دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

نظر علما درمورد تهاجم فرهنگی

نظر علما درمورد تهاجم فرهنگی

علما، نسل جوان و تهاجم فرهنگی

علما، نسل جوان و تهاجم فرهنگی

مقدمه و طرح مسأله:
هنوز این زادگاه ما اسیر دیو خویان است = هنوز این شهرها در خون نشسته، سرد و ویران است
پس درهای بسته طرح ذلت بار نو ریزند = کزان پیداست طرح غارت و تسخیر شیران است
شیاطین زمان اندر کمین توست از رزمت = بخود پیچیده و در فکر فریب و محو قرآن است(۱)
با نگاهی به تاریخ پر بار اسلام مشاهده می گرددکه دین مبین اسلام ومسلمانان هیجگاه از هجوم وتبلیغات سوءکفار و دشمنان اسلا م بدور نبوده وراه های مختلفی وجود داشته است تا اسلام از جامعه حذف گرددوهنوز هم این شیوه ها ادامه دارد.
استعمار گران اعم از سوسیالیسم و کاپیتالیسم برای غارت یک کشور امروز به چهار رکن حساس آن حمله ور میشوند:
۱) نیروی نظامی: از نظر افزار آلات جنگی، نظام دفاعی کشور را به خود وابسته می کنند یا اینکه جاسوسان خود را در مراکز حساس آن می گمارند و برای خود نوکرانی نیز در داخل ارتش خریداری می نمایند .
۲) سیاست: امروز مشاهده می گردد که اکثر تصمیمات و روابط کشور ها بر اساس خواست غرب است اما توسط مهره ها و عروسکهای بی اراده حاکم در آن کشورها اجرا می گردد.
۳) اقتصاد: استعمار گران با انواع دسایس، اقتصاد کشورها را ورشکسته می کند و آنها را به بند وام و کمکهای به اصطلاح” بلا عوض” می کشانند، سپس توسط عوامل نفوذی و اجیران داخلی دولت حاکم را تحت فشار قرار می دهند.
۴) فرهنگ: این هدف از مهمترین اهداف استعمارگران است. اگر استعمار توانست فرهنگ جامعه را از بین ببرد و فرهنگ خود را جایگزین آن بنماید کاری را کرده که با هزاران سرباز و تانک و هواپیما عملی نبوده و در حقیقت کل آن جامعه را سرباز خویش ساخته است. استعمار میکوشد ملت ها را از محتوای فرهنگی، تار یخی و ملی دور ساخته و تاریخ و مذهب و سنن ملی و مذهبی اش را مسخ و یا نفی نماید.(۲)
افغانستان با توجه به سابقه دیرینه ی فرهنگی و دینی از تیررس هجوم و حمله نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی استعمارگران کمونیسم و امپریالیسم بدور نبوده و امروز شاهد آثار زیانبار هجوم فرهنگی غربیان خصوصًا بر روی جوانان هستیم. شبکه های مختلف رادیویی، تلویزیونی، مطبوعات و مزدوران آموزش دیده اهداف شوم استعمار گران را دنبال می کنند.
استعمارگران به بهانه های مختلف از جمله حقوق بشر، جلوگیری از خشونت و برپایی دموکراسی حضور خود در افغانستان را توجیه می کنند. این در حالی است که فرهنگ برهنگی غرب به نظر می رسد که موجب افزایش خشونت و تجاوز جنسی گشته است.کمیسیون حقوق بشر در افغانستان در چند ماه اخیر ۴۵ مورد تجاوز جنسی را ثبت نموده است و چه بسا موارد دیگری دارد که گزارش نشده است. به نظر می رسد یکی از عوامل این مسئله هرزه نگاری یا چاپ و پخش عکسها و فیلمهای مبتذل که سوغات فرهنگ برهنگی غرب است، باشد.
تحقیقات نشان میدهدکه پخش تصاویر مبتذل باعث ایجاد بر انگیختگی شده و زمینه ساز خشونت خصوصا خشونت علیه زنان و تجاوز جنسی خواهد شد.
باتوجه به این مسائل لازم است که ابعاد مختلف هجوم استعمارگران در افغانستان خصوصا تهاجم فرهنگی و آثار آن برروی جوانان مورد بحث و بررسی قرار گیرد و دانشمندان و علماء نسبت به خنثی سازی آن اقدام نمایند. بر این اساس این نوشتار سعی دارد که به سؤالات ذیل پاسخ گوید:
۱) فرهنگ و تهاجم فرهنگی چه تعاریفی دارند؟
۲) ویژگیهای نسل جوان چیست؟
۳) راهها و شیوه های تهاجم فرهنگی چیست؟
۴) راههای مقابله با تهاجم فرهنگی و نقش علماء چیست؟

تعاریف مفاهیم و اصطلاحات
فرهنگ:
کلمه «فرهنگ» نیز همچون سایر کلمات در ادبیات کشورها دارای معنی خاص خود است. فرهنگ در ادبیات فارسی به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت، مجموعه آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم است.(۳) فرهنگ واژه ای فارسی و مرکب از دو جزء «فر» و «هنگ» است که در معانی گوناگونی مانند دانش، دانایی ، خرد، معرفت حرفه، هنر وادب و… به کار رفته است.(۴)
فرهنگ مقوله ای بسیار گسترده است. از این جهت جامعه شناسان و مردم شناسان درباره تعریف جامع و کامل آن اتفاق نظر ندارند و هر یک تعریف خاصی از آن ارائه داده است. ادوارد تیلور مردم شناس انگلیسی فرهنگ را اینگونه تعریف کرده است: « فرهنگ، عبارت از مجموعه علوم، دانش ها، هنر ها، افکار و عقاید، اخلاقیات، مقررات و قوانین، آداب و رسوم و سایر آموخته ها و عاداتی است که انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب می کند.»(۵)
دکتر حداد عادل فرهنگ را چنین تعریف می کند: «فرهنگ عبارت است از کلی ترین بینش و نگرش که یک جامعه نسبت به جهان دارد و معنایی که برای هستی و انسان قایل است .»(۶)
حضرت امام خمینی (ره) از فرهنگ به عنوان اساس هویت و موجودیت جامعه یاد کرده اند، چه اینکه اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه نیز به آن سو گرایش پیدا می کند و در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد آن از دست می دهد و استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می گیرد.(۷)
ابوالقاسم فردوسی می گوید:
تو داری مرا فر و فرهنگ و رای تو باشی به هر نیک و بد رهنمای

تهاجم فرهنگی:
تهاجم را یورش، حمله، ناگاه آمدن بر چیزی و حمله به یکدیگر معنی کرده اند. در قرآن کریم این لغت به کار نرفته و در نهج البلا غه حدود هفت بار از ماده هجوم استفاده شده که بیشتر در حملات و وارد شدن امور فرهنگی و غیر فیزیکی به کار رفته است. (۸)
منظور از هجوم یا تهاجم فرهنگی آن است که جامعه ای تلاش کند که فرهنگ خودش را بر جامعه دیگری که طبعاً دارای فرهنگی خاص است تحمیل کند یا دست کم نوعی دگرگونی در فرهنگ آن جامعه بوجود آورد. به تعبیر دیگر تهاجم فرهنگی دشمن بدین معنی است که یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خاص خود جهت به اسارت کشاندن یک ملت، به بنیان های فرهنگی آن هجوم برده و باورهای تازه ای را به زور و با سلطه رسانه ای به قصد جایگزینی با فرهنگ و هویت و باور های ملی آن ملت وارد کشور می کند(۹)
مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) از تهاجم فرهنگی تعبیر شبیخون فرهنگی دارند و می فرمایند: «تهاجم فرهنگی دو شاخه قابل توجه دارد: ۱- جایگزین کردن فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ بومی ۲- حمله به کشورهای اسلامی و ارزشهای آن از طریق فرهنگی با نوشتن، تهیه فیلم و نمایشنامه، کتب، مطبوعات و جشنواره ها.(۱۰)

دوره جوانی:
به سالهای بیست تا سی سالگی عمر انسان معمولادوره جوانی اطلاق می شود. دوره جوانی دوره انسجام هویت و مدخل زندگی بزرگسالی است. سنین بیست سالگی و بعد دوره ای است که فرد به کمال رشد بدنی خود رسیده، توانایی های شناختی و زبانی و رشد اجتماعی او از کیفیت بالایی برخوردار است و تغییرات روانی مربوط به انسجام هویت وی نیز بر جسته و شوق آفرین است. ورود به زندگی اجتماعی– ااقتصادی و سازگاری و نقش آفرینی فرهنگی نیز در این سالها رخ می دهد. فراغت از تحصیلات دبیرستان، ورود به بازار کار یا دانشگاه، ازدواج و آغاز زندگی زناشویی و تحولات دیگر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به تمامی از ویژگیهای رشد دوره جوانی است .
از آنجا که دوره جوانی زمان تصمیم گیریهای اساسی است و این تصمیمات عموما تأثیر بسیار بزرگی برتمام زندگی فرد می گذارد دوره جوانی را باید به عنوان یک دوره جداگانه و پر اهمیت در زندگی انسان به حساب آورد.(۱۱)

روشهای تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی در قرن حاضر به طور عمده از راههای زیر به کار خود ادامه می دهند :

الف) تبشیر صلیبی:
تبشیر صلیبی، تقریبا همراه با استعمار غرب و پس از جنگهای صلیبی و پیروزی مسیحیان صلیبی بر مسلمانان در اندلس شدت گرفت و برای خود روشهایی به صورت ذیل دارد:
۱) ترویج غرب گرایی به این گونه که با شستشوی مغزی مسلمانان و پیروان دیگر ادیان، به آنان القاء میکنند که بهترین شیوه زندگی شیوه غرب است و باید دین، فلسفه، اندیشه، زبان، اخلاق، رفتار و حتی نسبت به وقت غذا خوردن و لباس پوشیدن از آنها پیروی کرد.
۲) تربیت گروهی از فرزندان کشورهای شرقی بر پایه افکار غربی و بازگردان آنها به کشورهایشان و شخصیت دادن به آنها تا در مناصب عالیه برسند و آنگاه به وسیله آنها افکار غربی را ترویج نمایند .
۳) ترویج آموزش زبانهای غربی در کشورهای اسلامی و چیره ساختن آن بر زبانهای بومی .
۴) تأسیس دانشگاههای غربی و مدارس تبشیری در کشورهای اسلامی، خانه های ایتام، کودکستانها، بیمارستانها و درمانگاهها برای اهداف خود .
۵) کوشش برای دست انداختن بر شیوه های آموزشی و برنامه های درسی، آموزش و پرورش و اخلاق .
۶) تأسیس بخش اسلام شناسی و ترویج تفکر جدایی دین از سیاست، مطالعه و تحقیق بسیاری از یهودیان و مسیحیان در مطالعات اسلامی، زبان عربی و زبانهای شرقی. چنین روندی باعث شده است که اسلام شناسان غربی و متخصصین ادیان، اسلام را به فرزندان مسلمان آموزش دهند و هنگام بحث پیرامون مسایل تاریخی و فکری، نظریات خود را القاء کنند و برخی از تألیفات آنها در این زمینه برای محققین دیگر به عنوان دایره المعارف و کتاب مرجع به شمار می آید.
۷) فرستادن گروههای تبشیری برای تبلیغ مسیحیت به روستاهای دور دست آفریقا و شرق آسیا .
۸) تبلیغ و ترویج فساد در جامعه اسلامی و دور نگه داشتن زن از وظیفه ای که خدا برای او مقرر داشته و دعوت به بی حجابی و اختلاط دختر و پسر، زن و مرد در محیطهای کار و آموزش و در یک سخن تلاش برای فساد زنان تحت عنوان دفاع و حمایت از حقوق آنان.
۹) تأسیس کلیساها و معابد در کشورهای اسلامی و صرف هزینه های گزاف برای آراستن و بر پایی آنها در بهترین میدانهای شهرهای بزرگ .
۱۰) تأسیس رادیوهای ویژه برای تبلیغ مسیحیت و مارکسیسم و منحرف ساختن فرزندان اسلام بویژه در آفریقا و چاپ و توزیع کتب مقدس و نشریات تبشیری در کشورهای شرقی بویژه اسلامی .

ب) تهاجم فرهنگی صهیونیسم:
برخی از روشهای صهیو نیستها برای رسیدن به اهداف خویش به قرار ذیل است:
۱) بستن پیمانهای صلح ذلت بار و مذاکرات سازشکارانه برای تحمیل اراده خود از راه سیاسی .
۲) تاسیس رادیوهایی به زبان مسلمانان و تبلیغ پیشرفتهای اسرائیل.
۳) ایجاد مؤسسات وابسته به صهیونیسم و سازمانهایی مانند فراماسونری، باشگاههای روتاری، لینز و مذاهبی مانند قادیانی، بهایی و… برای تضعیف اعتقادات مسلمانان و وابسته کردن آنان به خود.
۴) ترویج زبان عبری در کشورهای عربی و پخش نشریات مختلف به این زبان .
۵) دست انداختن به خبر گزاریها و وسایل تبلیغاتی جهان مانند: فیلم، ویدیو، هنر و وسایل سرگمی گوناگون .

ج) تهاجم فرهنگی مارکسیسم:
این مکتب بر پایه ترویج مادیگری، انکار دین، آموزش ایدئولوژی مارکسیسم، لینینیسم، مائوئیسم استوار است و با تشکیل احزاب و سازمانهای مسلح و یا مبارزات پارلمانی قدرت را در دست میگیرند و به تغییر فرهنگ و مفاهیم جامعه می پردازند .

د) تهاجم فرهنگی – اخلاقی غرب:
اکنون وقتی اصطلاح تهاجم فرهنگی به کار می رود، معنای بالا در ذهن تداعی می شود. بنابر یک اصل روانشناسی و اجتماعی ملتهای مغلوب از رفتار وکردار ملل غالب پیروی می نمایند.

روشهای تهاجم فرهنگی – اجتماعی غرب
۱) ایجاد انحراف اخلاقی – جنسی:
سالانه هزاران حلقه نوار و میلیونها قطعه عکس مستهجن از خارج کشور برای انحراف و آلوده ساختن جوانان به افغانستان سرازیر می شود .
۲) ترویج دادن اندیشه جدایی دین از سیاست:
مکتب سکولاریزم که معادل «دنیا گرایی» در فارسی و معلول «علمانیت» در عربی است معتقد است دین نباید در امور سیاست، تربیت و اخلاق جامعه دخالت داشته باشد و باید داخل معابد و روابط فردی برخی افراد با خدا محدود شود.
۳) حرکت در پوشش تفکر علمی:
آنها برای اینکه به فرهنگ خود اعتبار و ارزش ببخشند آن را به عنوان تفکر علمی و علم گرایی معرفی میکنند.
۴) ترویج آزادیخواهی به شکل غربی:
منادیان تهاجم فرهنگی ـ اخلاقی غرب، با بهره برداری از کمبودها و نارسائیها و عقده ها بویژه در میان نسل جوان آنان را وادار میکنند که خواستار آزادی به معنای بی بند و باری شوند .ولی همچون «ژاندارک» باید گفت : «ای آزادی چه جنایتها که زیر نام تو انجام نمی شود».
۵) پوشش نیرومند رسانه ای بر کشور های شرقی:
در این راستا صرف هزینه های گزاف، برای ساختن و ارسال ماهواره های نیرومند مخابراتی برای پوشش قوی رادیو تلویزیونی بر نیمکره شرقی جلب توجه می کند .
۶) تهاجم بر مقدسات بوسیله خود فروختگان:
استعمار غربی می کوشد، افراد بی ریشه ای را از میان خود شرقیان خریداری کند و در دامان خود پرورش دهد. آنگاه توسط همین افراد و از زبان آنها بر فرهنگ، دین و تمدن شرق بتازد و خود در پس پرده از آنها حمایت کند. سلمان رشدی نمونه ای از این شیوه است .
۷) استفاده از صنعت توریسم:
برخی از افراد با مسافرت به کشورهای غربی، از خود غربیان در بی بند و باری و فساد از خود غربیها سبقت می گیرند.
۸) تهاجم فرهنگی به نام نوگرایی و تجدد:
یکی دیگر از روشهایی که مهاجمان فرهنگی برای نفوذ به افکار مسلمانان بر گزیده اند مساله تجدد و نوگرایی است. جنبش نوگرایی بر پایه اعطای حداقل علوم و تکنولوژی به جهان اسلام و حداکثر بهره برداری در جهت نشر فلسفه ها و مظاهر فرهنگ غربی و مکتب های ویرانگر مانند نسبیت اخلاقی و ناسیونالیسم و… بنا نهاده شده است(۱۲)

نسل جوان و تهاجم فرهنگی
برای هیچ کس پوشیده نیست که یکی از روشهای خطرناک تهاجم فرهنگی برای نابودی فرهنگ جامعه و جایگزینی فرهنگ خویش، تدوین نظام آموزشی بر اساس فرهنگ استعماری است. آنها در کنار آموزش، مسائل تربیتی را هم دنبال می کنند. با این روش نسل جوان را که ستون فقرات هر جامعه است در جهت منافع خویش تربیت می کنند. استعمار به این دلایل در این جهت از خود حساسیت زیاد نشان می دهد: اولا اگر نسل جوان صحیح تربیت شوند و از فرهنگ سالم اسلامی برخوردار گردند برای دشمنان اسلام خطرناک است. زیرا جوانان هستند که طرح می ریزند و مبارزه میکنند و با جدیت تمام نقشه های استعمار را برملا می کنند. ثانیا اگر جوانان منحرف و فاسد شوند به نفع استعمار خواهد بود و از آنها برای نابودی اسلام بهره خواهند برد. به همین دلیل است که قدرتهای استعماری هزینه های هنگفتی را صرف تحریف جوانان و نوجوانان می کنند. شاهد عینی این مسأله برنامه ای است که آمریکا در کشور اسلامی افغانستان پیاده نموده و در حال حاضر با برنامه های رایویی و تلویزیونی و…. این اهداف را در افغانستان دنبال می کنند .(۱۳)

راههای مقابله با تهاجم فرهنگی و نقش و مسئولیت علما در قبال آن
به نظر می رسد در مقابل با تهاجم فرهنگی غرب باید دو گروه تلاش بیشتری نمایند:۱- روحانیون ۲ – مسئولان نظام.
موارد ذیل نقش آنها را بیشتر مشخص منماید:
۱) ارائه الگوی مناسب دینی:
می دانیم یکی از عوامل سازنده جامعه ـ بخصوص نسل جوان ـ الگوها هستند و تربیت الگویی در نظام پرورشی اسلام به صورت یک اصل مثبت پذیرفته شده است. ضروری است هدایتگران و عالمان دینی در تمام ابعاد زندگی سعی کنند از مصادیق «لم تقولون ما لا تفعلون» نباشند. و رفتار و کردار و زندگی خانوادگی شان برای توده مردم الگویی رهگشا و به سوی فرهنگ قرآن و اسلام باشد.
۲) آگاهی دادن به جامعه و احیای امر به معروف و نهی از منکر:
بی گمان هیچ کس خواهان ضرر و زیان برای خود و جامعه خود نیست و دزد همیشه از غفلت صاحب خانه استفاده کرده و به خانه وارد می شود. پس اگر والدین و جوانان را آگاه کنیم و وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را اجرا نماییم تا حدودی جلوی فسادها و انحرافات را می توانیم بگیریم. در این امر نقش علما بسیار مهم و سازنده است .
۳) تهیه خوراک فرهنگی سالم:
در اغلب موارد علت جذب جوانان به خوراکهای فرهنگی ناسالم، نبود خوراک سالم است. اگر امکانات فکری و فرهنگی و تفریحات لازم به صورت سالم برای آنان فراهم شود، تا حدود زیادی از انحراف و سقوط آنان جلوگیری خواهد شد.
۴) استفاده از تکنیک و دانش ارتباطات و تبلیغات:
درحالی که دانش ارتباطات اجتماعی در این دو دهه با شتاب، گامهای بلندی برداشته است، متأسفانه روشها و تکنیکهای ما در امر تبلیغات ضعیف و عقب مانده است. خوب است که علما با روانشناسی ارتباطات آشنایی پیدا کنند و با استفاده از شیوه های مناسب نفوذ کلام به تبلیغ بپردازند.
۵) احیای امور تربیتی در آموزش و پرورش:
لازم است با استفاده از کارشناسان مسایل تربیتی اسلام، بخش تربیتی نیرومندی در مدارس و مراکز آموزشی کشور ایجاد شود تا باپیشرفته ترین شیوه ها تربیت اسلامی را در مراکز آموزشی و پرورشی پیاده کند. نباید مراکز آموزشی فقط دانشمند تحویل دهد بلکه باید دانشمند متعهد و وفادار به کشور و دین و ملت تربیت نماید تا بیگانگان آنان را مورد بهره برداری قرار ندهند .
خوشبختانه بخش ریاست تربیتی در وزارت معارف افغانستان ایجاد شده است ولی این بخش از عدم و کمبود نیروی متخصص رنج میبرد. در حال حاضر حدود نه هزار نفر معلم راهنما یا مربی تربیتی برای مکاتب افغانستان نیاز است که حتی کمتر از یک درصد این نیروها وجود ندارد.
به مرکز جهانی علوم اسلامی و حوزه های علمیه پیشنهاد می گردد در جهت تربیت نیروی متخصص تربیتی قدم بردارند .چرا که بهترین نیروها برای تربیت دانش آموزان و دیگر اقشار، طلاب علوم دینی هستند که با مسائل دینی آشنایی دارند و بابهره گیری از تخصص علوم تربیتی نقش مهمی در جهت سالمسازی جامعه و جلوگیری از تهاجم فرهنگی ایفا نمایند.
۶) به کارگیری و استفاده از کارشناسان مسلمان در زمینه مسایل اجتماعی، روانشناسی، تربیتی و تبلیغی:
تهاجم فرهنگی و عملیات مقابله با آن درست به مثابه جنگ است، همانگونه که نداشتن تخصص نظامی و وجود افراد بی هدف یا مغرض جنگ را به شکست می تواند بکشاند، مقابله امت اسلامی نیز در صورت آلوده بودن به این آفتها ممکن است چندان موفقیت آمیز نباشد.
۷) فعال کردن مساجد ازطریق نصب ائمه جماعات صالح و نیرومند در امر تبلیغ:
مردم افغانستان با تمام مشکلاتی دارند و با وجود تبلیغات ضد دین غربیان هنوز پایبند و معتقد به دین و مذهب هستند. و این در حالی است که بسیاری از مساجد از وجود روحانی محروم هستند. و گاهگاهی تعدادی از مساجد از نوارهای سخنرانی و روضه برای رفع این کمبود استفاده می کنند.
لازم است که علما در این امر نقش فعالی داشته باشند و دلهای تشنه معنوی مردم را سیراب گردانند. تجربه ثابت کرده است که هر محله و مردمی که علما و روحانیون آنها نقش فعالی داشته اند مردم آنها از نظر دینی و اعتقادات و مسایل تربیتی سالم تر بوده اند .
۸) ایجاد یک شبکه تلویزیونی و تهیه و پخش فیلمهای متناسب با فرهنگ و ارزشهای دینی:
در افغانستان در حال حاضر نزدیک به ۵۰ شبکه تلویزیونی در جهت تبلیغ فرهنگ غرب فعال است و با توجه به تأثیر تصویر و فیلم و ایجاد الگوگیری لازم است حداقل یک شبکه تلویزیونی در جهت ترویج فرهنگ و ارزشهای اسلامی فعالیت نماید و خطرات و مضرات و نتایج خسارتبار فرهنگهای مهاجم غربی تبیین گردد.
منابع:
۱) مجله پیام مستضعفین، شماره ۵۵ و ۵۶ سال۱۳۶۵
۲) مصباح یزدی، محمد تقی( ). تهاجم فرهنگی
۳) فرهنگ فارسی معین. ج۲
۴) طهماسبی، حشمت الله ( ) .مبنای جامعه شناسی و مردم شناسی ایلات و عشایر
۵) محسنی، منوچهر ( ) .جامعه شناسی عمومی.
۶)عادل، حداد( ) . فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی.
۷) خود باختگی و خود باوری از دیدگاه امام خمینی(ره)
۸) صادقی، نبی (۱۳۷۷). مقاله ارائه شده در دومین همایش علمی ـ تحقیقی وحدت) زاهدان ۱۳۷۲( سیستان وبلوچستان : انتشارات اسوه.
۹) مصباح یزدی ، محمد تقی( ).تهاجم فرهنگی
۱۰)شرفی، حمید رضا ( ) .فرایند انقلاب اسلامی.
۱۱) لطف آبادی،حسین(۱۳۷۸) روانشناسی رشد(۲(تهران: انتشارات سمت .
۱۲) براتی، عباسعلی (۱۳۷۷ (مقاله ارائه شده در دومین همایش علمی ـ تحقیقی وحدت (زاهدان۱۳۷۲ (سیستان و بلوچستان : انتشارات اسوه.
۱۳)مجله پیام مستضعفین، شماره ۴۵ و۴۶

نویسندگان: دکتر سیدجعفر احمدی و سیدعلی بابا احمدی

ناتوی فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن از منظر قرآن کریم

ناتوی فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن از منظر قرآن کریم

ناتوی فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن از منظر قرآن کریم
ناتوی فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن از منظر قرآن کریم
یکی از مسائل مهم و قابل تأمل در مهندسی فرهنگی و نظام آموزش و پرورش جامعه اسلامی مسئله ناتوی فرهنگی است. استکبارجهانی که برای تسلط بر منافع ملت ها، سازمان نظامی ناتو را تشکیل داده است، تا از طریق آن به نابودی ...
نویسنده : اکرم السادات هاشمی نژاد
یکی از مسائل مهم و قابل تأمل در مهندسی فرهنگی و نظام آموزش و پرورش جامعه اسلامی مسئله ناتوی فرهنگی است. استکبارجهانی که برای تسلط بر منافع ملت ها، سازمان نظامی ناتو را تشکیل داده است، تا از طریق آن به نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیشتر اهداف استعماری بپردازند. و با استفاده از امکانات زنجیره ای، متنوع و بسیار گسترده رسانه ای؛ سر رشته ی تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و ملت ها را در دست گیرند. ناتوی نظامی که تا دیروز برای کنترل کمونیسم و قدرت نظامی شرق، با مدرن ترین تجهیزات نظامی و تسلیحات کشتار جمعی ایجاد شده بود، در حال حاضر برای مقابله با قطب قدرتمند اسلامی و تأثیرات شگرف انقلاب اسلامی بر ملت های مسلمان و غیر مسلمان فاقد کارایی و توانمندی لازم است و لذا در کنار آن یک سازمان عریض و طویل فرهنگی شکل گرفت که تحت فرماندهی صهیونیست بین الملل، با استفاده از تمامی ظرفیت های تبلیغاتی و فرهنگی و ساماندهی مناسب آنها مبارزه برنامه ریزی شده با اسلام و قرآن تلاش کرد. این سازمان عریض و طویل و در عین حال مخفی را مقام معظم رهبری «ناتوی فرهنگی» نامیده اند. استراتژی ناتو با رویکرد نظامی، تصرف زمین و کسب منابع و مراکز مهم اقتصادی است لکن استراتژی ورهیافت ناتوی فرهنگی قبضه کردن باورها، ایدئولوژی و جهان بینی ملتها و فرهنگ هاست. ناتوی فرهنگی (استعمار نو) در جدیدترین نوع تهاجم خود با انواع فیلم ها، بازی های تخیلی، نقاشی متحرک، هنرهای تجسمی، کتاب، روزنامه، سایت های اینترنتی، شبکه های ماهواره ای و... اقدام به جنگ نرم در دامنه ای گسترده بر علیه دین و ایدئولوژیک اسلامی، انسانی نموده است؛ به گونه ای که از راه نفوذ فرهنگی و از طریق «تخدیر فرهنگی» جوامع تحت سلطه قرار می گیرند. در این مقاله در پی آن هستیم که در حد توان و امکان با بیان اهداف، ابزارها و مصادیق ناتوی فرهنگی و راهکارهای مناسب قرآنی، در راستای افزایش توانمندی در برابر تهدیدات فرهنگی و مقابله با ناهنجارهای اجتماعی حرکت کنیم.
 
مقدمه
در ابتدای دهه 1370 بحث فراگیر عمومی در جامعه ایرانی، مسأله “تهاجم فرهنگی» بود. تهاجم فرهنگی، هجوم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و... مفاهیمی بود که در بین مردم گسترش یافت و در برابر آن، بحث از ضرورت دفاع فرهنگی، امنیت فرهنگی، بقاء فرهنگی و... مطرح شد. اکنون 18 سال از آن زمان می گذرد و تهاجم فرهنگی کیفی تر و کمی تر شده است و جامعه با ابعاد گسترده تری از تهاجم فرهنگی با عنوان “ناتوی فرهنگی» روبرو است؛ در مقابل دفاع فرهنگی نیز باید آرایش مقبولتری بیابد و این تهاجم و دفاع، حکایت از یک “جنگ فرهنگی» تمام عیار دارد. حال آنچه ضرورت می یابد این است که اساساً ناتوی فرهنگی چیست؟ ابعاد و ابزار و روش و اهداف و مصادیق آن کدام است؟ چگونه باید به دفاع فرهنگی پرداخت؟
از مباحث اصلی در بررسی و تحلیل هر پدیده، دانستن مبانی و ریشه های فکری آن پدیده بعنوان چهارچوب ساختاری است که با شناختن آن ترسیم و تعیین راههای تقابل با آن پدیده آسانتر و جهت دارتر می شود. بطور کلی می توان گفت ناتوی فرهنگی در انسان مداری غرب ریشه دارد. اصل اساسی آن مبتنی بر اصالت لذت و اینکه انسان در هر کاری که می خواهد انجام دهد و لذت ببرد و لو ضد ارزشی، آزاد باشد و این اصلی است که با آموزه های اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله)منافات دارد.
با یک جمع بندی چنین می توان گفت که مروجین اصول ناتوی فرهنگی، خواستار ایجاد یک بحران هویتی و پوچی در میان جوامع اسلامی- انسانی هستند تا از این طریق بتوانند در خلاء ایجاد شده در سطح افکار عمومی جامعه بخصوص جوانان، هویتی که متناسب و تأمین کننده منافع آنان است جایگزین هویت اصلی جوامع کنند مانند آنچه از ترویج فرهنگ مصرف گرایی و آزادی مطلق زنان در غرب و برخی جوامع اسلامی بعنوان اهرم های پیشرفت در راستای تأمین منافع اقتصادی بنگاههای بزرگ غربی با یک نگاه ابزارگونه به جنس زن و جامعه انسانی، شاهد هستیم.
ناتوی فرهنگی را می توان وسیله و روشی در دست استعمارگران در امپریالیسم نوین دانست. در گذشته و در امپریالیسم کهن برای ابر قدرتها در تسلط منافع دیگر کشورها این گونه مرسوم بوده که به دیگر نقاط لشگرکشی می کردند و از طریق تحکیم نظامی، مبادرت به اعمال سلطه خویش می کردند ولی امروزه به جای صرف وقت و هزینه های گزاف، در امپریالیسم نوین برای رسیدن به اهداف از طریق کنترل اهرمهای کلیدی اقدام می کنند و یکی از کلیدی ترین اهرمها که همواره مورد توجه استعمارگران در میان همه ملتها و بخصوص ملل اسلامی است، مقوله فرهنگ است. تهاجم فرهنگی که شاید بتوان آن را به تعبیر مقام معظم رهبری بی صداترین و مخرب ترین ابزار حمله دشمنان دانست و به جاست که بار دیگر سخن امام خمینی (رحمةالله علیه)درباره نقش فرهنگ را یادآور شویم که فرمودند: “مایه خوشبختی و بدبختی همه جوامع، در فرهنگ آنهاست».
در این مقاله نگارنده را سعی بر آن است که با تعریف کلید واژه های ناتو، فرهنگ، ناتوی فرهنگی، جنگ نرم، استعمارنو و بیان اهداف ناتوی فرهنگی حرکتی آگاهانه در میان نخبگان علمی و فرهنگی جامعه اسلامی را برای رجعت حقیقی به قرآن و بهره گیری از راهکارهای قرآنی جهت مقابله حدی با ناتوی فرهنگی برانگیزد تا بعثتی محمدی (صلی الله علیه وآله)برای تشکیل و تشکل آموزش و پرورش قرآنی نمایند.
 
تعریف کلید واژه ها
ناتو: از نظر لغوی ناسازگار و ناموافق معنا می دهد، اما در ادبیات نظامی نام سازمانی نظامی متشکل از کشورهای استعمارگر، به سردمداری آمریکا است. که یکدیگر را در مقابل تعهدات در مواجهه با خطر حملات سایر کشورها پشتیبانی و حمایت می نمایند.
فرهنگ: علم، دانش، ادب، تعلیم و تربیت، آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت. در لغت نامه دهخدا معنای فرهنگ عبارتست از ادب، تربیت، پرورش، عقل و خرد، فضل و فضیلت، بزرگی، بزرگواری، دانش، وقار، شکوهمندی، حکمت، معرفت، فقه، علم، شریعت، صنعت، هنر، هوش و فراست.
واژه فرهنگ از دو بخش «فر» و «هنگ» تشکیل شده است.
«فر» به معنای: شأن، شکوه و شوکت، برازندگی، زیبایی و پیرایش، نور و پرتو، تابش، آواز و آهنگ عدالت و امامت، استقلال و سیاست و عقوبت، فوقانی، توانایی، سرافرازی و...
«هنگ» به معنای: سنگین، تمکین، وقار، قصد و اراده و آهنگ جایی و سویی، زور، فراوان، زیرک، دریافت، فهم، قوم و قبیله، لشکر، سپاه و نگهداری است.
ناتوی فرهنگی: یعنی ابر قدرتها با کمک وسائل، فناوری و اطلاعات حتی امواج به راحتی در خانه های ما وارد شده و به صوت و تصویر، نوشتار، هنر، ورزش و حتی علم، ما و فرزندانمان را تحت تأثیر قرار دهند و با اهداف سیاسی، فرهنگی و تبلیغی در صدد متزلزل کردن فرهنگ سنتی کشورهای جهان سوم به خصوص کشورهای مسلمان بر آیند. آنها به راحتی کالاهای خود را تبلیغ می کنند، پیام های روانی خود را می فرستند، روابط نامشروع بین زن و مرد را ترویج می نمایند، عکس های مستهجن زنان و مردان را به نمایش می گذارند، خبرهای دروغ برای جوامع می فرستند، زمینه های «آشفتگی هویت» را برای جوانان فراهم می کنند، ابهت فرهنگی و دینی خانواده ها را می شکنند، و برای اهداف خود از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند و با کمک فناوری اطلاعات به ویژه اینترنت مرزهای زمانی و جغرافیایی جوامع مختلف را در هم شکسته و وارد تمام جوامع بشری می شوند.
 
جنگ نرم: جنگ اطلاعاتی، جنگ روانی تبلیغاتی، جنگ سایبری
جنگ نرم با شروع دوره انقلاب علوم و فناوریها، خصوصاً فناوریهای اطلاعات، ارتباطات، الکترونیک و رایانه در سالهای اخیر طراحی شد و در حال حاضر سیر تکاملی خود را طی می نماید.
استعمار نو: در این نوع از استعمار راه نفوذ و سلطه و بهره برداری راه فرهنگی است و از طریق “تخدیر فرهنگی» جوامع تحت سلطه قرار می گیرند و مهمترین ابزار نفوذ در این نوع استعمار ابزار رسانه ای است.
 
ناتوی فرهنگی
اصطلاحی است تازه وارد در ادبیات سیاسی ایران، و مفهومی است که برای اولین بار مقام معظم رهبری در سال 1385 در جمع اساتید و دانشجویان مطرح نمودند، اما در ادبیات سیاسی جهان مسأله جدیدی نیست.
ایالات متحده آمریکا در دوران جنگ سرد که از سالهای بعد از جنگ دوم جهانی آغاز و با فروپاشی شوروی سابق پایان یافت برای مبارزه فرهنگی و اطلاعاتی با شوروی سابق دست به تشکیل سازمان هایی به ظاهر فرهنگی و دانشگاهی زده بود که محققان از آنها با نام ناتوی فرهنگی یاد می کنند، ناتوی فرهنگی در زمان جنگ سرد مستقیماًَ توسط سازمان سیا اداره می شد و در حیطه های مختلف به فعالیتهای فرهنگی مشغول بود که از جمله این حیطه ها می توان به چاپ و نشر کتب مجلات و فصلنامه ها اشاره کرد، از دیگر فعالیت های این ناتوی فرهنگی کنترل محتوا و حتی جهت دهی به هنرهایی مانند موسیقی، نقاشی و فیلم سازی و.. بوده است.
رویکرد اصلی ناتوی فرهنگی، جنگ نرم و هدف اصلی آن نابودی هویت ملی جوامع بشری بویژه مقابله با ایمان انسان هایی است که مصمم هستند از هویت دینی و ملی خود شرافتمندانه دفاع کنند.
اعضای ناتوی فرهنگی با بهره مندی از 57 سال تجربه نظامی گری، تأسیسات پایه ای هماهنگی را در حوزه رسانه ها شکل داده اند. خبرگزاری های بین المللی، شبکه های خبری غالب مانند بی. بی. سی و سی. ان. ان، تأسیسات ماهواره ای که ارسال امواج صدها شبکه ماهواره ای را بر عهده دارند، صدها روزنامه و هزاران پایگاه خبری و تبلیغاتی از جمله این تأسیسات هستند که همگی ارزشهای مشترک غربی را منتشر و تلاش می کنند ارزشهای مقاوم در برابر خود را در هم کوبند.
کاری که مدتهاست آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی در تهاجم فرهنگی بر علیه جمهوری اسلامی ایران، شروع کرده اند به کارگیری مجدد برخی از روشهای زمان جنگ سرد است، و یکی از این روشها به تعبیر مقام معظم رهبری، ناتوی فرهنگی است.
اگر غرب در جنگ سرد برای مقابله با اردوگاه کمونیسم پیمان نظامی ناتو را تدارک دیده، در آغاز قرن 21 از هراس موج بیداری اسلامی در جهان اسلام در پی تشکیل «ناتوی فرهنگی» است، تا به استفاده از امکانات فرهنگی مانع استمرار و رشد بیداری ملتها شود و بدین وسیله سررشته تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشورها و ملتها را به دست گیرد.
ایجاد «ناتوی فرهنگی» نشانگر تجمیع ظرفیت های فرهنگی دشمنان و کسانی است که اسلام را مانع جدی اهداف خود می دانند.
 
اصول ناتوی فرهنگی
اصولی که در ناتوی فرهنگی تبلیغ و ترویج می شوند عبارتند از:
اصالت لذت
دنیا گرایی
بی اخلاقی گری اجتماعی
فردیت فرد
فمنیسم (هر چیز را از نگاه جنسیت دیدن و در یک کلام تبلیغ برای رفع حیاء از سطح اجتماع)
سوداگری اقتصادی
توده گرایی
ترویج بی بند و باری
 
اهداف ناتوی فرهنگی
ناتوی فرهنگی در کمین هویت دینی، ملی و منطقه ای است. جبهه ناتوی فرهنگی هم مانند دیگر جبهه های طراحی شده از سوی دشمنان ملت ایران و امت اسلام دارای اهداف
خاص خویش است که بطور خلاصه می توان این اهداف را در ساختار شکنی و جایگزین ساختار مطلوب در راستای تثبیت منافع غرب، نام برد.
از این رو، حوزه اصلی فعالیت دشمنان در جبهه فرهنگی، شکستن ساختارهایی است که ادیان و مذاهب اصیل بدنبال تثبیت آن هستند.
ترویج و القاء این تفکر که حکومت یک پدیده و ایده غیر دینی و حتی مخالف با آموزه های دینی و الهی است و در این راستا از تبلیغ و حمایت از فرق و نحله هایی همچون صوفیه، وهابیت، حجتیه، بهائیت حمایت می کنند که همگی آنان در اندیشه سیاسی غرب، امر حکومت را مانع سعادت اخروی و یا خارج از وظایف انسانهای عادی می دانند.
ایجاد اختلاف و شکاف در جوامع اسلامی، چند دسته گی و تقابل و نهایتاً درگیری بین اقوام و مذاهب گوناگون، هم در بعد ملی و هم در سطح جهان اسلام.
تخریب بنیان های فکری و اعتقادی، اعضای ناتوی فرهنگی سعی دارند چهره تابناک دین مبین اسلام و چهره مبارک پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله)را از طریق رمان، فیلم و کاریکاتور مخدوش و دین اسلام را طرفدار خشونت که با زور و شمشیر گسترش پیدا کرده است؛ معرفی کنند و در واقع سعی دارند با استفاده از برتری های سیاسی، اقتصادی و رسانه ای به مبانی افکار و ارزش های مسلمانان هجوم بیاورند و با نفی و رد ارزش های دینی و ملی، حاکمیت خود را تثبیت و ارزش های نامطلوب خود را تحمیل کنند.
ایجاد گسست و اختلاف بین دولت و ملت.
هدایت افکار عمومی، ایجاد ابهام و تردید در اذهان مردم، تأمین منافع سیاسی، به دست گرفتن تحولات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشورها و ملت ها، تشکیل سازمان فرهنگی برای نابودی هویت ملی جوامع بشری و... از دیگر اهداف ناتوی فرهنگی است.
 
ابزارهای ناتوی فرهنگی
دشمنان و اعضاء ناتوی فرهنگی با استفاده از ابزارهای مختلف در پی ایجاد گسست در میان شالوده مستحکم دینی، ملی و منطقه ای است و متأسفانه جوانان و نوجوانان به دلیل حس کنجکاوی، علاقمندی به شناخت چیزهای جدید، عشق، جذابیت، کمی تجربه، اقتضای سنی و آسیب پذیری مهمترین ابزار در دست اهداف ناتوی فرهنگی هستند و آنچه که موجب تخریب جوانان و نوجوانان می شود در محور فعالیت اعضاء ناتوی فرهنگی قرار دارد.
 
سایت ها، رسانه های نوظهور، باندهای فساد اینترنتی
از ابزارهای مهم و قوی به شمار می روند و یکی از مهم ترین و جدی ترین حوزه های فعالیت کشورهای دشمن در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی استفاده از رسانه در جهت ایجاد جو منفی در ایران می باشد؛ در واقع راه اندازی رسانه های فارسی گوناگون مانند شبکه های تلویزیونی، رادیویی، ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور و راه اندازی سایت های مستهجن که از 10 سال پیش آغاز شده و در 5 سال اخیر گسترش پیدا کرده فقط در مسیر نابودی فرهنگ ایرانی، اسلامی چندین هزارساله ملت بزرگ ایران فعالیت می کنند و در پی آن هستند که فرهنگ ایرانیان را فرهنگی مستهجن معرفی نمایند و مبارزه ای همه جانبه را با نظام جمهوری اسلامی ایران برپا نمایند.
 
بازی های رایانه ای: با قابلیت ها و ویژگی
های خاص خود که به شکل های مختلف تأثیر می گذارند: این گونه بازی ها بسیاری از اصول یادگیری مانند هم ذات پنداری (الگو سازی)، تمرین، تکرار، پاداش و تقویت را بکار می گیرند. در بازی های رایانه ای گرافیک، صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی و تخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مسأله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که بازیگران را جذب این بازی ها می کند. کار مستقل، مداومت در بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی از جمله عواملی هستند که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند. و دقیقاً به دلیل همین خصوصیات است که به یکی از ابزار تأثیرگذاری غرب در راستای ناتوی فرهنگی علیه دنیای اسلام و خصوصاً انقلاب اسلامی ایران تبدیل شده است.
 
وزارتخانه های خارجی
از جمله «وزارتخانه هلند» که با هماهنگی انگلیس و هدایت دیپلمات های هلندی و بودجه بندی پنهان آمریکا در پی ناتوی فرهنگی و تلاش برای براندازی نرم با راه انداختن انقلاب های مخملی علیه جمهوری اسلامی ایران هستند.
 
رادیوهای بیگانه و شبکه های مهم خبری
جعل واقعیت و سانسور خبر حربه ای مهم در دست اعضاء ناتوی فرهنگی است که به وسیله آن می توانند افکار عمومی را شکل دهند. (ماجرای کوی دانشگاه تهران)
دانشگاه، روشنفکران، مخالفان، دوستان نادان: در حال حاضر دشمن بیشترین توجه خود را به مراکز آموزشی عالی معطوف کرده است، به طوری که جریانهای انحرافی با تمرکز دین ستیزی، فرقه گرایی و... در دانشگاهها فعال شده اند.
سینما، کتاب، و... همه ابزارهای در دست اعضاء ناتوی فرهنگی هستند.
این ابزارها مهمترین پشتیبان عملیات روانی، استحاله فرهنگی، تخریب، تخدیر و تحقیر فرهنگی و شستشوی مغزی ملتها به حساب می آیند. به عنوان مثال کشور آمریکا همکاری نزدیکی با 50 دانشگاه علوم ارتباطات جهان دارد و با در اختیار داشتن 140 روزنامه، 44 رادیو، 17 شبکه تلویزیونی و 25000 مرکز انتشار نسخ خبری ابزارهای زیادی در اختیار دارد.
 
نحوه تأثیرگذاری ابزارهای ناتوی فرهنگی
خشونت و پرخاشگری: صحنه هایی مثل خفه کردن همراه با صدای شکستن مهره های گردن، استفاده از ضربات مشت و پا، استفاده از سلاح های سرد مانند چاقو، خنجر، همراه با افکت هایی مثل صدای ناله.
تبلیغ فرهنگ برهنگی و نمایش صحنه های غیر مجاز
تبلیغ فرهنگ غرب
اصرار بر انجام خطا و گناه
از بین بردن قبح گناهان
ارائه نمادهای غیراخلاقی یا ضد اخلاقی
اسوه سازی از شخصیت های غیر اخلاقی
 
مصادیق ناتوی فرهنگی
با توجه به تعاریف و اهداف ناتوی فرهنگی و جنگ نرم می توان دریافت که دشمن از هر راهی به دنبال تخدیر، تخریب واستحاله فرهنگی است. بنابراین به هر شکلی و به هر قیمتی برای رسیدن به اهدافش ظاهر می شود. لذا به چند مورد اندک از هزاران مصادیق ناتوی فرهنگی در جامعه اسلامی ایران اشاره شود.
 
1- ناتوی فرهنگی و تأسیس انجمن «پرخواران گمنام»
در حالی که هنوز کسانی در جامعه وجود دارند که در فقر معیشتی هستند بعضی در ایران به دنبال این هستند که “انجمن پرخوران گمنام» را تشکیل دهند و شکی نیست که این اقدام در جهت ناتوی فرهنگی دشمن و سرنخ چنین فضایابی بدست دشمن است که از افرادی غافل نیز در جامعه استفاده می کند.
 
2- ناتوی فرهنگی و جنگ نرم افزاری
جنگ نرم افزاری که دامنه ای گسترده تر از محدوده سیاسی و جغرافیایی پیدا کرده است و به کمک جنگ های دینی و ایدئولوژی شتافته است؛ بازی های رایانه ای یکی از کارآمدترین روش ها برای تأثیرگذاری و فرهنگ سازی در جهت اهداف ناتوی فرهنگی و مطرح نمودن نظام سلطه به طور عام می باشد.
در همه این بازی ها مبارزه آمریکایی ها با اسلام و کشورهای اسلامی به بخصوص شیعه و کشور ایران مطرح است. در غالب این بازی ها بازیگر رایانه در حکم یک قهرمان آمریکایی با تروریست هایی درگیر می شود که قیافه اسلامی و واضح تر بگوییم قیافه بسیجی و سپاهی ایرانی دارند. نمادهایی هم که در این بازی ها به عنوان پایگاه های دشمن استفاده می شود مساجد و اماکن مذهبی مسلمانان با رنگ های سبز و آبی است که کاشی ها و معرق کاری های اسلامی به صورت بسیار واضح و روشن در آن نمایان است. ماهیت این بازی ها معمولاً بر مبارزه با تروریسم متمرکز شده است. سری بازی های «دلتا فورث» بخصوص نسخه های جدید آن که کاملاً ماهیت ضد اسلامی دارد، از این قبیل هستند.
 
3- هالیوود، فیلم های مستهجن. قاچاق هنرپیشگان ایرانی به هالیوود
هالیوود که از مظاهر هنر و تکنولوژی غرب به شمار می رود در قبضه صهیونیست ها می باشد. هالیوود به جای ترویج فرهنگ و اندیشه درست برای زندگی سعی در ایجاد زیر بناهایی دارد که تنها تیشه بر ریشه جهان و بشریت می زند که از جمله اقدامات آن ساخت فیلم 300 است که تمهیدات بی شماری در آن صورت گرفته تا پارسیان را جانورانی از ایل و تبار آسیایی (مثل مغول ها) نشان دهد.
بنابر اسناد و اخبار، پروژه ای دیگر از شبکه جهانی ناتوی فرهنگی جهت سربازگیری از جبهه مقابل برای سازماندهی تهاجم جدید به ارزش های اسلامی و فرهنگ ایرانی در حال شکل گیری است.
ابتدا از طریق جذب هنرپیشگان ورشکسته و فراری و در حال حاضر هنرپیشه ای که با سرمایه مادی و معنوی این سرزمین به موقعیت رسیده است را با وعده و وعید به خود جلب کرده تا پروژه جدیدی را کلید بزنند.
حضور 10 دقیقه ای هنرپیشه ایرانی... در یک فیلم 130 دقیقه ای به نام “مجموع دروغ ها» ساخته کارگردان شبه دولتی آمریکایی یعنی رایدلی اسکات در نقش زن فریبکار نه به خاطر هنر هنرپیشه ایرانی و جهانی شدن او است بلکه به خاطر میل اربابان صهیونیستی که نوک حمله شان متوجه مسلمانان و کتاب آسمانی شان است. در واقع اگر پیش از اینها با عناصرخودشان به اسلام و مسلمین و... حمله می نمودند متأسفانه در قالب ناتوی فرهنگی با جذب نیرو از بین خودی، تهاجم خویش را سازمان می دهند.
 
4- برنامه شبکه ماهواره ای، اینترنتی
ناتوی فرهنگی که ماهیت آن تهاجمی و در قالب فرهنگی و شبه هنری است. قصد دارد از طریق ابزارهای ماهواره ای هویت ملی و مذهبی مسلمانان علی الخصوص شیعیان را تضعیف کند. گسترش فساد و فحشاء از طریق کانال های ماهواره ای و ایجاد جنگ روانی از تکنیک های خاص ناتوی فرهنگی است.
4-1- گسترش ابتذال و بی بندباری:
مشاور مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در دانشگاه شهرکرد گفت: 37 شبکه ماهواره ای، تخریب فرهنگ اسلامی را در دستور کارخود قرار داده اند. وظیفه این شبکه ها گسترش ابتذال، تبلیغ مصرف گرایی، تبلیغ سکولاریسم و ترویج و گسترش بی بند و باری و فساد در بین کشورهای اسلامی است. ناتوی فرهنگی از زمان چاپ کاریکاتور موهن رسول الله (ص)، نوشتن کتاب آیات شیطانی، و اهانت به ساحت پیامبراعظم (صلی الله علیه وآله)در مسجد خلیل آغاز شده است و پشت پرده این ناتوی فرهنگی صهیونیسم قرار دارد.
4-2-  مواد مخدر و مشروبات الکلی
معضل مواد مخدر در جامعه از مصادیق ناتوی فرهنگی است و امروزه تنوع مواد مخدر قابل مقایسه با گذشته نیست و تجارت مواد مخدر در کنار تجارت نفت و اسلحه رتبه اول را به خود اختصاص داده است و این برگرفته از سیاست سردمداران و برنامه ریزان ناتوی فرهنگی است که مبارزه با آن نیز مشکل و پیچیده است و باید سازمان یافته با این بلای خانمان سوز جنگید.
استعمال مواد مخدر چه در قالب سنتی آن و چه در قالب مخدرهای شیمیایی جدید و قرص های روانگردان و مدپرستی و تقلید سهم مهمی در تخریب اندیشه و ارزش های مبتنی بر معنویت و ملیت دارد.
4-3- فرقه های ضاله
وجود فرقه های ضاله مانند بهائیت، وهابیت، شیطان پرستی و فرقه های دراویش منحرف از مصادیق ناتوی فرهنگی و شبیخون فرهنگی است که همه این فرقه ها ساخته دست سرویس های جاسوسی انگلستان صهیونیست بین الملل است.
 
آموزش و پرورش اسلامی و ناتوی فرهنگی:
در قدیم الایام انسانها در مقابل تهاجم دشمنان دژهای مستحکمی بنا می کردند و آسوده در پناه آن زندگی می کردند. اما امروزه که ابزار تهاجم از ادوات نظامی به ابزارهای فرهنگی تعبیر کرده است؛ چه باید کرد؟ باید جوانان و نوجوانان و کودکان بتوانند دژهای مستحکمی از ارزش های تو در تو در مقابل مهاجمان فرهنگی بنا کنند. این امر در کجا میسر خواهد شد؟
عرصه آموزش و پرورش از مهمترین حوزه های فرهنگ یک کشور است که در تیررس نخست مهاجمان فرهنگی در جنگ فرهنگی می باشد و در دوران معاصر سیاستمداران آمریکایی، برای نفوذ به عرصه های اجتماعی و سیاسی ملت های دیگر از معبر آموزش و پرورش عبور می نمایند. مهاجمان فرهنگی که می کوشند با استفاده از ابزارهای مختلف در حوزه های متعدد از جمله آموزش، هویت و فرهنگ یک ملت را تغییر دهند، جنگ نرم را برای تأثیرگذاری بیشتر در دستور کار خود قرار داده اند. دولت آمریکا نیز همگام با نظام سرمایه داری، تلاش می کند تا با تلاشی مضاعف فرهنگ مردم جهان را به سمت فرهنگ و اخلاق تصنعی و آمریکایی منحرف سازد. آموزش در یک جامعه، از قوی ترین وجوه فرهنگی به شمار می رود که کاربرد وسیعی در تمامی فعالیت یک جامعه دارد. امروزه کاربرد این مقوله مهم فرهنگی از نظر هیچ دولتی از جمله ایالات متحده آمریکا پوشیده نمانده است و کاخ سفید به شیوه های متفاوت می کوشد تا از این ابزار فرهنگی برای استیلای اهداف و آرمانهای خود در سراسر جهان بهره ببرد. آموزش از معدود پدیده های فرهنگی است که امروزه بیش از هر زمان دیگر برای ایجاد روابط دیپلماتیک و پل ارتباطات فرهنگی میان دولت ها به کار گرفته می شود. تردیدی نیست که مسئولان فرهنگی و سیاسی هر کشوری می کوشند تا ابعاد مختلف این پدیده فرهنگی را بررسی کرده و با استفاده از فرصت های موجود و قابلیت های آن ضمن خنثی کردن تهاجمات و شبیخون های فرهنگی به بهترین نحو ساخت های اجتماعی - سیاسی خود را بر مبنای آموزش های صحیح و علمی استوار سازند. به همین بهانه و برای نمونه می توان به موضوع فرار مغزها که یکی از معضلات کشورهای جنوب به سمت شمال است، اشاره کرد. فرار مغزها یا مهاجرت صاحبان فکر، سرمایه و هنر، از سمت کشورهای جنوب به سمت کشورهای شمال تنها یک روی سکه است، که در صورت بازگشت این مغزها به کشور مبدا، آنان خواسته یا ناخواسته حامل مجموعه ای از بارهای فرهنگی جامعه میزبان خواهند بود که اثرات ثانویه انتقال آن به جامعه هرگز به درستی مورد بررسی قرار نگرفته است.
و درست به همان دلیل که در تجربه 8 سال دفاع مقدس و 33 روز مقاومت حزب الله لبنان ثابت شد، قدرت نظامی غرب بلا منازع نیست و می توان با تکیه بر ایمان و بهره گرفتن از توانمندی ها در برابر آن ایستادگی کرد و حتی آن را شکست داد، در حوزه فرهنگ نیز پایداری، مقابله فکری با فرهنگ ضد، تحقیق و پژوهش و تولید اطلاعات و دانش بهترین راه دفاع فرهنگی است و بهترین پاسخی است که مبتنی بر عزت و غیرت است.
 
راه های قرآن کریم برای مقابله با ناتوی فرهنگی:
در راه مقابله با ناتوی فرهنگی اصلی ترین وظایف مسلمانان در ابتدا رجعت واقعی به قرآن کریم، انس با قرآن و فراگیری عمل به احکام و قوانین قرآن است و آنگاه کنار زدن حجاب ها از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله)و شناساندن آن به دنیای غرب آنهم با زبان علم و کردار که مؤثرترین روش است می باشد.
در حوزه رفتار اجتماعی برخی فعالیت های هنری می توانند بالقوه یا بالفعل برای ما تهدید محسوب شوند. که راه مقابله با آنها “تولید فرهنگ و هنر قرآنی» است؛
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین مهندسی فرهنگی فرموده اند: “یکی از مهمترین تکالیف ما در درجه اول مهندسی فرهنگ کشور است، یعنی مشخص کنیم که فرهنگ دینی، فرهنگ عمومی و حرکت عظیم درون زا و کیفیت بخش که اسمش فرهنگ است و در درون انسانها و جامعه بوجود می آید چگونه باید باشد؟ اشکالات و نواقصش چیست و چگونه باید رفع شود؟ کندی ها و معارضاتش چیست؟ مجموعه ای لازم است که این ها را تصویر کند و بعد مثل دست محافظی هوای این فرهنگ را داشته باشد.”
حوزه ملی و جهان اسلام دو حوزه مهم برای برنامه ریزی دفاعی و تهاجمی در برابر حرکت سازمان یافته غرب است و رسانه مهمترین ابزار برای به اجرا درآوردن این برنامه محسوب می شود. در هر دو حوزه باید ارزشهای مشترک را بازشناخت و برای تحکیم و گسترش آنها اقدام کرد. استفاده از همه ظرفیت ها، بهره مندی از فناوری روز و بکارگیری جدیدترین تکنیک هادرانتقال پیام از دیگر راهکارهای ورود به این عرصه است. تقویت رسانه های ملی، تأسیس رسانه های فراملی و ایجاد رسانه ها یا پیمان های رسانه ای مشترک اسلامی از دیگر الزامات حضور فعال و خلاقانه در این ساحت به شمار می رود.
در خصوص بازی های رایانه ای که استفاده از بازی های رایانه ای مخرب در غرب که سازنده آنها هستند ممنوع یا محدود است و دشمن با ساخت و توزیع بازی های رایانه ای ضد اخلاقی و مروج فحشاء، خرافه پرستی، خشونت، مواد مخدر و... ناتوی فرهنگی علیه مسلمانان ایرانی را آغاز کرده و سعی دارد تا آنان را از اهداف آرمانی و ارزشی اسلام منحرف کند، پس لازم است در حوزه فرهنگی آثاری تولید شود که از کیفیت گرافیکی بسیار بالایی برخوردار باشد و بتواند با حجم گسترده آثار غربی رقابت کند و اثرگذاری مفید در پی داشته باشد و آگاه سازی جامعه، ایجاد رده بندی بازی های رایانه ای، فرهنگ سازی و استفاده بهینه و مفید از این بازی ها و همچنین تولید و عرصه بازی های مروج فرهنگ و هنر اصیل اسلامی - ایرانی را از جمله راهکارهای مقابله با شبیخون فرهنگی و کاهش صدمات مخرب ناشی از بازی های رایانه ای می باشد.
از مهمترین اموری که بایستی سریعاً سامان داده شود تشکیل اتاق فکری برای تولید مبانی نظری و مقابله با هجمه های موجود است. این کار ابتدا باید در دانشگاه و حوزه انجام شود و از آنجا مبانی نظری تعریف شده، به سیاست گذاری، پروژه و اجرا ختم شود.
با جمع بندی آنچه که مطرح شد، راهکارهایی که به نظر می رسد عبارتند از:
- تولید فن آوری و بازی های رایانه ای.
- حضور فعال جامعه اسلامی در فضای اینترنتی و پاکسازی سایت های فارسی زبان از انحرافات و ایجاد فضای مجازی بدون دغدغه برای گسترش و نشر قوانین و معارف اسلام و قرآن.
-  آموزش فرهنگ استفاده از تکنولوژی در بین رده های مختلف سنی افراد به همراه ترویج آموزه های دینی و قرآنی.
-  ایجاد بسترهای مناسب در خصوص ابزارها و امکانات فرهنگی و غنی سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان.
-  بالا بردن سطح معارف قرآنی مردم و عمق بخشیدن به آن.
-  تبیین اهداف و مواضع عقیدتی و سیاسی انقلاب اسلامی و تحکیم مبانی آن.
-  اصلاح ساختارها و بازنگری در آنها و به روز کردن آنها.
-  انسجام، سازماندهی و هماهنگ ساختن فعالیت های تبلیغاتی دینی در سطح جامعه اسلامی
-  مقابله فکری با فرهنگ ضد اسلامی و ضد انقلابی.
-  حرکت رویکردهای فرهنگی انقلاب از مسیر انفعالی به سوی دفاع و سپس تهاجم متقابل با تکیه بر راهبردهای قرآنی.
-  زمینه سازی برای محو عوامل فساد فرهنگی و اخلاقی و ارائه خوبی ها. (جدی گرفتن امر به معروف و نهی از منکر فرهنگی و سیاسی
- حرکت به طرف یک انقلاب علمی و داشتن الگوی رسانه ای اسلامی.
-  ریسک پذیری رسانه های دیداری و شنیداری در خصوص وظیفه آگاه سازی رسانه ملی خصوصاً در مورد هشدار به خطرات آسیب های مختلف اجتماعی.
- عمق بخشیدن به فعالیت های تبلیغی و فرهنگی و ساماندهی مقوله هنر، فیلم، سینما و... و تشویق و توجه به هنرمندان متعهد جهت تولید آثار هنری مصون ساز.
- جلوگیری از معرفی الگوهای کاذب هنری، ورزشی، فرهنگی با وضعیت ظاهری آنچنانی، طرز بیان و حالات آنها و افکار ناسالم از طریق برنامه های تلویزیونی، سریال ها و حتی مطبوعات.
- توجه به کیفیت و تأثیرگذاری در ارائه آثار هنری نه توجه به کمیت و آمار و ارقام.
- انجام مطالعات و تحقیقات اصولی به منظور شناخت و شناساندن فرهنگ و معارف اسلامی.
- چاپ و انتشار کتب، مجلات و جزوات عقیدتی- سیاسی، تحقیق و پژوهش و تولید اطلاعات و دانش.
- تربیت و اعزام معلم و مدرس به مناطق مورد نیاز.
- فراهم آوردن موجبات اجرای برنامه آموزش عامه (مردمی) به منظور افزایش آگاهی های عمومی نسبت به وظایف و مسئولیت های ارگان های مختلف دولتی و مقررات مورد اعمال این دستگاهها و مقدورات و امکانات آن ها.
- واقع نگری و پذیرش واقعیات موجود در جامعه توسط مسئولان.
- تلاش در جهت عمران و رفاه عمومی و مبارزه با فقر و بی سوادی.
- بررسی و مطالعه در زمینه نیازمندی های آموزشی کارمندان دولت در سطوح مختلف شغلی و تهیه و تنظیم برنامه های - آموزشی قبل و ضمن خدمت وزارتخانه ها و موسسات دولتی در اداره امور مربوط به بورس های کارمندان دولت.
 
راهکارهای قرآنی مقابله با ناتوی فرهنگی خاص آموزش و پرورش
1-فضا سازی تربیتی و تزکیه نفوس و تقید به آموزش و پرورش قرآنی
2-تبلیغ و ترویج معارف الهی و آشنا سازی فطرت پاک دانش آموزان با معارف قرآنی به صورت هنرمندانه
3-توجه با اصل کرامت انسانی و تکریم شخصیت دانش آموزان و گرایش آنها به آزادی معنوی و استقلال
4-توسعه فعالیت های معاونت پرورشی و برگزاری اردوهای علمی، فرهنگی، تفریحی و ورزشی؛ تقویت تشکل های قرآنی.
5-گسترش برنامه های مناسب تحصیلی، تشویق جوانان به ورزش و فرهنگ سازی در زمینه های متعدد ورزشی، هنری و فرهنگی.
6-تقویت باورهای دینی و ملی در قالب تشکل های دینی و مذهبی.
7-توسعه تشکل های فرهنگی و قرآنی و برگزاری مسابقات متنوع قرآنی.
8-نظارت بیشتر بر برنامه های اجرایی دستگاه ها و سازمان های ذیربط، تقویت کانونهای علمی و کانونهای نخبگان و المپیادها و برگزاری نشست های علمی برای دانش آموزان.
 
منابعی که الهام بخش نگارنده در تدوین و تنظیم مطالب بوده است:
1-علمداری، شهرام، ناتوی فرهنگی و روش مقابله با آن، نشر رضویه، خرداد 1387.
2-ناتوی فرهنگی و راهبردهای مقابله با آن، سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان، بهار 1388
3- بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، 1368/9/7، در جمع مسئولان دولت پنجم
4- بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، 1385/8/18، در استان سمنان.
 
برگرفته از : نشریه کوثر، شماره 32
منبع : bashgah.net

چیستی فرهنگ و تهاجم فرهنگی در فرمایشات رهبر معظم انقلاب

چیستی فرهنگ و تهاجم فرهنگی در فرمایشات رهبر معظم انقلاب 
مقدمه
امروزه دشمن در حوزه و جبهه فرهنگی فعالیت گسترده ای می کند. لذا مسأله فرهنگ مسأله مهمی است و دشمنان برای رسیدن به اهدافشان این حوزه را مورد تهاجم قرار داده اند و هر روز با ابزاری این حوزه را مورد توجه قرار می دهند. رهبر معظم انقلاب به این مسأله مهم اذعان داشته اند. از این رو در این نوشته سعی شده است مسأله فرهنگ و تهاجم فرهنگی دشمنان در فرمایشات مقام معظم رهبری تبیین شود. 
تعریف فرهنگ
فرهنگ مجموعه ای پیچیده از باورها، عقاید، ارزش ها، دانش ها، آداب و رسوم و هر چیزی که فرد به عنوان عضو از جامعه خویش فرامی گیرد.
امام خمینی (ره) فرهنگ را اینگونه تعریف می کند: «فرهنگ مبدأ همه خوشبختی ‌ها و بدبختی ‌های ملت است ... آن چیزى که ملت ‌ها را می ‏سازد فرهنگ صحیح است ... اگر فرهنگ درست ‏بشود یک مملکت اصلاح می ‏شود».1  
مقام معظم رهبری می فرمایند: «فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دائمی دارند و الهام‌ بخش مردم در حرکات و اعمال آنها است». 2
«فرهنگ، مثل آب و هواست. فرهنگ، یعنی همین رسوم و آدابی که بر زندگی من و شما حاکم است. فرهنگ، یعنی باورها و اعتقادات ما و چیزهایی که زندگی شخصی و اجتماعی و داخل خانه و محیط کسب یک جامعه با آنها روبه‌روست».3 
فرهنگ در اندیشه رهبری
الف- فرهنگ ستون فقرات حیات یک ملت و هویت یک ملت 
فرهنگ نقش مهمی در پیشرفت و توانایی یک ملت دارد. اگر فرهنگ یک کشور دچار سستی شود، آن کشور نمی تواند منافع یک ملت را حفظ کند. از این رو فرهنگ در یک کشور نفش ستون فقرات حیات یک ملت و هویت یک ملت را دارد.
«فرهنگ مایه‌ اصلی هویت ملتهاست. فرهنگ یک ملت است که می ‌تواند آن ملت را پیشرفته، عزیز، توانا، عالم، فناور، نوآور و دارای آبروی جهانی کند. اگر فرهنگ در کشوری دچار انحطاط شد و یک کشور هویت فرهنگی خودش را از دست داد، حتی پیشرفتهایی که دیگران به آن کشور تزریق کنند، نخواهد توانست آن کشور را از جایگاه شایسته ‌ای در مجموعه‌ بشریت برخوردار کند و منافع آن ملت را حفظ کند. من به حوادث دوران استعمار که نگاه می ‌کردم -دوران استعمار تقریباً از اواخر قرن هجدهم میلادی شروع شد، در قرن نوزدهم به اوج رسید و تا اواسط قرن بیستم هم ادامه پیدا کرد. حرکت استعمار یعنی حضور قدرتهای مسلط نظامی و سیاسیِ دنیا در کشورهایی که می ‌توانستند با استفاده از زور در آنها حضور پیدا کنند و منافع خودشان را از آن‌جاها تأمین کنند و در واقع از موجودیِ مادی و معنوی آن کشور سرمایه ای برای خودشان بسازند، همان چیزی که آنها اسمش را استعمار گذاشتند و امروز هم اطلاق می ‌شود – می ‌دیدم هرجا که اینها وارد شده‌اند، اگر این توانایی را پیدا کرده‌ اند که فرهنگ آن ملت را مضمحل کنند و تحت تأثیر قرار دهند و تضعیف کنند، پایه ‌های قدرتشان در آن‌جا مستحکم شده و اگر در جایی فرهنگ ملی و بومی به‌ خاطر کهنسال بودن، ریشه‌ دار بودن و برجسته بودن مضمحل نشده و از بین نرفته، استعمارگرها و اشغالگرها نتوانسته‌اند مدت زیادی از آن‌جا منافع خودشان را تأمین کنند و ناچار شدند که آن منطقه را رها کنند. این در مورد همه‌ جهانگشایی ها و کشورگشایی های دورانهای گذشته‌ تاریخ هم -که ما در تاریخ می‌ خوانیم - صادق است. آن کشورگشاهایی توانسته‌ اند در سرزمینهای گشوده شده‌ با شمشیر، با زور پایدار بمانند و مقاصد و سلطه‌ خودشان را در آن سرزمینها اعمال کنند، که توانسته باشند فرهنگ آن کشور را در مشت و در اختیار بگیرند. حالا گاهی یک فرهنگ را ریشه‌ کن می ‌کنند؛ مثل اینکه زبان یک کشور را بکل از بین می ‌برند. شما الان ملاحظه کنید که آفریقا، آمریکای لاتین و بسیاری از کشورها، زبان بومی اصلاً ندارند. پرتغالی ‌ها و اسپانیول ‌ها آنجا آمدند و زبانها را عوض کردند؛ زبانهای بومی و بسیاری از نشانه‌ های فرهنگ را از بین بردند؛ البته یک جاهایی هم نتوانستند. فرهنگ ستون فقرات حیات یک ملت و هویت یک ملت است».4
ب- فرهنگ تقویت کننده یک کشور 
جوامع برای اینکه بتوانند بر روی باورها و عقاید مردم (فرهنگ) یک کشور تأثیر بگذارند؛ سرمایه گذاری عظیمی می کنند. از این رو فرهنگ یکی از عواملی است که نقش عظیمی در تقویت یک کشور دارد.
«سه موضوع هم در تقویت کشور بسیار نقش دارد: یکى مسئله‌ علم و فناورى است، یکى مسئله‌ اقتصاد است، یکى مسئله‌ فرهنگ است. در این سه بخش ما باید سرمایه‌ گذارى کنیم؛ اینها عناصر کلیدى‌ اند. دولتهاى ما، مسئولین ما، مؤثرین و متنفذین ما، در هر سه قسمت بایستى فعال بشوند و کار بکنند. مسئله‌ جمعیت هم البته بسیار مهم است -همان‌طور که اشاره کردند که بعضى از آقایان هم روى این تکیه کردند - کاملاً بجا است، مسئله‌ جمعیت تأثیر زیادى دارد در اقتدار ملى؛ و افزایش نسل جوان و بزرگ بودن کشور از لحاظ جمعیت، خیلى تأثیر دارد در ایجاد اقتدار. البته از همه‌ اینها مهمتر، مسئله‌ فرهنگ است؛ بخصوص در سطح باورها و عقاید مردم. مى‌ بینید چقدر دارند سرمایه گذارى می کنند. اشاره شد که بسیارى از سرمایه‌ هاى گوناگون بین‌المللى صرف ایجاد رسانه‌ هاى اثرگذار می شود، از قبیل ماهواره و اینترنت و موبایل و امثال اینها؛ دارند سرمایه‌ هاى زیادى را صرف می کنند براى اینکه بر روى عقاید مردم و باورهاى مردم اثر بگذارند و اینها را درواقع از حیطه‌ نفوذ نظام اسلامى و ارزشهاى اسلامى خارج کنند».5 
ج- فرهنگ مسأله اصیل و حیاتی 
هدف دشمنان در زمینه‌ فرهنگ، ایمان و باورهای مردم است. لذا می بایست فرهنگ به عنوان یک مسأله اصیل و حیاتی، در همه سطوح مورد توجه همگان قرار گیرد.
«نکته‌‌ دیگرى که در بیانات بود و نکته‌‌ درستى است و می خواهم روى آن تأکید کنم، ارتباط بین شیوه‌‌ هاى مدیریت اقتصادى و فرهنگ جامعه است. اینکه «در دهه‌‌ ۷۰ ما مسئله‌‌ تهاجم فرهنگى را مطرح کردیم در حالى‌‌که تهاجمْ تهاجم اقتصادى بود» این حرف درستى است؛ ما این را رد نمی کنیم؛ لکن نگاه به فرهنگ به‌‌ عنوان یک مسئله‌‌ اصیل و مسئله‌‌ حیاتى، حتماً بایستى مورد توجه همه در همه‌‌ سطوح باشد. همان‌‌ وقت اعتراضهایى به شیوه‌‌هاى مدیریت اقتصادى هم می شد؛ اما آنچه اهمیت داشت و امروز هم حائز اهمیت است، نگاه به جهت‌‌گیرى‌‌ هاى فرهنگى است. البته ما قبول داریم که شیوه‌‌ مدیریت اقتصادى تأثیراتى بر روى فرهنگ می گذارد، همچنان‌‌ که عکس قضیه هم صادق است».6 
«مرکز دشمنان بر روی فرهنگ بیشتر از همه جا است. چرا؟ به ‌خاطر همین تأثیر زیادی که فرهنگ دارد. هدف و آماج تحرک دشمنان در زمینه‌ فرهنگ، عبارت است از ایمان مردم و باورهای مردم. مسئولان فرهنگی، باید مراقب رخنه‌ فرهنگی باشند؛ رخنه‌ های فرهنگی بسیار خطرناک است؛ باید حساس باشند، باید هشیار باشند. نمی خواهیم بگوییم همه‌ آسیب‌ های فرهنگی کار بیگانگان است؛ نه، خود ما هم مقصریم؛ مسئولان مختلف، مسئولان فرهنگی، مسئولان غیر فرهنگی، کم‌کاری‌ ها، غلط‌کاری‌ ها، اینها تأثیر داشته؛ ما همه را به گردن دشمن نمی‌ اندازیم؛ اما حضور دشمن را هم در زمینه‌ مسائل فرهنگی نمی توانیم فراموش کنیم. امروز و از روزهای اول انقلاب، دستگاه‌ های تبلیغات، همه‌ توش‌ و‌ توان خود را گذاشته‌اند برای اینکه مردم را نسبت به پایه‌ های این انقلاب بی‌ اعتقاد کنند. این کارِ فرهنگی است؟ ایمان مردم را مورد تهاجم قرار دادند، باورهای قلبی مردم را مورد تهاجم قرار می دهند؛ این را نمی شود انسان ندیده بگیرد».7
تهاجم فرهنگی در اندیشه رهبری
الف-تهاجم فرهنگی واقعیت بسیار مهم و خطرناک
«من هفت، هشت سال پیش، مسأله‌ تهاجم فرهنگی را مطرح کردم؛ اما خیلی ها با این قضیه برخورد تندی کردند و گفتند تهاجم فرهنگی چیست؛ در حالی که یک واقعیت بسیار مهم، حساس و خطرناک است. غربیها سعی می‌ کنند عرفهای فرهنگی خودشان را بر کشورهای مختلف تحمیل کنند. یک مدیر اگر در مقابل اینها حالت وادادگی پیدا کرد، همین چیزهایی که پیش آمده، پیش می ‌آید. وادادگی مدیران، یکی از مهمترین و مؤثرترین و مضرترین عواملی است که دستگاههای فرهنگی را به انحراف می ‌کشاند. وقتی که دستگاه فرهنگی منحرف شد، نتیجه‌اش در بیرون معلوم می ‌شود».8
«قبل از انقلاب، در زمینه ‌های فرهنگی، ما مقلد محض بودیم؛ اما بعد از انقلاب، تهاجم فرهنگی به عنوان یک خطر شناخته شد».9 
ب-تهاجم فرهنگی حقیقت اثرگذار بر ذهن و رفتار ملت ها
«تهاجم فرهنگی یک حقیقتی است که وجود دارد؛ می خواهند بر روی ذهن ملت ما و بر روی رفتار ملت ما -جوان، نوجوان، حتی کودک - اثرگذاری کنند».10 
«تهاجم فرهنگی یک حقیقتی است که وجود دارد؛ می خواهند بر روی ذهن ملت ما و بر روی رفتار ملت ما -جوان، نوجوان، حتی کودک - اثرگذاری کنند. این بازیهای اینترنتی از جمله‌ همین است؛ این اسباب‌ بازی ‌هایی که وارد کشور می شود از جمله‌ همین است که من چقدر سر قضیه‌ تولید اسباب ‌بازی داخلیِ معنی ‌دار و جذاب حرص خوردم با بعضی از مسئولین این کار که این کار را دنبال بکنند؛ البته بحمدالله ظاهراً اینجا یک تصمیمی در این زمینه گرفته شد، حالا ان‌شاءالله همان تصمیم را هم دنبال کنید که اجرایی بشود. خب، دوستان ما آمدند در یکی از دستگاه ‌های فعال و مسئول، عروسکهای خوبی درست کردند؛ خوب هم بود؛ اول هم حساسیت طرف مقابل را -یعنی مخالفین را، خارجی‌ ها را - برانگیخت که اینها آمدند در مقابل باربی و مانند اینها، این [عروسکها] را درست کردند؛ ولی نگرفت. من به اینها گفتم که اشکال کار شما این است که شما آمدید به فلان نام، یک پسری را، یک دختری را آوردید در بازار، این عروسک شما را بچه‌ ما اصلاً نمی ‌شناسد - ببینید، پیوست فرهنگی که می گوییم اینها است - خب، یک عروسک است فقط، در حالی که مرد عنکبوتی را بچه‌ ما می شناسد، بتمن را بچه‌ ما می شناسد. ده بیست فیلم درست کرده‌اند، این فیلم را آنجا دیده، بعد که می بیند همان عروسکی که در فیلم داشت کار می کرد، در مغازه هست، به پدر و مادرش می گوید این را برای من بخرید؛ عروسک را می‌ شناسد؛ این پیوست فرهنگی [است‌]. شما بایستی این عروسک را که ساختید، در کنار ساخت عروسک، ده بیست فیلم کودک درست می کردید برای اینکه این عروسک معرفی بشود پیش بچه‌ها؛ بعد که معرفی شد، آن‌وقت خودشان می خرند، [ولی‌] وقتی معرفی نشد، بازار ندارد و ورشکست می شود؛ و ورشکست شد. یعنی یک چنین دقتهایی را بایست کرد. به‌ هرحال این تهاجم فرهنگی به این شکل یک واقعیتی است».11 
پ-تهاجم فرهنگی ابزار دشمن علیه اسلام
«امروز تهاجم فرهنگی عظیمی علیه اسلام هست که ارتباط مستقیمی با انقلاب ندارد. این تهاجم، وسیعتر از انقلاب و علیه اسلام است. چیز عجیب و فوق ‌العاده‌ای است که با تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، علیه اسلام -و حتی اسلامی که در توده‌ مردم الجزایر نفوذ دارد - وارد کارزار شده است. فقط یک استثنا دارد و آن اسلام وابسته به دستگاههای استعماری و فهدگونه است؛ والا حتی اسلامهای به معنای اعتقاد عوامانه‌ مردم هم مورد تهاجم است؛ چه برسد به اسلام ناب و انقلابی -و به تعبیر آنها اسلام ایران - که دیگر وضعش روشن است».12 
ج-تهاجم فرهنگی شبیخون و غارت فرهنگی در جهت انصراف جوانان از پای بندی های متعصبانه
«دشمن از راه اشاعه‌ فرهنگ غلط -فرهنگ فساد و فحشا - سعی می ‌کند جوانهای ما را از ما بگیرد. کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می ‌کند، یک تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل عام فرهنگی» است. امروز دشمن این کار را با ما می ‌کند. چه کسی می ‌تواند از این فضیلتها دفاع کند؟ آن جوان مؤمنی که دل به دنیا نبسته، دل به منافع شخصی نبسته و می‌ تواند بایستد و از فضیلتها دفاع کند. کسی که خودش آلوده و گرفتار است که نمی ‌تواند از فضیلتها دفاع کند! این جوان بااخلاص می ‌تواند دفاع کند. این جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضایل و ارزشهای اسلامی می ‌تواند دفاع کند».13
«تهاجم فرهنگی، مثل خودِ کار فرهنگی، اقدامِ آرام و بی سر و صدایی است. یکی از راههای تهاجم فرهنگی، این بوده است که سعی کنند جوانان مؤمن را از پایبندی های متعصبانه به ایمان، که همان عواملی است که یک تمدن را نگه می ‏دارد، منصرف کنند. همان کاری را که در اندلس، در قرنهای گذشته کردند. یعنی جوانان را در عالم، به فساد و شهوترانی و میگساری و این چیزها مشغول کردند. این کار، حالا هم انجام می‏ گیرد. من بارها گفته‏ ام: عده ‏ای وقتی در خیابان نگاه می‏ کنند و زنانی را می‏ بینند که حجابشان قدری ناجور است، دلشان خون می ‏شود. بله؛ این کارِ بدی است. اما کارِ بد اصلی، این نیست. کارِ بد اصلی آن است که شما در کوچه و خیابان نمی‏ بینید! کسی به کسی گفت: «چه کار می‏ کنی؟» گفت: «دهل می ‏زنم». گفت: «چرا صدای دهلت درنمی ‏آید؟» گفت: «فردا صدای دهل من درمی ‏آید!» صدای فروریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیرزیرکی دشمن -اگر شما ملت و عناصر فرهنگی بیدار نباشید - خدای نخواسته، آن وقتی درمی ‏آید که دیگر قابل علاج نیست! جوان جبهه رفته ما را اگر محاصره کردند؛ اگر اول یک ویدئو در اختیارش گذاشتند و بعد او را به تماشای فیلمهای جنسیِ وقیح وادار کردند؛ شهوت او را تحریک کردند و بعد او را به چند مجلس کشاندند، چه خواهد شد؟! وقتی تشکیلاتی وجود داشته باشد، جوان را در اوج نیروی جوانی، فاسد می ‏کنند. و حالا دشمن این کار را می ‏کند».14
د-تهاجم فرهنگی کوشش همه جانبه دشمن برای دست یابی به اهداف
«خطر درونی که دشمن قدیمی امت اسلامی است همان کج فهمی و جمود و تحجر، یا خودباختگی و التقاط، یا نومیدی و ضعف نفس، یا تردید و وسوسه‌ فکری، و یا مجموعه‌ ای از اینها و امثال آن است. ملت رشید و پیشرو ایران به رهبری امام خمینی عظیم راحل، دشمن درونی را شکست داد و بر آن فائق آمد تا توانست در جبهه‌ های سیاسی و نظامی پیروز شود و نظام جمهوری اسلامی را در کشور خود مستقر و در مدت بیست سال در راه آن مجاهدت کند. تا دشمن بیرونی در مقابله با اسلام و جمهوری اسلامی فعال است، خطر سر برآوردن آن دشمن درونی نیز همواره هست و مسؤولان نظام اسلامی در ایران، این را خطری بالقوه بزرگ و جدی می شمارند. آنچه ما آن را تهاجم فرهنگی دشمن می‌ نامیم و پیوسته مردم هوشیار خود و بیش از همه جوانان را به مجاهدت در برابر آن فرامی خوانیم، همانا کوشش همه جانبه‌ دشمنان ما با استفاده از همه‌ ابزارهای تبلیغی و خبری و سیاسی و امنیتی برای برانگیختن همین دشمن درونی است».15
ن-تهاجم فرهنگی تهاجم نرم و نامحسوس دشمن
«در تهاجم نظامی شما طرفتان را می شناسید، دشمنتان را می ‌بینید؛ اما در تهاجم معنوی، تهاجم فرهنگی، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی ‌بینید. هوشیاری لازم است. من از همه‌ ملت ایران بخصوص از خانواده‌ های شهیدان و از همه‌ شما عزیزان، بخصوص از جوانها خواهش می کنم با هوشیاری کامل مرزهای فکری و روحی را حراست کنید. نگذارید دشمن مثل موریانه‌ ای به جان پایه‌ های فکری و اعتقادی و ایمانی مردم بیفتد و آنها را دچار رخنه کند؛ این مهم است. همه وظیفه داریم مرزهای ایمانی و مرزهای روحی خودمان را حفظ کنیم».16 
و-تهاجم فرهنگی از بین برنده مقاومت مردم
«دشمن در تهاجم فرهنگی خود سعی می ‌کند مقاومت را در میان مردم ما از حیثیت و اعتبار بیندازد؛ درواقع مقاومت‌ شکنی کند و سنگرها را از بین ببرد. مهمترین سنگر یک انسان، ایمان و انگیزه و عشق اوست. نباید اجازه دهید این سنگر را در دلها فرو بریزند و از بین ببرند».17 
ه-تهاجم فرهنگی از بین برنده قدرت انتخاب و اختیار
«تفاوت بین تهاجم و تعامل فرهنگی در این است که تعامل فرهنگی مثل این است که شما بر سر بساط میوه یا غذا و سبزی ‌فروشی می ‌روید و آنچه را که میلتان می ‌کشد، چشم شما و کامتان می ‌پسندد و با مزاجتان مساعد است، انتخاب می‌ کنید و می ‌خورید. در عالم فرهنگ هم همین است که آنچه دیدید و پسندیدید و مناسب خود دانستید و در آن ایرادی مشاهده نکردید، از مجموعه و ملت دیگر می ‌گیرید؛ هیچ اشکالی هم نداد. «اطلبوا العلم ولو بالصین»؛ این را هزار و چهارصد سال پیش به ما یاد دادند. در تهاجم فرهنگی به شما نمی‌ گویند انتخاب کن، بلکه شما را می‌ خوابانند، دست و پایتان را می ‌گیرند و ماده ‌ای را که نمی‌ دانید چیست و نمی ‌دانید برای شما مفید است یا نه، با آمپول به شما تزریق می ‌کنند. البته دنیای غرب نگذاشت ما حس کنیم که دست و پایمان را گرفته‌ اند و به ما تزریق می ‌کنند؛ صورت قضیه را طوری قرار داد که ما خیال کردیم انتخاب می ‌کنیم، در حالی ‌که انتخاب نمی ‌کردیم؛ بر ما تحمیل کردند».18 
ی-تهاجم فرهنگی از بین برنده فرهنگ اصیل مردم
«در این تهاجم خطرناک، نه فقط ارزشهای اسلامی، بلکه فرهنگ اصیل ملی مردم، و بیشتر باورهای راهگشا و مبارک آنان، آماج تیرهای زهرآگین دشمنان قرار گرفته است و صدها رسانه‌ گفتاری و تصویری و نوشتاری و انبوهی از نویسندگان و پژوهشگران و گویندگان و هنرمندان و پشت سر آنان، سیاست‌ بازان و سرمایه‌ داران و مزدورانشان از چهار گوشه‌ جبهه‌ استکبار، ایران اسلامی و ملت سرافراز آن و به ویژه نسل جوان نام آور و شجاع آن را هدف گرفته‌اند».19 
«تهاجم فرهنگی این است که یک مجموعه -سیاسی یا اقتصادی - برای مقاصد سیاسی خود و برای اسیرکردن یک ملت، به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم می ‏برد. چنین مجموعه‏ ای هم چیزهای تازه ‏ای را وارد آن کشور و آن ملت می ‏کند؛ اما به زور؛ اما به قصد جایگزین کردن آنها با فرهنگ و باورهای ملی. این، اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگی، هدف، بارورکردن فرهنگ ملی و کامل کردن آن است. اما در تهاجم فرهنگی، هدف، ریشه ‏کن کردن فرهنگ ملی و از بین بردن آن است. در تبادل فرهنگی، آن ملتی که از ملتهای دیگر چیزی می‏ گیرد، می‏ گردد چیزهای مطبوع و دلنشین و خوب و مورد علاقه را می ‏گیرد. فرض بفرمایید، دانش را از آنها تعلیم می‏ گیرد. فرض کنید، ملت ایران به اروپا می ‏رود و می‏ بیند آنها مردمی اهل سخت کوشی و خطر کردنند. اگر این را از آنها یاد بگیرد، خیلی خوب است. به اقصای شرق آسیا می‏ رود و می‏ بیند که آنها مردمی هستند دارای وجدان کار، علاقه مند به کار، مشتاق کار. اگر این را از آنها یاد بگیرد، خیلی خوب است. به فلان کشور می ‏رود و می ‏بیند مردم آن کشور، وقت شناس، دارای نظم و انضباط، دارای محبت، دارای حسِ‏ّ ادب و حس احترامند. اگر یاد بگیرد، اینها چیزهای خوبی ‏ست. در تبادل فرهنگی، قضیه چنین است. ملت فراگیرنده، می ‏گردد نقاط درست و چیزهایی را که فرهنگ او را کامل می ‏کند، از دیگران تعلیم می‏ گیرد. درست مثل انسانی که ضعیف است و دنبال غذای مناسبی می ‏گردد. دوا و غذای مناسب را مصرف می‏کند، تا سالم شود و نقصش از بین برود. در تهاجم فرهنگی، چیزهایی که به ملت مورد تهاجم می ‏دهند، چیزهای خوب نیست، بلکه چیزهای بد است».20
   
راهکار مبارزه با تهاجم فرهنگی از نظری رهبری
الف-گسترش و تعمیق رسالت های فرهنگی انقلاب اسلامی
«راه مقابله با تهاجم فرهنگی جبهه استکبار، گسترش و تعمیق رسالت‌ های فرهنگی انقلاب اسلامی در عرصه ‌های اخلاقی، رفتارهای فردی و اجتماعی، عقاید و باورهای دینی و مسائل سیاسی است».21 
ب-پرهیز از انفعال در برخورد با تهاجم فرهنگی
«ما در برخورد با مسائل تهاجمی، پدیده را در اول ورود، حتی قبل از ورود باید بشناسیم. فرض کنید یک چیزی، یک فکری، یک روشی در دنیا دارد رایج می شود؛ پیدا است که این اینجا خواهد آمد -خب دنیا دنیای ارتباطات است، دنیای اتصال و ارتباط است، نمی شود حصار کشید - قبل از آنکه بیاید، به فکر باشید که برخورد حکیمانه با این چیست. معنای این همیشه این نیست که ما آن را رد کنیم؛ نه، گاهی یک پدیده ‌ای است که ما آن را می توانیم قبول کنیم، گاهی پدیده‌ ای است که می توانیم اصلاح کنیم، گاهی پدیده ‌ای است که می توانیم یک ذیلی برایش تعریف کنیم که آن ذیل، مشکل آن را برطرف کند. دیر جنبیدن، دیر فهمیدن، دیر به فکر علاج افتادن، این اشکالات را دارد که بعد شما دچار مشکلاتی می شوید که نمی توانید با آنها مواجه بشوید. پس من نمی گویم که فقط موضع دفاعی داشته باشیم -البته وقتی تهاجم هست، انسان باید دفاع کند؛ شکی نیست - توصیه‌ من فقط موضع دفاعی نیست؛ اما موضع اثباتی، موضع تهاجمی، موضع حرکت صحیح باید داشته باشیم. به ‌هرحال در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترین کار، انفعال است؛ زشت‌ ترین کار، انفعال است؛ خسارت‌ بارترین کار، انفعال است. فرهنگ مهاجم نباید ما را منفعل بکند؛ حداکثر این است که بگوییم خیلی خب، ما در مقابل این نمی توانیم یک حرکتی انجام بدهیم، اما منفعل هم نمی شویم. منفعل شدن و پذیرفتن تهاجم دشمن، خطایی است که بایستی از آن پرهیز کرد».22 
ج-تکیه بر نیروهای خودی در برابر تهاجم فرهنگی
«در زمینه فرهنگی آن عنصری که وابسته به دستگاه شاهنشاهی است و دلش به یاد آن روزها می ‏تپد، نمی ‏آید از نظام و فرهنگ اسلامی دفاع کند. چرا ما باید غافل باشیم؟! کسی از فرهنگ اسلامی و حیثیت و موجودیت این ملت دفاع می ‏کند و در مقابل تهاجم دشمن می ‏ایستد که دلش در هوای اسلام بتپد و اسلام و ایران را دوست بدارد. عده ‏ای که دین ندارند، میهن دوستی هم ندارند؛ ایران را هم قبول ندارند. کسی که سلطه آمریکا را برای ایران بپسندد و تشویق کند، میهن دوست نیست. کسانی که برای دخالت آمریکاییها برای آن خانمی که در نیکاراگوئه با انتخابات آمریکایی بر سرکار آمد، کف زدند، معنای کارشان چیست؟ از این‏جا، به کسانی که در نیکاراگوئه تسلیم تحمیل آمریکاییها شدند، «زهی» و «مرحبا» گفتند! اینها دل در گرو آمریکا ندارند؟! اینها با این قلم زهرآگینشان می ‏آیند در مقابل تهاجم دشمن، از فرهنگ ملی و اسلامی و ایرانی دفاع کنند؟! معلوم است که نمی ‏کنند! معلوم است که این، ستونِ پنجم دشمن است! این، برای دشمن کار می‏ کند. این، از خدا می‏ خواهد که آمریکاییها برگردند! از خدا می‏ خواهد که نظام وابسته به آمریکا و استکبار و گردن کلفتها برگردد. این، برای نظام اسلامی کار خواهد کرد؟ تلاش خواهد کرد؟ معلوم است که نه! این، حقیقت روشنی است. شما که در صداو سیما مسؤول امور هستید باید مواظب این مطلب باشید. شما که در روزنامه‏ ها مسؤول امور هستید، باید مواظب این مطلب باشید. شما که در سازمان تبلیغات یا در وزارت ارشاد، یا در آموزش‏ و پروررش، یا در آموزش‏ عالی و یا در مؤسسات فرهنگی گوناگون مسؤول امور هستید، باید مراقب این قضیه باشید. البته همه مسؤولند. منظورم از مسؤول، رئیس نیست. «کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته». همه مسؤولند. مراقب این معنا باشید. این ملت، برای این‏که حیثیتش و کیان حقیقی و انسانی و اسلامی و انقلابی و فرهنگ ملی‏ اش حفظ شود، احتیاج به مجاهدت و مقاومت و ایستادگی در مقابل تهاجم دشمن و تهاجم کردن به نقاط ضعف دشمن دارد. این را خودیها می ‏توانند بکنند. من حرفم فقط همین است. من می ‏گویم: اگر می خواهید هنر این کشور رشد و اعتلا پیدا کند، به هنرمند جوانِ مؤمن تکیه کنید. او می ‏تواند از اسلام و از انقلاب و از این کشور دفاع کند. ... منظورم این است که در محیطهای فرهنگی، به نیروهای مؤمن تکیه شود. اینها سدی در مقابل تهاجم فرهنگی هستند».23 
   
نتیجه 
حوزه فرهنگ یکی از بخش های مهم می باشد. این حوزه امروزه با جنگ نرم دشمن و تهاجم فرهنگی گسترده ای روبه رو است. هدف تهاجم فرهنگی دشمن اسلام و انقلاب می باشد، لذا با استفاده از ابزارهای گسترده سعی می کند این اسلام و انقلاب نشانه گرفته شود. بدین ترتیب با توجه به نقش فرهنگ در حیات یک کشور می بایست به این مسأله مهم توجه دقیقی شود. چرا که فرهنگ حوزه های دیگر اعم از سیاست و اقتصاد را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. 
حال که دشمن در این حوزه به فعالیت گسترده ای مبادرت می ورزد؛ می بایست ذهن مردم را به سمت فراگیری صحیح دین اسلام هدایت نمود. به فرموده رهبری فرهنگ مثل هوا است و می بایست فرهنگ را دست کم نگرفت و برای مقابله با تهاجم فرهنگی همه باید تلاش کنند.
اکنون که گسترش فناوری های ارتباطی و شبکه های اجتماعی با قدرت حوزه فرهنگ را نشانه گرفته است، می بایست رهنمودهای مقام معظم رهبری مورد توجه همگان قرار گیرد. همچنین با توجه به فعالیت گسترده دشمنان در حوزه فرهنگ به نظر می رسد باید مسئولان توجه ویژه ای به این حوزه نمایند و برنامه ریزی و اقدامات عملی گسترده ای را برای مقابله با تهاجمات دشمنان در حوزه فرهنگ نمایند.
هدف دشمنان در زمینه‌ فرهنگ، ایمان و باورهای مردم است. لذا مسئولان فرهنگی می بایست با حساسیت مسائل این حوزه را مورد توجه قرار دهند.
تأکید رهبری بر استفاده از نیروهای مؤمن و انقلابی داخل کشور تلنگری است بر همه مسئولین که برای حل مسائل مختلف از جمله مسائل فرهنگی کشور به توانایی های نیروهای داخلی کشور تکیه کنند.
تأکید رهبری بر پرهیز از انفعال در برابر تهاجمات فرهنگی دشمنان می تواند راهگشای همه کسانی باشد که حوزه فرهنگ را مورد توجه قرار نمی دهند و در برابر تهاجمات فرهنگی دشمنان منفعلانه برخورد می کنند. به نظر می رسد در شرایط امروز کشور که برخی محصولات فرهنگی فاقد مجوز در بازار گسترش یافته است و مسئولین فرهنگی برخورد قاطعی با این جریانات ندارند، قطعاً مرور مجدد رهنمودهای رهبری چراغ راهشان خواهد شد.
پاورقی
1. امام خمینی (ره). صحیفه نور، ج 15. ص 16.
2. بیانات رهبری در حرم رضوی، 1393/1/1.
3. بیانات رهبری در خطبه‌ های نماز جمعه‌ تهران، 1369/1/10.
4. بیانات رهبری پس از بازدید از سازمان صدا‌ و ‌سیما، 1383/2/28.
5. بیانات رهبری در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، 1393/6/13.
6. بیانات رهبری در دیدار با دانشجویان، 1393/5/1.
7. بیانات رهبری در حرم مطهر رضوی، 1393/1/1.
8. بیانات رهبری در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، 1379/12/22.
9. بیانات رهبری در خطبه‌ های نماز جمعه تهران، 1389/11/15.
10. بیانات رهبری در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1392/9/19.
11. همان، 1392/9/19.
12. بیانات رهبری در دیدار مجمع نمایندگان طلاب، 1368/9/7.
13. بیانات رهبری در دیدار فرماندهان گردان‌های عاشورا، 1371/4/22.
14. بیانات رهبری در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی، 1371/5/21.
15. پیام رهبری به کنگره‌ عظیم حج، 1371/12/28.
16. بیانات رهبری در دیدار خانواده‌ های شهدا و ایثارگران کردستان‌، 1388/2/22.
17. بیانات رهبری در دیدار خانواده‌ های شهدای نیروهای مسلح‌، 1380/7/4.
18. بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان قزوین، 1382/9/26.
19. بیانات رهبری در انتصاب اعضای شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی، 1375/9/14.
20. بیانات رهبری در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی، 1371/5/21.
21. بیانات رهبری در حرم رضوی، 1390/3/23.
22. بیانات رهبری در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1392/9/19.
23. بیانات رهبری در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی، 1371/5/21.



تاریخ: ۱۳۹۳/۱۲/۱۹
منبع : مرضیه چغانه- پژوهشکده عفاف



4 هدف عمده دشمن در جنگ نرم

انبارلویی تصریح کرد: اگر مختصات جنگ نرم را ندانیم، نمی‌توانیم در میدان‌های پنهان و آشکار آن حضور و نقش‌آفرینی کنیم.
به گزارش مشرق، محمد کاظم انبارلویی طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت: یکی از رموز بزرگ پایداری ملت در برابر استبداد و استکبار جهانی، دشمن‌شناسی است. مردم ما در اشکال گوناگون جنگ نرم و جنگ سخت با شناسایی دشمن واقعی، از انقلاب صیانت کردند و عقبه‌های خطرناکی را پشت سر گذاشتند. مقام معظم رهبری در بیانات خود در مرقد مطهر امام‌خمینی به مناسبت سالروز 14 خرداد فرمودند:"بزرگ‌ترین خطر آن است که ما در شناخت دشمن و دوست اشتباه کنیم، جبهه دوست و دشمن را مخلوط کنیم، نفهمیم دوست کیست، دشمن کیست."

جنگ نرم همچنان در دستور کار دشمنان اصلی انقلاب یعنی آمریکا و اروپا علیه ملت ایران است. اگر مختصات جنگ نرم را ندانیم، نمی‌توانیم در میدان‌های پنهان و آشکار آن حضور و نقش‌آفرینی کنیم.

پرهیز از سهل‌انگاری و آماده‌باش کامل با هوشیاری و بیداری، شرط اول حضور در جنگ نرم است.

اینکه چطور دشمن را بشناسیم و تمایلات و ترفندهای او را کشف کنیم، اینکه بدانیم کدام فعل و قول به نفع دشمن و کدام به ضرر اوست، مهم‌ترین مسئله ما در حضور در میادین نبرد نرم است.

پایداری در حفظ اصول و پایبندی به باورها و اعتقادات و پرهیز از لغزش‌ها نیاز به هنر و مهارت دارد. یک لحظه غفلت از آموزه‌های دینی و انقلابی و دور افتادن از مدار هدایت رهبری مشروع جامعه، انسان را به وادی دشمن و دوری از خیمه دین و انقلاب می کشاند. ریزش‌های پس از انقلاب محصول همین غفلت‌ها بوده است.

چهار هدف عمده در جنگ نرم از سوی دشمن دنبال می‌شود؛

1- تغییر باورها

2- تغییر افکار و اندیشه‌ها و تحلیل‌ها

3- تغییر رفتار

4- تغییر ساختار

انقلاب در صیانت از مرزهای جغرافیایی خود در جنگ تحمیلی 8 سال از خود دفاع کرد، براساس تجربیات این نبرد 8 ساله امروز ما دارای بزرگ‌ترین،‌ قوی‌ترین و موثرترین ارتش منطقه هستیم. هرگز ممکن نیست ما بخوابیم و صبح بلند شویم، ببینیم 1200 کیلومتر مربع از خاک ما در دست دشمن است.

هر تحرک نظامی را اکنون رصد کرده و ان‌شاءالله در نطفه خفه می‌کنیم. اما سئوال اینجاست که از مرزهای فرهنگی، اخلاقی، فکری و ایدئولوژیک خود چگونه محافظت می‌کنیم.

وقتی هزاران کانال تلویزیونی ماهواره‌ای در آسمان ایران روزانه میلیون‌ها پیام آلوده فکری، اخلاقی و ... را بی‌امان به صورت بمباران، سرازیر ذهن‌ها و قلب‌های ما می‌کنند، پاسداران فرهنگ و مدافعان ارزش‌ها و باورهای ما کجا هستند؟ وقتی در فضای مجازی همین کار با ده‌ها هزار سایت فرهنگی، هنری، خبری و ... انجام می‌شود، نگاهبانان دین، اخلاق و باورهای ما کجا هستند و چه می‌کنند؟

طبیعی است یک مقاومت مدنی و فرهنگی در نهادهای مردمی و انقلابی بویژه در حوزه‌ها، دانشگاه‌ها، مساجد و حسینیه‌ها وجود دارد و از همه مهم‌تر خود ملت با شناخت تاکتیک‌ها و تکنیک‌های دشمن مقاومت می‌کند. اما سئوال این است؛ جایگاه دولت و مسئولین حکومتی در مقابل این هجوم وحشیانه و گسترده چیست؟ صف و ستاد در برابر این تهاجم خانمانسوز در دولت کجاست؟ رئیس دولت براساس وظایف و اختیارات و تعهدات قانونی خود چه می‌کند؟ما هر روز از سوی دشمن با مسئله‌سازی مواجه هستیم. ما هر روز از سوی دشمن شاهد سربازگیری از خیمه انقلاب هستیم. دشمنان با پمپاژ یأس و ناامیدی و ناکارآمد جلوه دادن مسئولین مشغول مشروعیت‌زدایی از دولت هستند. اتاق فکر جنگ روانی دشمن فعال است.آنان مرتب در حال تردید‌آفرینی، اعتمادزدایی، تخریب هویت فرهنگی، اخلاقی و باورهای انقلابی در جامعه ما هستند.

- ما در فضای مجازی مشغول چه چیزی هستیم؟

- در رسانه‌ها اعم از رادیو، ‌تلویزیون، مطبوعات و ... چه می‌کنیم؟

- در عرصه دیپلماسی کجای کار هستیم؟

- در سپهر ادبیات و هنر چه مسیری را طی می‌‌کنیم؟

- سازمان‌های مردم نهاد ما در زمینه‌های سیاسی، علمی، اجتماعی چه می‌کنند؟

آیا می‌دانیم که در اتاق جنگ دشمن، آنها مشغول مدیریت احساسات، ادراکات، تصمیمات و حتی تحرکات ما هستند؟ آیا بازیگران،‌ بازیگردانان و بازیخوردگان عرصه نبرد نرم دشمن را می شناسیم؟

شاهد ده‌ها پرسش بی‌پاسخ در این معرکه هستیم.

شورای عالی امنیت ملی، شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و دیگر نهادهای مسئول در این میدان چه می کنند؟

رئیس‌جمهور پس از مقام معظم رهبری عالی‌ترین مقام رسمی کشور است. او رئیس شورای‌عالی امنیت ملی و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی است و اختیارات وسیع دارد. او از  قدرت قانونی تعریف شده در 29 اصل قانون اساسی برخوردار است.

او وظیفه کلیدی پاسداری از مذهب رسمی و نیز وظیفه کلیدی اعتلای ایران،‌ ترویج دین و اخلاق و حراست از مرزها، استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور را براساس سوگند ریاست جمهوری به عهده دارد. ملت ما در دو مقطع 18 تیر 78 و حوادث تلخ پس از انتخابات سال 88 به فاصله 10 سال، در دو نبرد نرم دشمن علیه استقلال سیاسی و فرهنگی کشور، مردانه ایستاد. مدیریت بحران توسط رهبری معظم انقلاب، آگاهی و هوشمندی معظم‌له به تکنیک‌ها و تاکتیک‌های دشمن، ملت را به سلامت از این دو نبرد بیرون برد. اکنون دشمن دست‌اندرکار نبرد سوم است.

از تجربیات دو نبرد دیگر می‌خواهد استفاده کند و شکست‌های گذشته را جبران کند. لذا پیچیدگی حضور دشمن را در این عرصه می‌شودخوب حس کرد. اطلاعات ما باید در این مورد به روز و بهنگام باشد.

حساسیت‌ها را باید افزایش داد.آیا وقتی رئیس‌جمهور عزیز ما می‌گوید؛ "بگذاریم مردم خود راه بهشت را انتخاب کنند"(1) نباید به این سئوال پاسخ داد که راه‌های جهنم را که دشمن در نبرد نرم علیه ملت هموار کرده، چه کسی باید سد کند؟ یا نباید به این سئوال پاسخ داد که راه‌های بهشت را که دشمن در نبرد نرم علیه ملت سد کرده است، چه کسی باید باز کند؟ آیا دولت در این مورد مسئولیت

تعریف شده‌ای ندارد؟

آیا پاسخ این سئوالات این است که؛

- "دین را نباید دست دولت داد."

- "عده‌ای بیکار و متوهم، مدام غصه آخرت مردم را می‌خورند. در حالی‌که نه می‌دانند دین چیست و نه آخرت." (2)

این‌گونه سخن گفتن نشان می‌دهد ما دوست و دشمن را در عرصه نبرد نرم اشتباه گرفته‌ایم.

لذا باید از رئیس‌جمهور محترم سئوال کنیم؛ تکلیف دولت در مبارزه با تهاجم سیاسی دشمن چیست؟ وظایف دولت در قبال مبارزه با شبیخون فرهنگی دشمن چه می‌شود؟ و بالاخره دستور کار دولت یازدهم در نبرد نرم دشمن علیه انقلاب، اسلام و مردم ما چیست؟آیا در برابر اتاق جنگ نرم دشمن در واشنگتن و لندن، ما هم اتاق جنگی در تهران داریم یا نه؟ در این اتاق چه خبری رصد می‌شود؟ آیا واکنش این اتاق در حفظ دین و ارزش‌ها این است که نباید غصه آخرت مردم را خورد و دین را هم نباید به دست دولت داد؟!

 

پی‌نوشت‌ها:

1- رئیس‌جمهور در همایش بیمه سلامت همگان، جراید 4 خرداد 93

2- رئیس‌جمهور در دیدار مدیران سازمان محیط‌زیست، جراید 11 خرداد 93


جنگ نرم چیست؟

Description: F:\2 2 Sadegh shakhsi\111\صادق\عکس\14277_466.jpg

جنگ نرم

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح استفاده می‌شود.

گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.

در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است

جنگ روانی، جنگ نرم

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.

 فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی اولین کسی بود که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد. در آن زمان استفاده فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه 1940 با انتشار مقاله ای با عنوان "جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن" این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد. بر این اساس "جنگ روانی را باید استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص معنا کرد". در پایان جنگ جهانی دوم این اصطلاح به "فرهنگ لغت وبستر" وارد شد و بخشی از عبارت پردازی‌های سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.

 در سال 1950 یعنی تنها یک‌سال پس از پایان جنگ جهانی دوم "ترومن"، رئیس جمهور وقت آمریکا به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ‌روانی در کره پروژه‌ای با عنوان "نبرد حقیقت" را با بودجه‌ای معادل 121میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا اداره و ریاست جنگ‌ روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی، واحدهای جنگ‌روانی گسترده‌ای را با استفاده از تجربیات جنگ‌جهانی دوم تشکیل داد. از آن‌زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند.

براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین

در سال های پایانی جنگ سرد، اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری "لخ والسا" در جنبش کارگری این کشور در سال 1984 تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.

Description: نرم افزار خواندن و شمردن استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.

 انقلاب های مخملی یا "انقلاب های رنگی" و "گلی" از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی "والسلاوهادل" رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود، وارد ادبیات سیاسی شد. مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یک دوره شش هفته‌ای از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این کشور موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند. این پدیده سپس به شکل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 ، گرجستان 2003، اوکراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت.

به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور‌های هدف را در چارچوب حوزه‌های زیر می‌توان بررسی کرد:

- تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی

- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن

- حذف و یا مهار نظام های مخالف در برابر نظام آمریکا

 - ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی

 - همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا

 - فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا

 - مهار بیداری اسلامی

جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که : تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود.

شرکت‌کنندگان انقلاب‌های رنگین اغلب از مقاومت مسالمت‌آمیز با هدف اعتراض‌ علیه دولت‌های غیرهمسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کرده‌اند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیده‌اند. اعتراض‌های صورت گرفته و نقش مهمی که سازمان‌های غیردولتی به ویژه سازمان‌های فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمت‌آمیز ایفا می‌کنند، این رویدادها را برجسته‌تر نشان می‌دهد.

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت

اهداف اجرایی از جنگ نرم

همان طور که اشاره شد، جنگ روانى جدید عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده پدیده اى همیشگى و پیوسته است که اختصاص به مقطع زمانى خاصى ندارد. با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى تقسیم نمود

با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:

- تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.

-ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.

Description: جنگ نرم- اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.

-اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.

- کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى).

- ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.

- تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و...

- تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.

-تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.

با توجه به تمام مطالبى که گفته شد، ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.

پــایــان



نقش رسانه های جمعی در تهاجم فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن

استاد راهنما: حجت الاسلام و المسلمین آقای ریاحی


پژوهشگر:
سهیلا میر کبیر


زمستان 1391

أ

ب

 

تقدیم به :
خورشید مدینه او که درخت علم در بوستان کلامش روئید: بنیانگذاری حوزه های معرفت هزاران فقیه تربیت کرد و هزاران شاگرد همچون نسیمی خوشبو از کوی معارفش گذشتند و قال الصادق گویان کام تشنگان را عطر آگین ساختند.
و تقدیم به روشنی بخش جانها حضرت مهدی صاحب الزمان (عج الله تعالی فرجه شریف) آنکه پیوسته عطر یادش در خاطره ها می پیچد و در هر صبح و شام، در هر نماز و نیاز،منتظران سلامتی می گویند و دعای فرج می خوانند..
و تقدیم به آینه های ناب زندگیم آنکه در تمام امورات زندگی راهنما و راهبرم بوده اند پدر و مادر مهربان .

 

پ

 

تقدیر و تشکر:

با صلوات برمحمّد(صلوات الله علیه و اله) به حول و قوه الهی و عنایت آقا امام زمان (عجل ا... تعالی فرجه الشریف) و با تشکر از همدلی و یاری پدر و مادر عزیزم و راهنمایی های استاد ارجمند جناب حجت السلام والمسلمین حاج آقا ریاحی و همچنین مدیریت محترم علمیه خاتم الاوصیاء سر کار خانم حاجی آبادی و معاون پژوهش سر کار خانم حسینی و تمامی دوستانی که دلسوزانه مرا در ارائه پایان نامه یاری نموده اند کمال تشکر را دارم.
از خداوند متعال و حضرت بقیه الله اعظم و ارواحناه فداه توفیقات روز افزون ایشان را خواهان و خواستارم.

 

 


ت

 

 

چکیده:
تهاجم فرهنگی عبارت است از تلاش برنامه ریزی شده و سازمان یافته یک گروه یا یک جامعه برای تحمیل باورها ارزشها و اعتقادات، اخلاقیات و رفتارهای مورد نظر خویش بر سایر گروه ها و جوامع است که در آن عناصری از فرهنگ یک قوم بدون هیچ اجبار و الزامی به قوم دیگر منتقل می شود.
در جهان امروز، سلطه گران برتسلط برکشوراسلامی هر روز در عرصه های سیاسی، اقتصادی، نظامی به پیشرفتهای زیادی دست می یابند که آنان با پیشرفت علم و تکنولوژی ابزارهاو شیوه های وسیعتری را در پیشبرد اهداف خود به کار گرفته از جمله ابزارها می توان به ماهواره، اینترنت، موبایل، تلویزیون، موسیقی و ... اشاره کرد.
و همچنین روشهایی مانند فرقه سازی، اباحه گری، ترویج بی حجابی، روسپی گری و ... باور های ملتها را به چالش می کشند و با این حربها نهایت بهره برداری را می نمایند که تمامی این مسائل تیرهای زهر آلود تهاجم فرهنگی به قلب اسلام است.
در این نوشتار سعی داریم به معرفی اجمالی عرصه ها و حوزه های آماج دشمنان بپردازم، بی تردید نمی توان در همه جای جامعه پلیس و نیروهای نظارت رسمی باشند اما می توان با آموزش صحیح خانواده ها آنها را در مقابل این تهدیدها بنیاد انداز حفظ کرد که هذف از این نوشتار، حفظ هویت فرهنگی و ملی، شناسایی آسیب های جامعه، از بین بودن طرح جدایی دین از سایت، تبلیغ و ترویج آن در بین اقشار به خصوص نسل جوان و بیان راهکارها و بیداری ملتها و....
از آنجایی که باعث تهاجم فرهنگی مهم است و یکی از عوامل گسترش آن رسانه ها هستند که این تهاجم مبنای مبارزه با اسلام و فرهنگ ناب دینی است و اینکه به اساس اسلام آسیب زده می شود و بشر نابود خواهد شد به همین جهت در این پژوهش سعی کرده تا با بررسی تأثیرات این پدیده راهی برای شناخت و فرهنگ غنی اسلامی و رسیدن به خود باوری فرهنگی و اجتماعی جهت مقابله با فرهنگ سلطه گر، ارائه کنم.

واژگان کلیدی : تهاجم فرهنگی، رسانه، فرهنگ، جنگ نرم، شبیخون فرهنگی

 


ث

فهرست مطالب
عنوان صفحه

مقدمه........................................................................................................................................2-1

بخش اول: کلیات تحقیق

فصل اول: طرحنامه

تعریف و تبیین موضوع ................................................................................................... 5
اهمیت و ضرورت تحقیق............................................................................................... 5
اهداف و فوائد تحقیق...................................................................................................... 5
پیشینه ی موضوع تحقیق.................................................................................................. 6
فرضیه تحقیق .................................................................................................................. 7
سوال های تحقیق............................................................................................................ 7
روش تحقیق ................................................................................................................... 7

فصل دوم: مفهوم شناسی

رسانه ......................................................................................................................... 10-9
تهاجم فرهنگی ..................................................................................................................... 12-11
شبیخون فرهنگی .................................................................................................................. 13-15
ناتوی فرهنگی ..................................................................................................................... 18-16
جنگ نرم ............................................... ................................................................. 20-18
بخش دوم : بررسی جایگاه و آثار فرهنگ در جامعه

فصل اول : جایگاه و نقش فرهنگ

فرهنگ چیست ...............................................................................................................22
ج
جایگاه و نقش فرهنگ ............................................................................................... 25-23

فصل دوم : آثار مهرو فرهنگ در جامعه

آثار فرهنگ در جامعه ............................................................................................... 28-27
تأثیر فرهنگ در ارکان و ابعاد گوناگون جامعه ............................................................. 31-29
فرهنگ پذیری در جامعه ........................................................................................... 32-31

بخش سوم : بررسی نقش رسانه

فصل اول : تقسیم بندی انواع رسانه

رسانه ها .................................................................................................................... 35
تلویزیون ................................................................................................................... 38-36
رادیو ........................................................................................................................ 39-38
تلفن همراه ............................................................................................................... 40-39
ایمیل ....................................................................................................................... 42-41
اینترنت .................................................................................................................... 44-43
ماهواره ..................................................................................................................... 48-44

فصل دوم : نقش و تأثیر رسانه ها بر مردم

تأثیرات و نقش مهم رسانه ها بر زندگی و افکار مردم .................................................... 52-50
نقش رسانه در زندگی انسان ........................................................................................ 52-54
اهمیت وسایل ارتباط جمعی ........................................................................................ 54
آثار اجتماعی رسانه های همگانی ................................................................................. 57-54
تأثیرات رسانه ها در جهت گیری سیاسی تود، مردم و نخبگان اجتماعی ......................... 58-57


چ


فصل سوم : مسؤلیت اصلی رسانه ها

بررسی مسؤلیت رسانه ها .......................................................................................... 62-60
مسؤلیت بسیار بزرگ رسانه ها ................................................................................... 63-62
مسؤلیت رسان ها، مسؤلیت که باید مدنی باشد ............................................................ 64
بخش چهارم : بررسی تهاجم فرهنگی

فصل اول : مصادیق و اهداف تهاجم فرهنگی

تسلط بر نظام سیاسی ........................................................................................... 67
احساس حقارت نسبت به دین .............................................................................. 67
کم رنگ کردن اعتقاد به ولایت فقیه ...................................................................... 67
القای نژاد برتر .................................................................................................... 68
انگیزه و رهبری جهان .......................................................................................... 68
قدرت اقتصادی .................................................................................................. 68

فصل دوم : روشهای تهاجم فرهنگی

1- شیوه های تهاجم فرهنگی ......................................................................................... 70
1-1 تربیت دست آموزه ها .......................................................................................... 70
1-2 ترویج الگوه های غرب ...................................................................................... 70
1-3 تضعیف باورهای دینی ....................................................................................... 70
1-4 ترویج و تفکر جدایی از سیاست و تضاد بین علم و دین ...................................... 70
1-5 ایجاد نیازهای کاذب در میان اقوام و ملل ............................................................. 70
1-6 تغییر فرقه های ساختگی .................................................................................... 70
1-7 ترویج فرقه های ساختگی ................................................................................. 80-70
1-8 تخریب و ترور شخصیتهای بزرگ جوامع ............................................................ 80
ح
1-9 مدگرایی ............................................................................................................. 81-80
1-10 روسپی گری .................................................................................................... 82-81
1-11 اباحه گری ...................................................................................................... 83-82
1-12 ترویج بدحجابی ............................................................................................... 84-83
2- عوامل عهده بر حجابی ....................................................................................... 76-75
3- پیامدهای بد حجابی ........................................................................................... 77-76
4- عروسک باربی ..................................................................................................... 77
فصل سوم : اهداف دشمنان از سوی تهاجم فرهنگی

انگیزه و هدف دشمن از تهاجم فرهنگی ................................................................ 79
تأمین منافع اقتصادی بزرگترین هدف مهاجمان فرهنگی ........................................ 81-80
هدف اصلی دشمن در تهاجم ............................................................................. 82-81
ولایت فقیه هدف اصلی دشمن در تهاجم فرهنگی ............................................... 83-82

فصل چهارم :آثار و نتایج تهاجم فرهنگی در جامعه

تخریب اعتماد به نفس ملت و هویت ملی ............................................................. 85
نا کار آمد جلوه دادن جمهوری اسلامی و ایجاد بحران مقبولیت ............................. 86-85
امام زدایی از صحنه فرهنگی و اجتماعی ...................................................................87-86
ایجاد بدبینی و بی اعتمادی میان مردم نسبت به مسؤلان ............................................. 87
تعمیق شکاف های اجتماعی .....................................................................................88-87
گسست نسلی و اربین رفتن میراث فرهنگی ............................................................... 88
تغییر در سبد فرهنگی و سبک زندگی خانواده ها ........................................................90-88
بی تفاوت کردن نسل جوان نسبت به ارزشهای اعتقادی ............................................. 90
براندازی فرهنگی وسیاسی .......................................................................................91-90

 

خ
فصل پنجم :راههای مقابله با تهاجم فرهنگی

- بصیرت افزایی و شناخت جامع و ابعاد تهاجم فرهنگی ................................................. 93
- معرفت افزایی دینی و ملی ......................................................................................... 95-94
- آگاهی رسانی از رشد و پیشرفت کشور ...................................................................... 95
- تبیین اهداف فرهنگ سازان غربی ............................................................................... 96
- تقویت روح افتخار، هویت و خودباوری....................................................................... 96
- تصویرسازی متناسب با انگاره های بومی......................................................................... 97
- اهتمام به تعلیم و تربیت اسلامی نوجوانان و جوانان و افزایش تقوای عمومی.................... 97
- اهتمام به ایجاد و تقویت نظام خانواده اسلامی .............................................................. 99-98
- احیای جلسات مذهبی ................................................................................................. 99
- برخورد دوستانه و محبت آمیز با جوانان ...................................................................... 99

نتیجه گیری .......................................................................................................................101-100
راهکارهای پیشنهادی ................................................................................................... 102
منابع و مآخذ ............................................................................................................. 104-103

 

 

 

د
1


مقدمه
با پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سلطه برای حفظ منافع راهبردی و ارزش های لیبرال دمکراسی خود دست با اقدام های بسیاری از قبیل ترور شخصیتها طراحی کودتا، جنگ تحمیلی، تحریم های گسترده و.... برای مهار و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران زد.
امّا درحوزۀ جنگ سخت به دلیل رسوخ و تثبیت مؤلفه های اسلامی، فرهنگ ولایت مداری، ایثارو شهادت، مقاومت و پایداری، جدیت و مجاهدت و .... در فرهنگ عمومی مردم ایران هیچ یک از این اقدام های منتهی به تحقیق اهداف آنان نگردید بدین ترتیب نظام سلطه اهداف مطلوب خود را در گرو تضعیف و نابودی فرهنگ ایران جستجو کرد.
دشمنان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و در رأس آن ها آمریکا در راستای تهاجم فرهنگی در خلال سال های أخیر شیوه های مختلفی از قبیل ترویج روحیه ی وابستگی فرهنگی و اعتماد به نفس زدایی و گسترش فساد و فحشا ابتذال، پوشش نامناسب، و بد حجابی زنان، ترویج برهنگیدر بین دختران و پسران، استفاده از رسانه های سمعی و بصری به عنوان توان مندترین ابزار تهاجم، دریلفت شبکه های تلویزیونی خارجی در نقاط مرزی تبلیغ و ترویج سیگار و معتاد کردن جوانان به مواد مخدر و مشروبات الکلی و ترویج موسیقی مبتذل در بین جوانان و نوجوانان به کار گرفته اند.
به طوری که مقام معظم رهبری در سخنانی می فرمایند دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط، فساد و فحشا سعی می کند جوان های ما را از دست ما بگیرد کاری که از لحاظ فرهنگی دشمن می کنند نه تنها یک تهاجم فرهنگی است بلکه باید گفت یک شبیخون فرهنگی یک غارت فرهنگی و یک قتل عام فرهنگی است امروز دشمن دارد این کار را با ما می کند.

2
دشمن برای هجمه فرهنگی نیاز به ابزارها و وسایل کار آمد دارد. بنابراین همان طور که لازمه حملات نظامی ابزار آلات جنگی است لازمه تهاجم فرهنگی نیز وسایلی است تا دشمنان به وسیله آنها گلوله های زهرآگین فرهنگی مخالف و تضعیف آن ها به کار ببرد.
این نوشتار به تأثیرات تهاجم فرهنگی بر رسانه های جمعی از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته که نوشتار حاضر در 4بخش تدوین شده که بخش اول کلیات که شامل فصل اول: طرحنامه، فصل دوم: بیان مقدمات بحث مفهوم شناسی.
بخش دوم: بررسی جایگاه و آثار فرهنگ در جامعه که شامل فصل اول جایگاه و نقش فرهنگ، فصل دوم: آثار مهم فرهنگ در جامعه.
بخش سوم: بررسی نقش رسانه که شامل فصل اول: تقسیم بندی انواع رسانه، فصل دوم : نقش و تأثیر رسانه ها بر مردم، فصل سوم: مسئولیت اصلی رسانه ها.
بخش چهارم: بررسی تهاجم فرهنگی که شامل فصل اول: مصادیق و اهداف تهاجم فرهنگی، فصل دوم: روشهای تهاجم فرهنگی، فصل سوم: اهداف دشمنان از سوی تهاجم فرهنگی، فصل چهارم: آثار و نتایج تهاجم فرهنگی در جامعه ودر واپسین فصل پایان نامه به عنوان راه های مقابله با تهاجم فرهنگی با توجه به ابعاد پیچیده تهاجم به ارائه راه کارهای برای تقابل با این جنگ عظیم پرداخته ام.

 

بخش اول:
کلیات تحقیق

 

فصل اول:
طرحنامه

 
5
تعریف و تبیین موضوع:
تهاجم واژه عربی از ریشه ی هجم به معنی حمله ور شدن و یورش بردن است اما فرهنگ که فر، به معنای شأن، شوکت، شکوه و هنگ به معنای سنگینی ، تمکین، وقار قصد و اراده می شود. تهاجم فرهنگی عبارت است از تلاش برنامه ریزی شده و سازمان یافته یک گروه یا یک جامعه برای تحمیل باورها، ارزشها و اعتقادات، اخلاقیات و رفتارهای مورد نظر خویش بر سایر گروه ها و جوامع است که در آن عناصری از فرهنگ یک قوم بدون هیچ اجبار و الزامی به قوم دیگر منتقل می شود.
و همچنین حرکتی است مرموزانه، حساب شده با برنامه ریزی دقیق که با استفاده از شیوه ها، ابزارو امکانات متعدد و متنوع برای سست کردن باورها، دگرگونی ارزشها، انحراف اندیشه ها، تغییر و تبدیل آداب و سنن و نابودی اصل اخلاقی حاکم بریک جامعه انجام می گیرد.
پس باید در تبیین تهاجم فرهنگی گفت که: یک مجموعه ی سیاسی یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خاص خود و اسیر کردن یک ملت به بنیان های فرهنگی آن ملت هجوم می برند، آنها همه ی چیزهای تازه ای را که وارد این کشور و ملت می کنندبه مرور به قصد جایگزین کردن آنها با فرهنگ و باورهای ملی آن ملت است که نام این تهاجم فرهنگی است.
اهمیت و ضرورت تحقیق :
از آنجایی که بحث تهاجم فرهنگی مهم است و یکی از عوامل گسترش آن رسانه ها هستند که این تهاجم فرهنگی مبنای مبارزه با اسلام و فرهنگ ناب دینی است و اینکه به اساس سلام آسیب زده می شود نابود خواهد شد به همین جهت من را بر آن واداشته که به تحقیق در مورد این بحث مهم بپردازم.
اهداف و فوائد تحقیق :
هدف کلی:
مشخص نمودن نقش رسانه های جمعی در تمام فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن هدف کلی از این پژوهشی می باشد.
اهداف جزئی:
1- روشن کردن مردم نسبت به میراث علمی و فرهنگی خویش.
6
2- مشخص نمودن ابزار و شیوه های تهاجم فرهنگی
پیشینه پژوهش :
از لحاظ تاریخی تهاجم فرهنگی از زمان حضرت آدم و پیدایش انسان در این جهان برمی گرد زیرا از همان ابتدای تاریخ زندگی اجتماعی همه افراد بشردر گروه حق و باطل قرار داشته است، برخی معتقدند که مبدأ تاریخی تهاجم فرهنگی غرب در ایران را باید از آغاز حکومت قاجاریه و کمی قبل از آن فرض کرد زمانی که نادرشاه از دنیارفت و ایران دچار آشوب و بی نظمی شد و انگلستان تحریکات استعماری خود را در منطقه خاورمیانه شدت بخشید.اما شروع این حرکت استعماری در جامعه ایران از زمان اولین اعزام ایرانیان به غرب برای تحصیل و بازگشت آنان به کشور شدت بیشتری به خود گرفت، نخستین ایرانیانی که برای مأموریت و یا تحصیل به غرب سفر کردند، اسیرشبکه فراماسونری شدند.
که در این زمینه مقالات و کتابهای زیادی نوشته شده است که نویسندگان از جمله: سکینه مهدیانیور، محمد قربانی گلشن آباد، احمد حسین شریفی، سید رضا تقوی و ... که به بررسی این موضوع پرداخته اند.
اما تهاجم فرهنگی را دریک نگاه و یک نقطه مثلاًَ مد و بدحجابی، فرقه گرایی روابطی نامشروع بین دختر، پسرمورد بررسی قرار داده اند حال آنکه تهاجم فرهنگی در هر دوره و زمان ابعاد و اهداف جدیدی را دنبال کرده است.
که در این تحقیق پایانی سعی شد و آن علاوه بر پرداخت این موضوعات مقابله با تهاجم فرهنگی را با توجه به اوضاع و احوال کشور در دوره های زمانی مختلف در سطح فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و علمی مورد بررسی قرار دهیم ازجمله انتخابات 1388 جلوگیری از ترور شخصیتهای علمی و دانشمندان هسته ای، جلوگیری از فرار مغزها، دادن آموزشی در سطوح عالی.

 

 

7

فرضیه:
به نظر می رسد رسانه ها در ایجاد بستر گسترش تهاجم فرهنگی یا مقابله با آن نقش بسیارمهمی دارد که اگر خوب ایفا نشود آثار منفی به جامعه و افکار عمومی و اعتقادات مردم دارد.

سوالهای تحقیق :
اصلی:
1- رسانه ها چه نقشی در ترویج فرهنگ هادر جامعه دارند.
2- آثار مخرب نقشی منفی رسانه ها در جامعه چیست.
3- با چه راه هایی می توان با تهاجم فرهنگی دشمن مقابله کرد.
فرعی:
1- آیا تبلیغ الگوی مصرفی غرب از سوی رسانه سبب تهاجم در جامعه می گردد.
2- تهاجم فرهنگی در جامعه چه آثار و نتایجی دارد.

روش تحقیق :
در این پژوهشی که یک پژوهشی توصیفی و تحلیلی می باشد سعی شده تا با مراجعه به کتابخانها برای جمع آوری مطالب و روجوع به کتب مربوطه و مقالات و سایت های اینترمتی موضوع با بیانی جدید برای مخاطبین بیان گردد.

 

 

 

فصل دوم: مفهوم شناسی
- رسانه
- تهاجم فرهنگی
- شبیخون فرهنگی
- ناتونی فرهنگی
- جنگ نرم
9
رسانه :
رسانه یا medid در لغت به معنی رساندن است و با آن دسته از وسایلی گفته می شود که انتقال دهنده فرهنگ ها و افکار عده ای باشد، رسانه از تهرن های جدید به وجود آمده و مورد توجه است. اکنون آنچه که مصداق این تعریف است وسایلی همانند: روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت، cd ها، ویدئو و .... می باشد.
رسانه در نوع آموزشی آن به کلیه امکاناتی گفته می شود که می تواند شرایطی را در محیط آموزشی به وجود آورند که تحت آن شرایط، فراگیران ، اطلاعات، رفتار ومهارتهای جدیدی را با درک کامل بدست آورند.
رسانه هم در مفهوم عام و هم در مفهوم خاص آن در جامعه امروز یک ضرورت است و بالاتر از آن یک نیاز محسوب می شود که اگر نباشد رفتار انسان را مختل می کند و از سوی دیگر مهمترین ویژگی جامعه امروز تراکم است همانند تراکم جمعیت، تراکم درثروت، تراکم در مسکن، تراکم در الگوی رفتاری و .... و فشردگی این عناصر باعث تراکم در ارتباطات انسانی اجتناع شده است.
لذا توجه به کارگردهای رسانه ها را افزون نموده است از آنجایی که این ابزار می تواند محتوایی معنوی و یا آداب و روسوم اجتماعی را منتقل نماید و بدین وسیله واسطه جامعه را تحت تأثیر قرار دهد ضرورتاًَ باید از جامعیتی در تفکرو نگرش جامعه برخوردارباشد لذا رسانه ها باید در نظر گرفتن ابعاد گوناگون فرهنگ جامعه ها پدیده های نامناسب را شناسایی نموده و به منظور پیشگیری از اشاعه آن و با توجه به مبانی و اصول آن فرهنگ پیامهای مناسب را اشاعه نمایند تا حتی موجبات تخریب و یا انحراف جنبه های دیگر فرهنگی نگردند.
بدین سبب ضروری است به کارکردهای پنهان و آشکار پیامهای خود هم توجه نمایند و این امر میسر نمی گردد مگر رسانه ها هم به توان پژوهشی و تحقیقی مناسب مجهز گردد.
رسانه ها بستر و مجاری طبیعی تهیه و تو و توزیع اطلاعات در جامعه برای شهروندان هستند و موجب می شوندکه نیروهای اجتماعی ضمن وقوف و آگاهی به حقوق خویش ، سهم خود را از قدرت طلب نمایند.

10
نگاهی اجمالی به تلاشهای در حال انجام در حوزه رسانه های منطقه ای و جهانی، این واقعیت تلخ را آشکار می سازد که تقریباًَ تمامی رسانه های مسلط جهان اعم از مکتوب، صورتی و تصویری عملاًَ به ابزاری برای استکبار جهانی تبدیل گردیده اند، در جهت ترسیم سیاست های بین المللی و منطقه ای و ترویج فرهنگ غربی و لیبرالیسم و مسکولاریسم نفش تنوع فرهنگی و تشویق به تمرد از اصول و ارزشهای اسلامی و ملی.
پیدایش انواع رسانه های نوین، شیوه اطلاع رسانی را دگرگون کرده است. به طوری که رسانه در میان رویداد و مردم، مسیری مجازی ایجاد کرده و در مدلهای رسمی، نیمه رسمی یا غیر رسمی که بر خبرگذاری ها و سایت های رسمی، وبلاگاها و سایت های نسبتاًَ معتبر دلالت دارد،سازو کار خاصی برای امراطلاع رسانی و اطلاع یابی تعریف کرده است. پیدایش و توسعه رسانه های غیر رسمی یا نیمه رسمی جهانی با عنوان وبلاگ نیز که روزانه بر تعدادآنها افزوده میشود، تأثیر بسزایی برامر اطلاع رسانی در مدلهای جدید با محوریت کاربر دارد. این مسئله حجم محتوای تولید شده را در جهان تا حد زیادی افزایش می دهد، از سوی دیگر میزان مشارکت اجتماعی کاربران را بیشتر کرده و به موازات آن آگاهی روز آمد کاربران را نیز ارتقاء می بخشد. در نتیجه ورود به عصر جامعه اطلاعاتی و تولد و گسترش رسانه های الکترونیکی و اینترنتی، مرز میان رویداد و مردم را باریک تر از قبل معرفی کرده است.

 

 

11
تهاجم فرهنگی :
تهاجم واژه های عربی از ریشه حجم به معنای حمله ور شدن و به دیگری یورش بردن است تهاجم بروزن تفاعل به معنی برخورد و هجوم دو طرفه است و در اینجا به معنای جحم یک طرفه ویک جانبه است.
تهاجم فرهنگی عبارت است از : تلاش برنامه ریزی شده و سازمان یافته یک گروه یا یک جامعه برای تحمیل باورها، ارزشها و اعتقادات، اخلاقیات و رفتار های مورد نظر خویش بر سایر گروه ها و جوامع است که در آن عناصری از فرهنگ یک قوم بدون هیچ اجبار والزامی به قوم دیگر منتقل میشود.
رهبر اندبشور انقلاب اسلامی تهاجم فرهنگی را این گونه تعریف می کند.
تهاجم فرهنگی به این معناست که یک مجموعه سیاسی و یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خاص خود و اسارت یک ملت، به بنیان های فرهنگی آن ملت هجوم می برد. در این هجوم باورهای تازه ای را به زور و به قصد جایگزینی با فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد کشور می کنند.
تهاجم فرهنگی حرکتی است مرموزانه، حساب شده و همواره با برنامه ریزی دقیق و با استفاده از شیوه ها و ابزار و امکانات متعدد ومتنوع برای سست کردن باورها، دگرگونی ارزش ها، انحراف ریشه ها، تغییر وتبدیل ادب و سنن و نابودی اصول اخلاقی حاکم بریک جامعه است.
تهاجم فرهنگی از قرن بیشتم متداول شد و از ترفندهای استعمارگران همین تهاجم بوده که قصد اصلی آنان به ابتذال کشاندن و عقب نگه داشتن ملتهای دیگر است آنان انواع تولیدات کارخانه های خود را به کشور موردنظر صادر می کنندو کشورمقابل نیز به احترام هرچه تمام تر به معرفی کالاهای آنان می پردازد، ولی غافل از اینکه دشمن کم کم به مرور زمان و با استفاده از شیوه های جدیدتر فکر و عقیده ملت دیگر را تصرف می کند و فرهنگ مقابل به جز مصرف و تقلید نمی توانند با فرهنگ مهاجم مقابله کنند و سرانجام ملت به نابودی کشانده می شود.


12
بنابراین تهاجم فرهنگی به مفهوم نفس هویت فرهنگی و ملی، پذیرش سلطه فکری و فرهنگ بیگانه، تغییر باورها و رفتارها براساس ارزشهای مهاجمان، دگرگدنی روشها و آداب و روسوم زندگی فردی و اجتماعی منطبق با الگوهی بیگانه می باشد.
بیگانگان برای در هم شکستن ارکان فرهنگی یک ملت، با برنامه ریزی های دقیق و روشهای متعدد و کارساز، به حوزه فرهنگی ملت مورد نظر هجوم می برند و آنان را از آن ارزشها به کلی جدا میسازند.
هدف از تهاجم فرهنگی، با کنترل فرآیند تصمیم گیری و شیوه اطلاع رسانی و تغییر در نظام ارزشی هاست که منجر به استیلای سیاسی و اقتصادی آنها می شود بدین ترتیب که مهاجم فرهنگی، سعی میکند با استفاده از برتری اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی، و فن آوری، به مبانی اندیشه و رفتار یک ملت هجوم آورد و با تجدید، تضعیف، تحریک و احیاناًَ نفس و طرد آنها، زمینه حاکمیت اندیشه ها، ارزشها ورفتارهای مطلوب خویش را فراهم آورد.
اساساًَ کالاهای فرهنگی این گروه دو دسته است که یکی مصرف داخلی دارد و دیگری کالای معرفی صادراتی است که پوچ گرایی و فساد را رواج می دهد و در واقع در اثر تهاجم این نوع اخیر از کالاها در کشورهای مقصد، فرهنگ مهاجم به این کشورها راه می یابد.
« برای مثال می توان به ویژگی اخلاقی کار اشاره نمودکه هیچ گاه به کشور مورد تهاجم منتقل نشده است. ایت ترویج از طریق زور نیست بلکه با بهره گیری از قوانین بازتاب های شرطی است که انسان بر طبق آن به محرکهای خارجی پایین میدهد.»

 

 


13
شبیخون فرهنگی :
شبیخون فرهنگی در فرهنگ عهید به معنای حمله ناگهانی بر دشمن هنگام شب؛ شب تاز و شب تازی هم گفته اند. در اسکندر نامه نظامی به معنای جنگ و قتال آمده است. شبیخون اضافه مقلوب یعنی خون شب و به وقت شب پنهان شدن و بردشمن تاختن در شب، قتل عام کردن موج دشمن در تاریکی شب است زمانی از واژه شبیخون به معنی تهاجم استفاده می گردد که جامعه از برنامه های استکبار غافل باشد و یا اینکه تهاجم استکبار را جدی نگرفته باشد. این اصطلاح همچون تهاجم فرهنگی اولین بار توسط مقام معظم رهبری بیان شد.ایشان در سال 1372 تغییر شببخون فرهنگی را بعد از گوسزد کردن مکرر تهاجم فرهنگی مطرح نمودند با این امید که در خصوص مبارزه با شبیخون فرهنگی برنامه ریزی صورت گیرد. مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردان های عاشورا بسیج سراسر کشور بیان کردند: کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی انجام می دهد یک شبیخون، غارت و قتل عام فرهنگی است.
شبیخون فرهنگی روندی تندتر و بنیادی تری است که استقلال فرهنگی یک کشور را هدف قرار می دهد.گروه هدف در برنامه های دشمن گروههای جوانان و نوجوانان و کودکان است و هدف دشمن سست کردن پایه های اعتقادی این نسل است و برای رسیدن با این هدف دنبال خلاءها هستند. خلاء هایی که برنامه های فرهنگی نهادهای فرهنگی ما برای نسل جدید نتوانستند پر کنند. هر چند از زمان طرح موضوع شبیخون فرهنگی چند سالی می گذرد اما برای درک ابزارها و میدان های آن، هنوز اذهان عمومی و سرد مداران امر فرهنگ و فرهنگ سازی به طور کامل و جدی توجه خود را بدان معطوف نداشته اند. حال آنکه فرهنگ مهاجم با هوشیاری و دقت بسیار، دلهای پرشور نسل جوان را نشانه گرفته و با سرعتی وصف ناپذیر در این راستا حرکت می کند. اما آنچه مهم است طرح و شناخت دقیق این نظام درهم پیچیده و خطرناک است که موجب می شود حداقل شناخت و نگرشی برای مخاطبان این سیل عظیم ایجاد شود تا با اندکی تأمل به آن بنگرند.تا شاید بی وقفه تسلیم این سلاح قدرتمند نشوند.انقلاب مخملی، تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی،شبیخون فرهنگی وجنگ رسانه ای، نام هایی است که گفتار رسمی جمهوری اسلامی ایران به هر گونه فعالیت سازمان های
14
غیردولتی جنبش های مدنی، صنفی و حقوق بشرمی دهد.با استقرار جمهوری اسلامی در ایران هرچند پایه های اخلاقی و هشدارهایی که ایشان در این زمینه دادند به تلاش پیگیر دشمنان برای بازگرداندن ناامنی های اخلاقی به جامعه مربوط می شد.
همانطور که می دانید دهه اول انقلاب به شبیخون گسترده نظامی استکبار و عوامل داخلی آن سپری شد. دهه دوم در حالی که جامعه انقلابی خود را برای استقرار نظام جدید و جبران نابسامانیهای مبنی از انقلاب و ترسیم خسارتهای فراوان ناشی از دفاع مقدس و اجرای برنامه های وسیع سازندگی آماده می ساخت با هشدار و انذار های نسبت به شبیخون فرهنگی مواجه شد.همگام با سازندگی گسترده، موسسات و نهادها و بنیادها و ارگانهای فرهنگی، مذهبی و ستادهای نماز جمعه و جماعت و هم چنین سازمانهای مسئول دولتی، به ویژه رسانه ملی صدا و سیما و رسانه های نوشتاری با صرف بودجه های کلان و اجرای برنامه های گوناگون سلبی و ایجابی برای مقابله با این شبیخون وارد میدان شدند و امروز در سالهای پایانی دهه سوم، نسل سوم انقلاب در شرایطی شکل می گیرد که فراخوان مبارزه با فقر و فساد و تبعیفی از یک سو و دل نگرانی های بزرگان دین و فرهنگ از استعاله فرهنگی جوانان از سوی دیگر، در فضای جامعه طنین انداز است.از دیگر عوامل شبیخون ابزارهای ارتباط جمعی در رسانه های الکترونیکی و ماهواره های تصویری و برزگراههای اطلاعاتی، اینترنت می باشند. که مرزهای جعرافیایی را نور دیده و حاکمیت های ملی و فرهنگی را در هم کوبیده است.
جهانی شدن سرمایه و تجارت و نیز به عنوان معلول این واقعیت ها و هم چنین به عنوان عاملی کارساز برای کمرنگ شدن نقش ملت ها و دولت ها در اعماق حاکمیت خویش باید مورد قرار گیرد.
در کشورما بیش از10 سال از طرح شبیخون فرهنگی غرب می گذرد.در این مدت ارگان ها ونهادهای فرهنگی و هیأت دینی و سازمان های بزرگ تبلیغاتی مذهبی و ستاد های گوناگون برگزاری مراسم عبادی وسیاسی و نیز رسانه های ارتباطی جمعی به ویژه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و نیز تشکیلات دولتی و دیگر دست اندرکاران و متولیان دین و فرهنگ و رسانه های نوشتاری، هر کدام به متناسب امکانات سازمانی و مالی وظایف ساختاری خود عهد دار تهیه و اجرای طرح های مقابله با این شبیخون بوده اند.
15
ناتوی فرهنگی:
مسئله ناتوی فرهنگی پدیده ای قرن بیستمی است که در واقع شکل جدیدی از جهان گشایی غربی است. بنا براین نظریه پردازان در کشورهای مختلف در حال پیشرفته یا جهان سومی که در معرض این پدیده هستند به بررسی آن پرداخته انددر مواردی اندیشمندان غربی نیز مسئله را پذیرفته از جهاتی آن را تحلیل کرده اند.
فرهنگ، کلیت به هم پیوسته ای از ارزشها، اعتقادات، آداب وسنن، احساسات و گرایشات، افکار و اندیشه ها ، بینشهاو عناصر سازنده و شکل دهنده شخصیت و اخلاق و اعمال هر قوم و ملتی است. اساس تمرن هر جامعه که هویت دهنده آن نیز هست. فرهنگ مبنایی است که باید جهت دهنده به سایر حوزه ها چون سیاست و اقتصاد باشد فرهنگ اهمیت و تأخیر بسیاری در شکل دهی مناسبات بین کشورها داشته است.
ناتوی فرهنگی که بهد از سقوط مارکسیسم و جنگ سرد وطرح شد در واقع پیمان ناتو را از جنبه نظامی، امنیتی به سمت فرهنگی سوق داد و به ابزار فرهنگی به عنوان سربازانی نگاه می کرد که باید به جهان گشایی بپردازند. در این دوران که انفجار بزرگ اخبار و اطلاعات اتفاق افتاده بود نقش مرزها و دولتها در تولید فرهنگ رو به کاهش می رفت وتلاش برای ایجاد دهکده واحدجهانی با کد خدایی صهیونیسم بین الملل افزایش می یافت.این تلاش منجر به ایجادیکسان سازی فرهنگی وهویتی می شد که در جهت هدف بزرگ قوم یهود لینی سیطره برکل جهان و تسخیر عالم بود.
نظریه پردازان صهیونیسم بین الملل معتقد بودند که باید افکار و دلها را تسخیر کرد تا بتوان با جهت دهی آنها به اهداف و اغراض رسید در این تسخیر و جهان گشایی بزرگترین مانع و سدراه ، دین مبین اسلام است. بسیاری معتقدند به تقابل اسلام با غرب هستند اما در واقع تقابل حقیقی اسلام با پشت پرده ی غرب یعنی تفکر صهیونیستی است.
همان تفکری که با زیرکی و پنهان کاری توسط سرد مداران آمریکایی و اسرائیلی ، قدرت و ثروت غرب اروپایی را در دست داردو به راحتی می تواند سران اروپا را بازی دهد.

16
و قطعاًَ به جهان سومی ها رحم نخواهد کرد و ناتوی فرهنگی تلاش می کند تا از طریق تأثیرگذاری برافکارعمومی مردم در کشورهای جهان سوم. آنها را چنان در جهت منافع و اهداف غرب هدایت کند که مردم این کشورها در مواقع لزوم به پیاده نظام قدرتهای بیگانه تبدیل شوند.
و از همین مردم برای ساقط کردن دولتهایشان استفاده می شود مانند اتفاقی که در جریان انقلابهای مخملی در کشورهای چون اوکراین یا گرجستان افتاد.
ناتوی فرهنگی که ریشه در انسان مداری غرب دارد، تلاش می کند تا با مسئله دهکده واحد جهانی و همسان سازی فرهنگی، هویتهای اصیل مردم هر منطقه را کمرنگ کند و از بین ببرد و هویت جدیدی از انسان مدرن مصرفگرای تابعی بی تفاوت را جایگزین نماید و در راستای این هدف از ابزار گوناگون استفاده میکنند حتی سازمانهای بین المللی هم با عناوین در قالبهای متفاوت در همین جهت ی کنند. یکی از مهمترین این سازمانها یونسکو بازوی فرهنگی سازمان ملل است که به صورت تبعیض آمیزی با فرهنگهای ملل گوناگون برخورد می کند. حتما سازمانهای اقتصادی هم می توانند در راستای اهداف فرهنگی، با تغییر خواسته ها و الگوهای مصرفی مردم، بر ارزشها و باورهای آنها تأثیر گذارند و در واقع تأثیر متقابل اقتصاد- فرهنگ و سایت فرهنگ کمک شایانی در شکل دهی دهکده واحد جهانی می کند.
رسانه ها از ابزار مهمی هستند که در ناتوی فرهنگی به کار گرفته می شود تا هویت واحد انسان مدرن غربی را جایگزین هویت های ملی دینی کنند، رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره، بازیهای رایانه ای که اسطوره ها و الگوهای جدیدی را مطرح ی کنند و از طریق ایجاد خود باختگی فرهنگی و ترویج روحیه بی تفاوتی سبب می شود که اسطوره های ملت تضعیف، تخریب و نابود شوند و یا آنچنان برقومیتها تأکید میکنند و با ایجاد فرقه های جدید و دست ساخته تلاش می کنند تا درگیری های داخلی و خونریزی های قومی را مقدمه سستی و اضمحلال فرهنگی ملت ها قرار دهند. به طوری که ترویج فرهنگ و هنجارهای غربی از طریق سازو کارهای تربیتی، آموزشی و استفاده از ابزار رسانه همچنین ترویج اسلام سکولارو تقویت سلفی گری و گرایش به مذاهب انحرافی از بخشهای مهم و نرم افزاری طرح خاورمیانه بزرگ است. نومحافظه کاران معتقدند با تحقق این بخش مهمترین مانع در برابر غرب یعنی تمدن اسلامی را دچار استعاله کرده و در هنجارهای غربی هضم کنند.

17
در اینجا بار دیگر به این نکته مهم اشاره می کنیم که پشت پرده غرب تفکر صهیونیسم با آرمان سیطره بر جهان قرار گرفته است به طور کلی شاخص ها و اهداف تهاجمی فرهنگی مبتنی برتبعیض و نابودی بین فرهنگ مهاجم و مورد هجوم است.
تهاجم فرهنگی خواهان سلطه و ایجاد وابستگی است که پیروی یک طرفه و شکست طرف مقابل را به همراه دارد و استراتژی آن جنگ بی پایان، همیشگی و نا برابر است.

جنگ نرم:
جنگ نرم عبارت است از« استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری میشود.»
یا به عبارت دیگر هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای که جامعه هدف را نشان گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار، جامعه هدف را به انفعال و شکست وا می دارد «جنگ نرم» خوانده می شود.
ساده تر بگویم، دشمن حتی خواسته خود را در این حوزه نیز برتحمیل کرده است، یعنی ائ است که حیطه ی مطالعاتی ما را در مورد جنگ نرم تعیین می کند و او است که ما را وا می دارد هر روز از داشته های حقیقی و ارزشمندخود بیشتر فاصله بگیریم و در ورطه ای قدم بر داریم که کوچک ترین خطری برای دشمن نداشته باشد.
جنگ نرم در حوزه ی سایت از پیچیده ترین و مهمترین عرصه ها محسوب می شود و خوش بختانه حجم زیادی از تحقیقات انجام شد. در حوزه جنگ نرم ناظر بر مسائل سیاسی است که دلیل اصلی آن محسوس بودن و قابل دسترس بودن آن است.
هدف نمایی دشمن در جنگ نرم نفوذ و تسلط برمداری ذهنی و قلبی انسان هاست به گونه ای که خواست و اراده انسانهای هدف همان خواست کشور مقابل باشد برخی براین باورند که دستیابی به این اهداف یک شبه به ذهن دشمن خطور کرده است و فردای آن روز دست به کار شده است و همچنان مشغول برنامه های تعریف شده ی اولیه است ولی واقع امر این است که آن چه امروز در جریان است محصول پیچیده ترین مراکز علمی و تحقیقاتی است که از سال ها قبل و با استفاده از
18
مجرب ترین کارشناسان در رشته های مختلف تدارک دیده شده است و به دلیل ساختار منعطف وسیال آن پیش بینی و مقابله با برنامه های آتی نیز امری دشوار و خطیر به شمار می رود.
از رایح ترین ابزارهای جنگ نرم اینترنت و شبکه های ماهواره ای هستند که امروز این دو پدیده دینی اینترنت و شبکه های ماهواره ای در برگیرنده ی اشکال گوناگون از ابزارهای ارتباطی است تا جایی امروزه انواع نشریات و کتب گوناگون نیز از طریق اینترنت به سمع و نظر مخاطبین می رسد، اگر چه ابزارهای مورد استفاده در جنگ نرم به سرعت در حال تغییر است و هر روز شاهد به کارگیری ابزار و روشی نو در این عرصه هستیم.

 

 

19
یکی از ویژگی های جنگ نرم، تدریجی و پنهانی و مخفیانه بودن آن است. به همین دلیل، تشخیص آن، به وبژه در مراحل اولیه نیاز به بصیرت و روشن بینی خاصی دارد خطر اصلی جنگ نرم هم از همین جهت است که بسیاری از مردم و حتی تقسیم گیران سیاسی، فرهنگی جامعه، متوجه آن می شوند و حاضر نیستند وجود آن را بپذیرند. به همین دلیل در مقابل کسانی که از وقوع چنین جنگی سخن می گویند، مقاومت می کنند و آنان را به « توهم جنگ» و « توهم توطئه» متهم می کنند.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، در دیدار با جمعی از هنرمندان در تاریخ 14/6/1388 فرمودند.
« جنگ نرم راست است. این یک واقعیت است.» یعنی الان جنگ است.
البته این حرف را من امروز نمی زنم. من از بعد از جنگ سال 1367 همیشه این را گفته ام؛ بارها و بارها علت این است که من صحنه را می بینم. چه کنم اگر کسی نمی بیند؟! چه کار کند انسان بر من دارم می بینم صحنه را، می بینم تجهیز را، می بینم صف آرایی را می بینم دهان های از حقد و غضب گشوده شد و دندان های باغیظ به هم فشرده شد و علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه ی این آرمانها و علیع همه ی آن کسانی که با این دل بسته اند را؛ اینها را انسان دارد می بیند خب چکار کند؟ این تمام نشده چون تمام نشده وظیفه داریم.

 

 

بخش دوم:
بررسی جایگاه وآثار فرهنگ
در جامعه
فصل اول
جایگاه و نقش فرهنگ
1- فرهنگ چیست؟
2- جایگاه و نقش فرهنگ
21
فرهنگ چیست ؟
انسان موجودی است که با تمام موجودات و حیوانات غیر هم نوع خود تفاوتهای اساسی دارد از جمله تفاوتهای مهم انسان که در منابع و کتب علوم اجتماعی به آن اشاره شده است. گروه جویی و زیست اجتماعی، سخن گفتن ابزار سازی، اندیشمندی، و هدف داری می باشد انسان از ابتدای حضور خود در زمین نیازهایی داشته تا به کمک آنها تا ادامه حیات دهد. برای ادامه حیاط کارکرده، ابزار ساخته و با وسایل امکانات مختلف اقدام به تولید کرده است.
تولید وتلاش آدمی برای فراهم کردن و ساختن چیزهایی است که در مورد دلخواه انسان است و در طبیعت و یا تولید نیازمند وسایل و ابزار است لذا ابزاری سازی را پیشه کرده است، ابزار سازی و ایجاد امنیت، لزوم همکاری با دیگر انسانها را در مورد توجه قرار دارد از این رو آدمی به جمع توجه می کند در جمعیت ایجاد ارتباط با همنوعان سخن گفتن ضروری می شود و سخن گفتن علاوه بر ایجاد ارتباط به تقویت و انتقال تجربه افراد می انجامد. به این ترتیب هم گرو، اجتماعی، اقدام به ساختن ابزارها و تولید مشترک می کنند تا به حیات مورد نظر و دلخواه خود ادامه دهند.
ساده ترین عناصر زندگی جمعی کنش اجتماعی است، کنش اجتماعی مجموعه حرکات شخصی است که یک فرد برای تحقق هدف نسبت به فرد دیگر نشان می دهد. کنش اجتماعی در برگیرنده برخوردهای اجتماعی است، برخورد اجتماعی اولین اثری است که در قالب جسمی یا روحی توسط یک انسان بر انسان دیگر بوجود می آید.چنین کنشی کارتحریک صورت می گیرد. به دنبال هر تحریک انسان اول به پاسخ یا واکنش انسان دوم به وجود می آید. چنین کنشی مداوم است لذا تعریف یک متقابل اجتماعی به وجود می آید.
ارتباطی است که به شکلهای مختلف مثل تقلید، تلقین، سخن گفتن و انتقال تجربه از انسانی به انسان و از نسلی به نسل بعد منتقل می شود و به تدریج نوعی هماهنگی در کنش های متقابل اجتماعی به وجود می آید که سبب می شود آدمی ازهنگام زادناز جامعه آموزش گرفته و متکی به آن گردد و لذا خواسته یا ناخواسته به حفظ جامعه و استقرار نظم در آن کمک کند.

22
جایگاه و نقش فرهنگ:
فرهنگ، در زندگی انسان، نقشی تعیین کننده ای دارد، زیرا یکی از وجوه ممیز انسان از سایر موجودات زنده فرهنگ است، فرهنگ هویت انسانی انسان را می سازد و ابعاد گوناگون زندگی انسان را مشکل می دهد این معنا از چنان شدتی برخوردار است که برخی در تعریف این موجود راست قامت پهن ناخن برهنه پوست موز گفته اند: انسان موجودی فرهنگی است.
رفتارهای مختلف و انگیزه های گوناگون بشر، همیشه تحت تأثیر فرهنگ قرار داشته است، و به هر اندازه مایه های فرهنگی فرهنگ عمیق تر، جامع تر و هماهنگی آن با خواسته های طبیعی و فطرت انسان، بیشتر باشد نفوذ و تأثیر گسترده تری خواهد داشت.
انسان ها با فرهنگ خود زندگی می کنند و با فرهنگ خود می میرند ودر هیچ دوران و موقعیتی نبوده است که انسان جدای از فرهنگ زندگی کرده باشد. یکی ازرسالت های فرهنگ، قالب بندی زندگی است؛ به این معنا که نقشه ی عمارت و بنای زندگی را فرهنگ ترسیم می کند و انسان ها
از این جهت همیشه مدیون فرهنگ بوده وهستن.
ارزشهای گران بهایی چون غرور ملّی، روحیه اعتماد به خویش، نوآوری و خلاقیت، پای بندی به میثاق ها و تعهد و .... از چشمه سار فرهنگ می جوشند. فرهنگ، مقو له ای دوبعدی است: مادی و معنوی، بعد مادی و

درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی و نحوه مقابله با آن


چکیده
مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ را فرهنگ می‏نامند. تبادل فرهنگی ملت‏ها نیز که در طول تاریخ در بستری طبیعی ادامه داشته برای تازه‏ماندن معارف و حیات فرهنگی بشر امری ضروری است و جامعه‏ی انسانی را در مسیر سعادت واقعی به پیش می‏برد.
اما آنچه امروزه مشکل‏ساز شده "تهاجم فرهنگی" یا غلبه‏ی یک فرهنگ بر سایر فرهنگ‏هاست که نمونه‏ی بارز آن روند روبه گسترش تسلط فرهنگ غرب بر سایر فرهنگ‏ها ـ به ویژه فرهنگ اسلامی ـ در یکصد سال اخیر است. تفاوت عمده‏ی تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی در این است که در تهاجم برای فرهنگ موردهجوم امکان انتخاب وجود ندارد.
جلوه‏های تهاجم فرهنگی را می‏توان به دو دسته‏ی بیرونی، همچون: تلاش برای دین‏زدایی، ایجاد روحیه‏ی خودباختگی فرهنگی، ترویج افکار و اندیشه‏های غربی و ... و درونی، همچون: عقب‏ماندگی علمی و صنعتی، فقر اقتصادی، غفلت کارگزاران فرهنگی و ... تقسیم کرد. در این مقاله ضمن بررسی جلوه‏های فوق، راهکارهایی برای مبارزه و مقابله با تهاجم فرهنگی ارائه شده است.
واژگان کلیدی: فرهنگ، تهاجم فرهنگی، فرهنگ‏پذیری، تبادل فرهنگی

مقدمه
حیات بشری همواره با فرهنگ توأم بوده است و ملتی که فرهنگ مخصوص به خود نداشته باشد، مرده محسوب می‏شود؛ علاوه بر این، یک فرهنگ بالنده برای تکامل خود باید توانایی تبادل با سایر فرهنگ‏ها و جذب عناصر مثبت آن را داشته باشد؛ بنابراین، تمام فرهنگ‏ها باید در تعامل با یکدیگر باشند، تا بتوانند در مجموع، بشر را به پیشرفت مطلوب برسانند.
در عصر حاضر که نظام سرمایه‏داری به سرپرستی آمریکا، با تک‏قطبی شدن جهان و فروپاشی رژیم شوروی سابق، یکه‏تاز عرصه‏ی جهانی شده‏است، به شکل‏های مختلف می‏کوشد تا نظرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به تمام کشورهای جهان تحمیل کند و فرهنگ واحدی متناسب با منافع درازمدت خود بر جهان حاکم سازد. از طرف دیگر سایر ملت‏ها نیز در برابر این زیاده‏خواهی آمریکا برای حفظ و پاسداری از فرهنگ ملی و بومی خود مقاومت می‏کنند. در این میان فرهنگ اسلامی توانسته است در صد سال اخیر در برابر این هجوم مقاومت و اصالت خود را حفظ کند.
بدیهی است طرّاحان "نظم نوین جهانی" که با هزاران ترفند توانسته‏اند یک ابرقدرت نظامی، نظیر شوروی سابق را از سر راه خود بردارند و سبب فروپاشی کمونیسم در سطح جهانی شوند، مایل نیستند با قدرت جدیدی در برابر منافع خود مواجه گردند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سبب شده است که سلطه‏گران بیش‏تر از آن جهت خوفناک باشند که قدرت جدیدِ مقابل منافع نامشروعِ آنان، یک گروه سیاسی ـ مذهبی به نام جهان اسلام باشد؛ قدرتی که از نظر فرهنگی با داشتن ارزش‏های قوی، نظیر خداپرستی، ظلم‏ستیزی، نوع‏دوستی، برادری، مساوات و عدل، می‏تواند در برابر فرهنگ غربی قد علم کند؛ لذا چون می‏دانند که از مقابله‏ی مستقیم با ایدئولوژی اسلامی طرفی نخواهند بست، می‏کوشند با ترفندی قدیمی، به طور غیرمستقیم، در ارکان جوامع اسلامی، از جمله جامعه‏ی ما رخنه کنند و آن ترفند چیزی نیست جز "تهاجم فرهنگی".
بدین منظور، در این مقاله سعی شده است به نوعی این پدیده مورد بررسی قرار گیرد و عوامل داخلی و خارجی و نیز برخی از راه‏کارهای مبارزه با آن مطرح شود. از آن‏جا که بحث از تهاجم فرهنگی مستلزم تعریف فرهنگ و ویژگی‏های آن است، ابتدا به این موارد می‏پردازیم و سپس موضوع اصلی را بررسی می‏کنیم.

فرهنگ
برای فرهنگ در حدود دویست و پنجاه تعریف ارائه کرده‏اند؛از جمله :
ـ کلیه‏ی دستاوردهای مادی و معنوی هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقیات، قواعد، آداب و رسوم، عبادات و دیگر قابلیت‏های اکتسابی، که از نسلی به نسل دیگر انتقال می‏یابد.
ـ مجموعه‏ی باورها، بینش‏ها، ارزش‏ها، آداب و سنن، اخلاق و اندیشه‏های پذیرفته شده و حاکم بر یک جامعه.
ـ مجموعه‏ی پیچیده‏ای که در برگیرنده‏ی دانستنی‏ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هرگونه توانایی که به وسیله‏ی انسان، به عنوان عضو جامعه، کسب شده است (روح‏الامینی، 1372، ص 17 به نقل از: ادوارد تایلور1، فرهنگ ابتدایی).
ـ فرهنگ مجموعه‏ای از آگاهی‏ها(شناخت‏ها) و رفتارهای فنی، اقتصادی، آیینی (شعایر)، مذهبی، اجتماعی و غیره است که جامعه‏ی انسانی معینی را مشخص می‏کند (پانوف؛ 1368، ص 103).
تعاریف مختلف و متفاوت از فرهنگ بیانگر این مطلب است که تمام دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبیر است؛ به همین سبب تعریف ذکر شده در فرهنگ مردم‏شناسی میشل پانوف2 را می‏توان تعریفی جامع از فرهنگ دانست.
فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی
فرهنگ را می‏توان در دو سطح مادی و معنوی دسته‏بندی کرد؛ فرهنگ مادی عبارت است از تمامی آنچه که عینی و ملموس است؛ مانند آثار هنری، دستاوردهای صنعتی، بناهای تاریخی، خط، موسیقی و... . فرهنگ معنوی یا غیرمادی نیز عبارت است از عقاید و رسوم، علوم و معارف، ارزش‏ها و اندیشه‏ها، اخلاقیات، دانستنی‏ها و... (روسک3، 1369، ص 10 و روح‏الامینی، ص24).
فرهنگ مادی معمولاً تحت تأثیر فرهنگ معنوی رشد می‏کند؛ زیرا نوع نگرش به هستی و جهان، و ارزش‏های حاکم بر جوامع، در ساخت ابزار جدید برای امور زندگی و رفاه اجتماعی به انسان جهت می‏دهد؛ برای مثال، طرز نگرش، نوع ارتباطات و معاشرتِ انسان‏ها، آنان را به ساختاری خاص در معماری سوق می‏دهد، و یا نوع نگرش زنان به حقوقشان، آنان را در انتخاب نوع لباس یا رفتار رهنمون می‏سازد (قیصی‏زاده، 1363). از طرف دیگر فرهنگ مادی نیز در فرهنگ معنوی تأثیر می‏گذارد. برای مثال، وارد شدن و جای گرفتن یک تکنولوژی جدید که در شمار فرهنگ مادی است، بالطبع ارزش‏های جدیدی را با خود خواهد آورد و ارزش‏هایی را نیز متزلزل خواهد ساخت (روح‏الامینی، ص110).

خصوصیات فرهنگ
خصوصیات فرهنگ را می‏توان به شرح زیر ارائه کرد:
1. آموختنی و اکتسابی است: افرادِ هر نسل، میراث فرهنگی را از نسل گذشته دریافت می‏کنند و به نسل بعدی می‏سپارند.
2. زنده است: جنبه‏ی پذیرندگی فرهنگ مربوط به زنده بودن آن است و توقف فرهنگ مساوی با مرگ آن است.
3. فطرتِ ثانوی انسان است؛ یعنی به خودی خود عمل می‏کند؛ بر این اساس است که ارزش‏ها، بایدها و نبایدها و اهداف و عادات، پایه‏های فرهنگ را می‏سازند.
4. فراتر از سواد و تحصیلات است؛ زیرا با فطرت و سرشت انسان‏ها مرتبط است.
5. هویت‏دهنده است؛ یعنی تنظیم‏کننده‏ی روابط اجتماعی و تضمین‏کننده‏ی نوع بینش و نگرش فرهنگ‏پذیر است.
6. نسبی است؛ فرهنگ متنوع است، تدابیر و روش‏ها از یک گروه به گروه دیگر فرق می‏کند و هر قومی طرز تفکر و عادات ویژه‏ای دارد.
7. منتقل شدنی است؛ هر گروه انسانی میراث اجتماعی (فرهنگ) خود را به دیگران انتقال می‏دهد.
8. خاص انسان است؛ فرهنگ شامل گذر از مرحله‏ی غریزی به رفتارِ آموخته است که الگوهای آن می‏تواند از یک شخص یا نسل به شخص یا نسل دیگر منتقل شود؛ در واقع مفهومی تجریدی از مشاهده‏ی رفتار انسان‏هاست (قیصی‏زاده، 1363 و فیاض، 1372، ص31ـ39 و روح‏الامینی، 1372، ص19ـ24).
فرهنگ غربی و فرهنگ شرقی
امروزه در تقسیم کلی، فرهنگ کشورهای جهان را به دو دسته‏ی شرقی و غربی تقسیم می‏کنند. دو اصطلاح شرق و غرب تعابیر جغرافیایی هستند و با این ملاک کشورهای چین، فیلیپین، ژاپن و... شرقی محسوب می‏شوند و ایسلند، کانادا و تمام آمریکا از شمال تا جنوب، غربی؛ اما این دو مفهوم در حوزه‏ها و قلمروهای دیگر مثل سیاست، حکمت، فلسفه، عرفان و تاریخ هم در برابر هم قرار می‏گیرند؛ برای مثال، تقابل اسلام و غرب، صورتی از تقابل شرق و غرب محسوب می‏شود (داوری اردکانی، 1379، ص12). در این تقسیم‏بندی تاریخی و سیاسی منظور از فرهنگ غربی همان بینش یونان و روم بعد از میلاد مسیح و اروپای بعد از رنسانس است که برخی از ویژگی‏های آن عبارت‏اند از: اصالت قدرت، اصالت ماده، اصالت زندگی، نظم فکری و عملی، اصالت مصرف، میل به تحلیل عقلانی، خودمداری و اومانیسم.
در مقابل فرهنگ غربی، مجموعه‏ای از فرهنگ‏های ملل شرقی قرار دارد که عمدتا دارای ویژگی‏های زیر است:
طالب و تابع قطب بزرگ ازلی (خداوند) است (اصالت وحدانیت)؛ در جست‏وجوی روح و یافتن راز خلقت است (اصالت روح)؛ میل به تحلیل عاطفی دارد؛ قوم‏گرا و ناسیونالیسم است؛ به همه‏چیز با دیده‏ی ابهام می‏نگرد (ابراهیمی، 1367).

تهاجم فرهنگی
امروزه با توجه به رشد فکری و آگاهی عمومی ملت‏های جهان، نفوذ و سلطه و به‏دست آوردن مستعمرات از راه لشکرکشی‏های نظامی، به آسانی امکان‏پذیر نیست و در صورت اجرا هزینه‏های زیادی را بر مهاجمان تحمیل می‏کند؛ به همین سبب، بیش از یک قرن است که استعمارگران روش نفوذ در کشورها را تغییر داده‏اند. این کشورها معمولاً اجرای مقاصد خود را با عناوین تبلیغ مذهبی، رواج تکنولوژی، ترویج زبان، انجمن‏های خیریه، ترویج بهداشت، سوادآموزی و ، به عبارت دیگر، به نام سیاست‏های فرهنگی و فرهنگ‏پذیری انجام می‏دهند. هرچند نمی‏توان این عناوین را از نظر نوع‏دوستی و انسانیت موردتردید قرار داد، ولی تاریخچه‏ی این روابط و خدمات نشان داده است که این برنامه‏ریزی‏های دقیق، در جهت رشد و بالندگی فرهنگ این کشورها نبوده بلکه زمینه‏ی اسارت کامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی‏آنان را فراهم ساخته است (روح‏الامینی، 1372، ص 101).
بدین ترتیب، استعمارگران، اکنون به این نتیجه رسیده‏اند که بهترین راه نفوذ در سایر کشورها، نفوذ در فرهنگ آنان و استحاله‏ی درونی آن است. آنان می‏خواهند ارزش‏های مورد پسند خود را ارزش‏های مترقی جلوه دهند و جای‏گزین معیارهای بومی و فطری ملت‏ها سازند و، از این طریق، بدون هیچ دغدغه‏ای به آینده‏ی منافع خود در این کشورها مطمئن باشند. این جمع‏بندی، به ویژه در دهه‏های اخیر، مبنای فعالیت‏های سازمان‏یافته‏ی گسترده‏ای قرار گرفته که غرب آنها را ترویج معیارهای تمدن، رشد و توسعه معرفی می‏کند؛ اما در فرهنگ ملت‏ها، از این اقدامات با تعابیر مختلفی یاد می‏شود که مفهوم مشترک آنها در تعبیر هجوم فرهنگی نهفته است (خرم، 1378، ص15).
این عمل (جای‏گزینی فرهنگ بیگانه با فرهنگ خودی) به شکلی هوشیارانه که بتواند یک ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بیگانه، و مطیع غرایز بیگانگان کند، عمدتا "تهاجم فرهنگی" محسوب می‏شود. دانشمندان غربی نیز به این واقعیت اذعان دارند. اتوکلاین برگ،4 یکی از روان‏شناسان اجتماعی غربی، در این زمینه می‏نویسد:
حتی در جریان پیاده کردن برنامه‏های بلندنظرانه و آزادمنشانه، چون کمک به همکاری فنی نیز نگرش استعماری و سایر اشکال استثمار متجلی است؛ مثلاً کشوری که کمک‏های فنی به دیگری ارائه می‏دهد این انتظار را دارد که کشور دریافت دارنده‏ی کمک، معیارها و الگوهای وی را برگزیند (روح‏الامینی،1372، ص101).
در کتاب‏های دایرة‏المعارفی غربی نیز به این مطلب اشاره شده است. میشل پانوف در کتاب فرهنگ جامعه‏شناسی در توضیح اصطلاح فرهنگ‏پذیری5 به این تسلط و استعمار فرهنگی غرب اشاره کرده و می‏گوید:
"این اصطلاح را از اواخر قرن گذشته انسان‏شناسان انگلیسی‏زبان به کار بردند و مراد از آن تعیین پدیده‏هایی است که از تماس مستقیم و ادامه‏دارِ بین دو فرهنگ مختلف نتیجه می‏شوند و از تبدیل یا تغییر شکل یک یا دو نوع فرهنگ، در اثر ارتباط با یکدیگر، حکایت می‏کند؛ بنابراین، مراد از فرهنگ‏پذیری، جنبه‏ی ویژه‏ای از فرایند انتشار آن است. امروزه فرهنگ‏پذیری ـ گاهی در معنای محدودکننده‏تر ـ به تماس‏های خاص دو فرهنگ که نیروی نامساوی دارند، اطلاق می‏شود؛ در این صورت، جامعه‏ی غالب که هماهنگ‏تر ویا ازنظر تکنیک مجهزتراست ـ معمولاً ازنوع جوامع صنعتی ـ به‏طور مستقیم یا غیرمستقیم به فرهنگ حاکم تحمیل می‏گردد (پانوف؛ 1368،؛ ص17ـ18).
این محقق در تعبیری دیگر از این تهاجم در حالتی که به شکلی گسترده‏تر، تمام عناصر فرهنگ مورد هجوم را از بین می‏برد و فرهنگ مهاجم را جای‏گزین می‏سازد، به "قوم‏کشی" یا "قومیت‏کشی"6 تعبیر می‏کند و می‏نویسد:
"هنگامی که فرهنگ غالب در انهدام ارزش‏های اجتماعی و روحیات سنتی جامعه‏ی مغلوب و برای گسستگی وسپس نابودی آن می‏کوشد، واژه‏ی قوم کشی را ـ که به تازگی رایج شده‏ـ به‏کار می‏برند تا القای اجباری‏فرایند "فرهنگ‏پذیری"را ازطریق فرهنگ غالب دریک فرهنگ‏دیگر (مغلوب) توصیف‏کنند. درگذشته جوامع‏صنعتی قوم‏کشی‏را باتظاهر به اینکه هدفشان از همانندسازی، ایجاد "آرامش" یا "تغییر شکل" در "جوامع ابتدایی" یا "عقب‏مانده" است، اجرانموده وبازهم اجرامی‏کنند. این‏عمل معمولاً تحت‏عنوان اخلاق، رسیدن به کمال مطلوب در پیشرفت و... صورت می‏گیرد (پانوف، 1368، ص137).
در تعریف پدیده‏ی "تهاجم فرهنگی" دیدگاه حضرت آیت‏اللّه خامنه‏ای، رهبرمعظم انقلاب، قابل توجه است. از نظر ایشان در "تهاجم فرهنگی" یک مجموعه‏ی سیاسی یا اقتصادی، برای رسیدن به مقاصد خاص خود و اسارت یک ملت، به بنیان‏های فرهنگی آن ملت هجوم می‏برد. در این هجوم، باورهای تازه‏ای را به زور و به قصد جای‏گزینی بر فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد کشور می‏کنند (سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1373، ص3).

تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی
تبادل فرهنگی ملت‏ها در طول تاریخ به شکلی طبیعی وجود داشته و عاملی برای رشد و تعالی مستمر فرهنگ ها بوده است. تبادل فرهنگی برای تازه‏ماندن معارف و حیات فرهنگی بشر امری بسیار ضروری است و جامعه انسانی را در ارتقای ارزش‏ها و پیمودن مسیر سعادت واقعی به پیش می‏برد. این جریان فرهنگی دو سویه است و هنگام قوت و توانایی ملت‏ها صورت می‏گیرد. در این روند، ملت‏ها با هدف ترویج ارزش‏های بشری، به تبلیغ ایده‏آل‏ها و معیارهای خود می‏پردازند و نیز عناصر و مفاهیم برجسته‏ی فرهنگ‏های دیگر را وام می‏گیرند.
گسترش اسلام در برخی از مناطق جهان، از جمله شرق آسیا، از طریق رفت و آمد مسلمانان ایران به این مناطق، از نمونه‏های قابل استنادی است که پیامدهای مثبت تبادل فرهنگی را برای جامعه‏ی بشری به خوبی اثبات می‏کند. در تبادل فرهنگی هدف اصلی باردار کردن و کامل کردن فرهنگ ملی است و از این دیدگاه، تردیدی نیست که در برخورد با فرهنگ غرب نیز تبادل صحیح فرهنگی، منشأ آثار مثبتی خواهد بود (خرم، 1378، ص15).
بنابراین، اساسا تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی در دو جهت مخالف قرار دارند. تبادل فرهنگی فرایندی متقابل و طبیعی است و با رضایت طرفین صورت می‏گیرد؛ ولی تهاجم فرهنگی یک طرفه، غیرداوطلبانه و سلطه‏گرانه است و اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی دارد. معرفی، انتقال و جای‏گزینی ارزش‏ها در تهاجم فرهنگی طبیعتا تحمیلی است. در واقع در تبادل فرهنگی، هدف به روز کردن و کامل کردن فرهنگ ملی است، ولی در "تهاجم فرهنگی" هدف ریشه‏کن کردن و از بین بردن فرهنگ ملی است (سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1373، ص 19ـ20).
قابل توجه است که فرهنگ‏پذیری با میل و به دلخواه یا تعامل فرهنگی، زمانی میسّر است که هیچ‏گونه نابرابری اجتماعی یا سیاسی بین دو فرهنگ وجود نداشته و هیچ‏کدام برتری مادی یا معنوی نسبت به دیگری نداشته باشند. در مقابل، در سایه‏ی برتری تکنولوژی، قدرت نظامی، امکانات بیش‏تر اقتصادی و فنی، و برنامه‏ریزی سیاسی است که تسلط پدیده‏های فرهنگی یک جامعه بر دیگری انجام می‏گیرد (روح الامینی، 1372، ص101).
در مجموع می‏توان گفت که: در تبادل فرهنگی سه اصل گزینش ،تحلیل و جذب و اصل تولید فرهنگی، مد نظر متولیان فرهنگی یک جامعه است و این افراد برای زنده و پویا نگه داشتن فرهنگ خودی، عناصر فرهنگ بیگانه را بررسی و عناصر مثبت آن را گزینش و پس از تحلیل و تعیین تناسب آن با فرهنگ بومی، آن را جذب می‏کنند و به شکل عنصری از فرهنگ خودی درمی‏آورند (فیاض، 1372، ص 42ـ43 و افتخاری، 1377، ص 70ـ73).
به طور خلاصه، تفاوت تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی را می‏توان در موارد ذیل دانست:
1. در تهاجم، هدف تخریب است، اما در تبادل فرهنگی هیچ کدام از دو فرهنگ قصد تخریب فرهنگ مقابل را ندارد و هدف انتقال و نشر فرهنگی است.
2 ـ در تهاجم، یک ملت برای جای‏گزینی فرهنگ خود، به نحوی ظالمانه سعی در ریشه‏کنی فرهنگ مقابل دارد، اما در تبادل فرهنگی چنین نیست.
3 ـ در تبادل فرهنگی، همواره جنبه‏های مثبت و انسانی مطرح است؛بدین معنا که دو طرف قصد بارور کردن، تکامل بخشیدن و ارتقای یکدیگر را دارند؛ در حالی که در تهاجم فرهنگی اهدافِ خیرخواهانه در میان نیست. بلکه قلع و قمع، ارعاب، بی‏هویت کردن و ایجاد سلطه، مدنظر است.
4 ـ در تهاجم فرهنگی، قصد استیلا و به طور کلی، غرض سیاسی مأخوذ است و مهاجم اصولاً بقای فرهنگ مقابل را به هیچ عنوان نمی‏پذیرد.
سیر تاریخی تهاجم فرهنگی در ایران
محققان برآن‏اند که مبدأ تاریخی تهاجم فرهنگی غرب در ایران را باید از آغاز حکومت قاجاریه و کمی قبل از آن فرض کرد؛ زمانی که نادر از دنیا رفت و مملکت ایران دچار آشوب و بی‏نظمی شد و کمپانی هند شرقی تحرکات خود را شدت بخشید (دوانی، 1375؛ ص91). شروع این حرکت با تأسیس مذاهب جعلی، مانند وهابیگری در مذهب اهل سنت، و شیخیگری و بهائیت در مذهب تشیع اشاره کرد. این مذاهب جدید به منظور تغییر در اعتقادات واقعی دین اسلام و ایجاد اختلاف در میان مسلمانان طراحی شدند (همان، ص 91ـ106).
این حرکت در جامعه‏ی ایران از زمان اولین اعزام ایرانیان به غرب برای تحصیل، و بازگشت آنان به کشور، شدت بیش‏تری به خود گرفت. نخستین ایرانیانی که برای مأموریت و یا تحصیل به غرب سفر کردند، اسیر شبکه‏ی فراماسونری7 غرب شدند؛ تعدادی از آنان چون عسگرخان افشار ارومی و ابوالحسن‏خان ایلچی حلقه‏ی نوکری غرب را به گوش آویختند و در ازای گرفتن حقوق از بیگانگان، به ترویج غرب‏گرایی و تأمین منافع آنها در ایران پرداختند. مشخصه‏ی تمامی این فرنگ‏رفتگان، خودباختگی در مقابل مظاهر تمدن غرب و ترویج غرب‏گرایی در ایران بود؛ برای مثال، آخوندزاده علت عقب‏ماندگی ایرانیان را دین اسلام و خط عربی می‏داند (فقیه حقانی، 1375 ص156ـ157 و شفیعی سروستانی، 1372، ص 103ـ121).
با کودتای سوم اسفند 1299 و آغاز سلطنت رضاخان، روشن‏فکران غرب‏زده شکل جدیدی از تهاجم فرهنگی در ایران ظاهر کردند. رضاخان در طول 20 سال سلطنت خود، انهدام فرهنگ قومی، ملی و اسلامی ایران را بنا نهاد. با توجه به ضعف توانایی‏های فکری و علمی او، چنین حرکت حساب شده‏ای نمی‏توانست حاصل درک و بینش وی باشد. او با حضور مستشاران متعدد غربی و همکاری و اقتدار روشن‏فکران وابسته در دستگاه حکومت خود، تدارک این حرکت ضدفرهنگی را فراهم نمود (کاظم‏زاده، 1371)؛ برای مثال، حسن تقی‏زاده که سمبل مدافعان ترویج کامل و بی‏حد و مرز معیارهای غربی در کشور و گرداننده‏ی اصلی مجله‏ی شبه روشن‏فکری کاوه است می‏نویسد:
"وظیفه‏ی اول همه‏ی وطن‏پرستان ایران قبول و ترویج تمدن اروپا، بلاشرط و قید، و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و تربیت و علوم و صنایع و زندگی و کل اوضاع فرنگستان است، بدون هیچ استثنا. به سخن دیگر ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً،فرنگی مآب شود و بس (خرم، 1378، ص151).
در مجموع می‏توان گفت این استعمار گران بودند که به بهانه‏های مختلف به منظور تسلط بر کشورهای جهان سوم از این حربه استفاده کردند.
سابقه‏ی تاریخی این فرایند در غرب به بعد از رنسانس و انقلاب علمی در جامعه‏ی اروپا برمی‏گردد؛ هنگامی که صنعت و علم با شتاب بیش‏تری رشد یافت و کشورهای صنعتی که از تولیدات، اشباع شده بودند، از یک طرف نیازمند بازارهای جدید مصرف شدند و از سوی دیگر تداوم حیات صنعت غرب، بستگی تام به سوخت و مواد اولیه داشت. در این زمان معقول‏ترین انتخاب برای غرب در خصوص تأمین منابع اولیه و به‏دست آوردن بازار مصرف، نزدیک‏ترین منطقه به آنان، یعنی جهان اسلام بود؛ به همین سبب، ذخایر غنی نفتی و بازارهای مصرف این منطقه از جهان، هدف تهاجم آنان قرار گرفت. بدین ترتیب کشورهای اسلامی یکی پس از دیگری با روش‏های مختلف سیاسی، نظامی و فرهنگی استعماری در ظاهر استقلال پیدا کردند. شرکت‏ها و صنایع اروپایی در این کشورها رخنه نموده و بازارهای این کشورها را در اختیار گرفتند. برای تثبیت وضع موجود، تنها چاره‏ای که به فکر اندیشمندان و متفکران سیاسی غرب رسید، استفاده از "تهاجم فرهنگی" بود؛ زیرا توسل به نیروی نظامی و زور، برای همیشه راه‏حل مناسبی برای استیلا نبود و برای مدت‏های طولانی نمی‏شد استثمار را با آن تداوم بخشید.
به‏همین‏سبب استعمارگران از دیدگاه‏ها و نظریات علمی استعماری که زمینه‏ی تهاجم فرهنگی را فراهم می‏آورد استقبال کردند. کلام معروف سیسیل رودس، یکی از متفکران انگلیسی، شاهدی بر این مطلب است که تهاجم فرهنگی از طرف غرب به شکلی سازمان‏دهی‏شده و برای حفظ منافع درازمدت آنان صورت گرفته است. او می‏گوید:
"برای این‏که 40 میلیون جمعیت پادشاهی متحده‏ی بریتانیا را از یک جنگ داخلی خونین نجات دهیم، باید سرزمین‏های جدیدی را به دست آوریم تا مشکل اضافه جمعیت حل شود و بازارهای جدیدی برای کالاهای تولیدشده در کارخانه‏ها و معادن فراهم گردد. همان‏طور که همیشه گفته‏ام، "امپراطوری" راه‏حلی برای مسأله نان و بیکاران است. اگر می‏خواهید جنگ داخلی نداشته باشید، باید امپریالیست شوید!" (رفیع، 1373، ص115).
به گفته‏ی یکی از محققان ایرانی، امروزه داعیه‏ی برتری‏طلبی و تسلط فرهنگ غربی به مرحله‏ای رسیده است که تحمل هیچ رقیبی را برای خود ندارد:
" در طرح تاریخی غربی شدنِ عالم، مطلب صرفا این نبوده است که فرهنگ‏های غیرغربی جای خود را به فرهنگ غربی بدهند، بلکه مسئله این بوده است که‏هر جا و هر قوم که غربی نشود، ناچیز است و این ناچیز، چه در صورت ظاهر و سیمای بشر و چه به صورت اشیا یافت شود، جز این قابلیت ندارد که به تملک و تصرف غرب درآید؛ پس قضیه‏ی غرب این نیست که گروهی سوداگرِ حریصِ متجاوز در جایی پیدا شده‏اند و علم وعقل‏را وسیله‏ی تسلط و استیلای خود قرارداده‏اند. غرب عین این علم و عقل است و در نظر او یک عالم بیش‏تر وجود ندارد؛ یعنی غیرت غربی به وجود غیر و مغایر مجال نمی‏دهد، هرچه هست باید غربی بشود یا ازمیان برود" (داوری‏اردکانی، 1379،ص83).
البته امروزه با تسلط فرهنگ آمریکایی و گسترش آن در کشورهای اروپایی، این هراس به وجود آمده است که این آمریکایی‏سازی، فرهنگ عامه‏ی اروپا را نیز دست‏خوش تغییر سازد (استریناتی،8 1380، ص 46ـ50).

ویژگی‏های تهاجم فرهنگی
اساسا "تهاجم فرهنگی" در مقایسه با تهاجم نظامی یا اقتصادی، دارای ویژگی‏های منحصر به فردی است. تهاجم فرهنگی معمولاً نامرئی و نامحسوس است؛ دراز مدت و دیرپاست؛ ریشه‏ای و عمیق است؛ همه‏جانبه است؛ حساب شده و دارای برنامه و ابزارهای گسترده است؛ گسترده و فراگیر است؛ کارساز و خطرزاست. علاوه بر این‏ها، "تهاجم فرهنگی" همانند کار فرهنگی، یک کار آرام و بی‏سر و صداست و قربانیان آن بیش‏تر قشر جوان هستند (قیصی زاده 1363).
در تهاجم نظامی، دشمن با تجهیزات و امکانات نظامی وارد معرکه می‏شود، اما در "تهاجم فرهنگی" نیازی به لشکرکشی و هزینه‏های هنگفت نظامی نیست؛ هم‏چنین دشمن در این تهاجم برای تحمیل حاکمیت فرهنگ خود از همه‏ی حربه‏های سیاسی ـ اقتصادی، نظامی، روانی و تبلیغاتی بهره می‏گیرد. در "تهاجم نظامی" تنها بخشی از مرزها و سرزمین‏های مجاور در تیررس مستقیم دشمن قرار می‏گیرد، اما در "تهاجم فرهنگی" سلاح‏های مخرب دشمن تا عمق خانه‏ها پیش می‏رود و ذهن و قلب انسان‏ها را نشانه می‏گیرد. به همین دلیل است که پس از جنگ جهانی دوم، آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا اعلام کرده بود که: بزرگ‏ترین جنگی که در پیش داریم جنگی است برای تسخیر اذهان انسان‏ها (هدایتخواه، 1377).

عوامل تهاجم فرهنگی
عوامل تهاجم فرهنگی را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف) عوامل برون‏زا: زمینه‏ها، عناصر و ابزاری که به نحوی ردپای کشورهای خارجی (غربی) در آنها دیده می‏شود عوامل برون‏زا هستند؛ از جمله: اعزام مستشرقین، تلاش برای دین‏زدایی از طرق مختلف، ایجاد روحیه‏ی خودباختگی فرهنگی، ساخت و فروش وسایل ارتباطی، نظیر ماهواره و ویدئو و... . سیاست‏گزاران و طراحان کشورهای سلطه‏جو این عوامل را طراحی و برنامه‏ریزی می‏کنند و افراد داخلی آن را به اجرا درمی‏آورند.
ب) عوامل درون‏زا: زمینه‏ها، عناصر و ابزاری که ریشه‏ی داخلی داشته و غیرمستقیم یا مستقیم به پذیرش تهاجم فرهنگی از خارج به داخل کمک می‏کنند عوامل درون‏زا هستند؛ از جمله: زمینه‏هایی هم‏چون بیکاری، فقر اقتصادی، نابه‏سامانی خانوادگی، غفلت مسئولین فرهنگی و اجتماعی و ناآگاهی جوانان و نوجوانان و... (مسگرنژاد، 1373 و نگارش، 1380).

شیوه‏های تهاجم فرهنگی
در یک نگاه کلی شیوه‏های تهاجم فرهنگی غرب را نیز می‏توان از دو بعد خارجی و داخلی مورد توجه قرار داد.
در بعد خارجی، مهاجمان با امکانات و موقعیت‏های مختلفی که در مجامع بین‏المللی در دست دارند، از طریق شبکه‏های گسترده‏ی بنگاه‏های تبلیغاتی و سخن‏پراکنی خود می‏کوشند با عناوینی چون نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم، وجود خفقان و سانسور، نبودن آزادی برای زنان و مطبوعات و نویسندگان، جنگ‏طلبی، ماجراجویی و...و با حربه‏های شناخته شده و تکراری، تصویری تحریف شده و ناخوشایند از فرهنگ مقابل در اذهان مردم دنیا ترسیم نمایند و طبیعی است که در این راه، زشت‏ترین و شیطانی‏ترین حربه‏ها را برمی‏گزینند.
در بعد داخلی تهاجم فرهنگی غرب در کشورهای اسلامی به دو شیوه‏ی زیر رخ می‏نماید:
1 ـ ترویج افکار و اندیشه‏های غیراسلامی و حتی ضداسلامی، تبلیغ افکار التقاطی، تقدس زدایی و توهین به مقدسات، سست نمودن پایه‏های اعتقادی جوانان نسبت به برخی از اصول و آرمان‏ها.
2 ـ تجددگرایی، علم‏زدگی و عقل‏گرایی افراطی، تلاش در راه تطهیر غرب و غرب‏گرایی، بی‏اعتبار نشان دادن علوم و معارف اسلامی به بهانه‏ی عدم تطابق با دانش‏های نوین بشری، طرح جدایی دین از سیاست، ترویج بی‏حجابی و بدحجابی و پوشش‏های مستهجن و خلاف شؤون اسلامی، رواج مدهای غربی و بی‏بند و باری، تهیه و پخش فیلم‏های شدیدا ضد اخلاقی ویدئویی، نوارهای کاست مبتذل از خوانندگان فاسد و توزیع عکس‏های مبتذل در سطح گسترده، تولید و پخش مشروبات الکلی و مواد مخدر در سطح جامعه، چاپ و نشر کتب و مجلات ضداخلاقی، جنایی، عشقی و رمان‏های مبتذل، تشکیل مجالس لهو و لعب و...، مشتی از خروارها توطئه‏ی دشمن است. ابزار تهاجم فرهنگی تنها محدود به موارد فوق نیست، بلکه تمام موارد فرهنگ‏های مکتوب، شفاهی، عمومی و تصویری نیز از ابزارهای دیگر این تهاجم هستند (مسگرنژاد، 1373).
فرهنگ غربی با استفاده از ابزار فوق تخریب فرهنگ اسلامی را مد نظر قرار داده است. مواردی از قبیل تشکیک در حقانیت دین اسلام، انتشار کتاب‏های ضد دینی مانند آیات شیطانی، نفی مقدسات اسلامی و نیز تحدید دین و تلاش برای حذف دین از عرصه‏ی اجتماع از این موارد به شمار می‏آید (افتخاری، 1377).

مراحل تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی در دو مرحله‏ی عمده صورت می‏پذیرد که در هر یک راه‏های خاصی مدنظر قرار می‏گیرد:
الف) تخلیه‏ی فرهنگ خودی
در قانون طبیعت، وقتی در فضایی خلأ ایجاد شود، نزدیک‏ترین نیروی موجود، آن خلأ را پر می‏کند. هر پدیده‏ی جدید، یا در جایی حضور می‏یابد که قبلاً خلأ وجود داشته و یا در آن محیط، خلأ ایجاد می‏کند. لذا تخلیه‏ی فرهنگی اولین شرط لازم برای حضور فرهنگ بیگانه و مهاجم به شمار می‏رود. ایجاد خلأ فرهنگی، خود با روش‏ها و شیوه‏های مختلفی صورت می‏گیرد که عمده‏ترین آنها در ایران، عبارت‏اند از:
1. ایجاد تردید نسبت به بنیان‏های اعتقادی و ارزشی از طریق: سست نمودن اعتقادات عمومی، سست نمودن ارزش‏های اخلاقی، دین‏زدایی،انزوای روحانیت، بی‏ارزش نمودن مبلغان و مدافعان اصیل دین؛
2. ترویج فساد؛
3. فرقه‏گرایی؛
4. نفوذ نگرش غربی و ازخودبیگانگی؛
5. تکوین روشن‏فکری وابسته.
هدف اصلی از این مرحله، قطع رابطه‏ی فرهنگی کشورهای مسلمان با گذشته‏ی پرافتخار خویش است. این مرحله معمولاً با ظرافت و دقت فراوانی طراحی و اجرا می‏شود و فرق اساسی آن با تهاجم نظامی، مشخص نبودن چهره‏ی مهاجم است. بدین شکل که عناصر تعلیم دیده با القای شبهات و دسیسه‏های شیطانی، مردم را نسبت به میراث علمی و فرهنگی خویش بی‏اعتنا و دلسرد می‏کنند.
ب) تثبیت فرهنگ بیگانه
به کار گماردن افراد وابسته و ایجاد نهادها یا تأسیسات مختلف بین‏المللی و ملی، از کارهایی است که در این مرحله انجام می‏شود. به طور کلی، در این مرحله سیاست‏هایی که دشمن به اجرای آنها اصرار می‏ورزد، به شرح ذیل است:
1. برپایی شبکه‏ها و مؤسسات شبه فرهنگی؛
2. تجزیه‏ی فرهنگی از طریق تحریک نژادها و گروه‏های متفاوت اجتماعی، تحریک اقوام با گویش محلی، تحریک اقلیت‏های مذهبی و...؛
3. تحریف تاریخ؛
4. تغییر خط و زبان؛
5. حذف و تبدیل میراث‏های فرهنگی (مسگرنژاد، 1373).

ابزارهای تهاجم فرهنگی
مهاجمان فرهنگی مسائل و مفاهیم مورد نظر خود را به تدریج از طریق وسایل و ابزارهای گوناگونی ترویج می‏کنند. مهم‏ترین ابزار مورد استفاده در تهاجم فرهنگی عبارت‏اند از:
1. آموزش، زبان، ترجمه و اصطلاحات: آموزش به سبک غربی یکی از روش‏های استعماری نفوذ در کشورهای جهان سوم بوده است (شفیعی سروستانی، 1372، ص72)؛ یکی از کارکردهای پنهان این برنامه‏های آموزشی که در ظاهر به منظور پیشرفت علمی در این کشورها اجرا شده، زمینه‏سازی برای پذیرش فرهنگ بیگانه و برتر جلوه دادن آن و انهدام فرهنگ ملی بوده است (قائم مقامی، 1356، ص237ـ 244). این برنامه‏ها بدون در نظر گرفتن موقعیت فرهنگ بومی و با هدف تربیت نیروهایی هماهنگ با سیاست‏های استعماری اجرا شده است؛ اما در مقام عمل، عده‏ای از همین تحصیل‏کرده‏ها با آگاهی از روش‏های استعماری به مبارزه با سیاست‏های استعماری برخاستند که نتیجه‏ی آن استقلال برخی از این کشورها بوده است. این نوع از آموزش در ایران، آن هم توأم با تهدید و ارعاب مردم، از دوره‏ی رضاخان آغاز شد. این آموزش‏های کلاسیک، به صورت غیرمستقیم، فرهنگ بیگانه را ترویج کرد. زبان نیز می‏تواند مهم‏ترین ابزار نفوذ فرهنگ بیگانه باشد. اگر به جای استفاده از واژگان فارسی، استفاده از لغات بیگانه به صورت افسارگسیخته در محاورات رسمی و عمومی رواج یابد، نسل جدید ممکن است در آینده از معادل فارسی آن لغات محروم و بی‏خبر بماند. در مورد ترجمه نیز می‏توان گفت که اگر آموخته‏های فارغ‏التحصیلان ما عمدتا از متون ترجمه شده باشد، دانشجویان امکان تفکر مستقل را از دست می‏دهند و اصطلاحات بیگانه به تدریج به جای اصطلاحات هماهنگ و مأنوس با فرهنگ خودی می‏نشیند.
2. کتب و نشریات: انتشار کتاب بدون در نظر گرفتن تطابق آن با فرهنگ بومی و بدون توجه به پیامدهای منفی پنهان برخی از کتاب‏ها، می‏تواند در تقویت تهاجم فرهنگی دشمن مؤثر باشد. با بررسی وضعیت انتشار کتاب در ایران در سال‏های اخیر می‏توان نشان داد که آیا دشمن از این عرصه توانسته است در فرهنگ ایرانی نفوذ کند یا خیر؟ چیزی که اثبات آن به یک تحقیق مستقل نیازمند است.
در نشریات نیز گاهی ارزش‏های منطبق با اهداف فرهنگ خودی با روش‏های غلط انتقال می‏یابد، و درنتیجه تأثیر معکوس دارد. هم‏چنین ارزش‏های مغایر با اهداف فرهنگ اسلامی با روش‏های غیرملموس و پنهان و به ظاهر موجه منتقل می‏گردد که خود نمونه‏ی بارز "تهاجم فرهنگی" است.
3. تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات: وسایل ارتباط جمعی به دلیل ویژگی‏هایی که برای آن برشمرده‏اند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی قرار می‏گیرد؛ از جمله: پوشش فراگیر، فرامحیطی بودن، چندحسی بودن، قابلیت آموزش غیرتخیلی داشتن، قابلیت تطابق داشتن با فهم عوام و فرازَمان بودن.
وسایل ارتباطی با قابلیت‏ها و ویژگی‏های مخصوص به خود، هنگامی که در دست تشکیلاتی قرار می‏گیرد که هدفی جز تخریب فرهنگ یک قوم و جای‏گزینی آن با فرهنگ سلطه‏گر و استعماری ندارد، تبدیل به ابزار و عامل خطرناکی در جهت هجوم فرهنگی می‏شود. متأسفانه این ابزار شمشیر دو لبه‏ای است که استکبار جهانی لبه‏ی مخرب و فسادانگیز آن را برای قطع ریشه‏های فرهنگی یک قوم به کار می‏گیرد.
اینترنت، رادیو، تلویزیون، سینما، روزنامه ویدئو و ماهواره و ... ابزارهای فراگیری هستند که بررسی نقش هریک از آنها در تهاجم فرهنگی نیاز به یک تحقیق مستقل و همه جانبه دارد که در مجال دیگری باید به آن پرداخت.
اما مهم این است که امروزه فرهنگ غرب بر وسایل ارتباط جمعی در جهان تسلط دارد و از طریق خبرگزاری‏هاو شبکه‏های رادیو و تلویزیون و سینما علیه انقلاب اسلامی فعالیت می‏کند (افتخاری، 1377، ص 190ـ195).
4. ترویج کالاهای لوکس مصرفی و الگوهای تجمل‏گرایی: این الگوی مصرف که مهم‏ترین ویژگی آن وابستگی به کشورهای صنعتی است، با رشد و گسترش خود، ابتدا الگوی تولید و توزیع و سپس کل اقتصاد و فرهنگ جامعه را تحت الشعاع قرار می‏دهد، به گونه‏ای که تداوم وضع موجود تقریبا بدون هیچ‏گونه فشار و اجباری صورت می‏گیرد.
5. شعارهای تبلیغاتی فرهنگ بیگانه منقش بر روی البسه: کودکان ما از همان ابتدا می‏آموزند که باید از فرهنگ خود، تولید خود، خط و زبان خود احساس حقارت و شرم کنند؛ می‏آموزند که حروف خارجی خوب و قشنگ هستند و همه‏ی چیزهای خارجی بهتر از داخلی است و این بزرگ‏ترین ظلمی است که در حق کودکان و نوجوانان صورت می‏گیرد.
6. پوستر و عکس: یکی از روش‏های زیرکانه‏ی "تهاجم فرهنگی" چاپ و توزیع پوسترها و عکس‏هایی است که با رنگ و لعاب خاصی در دست‏رس جوانان قرار می‏گیرد.
7. نفوذ مستشرقین: مستشرقین با نگاه خاص و گزینشی به فرهنگ‏های غیرغربی به جای معرفی صحیح این فرهنگ‏های غنی، سعی کرده‏اند به نوعی با این شناخت زمینه‏ی تسلط فرهنگ غربی را فراهم آورند و برتری آن را به اثبات برسانند (صلاحی، 1376). ادوارد سعید پژوهشگر عرب در این زمینه می‏گوید: اروپاییان درباره‏ی خاور زمین نوشته‏اند که انسان خاورزمینی خردستیز، فاسد، کودک‏منش، و "متفاوت" است و از این رو، انسان اروپایی خردگرا، پاکدامن و "طبیعی" است. پیام روشن‏تر این‏گونه نوشته‏ها آن است که اصولاً اروپاییان با ویژگی‏های پسندیده‏ای که در سرشت خویش دارند، از بقیه‏ی جهانیان برترند و از همین روست که باید بر جهان چیره شوند و مردم جهان را به بردگی و استثمار کشند.(مصباح یزدی، 1376، ص 39).
8.استقراض خارجی و اعطای امتیازات به بیگانگان بدون در نظر گرفتن منافع ملی کشور (صلاحی، 1376).
بسترهای تهاجم فرهنگی
بدیهی است هر تفکر و مذهبی که بخواهد بر اخلاقیات، عادات و اندیشه‏های یک ملت رسوخ کند و آن ملت را از خوی‏ها و اعتقادات قبلی جدا نماید، محتاج بسترسازی برای رسیدن به این اهداف و خنثی‏سازی مقاومت‏های احتمالی است. بدین شکل که اگر همه‏ی لوازم تهاجم فرهنگی از قبیل: تفکر، ابزار و روش انجام کار فراهم شود، ولی شرایط و بستر مناسبی که بتواند این‏ها را به‏کار گیرد، وجود نداشته باشد، در واقع همه‏ی تلاش‏های قبلی عقیم می‏ماند، و برعکس، چنانچه بر اثر عوامل متعدد، بستر و شرایط مناسب و مساعد وجود داشته باشد، یا به وجود آورده شود، دیگر جلوگیری از نفوذ تفکر بیگانه و پیش‏گیری از مسخ فرهنگ خودی بسیار مشکل خواهد بود. در این مقاله مجال تفصیل بیش‏تر این موضوع نیست؛ لذا به برخی از موارد مهمی که موجب پذیرش و تقویت فرهنگ مهاجم می‏شود اشاره می‏کنیم:
1. مشکلات و کاستی‏های اقتصادی و اجتماعی؛
2. عدم برنامه ریزی دقیق فرهنگی و غفلت مسئولین در این خصوص؛
3. فقدان تولیدات فرهنگی و هنری کافی و متناسب با فرهنگ بومی؛
4. کم‏توجهی زنان به جایگاه والای خود؛
5. ضعف‏های موجود در خانواده، مدرسه و جامعه؛
و ... .

یکی از جامعه‏شناسان ایران در این خصوص می‏گوید:
"در بررسی دلایل طرح و پذیرش فرهنگ غربی مباحث بسیاری در چندین دهه‏ی گذشته صورت گرفته است. عده‏ای نقش عوامل خارجی را در نفوذ فرهنگ غرب بسیار برجسته دانسته و در مقابل، عده‏ای ضعف فرهنگ ملّی را زمینه‏ساز نفوذ فرهنگ بیگانه عنوان کرده‏اند. با دیدگاهی واقع‏بینانه باید به نقش عوامل متعدد داخلی و خارجی در شکل‏دهی جریان غرب‏گرایی در ایران توجه شود.
ضعف و نارسایی عناصر فرهنگ ملی و بومی، نبود سازمانی مناسب برای گسترش فعالیت‏های فرهنگی، بی‏توجهی به عنصر تغییر در سطح بین‏المللی، تغییر چهره‏ی دشمن و دخالت دیگرگونه و جدی او در شرایط داخلی.
رشد گروه جدید از نخبگان که عموما افکار و آرای آنان ریشه در حوزه‏ها و مکاتب فکری و فرهنگی مطرح در غرب دارد، وجود مکاتب و نظریات جدید، برخورد با فرهنگ در قالب تهاجم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، بازیاب و توسعه‏ی فرهنگی غرب، رشد و افول مارکسیسم، استقلال کشورهای جدید در جهان سوم و... همه عوامل مؤثر در برخورد فرهنگ‏ها و درنهایت، زمینه‏ساز غلبه‏ی فرهنگ غرب بر فرهنگ ملّی کشورهای جهان سوم بوده است (آزاد ارمکی، 1375، ص249).
راه‏های مقابله با تهاجم فرهنگی
بی‏تردید امروزه اکثر کشورها در پی آن هستند که راهکارهایی بیندیشند تا از تخریب و تضعیف فرهنگ خود از طریق رسانه‏های همگانی هدایت شده توسط غرب بکاهند؛ هرچند کسی منکر این واقعیت نمی‏تواند باشد که در دنیای امروز، کشورها نمی‏توانند دیواری به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه‏ی خود با فرهنگ‏های بیگانه، در امان باشند، زیرا رسانه‏های همگانی جهان هم‏چون ماهواره‏ها و تکنولوژی اینترنت، مردم دنیا را در جریان آخرین پیشرفت‏ها، مدها، ساخته‏ها، هنرها و غیره قرار می‏دهند. اگر فرهنگ جامعه‏ای توان خود را از دست بدهد و اگر مردمی از فرهنگ خود گسسته شوند، قدرت درست اندیشیدن از آنها سلب می‏گردد و در این دریای ارتباطات غرق می‏شوند.
اگر ظرف مدت دو سال، جامعه‏ی شوروی سابق به کلی دگرگون می‏شود و رسانه‏ها و کانال‏های تلویزیونی امریکایی و اروپایی چنان فرهنگ آن را در هم می‏کوبند که آثار نویسندگان و هنرمندان بزرگ روسیه به کلی فراموش می‏شود و الگوهای غرب مقبولیت می‏یابند، بیش‏تر به این دلیل است که پیش از آن، فرهنگشان صلابت و ایستادگی خود را از دست داده بود. ما معتقدیم فرهنگ اصیل اسلامی و تعصب مذهبی، هم‏چون درخت تنومندی در ذهن و قلب مردم مسلمان این مرز و بوم ریشه دوانیده است و طوفان "تهاجم فرهنگی" به راحتی نمی‏تواند این درخت را از جای برکَنَد، اما نباید از تکان‏های گاه و بیگاه آن که میوه‏های نارسیده‏را سرنگون می‏سازد غافل بود؛ لذا شناخت راه‏های مقابله با تندباد تهاجم بسیار حایز اهمیت است.
ملت‏هایی که علاقه‏مند به حفظ و پاس‏داری از "هویت فرهنگی" خود هستند، سعی می‏کنند فرهنگ غیرمادی جامعه‏ی خویش را حفظ نمایند. البته این بدان معنا نیست که می‏توان (یا باید)فرهنگ‏غیرمادی‏راکاملاً دست‏نخورده وثابت و"اصیل" نگه‏داشت؛زیرا، همان‏طور که در ویژگی‏های فرهنگ ملاحظه شد، تغییر از خصوصیات فرهنگ است.
ولی این تغییر، در صورتی به هویت فرهنگی آسیب نمی‏رساند و باعث از هم‏گسیختگی آن نمی‏شود که جریان کُند، بطئی، عادی و خودبه‏خودی را بپیماید (روح‏الامینی، 1372، ص110).

برای مقابله و مبارزه با "تهاجم فرهنگی" راه‏های بسیار زیادی در زمینه‏های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ذکر شده که هر کدام دارای اهمیت خاص خود است. اما عناوین زیر اهم توصیه‏ها و راه‏حل‏هایی است که در این مقوله قرار دارند:

الف) شناخت دقیق و همه جانبه‏ی تهاجم فرهنگی
یکی از موارد مهم و اساسی در مبارزه با تهاجم فرهنگی، شناخت ابعاد و ریشه‏های آن است؛ زیرا زمانی می‏توانیم در برابر این پدیده برنامه‏ریزی کنیم که از دشمن مهاجم و برنامه‏های او اطلاع کافی داشته باشیم و متناسب با آن، سلاح تدافعی خود را به‏کار گیریم. این مبحث یکی از محورهایی است که در بیانات مقام معظم رهبری بر آن تأکید شده است (سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ص382ـ383). یکی از محققان نیز در این خصوص می‏گوید:
"بدون این‏که ما در برابر تهاجم فرهنگی غرب تسلیم شویم، تا ندانیم که تهاجم از کجا آغاز شده و چه هدفی دارد و سلاحش چیست، چگونه می‏توانیم در برابر آن بایستیم؟ من نگفتم که تهاجم فرهنگی مهم نیست؛ بلکه سخن این بود که چون این تهاجم جز در موارد خاص دانسته نیست، نسخه‏ی علاج قطعی برای آن نمی‏توان نوشت" (داوری اردکانی، 1379، ص87). به همین سبب در موفقیتِ مبارزه با تهاجم فرهنگی، توجه و تمرکز مسؤولان فرهنگی کشور به امر مبارزه با تهاجم فرهنگی و اختصاص بودجه‏ی کافی و ایجاد جایگاه مناسب برای آن در برنامه ریزی کلان کشور و ارتباطات بین‏المللی، امری ضروری به نظر می‏رسد.

ب) شناخت دقیق و کامل فرهنگ اسلامی و ملی
گام دوم در مبارزه با تهاجم فرهنگی شناخت فرهنگ غنی اسلامی و عناصر فرهنگی آن است؛ علاوه بر این باید عناصر مقبول فرهنگ ملی و آداب و رسوم اجتماعی، ذخایر فرهنگی با ارزش تلقی شده و زنده نگه داشته شوند (فیاض، 1372، ص344ـ346). در این خصوص آگاهی بخشیدن به نوجوانان و جوانان از طریق مأنوس کردن آنان با مفاخر و مواریث فرهنگی از اهمیت خاصی دارد.
به عقیده‏ی بسیاری از صاحب‏نظران، اعتلای فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و ایجاد حس غرور و افتخار در جوانان و نوجوانان، این وارثان واقعی ارزش‏های گران‏بهای فرهنگ خودی، گامی اساسی است که باید برای مبارزه‏ی بی‏امان با تهاجم فرهنگی غرب برداشته شود. یک جوان مسلمان ایرانی باید بداند که وارث چه نوع فرهنگی است. می‏توان با تقویت نیروی ایمان و با تأکید بر فرهنگ و سنت‏های خودی و بزرگ جلوه‏دادن نقاط قوت آنها، تمام آحاد جامعه، به ویژه نوجوانان و جوانان کشور را در برابر چنین تهاجمی مقاوم کرد؛ هم‏چنین از این طریق می‏توان احساس حقارت را در این گروه از بین برد و روحیه‏ی سازندگی و امید را در آنان تقویت کرد.

ج) اصلاحات علمی و اقتصادی
برنامه‏ریزی در جهت پیشرفت همه‏جانبه‏ی کشور و تبدیل آن به یکی از کشورهای بزرگ علمی و صنعتی و مستقل از جهت تأمین کالاهای اساسی مورد نیاز و فراهم آوردن زمینه‏های رفع نیازهای اقتصادی جامعه، به ویژه نیازهای جسمی و روحی نسل جوان از قبیل تحصیلات کافی، شغل مناسب، امکانات تشکیل خانواده، امکانات گذراندن مناسب اوقات فراغت مانند امکانات ورزشی و ... بیش‏ترین نقش را در تثبیت فرهنگ ملی و مصونیت در برابر فرهنگ مهاجم دارد.

د) تدوین سیاست فرهنگی و تربیتی جامع از طریق
1. تقویت کمی و کیفی تولیدات فرهنگی توسط رسانه‏های جمعی داخلی؛ تأثیر رسانه‏ای خودی در مبارزه با تهاجم فرهنگی امری قطعی و انکارناپذیر است. لیکن مادام که ما به کاربرد رسانه‏ها، تکنولوژی اطلاع‏رسانی، هنر و فن پیام‏رسانی و خلاصه با شیوه‏های امروزین اطلاعات و تبلیغات آشنا نباشیم، نمی‏توانیم با مخاطبان خود ارتباطی منطقی و نتیجه‏بخش برقرار کنیم؛ بنابر این آشنایی با پیشرفته‏ترین روش‏های تبلیغ از قبیل روان‏شناسی تبلیغ و شناسایی افکار عمومی در مباحث روان‏شناسی اجتماعی و آخرین مباحث طرح شده در جامعه‏شناسی ارتباطات باید مدنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، رسانه‏های ما نباید تنها به پاسخگویی و رفع ابهام در قبال تهاجم فرهنگی دشمن اکتفا کنند، بلکه باید با نگاهی جهانی تلاش کنند که به نوعی، تهاجم و تولید در تبلیغ را وجهه‏ی همت خویش قرار دهند.
2. استحکام مبانی تعلیم و تربیت اسلامی نوجوانان و جوانان؛ دین اسلام بیش از هر دین و مکتب دیگری، برای مسأله‏ی تربیت اهمیت قائل شده است. تربیتی که انسان را در مسیر تکامل قرار دهد و به بارگاه الهی برساند، و پایبندی و اعتقاد به ارزش‏های والای انسانی یکی از طرق جلوگیری از تهاجم فرهنگی است. فرد مؤمن و معتقد به ارزش‏های دینی، اگر در جامعه‏ای آکنده از پستی‏ها و شهوات قرار بگیرد، سپری محکم از تقوا و ایمان خواهد داشت. در این خصوص ارائه‏ی الگوهای رفتاری صحیح به مردم، بسیار اهمیت دارد.
3. تقویت ایمان از طریق بالابردن سطح رشد علمی و فکری مردم نسبت به مسائل اعتقادی، تبلیغ، نشر و ترویج مسائلی که در تشدید عواطف و احساسات دینی مردم تأثیر زیادی دارد، مانند نماز جماعت، جلسات قران، هیأت‏های مذهبی، عضویت در مراکز خیریه و عام‏المنفعه، دور نگه‏داشتن مردم از ارزش‏های ضد اسلامی و غیرخدایی با ترویج ارزش‏های دینی در یک سطح گسترده و فراگیر و ... . به بیان یکی از متفکران اسلامی، حفظ باورها و ارزش‏های اسلامی با احیای جلسات مذهبی یکی از راه‏های مقابله با هجوم فرهنگی است (مصباح یزدی، ص 127).
4. ارتقای کیفی فعالیت‏های هنری و ایجاد مراکز هدایت‏کننده‏ی ابزارهای صوتی و تصویری.
5. گسترش فعالیت‏های برون‏مرزی نهادهای فرهنگی.
6. ایجاد هماهنگی بین دستگاه‏های اجرایی فرهنگی و عدم دخالت افراد غیر متخصص و غیرمسؤول در امور فرهنگی و هنری.
7. گسترش ارتباطات فرهنگی با کشورهای دارای منافع مشترک.
8. حفظ جریان‏های فرهنگی اصیل و حمایت از مدافعان واقعی نظام.
9. مشارکت دادن نوجوانان و جوانان در فعالیت‏های فرهنگی از قبیل: تشکیل سمینارهای مسائل فرهنگی و مسابقات علمی و فرهنگی با حضور و مشارکت آنان، تقویت روحیه‏ی کتاب‏خوانی و انتشار بیش‏تر کتاب‏های مذهبی جذاب.
10. تقویت پایه‏های تربیتی و اخلاقی افراد در خانواده و مدرسه و ایجاد ارتباط عاطفی بین والدین و کودکان.
11. بازنگری در منابع درسی دانشگاهی به ویژه کتاب‏هایی که به ناچار از زبان‏های بیگانه ترجمه می‏شوند.
12. از بین بردن روحیه‏ی مصرف‏گرایی به ویژه در مواردی که سبب وابستگی کشور می‏شود (صلاحی، 1376 و فیاض 1372).
13. ایجاد محیط گرم خانوادگی و برخورد دوستانه با جوانان.
14. آگاه کردن مردم از اهداف فرهنگ‏سازان غربی (مصباح یزدی، 1376، ص129 و 143).

نتیجه
آنچه در مجموع می‏توان به آن دست یافت این است که بر اساس نظم نوین جهانی، تهاجم فرهنگی غرب به ویژه آمریکا علیه سایر فرهنگ‏ها در حال انجام است و این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیش‏تری پیدا کرده است. آمریکا که داعیه‏ی سرپرستی جهان را در سر می‏پروراند و خواستار نظامی تک‏قطبی است، هیچ فرهنگ رقیبی را که مخالف این سیاست باشد، تحمل نخواهد کرد. قطعاً فرهنگ اسلامی از این قاعده مستثنا نخواهد بود و در رأس کشورهای اسلامی، ایران به واسطه‏ی انقلاب اسلامی ومخالفت علنی آن با قدرت‏طلبی آمریکا مورد هجوم بیش‏تری قرار گرفته و خواهد گرفت؛ لذا به منظور مقابله با این هجوم، باید تمام ترفندها و حیله‏های فرهنگ مهاجم شناخته شود و سپس ابزار کافی برای مقابله با آن فراهم گردد. از آن‏جا که تهاجم فرهنگی فرایندی فرهنگی است، باید با ابزارهای فرهنگی با آن مقابله کرد و از مبارزه با ابزار خشن پرهیز نمود؛ یعنی تولیدات فرهنگی متناسب با فرهنگ ملّی و دینی را باید گسترش داد و از نیروهای متعهد و دلبسته به کشور در ساخت این تولیدات کمک گرفت؛ و سپس با بهترین روش‏ها این تولیدات را به جوانان عرضه کرد. علاوه بر این به جای آن‏که بخواهیم در برابر تهاجمات غرب به صورت تدافعی عمل کنیم، از قبل ریشه‏های فرهنگی خود را قوی سازیم و حالتی تهاجمی به خود بگیریم. چون علت اصلی ورود مظاهر فرهنگ غربی به کشور ما، عدم توسعه در زمینه‏های فنی، اقتصادی و سیاسی عنوان می‏شود، بکوشیم با نیروهای متخصص و استفاده‏ی مناسب از پیشرفت‏های فرهنگ مادی غرب، مقدمات پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور را در تمام زمینه‏ها فراهم آوریم. قشر جوان که معمولاً آسیب‏پذیرترین اقشار در برابر تهاجم فرهنگی هستند، باید مورد توجه بیش‏تری قرار گیرند و تأمین نیازهای جسمی و روحی آنان در اولویت‏های اول برنامه‏های کلان کشور باشد. مسئولان کشور نیز به منظور ترویج عملی فرهنگ دینی و ملی در تمام زمینه‏ها، نمونه‏ای از این فرهنگ را در زندگی خود پیاده کنند و در عمل نشان دهند که پای‏بند به ارزش‏های والای اسلامی هستند.


پاورقیها:
1 . Edward Tylor
2 . Michel Panoff
3. Joseph S. Roucek
4 . Otto Klineberg
5. acculturation
6 . Ethnocide
7 . فراماسونری سازمانی متکی بر پنهان‏کاری و نهان‏روشی است و نظریه‏های سیاسی آن در جهت عملی کردن تهاجم فرهنگی غرب و بسط و نفوذ استعمار با کارکردی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شکل یافته است.
8 . Dominic Strinati

منابع:
1.ـ داوری اردکانی، رضا، 1379؛ "تبادل فرهنگی و فرهنگ جهانی غربی"، درباره غرب، چاپ اول، تهران: هرمس.
2.ـ روسک، جوزف، و رولندوارن، 1369؛ مقدمه جامعه‏شناسی، ترجمه بهروز نبوی و احمد کریمی، چاپ سوم، تهران: انتشارات کتابخانه فروردین.
3.ـ صلاحی، جاوید، 1376؛ تهاجم فرهنگی و مقابله با آن، گزارش تحقیقاتی، مشهد: دانشگاه فردوسی.
4.ـ مسگرنژاد، جلیل، 1373؛ جایگاه ادبیات وعلوم ادبی در بازداری تهاجم‏فرهنگی، مجموعه مقالات کنفرانس تهاجم فرهنگی، دانشگاه علامه طباطبایی.
5.ـ مصباح یزدی، محمد تقی، 1376؛ تهاجم فرهنگی، تحقیق عبدالجواد ابراهیمی، قم: مؤسسه‏ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
6.ـ خرم، مسعود، 1378؛ هویت، چاپ پنجم، تهران: مؤسسه فرهنگی انتشارات حیان.
7.ـ آزاد ارمکی، تقی، 1375؛ "تحلیل جامعه‏شناختی از: راههای نفوذ فرهنگی غرب در ایران معاصر"، کتاب سروش، (مجموعه مقالات، رویارویی فرهنگی ایران و غرب در دوره معاصر)، چاپ اول، تهران: سروش.
8.ـ فقیه حقانی، موسی، 1375؛ "فراماسونری و گسترش فرهنگ غرب در ایران"، کتاب سروش(رویارویی فرهنگی ایران و غرب در دوره معاصر)، چاپ اول، تهران: سروش.
9.ـ فیاض، محمدسعید، 1372؛ درآمدی بر تهاجم فرهنگی غرب، مرکز مطالعات اسلامی، تهران: معاونت پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
10.ـ شفیعی سروستانی، اسماعیل، 1372؛ تهاجم فرهنگی و نقش تاریخی روشنفکران ، چاپ اول، تهران: سازمان انتشارات کیهان.
11.ـ ابراهیمی، پریچهر، 1367؛ تأملی بر فرهنگ، تفاوت فرهنگ شرق و غرب، تهران: انتشارات آموزشی رشد علوم اجتماعی.
12.ـ قائم مقامی، فرهت، 1356؛ آموزش یا استعمار فرهنگی ، چاپ سوم، تهران: انتشارات جاویدان.
13.ـ نگارش، حمید، 1380؛ هویت دینی و انقطاع فرهنگی ، چ اول، قم: نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه، مرکز تحقیقات اسلامی.
14.ـ سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، فرهنگ و تهاجم فرهنگی، برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، 1373؛ چاپ اول، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.
15.ـ کاظم‏زاده، فیروز، 1371؛ روس و انگلیس در ایران، چاپ دوم، انتشارات انقلاب اسلامی.
16.ـ استریناتی، دومینیک، 1380؛ نظریه‏های فرهنگ عامه ، ترجمه‏ی ثریا پاک‏نظر، چاپ اول، تهران: گام نو.
17.ـ پانوف، میشل و میشل پرون، 1368؛ فرهنگ مردم‏شناسی ، ترجمه‏ی علی‏اصغر عسکری خانقاه، چاپ اول، تهران: انتشارات ویس.
18.ـ افتخاری، اصغر و علی‏اکبر کمالی، 1377؛ رویکرد دینی در تهاجم فرهنگی،، چاپ اول، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، گروه انتشارات.
19.ـ قیصی‏زاده، یونس، 1363؛ سخنی درباره فرهنگ، اطلاعات علمی، 16 آبان.
20.ـ روح‏الامینی، محمود، 1372؛ زمینه فرهنگ‏شناسی، پویایی و پذیرش، چاپ سوم، تهران: انتشارات عطار.
21.ـ هدایتخواه، ستار، 1377؛ تهاجم فرهنگی، چاپ اول، تهران: انتشارات معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش.
22.ـ ادیبی، حسین، 1356؛ زمنیه انسان‏شناسی، تهران: انتشارات لوح.
23.ـ رفیع، جلال، 1373؛ فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، چ اول، انتشارات اطلاعات.
24.ـ قیصی‏زاده، یونس، 1363؛ خصوصیات فرهنگی، اطلاعات علمی، 16 آبان.
25.ـ دوانی، علی، 1375؛ "مواضع علما در برابر هجوم فرهنگی غرب به ایران"، کتاب سروش،( رویارویی فرهنگی ایران و غرب در دوره معاصر)، چاپ اول، تهران: سروش.




 
نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠




نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠

تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی

برای فرهنگ تعریفهای زیادی گفته شده اما به طور خلاصه و خیلی ساده می‌توان گفت که فرهنگ مایه های فکری و ارزشی است که رفتارهای اختیاری و اجتماعی انسان، تحت تاثیر آنها قرار می‌گیرد و شامل شناختها و باورهای انسان، ارزشها و گرایشها و رفتارها و کردارها می‌باشد بر این اساس تهاجم فرهنگی عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتی از دشمن که در صدد تغییر یا تحریف ارزشها و رفتار و کردارهای انسانی و ملتی می‌باشد. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی یعنی اینکه ملتی، بخواهد فرهنگ رایج و غالب یک ملتی را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحمیل کند تا ملت مورد تهاجم گرفته تحت سلطه این ملت در آمده تا از این وسیله به این ملت تسلط یافته و ضربان اقتصادی و سیاسی و نظامی آن را در دست خود بگیرند، و برای اینکار آسانترین راه کم و هزینه ترین راهها، همان تغییر فکر و خط مشی ملتی است اینکه فرهنگ شما، فرهنگ خوبی نیست اینگونه فکر کرده‌اید که به اینجا رسیده‌اید، شما متحجرید، و انواع شعارهای به ظاهر زیبا، همچنانکه یکی از ماموران سیا نیز در گزارشهایش نوشته که اتحاد جماهیر شوروی به این دلیل شکست خورد که متوجه نشد که اگر چهارچوب فکریش را عوض کند، خود به خود همه چیز اعم از نظامات سیاسی و اقتصادی نیز عوض خواهد شد. بر این اساس همیشه، قبل از تهاجمات نظامی، تهاجمات فرهنگی صورت می‌گیرد.

هدف از تهاجمات فرهنگی

تهاجم فرهنگی دو هدف در ضد هم می‌تواند داشته باشد، یعنی زمانی تهاجم فرهنگی به علیه یک ملتی به خاطر این است که آنها فرهنگ متعالی ندارند و از نظر فرهنگی و علمی و اجتماعی در انحطاط به سر می‌برند در چنینی شرایطی اگر یک فرهنگی علیه چنین فرهنگی، قیام کند، چنینی تهاجمی خوب است؛ به عنوان مثال اگر فرهنگی آمد و فرهنگ مصرف گرایانه یک ملت را که به تولید ارزش چندانی نمی‌دهند را تغییر داد و فرهنگ آنها را به فرهنگ تولیدی تبدیل کرد، چنین تهاجم فرهنگی نه تنها بد نیست بلکه واجب نیز می باشد.
اما در مقابل، تهاجم فرهنگی یک هدفی نیز دارد و آن اینکه باورهای صحیح را از مردم بگیرند و در مقابل باورهای دروغین و ارزشهای غلط را به آنها تلقین دهند، که چنین تهاجمی بد می‌باشد و باید در مقابلش ایستاد، امروزه یکی از اهداف تهاجمات فرهنگی، تامین منافع اقتصادی کشور حمله کننده می‌باشد بویژه در ملتهایی که مادیگرا بوده و چیزی غیر از مادیات را قبول ندارند، این دسته از افراد، از فرهنگ به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفهای اقتصادی خود بهره می‌برند، چرا که برای چنین افرادی ارضای شهوات و مال اندوزی و ثروت، فقط مطرح بوده و چنین دیگری مطرح نیست و چون به این نتیجه رسیده‌اند که با اسلحه فرهنگ به دلخواه خود می‌رسند بر این اساس، از تهاجم فرهنگی استفاده می‌کنند. یعنی برای چنین افرادی مطرح نیست که کشور مورد حمله شونده آیا دارای فرهنگ صحیح است یا غلط و اصلا در فکر اصلاح آن فرهنگ نمی‌باشند بلکه به عنوان وسیله‌ای استفاده می‌کنند تا جائیکه اگر دیدند این ابزار قدیمی شده، آنرا رها کرده و دست به دامان ابزارهای دیگری می‌شوند.

اولین و آخرین قدم تهاجم فرهنگی

براساس تعریف فرهنگ که گفتیم که همان مایه‌های فکری یک ملتهای می‌باشد، اولین قدم در تهاجم فرهنگی تغییر اساس و پشتوانه فکری و ارزش یک ملت می‌باشد چون هر ملتی بر اساس نوع فکر و اندیشه‌اش، اقدام به کاری می‌کند چون اگر در ملتی روحیه صرفه جوئی هست، الگو در ملتی روحیه تولیدی است، اگر در ملتی غیرت، تعصبات صحیح، جوانمردی، احترام به بزرگان، حقوق دیگران مطرح است به این دلیل است که پشتوانه فکری آنها است بر این اساس برای اینکه برای چنین ملتی تسلط یابند باید این باورها و مایه‌های فکری عملی آنها را بگیرند به جای روحیه صرفه جوئی، رویحه چشم و هم چشمی و مد را بدهند، به جای غیرت و تعصب در ملتی روحیه بی بندوباری و فحشا را تزریق کنند و چنین تبلیغ کنند که اینها مظاهر فرهنگی است و هر کس خودش را مطابق این کارها نکند یا بر علیه آنها قدم بردارد افرادی متجر و بی عقل می‌باشند و ... که اگر دشمن به چنین کاری پیروز شد، آغازگر بدبختی این ملت خواهد گردید.

نمونه تهاجم فرهنگی

پس مهمترین کار دشمن در تهاجم فرهنگی گرفتن روحیّه خود باوری و ایمان از یک ملتی می‌باشد، در این زمینه بد نیست سخن یکی از معاونان سابق سیا را از نظر بگذارانیم ایشان می‌گوید: بعد از مدتها تحقیقی به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده، ما هم چنین به این نتیجه رسیدیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند ... به همین منظور چهل میلیون بودجه برای آن اختصاص دادیم ... و تا سال 1389 مرجعیت را که سد اصلی اهداف ما می‌باشند تضعیف کرده و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.

جمع بندی

پس با توجه به مطالب گفته شده، از میان انواع تهاجمات؛ تهاجمات فرهنگی با نظر بر اینکه اساس رفتار و اندیشه هر ملتی را هدف قرار داده خطرناکتر بوده زیرا ملتی که از نظر فرهنگی، جیره خوار ملتی دیگر باشد صد در صد از نظر نظامی، سیاسی، اقتصادی نیز جیره خوار همان ملت خواهد شد، پس مهمترین وظیفه ما شناخت فرهنگ مذهبی ، ملی، منطقه‌مان می‌باشد تا با مظاهر تهاجم فرهنگی دشمن آشنا گردیم و به حراست از فرهنگ خودمان بپردازیم که در این صورت اگر کار از کار بگذرد و ما دیر متوجه باشیم، نوشداروی روی بعد از مرگ سهراب خواهد شده و بیش از حسرت خوردن نخواهد داشت.




نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠

پندی از تاریخ ( آندلس )

تهاجم فرهنگی

سالها پیش، سپاهیان مسلمان وارد قسمتی از اروپا شدند که به آنجا آندلس می گفتند. سپاه اسلام به راحتی آندلس را فتح کرد و پرچم اسلام در اروپا برافراشته شد و پایگاهی برای ترویج دین اسلام در اروپا گشت. مسیحیان آن زمان که از وجود پایگاه اسلام در قلب اروپا ناراحت بودند به فکر باز پس گیری آندلس افتادند. برای رسیدن به این منظور آنان چه می توانستند بکنند؟ جوانان مسلمانی که با تکیه بر اعتقادات مذهبی، غیرت دینی و روحیه شهادت طلبی به اسانی آندلس را فتح کرده بودند،آیا به راحتی شکست می خوردند؟ آیا آنها حاضر بودند پایگاه خود در اروپا را رها سازند؟ قدرت سپاه اسلام در اعتقادات و ارزشهای دینی نهفته شده بود و مسیحیان دریافتند که برای شکست دادن جوانان غیور اسلام باید اعتقادات و ارزشهای دینی را از آنها بگیرند. پس برای رسیدن به این هدف برنامه ریزی کردند. آنها دختران جوان و زیبای خود برای دلربایی از پسران مسلمان راهی آندلس کردند. دختران زیبای مسیحی با زاهری آراسته در خیابانهای شهر نمایان شدند. هر چه که می گذشت ظاهر آنها آراسته تر و تعدادشان نیز بیشتر می شد. تا آنکه با گذشت زمان چهره جامعه به جایی رسید که دیگرحجاب در جامعه آن روز آندلس معنایی نداشت. دختران زیبای مسیحی با پسران مسلمان دوستی و در مواردی ازدواج می کردند. بعد از مدتی روحیه معنوی و ارزشی جامعه کمرنگ شد. عشرت کده هایی که با ورود مسلمانان بسته شده بودند باز شدند و با همان روشی که حجاب را به تدریج از جامعه کنار زده بودند، شراب خواری را نیز رواج دادند و رفته رفته شراب خواری به طبقه فرهنگی و سطح بالای جامعه نیز رسید، تا آنجا که یکی از نشانه های روشنفکری و تمدن گشت و همان گونه که هوسرانی و شراب خواری در جامعه ریشه می کرد ارزشها و اعتقادات دینی رنگ باخت. جوانان جامعه غرق در گناه و هوسرانی بودند و دیگر حرفی از ایثار، فداکاری و شهادت نبود و این یعنی از دست رفتن قدرت و اقتدار سپاه اسلام،همان هدفی که دشمنان اسلام برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرده بودند. در چنین حال و روزی بود که سپاهیان مسیحی به سوی آندلس سرازیر شدند و به همان راحتی که مسلمانان آندلس را فتح کرده بودند، آنان نیز مسلمانان را شکست دادند و پایگاه اسلام در اروپا از دست رفت و به اسپانیا تبدیل گشت.

انقلاب اسلامی

و حال حکایتی دیگر؛

30 سال پیش ملت ایران از خواب غفلت بیدار شدند. ارزشها و اعتقادات دینی شکوفا گشت، مردم و به خصوص جوانان روحیه شهادت طلبی و ایثار پیدا کردند و با رهبری حضرت امام خمینی(ره) به خیابانها آمدند و شاه و دار و دسته امریکایی او را از تخت شاهی پایین کشیدند. باز هم روحیه شهادت طلبی جوانان مسلمان که در قالب انفلاب اسلامی ایران و با رهبری امام خمینی(ره) نمایان شده بود، قدرت جوانان مسلمان را به رخ ابرقدرت های شرق و غرب کشید. اما آنها که دستشان از ثروت های طبیعی ایران کوتاه شده بد و نمی توانستند چنین خفتی را تحمل کنند، سگ هاری مثل صدام را به جان ملت مسلمان ایران انداختند و آنقدر از او حمایت و او را تجهیز کردند که تبدیل به یکی از بزرگترین قدرت های نظامی خاورمیانه و حتی دنیا شد. اما ملت ایران و به خصوص جوانان با همان قدرت معنوی و با تکیه بر ارزشهای دینی و روحیه شهادت طلبی توانستند پوزه دشمن متجاوز و حامیان غربی او را به خاک ذلت بنشانند. اینجا بود که دشمنان اسلام پی به اشتباه خود بردند و فهمیدند با ملت مسلمانی که به ارزشهای دینی پایبند هستند و از روحیه شهادت طلبی برخوردارند نمی توان مقابله نظامی کرد. پس بار دیگر به فکر فرو رفته و بر آن شدند که راهی بیابند و چه راه نقشه ای بهتر از آنچه که در آندلس اجرا کرده و نتیجه هم گرفته بودند. آنها کار خود را شروع کردند. عکس های زنان غیر مسلمان و برهنه بر روی لوازم آرایشی و بهداشتی در ویترین مغازه ها و داروخانه ها نمایان شد. و این بار نه دختران غیر مسلمان بلکه دختران مسلمان ایرانی دانسته و یا ندانسته با الگو قرار دادن خوانندگان و زنان غربی خود را آراسته و به خیابانها آمدند. اگر روزی در آندلس شراب خواری و بی بندوباری تا حدی پیش رفت که به سطح بالای جامعه رسید و نشانة روشنفکری و تمدن گشت و متأسفانه می بینیم که امروز مسئله بدحجابی و غرب زدگی به طبقه روشنفکر تحصیل کرده و هنرمند جامعه ما هم رسیده است. بازیگران سینمایی ایران با ظاهری که اصلاًَ در شأن زنان مسلمان و به خصوص شیعیانی که مدعی الگو برداری از حضرت زهرا(س) هستند نیست، بر روی پرده سینما ظاهر می شوند. سؤال این است که مسئولان کشور ما که خود بارها گفته اند: « دشمن از راه تهاجم فرهنگی برای مقابله با ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی برنامه ریزی کرده است » برای مقابله با این نقشه دشمن چه مسئولیتی را بر عهده گرفته اند؟

مبارزه با بدحجابی

تاریخ معلم انسانهاست. با درس گرفتن از تاریخ آندلس باید برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب چاره ای اندیشید.




نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠

جنگ نرم چیست و راه های مقابله با آن چیست؟

تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد،در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد.

 

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد ندارد.

«جان کالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از "استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود"، می داند.

ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: "جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی که برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد".با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریکایی در حوزه "قدرت نرم" نسبت می دهند. وی در سال1990 میلادی در مجله "سیاست خارجی" شماره 80 ، قدرت نرم را "توانایی شکل دهی ترجیحات دیگران" تعریف کرد. تعریفی که قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال1986 در کتاب "اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل" به آن اشاره کرده بود. با این وجود مهمترین کتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال2004 ، تحت عنوان "قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی" منتشر نمود.

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشکال جنگ نرم است .

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.

در یک تعریف کامل تر می توان گفت، جنگ نرم یک اقدام پیچیده و پنهان متشکل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در کشورهای هدف است

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

1- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی که حوزه‌ تهدید سخت امنیتی و نظامی می‌باشد؛

2- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه‌گیری آن مشکل است، در حالی که تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه‌گیری کرد؛

3- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی که در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گیری می‌شود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی که در تهدید نرم ، هدف تاثیر‌گذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت‌های فرهنگی است؛

4- مفهوم امنیت در رویکردهای نرم شامل امنیت ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی می‌شود، در حالی که این مفهوم در رویکردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می‌گردد.

5- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واکنش برانگیختن است، در حالی که تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عکس‌العمل است.

6-مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالی که مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت‌های فروملی و جهانی) است؛

7- کاربرد تهدید سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظام‌های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد تهدید نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظام‌های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال و دموکراسی تلقی می‌شود.

جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر کامل نظام سیاسی یک کشور است که البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می کنند و این وجه مشترک آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یک نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.

اهداف جنگ نرم

1- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سیاسی به منظور ناکارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی ارکان آن نظام.

3- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی.

4- اختلاف افکنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی کشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی کشور.

5- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های کشور.

6- بی تفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور.

7- کاهش روحیه و کارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی.

8- ایجاد اختلاف در سامانه های کنترلی و ارتباطی کشور هدف.

9- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراکنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری که در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.

11- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

ابزارهای جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام می گیرد. بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزارها انتقال دهنده پیام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یک نقطه به نقطه دیگر هستیم. رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیک و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبکه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می‏آیند.

با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می شود می توان گفت که به همان نسبت نیز گروه های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد.

چه افراد و تشکل‏هایی هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه می‏توانند بخش های مشخصی باشند که مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است که بانی جنگ نرم آن را دنبال می کند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد که میان مدت است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می گیرند اما در حالت کلی می توان گفت که گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشکیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یک حکومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد کنند و روحیه ملت را درهم بشکنند.

در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار می دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند. مانند استفاده از قومیت های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی وعلمی.

با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه ای، فرهنگی و علمی استفاده می شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه ای می تواند توده های مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شکل در جنگ علمی نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ های نرم وابسته به هدف جنگ های نرم نیستند بلکه به دلیل اینکه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد در نتیجه افراد بیشتری درگیر می شوند اما در جنگ سخت که تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروه های نظامی (و در موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرارمی گیرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

تاکتیک‏های جنگ نرم

1- برچسب زدن: بر اساس این تاکتیک، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند

2- تلطیف و تنویر: از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم.

3- انتقال: انتقال یعنی اینکه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر کردن آن منتقل شود.

4. تصدیق: تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور است بگوید فکر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.

5- شایعه: شایعه در فضایی تولید می شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امکان پذیر نباشد.

6- کلی‏گویی: محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد کنکاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند که بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بکار گرفته می‏شوند.

7- دروغ بزرگ: این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‏گیرد.

8- پاره حقیقت‏گویی: گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود که از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

9- انسانیت‏زدایی و اهریمن‏سازی: یکی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت‏زدایی» است. چه اینکه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه کرد.

10- ارائه پیشگویی‏های فاجعه‏آمیز: در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله کلی‏گویی، پاره حقیقت‏گویی، اهریمن‏سازی و ...) به ارائه پیشگویی‏های مصیبت‏بار می‏پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند.

11- قطره‏چکانی: در تاکتیک قطره‏چکانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار کم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یک بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

12- حذف و سانسور: در این تاکتیک سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاکتیک های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. در این تاکتیک با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.

13- جاذبه های جنسی: استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهای اروتیکال از تاکتیک‏های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری که می توان گفت اکثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان که فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می‏گیرند.

14- ماساژ پیام: در ماساژ پیام، از انواع تاکتیک های گوناگون (حذف، کلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چکانی و...) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شکل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد کند. در واقع در این متد ، پیام با انواع تاکتیک ها ماساژ داده می شود که از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15- ایجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموری که در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یکپارچگی شده و رقیب را مشغول مشکلات درونی جامعه حامیان خود می کند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن کاسته و قدرتش فرسوده شود.

16- ترور شخصیت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فیزیکی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی که نمی‏توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیکی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاکتیک ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت‏زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می کنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و کاهش محبوبیت وی می شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامی نیز با استفاده از این تاکتیک و بهره گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ های کوتاه و... که عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه ، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

17- تکرار: برای زنده نگه داشتن اثر یک پیام با تکرار زمان بندی شده، سعی می کنند این موضوع تا زمانی که مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند

18- توسل به ترس و ایجاد رعب: در این تاکتیک از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می کنند که خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می کنند.

19- مبالغه: مبالغه یکی از روشهایی است که با اغراق کردن و بزرگ نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می کنند. غربی ها همواره با انعکاس مبالغه آمیز دستاوردهای تکنولوژیک خود و اغراق در ناکامی های کشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.

20- مغالطه: مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور که بهترین یا بدترین مورد ممکن را برای یک فکر، برنامه ، شخص یا محصول ارائه داد. متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یکسان می دانند. این روش ، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است که یک نظر را تایید می کند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی که آن نظر را تائید نمی کند

اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره‏گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگی‌های این نوع جنگ را آنالیز کرده و خوب بشناسیم و بدانیم که جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار می‌گیرد، جان انسان‌ها، تجهیزات، امکانات و بناهاست که معمولا در این مواقع با استفاده از همین مسائلی که مورد هدف قرار گرفته است، افکار عمومی علیه دشمن فعال می‌شود، در حالی که در جنگ نرم آن چه هدف قرار می‌گیرد، افکار عمومی است.

برای دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهیم و افکار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغ‌پردازی رسانه‌های خارجی، آگاه کنیم.

این دو مهم فقط با تقویت رسانه‌های خودی و تلاش برای بین‌المللی کردن این رسانه‌ها، میسر است. دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی هر کشور به دو صورت تحقق می‌یابد؛ یکی مدیریت رسانه‌ها توسط سازمان‌های دیپلماتیک رسمی کشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های کلان کشورها.

هر ملتی و کشوری دارای منابع قدرت نرم است که شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یک طرح جامع تبدیل به یک فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه‏آفرینی‏ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حکومت» برشمریم.

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

1. گسترش دامنه و شمول فعالیت‏های فرهنگی.

2. افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان.

3. ایجاد راه‏های مشروع برای ارضاء نیازهای مردم.

4. استفاده از دیپلماسی عمومی.

5. استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت‏ها: اقلیت‏های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت‏ورزی علیه نظام حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یکی از میدان های فعالیت خود را در کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند. اما زمانی که نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به کارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را کم کنند یا از میان بردارند.

6. عملیات روانی متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یکی از روش‏های مقابله باشد.