بر اساس این روش، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی
تبدیل می کنند و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند. گاهی هدف
از این عملکرد، آن است که ایده، فکر یا گروهی محکوم شود؛ برای نمونه رسانه
ادامه ...
یکی از بحث هایی که در سیاست دوره ی معاصر از اهمیت ویژه ای برخوردار
شده، مفهوم « جنگ نرم » در مقابل « جنگ سخت » است. جنگ نرم، قدمتی معادل
جنگ سخت دارد. قدیمی ترین کتاب، حاوی محورهایی درباره
ادامه ...
سیاست نرم افزاری آمریکا در خاورمیانه علاوه بر چالش، حامل فرصت هایی
نیز در حوزه امنیت ملی کشور است. بهره برداری مناسب از این فرصت ها به
معنای دفع یا کاهش تهدیدات است که به نوبه خود ضریب امنیت ملی کشور را
افزایش می
ادامه ...
متغیرهای اصلی پژوهش، قدرت نرم افزار آمریکا و امنیت کشورهای خاورمیانه
به طور اعم و امنیت ایران به طور اخص است. تاثیر قدرت نرم بر امنیت کشورهای
مورد مطالعه، تغییر در رویکرد خارجی و سخت افزاری امنیت است. به گونه ای
ادامه ...
روابط ایران و آمریکا در تمام دوران پس از پیروزی انقلاب، تنش آمیز بوده
است. در برهه هایی تحت تاثیر تحولات داخلی دو کشور یا رویدادهای بین
المللی، سطح این تنش ها کاهش یا افزایش یافته است. با پیروزی جمهوری خواهان
در
ادامه ...
سیاست نرم افزاری آمریکا بر پایه نوعی رویارویی فرهنگی و برخورد تمدنی
تعریف و تدوین شده است. جنگ فرهنگی نیروها به معنای مبارزه میان دو طرز فکر
اجتماعی و شیوه زندگی، مستلزم تضعیف و تخریب باورها، ارزش ها،
ادامه ...
سیاست نرم افزاری آمریکا عرصه را بر دیدگاه ایدئولوژیک سنتی و فرهنگی
رسمی، از بیرون تنگ تر و در مقابل، مجال بیشتری برای بروز و گسترش فرهنگ
غیررسمی فراهم می کند: خصوصاً که جهانی شدن در بعد سیاسی، « حصار
ادامه ...
امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران به معنای توانایی تامین نیازهای
جامعه، رفاه اقتصادی و توسعه صنعتی، فن آوری، اقتصادی و تجاری از طریق حفظ
اصول سازمان دهنده اقتصاد ملی و دسترسی به منابع، سرمایه و بازار جهانی،
ادامه ...
ایده و معنا که با استناد به آموزه های مذهبی یا غیرمذهبی به عنوان
ساختار معرفتی به دولت ها تعیین ویژه ای می بخشد، همواره ممکن است متغیرهای
مختلف آن را به چالش بکشند. به ویژه آنکه عینی ترین شاخص جهان معاصر را «
ادامه ...
قدرت نرم از دو وجه در هم تنبیده برخوردار است؛ یک وجه آن تاثیرگزاری بر
عناصر سازنده الگوی رفتاری آمریکاست و وجه دیگر آن که عرصه بسیار گسترده و
کلانی را در بر می گیرد، پیامدهای امنیتی است که برای کشورهای
ادامه ...
دشمنان با بهرهگیری از ساز و کارهای روانشناختی و جامعهشناختی در پی آن هستند تا فرهنگ، بصیرت، روابط و نهادهای اجتماعی، احساس دلبستگی به ولایت و انسجام ملی، وحدت سیاسی و مذهبی و جزء آنرا آماج فشار وتهدیدها قرار دهند و زمینهی تغییر رفتار و فروپاشی نظام از درون را فراهم سازند.
به گزارش سفیر افلاک و به نقل از لرسو؛ اکنون دولت آمریکا و سرمایه سالاری غرب و فعالان مفسد صهیونیست، حقیقت زندهی بیداری اسلامی را حس میکنند و با اعترافات به اینکه سلاح و قدرت نظامی در برابر این حقیقت کارایی ندارد، همهی توان خود را در حیلهها و شیوههای سیاسی به کار میگیرند.
آنان با بهرهگیری از ساز و کارهای روانشناختی و جامعهشناختی در پی آنند تا فرهنگ، بصیرت، روابط و نهادهای اجتماعی، احساس دلبستگی به ولایت و انسجام ملی، وحدت سیاسی و مذهبی و جزء آنرا آماج فشار وتهدیدها قرار دهند و زمینهی تغییر رفتار و فروپاشی از درون را فراهم سازند.
مقام معظم رهبری در دو دههی پس از دفاع مقدس، مهمترین راهبرد دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران را جنگ نرم با ادبیات مختلف همچون تهاجم فرهنگی، یورش فرهنگی، ناتوانی فرهنگی، جنگ نرم، و در نهایت مسئلهی نفوذ فرهنگی، سیاسی و فکری معرفی فرمودهاند. همان طوری که «هنری دیوید ثرو» در رساله نافرمانی مدنی خویش در قرن 19، معتقد است که یکی از اثربخشترین روشهای مقابله با حکومت و تغییر رفتارها، نافرمانی مدنی است و یا نقش جنگ نرم و نفوذ فرهنگی، سیاسی و فکری تا آنجا مهم و مؤثر در عدم بیداری و وحدت انسانهاست که اگر جنگ نرم در براندازی ملتها به موفقیت برسد، روش و پیامدهای رویکرد تقابلگرا (جنگ سخت) با خود به همراه نخواهد داشت.
در مقابل این حیلههای غرب، حضرت امام(ره) به همهی ملتها و بخصوص به ملت ایران هشدار دادهاند که همیشه و در همه حال بیدار باشند چرا که امروزه ملتها، جنگ سرد و جنگ روانی را به شکلهای مختلفی انجام میدهند. میخواهند به ملتها و به جوان ایرانی بباورانند که شما نمیتوانید بدون ارتباط و اتصال به قدرتهای سلطهگر به جایی برسید. این خطر بزرگی است که حضرت امام(ره) ما را به آن توجه دادهاند. بنابراین بصیرت و هوشیاری همانند «عمار یاسر» لازم است.
راهکارهای مقابله با جنگ نرم دشمن
بنابراین میتوان جنگ نرم و توطئه نفوذ را مجموعه اقدامات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی غیرخشونتآمیز با هدف تغییر رفتار و در نهایت براندازی نظام سیاسی مورد نظر دانست. هدف نهایی جنگ نرم و نفوذ سیاسی، فکری و فرهنگی دشمن، براندازی نظام سیاسی با بهرهگیری از قدرت نرم کشور مهاجم است. با عنایت به آنچه بیان شد، میتوان موارد زیر را بهعنوان راهکارهای مقابله با جنگ نرم دشمن و پروژه نفوذ بیان کرد:
1- باور کردن توطئه نفوذ فکری، سیاسی و فرهنگی دشمن.
2- تقویت روحیه استکبارستیزی جوانان.
3- روشنگری در پیشگیری از نفوذ فکری، سیاسی و فرهنگی دشمن.
4- تلاش برای حفظ وحدت بین ملت، سازمانها و نهادها.
5- تقویت فرهنگ دینی و غنی اسلام.
6- حفظ وحدت جامعه در پرتو تبعیت محض از دستورات ولی فقیه.
7- تقویت باورها و اعتقادات دینی و مذهبی آحاد جامعه.
8- پیشگیری از نفوذ بیگانگان در بدنه دولتهایی که روی کار میآیند.
9- بصیرتافزایی و عبرتگیری از گذشتهها.
10- گم نکردن شاخصها و معیارهای انقلاب بودن و انقلابی ماندن.
11- فراهم ساختن زمینه ی رشد استعدادها و ظرفیت های جوانان و پرورش آنها.
12- ترویج اصول و ارزشهای اسلامی.
13- نظارت جدی بر محصولات فرهنگی، بازیهای رایانهای، البسه و انواع کالاهای وارداتی.
14- جهتدهی فعالیتهای هنری علمی و اجتماعی بر محور قرآن و معارف اسلامی.
15- تقویت تکنولوژی نوین و بکارگیری آن در راستای تقویت بنیه فرهنگی جامعه و بخصوص نسل جدید.
16- تقویت کتاب خوانی در جامعه.
17- حفظ هویت ملی و ارزشهای دینی و اسلامی.
18- تقویت اراده و ارتقاء خودباوری در جوانان.
نویسنده: رضا آذری
انتهای پیام/

جنگ نرم، روشی است که در طول تاریخ از سوی اشخاص و جوامع نسبت به دیگری
به کار رفته و می رود. در این روش، آن چه هدف قرار می گیرد، اعتقادات،
عواطف و احساسات انسان هاست؛ زیرا فروپاشی شخصیت و ترور آنها، باارزش تر از
ترور اشخاص و از میان بردن فیزیکی آنان است؛ زیرا هرگاه شخصیت ها از میان
رفت به عنوان بردگانی بی مزد در خدمت اهداف استثماری دشمنان قرار می گیرند و
آنان می تواند از خدمات و منابع شخصیت های ترور شده بهره گیرند.
از آن جایی که در جنگ نرم همه گروه ها و اقشار یک جامعه به ویژه خواص و
رهبران، مخاطب پیام هستند، لازم است تا خواص با ایجاد بستری مناسب، زمینه
بصیرت زایی و بصیرت افزایی در توده های مردم را فراهم آورند و اجازه ندهند
تا دشمنان با هنجارشکنی، اهانت و دیگر شیوه ها مردم را به سمت و سوی غفلت
کشانند و با اختلاف و تفرقه به اهداف ناپاک دست یابند. خداوند در آیاتی چند
به مسئله جنگ نرم در ابعاد مختلف آن پرداخته است. یکی از ابعادی که در
قرآن به آن توجه ویژه شده، شیوه های مقابله با جنگ نرم است. در این آیات،
افزون بر تحلیل و تبیین جنگ نرم و اهداف آن، توصیه هایی برای مقابله با آن
بیان شده است. یکی از توصیه های قرآن، مقابله به مثل و در مراتبی شدیدتر،
حذف فیزیکی دشمنان و کشتن آنان است.
نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی و سیره معصومان(ع) کوشید
تا این بخش از ابعاد جنگ نرم را ارائه دهد. با هم این مطلب را از نظر می
گذرانیم.
یکی از بخش های تحلیلی قرآن، ارتباط تنگاتنگی با روش شناسی رفتارهای
دشمنان دین و اسلام دارد. در آموزه های قرآنی که به دشمن شناسی اختصاص
یافته، به روش های آنان نیز اشاره می شود و با بیان این نکته کلیدی و اساسی
که میان آنان تشابه قلوب وجود دارد، بر تکرار رفتارهای آنان در طول تاریخ
بشریت تأکید می شود. از این رو وقتی سخن از تکرار تاریخ به میان می آید، به
یک معنا همان همانندی در فکر و اندیشه و عمل است که در شرایط و مقتضیات
متفاوت یکسان عمل می کند، هر چند که ابزارهای آن تغییر می کند.
همه دشمنان پیامبران در طول تاریخ، به سبب مشابهت در اندیشه و احساس، کنش و
واکنش های یکسانی داشته اند. گزارش و بازخوانی تاریخ از سوی قرآن به این
معناست که مومنان به بصیرتی دست یابند که رفتار دشمنان را شناسایی کنند و
مقابله با آن را بشناسند و براساس آن رفتار کنند؛ زیرا تکرار پندارها و
افکار و اعتقادات پوچ و رفتارهای ضدهنجاری و ضدعقلانی و ضدعقلایی، واکنش
های یکسانی را اقتضا می کند که قرآن براساس تسلط و احاطه کامل بر انسان و
فطرت و رفتارهایش ارایه می دهد.
در هر روشی، شیوه های گوناگونی از سوی دشمن به کار گرفته می شود که باید با
شناخت ظرفیت ها و مقتضیات زمانی و مکانی، شیوه های مقابله به آن شناخته و
به کار گرفته شود.
قرآن مهم ترین روش دشمن در جنگ نرم را روشی می داند که هدف از آن قرار
دادن مخاطب پیام ها در غفلت، جهل و تحلیل نادرست و نارواست. بخشی از این
هدف به وسیله شبکه های عنکبوتی شایعه سازی و شایعه پراکنی پیگیری می شود.
ایجاد گروه های اخباری یکی از روش های آنان است که یک مطلب دروغ و ناروا را
چنان از منابع متعدد و متنوع و گوناگون تکرار می کنند که مخاطب آن را
ناخودآگاه باور کند. به سخن دیگر تواترسازی خبر یکی از مهم ترین روش هایی
است که دشمن در جنگ نرم از آن به خوبی بهره می گیرد. در این روش، دشمن خبری
دروغ را می سازد و از زبان افراد مختلف تکرار می کند تا برای توده های
مردم بلکه خواص نیز باورپذیر باشد. همین روش را در عصر پیامبر(ص) در جنگ
احد با شایعه سازی و شایعه پراکنی کشته شدن پیامبر(ص) آزمودند به طوری که
در یک لحظه همه لشکر اسلام از جنگ بازماند و حتی بسیاری از خواص به سبب
باورکردن آن از صحنه جنگ گریخته و درپی عافیت رفتند.
باورپذیری از طریق تواترسازی خبر دروغین و شایعه، شیوه ای است که حتی خواص
را فریب می دهد. شبکه های عنکبوتی که هر خبری را از یک دیگر تکرار می کند،
باورپذیری را آسان می کند. به عنوان نمونه وقتی روزنامه های زنجیری و شبکه
عنکبوتی رسانه های ماهواره ای و اینترنتی یک مطلب را در اشکال مختلف
تصویرسازی می کنند، باورپذیری آن آسان می شود. در این روش از غرقه سازی که
در علوم روان شناسی اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد، به خوبی استفاده می
شود. غرقه سازی مخاطب از طریق همه رسانه های شنیداری و دیداری می تواند
مردم را در حالتی از غفلت قرار دهد که از تفکر درباره ماهیت خبر و صدق و
کذب آن بازماند.
قرآن به این نکته توجه می دهد که راه مقابله با تواترسازی ازطریق شایعه
برای پذیرش خبر نادرست و دروغ، آن است که با هرگونه شایعه سازی به شدت
مقابله شود وشایعه پراکنان مجازات شوند و تهدید به مجازات در دنیا و آخرت
گردند. در این میان بصیرت زایی و بصیرت افزایی در میان مردم بسیار اهمیت
دارد. به این معنا که با گزارش از واقعیت ها و شفاف سازی، اجازه داده نشود
تا دشمن با دراختیار گرفتن نیاز خبرجویی فطری بشر، با بیان یک دروغ در میان
چند حقیقت و واقعیت، فکر و احساس مخاطبان را در اختیار گیرد.
اهانت از روش هایی است که دشمنان اسلام همواره از آن به عنوان عامل
تأثیرگذار در صحنه اجتماعی بهره برده اند؛ زیرا اهانت موجب می شود تا شخصیت
شکنی و یا ترور شخصیت، اعتبار وجایگاه اجتماعی شخص از میان برود و سخنان
او از اعتبار و رفتارش از ارزش فروافتد. در طول تاریخ همواره دشمنان اسلام
با استفاده از ابزار اهانت به قصد سبک شمردن و تحقیر پیامبران و مؤمنان،
کوشیدند تا ارزش و اعتبار شخصیتی آنان را تضعیف کرده و خدشه جدی بر آن وارد
سازند.
قرآن کریم گزارش می کند که منافقان با برخوردهای توهین آمیز خویش نسبت به
حضرت پیامبر(ص) تلاش می کردند تا عزت آن حضرت را درهم شکنند، زیرا عزت آن
حضرت همانند کوهی بلند بود که هیچ چیزی بر آن تسلط نمی یافت. بنابراین با
ترور شخصیت کوشیدند تا عزت را از نظر خود به ذلت تبدیل کنند و زمینه دور
شدن مردم از پیرامون شخصیت شکسته شده آن حضرت را فراهم آورند. (منافقون آیه
8)
در شأن نزول آیه فوق آورده اند که پیامبر(ص) به همراه گروهی از صحابه از
غزوه بنی مصطلق به مدینه باز می گشتند که عبدالله بن ابی سرکرده منافقان
مدینه اظهار داشت: هنگامی که محمد به مدینه برگشت او را از مدینه بیرون
خواهیم کرد و وی را خوار و ذلیل می کنیم. (مجمع البیان، طبرسی، ذیل آیه) از
باب تشابه قلوب و همانندی فکر و رفتار دشمنان اسلام، قرآن گزارش می کند که
یهودیان نیز همین شیوه اهانت را در پیش گرفتند تا با تحقیر آن حضرت، شخصیت
ایشان را ترور کرده و ارزش و جایگاهش را بکاهند. آنان کوشیدند با به
کارگیری الفاظ زشت و توهین آمیز، آن حضرت را خرد و خوار کنند. لذا در خصوص
واژه «راعنا» که در زبان عبری توهین آمیز ولی در زبان عربی به معنای طلب
توجه و مراقبت است، یهودیان با گفتن آن به پیامبر(ص) کاربرد عبری آن را در
نظر داشتند تا با آن به پیامبر(ص) توهین روا دارند و تحقیر نمایند.(الکشاف،
زمخشری، ذیل آیه)
قرآن در تحلیل و تبیین روش شناسی رفتار دشمنان اسلام در جنگ نرم، در آیه 46
سوره نساء به رفتار یهودیان در تحریف واقعیت ها و اتهام زنی و جابه جائی
حق و باطل اشاره می کند و به مومنان نسبت به این شیوه های دشمنان توجه و
هشدار می دهد.
دشمنان منافق در این راه برای این که شخصیت پیامبر را شخصیتی به دور از
کمال و تعادل و سلامت جلوه دهند، به زود باوری و خوش باوری پیامبر(ص) با
تاکید بر اصطلاح «اذن» توجه می دهند. اینان با این کار می خواستند تا
پیامبر را بیازارند و ضمن اذیت و آزار ایشان، مردم را نسبت به شخصیت استوار
و مستحکم آن حضرت بدبین کنند. هدف نهایی تمامی این اهانت ها همان خدشه
وارد کردن بر شخصیت کامل آن حضرت بود. (توبه، آیه 61)
در جنگ نرم، یکی از شیوه هایی که در روش اهانت آمیز بسیار به کار می رود،
تحقیر امت در اندیشه و افکار آنان است. دشمن با تبلیغات شدید و ایجاد
گفتمان دروغین غالب، می کوشد تا مومنان را در وضعیتی قرار دهد که گمان کند
اندیشه و افکار و رفتارشان، بیرون از دایره عقلانیت است. در همین عصر ما
نیز در دوره ای دشمنان چنان بر روی افکار جامعه و رفتارش کار کرد که نماز
خواندن نوعی سفاهت دانسته می شد.
خداوند در آیاتی چون 13 سوره بقره گزارش می کند که منافقان در صدر اسلام با
سفیه خواندن مومنان می کوشیدند تا آنان را در مسیری قرار دهند که افکار و
رفتارشان از نظر دیگران و خودشان سفیهانه جلوه کند. تاکیدهای منافقان و
تکرار آن از طریق شبکه های عنکبوتی و شایعه سازی به گونه ای بود که برخی از
مؤمنان سست ایمان، افکار و رفتارشان را خوار و ذلیل می شمردند.
این جاست که قرآن با روش مقابله به مثل به تحقیر و اهانت و خوار کردن
منافقان و دشمنان از یهود و مشرکان می پردازد و کاری می کند که منافقان و
مشرکان و یهودیان خود را در حالتی می بینند که دوست داشتند مومنان را در آن
حالت ببینند. (منافقون آیه 8 و آیات دیگر)
خداوند با اشاره به عوامل اهانت زا و تحقیرکننده واقعی می کوشد تا مؤمنان
را از حقیقت امر آگاه کرده و با ایجاد بصیرت و بصیرت افزایی به ایشان نشان
دهد که برخلاف تصویری که منافقان و دیگر دشمنان اسلام و مؤمنان ارایه می
دهند، عوامل اهانت زا چیز دیگری چون غفلت انسان از حق (اعراف آیه 179)
کفرورزی (بقره آیه 171) گمراهی (مؤمنون آیات 106 و 108) هواپرستی (اعراف
آیه 176) دنیاطلبی و دلبستگی به مادیات زودگذر آن (همان) ظلم و ستم (نساء
آیه 148) اطاعت از شیطان (اعراف آیات 175 و 176) گناه و جرم و جنایت (انعام
آیات 123 و 124) و علم بی عمل و بی هدف (جمعه آیه 5) می باشد و انسان
بایستی از این امور پرهیز کند.
قرآن در ادامه بحث و تحلیل از روش شناسی جنگ نرم که شخصیت رهبر و خواص
جامعه مورد هجوم و حمله قرار می گیرد، به مسئله افترا اشاره می کند؛ زیرا
افترا، ساختن دروغ و نسبت دادن سخن یا فعل ناحق یا صفت نادرست به دیگری
است. (لسان العرب، ابن منظور، ذیل کلمه فری)
دشمنان اسلام در طول تاریخ بشریت از آن جایی که تشابه قلوب داشتند، یکسان
می اندیشند و یکسان رفتار می کنند، هرچند که ابزارهای ایشان دگرگون و
پیشرفته تر شده است. اگر دیروز با شعر و هجو و مانند آن، افترائی را نسبت
به شخص رهبر و خواص جامعه نسبت می دادند تا از اسوه بودن و شخصیت کامل ساقط
کنند، امروز با شبکه های عنکبوتی و رسانه های پیشرفته و با ابزارها و فن
آوری های جدید این کار را انجام می دهند.
آیاتی که به مسئله افترا به پیامبران در طول تاریخ از سوی دشمنان اشاره
کرده، بسیار است که می توان به آیات 51 و 55 انبیاء و 52 سوره ذاریات اشاره
کرد.
در صدر اسلام، دشمنان به انواع تهمت ها و افتراها تمسک جستند تا شخصیت
پیامبر(ص) را ترور کنند. آنان گاه به آن حضرت افترا می زنند که در غنایم
جنگی خیانت می کند (آل عمران آیه 161) یا آن که کارهای زشت و ناهنجار انجام
می دهد (نساء آیه 78) یا این که مجنون و جن زده است (صافات آیه 36) و
گرایش به کهانت دارد (طور آیه 29) و به خدا نسبت های دروغ می دهد (سبا آیات
7 و 8) و جادوگر (یونس آیه2) و شاعر (انبیا آیه 5) و افسون شده (اسراء آیه
47) می باشد.
این شیوه تخریب شخصیت از طریق تبلیغات مسموم علیه پیامبر (انعام آیه 112)
بسیاری راتحت تأثیر قرار می داد و آنان به این باور می رسیدند که پیامبر(ص)
شاسته پیامبری و نبوت و رهبری جامعه نیست.
خداوند با تبیین شخصیت پیامبر(ص) و جایگاه واقعی او می کوشد تا مردم را
نسبت به شخصیت پیامبر آگاه سازد و آنان را نسبت به رفتارها و تبلیغات
دشمنان دارای بصیرت سازد تا به سادگی در دام تبلیغات دشمن نیفتند. نمونه
این مقابله و مبارزه را می توان درباره افک به همسر پیامبر(ص) دید که در
آیات 11 و 16 سوره نور به آن پرداخته است. به سخن دیگر، واکنش به هنگام و
شفاف سازی درست، می تواند توطئه دشمن را با شکست مواجه سازد. (مجمع البیان،
ذیل آیات)
آیاتی از قرآن به این مهم توجه می دهد که افشاگری به هنگام و درست می
تواند تبلیغات مسموم دشمن را دفع کند و اجازه بهره گیری را به دشمن ندهد.
از جمله این آیات آیاتی است که درباره افترا به حضرت یوسف (ع) پرداخته است.
(یوسف آیه 26)
افشای به هنگام طرح ترور پیامبر (ص) که نقشه منافقان قدیم و جدید بود، از
سوی خداوند موجب می شود تا آنان در انجام آن ناکام شوند و نتوانند به مقاصد
شوم خود برسند. (توبه آیات 64 و 65 و مجمع البیان، طبرسی، ذیل آیه)
همین افشاگری به هنگام است که می تواند بسیاری از توطئه های دشمنان را خنثی
سازد. از جمله می توان به افشاگری به هنگام خداوند درباره اخنس بن شریق
اشاره کرد که با اظهار دوستی ظاهری نسبت به اسلام و پیامبر (ص)، عداوت
درونی داشته و می کوشید تا با نهان سازی کینه خود، اهدافش را عملی سازد.
(بقره آیه 204 و مجمع البیان ذیل آیه)
خداوند در آیاتی از جمله 11و 41 و 82 سوره مائده به افشاگری به هنگام طرح
های ترور و توطئه های یهودیان نسبت به پیامبر (ص) می پردازد و هدف آنان از
فرستادن جاسوسانی جهت تحریف و تکذیب سخنان پیامبر (ص) را رسوا می کند. این
روش پیامبر (ص) برای ایجاد بصیرت در مردم و یا بصیرت افزایی نسبت به دشمنان
اسلام و پیامبر (ص) بود.
هیاهوگرایی یکی از روش هایی است که دشمنان اسلام و قرآن در جنگ روانی
برای دست یابی به اهداف خود در پیش می گیرند. از آن جایی که دشمنان اسلام
دارای منطق عقلانی نیستند به جای پاسخ گویی به پرسش ها و نیز تبیین مواضع و
افکار و اندیشه های خویش به هجو و توهین یا هیاهو و غوغاسالاری رو می
آورند. در قرآن خداوند گزارش های بسیاری را از رفتار دشمنان حق و اسلام
آورده است که در حوزه روش شناسی رفتار دشمنان حق در برابر سخنان حق
پیامبران قرار می گیرد. در این گزارش ها آمده است که نمرود در برابر
استدلال های حضرت ابراهیم (ع) و فرعون در برابر منطق قوی و برهانی حضرت
موسی (ع) به چرندگویی و هیاهوسالاری توسل جستند.
هنگامی که مشرکان مکه، نماز پیامبر (ص) و رفتارهای منطقی و عقلانی و عقلایی
وی را در عبادت می دیدند، به جای این که رفتار عبادی خود را نقد کنند به
کف و سوت پناه می برند تا هم اجازه ندهند کلمات نماز شنیده شود و هم خود را
نشان دهند و مردم ساده و ظاهربین را به سوی خود بکشانند. خداوند در 35
سوره انفال می فرماید: و ما کان صلاتهم عند البیت الا مکاء و تصدیه ؛
نمازشان در کنار خانه خدا، چیزی جز سوت کشیدن و کف زدن نیست.
در روز عاشورا نیز دشمنان امام حسین (ع) بارها برای این که سخنان حق آن
بزرگوار شنیده نشود، به هیاهوسالاری رو آوردند و با سوت و کف و کرنا و
هلهله اجازه ندادند تا سخنان آن بزرگوار شنیده شود و مردم از آن متاثر شوند
و یا راه حق را بیابند.
یکی از روش های رویاروئی با دشمنان، مقابله به مثل است که بارها در این
باره گفته و نوشته شده است ولی روش دیگری که از سوی خداوند در جنگ نرم مورد
توجه و تاکید و از سوی معصومان (ع) و پیامبر (ص) به کار گرفته شده است،
تشدید مجازات است. در تاریخ موارد بسیاری را می توان یافت که از جمله
برخورد شدید پیامبر (ص) با عاملان جنگ نرم و دستور قتل آنان است. البته آن
چه پیامبر (ص) به آن فرمان می دهد، فتک و ترور و یا اغتیال نیست؛ زیرا ترور
و فتک از نظر اسلام و ایمان حرام است (کتاب الفروع من الکافی، ج 7، ص 375)
و هرگونه ترور و اغتیال و فتک، عملی مجرمانه و بیرون از دایره ایمان و
اسلام دانسته شده است:» از این رو آمده است»: الایمان قید الفتک و المؤمن
لایفتک.» اما آن چه که پیامبر (ص) فرمان می دهد اعلان رسمی جواز قتل برخی
از افرادی است که در جنگ نرم حضور فعال دارند و با روش های گوناگون می
خواهند اسلام و حقایق آن را تخریب کرده و وجوه و شخصیت های اسلامی را از
اعتبار ساقط نمایند.
روشی که امام خمینی (ره) در برابر سلمان رشدی و مجموعه فعالان در این تخریب
و اهانت ضد اسلامی در پیش گرفت، بیرون از دایره فتک و ترور می باشد؛ زیرا
در این روش حکم رسمی و علنی قتل داده می شود و شخص از هدف بودن خود آگاه می
باشد، هر چند که زمان این قتل و مکانش برای او معلوم نباشد. بنابر این
جواز قتل عاملان و فعالان در جنگ نرم به معنای جواز ترور نیست. از جمله
افراد و فعالان در جنگ نرم که آن زمان به شکل سرود و شعر و ابزارهای آن
انجام می شد و پیامبر (ص) حکم قتل وی را صادر کرده بود، می توان به کعب ابن
اشرف اشاره کرد که یکی از سرسخت ترین دشمنان اسلام بود. او در اشعارش
پیامبر اسلام را هجو می کرد و مشرکان و عرب را به جنگ با وی تحریک می کرد.
پس از جنگ بدر وی به عنوان فرستاده بزرگ یهود به سوی قریش، به مکه آمد و
قریش را برای جنگ با مسلمانان و خونخواهی کشتگان بدر تحریک کرد و چون در
اشعارش پیامبر (ص) را هجو می کرد و به اصحاب وی و مسلمانان ناسزا می گفت،
اهل مکه ترسیدند از اینکه حسان بن ثابت شاعر پیامبر اکرم (ص)، در رد اشعار
کعب، متعرض مکیان شود و علیه مردم مکه شعر بسراید. لذا از کعب ابن اشرف
خواستند از مکه خارج شود.
کعب از مکه خارج شد و در میان اقوام عرب شبه جزیره می گشت و تخم کینه و
دشمنی نسبت به پیامبر و اصحابش را در میان آنان می پاشید و چون در یثرب
اقامت گزید، در اشعارش زنان مسلمان را مورد تعرض قرار می داد وشرف و کرامت
ایشان را پایمال می کرد و به آنها ناسزا می گفت و در جهت ایجاد شورش در
مدینه منوره تلاش می کرد.
پیامبر اعظم اسلام (ص) با یارانش درباره قتل وی مشورت کرد و مسئولیت این
عمل مهم را محمدبن مسلمه، ابونائله سلکان بن سلامه بن وقش، عبادبن بشر بن
وقش، حارث بن اوس بن معاد، ابوعبس بن جبر به عهده گرفتند و در ماه ربیع
الاول سال سوم هجری قتل شاعر یهود و مشرکان در محلی نزدیک پناهگاه و قلعه
وی به نام شعب العجوز درخارج یثرب صورت گرفت. (طبری، تاریخ طبری، ج 2، ص
35؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 143)
در بررسی این موضوع به نظر می رسد ذکر مسائلی مرتبط با این موضوع که موجبات تبیین منطقی آن را فراهم خواهد نمود ضروری باشد.
مقدمه
جنگ نرم که در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف می باشد تا
حلقههای فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در
نظام سیاسی اجتماعی حاکم تزلزل و بیثباتی تزریق کند از جمله مباحثی است که
از دیر زمان،در دنیا شکل گرفته است. این موضوع ،علیه ایران از گستره و
عملکرد وسیعی برخوردار می باشد چرا که دشمنان قسم خورده این آب وخاک که دست
پلیدشان از منابع این مملکت بریده شده است می خواهند جامعه ما را به بن
بست کشیده تا از این رهگذر به اهداف شوم خود دست یابند.
از آنجا که ایران امروزه به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی
انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در
منطقه خاورمیانه و نظام بینالملل به قدرتی کمنظیر تبدیل شده است لذا از
دید کارشناسان سیاسی کشورهای غربی،دیگر نمیتوان با یورش نظامی و جنگ سخت
آن را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی پیگیری
مکانیسمهای جنگ نرم و به کارگیری تکنیکهای عملیات روانی با استفاده از سه
راهبرد دکترین مهار، نبرد رسانهای و ساماندهی و پشتیبانی از نافرمانی
مدنی است.
راهاندازی پروژه جنگ نرم علیه ایران در مقطع کنونی را باید ناشی از گسترش
حس تنفر از امریکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفید،ایران مرکز اصلی
ایجاد این تنفر و گسترش آن است. در امریکا برای مقابله با این موج، نیروی
واکنش سریع تشکیل شد تا:
اولاً: در قالب پروژه دموکراتیزه کردن کشورها به خنثیسازی نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقه خاورمیانه بپردازد.
و ثانیاً: با القای خطرناک بودن ایران برای امنیت همسایگان اذهان عمومی از اقدامات و نقشههای ایالات متحده منحرف شود.
تعریف جنگ نرم
جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات
رسانهای که جامعه،گروه و یا گروههای هدف را نشانه میگیرد و بدون جنگ و
درگیری نظامی و گشوده شدن آتش،رقیب را به انفعال یا شکست وامیدارد. جنگ
رایانهای، اینترنتی، براندازی نرم، راهاندازی شبکههای رادیویی و
تلویزیونی و شبکهسازی از مصادیق جنگ نرم هستند. (به نقل از سایت تبیان )
رهبر فرزانه انقلاب مفهومی به نام جنگ نرم را مورد توجه قرار دادند و از
ضرورت نقش آفرینی دانشجویان به عنوان افسران و اساتید به عنوان فرماندهان
مقابله با جنگ نرم سخن گفتند.
جنگ نرم؛ استراتژی مقابله با جمهوری اسلامی ایران
پدیده جنگ نرم که هماکنون به عنوان پروژهای عظیم علیه جمهوری اسلامی
ایران در حال تدوین است در شاخصهایی ماننده ایجاد نابسامانی اقتصادی، شکل
دادن به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمانهای غیردولتی در حجم گسترده، جنگ
رسانهای، عملیات روانی برای ناکارامد جلوه دادن دستگاه اداری و اجرایی
دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طریق روشهای مدنی و ایجاد ناتوی فرهنگی
متبلور میشود.
در برایند جنگ نرم، عوامل براندازی یا از زمینههای موجود در جامعه برای
پیشبرد اهداف خود بهره میبرند یا به طور مجازی سعی در ایجاد نارضایتی در
نزد افکارعمومی و سپس بهرهبرداری از آن دارند.
استفاده از مشکلات اقتصادی، تنوع کثرت قومی ایران، ایجاد و دامن زدن به
نافرمانی مدنی در تشکلهای دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی، تلاش در
نزدیکی به مردم تحت پوشش حمایت از حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد
شبکههای متعدد رادیو تلویزیونی فارسی زبان حمایت از اپوزیسیون (سفر فعالان
جوان خارجی از کشورهای متحد با امریکا به ایران تحت عناوین جهانگرد که در
صورت نیاز، به جنبشهای مدنی و نافرمانیها بپیوندند)، تسهیل فعالیت
ان.جی.اُ امریکایی در ایران، دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در
سمینارهای کوچک (این افراد باید از سوی مقامات امریکایی انتخاب شوند نه
نهادهای ایرانی)، استفاده از سفارتخانههای کشورهای دیگر و به طور کلی
تضعیف ستونهای حمایتی حکومت ایران از جمله راهکارهای اجرای این استراتژی
به شمار میآیند.
شاخصه های ناتوی فرهنگی از نظرگاه رهبری انقلاب
رهبر انقلاب در سفر به استان سمنان در تحلیلی جامع، شاخصه های ناتوی فرهنگی را به صورت ذیل بیان فرمودند:
1: ایجاد اختلاف وتفرقه در میان ملت ایران وجهان اسلام
2: جلوگیری از الگو شدن ایران در جهان اسلام ومنطقه
3: مرعوب ومنکوب کردن مسئولین ومقامات تصمیم گیرنده
4: دامن زدن به مسائل وحساسیت های قومی ومذهبی
5: القاء ناکارآمدی نظام
ایشان در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای این استان در این رابطه
فرمودهاند : در مقابل پیمان ناتو که آمریکاییها در اروپا به عنوان مقابله
با شوروی سابق یک مجموعه مقتدر نظامی به وجود آوردند ( اما برای سرکوب هر
صدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده می
کردند) حالا یک ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز
خطرناکی است . البته حالا هم نیست ؛ سالهاست که این اتفاق افتاده است .
راههای تحقق بخشی جنگ نرم
امریکا و جریان صهیونیسم بینالملل برای عملیاتی ساختن جنگ نرم در قالب
ناتوی فرهنگی علیه جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته و همچنین برای
سالهای آینده راهبردها و شیوههای زیر را طراحی کردهاند:
1: پیگیری پرونده هستهای ایران و القای غیرصلحآمیز بودن این فناوری
وتبلیغ اینکه ایرانیها تلاش دارند بمب اتم بسازند که نه تنها برای امنیت و
ثبات منطقه و جهان خطرناک است بلکه موجب تقویت جبهه تروریستها و جریان
بنیادگرایی افراطی در جهان خواهد شد.
2: سرمایهگذاری در رسانههای دیداری و شنیداری، سازمانهای تبلیغاتی و
خبری و کمپانیهای فیلمسازی برای ارائه تصویری سیاه و خطرناک از جمهوری
اسلامی ایران برای افکارعمومی جهان که آخرین نمونه آن ساخت و پخش فیلم
ضدایرانی 300 بوده است.
3: ایجاد فضای رسانهای درباره دخالت ایران در عراق، لبنان و … در نقش
بزرگترین مدافع تروریسم که به عوامل ناامنی در این کشورها تسلیحات
میرساند و آنها را آموزش نظامی میدهد.
4: تقویت و ایده جنبش دمکراسی به سبک امریکایی و مستمسک قراردادن مقوله
حقوق بشر، حقوق زنان و دامنزدن به مطالبات صنفی و اجتماعی و همچنین
سازماندهی نارضایتیها و نافرمانی به اصطلاح مدنی به وسیله مطبوعات
خاکستری، احزاب و …
5: راهاندازی سایتهای اینترنتی و ارائه نرمافزارهای جاسوسی به عوامل خود
در داخل کشور تا ابعاد مختلف جنگ رسانهای به شکل اثربخشتر طراحی و اجرا
شود.
6: تلاش برای تحلیل مغرضانه از اوضاع داخلی و ایجاد فضای وحشتزا و موهوم از احتمال بروز جنگ.
7: سوءاستفاده تبلیغاتی از اجرای طرحهایی چون طرح امنیت اجتماعی به عنوان
محدودکننده آزادی و حقوق زنان و نقش آزادیهای مدنی و اجتماعی.
8: ایجاد تقابلهای سیاسی بین سران ارشد نظام اسلامی و القای اینکه جنگ
قدرت در جمهوری اسلامی بین چند طیف در جریان است و در نهایت فلان طیف یا
فلان گروه پیروز و یا شکست میخورد.(به نقل از سایت عملیات روانی )
مقابله با جنگ نرم
یقینا نیل به اهدافی که می توان به تعبیر رهبری عزیز انقلاب، برای افسران
جوان (دانشجویان) این میدان در نظر گرفت، بدون برنامه ریزی دقیق و مدبرانه
ممکن نیست که در اینجا به برخی اشاره می شود و به نظر می رسد که دانشگاه ها
نیز در این عرصه باید مرتبا در حال رصد کردن اوضاع فرهنگی بوده و در
راستای بهبود برخی شاخص های این مقوله حساس،گام های بلندی بردارند.
1: تشکیل اتاق فکر
رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان طراحی نوع مبارزه را به خود دانشجویان
واگذار کردند. ایشان فرمودند:« اینى که چه کار باید بکنید، چه جورى باید
عمل کنید، چه جورى باید تبیین کنید، اینها چیزهائى نیست که من بیایم فهرست
کنم، بگویم آقا این عمل را انجام بدهید، این عمل را انجام ندهید؛ اینها
کارهائى است که خود شماها باید در مجامع اصلىتان، فکرىتان، در اتاقهاى
فکرتان بنشینید، راهکارها را پیدا کنید»
لذاست که بررسی نوع مواجهه مطلوب با توجه به شرایط خاص هر دانشگاه می بایست از جانب فعالین آن دانشگاه هر چه سریع تر صورت پذیرد.
2: پرهیز از بسته شدن فضا
رهبر انقلاب در عین اینکه بر ضرورت مقابله با جنگ نرم تاکید دارند،درباره بحث کرسی های آزاد اندیشی
فرموده ان« د:نباید از اظهار نظر هیچ گاه بیمناک بود.این کرسی های آزاد
اندیشی که ما گفتیم،در دانشگاه ها باید تحقق پیدا کند و باید تشکیل بشود»
به نظر می بایست از فضای تقابلی احراز کرد و محیط آکادمیک دانشگاه را حتی
الامکان به دور از جنجال و هیجانات کاذب وارد موضوع بررسی مسائل روز کشور
کرد.
3:کلان نگری در طراحی راهکارها
باید در نظر گرفت که تفوق مقطعی صرف، مد نظر نیست. می بایست اهداف مواجهه،
هم ارز همدیگر و با نگاهی کلان نگر دیده شود. مثلا اگر صرفا مغلوب کردن
حریف هدف قرار بگیرد و حفظ آرامش محیط دانشگاه لحاظ نشود، باید پذیرفت که
راه به بیراهه سپره شده است.
4: ضرورت مخاطب شناسی
به نظر، مخاطب اصلی طرح ریزی های افسران مقابله با جنگ نرم، نه سردمداران
جریان مقابل که افکار عمومی دانشجویی است. افکار عمومی ای که تحت القائات
غلط ممکن است قضاوت های نادرستی در خصوص مسائل کشور داشته باشد و این قضاوت
با تبیین درست مسائل به راحتی قابل تغییر است. نباید در برنامه ریزی مخاطب
را به اشتباه چند فرد خاص یا یک تشکل خاص قرار داد.
آسیب های مقابله با جنگ نرم
طبیعتا می تواند آسیب هایی نیز متوجه طرح ریزی های جریانات دانشجویی برای
مقابله با جنگ نرم باشد. که به برخی از این آسیب ها در سخنان رهبر انقلاب
اشاره می کنیم.
1: احساسی عمل کردن
اولین آسیبی که رهبر انقلاب برشمردند، برخورد احساسی با موضوع است.ایشان
فرمودند:« وقتى هیجانات کور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد
کرد. بارها گفتهام، باز هم تکرار مىکنم؛ من معتقدم که جوان مملکت بایستى
در همه میدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط.
2: برخورد سخت به جای برخورد نرم
در مقابله با جنگ نرم بیش از هر چیز باید قواعد مقابله را شناخت. قواعد
مقابله نرم با قواعد مقابله سخت تفاوت دارد. مختصات مبارزه هم تفاوت دارد.
در مواجهه نرم لزوما دشمن در طرف مقابل دشمن نایستاده است. ممکن است یک
عنصر فریب خورده در طرف مقابل باشد. بین یک عنصر فریب خورده و دشمن تفاوت
وجود دارد. از حیث نوع مقابله نیز باید راهکارهای نرم را مورد توجه قرار
داد.
3: تندروی و تشدید فضای هیجانی و جنجالی
رهبر انقلاب در عین تاکید بر ضرورت برنامه ریزی و مقابله با جنگ نرم به یک
مسئله مهم اشاره کردند و آن پرهیز از تندروی است. ایشان فرمودند:« شرط دیگر
این است که در قضایا افراط وجود نداشته باشد»
د) ناامیدی و نگاه بدبینانه
مقام معظم رهبری به ضرورت پرهیز از یأس و ناامیدی هم اشاره کردند و اصالت
نگاه خوشبینانه را نه از روی توهم که از روی بصیرت دانستند. ایشان
فرمودند:« شرط اصلى فعالیت درست شما در این جبههى جنگ نرم، یکىاش نگاه
خوشبینانه و امیدوارانه است. نگاهتان خوشبینانه باشد»
اهداف مقابله با جنگ نرم
شاید در نگاه اول، سخن گفتن از اهداف بیهوده به نظر برسد، اما وقتی تبلور
غفلت از این مقوله در عمل مشاهده شود،آنگاه است که اهمیت موضوع رخ نمایی می
کند.حال در اینجا بر حسب مجال به برخی از این اهداف اشاره می شود.
الف:کاهش خسارات احتمالی
رهبر انقلاب در دیداری که با دانشجویان داشتند، فرجام طرح ریزی های دشمنان
را شکست تلقی کردند و نقش نخبگان در این میدان را مورد توجه قرار دادند.
ایشان فرمودند:« من الان به شما عرض میکنم، اینها در نهایت شکست می خورند؛
اما درجهى بیدارى و هوشیارى من و شما میتواند در میزان خسارت و ضررى که
وارد میکنند، تأثیر بگذارد. اگر هوشیار باشیم، نمی توانند صدمه و ضررى
بزنند. اگر غفلت کنیم، احساساتى بشویم، بىتدبیر عمل کنیم، یا خواب بمانیم و
این جور عوارض به سراغمان بیاید، ضرر و زیان و هزینه بالا خواهد بود؛ ولو
در نهایت موفق نخواهند شد»
در واقع شاید نتوان صد در صد بر طرح ریزی ها فائق آمد، اما هر میزان تلاش
در مواجهه با این طرح ریزی ها ضروری است و در کاهش تبعات احتمالی موثر
خواهد بود؛ لذاست که نباید از کوچکترین تلاشی مضایقه کرد.
ب: جلوگیری از متزلزل شدن کار علمی در دانشگاه ها
طبیعتا درگیر و دار دعواهای سیاسی در دانشگاه ها آنچه بیش ار همه آسیب جدی
می بیند، برگزاری کلاس ها و برنامه های علمی دانشگاه است. افسران جوان باید
مانع این آسیب شوند. این موضوعی است که رهبر معظم انقلاب مورد توجه قرار
دادند:« همین جا به شما بگویم، مواظب باشید توى این قضایاى سیاسى کوچک و
حقیر نبادا دانشگاه تحت تأثیر قرار بگیرد؛ نبادا کار علمى دانشگاه متزلزل
شود؛ نبادا آزمایشگاههاى ما، کلاسهاى ما، مراکز تحقیقاتى ما دچار آسیب
بشوند؛ حواستان باشد. یعنى یکى از مسائل مهم در پیش روى شما، حفظ حرکت علمى
در دانشگاههاست. دشمنها خیلى دوست میدارند که دانشگاه ما یک مدتى لااقل
دچار تعطیلى و تشنج و اختلالهاى گوناگونى باشد؛ این برایشان یک نقطهى
مطلوب است؛ هم از لحاظ سیاسى برایشان مطلوب است، هم از لحاظ بلندمدت؛ چون
علم شما از لحاظ بلندمدت به ضرر آنهاست؛ لذا مطلوب این است که دنبال علم
نباشید»
به این ترتیب هر گونه نقش آفرینی افسران مقابله با جنگ نرم که به ایجاد
تزلزل در حرکت علمی دانشگاه بیانجامد، نقض غرض محسوب خواهد شد و این نکته
مهمی است که می بایست مدنظر قرار گیرد.
ج: آرام و منطقی نگه داشتن فضای دانشگاه
ایجاد بلوا و ناآرامی در دانشگاه از اهدافی است که بانیان طراحی جنگ نرم
قطعا به دنبال آن هستند. جریانات دانشجویی می بایست مراقب باشند پازل جنگ
نرم را تکمیل نکنند. تمام تلاش طراحان جنگ نرم این است که به گونه ای عمل
کنند تا شرایط دانشگاه های کشور از کنترل خارج شود.
بنابراین هر نوع نقش آفرینی افسران مقابله با جنگ نرم که فضای دانشگاه را
به سمت ناآرامی سوق دهد، قطعا و یقینا نوعی تکمیل پازل جبهه مقابل به شمار
خواهد آمد به به اصطلاح،آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت.
برنامه های مراکز فرهنگی در این موضوع
بدون شک جنگ نرم از ابعادگوناگون و در قالب های مختلفی بر ما تحمیل می شود
که ضرورت همکاری و برنامه ریزی تمام مراکز فرهنگی و علمی کشور بویژه حوزه
های علمیه و دانشگاه ها را موجب شده است.
با توجه به آنچه مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاهها فرمودند،
وزارت علوم در این راستا مسولیتی بس بزرگ داشته و می بایست مرتبا در حال
برنامه ریزی در جهت مقابله با این جنگ ناپیدا بوده تا جامعه شاهد ثمرات
پیروزی در این عرصه باشد.
توضیحات بیشتر پیرامون جنگ نرم:
براندازی نرم مقدمه سـخن از براندازى نرم سخنى تازه هست و نیست ! از
روزگاران دور، هرگاه قدرتى قصد داشت حکومتى را براندازد، چنانچه توان نظامى
این کار را نداشت و یا هزینه آن را سنگین مـى دیـد، سـعـى مـى کـرد تـا
بـا روش هـاى مـخـتـلفـى غیر از حمله نظامى به هدف خویش نـائل آیـد. گـاه
از روش هـاى امـنـیـتـى ، و گـاه از روش هـاى فـرهـنـگـى و تـبلیغى در عین
حـال ، امـروزه بـه دلیـل پـیـشـرفـت هـاى شـگـرف بـشـرى در دانـش هـاى
مختلف و پیدایش نـسـل جـدیـدى از رسـانه ها و نیز گسترش جوامع آزاد و مردم
سالار، همچنین افزایش قدرت دولت هـا در مـقـابـله بـا تـهـدیـدات نـظـامـى و
امـنـیـتـى ، رویکرد حکومت هاى استکبارى به براندازى نرم بیش از سابق شده
است . استفاده از شیوه هاى نو در این خصوص نیز کار را چـنـان جـلوه مـى
دهـد که گویى براندازى نرم ، روشى نو براى ساقط ساختن حکومت هاى مخالف قدرت
هاى استکبارى است . در اهـمـیـت ایـن مطلب ، همین قدر باید گفت که امروزه
خواسته مهم و راهبردى دشمنان انقلاب اسـلامـى ، تـحقق این نوع از براندازى
در میهن عزیز ماست . براندازى نرم مانند موریانه هوشیارانه عمل مى کند،
عجله نشان نمى دهد و از درون مى پوکاند. ملت ما که براى موفقیت انـقـلاب
اسـلامـى فداکارى هاى بسیار کرده است ، نمى تواند نظاره گر فعالیت دشمنان
دیـن در تـخریب ارزش هایى باشد که براى اعتلاى آنها صدها هزار شهید و
جانباز تقدیم کرده است .
همه ما وظیفه شرعى و قانونى داریم تا با این پدیده مخرب برخورد کند و مـى
دانـیم که شرط اول قدم این است که چنین پدیده اى را بشناسیم و بعد راه هاى
مقابله بـا آن را دریـابـیـم . تـعـریـف مـفـاهـیـم ، تـاریـخـچـه ،
راهـکـارهـاى بـرانـدازى نـرم ، مـراحـل ، ضـرورتها و خصوصیات براندازى نرم
و چگونگى مقابله با آن مباحثى است که با تاءکید در خصوص حرکات دشمن ضد
ایران اسلامى ، در این مقاله مطرح مى شوند. تعریف مفاهیم جنگ نرم اصطلاح
جنگ نرم Soft Warfare که در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع
می شود یکی از مفاهیم متداول در مکاتبات و مذاکرات استراتژیست ها، نظریه
پردازان و کارشناسان علوم اجتماعی-سیاسی است. اما با وجود آنکه از این واژه
در سطح گسترده و مقیاس وسیعی بهره برداری می شود، اتفاق نظری پیرامون آن
وجود ندارد تا حدی که تلقی افراد، گروهها و دولت های مختلف از مفهوم جنگ
روانی بسیار متفاوت است. ارتش آمریکا در مارس1955 در آیین نامه رزمی خود
تعریف ویژه ای از جنگ نرم در عرصه بین المللی ارائه کرد. جنگ نرم در آیین
نامه یاد شده این گونه تعریف شده است: استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات
و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تاثیر گذاری بر عقاید، احساسات،
تمایلات و رفتار دشمن، (گروه بی طرف و یا گروه دوست) است به نحوی که
پشتیبانی برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی باشد. به اعتقاد ویلیام داوتی جنگ
نرم عبارت است از مجموع اقداماتی که از طرف یک کشور به منظور اثر گذاری و
نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و ملتهای دیگر در جهت مطلوب و با ابزارهایی
غیر از ابزار نظامی سیاسی و اقتصادی انجام می شود. اما به طور کلی می توان
گفت جنگ نرم عبارت است از طراحی و بهره گیری هدفمند از تبلیغات و سایر
اقدامات که هدف اصلی طراحانآن تاثیر گذاری و نفوذ در باورها، اعتقادات،
عواطف و احساسات، تمایلات و رفتار ملتها و دولتهای متخاصم، بی طرف و
همپیمان به منظور دستیابی به اهداف ایدئولوژیک و ملی می باشد. عملیات روانی
دارای دو بعد می باشد: اول، ماهیت و منطق درونی که عبارت است از تلاش برای
تاثیرگذاری بر افکار، احساسات تمایلات و نهایتا رفتار با استفاده از
ارتباط اقناعی. دوم: منظور و کاربرد این تاثیر گذاری و تغییر رفتار با توجه
به هر دسته از مخاطبان می باشد. با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف
را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریکایی در حوزه «قدرت نرم» نسبت می
دهند.وی در سال 1990 میلادی در مجله «سیاست خارجی» شماره 80 ، قدرت نرم را
«توانایی شکل دهی ترجیحات دیگران» تعریف کرد. تعریفی که قبل از وی پروفسور
حمید مولانا در سال 1986 در کتاب «اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در
روابط بین الملل» به آن اشاره کرده بود. با این وجود مهمترین کتاب در حوزه
جنگ نرم را جوزف نای در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت
در سیاست جهانی» منتشر نمود. براندازی: بـراندازى (subversion) در اصل یک
اصطلاح نظامى است که در فرهنگ واژه هاى نظامى ، چنین تعریف شده است :
کـلیـه اعـمـال و فـعـالیت هاى غیر قانونى که بر ضد مصالح یک کشور انجام مى
شود و هدف نهایى از آن واژگون کردن حکومت وقت مى باشد. به عبارت دیگر،
عملیاتى است که بـه مـنـظـور کـاهـش مـى شـود تـا بـه تـدریـج یک رژیم براى
سرنگون شدن آماده شود. براندازى یکى از شاخه هاى جنگ هاى نامنظم است .
تـعـریـف اصطلاحى دیگرى از براندازى عبارت است از تغییر سیستم سیاسى یک
کشور و یـا ایـجـاد تـغـیـیـر و تـحول اساسى در ارزش هاى اساسى یک نظام .
این تغییر گاهى از طـریـق رفـتـارهـاى خـشـونـت آمـیـز مـثـل کـودتـا،
تـرور، تـحـمـیـل جـنـگ و ... صورت مى گیرد و گاهى از طریق مسالمت آمیز و
با اجراى برنامه اى حـسـاب شـده و دراز مـدت بـراى نـفـوذ در ارکـان
سـیـاسـى یـک نـظـام قـابـل اجـراسـت . نـتـیـجـه هـر دو اقـدام منجر به
تغییر سیستم و در نهایت براندازى خواهد شد. جـسـت و جـو در منابع مختلف ،
تعریفى از براندازى نرم به دست نداد. این مفهوم را با وام گیرى از تعریف
بالا مى توان چنین تعریف کرد: بـرانـدازى نـرم در اصـطـلاح به معناى اجراى
برنامه اى حساب شده ، مسالمت آمیز و دراز مـدت بـراى نـفوذ در ارکان سیاسى
یک نظام به منظور تغییر سیستم سیاسى یک کشور و یا ایجاد تغییر و تحول اساسى
درباورهاى اصلى آن مى باشد. امـروزه از بـرانـدازى نـرم ، تـعـابـیـر
مـخـتـلفـى بـه عـمـل مـى آیـد کـه هـر چـند ممکن است تفاوت هاى ظریفى
داشته باشند اما باید دانست که در نـهـایت ، ماهیت و محتوا یکى است . این
موارد عبارت اند از: براندازى در سکوت ، براندازى خـامـوش ، بـرانـدازى
قـانـونـى ، فـروپـاشـى از درون ، انـقـلاب نـارنـجـى ، انـقـلاب گل سرخ،
انقلاب رنگى ، انقلاب مخملى ، و... . هدف مشترک همه اینها، تغییر ارزش ها و
در صـورت لزوم افـراد نـظـام حـاکـم با روش هاى بیش تر مسالمت آمیز و با
بهره گیرى از ظرفیت هاى قانونى موجود در قوانین نظام حاکم است . . مفهوم
NONVIOLENT ACTION یا اقدام بدون خشونت، مبارزه بدون خشونت، توسعه
دموکراسی، براندازی دیکتاتوری، مفاهیم مردم پسند و نوسازی شده جنگ نرم و
براندازی محسوب می گردد. تاریخچه جنگ روانی در اسلام با ظهور اسلام در مکه
که مرکز جاهلیت عرب محسوب میشد، تقابلی نو در تاریخ شکل گرفت. تا زمانی که
دعوت پیامبر(ص) علنی انجام نگرفته بود، جبهه کفر و شرک چندان توجهی به
برنامههای ایشان نداشتند؛ ولی پس از دعوت آشکار، جنگ روانی نظام زر و زور
نیز آغاز شد. جبهه شرک و کفر از همه ابزارها و شیوههای ممکن استفاده کرد
تا شاید بتواند مانع پیشرفت اسلام شود. در این نوشتار، به اختصار برخی از
شیوههای جنگ روانی در صدر اسلام را بیان میکنیم. 1- سحر بودن مشرکان برای
بازداشتن مردم از روی آوردن به کتاب خدا، آیات قرآن را سحر مینامیدند. 1
2- افسانه دانستن قرآن یکی دیگر از شیوههای جنگ روانی جبهه کفر در مبارزه
با جبهه حق، افسانه دانستن قرآن است. 2 دیگر شیوههای جنگ روانی دشمنان
اسلام عبارتند از: سخن بشر دانستن قرآن، طرح جایگزینی برای قرآن، تلاش برای
انزوای پیامبر(ص)، استهزای ایشان(ص)، آزار و اذیت پیامبر(ص)، تهدید کردن
یاران رسول خدا(ص) ایجاد محیط رعب و وحشت، فحاشی و هتک حرمت، تطمیع
پیامبر(ص)، محاصره و تحریم اقتصادی و اجتماعی. در مقابل، پیامبر گرامی(ص)
نیز به بهرهگیری از ابزار و شیوههای جنگ روانی با هدف هدایت انسانها به
سوی سعادت پرداخت که به چند مورد اشاره میشود: استفاده از صدای دلنشین و
صوت زیبای قرآن، به کار بردن اخلاق نیکو در برابر نامهربانیهای مشرکان و
کفار، بشارتهای قرآنی برای مومنان و زندگی سعادتمند آخرت، تحریک و تشجیح
مومنان، تظاهر به قدرت سپاه اسلام به وسیله آتش روشن کردن در فتح مکه،
تقویت روحیه مومنان با سخنرانی، تضعیف روحیه دشمنان، دعوت به مباهله، پست
خواندن اقدامات دشمنان، کوچک شمردن بتها، تحقیر دشمنان پیشگوییهای قرآن،
وعده عذاب برای دشمن، رجزخوانی در جنگ، استفاده از اشعار حماسی، به
کارگیری پرچم، تشکیل یگانهای نظامی، رنگ کردن ریش مومنان فریب دشمن،
اختلاف انداختن در صف دشمنان، فرستادن نامه به سران قبیلهها و کشورها،
اعزام مبلغ و قاری و... . پیدایش جنگ نرم به نظر می رسد جنگ نرم و مفاهیم
همسان از قبیل عملیات روانی، جنگ روانی، قدرت نرم، جنگ سفید و... قدمتی به
اندازه حیات بشری دارد. نوع نگاه، زوایه دید، ارتباطات چهره به چهره و غیر
کلامی ساده ترین والبته قدیمی ترین روش های عملیات روانی و جنگ نرم است.
برخی، قدیمی ترین روایت پیرامون جنگ نرم را به نبرد کیدئون با ماد نسبت می
دهند که در این جنگ، کیدئون برخلاف رسوم نظامی زمان خود که هر دسته ۱۰۰
نفره یک مشعل داشتند، به هر یک از سپاهیان مشعلی داد و این توهم و ترس را
در ذهن دشمن ایجاد کرد که شمار افرادش، ۱۰۰ برابر میزان واقعی است، در
نتیجه توانست با فریب دادن آنها بدون هیچ درگیری به پیروزی دست یابد. کمیته
خطر جاری عنوان کمیته ای است که در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد، توسط گروهی
از سناتورهای مسولان ارشد وزارت خارجه، اساتید برجسته علوم سیاسی، موسسه
مطالعاتی «امریکن اینترپرایز» و گروهی از مدیران باسابقه سیا و پنتاگون
تاسیس شد. هدف از تاسیس این کمیته، خروج از بن بستی بود که در دوران جنگ
سرد میان دو ابرقدرت آن زمان یعنی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر
شوروی در توازن هسته ای به وجود آمده بود. به گونه ای که کارشناسان ارشد
نظامی به صراحت اعلام کرده بودند، در صورت وقوع جنگ هسته ای میان دو
ابرقدرت، هر دو طرف جنگ بازنده نهایی خواهند بود، چرا که تسلیحات اتمی در
اختیار دو قطب بلوک شرق و غرب برای نابودی کامل موجودات زنده کره زمین برای
250 بار کفایت می کند. در میان اعضای این کمیته در دهه 70 میلادی، اسامی
افرادی چون «نییوت گینگریچ» رییس سابق مجلس نمایندگان « جورج شولتز» وزیر
خارجه دولت ریگان «جان لیبرمن» سناتور دموکرات «جان کیل» سناتور جمهوریخواه
«جوزف شولتز» از سناتورهای برجسته آمریکایی «جیمز وولوسی» رییس اسبق
سازمان جاسوسی آمریکا «جرج تنت» از مدیران برجسته سازمان سیا و مسؤول بخش
خاورمیانه «جوزف بایدن» و «مایکل لدین» از عناصر افراطی یهودیان آمریکا
«مادلین آلبرایت» وزیر خارجه آمریکا «کنت پولاک» مدیر تحقیقات مرکز سیاست
خاورمیانه ای سابان در موسسه «بروکینگز» و همچنین مدیر موسسه مطالعه خاور
نزدیک وابسته به یهودیان هوادار اسراییل «مارک پالمر» از استراتژیست های
آمریکایی که در کاخ سفید از وی به عنوان یکی از نوآوران سیاست خارجی آمریکا
نام می برند و «کاندولیزا رایس» وزیر خارجه کنونی آمریکا که در آن زمان
قائم مقام پنتاگون در حوزه آسیای قفقاز و اتحاد جماهیر شوروی بود، دیده می
شود. اعضای این کمیته با منتفی دانستن «جنگ سخت» بین دو ابرقدرت، تنها راه
به زانو درآوردن رقیب را در «جنگ نرم» و «فروپاشی از درون» طراحی و به
مرحله اجرا درآوردند. براساس این طرح «جنگ نرم» با اتخاذ راه کارهای
«دکترین مهار»، «نبرد رسانه ای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» همراه گردید که
این استراتژی زودتر از آنچه که تصور می شد، به ثمر نشست. پس از فروپاشی
اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، فعالیت این کمیته برای یک دهه به حالت
تعلیق درآمد و پس از وقایع 11 سپتامبر بار دیگر عناصری چون مارک پالمر،
کنت پولاکف، مارتین ایندیک، ریچارد پرل، داگلاس فیث، کاندولیزا رایس و مارگ
گرچت در این کمیته گرد هم آمدند تا به تجزیه و تحلیل فرصت ها و تهدیدهای
فراروی دولت ایالات متحده آمریکا بپردازند.مارک پالمر از استراتژیست های
معروف آمریکایی است که در دستگاه دیپلماسی آمریکا از وی به عنوان یکی از
نوآوران سیاست خارجی ایالات متحده نام می برند. پالمر که امروزه رسانه ها
از وی به عنوان چهره خبرساز یاد می کنند، در دولت نیکسون، فورد، کارتر،
ریگان و بوش پدر در وزارت خارجه مشغول بکار بود و در دولت کلینتون و دوره
اول بوش پدر در خارج از مجموعه دولت به طراحی ابتکارات جدید سیاست خارجی
مشغول بود. وی 11 سال در شوروی، یوگسلاوی و مجارستان به عنوان دانشجو و
دیپلمات زندگی کرده و در زمره متخصصین ایران و آسیای قفقاز محسوب می گردید.
پالمر سالها برای رؤسای جمهور و وزرای خارجه آمریکا نطق نوشته که
معروفترین آنها نطق های «هنری کسینجر» می باشد. مدیریت موسسه تحقیقاتی مرکز
سیاست خاورمیانه سابان در موسسه بروکینگز و نگارش دهها مقاله و همچنین
کتاب پیرامون وضعیت خاورمیانه از جمله نگارش کتاب طوفان تهدیدزا که تاثیر
انکار ناپذیری در جلب حمایت عده قابل توجهی از سیاست گذاران دموکرات آمریکا
در تهاجم نظامی به عراق، ایفا نمود، از دیگر بخشهای عملکرد وی در دستگاه
سیاست خارجی آمریکاست. مبانی نظری انقلاب رنگی انتشار مقاله مشهورجوزف نای
نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان قدرت نرم power Soft درفصلنامه آمریکایی
foreign policy درسال 1990 دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که بر
اساس آن ایالات متحده به جای آنکه از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت
مینامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر
ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تاثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز
میکند. براین اساس آمریکا میتوانست بجای سرمایهگذاری میلیارد دلاری بر
تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده میشد، به
سرمایهگذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی
شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصنامه فارن
پالسی در سال 2004 منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با
تغییرات جهان در سالهای پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه
یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود. درمقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود
را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار
بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او
تکمیلتر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکار گیری
قدرت هوشمند Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا
با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه
جامعه هدف کمک میکند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط
کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر جین شارپ تهیه شد، در سطح رسانههای
گروهی به مفهوم انقلاب نرم معروف شد. در واژه پردازیهای ژورنالیستی معمول
در جهان حتی حرکتهایی نظیر آنچه درمیان بودایان تبتی یا برمهای انجام گرفت
نیز انقلاب رنگی خوانده شد. چراکه آنها هم از نمادهای رنگی در مبارزاتشان
سود جستند اگر چه به جایی نرسیدند. مصادیق در سال های پایانی جنگ سرد،
اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری لخ والسا در جنبش کارگری
این کشور تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای
شرقی، براندازی نرم به پارادایم جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد. در
این سال ها، مفاهیمی در گفتمان امنیت ملی کشورها وارد گردید که تفاوت ماهوی
و شکلی عمیقی با گفتمان های پیشین داشت. زیرا آنچه که قدرت حفاظتی یا
تهدیدزدایی برای امنیت ملی کشورها محسوب می شد، بیشتر از مفهوم قدرت سخت و
ساز و کارهای آن مانند، قدرت نظامی، قدرت تهاجمی، قدرت تخریبی، و کیفیت جنگ
افزارهای نظامی، نوع جنگ افزارها، قدرت برد و... ناشی می گردید. اما
تحولات صدرالذکر نشان داد که قدرت تنها از مؤلفه های سخت ناشی نشده است و
آنچه که موجب سرنگونی این دولت ها شد بعد دیگری از قدرت یعنی قدرت نرم بود.
پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین و مهمترین انقلاب نرم و براندازی
نرم، آمریکا را بر آن داشت تا با مطالعه و شاخص سازی از انقلاب اسلامی، مدل
ضد آن را طراحی نماید. به همین دلیل با وجود لفاظی ها و اقدامات تخریبی
سخت و خشن علیه جمهوری اسلامی ایران، مطالعه جنگ نرم را با شدت ادامه دادند
و مؤسسات تخصصی تأسیس نمودند. از معتبرترین مؤسسات تخصصی در موضوع
براندازی نرم، می توان از مؤسسه آلبرت انیشتین با مدیریت دکتر جین شارپ و
معاونت رابرت هلوی و مرکز بین المللی مبارزات نرم و بنیاد بین المللی جورج
سوروس نام برد. با وجود این، دشمن در نظریه پردازی ها و مکتوبات خود سعی در
انکار و پنهان سازی این انقلاب بزرگ را دارد و بیشترین منابع و مصداق های
جنگ نرم و براندازی نرم را به موارد زیر محدود می نماید: ۱) جنگ های نرم
گاندی در هند ۲) جنگ های اندونزی، شیلی، فیلیپین ۳) نبردهای جنبش کارگری
لهستان (۱۹۸۴) و از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین،
قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی (عنوان جذاب براندازی نرم)
یاد می نماید. این مفهوم از جنگ نرم در سه دهه گذشته با گردآوری تجارب
گوناگون و انجام مطالعات بین رشته ای توسط دهها موسسه دولتی، حزبی و
دانشگاهی در آمریکا تئوریزه شده و پس از عملیاتی شدن در کشورهای مختلف،
بازخور آن را وارد پروژه نموده و اصلاحات جدید را اعمال می کنند انقلاب
مشروطه در تـاریـخ مـعـاصـر جـهـان ، نـمونه هاى مختلفى از براندازى نرم رخ
داده است . تلاش انگلیس و عوامل وابسته آن براى ایجاد انحراف در نهضت
مشروطیت ایران از جمله این نمونه هـاسـت . در جـریـان ایـن نـهـضت تلاش شد
تا به کمک فعالیت هایى مانند نفوذ در سطوح بالاى نهضت ، ایجاد بدبینى و دو
دستگى ، تحریک مشروطیت از مسیر واقعى خود که ایجاد عـدالت بـراى مـردم بود،
دور افتد و در مسیرى قرار گیرد که بر اثر شدت گرانى ها، قـحـطـى هـا و
هـرج و مـرج ، زمـیـنـه بـراى کـودتـاى دیکتاتورى به نام رضا خان فراهم
گردد.172 در نـهـضـت مـلى شـدن صـنـعـت نـفت نیز شاهدیم که برخى سازمان هاى
جاسوسى غربى ، مستقیم یا غیر مستقیم با برخى روزنامه ها تماس برقرار مى
کنند و آن ها را در مسیر اهداف بـرانـدازانـه خـود ضـد دولت مـصـدق هـدایـت
مـى کـنـنـد وسـرانـجام با کودتایى مشابه براندازى نرم آن را ساقط مى
کنند. در این باره ، مقام معظم رهبرى چنین مى فرماید: اخـیـرا سـازمـان
سـیـا، اسـنـاد خـود را دربـاره نـقـش سـیـا در مـطـبـوعـات ایـران ، قـبـل
از کـودتـاى 28 مـرداد، مـنـتـشـر کـرده است که این نشان مى دهد برخى
روزنامه ها با پول ، هدایت و تغذیه سیا زمینه ساز کودتاى 28 مرداد [1332]
بوده اند. (9 / 12 / 79) یـادآور مـى شـود کـودتـاى فـوق از نوع کودتاهاى
رایج جهان نبود که توسط عده اى از نـظـامـیـان انـجـام مـى شـود. بلکه
نمونه بارزى از براندازى نرم بود که با تظاهرات افرادى انجام شدکه عده اى
از آنان ، از اشرار و اوباش به حساب مى آمدند. نمونه تازه ترى از براندازى
نرم را در اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى سابق مى توان دید. دشمن این
براندازى را با موفقیت انجام داد و به همین علّت ، هیچ دلیلى ندارد آن
شـگـردهـا را در باره ما تکرار نکند. در این باره ، گفتنى است دولت آمریکا
در دهه 1970 بـراى مـقـابـله بـا خـطـر شـوروى ((کـمـیـتـه خـطـر جـارى ))
را تاءسیس کرد. گروهى از سـنـاتـورهـاى آمـریکایى ، مسئولان ارشد وزارت
خارجه ، اساتید برجسته علوم سیاسى ، موسسه مطالعاتى ((امریکن اینترپرایز)) و
گروهى از مدیران باسابقه سیا و پنتاگون اعضاى این کمیته را تشکیل مى دهند.
کـمـیـته خطر جارى براى مقابله با شوروى سابق ، طرح براندازى نرم و
فروپاشى از درون را پیشنهاد دادند که به دلیل فقدان معنویت و غفلت از خداى
بزرگ در شوروى سابق نـتـیـجـه داد و مـنـجر به فروپاشى این ابرقدرت شد. طرح
اینان سه راهکار عمده داشت : ((دکـتـرین مهار))، ((نبرد رسانه اى )) و
((ساماندهى نافرمانى)) مقام معظم رهبرى با ارائه یـک تـحـلیـل جـامـع و
عـلمى از روند حوادثى که منجر به فروپاشى شوروى سابق شد،شگردهاى آمریکا و
غرب را چنین برشمردند: ـ تـعـریـف فـراوان از گـوربـاچـف کـه نـداى
اصـلاحـات را سـر داده بـود بـراى جـذب و اغفال او که مؤ ثر واقع شد و او
فریب خورد؛ -حمایت غرب از دگر اندیشان و منتقدان به وضع موجود؛ ـ ورود
تدریجى نمادهاى فرهنگ غرب مانند ساندویچ مک دونالد؛ ـ ورود یـک عـنـصر
تندرو به نام یلتسین که مرتب مى گفت سرعت اصلاحات را باید بالا برد و حمایت
شدید غربى ها از او؛ ـ موافقت گورباچف با برگزارى انتخابات در روسیه و
برنده شدن یلتسین ؛ ـ شـروع بـه کـار یـلتـسـیـن در 24 / 3 / 1370 و
فـروپـاشـى اتـحـاد شـوروى در اوایل دیماه همان سال ؛ ـ ترتیب یک کودتاى
مشکوک که طى آن یلتسین با شجاعت نمایشى در برابر دوربین هاى تلویزیونى ،
این کودتا راخنثى کرد؛ ـ درخـواسـت اسـتـقلال پیاپى جمهورى هاى اتحاد شوروى
که با موافقت یلتسین و مخالفت گورباچف رو به رو مى شداما در نهایت ،
یلتسین حرف خود را به کرسى مى نشاند؛ ـ زمـزمه تدریجى کناره گیرى گورباچف ،
انحلال حزب کمونیست و اعلام شکست مارکسیسم (3) مقام معظم رهبرى در ادامه
تحلیل خود، چنین نتیجه مى گیرند: ایـن طـرح مـوفـق امـریـکـا در شـوروى
بـود، یـعـنـى یـک ابـرقـدرت را بـا یـک طرح کاملا هـوشـمـندانه ، با صرف
مقدارى پول ، با خریدن برخى اشخاص و با به کار گرفتن رسانه هاى تبلیغى ،
توانستند طى یک طراحى سه ، چهار ساله و یک نتیجه گیرى شش ، هفت ماهه بکلى
منهدم کنند و از بین ببرند! (19 / 4 / 1379) جنگ روانی امریکا بر ضد ایران
در دوران جنگ تحمیلی وقوع انقلاب اسلامی ایران در فوریه 1979 مبانی فلسفی و
بنیادین جدیدی را در فضایی که منبعث از تعارضات ایدئولوژیک و متصلب دو
ارودگاه سوسیالیزم و کاپیتالیسم بود، پدید آورد. در واقع آنچه که موجب
نگرانی عمیق قدرت های برتر جهان می شد، تسری الگوی الهام بخش انقلاب ایران
در سپهر همگانی (خصوصاً کشورهای منطقه خاورمیانه) بود. منطقه خاورمیانه در
حقیقت آوردگاه اصلی شرق و غرب جهت سیطره بلا منازع بر آن بود و ظهور انقلاب
ایران تهدیدی جدی برای مشروعیت حضور آنان محسوب می شد تا جایی که دیوید
اوئن وزیر خارجه اسبق انگلیس در همین راستا می گوید: «ما امیدواریم با وارد
کردن ایران در جنگی فرسایشی و تبلیغاتی پردامنه بر ضد آن، انرژی ساطع شده
از انقلاب ایران مصرف، و از بین برود.» بدین سان انقلاب نوپای ایران با
تحمیل جنگی وسیع و پر دامنه از سوی قدرت های بزرگ وارد مرحله ای جدید شد.
آنچه که این جنگ را از سایر جنگ های قرن بیستم متمایز می کرد همکاری
راهبردی قدرت های متخاصم شرق و غرب در مهار و کنترل انقلاب ایران بود. از
این منظر نوع و میزان همکاری ایالات متحده امریکا و شوروی سابق با دولت
متجاوز عراق از دو بعد سخت افزاری (حمایت همه جانبه تسلیحاتی و لجستیک
اعطای وام های بلا عوض و کم بهره) و نرم افزاری (تبلیغات وسیع و پردامنه در
قالب جنگ روانی بر ضد جمهوری اسلامی ایران) قابل بررسی و تجزیه و تحلیل
است. جنگ روانی برخلاف جنگ های دیگر که از قدرت نظامی استفاده می کند از
قدرت شرطی امتناع کننده یا نامرئی برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان
استفاده می کند. در این جنگ ابزارهای نظامی بیشتر جنبه صوری و ظاهری را در
تکمیل جنگ روانی دارند و قدرت اصلی در فعالیت های تبلیغاتی نهفته است. «تدی
روزولت» سیاستمدار کهنه کار امریکا می گوید: «رهبران امریکا همیشه باید با
لبخند سخن بگویند ولی یک چماق بزرگ هم به همراه داشته باشند» با این
بسترسازی مفهومی اولین موضع گیری ها و تبلیغات روانی بر ضد جمهوری اسلامی
ایران از فردای شکل گیری انقلاب آغاز شد. «هنری کسینجر، نظریه پرداز معروف
امریکایی در همان اوایل انقلاب و با هدف ترساندن کشورهای عرب منطقه از
بازتاب های انقلاب ایران می گوید: «کشورهای عرب منطقه به خوبی به یاد داشته
باشند که خطر انقلاب اسلامی ایران به مراتب جدی تر و مهم تر از تهدید
شوروی است. بنابراین رهبران عرب نباید از رساندن هر گونه کمکی به صدام دریغ
کنند.» در همین راستا تشکیل شورای همکاری خلیج فارس موسوم به G.C.C در سال
1981 با هدف حمایت همه جانبه از عراق در جنگ تحمیلی به خوبی قابل تبیین و
بررسی است.از سوی دیگر تأثیر فشارهای روانی امریکا و متحدانش بر سازمان ها و
نهادهای بین المللی است. ایالات متحده به رغم گذشت 22 ماه از تجاوز عراق
به خاک ایران با انواع کارشکنی ها، از صدور هر گونه قطعنامه ای در شورای
امنیت بر ضد عراق خودداری کرد این وضعیت با آشکار شدن علائم پیروزی ایران و
شکست احتمالی عراق پس از عملیات های فتح المبین و فتح خرمشهر تغییر کرد، و
این بار با فشار امریکا قطعنامه هایی برای توقف جنگ و آتش بس میان ایران و
عراق صادر گردید. «مارتین ایندیک» سفیر سابق امریکا در اسراییل درباره
سیاست های کشورش در حمایت از صدام می گوید: «زمانی که ایرانی ها به او حمله
ور شدند، دچار نگرانی شدیم، بنابراین ضمن کمک به صدام با فشار بر شورای
امنیت قطعنامه هایی را برای توقف جنگ و بازسازی ارتش عراق صادر کردیم.»
دیوید نیوتن سفیر سابق امریکا در عراق نیز می گوید: «امریکا بسیار مشتاق
بود که صدام در جنگ با ایران شکست نخورد ما بیشترین تلاش را کردیم تا از
سقوط نیروهای عراق جلوگیری کنیم بزرگترین کمک ما به بغداد، فشار سیاسی و
تبلیغاتی بر ایران بود تا این کشور را مجبور کنیم که قطعنامه شورای امنیت
سازمان ملل را برای پایان دادن به جنگ بپذیرد.» در واقع ایالات متحده پس از
شکست های پی در پی عراق در جنگ و عقب نشینی نیروهای این کشور از خاک ایران
سعی کرد چهره متجاوز صدام را به صلح طلب تغییر دهد و از این رهگذر علت
اصلی ادامه جنگ در منطقه را مواضع ایران معرفی کند. نکته ظریفی را که می
توان در مقایسه تطبیقی تجاوز عراق به ایران و نیز عراق به کویت مورد توجه
قرار داد این مسئله است که تجاوز عراق به ایران پس از گذشت10 سال از جنگ
یعنی در سال 1370 توسط دبیرکل سازمان ملل اعلام شد در حالی که در همان روز
اول حمله عراق به کویت، شورای امنیت با صدور قطعنامه ای عراق را متجاوز
دانست و جالب این که درست 40 روز بعد طی قطعنامه ای مجوز حمله نظامی به
نیروهای اشغالگر عراق را صادر کرد. «مایکل گنون» حقوقدان برجسته در جمله ای
تأمل برانگیز می گوید: «در جنگ عراق بر ضد ایران کلکسیونی از نقض ماهوی
قواعد آمره حقوق بین الملل که تخطی از آنها اجتناب ناپذیر است رخ داد.» در
یک جمع بندی از مباحث فوق می توان نتیجه گرفت که: در خلال 25 سال گذشته
ایالات متحده با انواع ترفندها و راهبردهای مختلف سعی داشته است تا چهره
انقلاب ایران را مخدوش جلوه دهد ولی نکته جالب توجه این است که از سال 1979
تاکنون هر 5 رییس جمهور امریکا از کارتر گرفته تا جرج دبلیو بوش، مهم ترین
اولویت سیاست خارجی خود را مهار و کنترل انقلاب اسلامی و الگوی الهام بخشی
آن قرار دادند لیکن تاکنون هر 5 رییس جمهور که داعیه قدرت مسلط و هژمونیک
بر جهان دارند در برخورد با ایران شکست خورده اند. در واقع پیش از آن که
جنگ روانی بر ضد ایران منجر به اضمحلال و فروپاشی جمهوری اسلامی شود منجر
به آشفتگی روانی و راهبردی دولت مردان امریکایی شده است. به تعبیری پاشنه
آشیل هر 5 رییس جمهور، چگونگی برخورد با ایران بوده است. رؤسای جمهور
امریکا یکی پس از دیگری با این ادعا که دولت قبلی در مهار ایران ناتوان است
به قدرت رسیده اند، اما این دور باطل همچنان ادامه دارد و ملت ایران با
تجربیاتی ارزنده از نحوه دفع ترفندها و شیوه های تبلیغاتی، همواره عرصه را
به تصمیم گیران کاخ سفید تنگ کرده است. برخی از نمونه های جنگ روانی علیه
ایران در طول سال 1385، برخی از مهمترین سناریوهایی که به طور همزمان و به
منظور اعمال جنگ روانی علیه ایران صورت گرفت عبارت بودند از: • سناریوی
تهدید آمیزبودن ایران برای ملل جهان و این که دستیابی ایران به انرژی هسته
ای تهدیدی برای همه کشورهای جهان است. • سناریوی ارعاب و تهدید ایران با
انتشار محتوای بالای رسانه ای در خصوص امکان حمله آمریکا و یا اسرائیل به
ایران • سناریوی تشویق ایران به مذاکره مستقیم با آمریکا • سناریوی دشمن
سازی از ایران برای اعراب و ترغیب ملل عرب و مسلمانان برای مقابله با ایران
• محک زدن ایران به شیوه های مختلف، به منظور دریافت این نکته که آیا
ایران به خواست 5+1 درمورد برنامه هسته ای اش تن می دهد یا خیر؟ • سناریوی
هالوکاست و پیگیری سناریوی تهدید آمیزبودن اندیشه دولت ایران برای ملل جهان
حتی فارغ از دستیابی این کشور به انرژی هسته ای • سناریو اتصال برنامه
هسته ای ایران به کره شمالی و بهره گیری ایران از عملکرد هسته ای کره شمالی
به نفع پرونده هسته ای خود • سناریوی هلال شیعی • سناریوی تهدید سنی ها با
گسترش تعداد و نفوذ شیعیان در منطقه تحت حمایت ایران - مرور برخی
سناریوهای جنگ لبنان: • انتخاب تیتر واحد « بحران خاورمیانه » به « جای
بحران لبنان »، به عنوان تیتر کلی و هدایت گر مجموعه گزارشها، اخبار و
تحلیلهای مرتبط با جنگ در لبنان و اسرائیل و تکرار آن به صورت زیرنویس
هنگامی که خبر مرتبط با آن منتشر می شد، خود نشانی از طراحی و ساخت
سناریویی با عنوان مورد نظر و گسترش بحران به کل منطقه را داشت. • سناریوی
دیگری که آمریکاییها در راستای طرح خاورمیانه بزرگ با بهره گیری از بحران
لبنان توسط رسانه های خود دنبال کردند، این بود که غرب از حفظ خاورمیانه به
عنوان جایگاهی برای اعراب و نه یک امپراطوری مذهبی برای ایران حمایت می
کند. زمینه سازی برای این سناریو نیز با طرح تیترهای عمده و بزرگ در رسانه
های مطرح با عنوان ایران به دنبال کسب قدرت برتر در خاورمیانه دنبال می
شود. • ایجاد ارتباط مستقیم بین پرونده هسته ای ایران و بحران لبنان؛ اغلب
تحلیلهای رسانه ای آمریکا و اسرائیل حول این مطلب ارائه می شدند که جمهوری
اسلامی ایران برای منحرف کردن توجه سران هشت کشور صنعتی جهان از برنامه
هستهای خود، حزبالله لبنان را برای آغاز جنگ با اسراییل تحریک کرده است. •
رسانه های آمریکا و اسرائیل، حزب الله لبنان را به عنوان نمونه کوچکی از
تهدید ایران برای صلح جهانی ترسیم می کردند و چنین تحلیل می کردند که در
صورت مجهز شدن ایران به بمب هسته ای، حمایت هسته ای این کشور از تروریسم
جهانی چه فجایعی که به بار نخواهد آورد.تـازه تـر از ایـن مـوارد، انقلاب
هاى رنگینى بود که توسط آمریکا و اغلب با پشتیبانى بنیاد جامعه باز جرج
سوروس ثروتمند مشهور و صهیونیست آمریکایى انجام شد.او روى کـانـدیـداى
خـاصـى بـراى انـتـخـابـات ریـاسـت جمهورى سرمایه گذارى عده اى از
مـتـخصصان تبلیغات انتخاباتى از غرب هم اجیر مى شدند تا به کاندیداى مورد
نظر او کـمـک کـنـنـد. کـانـدیـداهـاى رقـیـبـى کـه مـمـکـن بـود بـا حـرف
یـا پـول کـنـار رونـد، کـنـار گـذاشـتـه مى شدند و براى تحمیق مردم آن
کشور، از کاندیداى مـطـلوب غـرب مـى خـواسـتـنـد در صورت لزوم ضد آمریکا هم
حرف بزند و با تمام وجود کارى کند تا راءى بیاورد. از سوى دیگر، عده اى از
جوانان محلى را سازماندهى مى کردند و بـه واسـطـه اروپـایـى هـا
بـرایـشـان آمـوزش و حـقـوق هـم قرار مى دادند تا بر صحت انتخاباتنظارت
کنند. به این ترتیب کاندیداى مورد نظر با سرمایه هاى کلان غرب و با تبلیغات
فراوان در برخى کشورها موفق مى شد راءى بیاورد و اگر نظام حاکم نتیجه
انـتـخـابـات را زیـر سؤ ال مى برد با یک تظاهرات گسترده مردمى ! و حمایت
رسانه اى غـرب قـدرت را در دسـت مـى گـرفـت بعد از دوم خرداد 1376 و حاکمیت
تدریجی اصلاح طلبان بر بخش های اعظیم دستگاه های اجرایی و تقنینی، پروژه
نرم افزاری همان گونه که توصیه شده بود، مورد توجه عناصر ضد انقلاب و اصلاح
طلبان افراطی قرار گرفت و در حد امکان تلاش شده بود که با توجه به شرایط و
موقعیت های خاص ملی، سیاسی و ایدئولوژیکی ملت ما، همان گونه که مورد تأکید
و توصیه «شارپ» در جای جای این کتاب بود، این روش ها گزینش شده و به مرحله
اجرادرآید. شارپ در یکی از مصاحبه های خود ضمن تاکید بر این که، دولت
ایالات متحده آمریکا بایستی بودجه ای را برای حمایت از چنین اقداماتی در
ایران اختصاص دهد، در خصوص میزان تأثیرگذاری این کتاب در فرآیند تحولات سال
های اخیر می گوید: «کار ما اثر بسیار مهمی در ایران داشته است. البته
متاسفانه هنوز حرکتی کاملاً موفقیت آمیز نداشته است. . . این کار خطرناکی
است. ولی مردم به اندازه کافی شجاع بودند که این امور را انجام دهند. »دولت
مردان و سیاستمداران آمریکا نیز در راستای این سیاست، حمایت مالی از
عاملین این نوع اقدامات را اجتناب ناپذیر می دانستند. «جوزف بایدن»، سناتور
و رییس کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا، در یکی از سخنرانی های خود می
گوید: «دولت بوش باید به تمامی سازمان های غیر دولتی آمریکایی اجازه بدهد
که به گروه های ایرانی مرتبط با جامعه مدنی، حقوق بشر، فرهنگی و خواهان
دموکراسی کمک مالی کنند» متعاقب این اظهارات، در بیست و پنجم دی ماه 1381
(15 ژانویه 2003) کمیسیون بودجه سنای آمریکا مبلغ 10 میلیون دلار را به این
امر اختصاص می دهد.در سخنان «میچ مک کانال» سناتور جمهوری خواه آمریکا
نیز، دکترین «جنگ نرم و مبارزه بدون خشونت»، یکی از دلایل اختصاص این بودجه
ذکر می شود. وی در یکی از سخنان خود خطاب به رییس مجلس سنا می گوید: «آقای
رییس، هم اکنون زمینه های تغییر سیاسی و اقتصادی در ایران وجود دارد.
وظیفه ما این است که بفهمیم چگونه از این موقعیت استفاده کنیم. به نظر من
حمایت مالی از فعالیت های مفید زیر بجاست. حمایت مالی از برنامه های رادیو
تلویزیونی ایرانی، حمایت مالی از چاپ نشریات سیاسی ایرانی، حمایت مالی از
ایجاد سایت های اینترنتی، حمایت مالی ازاشاعه اطلاعاتی درباره دمکراسی، روش
های مبارزه بدون خشونت و سکولاریزم» پروژه دلتا سیاست جنگ نرم، هر روز که
می گذرد، در آمریکا طرفداران بیشتری پیدا می کند. سیاستمداران و دولت مردان
آمریکا نیز در جدیدترین بررسی ها و مطالعات خود، رویکرد جدی به جنگ نرم را
در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده اند. «کمیته خطر
جاری» The committee on the present danger که اعضای آن را برجسته ترین
عناصر سیاسی و نظامی آمریکا تشکیل می دهند، در جدیدترین تصمیم خود در
مهرماه 1384 با توجه به استحکام نظام جمهوری اسلامی و شکست دهها استراتژی
در مقابل ملت ایران در طول سال های گذشته، جنگ سخت را بی فایده دانسته و
خواستار توجه بیشتر دولت ایالات متحده به پروژه نرم افزاری «براندازی از
درون» شدند. «مارک پالمر»، از اعضای برجسته این کمیته و چهره بانفوذ دستگاه
سیاست خارجی آمریکا، اخیراً در گفتگویی با «دبوراه سولومود»، خبرنگار
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، صراحتاً با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری
اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام نموده است: «ایران به لحاظ وسعت سرزمینی،
کمیّت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و
موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین الملل به
قدرتی کم بدیل تبدیل گردیده که دیگر نمی توان با یورش نظامی آن را سرنگون
کرد»در گزارش کمیته خطر جاری که توسط مارک پالمر جمع بندی و تدوین شد،
براندازی نظام جمهوری اسلامی با تمرکز فعالیت ها بر روی سه محور دکترین
مهار، نبرد رسانه ای و ساماندهی نافرمانی مدنی، مورد تاکید و توصیه قرار
گرفت. کارشناسان مسائل سیاسی با توجه به تجارب تدوین کنندگان این گزارش و
تاثیر تصمیمات این کمیته بر سیاست های دولت آمریکا معتقدند که این گزارش
حتی اگر به دستورالعمل اجرایی تبدیل نشود، یقیناً سیاست خارجی آمریکا در
آینده از روح کلی آن، الهام خواهدگرفت. گزارش کمیته خطر جاری این گزارش که
با عنوان «ایران و آمریکا، رهیافت جدید» تنظیم شده است، دارای پانزده محور
کلی به ترتیب زیر است: 1. این کشور علاوه بر برنامه هسته ای اش، با حمایت
گروه هایی چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامی و گروه هایی در عراق، مانع
تحقق منافع آمریکا در منطقه می شود. از سویی دیگر ثروت رو به رشد نفت
ایران، توانایی و ظرفیت آن را در داخل کشور و منطقه افزایش می دهد. فرصتی
که در این میان وجود دارد، استفاده از ضعف سیاست های اقتصادی و اختلافات
درونی ایران است. 2. ایران باید در صدر برنامه سیاست خارجی آمریکا در چهار
سال آینده برود. واشنگتن اکنون به رویکرد جدیدی نیاز دارد. باید همه نیروها
برای این استراتژی بسیج شوند. باید درس های گذشته مورد بازبینی قرار گیرد،
درس هایی که از فروپاشی بلوک شرق به یادگار مانده است و همچنین درس هایی
که در تغییر حکومت ها در کشورهایی مثل شیلی یا اندونزی گرفته شد. 3. دامن
زدن به نافرمانی مدنی در تشکل های دانشجویی و نهادهای غیر دولتی و صنفی از
ابزارهای مهم فشار بر ایران است. 4. باید برای بازگشایی سفارت ایالات متحده
در تهران ابراز تمایل کنیم. همزمان باید یکی از بلند پایه ترین مقامات خود
را به عنوان فرد شماره یک، در این سیاست جدید در مقابل ایران انتخاب و
معرفی کنیم. این فرد می تواند یکی ازکنسول های وزارت خارجه باشد و باید به
طور مرتب حمایت خود را از حقوق بشر و دموکراسی در ایران مورد تاکید قرار
داد. از این طریق می توانیم ارتباط خود را با مردم ایران تقویت کنیم. 5.
باید شبکه های متعدد رادیو تلویزیونی را برای ایرانیان تدارک دید و پیام
های خود را با پیشرفته ترین تکنولوژی های روز، به دست مردم ایران برسانیم. 6
. اگر قرار است گفتگو و تعامل با ایران صورت گیرد، باید با مقامات با نفوذ
ایرانی و آنها که قدرت واقعی و کافی برای تصمیم گیری ها دارند، انجام شود،
همچون مقامات مورد وثوق و تایید رهبری ایران. باید دانست در این باره
دیگران در ایران چنین قدرتی ندارند. 7. درباره فعالیت هسته ای ایران، باید
با احتیاط و دور اندیشی و چند جانبه عمل کرد. باید فشارها را بر ایران
بیشتر کرد و در صورت استنکاف ایران، پرونده این کشور را به شورای امنیت
فرستاد. اگر چه اولویت اول، اعمال فشار دیپلماسی از طریق متحدان به گونه ای
است که ایران داوطلبانه از فعالیت ها و برنامه هسته ای خود چشم پوشی کند.
8. حمایت از اپوزیسیون هم می تواند از عوامل موثر بر تغییر رژیم ایران
باشد. سفر فعالان جوان خارجی از کشورهای متحد ایالات متحده به ایران، راه
دیگری در این رویکرد است. این افراد می توانند به عنوان جهانگرد وارد ایران
شوند و در صورت نیاز به جنبش های مدنی و نافرمانی ها بپیوندند. 9. باید
فعالیت NGOهای آمریکایی را در ایران تسهیل کنیم و به صدور ویزا همت گماریم.
دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج، برای شرکت در سمینارهای کوچک هم، اقدام
مهمی است. این کار در صربستان، فیلیپین، اندونزی و شیلی و کشورهای دیگر
جواب داده است. این افراد باید از سوی مقامات آمریکایی انتخاب شوند، نه
نهادهای ایرانی. 10. سفارتخانه های کشورهای دیگر هم می توانند در تهران
برای ما موثر باشند. حضور در جلسات محاکمه، درخواست مشترک برای آزادی
زندانیان سیاسی، کمک مالی به خانواده های زندانیان و گروه های مخالف حکومت و
حتی نظارت یا مشارکت در اعتراض ها، از جمله این راه های تاثیرگذار است.
کنگره باید تصویب قانونی به نام «آزادی ایران» را بررسی کند تا از طریق آن
حمایت کافی از آن را به عمل آورد. 11. تضعیف ستون های حمایتی حکومت ایران
که همانا سرویس های امنیتی و نظامی این کشور می باشند، باید در دستور کار
قرار گیرند. 12. سرویس های امنیتی و قضایی آمریکا و متحدانش باید در همکاری
با سازمان های حقوق بشر به جمع آوری مدارک و شواهدی در متهم کردن مسئولین
ایرانی به موارد شبیه میکونوس اقدام کنند. 13.گفتگو با دولت ایران هم باید
در دستور کار باشد. ما باید تعامل خود را برای دیدار با مقامات ایرانی و
بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگرانی دو طرف نشان دهیم. 14.
باید رهبران روحانی ایران را که در راس قدرت هستند، وادار کرد از قدرت
سیاسی به صورت مسالمت آمیز کناره بگیرند. 15. باید قدرت بسیج و سپاه را از
میان برد و در وزارت اطلاعات تغییرات اساسی و یا بطور کلی آن را حذف کرد.
تاکتیک های جنگ روانی - اهداف جنگ روانی در تدوین یک جریان خبری با استفاده
از اصول جنگ روانی آنچه لازم است در ابتدا مورد توجه قرار گیرد اهداف جنگ
روانی است. که عبارتند از : • از بین بردن امید نزد مخاطبان، کشور و یا
جناح مقابل • بی اعتمادی نسبت به رهبران کشور یا جناح مقابل • شکاف در بین
جامعه مخاطب این نوع جنگ، در واقع جنگ علیه عقل دشمن اعلام میشود و نه به
منظور دربندکشیدن بدن او . - مهترین ابزارهای جنگ روانی تلویزیونها: •
تلویزیونهای عادی • تلویزیونهای خبری • تلویزیونهای ویژه – منطقه ای
رادیوها: • رادیوهای عادی • رادیوهای ویژه خبرگزاریها: • استفاده مستقیم •
استفاده غیر مستقیم مطبوعات: • مطبوعات ملی • مطبوعات فراملی سایتهای خبری:
• سایتهای ویژه • پست الکترونیک -مهمترین مخاطبان جنگ روانی نیز عبارتند
از: • مردم • احزاب • سیاستمداران • گروهها، سازمانها و نهادهای دولتی و
غیردولتی • دولتها • سازمانهای بین المللی. - راهبردهای اساسی جنگ روانی
طراحان جنگ روانی ، نبرد خود را بر تبلیغات استوار کردهاند . هدف آنها
تاثیرگذاری بر عقاید افراد و یا جامعه موردنظر میباشد . امروزه در ادبیات
جنگ روانی واژه تبلیغات معادل واژه پروپاگاندا قرار گرفته است. جنگ روانی
از همه تاکتیکهایی که یک عامل تبلیغاتی و یا یک پروپاگاندا اجنت انجام
میدهد، بهره می برد . این عوامل سعی میکنند افکار عمومی طرف مقابل را به
تسخیر کشانده و از شیوههای زیر حداکثر استفاده را بنمایند . مدیران و
طراحان خبری پیش از هر چیز ، باید مخاطب خود را به خوبی مورد شناسایی قرار
داده و از طریق روشهای روانشناسی اجتماعی ، میزان تاثیری را که هر یک از
تاکتیکهای جنگ روانی می توانند ایفا کنند را پیدا نمایند . تاکتیکهای جنگ
روانی بسیارند و متناسب با شرایط روز، در حال گسترش و رشد روز افزون هستند.
- برخی از مهمترین تاکتیکهای جنگ روانی سانسور Censorship سانسور عبارت
است از حذف عمدی موادی از جریان عبور آگاهیها ، به منظور شکل دادن عقاید و
اعمال دیگران است . این حذف عمدی میتواند به دو شکل صورت پذیرد . سانسور
در سادهترین معنیاش ، رسیدگی و آزمایش پیامهای کثیرالانتشار توسط اولیای
امور به جهت بازداشت موادی است که از نظر آنان نامطلوب است . این شکل
سانسور ، همان ایجاد مانع قبلی یا عملی جهت جلوگیری از انتشار مواد نامطلوب
است که مثلا میتواند شامل حذف واژهها ،عبارات یا جملاتی خاص ، توسط
سانسورگر باشد . اما سانسور در شکل گستردهترش ، میتواند دربرگیرنده هر
نوع تلاشی جهت تضعیف یا جلوگیری از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخی از
اولیای امور باشد . بدینترتیب ، ممکن است دولتی جلوی انتشار اطلاعات یا
اخباری را که میتواند بازتابی مخالف یا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته
باشد ، بگیرد یا ممکن است دولت مذکور اقدام به صدور مجوزهایی کند که از این
راه انتشار مواد نامطلوب را دچار مشکل یا فترت سازد . از طرف دیگر ، ممکن
است اولیای امور اقدامی تنبیهی نیز بر علیه خاطیان درپیش گیرند .
بدینمنظور که مطمئن شوند خاطیان ، دیگر دست به خلاف نخواهند زد و نیز
دیگران را از انتشار مواد دارای ایراد ، برحذر دارند .به این ترتیب میشود
برخی از روزنامهها یا مجلات را از امکانات چاپی محروم کرد ، مالیاتهای
سنگین یا موانع اقتصادی دیگر را اعمال کرد ، سردبیران را به زندان انداخت
یا جواز کار فعالیتهای رادیو – تلویزیونی را لغو کرد . دولتهای مستبد و
خودکامه از سانسور برای ابقاء قدرت خویش بهرهبرداری میکنند . اما دولتهای
آزادمنش به علت سنتهای موجود حاکی از انزجار نسبت به سانسور باید به
روشهای دیگری جهت ابقاء خود متوسل شوند ( روشهایی مانند تلاش برای جلب
حمایت صادقانه رسانههای متنفذ ، یا ارجاع مستقیم مشکل خود به مردم ) .
سانسور در ایالات متحده بیشتر در سطح محلی مشاهده شده است . در این سطح،تا
به حال اقدامات بسیاری به منظور جلوگیری از اهانت و قبیحپردازی ( به ادعای
سانسورگران ) در مواد و موضوعات چاپی و فیلمهای سینمایی صورت گرفته است .
اخبار کنترل شده : شکل خفیفی از سانسور نیز که اخبار کنترل شده نام گرفته ،
وجود دارد . در اخبار کنترلشده ، توزیع اطلاعات به طریقی است که حافظ
حداکثر منافع توزیعکننده باشد . دولتها ، اصناف و دیگر دیوانسالاریها ،
غالب اوقات در کنترل اخبار مقصر قلمداد میشوند .سانسور برونقانونی :
سانسور برونقانونی سانسوری است که خارج از کنترل قانون یا قدرت قانونی
باشد. چنین سانسوری میتواند داوطلبانه باشد . مثل وقتی که سردبیری ، عبارت
یا واژهای را از دستنوشته خود حذف میکند چرا که احساس میکند از ذوق
سلیم به دور است یا کتابداری که کتابی را از دور خارج میکند ، بدین علت که
به نظر او قبیح و اهانتآمیز است و وی مطالب قبیح و اهانتآمیز را دوست
ندارد . از یک لحاظ سانسور برون قانونی میتواند غیر داوطلبانه باشد مانند
وقتی که سانسور خود پاسخی به فشارهای اقتصادی ، سیاسی یا فشارهای دیگری از
این قبیل است . مثلا یک ایستگاه رادیو – تلویزیونی ممکن است انتقاد از
مقامات دولتی را به علت تهدیدهای واقعی یا احتمالی ، از جانب آن مقامات
درخصوص تمدید مجوز مسکوت گذارد . تحریف Disortion یکی از رایجترین شیوههای
پوشش خبری و مطبوعاتی ، تغییر متن پیام به شیوههای مختلف از طریق
دستکاری خبر است . در مسئله تحریف سه پدیده به چشم میخورد که عبارتند از :
تعدیل ، شاخ و برگ دادن و جذب . یک خبر در حین انتقال از شخصی به شخص دیگر
به تدریج کوچکتر از گذشته ، قابل فهمتر و از نظر بازگو کردن ، سادهتر
میشود . در حین فرایند انتقال متوالی بسیاری از جزییات اصلی خبر کمکم
تعدیل میشوند ، تجربههایی که در مورد تحریف انجام شده است ، نشان میدهد
که بسیاری از جزییات موجود در ابتدای زنجیره انتقال بهشدت حذف میشوند .
هر بار که خبر تحریفشده نقل میشود ، میزان جزییات ، هرچند با کندی ، کاهش
مییابد .در همان زمانی که فرایند تعدیل انجام میگیرد ، شاخ و برگهای
دیگری به خبر اضافه میگردد . فرایند شاخ و برگ دادن به خبر ، به ادراک
انتخابی و حفظ انتخابی موضوع در ذهن و نقل جزئیات کمی از موضوع اصلی مبتنی
است . با اینکه فرایند شاخ و برگ دادن مانند فرایند تعدیل در هر بار که خبر
نقل میشود ، انجام میگیرد ولی عناصری که در این فرایند بر آنها تکیه
میشود و در هر نوبت تکرار شمیآیند ، یکی نیستند . این ویژگی بیشتر به
ترکیب جامعه ای که خبر در آن منتقل میشود، وابسته است . عناصری در این
فرایند شاخ و برگ پیدا میکنند که از نظر نقل کننده خبر با اهمیت هستند .چه
چیزی سبب حذف برخی جزییات و بیان برخی دیگر میشود ؟ چگونه میتوانیم این
امر را که برخی اجزا جای اجزای دیگر را میگیرند و موجب تغییر یک حقیقت
میشوند ، بیان نماییم ؟ پاسخ به این پرسشها در فرایند جذب یافت میشود که
نتیجه نیروی جاذبه عادات ، تمایلات و احساسات موجود شنونده است . برای مثال
هنگام نقل یک خبر و سپس بازگو کردن مجدد آن ، فرایند جذب موضوع اصلی روی
میدهد ، آنگاه عناصر خبر منطبق شده یا سازمان داده میشوند تا با انگیزه
اصلی خبر هماهنگ شوند و این هماهنگی به گونهای صورت میگیرد که خبر را در
نهایت امر منسجمتر ، منطقیتر و دارای ظاهر بهتری سازد . غالبا فرایند جذب
با هدف مورد انتظار فرد هماهنگی دارد و درک و یادآوری امور طبق معمول صورت
میگیرد . از همه اینها مهمتر اینکه فرایند جذب به خودی خود بیانگر
تغییرات و تحریفاتی است که منعکسکننده احساسات ریشهدار در شخص میباشد و
همچنین وضعیت و جهتگیری او را منعکس میکند .با اینکه در امر تجزیه و
تحلیل ، فرایندهای تعدیل ، شاخ و برگ دادن و جذب از یکدیگر تفکیک میشوند ،
ولی این فرایندها در عمل از یکدیگر مستقل نیستند . آنها به طور هماهنگ و
در آن واحد عمل میکنند .این عمل هماهنگ ، منعکسکننده یک فرایند منحصر به
فرد است که دارای ویژگی فردی است و به تحریفی که مشخصه آن است ، منجر
میشود . این شیوه بیشتر در مصاحبهها و گفتگوهای سیاسی بکار میرود . زیرا
در مصاحبه مستندسازی کار دشواری است ومیتوان مفاهیم موردنظر را تغییر داد
. درشرایطی که مخاطبان دسترسی لازم به منبع موثق پیام را نداشته باشند ،
این شیوه بیشترین کاربرد را دارد ، مثلا اخباری که از طریق خبرگزاریهای
دنیا و روزنامههای پرتیراژ منتشر میشوند ، در نقاط مختلف دنیا منتشر شده و
قابل دریافت مستندات لازم از سوی مخاطبان نمیباشند . ساختن یک یا چند
دشمن فرضی To Make A Supposed Enemy این یکی از شیوههای قدیمی سیاسیون
کهنهکار است که قدرت را دراختیار دارند و برای بقا و ماندگاری در حکومت از
آن استفاده میکنند . این شیوه به مطبوعات نیز رخنه کرده است . در این
شیوه سعی میشود تا سایر رسانهها و مطبوعات یا سایر سیاستمداران و یا سایر
احزاب را در چشم مخاطبان خود ، به شکل یک دشمن نشان دهند . همیشه داشتن یک
دشمن فرضی میتواند اقدامات طرف مقابل را محق و معتبر جلوه دهد و زمینه را
برای هر نوع اقدامی فراهم آورد . استفاده از این شیوه خود میتواند برای
متحد کردن افراد داخل یک کشور نیز مفید واقع شود . در هنگام بحرانهای
اقتصادی و سیاسی و یا همچنین خطرات سیاسی که از درون یک کشور را تهدید
میکند ، وجود یک دشمن فرضی خارجی میتواند سرپوشی بر بحرانها و اتحاد داخل
کشور علیه آن بحرانها باشد . پاره حقیقتگویی To release a part of truth
گاهی حادثه ، خبر یا سخنی مطرح میشود که از نظر منبع ، محتوای پیام ،
مجموعهای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود ،
جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد . این از رویههای رایج مطبوعات است که
معمولا متناسب با جایگاه و جناح سیاسی که به آن متمایل هستند،بخشی از خبر
نقل و بخشی را نقل نمیکنند . این شیوه بهخصوص در انتشار نظرات رهبران
سیاسی متداول است . استفاده از تیترهای اصلی روزنامهها ، مطابق با میل و
سلیقه آن روزنامه از نمونههای بارز پارهحقیقتگویی است به طور کلی از دید
روزنامهنگاران یک خبر هنگامی کامل است که عناصر خبری در آن بهشکل کلی
مطرح شوند . اما چنانچه یکی از عناصر خبری - چگونه ؟ کجا ؟ کی ؟ چه کسی ؟
چه چیزی ؟ چرا؟ - در خبر بیان نگردد ، خبر ناقص است . که در این تاکتیک حذف
یکی از این عناصر به عمد صورت میگیرد . در نشریات برای جلب نمودن نظر
خواننده به تیتر خبر ، از این تاکتیک استفاده مینمایند . در واقعه 11
سپتامبر ، در اخباری که از سوی رسانههای امریکا و رسانههای همسو با آنها
انتشار مییافت، به دلایل و انگیزههای تروریستها پرداخته نمیشد . به
عبارتی عنصر « چرا » به صورت انتخابی از اخبار حذف میشد . حذف عنصر « چرا »
به امریکاییها این اجازه را میداد که بتوانند کشورها ، افراد مختلف و
سیاستهایی را که نمیپذیرند و با مواضع آنها مخالفت دارند را محکوم نمایند و
بتوانند با استفاده از باز بودن فضا و شرایط توجیه و با استفاده از عبارت «
حذف تروریستها از صحنه جهان » همچنان به سیاستهای مدنظرامریکا جامه عمل
بپوشانند . محکزدن To Test for Confirm برای ارزیابی اوضاع جامعه و طرز
تفکر مردم جامعه درباره موضوعی خاص که نسبت به آن حساسیت وجود دارد و یا
دریافت بازخورد نظر حاکمان و یا گروهی خاص یا صنفی از اصناف جامعه ، خبری
منتشر میشود که عکسالعمل به آن، زمینه طرح سوژههای بعدی قرار میگیرد
عوامل تبلیغاتی سعی می کنند برای دریافت بازخورد نظر گروهی خاص و یا حتی
افراد جامعه ، با انتشار یک موضوع عکسالعمل آنها را مورد ارزیابی قرار
دهند و سیاستهای آینده خود را نسبت به آن طراحی کنند تاکتیک محکزدن به
نوعی تاکتیک بازگشتی هم هست و به افراد خاص برمیگردد و جامعه محدودتری را
درنظر میگیرد. اما بازخوردبیشتر به جامعه و عوام برمیگردد.مثلا برای
ارزیابی نظر مردم ایران راجع به رابطه با امریکا ، خبری منتشر میشود تا پس
از محکزدن آن، موضوعات جدیتری را دراین باره منتشر سازند . به عنوان
مثال میزان حساسیتهای مذهبی جامعه و یا پایبندی آنها به اصول مورد اتفاق
جامعه ، یا شخصیتهای مورد احترام ووثوق مردم ، یا کشف دیدگاهها و
برنامههای جریان حاکم و یا جبهه مخالف نسبت به موضوعی خاص را محک میزنند
.این شیوه یکی از شیوههای جنگ روانی است . اما امروزه در بازیهای تبلیغاتی
و انتخاباتی نیز مورد استفاده قرار میگیرد . در سیستمهای نظرسنجی نیز
استفاده از افکارعمومی ، نوعی محکزدن است .طرح موضوع استفاده نظامی ایران
از تکنولوژی غنیسازی اورانیوم توسط آمریکاییها ، بازخورد واکنش دائمی
ایرانیها را در تاکید بر استفاده غیر نظامی از این تکنولوژیها را بهدنبال
دارد . آمریکا با این کار از یک سو قصد محکزدن ایران در این باره را داشته
و از سوی دیگر از طرح آن برای اعزام بازرسین مربوطه برای کنترل این پروسه
بهره میگیرد . ادعا به جای واقعیت Pretention instead of truth رسانههای
خبری برای دستیابی به اهداف موردنظر خود گاهی ادعاهایی علیه افراد ،
گروههای مختلف و رسانههای رقیب مطرح میکنند و آنان را مجبور به پاسخگویی
می نمایند . درواقع در این روش اخبار مخابرهشده و یا بهچاپ رسیده نوعی
ادعا به جای واقعیت را در ذهن مخاطب تداعی میکند و با استفاده از کلماتی
نظیر « ادعا » منبع خبر سعی میکند اولا خبر را ازدست ندهد ، درثانی صحت و
سقم خبر را به گردن منبع مدعی آن انداخته ، ثالثا چنانچه خبر مورد تایید
قرار گرفت ، اعتبار پخش آن را نصیب خود کند و در نهایت پیامی را که مدنظرش
میباشد به همراه خبر القا نماید . در شایعه منبع خبر را نمیگوییم اما در
این نوع خبر عمدا منبع خبر را ذکر می کنیم ، ولی منبعی که بیاعتبار است و
بارها مورد تکذیب قرار گرفته است .این شیوه از جمله شیوههای جنگ روانی
است که درآن نوعی ادعا در اخبار منتشر میشود . و سپس این ادعا تایید یا
تکذیب میشود . این شیوه در حقیقت مانند یک برگ دوطرف برنده است .
استفادهکنندگان از آن ، چه ادعا را رد و چه آن را تایید نمایند ، در هر دو
صورت منبع جواب خود را گرفته است در جریان حمله امریکا به افغانستان ، پس
از هر بمباران شدید مقرهای طالبان ، ادعاهایی دال بر کشتهشدن بنلادن از
سوی رسانههای امریکایی و رسانههای همسو با آنها مطرح میشد . زمانی که
طالبان خبر را تکذیب میکردند ، امریکاییها میفهمیدند که تلاش آنها در
انهدام مواضع طالبان و کشتار آنها چندان موثر نبوده است . اگر طالبان سکوت
می کردند ، این سکوت صحت ادعای امریکاییها را اثبات میکرد و نیروهای
طالبان را نیز از نظر روحی تضعیف مینمود. رامسفلد وزیر دفاع آمریکا در
ادعایی دیگر در تاریخ 7/1/82 نیز اعلام نمود که نیروهای سوری با دادن «
دوربینهای کار در شب » به عراقیها آنان را در کشتن نیروهای آمریکایی یاری
دادهاند و این مطلب توسط منابع سوری تکذیب شد . اغراق عوامل تبلیغاتی با
بهرهگیری از این شیوه دست به پخش مطالب مبالغهآمیز میزنند . آنها سعی
میکنند مطالب کوچک را بسیار بزرگتر از آنچه وجود دارد جلوه دهند و همچنین
قادرند از مطالب بزرگ به شکلی ضعیف و در زمان ، مکان و جایگاهی که به چشم
نمیآید ، بهرهبرداری کند . تفرقه شاید بتوان تفرقه را یکی از مؤلفههای
عوامل قبلی دانست که با استفاده از آنها عامل تبلیغاتی سعی میکند بین
جامعه مخاطبان خود با مرزبندی و جناحبندیهایی که در اکثریت موارد کاذب هم
میباشد ، مطالبی را پخش کند تا پتانسیلها و توان آنها را کاهش دهد .
ترور شخصیت در شیوههای جدید ، ترور فیزیکی جای خود را به ترور شخصیت داده
است . در زمانهایی که نتوان فردی را ترور فیزیکی کرد و یا نباید افراد
مورد ترور فیزیکی قرار گیرند ، سعی میکنند از طریق عوامل تبلیغاتی جنگ
روانی و با استفاده از وسایل ارتباط جمعی ، شخصیتهای مطرح و مؤثر در جناح
مقابل را به زیر ذرهبین کشیده و با بزرگنمایی نقاط ضعف آنان را ترور
شخصیت نماید . اصطلاحی که امروز برای ترورکردن از طریق وسایل ارتباط جمعی
یسیار مورد استفاده قرار می گیرد ، Terrorovision است که هدف آن ترور شخصیت
های سیاسی و مهم از طریق به تصویر کشیدن نقاط ضعف و حرکات نادرست آنهاست .
این عوامل باعث می شود رهبران ذینفوذ نزد مخاطبان دچار بی منزلتی وتخریب
چهره شوند . شایعه Rumour زمانی که جریان این خبر از بین افرادی شروع
میشود که از حقیقت موضوع دورند ، شایعه آغاز میگردد و تکرار آن بدون
ارائه برهان و دلیل ادامه مییابد تا تقریبا بسیاری از مردم آن را باور
میکنند و درنهایت شیوه معینی برای ترویج آن پیش گرفته میشود ، مانند «
آنها میگویند ... » یا « از یک منبع مسئول شنیدهام که ... » یا « اخبار
دقیقی دارم مبنی بر اینکه ... » و مانند آنها .در اینجا یک شرط اساسی برای
کامل شدن شایعه وجود دارد . این شرط عبارت است از اهمیت پیشامد یا شخصی که
در شایعه مطرح شده و همچنین ضرورت وجود ابهامی که شایعه را فرا گرفته باشد .
بهعلاوه انگیزههای روانی که سبب پیدایش شایعه و رواج آن گردد .شایعات
زمانی رواج مییابند که حوادث مربوط به آن در زندگی افراد از اهمیتی
برخوردار باشند یا در مورد آنها خبرهای صریح پخش نشود و یا اینکه خبرهای
مربوط به آنها مبهم باشند . این ابهام زمانی به وجود میآید که خبر به صورت
تحریف شده دریافت شود ، یا به فرد خبرهای متضادی برسد یا فرو از فهم این
گونه خبرها عاجز باشد به هرحال شایعه همیشه دروغ نیست و همیشه داستان
بدخواهانهای را شامل نمیشود . ممکن است شایعه سبب درز کردن اطلاعات گردد ،
به ویژه در زمان جنگ ، یعنی زمانی که کنترل اطلاعات نظامی از جهت امنیت
ملی کشور ، ضروری است .میتوانیم بگوییم شایعه برای به انجام رساندن دو
وظیفه توام انتشار مییابد : اولین وظیفه بیان وتفسیر تنش احساسی است که
افراد حس میکنند و وظیفه دوم تسکین این تنش است .در شرایط عادی اخبار از
طریق منابع قابل اطمینان و رادیو و تلویزیون پخش میشود و شایعه کمتر
بهحال ظهور و بروز مییابد ، اما وقتی فشار روحی و سردرگمی بهوجود میآید
شایعه نیز گسترش مییابد . در چنین شرایطی اگر چه شایعات از پشتوانه و
شواهد محکمی برخوردار نیستند اما بهدلیل خودداری منابع رسمی از انتشار
اطلاعات واخبار کافی و شواهد که گاهی بهخاطر دسترسی نداشتن به آن و گاه به
لحاظ اعمال سانسور است بهسرعت و از طریق تکرار در میان مردم در سطح وسیعی
گسترش مییابد و این تکرار از آن جهت است که نیازهای هیجانی مردم را
برآورده میکند تاکتیک شایعه Rumour شایعه در جایی ایجاد میشود که خبر
نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نگردد . از جمله اولین عناصری که در
بحث شایعه مطرح میباشند ، موضوع ، مکان و زمان شایعه است . یک شایعهساز
ماهر بهخوبی میداند که شایعه وی باید موضوعی باشد که حساسیت بالای جامعه
را در زمان و مکان مناسب به خود اختصاص دهد . رابطه بین موضوع ، زمان و
مکان میباید در پخش یک شایعه بهخوبی درک و احساس گردد .در خصوص بحث زمان
اعتقاد براینست که یا بهموقع بودن پخش شایعه بیشترین تاثیر را دارد و
همچنین بالاترین تاثیر شایعه در لحظه اوج احساسات مردم است . چنانچه شایعه
قبل یا بعد از زمان تاثیرگذار مطرح شود ، به همان اندازه نفوذ خود را از
دست میدهد . مکان پخش یک شایعه نیز میباید کاملا دارای مجاورتهای معنوی و
جغرافیایی باشد .شایعه ضریب خود را مدیون دو نکته میباشد . اول ابهام در
موضوع و دوم اهمیت موضوع . هر چه ضریب اهمیت یک شایعه بالا باشد ، ضریب
نفوذ آن نیز به همان میزان بالا میرود . در ضمن به همان میزان که ابهام در
قضیه افزایش مییابد ، ضریب نفوذ شایعه نیز بالا میرود . چنانچه یکی از
این پارامترها ی ابهام یا اهمیت صفر شود ، ضریب نفوذ شایعه نیز صفر خواهد
شد .عوامل دیگری نیز در پخش ، پذیرش و نفوذ شایعه مؤثرند اما از درجه دوم
اهمیت برخوردار میباشند . یکی از این عوامل عناصر پخش شایعه هستند .
بهطور نمونه پخش شایعه از زبان یک وزیر ، یک استاد دانشگاه و یا هر منبع
معتبر دیگر ضریب نفوذ آن را بیشتر از پخش شایعه از زبان راننده تاکسی
میکند. هرشایعه دربرگیرنده بخش قابل ملاحظهای از واقعیت میتواند باشد ،
اما ضریب نفوذ آن نیز تحت تاثیر سه عامل دیگر میتواند افزایش بالایی پیدا
کند ،که این عوامل عبارتند از : • تسطیح • همانندسازی • برجستهسازی تسطیح
در تسطیح شایعهساز سعی میکند عوامل حاشیهای و جنبی یک موضوع را از بین
ببرد و موضوع شاخص را نمایانتر کند . حذف مطالب حاشیهای شایعه و حذف مطالب
کماهمیتتر عامل تسطیح را شکل میدهد. دراین جا موضوع شایعه نماد وسیعتر
و بزرگتری پیدا میکند و یا به تعبیر دیگر تنها موضوع شاخص جامعه میشود .
همانندسازی در همانندسازی نوعی فرافکنی صورت میگیرد . موضوعی در ذهن
مخاطب عینیت پیدا کرده و مخاطب نسبت به آن آگاهی دارد . در این نوع شایعه ،
استفاده از تاکتیک بک گراند میتواند عنصر شایعه را تقویت کند . به عنوان
مثال در حوادث بعد از 11 سپتامبر ، استفاده از شایعه پخش سلاحهای میکروبی و
شیمیایی را همانندسازی می کنیم با سلاحهای بهکار برده شده در جنگ خلیج
فارس . برای اینکه ثابت نماییم تولید این نوع سلاحها توسط آمریکاییها
صورت گرفته و امروز در خود آمریکا موجب سیاهزخم میشود . برجستهسازی ،
بزرگنمایی نمودار شدن عنصر اصلی شایعه همان برجستهسازی و واضحکردن موضوع
اصلی است . برجستهسازی زمانی اتفاق میافتد که شما بتوانید با تسطیح
عناصر حاشیهای خبر را حذف و با مبالغهای که در خبر انجام میدهید ، آن را
درحد معقول بزرگ جلوه دهید . شایعات در زمان جنگهای نظامی سه دسته هستند
و دارای سه کاربرد میباشند : - شایعات تفرقهافکن در این نوع شایعه سعی
میشود در موانع دشمن ایجاد شکاف نمایند و با بیان تشنجات بین افراد دشمن
آنها را ضعیف نمایند . این نوع شایعه در بازیهای سیاسی کاربرد وسیعی دارد .
- شایعات هراسآور در این نوع شایعه با اعلام کشتههای وسیع و پخش آن در
بین نیروهای دشمن میتوان ناامیدی را در بین آنها افزایش داده و آنها را
ضعیف نمود . - شایعات امیدبخش این نوع شایعات باعث ایجاد روحیه و انسجام در
بین نیروهای خودی شده و کاربردی وسیع دارد نیل پستمن در کتاب خود تحت نام «
زندگی در عیش ، مردن در خوشی » شایعات را به سه دسته تقسیم میکند : -
شایعات آتشین شایعهایست که یکباره شکل میگیرد ، همه جامعه را تحتالشعاع
قرار میدهد و اثری کوتاهمدت دارد . کاربرد این نوع شایعه بیشتر در زمان
جنگ نظامی است . استفاده از آمار و ارقام و بزرگنشان دادن آنها ، مسیر
شایعات آتشین است . به معنای دیگر شایعات آتشین با ارقامی بسیار بزرگ ولی
فقط در یک مقطع وارد میشوند ، تاثیر آنها عظیم است ولی مقطعی است . نیل
پستمن میگوید : این شایعه هنگامی است که جنگ یا رخدادهای ناگهانی در جامعه
اتفاق میافتد و این نوع شایعات غالبا با ارقام بزرگ و ارقام سر و کار
دارند . تلفات ناشی از جنگ و تلفات ناشی از سیل و زلزله از جمله این موارد
میباشند . به عنوان نمونه اعلام کشتهها با ارقام بزرگ در یک جنگ - شایعات
خزنده شایعاتی هستند که همراه با تاکتیکهای قطرهچکانی ، مرحله به مرحله
میتواند مسیر یک شایعه را در ذهن افراد یک جامعه طراحی کند . این شایعات
درازمدتتر از شایعات آتشین هستند و پیچیدگیهای بیشتری نیز دارند .
سوءاستفادههای مالی و فساد در دستگاههای اداری و رسوائیهای مالی از جمله
این نوع شایعات هستند . پخش قطرهچکانی و مرحله به مرحله حادثه 11 سپتامبر
زمینهساز این نوع شایعه بود . - شایعات دلفینی آن نوع از شایعات هستند که
به تناسب زمان آشکار میگردند و بلافاصله پس از تاثیرگذاری برای مدتی پنهان
می شوند و دوباره با ایجاد زمینه و انگیزه خود را آشکار میکنند . به گفته
پستمن این شایعات ، شایعات غواصی میباشند . در این نوع شایعه از آنچه که
در گذشته اتفاق افتاده در زمانهایی که کاربرد آن اقتضاء میکند ، استفاده
میکنند . گاهی مطالبی را آشکار و گاهی مطالبی را پنهان مینمایند . به
تعبیر لئوپستمن مثل نمکی هستند که بر روی زخم پاشیده میگردد و در طول
تاریخ همیشه زنده و دارای کاربرد هستند . شایعات دلفینی شایعاتی هستند که
زمان مشخصی ندارند و هر گاه زمینه آن فراهم شود ، قابل خود نمایی هستند .
مانند اخبار مربوط به قتلهای زنجیرهای تاکتیک ماساژ پیام Spinning The
Message انواع بیشماری از فریب و خود فریبی در انبوه دادهها و اطلاعات و
دانشی که هر روز از کارخانه کار فکری دولت به بیرون جریان مییابد ، دیده
شده است که به ماساژ پیام معروف است . تاکتیک حذف ، تاکتیک کلیبافی ،
تاکتیک زمانبندی ، تاکتیک قطرهچکانی ، تاکتیک موجی ، تاکتیک تبخیر و
تاکتیک تبخیر از جمله تاکتیکهای ماساژ پیام به شمار میآیند که در کتابهای
نوشته شده توسط الوین تافلر به طور کامل در مورد آنها توضیح داده شده است .
تاکتیک کلیبافی Generality Tactic تاکتیک کلیبافی تاکتیکی است که در آن
جزئیاتی که ممکن است مخالفت اداری یا سیاسی را برانگیزد را با لعابی از
مطالب غیرواقعی میپوشانند . در پخش این تاکتیک سعی میشود بدون توجه به
مسایل اصلی و عمیق در خبر و بدون ریشهیابی به موضوعی که منعکس می شود به
حواشی آن پرداخته شده ، به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ آن را اضافه کنند و
خواننده را در سطح نگه دارد . و توجه وی را کمتر معطوف به عمق مطالب
نمایند . این تاکتیک بیشتر در پخش بیانیههای وزارت امور خارجه و یا دستگاه
دیپلماسی خارجی کشورها مورد استفاده قرار میگیرد ، که در آنها از شیوه
بیحسسازی مغزی استفاده شده است . در جنگ « نبرد برای کنترل » امریکاییها
تا هفتههای اول به جز مطالب کلی جنگ ، هیچ جزئیاتی را درخصوص اهداف خود و
نحوه اداره شهرهای آزادشده و مسیر حرکت ارائه نکردند . تاکتیک زمانبندی
Timing Tactic مرسومترین مصداقی را که میتوان برای تاکتیک زمانبندی مثال
زد ، تاخیر در پخش خبر میباشد ، به نحوی که دیگر پیامگیر نتواند کاری
بکند . این شیوه در بسیاری از موارد التهاب و اشتیاق مخاطبین را برای شنیدن
خبر از منابع موثق مهیا نموده و در بخشی دیگر با زمینه پخش شایعات را نیز
فراهم میکند. تافلر میگوید پیچیدگی افکار عمومی به گونهای است که استفاده
از یک تاکتیک به شکل مجزا و مجرد نمیتواند کاربرد لازم را داشته باشد .
بنابراین در بخشی از موارد مجبور به استفاده از تاکتیکهای ترکیبی هستیم .
در تاکتیک زمانبندی میتوان اطلاعات را با توجه به زمان پخش آن و مهیا
نمودن بستر لازم برای پخش خبر مورد استفاده قرار داد .پخش اهداف مرحله به
مرحله جنگ « نبرد برای کنترل » از سوی مقامات پنتاگون و وزارت دفاع امریکا
از همین نوع تاکتیک است . تاکتیک حذف Omission Tactic براساس این تاکتیک
قسمتهای مهمی از خبر به دلایلی که از پیش طراحی شده و به شکلی که هدفمند
صورت گرفته است ، حذف میگردد تا زمینه را برای پخش تاکتیک شایعه مهیا
نماید. در این تاکتیک پخشکننده خبر(رسانه میداند که با پخش قسمت ناقصی از
خبر سؤالاتی در ذهن مخاطبان ایجاد میشودکه این سؤالات چنانچه پاسخ گفته
نشود، زمینه پخش شایعات را فراهم میکند . دروسایل ارتباط جمعی معروف است
که شایعه جایی پخش میشود که خبر نباشد . عدم پخش هیچ مطلبی در خصوص سازمان
مجاهدین خلق ( منافقین ) پس از شروع عملیات « نبرد برای کنترل ) زمینه پخش
شایعات متعدد را در ایران درخصوص نحوه برخورد امریکا با با این گروه را
ایجاد کرد . چون سیاست به شدت ستیزآمیز است ، پیامهای سیاسی بیش از پیامهای
دیگر آگاهانه انتخاب میشوند . این پیامها بهطور معمول حوزههای رو به
گسترش دارند که در اثر استفاده از تاکتیک حذف و خارج ساختن واقعیتهای مربوط
یا تعادلبخش بهوجود آمدهاند . تاکتیک قطرهچکانی Dribble Tactic
دادهها ، اطلاعات و دانش به جای آنکه در سندی واحد نوشته شود در این
تاکتیک دسته بندی شده و در زمانهای گوناگون و به مقدار بسیار کم ارائه
میگردد تا هم مخاطب نسبت به منبع خبر اعتماد پیدا کند و هم نسبت به آن
اعتیاد پیدا کند و منتظر پخش اخبار از مجرای موردنظر گردد . در این شیوه
الگوی رخدادها تجزیه میشود و از دید گیرنده مخفی میماند . تاکتیک دروغ
بزرگ یا استفاده از دروغ محض Big – Lie Tactic این تاکتیک قدیمی و سنتی
میباشد ، اما هنوز هم مورد استفاده فراوانی در رسانهها دارد و عمدتا برا ی
مرعوب کردن حریف و یا حتی برای مرعوب کردن افکار عمومی مورد استفاده قرار
میگیرد . بدینمعنی که پیامی را که به هیچ وجه واقعیت ندارد را بیان
میکنند . معروفترین مورد استفادهای که از این تاکتیک شده ، در زمان هیتلر
و توسط گوبلز بوده است . گوبلز میگوید : دروغ هر قدر بزرگتر باشد ، باور
آن برای تودههای مردم راحتتر است . وی میگوید این تاکتیک هم برای مرعوب
کردن دشمن و هم تهییج افکار عمومی ، تشویش نیروها و مرعوب ساختن دشمن در
مورد نیروی دفاعی و دروغهایی که در خصوص توان نظامی و تکنیکی به کار گرفته
میشود که در زمینه استفاده از آن دچار بیماری خودباوری و خودبینی نیز
میگردد . گوبلز میگوید دروغ را به حدی بزرگ بگویید که هیچکس جرات و فکر
تکذیب آن را نکند . او میگفت : بعضی مواقع دروغهایی میگفتم که خودم از
آنها میترسیدم . تسخیر یکهفتهای بغداد توسط نیروهای ائتلاف و استفاده از
جنگ الکترونیک در بغداد از جمله همین تاکتیک دروغ محض بود . فوریتبخشیدن
ساختگی به خبر To Create High Priority For A News تاکید بر انتقال سریع و
لحظه به لحظه پیام و افزایش کمیت آن یکی دیگر از شیوههای مطبوعاتی است .
هدف از این شیوه ایجاد نوعی طوفان مغزی برای مخاطب نسبت به سوژه موردنظر و
ایجاد نوعی ایزولهکردن خبری مخاطب نسبت به دیگر منابع خبری از طریق ایجاد
این اطمینان در مخاطب است و این مطلب را میخواهد القا کندکه این مطبوعه در
سریعترین حالت ممکن ، قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند . این تاکتیک
برای کمتر تعمق کردن مخاطب بر اخبار نیز به کار گرفته میشود . از طرفی نیز
، رسانههای خبری با شتاببخشیدن به گزارش حوادث و رویدادها سعی میکنند
از فرصت ایجادشده برای دستیابی به بسیاری از اهداف خود ( که تاکنون مهیا
نبوده ) استفاده کنند . این روش کاربرد تبلیغاتی نیز دارد . همچنین در
زمان جنگ و بحرانهای سیاسی کاربرد بسیار دارد . پیچیده کردن خبر برای عدم
کشف حقیقت To Tangle a Canard امروزه شیوه پنهان کردن حقیقت ، محرمانه
نگهداشتن آن نیست زیرا که ذات خبر فرار است و به محض یافتن مجرایی ، به
داخل جامعه نفوذ پیدا میکند . اعتقاد بر اینست که زمانی که یک رسانه قصد
دارد یک خبر را پنهان کند لازمست با دادن اطلاعات متنوع وزیاد ، حقیقت و
موضوع را بهگونهای پیچیده کند که مخاطب از پیگیری آن خبر صرفنظر کند.
برای پنهان ماندن حقیقت ، موضوع آنچنان با اخبار و اطلاعات فراوان و گاه ضد
و نقیض ، پیچیده و مغلق بیان میشود که مخاطب نتواند از لابلای مطالب به
حقیقت دست یابد . نمونه بارز این اتفاق در موضوع پرتاب موشک از سوی نیروی
دریایی آمریکایی به سوی هواپیمای مسافرتی ایرباس ایرانی بود.امروزه جهت
سرکوب بسیاری از جنبشهای مردمی و نتایج اسفبار اقدامات سیاسی و اقتصادی
قدرت های بزرگ در کشورهای ضعیف جهان این حقایق از طریق مخدوش ساختن خبر این
وقایع ، پنهان میمانند . افزایش قابلیت تصدیق خبر از طریق چیدن خبر
ساختگی و نادرست درمیان چند خبر درست To Take The News Out of Its Proper
Context این از خصوصیات مستمر چند موج رادیویی مانند بی.بی.سی است که
همواره از این شگرد استفاده کردهاند . در این شیوه، نظر مخاطبان به اخباری
کاملا صحیح جلب میشود و پس از ایجاد اطمینان اولیه نسبت به این منبع ، یک
خبر نادرست اعلام و القاء میشود .یک تحلیلگر حرفهای میتواند اخباری که
برای مخالفان خود دارای هویت درست و مشخصشده است ، به گونهای با اخبار
نادرست آمیخته کند که نهایتا نظر خود را در قالب تحلیل و تفسیر مورد نظر
خود القا نماید . این شیوه شیوهایست که عمدتا تحلیلگران و یا
نظریهپردازان سیاسی از آن بهره میگیرند . نمونه آن را میتوان در سایت
علیرضا نوریزاده پیدا کرد . در این شیوه تحلیلگر سعی میکند اخبار موثق و
درست قابل استناد برای مخاطبین را همراه با چند خبر نادرست درهم آمیخته و
با شیوهای کاملا حرفهای نتیجه مطلوب خود را کسب کند . در این شیوه باید
سعی شود که از اخبار صحیحی که مورد تصدیق و اطمینان خواننده میباشد
بهرهبرداری شود . پس شناخت مخاطبین مورد نظر، لازمه استفاده از این تاکتیک
میباشد .در جریان قتلهای زنجیرهای ، علیرضا نوریزاده با در اختیار
داشتن بخشی از مطالب صحیح قادر بود که مطالب نادرست خود را تحت پوشش منابع
اطلاعاتی موثق منتشر کند . استفاده از دوخبر واقعی برای طرح یکخبرساختگی
To use Two Factual News Items In Order To Legitimize A False News ارتباط
بخشیدن بین دو واقعه ، نتیجهگیری غلط و غیرواقعی از آن ، از شیوههای
دیگر در مطبوعات و خبرگزاریها و رادیوها به شمار میرود . مثلا رادیو
بی.بی.سی اعلام میکند که دو هیات سیاسی از آمریکا و ایران همزمان در سوریه
با مقامات سوری دیدار و گفتوگو کردند . در این پیام هدف اصلی، القاء خبر
ارتباط بین این دو هیات سیاسی در سوریه و تضعیف دولت جمهوری اسلامی است
استفاده از عاطفه گیرندگان پیام To Play On The Emotions Of The Audience
در این روش تلاش میشود تعابیری در خبر مورد استفاده قرار گیرد که به
کارگیری آنان احساس عاطفی مخاطبان را به طور ساختگی تحریف و تهییج کند .
کلماتی نظیر تبعیض ، ظلم به زنان ، فشار برکودکان ، شکنجه ،بازجویی ، توطئه
، خفقان ، نسلسوزی ، دولتستیزی ، قانونستیزی ، فجایع بشری و مانند آن
میتواند احساسات یک مخاطب را برانگیخته نماید . موضع زنان و کودکان همیشه
میتواند در این روش کارآمد باشد . پخش برنامههای تلویزیون و استفاده از
عکسهایی که کودکان را در وضعیتی بسیار بد نشان میدهد ، همچنین استفاده از
زنان به عنوان عناصر زجرکشیده در اخبار میتواند در مسیر ایجاد هیجان
بسیار مؤثر و پرنفوذ باشد .از سوی دیگر خبرگزاریها از عاطفه غریزی گیرندگان
پیام استفاده میکنند . گیرندگان پیام درمقابل یکسری مسائل مشترک با هم
دارای همبستگیهای عاطفی هستند . مباحث مشترکی نظیر دین ، نژاد ، سرزمین ،
ملیت ، جنسیت ، محیط اجتماعی ، رنگ پوست ، مباحث مشترک قارهای و مباحث
انسان دوستی از جمله این مباحث است که در خیلی از خبرها هدف قرار میگیرند و
سعی می شود به نوعی در خبرها روی یکی از این همبستگیها تاکید شود .
مخصوصا روی مسائل ناسیونالیستی بسیار تاکید میشود ، مثلا کردها در ترکیه ،
عراق ، ایران ، سوریه و .. سعی میکنند از رابطه عاطفی کردها استفاده کنند
، به نوعی که تحریککننده باشد . کردها یک نوع رابطه معنوی ، جدا از
همبستگیهای منطقهای با هم دارند و فشار به هر گروه در هر منطقه بر بقیه
تاثیر میگذارد . استفاده از خبر برای تبلیغات Promoting Special Interests
Through News وقتی خبری از رسانهها منتشر میشود ، نیازی به اثبات آن
وجود ندارد . چرا که اولین اصل برای دهنده پیام اینست که ادعایی که کرده ،
اصل میباشد . منبع خبر زمانیکه خبری را میدهد ، هیچگونه تلاشی برای
اثبات آن نمیکند و مدنظر او اطلاعرسانی صرف است .در مورد خبر اگر کسی فکر
کند یا ادعا کند که خبر درست نیست ،لازمست برای رد آن مدرکی ارائه دهد .
انواع عملکردهای رسانه ای در راه اندازی جنگ روانی 1ـ در کشورهایی که حکومت
آنها صبغهای نژادی و قومی دارد، رسانهها تحت کنترل شدید دولت، تبدیل به
بلندگو و انعکاسدهنده گرایشهای نژادی ـ قومی -نظامی حاکم میشوند و به
عنوان یکی از ابزارهای «دگرسازی» یا به اصطلاح قرار دادن «ما در برابر
آنها» Us Versus Them، بستر مناسبی برای ایجاد تنش، خشونت و حتی جنگ داخلی
فراهم میکنند، نوع و شیوه رفتاری رسانهها در بحران رواندا و صربستان
نمونههای خوبی در این زمینه به شمار میروند. 2ـ در برخی موارد، رسانههای
داخلی یا خود زمینهساز بحران و جنگ هستند و یا به دلیل آن که نمیتوانند
به بیان حقایق بپردازند به ترویج خشونت کمک میکنند. در این شرایط، این
رسانههای بینالمللی هستند که باید انجام این وظیفه را عهدهدار شوند.
غفلت عمدی یا سهوی رسانههای بینالمللی در پرداختن به موضوع، منجر به بروز
و یا ادامه جنگ و خشونت میشود. سکوت عمدی رسانههای غربی در برابر
نسلکشی صربها و جنایات صدام علیه اکراد، از مصادیق بارز در این زمینه
هستند.در این باره مارک دافیلد (Mark Duffield) ضمن بررسی گزارشهای تایمز و
نیویورک تایمز که منجر به عدم مداخله جامعه بینالمللی در جریان نسلکشی
در کشور رواندا شده است، چنین رسانههایی را در خدمت آنچه بربریتگرایی
جدید (New Barbarism) غرب نامیده میشود، قلمداد میکند. 3ـ تلاش رسانههای
کشور ثالث برای ایجاد اختلاف بین دو کشور و یا تحریک به اقدام برای
جداییطلبی، شیوه دیگری است که میتوان به آن اشاره کرد. 4ـ ترغیب
سیاستمداران به آغاز جنگ با مطرح کردن این ایده که سایر روشهای تغییر
رفتار کشور هدف نتیجهبخش نخواهد بود، از دیگر شیوههایی است که رسانهها
به آن متوسل میشوند. 5- اگر در زمان جنگ، رسانهها تلاشی برای خاتمه آن
انجام ندهند، در حقیقت تداوم خونریزی و خشونت را موجب شدهاند. در عصری که
بیش از 17000 ماهواره، امکانات فوقالعادهای را به وجود آوردهاند، تا حدی
که میتوان از دیپلماسی مجازی (Virtual diplomacy) بحث کرد، رسانهها
میتوانند تلاش فراوانی برای ترغیب طرفهای درگیر به گفتوگو و حتی مذاکرات
بینالمللی چند جانبه به عمل آورند. روش ها و فعالیت ها در براندازى نرم:
چـگـونـه یـک نـظـام در بـرابـر مخالفان خود از پاى در مى آید و شکست مى
خورد؟ اصولا عـوامـل شـکـسـت خـوردن چـیـسـت ؟ بـه نـظـر مـى رسـد دشـمـن
بـا تـقـویـت عوامل شکست در طرفداران نظام و تضعیف آن در مخالفان نظام سعى
دارد تا شاهد پیروزى را در آغوش کشد. بر این اساس ، تاکتیکهای براندازى
نرم را برمى شماریم : 1. تاکتیکهای سیاسى آمـریـکا و دنیاى استکبارى براى
براندازى نظام اسلامى از راهکارهاى گوناگونى بهره مى برد که برخى از آنها
به شرح زیر هستند: ـ مـهـار: بـراسـاس ایـن راهـکـار، بـرنـامـه هـسـته اى
ایران ، و نفوذ ایران در جوامعى مانند افغانستان ، عراق و لبنان باید مهار
گردد. ـ اسـب تـروا: تـلاش بـراى بـازگـشـایـى سـفـارت آمـریکا در تهران ،
تقویت NGOهاى طرفدار آمریکا در ایران و حمایت مستقیم از جنبش طرفدار
دموکراسى ـ جنگ روانى : افزایش مراودات رسمى مقامات دولت آمریکا با ضد
انقلاب داخلى ، گسترش برنامه هاى رادیو و تـلویـزیـونـى رادیـوفـردا و
صـداى آمریکا، افزایش آستانه جنگ در اذهان مردم ایران با تـبـلیـغـات
انـجـام عـمـلیـات نـظـامى و بالاخره تمرکز روى نقض حقوق بشر در ایران از
محورهاى اصلى این راهکار است .(7) ـ بـى اعـتـبـار کـردن رهـبـران دیـنـى و
انـقلابى : بویژه مغزهاى اصلى تصمیم گیرى در کشور؛ ـ ایجاد و گسترش اختلاف
بین جناح هاى مختلف حاکمیت با هم و با مردم ؛ - مـشـغـول سـاخـتـن ذهـن
مـدیـران نظام به مسائل داخلى و منصرف ساختن آنان از تعقیب اهداف جهانى
انقلاب اسلامى ؛ ـ نفوذ در مجامع روشنفکرى و تصمیم سازى نظام ، مانند
دانشگاه ها، مطبوعات ، مراکز نشر کتاب و فیلم ؛ ـ انحراف افکار عمومى کشور
به نفع آمریکا.( 8) ـ کوشش براى متهم کردن مسئولین ایرانى به موارد شبیه
میکونوس . ـ تلاش براى حذف مسالمت آمیز رهبران روحانى ایران .(9) ـ ایجاد
شکاف بین دولت و ملت : خانم هاله اسفندیارى در اعترافات تلویزیونى خود چنین
مى گوید: ((هـدف دراز مـدت بـنـیـاد سـوروس بـراى پیاده کردن فلسفه جامعه
باز و حرکت کردن آن جامعه و هر جامعه اى به سمت جامعه باز این است که میان
حاکمیت و ملت شکاف ایجاد شود و از طـریـق ایـن شـکـاف آن قـسـمـتـهـایـى از
جـامـعـه مـدنـى کـه بـرمبناى فلسفه جامعه باز شکل گرفته و توانمند شده
روى آن حاکمیت فشار بیاورد براى تغییر رفتار. ایـن شـایـد شـتـاب زده شـود
وقـتـى که حالت گرجستان باشد یا به تدریج به تغییر رفتار از طریق انتخابات و
از طریق تغییر رفتارهاى نرم و تدریجى باشد. بـراى ایـجـاد ایـن شـکـاف یـا
حاکمیت و دولت مرکزى باید تضعیف شود و یا بخش جامعه مدنى یا عمومى که
همراه حاکمیت نیست باید توانمند شود. (10) ـ نفوذ: تلاش مى شود هواداران
غرب در پست هاى کلیدى نظام رسوخ کنند. آنـان مـى شـود، اما در کل سعى بر
این است که با برخورد قاطعانه با اینان و تلاش در اخراج و انزواى طرفداران
واقعى نظام ، زمینه براى قدرت یابى نفوذى ها مساعد شود. ـ سـرنـوشـت
حـتـمـى : وانـمـود مى شود که دمکراسى آن هم از نوع غربى آن ، نوعى وحى
منزل است که باید لزوما و به دقت اجرا شود و این سرنوشت حتمى هر اجتماعى
است .(11) ـ سـاخـت حـزب : تـلاش بـر ایـن اسـت کـه بـا تـاءسـیس یک حزب
مخالف دولت که در عین حـال خـود را مـعـتـدل و مـسـئول نـیـز جلوه مى دهد
چنان شود که همه مخالفان نظام ، بویژه کـسـانـى کـه خـود زمانى از طرفداران
نظام بوده اند اما به هر دلیلى از آن زده شده اند، جذب و سازماندهى گردند.
ـ جـذب نـظـامـیان : سعى مى شود فرماندهان نظامى توسط مخالفان نظام جذب
گردند و سربازان براى دفاع از نظام بى انگیزه شوند. ـ صـلح طـلبـى : تـلاش
مـى شـود مـخـالفـان نظام در افکار عمومى طرفدار صلح و صفا مـعـرفـى شـونـد
و طـرفـداران نـظـام اهـل خـشـونـت و جـنـگ طـلبـى ! امـا در هـمـان حال
در پشت پرده این مخالفان نظام هستند که دست به خشونت مى زنند. ـ انـتـخابات
فعال : تلاش مخالفان نظام در براندازى نرم ، بر این است در انتخابات و
تمامى جاهایى که بتوان خود را مطرح کرد، حضور فعالى داشت . ـ حـمـایت هاى
جهانى : تلاش مى شود تا با رسانه هاى گروهى غرب ، سازمان هاى حقوق بـشـرى ،
تـشـکـل هـاى بـیـن المـللى و نیز با نمایندگان کنگره آمریکا ارتباطات
وسیعى برقرار گردد و حمایت هاى مختلف سیاسى و مادى براى مخالفان نظام جذب
گردد. ـ اتـحـاد مخالفان نظام : سعى مى شود بین مخالفان نظام ، بویژه بین
جنبش هاى معلمین ، کـارگـران و دانـشـجـویـان نوعى هماهنگى برقرار گردد و
همه نیروها براى مخالفت با نظام موجود در مسیرى واحد قرار گیرند. آمـادگـى :
در بـرانـدازى نـرم ، تلاش بر این است مخالفان نظام از آمادگى لازم براى
جـایـگـزیـنـى بـرخـودار بـاشـنـد تـا در صـورت بـروز مـشـکـل بـراى نظام
حاکم به سرعت ـ تضعیف رهبرى : رهبرى محور اصلى وحدت در جامعه و مقابله با
دشمنان دین خداست . از این رو، دشمن تلاش دارد تا با ترویج شایعات مختلف ،
از مـیـزان عـلاقـه ، اعـتـمـاد و اطاعت پذیرى مردم در برابر رهبرى بکاهد
که چنین چیزى مى تواند براى انقلاب اسلامى بسى خطرساز باشد. دشـمنان جمهورى
اسلامى بویژه دولت آمریکا به خوبى دریافته اند تا زمانى که مردم به ولایت
فقیه وفادارند و به آن به عنوان یک نظام قانونى ، مشروع و مقدس مى نگرند،
نـمـى تـوانـنـد سـلطـه خـود را بـر آنـان تـحـمـیـل سـازنـد. ایـن
واقـعـیـت بـه شـکـل کـامـلا روشـن و عـریان در سخنان استانلى روم ، معاون
رییس سازمان امنیت ملى آمریکا خودنمایى مى کند. او صریحا اعلام کرده بود:
((آنـچـه تـاکـنـون هـمـه تـحریکات ما را براى براندازى نظام جمهورى اسلامى
ایران با ناکامى مواجه ساخته است ، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است
.)(12) در واقـع از دیـدگـاه سـیا که توسط ادوارد شرلى از کارشناسان برجسته
آن بیان شده اسـت تـنـهـا سـرنـگـونـى ولایـت فـقیه به منزله تغییر ماهیت
رژیم ایران است . او در تیر 1377 در فـصـلنـامـه آمـریـکایى خاورمیانه در
جریان یک میزگرد چهارنفره تصریح مى کند: اگـر نـظـام ولایـت فـقـیـه در
ایـران از هـم بـپـاشد آن وقت مى توان پذیرفت که جمهورى اسلامى تغییر ماهیت
داده و برقرارى روابط ممکن خواهد شد.(13) ـ انتخابات هدایت شده : از جمله
روش هاى براندازى نرم در کشورهایى که دمکراتیک هستند، فـعـال سـازى عـوامـل
همفکر غرب در صحنه انتخابات مختلف بویژه ریاست جمهورى است . عـوامـلى کـه
مـمـکـن اسـت در ظـاهـر عـلیـه غـرب حـرف هـم بـزنـنـد امـا در عـمـل بـا
انـدیـشـه هـاى غـرب هـمـسـویـى دارنـد. در چـنـیـن مـواردى غـرب بـا
اسـتـفـاده از پـول هاى عظیمى که صرف تبلیغات کاندیداى مطلوب خود مى کند و
از طریق اعزام جمعى از مـتـخـصـصان تبلیغاتى براى کمک به کاندیداى مورد نظر
و ایجاد اتحاد نظر در بین مخالفان براى حمایت از یک کاندیداى مطلوب غرب ،
دوستان خود را به قدرت مى رساند. در این باره ، شرحى از آنچه آمریکا در
برخى کشورهاى بلوک شرق سابق انجام داده بود در پـایـان بـحـث تـاریخچه همین
نوشتار در این باره ، گفتنى است ، آمریکا براى این که دخـالت هـایـش
عـلنـى نـشـود، انجام قسمت هاى مهمى از این ماءموریت را به سازمان هاى به
ظـاهـر غـیـر دولتـى سـپـرده اسـت کـه نمونه برجسته آن بنیاد جامعه باز
متعلق به جرج سوروس است . این بنیاد، علاوه بر آنچه در مبحث تاریخچه گذشت ،
بر اساس راهکارهاى کمیته خطر جارى ، تلاش دارد تا با جذب نخبگان فکرى و
سیاسى کشورهاى هدف ، دعوت از آنـان بـراى شـرکـت در بـرخـى هـمـایـش هـاى
به ظاهر علمى در ایالات متحده ، شبکه اى عـنـکـبـوتـى در آن جـامـعـه
ایـجـاد کـنـد و بـا ایـجـاد اتـحـاد بـیـن ایـن شـبـکـه هـا، کـنـتـرل و
هدایت مخالفان دولت را در دست گیرد و با روش هاى به ظاهر دمکراتیک ، مانند
شـرکـت در انتخابات هدایت شده ، قدرت سیاسى را قبضه نماید. خانم هاله
اسفندیارى از سـرپـل هـاى ایـرانـى ـ آمـریـکـایـى این بنیاد بود که در
هیجدهم اردیبهشت 1386، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد. در این باره ، بیانیه
وزارت یاد شده چنین توضیح داد: ((... در خـصـوص خانم ((هاله اسفندیارى ))
نیز به آگاهى مى رساند، وى مدیر و موسس برنامه خاورمیانه مرکز ((ویلسون
)) در آمریکا مى باشد که بودجه این موسسه از طریق کـنـگـره آمـریـکـا
تـامـیـن مـى گـردد؛ ایـن مـرکـز حـلقـه اتـصـال ارتـبـاط ایـرانـیـان بـا
سـازمـان هـا و نـهـادهـاى آمـریـکـایـى بـوده کـه بـا هـدف
تـوانـمـنـدسـازى عـرصـه هـاى مـوثـر جـامـعـه در راسـتـاى اهـداف
بـیـگـانـگـان دنبال مى شده است . به عنوان مثال ، رامین جهانبگلو یکى از
مدعوین جذب و با همکارى سایر سـازمـان هـا ایـن مـرکـز بـوده کـه از طـریـق
بـنـیـاد NED و نـهـادهـاى آمـریـکـایـى ، مـدل فـروپـاشـى اروپـاى شـرقـى
و نـقـش روشـنـفـکران در آنجا و تطبیق آن با ایران را تئوریزه کرده و به
عنوان یک پروژه دنبال مى نموده است . در تـحـقـیـقـات بـه عـمل آمده ، خانم
اسفندیارى اظهار مى دارد که فعالیت ها و برنامه هاى مـربـوط بـه ایـران در
بـرنـامـه خـاورمـیـانـه این مرکز، از طریق بنیاد معروف آمریکایى ((سـوروس
)) حـمـایـت و پـشـتـیبانى مالى شده است . (این بنیاد آمریکایى متعلق به
جورج سـوروس بـوده کـه نـقـش کـلیـدى در انـقـلابـات رنـگـارنـگ سـال هـاى
اخـیـر در چـنـد کـشور داشته است .) با همکارى خانم اسفندیارى ، مدیر و
نماینده تحقیقات تکمیلى در این خصوص ادامه دارد. وى در بازجویى هاى اولیه
اظهار مى دارد که بـنـیاد سوروس در ایران با ایجاد یک شبکه ارتباط غیر
رسمى و تلاش براى توسعه و گسترش آن ، اهداف براندازانه خود را دنبال مى
نموده است .))(14) 2. تاکتیکهای اقتصادى ـ بـهـره بـردارى از ضـعـف
سـیـاسـت هـاى اقـتـصـادى نـظـام حاکم نهایت بهره بردارى به عمل مى آید و
طرفداران رژیم متهم به فساد و رشوه خوارى مى گردند؛ ـ کـمـک مـالى به
خانواده هاى زندانیان و گروه هاى مخالف حکومت و حتى نظارت یا مشارکت در
اعتراض ها؛ ـ تشویق اعتصابات و شورش هاى کارگرى .(15) 3. تاکتیکهای فرهنگى ـ
ایـجـاد تـردیـد در مـقـدسـات دیـنى : اصل اسلام نیز در معرض تهاجم دشمنان
قرار دارد. سـامـوئل هـانـتـیـنـگـتـون کـه کـتـاب جـنـجـالى او
((بـرخـورد تـمـدن هـا)) تـبـدیـل بـه بـیانیه اعلام جنگ محافظه کاران جدید
شده بود، در این کتاب مى نویسد که دشمن ، طیف راست اسلامى نیست ، بلکه دین
خود قرآن است : ((مساله اساسى غرب ، اسلام بنیادگرا نیست ، بلکه خود اسلام
به مثابه تمدنى متفاوت اسـت کـه پـیـروانـش مـتـقـاعد شده اند فرهنگ شان
برترین است و با پستى و فرومایگى قـدرت شـان بـاعـث آزار و اذیـت مى شوند.
مساله اسلام ، سى آى ا، یا وزارت دفاع ایالات متحده نیست . مشکل اسلام ،
غرب به مثابه تمدنى دیگر است که مردمش جهانى بودن فرهنگ شـان را بـاور
دارنـد و بـرآنـنـد کـه اگـر قـدرت در حال زوالى بخواهد به آنان تحمیل شود،
فرهنگ عالى و برتر آنان وظیفه دارد آن فرهنگ را در سراسر جهان بگسترد.(16)
ـ حمایت مکرر و مؤ کد از حقوق بشر و دموکراسى در ایران ؛ ـ تـدارک شـبـکـه
هـاى مـتـعـدد رادیو تلویزیونى براى ایرانیان با استفاده از جدیدترین
فنآورى هاى روز؛(17) [امـام ] خـمـیـنـى در اولیـن سـال انقلاب که جمهورى
اسلامى ایران را به رفراندوم ((اقدام گذاشت اقدامى هوشمندانه بود و تدوین
قانون اساسى ایران دومین گام هوشمندانه او با این دو اقدام خود ساختار
اسلامى حکومت را شکل داد. توصیه کرده ایم که براى مـتـزلزل کردن رژیم
اسلامى باید [امام ] دوستان خود روى دو نقطه بیشتر متمرکز شوند. اول
اسـلامـیـت رژیـم و دوم بى نقص بودن قانون اساسى این حرکت نباید در میان
توده هاى مردم که به، خمینى حساسیت دارند باشد زیرا مردم عادى نسبت به
اسلام وامام حساسیت خاصی دارند. اما در دانشگاهها و در مـحـافـل
روشـنـفـکرى به عنوان بحث و تریبون آزاد مى توان اسلامى بودن رژیم را
نـشـانـه تـبـعـیـض در مـیـان مـلت مـعـرفـى کـرد و حـذف قید اسلامى را به
عنوان یک حرکت دموکراتیک دنبال کرد. مخالفت مستقیم با قانون اساسى رژیم نیز
حساسیت برانگیز است ، این حرکت را مى توان با ایجاد تردید درباره قانون
اساسى آغاز کرد...!))(18) ـ بى اعتبار جلوه دادن منابع خبرى نظام بویژه صدا
و سیما؛ ـ ایجاد تحیر و سرگردانى ذهنى در بین مردم : سعى مى شود با طرح
حجم عظیمى از سؤ ال ، مـخـاطـب را در بـاورهـاى خـود بـه تـردیـد انـدازد.
در مـثـل بـایـد گـفـت بـه یـک بـاره ، حـجـم عـظـیـمـى از سـؤ ال در خصوص
ولایت فقیه و یا دفاع مقدس براى جوانان کشور طرح مى کنند و آنان را به شـک و
شـبـهـه مـى انـدازنـد. البـتـه طرح سئوالات واقعى براى رفع شبهات حقیقى
امرى پـسـندیده است اما در این باب ، هدف طرح سئوال و فهم واقعیت نیست ،
هدف ایجاد شبهه در اذهان مردم است ؛ ـ ایجاد تصویرى دلفریب از آمریکا در
اذهان مردم ؛ - نابود ساختن انگیزه دفاع از کشور و ناموس در صورت حمله
احتمالى آمریکا؛(19) ـ نـبـرد رسـانـه اى : رسـانـه هـاى اسـتـکـبـارى بـه
صورت نسبتا یکدست در کنار برخى روزنـامـه نـگـاران مـزدور و یـا فـریب
خورده داخلى تلاش مى کنند تا زمینه را براى نفوذ دشمن مهیا سازند. دارنـد.
احـسـاس نـاتـوانـى ، بـدبـیـنـى بـه آیـنـده ، تـنـبـلى ، هـوسـرانـى و
امـثـال آن از جمله میکرب هاى روحى هستند که در هواى نفس آدمى لانه کرده
اند. در براندازى نـرم ، بـه بـهـانـه کـار فـرهـنـگـى تـلاش مى شود تا این
نفس چون اژدها تحریک شده ، فعال گردد. دشمن اسم این کار را اسلحه فرهنگى
مى گذارد. فایده این کار براى دشمن ایـن اسـت کـه مـا را از فـرهـنگ اسلامى
و معنوى دور مى کنند و اگر هیچ دستاورد دیگرى هم بـرایـشـان نـداشـتـه
باشد همین کافى است . ((صدرالدین الهى )) عضو رسانه اى شبکه برانداز در
خارج از کشور، در کنفرانسى که با همکارى آمریکا و آلمان و کارگردانى کنت
تیمرمن در سال 1368 در هامبورگ تشکیل شده بود، چنین گفت : ((چـون نـظـام به
اسلام وحمایت مردم تاءکید دارد، وقتى سخن ازبراندازى به میان مى آید مـردم
مـوضـع مـى گـیـرنـد؛ امـا یک راه وجوددارد. حکومت تهران را فقط باسلاح
فرهنگ مى توان خلع سلاح کرد و دست بسته تحویل مردان سیاست داد.))(20) اینان
به نام فرهنگ ، برخى ویروسهاى مخرب را به جامعه تزریق مى کنند. این ویروس
هـا، انـدیـشـه هـاى مـردم را بیمار مى سازند، آینده را در نظر آنان تاریک
جلوه مى دهند تا روح امـیـد و نشاط را از مردم بگیرند و به این ترتیب ،
نظام را از سرمایه اصلى اش که مـردم بـاشـد خـلع سـلاح کـنـنـد و مـحیط
سیاسى کشور را براى بروز فجایع مختلف آماده سازند. در این باره ، مقام معظم
رهبرى مى فرماید: هـمـیـشـه دشـمـنـان بـیـرونـى مـلت ایـران سعى کرده اند
این میکروبها را در درون جامعه ى ایـرانـى رسـوخ دهند: ((شما نمى
توانید))، ((شما قادر نیستید))، ((آینده تان تاریک است ))، ((افـقـتـان
تـیـره است ))، ((بیچاره شدید))، ((پدرتان درآمد)). سعى این بوده است که
مـلت مـا را نـا امـید، کسل ، بى اعتماد به نفس ، تنبل و چشم به دست بیگانه
بار بیاورند؛ اینها دشمنان درونى است .(21) 4. تاکتیکهای اجتماعى ـ گسترش
فساد و اعتیاد در جوانان کشور؛(22) ـ تـضـعـیـف روحـانیت متعهد: روحانیت
متعهد پاسدار اصلى اعتقادات دینى مردم است . کاستن از نفوذ روحانیت ، به
مفهوم هموار ساختن راه براى نفوذ فرهنگ سیا، مى گوید: کلید اصلى براى ایجاد
یک تغییر بنیادین در سیاستهاى ایران از بین بردن خصوصیات انـقلابى رژیم
ایران است و این فقط با تحریم اقتصادى به دست نمى آید. بلکه باید نفوذ
روحانیت را از بین برد و عقاید انقلابى از درون تهى شود.(23) 5. تاکتیکهای
امنیتى ـ تلاش براى دامن زدن به گرایش هاى تجزیه طلبانه در نقاط مختلف
کشور؛194 انسان هـا تـا دسـت هـمـکـارى و وحـدت بـه یـکـدیـگـر نـدهـنـد،
از پـس بـسـیـارى از کـارهاى مهم ، مثل حفاظت از یک نظام اسلامى بر نخواهند
آمد. دشمن تلاش دارد تا عنصر نزاع و تفرقه را در جامعه اسلامى وارد سازد و
در مقابل به طرفداران خود انسجام بخشد. در همین راستا به خـبـر زیـر
تـوجـه فـرمـایـیـد، خـبـرى کـه ((بـاشـگـاه خـبـرنـگـاران )) آن را از
فایننشال تایمز نقل کرده است : ((ایـالات مـتـحـده هـمـزمـان بـا مـذاکـره
بـا تـهـران در حال قاچاق سلاح و پول به گروه هاى اقلیت قومى ایرانى است
.))(24) ـ دامن زدن به نافرمانى مدنى در تشکل هاى دانشجویى و نهادهاى غیر
دولتى و صنفى ؛ ـ حمایت از مخالفان حکومت ایران : سفر فعالان جوان خارجى از
کشورهاى متحد ایالات متحده به ایران ، و حمایت آنان از جنبش هاى مدنى و
نافرمانى ها؛ ـ دعـوت فـعـالان جـوان ایـرانـى به خارج ، براى شرکت در
سمینارهاى کوچک . این کار در صربستان ، فیلیپین ، اندونزى و شیلى و کشورهاى
دیگر جواب داده است . این افراد باید از سوى مقامات آمریکایى انتخاب شوند،
نه نهادهاى ایرانى ؛ ـ اسـتـفـاده از سـفـارتـخـانـه هـاى کـشورهاى دیگر
در تهران : حضور در جلسات محاکمه و درخواست مشترک براى آزادى زندانیان
سیاسى ؛ ـ تـضـعـیـف سرویس هاى امنیتى و نظامى حکومت ایران : باید قدرت
بسیج و سپاه را از میان برد و در وزارت اطلاعات تغییرات اساسى پدید آورد و
یا آن را حذف کرد.(26) بـه مـنـظـور ارائه تـصـویـرى روشـن تـر از
چـگـونـگـى انـجـام بـرانـدازى نـرم ، مراحل انجام آن به صورت زیر ترسیم مى
گردد: 1. ایـجـاد اتحاد بین مخالفان نظام : در این مرحله تلاش مى شود تا
همه مخالفان نظام و سرخوردگان از آن از همه اقشار حتى نظامى و روحانى جذب ،
انسجام و سازمان پیدا کنند. 2. از کـار انـداخـتـن مـراکـز کـلیـدى نـظـام
: در این مرحله به کمک رسانه هاى غربى و یا رسـانـه هـاى وابـسـتـه بـه
غـرب تـلاش مـى شود چهره ها و مغزهاى اصلى نظام ، بویژه شـخـص رهـبـرى و
یـا نـزدیـکـان اصـلى او مـورد ترور شخصیت قرار گیرند و با القاء شـبـهـات ،
سـؤ الات و پخش شایعات مختلف قدرت رهبرى و سایر مراکز اثر گذار نظام تضعیف
گردد. حمله به قانون اساسى را نیز مى توان در این مرحله تصور کرد. 3.
نـفـوذ در مـراکـز قـدرت نـظـام : بـاید با تضعیف مراکز نظارتى نظام ،
مانند شوراى نگهبان و هسته هاى گزینش چنان کرد که زمینه نفوذ براى هواداران
غرب مهیا تر شود. 4. بـى اعـتبار سازى رسانه ملى : رسانه ملى باید به شیوه
هاى مختلف به تصرف در آیـد. حـال اگـر نـشـد باید آن را از اعتبار انداخت و
متهمش کرد که دروغ مى گوید و جناحى عـمـل مـى کـند. سپس رسانه هاى جایگزین
مطرح مى شود که امروزه در سایه پیشرفت هاى فن آورى دستیابى به آن کار سختى
نیست . 5 . از کـار انـداخـتـن نـیـروهـاى ضـد براندازى : نیروهاى امنیتى و
نظامى بویژه سپاه مهم تـریـن نـیـروهـایـى هستند که باید در برابر
براندازان بایستند. توپخانه رسانه اى دشـمـن تـلاش مـى کـنـد تـا ایـن
نـیـروهـا را بـى انـگـیـزه کـنـد و بـا طـرح مـبـاحـثى نظیر قتل هاى
زنجیره اى و امثال آن دستگاه امنیتى یک کشور را تضعیف کند. 6 . بـیـرون
رانـدن مـخـالفـان : با نفوذ تدریجى و قدرت یابى هواداران غرب در مراکز
حساس ، کار تصفیه تدریجى این مراکز از طرفداران واقعى نظام ، در صورتى که
دست از عقاید ارزشى خود بر ندارند آغاز مى شود و به این ترتیب یک براندازى
نرم صورت گرفته است .(27) الزامات و خصوصیات براندازى نرم مـطـابـق آنـچه
تاکنون بیان شد مى توان گفت براندازى نرم به لحاظ ماهوى ، کار روى فـکـر
افـراد اسـت و در کـل ، عـمـلى فـرهـنگى ـ تبلیغى محسوب مى شود. به سخن
دیگر، نـوعى جنگ فرهنگى و عملیات روانى است . بر این اساس ، برخى الزامات و
خصوصیات آن مثل هر جنگ فرهنگى دیگر عبارت است از: 1. آزادى بـالا: پـیـش
نـیـاز بـرانـدازى نـرم ، وجـود جامعه اى آزاد و مردم سالار، مسئولانى
غـافـل از حـرکـات دشمن و مردمى با سطح آگاهى پایین نگه داشته شده است .
براندازى نـرم در جـوامـعـى که سطح آگاهى مردم بالا بوده و یا توان
اطلاعاتى نظام در تشخیص حرکات دشمن بالا باشد، مؤ ثر نیست . 2.
هـوشـمـنـدى : در عـمـلیات فرهنگى نیاز به سطح بالایى از تخصص هاى گوناگون
وجـود دارد. از ایـن رو، افـراد درگـیـر در آن ، اغـلب از کـسانى هستند که
تحصیلات بالاى دانشگاهى دارند. مقابله با آن هم نیاز به هوشمندى و تحصیلات
بالا دارد. 3. پرستیژ: براندازى نرم عملى شیک و داراى پرستیژ تلقى مى شود.
تهاجم نظامى در عـرف جـامـعـه بـین المللى عملى مطلوب تلقى نمى شود، و
مخالفت هاى بسیارى را برمى انـگـیـزد، در حـالى کـه عـمـلیـات فرهنگى را مى
توان با پوشش هاى زیبا مانند دفاع از دمکراسى ، آزادى و حقوق بشر انجام
داد. 4. درازمدت بودن : عملیات فرهنگى زمان بر است و در کوتاه مدت جواب نمى
دهد. 5 . فقدان تلفات ظاهرى : در جنگ فرهنگى انسان ها در ظاهر کشته نمى
شوند، اما وجدان و معنویت آنها قربانى مى گردد. 6 . تـنـوع ابـزارهـا:
ابزارهاى سیاسى ، اقتصادى ، دیپلماتیک ، و حتى نمایش هاى نظامى مـورد
اسـتـفـاده قـرار مـى گـیـرنـد. در ایـن بـیـن ، رسـانـه هـا نـقـش اول را
ایفا مى کنند. 7. هزینه پایین : هزینه هاى نبرد فرهنگى در مقایسه با نبرد
نظامى بسیار ناچیز است . راهکارهاى مقابله با براندازى نرم لحـاظ روحـى ،
از خـودگـذشـتـگـى فـراوانـى را مـى طـلبـد. دشـمـنان ما حماقت کرده اند و
چـگـونـگـى عـمـلکـرد خـود را افـشـا کـرده انـد. راه مـقـابله از طریق
اجراى ضد پیشنهادهاى براندازى عملى است . در این باره ، گفتنى است : نـظـام
اسـلامـى نباید اجازه دهد مخالفان نظام با یکدیگر متحد شوند، باید تفرقه
را در مـیـان آنـهـا بـه شـیـوه هـاى گـونـاگون مانند خرید برخى از آنان و
یا نفوذ دادن برخى عـوامـل بـه درون آنـهـا، دامن زد و اتحاد در بین خودى
هاى نظام اسلامى را هر چند با هزینه معنوى بالا حفظ کرد. نـظـام اسـلامـى
نـبـایـد اجازه دهد عوامل نا اهل و نا محرم در پست هاى کلیدى نظام رخنه
کنند. بـایـد نـظـارت اسـتـصـوابـى شـوراى نـگـهـبـان را بر انتخابات مختلف
جدى گرفت تا وابـسـتـگـان دشـمـن امـکـان نفوذ نیابند. تاءیید صلاحیت ،
حفاظت اطلاعات و حراست ها باید تقویت شوند. نظام اسلامى باید براى تقویت
بصیرت نظامیان تلاش بیش ترى کند تا مـبـادا دشـمـنـان ، افـکـار نـظـامـیان
را که نگهبانان این سرزمین هستند معطوف خود سازند و دوباره سلطه غارتگرانه
خود را بر این سرزمین مقدس برقرار نمایند. از ارتباطات مشکوک بین مخالفان
نظام و بیگانگان باید جلوگیرى کرد. حتى در خصوص بـرخـى مـقـامـات مـتـوسط
نظام نیز باید نظارت داشت تا مبادا دشمن آنان را فریب دهد. در بـرخـورد بـا
عـوامـل دشـمن باید با قاطعیت عمل کرد و از جوسازى هاى رسانه هاى غربى
بیمى به خود راه نداد. رسـانـه هـاى مـتـعـهد به نظام اسلامى باید خشونت
گرى مخالفان نظام را افشا کنند تا نـتوانند مردم را فریب دهند و خود را
اشخاصى محترم جا بزنند. باید آگاهى هاى سیاسى اقـتـصـادى مردم را درباره
مسائل اساسى کشور افزایش داد و شایعه پردازى هاى رسانه هاى دشمن را با بیان
به موقع و مکرر واقعیت ها خنثى ساخت . رسانه هاى متعهد و آرمانگرا، بـایـد
روحیه امید و مقاومت را در مردم تقویت کنند و اعتماد آنان به مسئولان
عالیرتبه نظام اسلامى را افزایش دهند. اطاعت از رهبرى و همراهى با روحانیت
متعهد در خط رهبرى را باید جدى از همه ، باید معنویت و انگیزه الهى را
تقویت کرد. قدرت طلبى و هواپرستى از مهم ترین لغزشگاه هایى است کـه آدمـى
را در دامـن دشـمـنـان دیـن مـى انـدازد. بـه هـمـیـن دلیل درس هاى اخلاق
را باید جدى گرفت و از اساتید خودساخته بهره مند گردید. با کسانى که به هر
دلیل از نظام اسلامى کدورتى پیدا مى کنند نباید چنان رفتار کرد که در دام
دشمنان گرفتار شوند. باید با مهر و محبت براى جذب دوباره اینان کوشید و
تلاش دشمن را ناکام گذاشت . هـمـچـنـین باید با عواملى که موجبات
نارضایتى مردم از اقتصاد مملکت را فراهم مى سازد، مـبـارزه اى جـدى داشـت ،
عـوامـلى مـانـنـد تـورم ، بـیـکـارى ، فـسـاد ادارى و امثال آن . برخى از
راهکارهاى مقابله با شایعههاى برانداز عبارتند از: - نادیده انگاشتن
شایعات ضعیف و پاسخ غیرمستقیم به آن مانند نشان دادن تصاویر فردى که شایعه
فوت و یا قتل وى منتشر شده و یا انعکاس حضور گسترده مردم در راهپیمایىهاى
سالروز پیروزى شکوهمند انقلاب اسلامى و یا مشارکت گسترده در انتخابات براى
مقابله با شایعه وجود شکاف میان جامعه و حاکمیت؛ - پاسخ شایعه با شایعه که
در عملیات روانى متقابل کاربرد دارد. اجتناب از ارسال اطلاعات طبقه بندى
شده در محیطهاى سایبر با توجه به اینکه سرورهاى پستهاى الکترونیکى مانند
جى میل در کشور ایالات متحده قرار داشته و احتمال ارتباط آنها با شبکههاى
جاسوسى رژیم صهیونیستى و امریکا، شایسته است کاربرانى که به نحوى با مطالب
محرمانه مرتبط هستند از ارسال آنها به سایر افراد به صورت ایمیل بصورت جدى
خوددارى نمایند زیرا ضریب اعتماد به حفاظت از اطلاعات طبقه بندى شده در
محیطهاى مجازى بسیار پایین است؛ همچنین شایسته است از فایلهاى محرمانه و
طبقه بندى شده در بلوتوثهاى تلفن همراه خوددارى شود زیرا در صورت سرقت و
گم شدن تلفن همراه و یا فراموشى کاربر به غیر فعال کردن بلوتوث؛ این سناریو
محتمل است که افراد سودجو و یا جاسوس با شناسایى هدفمند افراد مشخص با
بکارگیرى نرم افزارهایى خاص در جهت حذف و یا دستیابى به اطلاعات طبقه بندى
شده اقدام نمایند. تقویت قدرت نرم نیروهاى مسلح - حمایتهاى تقنینى ـ
اجرایى از توسعه قدرت نرم سازمان مقاومت بسیج؛ - مشارکت افزایى ساختارهاى
نیروهاى مسلح در طرحهاى عمرانى و جهادسازندگى مانند کارویژههاى قرارگاه
سازندگى خاتم الانبیاء؛ - تأکید بر آینده پژوهى، مدیریت دانش دفاعى و
افزایش تعامل میان مخازن تولید فکر با متولیان نظامى، انتظامى، امنیتى و
اطلاعاتى با هدف تقویت جنبش نرم افزارى تولید علم در راستاى منویات رهبر
فرزانه انقلاب؛ - ایجاد و تقویت سازمان آینده پژوهى و فناورىهاى نوین در
ساختار نیروهاى مسلح؛ - دانش افزایى و توسعه فنى ـ حرفهاى نخبگان نیروهاى
مسلح در چارچوب اصل تحقیق و توسعه؛ - تحکیم بنیانهاى فرهنگى و عقیدتى ـ
سیاسى نیروى انسانى. آسیب شناسى بحران اقتصاد جهانى از رویکرد امنیت ملى با
توجه به اینکه پیش بینى مىشود بحران اقتصاد جهانى در کوتاه مدت حل نشود،
شایسته است کارگزاران نظام نسبت به آسیب شناسى پیامدهاى این بحران مانند
کاهش قیمت جهانى نفت و تأثیر آن بر عملیاتى شدن منابع مالى ردیفهاى
بودجهاى مصوب، از رویکرد امنیت ملى برخورد کنند بویژه اینکه بخش مهم منابع
مالى بودجه پیشنهادى به مجلس شوراى اسلامى از درآمدهاى صادراتى نفت، گاز و
محصول پتروشیمى به دست مىآید و تداوم کاهش قیمت انرژى مىتواند بستر کسرى
بودجه کاهش صادرات، افزایش واردات و تهدید ثبات امنیتى سرمایه گذارى در
بورس منجر شود. آسیب شناسى ماهیت تهدیدهاى فراروى نظام جمهورى اسلامى ایران
در علم «مدیریت استراتژیک»(12) امنیت به معناى فقدان تهدید در عمق
استراتژیک داخلى و خارجى است و متولیان نهادهاى نظامى، انتظامى، امنیتى و
اطلاعاتى شایسته است در گام اول با رویکرد «معرفت شناسى و ماهیت شناسى»(13)
نسبت به شاخص گذارى، توصیف و طبقه بندى تهدیدهاى فراروى نظام اقدام نمایند
تا حداکثر بهره ورى از پتانسیلهاى بالقوه و بالفعل منابع قدرت حاصل شود.
مهمترین تهدیدهایى که مىتواند ثبات امنیتى یک نظام سیاسى رابا چالش مواجه
کند طبق جدول زیر قابل تفکیک است: آسیب شناسى دورنماى مطالعات ادعایى
امریکا و تأثیر آن بر ثبات امنیت اطلاعاتى، اجتماعى و اقتصادى کشور یکى از
ابزارهاى جنگ نرم ایالات متحده براى دستیابى به اطلاعات و اسناد طبقه بندى
شده نظامى و هستهاى، استفاده ابزارى از معاونت پادمان آژانس اتمى است. به
عبارتى بررسى متن گزارشهاى مدیرکل آژانس به صورتىاست که به جاى اینکه
محمد البرادعى نقش متولى یک سازمان بى طرف را ایفا نماید، به وکیل مدافع
مطالعات ادعایى امریکا در آژانس تبدیل شده است. به عنوان مثال به تاریخ 19
نوامبر 08 (29 آبان 1387) وى چهاردهمین گزارش دو پهلوى خود پیرامون
فعالیتهاى هستهاى ایران به شوراى حکام را ارائه کرد که برخىنکات قابل
تأمل آن عبارتند از: ـ بند 15 گزارش طورى تنظیم شده که مىتواند تداعى
کننده شائبه وجود فعالیتهاى هستهاى نظامى در ایران باشد و در آن مدیرکل
آژانس اعلام کرده «هنوز برخى موضوعهاى مهم باقى مانده که در گزارشهاى
قبلى به آنها اشاره شده و براى اثبات عدم وجود اهداف نظامى لازم مىباشد،
شفاف سازى نشده است.» ـ بندهاى 16 ، 17 و 19 گزارش طورى تنظیم شده که
همکارى ایران در مورد مطالعات ادعایى غیرقانونى و غیرمستند امریکا را به
عنوان یکى از پیش شرطهاى تأیید راستى آزمایى فعالیتهاى هستهاى ایران
معرفى کرده است. همچنین در بند 19 مدیرکل آژانس خواستار تصویب پروتکل
الحاقى شده است که مىتواند عمق و دامنه بازرسىها را به طور قابل توجهى
افزایش دهد. ـ در بند به صورت غیرمستقیم در مورد ماهیت فعالیت نیروگاه 40
مگاواتى آب سنگین اراک ابهام زایى شده است. ـ در بند 21 مدیرکل آژانس به
صراحت همکارىهاى فراپادمانى ایران را براى اعتمادسازى کافى نمى داند.
نتیجه گیرى: یکى از سناریوهاى چالش زاى دورنماى عمق استراتژیک امنیت داخلى و
خارجى نظام مقدس جمهورى اسلامىایران، احتمال بالاى گسترش کاربست دکترین
براندازى نرم در سیاست خارجى امریکا علیه ایران بویژه در دوره ریاست جمهورى
«باراک اوباما» ست. به عنوان مثال با توجه به تأثیر بالاى «لابى گرى» در
فرایند قانونگذارى و اجرایى ایالات متحده، شواهد بیانگر گسترش فعالیت
خصمانه لابىهاى ضد انقلاب است که با محوریت حقوق بشر فعالیت مىکنند بویژه
اینکه در انتخابات چهارم نوامبر 08 (14 آبان 1387)، سناریوهاى دموکرات
توانستند اکثریت کرسىهاى مجلس سنا را نیز به دست آورند و بصورت سنتى
اکثریت غالب رجال سیاسى این حزب همواره تحت فشار لابىهاى صهیونیسم و ضد
انقلاب از قانونمند شدن و عملیاتى کردن دکترین مهار ج.ا.ایران با استفاده
از گفتمانهاى نرم افزار گرایانه مانند جنگ اقتصادى، جنگ روانى ـ رسانهاى،
جنگ اطلاعاتى و بى ثبات سازى امنیت اجتماعى حمایت کردهاند و شایسته است
متولیان امر دورنما و شیوههاى خصمانه تئوریسنها و پیروان دکترین براندازى
نرم را از رویکرد امنیت ملى رصد کرده و نسبت به مهار و خنثى سازى
سناریوهاى تهدیدزا به ویژه در زمان ریاست جمهورى «باراک اوباما» اقدامهاى
احتیاطى مناسب را در دستور کار قرار دهند. در چارچوب مطالعات دفاعى مىتوان
اهداف راهبردى جنگ نرم ایالات متحده را در هفت حوزه تنش زاى زیر طبقه بندى
و مورد آسیب شناسى قرار داد: - تنش روانى ـ رسانهاى ایران هراسى از طریق
انعکاس تصاویر مجازى از توسعه بومى صنعت هستهاى و قابلیتهاى آفندى و
پدافندىموشکى جمهورى اسلامى ایران و هدفمند شدن جنگ تبلیغاتى با هدف گسترش
تنشهاى قومى، فرقهاى، صنفى، دانشجویى و اجتماعى. - تنش اقتصادى گسترش
هدفمند عمق و دامنه دیپلماسى تحریم در چارچوب شوراى امنیت (قطعنامههاى
1737، 1747، 1803 و 1835)، تحریمهاى ائتلافى هوشمند و یا فشار سیاسى بر
متحدان خود براى اجتناب از انعقاد توافق نامههاى اقتصادى و انرژى با هدف
انزواى ایران در معادلات اقتصادى منطقهاى. - تنش نظامى گسترش عمق و دامنه
مطالعات ادعایى و گنجاندن آنها در گزارشهاى مدیرکل آژانس اتمى با هدف
تداعى شائبه وجود ارتباط میان فعالیتهاى صلح آمیز هستهاى ایران و اهداف
نظامى و بالتبع توجیه گسترش تحریمهاى غیر قانونى علیه نهادها، شرکتها و
افراد وابسته به وزارت دفاع و سپاه پاسداران با هدف تضعیف بازدارندگى
بومىکلاسیک و نامتقارن، احتمال بازرسى ناوگانهاى نظامى امریکا و ناتو از
کشتىهاى تجارى جمهورى اسلامىایران با هدف نظارت بر حسن اجراى قطعنامههاى
شوراى امنیت، برگزارى رزمایشهاى نظامى میان ناتو و برخى کشورهاى منطقه و
انعقاد توافقهاى امنیتى دوجانبه با کشورهاى همسایه ایران مانند عراق،
افغانستان، پاکستان و کشورهاى شوراى همکارى خلیج فارس. - تنش امنیتى
جلوگیرى از عملیاتى شدن امنیت بومى و پایدار، حمایت مالى ـ رسانهاى از
گسترش ناامنىهاى مدنى با بهانه گسترش حقوق بشر و دموکراسى، حمایت از
گروهکهاى تروریستى مانند پژاک، منافقین و جندالله با هدف ناامن سازى
استانهاى مرزى. - تنش اطلاعاتى تلاش براى نصب سامانههاى جاسوسى در مرزهاى
ایران و عراق، رخنه در شبکههاى استراتژیک نظام توسط نیروهاى پوششى، شنود
تلفن همراه و یا رخنه در شبکه اینترنتى برخى نهادهاى راهبردى. - تنش سیاسى
مخدوش جلوه دادن نتایج آراء انتخاباتى، تأخیر در صدور روادید مسافرتى توسط
برخى متحدان امریکا، ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت، تشویق به حضور حداقلى
مردم در رقابتهاى انتخاباتى. - تنش فرهنگى ناتوى فرهنگى با هدف نهادینه
کردن فرهنگ لیبرال دموکراسى و تضعیف هویت ایرانى ـ اسلامى مانند تغییر نام
خلیج فارس و یا ترسیم تصویر خشنى از دین مبین اسلام راهکارهای مقابله با
جنگ نرم راهکارهای جمهورى اسلامى ایران براى مهار دکترین براندازى نرم آسیب
شناسى افزایش توزیع و مصرف مواد مخدر در ایران از رویکرد امنیت ملى با
توجه به افزایش تنوع تولید و تغییر الگوى مصرف مواد مخدر، آسیبهاى جدى آن
بر امنیت اجتماعى و تسهیل براندازى در سکوت نظام مقدس ج.ا.ایران، توصیه
مىشود مجلس شوراى اسلامى در تعامل و هم اندیشى با نمایندگان «ستاد مبارزه
با مواد مخدر»(1)؛ از رویکرد امنیت ملى تصویب طرح جامع قانون مبارزه با
مواد مخدر را در دستور کار قرار دهند. مجلس شوراى اسلامى مىتواند بخشى از
ابزارهاى مقابله با مواد مخدر را در چارچوب قانونمند کردن طرح نظام جامع
امنیت اجتماعى پىگیرى نماید. از طرفى افزایش رایزنى میان معاونت امنیتى ـ
انتظامى وزارت کشور و یا فعال سازى دیپلماسى پارلمانى از طریق تعامل سازنده
کمیتههاى امنیتى پارلمانى سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان، مىتواند
زمینههاى انعقاد تفاهم نامه هاى دفاعى پارلمانى سه جانبه با محوریت مبارزه
با مواد مخدر را عملیاتى نماید. حمایت تقنینى ـ نظارتى و اجرایى از توسعه
زیرساختهاى جنگ رایانهاى یکى از تهدیدات راهبردى نرم افزارگرایانه، نفوذ
هکرهاى مهاجم براى آسیب رسانى به شبکههاى وب نهادهاى استراتژیک نظام با
هدف «جاسوسى اینترنتى»(2) و یا رخنه اطلاعات گمراه کننده با هدف تخریب شبکه
اطلاعات ملى است که عمق و دامنه کاربرى آن در سطوح منطقهاى و جهانى روز
به روز در حال افزایش است. براى آگاهى متولیان امر نسبت به اهمیت روزافزون
جنگهاى رایانهاى، شایسته است به عنوان مثال اشاره شود کشورى مانند چین با
هدف توازن راهبردى قدرت نرم سرمایهگذارى هنگفتى را براى توسعه جنگهاى
رایانهاى هزینه کرده است بطورى که موفق شده است به سیستمهاى کامپیوترى
نهادهاى نظامى ـ امنیتى ایالات متحده نفوذ نماید. این کشور در سال 07 نزدیک
به ده شرکت دفاعى امریکا مانند «ریتون»(3)، «مارتین لاکهید»(4)،
«بوئینگ»(5)، «نورتروپ گرومن»(6)، «سیستم نرم افزارى برنامهریزى
جنگندههاى نیروى هوایى»(7)، «سیستم برنامه ریزى مأموریت بالگردهاى
ارتش»(8) و فایلهاى فضانوردان ناسا را مورد دستبرد اینترنتى قرار داد(9) و
در بودجه دفاعى سالانه خود، ردیفهایى را براى تقویت هر چه بیشتر
«قابلیتهاى جنگ رایانهاى»(10) اختصاص داده است. در این راستا شایسته است
وزارتخانههاى دفاع و اطلاعات و ستاد کل نیروهاى مسلح با تبیین
آموزشهاىراهبردى ، بستر مقابله هدفمند با آسیبهاى جنگ رایانهاى و تقویت
عمق استراتژیک نظام در محیط سایبر را فراهم کنند. آسیب شناسى پیامدهاى
اجتماعى جنگ اقتصادى توصیه مىشود کارگزاران نظام براى مقابله با جنگ
اقتصادى و گسترش تحریمهاى احتمالى؛ اقدامهاى زیر را مورد توجه قرار دهند:
- کارگزاران نظام، دورنماى «بحران مالى جهانى»(11)، کاهش قیمت نفت و
بالتبع احتمال بالاى عدم تحقق منابع مالى ردیفهاى بودجه را از رویکرد
امنیت ملى بررسى کرده و در مصاحبهها و یا تبلیغات انتخاباتى از وعدههایى
که مى تواند سطح انتظارات جامعه را افزایش و حباب کاذب را تشکیل دهد، پرهیز
نمایند زیرا مىتواند ضریب اعتماد جامعه به کارگزاران نظام را کاهش دهد؛ -
ردیفهاى بودجه سالانه بصورت واقع گرایانه و متناسب با کف درآمدهاى واقعى
تدوین و تصویب شود. قانونمند کردن مقابله با جرایم سایبر و تلفن همراه یکى
از حوزههایى که عمق و دامنه تهدیدات نرم را گسترش مىدهد، رشد فزاینده
جرایمى است که در محیطهاى مجازى و سایبر به وقوع مىپیوندد و به صورت
مستقیم امنیت اجتماعى را تهدید مىکند که شایسته است ظرفیتهاى تقنینى،
نظارتى و اجرایى بازدارنده و مناسبى براى مهار آنها در دستور کار متولیان
امر قرار گیرد: برخى مصادیق جرایم سایبر که در زیرمجموعه تهدیدات نرم
افزارى قرار مىگیرد، عبارتند از: - افزایش نشر بلوتوثهاى شخصى و خانوادگى
بویژه افراد مشهور در حوزههاى ورزشى و هنرى؛ - افزایش انتشار بلوتوثهاى
مستهجن و غیر اخلاقى؛ - گسترش شایعات براندازانه و یا تبلیغ علیه نظام توسط
پیامهاى کوتاه تلفن همراه؛ - گسترش وبلاگهاى براندازانه؛ یکى از
شیوههاى جنگ نرم در محیطهاى سایبر (اینترنت)، گسترش هدفمند و روزافزون
وبلاگ نویسى توسط برخى افراد، گروهها یا سازمانهاى مخالف نظام جمهورى
اسلامى ایران است. وبلاگهاى ساختارشکن و برانداز که معمولاً به سادگى
ایجاد شده و نیاز به تخصص بالاى بلاگرها ندارد، به راحتىدر محیطهاى مجازى
به یک هویت مستقل تبدیل و بدون اینکه شناسایى شوند به ترویج عقاید
براندازانه اقدام مىکنند. در این راستا افزایش تعامل و هم اندیشى میان
کارشناسان وزارتخانههاى اطلاعات، فناورى ارتباطات، قوه قضائیه، قوه مقننه و
پلیس امنیت اجتماعى و اخلاقى ناجا و یا معاونت فرهنگى ـ اجتماعى ناجا
مىتواند در ارتقاء اثربخشى راهکارهاى بازدارنده و یا اقدامهاى تنبیهى
مفید واقع شود. حمایت تقنینى و مالى از تعمیق قدرت نرم نظام در محیطهاى
مجازى یکى از شاخصههاى دورنماى جنگهاى پیش رو، سرمایه گذارى کشورها بر
مقوله «جنگ اندیشه در محیط هاىمجازى » است و کشورى موفق خواهد بود که
بتواند زمینههاى حداکثر بهره ورى از محیطهاى وب با جدیدترین شیوههاى
دانش دیپلماسى عمومى را فراهم کند زیرا دانش افزایى و هوشمندسازى آنلاین
جامعه در برابر تهدیدات نرم، آستانه مقاومت ملى و کارآمدى نظام در محیطهاى
مجازى را ارتقاء مىدهد. توصیه مىشود برخى نهادهاى راهبردى نظام مانند
وزارتخانههاى اطلاعات، کشور، فرهنگ و ارشاد اسلامى، صدا و سیما، حوزه
علمیه قم و سازمان تبلیغات اسلامى؛ بخشى از کارویژههاى عملیاتى خود را به
سمت روزآمد کردن شیوههاى مقابله با تهدیدات نرم و جنگ روانى ـ رسانهاى
متمرکز نمایند بویژه اینکه اکثریت غالب مخاطبان خبر رسانى آنلاین را اقشار
فرهیخته، دانشجویان و دانش پژوهان تشکیل مىدهند که نقش مهمى را در نهضت
نرم افزارى تولید علم و تحقق دانشگاه اسلامى بر عهده دارند. از طرفى انعکاس
آنلاین مناسب تحولات خبرى و اقدامهاى مثبت مجلس شوراى اسلامى در محیطهاى
وب به عنوان مهمترین نهاد قانونگذارى کشور که از شاکله مردم سالارى
برخوردار است، در تحکیم و انسجام بخشى به روابط جامعه با وکلاء ملت و
بالتبع تقویت بنیانهاى مشروعیت نظام تأثیرگذار بوده و مىتواند گستره هم
اندیشى مجازى مجلس با کانونهاى فکرى و شبکه نخبگان را افزایش دهد که این
تعامل نرم افزارى مىتواند در بهینه سازى تصویب طرح و لوایح، مصوبات مجلس،
بازتاب سنجى ضریب اقناع سازى مصوبات در میان نخبگان فکرى، کارآمدسازى
کارویژههاى تقنینى ـ نظارتى و در نهایت ارتقاء دیپلماسى پارلمانى مجلس
هشتم مفید واقع شود. سازماندهى نصب دوربینهاى مدار بسته در نواحى جرم خیز
یکى از اقدامهاى بازدارنده مناسب نهادهاى امنیتى ـ انتظامى؛ کنترل نامحسوس
نواحى جرم خیز و یا مراکز پر تردد مانند مترو از طریق نصب سامانههاى
دوربین مدار بسته است که در صورت مدیریت کارآمد مىتواند در ثبات بخشى به
امنیت اجتماعى مفید واقع شود. مقابله با ایجاد و گسترش فرقههاى ساختگى یکى
از توصیههاى تئوریسینهاى دکترین براندازى نرم، فرقه سازى با هدف تضعیف
وحدت ملى و انسجام اسلامى است، به طورى که هم اکنون شاهد گسترش افراد و
گروههایى هستیم که با عناوینى مانند ارتباط با امام زمان(عج) و یا
پیامبران؛ بنیانهاى اعتقادى جامعه را هدف قرار دادهاند. در این راستا
وزارت اطلاعات و حوزههاى علمیه به ویژه حوزه علمیه قم، نقش مهمى را در
خنثى سازى تهدیدها و هوشیارى جامعه در برابر این نوع شیادان ایفا مىکنند.
قانونمند کردن نظام جامع دیپلماسى فرهنگى جمهورى اسلامى ایران یکى از
راهکارهاى تکلیف گرایى کارگزاران نظام به رهنمودهاى رهبر فرزانه انقلاب
پیرامون هوشیارى مسئولین در برابر تهاجم نرم افزارى ناتوى فرهنگى؛ قانونمند
کردن نظام جامع دیپلماسى فرهنگى با هم اندیشى وزارت امور خارجه، مجلس
شوراى اسلامى و متولیان فرهنگى است که در صورت تحقق مىتواند حداکثر
بهرهورى بهینه از ظرفیتها و بالتبع عمق استراتژیک نرم افزارى نظام را
توسعه دهد که برخى مصادیق آن عبارتند از: - نظام مند شدن کارویژه دیپلمات
فرهنگى از رویکرد امنیت ملى وابستههاى فرهنگى سفارتخانهها و دفاتر فرهنگى
ایران در کشورهاى خارجى؛ نقش مهمى را در عمق بخشى به اقتدار برون سیستمى و
مهار تهدیدات نرم ایفا مىکنند. ـ هوشیارسازى متولیان فرهنگى نظام نسبت به
ابزارها و شیوههاى تهاجم نرم افزارى غرب؛ ـ انعکاس جنایات گروههاى
تروریستى بویژه سازمان منافقین در قالب عکس، تصویر، توزیع سى دى، بروشور و
یا کتاب که در صورت سازماندهى مناسب مىتواند در تقویت تعامل میان گروههاى
دوستى پارلمانى ج.ا.ایران و کشورهاى میزبان براى افزایش فشار بر گروههاى
تروریستى مؤثر باشد؛ ـ تدوین سازوکارهاى تقنینى و اجرایى مناسب براى افزایش
تعامل میان نهادهاى داخلى و شوراى ایرانیان خارج از کشور؛ ـ آشنا کردن
ایرانیان و اتباع کشور میزبان با نقش مثبت و تأثیرگذار دولت و مجلس شوراى
اسلامى در حوزه سازندگى و جنبش نرم افزارى تولید علم که در صورت بهره گیرى
از شیوههاى تبلیغاتى مناسب مىتواند تصاویر مناسبى را از اقتدار و رابطه
سازنده دولت و مجلس در افکار اتباع کشور میزبان تداعى نماید و بخشى از
سناریوى جنگ روانى ـ رسانهاى غرب براى ترسیم فضاى اختلاف در داخل را خنثى
نماید. ـ توسعه صنعت توریسم و ترویج فرهنگ ایرانى ـ اسلامى رایزنىهاى
فرهنگى با آشنا کردن اتباع خارجى با اماکن سیاحتى ـ زیارتى در قالب نمایش
عکس، فیلم و یا توزیع بروشور، نقش مهمى را در علاقمندى جهانگردان براى سفر
به جمهورى اسلامى ایران برعهده دارند که با مشاهده توسعه اقتصادى و سیاسى
علیرغم تحریمهاى امریکا، مىتوانند به صورت ناخود آگاه نقش سفیر جمهورى
اسلامىایران را در کشورشان بازى کرده و بالتبع بصورت غیر مستقیم بر تقویت
قدرت نرم نظام در خارج از کشور کمک نمایند. مجلس شوراى اسلامى نیز با تصویب
قوانین مناسب و هدفمند کردن برخى تسهیلات لازم، مىتواند قدرت مانور
دیپلماتهاى فرهنگى براى جذب جهانگرد را افزایش دهد. مقابله با ایجاد و نشر
شایعههاى برانداز امروزه با گسترش فضاى رسانهاى، جایگاه محیطهاى مجازى
در جنگهاى روانى نامتقارن و یا شایعه پراکنى هاىبراندازانه تقویت شده،
بطورى که گسترش رسانهها، وبلاگها، وب سایتها، پست الکترونیکى ،
پیامکهاىتلفن همراه و ... امکان ردیابى مرجع شایعه پراکنى را به کمترین
میزان ممکن کاهش داده و امکان تبادل غیررسمى اخبار و اطلاعات نیز فراهم شده
است. با توجه به آسیب پذیرى امنیت اجتماعى نسبت به رواج شایعات و تلاش
دشمن براى ترویج شایعههاى سیاسى، امنیتى، اقتصادى و اجتماعى با هدف شکاف
سازى و بى اعتمادى میان جامعه و سطوح حاکمیت، شایسته است متولیان امر بویژه
صدا و سیما و نهادهاى اطلاعاتى ـ امنیتى ضمن تجزیه و تحلیل شایعات برانداز
و ریشه یابى آنها، نسبت به پیامدهاى ترویج آن، جامعه را آگاه نمایند. هر
میزان اقدامهاى متقابل جمهورى اسلامى ایران ضعیف تر، ابزارها و شیوههاى
شایعه پراکنى دشمن قوى تر و منسجم تر و همچنین موضوع شایعه حساس برانگیزتر
باشد، سرعت و ضریب تأثیر شایعه نیز افزایش مىیابد. آنچه مسلم است با نزدیک
شدن به رقابتهاى انتخاباتى و یا در شرایط بحرانى، حجم و دامنه شایعه
سازىهاى براندازانه با هدف مختل کردن ثبات نظام تصمیم گیرى و یا اختلاف
افکنى میان کارگزاران نظام افزایش مىیابد. مقام معظم رهبری برخی
ازراهکارهایی که دشمنان در جهت براندازی نظام به آن رو آورده اند، را
اینگونه بر شمرده اند : 1. تضعیف و تخریب باورهای دینی. حـفـظ هـویـت
فـرهـنـگـی و دیـنـی نـشـانـه ای از شـخـصـیـت و استقلال ملتهاو تضعیف آن
نشانه وابستگی ملتها است. اعتقاد به حفظ (هویت دینی ) و دفاع از آن تـا
پـای جـان، نـظـام نـوپای جمهوری اسلامی را برپا کرد و آن را در برابر
تهاجمات گـونـاگـون دشـمـن، مـقـاوم و پایدار نمود. اگر دشمن بتواند این
اعتقاد را از ذهن مردم بزداید، مـقـاومـتها و ایـثـارهـا و فداکاریها هم
به دنبال آن از بین خواهند رفت و کشور دوباره در سلطه اجانب قرار خواهد
گرفت. آیت الله خامنه ای در این باره میفرماید:آنها حاضرنیستند ببینند
درمقابل چشمشان پرچم دین و دمکراسی روی یک علم برافراشته شود. سعی آنها این
است که بین مردم سالاری و دین فاصله ایجاد کنند.13 و براین اساس تلاش دشمن
این است که مردم را ازنظام اسلامی دلسرد و پایههای ایمان و عقیده وعمل
دینی را درمردم سست کند.14 2. تضعیف ارکان نظام اسلامی بـعـد از پیروزی
انقلاب اسلامی، بسیاری از نهادهای خودجوش انقلابی،فعّالیتهای خود را شروع
کرده، و با الهام از رهنمودهای رهبری نظام به کار خود ادامه دادند. از جمله
اهداف دشمن در جهت براندازی نظام اسلامی، تضعیف و تخریب این ارکان نظام
میباشد که نقش مهمّی در تداوم پیروزی انقلاب ایفا میکردند. ازمهمترین
اهداف دشمن در این زمینه تضعیف اصل ولایت فقیه بوده است. اصل ولایت فقیه به
عنوان مهم ترین رکن نظام جمهوری اسلامی به شمار میرود؛ اصلی که نظام
اسلامی را یک نظام دینی قرار داده و سببِ امتیاز آن از نظامهای مـوجـود
دنـیـا شـده اسـت ؛ بـه همین دلیل این رکن مورد هجوم دشمن قرار گرفته،که
گاه توسط عوامل داخلی دست به انجام آنها میزند. رهبری دراین باره
میفرماید. استکبار جهانی این بار تصور کرد که میتواند روش مؤثرتری را
برای مبارزه با انقلاب اسلامی تجربه کند و بر همین اساس پس از مطالعه زیاد
به این نتیجه رسید که باید رهبری انقلاب را هدف قرار دهد، زیرا میداند که
با وجود یک رهبر مقتدر در ایران اسلامی، همه توطئههای آنها نقش بر آب
خواهد شد.15 ایشان درادامه میفرماید رهبری یعنی آن نقطهای که مشکلات
لاعلاج دولت به دست او حل میشود، نفس او حقیقت را برای مردم روشن و توطئه
دشمن را بر ملا میکند، تبلیغات دروغ و ترفندهای گوناگون دشمن را افشا
میکند و به مردم امید میدهد. در برابر توطئه سیاسی بینالمللی میایستد و
تمامیت انقلاب را در مقابل توطئهگران قرار میدهد و دشمن را وادار به عقب
نشینی میکند، رهبری در برابر اختلافافکنیهای دشمن، مایه الفت و مانع
تفرقه میشود و دستها را در دست هم میگذارد.16 3. تضعیف روحانیت
بـیتـردیـد حـضـور روحانیتِ آگاه و متعهد، در خیل عظیم نیروهای مردمی، نقش
مهمی در پیروزی انـقـلاب اسـلامـی ایـفا کرد. پیش قراولانی که در راه
اعتلای کلمة اللّه و احیای اسلام ناب محمدی (ص ) از هـیـچ کـوشـشی دریغ
نکرده و هم چون مراد و مقتدای خود، جان بر کف پذیرای هر گونه خـطر گردیدند.
به همین دلیل هم آماج حملات دشمنان و وابستگان آنها قرار گرفتند. ازاین
رو رهبری میفرماید. دشمنان اسلام از مقابله با نظامی که منافع نامشروع
استکبار را در منطقه برهم زده است، دست نخواهند کشید و با آن آشتی نخواهند
کرد. تجربههای شکستخورده آنان سبب شده است که روشهای خود را در مقابله با
ملت ایران پیچیدهتر کنند و امروز به این نتیجه رسیدهاند که برای زدن و
کوبیدن انقلاب، باید به سراغ حوزههای علمیه و دانشگاهها و یا یک فرد معمم
بروند، تا بلکه از طریق آنها به هدف خود برسند، اما توطئهگران از بیداری
حوزه و دانشگاه و هوشیاری بزرگان این کشور غافل بودند.17 4. القای
ناکارآمدی دین القای ناکارآمدی دین، از سوژههای مهمی بود که در جهت از بین
بردن هویت دینی نظام اسلامی توسط بیگانگان در دستور کار قرار گرفت. طرح
شبهاتی در خصوص محدودیت قلمرو احکام دیـنـی و نفی جاودانگی احکام اسلامی،
نمونه ای از این حرکت دشمن در جهت القای ناکارآمدی دین محسوب میگردد که در
ذیل به بعضی از آنها اشاره میشود. اسلامِ هزار و چهارصد سال پیش در مورد
مفاهیم اجتماعی امروز نظر ندارد و اگر هم مطلبی داشته باشد قرائتها از آن
متفاوت است و در تعارضِ با هم، همه ساقط میشوند. فـقـه قـابـلیـت اجـرا
در هـمـه زمـانها را نـدارد و حکومت دینی به معنی اجرای احکام شریعت نیست :
استکبار در سی سال اخیر همه امکانات سیاسی ـ اقتصادی و نظامی خود را برای
نابود کردن انقلاب اسلامی به کار گرفته است اما به این نتیجه رسیده که
حمایت بی دریغ ملت و اتکای نظام اسلامی به ایمان عمیق مردم، از بین بردن
جمهوری اسلامی را ناممکن کرده است و به همین علت با همه توان، خنثی کردن
وجهه ضداستکباری و کاهش محتوای دینی و روح انقلابی نظام را دنبال میکند که
این واقعیت هوشیاری کامل ملت و مسئولان را میطلبد18 5. تفکیک دین از
سیاست پـیـروزی انـقـلاب اسـلامـی ایـران توانست معادلات سیاسی جهان را
برهم زده و با ارائه نوعی حـکـومـت دینی، دین را در تمام عرصهها مطرح کند.
ظهور این حکومت دینی که بیانگر جامعیت دین اسلام بود، بیگانگان را به فکر
مقابله با این جریان دینی انداخت. دشمنان اسلام درطول یک قرن و نیم گذشته
سعی کرده بودند اسلام رابه طورکلی ازعرصه زندگی جامعه بیرون رانده و باطرح
نظریه جدایی دین ازسیاست، دینداری رافقط پرداختن به عبادت و اعمال شخصی
قلمداد کنند و با حذف اسلام ازصحنه سیاست جهان، کشورهای اسلامی راعرصه
غارتگریها و تاخت و تازهای سیاسی خود نمایند.19 6. شکست و نابودی اسلام و
نظام اسلامی ایـمـان و بـاورهـای دیـنـی مـسـلمـانـان هـمـواره مـهم ترین
نقش در پیروزی مسلمانان و حفظ روحیه ایستادگی و مقاومت ملتهای مورد ستم
بوده است. باید اذعان کرد پیروزی انقلاب اسلامی نوید حضور دوباره دین و
نظام مبتنی بر احکام دینی را بشارت داد. تـاریـخ گـواه خـوبـی بـر این ادعا
است که استکبار جهانی و وابستگانش نسبت به انقلابها و نـهـضـتهایـی کـه
مـبـتنی بر مکتب بوده اند سخت دشمنی کرده، حیات این انقلابها را مساوی با
زوال و نابودی خود میدانند. آنچه که بدخواهان ودشمنان این ملت درپی آن
هستند، سلب این انگیزه وایمان ازمردم است20 برخی از شیوههای دشمن در
مبارزه با نظام اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری : در مـوضـوع دشمن شناسی،
تـوجه به شیوه و روش دشمنان در جهت براندازی نظام اسلامی بسیار مهم است.
ازمهمترین شیوه دشمن عبارتند از: 1. تحقیر فرهنگ اسلامی دشمن به خوبی درک
کرده است که اگر ملتی از نظر فرهنگی، اتکاء به فرهنگ خود نداشته باشد زمینه
فروپاشی استقلال فکری آنها و در نتیجه پذیرفتن همه نوع زمینههای
استعماری توسط آنان، فراهم خواهد بود. رهبر انقلاب، تهاجم و شبیخون فرهنگی
را از جمله علائم تلاش جبهه استکبار برای بی محتوا کردن نظام اسلامی خوانده
و تأکید کرد درک هوشمندانه این موضوع و دفاع از ارزشهای اسلامی و انقلابی،
وظیفه اینجانب و مردم است که به فضل الهی، مردم، امروز با هوشیاری، درک
بالا و قدرت تحلیلِ تحسین برانگیز، در صحنه حاضرند21 2. استفاده از روشهای
گوناگون تبلیغی تـبـلیغات و جنگ روانی از کارآمدترین روشهای دشمن برای
دست یابی مجدد به منافع از دست رفته خود در ایران است. رهبری میفرماید.
یکی ازتوطئهها و تهدیدهای دشمن، ایجاد اختلاف بین و دردرون کشورهای
اسلامی است. در واقع، بهترین ابزار و وسیلهای که دشمن دراختیاردارد، این
است که بین مسلمین اختلاف ایجاد کند22 3. ترویج آزادی وارداتی از شیوههای
دیگر دشمن در جهت رسیدن به مقاصد و نیات پلید خویش، ترویج آزادی وارداتی
(اشـاعـه بـی بـنـد و بـاری و فـساد) میباشد. جریان تاریخی فروپاشی تمدن
اسلامی در (اندلس ) سند گویایی است که پرده از حرکات پنهانی دشمن برمی
دارد. مقام معظم رهبری معتقد است درتفکر اسلامی و مکاتب غربی تفاوتهای
اصولی واساسی دربیان مرزهای آزادی و تعیین چارچوب ان وجود دارد. و اگر
بخواهیم نسبتی بین تفاوت آزادی درغرب و اسلام ارائه دهیم این نسبت عموم و
خصوصی من وجه خواهد بود. درتفکر اسلامی و مکاتب غربی تفاوتهای اصولی و
اساسی دربیان مرزهای آزادی و تعیین چارچوب آن وجود دارد.... اسلام در برخی
از زمینهها دایره را از این محدودتر میکند و در بعضی از زمینهها آن را
گسترش میدهد و به اصطلاح طلبگی، بین نظر اسلام و نظر رایج دردنیای غرب
درباب، آزادی، عموم و خصوص من وجه است. دربرخی ازچیزها مانظر غرب رابسیار
محدود، تنگ بینانه و دربعضی ازامور آن رابیش ازحد وسعت یافته و نزدیک به بی
بند و باری میدانیم 23 ایشان میفرماید یک انسان برای اینکه آزاد باشد
کافی نیست که زیرسلطه انسان دیگر یا حکومت جبارنباشد، بلکه لازم است که زیر
سلطه قوه غضبیه و شهویه خودش هم نباشد انسانی که براثر ضعف،ترس، طمع، حرص و
شهوات نفسانی مجبور میشود تحمیلات و محدودیتهایی را قبول کند آن انسان هم
درحقیقت آزاد نیست24 4. تفرقه افکنی از قدیمی ترین و مؤ ثرترین شگردها و
شیوهها جهت مقابله با یک حکومت و در نهایت براندازی آن، ایجاد (تفرقه ) در
بین اقشار گوناگون آن ملت میباشد. دشمنان جمهوری اسلامی، از همان آغاز،
به این شیوه روی آوردند.رهبری میفرماید. استکبارتلاش میکند تک تک دولتها
و حکومتهای اسلامی را با چیزهای جزیی و با وعده ای واهی ازبدنه دنیای
اسلام جدا کند ووضع همین چیزی میشود که هم اینک درجهان اسلام وجود دارد25
5. ایجاد ناامنی و هرج و مرج از دیگر شیوههای دشمن جهت مقابله با نظام
اسلامی، ایجاد ناامنی و هرج و مرج میباشد. ایجاد نـاامـنـی زمـیـنـه
مـنـاسـبـی بـرای تـضـعـیـف روحـیـه مـقاومت و ایستادگی مردم خواهد بود و
توجه کارگزاران نظام را از موضوعات کلیدی و اصلی به موضوعات فرعی و جنبی
سوق میدهد. دلسـرد و ناامید کردن مردم، ایجاد حس بی اعتمادی نسبت به مسؤ
ولان نظام، اعلام وجود مشکلات، مـوانـع و تـنـگـناهای مختلف اجتماعی،
سیاسی، اقتصادی و نظامی و القای این که این مشکلات حـل نـشـدنی است، برخی
از مواردی است که با پیروزی انقلاب اسلامی از طریق دشمن، در جهت ایـجاد
ناامنی به کار گرفته شد. امروزاگر دردنیا ظلم وجود دارد، اگرسلطه وجود
دارد، امروز اگرتمدن خشن غربی، دنیا را پرکرده است وغارت اموال ملتها به
وسیله مراکز جهانی وجود دارد، اینها به خاطر وجود هرج ومرج وانزوای اخلاق
انسانی است26 6. به کارگیری ابزاری روشنفکرنماها و احزاب بـرجـسـتـه تـریـن
ویـژگـی انـقـلاب اسـلامـی ایران، احیای هویت دینی بود که با رهبریهای
خردمندانه امام به ثمر نشست. دشمن که برای نابودی این هویت دینی از همه
ترفندها و حیلهها اسـتـفـاده کـرده بـود، ایـن بـار بـه فـکـر اسـتـخـدام
تـعـلیـم یـافـتـگـانِ فـرهـنـگ غرب، یعنی روشـنـفـکـرنـمـاهـای وابـسـته
افتاد. این افراد وابسته که توسط بیگانگان انتخاب میشوند، نسل جوان را
آماج تیرهای زهرآگین استعمار قرار میدهند و ضمن دفاع از فرهنگ غربی و ره
آورد آن، دیـن و فرهنگ دینی را زیر سؤ ال میبرند. رهبری در مورد روشنفکر
درایران میفرماید: من بارها گفتهام که روشنفکری در ایران، بیمار متولّد
شد. مقوله روشنفکری، با خصوصیاتی که در عالم تحقّق و واقعیت دارد - که در
آن، فکر علمی، نگاه به آینده، فرزانگی، هوشمندی، احساس درد در مسائل
اجتماعی و بخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ است، مستتر است - در کشور ما بیمار
و ناسالم و معیوب متولّد شد. چرا؟ چون کسانی که روشنفکران اوّلِ تاریخ ما
هستند، آدمهایی ناسالمند.27 برخی از راه حلهای مبارزه با دشمن در بیانات
مقام معظم رهبری : از مهمترین راه حل مبارزه با دشمن ازمنظر و نگاه رهبری،
توجه به سه اصل اساسی است: 1. هوشیاری و درک موقعیت 2. جرأت اقدام و
نترسیدن از سختیها و خطرها 3. ایمان و امید به آینده ایشان نسبت به این سه
اصل میفرماید هوشیاری و درک موقعیت ـ جرأت اقدام و نترسیدن از سختیها و
خطرها ـ و ایمان و امید به آینده سه درس مهم [هستند] این درسهای مهم،
راهگشای امروز و آینده ملت و کشور است.28 ایشان از یک طرف از مردم میخواهد
که هوشیار باشند زیرا دشمن گاهی با ده واسطه یک فرد ساده لوح و بیچارهای
را تحریک میکند که حرفی را بزند و یا موضعگیری غلط و ناشیانهای را انجام
دهد؛ و ممکن است چنین فردی، حتی خودش هم نداند که عامل دشمن است. بنا بر
این باید هوشیار بود؛ و من امیدوارم که ملت ایران در شناخت دشمن اشتباه
نکند. دشمن، استکبار جهانی است. دشمن، آمریکاست و دشمن، صهیونیستها
هستند.29 و از طرف دیگرعلاوه برهوشیاری وآگاهی مردم، آمادگی لازم جهت
مبارزه با دشمنان اسلام را داشته باشند. ملت ایران به همان نسبت که دشمن،
روشهای خود را در توطئه علیه ایران اسلامی پیچیدهتر میکند، باید بر
هوشیاری و آگاهی خود بیفزاید و با آمادگی معنوی، فکری، سیاسی و حفظ وحدت و
اتصال و ارتباط با یکدیگر، چهره دشمن را در هر لباسی که هست، شناسایی
کند.30 نتیجه گیرى نـتـیـجـه آن که براندازى نرم ، براى نظام مقدس اسلامى و
آزاد ما، خطرى جدى و اساسى است . باید آن را مهم شمرد و با دقت و ظرافت به
خنثى سازى پرداخت . در این مسیر مقدس مـهـم تـریـن قـدم هـا عـبـارت انـد
از: تـقویت اتحاد خودى ها و تضعیف اتحاد مخالفان نظام اسـلامـى ، جـدیـت در
نـظـارت ، تاءیید صلاحیت ، حفاظت اطلاعات و حراست ها، تقویت دروس
عـقـیـدتـى سـیـاسى (با تاءکید بر درس اخلاق )، زیر نظر گرفتن رفتارهاى
مخالفان نظام و خنثى سازى سریع شایعات دشمن ، افزایش آگاهى هاى مردم و
تقویت روحیه امید و پـایـدارى در بـین آنان ، اطاعت از رهبرى و همراهى با
روحانیت متعهد در خط رهبرى ، تلاش بـراى جـذب مـجـدد کـسانى که از نظام
اسلامى کدورت پیدا کرده اند و مبارزه با معضلات اقتصادى نظیر بیکارى ، تورم
و فساد ادارى .
جنگ نرم در یک نگاه
● نویسنده: ذبیح الله - تجری غریب آبادی
مقدمه
بررسی تاریخی جنگ ها نشان می دهد که تا سال
1945 غالب جنگ ها جنگ سخت بود و پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به
بلوک شرق و بلوک غرب شاهد دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق
هستیم که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ سرد مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ
سخت و جنگ نرم می باشد که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدید های سخت از
رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می کردند.
با فروپاشی شوروی در سال
1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده
از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و
بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت
که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.
جنگ نرم در قالب های
مختلف مثل: انقلاب مخملی، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات
روانی، جنگ رسانه ای و... و با استفاده از ابزار رسانه ای (رادیو،
تلویزیون، روزنامه و امثال آن) توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها مانند
اوکراین، گرجستان، تغییر دهد.
با توجه به غالب بودئن جنگ نرم در عصر
حاضر، اهمیت، پیچیدگی و صورت های مختلف آن که با استفاده از ابزارهای رسانه
ای روز منجر به تغییرات تدریجی و گسترده در حوزه های اقتصادی، سیاسی،
اجتماعی و فرهنگی کشورها می شود باید شناخت درستی از ویژگی ها، خصوصیات،
اهداف، ابزارها، تاکتیک ها و راه های مقابله با آن داشته باشیم.
جنگ یکی
از دیر پاترین پدیده های جامعه انسانی است و از دیر باز تاکنون جامعه ای
را نمی توان یافت که به گونه ای درگیر جنگ نبوده باشد این پدیده برای بشریت
دو رویه داشته است، تلخی ها و شیرینی ها، زهرها و پادزهرها، نیش ها و
بدبختی هاو نیک بختی ها با این وجود در خصوص علل و انگیزه های آن دیدگاه
های ونظریاتی بسیار متفاوت وجود دارد که منجر به تعاریف و تقسیم بندی های
متفاوت از هم شده است.
تعریف جنگ
از جنگ، تعریف واحدی نشده است. اصولاً
از هیچ واژه مربوط به حوزه علوم انسانی، مفهوم یکسانی وجود ندارد؛ از این
رو، هرکس و هر اندیشهای جنگ را به گونهای تعریف میکند که با تعریف دیگری
ناسازگار است. تعدد در تعریف جنگ، تنوع در طبقهبندی و انواع آن را نیز
پدید میآورد.
به اعتقاد آلن بیرو: «واژه ی جنگ از ریشه ی آلمانی werra
گرفته شده که به معنای آزمون نیرو با استفاده از اسلحه بین ملت ها(جنگ
خارجی) یـا گروه های رقیب در داخل یک کشور (جنگ داخلی) صورت می گیرد.»
بنابراین
جنگ ستیزه ی خشن و منظمی است که بین دو یا چند اجتماع مستقل در می گیرد.
گاستون بوتول پس از برشمردن تعدادی از ویژگی های جنگ ها تعریفی از جنگ را ارایه می دهد:
جنگ مبارزه ی مسلحانه و خونین بین گروه های سازمان یافته است.
تقسیم بندی های جنگ
به عقیده پیترمی یر همراه با
تکامل اجتماعی جوامع بشری و پا به پای تحولات سیاسی ٬ اقتصادی علل و انگیزه
ها و اشکال و اهداف جنگها نیز تغییرمی کنند و دگرگون می شوند به عنوان
مثال بر اساس هدف، جنگ به جنگهای عادلانه و غیرعادلانه؛(3) بر مبنای
مقیاسهای جغرافیایی، به جنگهای محلّی، منطقهای، فرامنطقهای و جهانی
(عمومی)؛ با توجه به انضباط و تاکتیک، به جنگهای منظم (کلاسیک) و نامنظم
(چریکی)؛ بر اساس سطح جغرافیایی، به جنگهای دریایی، هوایی و زمینی؛ بر اساس
قلمرو، به جنگهای داخلی و خارجی تقسیم میشوند.(4) همچنین جنگها بر مبنای
نوع ابزار، به جنگهای هستهای و غیر هستهای قابل تقسیم است.
اما نوعی
دیگری از تقسیم بندی از جنگ وجود دارد که به اندازه تاریخ بشر قدمت دارد و
فقط ممکن است غلبه با یکی از آنها باشد و که عبارت است از
1- جنگ سخت
2- جنگ سرد
3- جنگ نرم
مثلا در دوره ای غلبه با جنگ سخت بوده اما در عین حال جنگ سرد یا جنگ سخت همزمان با آن وجود داشته است.
بررسی
مقوله جنگ و منازعات میان کشورها نیز نشان می دهد که تا پایان جنگ جهانی
دوم، غلبه با جنگ های سخت متکی بر قدرت سخت است، لکن از این تاریخ به بعد
انواع جنگ های دیگر د رکنار جنگ سخت موضوعیت پیدا می کند. در یک بررسی
اجمالی می توان می توان این جنگ ها را به صورت زیر دسته بندی کرد:
جنگ سختتا پایان جنگ جهانی دوم(1945م) غلبه با این نوع جنگها می باشد. جنگ سخت متکی بر قدرت سخت نظامی _ امنیتی است.
جنگ سرد(نیمه سخت)
در دوره نظام دو قطبی، از پایان
جنگ جهانی دوم تا مقطع فروپاشی شوروی سابق(1991م) این جنگ شکل گرفته و
متکی بر تهدیدات نیمه سخت بود. البته در این دوره جنگ های سختی همانند جنگ
تحمیلی عراق علیه ایران با حمایت قدرت های غربی شکل گرفت وبه مدت هشت سال
به طول انجامید.
جنگ نرم
این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و
تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی
است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم
سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک
شرق و شوروی سابق رخ داد، در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با
استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون
لهستان، گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در
تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه
بر قدرت نرم و ابزاررسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم
های سیاسی حاکم مشروعیت زدایی گردید و از طریق جنبش های مردمی و ایجاد بی
ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.
لیکن با توجه به غالب بودن جنگ
نرم در عصر حاضر از یکسو، پیچدگی، تاثیرگذاری، ماهیت و عملکرد آن در سطح
جامعه باید بدانیم که جنگ نرم چیست و دارای چه ماهیتی می باشد؟ اهداف در
جنگ نرم کدامند و دشمنان با چه ابزار و ساز و کاری به دنبال دستیابی به این
اهداف است؟ بازیگران جنگ نرم چه کسانی هستند و چگونه باید آنان را شناخت؟
جنگ نرم دارای چه ویژگی هایی هست و از چه مولفه هایی برخوردار است؟ و در
نهایت چگونه باید با جنگ نرم مقابله کرد؟
تعریف جنگ نرم
مفهوم جنگ نرم Soft Warfare که در
مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) مورد استفاده واقع می شود دارای تعریفی واحد
که مورد پذیرش همگان باشد نیست و تا حدی تلقی و برداشت افراد، جریان ها و
دولت های گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.
جان کالینز، تئوریسین دانشگاه
ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و
ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی
که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود”، می داند.
ارتش ایالات
متحده در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: “جنگ نرم،
استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن
تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا
گروههای دوست است به نحوی که برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان
باشد”.با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر
برجسته آمریکایی در حوزه “قدرت نرم” نسبت می دهند. وی در سال1990 میلادی در
مجله “سیاست خارجی” شماره 80، قدرت نرم را “توانایی شکل دهی ترجیحات
دیگران” تعریف کرد. تعریفی که قبل از وی پروفسور حمید مولانا در سال1986 در
کتاب “اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل” به آن
اشاره کرده بود. با این وجود مهمترین کتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در
سال2004، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی” منتشر
نمود.
بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات
رسانه ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و
اجبار به انفعال و شکست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای،
عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و...
از اشکال جنگ نرم است.
به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری
در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ
روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه
هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب
رنگین اشاره کرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر
گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.
در یک تعریف کامل تر می
توان گفت، جنگ نرم یک اقدام پیچیده و پنهان متشکل از عملیات های سیاسی،
فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و
مطلوب در کشورهای هدف است
البته تعاریف دیگری نیز از جنگ نرم بعمل آمده که جهت مزید آگاهی ایفاد می گردد:
1- جنگ تغییر باورها، استحاله عقاید و جابجایی دیدگاهها با نگاههای رسانه های استکباریست!!
2- جنگ مغزهاست، نه مرزها! جنگ دیدگاههاست، نه قرارگاهها!
3- جنگ تقدس زدایی از ارزشها و شبهه افکنی در اذهان است!
4- جنگ تغییر گروههای مرجع و شکل دهی تضادهای جدید اجتماعی است!
5- جنگ تخریب اعتمادهای موجود به ارکان و مسئولان حاکمیت در ابعاد مشروعیت و کارآمدی!
6- جنگ تغییر و جابجایی مفاهیم زشت و زیبا در فرهنگ جامعه و آسان سازی ترویج انحرافات!
7- جنگ هنجارشکنانه، ترویج نافرمانیهای مدنی و تکمیل حلقه مقاومت جامعه در برابر حاکمیت!
8- جنگ تغییر ذائقه ها و شکاف بخشی کاذب فرهنگی بین نسلها!
9- جنگ توسعه مکاتب کاذب اجتماعی، عرفانی، اقتصادی و غیره!
10- جنگ ساماندهی جدید نیروهای اجتماعی در قالب N.G.O و بهره برداری سیاسی از آنها!
پیشینه تاریخی جنگ نرم
نگاهی به گذشتهی جنگ نرم نشان
میدهد که در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا که جنگ سخت آغاز شد، عملیات
روانی یا جنگ نرم نیز صورت میگرفته تا از شورشهایی که در مناطق تسخیر شده
بهوجود میآمده، جلوگیری شود. زمانی که چنگیزخان قصد حمله به منطقهای را
داشت، موجی از هراس در آن کشور پخش میشد. تجّاری که از مناطق تحت کنترل
چنگیزخان میآمدند، برای دیگران تعریف میکردند که او چگونه با مردم برخورد
میکند و کشتارها به چه صورت است و اگر شخصی مقاومت کند، نابود میشود.
بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هر منطقه، روحیهی مردم شکسته شده بود.
رومیان و یا اسکندر از مناطقی که در جنگها عبور میکردند، خودها و
زرههای بزرگی را که چند برابر انسان معمولی بود طراحی کرده و آنها را
عمداً در مسیر جا میگذاشتند تا لشکریان مقابل، تصور کنند سربازان آنها
غول پیکرند و عملاً روحیهی مقامت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت
را گسترش میدادند. بنابراین هر حرکتی که روحیهی یک ملت را هدف گیرد،
عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.
. اولین کسی که روی این
مسئله کا رکرده است، «سان تزو» است که در کتاب «هنر جنگ» نکته ای را مطرح
می کند و می گوید: «می شود جنگید، اما مهم ترین کار این است که شما در یک
نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست بیاورید!» چیزی که او مد نظر قرارداده،
همان عملیات روانی و جنگ نرم است. باید به استراتژی های رقیب و روحیه او
حمله کرد؛ به گونه ای که آنها بپذیرند که شکست خواهند خورد. اگر کسی در
ذهنش بپذیرد که شکست می خورد، حتما در دنیای واقع نیز شکست خواهد خورد.
زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می کند، روحیه است.
از سوی دیگر،
هزینهی جنگ نرم بسیار کمتر از جنگ سخت است. به معاویه میگفتند: چرا
اینهمه پول برای خرید افراد و تبلیغات خرج میکنی؟ یکی از پاسخهای معاویه
این بود که هزینهی جنگ، بسیار بیشتر از این است. بنابراین معاویه نیز به
گونهای عملیات نرم انجام میداد اما امروزه به شکل علمی به این قضیه
پرداخته میشود.
دلایل استفاده از جنگ نرم
انتشار مقاله مشهور جوزف نای
نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی
foreign policyدر سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که
براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می
نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر
ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز
می کند.
براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری
بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد،
به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از
فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در
فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او
متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات
ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.
در مقاله مذکور
جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی
عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها
نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان
بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این
نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ
در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که
توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح
رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.
هم اکنون کشورهای
استکباری به این نتیجه رسیده اند که همان گونه که استعمار به شیوه های
قدیم، دیگر جواب گوی نیازها و اقتضائات امروزه نیست و باید در قالب استعمار
نو وارد برخی از کشورها شد، از طریق جنگ سخت نیز چندان نمی توان موفقیت
های موردنظر را کسب کرد. بنابراین سعی می کنند با تمرکز بر مسائل فکری،
ایدئولوژیک و فرهنگی و در واقع با گشودن جبهه جنگ نرم، به اهداف خود برسند.
بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و
درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است،
چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.
جنگ نرم به
روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت
را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می
کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و
ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج
مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به
نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود
در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از
آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در
نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود،
تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو
توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا
پاداش می باشد (و از سوی دیگر نشان دهنده، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می
باشد.
تفاوت های جنگ نرم و جنگ سخت
1- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی که حوزه تهدید سخت امنیتی و نظامی میباشد؛
2-
تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازهگیری آن
مشکل است، در حالی که تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و میتوان آن
را با ارائه برخی از معیارها اندازهگیری کرد؛
3- روش اعمال تهدیدهای
سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی که در نرم، از روش القاء و اقناع
بهرهگیری میشود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی که در تهدید نرم،
هدف تاثیرگذاری بر انتخابها، فرآیند تصمیمگیری و الگوهای رفتاری حریف و
در نهایت سلب هویتهای فرهنگی است؛
4- مفهوم امنیت در رویکردهای نرم
شامل امنیت ارزشها و هویتهای اجتماعی میشود، در حالی که این مفهوم در
رویکردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی میگردد.
5- تهدیدهای
سخت، محسوس و همراه با واکنش برانگیختن است، در حالی که تهدیدهای نرم به
دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عکسالعمل است.
6- مرجع
امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولتها هستند، در حالی که مرجع
امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویتهای فروملی و جهانی)
است؛
7- کاربرد تهدید سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با
فروپاشی نظامهای سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد
تهدید نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظامهای سیاسی مخالف یا معارض،
مترادف با فرهنگسازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری
نظامهای لیبرال و دموکراسی تلقی میشود.
جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت
اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر کامل نظام سیاسی یک
کشور است که البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و
جنگ سخت یک هدف را دنبال می کنند و این وجه مشترک آنهاست، در هر صورت هدف
اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یک نظام و یا
به طور خاص تغییر خود نظام است.
اهداف جنگ نرم
اهداف جنگ نرم می تواند به اهدافی که بانی
راه اندازی جنگ نرم آن را دنبال می کند، نیز وابسته باشد. این اهداف را می
توان به چند شیوه تقسیم بندی کرد. در یک شیوه می توان آن را به اهداف بلند
مدت و اهداف میان مدت تقسیم بندی کرد.
از زاویه ای دیگر، می توان اهداف
را به مقاصد استراتژیک و مقاصد تاکتیکی، تقسیم کرد که البته شرح هر کدام از
آنها و یافتن مصادیق شان فرصت و مجال دیگری می طلبد و از حوصله بحث خارج
است.
به هر روی، با توجه به ماهیت اصلی جنگ نرم می توان تا حدودی به نرخی از مهمترین اهداف آن اشاره کرد:
1-
استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه مورد هدف با
ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این
روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.
2- استحاله سیاسی به منظور ناکارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی ارکان آن نظام.
3-
ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سرکوبگر و پس از
آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی
اعتمادی و ناامنی روانی.
4- اختلاف افکنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی کشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی کشور.
5- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های کشور.
6- بی تفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور.
7- کاهش روحیه و کارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی.
8- ایجاد اختلاف در سامانه های کنترلی و ارتباطی کشور هدف.
9- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراکنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و...
10-
تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت
به دولت خود به طوری که در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه کشور را
فراهم کند.
11- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز.
جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.
ابزارهای جنگ نرم
جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام
می گیرد. بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای
جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزارها انتقال دهنده پیام ها
با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از
یک نقطه به نقطه دیگر هستیم. رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات،
عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیک و موسیقی، انواع سازمان های
مردم نهاد و شبکه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می آیند.
با
توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می شود می توان گفت که
به همان نسبت نیز گروه های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد.
چه افراد و تشکل هایی هدف جنگ نرم هستند؟
همه افراد جامعه
می توانند بخش های مشخصی باشند که مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته
اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است که بانی جنگ نرم آن را دنبال می
کند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد که میان مدت
است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می گیرند اما در حالت کلی
می توان گفت که گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم
هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشکیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم
گیران و تصمیم سازان یک حکومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران
احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال
دهند، وحشت ایجاد کنند و روحیه ملت را درهم بشکنند.
در بعضی موارد برای
رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف
قرار می دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می
کنند. مانند استفاده از قومیت های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی وعلمی.
با
توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه ای، فرهنگی و علمی استفاده می
شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه ای می
تواند توده های مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شکل در جنگ علمی
نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ های نرم وابسته به هدف
جنگ های نرم نیستند بلکه به دلیل اینکه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد
استفاده قرار می گیرد در نتیجه افراد بیشتری درگیر می شوند اما در جنگ سخت
که تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروه های نظامی (و در
موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرارمی گیرند.
در جنگ نرم
علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات
و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.
تاکتیک های جنگ نرم
1- برچسب زدن
بر اساس این تاکتیک، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند
2- تلطیف و تنویر
از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم.
3- انتقال
انتقال یعنی اینکه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر کردن آن منتقل شود.
4- تصدیق
تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور
است بگوید فکر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی
رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.
5- شایعه
شایعه در فضایی تولید می شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امکان پذیر نباشد.
6- کلی گویی
«محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی
رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد کنکاش قرار نمی گیرد.
تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی
مانند جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند
که بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بکار
گرفته می شوند»
7- دروغ بزرگ
این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد.
8- پاره حقیقت گویی
گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود که از
نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از
آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.
9- انسانیت زدایی و اهریمن سازی
یکی از موثرترین شیوه های
توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت زدایی» است. چه
اینکه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن
مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را
توجیه کرد.
10- ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز
در این تاکتیک با
استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله کلی گویی،
پاره حقیقت گویی، اهریمن سازی و...) به ارائه پیشگویی های مصیبت بار می
پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و
هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند.
11- قطره چکانی
در تاکتیک قطره چکانی، اطلاعات و اخبار در
زمان های گوناگون و به تعداد بسیار کم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در
اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول
یک بازه زمانی آن را پذیرا باشد.
12- حذف (سانسور
در این تاکتیک سعی می شود فضایی مناسب
برای سایر تاکتیک های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن
افزایش یابد. در این تاکتیک با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد
سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات
گوناگون خلق می شود.
13- جاذبه های جنسی
استفاده از نمادهای اروتیکال از تاکتیک
های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری که می توان گفت اکثر
قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان
خویش به ویژه جوانان که فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می گیرند.
14- ماساژ پیام
در ماساژ پیام، از انواع تاکتیک های
گوناگون (حذف، کلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چکانی و...) جنگ
نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شکل گرفته و بتواند
تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد کند. در واقع در این متد، پیام با
انواع تاکتیک ها ماساژ داده می شود که از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.
15- ایجاد تفرقه و تضاد
ازجمله اموری که در فرآیند جنگ نرم
مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و
حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم
انسجام و یکپارچگی شده و رقیب را مشغول مشکلات درونی جامعه حامیان خود می
کند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن کاسته و قدرتش فرسوده شود.
16- ترور شخصیت
در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت، ترور فیزیکی
جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی که نمی توان و یا نباید فردی
مورد ترور فیزیکی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاکتیک ها
از جمله بزرگ نمایی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و...
وی را ترور شخصیت می کنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و کاهش
محبوبیت وی می شوند.
دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این
تاکتیک و بهره گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ های کوتاه و... که
عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد
سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.
17- تکرار
برای زنده نگه داشتن اثر یک پیام با تکرار زمان
بندی شده، سعی می کنند این موضوع تا زمانی که مورد نیاز هست زنده بماند. در
این روش با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در
ذهن مخاطب دارند
18- توسل به ترس و ایجاد رعب
در این تاکتیک از حربه تهدید و
ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست کردن
اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان
به طرق مختلف به آنان چنین القاء می کنند که خطرات و صدمه های احتمالی و
حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و
توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می کنند.
19- مبالغه
مبالغه یکی از روشهایی است که با اغراق کردن و
بزرگ نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کارشناسان جنگ روانی،
از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می کنند.
غربی ها همواره با
انعکاس مبالغه آمیز دستاوردهای تکنولوژیک خود و اغراق در ناکامی های
کشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی
دارند.
20- مغالطه
مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست
یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور که
بهترین یا بدترین مورد ممکن را برای یک فکر، برنامه، شخص یا محصول ارائه
داد.
متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یکسان می دانند. این روش،
انتخاب استدلال ها یا شواهدی است که یک نظر را تایید می کند و چشم پوشی از
استدلال ها یا شواهدی که آن نظر را تائید نمی کند
اصول و روش های مقابله با جنگ نرم
اما چه کار کنیم تا
بتوانیم با بهره گیری از سازو کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری
کنیم و یا از دامنه اثرات اجمتاعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از
میان برد.
در این خصوص حمید رسایی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای
اسلامی، می گوید: «برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگیهای این نوع
جنگ را آنالیز کرده و خوب بشناسیم و بدانیم که جنگ نرم با جنگ سخت، چه
تفاوتهایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار میگیرد، جان انسانها،
تجهیزات، امکانات و بناهاست که معمولا در این مواقع با استفاده از همین
مسائلی که مورد هدف قرار گرفته است، افکار عمومی علیه دشمن فعال میشود، در
حالی که در جنگ نرم آن چه هدف قرار میگیرد، افکار عمومی است.»
دکتر رضی قائم مقام اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی معتقد است
«برای
دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانهها را مورد توجه قرار دهیم و
افکار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغپردازی رسانههای خارجی، آگاه
کنیم.»
به گفته قائم مقام اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی، این دو
مهم فقط با تقویت رسانههای خودی و تلاش برای بینالمللی کردن این
رسانهها، میسر است.»
او میافزاید: «دیپلماسی رسانهای در سیاست خارجی
هر کشور به دو صورت تحقق مییابد؛ یکی مدیریت رسانهها توسط سازمانهای
دیپلماتیک رسمی کشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاستهای کلان
کشورها.»
١ - تبدیل جنگ نرم دشمن به فرصتی برای افزایش قدرت نرم
هر
ملتی و کشوری دارای منابع قدرت نرم است که شناسایی و تقویت و سازماندهی آن
ها می تواند براساس یک طرح جامع تبدیل به یک فرصت و هجوم به دشمنان طراح
جنگ نرم شود.
به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم
«ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه آفرینی ها» و «درجه بالای
وفاداری ملت به حکومت» بدانیم که در راهپیمایی ده ها میلیونی در ٢٢ بهمن
امسال در سراسر کشور، برای طراحان جنگ نرم
پیامی روشن داشت.
همچنین از منابع قدرت نرم ملت ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- در اختیار داشتن افراد دانشمند، خلاق و باهوش؛
- داشتن تحصیل کردگان زیاد؛
- تراز بالای دانایی و نرخ سواد دانشگاهی؛
- اراده و عزم ملی برای پیشرفت و آبادانی کشور؛
- وجود اقشار مختلف با انگیزه و دارای شوق که از روحیه ملی و حماسی برخوردارند.
٢- خلع سلاح روانی اپوزیسیون
اپوزیسیون همواره در پی آن است تا با شعارهای جذاب و وعده بهبود شرایط زندگی، توده مردم را جذب کند.
چنان چه نظام حاکم چنین شرایطی را بر شهروندانش فراهم سازد، زمینه جذب مردم توسط اپوزیسیون را از میان برداشته و جنگ روانی دشمن
خنثی می شود.
٣- گسترش دامنه و شمول فعالیت های فرهنگی و افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان
نبرد فرهنگی را با نبرد فرهنگی می شود پاسخ داد.
از
سوی دیگر، یکی از عرصه های جهاد که امروز همه نخبگان فکری، هنرمندان،
روشنفکران و بسیجیان بایستی وارد آن شوند، عرصه جهاد و مقابله با افکار و
فرهنگ غلط انحرافی است.
٤- استفاده از دیپلماسی عمومی
یکی از منابع قدرت نرم و
نیرومند هر کشوری استفاده از دیپلماسی عمومی در صحنه بین المللی است. به
همین سبب، اگر دولتی مقتدر از مؤلفه ها و عناصر دیپلماسی عمومی به درستی و
به موقع توسط دیپلمات های زبده، آگاه به تغییر و تحولات جهانی استفاده کند،
قدرت نرم را تقویت کرده و از سوی دیگر بر توانایی خود جهت مقابله با جنگ
نرم می افزاید. برعکس، اگر در چندین کشور جهان فاقد سفیر باشد، از این
ابزار قدرت نرم غفلت
ورزیده است.
٥- استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت ها
اقلیت
های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت ورزی علیه نظام
حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یکی از میدان های فعالیت خود را در
کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند.
اما زمانی که نظام
مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص
بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و
به کارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی
مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را کم کنند یا از میان
بردارند.
٦- عملیات روانی متقابل
در مقابله با جنگ نرم نبایستی
منفعلانه عمل کرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش
های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و
ارزش های جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با
قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یکی از روش
های مقابله باشد.
نتیجه گیری
1- از جنگ، تعریف واحدی نشده است. اصولاً از
هیچ واژه مربوط به حوزه علوم انسانی، مفهوم یکسانی وجود ندارد؛ از این رو،
هرکس و هر اندیشهای جنگ را به گونهای تعریف میکند که با تعریف دیگری
ناسازگار است. تعدد در تعریف جنگ، تنوع در طبقهبندی و انواع آن را نیز
پدید میآورد
2- اما نوعی دیگری از تقسیم بندی از جنگ وجود دارد که به
اندازه تاریخ بشر قدمت دارد و فقط ممکن است غلبه با یکی از آنها باشد و که
عبارت است از 1- جنگ سخت 2- جنگ سرد 3- جنگ نرم. بررسی مقوله جنگ و منازعات
میان کشورها نیز نشان می دهد که تا پایان جنگ جهانی دوم، غلبه با جنگ های
سخت متکی بر قدرت سخت است، لکن از این تاریخ به بعد انواع جنگ های دیگر د
رکنار جنگ سخت موضوعیت پیدا می کند
3- جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام
نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و
استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ
سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب
مخملی، انقلاب رنگی و... از اشکال جنگ نرم است
4- نگاهی به گذشتهی جنگ
نرم نشان میدهد که در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا که جنگ سخت آغاز شد،
عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت میگرفته تا از شورشهایی که در مناطق
تسخیر شده بهوجود میآمده، جلوگیری شود
5- رسانه ها شامل رادیو،
تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیک و
موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبکه های انسانی در زمره ابزار جنگ
نرم به شمار می آیند.
6- اهداف جنگ نرم می تواند به اهدافی که بانی راه
اندازی جنگ نرم آن را دنبال می کند، نیز وابسته باشد. این اهداف را می توان
به چند شیوه تقسیم بندی کرد. در یک شیوه می توان آن را به اهداف بلند مدت و
اهداف میان مدت تقسیم بندی کرد.از زاویه ای دیگر، می توان اهداف را به
مقاصد استراتژیک و مقاصد تاکتیکی، تقسیم کرد
7- رسانه ها شامل رادیو،
تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیک و
موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبکه های انسانی در زمره ابزار جنگ
نرم به شمار می آیند.
8- تاکتیک های جنگ نرم شامل: برچسب زدن تلطیف و
تنویر، انتقال، تصدیق، ، شایعه، کلی گویی، دروغ بزرگ، پاره حقیقت گویی،
انسانیت زدایی و اهریمن سازی، ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز، ، قطره چکانی،
حذف (سانسور)، جاذبه های جنسی، ماساژ پیام، ایجاد تفرقه و تضاد
و.............. می باشد.