دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

روش تدریس درس دین وزندگی دردبیرستان

روش تدریس درس دین وزندگی دردبیرستان

چکیده

 این مقاله حاصل پژوهشی موردی است در زمینه کشف علل و عوامل افت تحصیلی و دانش آموزان دبیرستان دخترانه  با تأکید بر درس دین و زندگی می پردازد .

دراین پژوهش سعی شده است تا علاوه بر نقش عوامل تأثیرگذار در دین و زندگی از جمله خانواده ، مدرسه ومعلم ، اوضاع اجتماعی و اقتصادی ، فرهنگ عمومی ، مدیریت کلان وخرد آموزشی به طورعام به بررسی عوامل خاص دین و زندگی از جمله منابع و اهداف آموزش الهیات ، وسایل کمک آموزشی و نحوه ی آموزش دین و زندگی پرداخته شود. و با استفاده از روش هاینوین آموزشی (مشارکتی و اقدام پژوهی ) برایبهبود راندمان آموزشی راهکارهای مناسب  و عملی را پیشنهاد دهد .

روش گردآوری داده ها و اطلاعات پژوهش به صورت میدانی (مشاهده ، مصاحبه و پرسشنامه ) و همچنین کتابخانه ای بوده است و نتایج حاصل از پژوهش حکایت از آن دارد که دین و زندگی به دلیل ماهیت آن  باید به روش ترکیبی آموزش داده شود وابزاریا وسایل کمک آموزشی متناسب با موضوع درس انتخاب گردد .

برای تدریس دین وزندگی بهتراست که تمام قوای حسی به همراه هوش های مختلف ( دیداری ، شنیداری ، ... ) دانش آموزان تحریک و فعال گردد ، وروندی پویا همراه با طرح درس متناسب با شرایط مکانی و زمانی داشته باشد .

یافته های دینی زمانی نهادینه مى شود که تدریس دروس الهیات باید با  استفاده از فضای معنوی صورت گردد ، به عبارتی به مشاهده و بازدیداماکن مقدس ، روند یا رفتار روابط و فضای معنوی درمیدان واقعی پرداخته شود، و دانش یامعرفت دینی با فرآیندها و پدیده های دینی و الهی انطباق یابد .

واژگان کلیدی : آموزش الهیات ، افت تحصیلی ، ارتقاء تحصیلی ، بهبود کمی و کیفی آموزشی ، قوای  حسی ، هوش ، روش آموزش و وسایل کمک آموزشی 

مقدمه ( توصیف وضع موجود ) :

سال های طولانی است که به تدریس الهیات مشغولم و به تدریج متوجه شده ام که دانش آموزان رشته های مختلف تحصیلی نسبت به منابع  درسی  مختلف  ارزش و اهمیت  یکسانی قائل  نیستند و تقریباً  به مباحث و دروسی که تخصص رشته ی تحصیلی آن هاست ارزش و اهمیت بیشتری می دهند ، لیکن نسبت به دروسی که از نظر آن ها عمومی است و کمتر اهمیت داده و حتی ممکن است آن را درسی زاید بدانند اما ناچارند در فرآیند تحصیلی آن را تحمل کرده و نمره بگیرند رگه و ریشه های این نگرش منفی را نه تنها در میان دانش آموزان بلکه حتی در میان تحصیلکردگان سطوح بالای دانشگاه و جامعه نیز می توان مشاهده کرد . به طور مثال دانش آموزان رشته های ریاضی و علوم به نوعی غرور و احساس برتری نسبت به دانش آموزان رشته های علوم انسانی وکاردانش دچارند . این احساس را هم خانواده ها و هم نظام آموزشی ، اوضاع اجتماعی واقتصادی جامعه دامن می زند . به نظر می رسد عوامل مذکور در روحیه و رفتار دانش آموزان علوم انسانی و به ویژه کارودانش تأثیر داشته است به طوری که حتی خود این دانش آموزان پذیرفته اند که از دیگر دانش آموزان برای یاد گیری و کسب دانش ضعیف تر هستند . چنین خود باوری منفی در روحیه دانش آموزان به طور قطع آن ها را از تلاش و سعی در راه تحصیل باز می دارد و سبب بی قیدی یا بی تفاوت نسبت به یادگیری مباحث درسی می گردند . نگارنده به اقتضای رشته تدریس و همچنین مصاحبه ، مشاهده و تهیه پرسشنامه در میان انواع دانش آموزان اعم از ریاضی ، تجربی ، انسانی و کاردانش دریافتم که در برخى از دروس که اغلب به صورت عمومی ( فارسی ، دین وزندگی ،...) ارائه مى شود ، بعضی از دانش آموزان انسانی و حتى کاردانش بهترازدانش آموزان تجربی ویا ریاضی عمل می کنند . اما وقتی که به نحوی از آن ها بخواهید که خود را با دانش آموزان ریاضی و تجربی مقایسه کنند خود به برتری دانش آموزان ریاضی وتجربی در یادگیری اعتراف دارند ، به عبارتی به ضعف خود اقرارمی کنند . چنین طرز تفکری است که اینگونه دانش آموزان را نسبت به سعی و تلاش در فرایند یادگیری و کسب دانش مأیوس و بی تفاوت نسبت به کلاس و درس و معلم می سازد .

از طرفی روش های آموزشی اغلب مبتنی بردو محور است که عبارتند از : 1- از جزء به کل 2- ازکل به جزء . در روش اول که بیشتر علوم تجربی یا طبیعی از آن استفاده می کنند دارای مزایا ومعایب خاص خوداست که می توان آن را به رفتن از پای کوه به فراز قله تشبیه نمود. این روش دارای معایبی است که ازجمله می توان صرف انرژی و زمان بیشتر برای دست یابی به بلندای قله یا همان مفاهیم کلی یا روابط و قوانین حاکم بریک شاخه از علم دانست . اما از طرفی دارای مزایایی نیز می باشدکه از جمله می توان به محدود بودن و سادگی متغیرها اشاره کرد . فرد بهتر و سریع تر مفاهیم جزئی را فرا می گیرد ولی ممکن است درتعمیم و استنتاج کلی مشکل داشته باشد به طور مثال در گذشته دانش آموزان کلاس اول ابتدایی ابتدا حروف الفبا را فرا می گرفتند وبعد ترکیب حروف به صورت کلمه را ، در نتیجه املا و قرائت دانش آموزان همواره از مشکلات معلمان بود . در حالی که در روش کل به جزء که می توان آن را به فرود از فراز قله به پای کوه تشبیه نمود انرژی و زمان کمتری صرف می شود و در مجموع روش بهتری محسوب می شود لیکن این روش نیز مشکلات خاص خود را دارد زیرا هم چنان که کوه نورد در پایین آمدن از کوه احتمال بیشتری دارد سقوط کند دانش آموزان هم احتمال دارد که نتوانند مفاهیم کلی را درک کنند و از بطن آن جزئیات را استخراج نمایند (روش آموزشی کنونی اول ابتدایی که اول کلمه را آموزش می دهند و سپس از دل کلمه حروف الفبا را استخراج می کنند ) ازطرف بررسی های روان شناختی نیز نشان می دهند که توانایی ها واستعدادهاى فیزیکی و ذهنی افراد با یکدیگر متفاوت بوده و هر فرد ممکن است در یک یا چند نوع از فعالیت های آموزشی و شغلی ضعیف تر باشد اما مسلماً درفعالیت های علمی و کارى دیگرموفق خواهند بود. لذا باید سعی کنیم تا دانش آموزان توانایی ها و استعدادهای نهفته خود را کشف وآن را شکوفا کنند در واقع هنر معلم شناخت و کشف استعدادهاى بالقوه ى دانش آموزان با هم کاری خود آن هاست .

 طرح مسئله :

 بررسی و نتایج امتحانات دانش آموزان رشته های علوم انسانی و به ویژه کار دانش نشان می دهد که عوامل متعدد از جمله گذشته تحصیلی ، عدم راندمان آموزشی مناسب از منابع و امکانات آموزش و پرورش عدم کنترل و نظارت صحیح برنامه های آموزشی ، کمبود نیروی متخصص ، سازماندهی نا مناسب ، کمبود امکانات و وسایل کمک آموزشی ، عدم انگیزه ی تحصیلی ، محرومیت های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی منطقه تقویت انگیزه های اقتصادی در تحصیل و در عین حال افت یا عدم انگیزه های فرهنگی – اجتماعی سبب شده است که مردودی و افت تحصیلی در میان این دانش آموزان بالاتر از حد میانگین کلی دانش آموزان باشد و سبب اتلاف بخش مهمی از منابع مادی و انسانی آموزش و پرورش باشد .

بررسی اجمالی نمرات و رفتار دانش آموزان دبیرستان زهره بنیانیان نشان می دهد که اغلب آن ها نسبت به درس و تکالیف خود توجهی ندارند و به فراگیری مباحث آموزشی مطرح اهمیتی نمى دهند . به عبارتی رفت و آمد بین مدرسه و خانه را به صورت شرطی فرا گرفته و ازاین کار هدفی ندارند . نصایح دبیران کم به نظر می رسد و از دست انجمن اولیا و مربیان نیز کاری بر نمی آید . به طوری که عملکرد آموزشگاه و والدین در تغییررفتاربرخی ازدانش آموزان به بن بست رسیده و ازرفتار آن ها درمانده شده اند. حتی به نظرمی آید که رفتاربعضی از دانش آموزان وارد فاز ناهنجاری و هنجار شکنی گردیده است

اهداف و ضرورت پژوهش :

 اهداف پژوهش عبارتند از: 1- شناخت بیشترو بهترعلل و فرآیند هاى تأثیرگذاربریادگیری و بهبود آن ها . 2- برنامه ریزی برای کنترل و حذف عوامل بازدارنده در فرآیند آموزشی و یادگیری . 3-  استفاده از دانش آموزان علاقه مند به تحصیل در فرآیند آموزشى و توجه به دانش آموزان ضعیف در فرآیند یاددهی و یادگیری ، 4- بهبود و افزایش نمرات دانش آموزان آموزشگاه نسبت به وضع موجود .

ضرورت و اهمیت طرح پژوهش ایجاد علاقه به دین و زندگی نیز عبارت است از: 1-  جلوگیری ازاتلاف هزینه های مربوط به درس از طرف دولت و مردم ، 2- برنامه ریزی برای استفاده بهینه از فرصت ها و سال های ارزشمند عمر نوجوانان و دانش آموزان ، 3- کاهش اثرات منفی روان شناختی برروحیه دانش آموزان ناشی ازمردودی و افت تحصیلی .

روش های گردآوری اطلاعات و انتخاب راه حل :

 برای پاسخ به سؤال اصلی این پژوهش یعنی « چرا دانش آموزان آموزشگاه ذکر شده به درس دین و زندگی علاقه نشان نمی دهند . به این ترتیب عمل کردم که اطلاعاتی درمورد نمرات دانش آموزان دردیگر دروس را از طریق همکارانم به دست آوردم و نظرات همکاران آموزشی و دفتری آموزشگاه را نیز در باره علل و پیامد های عدم علاقه و انگیزه دانش آموزان به فرآیند یادگیری از جمله دین وزندگی به دست آوردم ، بنابراین در حدود یک ماه در فرصت های به دست آمده در مورد موضوع به گفتگو پرداختم و نکات عمده نظرات دبیران را یاداشت کردم . نکات متنوعی که زمینه و علت عدم علاقه دانش آموزان را به درس و مدرسه عوامل اقتصادی ، اجتماعی وسیاسی و فرهنگی معرفی می کردند و گاه حتى این نظرات با یکدیگر متناقض بود به طورمثال برخی علت را در عدم تأمین کافی معیشت معلمان و در نتیجه روی آوردن آن ها به اضافه کاری و یا کاردوم که سبب کاهش کیفیت آموزشی ن ها در کلاس می شود و برخی دیگر نیز بیکاری تحصیلکردگان دانشگاهی و در نتیجه افت انگیزه اقتصادی کسب دانش و فراگیری علوم می دانستند . راهکارهایی را که همکارانم ارائه می دادند اغلب آرمان گرایانه بود و کلید حل مشکلات آموزشی را خارج از مدرسه از جمله سیاست های آموزشی دولت و تغییر الگوی فرهنگی و رفتار جامعه مربوط می ساختند . در یک جلسه این نکته را با همکارانم مطرح ساختم که با توجه به جمع بندی نظراتشان چه کار عملی و قابل اجرا را می توانیم در مدرسه انجام دهیم تا دانش آموزان قدری بیشتر به درس و تکالیف خود توجه نمایند به این نتیجه رسیدیم که قبل از شروع درس در کلاس در حدود 5 دقیقه در مورد ضرورت و اهمیت مطالعه و کسب دانش صحبت کنیم و سعی نماییم که دانش آموزان را به درس خواندن متقاعد کنیم  .

تجزیه وتحلیل اطلاعات اولیه :

پس از یک ماه دریافتم که نصیحت و بیان فایده ها ومحاسن درس خواندن در دانش آموزان اثر محسوسی نداشته و با وجود این که تقریباً همه آن ها به ارزش دانش و علم اذعان دارند لیکن قدمی در راه کسب و فراگیری مطالب موضوعات مطرح در کتاب درسی بر نمی دارند . لذا به این نتیجه رسیدم که باید در روش خود تغییری ایجاد کنم به گونه ای که دانش آموزان را وادار به انجام تکالیف کرده و تغییر محسوسی را در عملکرد آن ها به وجود آورم . با توجه به نظریه ی هوش های چندگانه "گارنر" و به کمک خود دانش آموزان در وقت اضافی یک جلسه از کلاس و در طی یک هفته در تک تک کلاس های آموزشگاه پرسش هایی را به صورت کتبی طرح کرده و پاسخ آن را براساس علاقه میل خود دانش آموز از آن ها گرفتم تا شناخت بهتری از آن ها به دست آورم . سؤالات عبارت بودند از :

1- برای قبولی شما در درسی دین و زندگی نقش دانش آموز مهمتر است یا دبیر؟

2- اگر نقش خودتان را در قبولی مهمتر می دانید چه راهکاری را برای خود پیشنهاد می دهید ؟

3-اگر نقش دبیر را در قبولی خود مهمتر می دانید چه راهکاری برای دبیر پیشنهاد می دهید ؟

4- آیا حاضرید هفته ای یک ساعت بعد از ظهر برای مطالعه و فعالیت دینی به مدرسه بیایید ؟

5- آیا مایلید فعالیت های عملی بیشتری از دینی در منزل انجام دهید ؟ به طور مثال مطالعه ی احکام ، انجام تکالیف وامثال آن .

6- چه کنیم که شما آخر سال به طور حتمی قبول شوید ؟

نتایج حاصل از این پرسشها برایم جالب بود زیرا در مورد پرسش اول اکثر دانش آموزان نقش خود را مهمتر از دبیر می دانستند و برای فعال شدن خود تشویق دبیران پدرو مادررا لازم می دانستند، انهایی که نقش دبیر را مهمتر ارزیابی کرده بودند ، خواهان طرح سوالات ساده و بنوعی ارفاق معلم بودند. در مورد سال دوم راهکاری را که ارائه داده بودند بیشتر درس خواندن و انجام تکالیف درس با دقت بیشتر بود. در مورد سوال سوم نیز خوب درس دادن معلم ، تعیین تکالیف بیشتر، طرح پرسش وپاسخ از متن درس ها و ایجاد تنوع در کلاس بود. در مقابل پرسش چهارم به جز تعداد محدودی از دانش آموزان مایل به حضور در مدرسه جهت فعالیت های جبرانی درس دین وزندگی نبودند ، آن هایی هم که حاضر به شرکت در کلاس جبرانی بودند اغلب دانش آموزان ساعی بودند . در مورد پرسش پنجم نیز بیشتر از نیمی از دانش آموزان مایل به انجام تکالیف عملی بیشتردر منزل نبودند و خواهان انجام فعالیت ها درمدرسه وکلاس بودند . در مقابل پرسش ششم حدود نیمی از دانش آموزان به تدریس خوب معلم و طرح سؤالات ساده و ارفاق معلم اشاره کرده بودند و بقیه نیز درس خواندن و انجام تکالیف و فعالیت ها با دقت بیشتر را در مورد موفقیت خود مهمتر می دانستند .

برای این که نتایج این پرسشنامه را بهتر برآورد کنم به طور تصادفی از تعدادی از افراد که نمره بالاتراز معدل و چند نفر را که نمره پایین تر از معدل کلاس ها داشتند انتخاب و همین سؤالات را به صورت گفتگو با آن ها در میان گذاشتم نتیجه ای که حاصل شد این بود که اغلب دانش آموزان برتر معتقد بودند که در قبولی و موفقیت تحصیلی بیشتر خودشان نقش دارند و تعیین تکالیف و فعالیت های بیشتر به آن ها کمک می کند تا در پایان سال تحصیلی نتایج بهتری به دست آورند و برعکسِ این گروه دانش آموزان ضعیف تر نقش معلم را بیشتر،  و البته طرح سؤالات ساده و ارفاق را مهم دانسته و علاقه ای به شرکت در کلاس های جبرانی و انجام تکالیف و فعالیت بیشتر نیز نداشتند .

با توجه به این نتایج به نظر می رسد که در مورد دانش آموزان برتر که در مجموع در کلاس ها کمترهم هستند بهتر است با کمک گرفتن از آن ها در تدریس فعال به صورت همیاری و تشویق به انجام تکالیف و فعالیت

مبادرت ورزیم ، اما در مورد دانش آموزان ضعیف تر کار به این سادگی نیست . باید به صورت ترکیبی و ایجاد تنوع در کلاس به صورتی عمل شود که هر دانش آموز از بخش فعال تر مغز یا هوشی که توانایی بیشتری دارد استفاده کند و زمانی که خود نتایج مثبت فعالیتش را ببیند به فعالیت و تکالیف بیشتری مبادرت خواهد کرد . برطبق نظر « گاردنر» این هوش ها عبارتند از : 1. هوش زبانی   2. محاسباتی   3. فضایی   4. موزیکال      5. بدنی - جنبشی   6. بدنی -  فردی   7. درون فردی   8. طبیعت شناسی

ویژگی های راه پیشنهادی و نظارت بر راه حل جدید :

 بر اساس هوش های پنج گانه « گاردنر» سعی کردم که از استعدادها و توانایی های مختلف دانش آموزان کمک بگیرم ، به ناچار باید در روش تدریس و تعیین تکالیف و فعالیت های کلاس و خانه تغییری ایجاد می کردم بنابر این اگر چه دانش آموزان برتر ترجیح می داند که خودم در پرسش های شفاهی کلاس از آنها درس بپرسم ، از دانش آموزان خواستم که نکات عمده و مهم درس را خود انتخاب و به میل خود چه به صورت خلاصه ویا  پرسش و پاسخ از متن کتاب استخراج ودر دفتر خود یادداشت کنند و پای تخته همان نکات یا سوالاتی که یاد گرفته اند از یکدیگر بپرسند ، و مشروط به این که تکراری نباشد ، من نیز هم به طرح پرسش و هم پاسخ آن ها نمره یا امتیاز می دادم . و با دانش آموزان قرار گذاشتم که هر دانش آموز تا پایان ترم باید حداقل چهار بار به میل خود و به صورت داوطلب درس پاسخ دهد تا میانگین نمره اش 10 نمره از نمره مستمرش را تشکیل دهد . و چنان چه کمتر از چهار بار داوطلبانه درس جواب دهد به منزله کم کاری و عدم استحقاق 10 نمره وی است . و 10 نمره دیگر مستمر را نیز به دو قسمت تقسیم کردم 5 نمره به فعالیت ها و تکالیف منزل و 5 نمره دیگر را نیز به فعالیت های فوق العاده که به دل خواه در هر زمینه ای مربوط به دین وزندگی باشد به طور مثال تهیه ی روزنامه دیواری مربوط به احکام ،روزنامه اخبار دینی و تاریخی مربوط به الهیات و امثال آن ، در ضمن از دانش آموزان خواستم که هر هفته حداقل یک مورد کار را بیاورند تا پایان ترم نیز 5 کار کفایت می کند و تمام کارها را تا یک هفته مانده به برگزاری امتحانات بیاورند ودر صورتی که همه ی کارها را در جلسه آخر بیاورند ارزش کامل را ندارند . ازآن پس تقریباً هرجلسه دفتر وتکالیف تمام دانش آموزان را در ابتدای درس کنترل کرده و برایشان در دفترکلاس علامت کامل ، ناقص و یا بدون تکالیف گذشتم و پس از یک ماه نتیجه ی فعالیت های آن ها یعنی نمره شفاهی ، دفتر، فعالیت هایی را که آورده بودند به اطلاع آن ها رساندم . نتیجه کار برایم جالب بود زیرا حتی دانش آموزان ضعیف سعی می کردند که به میزان کمی پرسش و پاسخ از متن درس ها تهیه کرده و همان را یاد بگیرند تا هم نمره تکالیف دفتر را کسب کنند و هم نمره شفاهی کلاس را ، از طرفی در تهیه و ساخت مدل ها و نمونه های دین وزندگی  حتی رغبت بیشتری از دانش آموزان برتر از خود نشان دادند . در ضمن پرسش و پاسخ شفاهی در کلاس را بیشتر به عهده و میل خود دانش آموزان گذاشتم برخی سعى می کردند به صورت کنفرانس خلاصه درس را بیان کنند ، اغلب دو به دو از یکدیگر سؤال و جواب می پرسیدند و برخی نیزکه بیشتر از میان دانش آموزان ساعی بودند از خودم در خواست طرح سؤال می کردند تا آن ها پاسخ دهند .

تمام این فعالیت ها حدود نیم ساعت از ابتدای هر زنگ را می گرفت و در ادامه ی جلسه به تدریس درس جدید و البته به صورت تیم و به کمک خود دانش آموزان و نمایندگان آن ها که اغلب دانش آموزان بهتر کلاس بودند می گذشت . دقایق پایانی جلسه نیز با جمع بندی و استخراج نکات مهم درس ، آزمون پایانی و تعیین تکالیف جلسه ی بعد پرداخته می شد . این روش تمام وقت جلسه را پر می کند و دانش آموزان را مشغول نگه می دارد . تنوع در کلاس را بالا می برد ، و تقریباً تمام دانش آموزان را در گیر درس و فعالیت می نماید . به تجربه در یافتم که این روش در میان مدارسنمونه موفق تر از مدارس عادی است و در مدارس عادی نیز به جز دانش آموزانی که در حال  « انتحار آموزشی»  (1) هستند . نتیجه مثبتی به همراه دارد و سطح نمره ی میانگین کلاس را در مقایسه با   ماه ها

و سال های قبل بهبود بخشید ، و از نا هنجاری و شلوغی کلاس نیز تا حدودی کاست . زیرا دانش آموزان را تقریباً در تمام وقت مشغول نگه می دارد و کمتر به آن ها فرصت می دهد تا ایجاد بی نظمی و صحبت با یکدیگر

 

......................................................................................................................................................................................................

1-  دانش آموزانی که با علم به فواید و مزایای تحصیل به قصد ضربه زدن به معلم و خانواده درس نمی خوانند یا آگاهانه درس نمی خوانند .

بپردازند . گاهی از دانش آموزانی که با یکدیگر به صحبت غیر از موضوع درس و کلاس می پرداختند می خواستم که از کلاس خارج شده و پس از اتمام صحبت به کلاس باز گردند و گاهی نیز جای آن ها را در کلاس تغییر می دادم و البته اغلب دانش آموزان نا آرام تر را به جلوکلاس و نزدیک خود می آوردم تا کنترل بیشتری روی آن ها داشته باشم . البته در ضمن تدریس نیزاین گونه دانش آموزان را بیشتر مورد خطاب قرار می دهم و از آن ها می خواهم که جواب پرسش مطرح را از متن درس پیدا کنند و ضمن بیان آن در دفتر خود یادداشت کنند . درضمن در هر جلسه دانش آموزانی که آمادگی پاسخ گویی درس را نداشتند داوطلب نمی شوند امتیاز منفی و در صورتی که داوطلبان زیاد بودند به طور تصادفی تعدادی انتخاب می شوند و در مجموع  تا پایان ترم به گونه ای از میان داوطلبان درس پرسیده می شد که حداقل چهار نمره از هر دانش آموز برای معدل گیری 10 نمره مستمر داشته باشیم ،در ضمن نمرات شفاهی را در دفتر کلاسی به صورت علائم اختصاری ثبت می کردم هدف از این کار این بود که برخی دانش آموزان خوب با ثبت چند نمره بالا مغرور نشوند و فکر کنند که همیشه نمره ی آن ها باید بالا باشد و دانش آموزان ضیف تر نیز فکر نکنند که زحمت و تلاش آن ها فایده ای ندارد و هر کاری کنند نمره ی آن ها کم می شود . از طرفی برخی از دانش آموزان با وجودی که استحقاق نمره ی بالایی ندارند در نمره اصرار می ورزند و وقت کلاس را بیهوده تلف می کنند این مشکل با ثبت نمره به صورت علائم قراردادی تا حدودی حل می شود ، تنها کافی است که در کلاس معلم به دانش آموز به تناسب پاسخ گویی به وی اعلام کند که درس و نمره ات خوب ، متوسط  یا ضعیف بود . براین اساس من نمرات زیر 10 را ضعیف ، 10 تا 16 را متوسط  و 16 به بالا را  خوب اعلام می کردم .   

 ارزیابى و نتیجه گیرى از راه حل جدید :

 با توجه به نتایج تحقیقات بنیادی پژوهشگرانی چون « هوارد گاردنر»  که هر فرد یا انسان را دارای هوش ها یا استعدادها و قابلیت ها متفاوتی معرفی می کند و اعلام می کند که در هر فرد 8 گونه هوش متفاوت وجود دارد که عبارتند از :

1- هوش دیداری – فضایی : که توانایی درک پدیده های بصری را فراهم می کند . 

2- هوش منطقی – ریاضی : که توانایی استفاده از استدلال ، منطق و اعداد را پدید می آورد .

3- هوش کلامی – زبانی : که توانایی استفاده از کلمات را به جود می آورد .

4- هوش بدنی – جنبشی : که توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا را در فرد به وجود         می آورد .   

5- هوش موزیکال – ریتمیک : که توانایی تولید و درک موسقی را در فرد به وجود می آورد .

6- هوش برون فردی ( فرا فردی ) : که توانایی ارتباط برقرار کردن و درک دیگران را به وجود می آورد .

7- هوش درون فردی : که توانایی درک خود و آگاه شدن از حالات درونی خود را به وجود می آورد .

8- هوش طبیعت شناسی : که فرد را قادرمی کند که الگوها و پدیده های واقعی محیط پیرامون را بهتر بشناسیم .

  براین اساس دبیر باید برای تحریک و فعال نمودن هوش های مختلف هر دانش آموز از روش های خاصی در تدریس استفاده کند در واقع هر دانش آموز ممکن است دریک یا چند تا از این هوش ها و استعدادها توانایی بیشتری از بقیه هوش های خود داشته باشد ، و در برخی از هوش ها ضعیف تر باشد . لذا باید دبیر تدریس و تعیین تکالیف هر درس را به گونه ای پیش ببرد که علاقه و سلیقه ی هر دانش آموز تحریک و فعال گردد و به کنش و عمل فرا گیری واکنش نشان داده و اطلاعات مربوط به درس را فرا گیرد . به عبارتی باید دانش آموز انگیزه و علاقه برای فعالیت یادگیری مطلب را به دست آورد تا عمل کند . در غیر این صورت بهترین و عالم ترین دبیران و استادان موفقیت چشمگیری نخواهند داشت . به طور مثال ممکن است موفقیت یک آموزگار در تدریس حروف الفبا در کلاس اول ابتدایی بسیار چشمگیرتراز یک استاد دانشگاه باشد زیرا آموزگار با شگردهای مختلف هوش ها و استعدادهای مختلف دانش آموزان را برای یادگیری بهتر تحریک می کند و انگیزه ی یادگیری را در دانش آموز پدید می آورد .

  از آن جایی که ماهیت و اطلاعات کتاب های درسی متفاوت است می توان چنین نتیجه گرفت که دبیران مختلف باید به تناسب و موضوع تدریس خود بخش های مختلفی از هوش های هشت گانه را بیشتر تحریک وفعال کنند اما از تحریک بخش های دیگر هوش دانش آموزان نیز غافل نمانند . البته هر دبیر نیز به تناسب تغییر موضوع و مطلب هر درس از روش و شگرد متناسب برای فعال نمودن قسمت مناسب و هماهنگ هوش با آن درس استفاده کند وبا تحریک آن قسمت از هوش به ایجاد علاقه و انگیزه ی یادگیری دانش آموزان بپردازد .

  براین اساس نگارنده در مجموع بین فراگیری اطلاعات دینی با هوش های کلامی ، درون فردی ، برون فردی و انسان شناسی هماهنگی وهمراهی بیشتری احساس می کند لذا در تدریس و کلاس های معارف سعی می کنم که این قسمت ها از هوش دانش آموزان بیشتر تحریک و به فعالیت برای یادگیری اطلاعات و مطالب دینی وادار سازم،  بنابراین از نظر عمل به دستورات و احکام کتاب مهم هستند و برای تحریک هوش های مذکور باید پیام آن ها به صورت نوشتاری استخراج گردد و به عنوان تکالیف در کلاس یا منزل در دفتر دانش آموزان ثبت گردد . و یا به عنوان فعالیت فوق العاده برروی برگه های مناسب با مقیاس بزرگتر نوشته شوند البته نباید این کار به صورت اجباری باشد بلکه هر دانش آموز براساس علاقه ، توان و امکانات خود می تواند به تهیه نشریه دیواری  از درس مبادرت نموده و امتیاز مثبت یا نمره مستمر آن ها منظور شود به عبارتی در نمره مستمر دین وزندگی نباید تنها بر اساس نمره شفاهی و کلاسی یا آزمون های قوه و کتبی عمل شود زیرا ممکن است دانش آموزانی که ازهوش فردی خوبی بر خورداربوده  ولی هوش زبانی و حافظه ضعیف تری دارند نمره پایینی بگیرند وبرعکس دانش آموزانی که هوش فردی چندانی نداشته ولی از هوش زبانی و حافظه ی خوبی برخوردارند  نمره بالایی بگیرند ، و به ظاهر در درس معارف موفق به نظر آیند . براین اساس در آبان ماه به کلیه ى دانش آموزان اعلام کردم که از آن پس تا پایان ترم و برگزاری امتحانات کتبی به کلیه ی فعالیت ها و عملکرد هر دانش آموز در هر جلسه امتیاز یا نمره تعلق می گیرد که میانگین آن در پایان نمره مستمر را مشخص می کند . از جمله این فعالیت ها می تواند پاسخ های شفاهی ، تکالیف دفتری ( پاسخ به فعالیت های درسی و سؤالات متن ) تهیه و به همراه داشتن پیشنهادات و نمونه های مربوط به درس دین وزندگی از جمله ( بازدید از مساجد و گزارش های تاریخی مذهبی و آئینی زندگی ،از محدوده شهرستان خلاصه نویسی از کتاب های دینی به خصوص آن ها که مربوط به شهرستان باشد . تهیه و آوردن فیلم های آموزشی مربوط به موضوعات دینی و نرم افزارهای مذهبی به صورت CD و دیسکت ، ساخت مدل های دینی .

 به دانش آموزان اعلام کردم نحوه و نوع این فعالیت ها بر اساس علاقه و میل خود فرد است . و به هر صورت که بخواهند می توانند نبوغ و خلاقیت خود را در پاسخ های شفاهی به میزان یک دوم ، تکالیف دفتری یک چهارم، و بقیه فعالیت ها ( تهیه نمونه ، مدل ، گزارش ، CD و ... ) یک چهارم از نمره مستمر برای هر جلسه کسب کنند و در پایان ترم میانگین این نمرات ، نمره مستمره نهایی آن ها را تشکیل خواهد داد .

 از جلسه بعدی براین اساس عمل کردم و در ابتداى جلسه دفترتمام دانش آموزان را کنترل و امضا می کردم درکنار امضا کلمات کامل ، ناقص و بدون تکلیف را یادداشت کرده و آن ها یی که بدون تکلیف بودند صفر از پنج وآنهایی که ناقص بود بین یک تا پنج و دفاتر کامل را پنج دادم و در دفتر کلاسی ثبت کردم سپس فعالیت های  فوق العاده ( نمونه ها ، مدل ها ، گزارش ها ... ) را تحویل گرفته و از 1 تا 5 را برای آن ها در دفتر کلاسی ثبت نموده و سپس از دانش آموزان داوطلب به طور تصادفی و به روشی که هر فرد مایل بود درس می پرسیدم و نمره ى شفاهی از 1 تا 10 برایشان در دفتر ثبت می کردم به بقیه داوطلبان نیز امتیاز مثبت و آن هایی که داوطلب نبودند امتیاز منفی می دادم پس از چند جلسه و با نزدیک شدن به امتحانات پایان ترم به دانش آموزان ضعیف و غیر فعال مجموع میانگین و نمره مستمر آن ها را اعلام و هشدار می دادم که تا فرصت هست از آن استفاده کنند و امتیازات یا نمرات خود را جبران کنند. نتیجه ى این کارها در پایان نیم سال اول تحصیلی 86-85 سبب شد که در مجموع و در مقایسه با دو ماه قبل از آن و همچنین زمان مشابه سال قبل میانگین نمرات کلاس ها بهبود یابد . البته تناسب و هماهنگی میان نمرات مستمر و پایانی ( کتبی ) کاهش یافت زیرا قبل از اجرای روش جدید نمره ى مستمر را بیشتر بر اساس آزمون شفاهی در سر کلاس و بدون توجه به تمایل و داوطلب شدن دانش آموز تعیین می شد و بنابراین نمره ى مستمر بیشتر سنجش هوش زبانی و حافظه فرد بود ، لذا به هوش های دیداری ، عملی ، منطقی و انسان شناسی بین فردی و درون فردی فرد نمره تعلق نمی گیرد و سبب مأیوس شدن اغلب دانش آموزانی می شود که هوش زبانی ، بین فردی و حافظه ضعیفی دارند . 

  در روش جدید به ندرت برخی از دانش آموزانی که نمره کتبی خوبی داشتند ، نمره مستمر کمتری گرفتند و برعکس دانش آموزانی که نمره پایانی ضعیفی داشتند نمره مستمر خوبی کسب کردند . اما در مجموع همچنان که قید گردید نمرات کمی و کیفی دانش آموزان به میزان چشم گیری افزایش یافت و از طرفی نیز سبب بهبودروابط دو طرفه نگارنده با دانش آموزان گردید و تا حدودی نیز از نا هنجاری های کلاس و دانش آموزان بی قرار کاست . در وقت های اضافی و احتمالی هر جلسه نیز به قرائت متن درس و یا استخراج سؤالات متن و نوشتن آن در دفتر دین و زندگی پرداخته می شد و یا با ترسیم نمودارها و مدل هر درس تا پایان جلسه و بنا به میل اکثریت کلاس ادامه می یافت .

    تصمیم نهایى :

  به طور خلاصه نتایج حاصل شده از روش جدید عبارتند از :

1- بهبود شور و نشاط در کلاس های دین وزندگی و کاهش عمومی خمودی بی رغبتی      دانش آموزان.

2- در گیری بیشتر فکری و عملی دانش آموزان با مطالب و موضوعات دین وزندگی در مدرسه وخارج ازمدرسه  .

3-  افزایش علاقه ومیل دانش آموزان به فعالیت های عملی و استفاده از هوش های مختلف خود .  

4-  کاهش نا هنجاری و سوء رفتار دانش آموزان بی قرار .

5-  بهبود نظارت و کنترل دبیر برکلاس .

6-  افزایش مشارکت دانش آموزان در تدریس و فرآیند یاددهی و یادگیری  .

7-  تدریس به روش جدید به دانش آموزان امکان می دهد تا برای تهیه گزارش از طریق مشاهده ، مصاحبه و پرسشنامه زمینه های اجتماعی شدن در آن ها بهبود یابد .

8- این روش سبب گسترش مطالعه ، بررسی و جست و جو در میان دانش آموزان شده و آن ها را به مطالعه بیشتر عادت می دهد .

9- این روش تدریس به دانش آموزان کمک می کند تا واقعیت های دینی محیط پیرامون خود را علاوه بر هوش شنیداری- زبانی ، از طریق دیگر هوش های خود به ویژه دیداری ، عملی ، منطقی و طبیعت- شناسی بشناسد . 

10-      ارتباط دو طرفه بین دانش آموزان با یکدیگر و با دبیر در فرآیند یاددهی – یادگیری افزایش می یابد .

11-      ترمینولوژی یا واژه شناسی دین وزندگی در دانش آموزان بهبود می یابد .

12-      این روش سبب ارتقا و بهبود نمره به ویژه نمرات مستمر دانش آموزان می شود . 

ماهیت دانش و علوم دینی به گونه ای است که  باید در فرآیند آموزش( یاددهی- یادگیری) آن به روش های مختلط و ترکیبی عمل شود . واز تمام هوش های فرد از جمله زبانی– شنیداری ،محسباتی – منطقی ، فضایی ، بدنی – جنبشی ، موزیکا ل ، بین فردی ، درون- فردی و طبیعت شناسی استفاده کرده و برای تکمیل وتعمین  ، یافته ها و دانستنی های الهی به طور ترکیبی از قوای پنج گانه (بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی ولامسه ) کمک گرفته شود . به این ترتیب بهتر است دبیر الهیات برای تدریس هر درس ، طرح درس ساده ای در حداقل چند سطر تهیه کرده و بر اساس آن اقدام به فعا لیت های آموزشی در کلاس نماید .

بنا بر نتایج و یافته های این پژوهش دبیردینی  نباید فقط به انتقال داده ها و اطلاعات دینی  اکتفا کند بلکه باید علاوه بر آن به دانش آموزان بیاموزد که چگونه درعمل مسائل و مشکلات دینی  محیط پیرامون زندگی خود را درک و چگونگی روابط وقواعد پدیده های دینی  را در گذشته وحا ل شناخته و روند آینده آن را پیش بینی کنند تا بر اساس شناخت علل وعوامل عینی پدیده ها ، پیامدها وبازآفرینی(پس خوراند)مثبت ومنفی پدیده ها و رویدادها را در عمل تجربه کنند و در زندگی قواعد و روابط  لازم را به کار گیرند. به عبارتی آموزش الهیات باید به گونه ای باشد که دانش آموزان در آینده هر شغل و نقشی که در جامعه به عهده گیرند از اصول و قواعد دینی  در کار و زندگی خود بهره گیرد و از احکام دینی به نحو بهتری استفاده نماید .

  براین اساس نگارنده سعی دارد تا دانش آموزان و دانشجویان را به گونه اى در فرآیند یاددهی – یادگیری آموزش دهد تا آن ها را به استفاده از کلیه قواى جسمانی و توانایی ها یا استعداد هاى ذهنی ، فکری ، ابتکاری و خلاقیت به کمک هوش های متنوع شان وادار نماید . لذا از نظر اینجانب باید این امکان فراهم شود که هر دانش آموز براساس میل و سلیقه خود اصول و قوانین دینی  را به هر روشی که دلخواه اوست فرا گیرد و دبیر نیز به گونه ای دانش آموزان را هدایت کند که از راه ها و روش هاى مختلف از جمله نمودار ، مدل ، بیان و نوشتار به نتیجه واحدی دست یابند و داده ها یا اطلاعات دینی  را فراگیرند و در عمل و زندگی به کار گیرند . زمانى این مهم تحقق مى یابد که دانش آموزاز مرحله شناخت ( دانش ) فراتر رفته و به طور عاطفی (احساسی ) مسائل و مشکلات دینی  را درک کرده و به مرحله سوم یعنی اصول و قواعد را در عمل و رفتار به کار گیرد . در صورتی دبیر می تواند در تدریس خود موفق عمل کند که دانش آموزان را در هر جلسه کلاس به سه مرحله یاد شده هدایت کند . 

   پیشنهاد یا راهکار :  

   برای کاهش اُفت تحصیلی دانش آموزان وارتقا ء یا بهبود کمی و کیفی سطح دانش و اطلاعات آن ها در هر درس به صورت عام و الهیات به صورت خاص بهتر است اقدامات زیردر حد امکان صورت گیرد : 

1.    برگزاری کلاس های جبرانی براى دانش آموزانی که دچار افت تحصیلی هستند . 

2.    برگزاری آزمون های متنوع شفاهی ، عملی ، کتبی و تکوینی و تحلیل نتایج آن . 

3.    استمرار در ارزشیابی به صورت های کتاب باز ، مشارکتی و استاندارد برای تعمیق آموخته های دانش آموزان . 

4.    استفاده از شیوه ی تدریس مشارکتی و همیاری معلم و دانش آموزان . 

5.    ایجاد هماهنگی درنحوه ی عمل و تدریس دبیران در جلسات شورای معلمان و کادرمدرسه .  

6.    دعوت و هماهنگی بین دبیران ، کادرستادی آموزشگاه و والدین دانش آموزان در امر آموزش یا هماهنگى اولیاء و مربیان .

7.    طبقه بندی دانش آموزان به گروه های خوب ، متوسط و ضعیف درهر کلاس و درهردرس و بهره گیری ازدانش آموزان مستعد برای تقویت دانش آموزان ضعیف .

8.    کمک به دانش آموزان تا روش صحیح مطالعه و یادگیری هر درس را فراگیرند .

9.    استفاده از وسایل کمک آموزشی مناسب آماده یا خود ساخته توسط دبیر یا دانش آموزان

    10.         دعوت از دبیران و استادان مجرب و متخصص و سخنرانی یا بحث و گفتگوی آن ها با       دانش آموزان .   

   11.        معرفی چهره های شاخص و شناخته شده دینی  که منشأ تحولی در الهیات  کشور بوده اند از جمله چهره های ماندگارملی و ناحیه ای . 

12. تمجید و تشویق دانش آموزانی که پیشرفت تحصیلی دارند ( حتی دانش آموزان ضعیف ) . 

13. برگزاری جلسات مشاوره ی تخصصی با دانش آموزان به صورت فردی و گروهی .

14. استفاده از شیوه های نوین تدریس و یادگیری مشارکتی و همیاری برای کاهش وابستگی به دبیر و افزایش عزت نفس و میزان تمرکز دانش آموزان روى مطالب و تکالیف . 

15. تهیه کتاب های کمک آموزشی ، به ویژه در زمینه ی دینی 

16. تهیه کتاب فیلم و نرم افزار هاى آموزشى دینی  به صورت CD ، دیسکت و ویدیوئى .

17. بازدیدهاى علمى و تهیه گزارش و عکس از پدیده هاى مختلف طبیعى و اماکن مذهبی .

18. برگزارى مسابقات علمى بین دانش آموزان و کلاس ها به صورت عمومى یا تخصصى دین وزندگی .

19. تجهیز مدارس به سایت اینترنت و استفاده از سایت دینی  .



روش مطالعه د‌رس د‌ین و زند‌گی:

دانش آموزنی که قصد دارند درس دین وزندگی را برای کنکور بخوانند را می توان به سه دسته تقسیم کرد : 1- عد‌ه‌ای احساس می‌کنند‌ که سه کتاب  دین وزندگی فقط خواند‌نی است که با حفظ‌کرد‌ن مفاهیم، آن هم د‌ر ایام نزد‌یک به کنکور می‌توانند‌در  این آزمون موفق باشند .

2- برخی سریع به سراغ  کتاب‌های تست موجود‌ د‌ر بازار می‌روند ‌و فکر می کنند با زدن تست ها می توانند  ، موفق شوند
3- اما د‌سته‌ سوم، افراد‌ی هستند‌ که می‌د‌انند‌ که د‌ر چند‌ ساله‌ی اخیر بالاخص د‌و سال گذشته، د‌ست‌یابی به د‌ر‌صد‌ کامل (100٪) تقریباً کاری سخت و شاید‌ د‌ور‌ از د‌سترس بود‌ه است، پس خود‌ را مواجه با یک‌سری سؤالات کلیشه‌ای و حفظی محض نمی‌د‌انند‌. بلکه به این باور رسید‌ه‌اند‌ که برای موفقیت می بایست  تسلط کامل بر مفاهیم کتاب داشته تا بتوانند درصد بالائی در کنکور احراز نمایند  .اینان می دانند که درس دین وزندگی ضریب 3داشته و  سؤالات مفهومی سه سال دبیرستان   در حجم سنگین 42 د‌رس گنجاند‌ه‌شد‌ه است که همه ی این دلایل  د‌ست به د‌ست هم می‌د‌هند‌ که  برای رسیدن به موفقیت  ،روشی نو در  نحوه‌ی صحیح مطالعه را بدست آورده و عملی سازند .

تعداد تقریبی تست های کنکور:

درتمام موارد ، 9تست از 25 تست درس دین و زندگی در کنکور سراسری را سوالات سال دوم دبیرستان تشکیل می دهد.و همچنین در اکثر موارد 9تست از 25 تست دین و زندگی را سوالات سال سوم دبیرستان تشکیل می دهد.و دراکثر موارد 7تست از 25تست درس دین و زندگی را سوالات معارف پیش تشکیل میدهد. تذکر این مطلب نیز لازم است که  در سال های گذشته بیش از 66 درصد پرسش های دین و زندگی و تست ها ، آیات و روایات بوده است . به عنوان مثال از مجموعه 125 تست پنج گروه آموزشی ( انسانی ، ریاضی ، تجربی ، هنر و زبان سال 87 ) 83 تست و بصورت جزئی از 25 تست انسانی 16 تست ،  ریاضی 16 تست ، تجربی 18 تست ، هنر 16 تست و زبان 17 تست آیه و روایت طرح شده  است

از چه کتابی کار مطالعه را شروع کنیم؟
د‌ر این‌جا به‌طور خاص نمی‌توان به کتابی خاص با تأکید‌ ویژه اشاره کرد‌، چرا که ممکن است عد‌ه‌ای از د‌اوطلبان به  تبعیت از د‌بیران خود‌ مجبور به مطالعه‌ی کتابی خاص باشند‌. اما به‌صورت کلی، توصیه‌ای که می‌توان کرد‌، بررسی د‌ین و زند‌گی 4  که تا حد‌ود‌ی به خاطر نزد‌یکی زمان حال به امتحانات نهایی، د‌ر ذهن ما باقی است، برای شروع مناسب است و د‌ر اد‌امه، آغاز مطالعه‌‌ی د‌ین و زند‌گی 2 که به علت فاصله‌گرفتن از سال د‌وم د‌بیرستان نیاز به مطالعه و بررسی د‌ارد‌.

 

نحوه‌ مطالعه‌ صحیح

این مهم‌ترین سؤال بررسی‌های ما می‌باشد‌، لذا مباحث مطرح‌شد‌ه د‌ر معارف را به سه د‌سته تقسیم می‌کنیم.

• د‌سته‌ی اول: احاطه بر مفهوم کلی و هد‌ف د‌رس بعلاوه‌ تسلط بر متن د‌رس
• د‌سته‌ی د‌وم: فهم آیات با تسلط کامل بر ترجمه‌ها و اهد‌اف آن‌ها
• د‌سته‌ی سوم: فهم هد‌ف روایات، متن آن‌ها و همچنین ارتباط با د‌رس

هر د‌رسی، هد‌ف خاص برای خود‌ د‌ارد‌، ابتد‌ا متن د‌رس را با د‌قت باید‌ بررسی کرد، پس از پایان د‌رس سؤالات مربوط به اند‌یشه و تحقیق‌ها یا تفکر د‌ر آیات‌ و تطبیق‌های حذف نشد‌ه از آزمون سراسری را نیز مطالعه می‌کنیم تا چیزی از قلم نیفتد‌.

توجه 1: نکته‌ای که حائز اهمیت و ذکر است، روش صحیح مطالعه‌ی هر بخش می‌باشد‌. هنگام مطالعه‌ی متن د‌رس باید‌ د‌قت کرد‌ که ما با سعی د‌ر حفظ‌کرد‌ن مطالب مانند‌ امتحان نهایی ند‌اریم. پس پیشنهاد‌ این است که هر بند‌ یا پاراگراف، یا مطالب مرتبط با آن را به‌صورت مجزا یا د‌اخل کروشه [  ] د‌سته‌بند‌ی کنید‌، آن جمله یا مطلب را مطالعه کنید‌ سپس د‌ر یک زمان کوتاه آن نکته را تجسم کنید‌. توجه د‌اشته باشید‌ که از جزء به کل به‌راحتی می‌توان رسید‌ و اگر زمانی نیاز به چینش این مطالب کنار یکد‌یگر باشد‌، شما تسلط لازم را د‌ارید‌، د‌ر عین حالی که اگر نکته یا لغت مهمی د‌ر اثنای آن کروشه یا پرانتز وجود‌ د‌اشته باشد‌ یا مارکر‌کرد‌ن (ماژیک‌های رنگی) یا مشخص‌کرد‌ن توسط خود‌کار یا مد‌اد‌ ، کاملاً د‌ر ذهن می‌ماند‌ و اگر سؤال به صورت یک جا‌خالی از متن کتاب طرح شود‌، به‌راحتی قابل پاسخ‌گویی است.

توجه 2: به ذهن د‌اشته باشید‌، محور کار حتماً باید‌ کتاب د‌رس باشد .

متن درس :
شما باید درس های دینی راجوری بخوانید که  برتمام مطالب کتاب مسلط  باشید. حالا ممکن بپرسید از کجا میشود فهمید درس را  از بر شده اید ؟ این با تست زنی مشخص نمیشود  بلکه باید یک نفر به صورت شفاهی تمامی مطالب را از شما بپرسد و شما هم از اول تا آخر درس را شروع کنید به توضیح دادن که برای این کار باید خیلی خوب متن های درس را  خوانده باشید!!!

تذکر ۱ : سخت ترین سوالات دینی کنکور سوالاتیست که از علت و معلوم - تابع و متبوع - تحقق و در گرو  ، مطرح میشوند و عموما بچه ها یا این سوالات را  جواب نمیدهند  یا بصورت شانسی جواب میدهند . اکنون  چند ساله  ایست که در  کنکور همیشه از علت و معلول سوال میاید  . تحقق و در گرو و تابع و متبوع هم احتمالا از این به بعد ، احتمالا در  کنکور بیشتر  میبینیم پس  پیشنهاد میکنم توجه خاصی به این واژه ها  بکنید و سعی کنید با تست زنی این مشکل را  برطرف کنید. چند مثال ارائه می شود  تا بهتر متوجه شوید .

 1- در  درس ۶ سال پیش صفحه ۷۰ داریم : هرچه انسان تقدیرات خدا را بیشتر بشناسد ( علت – متبوع ) انجام فعالیت های اختیاری او توسعه پیدا میکند ( معلول – تابع ). به عبارت دیگر  : توسعه ی فعالیت های اختیاری انسان ( یا بهتراست بگوئیم وسعت اختیارانسان )تابعِ معرفت به تقدیرالهی است. ( سوال سال ۹۰ کنکور تجربی )

 2- در آیه ی درس 5 سال پیش صفحه 50 داریم : تحقق بازگشت خداوند به سوی انسان در گروی توبه کردن انسان بعد از ستم کردنش و جبران آن با کار خوب است.

البته اگر با " تحقق  "و در "گرو  "یا  "تابع و متبوع  و "علت و معلول" فقط مشکل دارید میتوا نید ان را اینگونه  تشخییص دهید و ان این که علت و متبوع  و در گرو مثل هم هستند  و معلول و تابع و تحقق هم مثل هم. مثلا در  همین مثال بالا داریم :

توبه کردن انسان بعد از ستم کردنش و جبران آن با کار خوب ---------> علت و متبوع

بازگشت خداوند به سوی انسان ----------> معلول و تابع

تذکر ۲ : یک  نکته ای که خیلی مهم هست  این که ترتیب کلمات را در  درسها خیلی درست به خاطر بسپارید.

مثلا در  درس 1 سوم صفحه 11 آورده که : "زیرا راه درست زندگی آن راهی است که بتواند والاترین هدف را نشان دهد , از آینده خبر بدهد...راه رشد و تعالی را نشان بدهد و برنامه ی زندگی اجتماعی عادلانه و کرامت بخش ( اول عادلانه بعد کرامت بخش ) را عرضه کند ". یا در  درس 4 سال سوم صفحه 54 داریم : همین زیبایی و شیرینی بیان ... سبب نفوذ خارق العاده ی این کتاب آسمانی در افکار و نفوس ( اول افکار بعد نفوس ) شده است. یا در  درسِ ۵  سوم صفحه ۷۵  نوشته پیامبر اکرم (ص) واسطه ی همه ی خیرات و برکات مادی و معنوی ( اول مادی بعد معنوی ) به مخلوقات و ازجمله انسان هاست ( اول مخلوقات بعد انسان ها ) .

تذکر ۳ : دینی را باید خیلی خیلی دقیق بخوانید و گول ظاهر ساده ان را نخورید. در دینی مطالب زیادی وجود دارد که خیلی شبیه به هم هستند و اگر   تست ها  قدری  جا به جا بشوند  احتمال اشتباه  انها  خیلی زیاده وجود دارد .  برای مثال:

1)    رحمت الهی به خانه میاد --------> فرزندی که به دنیا میاد

2)    برکت رحمت الهی ----------> پیامبر که با مردم نرم و مهربان شد

3)    سایه رحمت الهی ----------> احساسات لطیف زن

4)    مظهر رحمت الهی --------> انبیاء و ائمه

5)    دروازه رحمت الهی ----------> توبه

6)    واسطه رحمت الهی -----------> ولایت معنوی


سرچشمه ی خوبی ها و زیبایی ها -----------> خدا

سرچشمه ی تقدیر-------------> علم و حکمت

سرچشمه ی قضا -------------> اراده

سرچشمه ی هدایت و رستگاری -----------> حضرت فاطمه

سرچشمه ی آتش جهنم ------------> کافران و بت های آنها

 مرگ از دیدگاه پیامبر -------> انتقال

       از دیدگاه امام حسین-------> سعادت

       از دیدگاه قاسم ---------> شیرین تر از عسل

       از دیدگاه پیامبران الهی --------- > گذرگاهی به حیات برتر

 زندگی عرصه ؟ -----------> تلاش برای عبودیت و بندگی ( توحید عملی )

زندگی صحنه ؟ ------------> انتخاب راه بندگی یا راه هوس

بالاترین درجه ی بهشت ------ > فردوس

برترین مقام بهشت -------- > رضا و خرسندی

بالاترین مرتبه ی نعمت های بهشتی ---------> لقاء و دیدار خدا

 برای اینکه  بتوانید اینجور سوالات را پاسخ دهید ، میتوانیداین نکته های مهم را در دفترچه یادداشت  یا خلاصه نویسی  تان بنویسید وهر از گاهی  یک   نگاهی به انها

 بیندازید تا ملکه ذهنتا ن شود ، و دیگه اشتباه نکنید.

آیه ها
سخت ترین بخش دینی  ، بخش ایات ان می باشد  ،که تقریبا 70% کنکور را همه  ساله  تشکیل میدهند  و توصیه میشود  عزیزانی که میتوانند  حداقل برخی از آیات مهم را  حفظ کنند . قلب  معارف د‌ر آزمون سراسری همین قسمت یعنی آیات می‌باشد‌. د‌ر مطالعه‌ آیات د‌قت به چه نکته ضروری است؟

1- ابتد‌ا باید‌ آیه را با ترجمه‌ی آن خواند‌ و بر آن تسلط پید‌ا کرد‌.

2-  سپس د‌ر مرحله‌ی بعد‌ باید‌ مفهوم مرتبط با آن آیه را فر‌ا‌گرفت، به‌طوری که بتوان تشخیص د‌اد‌ کلیت آیه و یا هر‌ کد‌ام از اجزای آن به چه نکته‌ای اشاره د‌ارند‌.

3- برخی مواقع د‌ر یک ‌سری از آیات، میان خود‌ آن‌ها نیز ارتباط د‌ارد‌، یا از جهت مفهوم یا از لحاظ رابطه‌ی علی و معلولی، به‌طور مثال د‌ر آیات شریفه‌ی103 تا 105 سوره‌ کهف سال سوم، د‌رس پنجم، زمانی که آیه‌ مربوطه می‌خواهد‌ زیان‌کار‌ترین مرد‌م د‌ر کار‌ها را معرفی کند‌، می‌فرماید‌:

«قُلْ هَلْ تُنَبِّئُکُمْ بالاخسرین اَعْمالاً الَّذین ضَلَّ سَعْیَهُم فِی‌الحیاه الد‌ُّنیا و هُمْ یَحْسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعاً»

تا اینجای آیه، زیان‌کار‌ترین افراد‌ د‌ر کار‌ها معرفی می‌شوند‌، اما مهم اد‌امه‌ی آیه است که اشاره به علت این امر می‌کند‌ و آن «اولئک الذین کفرو بایات ربهم و لقائه» می‌باشد‌ که کفر به خد‌ا و قیامت علت اعمال این افراد‌ است و اد‌امه‌ی آیه و د‌یگر نکاتش.

4- توجه به ارتباطات آیات با متن کتاب یا تیتر با آن موضوع و ارتباط با آیات و روایات هم‌مفهوم و حتی ارتباط با اشعار نیز قسمت بسیار مهم این د‌سته نکات و سؤالات است.

علاوه بر این ، لازم وضروری است  برای آیات یک  سری نکته های مهم را متذکر شویم تا بهتر آیات را  درک کنید .یک سری کلمه ها در  آیات هستند  که  وقتی انها را دیدید  باید یک  سری قاعده در  ذهنتان نقش ببندد  . امیدوارم شما هم  استفاده نمایید :

1)من و الذین

با دیدن یکی از این دو کلمه در  هر آیه باید این سوال در  ذهنتان بیاید که : 1- چه کسانی بودن؟ 2- چه سرانجامی داشتند ؟

درس ۵ سال دوم صفحه ۶۰

ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاه الدنیا و اطمانوا بها و الذین هم عن ایاتنا غافلون اولئک ماواهم النار بما کانوا یکسبون

در  آیه (الذین) داریم پس در  ذهنما ن میاید : چه کسانی و چه سرانجامی
چه کسانی؟کسانی که به دیدار خدا امید ندارند ( به معاد امید ندارند  ) وبه زندگی دنیا راضی و به ان  اطمینان کردند .  
چه سرانجامی ؟سرانجامشا ن آتشی( دوزخی ) هست که به خاطر کارهای خودشان  انها را درست ومهیا نموده اند .
پس در  سوالات کنکور میتوا ند بگوید ، سرانجام چه کسانی گرفتار دوزخ شدن، هست ،یا سرانجامِ افرادی که به دیدار خدا ( معاد ) اعتقاد ندارند  ،  چیست ؟.

درس ۵ سال سوم صفحه ۶۷

و من یعص الله و رسوله و فقد ضل ضلالا مبینا

در  آیه (من) داریم

چه کسی ؟ کسی که خدا و پیامبرش را نافرمانی کند
چه سرانجامی ؟ در گمراهی آشکار افتاده است
پس در  سوال کنکور میتواند  بگوید : ضلالا مبینا( گمراهی آشکار) مربوط به چه کسانی میشود  یا کسی که از خدا و رسولش نافرمانی میکنه چه سرانجامی دارد ؟

۲) ل ِ

هر جا در آیه (ل ِ) دیدید یعنی یک  جور فلسفه  ودلیل است.

درس ۷ سوم صفحه ۱۰۶

و تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلم الله الذین ءامنوا یتخذ منکم الشهداء

در  آیه (ل ِ ) داریم پس میشود ، گفت :

فلسفه  ودلیل گردش  ایام و روزها بین مردم :

الف ) معلوم شدن مومنان

ب)گرفتن شاهدانی از میان آنهاست

۳) حق

هر جا در  آیه کلمه ی ( حق ) را دیدید ان آیه اشاره به هدف داری و حکیمانه بودن است.

درس 4 پیش صفحه 35

انا انزلنا الیک الکتاب بالحق...

فرستادن کتاب الهی ، هدف دار و حکیمانه است

۴) بنی آدم

هرجا در  آیه دیدید کلمه ی بنی آدم امده ان آیه به یکسانی مقام و منزلت زن و مرد اشاره دارد.

درس 4 دینی پیش صفحه 36

الم اعهد الیکم یا بنی ءادم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین

به یکسانی منزلت زن و مرد اشاره دارد

۵)قال

با دیدن این کلمه درهر آیه ای باید تو ذهنتان بیای د که چه کسی ، کی و کجا ، به چه کسی چه چیزی رو گفته و ان شخص در جوابش چه گفته و شخص اول در جواب او یا ان چه  گفته است .

درس ۷ سال دوم صفحه ۷۹

قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها

در  قسمت اول داریم قالوا فیم کنتم پس (قال) داریم
چی کسی گفت ؟: فرشتگان
کِی  و کجا گفتند ؟ : تو برزخ
به کی گفتند ؟ : به ظالمان
آنها  در جواب  فرشتگان چیه گفتند ؟:  گفتند  ما در سرزمینمان مستضعف بودیم.
فرشتگان در جواب  انها چه گفتند ؟ : گفتند  که آیا زمین خدا پهناور نبود که در ان مهاجرت کنید ؟

درس ۲ سال سوم صفحه 16

قال فمن ربکما یا موسی قال ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه و ثم هدی

در  قسمت اول داریم قال فمن ربکما یا موسی …(قال) دیده میشود
چه کسی گفت ؟ : فرعون
به  چه کسی  گفت ؟ : موسی
چه چیزی  گفت ؟ : گفت پروردگار شما  چه کسی است ؟
موسی در جوابش چه  گفت  ؟: گفت پروردگار ما کسی است که هر چیزی را آفریده و سپس هدایتش کرده است .

۶) أ

تو آیاتی که با أ آغاز میشود باید 3 سوال از خودتان بپرسید : 1- خطاب به کیست ؟ 2- چه توحیدی است ؟ 3- اشاره به چیست ؟

درس 2 دینی پیش صفحه 20

افرایتم ما تحرثون اانتم تزرعونه ام نحن منشون

افرایتم النار التی تورون اانتم انشاتم شجرتها ام نحن المنشئون نحن جعلنا تذکرة و متاعا للمقوین

خطاب به  چه کسی است ؟ طغیانگران و مشرکان

چه توحیدی ؟ افعالی شاخه ربوبیت

اشاره به چه چیزی دارد  ؟ پرورش درخت و ایجاد آتش به اراده انسان است اما نه به طور مستقل

درس 4 دینی پیش صفحه 36

الم اعهد الیکم یا بنی ءادم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین

خطاب به چه کسی است  ؟ انسان هوس باز

چه توحیدی ؟ توحید عملی

اشاره به چه چیزی دارد ؟ به میزانی که درجه اخلاص بالا رود راه نفوذ شیطان بسته می شود .

روایات :
1- د‌ر روایات باید‌ متن آن‌ را خوب فرا‌گرفت، چرا که بعضاً سؤالاتی به‌صورت جای خالی از متن روایات مطرح می‌شود‌.
2-  قد‌م د‌وم  ،فهم موضوع یا مفهوم مرتبط با آن روایات یا جملات متن یا آیات هم‌مفهوم با آن است.
3- بعضاً اشعار حذف‌نشد‌ه توسط سازمان سنجش مرتبط با آیات و یا مفهومی خاص مورد‌ سؤال قرار می‌گیرند‌، که تسلط روی مفهوم آن‌ها ضروری است.


اندیشه و تحقیق  یکی دیگه از سوالاتی که به نسبت برای دانش آموزا ن  سخت است ، سوالات مربوط به اندیشه و تحقیق می باشد ،که بچه ها درست و حسابی انرا  نمیخوانند .  ( به خصوص سوالات مربوط به آیه که کتاب خود آیه را نیاورده است  ) باید بدانید که بسیاری از اندیشه و تحقیق ها  خیلی مهم هستند  و شما باید آیاتی را که در  بعضی سوالات  اندیشه و تحقیق ها گفته شده می بایست  مراجعه کنید و  بخونید وحفظ باشید و بدانید  کهدر  ان سوال اندیشه و تحقیق درباره ان آیه چه  گفته و چه چیزی  را  خواسته است . پس به سوالات اندیشه و تحقیق هم توجه خاصی بکنید چون میتواند درصد در س دین وزندگی شما را  به ۱۰۰ برساند .

 اگر در درس دینی معلم خوبی دارید یا داشتید  که  ،تمام نکات و پیام آیات را بشما بگوید  ،درس را  از روی کتابتان بخوانید وبعد تست بزنید. اگرمعلم خوبی در  این درس ندارید میتوانید درس را به جای کتاب درسی از روی کتاب  هائی که خلاصه درس ها را اورده اند ، بخونید و بعد سراغ تست زنی بروید . فقط نکته ای که هست این  که در درس  دینی را  تا میتونید بخوانید و کمتر به فکر تست زنی باشید. پیشنهاد می شود  ،چنانچه   خلاصه نویسی دارید انها را مطالعه ومرور نمایید . این مسئله شما را خیلی کمک میکند ، مخصوصا هر چه به  زمان کنکور نزدیک می شویم می توان از این طریق ، همه ی مطالب را  دوره کرد .

 * آیا توصیه به خلاصه‌نویسی می‌کنید‌؟
بله، حتماً. اما به شرطی که خلاصه‌نویسی باشد‌. برخی د‌وستان با عنوان خلاصه‌نویسی اقد‌ام به نوشتن تمام مطالب به‌صورت شاخه‌ای می‌کنند‌. خلاصه‌نویسی به شرط عد‌م اتلاف وقت مخصوصاً برای زمان د‌وره، امری بسیار مفید‌ است و اصلاً بند‌ه معتقد‌م که شاخه‌بند‌ی امری بسیار مفید‌ د‌ر فراگیری است . این طبقه‌بند‌ی به ما کمک می‌کند‌ که د‌ر هنگام د‌سترسی سریع، راحت‌تر بتوانیم به این اطلاعات د‌ست پید‌ا کنیم.

جواب های پیشنهادی اندیشه وتحقیق دین وزندگی سال سوم

 

  بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ تمرینات دین و زندگی پیش دانشگاهی  بخش اول و دوم ، چاپ 91   
درس اول:
: پیام آیات ص 5 
-1 سوره فاطر / آیه 15
-2 سوره فاطر / آیه 15
-3 سوره فاطر / آیه 16
-4 سوره فاطر / آیه 15
: فعالیت خلاصه کردن ص 7 
مقدمه اول: ما و این جهان وجودمان از خودمان نیست و پدیده هستیم
مقدمه دوم: موجوداتی که پدیده هستند وجودشان از خودشان نیست در موجود شدن نیازمند به وجودی هستند که خودش
وجودش از خودش باشد
نتیجه: پس ما و این جهان وابسته به وجودی هستیم که وجودش از خودش و عین ذاتش می باشد
: فعالیت مقایسه ص 8 
شباهت ها تفاوت ها
- جهان و ساعت هر دو پدیده اند
- هر دو به خالق و سازنده نیازمندند
- هر دو مرکب از اجزا می باشند
- هر دو منظم و هدفدارند
- وجود جهان از خداست، اما وجود ساعت از ساعت ساز
نیست او فقط اجرا را نظم می دهد
- دوام و بقای ساعت به ساعت ساز نیست اما بقای جهان به
خاق آن است
- نظم و پیچیدگی ساعت قابل مقایسه با جهان نیست
اندیشه و تحقیق ص 13 
-1 ﴿و من آیاته اَن تَقوم السماءُ و الارضُ باَمره ثم اذا دَعاکم دَ عوةً من الارض اِذا انتم تخرُجون﴾
برپا بودن جهان به امر خدا از نشانه های خداست یعنی اگر خداوند اراده فرماید آسمان و زمین را نابود خواهد کرد.
-2 الف: در لحظات حساس و خطری که احساس می کنند خودشان قدرت هیچ کاری ندارند
ب: هرکس در فطرت خود، خود را وابسته به یک قدرت بی پایان و بی نیاز می یابد
درس دوم
: پیام آیات ص 16 
-1 سوره مائده / آیه 16 ،سوره توحید / آیه 1،سوره شوری / آیه 11
-2 سوره واقعه / آیه 66 و 64
-3 سوره کهف / آیه 26
-4 سوره آل عمران / آیه 109
درس سوم
: تفکر در آیات ص 21 
این آیه می رساند کسی لایق عبادت است که رب انسان باشد. ﴿ان لله ربى و ربکم﴾ توحید در ربوبیت. ﴿فاعبدوه﴾ توحید در عبادت
تفکر در آیات ص 23 
-1 خدای واحدی که جز او الهی نیست
-2 دوری از طاغوت
-3 توحید در عبادت
-4 توحید در عبادت
-5 توحید در ربوبیت
-6 توحید در عبادت
31 توبه، هردو، 36 نحل، هردو، لقمان 22 ، توحید فردی -7
بسم الله الرحمن الرحیم
درس چهارم
*پیام آیات ص 30
-1 آیات 60 و 61 سوره یس از ما می خواهد شیطان را عبادت نکنیم.
-2 شیطان دشمن حقیقی انسان است.
-3 فقط خدا باید پرستش شود.
-4 پرستش خداوند صراط مستقیم است.
* تفکر در آیات ص 32
 ان تقوموا لله مثنی و فرادی  : - سوره سباء / آیه 46
پیام: قیام کردن برای خدا
 فاعبدوا الله مخلصا له الدین  : - سوره زمر / آیه 2
پیام: خدا را خالصانه عبادت کنید
 انه من عبادنا المخلصین  : - سوره یوسف / آیه 24
پیام: اخلاص باعث دوری انسان از گناهان می شود
 والذین جاهدوا فینا  : - سوره عنکبوت / آیه 69
پیام: کسی که خالصانه در راه خدا تلاش کند، خدا او را به راه راست خود هدایت می کند
 اقم الصلوه لذکری  : - سوره طه / آیه 14
پیام آیه: نماز را فقط برای رضای خدا و یاد او بپا داریم
*تفکر ص 32
-1 دسته ای که دل به هوای نفس بسته اند و دسته ای که دل به هوای نفس سپرده اند.
-2 دسته ای که دل به هوای نفس سپرده اند. هر کسی عقل خود را به کار نگیرد و به سخنان پیامبران
و امامان گوش فرا ندهد زیانکار خواهد بود.
*پیام آیات ص 33
-1 نماز
-2 یاد خدا
*پیام آیات ص 34
69 عنکبوت، هر کسی برای خدا تلاش و جهاد نماید راه حق را بهتر خواهد شناخت.
*پیام آیات ص 35
سوره یوسف / آیه 24
خداوند حضرت یوسف را از بدی و فحشا حفظ کرد.
زیرا آن حضرت از بندگان مخلص خدا بود.
*اندیشه و تحقیق ص 37
-1 یکی بودن ایندو
-2 عمل صالح نیت صالح
عمل ناصالح نیت صالح  (جهل)
عمل صالح نیت فاسد  (ریا)
عمل فاسد نیت فاسد
درس پنجم
*تفکر در آیات ص 43
3 انسان، 104 انعام: خداوند در این آیات بر این نکته تأکید می کند که ما راه درست را نشان دادیم و
این انسان است که باید تصمیم بگیرد که به سود خود عمل کند و یا به زیان خود.
*تفکر در آیات ص 46
41 فاطر
68 غافر
12 جاثیه
*تفکر در آیات ص 47
-1 سوره قمر/ آیه 49 خیر
-2 سوره غافر / آیه 67 خدا
-3 سوره یس / آیه 40 خیر
-4 احساس امید، اعتماد به قانون، استوار کردن زندگی بر قانون.
*اندیشه و تحقیق ص 50
-1 تحت قانون بودن
-2 چون قانون حاکم است
-3 زیرا می داند اگر قانون را کشف کند و از آن استفاده کند، به نتیجه می رسد.
درس ششم
*پیام آیات ص 54
-1 سنت ها و قوانین / سوره آل عمران / آیه 137
-2 گذشتگان - سنت ها / سوره آل عمران / آیه 137
-3 در معرض امتحان و فتنه / سوره عنکبوت / آیه 2
-4 در جهت افزایش گناه استفاده می کنند. / سوره آل عمران / آیه 178
-5 عذاب / سوره اعراف / آیه 182
-6 سنت - تفاوت / سوره انعام / آیه 16
-7 سنت - سرنوشت آن ها / سوره اعراف / آیه 96

                      

درس هفتم :

*

بررسی        صفحه 65

1-نساء آیه 110

2- به خاطر انجام کار زشت و ناپسند

3-استغفار و توبه به درگاه خداوند – خودعالی در برابر خود دانی انقلاب می کند.

خود ارزیابی                      صفحه 66

1-نگاه به نامحرم – لذت بردن

2- بله –ادامه این حرکت در زندگی مشترک آینده انسان اثر سوء خواهد داشت.

3- احساس ندامت و پشیمانی

تفکر در آیات    ص67

1-ظلم و ستم

2- چون گناه باعث ظلم و ستم گناهکار نسبت به خودش و یا بدنش می باشد و همچنین دوری فرد از خدا می شود

3-توبه از کار زشت و ناپسند – اصلاح کارهای خود و ادای حق مردم و حق خداوند

تفکر در آیات    ص68

1-سوره فرقان آیه 70

2- توبه کردن و ایمان به خدا و عمل صالح

بررسی  ص69

*خدا را حاضر و ناظر دانستن درحین انجام گناه – توجه به آثار گناه – احساس شرم در پیشگاه خداوند –کوچک شمردن کناه

*خدا را حاضر و ناظر دانستن در حین انجام گناه

بررسی  ص69

*اعتقاد و ایمان به توبه پذیر بودن خداوند – مراقبت از اعمال –پایبندی به عهدی که با خدا بسته شده

خودارزیابی   ص70

*حقوق خداوند : عدم توجه به واجبات و محرمات مانند نماز و روزه/  حقوق مردم : غیبت وتهمت و مسخره کردن

جبران حقوق خداوند : اهمیت به واجبات و محرمات و انجام به موقع آنها و به جا آوردن قضای آنها.

جبران حقوق مردم : کسب حلالیت

اندیشه و تحقیق ص 74

1-بازگشت لطف خداوندبه سوی توبه کننده و بخشش او نتیجه اصلاح کار ناپسند او

2- در هر سه آیه غفور و رحیم آمده است چون خداوند غفور و رحیم است توبه توبه کننده را می پذیرد

3- پشت کردن به خداوند –زمانی که حرمت شکنی افزایش یابد و دامنه گناه آنچنان گسترش شود که چراغ عقل و فطرت به سوی خاموشی گراید و آدمی به سوی شیطان قدم بردارد.

4- چنان از خدا خوف داشته باشد که گویی خداوند را می بیند

5- توبه دل ها را پاک می کند و گناهان را می شوید.

6- مانند کسی است که گناه نکرده است.

7- خیر ، علاوه بر پشیمانی انسان باید گناه را تکرار نکرده و تمامی حقوق مردم و حق الهی را که بندگی خداونداست به جا آورد.

                                                                                     راهنمای درس 8

پیام آیات ص 79-80

معیار اول : به خدا و روز آخرت – شرک/ سوره بقره آیه 62

معیار دوم : معاد – اخروی / سوره اعراف آیه 32

معیار سوم : خدا و پیامبر ، اولی الامر و ولایت – طاغوت / نساء /59

معیار چهارم : خانواده – دوستی و مودت / روم /21

معیار پنجم : مشفق – دشمنی می ورزند / فتح /29

معیار ششم : از نعمت خدا نیز بهرمند میشوند – به کار نمی گیرند /اعراف /32

معیار هفتم : دانش و آموختن  / زمر /9

معیار هشتم : تبعیض نژادی /شوری /15

اندیشه و تحقیق ص85

با توجه به داده های کتاب قابل پاسخ گویی نیست  

معیاراول : بدون معیارهای  هفتم وهشتم

معیارهشتم: بدون معیارهای اول و دوم

معیار هفتم : بدون معیارهای اول و هشتم

 

 

 

 

                                                                                   راهنمای درس 9

تفکر در آیات ص88

2- جامعه واقعی اسلامی آن جامعه ای است که وجود خداوند را در جای جای زندگی خود حس کنند و خداوند را ولی و سرپرست خود بدانند

3- جامعه واقعی اسلامی آن جامعه ای است به این نکته آگاه شوند که در نهایت باطل نابود شونده حق پیروز خواهد شد .

تفکر در آیات ص90

1-     از آن انسان های با تقوا

2-     در صورتی که انسان صبر داشته باشد .

تفکر در آیات ص93

روش اول : با علم ودانش محکم و متقن

روش دوم : پند و اندرز نیکو و مناسب

روش سوم : مجادله و بحث با نیکوترین شیوه


درس اول

ارزیابی

1)خیر با توجه به اینکه دستگاه تفکر واندیشه انسان ناقص است ونیز ازطریق علوم بشری نمی توانداطلاعات کامل ودقیقسپی بگیرد،پس نمی تواند به نیازهای بنیادین پاسخ کامل دهد.

2) با توجه به محدودیت های عقل انسان بهترین راه حل دین الهی استکه پیامبران آن را ازطریق اتصال به مبدا وحی دریافت کرده اند.

اندیشه وتحقیق

1)خیر زیرا فرصت عمر انسان یکبار به در اختیار اوگذاشته می شودواگرآن راصرف اندیشه های شخصی کندآنچه درآخرعمرش حاصل او می شود چیزی جز حسرت وپشیمانی نخواهد بود.

2) خیر چون دانش بشری نسبی است و نیازهای بنیادین مسائلی هستند که ازتیررس علم تجربی بشری خارج. پس هیچ وقت دستاوردهای علمی پاسخ گوی نیازهای بنیادین نخواهند بود.

3) خیر چون پاسخ گویی مناسب به به نیازهای بنیادین سعادت وخوشبختی را به دنبال داردو بی توجهی به آنها شقاوت وبدبختی را. لذا انسان نمی تواند به خواسته های درونی خودپاسخ منفی دهد.

درس دوم

بررسی

خیر عواملی چون محیط ، تربیت خانوادگی و... ویا به این علت که دین برای بعضی ها محدودیتهایی می آورد وبه این خاطر آنرا نمی پذیرند. ونیز وسوسه های شیطان نیز می تواند انسان را از صراط مستقیم دور کند.

درس سوم

تطبیق1 قسمت 2- تو ضح دهید وبگویید که ..........؟

بله ، ولی باید به این نکته توجه کنیم کهادیان الهی باسیر تکاملی تکمیل می شدندپس درطول تاریخ همیشه دین قبلی جایگزین دین قبلی می شده استووانسانها موظف بودند که همیشه ازدین جدید پیروی کنند.

2-با توجه .......آیا مفهوم آخرین دین ........؟

خیر- چرا که دین خدا ازآدم تا خاتم یکی است ، همه پیامبران چه صاحب شریعت وچه پیامبران تبلیغی به یک مکتب دعوت کرده اند که درسه اصل اساسی باهم مشترکند: توحید، نبوت، معاد.

بررسی

اگر خداوند مقام عصمت را.................؟

اول اینکه دین الهی به درستی به مردم نمی رسیدوامکان هدایت ازمردم سلب می شدودوم اینکه امکان انحراف درتعالیم الهی پیدا می شدواعتمادمردم ازدین ازدست می رفت ومردم ازپیامبران پیروی نمی کردندوبه گمراهی وانحراف مبتلا می شدند.

درس چهارم

جستجو

آیا می دانید معجزه های پیامبران..................... ؟

در هر دوره ای خداوند پیامبرانش را با معجزه مربوط به آن زمان معرفی می کند.درزمان حضرت موسی به خاطر رواج سحراژدها شدن عصا ودر زمان حضرت عیسی چون علم طب پیشرفت فراوانی کرده بودمعجزه آن حضرت نیز از آن سنخ بودمانند شفادادن کور مادرزاد وزنده کردن مردگان. در معجزه جاوید پیامبر نیزباید گفت که اعراب بادیه نشین و پابرهنه ونیمه وحشی با تمام محرومیت های اقتصادی واجتماعی دل هایی سرشار از ذوق هنری داشتند وآن زمان با وجود جاهلیتش دوره طلایی ادبیات بود . پیامبر اکرم در میان چنین قومی تحدی ومبارزه طلبی کردکه اگر می توانید آیه مثل آن را بیاورید.

تطبیق

آیا می دانید اولین .................. نشان دهید؟

پنج آیه اول سوره علق._  موضوع جالب این است که با وجود اینکه پیامبر درس نخوانده بودو محیط حجاز یک محیط جاهلی بوددر نخستین آیات وحیتکیه برعلم و قلم شده است که بلافاصله بعد ازنعمت بزرگ خلقت وآفرینشدر این آیات ذکر شده است. درحقیقت این آیات نخست ازتکامل جسم انسان از یک نطفه بی ارزش وسپس از تکامل روح به وسیله تعلیم وتعلم سخن می گوید وهمه این ها ازکسی شنیده شده است که درس نخوانده است.

اندیشه وتحقیق

جواب 1) هر یک از پیامبران الهی نشانه وبینه ای باید می آوردندتا نشان دهند که آنان از طرف خداوند آمده اند و در ادعای خود راستگواند. پیامبران به اذن خدا کارهای خارق العاده ای که مخالفان از مقابله با ان عاجز بودندانجام می دادند وانسانهای حقیقت طلب چون این نشانه ها را می دیدندبه پیامبران اعتماد کرده وایمان می آوردند.

جواب 2) از آنجا که پیامبر اکرم آخرین پیامبر و تعلیمات ایشان برای همه زمانها ودوران بعد از اوست سند نبوت وحقانیت او نیزبه گونه ای است که درهمه زمانها ودورانها حاضر استو هم اکنون نیز مخالفان را به آوردن سوره ای مانند سوره های خود دعوت می کنداگر معجزه پیامبر اکرم از نوع علم وفرهنگ نبود نمی توانست شاهدی حاضر برنبوت ایشان باشد.

جواب 3) زیرا قرآن با اینکه درطول 23سال ودر موقعیتهای گوناگون نظیر جنگ وصلح ، آرامش وبحران نازل شده است درنهایت زیبایی ادبی ، هماهنگی وانسجام مفهومی  وغنای معرفتی است وهیچ قسمت آن قسمت دیگر  را نفی نمی کندلذا قرآن می فرماید:اگر این کتاب از طرف غیر خدا بود در ان اختلاف وناسازگاری فراوانی دیده می شد.

درس پنجم

تفکر درآیات

درآیه زیر تفکر کنید وجمله هایی راکه بعد از آیه آمده راتکمیل کنید

1.کسی می تواند از تاریکی به نور در آید که به خداوند ایمان آورده وسرپرستی او را بپذیر

2.آنان که فرمان الهی را نپذیرند تحت سرپرستی شیاطین وطاغوت قرار می گیرند.این طاغوت وشیاطین چنین انسانهایی رابه هلاکت می کشاند کهدر نهایت به جهنمی جاودان منتهی می شود.

3.قبول ولایت الهی به زمان خاصی مربوط نمی شود درهر عصروزمانی باید با راهنمایی حجت الهی (انبیاوائمه)ولایت الهی راپذیرفت.

درس ششم

تفکردرحدیث

با توجه به توضیحات قبل در این حدیث بیندیشید وببینید چرا پیامبر فرموده است:

من مات    هر کس بمیرد     ولم یعرف امام زمانه     وامام زمان خود را نشناخته باشد   مات میته جاهلیه     به مر گ جاهلی مرده است

جواب:زیرا تداوم قلمرهای سه گانه رسالت یعنی مرجعیت علمی  ولایت و رهبری جامعه  ولایت معنوی در شکل امامت انجام می شود واگر کسی امام زمان خود را نشناخته باشد قطعا از او پیروی هم نخواهد کرد واگر کسی امام زمانش رانشناسد و از او پیروی ننماید عملا از رسالت رسول اکرم بی بهره می ماند همان چیزی که مردم عصر جاهلیت با او مواجه بودند.

تفکر

چرا پیامبر اکرم (ص)در شراطی که حتی خویشانش نیز دعوت او را نپذیرفته بودند جانشین خود را معیین کرد ؟انجام دادن این کار در ابتدای دعوتش به چه معناست؟

زیرا پیامبر اسلام خاتم پیامبران است وختم نبوت در صورتی باحکمت بئت انبیا سازگار است که آخرین شریعت آسمانی پاسخگوی همه نیاز های بشر باشد بقای آن تا پایان جهان تضمین شده باشد و هنگامی دین اسلام می تواند به عنوان یک دین کامل و پاسخگوی نیازهای همه ی انسانها را تا پایان جهانمطرح باشد که در متن دین راهی برای تامین مصغالح ضروریجامعه پیش بینی شده باشد واین راه جز نصب جانشین شایسته برای رسول خدا نخواهد بودوفلذا رسول خا از همان ابتدای دوعتش جانشین خود را مشخص کردند.

استخراج

این واقعه دربردارنده ی پیام های مهم است .درباره ی آن بیندیشیدوآن پیام ها را استخراج کنید

1-این واقعه عصمت حضرت علی حضرت فاطمه وامام حسن وحسین(ع)رااعلام می کند.

2.مراد از اهل بیت همه ی خاندان پیامبرنیست بلکه برخی از افراد آن است که نام آنها در روایان آمده است.

3.مراد از(یرید)اراده ی تکوینی است زیرا اراده تشریعی خداوند پاکی همه ی مردم است نه فقط اهل بیت پیامبر .

استخراج پیام

با تفکر در این حدیث چه پیام هایی می توان استخراج کرد؟

1.همان طور که قرآن وپیامبر لازم وملزوم یک دیگرند واز هم جدا نمی شوند قرآن و اهل بیت نیزهمواره با هم اند.

2.چون قرآن همیشگی است وجود معصوم نیز در کنار آنت همیشگی خواهد بود.

3.مسلمانان زمانی گمراه نمی شوند که هم به قرآن هم به اهل بیت متمسک باشند .

4.قرآن واهل بیت تا روز رستاخیز پیوند ناگسستنی با یکدیگر دارند همان طور که قرآن از خطا و اشتباه مصون است اهل بیت و عترت رسول خدا نیز از اشتباه و معصومیت مصون می باشد.

اندیشه و تحقیق

درباره ی واقعه غدیر بیندیشید وبه سوال های زیر پاسخ دهید :

الف)چرا مراسم غدیر هم زمان با بزرگترین اجتماع مسلمانان بگزار شد؟

زیرا مساله خلافت جانشینی حضرت علی به وسیله ی حجاج که بیش ازصدهزار نفر بودند به سراسر سرزمینهای اسلامی رسانده شود تا حجت برمردم در مورد نصب امام وجانشینی رسول خدا تمام شده باشدوبعدا ادعا نکنند که پیامبر جانشینی برای خود نصب نکرده است.

ب)چرا خداوند انجام ندادن این ماموریت را مساوی با عدم انجام رسالت اعلام کرد؟

زیرا ختم نبوت بدون نصب امام معصوم خلاف حکمت الهی است و کامل بودن دین جهانی وجاودانی اسلامی منوط به این است که بعد از پیامبر اکرم جانشینان شایسته ای برای او تعیین گردند در غیر این صورت بعد از وفات رسول خدا اسلام بدون سرپرست می ماند و در معرض ضعف وزوال قرار می گرفت پس انجام ندادن این ماموریت مساوی عدم انجام رسالت است.

ج)آیا میتوان گفت کلمه ی (مولا)در عبارت (من کنت مولاه....)به معنای(دوست)است ؟آیا در این صورت نرساندن پیام می تواند مساوی با عدم انجام رسالت باشد؟

اولا:پیامبر اسلام پیشاز جمله(من کنت مولاه)فرمودند: (ایها الناس بالمومنین من انفسهم)همانطور که در جمله ی پیشین صحبت از از اولویت و ولایت است در جمله بعدهم باید صحبت از ولایت وسرپرستی باشد تا ارتباط معنوی در جمله محفوظ بماند.

ثانیا:هیچ عاقلی باور نمی کند که پیامبر مردم را در شرایط ودر آن هوای گرم نگه دارد ومنظورش فقط این باشد که بگوید هر کس من دوست او هستم علی دوست اوست.

ثالثا:اگر مولی به معنی دوست باشد ابلاغ نشدن چنین پیامی نمی تواند مساوی انجام نپذیرفتن رسالت الهی قرار گیرد.

د)تبریک و تهنیت مردم به حضرت علی پس از پایان مراسم نشانه ی چیست؟

آشکار است که این شاد باش در صورتی صحیح است که در آن روز حضرت علی از سوی خدا و رسول خدا به مقامی بلند رسیده باشد وجز در این صورت تهنیت معنی نداشت.

درس هفتم

تفکر در آیات

پس از اندیشه در آیات ابتدای درس به سوال های زیر پاسخ دهید:

1.یکی از نتایج مطالعه ی تاریخ گذشتگان چیست؟

عبرت گرفتن ودرس آموختن از خوبی ها وطغیان هاوناسپاسی های آنها

2.درچه سورت مسلمانان می توانند به شکوه و سربلندی برسند یا آن را حفظ کنند؟

زمانی که ایمان داشته داشته ودرراه دین استقامت کنندودربلاهاومصیبت ها صبر کنند ودرحوادث از دین خود دست نکشد واز رهبری الهی پیروی کنند.

3.مهم ترین خطری که پس از رحلت رسول خدا مسلمانان را تهدید می کرد چه بود؟

خروج از مسیر رهبری الهی وبرگشتن به جاهلیت ودست کشیدن از دین الهی است.

4.سپاسگزاران واقعی نعمت وجود رسول خدا پس ازرحلت ایشان چه کسانی هستند؟

کسانی که پیوسته در مسیری حرکت کردند که رسول خدا ترسیم فرموده بود یعنی پیروی از جانشینان آن حضرت(امامان)

اندیشه و تحقیق

1.چرا قرآن کریم مردم را به مطالعه ی سرکذشت ملت ها دعوت کرده است؟

تابدانیم علت سقوط وبدبختی ونابودی آنها چهبوده است تا مابا پرهیز از گناهانی که انها مرتکب شده اند رستگار وپیروز گردند.

2.چه مسائلی زمینه را برای ورود جعل و تحریف به احادیث پیامبر اکرم(ص)آماده کرد؟

عوامل مهمی در این مورد تاثیر گذار بود که مهمترین آنها عبارت اند از:

الف:ممنوعیت نوشتن احادیث.

ب:منزوی ساختن امامان وجانشینان حقیقی پیامبر اکرم.

ج:ورود افراد به منافق وبه ظاهر مسلمان مثل کعب الاحبار در حوزه های فرهنگی و تغییری.

3.تفاوت های اساسی حکومت بنی امیه وبنی عباس با رهبری پیامبر چه بود؟

تفاوتها فراوانند اما مهمترین آنها یکی آن بود که آنها دین را برای حکومت وقدرت خود می خواستند ودیگر آنکه به هیچ امر انسانی واخلاقی وبه هیچ شرافت و کمالی نمی اندیشیدند وفقط حکومت ولذتهای آنها را می طلبیدند و می پسندیدند.

درس هشتم

تدبر در آیات

با تدبر در آیات ابتدای درس به سوال های زیرپاسخ دهید:

1.حضرت نوح درباره ی رسالت خود به مردم چه می گویند؟

الف:من مزدی از شما نمی خواهم جز آنکه از خدا بترسند    ب:ودیگر آنکه از من اطاعت کنید.

2.درآیه ی 57سوره ی فرقان خداوند به پیامبر اکرم فرمان می دهد که فقط برای یک مورد از مردم مزد طلب کند آن مورد چیست؟

آن مورد این بود که کسی بخواهد راه خدا رابپیماید

3.خداوند در آیه ی 23 سوره ی شوری به پیامبر خود فرمان می دهد که چه چیزی راپاداش رسالت خود کند؟

آن چیز این بود که اقربا وعترت پیامبر محبت کرده واز آنان اطاعت کنند.

4.در آیه ی 47سوره ی سبا خداوند ب پیامبر اکرم فرمان می دهد به مردم بگوید که اگر از شما مزدی می خواهم برای خودتان است چگونه این مزد برای آنهاست؟

مزد به خود مردم باز می گشت وآن هدایت ورستگاری آنها بود.

بررسی

در درس قبل با شرایط اجتماعی پس از رحلت پیامبر آشنا شدیم اکنون توضیح دهید که این سه اقدام ائمه  اطهار پاسخ گوی کدام یک از مشکلات آن دوره بوده است؟

دو مشکل اساسی بعد از رحلت پیامبر بهوجود آمد:

یکی ممنوع شدن نوشتن احادیث پیامبر

دیگری تفسیر نابجای رآن مجید از سوی علما درباری وگمراه که با گرفتن پول ومقام آیات را به نفع قدرت حاکمه تفسیر می کردند بنابراین ائمه برای مبارزه با دو مشکل فئق بود تاهم سنت پیامبر را به جامعه بازگرادنند و تحریف ها را در آن از بین ببرند ودیگر آنکه تفسیر قرآن کریم را از هجوم علمای نااهل درباری حفظ نمایند.

اندیشه و تحقیق

1.چرا برخی از ائمه (ع) تقیه رادر پیش گرفتند؟این شیوه ی مبارزه چه کمکی به آنان می کرد؟

امامان شیوه ی مبارزه با حاکمان را متناسب با شرایط زمان بر می گزیدند لذا از زمان امام سجاد که خفقان شدیدی وجود داشت وبه حرکت های سیاسی  فوق العاده حساسیت داشتند وآنها را با فجیح ترین وضع سرکوب می کردند بخشی از مبارزه بر پایه اصل تقیه قرار گرفت یعنی می کشیدند آن بخش از اقدامات ومبارزات خود را که دشمن به آن حساسیت دارد مخفی نگه دارند به گونه ای که در عین ضربه زدن به دشمن کمتر ضربه می خورند.در این شیوه امامان در عین فعالیت ونشر وتبلیغ اسلام جان شیعیان رانیز حفظ می کرد.

2. آیا ائمه ی اطهار علیه السلام روشهای یکسانی در مقابله با حاکمان زمان در پیش گرفتند ؟چرا؟

خیر- زیرا امامان ما شیوه مبارزه با حاکمان و حفظ اسلام راستین را متناسب با شرایط زمان و مکان انتخاب می کردند به گونه ای که هم تفکر اصیل اسلام راستین یعنی تشییع باقی بماند و هم به تدریج بنای ظلم و جور بنی امیه ست شده وفرو ریزد.لذا عملا می بینیم که امامان ما که هم از یک نور و از یک شجره هستند در برخی موارد خانه نشین می شوند در برخی مواقع دست به شمشیر برده و گاهی صلح نامه امضا می کنند و زمانی به تشکیل کلاسهای درس می پردازند و....

3.مهم ترین خطری که پس از رحلت رسول خدا مسلمانان را تهدید می کرد چه بود؟

خروج از مسیر رهبری الهی وبرگشتن به جاهلیت ودست کشیدن از دین الهی است.

4.سپاسگزاران واقعی نعمت وجود رسول خدا پس ازرحلت ایشان چه کسانی هستند؟

کسانی که پیوسته در مسیری حرکت کردند که رسول خدا ترسیم فرموده بود یعنی پیروی از جانشینان آن حضرت(امامان)

اندیشه و تحقیق

1.چرا قرآن کریم مردم را به مطالعه ی سرکذشت ملت ها دعوت کرده است؟

تابدانیم علت سقوط وبدبختی ونابودی آنها چهبوده است تا مابا پرهیز از گناهانی که انها مرتکب شده اند رستگار وپیروز گردند.

2.چه مسائلی زمینه را برای ورود جعل و تحریف به احادیث پیامبر اکرم(ص)آماده کرد؟

عوامل مهمی در این مورد تاثیر گذار بود که مهمترین آنها عبارت اند از:

الف:ممنوعیت نوشتن احادیث.

ب:منزوی ساختن امامان وجانشینان حقیقی پیامبر اکرم.

ج:ورود افراد به منافق وبه ظاهر مسلمان مثل کعب الاحبار در حوزه های فرهنگی و تغییری.

3.تفاوت های اساسی حکومت بنی امیه وبنی عباس با رهبری پیامبر چه بود؟

تفاوتها فراوانند اما مهمترین آنها یکی آن بود که آنها دین را برای حکومت وقدرت خود می خواستند ودیگر آنکه به هیچ امر انسانی واخلاقی وبه هیچ شرافت و کمالی نمی اندیشیدند وفقط حکومت ولذتهای آنها را می طلبیدند و می پسندیدند.

مانند این است که خورشید در آسمان صاف و بدون ابر می درخشد. در این حالت مردم، خورشید را می بینند و از نور و گرمایش هم مخلوقات بهره مند می شوند. اگر امام زمان (عج) در میان مردم حضور داشته باشد، مردم امام را به چسم می بینند و از وجود امام نه تنها مردم بلکه همه ی مخلوقات از فیض وجودش بهره مند می شوند. زیرا همان طوری که در ولایت معنوی گفتیم، امام و حجت حق واسطه ی فیض و رحمص الهی ایت.

2- وجود امام غایب

مانند این است که خورشید در pشت ابر باشد. در این حالت مردم خورشید را نمی بینند ولی از نور و گرمایش هم مردم و هم بقیه ی مخلوقات بهره مند می شوند. در زمان غیبت امام زمان (عج) هم چنین است یعنی ما امام (عج) را نمی بینیم ولی از فیض وجودش هم مردم و هم همه ی مخلوقات بهره مند هستند.

3-نبود امام

مانند زمانی است که خورشید غروب کرده باشد. همه جا تاریک وظلمانی است. نه از نور خورشید خبری است و نه از گرمایش و اگر امام (عج) به حکمت الهی از نظر ها غایب نمی شد، به دست دشمنان به شهادت می رسید و ظلمت جهل و گمراهی همه جا را فرا می گرفت. حتی بقای عالم نیز به واسطه ی نبود واسطه ی فیض الهی به هم می خورد. لذا زمین هیچ وقت از حجت خدا خالی نمی ماند.

اندیشه و تحقیق

1-با توجه به آیه ی 11 سوره ی رعد، علت اصلی غیبت امام عصر (عج) را تبیین کنید.

علت اصلی غیبت امام عصر (عج) خود مردم اند. زیرا خداوند از بذل فیض و رحمت به بندگان خود دردریغ نمی ورزد و امام هم که مظهر رحمت خداست، هرگز منشاء محرومیت مردم مردم نمی شود. بنابراین سبب اصلی این محرومیت از جانب خود مردم است. بخ طوری که اگر شرایط لازم در امّت جمع شود و شایستگی درک حضور امام حاصل آید، امام در میان امت حاضر می شود.

2- این جمله را تحلیل کنید)) منتظران مصلح جهانی، -خود باید صالح باشند.))

این سخن کاملاً درستی است. زیرا جامعه ای که صالح نیست نمی تواند منتظر کسی مصلح باشد. کسی که پیرو حق نیست نمیتواند در انتظار پیروزی باشد. کسی که در مقابل حق و باظل متفاوت است و از یاری حق سر برمی تابد نمی تواند در شما منتظران حکومت حق باشد.

3- تفاوت(( انتظار مثبت)) و (( انتظار منفی)) در چیست؟

انتظار منفی، انتظار سست عنصرانی است که حوصله مبارزه با جور و باطل را ندارند و آنرا تماماً به مهدی موعود (عج) می سپارند. این انتظار تنبلی و راحت طلبی است. این انتظار ویرانگر است و روح اسلام از آ ن بیزار است.

در انتظار مثبت، دوران انتظار نه تنها دوران راحت طلبی نیست بلکه دوران تکلیف بزرگ است. امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با ظلم، نگهبانی از دین خدا، ترویج تعالیم الهی، پیروی از خط ممتد رهبری دینی، آمادگی نظامی، تلاش در بیداری افکار، تصفیه و تزکیه روحی و...از تکالیف تخلف ناپذیر مسلمانان در دوران غیبت است. چنین انتظار فرج است که در روایات اسلامی از آن به عنوان بهترین اعمال یاد شده است.

درس 10

تطبیق

در آیه ی 17 سوره ی رعد بیندیشید و توضیح دهید که:

1-در این آیه، از چه مثالی برای نسان دادن تقابل حق و باطل استفاده شده است؟

در این آیه دو مثال برای معرفی باطل ذکر شده است. یکی مثالِ کفی که بر روی آب ظاهر می شود و دوم کفی که هنگام ذوب فلزات روی آنها را می پوشاند.

2- چه شباهت هایی میان آن مثال و حق و باطل وجود دارد؟

باطل همچون کف است. زیرا 1- رفتنی است 2 - در سایه ی حق جلوه می کند 3- روی حق را می پوشاند 4- جلوه دارد و ارزش ندارد 5- با آرام شدن شرایط محو می شود 6- بالانشین پر سر و صدا، اما تو خالی و بی محتوی است و حق مانند آب است، ماندنی و باارزش است و به مردم نفع می رساند.

پیام آیات

در آیات ابتدای درس بیندیشید و ببینید که خواست و وعده ی الهی چیست؟

1-پیروزی جبهه ی حق 2- حاکمیت بندگان صالح 3- استقرار و اقتدار دین الهی 4- ایجاد امنیّت کامل 5- حاکمیت مستضعفان 6- حاکمیت اسلام بر جهان

مقایسه

این دو بینش درباره ی تاریخ انسان را مقایسه کنید و تـأثیر هر  کدام را بر روحیه، رفتار و برنامه ریزی افراد نشان دهید.                                    افراد جامعه ای که معتقدند وعده ی الهی، پیروزی حق بر باطل است، به واقعیت های نا هنجار موجود ((نَه)) می گویند و به امید فردای درخشان تلاش می کنند. حکومت طاغوت را بر نمی تابند و در مقابل آن می ایستند و مقاومت می کنند. بر عکس افرادی که چنین دیدگاهی و اعتقادی ندارند، از چنان نشاط و تلاش و مقاومت برخوردار نیستند و معمولاً خود را تسلیم حوادث روزگار میکنند.

اندیشه و تحقیق                                                         2-از دیدگاه قرآن کریم آینده ی تاریخ از آنِ چه کسانی است؟                        از دیدگاه قرآن کریم، آینده ی تاریخ از آنِ بندگان صالح و حاکمیت مستضعفان و پیروزی جبهه ی حق بر باطل و عدل بر ظلم و استقرار دین الهی خواهد بود.

شخص منتظر انسان آرمانی خود را می شناسد، همه ی زیبایی ها و کمالات انسان را در او می بیند. از این رو به طور طبیعی او را محبوب خود می یابد و مشتاق دیدار او می شود. به چنین شخصی که برای جلب رضایت امام خود تلاش می کند و امام را اسوه ی خود قرار می دهد و خصایل مطلوبی را که در او می بیند در خود به وجود می آورد. مهر و عشق امام او را فعال و با نشاط می کند و امید به آینده ی زیبا را در او افزایش می دهد.

3- پیروان ادیان الهی چگونه می توانند برای فراهم آوردن زمینه ی ظهور منجی جهانی با یکدیگر همکاری نمایند؟

اعتقاد به منجی در بین پیروان ادیان، فرصت ارزش مندی است که در زمینه ی ((گفتگوی ادیان )) و ((وحدت ادیان )) را جهت برقراری عدالت جهانی و نفی قدرت و حاکمیت سلطه گران جهانی فراهم سازند و با تکیه بر مشترکات اساسی که در زمینه ی توحید و نبؤت و معاد دارند در جهت ظلم ستیزی با یکدیگر همکاری تنگاتنگ داشته باشند تا با بیداری خلق احساس جهانی برای امداد الهی و کمک غیبی پدید آید. در این صورت است که زمینه ی ظهور منجی جهانی آماده می شود.

درس 11

پیام آیات

آیه ی 257 سوره ی بقره

1-کسی می تواند از تاریکی به نور آید که ایمان به خدا داشته باشد ودر عمل ، از دستورات الهی تبعیت کند .

2 آنان که فرمان الهی را نپذیرند سرنوشت ولیّ شان طاغوت ها هستند.

3- قبول ولایت الهی به زمان خاصی مربوط نمی شود و همیشه انسان باید خود را تحت ولایت الهی بداند .

آیه ی 122 سوره توبه

1-از آن جا که همه ی مسلمانان نمی توانند در باره ی احکام دین تفقه و تحقیق کنند ، عده ای از آنان باید این مسئولیت را به عهده بگیرند.

2- این افراد وظیفه دارند احکام دین را به دیگران برسانند .

یاد آوری

دلایل سه گانه ی ضرورت تشکیل حکومت اسلامی را که در درس پنجم بیان شد ، در این قسمت یاد داشت کنید .

جامعیت دین اسلام  2- اجرای احکام اسلامی مانند : عدالت اجتماعی 3- ضرورت پذیرش ولایت الهی و دوری از حکومت طاغوت .

اندیشه

1-اگر مسلمانی که خود متخصص در احکام نیست ، فقیه واجد شرایط را انتخاب نکند و به وی مراجعه ننماید ، اعمال دینی او چگونه خواهد بود ؟

طبق نظر حضرت امام خمینی (ره) در مسأله ی 14 در صورتی اعمال دینی او صحیح است که :

الف:بفهمد به وظیفه ی واقعی خود رفتار کرده است.

ب:یاعمل او با فتوای مجتهدی که وظیفه اش تقلید از او بوده یا با فتوای مجتهدی که فعلاً بایداز اوتقلید کند مطابق باشد.

ج:یا عمل را طوری انجام داده باشد که از کفته ی آنان به احتیاط نزدیکتر باشد.

2-ایا شما مرجع تقلید خود را تعیین کرده اید ؟از چه طریقی؟

بلی به وسیله ی تحقیق و پرس و جو از علما و کسانی که توانایی شناخت مرجع تقلید را دارند.

اندیشه و تحقیق

1-دو پیام اصلی این درس کدامند ؟

الف: مرجعیت عملی در غیبت کبری در شکل مرجعیت فقیه ادامه می یا بد .

ب: حکومت اسلامی در غیبت کبری در چهار چوب ولایت فقیه استمرار پیدا می کند .

2-راه بهره مندی از نور ولایت الهی و خروج از ظلمت ها به نور در زمان غیبت چیست ؟

استفاده از ولایت معنوی امام زمان (عج) نیازمند حضور اشکار امام نیست لذا هر انسانی با ایمان به خدا و اطاعت خالصانه از او و با شناخت امام زمان (عج) و اظهار ارادات وعلاقه و عشق و محبت به ان حضرت می تواند از ولایت معنوی ان حضرت بهره مند گردد.                                        وبا پیروی از ولی فقیه از ولایت ظاهری هم بهره مند می شود . در این حالت است که خداوند او را از ظلمات به سوی نور هدایت می کند.

3-مقصود از ((تقلید)) در احکام دینی چیست ؟

فقیهان با تفکر در آیات و روایات و با کمک گرفتن از موازین دقیق عقل ،احکام را به دست می آورند و در اختیار مردم قرار می دهند .کسانی هم که خود در احکام دین متخصص نیستند به این متخصصان مراجعه می کنند تا اعمال آنان موافق موازین دین باشد .به این مراجعه پیروی یا تقلید می گویند .پس تقلید در این جا به معنای رجوع به متخصص است.

4-تقلید برای چه کسانی لازم است و شامل چه زمینه هایی می شود ؟

برای تمام مکلّفین اعم از مرد و زن که در احکام دینی متخصص نیستند و به احتیاط هم نمی توانند عمل کنند لازم است از یک مرجع تقلید واجد شرایط تقلید کنند.تقلید فقط در فروع دین یا احکام عملی جایز است و در اصول دین تقلید جایز نیست.

5-چرا باید مرجع ((عادل)) و((زمان شناس )) باشد؟

مرجع تقلید باید عادل باشد تا در استخراج احکام شرعی از منابع معتبر آن هوای نفس خود را دخالت ندهد و احکام الهی را کم و زیاد نکند و همچنین مرجع تقلید باید زمان شناس باشد تا بتواند احکام دین را متناسب با نیازهای روز استخراج کند .

درس12

تطبیق

اصل107 قانون اساسی را که مربوط به انتخاب رهبر هست، مطالعه کنید و چگونگی انتخاب ولی فقیه را توضیح دهید

با توجه به این که تشخیص فقیهی که واجد شرایط رهبری باشد از عهده ی عموم مردم که فقیه نیستند خارج است لذا مردم به نمایندگی از طرف خودشان فقیهایی را با شرکت در انتخابات مجلس خبرگان انتخاب می کنند .

فقهای منتخب از سوی مردم در مجلس خبرگان جمع می شوند و بررسی های دقیق را انجام می دهند .سپس یکی از فقهایی را که واجد شرایط می باشد ، کشف و آن را برای مردم معرفی می کنند.باید توجه داشت که نمایندگان مجلس خبرگان نه ولی فقیه را نصب و نه او را عزل می کنند بلکه با بررسی شرایط ولی فقیه ، کشف می کنند که وی  ولی فقیه می باشد .همین طور بر کار ولی فقیه نظارت می کنند و اگر او فاقد یکی از شرایط لازم برای رهبری باشد در این صورت خود به خود از مقام ولایت فقیهی منعزل می شود و نمایندگان خبرگان در اینجا اعلام می دارند که وی از آن مقام منعزل شده است و باید فرد دیگری را انتخاب نمایند.

تفکیک

در ادامه بخش هایی از نامه ی امام علی (ع) را که در آن ها همراه با هر فرمان علت آن هم ذکر شده است،می خوانید .با تأمل در این بخش ها ، هر فرمان را از علت آن تفکیک کنید .

1-(دل خویش را در هاله ای از مهربانی نسبت به شهروندانت قرار بده و با همه دوست و مهربان باش،= فرمان) (چرا که مردم دو دسته اند ،دسته ای برادر دینی تو و دسته ای دیگر در آفرینش هما نند تواند.=علت)

2-(اگربا مقام و قدرتی که داری دچار تکّبر یا خود بزرگ بینی شدی به بزرگی حکومت خداوند که برتر از توست ،بنگر.=فرمان)(این کار تو را از آن سرکشی نجات می دهد .تند روی تو را فرو می نشاند و عقلت را به جایگاه اصلی باز می گرداند .= علت )

3-(دوست داشتنی ترین چیز ها نزد تو ،آن چیزی باشد که در حق میانه ترین ،در عدل شامل ترین و در جلب خشنودی مردم فراگیرترین است،=فرمان)(زیرا خشم عمومی مردم ،خشنودی خواص و نزدیکان را از بین می برد و رضایت عمومی ،خشم خواص را بی اثر می کند .=علت)

4-(شهروندانی را که اهل عیب جویی از دیگران اند ،ازخود دور کن ،=فرمان)(زیرا مردم عیب ها یی دارند که مدیر و رهبر جامعه باید بیش تر از همه در پنهان کردن آن ها بکوشد.=علت)

5-(در قبول و تصدیق سخن چین شتاب مکن ؛=فرمان )(زیرا سخن چین در لباس ظاهر می شود ،اما خیانتکاراست.=علت)

6-(با ترسو مشورت نکن = فرمان )(که در انجام دادن کارها روحیه ی تو را سست می کند .=علت )

7-(هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشد ؛=فرمان)(زیرا در این صورت ،نیکوکاران به کار خیر بی رغبت و بدکاران به کار بد تشویق می شوند.=علت)

8-(خدا را خدا را ! در خصوص طبقات محروم...برای خدا پاسدار حقی باش که خدا برای آنان معین فرموده است...مبادا دل مشغولی های حکومت تو را از رسیدگی به آنان باز دارد که هرگز کارهای فراوان و مهم ،عذری برای ترک مسئولیت های دیگر نخواهد بود...برای این گروه ،عده ای از افراد مورد اطمینان و خدا ترس و متواضع را انتخاب کن تا در باره ی وضع آن ها تحقیق کنند و به تو گزارش دهند.سپس،برای رفع مشکلات آن ها به گونه ای عمل کن که در پیشگاه خدا معذور باشی؛=فرمان)(زیرا این گروه از شهروندان بیش تر از دیگران به عدالت نیازمندند.=علت)

ذکر نمونه ها

1-با گفت وگو و هم اندیشی ،نمونه هایی از مسئولیت مردم نسبت به حکومت اسلامی را بیان کنید .

1-حضرت علی (ع) در خطبه ی 34 نهج البلاغه مسئولیت مردم نسبت به حکومت اسلامی را چنین بیان فرموده است:اما حق من بر شما این است که شما به بیعت خود وفا کنید و مرا در پنهان و اشکار نصیحت و یاری کنید و هنگامی که شما را خواند اجابت کنید و هنگامی که فرمان دادم اطاعت نمایید.

اندیشه و تحقیق

1-انتخاب ولیّ فقیه در کشور ما چگونه انجام می گیرد و مردم از چه طریقی در انتخابات ایشان دخالت دارند؟

در کشور ولیّ فقیه به طور غیر مستقیم از سوی مردم انتخاب می شود .بدین صورت که مردم با شرکت در انتخابات مجلس خبرگان فقهایی را از  طرف خود به نمایند گی مجلس خبرگان انتخاب می کنند و نمایندگان مردم هم ولیّ فقیه را انتخاب و به مردم معرفی می کنند .

2-تفاوت های اصلی نظام اسلام با سایر حکومت های دمکراتیک را بر شمرید .

در نظام اسلامی ،حکومت بر اساس اسلام و قوانین اسلامی اداره می شود و ولی فقیه در واقع مجری احکام اسلامی است و ولی در حکومت های دمکراتیک  ابتدا فرض کردند دین نباید در عرصه ی مسائل حکومتی و سیاسی دخالت کند آن گاه ناچار شدند حکومت را به دست مردم بسپارند تا گرفتار دیکتاتوری نشوند البته طبیعی است که مسیحیت تحریف یافته ،کار آیی و قابلیت آن را ندارد که در تمام جنبه های زندگی انسان به ویژه در زندگی اجتماعی نقش داشته باشد و قانون گذاری نمایند. امّاهرگزاسلام همچون مسیحیت نیست .بدون تردید اسلام به تمام جنبه های زندگی بشر عنایت دارد و متن قرآن و سنت پیامبر (ع) وسیره ی ائمه اطهار (ع) سرشار از دستورات اجتماعی و حکومتی است . آیا چنین اسلامی به اجازه می دهد فقط در مسائل فردی ،بنده ی خدا باشیم و در مسائل اجتماعی بنده ی مردم؟!

3-چگونه حکومت اسلامی ایران می تواند زمینه ساز حکومت حضرت مهدی (عج) باشد؟

تشکیل حکومت اسلامی در ایران در عصر غیبت به معنای ارائه ی یک الگو از حاکمیت دینداران است که با الهام از تعالیم انبیاء برای خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت انسان ها تلاش می کنند. در این حکومت ،زمینه ی عبودیت معنویت خواهی ،برابری و عدالت ،به همراه توسعه و سازندگی کشور و رفاه و اسایش عمومی فراهم می آید. با این حگومت عطر معنویت و عدالت در جهان گسترده می شود و دینداران و حق طلبان جهان امیدوار به تجدید حیات  فضائل اخلاقی و کرامت های انسانی می شوند و جهانیان آماده ی ظهور موعود جهانی خواهند شد.

درس 13

نمونه یابی

تقابل میان این دو دسته تمایلات یا این دو ((خود))،همواره در زندگی ما رخ می دهد .چند مورد از آن را ذکر کنید.

مانند آن که انسان هنگام گناه خود را بر سر دو راهی می بیند که آیا با خداوند مخالفت کرده و گناه کند یا از لذت خود بگذرد و خدا را از خود خشنود کند و مانند آنکه هنگام سختی نظیر فقر و قحطی و جنگ دیگران را بر خود مقدم کند و با ایثار و فداکاری انسانیت را بر خود مقدم نماید و مانند آن که هنگامی که عقل او حکم می کند عمل صحیحی را انجام دهد ولی دلش او را به ضد آن می خواند امّا او خود عالی یعنی عقل را بر خود دانی یعنی خواهش دل مقدم نماید.

تفکر در آیات

1-از یاد بردن خود چه معنایی دارد و شامل کدام((خود)) می شود؟

از یاد بردن خود یعنی آنکه انسان ارزشهای انسانی وهویت بشری و کمالات اخلاقی را فراموش کند و دیگر به آن ها عمل ننماید .گویا اصلاُ دارای چنین صفات برجسته ی انسانی نیست . بنابر این آن((خودی)) که در آیه ی شریفه مورد نظر است ((خود عالی ))است و در حقیقت آیه ی شریفه می فر ماید:ارزشهای انسانی و کمالات اخلاقی را که خدهوند در رأس آنها قرار دارد،فراموش نکنید.

2-علت از یاد بردن خود چیست؟چرا؟

علت از یاد بردن خود این است که انسان در اثر مسامحه وبی مبالاتی نسبت به ارزش های انسانی خود تدریجاًنسبت به آن ها سست می شود و در اثر تکرار این سستی ها به مرور زمان دچار فراموشی از ((خود))و از کمالات اخلاقی می گردد.بنابر این هرچه فرد به کمالات انسانی یعنی ((خود عالی))عمل کند ،کامل تر می شود و هر چه در عمل به آن ها کوتاهی کند گرفتار فراموشی از خود و خدا می گردد.

پیام احادیث

پیشوایان ما مظهر کرامت نفس اند و در باره ی آن سخنان بسیار عمیق وزیبایی دارند. در این سخنان تأمل کنید وبه سؤالات پاسخ دهید.

الف:از امام سجاد (ع) پرسیدند :از همه ی مردم گرامی تر کیست؟

فرمود:آن کس که تمام دنیا را با قدر و شأن خود برابر نمی کند .

ب:امام علی (ع)آن کس که خود را گرامی بدارد،شهوت ها در نزد او حقیر وپست می شوند.

ج:امام علی (ع) :مردم دنیا دو دسته اند :یک دسته به بازار جهان می آیند و خود را می فروشند و برده می سازند .دسته دیگر نیز در این بازار خود را می خرند و آزاد می کنند.

د:امام علی (ع) خطاب به فرزندش امام حسن (ع):نفس خود را در برابر هر پستی گرامی و برتر بدار ،گر چه منفعت فراوانی داشته باشد؛زیرا با از دست رفتن بخشی از کرامت خود ،چیزی به دست نمی آوری.

ه: امام صادق علیه السلام؛ بهای نفس گران قدر و با ارزشخود رافقط خدا خود می دانم، زیرا در میان مخلوقات، موجودی نیست که قسمت نفس مرا داشته باشد.

1-آیا با از دست دادن کرامت می توان چیزی در خور بدست آورد؟

با توجه به سخن حضرت علی علیه السلام ، با از دست دادن کرامت خود چیزی به دست نمی آید زیرا هر چه ازلذ ّات زود گذر مادی هم حاصل شود با ارزش والای کرامت نفس از دست رفته قابل مقایسه نیست.

2- مقصود از فرو ریختن و خریدن خود در بازار دنیا چیست؟

مقصود این است که عده ای خود عالی را به خواهش های زود گذر نفسانی و شهوات لذات مادی فانی می فروشند و خود را برده این امور می سازند و برخی با صبر و مقاومت و توکل به خدا در مقابل خواهش های نفسانی مقاومت میکنند و خود عالی را از آلودگی مصون نگه می دارند. اینها در واقع آزاد مردند.

3- چگونه می توان در مقابل شهوت ایستادگی کرد؟

کسی که پی به ارزس وجودی خودش برده باشد به راحتی می تواند در مقابل شهوت که در واقع باعث آلودگی خود عالی می شود مقاومت می کند. مانند کسی که اگر دُرّ گران قیمتی داشته باشد در نگه داری آن بیشتر دقت می کند.

4- کسی که دنیا را هم قدر خود نمی داند، از چه خصلتی در وجود خود خبر می دهد؟

چنین شخصی به فرموده ی امام سجاد (ع) از همه ی مردم گرامی تر است و از کرامت نفس بسیار بالایی بر خور دار است.

5- کسی که خداوند را بهای نفس خود می داند، چه دریافتی از خود داشته است؟

چنین شخصی از چنان کرامت نفسی بر خوردار است که در میان مخلوقات، موجودی را نیافته است که قیمت نفس او را داشته باشد.

اندیشه و تحقیق

1-میان کرامت نفس و گناه چه رابطه ای وجود دارد؟ چرا؟

کرامت نفس یعنی بزرگواری و عزت و عظمت، و گناه یعنی حقارت و پستی. بنابراین کرامت با گناه رابطه ی ضدیّت و تقابل دارند. یعنی رابطه ی سلب و ایجاب، زیرا کرامت نفس عمل به خوبی خا و نیکی هاست و گناه ترک خوبی ها و نیکی ها

2- آیا می توان مسؤلیّت انجام دادن گناه را از دوش خود بر داشت و به عوامل پیروزی منتقل کرد؟

هیچ گاه نباید انسان خود را در برابر گناهی که انجام می دهد غیر مسئول بداند، زیرا انسان هنگام انجام عمل زشت ابتدا خود را در برابر خواهش های دل خود تسلیم می کند و تحقیر می نماید. آنگاه اقدام به گناه می کند. بنابر این انسان در تمام حالات اختیار داشته و می توانسته گناه را انجام ندهد و چون با اختیار خود گناه را مرتکب شده است باید مسئولیت آن را بپذیرد.

3- با توجه به این که ایه ی 10 سوره ی فاطر خداوند را صاحب عزّت معرفی می کند ،راه بهره مندی از عزّت الهی چیست؟

راه بهره مندی از عزّت الهی این است که انسان به سوی خدا برود و با انجام فرامین الهی و دستورات دینی به خداوند تقرّب پیدا کند.هرچه انسان به خدا نزدیک تر شود به همان اندازه از عزّت الهی بهره مند می گردد.

4-ایا انسان صاحب کرامت به پیمان شکنی دست می زند؟

انسان صاحب کرامت کسی است که هرگز دست به اعمال زشت نمی زند و از آن جا که پیمان شکنی از بدترین اعمال زشت است،هیچگاه انسان صاحب کرامت اقدام به آن نمی نماید.

درس14

پیام آیات

در آیه های ابتدای درس بیندیشید و پیام هایی که نشان دهنده ی یکسانی مقام ومنزلت انسانی زن و مرد است.استخراج کنید.

این آیات شریفه،مردان و زنان را در صفات زیر برابر و یکسان دانسته است.

در مسلمان بودن،در ایمان به خداوند داشتن ، در فرمانبرداری و اطاعت از خداوند ، در صداقت و راستگویی،در صبر و بردباری ،درتواضع و فروتنی ،در انفاق و صدقه دادن ،در روزه داری ،در پاک دامنی و حفظ نفس ،در ذکرویاد خدا ،در بهره مندی از آمرزش و پاداش الهی ، در انجام عمل نیک و صالح و پسندیده ،در بهره مندی از حیات و زندگانی پاک و پاکیزه ،در بهره مندی در پاداش هایی بهتر از اعمال نیک خود

اندیشه و تحقیق

1-چگونه می توان خانواده را به عامل گسترش مهربانی ودوستی در جامعه تبدیل کرد؟

زمانی خانواده به عامل گسترش مهربانی و دوستی در جامعه تبدیل می کردد که زن و مرد بدانند خانواده و تشکیل آن برای رفع نیاز های جنسی و روانی آن ها بوده است و تنها از طریق همسر و فرزندان است که فرد را می تواند دارای سکونت و ارامش روحی و روانی گردد و تنها از طریق آنهاست که انسان می تواند به اولین علت دوستی و مهربانی دست یابد. بنابر این با توجه زن و مرد به اساس و علت های تشکیل خانواده وتوجه آنان به انجام میئولیت های خود در قبال خانواده به طور طبیعی محبت و مهربانی در جامعه گسترش می یابد.

2- وقتی می گوئیم باید خانوتده را اصل قرار داد و سایر تصمیم ها را با آن تنظیم کرد، منظور چیست؟

مراد از این که خانواده اصل و اساس است این است که نخستین علت های تشکیل جامعه و اداره آن در تشکیل خانواده است. لذا باید برای انجام هر امری ابتدا خانواده را در نظر گرفت و آن را مطابق صحیح ترین قوانین و قواعد علمی و دینی اداره نمود. سپس بر اساس آن اداره ی جامعه را استوار کرد. مانند آن که یک مؤسسه ی تحقیقاتی زمانی رشد می کند که یک مدیر مدبّر و دارای صفات انسانی خوب داشته باشد و مدیر مدبّر زمانی چنین خواهد بود که از محبت و نیازهای جنسی و ر وحی و روانی برخوردار باشد و محبت و نیازهای جنسی و روحی زمانی است که فرد یا دارای پدر و مادر و خانواده ی خوب باشد و یا دارای همسر و فرزندان نیکو و مهربان و نیز مانند آنکه یک مخترع همگانی موفق به اختراعات مفید می شود که از جهت خانواده کمبود عاطفی و غریزی نداشته باشد و یا نظیر دکتر و طبیبی که هنگام جراحی دچار اضطراب فکری و روحی نباشد و ....

3- چرا می گوییم خانواده یک نهاد طبیعی و متفاوت با سایر نهاد های اجتماعی است؟

هیچگاه خانواده بنگاه تجاری و یا آزمایشگاه برای تحقیقات علمی نیست. زیرا هر فردی چه تاجر و چه عالم و چه جاهل و چه محقق و ... به سوی ازدواج و تشکیل خانواده کشیده نمی شود،بلکه آن چه فرد را به ازدواج می خواند نیاز جنسی و احتیاج او به اُنس و الفت و آرامش است. به همین خاطر می بینیم تمامی مردم از هر طبقه و فرعی که هستند بدون در نظر گرفتن هر نوع سود و منفعتی ازدواج می کنند حتی اگر برای آن ها ضرر اقتصادی و یا علمی و.... داشته باشد.

درس15

تعیین هد ف

با توجّه به آموخته های درس قبل ،در باره ی این موضوع اندیشه کنید و ابتدا اهداف مناسب برای ازدواج را تعیین کنید ،سپس،این اهداف را درجه بندی کرده هدف برتر را مشخص کنید.

ازدواج از بزرگ ترین و زیبا ترین نعمت های خداوند است و طبیعی ترین و سالم ترین راه برای رسیدن به هدف های فردی و اجتماعی است. بنابر این اولین هدف از ازدواج این است که فرد از طریق سالم ترین راه به بر طرف کردن نیاز جنسی و روحی اش دست یابد.

دوم اینکه از طریق ازدواج بتواند خداوند را بهتر بشناسد و بندگی نماید.

سوم اینکه از طریق به جامعه ی خود بهتر خد مت نماید.

چهارم اینکه با تشکیل خانواده و به دست آوردن فرزند خود را کامل تر کرده و جاودان کند.

و پنجم :بهره مندی از پشتوانه ای است در بر خورد و مقابله با مشکلات و....

تعیین اولویت

مهم ترین معیارهای همسر شایسته را با استفاده از رهنمود های پیشوایان دین می توان استخراج کرد. از نظر شما کدام معیار بر دیگر معیار ها اولویت دارد؟معیار ها را بر اساس میزان اهمیت ،مرتب کنید.

اصالت خانوادگی ، ایمان و اعتقاد به خداوند و دستورات او ، قدرت اداره ی زندگی و تدبیر آن، سلامت جسمی و فکری ، عقل و درایت (فهیم بودن)، علم و دانش ، ثروت و دارایی، با محبّت بودن ، غیور بودن،محبّت به اهل بیت ، زیبایی و مورد پسند بودن، خوش سابقه بودن در اخلاق، قناعت در بهره مندی مال و ثروت، اهل کار و تلاش بودن

1-            ایمان و اعتقاد به خداوند و دستورات او

2-            محبّت به اهل بیت

3-            سلامت جسمی و فکری

4-            با محبّت بودن

5-            عقل و درایت (فهیم بودن)

6-            زیبایی و مورد پسند بودن

7-            علم و دانش

8-            خوش سابقه بودن در اخلاق

9-            ، قناعت در بهره مندی مال و ثروت

10-    اهل کار و تلاش بودن

11-    قدرت اداره ی زندگی و تدبیر آن

12-    ثروت و دارایی

بررسی

هر یک از راه های فوق را بررسی کنید و بگویید که هر کدام از این راه ها چگونه در تشخیص همسر آینده به ما کمک می کند

1-تحقیق در باره ی خانواده ی همسر این امکان را می دهد که شخص از اصالت خانوادگی ، میزان پایبندی به موازین ÷شرعی ،اخلاقی و رفتار اجتماعی خانواده ی همسر اینده اش تا حدودی اطلاع پیدا کند.

2-شناخت دوستان همسر و معاشرین او این نتیجه را می دهد  که او چه چیزهایی را دوست دارد و می پسند د. زیرا انتخاب دوست فقط از این جهت است که او هدف و مرام مشترک با دوست خود دارد.

3-تحقیق در روحیّات و خلقیّات همسر شناخت انسان را در باره ی او زیاد می کند و این امکان را به فرد می دهد کهد اولاً بفهمد با چه کسی می خواهد زندگی کند و ثانیاً از ابتدا راه های مناسب با بر خورد با آن ها را جستجو نماید.

4-معاشرت خانواده ها با یکدیگر اثبات می کند که آیا دو خانواده ی همسر با هم اشتراک فکری و روحی دارند و آیا می توانند نیازها و مشکلات یکدیگر را درک نمایند یا خیر.

5-مشورت با افراد قابل اعتماد و کار دان از بهترین راه های تحقیق است و می تواند به همسر این امکان را بدهد که از تحقیقات خود نتیجه ی صحیح را بگیرد و بتواند زندگی آینده ی خود را بر اساس صحیح استوار کند.

6-گفت و گو با یکدیگر نیز به نوبه ی خود مفید است و آن چه که در اعمال و رفتار روشن نشده را آشکار می سازد.بنابر این گفتگوی حضوری هم گاه به مقدار بسیار زیادی نتیجه بخش خواهد بود.

راه حل

با توجّه به مشکلات یاد شده ،برای این که ازدواج در زمان مناسب خود انجام شود و تأخیر آن به حداقل برسد.راه حل های پیشنهادی شما برای گروه های زیر چیست؟

1-مسئولان جامعه

اگرمسئولان جامعه دو مشکل اساسی ازدواج را از پیش پای جوانان بر دارند ،قطعاُ اکثر جوانان در زمان مناسب نسبت به ازدواج اقدام می کنند و آن دو مشکل ،مسکن و اشتغال است.

2-پدرها و مادر ها

پدر ها و مادرها اولاٌ :برخی از آداب و رسوم غلطی که پیشینیان پایه گذاری کرده اند کنار بگذارند و از سختگیری های بی مورد بپرهیزند و توجّه داشته باشند که آیا خودشان موقع ازدواج صاحب خانه ،ماشین و...بودند یا به تدریج همه ی اینها را فراهم آورند.

3-دختران و پسران

دختران و پسران باید سطح توقعات خود را به حداقل ممکن برسانند و توجّه داشته باشند که حضرت علی (ع)وحضرت فاطمه (ع)با آن عظمت چگونه زندگی مشترک را آغاز نمودند وآنچه  مهم است داشتن صدق و صفا و محبت و یک دلی و یک رنگی است و اساس خانواده بر همین استوار است نه به امور مادی.

اندیشه و تحقیق

1-اهداف اصلی ما از زندگی مشترک و تشکیل خانواده چیست؟

یکی از گرایش های فطری در انسان ،گرایش به تشکیل خانواده است. زندگی خانوادگی بشر صد در صد طبیعی است نه قرار دادی یعنی در آفرینش انسان تدابیری به کار رفته است که طبیعتاٌ به سوی تشکیل کانون خانوادگی و داشتن فرزند گرایش دارد. با این مقدمه می توان گفت که اهداف اصلی از زندگی مشترک و تشکیل خانواده، دوری از گناه و ارضای میل جنسی از راه طبیعی و سالم ،بقای نسل و تربیت نسل جدید،داشتن آرامش روحی و روانی و در سایه ی آن شکوفایی استعدادهای درونی نیز از اهداف اصلی تشکیل خانواده است. اینها اهداف اولیه ی تشکیل خانواده است و پس از تشکیل آن  کار کردهای مهم و حیاتی دیگری برای خانواده ایجاد می شود که پی جویی آن ها را به کتب مربوطه ارجاع می دهیم.

2-ویژگی های همسر مناسب کدام است؟

ویژگی های مشترک که در 172 کتاب درسی در جدول تنظیم معیارهای همسر شایسته آمده است. اما ویژگی های اختصاصی به شرح زیر می باشد:

الف )زن:عفت ،پاکدامنی،رازداری،قناعت،جمال،اهمیّت به تربیت فرزندان صحیح خانواده،مراعات حقوق همسر و...

ب)شوهر:خوش خلق،اهل کار و تلاش،خانواده دوست،اهمیّت به مدیریت

3-اگر فاصله ی بین بلوغ طبیعی و ازدواج طولانی شود، چه  مشکلاتی پیش می آید؟

در این صورت نیروی جوانی و شور و نشاط ان ها رو به ضعف و سستی می نهد و بنیاد چنین خانواده ای سست بوده و هر لحظه با احتمال ازپاشیدگی روبرو می باشد. در چنین خانواده ای نسبت به تربیت فرزندان که نسل های آینده هستند بی توجهی می شود و با کمبود عواطف در خانواده ها، عواطف اجتماع نیز کاهش می یابد و این امر روابط افراد در جامعه را خشک و بی روح می کند.

درس16

با توجّه به این که دامان مادر مهد اصلی تربیت فرزند است،بررسی کنید:

1-در چه مواردی باید از مراکز عمومی تربیت کودک استفاده کرد؟

در مواقع ضروری که امکان نگهداری کودک نزد مادر یا پدر وجود نداشته باشد.

2- چه تفاوتی میان تربیت این گونه مراکز و تربیت مادر وجود دارد؟

هیچ وقت ارتباط عاطفی گه بین مادر وفرزند وجود دارد نمی تواند بین مربیان مراکز عمومی و کودکان برقرار شود.بوسه ای گه مادر بر گونه ی فرزند می زند در واقع تزریق محبّت به فرزند است. که به فرزند آرامش روحی وروانی می دهد.

شناسایی عوامل

موقعیت کنونی خانواده ها را بررسی کنید و عواملی را که سبب دوری یا نزدیکی آن ها به اهداف بالا می شوند،برشمرید.

1-عوامل مربوط به درون خانواده

عوامل درونی مانند وجود انس و الفت و صفا و صمیمیّت و ایثار و گذشت و فداکاری و محبّت بین پدر ومادر-احترام متقابل پدر و مادر و پرهیز از نزاع و مشاجره انجام به موقع فرایض دینی و اهمّیّت دادن به آن ها مشورت خواهی از فرزندان و شخصیت دادن به آن ها مهر و محبّت نسبت به فرزندان اطلاع از وضعیت تحصیلی فرزندان

2-عوامل مربوط به بیرون خانواده

عوامل بیرونی مانند محیط و محلی که خانواده در آن زندگی می کند ارتباطات خانوادگی با خویشاوندان و دوستان رادیوو تلویزیون و....همه از  عواملی هستند که می توانند سبب دوری یا نزدیکی والدین به اهداف ذکر شده بشوند.

پیام آیات

پس از مطالعه ی آیات ابتدای درس وظایفی را که برای فرزندان بیان شده است،استخراج کنید.

1-احسان و نیکو کاری نسبت به والدین

2-شکر نعمت هایی که خداوند به فرزند و پدر و مادرش داده است.

3-مورد مهر و محبّت قرار دادن والدین به خصوص در سنین پیری

4-دعای خیربرای والدین در حیات وپس از مرگ آن ها

    منبع downloadkitab.blogsky.com  

20 نکته در مورد یادگیری دین و زندگی

20 نکته در مورد یادگیری دین و زندگی




1- درس دین و زندگی به دلیل اهمیت و جایگاه آن از غنای مفهومی زیادی برخوردار است. در برخورد با این درس، با توجه به نگارش جدید این کتاب بخاطر داشته باشید که اساس این کتاب بر فعالیت یادگیرنده بنا نهاده شده، بنابراین باید به شکلی کاملاً فعالانه درگیر یادگیری مباحث مختلف آن شوید و نسبت به بخشهای مختلف آن فعالیتهای متفاوتی را باید ابراز نمایید.
2- در درجه اول و بر اساس اصلی ترین رویکرد جمع بندی، یادتان باشد که محورها و بخشهای مختلف کتاب را دسته بندی نمایید تا کار یادگیری آن برایتان ساده تر شود. به عنوان مثال می توانید نیازها را به شکل زیر دسته بندی نمایید.

انواع نیازهای معنوی انسان

درک هدف زندگی

درک درست از آینده خویش

امنیت خاطر و شادکامی در زندگی

نیاز به تعالی، رشد و بالندگی

نیاز به زندگی در جامعه ای عدالت جو

نیاز به کشف راه درست زندگی


انواع نیازهای معنوی انسان :
- درک هدف زندگی
- درک درست از آینده خویش
- امنیت خاطر و شادکامی در زندگی
- نیاز به تعالی، رشد و بالندگی
- نیاز به زندگی در جامعه ای عدالت جو
- نیاز به کشف راه درست زندگی
3- در بخش اندیشه و تحقیق کتاب دین و زندگی، خودتان باید نسبت به فراهم ساختن پاسخهایی برای پرسشها اقدام کنید. هرگز برای برخورد با این بخش از کتاب، به پاسخهای دوستانتان و یا احتمالاً کتابهای کمک درسی اعتماد و تکیه نکنید. بهتر است این پاسخها را شخصاً خودتان تدارک دیده و بعد در بحث و گفتگو با سایر دوستان و همکلاسیها و یا دبیر مربوطه آن را اصلاح یا مورد نقد و بررسی قرار دهید. به این ترتیب هرگز آموخته هایتان را از یاد نخواهید برد و همواره بر مباحث مورد نظر تسلط کافی خواهید داشت.
4- یکی از شیوه های جمع بندی مطالب در درس دین و زندگی آن است که از جدول بندی اطلاعات موجود استفاده کنیم. مثلاً انواع جدولهایی که تحت عنوان کشف رابطه، تطبیق بین آیات با مفاهیم و پیامهایی که دارد و یا سایر جدولها می توانیم برای جمع بندی آموخته هایمان استفاده کنیم. اما یادمان باشد که خلاقیت در طراحی جدولهای تازه می تواند در یادگیریمان بسیار مؤثر باشد.
5- یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب جدید التالیف دین و زندگی استفاده از قالبهایی بدیع، نو و ابتکاری در انتقال مطالب است. به عنوان مثال استفاده از نمودار (مشابه نمودار ص 13 دین و زندگی سال سوم) به حفظ و ماندگاری اطلاعات در ذهن بسیار کمک می کند. از جمله مواردی که حتماً باید به آن بپردازیم استفاده از این روش در خلاصه کردن و جمع بندی موارد آموخته شده است.
6- یکی از راههای یادگیری احادیث و روایات مندرج در کتاب دین و زندگی آن است که این احادیث و روایات بصورت یک بسته آموزشی جدا مورد یادگیری و حفظ کردن واقع شود برای این منظور می توانید کلیه احادیث و روایات را در یک یا چند صفحه جداگانه نوشته و آنها را بخوانید و حفظ کنید.
7- یکی دیگر از راههای یادگیری و حفظ احادیث و روایات کتاب این است که کلیه روایات و احادیث مربوطه به هر یک از معصومین (ع) را در یک صفحه جداگانه بنویسید و سپس آنها را بخوانید و حفظ کنید.مثلاً کلیه احادیث مربوط به حضرت علی (ع) در یک صفحه و احادیث مربوط به امام جعفر صادق (ع) در یک صفحه دیگر و به همین ترتیب سایر معصومین را می توان دسته بندی کرد. این روش به شما امکان می دهد که اطلاعات مربوط به این احادیث را دسته بندی کرده و از پراکندگی ذهن تان پیشگیری کنید.
8- راه دیگری که برای یادگرفتن و حفظ کردن احادیث و روایات کتاب دین و زندگی وجود دارد، دسته بندی کردن این احادیث بر اساس موضوع می باشد. مثلاً کلیه احادیث و روایاتی که در مورد اهمیت و ضرورت دانش اندوختن است در یک صفحه و کلیه احادیث و روایاتی که توصیه به تفکر و تدبر می کنند را در صفحه ای دیگر و به همین ترتیب می توانیم به نوعی دسته بندی موضوعی از احادیث و روایات برسیم.
9- احادیث و روایات دسته بندی شده را می توانیم بصورت جدولهای خاصی درآورده و کار یادگیری و حفظ آنها را برخورد آسانتر کنیم. به عنوان مثال به جدولهای زیر دقت کنید.
جدول احادیث مربوط به امام محمد باقر (ع)

ردیف

متن حدیث

ترجمه حدیث

محور اصلی حدیث

صفحه

عنوان درس

1

 

 

 

 

 

2

 

 

 

 

 

3

 

 

 

 

 

4

 

 

 

 

 


همانگونه که ملاحظه می فرمایید این الگو می تواند به عنوان یک الگو برای دسته بندی کردن احادیث و روایات بر اساس نام معصومین (ع) مورد استفاده واقع شود.
احادیث مربوط به ضرورت کسب دانش

ردیف

نام معصوم (ع)

متن حدیث

ترجمه حدیث

مفهوم یا مفاهیم کلیدی حدیث

1

 

 

 

 

2

 

 

 

 

3

 

 

 

 

4

 

 

 

 

5

 

 

 

 


این الگو بالا نیز بر اساس درس های کتاب طراحی شده است. آیا شما می توانید به الگوهای تازه تری برسید؟ کمی اندیشیدن می تواند راهگشای خوبی برای شما در این مورد باشد.
10- آیات قرآن، یکی دیگر از بخشهای کتاب دین و زندگی است. آیاتی که با الهام گرفتن از آنها کل کتاب طراحی و تالیف شده است. برای آموختن این بخش از کتاب در درجه اول سعی کنید روانخوانی آیات الهی را بیاموزید که این روانخوانی بسیار در یادگیری شما مؤثر و مفید خواهد بود.
11- آیات مربوط به هر درس را کاملاً در ارتباط با متن کتاب بفهمید و بیاموزید. به همین منظور بخش تطبیق مفاهیم با آیات الهی در کتاب درسی گنجانده شده است. این بخش را به دقت مطالعه کنید و نسبت به جزئیات آن کاملاً بیاندیشید و آن را خلاصه نویسی کنید.
12- یکی از جلوه های زیبای کتاب دین و زندگی تلفیق ادبیات و دین است. برای پوشش کامل دادن به اهداف آموزشی کتاب سعی کنید اشعار متن کتاب را بخوانید، آنها را دقیق و کامل بفهمید و سپس ارتباط آنها را با مفاهیم قرآنی بیابید این ارتباط را حفظ کنید.
13- برای درک ارتباط بین اشعار موجود در متن کتاب و ارتباط آن با مفاهیم قرآنی می توانید از الگوی زیر استفاده کنید.
جدول ارتباط بین آیات و ابیات

ردیف

ابیات

آیات

1

سراینده

شعر

معنی

آیه

معنی

2

 

 

 

 

 

3

 

 

 

 

 

4

 

 

 

 

 


14- یکی دیگر از تکنیک هایی که می تواند به یادگیری هر چه بهتر محتوای دروس دین و زندگی در ارتباط با آیات قرآنی بیانجامد تفکیک آیات قرآنی و استفاده از تکنیک جدول سازی است. به عنوان مثال می توان از جدولهای مشابه جداول زیر استفاده کرد.
$ آیات مربوط به درس...

ویژگی←

متن آیه

ترجمه

مفهوم اصلی آیه

پیام آیه

آدرس آیه

ردیف↓

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


این الگو برای یادگیری آیات موجود در کتاب بصورت درس به درس توصیه می شود.
آیات مربوط به موضوع

ویژگی←

متن آیه

ترجمه

مفهوم اصلی آیه

پیام آیه

آدرس آیه

ردیف↓

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


این الگو برای یادگیری و جمع بندی آیات موجود در کتاب بصورت موضوعی توصیه می شود.
15- یکی دیگر از تکنیک هایی که می تواند به جمع بندی مؤثر مباحث دین و زندگی منتهی شود. دسته بندی گفته های بزرگان است. افرادی چون اینشتن، هانری کربن، گوستاو لوبون و... برای این منظور استفاده از جدولهای موضوعی به شکل زیر می تواند راهگشای خوبی برای یادگیری و حفظ کردن مطالب کتاب باشد.
جدول گفته های بزرگان

ویژگی←

نام شخصیت

متن گفته

پیام اصلی

مربوط به درس

اطلاعات جنبی موضوع

ردیف↓

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


16- در متن کتاب دین و زندگی، جدولها یا پاره ای از نمودارها به چشم می خورد. این جدولها و نمودارها به منظور تسهیل یادگیری شما طراحی شده است. پس آنها را با دقت بخوانید و یاد بگیرید.
17- کتاب دین و زندگی از تنوع بخشی و قسمتی فراوانی برخوردار است. مسلماً هر بخش کتاب با اهداف آموزشی خاصی به رشته تحریر و تالیف در آمده است. لطفاً همه بخشهای کتاب را مطابق با رهنمودهای دبیران محترمتان به دقت بخوانید، بفهمید و حفظ کنید.
18- این تصور که درس دین و زندگی یک درس حفظی است، تصور غلطی است که متاسفانه گریبانگیر بسیاری از دانش آموزان است. در مواجهه و برخورد با این درس مثل همه درسها، درسهایی چون فیزیک ریاضی، شیمی و... باید ابتدا، موضوعات و مفاهیم اصلی هر درس را بفهمید. سپس تمرینات مربوطه را به دقت انجام دهید و در نهایت آنچه که باید به حافظه بسپارید را حفظ کنید.
19- سعی کنید مندرجات موجود در متن دروس را در ذهنتان بصورت یک واحد منسجم و بهم پیوسته متصور شوید و از این یکپارچه سازی حداکثر استفاده را در جهت فهم بهتر مطالب ببرید اما اگر این مجموعه اطلاعات در ذهن شما به عنوان مجموعه ای پراکنده و نامنسجم و بی ربط جلوه کند. کار یادگیری آن برایتان سخت و دشوار خواهد شد. امری که برای پاره ای از دوستان دانش آموز متاسفانه رخ داده است.
20- یکی از ویژگیهای کتاب دین و زندگی این است که دانش آموزان و داوطلبان در مطالعه آن باید به صورت فعالانه درگیر شوند. این درگیری شامل تأمل کردن، تدبر کردن، مقایسه کردن، پیام یابی کردن نمونه یابی کردن، تفکیک کردن، خودکاوی و امثال آن می باشد. از درگیر شدن با مباحث کتاب نترسید زیرا رمز یادگیری هر چه بهتر آن در همین موضوع نهفته است.

 

منبع: حاجی بابایی، مرتضی، اصول و نکات کلیدی مطالعه و یادگیری، تهران، نشر ما و شما، چاپ هشتم، زمستان 1389


 روش مطالعه درس دین وزندگی کنکور و دبیرستان

به همراه 13نکته کلیدی درباره ی روش مطالعه دین و زندگی

کاری از جناب رضا جهانی

 

 

 

کنکوری های عزیز، تمامی نکات را با توجه به تجربیات خودم نوشته ام. امیدوارم برایتان مفید باشد.

1) اولین و مهمترین نکته: با نام خدا شروع و با عشق بخوانید. هر اتفاق یا خاطره بدی که از کلاس درس یا امتحان ویا معلمتان دارید را فراموش کنید و فکر کنید برای اولین بار است که این کتاب را میخوانید.

2) همه ی کتاب ( عناوین، سرتیترها، پرسش ها، احادیث و روایات … همه و همه …) براساس آیات ابتدا یا داخل درس است. پس مبنا و اصل یادگیری خود را بر روی آیات قرار دهید. 

3) هر تیتر، پرسش یا حدیثی که درون درس است مطمئنا نتیجه ی از نکات آیات یا مفاهیم آن است. پس حتما نکات آیات را به دقت پیداکنید (بهتر است با معلم خود این کار را انجام دهید) و ارتباط هرآیه را باعنوان و هر پاراگراف پیدا و درک کنید.

4) حتما آیات را حفظ کنید. اما قبل از حفظ آیه و مطالب، سعی کنید به مفهوم آن پی ببرید.

5) نکات را از هرکتاب کمک درسی که دارید جمع آوری کنید. نیازی به خرید ده ها کتاب کمک درسی مختلف برای دین و زندگی نیست، بهتر است کتابی که معلمتان پیشنهاد کرده است را خریده و بقیه کتاب ها را از دوست خود یا کتابخانه محله تان گرفته و نکات را کامل کنید.

6) سعی کنید همه نکات مربوط به هر قسمت را درون همان صفحه (بالا ویا پایین آن) نوشته و یا در قسمتی درون همان درس بنویسید.

7) بهتر است تست های کنکور سالهای اخیر(88-89-90-91-92-93)را دست نخورده بگذارید و نکات تست های سالهای قبل تر را که مربوط به آن درس است به صورت نکته درون کتابتان بنویسید.

8) هرگز دفتر و یا دفترچه نکات، جدا از کتاب دین و زندگی نباشد. کتاب دین و زندگی را حتما حتما حتما از روی خود کتاب خوانده و نکات را نیز درون کتاب نوشته شود.

9) توصیه میکنم دین و زندگی را به شیوه ی تدریس مفهومی استاد کریمی (در سی دی های گزینه2میتوانید تدریس ایشان را ببینید) خوانده و مفهوم را درک کنید.
10) کتاب های دوم و سوم وچهارم دبیرستان را به صورت ادامه دار بخوانید یعنی مطمئن باشید که هیچ کدام از یکدیگر جدا نیستند و در صورت سوال های سخت، تلفیقی از مطالب دو یا هرسه ی کتاب را می بینید.

11) در اوایل شروع مطالعه برای کنکور فقط تست های مبحثی بزنید و هیچگاه از مجموعه ی 3درس بیشتر نزنید؛ سعی کنید تا اوایل بهمن تمامی مباحث و دروس را به صورت مبحثی و درسی، جدا جدا، تست بزنید. پس حتما در برنامه ریزیتان از 3جلسه 5/1ساعته (5/4ساعت درهفته) کمتر وقت نگذارید؛ و هیچگاه1جلسه در هفته نخوانید. هر چه برنامتان خردتر باشد میزان بازدهی بالاتر خواهد بود.

12) و برنامه کلی اینکه بهتر است دین و زندگی سال دوم را در3ماه اول (مهر،آبان،آذر) و دین و زندگی سال سوم را در3ماه دوم (دی،بهمن،اسفند) و ترم اول سال چهارم را با برنامه مدرسه تا امتحانات ترم اول و ترم دوم سال چهارم را نیز با برنامه مدرسه تا امتحانات ترم دوم تمام کنید. هیچگاه زودتر از بهمن و یا دیرتر از فروردین خواندن یک دور کامل دین و زندگی را تمام نکنید!!! هرچه زودتر تمام کنید، مطمئنا کمتر به سراغش می روید و هرچه دیرتر تمام کنید، وقت برای مرورتان کاهش می یابد. پس سعی کنید اصل برنامه ریزیتان بر این اساس باشد که تا پایان اسفند ماه خواندن دروس را تمام کنید و دردوران طلایی نوروز و بعد از آن، مرور و تست زنی کنکوری داشته باشید.

13) و توصیه اصلی ام: هیچوقت ناامید نشوید وهمیشه با انرژی مثبت و امید به فرداهای روشن مطالعه نمائید و به این ایمان داشته باشید؛ هیچ زحمتی بی پاداش نمی ماند!!!

با آرزوی موفقیت همه ی شما عزیزان کنکوری


روش مطالعه درس دین و زندگی + منابع پیشنهادی

کاری از جناب محمد کاظم میدانی

 

 
 
به نام خدا 

مهم ترین نکته در 25 سوال دینی کنکور شیوه ی طرح سوالات از اون هست ! و دخیل بودن نظر طراح در سوالات ! سوالات تقریبا با بودجه ی مشابهی از سه سال طرح میشن ولی به دلیل مطالب موجود در هر درس سوالات سخت و آسون پیش میان!  شاید در یک نگاه اولیه درس 8 پیش که مربوط به معیارهای تمدن اسلامی هست و دارای چندین صفحه مطلب صرفا حفظی است و آیات زیادی دارد سخت تر از درس 2 سال دوم که در مورد نظم در خلقت و هدف آفرینش هست و به گونه ای همه از قبل با اون آشنا هستند و تشکیل شده از چند تا آیه ی کوچک و متن درس کم و نه چندان حفظی به نظر بیاد ، اما پس از مطالعه ی درس ها و زدن تست های کنکور متوجه خواهید شد که سوالات درس 8 پیش کاملا جواب یکتا و مشخصی دارند ولی اغلب سوالاتی که از درس 2 دوم طرح میشن سوالاتی با ظاهر کلمات دشوار هستند که جواب به اون ها نیاز به استنباط زیاد داره اون هم نه هر استنباطی ! بلکه استنباطی به شیوه ی تفکر طراح سوال !

این شیوه ی طرح سوالات موجب میشه که درصد دینی افراد چندان متناسب با میزان مطالعه و تلاششون نباشه !  به طور مثال یکی از دوستانم در آزمون های آزمایشی درصدهای 100 ونزدیک به اون داشت و به قول خودش کتاب رو خورده بود ! اما در کنکور به درصد 78 رسید و یکی دیگه از دوستام فقط با کلیت درس ها آشنا بوده و روز قبل از کنکور تست های دینی کنکور های اخیر را زده و او هم به درصد 78 رسید ! این درصد برای نفر اول بسیار بد بود و برای نفر دوم یه درصد رویایی !  

اما این حرف ها دلیل بر نخواندن و کم کاری تو درس دینی نیست و این مثال هم همواره درست نیست و خیلی کم اتفاق میفته ! چه معلوم شاید سوالات کنکور شما خیلی هم استاندارد بود ! در ضمن دینی به خاطر ماهیت حفظی بودنش رسیدن به درصد بالایی که به اون مطمئن باشین تنها با تلاش ممکن میشه ! در همین مثال نفر اول شاید پایین ترین درصدی که براش ممکن بود همین درصد بود و ممکن بود 100 بزند ! اما نفر دوم بالاترین درصدی که براش ممکن بود همین درصد بود و ممکن بود زیر 50 بزند ! 

در مورد نحوه ی خوندن دینی ، به دلیل حفظی بودنش نکته ی خاصی نمیشه گفت اما یه سری راهکار برای بهتر حفظ کردن و فهمیدن وجود داره….فرض کنید میخواهید درس 7 دینی 3 رو بخونید ( همین جوری گفتم !) برای اولین بار که با اون مواجه میشید اگه مطالب کلی درس رو نمیدونید یک بار به صورت روزنامه ای بخونید تا با مفاهیم و عنوان هاش آشنا بشین . برای بار دوم این دفعه باید بیفتید به جون کتاب ! ابتدا آیات رو دقیق بخونید و کامل بر نکات و واژه های مهمش مسلط شین…در مورد متن درس هم واو به واو بخونید و مطالب مهم رو مشخص کنید و همچنین جای اومدن مطالب رو هم یاد بگیرید ! یعنی بدونید فلان مطلب به دنبال فلان مطلب و تحت عنوان فلان اومد ! رابظه های علت و معلولی رو خوب تشخیص بدین و با فلش مشخص کنید …هر جا که نکته های ترکیبی با درس های قبل یا بعد یا با تکه ای دیگر از متن به ذهنتون رسید همون جا بنویسید ! اشکالی پیش نمیاد اگه کتابتون تمیز و نو نباشه ! هر چی میتونید نکته ها رو بنویسید…بعد از تموم شدن درس برای یه بار دیگه نکته های آیات و ارتباط با متن درس رو از یه منبع مناسب مطالعه کنید و ارتباط آیات و متن رو در کنار آیه یا متن اضافه کنید. ( منبع پیشنهادی : آیات و نکات گاج یا گاج جامع )  

تا اینجا درس رو مطالعه کردین اما هنوز دو کار مونده : حل تست و مرور . حتما چند روز بعد از مطالعه به سراغ تست های اون درس برید تا با نحوه ی طرح سوال از اون درس آشنا بشین چون غالبا قالب طرح سوال از یک درس خاص زیاد تغییر نمیکنه ! منبع اصلی تست هم تستای کنکورای سال های قبل و سوالات تالیفی واقعا مشابه هست ! (منبع پیشنهادی: گاج جامع – نشرالگو جامع-همگامان جامع) .

همچنین مطلب بسیار مهم تر از مطالعه مروره ! اولین کاری که بسیار بهتون کمک میکنه اینه که هر وقت و هر جا تستی از این درس دیدید که نکته ی جدیدی رو مد نظر داشت اون رو بلافاصله به کتابتون وارد کنید! این جوری تا قبل کنکور تقریبا کل متن کتاب رو شخم زدین! 

یه روش خیلی کار آمد برای مطالب حفظی که نه فقط برای دینی بلکه برای هر مطلب حفظی میتونید استفاده کنید روش نوشتن است ! به همین سادگی ! نوشتن برابر است با 7 بار خواندن ! اگر به مطلبی برخوردین که خیلی حفظی هست و نمیتونین به راحتی حفظ کنید به صورت مفهومی بنویسید و حتی میتونید خلاصه نویسی کنید ! حتی رونویسی از مطلب میتونه به جایگیری مطلب تو حافظه کمک زیادی بکنه ! در ضمن فایده ی دیگری که داره اینه که بازدهی مطالعه رو بالا می بره ! چون مدام دست شما به کاغذ و قلم هست و در حین خوندن مطلب حفظی تکراری که احتمالا علاقه ای هم به اون ندارین حواستون پرت نمیشه ! یکی دیگه از کارهایی که میشه انجام داد مارک دار کردن و خط کشیدن زیر نکات مهم هست. اما باید توجه کنید که مارکدار کردن باید در زمان تسلط بر متن درس و فقط برای نکات مهمش استفاده بشه ! مشخصا کسی که بار اول درس رو میخونه نمیتونه به خوبی نکات مهم رو مارکدار کنه و یا اینکه تمامی متن رو به دلیل جدید بودن مارکدار میکنه !   

اگر دینی رو از تابستون شروع می کنید ( که ضرر هم نمیکنید) دینی 2و3 رو کامل به این شیوه بخونید و با تست ها آشنا باشین ( نیاز به حل تست های خیلی زیاد نیست) و در طی سال هم دینی پیش رو میخونید و دینی ها رو طبق برنامه های آزمون های آزمایشی مرور می کنید … و در دوران جمع بندی هم مروری کلی و حل تست های زیاد شما رو به تسلط بالایی بر دینی میرسونه.( و ان شاء الله که سوالات هم مناسب هست)

محمد کاظم میدانی

رتبه 7 منطقه 2 کنکور ریاضی 93
تابستان 93

 

مجموعه جنگ نرم از دیدگاه مقام معظم رهبری

مجموعه جنگ نرم از دیدگاه مقام معظم رهبری

امروز اولویت اصلی کشور       مقابله با جنگ نرم دشمن است.

                                                                                                        مقام معظم رهبری

مقدمه:

برای جنگ نرم اصطلاحات مختلفی وضع شده است .آنچه با عنوان"”softwar یا جنگ نرم مطرح می شود در ادبیات غرب بیشتر به قدرت نرم یا ”softpower”شناخته شده است که زیر بنای فکری آن اولین بار توسط جوزف نای به شکلی علمی مطرح شد. مهم ترین حوزه­ ی اعمال و تأثیر گذاری قدرت نرم بر طرف مقابل،حوزه­ ی رسانه است.بهره گیری از رسانه ها و امکاناتی که فرد را قادر می سازد تا برای تأثیر گذاری بر طرف مقابل،به اعمال قدرت بپردازد.

اولین کسی که روی این مسأله کارکرده است."سان تزو" است که در کتاب هنر جنگ نکته ای را مطرح می کند و می گوید:"می شود جنگید،اما مهم ترین این است که شما در یک نبرد بدون جنگ،پیروزی را به دست بیاورید!"چیزی که او مد نظر قرار داده،همان عملیات روانی و جنگ نرم است.باید به استراتژی های رقیب و روحیه ی او حمله کرد؛به گونه ای که آن ها بپذیرند که شکست خواهند خورد.اگر کسی در ذهنش بپذیرد که شکست می خورد،حتماً در دنیای واقع نیز شکست خواهد خورد.زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می کند،روحیه است.

پیشینه:

*نگاهی به گذشته­ ی جنگ نرم نشان می­دهد که در طول تاریخ بشر،از همان ابتدا که جنگ سخت آغاز شد،عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می گرفته تا از شورش هایی که در مناطق تسخیر شده به وجود می آمده،جلوگیری شود.زمانی که چنگیز خان قصد حمله به منطقه ای را داشت،موجی از هراس در آن کشور پخش می شد. تجّاری که از مناطق تحت کنترل چنگیز خان می آمدند،برای دیگران تعریف می کردند که او چگونه با مردم برخورد می کند و کشتارها به چه صورت است و اگر شخصی مقاومت کند،نابود می شود.بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هر منطقه،روحیه­ ی مردم شکسته شده بود.

رومیان و یا اسکندر از مناطقی که در جنگ ها عبور می کردند،خودروها و زره های بزرگی را که چند برابر انسان معمولی بود طراحی کرده و آن ها را عمداً در مسیر جا می گذاشتند تا لشگریان مقابل،تصور کنند سربازان آن ها غول پیکرند و عملاً روحیه ی مقاومت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت را گسترش می دادند.بنابراین هر حرکتی که روحیه ی یک ملت را هدف گیرد،عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.

*به معاویه می گفتند:"چرا این همه پول برای خرید افراد و تبلیغات خرج می کنی؟یکی از پاسخ های معاویه این بود که هزینه­ ی جنگ،بسیار بیشتر از این است،بنابراین معاویه نیز به گونه­ ای عملیات نرم انجام می داد،اما امروزه به شکل علمی به این قضیه پرداخته می شود. 

جنگ نرم یک جنگ حقیقی:

ما با تهاجم و جنگ حقیقی و سازمان یافته مواجه هستیم که از راه­های مختلف و بسیار هنرمندانه به اجرا گذاشته شده است.

تهاجم فرهنگی:

کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند،متوجه مسأله تهاجم فرهنگی خواهند شد و نشانه های بارز و بی شماری را در این زمینه مشاهده خواهند کرد،بنابراین کار فرهنگی در ایران اسلامی مسأله ای است که نمی توان لحظه ای از آن غفلت کرد.

استراتژی دشمن:

1)استحاله­ ی فرهنگی نسل جوان
2)از بین بردن روحیه امر به معروف و نهی از منکر در بین مردم به ویژه نسل جوان
3)ایجاد جذابیت و رنگ و لعاب فرهنگی و مدهای غربی   

 ابزارهای جنگ نرم:

یکی از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند،بد دل کنند،مثل همین قضایا که درست کردند بین مردم ایجاد اختلاف کردند.

راهکارها:

خوشبختانه مردم ما با بصیرت هستند،خوب شما ببینید در یک چنین وضعیتی چه چیزی بیش از همه برای انسان مهم است؛"بصیرت" بنده بارها روی بصیرت تأکید میکنم...

پشت صحنه را ببینید؛ببینید آن دستی که دارد صحنه گردانی میکند.  

استراتژِی دشمن:

1) اختلاف افکنی       2) بدبینی        3) ایجاد تردید      4) شبهه افکنی وضلالت گستری 

شیوه های جنگ نرم:

<<تهدید>> یکی از کارهای دشمن است؛

یکی از شیوه های دشمن،تهدید کردن است.ممکن است در یک مواردی تهدید خود را عمل هم کند.

راهکارها و مقابله آن:

اما آن ملتی در این میدان کشمکش خواهد توانست عظمت،عزت،هویت و منافع خود را حفظ کند که عقب نشینی نکند و بایستد.این استقامت-<<فما استقامو الکم فاستقیمو الهم>> تا وقتی که دشمن در مقابل شماست و علیه شما ابزارهای تهدید و تخویف خود را مطرح می کند،باید ایستادگی کنید.

استراتژی دشمن:

1) ایجاد رعب و وحشت در بین مردم با شایعه افکنی که حمله ی قطعی نزدیک است.

2) حمله به ولایت فقیه با ایجاد شبهه های پیرامون جایگاه و عدم الزامی دانستن دستورات و...

3) از بین بردن روحیه ی جهاد و ایثار و شهادت و جایگزین کردن روحیه ی دنیا طلبی و تجملات گرایی و تبلیغ دنیای سرمایه داری.

مصادیق جنگ نرم:

دشمنان جمهوری اسلامی ایران باورهای سیاسی و دینی و نیز عادات حسنه ملت ما را با تکیه بر ابزارهای فرهنگی هدف گیری کرده اند و این کار را بسیار دقیق انجام می دهند و اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامی براساس آن بنیان نهاده شده است،دقیقاً هدف تهاجم دشمنان اسلام قرار دارد.

راهکارها:

بنابراین برای مقابله اصولی و برنامه ریزی شده با این تهاجم دشمن،لازم است مدیریت متمرکز و هدایت کننده ای در امور فرهنگی به وجود آید و با توسل به ابزار و نیروهای فرهنگی،تهاجم دشمن را علاج و تأثیر آن را خنثی کرد.

در دیدار خانواده های معظم شهداء،مفقودان،جانبازان و آزادگان 1375/12/18

استراتژی دشمن:

1) استحاله فرهنگی با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده

2) استحاله سیاسی به منظور ناکار آمد جلوه دادن نظام و سیاه نمایی ارکان نظام

3) ایجاد رعب و و حشت از مسائلی همچون فقر-جنگ یا قدرت خارجی و دعوت به تسلیم و ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی

4) بی تفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور

مصادیق جنگ نرم:

شکی نیست که امروز امواج تبلیغاتی پیچیده و در هم تنیده ی عالم،علیه اسلام متمرکز شده است.

راهکارها:

برخی اظهار نظرها درخصوص فاصله گرفتن جوانان از دین را ناشی از جنگ روانی دانستند و تأکید کردند:برخلاف این توهمات،جوانان تشنه حقایق دین هستند و باید آنان را با معارف صحیح دینی سیراب کرد.

در دیدار جمعی از روحانیون و مبلغان 1384/11/05
استراتژی دشمن:

1) ایران هراسی و انزوای جمهوری اسلامی

2) ترویج غرب گرایی

3) مدل سازی سبک زندگی اسلامی و سبک حاکمیت اسلامی را در افکار عمومی و اذهان نخبگان

4) نوعی رویگردانی و یأس از موفقیت مدل حاکمیت اسلامی و ترویج سکولاریسم در هر کشور و جامعه ای که تفکر انقلاب اسلامی در آن در حال رشد بوده و یا پتانسیل رشد داشته باشد

5) اجماع سازی جهانی علیه ایران از طریق نهادهای بین المللی و اعمال تحریم های اقتصادی از دیگر اقدامات دشمن در سطح خارجی

مصادیق جنگ نرم:

دشمن تهدید می کند وعده وعید می دهد،دائم عظمت خود را به رخ جامعه ی اسلامی و پیشرو می کشد با زبان زور صحبت می کند و احیاناً زبان زور را با برخی شیرینی های وعده های فریبنده در هم می آمیزد تا اینکه دل ها را گمراه کند.

راهکارها:

استقامت کردن در مقابل فریب ها و تهدیدهای دشمن،هنر بزرگی است که اگر یک ملت این هنر را داشته باشد،آن وقت به قله می رسد؛تا جایی که دیگر دشمن فایده ای در تهدید نمی بیند و مجبور است با او بسازد و یا در مقابل او تسلیم شد.

استراتژی دشمن:

1) کاهش روحیه و کارایی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی

2) ایجاد اختلاف در سامانه های کنترلی و ارتباطی کشور

3) تبلیغات سیاه با هدف براندازی با شایعه پراکنی و پخش تصاویر مستهجن و جوسازی از راه پخش شب نامه ها

برنامه های استکبار:

من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم

اول:جنگ روانی،دوم جنگ اقتصادی و سوم:مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی.

دشمن های استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه می شود. البته اینها را باید

دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ها و شخصیت های سیاسی بیشتر برای مردم توضیح بدهند.

من اجمالاً سر فصل و خلاصه ای از مطالب را به شما عرض می کنم.

فشارهای آنها نتوانسته است ملت ایران را تضعیف کند یا به عقب نشینی وادار کند؛نه تحریم اقتصادی شان،نه تهدید نظامی شان،نه فشار سیاسی شان،نه جنگ روانی شان،امروز ما از پانزده سال قبل،از بیست سال قبل،از بیست و هفت سال قبل،بسیار قوی تر هستیم؛این نشان دهنده ی این است که دشمن در دشمنی با ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ناکام مانده است؛اما این دشمنی هست.
در دیدار با اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی 1386/01/01

استراتژی دشمن:

1) ایجاد تحریم های اقتصادی و سیاسی و ...بر علیه ایران

2) برپایی پایگاههای نظامی در کشورهای اطراف ایران و کشور های مسلمان

3) ایجاد منطقه نظامی در خاورمیانه

افسران جنگ نرم:

به آنها (دانشجویان)گفتم که ما با جنگ نرم،با مبارزه ی نرم از سوی دشمن مواجهیم،که البته خود جوانها هم همین را می گفتند؛مگرر قبل از اینکه بنده بگویم،آنها هم می گفتند و همه این را میدانستند.آنی که من اضافه کردم این بود که گفتم؛در این جنگ نرم،شما جوانهای دانشجو افسران جوان این جبهه اید.

جوان دانشجو ی ما،افسر جوان است،شما که استاد او هستید.رتبه ی بالاتر افسر جوانید؛شما فرمانده ای هستید که باید مسائل کلان را ببینید.

چرا افسران جنگ نرم:

نگفتم سربازان،چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش،برود جلو؛عقب بیا،بیایدعقب. یعنی سرباز هیچگونه از خودش تصمیم گیری و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید،عمل کند. نگفتیم هم فرماندهان طراح قرارگاه ها و یگانهای بزرگ،چون آنها طراحی هان کلان را میکنند.افسر جوان تو صحنه است؛هم به دستور عمل میکند،هم صحنه را درست می بیند؛با جسم خود و جان خود صحنه را می آزماید.لذا اینها افسران جوانند؛دانشجو نقشش این است.حقیقتاً افسران جوان،فکر هم دارند،عمل هم دارند،تو صحنه هم حضور دارند،اوضاع را هم می بینند،در چهار چوب هم کار میکنند.

نقش اساتید دانشگاه در جنگ نرم:

خوب،با تعریف نرم،استاد دانشگاه چه رتبه ای دارد؟اگر در زمینه های مسائل اجتماعی مسائل کشور،آن چیزهائی که به چشم باز،به بصیرت کافی احتیاج دارد؛جوان دانشجوی ما،افسر جوان است،شما که استاد او هستید رتبه ی بالاتر افسر جوانید؛شما فرمانده ای هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛دشمن را درست شناسائی بکنید؛

هدفهای دشمن را کشف بکنید؛احیاناً به قرارگاه های دشمن،آنچنانی که خود او نداند،سر بکشید و براساس او،طراحی کلان بکنید و در این طراحی کلان،حرکت کنید. در رتبه های مختلف ،فرماندهان بالا این نقشها را ایفا میکنند.

استراتژی دشمن:

1)برچسب زدن           2)تلطیف و تنویر      3)انتقال      4)تصدیق     5)شایعه      6)کلی گویی         7)انسانیت زدایی واهریمن سازی     8)پاره حقیقت گویی     9)دروغ بزرگ    10)قطره چکانی    11)حذف (سانسور)            12)جاذبه های جنسی      13)ماسار پیام       14)ایجاد تفرقه و تضاد      15)ترور شخصیت     16)تکرار       17)مبالغه     18)توسل به ترس و ایجاد رعب          19)مغالطه      20)و...

دستور فرمانده برای افسران و فرماندهان جنگ نرم:

1) انتقال ادراک صحیح از وضعیت موجود.

2) راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی.

3) آرام و منطقی نگه داشتن فضای دانشگاه.

4) مخاطب شناسی.

5) تهذیب نفس.

6) بصیرت و شناخت وضعیت و درک این مطلب که جنگ نرم پدیده ای انتزاعی نیست و وجود خارجی دارد.

7) ادامه روند کار علمی در دانشگاهها و برداشتن مانع های احتمالی در مسیر تولید علم.

8) خودسازی و امیده آینده.

9) تشکیل اتاق فکر.

رمز پیروزی:

1) انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی

2) وحدت کلمه و انسجام ملی

عرصه ها و بازیگران دشمن:

1) مراکز تعلیم و تربیت و سرمایه گذاری دشمنان در این محیطها

2) نفوذ افراد منحرف در حوزه های علمیه

3) جدایی حوزه و دانشگاه

4) رادیو و تلویزیون،سینما و هنر

5) رسانه های مکتوب،روزنامه ها و مجلات

6) ترویج ابتذال فرهنگی و مراکز فساد

نگاه امیدوارانه و خوشبینانه به آینده:

این خوشبینی،متکی بر تحلیل واقع بینانه است و جوانان عزیز دانشجو باید ضمن پرهیز از افراط و تفریط در برخورد با مسائل مختلف و با تکیه بر فکر و تدبر و تامل،به وظایف سنگین خود در پیشرفت علمی کشور و دفاع از ایران عزیز در مقابل جنگ نرم بیگانگان طمع ورز ادامه دهند.

پایان توطئه های جنگ نرم دشمن در مقابل ایران اسلامی:

این توطئه ها تنها هنگامی پایان خواهد یافت که ایران به همت جوانانش از لحاظ علمی،اقتصادی و امنیتی به نقطه ای برسد که امکان آسیب رساندن به آن نزدیک به صفر شود به همین علت است که بنده همیشه دانشگاه ها را به تولید علم و نهضت نرم افزاری فرا می خوانم چرا که برتری علمی را یک رکن امنیت بلند مدت کشور می دانم.

این عمّار:

جنگ نرم،راست است،این یک واقعیت است.

یعنی الان جنگ است.البته حرف را من امروز نمی زنم من از بعد از جنگ سال 1367 همیشه این را گفته ام.بارها و بارها؛علت این است که من صحنه را می بینم.چه بکنم اگر کسی نمی بیند؟!چه کار کند انسان؟!من دارم می بینم صحنه را،می بینم تجهیز را،می بینم صف آرایی را،می بینم دهان های از حقد و غضب گشوده شده و دندان های با غیظ به هم فشرده شده علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه این آرمان ها و علیه همه آن کسانی که به این حرکت دل بسته اند را؛اینها را انسان می بیند. خب چه کار بکند؟ این تمام نشده چون تمام نشده،همه وظیفه داریم.1388/06/14

پایگاه بسیج شهید علامه مطهری (ره ) ، افق نور

منبع : وب سایت افق نورمجموعه جنگ نرم از دیدگاه مقام معظم رهبری

جنگ نرم در پوشش لباس


یکی از ابعاد جنگ نرم که طراحان و مجریان آن از آن سوی آب‌ها و با حدت تمام بر طبل آن می‌کوبند، بیگانه ساختن نسل جدید با مظاهر و جلوه‌های فرهنگ ملی و بومی و آیین و رسوم و سنن ایرانی است. این فرآیند به تدریج موجب از هم گسیختگی، پراکندگی و تشت فرهنگی و تبدیل فرهنگ ملی به خرده فرهنگ معارض می‌شود. یکی از جلوه‌های رسوخ و نفوذ این بیگانگی فرهنگی تبعیت از پوشش مد یا به روز آمد شدن پوشیدن لباس براساس مد ترویجی از طریق رسانه‌ها، ماهواره‌، فیلم‌ها و اینترنت و کالاهای وارداتی است. مد اگر ذاتاً ضمن برخورداری از تنوع و نوآوری به پوشش و نوع لباسی که متناسب با فرهنگ یک ملت است دهن کجی نکند و خلاف آیین و رسوم ملی و دینی و عرف اجتماعی نباشد نمی‌تواند ناپسند باشد اما وقتی به گونه‌ای ظاهر می‌شود که مفسده برانگیز و اغواکننده است و ذاتاً با آیین مرسوم و فرهنگ پوششی ما در تضاد است دیگر نمی‌تواند پسندیده باشد و لاجرم با فرهنگ بومی در تعارض قرار می‌گیرد.
در سال‌های اخیر فعالیت آشکار و پنهان گروه‌های مختلف ضد فرهنگی و ضد دینی مثل شیطان‌پست‌ها، رپ‌ها و هوی متال‌ها و... در سطح جامعه به ویژه نفوذ آنان در میان نسل جوان که از آگاهی ها و رشد فکری و فرهنگی کمتری برخوردارند موجب شده که علائم و نشانه‌های گروهی و مسلکی آنها نیز به تدریج مثل نوع پوشش، شلوار، پیراهن، آویختن گردن بند و‌ آرایش مو و... در جامعه ظاهر شود و گروهی از جوانان آگاهانه یا ناآگاهانه از این سبک‌ها تقلید کنند، به گونه‌ای که با مشاهده برخی از این علائم حالت آزاردهنده‌ای در انسان ایجاد می‌شود.
آویزان بودن شلوار از تن و شل بستن کمربندها، پوشیدن تیشرت‌هایی که بدن شخص از عقب و جلو نمایان است با برهنگی تفاوتی ندارد، نصب انواع گردن بندها که علائم خاصی را تداعی می‌کند، فشن کردن موها و ... از جمله مظاهر رسوخ و نفوذ این فرهنگ است.

جوانان ما از قدیم به عنوان یکی از آموزه‌ها یاد می‌گرفتند که «کمربندت را محکم ببند و برو پی کار و نان دربیاور.» در مناطقی مثل کردستان جوانان زحمت کش کرد شال کمری را محکم به کمر می‌بندد تا ضمن گرم نگه داشتن کلیه‌ها و استحکام ستون فقرات در موقع کار سفت و محکم و استوار باشند. یا شما زمانی که یک جوان را با کت و شلوار مرتب و شیک می‌بینی نوعی اصالت، شخصیت و آراستگی را در پس این لباس و ظواهر احساس می‌کنی آیا فرهنگ پوشش ایرانی غیر از این می‌تواند باشد؟ ما را چه شده است که در حسینیه‌ها و مساجد و هیئات‌مان بعضاً‌ باید شاهد جوانان دختر و پسری باشیم با قیافه‌های عجیب و غریب از انواع لباس و پوشاک که بعضا به نمایش اعضا و جوارح خود می‌پردازند، کدام فرهنگ،‌هویت و سنت در این پوشش‌ها نهفته است. در این میان رسانه‌ها به ویژه تلویزیون هنوز چشمان خود را برهجوم‌های مظاهر و ضد فرهنگی بسته‌اند آیا نباید به طرح موضوع از زوایای درست آن پرداخت و جامعه و جوانان را آگاه ساخت. آیا سرپوش گذاشتن مشکلی ازمشکلات ما را تاکنون حل کرده است.

جنگ نرم و جوانان

چندی پیش یکی از مسئولان آمریکایی طی مصاحبه‌ای گفت: «ما در جنگ سخت نتوانستیم توفیقاتی را در ایران کسب کنیم در واقع جنگ سخت باعث وحدت بیشتر بین افراد می‌شود بنابراین باید از ابزار جنگ نرم استفاده کنیم تا علاوه بر اینکه بتوانیم یک استحاله فکری در مردم ایران خصوصاً جوانان ایجاد ‌کنیم، تفرقه را در بین مسئولان و نهادها تشدید کنیم» و می‌بینیم که ایده دشمن این گونه است.

 

جنگ نرم و جوانان

اسرائیل و آمریکا، دشمنان حیله‌گر و غدار کشور ما هستند و برای اینکه در عرصه جنگ نرم توفیقاتی به دست آورند، روش‌های مختلفی را به کار می‌برند.دشمن با ایجاد شک و تردید در بین جوانان سعی دارد آنان را گمراه کند در واقع دشمن می‌خواهد آنها نسبت به مبانی اعتقادی و اصول، ارزش‌ها و بنیادهای فکری دچار تردید شوند و با ایجاد علامت سؤال، آنان را نسبت به پیشینه تاریخی و فرهنگ اصیل ایرانی کشورشان به شک بیندازد.جوانان جامعه ما در مقطع حساس کنونی کشور، در معرض خطرناک‌ترین تهاجم‌های دشمنان در طول تاریخ بشریت هستند و چنین شرایطی، هوشمندی جوانان را می‌طلبد تا از این پل شیطانی با سربلندی عبور کنند.این پل شیطانی به طرق مختلف در پیش پای جوانان قرار می‌گیرد و مسیر آن سراسر فریبکاری شیطان است و تمام هدف آن دور کردن جوان از انسانیت است و انسان را به معنای واقعی خود استحاله می‌کند.

دشمن با استحاله فکری و روحی جوانان، خواهان تبدیل انسان‌ها به افرادی مادی‌گرا و پوچ است تا هرچه از او خواست بی کم و کاست انجام دهد و مانند عروسک خیمه‌ شب‌ بازی حتی اگر به او گفت همجنس‌بازی کن، این کار را بدون تأمل و اندیشه انجام دهد.کتاب‌هایی که پشت پرده اهداف صهیونیست‌ها را برملا می‌سازد در دسترس جوانان نیست.

با توجه به اینکه سن ۱۸تا ۲۴سالگی دوره جامعه‌پذیری است چنانچه جوان در این دوران به جامعه‌پذیری درستی دست نیافته باشد و در سرگردانی بین برنامه‌های ماهواره‌ها و ترفند‌های دشمن قرار گیرد، احتمال جذب شدنش در فرقه‌ها و گروه‌های منحرف بسیار زیاد است.جوانانی که در راه انقلاب اسلامی و پس از آن در جنگ تحمیلی در راه آرمان‌های اسلام جنگیده و به شهادت رسیدند یا جانباز و آزاده شدند همگی پرورش یافتگان مکتب اسلام هستند و دشمن سعی می‌کند ادامه‌دهندگان نسل چنین جوانانی را به تباهی بکشد.

دشمن از راه‌های مختلف سعی می‌کند که جوانان را از راه حق منحرف کند،جوانان امروز جامعه ما در یک مقطع تاریخ‌ساز بشریت ایستاده‌اند.استکبار علیه تورات، انجیل و قرآن قیام کرده و در واقع قصد دارد خدامحوری را کنار گذاشته و شیطان‌محوری را حاکم کند؛ جوانان باید آگاه باشند که رسالتشان پیروی از راه انبیاء، امیرالمؤمنین علی‌ علیه‌السلام و شهدای انقلاب اسلامی است؛ با پیروی از این راه، جوانان در دام‌های نرم‌افزاری دشمنان گرفتار نخواهند شد.

حضرت علی علیه‌السلام در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه خطاب به امام حسن علیه‌السلام، قلب جوان را به زمینی خالی که آماده پاشیدن بذر است تشبیه می‌کند؛ قلب جوان قلبی پاک و مستعد است که هر چه در آن کاشته شود همان می‌روید.در جنگ نرم هر کس زودتر قلب جوان و نوجوان را تسخیر کند و آنچه که موردنظرش است در آن بکارد او در این جنگ پیروز شده است، پس نکته اول این است که باید تلاش و دقت داشته باشیم و قلب جوان را مخاطب خود قرار دهیم تا در کارزار جنگ نرم به تسخیر حریف درنیاید.

جوان در جنگ نرم نقش مظلومانه‌ای دارد و در بازار مکاره دنیا ابزاری شده است که هر کس توانست زودتر ذهن او را تصاحب کند پیروز می‌شود بنابراین کسانی که با جوانان کار می‌کنند باید بدانند که این فرصت طلایی است و باید از تمام امکانات استفاده شود تا ضمن بیان حق و حقیقت، قلب جوان را نیز تسخیر کنند.

هنگامی که این دو مرحله را به خوبی اجرا کردیم و جوان به سلاح فکر و عقیده مسلح شد هر جوان به خودی خود، یک حسین فهمیده می‌شود؛ در غیر این‌صورت جوانان از دست ما می‌روند و این مسئله از کوتاهی و سهل‌انگاری ما خواهد بود.دشمن سعی دارد در متون دینی و واقعیت‌های موجود در جامعه ما به شکل بسیار ظریف و پیچیده تحریف به وجود آورد بنابراین می‌خواهد فطرت خداجوی جوانان را به سمت دلخواه خود سوق دهد بدون اینکه در این بین رد پایی از دست اندرکاران آن باقی بماند.

ایجاد یک فرهنگ موازی به ظاهر شبیه فرهنگ اصیل کشورمان از اهداف پلید دیگر دشمن است.آموزه‌هایی که فرهنگ دشمن دارد به هیچ وجه نمی‌تواند با سنت‌های رایج در کشورمان همخوانی داشته باشد.دشمن برای ترویج داده‌های فرهنگ غرب و همچنین ترویج بنیادهایی که این فرهنگ بر آن استوار است، مانند اومانیسم و ترویج فلورانس برنامه‌ریزی دقیق کرده است.دشمن از یک سو بنیادهای فرهنگی ما را مورد هجوم قرار می‌دهد و از سوی دیگر می‌خواهد فرهنگ مد نظر خودش را به وسیله تعمیق و ترویج بنیادهایی که فرهنگ غرب بر آن استوار است جایگزین فرهنگ غنی ما کند.

نباید این گونه باشد که بنشینیم و از خدا بخواهیم جوانانمان را در مقابل تهاجم فرهنگی حفظ کند بلکه باید در این عرصه با ابتکار و اندیشه وارد شویم و در عین حال بر خدا توکل کرده‌، از او توفیق پیروزی بخواهیم.لازمه چنین جنگی جهاد اکبر یا همان خودسازی است؛ همان طور که در دفاع مقدس هشت ساله که جهاد اصغر بود با همین سلاح جهاد اکبر پیروز شدیم در جنگ نرم نیز باید به همین سلاح اتکا کنیم ضمن اینکه خودباوری و ابتکار عمل نیز لازمه‌های دیگر این میدان هستند.بهترین راهی که می‌تواند جوانان را از انحراف در امان نگاه دارد، تقویت پایه‌های تربیتی جوان در خانواده و آگاه‌ کردن آنان از خطرات است.

همان گونه که حضرت علی علیه‌السلام فرموده‌اند «شکّ پلکان یقین است» اگر جوانی شک کند و بجا و به موقع به پاسخ دست یابد به یقین می‌رسد اما همین شک، توقفگاه خطرناکی است البته باید زمینه‌ای را فراهم کرد تا هنگامی که جوان به دنبال رفع شبهات پیچیده امروزی می‌رود، گمراه نشود.علاوه بر اینکه خانواده‌ها باید این توانایی را در خودشان ایجاد کنند که به سؤالات فکری فرزندانشان به شایستگی پاسخ دهند، مراکز آموزش و پرورش، مراکز آموزش عالی و نهادهای مربوط نیز باید از آن آموزش فرهنگ غربی که در گذشته رایج بود فاصله گرفته و جوانان را مطابق دستورات و وصایای امام(ره) پرورش دهند.

جوانان در هر جامعه‌ای نیروهای محور و بالنده هستند؛ در جامعه ما که جوانان قشر کثیری را تشکیل می‌دهند این نقش مؤثرتر است.کشور ما به دلیل جایگاه ویژه جمهوری اسلامی ایران در سطح جهانی و منطقه در معرض آزمون بزرگ در مواجهه با جنگ نرم است؛ مخاطبان اصلی این جنگ نیز جوانان هستند که اسکلت اصلی نظام را تشکیل می‌دهند.جنگ نرم مسئله اصلی بسیاری از کشورهای جهان سوم است.جنگ نرم اگرچه یک تهدید است اما با توجه به ظرفیت بالای فرهنگی، علمی و اعتقادی جوانان ما، این تهدید می‌تواند یک فرصت باشد و در صورت غفلت، این تهدید می‌تواند به معضلی برای جامعه و جوانان تبدیل شود.جوانان تاکنون در مقابل دشمن ایستاده‌اند و به همه درخواست‌ و مطالبات آنان پاسخ منفی داده‌اند.

جوانان باید همچنان این هوشیاری را حفظ کرده و به دشمن اجازه هیچ گونه بهره‌برداری از موقعیت‌های کشور را ندهند.کار فرهنگی باید به عنوان یک اصل در نظر گرفته شود بنابراین نیاز است در این خصوص یک جریان‌سازی قوی رسانه‌ای، هماهنگ و گسترده داشته باشیم تا بتوانیم ذهن مسئولان را در این زمینه فعال کنیم چرا که تا رسیدن به نقطه مطلوب فرسنگ‌ها فاصله است بنابراین اگر از امروز تا ۲۰ سال دیگر یک برنامه منسجم و هدفمند برای مقابله با اهداف دشمنان طراحی کنیم شاید بتوانیم به آن اهداف مطلوب فائق آییم در غیر این صورت کشور در آینده با بحران جدی مواجه خواهد شد.

جنگ نرم که جنگ عقیده‌هاست مسئله جدیدی نیست؛ دشمنان از ابتدای انقلاب این تهاجم را شروع کردند اما این مسئله تقریباً به تازگی برای ما عیان شده است.بر اساس اسناد افشا شده سال‌های گذشته دشمنان علیه نظام قسمتی از توطئه‌های دشمنان انقلاب آشکار شده است. ضمن اینکه همچنان لایه‌هایی از این خصومت‌ها مخفی مانده است؛ از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی که امام خمینی(ره) انقلاب فکری علیه مستکبران اعلام کرد، دشمنان خصومت خود را آغاز ‌کردند اما تا حدودی آن را مخفی می‌کردند و اکنون بخش بیشتری از آنچه مخفی می‌کردند، آشکار شده است.

منبع خبر : www.psyop.ir


نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠

چکیده
مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ را فرهنگ می‏نامند. تبادل فرهنگی ملت‏ها نیز که در طول تاریخ در بستری طبیعی ادامه داشته برای تازه‏ماندن معارف و حیات فرهنگی بشر امری ضروری است و جامعه‏ی انسانی را در مسیر سعادت واقعی به پیش می‏برد.
اما آنچه امروزه مشکل‏ساز شده "تهاجم فرهنگی" یا غلبه‏ی یک فرهنگ بر سایر فرهنگ‏هاست که نمونه‏ی بارز آن روند روبه گسترش تسلط فرهنگ غرب بر سایر فرهنگ‏ها ـ به ویژه فرهنگ اسلامی ـ در یکصد سال اخیر است. تفاوت عمده‏ی تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی در این است که در تهاجم برای فرهنگ موردهجوم امکان انتخاب وجود ندارد.
جلوه‏های تهاجم فرهنگی را می‏توان به دو دسته‏ی بیرونی، همچون: تلاش برای دین‏زدایی، ایجاد روحیه‏ی خودباختگی فرهنگی، ترویج افکار و اندیشه‏های غربی و ... و درونی، همچون: عقب‏ماندگی علمی و صنعتی، فقر اقتصادی، غفلت کارگزاران فرهنگی و ... تقسیم کرد. در این مقاله ضمن بررسی جلوه‏های فوق، راهکارهایی برای مبارزه و مقابله با تهاجم فرهنگی ارائه شده است.
واژگان کلیدی: فرهنگ، تهاجم فرهنگی، فرهنگ‏پذیری، تبادل فرهنگی

مقدمه
حیات بشری همواره با فرهنگ توأم بوده است و ملتی که فرهنگ مخصوص به خود نداشته باشد، مرده محسوب می‏شود؛ علاوه بر این، یک فرهنگ بالنده برای تکامل خود باید توانایی تبادل با سایر فرهنگ‏ها و جذب عناصر مثبت آن را داشته باشد؛ بنابراین، تمام فرهنگ‏ها باید در تعامل با یکدیگر باشند، تا بتوانند در مجموع، بشر را به پیشرفت مطلوب برسانند.
در عصر حاضر که نظام سرمایه‏داری به سرپرستی آمریکا، با تک‏قطبی شدن جهان و فروپاشی رژیم شوروی سابق، یکه‏تاز عرصه‏ی جهانی شده‏است، به شکل‏های مختلف می‏کوشد تا نظرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به تمام کشورهای جهان تحمیل کند و فرهنگ واحدی متناسب با منافع درازمدت خود بر جهان حاکم سازد. از طرف دیگر سایر ملت‏ها نیز در برابر این زیاده‏خواهی آمریکا برای حفظ و پاسداری از فرهنگ ملی و بومی خود مقاومت می‏کنند. در این میان فرهنگ اسلامی توانسته است در صد سال اخیر در برابر این هجوم مقاومت و اصالت خود را حفظ کند.
بدیهی است طرّاحان "نظم نوین جهانی" که با هزاران ترفند توانسته‏اند یک ابرقدرت نظامی، نظیر شوروی سابق را از سر راه خود بردارند و سبب فروپاشی کمونیسم در سطح جهانی شوند، مایل نیستند با قدرت جدیدی در برابر منافع خود مواجه گردند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سبب شده است که سلطه‏گران بیش‏تر از آن جهت خوفناک باشند که قدرت جدیدِ مقابل منافع نامشروعِ آنان، یک گروه سیاسی ـ مذهبی به نام جهان اسلام باشد؛ قدرتی که از نظر فرهنگی با داشتن ارزش‏های قوی، نظیر خداپرستی، ظلم‏ستیزی، نوع‏دوستی، برادری، مساوات و عدل، می‏تواند در برابر فرهنگ غربی قد علم کند؛ لذا چون می‏دانند که از مقابله‏ی مستقیم با ایدئولوژی اسلامی طرفی نخواهند بست، می‏کوشند با ترفندی قدیمی، به طور غیرمستقیم، در ارکان جوامع اسلامی، از جمله جامعه‏ی ما رخنه کنند و آن ترفند چیزی نیست جز "تهاجم فرهنگی".
بدین منظور، در این مقاله سعی شده است به نوعی این پدیده مورد بررسی قرار گیرد و عوامل داخلی و خارجی و نیز برخی از راه‏کارهای مبارزه با آن مطرح شود. از آن‏جا که بحث از تهاجم فرهنگی مستلزم تعریف فرهنگ و ویژگی‏های آن است، ابتدا به این موارد می‏پردازیم و سپس موضوع اصلی را بررسی می‏کنیم.

فرهنگ
برای فرهنگ در حدود دویست و پنجاه تعریف ارائه کرده‏اند؛از جمله :
ـ کلیه‏ی دستاوردهای مادی و معنوی هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقیات، قواعد، آداب و رسوم، عبادات و دیگر قابلیت‏های اکتسابی، که از نسلی به نسل دیگر انتقال می‏یابد.
ـ مجموعه‏ی باورها، بینش‏ها، ارزش‏ها، آداب و سنن، اخلاق و اندیشه‏های پذیرفته شده و حاکم بر یک جامعه.
ـ مجموعه‏ی پیچیده‏ای که در برگیرنده‏ی دانستنی‏ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هرگونه توانایی که به وسیله‏ی انسان، به عنوان عضو جامعه، کسب شده است (روح‏الامینی، 1372، ص 17 به نقل از: ادوارد تایلور1، فرهنگ ابتدایی).
ـ فرهنگ مجموعه‏ای از آگاهی‏ها(شناخت‏ها) و رفتارهای فنی، اقتصادی، آیینی (شعایر)، مذهبی، اجتماعی و غیره است که جامعه‏ی انسانی معینی را مشخص می‏کند (پانوف؛ 1368، ص 103).
تعاریف مختلف و متفاوت از فرهنگ بیانگر این مطلب است که تمام دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبیر است؛ به همین سبب تعریف ذکر شده در فرهنگ مردم‏شناسی میشل پانوف2 را می‏توان تعریفی جامع از فرهنگ دانست.
فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی
فرهنگ را می‏توان در دو سطح مادی و معنوی دسته‏بندی کرد؛ فرهنگ مادی عبارت است از تمامی آنچه که عینی و ملموس است؛ مانند آثار هنری، دستاوردهای صنعتی، بناهای تاریخی، خط، موسیقی و... . فرهنگ معنوی یا غیرمادی نیز عبارت است از عقاید و رسوم، علوم و معارف، ارزش‏ها و اندیشه‏ها، اخلاقیات، دانستنی‏ها و... (روسک3، 1369، ص 10 و روح‏الامینی، ص24).
فرهنگ مادی معمولاً تحت تأثیر فرهنگ معنوی رشد می‏کند؛ زیرا نوع نگرش به هستی و جهان، و ارزش‏های حاکم بر جوامع، در ساخت ابزار جدید برای امور زندگی و رفاه اجتماعی به انسان جهت می‏دهد؛ برای مثال، طرز نگرش، نوع ارتباطات و معاشرتِ انسان‏ها، آنان را به ساختاری خاص در معماری سوق می‏دهد، و یا نوع نگرش زنان به حقوقشان، آنان را در انتخاب نوع لباس یا رفتار رهنمون می‏سازد (قیصی‏زاده، 1363). از طرف دیگر فرهنگ مادی نیز در فرهنگ معنوی تأثیر می‏گذارد. برای مثال، وارد شدن و جای گرفتن یک تکنولوژی جدید که در شمار فرهنگ مادی است، بالطبع ارزش‏های جدیدی را با خود خواهد آورد و ارزش‏هایی را نیز متزلزل خواهد ساخت (روح‏الامینی، ص110).

خصوصیات فرهنگ
خصوصیات فرهنگ را می‏توان به شرح زیر ارائه کرد:
1. آموختنی و اکتسابی است: افرادِ هر نسل، میراث فرهنگی را از نسل گذشته دریافت می‏کنند و به نسل بعدی می‏سپارند.
2. زنده است: جنبه‏ی پذیرندگی فرهنگ مربوط به زنده بودن آن است و توقف فرهنگ مساوی با مرگ آن است.
3. فطرتِ ثانوی انسان است؛ یعنی به خودی خود عمل می‏کند؛ بر این اساس است که ارزش‏ها، بایدها و نبایدها و اهداف و عادات، پایه‏های فرهنگ را می‏سازند.
4. فراتر از سواد و تحصیلات است؛ زیرا با فطرت و سرشت انسان‏ها مرتبط است.
5. هویت‏دهنده است؛ یعنی تنظیم‏کننده‏ی روابط اجتماعی و تضمین‏کننده‏ی نوع بینش و نگرش فرهنگ‏پذیر است.
6. نسبی است؛ فرهنگ متنوع است، تدابیر و روش‏ها از یک گروه به گروه دیگر فرق می‏کند و هر قومی طرز تفکر و عادات ویژه‏ای دارد.
7. منتقل شدنی است؛ هر گروه انسانی میراث اجتماعی (فرهنگ) خود را به دیگران انتقال می‏دهد.
8. خاص انسان است؛ فرهنگ شامل گذر از مرحله‏ی غریزی به رفتارِ آموخته است که الگوهای آن می‏تواند از یک شخص یا نسل به شخص یا نسل دیگر منتقل شود؛ در واقع مفهومی تجریدی از مشاهده‏ی رفتار انسان‏هاست (قیصی‏زاده، 1363 و فیاض، 1372، ص31ـ39 و روح‏الامینی، 1372، ص19ـ24).
فرهنگ غربی و فرهنگ شرقی
امروزه در تقسیم کلی، فرهنگ کشورهای جهان را به دو دسته‏ی شرقی و غربی تقسیم می‏کنند. دو اصطلاح شرق و غرب تعابیر جغرافیایی هستند و با این ملاک کشورهای چین، فیلیپین، ژاپن و... شرقی محسوب می‏شوند و ایسلند، کانادا و تمام آمریکا از شمال تا جنوب، غربی؛ اما این دو مفهوم در حوزه‏ها و قلمروهای دیگر مثل سیاست، حکمت، فلسفه، عرفان و تاریخ هم در برابر هم قرار می‏گیرند؛ برای مثال، تقابل اسلام و غرب، صورتی از تقابل شرق و غرب محسوب می‏شود (داوری اردکانی، 1379، ص12). در این تقسیم‏بندی تاریخی و سیاسی منظور از فرهنگ غربی همان بینش یونان و روم بعد از میلاد مسیح و اروپای بعد از رنسانس است که برخی از ویژگی‏های آن عبارت‏اند از: اصالت قدرت، اصالت ماده، اصالت زندگی، نظم فکری و عملی، اصالت مصرف، میل به تحلیل عقلانی، خودمداری و اومانیسم.
در مقابل فرهنگ غربی، مجموعه‏ای از فرهنگ‏های ملل شرقی قرار دارد که عمدتا دارای ویژگی‏های زیر است:
طالب و تابع قطب بزرگ ازلی (خداوند) است (اصالت وحدانیت)؛ در جست‏وجوی روح و یافتن راز خلقت است (اصالت روح)؛ میل به تحلیل عاطفی دارد؛ قوم‏گرا و ناسیونالیسم است؛ به همه‏چیز با دیده‏ی ابهام می‏نگرد (ابراهیمی، 1367).

تهاجم فرهنگی
امروزه با توجه به رشد فکری و آگاهی عمومی ملت‏های جهان، نفوذ و سلطه و به‏دست آوردن مستعمرات از راه لشکرکشی‏های نظامی، به آسانی امکان‏پذیر نیست و در صورت اجرا هزینه‏های زیادی را بر مهاجمان تحمیل می‏کند؛ به همین سبب، بیش از یک قرن است که استعمارگران روش نفوذ در کشورها را تغییر داده‏اند. این کشورها معمولاً اجرای مقاصد خود را با عناوین تبلیغ مذهبی، رواج تکنولوژی، ترویج زبان، انجمن‏های خیریه، ترویج بهداشت، سوادآموزی و ، به عبارت دیگر، به نام سیاست‏های فرهنگی و فرهنگ‏پذیری انجام می‏دهند. هرچند نمی‏توان این عناوین را از نظر نوع‏دوستی و انسانیت موردتردید قرار داد، ولی تاریخچه‏ی این روابط و خدمات نشان داده است که این برنامه‏ریزی‏های دقیق، در جهت رشد و بالندگی فرهنگ این کشورها نبوده بلکه زمینه‏ی اسارت کامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی‏آنان را فراهم ساخته است (روح‏الامینی، 1372، ص 101).
بدین ترتیب، استعمارگران، اکنون به این نتیجه رسیده‏اند که بهترین راه نفوذ در سایر کشورها، نفوذ در فرهنگ آنان و استحاله‏ی درونی آن است. آنان می‏خواهند ارزش‏های مورد پسند خود را ارزش‏های مترقی جلوه دهند و جای‏گزین معیارهای بومی و فطری ملت‏ها سازند و، از این طریق، بدون هیچ دغدغه‏ای به آینده‏ی منافع خود در این کشورها مطمئن باشند. این جمع‏بندی، به ویژه در دهه‏های اخیر، مبنای فعالیت‏های سازمان‏یافته‏ی گسترده‏ای قرار گرفته که غرب آنها را ترویج معیارهای تمدن، رشد و توسعه معرفی می‏کند؛ اما در فرهنگ ملت‏ها، از این اقدامات با تعابیر مختلفی یاد می‏شود که مفهوم مشترک آنها در تعبیر هجوم فرهنگی نهفته است (خرم، 1378، ص15).
این عمل (جای‏گزینی فرهنگ بیگانه با فرهنگ خودی) به شکلی هوشیارانه که بتواند یک ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بیگانه، و مطیع غرایز بیگانگان کند، عمدتا "تهاجم فرهنگی" محسوب می‏شود. دانشمندان غربی نیز به این واقعیت اذعان دارند. اتوکلاین برگ،4 یکی از روان‏شناسان اجتماعی غربی، در این زمینه می‏نویسد:
حتی در جریان پیاده کردن برنامه‏های بلندنظرانه و آزادمنشانه، چون کمک به همکاری فنی نیز نگرش استعماری و سایر اشکال استثمار متجلی است؛ مثلاً کشوری که کمک‏های فنی به دیگری ارائه می‏دهد این انتظار را دارد که کشور دریافت دارنده‏ی کمک، معیارها و الگوهای وی را برگزیند (روح‏الامینی،1372، ص101).
در کتاب‏های دایرة‏المعارفی غربی نیز به این مطلب اشاره شده است. میشل پانوف در کتاب فرهنگ جامعه‏شناسی در توضیح اصطلاح فرهنگ‏پذیری5 به این تسلط و استعمار فرهنگی غرب اشاره کرده و می‏گوید:
"این اصطلاح را از اواخر قرن گذشته انسان‏شناسان انگلیسی‏زبان به کار بردند و مراد از آن تعیین پدیده‏هایی است که از تماس مستقیم و ادامه‏دارِ بین دو فرهنگ مختلف نتیجه می‏شوند و از تبدیل یا تغییر شکل یک یا دو نوع فرهنگ، در اثر ارتباط با یکدیگر، حکایت می‏کند؛ بنابراین، مراد از فرهنگ‏پذیری، جنبه‏ی ویژه‏ای از فرایند انتشار آن است. امروزه فرهنگ‏پذیری ـ گاهی در معنای محدودکننده‏تر ـ به تماس‏های خاص دو فرهنگ که نیروی نامساوی دارند، اطلاق می‏شود؛ در این صورت، جامعه‏ی غالب که هماهنگ‏تر ویا ازنظر تکنیک مجهزتراست ـ معمولاً ازنوع جوامع صنعتی ـ به‏طور مستقیم یا غیرمستقیم به فرهنگ حاکم تحمیل می‏گردد (پانوف؛ 1368،؛ ص17ـ18).
این محقق در تعبیری دیگر از این تهاجم در حالتی که به شکلی گسترده‏تر، تمام عناصر فرهنگ مورد هجوم را از بین می‏برد و فرهنگ مهاجم را جای‏گزین می‏سازد، به "قوم‏کشی" یا "قومیت‏کشی"6 تعبیر می‏کند و می‏نویسد:
"هنگامی که فرهنگ غالب در انهدام ارزش‏های اجتماعی و روحیات سنتی جامعه‏ی مغلوب و برای گسستگی وسپس نابودی آن می‏کوشد، واژه‏ی قوم کشی را ـ که به تازگی رایج شده‏ـ به‏کار می‏برند تا القای اجباری‏فرایند "فرهنگ‏پذیری"را ازطریق فرهنگ غالب دریک فرهنگ‏دیگر (مغلوب) توصیف‏کنند. درگذشته جوامع‏صنعتی قوم‏کشی‏را باتظاهر به اینکه هدفشان از همانندسازی، ایجاد "آرامش" یا "تغییر شکل" در "جوامع ابتدایی" یا "عقب‏مانده" است، اجرانموده وبازهم اجرامی‏کنند. این‏عمل معمولاً تحت‏عنوان اخلاق، رسیدن به کمال مطلوب در پیشرفت و... صورت می‏گیرد (پانوف، 1368، ص137).
در تعریف پدیده‏ی "تهاجم فرهنگی" دیدگاه حضرت آیت‏اللّه خامنه‏ای، رهبرمعظم انقلاب، قابل توجه است. از نظر ایشان در "تهاجم فرهنگی" یک مجموعه‏ی سیاسی یا اقتصادی، برای رسیدن به مقاصد خاص خود و اسارت یک ملت، به بنیان‏های فرهنگی آن ملت هجوم می‏برد. در این هجوم، باورهای تازه‏ای را به زور و به قصد جای‏گزینی بر فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد کشور می‏کنند (سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1373، ص3).

تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی
تبادل فرهنگی ملت‏ها در طول تاریخ به شکلی طبیعی وجود داشته و عاملی برای رشد و تعالی مستمر فرهنگ ها بوده است. تبادل فرهنگی برای تازه‏ماندن معارف و حیات فرهنگی بشر امری بسیار ضروری است و جامعه انسانی را در ارتقای ارزش‏ها و پیمودن مسیر سعادت واقعی به پیش می‏برد. این جریان فرهنگی دو سویه است و هنگام قوت و توانایی ملت‏ها صورت می‏گیرد. در این روند، ملت‏ها با هدف ترویج ارزش‏های بشری، به تبلیغ ایده‏آل‏ها و معیارهای خود می‏پردازند و نیز عناصر و مفاهیم برجسته‏ی فرهنگ‏های دیگر را وام می‏گیرند.
گسترش اسلام در برخی از مناطق جهان، از جمله شرق آسیا، از طریق رفت و آمد مسلمانان ایران به این مناطق، از نمونه‏های قابل استنادی است که پیامدهای مثبت تبادل فرهنگی را برای جامعه‏ی بشری به خوبی اثبات می‏کند. در تبادل فرهنگی هدف اصلی باردار کردن و کامل کردن فرهنگ ملی است و از این دیدگاه، تردیدی نیست که در برخورد با فرهنگ غرب نیز تبادل صحیح فرهنگی، منشأ آثار مثبتی خواهد بود (خرم، 1378، ص15).
بنابراین، اساسا تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی در دو جهت مخالف قرار دارند. تبادل فرهنگی فرایندی متقابل و طبیعی است و با رضایت طرفین صورت می‏گیرد؛ ولی تهاجم فرهنگی یک طرفه، غیرداوطلبانه و سلطه‏گرانه است و اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی دارد. معرفی، انتقال و جای‏گزینی ارزش‏ها در تهاجم فرهنگی طبیعتا تحمیلی است. در واقع در تبادل فرهنگی، هدف به روز کردن و کامل کردن فرهنگ ملی است، ولی در "تهاجم فرهنگی" هدف ریشه‏کن کردن و از بین بردن فرهنگ ملی است (سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1373، ص 19ـ20).
قابل توجه است که فرهنگ‏پذیری با میل و به دلخواه یا تعامل فرهنگی، زمانی میسّر است که هیچ‏گونه نابرابری اجتماعی یا سیاسی بین دو فرهنگ وجود نداشته و هیچ‏کدام برتری مادی یا معنوی نسبت به دیگری نداشته باشند. در مقابل، در سایه‏ی برتری تکنولوژی، قدرت نظامی، امکانات بیش‏تر اقتصادی و فنی، و برنامه‏ریزی سیاسی است که تسلط پدیده‏های فرهنگی یک جامعه بر دیگری انجام می‏گیرد (روح الامینی، 1372، ص101).
در مجموع می‏توان گفت که: در تبادل فرهنگی سه اصل گزینش ،تحلیل و جذب و اصل تولید فرهنگی، مد نظر متولیان فرهنگی یک جامعه است و این افراد برای زنده و پویا نگه داشتن فرهنگ خودی، عناصر فرهنگ بیگانه را بررسی و عناصر مثبت آن را گزینش و پس از تحلیل و تعیین تناسب آن با فرهنگ بومی، آن را جذب می‏کنند و به شکل عنصری از فرهنگ خودی درمی‏آورند (فیاض، 1372، ص 42ـ43 و افتخاری، 1377، ص 70ـ73).
به طور خلاصه، تفاوت تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی را می‏توان در موارد ذیل دانست:
1. در تهاجم، هدف تخریب است، اما در تبادل فرهنگی هیچ کدام از دو فرهنگ قصد تخریب فرهنگ مقابل را ندارد و هدف انتقال و نشر فرهنگی است.
2 ـ در تهاجم، یک ملت برای جای‏گزینی فرهنگ خود، به نحوی ظالمانه سعی در ریشه‏کنی فرهنگ مقابل دارد، اما در تبادل فرهنگی چنین نیست.
3 ـ در تبادل فرهنگی، همواره جنبه‏های مثبت و انسانی مطرح است؛بدین معنا که دو طرف قصد بارور کردن، تکامل بخشیدن و ارتقای یکدیگر را دارند؛ در حالی که در تهاجم فرهنگی اهدافِ خیرخواهانه در میان نیست. بلکه قلع و قمع، ارعاب، بی‏هویت کردن و ایجاد سلطه، مدنظر است.
4 ـ در تهاجم فرهنگی، قصد استیلا و به طور کلی، غرض سیاسی مأخوذ است و مهاجم اصولاً بقای فرهنگ مقابل را به هیچ عنوان نمی‏پذیرد.
سیر تاریخی تهاجم فرهنگی در ایران
محققان برآن‏اند که مبدأ تاریخی تهاجم فرهنگی غرب در ایران را باید از آغاز حکومت قاجاریه و کمی قبل از آن فرض کرد؛ زمانی که نادر از دنیا رفت و مملکت ایران دچار آشوب و بی‏نظمی شد و کمپانی هند شرقی تحرکات خود را شدت بخشید (دوانی، 1375؛ ص91). شروع این حرکت با تأسیس مذاهب جعلی، مانند وهابیگری در مذهب اهل سنت، و شیخیگری و بهائیت در مذهب تشیع اشاره کرد. این مذاهب جدید به منظور تغییر در اعتقادات واقعی دین اسلام و ایجاد اختلاف در میان مسلمانان طراحی شدند (همان، ص 91ـ106).
این حرکت در جامعه‏ی ایران از زمان اولین اعزام ایرانیان به غرب برای تحصیل، و بازگشت آنان به کشور، شدت بیش‏تری به خود گرفت. نخستین ایرانیانی که برای مأموریت و یا تحصیل به غرب سفر کردند، اسیر شبکه‏ی فراماسونری7 غرب شدند؛ تعدادی از آنان چون عسگرخان افشار ارومی و ابوالحسن‏خان ایلچی حلقه‏ی نوکری غرب را به گوش آویختند و در ازای گرفتن حقوق از بیگانگان، به ترویج غرب‏گرایی و تأمین منافع آنها در ایران پرداختند. مشخصه‏ی تمامی این فرنگ‏رفتگان، خودباختگی در مقابل مظاهر تمدن غرب و ترویج غرب‏گرایی در ایران بود؛ برای مثال، آخوندزاده علت عقب‏ماندگی ایرانیان را دین اسلام و خط عربی می‏داند (فقیه حقانی، 1375 ص156ـ157 و شفیعی سروستانی، 1372، ص 103ـ121).
با کودتای سوم اسفند 1299 و آغاز سلطنت رضاخان، روشن‏فکران غرب‏زده شکل جدیدی از تهاجم فرهنگی در ایران ظاهر کردند. رضاخان در طول 20 سال سلطنت خود، انهدام فرهنگ قومی، ملی و اسلامی ایران را بنا نهاد. با توجه به ضعف توانایی‏های فکری و علمی او، چنین حرکت حساب شده‏ای نمی‏توانست حاصل درک و بینش وی باشد. او با حضور مستشاران متعدد غربی و همکاری و اقتدار روشن‏فکران وابسته در دستگاه حکومت خود، تدارک این حرکت ضدفرهنگی را فراهم نمود (کاظم‏زاده، 1371)؛ برای مثال، حسن تقی‏زاده که سمبل مدافعان ترویج کامل و بی‏حد و مرز معیارهای غربی در کشور و گرداننده‏ی اصلی مجله‏ی شبه روشن‏فکری کاوه است می‏نویسد:
"وظیفه‏ی اول همه‏ی وطن‏پرستان ایران قبول و ترویج تمدن اروپا، بلاشرط و قید، و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و تربیت و علوم و صنایع و زندگی و کل اوضاع فرنگستان است، بدون هیچ استثنا. به سخن دیگر ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً،فرنگی مآب شود و بس (خرم، 1378، ص151).
در مجموع می‏توان گفت این استعمار گران بودند که به بهانه‏های مختلف به منظور تسلط بر کشورهای جهان سوم از این حربه استفاده کردند.
سابقه‏ی تاریخی این فرایند در غرب به بعد از رنسانس و انقلاب علمی در جامعه‏ی اروپا برمی‏گردد؛ هنگامی که صنعت و علم با شتاب بیش‏تری رشد یافت و کشورهای صنعتی که از تولیدات، اشباع شده بودند، از یک طرف نیازمند بازارهای جدید مصرف شدند و از سوی دیگر تداوم حیات صنعت غرب، بستگی تام به سوخت و مواد اولیه داشت. در این زمان معقول‏ترین انتخاب برای غرب در خصوص تأمین منابع اولیه و به‏دست آوردن بازار مصرف، نزدیک‏ترین منطقه به آنان، یعنی جهان اسلام بود؛ به همین سبب، ذخایر غنی نفتی و بازارهای مصرف این منطقه از جهان، هدف تهاجم آنان قرار گرفت. بدین ترتیب کشورهای اسلامی یکی پس از دیگری با روش‏های مختلف سیاسی، نظامی و فرهنگی استعماری در ظاهر استقلال پیدا کردند. شرکت‏ها و صنایع اروپایی در این کشورها رخنه نموده و بازارهای این کشورها را در اختیار گرفتند. برای تثبیت وضع موجود، تنها چاره‏ای که به فکر اندیشمندان و متفکران سیاسی غرب رسید، استفاده از "تهاجم فرهنگی" بود؛ زیرا توسل به نیروی نظامی و زور، برای همیشه راه‏حل مناسبی برای استیلا نبود و برای مدت‏های طولانی نمی‏شد استثمار را با آن تداوم بخشید.
به‏همین‏سبب استعمارگران از دیدگاه‏ها و نظریات علمی استعماری که زمینه‏ی تهاجم فرهنگی را فراهم می‏آورد استقبال کردند. کلام معروف سیسیل رودس، یکی از متفکران انگلیسی، شاهدی بر این مطلب است که تهاجم فرهنگی از طرف غرب به شکلی سازمان‏دهی‏شده و برای حفظ منافع درازمدت آنان صورت گرفته است. او می‏گوید:
"برای این‏که 40 میلیون جمعیت پادشاهی متحده‏ی بریتانیا را از یک جنگ داخلی خونین نجات دهیم، باید سرزمین‏های جدیدی را به دست آوریم تا مشکل اضافه جمعیت حل شود و بازارهای جدیدی برای کالاهای تولیدشده در کارخانه‏ها و معادن فراهم گردد. همان‏طور که همیشه گفته‏ام، "امپراطوری" راه‏حلی برای مسأله نان و بیکاران است. اگر می‏خواهید جنگ داخلی نداشته باشید، باید امپریالیست شوید!" (رفیع، 1373، ص115).
به گفته‏ی یکی از محققان ایرانی، امروزه داعیه‏ی برتری‏طلبی و تسلط فرهنگ غربی به مرحله‏ای رسیده است که تحمل هیچ رقیبی را برای خود ندارد:
" در طرح تاریخی غربی شدنِ عالم، مطلب صرفا این نبوده است که فرهنگ‏های غیرغربی جای خود را به فرهنگ غربی بدهند، بلکه مسئله این بوده است که‏هر جا و هر قوم که غربی نشود، ناچیز است و این ناچیز، چه در صورت ظاهر و سیمای بشر و چه به صورت اشیا یافت شود، جز این قابلیت ندارد که به تملک و تصرف غرب درآید؛ پس قضیه‏ی غرب این نیست که گروهی سوداگرِ حریصِ متجاوز در جایی پیدا شده‏اند و علم وعقل‏را وسیله‏ی تسلط و استیلای خود قرارداده‏اند. غرب عین این علم و عقل است و در نظر او یک عالم بیش‏تر وجود ندارد؛ یعنی غیرت غربی به وجود غیر و مغایر مجال نمی‏دهد، هرچه هست باید غربی بشود یا ازمیان برود" (داوری‏اردکانی، 1379،ص83).
البته امروزه با تسلط فرهنگ آمریکایی و گسترش آن در کشورهای اروپایی، این هراس به وجود آمده است که این آمریکایی‏سازی، فرهنگ عامه‏ی اروپا را نیز دست‏خوش تغییر سازد (استریناتی،8 1380، ص 46ـ50).

ویژگی‏های تهاجم فرهنگی
اساسا "تهاجم فرهنگی" در مقایسه با تهاجم نظامی یا اقتصادی، دارای ویژگی‏های منحصر به فردی است. تهاجم فرهنگی معمولاً نامرئی و نامحسوس است؛ دراز مدت و دیرپاست؛ ریشه‏ای و عمیق است؛ همه‏جانبه است؛ حساب شده و دارای برنامه و ابزارهای گسترده است؛ گسترده و فراگیر است؛ کارساز و خطرزاست. علاوه بر این‏ها، "تهاجم فرهنگی" همانند کار فرهنگی، یک کار آرام و بی‏سر و صداست و قربانیان آن بیش‏تر قشر جوان هستند (قیصی زاده 1363).
در تهاجم نظامی، دشمن با تجهیزات و امکانات نظامی وارد معرکه می‏شود، اما در "تهاجم فرهنگی" نیازی به لشکرکشی و هزینه‏های هنگفت نظامی نیست؛ هم‏چنین دشمن در این تهاجم برای تحمیل حاکمیت فرهنگ خود از همه‏ی حربه‏های سیاسی ـ اقتصادی، نظامی، روانی و تبلیغاتی بهره می‏گیرد. در "تهاجم نظامی" تنها بخشی از مرزها و سرزمین‏های مجاور در تیررس مستقیم دشمن قرار می‏گیرد، اما در "تهاجم فرهنگی" سلاح‏های مخرب دشمن تا عمق خانه‏ها پیش می‏رود و ذهن و قلب انسان‏ها را نشانه می‏گیرد. به همین دلیل است که پس از جنگ جهانی دوم، آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا اعلام کرده بود که: بزرگ‏ترین جنگی که در پیش داریم جنگی است برای تسخیر اذهان انسان‏ها (هدایتخواه، 1377).

عوامل تهاجم فرهنگی
عوامل تهاجم فرهنگی را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف) عوامل برون‏زا: زمینه‏ها، عناصر و ابزاری که به نحوی ردپای کشورهای خارجی (غربی) در آنها دیده می‏شود عوامل برون‏زا هستند؛ از جمله: اعزام مستشرقین، تلاش برای دین‏زدایی از طرق مختلف، ایجاد روحیه‏ی خودباختگی فرهنگی، ساخت و فروش وسایل ارتباطی، نظیر ماهواره و ویدئو و... . سیاست‏گزاران و طراحان کشورهای سلطه‏جو این عوامل را طراحی و برنامه‏ریزی می‏کنند و افراد داخلی آن را به اجرا درمی‏آورند.
ب) عوامل درون‏زا: زمینه‏ها، عناصر و ابزاری که ریشه‏ی داخلی داشته و غیرمستقیم یا مستقیم به پذیرش تهاجم فرهنگی از خارج به داخل کمک می‏کنند عوامل درون‏زا هستند؛ از جمله: زمینه‏هایی هم‏چون بیکاری، فقر اقتصادی، نابه‏سامانی خانوادگی، غفلت مسئولین فرهنگی و اجتماعی و ناآگاهی جوانان و نوجوانان و... (مسگرنژاد، 1373 و نگارش، 1380).

شیوه‏های تهاجم فرهنگی
در یک نگاه کلی شیوه‏های تهاجم فرهنگی غرب را نیز می‏توان از دو بعد خارجی و داخلی مورد توجه قرار داد.
در بعد خارجی، مهاجمان با امکانات و موقعیت‏های مختلفی که در مجامع بین‏المللی در دست دارند، از طریق شبکه‏های گسترده‏ی بنگاه‏های تبلیغاتی و سخن‏پراکنی خود می‏کوشند با عناوینی چون نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم، وجود خفقان و سانسور، نبودن آزادی برای زنان و مطبوعات و نویسندگان، جنگ‏طلبی، ماجراجویی و...و با حربه‏های شناخته شده و تکراری، تصویری تحریف شده و ناخوشایند از فرهنگ مقابل در اذهان مردم دنیا ترسیم نمایند و طبیعی است که در این راه، زشت‏ترین و شیطانی‏ترین حربه‏ها را برمی‏گزینند.
در بعد داخلی تهاجم فرهنگی غرب در کشورهای اسلامی به دو شیوه‏ی زیر رخ می‏نماید:
1 ـ ترویج افکار و اندیشه‏های غیراسلامی و حتی ضداسلامی، تبلیغ افکار التقاطی، تقدس زدایی و توهین به مقدسات، سست نمودن پایه‏های اعتقادی جوانان نسبت به برخی از اصول و آرمان‏ها.
2 ـ تجددگرایی، علم‏زدگی و عقل‏گرایی افراطی، تلاش در راه تطهیر غرب و غرب‏گرایی، بی‏اعتبار نشان دادن علوم و معارف اسلامی به بهانه‏ی عدم تطابق با دانش‏های نوین بشری، طرح جدایی دین از سیاست، ترویج بی‏حجابی و بدحجابی و پوشش‏های مستهجن و خلاف شؤون اسلامی، رواج مدهای غربی و بی‏بند و باری، تهیه و پخش فیلم‏های شدیدا ضد اخلاقی ویدئویی، نوارهای کاست مبتذل از خوانندگان فاسد و توزیع عکس‏های مبتذل در سطح گسترده، تولید و پخش مشروبات الکلی و مواد مخدر در سطح جامعه، چاپ و نشر کتب و مجلات ضداخلاقی، جنایی، عشقی و رمان‏های مبتذل، تشکیل مجالس لهو و لعب و...، مشتی از خروارها توطئه‏ی دشمن است. ابزار تهاجم فرهنگی تنها محدود به موارد فوق نیست، بلکه تمام موارد فرهنگ‏های مکتوب، شفاهی، عمومی و تصویری نیز از ابزارهای دیگر این تهاجم هستند (مسگرنژاد، 1373).
فرهنگ غربی با استفاده از ابزار فوق تخریب فرهنگ اسلامی را مد نظر قرار داده است. مواردی از قبیل تشکیک در حقانیت دین اسلام، انتشار کتاب‏های ضد دینی مانند آیات شیطانی، نفی مقدسات اسلامی و نیز تحدید دین و تلاش برای حذف دین از عرصه‏ی اجتماع از این موارد به شمار می‏آید (افتخاری، 1377).

مراحل تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی در دو مرحله‏ی عمده صورت می‏پذیرد که در هر یک راه‏های خاصی مدنظر قرار می‏گیرد:
الف) تخلیه‏ی فرهنگ خودی
در قانون طبیعت، وقتی در فضایی خلأ ایجاد شود، نزدیک‏ترین نیروی موجود، آن خلأ را پر می‏کند. هر پدیده‏ی جدید، یا در جایی حضور می‏یابد که قبلاً خلأ وجود داشته و یا در آن محیط، خلأ ایجاد می‏کند. لذا تخلیه‏ی فرهنگی اولین شرط لازم برای حضور فرهنگ بیگانه و مهاجم به شمار می‏رود. ایجاد خلأ فرهنگی، خود با روش‏ها و شیوه‏های مختلفی صورت می‏گیرد که عمده‏ترین آنها در ایران، عبارت‏اند از:
1. ایجاد تردید نسبت به بنیان‏های اعتقادی و ارزشی از طریق: سست نمودن اعتقادات عمومی، سست نمودن ارزش‏های اخلاقی، دین‏زدایی،انزوای روحانیت، بی‏ارزش نمودن مبلغان و مدافعان اصیل دین؛
2. ترویج فساد؛
3. فرقه‏گرایی؛
4. نفوذ نگرش غربی و ازخودبیگانگی؛
5. تکوین روشن‏فکری وابسته.
هدف اصلی از این مرحله، قطع رابطه‏ی فرهنگی کشورهای مسلمان با گذشته‏ی پرافتخار خویش است. این مرحله معمولاً با ظرافت و دقت فراوانی طراحی و اجرا می‏شود و فرق اساسی آن با تهاجم نظامی، مشخص نبودن چهره‏ی مهاجم است. بدین شکل که عناصر تعلیم دیده با القای شبهات و دسیسه‏های شیطانی، مردم را نسبت به میراث علمی و فرهنگی خویش بی‏اعتنا و دلسرد می‏کنند.
ب) تثبیت فرهنگ بیگانه
به کار گماردن افراد وابسته و ایجاد نهادها یا تأسیسات مختلف بین‏المللی و ملی، از کارهایی است که در این مرحله انجام می‏شود. به طور کلی، در این مرحله سیاست‏هایی که دشمن به اجرای آنها اصرار می‏ورزد، به شرح ذیل است:
1. برپایی شبکه‏ها و مؤسسات شبه فرهنگی؛
2. تجزیه‏ی فرهنگی از طریق تحریک نژادها و گروه‏های متفاوت اجتماعی، تحریک اقوام با گویش محلی، تحریک اقلیت‏های مذهبی و...؛
3. تحریف تاریخ؛
4. تغییر خط و زبان؛
5. حذف و تبدیل میراث‏های فرهنگی (مسگرنژاد، 1373).

ابزارهای تهاجم فرهنگی
مهاجمان فرهنگی مسائل و مفاهیم مورد نظر خود را به تدریج از طریق وسایل و ابزارهای گوناگونی ترویج می‏کنند. مهم‏ترین ابزار مورد استفاده در تهاجم فرهنگی عبارت‏اند از:
1. آموزش، زبان، ترجمه و اصطلاحات: آموزش به سبک غربی یکی از روش‏های استعماری نفوذ در کشورهای جهان سوم بوده است (شفیعی سروستانی، 1372، ص72)؛ یکی از کارکردهای پنهان این برنامه‏های آموزشی که در ظاهر به منظور پیشرفت علمی در این کشورها اجرا شده، زمینه‏سازی برای پذیرش فرهنگ بیگانه و برتر جلوه دادن آن و انهدام فرهنگ ملی بوده است (قائم مقامی، 1356، ص237ـ 244). این برنامه‏ها بدون در نظر گرفتن موقعیت فرهنگ بومی و با هدف تربیت نیروهایی هماهنگ با سیاست‏های استعماری اجرا شده است؛ اما در مقام عمل، عده‏ای از همین تحصیل‏کرده‏ها با آگاهی از روش‏های استعماری به مبارزه با سیاست‏های استعماری برخاستند که نتیجه‏ی آن استقلال برخی از این کشورها بوده است. این نوع از آموزش در ایران، آن هم توأم با تهدید و ارعاب مردم، از دوره‏ی رضاخان آغاز شد. این آموزش‏های کلاسیک، به صورت غیرمستقیم، فرهنگ بیگانه را ترویج کرد. زبان نیز می‏تواند مهم‏ترین ابزار نفوذ فرهنگ بیگانه باشد. اگر به جای استفاده از واژگان فارسی، استفاده از لغات بیگانه به صورت افسارگسیخته در محاورات رسمی و عمومی رواج یابد، نسل جدید ممکن است در آینده از معادل فارسی آن لغات محروم و بی‏خبر بماند. در مورد ترجمه نیز می‏توان گفت که اگر آموخته‏های فارغ‏التحصیلان ما عمدتا از متون ترجمه شده باشد، دانشجویان امکان تفکر مستقل را از دست می‏دهند و اصطلاحات بیگانه به تدریج به جای اصطلاحات هماهنگ و مأنوس با فرهنگ خودی می‏نشیند.
2. کتب و نشریات: انتشار کتاب بدون در نظر گرفتن تطابق آن با فرهنگ بومی و بدون توجه به پیامدهای منفی پنهان برخی از کتاب‏ها، می‏تواند در تقویت تهاجم فرهنگی دشمن مؤثر باشد. با بررسی وضعیت انتشار کتاب در ایران در سال‏های اخیر می‏توان نشان داد که آیا دشمن از این عرصه توانسته است در فرهنگ ایرانی نفوذ کند یا خیر؟ چیزی که اثبات آن به یک تحقیق مستقل نیازمند است.
در نشریات نیز گاهی ارزش‏های منطبق با اهداف فرهنگ خودی با روش‏های غلط انتقال می‏یابد، و درنتیجه تأثیر معکوس دارد. هم‏چنین ارزش‏های مغایر با اهداف فرهنگ اسلامی با روش‏های غیرملموس و پنهان و به ظاهر موجه منتقل می‏گردد که خود نمونه‏ی بارز "تهاجم فرهنگی" است.
3. تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات: وسایل ارتباط جمعی به دلیل ویژگی‏هایی که برای آن برشمرده‏اند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی قرار می‏گیرد؛ از جمله: پوشش فراگیر، فرامحیطی بودن، چندحسی بودن، قابلیت آموزش غیرتخیلی داشتن، قابلیت تطابق داشتن با فهم عوام و فرازَمان بودن.
وسایل ارتباطی با قابلیت‏ها و ویژگی‏های مخصوص به خود، هنگامی که در دست تشکیلاتی قرار می‏گیرد که هدفی جز تخریب فرهنگ یک قوم و جای‏گزینی آن با فرهنگ سلطه‏گر و استعماری ندارد، تبدیل به ابزار و عامل خطرناکی در جهت هجوم فرهنگی می‏شود. متأسفانه این ابزار شمشیر دو لبه‏ای است که استکبار جهانی لبه‏ی مخرب و فسادانگیز آن را برای قطع ریشه‏های فرهنگی یک قوم به کار می‏گیرد.
اینترنت، رادیو، تلویزیون، سینما، روزنامه ویدئو و ماهواره و ... ابزارهای فراگیری هستند که بررسی نقش هریک از آنها در تهاجم فرهنگی نیاز به یک تحقیق مستقل و همه جانبه دارد که در مجال دیگری باید به آن پرداخت.
اما مهم این است که امروزه فرهنگ غرب بر وسایل ارتباط جمعی در جهان تسلط دارد و از طریق خبرگزاری‏هاو شبکه‏های رادیو و تلویزیون و سینما علیه انقلاب اسلامی فعالیت می‏کند (افتخاری، 1377، ص 190ـ195).
4. ترویج کالاهای لوکس مصرفی و الگوهای تجمل‏گرایی: این الگوی مصرف که مهم‏ترین ویژگی آن وابستگی به کشورهای صنعتی است، با رشد و گسترش خود، ابتدا الگوی تولید و توزیع و سپس کل اقتصاد و فرهنگ جامعه را تحت الشعاع قرار می‏دهد، به گونه‏ای که تداوم وضع موجود تقریبا بدون هیچ‏گونه فشار و اجباری صورت می‏گیرد.
5. شعارهای تبلیغاتی فرهنگ بیگانه منقش بر روی البسه: کودکان ما از همان ابتدا می‏آموزند که باید از فرهنگ خود، تولید خود، خط و زبان خود احساس حقارت و شرم کنند؛ می‏آموزند که حروف خارجی خوب و قشنگ هستند و همه‏ی چیزهای خارجی بهتر از داخلی است و این بزرگ‏ترین ظلمی است که در حق کودکان و نوجوانان صورت می‏گیرد.
6. پوستر و عکس: یکی از روش‏های زیرکانه‏ی "تهاجم فرهنگی" چاپ و توزیع پوسترها و عکس‏هایی است که با رنگ و لعاب خاصی در دست‏رس جوانان قرار می‏گیرد.
7. نفوذ مستشرقین: مستشرقین با نگاه خاص و گزینشی به فرهنگ‏های غیرغربی به جای معرفی صحیح این فرهنگ‏های غنی، سعی کرده‏اند به نوعی با این شناخت زمینه‏ی تسلط فرهنگ غربی را فراهم آورند و برتری آن را به اثبات برسانند (صلاحی، 1376). ادوارد سعید پژوهشگر عرب در این زمینه می‏گوید: اروپاییان درباره‏ی خاور زمین نوشته‏اند که انسان خاورزمینی خردستیز، فاسد، کودک‏منش، و "متفاوت" است و از این رو، انسان اروپایی خردگرا، پاکدامن و "طبیعی" است. پیام روشن‏تر این‏گونه نوشته‏ها آن است که اصولاً اروپاییان با ویژگی‏های پسندیده‏ای که در سرشت خویش دارند، از بقیه‏ی جهانیان برترند و از همین روست که باید بر جهان چیره شوند و مردم جهان را به بردگی و استثمار کشند.(مصباح یزدی، 1376، ص 39).
8.استقراض خارجی و اعطای امتیازات به بیگانگان بدون در نظر گرفتن منافع ملی کشور (صلاحی، 1376).
بسترهای تهاجم فرهنگی
بدیهی است هر تفکر و مذهبی که بخواهد بر اخلاقیات، عادات و اندیشه‏های یک ملت رسوخ کند و آن ملت را از خوی‏ها و اعتقادات قبلی جدا نماید، محتاج بسترسازی برای رسیدن به این اهداف و خنثی‏سازی مقاومت‏های احتمالی است. بدین شکل که اگر همه‏ی لوازم تهاجم فرهنگی از قبیل: تفکر، ابزار و روش انجام کار فراهم شود، ولی شرایط و بستر مناسبی که بتواند این‏ها را به‏کار گیرد، وجود نداشته باشد، در واقع همه‏ی تلاش‏های قبلی عقیم می‏ماند، و برعکس، چنانچه بر اثر عوامل متعدد، بستر و شرایط مناسب و مساعد وجود داشته باشد، یا به وجود آورده شود، دیگر جلوگیری از نفوذ تفکر بیگانه و پیش‏گیری از مسخ فرهنگ خودی بسیار مشکل خواهد بود. در این مقاله مجال تفصیل بیش‏تر این موضوع نیست؛ لذا به برخی از موارد مهمی که موجب پذیرش و تقویت فرهنگ مهاجم می‏شود اشاره می‏کنیم:
1. مشکلات و کاستی‏های اقتصادی و اجتماعی؛
2. عدم برنامه ریزی دقیق فرهنگی و غفلت مسئولین در این خصوص؛
3. فقدان تولیدات فرهنگی و هنری کافی و متناسب با فرهنگ بومی؛
4. کم‏توجهی زنان به جایگاه والای خود؛
5. ضعف‏های موجود در خانواده، مدرسه و جامعه؛
و ... .

یکی از جامعه‏شناسان ایران در این خصوص می‏گوید:
"در بررسی دلایل طرح و پذیرش فرهنگ غربی مباحث بسیاری در چندین دهه‏ی گذشته صورت گرفته است. عده‏ای نقش عوامل خارجی را در نفوذ فرهنگ غرب بسیار برجسته دانسته و در مقابل، عده‏ای ضعف فرهنگ ملّی را زمینه‏ساز نفوذ فرهنگ بیگانه عنوان کرده‏اند. با دیدگاهی واقع‏بینانه باید به نقش عوامل متعدد داخلی و خارجی در شکل‏دهی جریان غرب‏گرایی در ایران توجه شود.
ضعف و نارسایی عناصر فرهنگ ملی و بومی، نبود سازمانی مناسب برای گسترش فعالیت‏های فرهنگی، بی‏توجهی به عنصر تغییر در سطح بین‏المللی، تغییر چهره‏ی دشمن و دخالت دیگرگونه و جدی او در شرایط داخلی.
رشد گروه جدید از نخبگان که عموما افکار و آرای آنان ریشه در حوزه‏ها و مکاتب فکری و فرهنگی مطرح در غرب دارد، وجود مکاتب و نظریات جدید، برخورد با فرهنگ در قالب تهاجم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، بازیاب و توسعه‏ی فرهنگی غرب، رشد و افول مارکسیسم، استقلال کشورهای جدید در جهان سوم و... همه عوامل مؤثر در برخورد فرهنگ‏ها و درنهایت، زمینه‏ساز غلبه‏ی فرهنگ غرب بر فرهنگ ملّی کشورهای جهان سوم بوده است (آزاد ارمکی، 1375، ص249).
راه‏های مقابله با تهاجم فرهنگی
بی‏تردید امروزه اکثر کشورها در پی آن هستند که راهکارهایی بیندیشند تا از تخریب و تضعیف فرهنگ خود از طریق رسانه‏های همگانی هدایت شده توسط غرب بکاهند؛ هرچند کسی منکر این واقعیت نمی‏تواند باشد که در دنیای امروز، کشورها نمی‏توانند دیواری به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه‏ی خود با فرهنگ‏های بیگانه، در امان باشند، زیرا رسانه‏های همگانی جهان هم‏چون ماهواره‏ها و تکنولوژی اینترنت، مردم دنیا را در جریان آخرین پیشرفت‏ها، مدها، ساخته‏ها، هنرها و غیره قرار می‏دهند. اگر فرهنگ جامعه‏ای توان خود را از دست بدهد و اگر مردمی از فرهنگ خود گسسته شوند، قدرت درست اندیشیدن از آنها سلب می‏گردد و در این دریای ارتباطات غرق می‏شوند.
اگر ظرف مدت دو سال، جامعه‏ی شوروی سابق به کلی دگرگون می‏شود و رسانه‏ها و کانال‏های تلویزیونی امریکایی و اروپایی چنان فرهنگ آن را در هم می‏کوبند که آثار نویسندگان و هنرمندان بزرگ روسیه به کلی فراموش می‏شود و الگوهای غرب مقبولیت می‏یابند، بیش‏تر به این دلیل است که پیش از آن، فرهنگشان صلابت و ایستادگی خود را از دست داده بود. ما معتقدیم فرهنگ اصیل اسلامی و تعصب مذهبی، هم‏چون درخت تنومندی در ذهن و قلب مردم مسلمان این مرز و بوم ریشه دوانیده است و طوفان "تهاجم فرهنگی" به راحتی نمی‏تواند این درخت را از جای برکَنَد، اما نباید از تکان‏های گاه و بیگاه آن که میوه‏های نارسیده‏را سرنگون می‏سازد غافل بود؛ لذا شناخت راه‏های مقابله با تندباد تهاجم بسیار حایز اهمیت است.
ملت‏هایی که علاقه‏مند به حفظ و پاس‏داری از "هویت فرهنگی" خود هستند، سعی می‏کنند فرهنگ غیرمادی جامعه‏ی خویش را حفظ نمایند. البته این بدان معنا نیست که می‏توان (یا باید)فرهنگ‏غیرمادی‏راکاملاً دست‏نخورده وثابت و"اصیل" نگه‏داشت؛زیرا، همان‏طور که در ویژگی‏های فرهنگ ملاحظه شد، تغییر از خصوصیات فرهنگ است.
ولی این تغییر، در صورتی به هویت فرهنگی آسیب نمی‏رساند و باعث از هم‏گسیختگی آن نمی‏شود که جریان کُند، بطئی، عادی و خودبه‏خودی را بپیماید (روح‏الامینی، 1372، ص110).

برای مقابله و مبارزه با "تهاجم فرهنگی" راه‏های بسیار زیادی در زمینه‏های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ذکر شده که هر کدام دارای اهمیت خاص خود است. اما عناوین زیر اهم توصیه‏ها و راه‏حل‏هایی است که در این مقوله قرار دارند:

الف) شناخت دقیق و همه جانبه‏ی تهاجم فرهنگی
یکی از موارد مهم و اساسی در مبارزه با تهاجم فرهنگی، شناخت ابعاد و ریشه‏های آن است؛ زیرا زمانی می‏توانیم در برابر این پدیده برنامه‏ریزی کنیم که از دشمن مهاجم و برنامه‏های او اطلاع کافی داشته باشیم و متناسب با آن، سلاح تدافعی خود را به‏کار گیریم. این مبحث یکی از محورهایی است که در بیانات مقام معظم رهبری بر آن تأکید شده است (سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ص382ـ383). یکی از محققان نیز در این خصوص می‏گوید:
"بدون این‏که ما در برابر تهاجم فرهنگی غرب تسلیم شویم، تا ندانیم که تهاجم از کجا آغاز شده و چه هدفی دارد و سلاحش چیست، چگونه می‏توانیم در برابر آن بایستیم؟ من نگفتم که تهاجم فرهنگی مهم نیست؛ بلکه سخن این بود که چون این تهاجم جز در موارد خاص دانسته نیست، نسخه‏ی علاج قطعی برای آن نمی‏توان نوشت" (داوری اردکانی، 1379، ص87). به همین سبب در موفقیتِ مبارزه با تهاجم فرهنگی، توجه و تمرکز مسؤولان فرهنگی کشور به امر مبارزه با تهاجم فرهنگی و اختصاص بودجه‏ی کافی و ایجاد جایگاه مناسب برای آن در برنامه ریزی کلان کشور و ارتباطات بین‏المللی، امری ضروری به نظر می‏رسد.

ب) شناخت دقیق و کامل فرهنگ اسلامی و ملی
گام دوم در مبارزه با تهاجم فرهنگی شناخت فرهنگ غنی اسلامی و عناصر فرهنگی آن است؛ علاوه بر این باید عناصر مقبول فرهنگ ملی و آداب و رسوم اجتماعی، ذخایر فرهنگی با ارزش تلقی شده و زنده نگه داشته شوند (فیاض، 1372، ص344ـ346). در این خصوص آگاهی بخشیدن به نوجوانان و جوانان از طریق مأنوس کردن آنان با مفاخر و مواریث فرهنگی از اهمیت خاصی دارد.
به عقیده‏ی بسیاری از صاحب‏نظران، اعتلای فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و ایجاد حس غرور و افتخار در جوانان و نوجوانان، این وارثان واقعی ارزش‏های گران‏بهای فرهنگ خودی، گامی اساسی است که باید برای مبارزه‏ی بی‏امان با تهاجم فرهنگی غرب برداشته شود. یک جوان مسلمان ایرانی باید بداند که وارث چه نوع فرهنگی است. می‏توان با تقویت نیروی ایمان و با تأکید بر فرهنگ و سنت‏های خودی و بزرگ جلوه‏دادن نقاط قوت آنها، تمام آحاد جامعه، به ویژه نوجوانان و جوانان کشور را در برابر چنین تهاجمی مقاوم کرد؛ هم‏چنین از این طریق می‏توان احساس حقارت را در این گروه از بین برد و روحیه‏ی سازندگی و امید را در آنان تقویت کرد.

ج) اصلاحات علمی و اقتصادی
برنامه‏ریزی در جهت پیشرفت همه‏جانبه‏ی کشور و تبدیل آن به یکی از کشورهای بزرگ علمی و صنعتی و مستقل از جهت تأمین کالاهای اساسی مورد نیاز و فراهم آوردن زمینه‏های رفع نیازهای اقتصادی جامعه، به ویژه نیازهای جسمی و روحی نسل جوان از قبیل تحصیلات کافی، شغل مناسب، امکانات تشکیل خانواده، امکانات گذراندن مناسب اوقات فراغت مانند امکانات ورزشی و ... بیش‏ترین نقش را در تثبیت فرهنگ ملی و مصونیت در برابر فرهنگ مهاجم دارد.

د) تدوین سیاست فرهنگی و تربیتی جامع از طریق
1. تقویت کمی و کیفی تولیدات فرهنگی توسط رسانه‏های جمعی داخلی؛ تأثیر رسانه‏ای خودی در مبارزه با تهاجم فرهنگی امری قطعی و انکارناپذیر است. لیکن مادام که ما به کاربرد رسانه‏ها، تکنولوژی اطلاع‏رسانی، هنر و فن پیام‏رسانی و خلاصه با شیوه‏های امروزین اطلاعات و تبلیغات آشنا نباشیم، نمی‏توانیم با مخاطبان خود ارتباطی منطقی و نتیجه‏بخش برقرار کنیم؛ بنابر این آشنایی با پیشرفته‏ترین روش‏های تبلیغ از قبیل روان‏شناسی تبلیغ و شناسایی افکار عمومی در مباحث روان‏شناسی اجتماعی و آخرین مباحث طرح شده در جامعه‏شناسی ارتباطات باید مدنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، رسانه‏های ما نباید تنها به پاسخگویی و رفع ابهام در قبال تهاجم فرهنگی دشمن اکتفا کنند، بلکه باید با نگاهی جهانی تلاش کنند که به نوعی، تهاجم و تولید در تبلیغ را وجهه‏ی همت خویش قرار دهند.
2. استحکام مبانی تعلیم و تربیت اسلامی نوجوانان و جوانان؛ دین اسلام بیش از هر دین و مکتب دیگری، برای مسأله‏ی تربیت اهمیت قائل شده است. تربیتی که انسان را در مسیر تکامل قرار دهد و به بارگاه الهی برساند، و پایبندی و اعتقاد به ارزش‏های والای انسانی یکی از طرق جلوگیری از تهاجم فرهنگی است. فرد مؤمن و معتقد به ارزش‏های دینی، اگر در جامعه‏ای آکنده از پستی‏ها و شهوات قرار بگیرد، سپری محکم از تقوا و ایمان خواهد داشت. در این خصوص ارائه‏ی الگوهای رفتاری صحیح به مردم، بسیار اهمیت دارد.
3. تقویت ایمان از طریق بالابردن سطح رشد علمی و فکری مردم نسبت به مسائل اعتقادی، تبلیغ، نشر و ترویج مسائلی که در تشدید عواطف و احساسات دینی مردم تأثیر زیادی دارد، مانند نماز جماعت، جلسات قران، هیأت‏های مذهبی، عضویت در مراکز خیریه و عام‏المنفعه، دور نگه‏داشتن مردم از ارزش‏های ضد اسلامی و غیرخدایی با ترویج ارزش‏های دینی در یک سطح گسترده و فراگیر و ... . به بیان یکی از متفکران اسلامی، حفظ باورها و ارزش‏های اسلامی با احیای جلسات مذهبی یکی از راه‏های مقابله با هجوم فرهنگی است (مصباح یزدی، ص 127).
4. ارتقای کیفی فعالیت‏های هنری و ایجاد مراکز هدایت‏کننده‏ی ابزارهای صوتی و تصویری.
5. گسترش فعالیت‏های برون‏مرزی نهادهای فرهنگی.
6. ایجاد هماهنگی بین دستگاه‏های اجرایی فرهنگی و عدم دخالت افراد غیر متخصص و غیرمسؤول در امور فرهنگی و هنری.
7. گسترش ارتباطات فرهنگی با کشورهای دارای منافع مشترک.
8. حفظ جریان‏های فرهنگی اصیل و حمایت از مدافعان واقعی نظام.
9. مشارکت دادن نوجوانان و جوانان در فعالیت‏های فرهنگی از قبیل: تشکیل سمینارهای مسائل فرهنگی و مسابقات علمی و فرهنگی با حضور و مشارکت آنان، تقویت روحیه‏ی کتاب‏خوانی و انتشار بیش‏تر کتاب‏های مذهبی جذاب.
10. تقویت پایه‏های تربیتی و اخلاقی افراد در خانواده و مدرسه و ایجاد ارتباط عاطفی بین والدین و کودکان.
11. بازنگری در منابع درسی دانشگاهی به ویژه کتاب‏هایی که به ناچار از زبان‏های بیگانه ترجمه می‏شوند.
12. از بین بردن روحیه‏ی مصرف‏گرایی به ویژه در مواردی که سبب وابستگی کشور می‏شود (صلاحی، 1376 و فیاض 1372).
13. ایجاد محیط گرم خانوادگی و برخورد دوستانه با جوانان.
14. آگاه کردن مردم از اهداف فرهنگ‏سازان غربی (مصباح یزدی، 1376، ص129 و 143).

نتیجه
آنچه در مجموع می‏توان به آن دست یافت این است که بر اساس نظم نوین جهانی، تهاجم فرهنگی غرب به ویژه آمریکا علیه سایر فرهنگ‏ها در حال انجام است و این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیش‏تری پیدا کرده است. آمریکا که داعیه‏ی سرپرستی جهان را در سر می‏پروراند و خواستار نظامی تک‏قطبی است، هیچ فرهنگ رقیبی را که مخالف این سیاست باشد، تحمل نخواهد کرد. قطعاً فرهنگ اسلامی از این قاعده مستثنا نخواهد بود و در رأس کشورهای اسلامی، ایران به واسطه‏ی انقلاب اسلامی ومخالفت علنی آن با قدرت‏طلبی آمریکا مورد هجوم بیش‏تری قرار گرفته و خواهد گرفت؛ لذا به منظور مقابله با این هجوم، باید تمام ترفندها و حیله‏های فرهنگ مهاجم شناخته شود و سپس ابزار کافی برای مقابله با آن فراهم گردد. از آن‏جا که تهاجم فرهنگی فرایندی فرهنگی است، باید با ابزارهای فرهنگی با آن مقابله کرد و از مبارزه با ابزار خشن پرهیز نمود؛ یعنی تولیدات فرهنگی متناسب با فرهنگ ملّی و دینی را باید گسترش داد و از نیروهای متعهد و دلبسته به کشور در ساخت این تولیدات کمک گرفت؛ و سپس با بهترین روش‏ها این تولیدات را به جوانان عرضه کرد. علاوه بر این به جای آن‏که بخواهیم در برابر تهاجمات غرب به صورت تدافعی عمل کنیم، از قبل ریشه‏های فرهنگی خود را قوی سازیم و حالتی تهاجمی به خود بگیریم. چون علت اصلی ورود مظاهر فرهنگ غربی به کشور ما، عدم توسعه در زمینه‏های فنی، اقتصادی و سیاسی عنوان می‏شود، بکوشیم با نیروهای متخصص و استفاده‏ی مناسب از پیشرفت‏های فرهنگ مادی غرب، مقدمات پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور را در تمام زمینه‏ها فراهم آوریم. قشر جوان که معمولاً آسیب‏پذیرترین اقشار در برابر تهاجم فرهنگی هستند، باید مورد توجه بیش‏تری قرار گیرند و تأمین نیازهای جسمی و روحی آنان در اولویت‏های اول برنامه‏های کلان کشور باشد. مسئولان کشور نیز به منظور ترویج عملی فرهنگ دینی و ملی در تمام زمینه‏ها، نمونه‏ای از این فرهنگ را در زندگی خود پیاده کنند و در عمل نشان دهند که پای‏بند به ارزش‏های والای اسلامی هستند.


پاورقیها:
1 . Edward Tylor
2 . Michel Panoff
3. Joseph S. Roucek
4 . Otto Klineberg
5. acculturation
6 . Ethnocide
7 . فراماسونری سازمانی متکی بر پنهان‏کاری و نهان‏روشی است و نظریه‏های سیاسی آن در جهت عملی کردن تهاجم فرهنگی غرب و بسط و نفوذ استعمار با کارکردی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شکل یافته است.
8 . Dominic Strinati

منابع:
1.ـ داوری اردکانی، رضا، 1379؛ "تبادل فرهنگی و فرهنگ جهانی غربی"، درباره غرب، چاپ اول، تهران: هرمس.
2.ـ روسک، جوزف، و رولندوارن، 1369؛ مقدمه جامعه‏شناسی، ترجمه بهروز نبوی و احمد کریمی، چاپ سوم، تهران: انتشارات کتابخانه فروردین.
3.ـ صلاحی، جاوید، 1376؛ تهاجم فرهنگی و مقابله با آن، گزارش تحقیقاتی، مشهد: دانشگاه فردوسی.
4.ـ مسگرنژاد، جلیل، 1373؛ جایگاه ادبیات وعلوم ادبی در بازداری تهاجم‏فرهنگی، مجموعه مقالات کنفرانس تهاجم فرهنگی، دانشگاه علامه طباطبایی.
5.ـ مصباح یزدی، محمد تقی، 1376؛ تهاجم فرهنگی، تحقیق عبدالجواد ابراهیمی، قم: مؤسسه‏ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
6.ـ خرم، مسعود، 1378؛ هویت، چاپ پنجم، تهران: مؤسسه فرهنگی انتشارات حیان.
7.ـ آزاد ارمکی، تقی، 1375؛ "تحلیل جامعه‏شناختی از: راههای نفوذ فرهنگی غرب در ایران معاصر"، کتاب سروش، (مجموعه مقالات، رویارویی فرهنگی ایران و غرب در دوره معاصر)، چاپ اول، تهران: سروش.
8.ـ فقیه حقانی، موسی، 1375؛ "فراماسونری و گسترش فرهنگ غرب در ایران"، کتاب سروش(رویارویی فرهنگی ایران و غرب در دوره معاصر)، چاپ اول، تهران: سروش.
9.ـ فیاض، محمدسعید، 1372؛ درآمدی بر تهاجم فرهنگی غرب، مرکز مطالعات اسلامی، تهران: معاونت پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
10.ـ شفیعی سروستانی، اسماعیل، 1372؛ تهاجم فرهنگی و نقش تاریخی روشنفکران ، چاپ اول، تهران: سازمان انتشارات کیهان.
11.ـ ابراهیمی، پریچهر، 1367؛ تأملی بر فرهنگ، تفاوت فرهنگ شرق و غرب، تهران: انتشارات آموزشی رشد علوم اجتماعی.
12.ـ قائم مقامی، فرهت، 1356؛ آموزش یا استعمار فرهنگی ، چاپ سوم، تهران: انتشارات جاویدان.
13.ـ نگارش، حمید، 1380؛ هویت دینی و انقطاع فرهنگی ، چ اول، قم: نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه، مرکز تحقیقات اسلامی.
14.ـ سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، فرهنگ و تهاجم فرهنگی، برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، 1373؛ چاپ اول، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.
15.ـ کاظم‏زاده، فیروز، 1371؛ روس و انگلیس در ایران، چاپ دوم، انتشارات انقلاب اسلامی.
16.ـ استریناتی، دومینیک، 1380؛ نظریه‏های فرهنگ عامه ، ترجمه‏ی ثریا پاک‏نظر، چاپ اول، تهران: گام نو.
17.ـ پانوف، میشل و میشل پرون، 1368؛ فرهنگ مردم‏شناسی ، ترجمه‏ی علی‏اصغر عسکری خانقاه، چاپ اول، تهران: انتشارات ویس.
18.ـ افتخاری، اصغر و علی‏اکبر کمالی، 1377؛ رویکرد دینی در تهاجم فرهنگی،، چاپ اول، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، گروه انتشارات.
19.ـ قیصی‏زاده، یونس، 1363؛ سخنی درباره فرهنگ، اطلاعات علمی، 16 آبان.
20.ـ روح‏الامینی، محمود، 1372؛ زمینه فرهنگ‏شناسی، پویایی و پذیرش، چاپ سوم، تهران: انتشارات عطار.
21.ـ هدایتخواه، ستار، 1377؛ تهاجم فرهنگی، چاپ اول، تهران: انتشارات معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش.
22.ـ ادیبی، حسین، 1356؛ زمنیه انسان‏شناسی، تهران: انتشارات لوح.
23.ـ رفیع، جلال، 1373؛ فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، چ اول، انتشارات اطلاعات.
24.ـ قیصی‏زاده، یونس، 1363؛ خصوصیات فرهنگی، اطلاعات علمی، 16 آبان.
25.ـ دوانی، علی، 1375؛ "مواضع علما در برابر هجوم فرهنگی غرب به ایران"، کتاب سروش،( رویارویی فرهنگی ایران و غرب در دوره معاصر)، چاپ اول، تهران: سروش.






 
نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠






تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی

برای فرهنگ تعریفهای زیادی گفته شده اما به طور خلاصه و خیلی ساده می‌توان گفت که فرهنگ مایه های فکری و ارزشی است که رفتارهای اختیاری و اجتماعی انسان، تحت تاثیر آنها قرار می‌گیرد و شامل شناختها و باورهای انسان، ارزشها و گرایشها و رفتارها و کردارها می‌باشد بر این اساس تهاجم فرهنگی عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتی از دشمن که در صدد تغییر یا تحریف ارزشها و رفتار و کردارهای انسانی و ملتی می‌باشد. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی یعنی اینکه ملتی، بخواهد فرهنگ رایج و غالب یک ملتی را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحمیل کند تا ملت مورد تهاجم گرفته تحت سلطه این ملت در آمده تا از این وسیله به این ملت تسلط یافته و ضربان اقتصادی و سیاسی و نظامی آن را در دست خود بگیرند، و برای اینکار آسانترین راه کم و هزینه ترین راهها، همان تغییر فکر و خط مشی ملتی است اینکه فرهنگ شما، فرهنگ خوبی نیست اینگونه فکر کرده‌اید که به اینجا رسیده‌اید، شما متحجرید، و انواع شعارهای به ظاهر زیبا، همچنانکه یکی از ماموران سیا نیز در گزارشهایش نوشته که اتحاد جماهیر شوروی به این دلیل شکست خورد که متوجه نشد که اگر چهارچوب فکریش را عوض کند، خود به خود همه چیز اعم از نظامات سیاسی و اقتصادی نیز عوض خواهد شد. بر این اساس همیشه، قبل از تهاجمات نظامی، تهاجمات فرهنگی صورت می‌گیرد.

هدف از تهاجمات فرهنگی

تهاجم فرهنگی دو هدف در ضد هم می‌تواند داشته باشد، یعنی زمانی تهاجم فرهنگی به علیه یک ملتی به خاطر این است که آنها فرهنگ متعالی ندارند و از نظر فرهنگی و علمی و اجتماعی در انحطاط به سر می‌برند در چنینی شرایطی اگر یک فرهنگی علیه چنین فرهنگی، قیام کند، چنینی تهاجمی خوب است؛ به عنوان مثال اگر فرهنگی آمد و فرهنگ مصرف گرایانه یک ملت را که به تولید ارزش چندانی نمی‌دهند را تغییر داد و فرهنگ آنها را به فرهنگ تولیدی تبدیل کرد، چنین تهاجم فرهنگی نه تنها بد نیست بلکه واجب نیز می باشد.
اما در مقابل، تهاجم فرهنگی یک هدفی نیز دارد و آن اینکه باورهای صحیح را از مردم بگیرند و در مقابل باورهای دروغین و ارزشهای غلط را به آنها تلقین دهند، که چنین تهاجمی بد می‌باشد و باید در مقابلش ایستاد، امروزه یکی از اهداف تهاجمات فرهنگی، تامین منافع اقتصادی کشور حمله کننده می‌باشد بویژه در ملتهایی که مادیگرا بوده و چیزی غیر از مادیات را قبول ندارند، این دسته از افراد، از فرهنگ به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفهای اقتصادی خود بهره می‌برند، چرا که برای چنین افرادی ارضای شهوات و مال اندوزی و ثروت، فقط مطرح بوده و چنین دیگری مطرح نیست و چون به این نتیجه رسیده‌اند که با اسلحه فرهنگ به دلخواه خود می‌رسند بر این اساس، از تهاجم فرهنگی استفاده می‌کنند. یعنی برای چنین افرادی مطرح نیست که کشور مورد حمله شونده آیا دارای فرهنگ صحیح است یا غلط و اصلا در فکر اصلاح آن فرهنگ نمی‌باشند بلکه به عنوان وسیله‌ای استفاده می‌کنند تا جائیکه اگر دیدند این ابزار قدیمی شده، آنرا رها کرده و دست به دامان ابزارهای دیگری می‌شوند.

اولین و آخرین قدم تهاجم فرهنگی

براساس تعریف فرهنگ که گفتیم که همان مایه‌های فکری یک ملتهای می‌باشد، اولین قدم در تهاجم فرهنگی تغییر اساس و پشتوانه فکری و ارزش یک ملت می‌باشد چون هر ملتی بر اساس نوع فکر و اندیشه‌اش، اقدام به کاری می‌کند چون اگر در ملتی روحیه صرفه جوئی هست، الگو در ملتی روحیه تولیدی است، اگر در ملتی غیرت، تعصبات صحیح، جوانمردی، احترام به بزرگان، حقوق دیگران مطرح است به این دلیل است که پشتوانه فکری آنها است بر این اساس برای اینکه برای چنین ملتی تسلط یابند باید این باورها و مایه‌های فکری عملی آنها را بگیرند به جای روحیه صرفه جوئی، رویحه چشم و هم چشمی و مد را بدهند، به جای غیرت و تعصب در ملتی روحیه بی بندوباری و فحشا را تزریق کنند و چنین تبلیغ کنند که اینها مظاهر فرهنگی است و هر کس خودش را مطابق این کارها نکند یا بر علیه آنها قدم بردارد افرادی متجر و بی عقل می‌باشند و ... که اگر دشمن به چنین کاری پیروز شد، آغازگر بدبختی این ملت خواهد گردید.

نمونه تهاجم فرهنگی

پس مهمترین کار دشمن در تهاجم فرهنگی گرفتن روحیّه خود باوری و ایمان از یک ملتی می‌باشد، در این زمینه بد نیست سخن یکی از معاونان سابق سیا را از نظر بگذارانیم ایشان می‌گوید: بعد از مدتها تحقیقی به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده، ما هم چنین به این نتیجه رسیدیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند ... به همین منظور چهل میلیون بودجه برای آن اختصاص دادیم ... و تا سال 1389 مرجعیت را که سد اصلی اهداف ما می‌باشند تضعیف کرده و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.

جمع بندی

پس با توجه به مطالب گفته شده، از میان انواع تهاجمات؛ تهاجمات فرهنگی با نظر بر اینکه اساس رفتار و اندیشه هر ملتی را هدف قرار داده خطرناکتر بوده زیرا ملتی که از نظر فرهنگی، جیره خوار ملتی دیگر باشد صد در صد از نظر نظامی، سیاسی، اقتصادی نیز جیره خوار همان ملت خواهد شد، پس مهمترین وظیفه ما شناخت فرهنگ مذهبی ، ملی، منطقه‌مان می‌باشد تا با مظاهر تهاجم فرهنگی دشمن آشنا گردیم و به حراست از فرهنگ خودمان بپردازیم که در این صورت اگر کار از کار بگذرد و ما دیر متوجه باشیم، نوشداروی روی بعد از مرگ سهراب خواهد شده و بیش از حسرت خوردن نخواهد داشت.




نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠

پندی از تاریخ ( آندلس )

تهاجم فرهنگی

سالها پیش، سپاهیان مسلمان وارد قسمتی از اروپا شدند که به آنجا آندلس می گفتند. سپاه اسلام به راحتی آندلس را فتح کرد و پرچم اسلام در اروپا برافراشته شد و پایگاهی برای ترویج دین اسلام در اروپا گشت. مسیحیان آن زمان که از وجود پایگاه اسلام در قلب اروپا ناراحت بودند به فکر باز پس گیری آندلس افتادند. برای رسیدن به این منظور آنان چه می توانستند بکنند؟ جوانان مسلمانی که با تکیه بر اعتقادات مذهبی، غیرت دینی و روحیه شهادت طلبی به اسانی آندلس را فتح کرده بودند،آیا به راحتی شکست می خوردند؟ آیا آنها حاضر بودند پایگاه خود در اروپا را رها سازند؟ قدرت سپاه اسلام در اعتقادات و ارزشهای دینی نهفته شده بود و مسیحیان دریافتند که برای شکست دادن جوانان غیور اسلام باید اعتقادات و ارزشهای دینی را از آنها بگیرند. پس برای رسیدن به این هدف برنامه ریزی کردند. آنها دختران جوان و زیبای خود برای دلربایی از پسران مسلمان راهی آندلس کردند. دختران زیبای مسیحی با زاهری آراسته در خیابانهای شهر نمایان شدند. هر چه که می گذشت ظاهر آنها آراسته تر و تعدادشان نیز بیشتر می شد. تا آنکه با گذشت زمان چهره جامعه به جایی رسید که دیگرحجاب در جامعه آن روز آندلس معنایی نداشت. دختران زیبای مسیحی با پسران مسلمان دوستی و در مواردی ازدواج می کردند. بعد از مدتی روحیه معنوی و ارزشی جامعه کمرنگ شد. عشرت کده هایی که با ورود مسلمانان بسته شده بودند باز شدند و با همان روشی که حجاب را به تدریج از جامعه کنار زده بودند، شراب خواری را نیز رواج دادند و رفته رفته شراب خواری به طبقه فرهنگی و سطح بالای جامعه نیز رسید، تا آنجا که یکی از نشانه های روشنفکری و تمدن گشت و همان گونه که هوسرانی و شراب خواری در جامعه ریشه می کرد ارزشها و اعتقادات دینی رنگ باخت. جوانان جامعه غرق در گناه و هوسرانی بودند و دیگر حرفی از ایثار، فداکاری و شهادت نبود و این یعنی از دست رفتن قدرت و اقتدار سپاه اسلام،همان هدفی که دشمنان اسلام برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرده بودند. در چنین حال و روزی بود که سپاهیان مسیحی به سوی آندلس سرازیر شدند و به همان راحتی که مسلمانان آندلس را فتح کرده بودند، آنان نیز مسلمانان را شکست دادند و پایگاه اسلام در اروپا از دست رفت و به اسپانیا تبدیل گشت.

انقلاب اسلامی

و حال حکایتی دیگر؛

30 سال پیش ملت ایران از خواب غفلت بیدار شدند. ارزشها و اعتقادات دینی شکوفا گشت، مردم و به خصوص جوانان روحیه شهادت طلبی و ایثار پیدا کردند و با رهبری حضرت امام خمینی(ره) به خیابانها آمدند و شاه و دار و دسته امریکایی او را از تخت شاهی پایین کشیدند. باز هم روحیه شهادت طلبی جوانان مسلمان که در قالب انفلاب اسلامی ایران و با رهبری امام خمینی(ره) نمایان شده بود، قدرت جوانان مسلمان را به رخ ابرقدرت های شرق و غرب کشید. اما آنها که دستشان از ثروت های طبیعی ایران کوتاه شده بد و نمی توانستند چنین خفتی را تحمل کنند، سگ هاری مثل صدام را به جان ملت مسلمان ایران انداختند و آنقدر از او حمایت و او را تجهیز کردند که تبدیل به یکی از بزرگترین قدرت های نظامی خاورمیانه و حتی دنیا شد. اما ملت ایران و به خصوص جوانان با همان قدرت معنوی و با تکیه بر ارزشهای دینی و روحیه شهادت طلبی توانستند پوزه دشمن متجاوز و حامیان غربی او را به خاک ذلت بنشانند. اینجا بود که دشمنان اسلام پی به اشتباه خود بردند و فهمیدند با ملت مسلمانی که به ارزشهای دینی پایبند هستند و از روحیه شهادت طلبی برخوردارند نمی توان مقابله نظامی کرد. پس بار دیگر به فکر فرو رفته و بر آن شدند که راهی بیابند و چه راه نقشه ای بهتر از آنچه که در آندلس اجرا کرده و نتیجه هم گرفته بودند. آنها کار خود را شروع کردند. عکس های زنان غیر مسلمان و برهنه بر روی لوازم آرایشی و بهداشتی در ویترین مغازه ها و داروخانه ها نمایان شد. و این بار نه دختران غیر مسلمان بلکه دختران مسلمان ایرانی دانسته و یا ندانسته با الگو قرار دادن خوانندگان و زنان غربی خود را آراسته و به خیابانها آمدند. اگر روزی در آندلس شراب خواری و بی بندوباری تا حدی پیش رفت که به سطح بالای جامعه رسید و نشانة روشنفکری و تمدن گشت و متأسفانه می بینیم که امروز مسئله بدحجابی و غرب زدگی به طبقه روشنفکر تحصیل کرده و هنرمند جامعه ما هم رسیده است. بازیگران سینمایی ایران با ظاهری که اصلاًَ در شأن زنان مسلمان و به خصوص شیعیانی که مدعی الگو برداری از حضرت زهرا(س) هستند نیست، بر روی پرده سینما ظاهر می شوند. سؤال این است که مسئولان کشور ما که خود بارها گفته اند: « دشمن از راه تهاجم فرهنگی برای مقابله با ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی برنامه ریزی کرده است » برای مقابله با این نقشه دشمن چه مسئولیتی را بر عهده گرفته اند؟

مبارزه با بدحجابی

تاریخ معلم انسانهاست. با درس گرفتن از تاریخ آندلس باید برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب چاره ای اندیشید.




نویسنده: کیسان پورنقی - جمعه ٦ خرداد ،۱۳٩٠

جنگ نرم چیست و راه های مقابله با آن چیست؟

تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد،در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد.

 

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد ندارد.

«جان کالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از "استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود"، می داند.

ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: "جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی که برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد".با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریکایی در حوزه "قدرت نرم" نسبت می دهند. وی در سال1990 میلادی در مجله "سیاست خارجی" شماره 80 ، قدرت نرم را "توانایی شکل دهی ترجیحات دیگران" تعریف کرد. تعریفی که قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال1986 در کتاب "اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل" به آن اشاره کرده بود. با این وجود مهمترین کتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال2004 ، تحت عنوان "قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی" منتشر نمود.

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشکال جنگ نرم است .

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.

در یک تعریف کامل تر می توان گفت، جنگ نرم یک اقدام پیچیده و پنهان متشکل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در کشورهای هدف است

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

1- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی که حوزه‌ تهدید سخت امنیتی و نظامی می‌باشد؛

2- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه‌گیری آن مشکل است، در حالی که تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه‌گیری کرد؛

3- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی که در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گیری می‌شود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی که در تهدید نرم ، هدف تاثیر‌گذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت‌های فرهنگی است؛

4- مفهوم امنیت در رویکردهای نرم شامل امنیت ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی می‌شود، در حالی که این مفهوم در رویکردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می‌گردد.

5- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واکنش برانگیختن است، در حالی که تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عکس‌العمل است.

6-مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالی که مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت‌های فروملی و جهانی) است؛

7- کاربرد تهدید سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظام‌های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد تهدید نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظام‌های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال و دموکراسی تلقی می‌شود.

جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر کامل نظام سیاسی یک کشور است که البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می کنند و این وجه مشترک آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یک نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.

اهداف جنگ نرم

1- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سیاسی به منظور ناکارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی ارکان آن نظام.

3- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی.

4- اختلاف افکنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی کشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی کشور.

5- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های کشور.

6- بی تفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور.

7- کاهش روحیه و کارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی.

8- ایجاد اختلاف در سامانه های کنترلی و ارتباطی کشور هدف.

9- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراکنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری که در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.

11- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

ابزارهای جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام می گیرد. بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزارها انتقال دهنده پیام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یک نقطه به نقطه دیگر هستیم. رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیک و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبکه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می‏آیند.

با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می شود می توان گفت که به همان نسبت نیز گروه های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد.

چه افراد و تشکل‏هایی هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه می‏توانند بخش های مشخصی باشند که مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است که بانی جنگ نرم آن را دنبال می کند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد که میان مدت است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می گیرند اما در حالت کلی می توان گفت که گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشکیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یک حکومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد کنند و روحیه ملت را درهم بشکنند.

در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار می دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند. مانند استفاده از قومیت های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی وعلمی.

با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه ای، فرهنگی و علمی استفاده می شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه ای می تواند توده های مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شکل در جنگ علمی نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ های نرم وابسته به هدف جنگ های نرم نیستند بلکه به دلیل اینکه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد در نتیجه افراد بیشتری درگیر می شوند اما در جنگ سخت که تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروه های نظامی (و در موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرارمی گیرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

تاکتیک‏های جنگ نرم

1- برچسب زدن: بر اساس این تاکتیک، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند

2- تلطیف و تنویر: از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم.

3- انتقال: انتقال یعنی اینکه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر کردن آن منتقل شود.

4. تصدیق: تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور است بگوید فکر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.

5- شایعه: شایعه در فضایی تولید می شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امکان پذیر نباشد.

6- کلی‏گویی: محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد کنکاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند که بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بکار گرفته می‏شوند.

7- دروغ بزرگ: این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‏گیرد.

8- پاره حقیقت‏گویی: گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود که از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

9- انسانیت‏زدایی و اهریمن‏سازی: یکی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت‏زدایی» است. چه اینکه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه کرد.

10- ارائه پیشگویی‏های فاجعه‏آمیز: در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله کلی‏گویی، پاره حقیقت‏گویی، اهریمن‏سازی و ...) به ارائه پیشگویی‏های مصیبت‏بار می‏پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند.

11- قطره‏چکانی: در تاکتیک قطره‏چکانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار کم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یک بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

12- حذف و سانسور: در این تاکتیک سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاکتیک های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. در این تاکتیک با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.

13- جاذبه های جنسی: استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهای اروتیکال از تاکتیک‏های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری که می توان گفت اکثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان که فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می‏گیرند.

14- ماساژ پیام: در ماساژ پیام، از انواع تاکتیک های گوناگون (حذف، کلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چکانی و...) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شکل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد کند. در واقع در این متد ، پیام با انواع تاکتیک ها ماساژ داده می شود که از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15- ایجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموری که در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یکپارچگی شده و رقیب را مشغول مشکلات درونی جامعه حامیان خود می کند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن کاسته و قدرتش فرسوده شود.

16- ترور شخصیت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فیزیکی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی که نمی‏توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیکی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاکتیک ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت‏زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می کنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و کاهش محبوبیت وی می شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامی نیز با استفاده از این تاکتیک و بهره گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ های کوتاه و... که عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه ، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

17- تکرار: برای زنده نگه داشتن اثر یک پیام با تکرار زمان بندی شده، سعی می کنند این موضوع تا زمانی که مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند

18- توسل به ترس و ایجاد رعب: در این تاکتیک از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می کنند که خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می کنند.

19- مبالغه: مبالغه یکی از روشهایی است که با اغراق کردن و بزرگ نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می کنند. غربی ها همواره با انعکاس مبالغه آمیز دستاوردهای تکنولوژیک خود و اغراق در ناکامی های کشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.

20- مغالطه: مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور که بهترین یا بدترین مورد ممکن را برای یک فکر، برنامه ، شخص یا محصول ارائه داد. متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یکسان می دانند. این روش ، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است که یک نظر را تایید می کند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی که آن نظر را تائید نمی کند

اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره‏گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگی‌های این نوع جنگ را آنالیز کرده و خوب بشناسیم و بدانیم که جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار می‌گیرد، جان انسان‌ها، تجهیزات، امکانات و بناهاست که معمولا در این مواقع با استفاده از همین مسائلی که مورد هدف قرار گرفته است، افکار عمومی علیه دشمن فعال می‌شود، در حالی که در جنگ نرم آن چه هدف قرار می‌گیرد، افکار عمومی است.

برای دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهیم و افکار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغ‌پردازی رسانه‌های خارجی، آگاه کنیم.

این دو مهم فقط با تقویت رسانه‌های خودی و تلاش برای بین‌المللی کردن این رسانه‌ها، میسر است. دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی هر کشور به دو صورت تحقق می‌یابد؛ یکی مدیریت رسانه‌ها توسط سازمان‌های دیپلماتیک رسمی کشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های کلان کشورها.

هر ملتی و کشوری دارای منابع قدرت نرم است که شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یک طرح جامع تبدیل به یک فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه‏آفرینی‏ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حکومت» برشمریم.

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

1. گسترش دامنه و شمول فعالیت‏های فرهنگی.

2. افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان.

3. ایجاد راه‏های مشروع برای ارضاء نیازهای مردم.

4. استفاده از دیپلماسی عمومی.

5. استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت‏ها: اقلیت‏های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت‏ورزی علیه نظام حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یکی از میدان های فعالیت خود را در کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند. اما زمانی که نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به کارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را کم کنند یا از میان بردارند.

6. عملیات روانی متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یکی از روش‏های مقابله باشد.