اسلام دست به کاری زد و از آمریکا و اسرائیل باید برحذر بود. این سخنان سبب شد که فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل از طرفداران وی در مساجد صنعاء و صعده شنیده شود.

    در سال ۲۰۰۳، یعنی هنگامی که آمریکا جنگ خود را در عراق شروع نمود، نیروهای تنظیم در برابر سفارت آمریکا تجمع کردند و شعارهایی را علیه آمریکا و اسرائیل سر دادند. در این تجمع که همراه با درگیری میان طرفداران تنظیم و نیروهای امنیتی و پلیس بود، چندین نفر نیز کشته شدند.

    به اعتفاد برخی کارشناسان از آن زمان بود که حکومت یمن خطر این گروه و تمایل این گروه برای سرنگون کردن حکومت را احساس کرد و اقداماتی را در جهت مقابله با این گروه به مرحله اجرا در آورد. از جمله این که اقدام به دستگیری گسترده طرفداران این تشکل در استان صعده نمود. این گونه برخوردها منجر به سلسله درگیری‌هایی میان طرفداران الحوثی و حکومت در تابستان ۲۰۰۴ شد که طی آن شخص حسین الحوثی نیز در این درگیری‌ها در منطقهٔ جبال مروان صعده کشته شد.

    در سال ۲۰۰۵ نیز این درگیری‌ها ادامه یافت. در این درگیری‌ها رهبری نیروهای الحوثی را بدر الدین الحوثی پدر حسین الحوثی بر عهده داشت.

    حکومت تصور می‌کرد که توانسته است تنظیم را سرکوب کند اما بار دیگر درگیری‌ها در اواخر سال ۲۰۰۵ و این بار به رهبری عبدالمالک الحوثی برادر حسین الحوثی از سرگرفته شد.[۶۴] در طول این سال‌ها، سلسله درگیری‌هایی میان نیروهای عبدالملک و نظام حکومتی یمن وجود داشته است و اکنون نیروهای حوثی قدرت بالایی را در یمن و در سطح حاکمیتی کسب کرده‌اند

    • تنظیم الخیار الثوری
    • حزب العداله و الحریه

    ریاست این حزب را ناصر الجهرانی بر عهده دارد.[۶۵]

    • ملتقی التصوف الاسلامی

    ریاست آن با علامه عدنان الجنید از علمای شیعه است.[۶۶]

    اسماعیلیه

    از شاخه‌های فرقه اسماعیلیه، مستعلیه طیبی است. این شاخه پس از مرگ بیست و ششمین داعی خود ،داود بن عجبشاه، در سال ۹۹۹ ه.ق دچار انشعاب شد. علت این انشعاب این بود که پس از مرگ وی، فردی به نام داوود بن برهان‌الدین بر جای او نشست و گزارش این امر را به یمن فرستادند و از دیگر سو، فردی دیگر به نام سلیمان بن حسن نیز ادعا کرد که داوود بن عجبشاه بر مقام او به عنوان داعی مطلق نص داشته است. از آن پس هر یک از این دو داعی پیروانی یافتند. طرفداران این دو بیشتر در هند و پاکستان و بخشی از آنان در یمن زندگی می‌کنند. امروزه طرفداران داوود بن برهان‌الدین، داودیه یا بُهَرَه و پیروان سلیمان بن حسن، سلیمانیه یا مکارمه نامیده می‌شوند.[۶۷]

    مکارمه در شرق حراز زندگی می‌کنند و مرکزیت دینی آنان در نجران متمرکز است. ریاست این طایفه اکنون با شیخ عبدالله بن محمد المکرمی است. وی در نجران عربستان سکونت دارد.[۶۸] پیش از وی شیخ حسین اسماعیل المکرمی ریاست این طایفه را بر عهده داشت. او سال‌ها در زندان‌های عربستان و یمن زندانی بود و در سال ۱۴۲۶ ه. ق. درگذشت.[۶۹]


    بهره در صنعاء، عدن، تعز، الحدیده و برخی استان‌های جنوبی حضور دارند.

    اسماعیلیه در بعضی‌های از شهرهای یمن مساجد و مراکز آموزشی اختصاصی دارند. از جمله مدارس آنان مدرسه الدعوة در مناخه و مدرسه بیت الدعوه در حراز و مدرسه البهریه در صنعاء است. [۷۰]

    بزرگ شاخه بهره که به نام داعی مطلق شناخته می‌شود اکنون سلطان المفضل سیف‌الدین است که در هند سکونت دارد. پیش از وی، سلطان محمد برهان‌الدین ریاست این طایفه را بر عهده داشت. وی در سال ۱۴۳۵ه. ق. درگذشت. [۷۱] و نماینده وی در یمن سلمان رشید[۷۲] است.

    جمعیت بهره چیزی حدود ۱۲۰۰۰ نفر است.[۷۳] از مکان‌های مهم طایفه اسماعیلیه در یمن ضریح حاتم الحضرات در حراز است که سالانه تعدادی از پیروان این فرقه از نقاط مختلف جهان برای زیارت آن به یمن سفر می‌کنند.[۷۴]

    مرکز اصلی بهره در صنعاء با نام مقر الفیض الحاتمی معروف است.

    مشکلات شیعیان

    • نداشتن امنیت جانی و مالی از سوی سلفیون و وهابیون

    این مشکل به خاطر این به وجود آمده است که یمن مرز گسترده‌ای با عربستان دارد و همین امر سبب شده است که دولت عربستان از حضور شیعیان در پشت مرزهای خود احساس نگرانی کند و می‌کوشد به هر نحوی که شده به سرکوب شیعیان بپردازد. در جریان نبرد شیعیان حوثی با دولت مرکزی نیروهای نظامی عربستان به کمک نیروهای یمنی آمدند و حتی ملک عبدالله نیز در خط مقدم درگیری‌ها حضور پیدا کرد. علاوه بر این، جوخه‌های ترور وهابیت تاکنون بسیاری از بزرگان شیعه از جمله رئیس رابطه الشیعه الجعفریه در یمن علی را ترور کرده و افراد دیگری از جمله علامه عدنان الجنید را به ترور تهدید کرده است.[۷۵]

    • بازداشت گسترده شیعیان توسط حکومت[۷۶]،
    • صدور حکم اعدام و تبعید برای شیعیان[۷۷] به خاطر اعتراض علیه سیاست‌های حکومت
    • تخریب مناطق شیعه‌نشین؛ بخشی از این سیاست تخریب را حکومت توسط نیروهای اجیر‌شده اردنی به اجرا در آورده است.[۷۸]
    • بی‌اعتنایی حکومت مرکزی به نقاط شیعه نشین و فقیر نگه‌داشتن آنان[۷۹]

    حمله عربستان

    در پی استعفای رئیس جمهور وقت یمن در سال 1393ش و سفرش به عربستان، عربستان ، مصر، و نه کشور دیگر در فروردین 1394ش به حمایت از وی به یمن حمله هوایی کردند.[۸۰]

    پیوند به بیرون


    پانویس


  • روزشمار تاریخ یمن

  • علی عبدالله صالح؛ پدیده‌ای نادر در جهان عرب

  • عربستان به یمن حمله کرد

  • یمن: سرزمین سبا

  • بانک جهانی

  • Library of Congress – Federal Research Division

  • شیعیان یمن: فرصت‌ها و چالش‌ها

  • طبری، ج۲ص ۲۵۵-۲۵۷؛ ابن هشام، ج۱ص ۷۱-۷۲؛ ابن سعد، ج۱، ص۲۶۰؛ مسعودی، التنبیه...، ۲۵۹؛ مجمل، ۲۵۱-۲۵۲؛ مقریزی، ج۱ص۵۳۵؛ اهدلی، ۶۱

  • تاریخ شیعه، ترجمۀ سید محمد باقر حجتی، ص۲۰۱.

  • تاریخ طبری، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، ج ۴، ص۱۲۶۲.

  • منتظر قائم، اصغر، نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، صص ۸۶ـ۹۴.

  • محمد جعفری، سید حسین، تشیع در مسیر تاریخ، ترجمهٔ سید محمد تقی آیت اللهی، ص۱۰۶.

  • ابن طقطقی، محمد بن علی، تاریخ فخر در آداب ملک‌داری و دولت‌های اسلامی، ترجمهٔ محمد وحید گلپایگانی، ص۳۰۴.

  • نصر بن مزاحم، پیکار صفین، به تصحیح و شرح عبدالسلام محمد هارون، ترجمۀ پرویز اتابکی، ص۱۹۱.

  • نصر بن مزاحم، پیکار صفین، به تصحیح و شرح عبدالسلام محمد هارون، ترجمۀ پرویز اتابکی، ص۱۹۱.

  • تاریخ شیعه، ص۲۰۸.

  • تاریخ طبری، ج ۶، حوادث سال چهل، ص۸۱ـ۸۰.

  • مسعودی، مروج الذهب، ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده، ج ۲، ص۸.

  • تاریخ یعقوبی، ج ۲، صص ۱۶۴ و ۱۶۵.

  • ابوحنیفه دینوری، اخبار الطوال، ترجمهٔ محمود مهدوی دامغانی، ص۲۹۱.

  • نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص۲۰۰.

  • تشیع در مسیر تاریخ، ص۲۷۲.

  • تاریخ حبیب السیر خواندمیر، زیر نظر محمد دبیر سیاقی، ج ۲، ص۱۹۷.

  • فضل الاعتزال و طبقات المعتزلة، فواد سید، الدار التونسیة، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۴م.

  • الکامل فی التاریخ، ابن اثیر شیبانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۳م.

  • کتاب وصل إلی الفقیه العلامة عمران بن الحسن، یوسف ین ابیالحسن جیلی، منتشر شده در أخبار أئمة الزیدیة فی طبرستان و دیلمان و جیلان.

  • مآثر الأبرار فی تفصیل مجملات جواهر الأخبار، محمد بن علی زحیف، مؤسسة الإمام زید بن علی الثقافیة، صنعاء، چاپ اول، ۱۴۲۳ق/۲۰۰۲م.

  • الحدائق الوردیة فی مناقب أئمة الزیدیة، ج۲

  • مآثر الأبرار فی تفصیل مجملات جواهر الأخبار، ج۲

  • معقل الزیدیة ومستعمرة عدن للتاج البریطانی

  • بررسی وضعیت سیاسی اجتماعی شیعیان یمن (۳)

  • شیعة الیمن

  • الداعیة الشیخ احمد عبداللة الزایدی فی طریقة الی صنعاء

  • مصر تفرج مؤسس رابطة الشیعة الجعفریة فی الیمن

  • بیان صادر عن رابطة الشیعة الجعفریة فی الیمن

  • الشیعة الجعفریة فی الیمن تطالب بتمثیلها فی لجنة الحوار وسط خلافات تعصف بها

  • اغتیال رئیس رابطة الشیعة الجعفریة بمدینة رداع

  • حوار مع الملا مبخوت کرشان

  • معلومات عن اعتقال أمن مطار صنعاء لزعیم الشیعة الجعفریة فی الجوف وأحد المدرسین فی قم

  • بیان اتحاد طلاب الیمن فی قم حول یحیی طالب الشریف

  • بیان صادر عن الرابطه

  • الشیعة الجعفریة فی الیمن تطالب بتمثیلها فی لجنة الحوار وسط خلافات تعصف بها

  • التکفیریون بدأوا تنفیذ(حلمهم) لاجتثاث الشیعة الجعفریة من الیمن

  • بیان رابطة الشیعة الجعفریة فی الیمن

  • نداء من رابطة الشیعة الجعفریة

  • أسماء الوجبة الثانیة من السجناء فی معتقلات علی عبد الله صالح

  • أظطهاد وحرب أبادة ضد الشیعة الجعفریة فی الیمن

  • سیف الوشلی یعلن استقالتة من رابطة الشیعة الجعفریة فی الیمن ویعتبرها شبکة مخابراتیة اسسها النظام

  • المجمع الاسلامی الیمنی الشیعی

  • حاشد القبیلة التی تصنع الرؤساء فی الیمن

  • رئیس الجمهوریة یعزی فی وفاة العلامة عباس الخطیب

  • عبدالرحمن حسین شایم

  • موقع الزیدیة و مرجعها الامام مجد الدین المؤیدی

  • قصة الحوثیین فی الیمن

  • وفاة مرجعیة الشیعة الزیدیة فی الیمن بدر الدین الحوثی

  • مؤسسة الرسالیة

  • مؤسسة الامام زید بن علی الثقافیة

  • رابطة علماء الیمن

  • الإعلان عن تأسیس رابطة علماء الیمن

  • مؤسسة البینة الاجتماعیة الثقافیة

  • الحوثیون فی الیمن، الحرکات السیاسیة الشیعیة فی الیمن، ص ۶۳

  • تنظیم الشباب المؤمن فی الیمن

  • الشیعة فی الیمن

  • الشیعة فی الیمن

  • علی الحکومة الیمنیة الاعتذار لإیران کما اعتذرت للجنوب وصعدة

  • ملتقی التصوف الاسلامی

  • تاریخ فرق اسلامی ۲، ص ۱۳۶

  • نجران تشیع الشیخ حسین المکرمی واختیار الشیخ عبدالله بن محمد خلفاً للفقید والجمالی نائباً له

  • تحمیل حکومة السعودیة والیمن مسؤولیة اختفاء زعیم الطائفة الإسماعیلیة

  • الحوثیون فی الیمن، الاسماعیلیه فی الیمن النشاة ـ التطور ـ الواقع، ص ۲۳۵

  • ماذا تعرف عن سلطان البهره" المفضل "

  • مقابلة مع ممثل طائفة البهرة فی الیمن

  • البهرة - طائفة وأسرار..!

  • البهره و طائفة المکارمه فی الیمن

  • التکفیریون بدأوا تنفیذ(حلمهم) لاجتثاث الشیعة الجعفریة من الیمن

  • اسامی حدود ۳۰۰ شیعه محبوس در زندان‌های یمن

  • الاعدام لثلاثة من المتمردین الشیعة فی الیمن

  • قوات اردنیة خاصة تشارک فی القتال ضد شیعة الیمن

  • الشیعة الزیدیة والتمرد الحوثی فی الیمن

  • «آل یهود» از اسلام آمریکایی تا هیپنوتیزم شاه عربستان+پوستر

    






    «آل یهود» از اسلام آمریکایی تا هیپنوتیزم شاه عربستان+پوستر

    نهضت مردمی پوستر انقلاب برای محکومیت جنایات آل سعود در یمن، پوسترهای فراخوان «آل یهود» را منتشر کرد.

    خبرگزاری فارس: «آل یهود» از اسلام آمریکایی تا هیپنوتیزم شاه عربستان+پوستر

    به گزارش خبرنگار هنرهای تجسمی خبرگزاری فارس، در پی تجاوز و جنایت‌های  عربستان سعودی به یمن، نهضت مردمی پوستر انقلاب برای به‌ تصویر کشیدن این حوادث و نتیجه آن که شکست قطعی حکومت منحط و دست‌نشانده سعودی است، از طراحان گرافیک و هنرمندان تجسمی دعوت کرد تا طرح‌های خود را برای انتشار در محیط‌های داخلی و بین‌المللی ارائه دهند.

    در ادامه این فراخوان جمعی از طراحان کشورمان آثار خود را دبیرخانه نهضت مردمی پوستر انقلاب ارسال کردند که این پوسترها در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.


    طراح: محمود آزادنیا از مشهد

     


    «اسلام آمریکایی» طراح: حمید فخار از مشهد

     

     


    «سعودی، نه انسان، نه عرب و نه مسلمان»
    طراح: سیدمحمدجواد طاهری از بابل

     

     


    «پیروز نخواهند شد»
    طراحان: حمید ژولانژاد و میلاد پسندیده از دزفول

     


    «ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق»
    طراح: مهلا میرزایی از کرمان

     


    «یمن در خون»
    طراح: مهلا میرزایی از کرمان

     


    «آل یهود»
    طراح: مینا گیلاسی از مشهد

     


    «هیپنوتیزم» ملک سلمان شاه عربستان
    طراح: مرتضی حاجیانی از قم

     


    «سقوط»
    طراح: محمدصادق ایلی از شیراز

    گفتنی است، 22 اثر که حاصل تلاش 16 طراح از سراسر کشور است، در سایت نهضت مردمی پوستر انقلاب بارگذاری شده است.

    علاقه‌مندان می‌توانند برای مشاهده است و دریافت این تصاویر به آدرس  postermovement.ir/poster.php?lang=fa&cat_id=172 مراجعه کنند.