دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

کلیدهای میانبر در ورد


آموزش : کلیدهای میانبر در ورد

گستردگی کلید های میانبر در ورد بسیار زیاد است ما تلاش می کنیم کلید های میانبری که در ورد بسیار کارایی دارند و سرعت عمل شما را بالا می برند به شما معرفی کنیم .
1- برای انتخاب کردن یک عبارت یا کلمه می توانید از = shift + فلش های چپ و راست استفاده کنید
2- برای کپی کردن= (ز)ctrl + c
3- برای چسباندن (پیست کردن)= (ر) ctrl + v
4- یرای بریدن (کات کردن)= (ط) ctrl + x
5- برای راست چین کردن مطلب نوشته شده = (ق) ctrl + r
6- برای چپ چین کردن مطلب نوشته شده = (م) ctrl + l
7- برای وسط چین کردن مطلب نوشته شده = (ث) ctrl + e
8- برای از طرفین تراز کردن مطلب نوشته شده = (ت) ctrl + j
9- برای راست به چپ کردن متن = (سمت راست ) ctrl + shift
10- برای چپ به راست کردن متن = (سمت چپ ) ctrl + shift
11- برای افزایش حجم قلم مطلب نوشته شده = (چ) ] / ctrl + }
12- برای کاهش حجم قلم مطلب نوشته شده = (ج) [ / ctrl + {
13- برای فارسی کردن متن اگر انگلیسی تایپ می شد = alt + shift
14- برای انگلیسی کردن متن اگر فارسی تایپ می شد = alt + shift
15- برای ضخیم کردن قلم متن تایپ شده (bold) = ( ذ ) ctrl + b
16- برای کج کردن متن تایپ شده (italic) = ( ه ) ctrl + i
17- برای زیر خط دار کردن متن تایپ شده (underline) = ( ع ) ctrl + u
18- برای پرینت گرفتن از صفحه تایپ شده = (ح) ctrl + p
19- برای باز کردن یک صفحه جدید در ورد می توانید از = (د) ctrl + n
20- برای باز کردن فایل های word در محیط ورد می توانید از (خ) ctrl + o استفاده کنید .و صفحه تایپ شده تان را از اینجا ( باز )open کنید .
21- اگر درهنگام کار با ورد نیاز داشتید یکی از کادر های نوار استاندارد را باز کنید کافی است که altرا نگه دارید و اگر توجه کنید زیر نام هریک از این منوها حرف اول آن زیر خط دار است کافی است تایپ شما به صورت انگلیسی باشد و آن دکمه را بزنید. منو باز می شود ، توجه داشته باشید که در هریک از زیر منوها هم چنین حالتی وجود دارد .
22- برای انتخاب تمام متن نوشته شده = (ش) ctrl + a
23- برای save کردن متن تایپ شده = (س) ctrl + sتوجه کنید که در بار اول کادر save باز می شود و شما باید نامی برای متن تایپ شده خود بگذارید و دکمه ok را کلیک کنید ولی در دفعات بعد در پایین صفحه ورد بالای نوار start اگر توجه کنید علامت فلاپی دیسک برای چند لحظه ظاهر می شود و دوباره ناپدید می شود .
24- اگر می خواهید فونت خود را عوض کنید از (ی) ctrl + d استفاده کنید و نوع قلم خود را مشخص کنید .
25- اگر می خواهید کلمه و یا عبارتی را پیدا کنید(find) از (ب) ctrl + f استفاده کنید عبارت و یا کلمه مورد نظر خود را در کادر تایپ کنید و روی find nex ،enter بزنید ، آن را برای شما پیدا می کند و اگر بیش از یک بار تکرتر شده باشد بازدن هر بار روی دکمه enter و با find next کلامات بعدی را پیدا می کند
26- اگر کلمه و یا عبارتی را تایپ کردید و دیدید که باید با کلمه ای دیگر عوض شود کافی است از ( آ ) ctrl + h یعنی حایگزینی ( reelace ) استفاده کنید به این صورت که بعد از نوشتن کلمه و یا عبارت مورد نظر در قسمت جایگزینی ( replace ) در کادر دوم کلمه و یا عبارت جایگزین را می نویسید و برروی جایگزینی همه(all ( reelace کلیک می کنید کلمه و یا عبارت مورد نظر جایگزین کلمه و یا عبارت قبلی می شود .

گوساله‌ای که جواز یهودیان برای ورود به مسجد الاقصی است/ چرا ورود به «الأقصى» برای یهودیان حرام است

به اعتقاد یهود و اذعان آنها، یهودیان جهان امروزه «نجس» هستند و همین نجس بودن یهود موجب می شود تا آنها اجازه ورود به الاقصی را نداشته باشند. برای پاک کردن خود از این نجاست، یهود می بایست، گوساله صرفا سرخ مویی را بیابند.
گروه بین‌الملل مشرق - طی چند روز اخیر اخبار حمله صهیونیست‌ها به مسجد الاقصی در بسیاری از رسانه‌ها منتشر و با واکنش‌هایی همراه بوده است. رفتار وحشیانه‌ای که مورد انتقاد مسلمانان و حتی برخی یهودیان قرار گرفته است. نکته‌ حائز اهمیت این موضوع، انتقاد برخی یهودیان ساکن سرزمین اشغالی از این امر است. در این مطلب سعی شده به بررسی آیین یهود برای مجوز ورود به مسحد الاقصی پرداخته شود. 

در سال 1948 میلادی کشور فلسطین به دست صهیونیست‌ها اشغال شد تا با مهاجرت دادن 2 هزار یهودی و اسکان دادن آنها در سرزمین های اشغالی از بازگشت به سرزمین موعود خوشحال شوند. پس از آن نوبت به سال 1967 میلادی و شکست اعراب از «اسرائیل» رسید که طی آن یهودیان صهیونیست شهر قدس را اشغال کرده و وارد مسجد الاقصی شدند که آن را «کوه هیکل» می نامند.

بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
در شکست سال 1967 اعراب بلندی های جولان سوریه، صحرای سینا مصر و سیطره اردن بر کرانه باختری و قدس را از دست دادند، با این حال کابینه وقت رژیم صهیونیستی جرات تعدی و تعرض به مسجد الاقصی را نیافت و اقدام به بنای هیکل موعودشان در آن نکرد، اگرچه به گفته یهود برای بنای آن شب و روز نماز می خوانند و دعا می کنند.

ماجرا چیست؟
موضوع چه بود که بنای هیکل به تعویق می افتاد؟ آیا بیم و هراس از اعراب یا جامعه بین المللی بود؟ یا اینکه دلایل دیگری مرتبط با یهود در پس آن قرار داشت؟

بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
هیکل از آسمان فرود می آید
بر اساس آنچه در «تلمود»، یکی از کتاب های مقدس یهود ذکر شده است، هیکل سوم یک باره، غافلگیرانه و سریع و آنی بنا خواهد شد و با اینکه خاخام های یهودی در این خصوص اختلاف نظر دارند که این امر چگونه رخ خواهد داد، با این حال جزو اعتقاداتی است که در میان بسیاری از یهودیان شایع است.

براساس این باور، هیکل سوم همچون هیکل اول که حضرت «سلیمان بن داوود» آن را بنا کرد و همچنین هیکل دوم که به دست «هیرودس» ساخته شد، تاسیس نمی شود. هیکل سوم در روز «عید» و تنها و تنها در یک بنا می شود و این موضوع ساده ای نیست که در فهم و درک بشری بگنجد.

خاخام «شلومو بن اسحاق»، یکی از قدیمی ترین و بزرگترین مفسران کتاب تلمود که از مهمترین و اساسی ترین کتاب های دین یهودیت شمرده می شود، براین باور است که هیکلی که یهود انتظار آن را می کشند، از آسمان و به صورتی کاملا بنا شده و آماده بر زمین فرود خواهد آمد و به همین دلیل در ساخت آن نیازی به نیروی کار بشری آنگونه که در ساخت هیکل اول و دوم شاهد آن بودیم، وجود ندارد.

این خاخام یهودی مدعی است که در «سفر خروج» تلمود آمده است که هیکل ساخته و پرداخته خداوند است و به همین دلیل نتیجه می گیرد که هیکل سوم همچون هیکل اول و دوم بنا نخواهد شد.

اما «جنبش حباد»، به عنوان بزرگترین فرقه ای که یهودیان ارتدوکس را در جهان در برمی گیرد و مقر اصلی آن در نیویورک است، به این گفته های بن اسحاق اعتقاد ندارد، بلکه با دادن تغییراتی در آن، این باور را به این گونه به پیروان خود القا می کند که بخشی از هیکل سوم از آسمان و به صورت یک معجزه بر زمین فرود خواهد آمد و بخش دیگر آن به دست «مسیح» و پیروانش بنا خواهد شد.

این گروه از یهودیان دارای دعای معروفی هستند که مفاد آن چنین است: خدای ما چشمان ما را با هیکل مان که در آسمان است، روشن گردان و این سعادت مشارکت در بنای آن را به ما بده.
خاخام «حننئیل زاینی» بر این باور است که در این اواخر آگاهی و بیداری فزاینده ای در خصوص بنای هیکل ایجاد شده است، اما در برابر این آگاهی و بیداری جنبش معارض و مخالف بزرگی توسط خاخام ها و علمای بزرگ یهودی شکل گرفته که معتقد است، هیکل از آسمان فرود خواهد آمد و پیروان این عقیده ورود یهود به مسجد الاقصی و محوطه های آن را رد می کنند، چون ورود به این اماکن هم اکنون بر یهود تحریم شده است.

بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
ورود به «الأقصى» حرام است
پس از حادثه تصادفی که در سال 2014 در قدس اشغالی روی داد و در اثر آن «شالوم»، یهودی 17 ساله در مسیر «دیوار ندبه» یا همان «دیوار براق» یهود کشته شد، خاخام بزرگ طایفه سفاردی ها که یهودیان شرقی هستند، انگشت اتهام خود را متوجه یهودیانی کرد که وارد محوطه مسجد الاقصی می شوند و مسئولیت این حادثه را متوجه آنها نمود.

خاخام بزرگ سفاردی ها درباره کشته شدن شالوم که برای دعا و نماز می خواست خود را به دیوار ندبه برساند، گفت که بزرگترین دلیل ریخته شدن خون یهودیان، یهودیانی هستند که می خواهند، وارد مسجد الاقصی شوند.

وی تاکید کرد که این یهودیان اقدام به تحریک اعراب و فلسطینی ها می کنند و این اقدام آنها را باید به ریختن نفت روی آتش تشبیه کرد. بنابراین خاخام بزرگ سفاردی ها براین باور بود که تنها با متوقف کردن و مقابله با تصرف و اشغال مسجد الاقصی است که می توان مانع ریخته شدن خون یهودیان شد.

بزرگ خاخام سفاردی ها، خاخام هایی که یهود را تشویق به ورود به مسجد الاقصی و اشغال آن می کنند، خاخام های درجه چهار توصیف کرد و به آنها نسبت به نقض اظهارات خاخام های بزرگ اسرائیل و عدم عمل به آنها هشدار داد.

بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
در همین راستا یکی از خاخام های بزرگ جنبش یهودی «شاس» نیز با «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی دیدار کرد و در این دیدار از وی خواست، مانع وروذ یهود به مسجد الاقصی یا همان کوه هیکل یهود شود.

این خاخام یهودی بر این باور بود که این اقدام یهود ضربات سنگین و زیان‌ های هنگفتی به یهود وارد خواهد کرد و به نخست وزیر رژیم صهیونیستی اندرز داد که از اقلیتی تندرو و افراطی تبعیت نکند، چون ورود به مسجد الاقصی گناه بزرگی است که مجازات آن الهی و به گفته تورات بسیار سخت خواهد بود.

آنچه در آن تردید نیست، این است که این موضوع اختلافی قدیمی و ریشه دار بین یهودیان است، ولی یکی از مهمترین نقاط عطف آن در تاریخ معاصر، در ورود «روتچیلد» به محوطه مسجد الاقصی نمود پیدا کرد که با اعتراض گسترده در میان یهودیان مواجه شد، اگرچه روتچیلد از بزرگترین حامیان تشکیل رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی شمرده می شد، با این حال یهودیان معترض ورود به مسجد الاقصی را موضوعی بسیار خطرناک و گناهی نابخشودنی می دانند.

در سال 1967 میلادی پس از اشغال قدس و به تبع آن مسجد الاقصی هیات مرکزی خاخام های اسرائیل فتوای تحریم ورود به الاقصی را صادر کرد، چون بر این باور بود که یهود هم اکنون دقیقا نمی دانند که موقعیت هیکل کجا قرار دارد و ورود آنها به الاقصی موجب نجس و ناپاک شدن محل «قدس الاقداس»، یعنی مقدس ترین مکان مقدس در هیکل خواهد شد و از آنجا که آنها نمی دانند، قدس الاقداس کجا واقع شده است، بنابراین بهتر آن است که وارد آن نشوند.


خاخام «ساموئل رابینوویچ» در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی «معاریو» درباره تلاش یهودیان جهت ورود به محوطه مسجد الاقصی در سالروز تخریب هیکل که مصادف با نهم آگوست هر سال است، گفت:‌ باید با ورود یهود به منطقه الاقصی مقابله کنیم و وارد عمل شویم، چون سکوت در برابر این اقدامات کافی نیست و باید گام هایی عملی در این خصوص برداشت.

بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
گوساله سرخ موعود
به باور یهود این گوساله که به رنگ سرخ است، برای تقریبا دو سال در مراتع آنها چرا خواهد کرد و بیش از دو تار موی غیر قرمز در آن نمی توانید، مشاهده کنید. در آن زمان است که این گوساله به عنوان اولین گوساله سرخ مو پس از تخریب هیکل دوم معرفی خواهد شد. برخی تصور می کنند که داستان گوساله سرخ موی بنی اسرائیل که تاریخ آن به دوران حضرت موسی علیه السلام بازمی گردد، پایان یافته و به تاریخ پیوسته است، درحالی که حقایق چیز دیگر می گویند.

در این اواخر گروهی از دانشمندان یهودی طرح لقاح ژنتیکی گاوها را آغاز کرده اند. ژن هایی که این دانشمندان یهودی اقدام به لقاح آنها می کنند، ژن های عادی نیستند، بلکه از آن گاو سرخ مویی است که آن را در آمریکا کشف کرده و پس از گرفتن ژن های آن، هم اکنون درحال لقاح گاوهای خود با ژن این گاو در جنوب سرزمین های اشغالی هستند.

در اولین مرحله اجرای این طرح پس لقاح این ژن ها به یک گاو یک گاو سرخ موی به دنیا آمد، اما رنگ قرمز این گاو روشن بود و نشانی از گاو موعود در آن مشاهده نمی شد. برای اجرای این طرح این دانشمندان یهودی خواستار کمک های مادی و مالی یهودیان شدند تا تنها ظرف 4 روز 15 هزار دلار برای تسهیل اجرای طرح اهدا و کمک شود.


بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
سوالی که در اینجا مطرح می شود، این است که یهود از این گوساله سرخ مو چه می خواهد؟
پاسخ این سوال بسیار شنیدنی است. به اعتقاد یهود و اذعان آنها، یهودیان جهان امروزه «نجس» هستند و همین نجس بودن یهود موجب می شود تا آنها اجازه ورود به الاقصی را نداشته باشند.
برای پاک کردن خود از این نجاست، یهود می بایست، گوساله صرفا سرخ مویی را بیابند. این گوساله سرخ مو دو سال در مراتع آنها خواهد چرید، پس از دو سال اگر بیش از دو تار موی غیر قرمز در بدن این گوساله مشاهده نکردند، آن را به عنوان اولین گوساله سرخ موی از زمان تخریب هیکل دوم تا حال حاضر معرفی خواهند کرد.

پس از آن این گوساله سرخ مو ذبح شده و سوزانده می شود و خاکستر آن در برکه آبی ریخته می شود و یهود با فرو رفتن در این برکه خود را از آلودگی ها پاک خواهند کرد و در آن زمان اجازه خواهند داشت، آزادانه وارد هیکل شوند.
اما به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هم اکنون 2 هزار سال است که یهود در انتظار این گاو سرخ مو و شستن بدن خود در آب برکه موعود هستند.

خاخام «ریچمن»، از جمله یهودیانی است که تمام زندگی خود را صرف یافتن نام و نشانی از این گوساله سرخ مو کرده است. وی در مصاحبه با روزنامه هاآرتص تصریح کرد که بسیاری از یهودیان بر این باورند که موضوع گاو سرخ مو، موضوعی خارق العاده و این جهانی نیست، اما مشکل اصلی در یافتن این گوساله که تنها دو تار موی غیر قرمز در آن موجود باشد، نیست، بلکه مشکل اصلی در پرورش این گوساله نهفته است که نیازمند مهارت و تجربه بسیار در فهم شریعت یهود و منطبق کردن آن با تکنولوژی های پیشرفته روز است.

این خاخام یهودی خاطر نشان می کند که کمک های خاصی به دامدارانی که اقدام به پرورش این گوساله کنند، خواهد شد، از جمله اینکه تمام ساختارهای زیربنایی دامداری تغییر کرده و دامداری مزبور از خدمات VIP بهره مند خواهد شد. همچنین دوربین های مدار بسته ای در محیط نصب خواهد شد که اوضاع را 24 ساعته زیر نظر داشته باشد و اطمینان حاصل شود که این گوساله بر اساس آموزه های تورات تربیت می شود.

بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
به همین دلیل این خاخام یهودی تاکید می کند که ممکن است، شما گوساله های مو قرمزی در این دامداری ها بیابید، اما چون براساس آموزه های تورات پرورش نیافته اند، دارای شرایط لازم نیستند.

به اعتقاد منابع صهیونیستی، زمانی که یهود این گاو سرخ مو را بیابند، سرآغاز مرحله ای بسیار سخت خواهد بود، چون برای به دست آوردن کوه هیکل جنگی سخت در خواهد گرفت و اوضاع بیش از پیش پیچیده و مبهم خواهد شد.

ترس از اعراب .. عجیب ترین دلیل
دو سال پس از شکست اعراب در جنگ 1967 که به اشغال قدس منجر شد، یعنی در 21 آگوست سال 1969 یک صهیونیست افراط گرای استرالیایی به نام «دنیس مایکل روهان» با آتش زدن مسجد الاقصی باعث تخریب بخش هایی زیادی از این مسجد شد.

در این آتش سوزی در قسمت جنوب شرقی مسجد الاقصی حدود دویست متر مربع از سقف مسجد کاملا تخریب شد و گنبد مسجد در پنج نقطه سوخت. همچنین یکی از آثار متبرک مسجد و یک منبر مخصوص که هشتصد سال سابقه داشت، نیز کاملا از بین رفت. صحن‌ های شرقی و جنوبی نیز در آتش سوخت و به این ترتیب مساحت بخش آتش گرفته مسجد به 1500 متر مربع رسید، یعنی یک سوم از مساحت 4400 متری این مسجد مبارک.

بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
این اقدام روهان تنها موجب برانگیخته شدن خشم و غضب اعراب نشد، بلکه یهودیان را هم به وحشت انداخت، به ویژه آنکه هنوز مدت زمان طولانی از شکست تلخ 1967 اعراب نمی گذشت و بسیاری از یهودیان از انتقام اعراب به وحشت افتاده بودند.

اما کشورهای عربی و اسلامی به جای استفاده از این فرصت در حمله به رژیم صهیونیستی روی به شورای امنیتی بردند که حامی همیشگی و دائمی رژیم صهیونیستی بوده است. با این حال رژیم صهیونیستی از بیم خشم و غضب مسلمانان اقدام به بازداشت این جهانگرد یهودی می‌ کند تا بعد در دادگاهی نمایشی به بهانه اینکه نام برده دچار بیماری روانی بوده، آزاد شود و به کشورش باز گردد.

با این حال در طول این مدت صهیونیست ها از واکنش و انتقام اعراب و فلسطینی ها و مسلمانان وحشت زده بودند، به همین دلیل تا مدت ها تلاش کردند، برخوردی با فلسطینی ها قدس اشغالی نداشته باشند و آنها را تحریک نکنند، همچنین برای آرام کردن آنها اقدام به پایین کشیدن پرچم خود از بلندای قبه الصخره سپردن امور اداری مسجد الاقصی به اوقاف اسلامی کردند.

بنای هیکل سوم یهود در باورهای صهیونیستی / در حال ویرایش
با وجودی که اعراب و مسلمانان تا به امروز اقدامی جدی و گامی عملی برای آزادسازی مسجد الاقصی برنداشته اند، با این حال همواره در همایش های یهود درباره بنای هیکل سوم، این سوال مطرح شده است که چرا یهود تاکنون اقدامی برای بنای هیکل نکرده اند؟ تا یکی از مهمترین پاسخ ها این باشد که «واکنش مسلمانان در قبال این اقدام چه خواهد بود؟

خاخام های بارز و برجسته رژیم صهیونیستی بیم از واکنش مسلمانان و اعراب را مهمترین مانع برسر راه بنای هیکل سوم سلیمان می دانند. همچنین از عدم همراهی یهودیان لائیک با یهودیان بنیادگرا جهت بنای هیکل گله مند هستند که مهمترین دلیل این عدم همراهی نیز بیم از واکنش مسلمانان بیان شده است.

نقد وبررسی بازی کلش آف کلنز

نقد وبررسی بازی کلش آف کلنز

غفلت

 

برسی این بازی به دو بخش تقسیم شده است: ۱: تحلیل بازی ۲: نماد های شیطانی درون بازی

بخش تحلیل بازی:(نماد های شیطانی در پایان این مطلب می باشد.)

بسم الله الرحمن الرحیم
آنلاین باش تا زنده بمانی

درون اتوبوس نشسته ای که ناگهان صدای موسیقی خاصی توجه همه را به خودش جلب می کند. این صدا از گوشی تلفن همراه پسر جوانی است که بی توجه به نگاه های خیره ای که با کنجکاوی و گهگاه شماتت او را زیر نظر گرفته اند، محو در مانیتور گوشی خود شده است…
به اداره که می روی، باز هم همان صدای آشنای درون اتوبوس را می شنوی و اینبار چند تن از همکارانت را می بینی که خیره به مانیتور گوشی و تبلت های خود شده اند!
بیرون از اداره هم این وضعیت عجیب همچنان ادامه دارد؛ درون مترو، تاکسی، رستوران، دانشگاه، کلاس درس، میهمانی های خانوادگی و… خلاصه هر جا که پا می گذاری، این صدا و افراد مسخ شده در گوشی و تبلت ها را می بینی! همه جا پر شده از جوانانی (و حتی بزرگسالان) که بی وقفه سر در گوشی و تبلت خود فرو برده اند و با هیجان و اضطراب خاصی، شب و روز و وقت و بی وقت مشغول انجام کاری هستند.
با تعجب به سراغ فضای مجازی می روی تا بلکه بتوانی در مورد این واقعه عجیب اطلاعاتی بدست آوری. شاید ویروس مهلک و ناشناخته ای عامل بروز این اتفاق باشد و یا شاید… در حال جستجو هستی که به یکباره متوجه موضوع عجیب تری می شوی. این حالت مسخ شدگی تنها مختص مردم ایران نیست و ظاهراً می توان همزادهای این قبیل افراد را در سایر کشورهای دنیا هم مشاهده نمود!

10

به دنبال یافتن عامل بروز این فاجعه، کم کم متوجه حضور پر رنگ یک نام می شوی که گفته می شود عامل اصلی اعتیاد، مسخ شدگی و گرفتاری عده زیادی از مردم در سراسر دنیا شده و تا به حال زندگی های زیادی را به باد فنا داده است: بازی جنگ قبایل (Clash of Clans).
* کلن برگرفته از واژه “کلان” در فرهنگ یهود است که در آن به گروه های عضو یک خانواده کلان گفته می شد. اصطلاح “کلان نگری” از همینجا آمده است.

اما بازی جنگ قبایل چیست و چرا عده زیادی در سراسر جهان اعتیاد به آن پیدا کرده اند؟
در فبریه سال ۲۰۱۱ شرکت بازی سازی فنلاندی Supercell به مدیریت جوانی گم نام به نام یوکا پانانن (Ilkka Paananen) تأسیس شد. تنها ۸ ماه از راه اندازی این شرکت نگذشته بود که اولین محصول آن ها، بازی آنلاین جنگ قبایل، باعث شد تا نام این شرکت در صدر اخبار جهان قرار گیرد! اما موضوع خبرساز، تنها فروش موفق بازی آن ها نبود؛ این شرکت موفق شد سه ماه بعد، مبلغ ۱۲ میلیون دلار سود دهی خالص داشته باشد!
پانانن در مورد این اتفاق اینطور توضیح می دهد که:
– سال ۲۰۱۱ برای شرکت ما و مردم دنیا، سالی بزرگ و مهم بود. ما در این سال موفق شدیم کاری کنیم که هم آینده کاری خود را تضمین کنیم و هم دنیای آشفته و مردم گرفتار آن را سرگرم کنیم. در حال حاضر به لطف بازی جنگ قبایل ما ۴۵ کارمند در استخدام داریم و مردم دنیا هم به واسطه آن خوشحال تر هستند.

09

پانانن به اندازه دوستانش از شهرت و محبوبیت در فضای مجازی برخوردار نیست و اطلاعات کمی از وی می توان یافت، اما برخی از دوستان صمیمی او شهرتی جهانی دارند. از جمله این افراد، می توان به مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg)، موسس فیس بوک اشاره کرد که زمانی با پانانن همکاری مستقیم و تنگاتنگی داشت.
البته در مورد علت نبود اطلاعات از زندگی شخصی پانانن حدس و گمان های زیادی وجود دارد، این که چطور شخصی گمنام به یکباره موفق به کسب چنین موفقیتی شد و دوستی نزدیک وی با زاکربرگ، باعث تقویت احتمال ارتباط او با اسرائیل شده است.

05

شرکت Supercell با درآمد فوق العاده ای که از فروش بازی جنگ قبایل به دست آورد، توانست در تابستان همان سال شعبه کوچک خود در سانفرانسیسکو را افتتاح نماید و در آنجا تیمی را مسئول گسترش و بهبود بازی جنگ قبایل نماید. شعبه فنلاندی شرکت هم شانس خود را برای تولید یک بازی آنلاین دیگر آزمود و در سال ۲۰۱۲ بازی Boom Beach را به بازار عرضه کرد که البته با استقبال کمتری نسبت به بازی جنگ قبایل مواجه شد.
این شرکت در حال حاضر روی بازی جدیدتری با عنوان Battle Buddies کار می کند و قصد دارد آن را تا پایان سال به بازار عرضه کند، اما همچنان نقطه قوت این شرکت را می توان بازی جنگ قبایل دانست.

حال ببینیم بازی جنگ قبایل دارای چه ویژگی هایی است؟
جنگ قبایل یک بازی رایگان با سیستم درون پرداختی است که برای سیستم Android و iOS تولید شده است. در این بازی، بازیکن کنترل یک کلن (کلان) را به عهده دارد و باید برای پیشرفت آن تلاش کند. برای این منظور بازی امکانت مختلفی را در اختیار کاربر قرار می دهد و این امکان را فراهم می نماید تا بازیکن بتواند در شروع، بدون پیش نیازهای خارجی و تنها با امکانات محدود ارائه شده توسط بازی، تا حدی قابلیت های خود را ارتقاء دهد. اما برای ادامه حیات در این بازی، لازم است تا بازیکن در ادامه، اقدام به خرید پول رایج بازی (با استفاده از پول واقعی) و همچنین پیوستن به یکی از کلن ها نماید.

06

اساس بازی بر جنگ و غارت پایه ریزی شده است. بازیکن باید با جستجو در نقشه جهانی، کلن های ضعیف تر از خود را یافته و با حمله به آن ها، منابعشان را غارت نماید! این موضوع یکی از قواعد اصلی و حیاتی بازی به شمار می رود و امری ناگزیر است.
یکی از مهمترین قابلیت های این بازی، عدم توقف زمانی آن در هنگام خروج از بازی است. بدین معنا که در صورت نبود بازیکن در بازی، همچنان اتفاقات مختلفی در بازی رخ خواهند داد که پیامدهای آن دامنگیر بازیکن می شود. به همین دلیل، بازیکن ها مجبور هستند که مدام به بازی سرکشی کنند تا دچار خسارت نشوند!
همچنین پس از افزایش مقدار مشخصی از درجه ارتقاء، بازیکن به همراه اعضای کلن خود به صورت خودکار در نبردهایی جهانی شرکت داده می شود که پیروزی در این جنگ ها می تواند مقدار زیادی منابع و اعتبار کشوری و جهانی را برای آن ها به ارمغان آورد. این موضوع هم عامل دیگری است که کاربران را وادار می کند همواره به این بازی سرکشی کنند و بیشتر وقت خود را در این بازی سپری نمایند.

آنچه باید در مورد این بازی دانست:

07

اعتیاد
فردی را در نظر بگیرید که مدام در حال بازی کردن است و سر زدن به فضای بازی، به امری منظم و همیشگی برای او تبدیل شده است. ارتقاء بخش های مختلف بازی، شرکت در جنگ ها، تعامل با دوستان و جمع آوری منابع جزئی، از کارهای روزمره‌ این فرد به شمار می‌روند. سرکشی مدام و طولانی مدت به فضای بازی، پیشرفت تدریجی و بعضاً با زحمت و ترس از عقب افتادن و جاماندن از وقایع مهم آن، باعث می شوند تا این فرد نسبت به بازی احساس عاطفی خاصی پیدا کرده و انجام آن را همچون یک نیاز حیاتی فرض کند.
چنین حالتی به ندرت در وجود فرد دچار تغییر شده و این کار در ذهن او تبدیل به عادت و فراتر از آن تبدیل به اعتیاد خواهد شد. این اولین گرفتاری کاربران بازی های آنلاین و به طور خاص کاربران بازی جنگ قبایل به شمار می رود. کاربران این بازی به سختی می توانند خود را از فضای جذاب و پر التهاب آن جدا کنند و مدام در تلاشند تا از حداقل زمان خود برای سر و سامان بخشی به امور بازی استفاده کنند.
این موضوع زمانی اهمیت پیدا می کند که می بینیم کاربران این بازی را اکثراً اقشار متأهل، دانشجو، محصل و کارمند تشکیل می دهند!
پدر و مادر (زن و شوهر) معتاد به این بازی در انجام وظایف خود دچار کوتاهی شده و بیشتر وقت خود را صرف انجام بازی می کنند. طبق آمار رسمی منتشر شده توسط قوه قضائیه، گرایش افراطی زن و شوهرها به این بازی در سال های اخیر به یکی از عوامل اصلی اکثر طلاق ها و سرخوردگی فرزندان این دست از خانواده ها تبدیل شده است.
معتادان دانشجو، محصل و کارمند این بازی هم اوضاع بهتری ندارند و پرداختن افراطی به این بازی موجب بروز مشکلات جدی در زندگی آن ها شده است.

صرف هزینه بیهوده
کاربران این بازی مجبور هستند تا برای حفظ خود در گردونه رقابت، اقدام به خرید پول رایج بازی یعنی جم (Gem) به دلار با استفاده از پول واقعی کنند. همین امر موجب هدر رفتن مقدار زیادی پول شده و گهگاه افراط در این کار هزینه های سنگینی را برای کاربران در پی دارد.
خرید و فروش جم و اکانت هایی که درجه ارتقایی بالا دارند هم از دیگر روش های درآمدزایی کاذب این بازی است.
طبق اظهارات یکی از کاربران فعال این بازی، وی تا کنون مبلغ هفتاد میلیون تومان بابت خرید جم پول صرف کرده و همچنان در صدد ادامه این روند است!
نتیجه این اقدام، کسب رتبه بالا در جایگاه داخلی و بین المللی است. مقامی کاذب و پوشالی که هیچ تأثیر مثبتی در روند زندگی فرد ندارد و صرفاً عنوانی توهم انگیز به شمار می رود.

01

سرقت اطلاعات شخصی
برای انجام این بازی، لازم است تا بازیکن حساب کاربری جدیدی در سیستم جی میل (Gmail) ایجاد نماید. حال با توجه به اخبار منتشر شده در مورد عدم امنیت این سیستم و امکان دستیابی مدیران جی میل به اطلاعات شخصی افراد، عملاً بازیکن خود را در معرض سرقت اطلاعت موجود در گوشی و تبلت خود قرار می دهد.
پس از اینکه وزیر ارتباطات استرالیا، استفان کانروی سیاست‌های حریم شخصی گوگل را به چالش کشید و این شرکت را تهدید به فیلتر کردن نمود، سایت اخبار فناوری اطلاعات استرالیا با نقل پاسخ این شرکت، تأیید کرد که گوگل اجازه دسترسی دولت آمریکا به جی میل را فراهم کرده است.
پس از تصویب لایحۀ میهن‌پرستی (Patriot Act) که توسط دولت بوش ارائه شده بود، دولت آمریکا اجازه یافت که کنترل گسترده و جامعی بر مخابرات و ارتباطات رایانه‌ای از جمله تلفن، فکس، ایمیل و… داشته باشد. هر چند قبل از آن نیز چنین کنترل‌هایی با قواعد مشخص انجام می‌شد، اما هیچ‌گاه امکان کنترل کامل و گسترده‌ای به مانند این قانون در اختیار دولت قرار داده نشده بود. در این میان، گوگل زیرساخت عظیمی را برای کنترل ارتباطات اینترنتی کاربران فراهم ساخته که به خوبی توسط دولت آمریکا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. هر چند گوگل ادعا کرده که تجسس در چارچوب قانون انجام می‌شود، اما طبعاً این قانون برای مردم کشورهایی که آمریکا با آن‌ها مشکل دارد، از جمله ایرانیان کاربردی ندارد.
در برخی از کشورها مانند کشورهای اروپائی، استرالیا و… امکان شکایت از جی میل در صورت نقض حریم شخصی و سوء استفاده از این اطلاعات وجود دارد. گوگل در این کشورها دفتر دارد و در صورت سوء استفاده، باید پاسخگو باشد. با این همه، در این کشورها نیز انتقادات گسترده‌ای از گوگل شده و این شرکت با چالش‌های قانونی بزرگی مواجه شده است. متأسفانه به دلیل دشمنی طولانی مدت آمریکا با ایران، این اقدامات قانونی برای ایرانیان ممکن نیست.

11

دامن زدن به اقدامات نژادپرستانه
طبق قوانین بازی، گردانندگان آن پس از مدتی افراد یک کلن را با کلن دیگری مواجه کرده و اصطلاحاً یک جنگ (War)، میان آن ها ایجاد می کنند. در این پروسه، انتخاب کلن حریف توسط خود شرکت سازنده انجام می شود و بازیکن ها نقشی در انتخاب آن ندارند.
در واقع این قانون بر اساس تئوری برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون پایه ریزی شده است.
برخورد تمدن ها، تئوری مطرح شده توسط متخصص علوم سیاسی ساموئل هانتینگتون است که مطابق این تئوری پس از پایان جنگ سرد فرهنگ و هویت مذهبی سرچشمه همه درگیری‌ها در سراسر جهان خواهد بود.
هانتینگتون در تئوری خود، تمدن‌های جهان را به قسمت‌های مجزا تقسیم می‌کند که شامل تمدن غرب، تمدن اسلامی، ارتدوکس ها، تمدن شرق آسیا، آمریکای لاتین، آفریقا، تمدن بودایی و هندوئیسم می‌شود.
بررسی های چند وقت اخیر نشان داده که در انتخاب کلن های حریف، غرض ورزی های خاص با اهداف ویژه ای از سوی شرکت تولید کننده بازی صورت می گیرد. بدین صورت که اکثر کلن های ایرانی با کلن های عربی درگیر می شوند و در این بین حس نژادپرستی در آن ها تقویت شده و در اکثر موارد کار به دعواهای لفظی شدید می کشد. یا این که هیچ کلن ایرانی پذیرای بازیکن عرب نیست و عرب ها هم از همگروه شدن با ایرانی ها خودداری می کنند. همین موضوع باعث شده تا حس نفرت میان اعراب و ایرانیان صرفاً به دلیل انجام یک بازی بیهوده و پوچ در فضای مجازی بالا بگیرد! این در حالی است که گردانندگان بازی به زیرکی تمام از رویارویی کلن های ایرانی و اسرائیلی جلوگیری می کنند!

02

اصالت دادن به مفهوم سرمایه داری

تفکر و منطق حاکم بر این بازی، بر اساس اصالت بخشیدن به پول و سرمایه داری است. ناخودآگاه کاربری که در حال تجربه این بازی است، پول و غارتگری را به عنوان دو عنصر اصلی موفقیت در خود نهادینه کرده و در دنیای واقعی نیز چنین تفکری را به کاربر خود منتقل می کند. در طول تجربه این بازی، کاربر تلاش می‌کند تا از کلن خود محافظت کرده و به تخریب کلن های ضعیف اطراف خود بپردازد و با تخریب بیشتر، به غنایم بیشتری دست پیدا کند. این در حالی است که در جامعه انسانی و به دور از فضای مجازی، نوعدوستی شرط موفقیت و پیشرفت و کسب آرامش در زندگی خواهد بود. در این بازی، باید بی رحم بود و در روند رو به رشد آن ضعیف ترها را نابود کرد!

08

برخی از آمارهای عجیب و غریب در مورد این بازی
شاید در ابتدا اینطور تصور شود که این بازی سود چندانی برای شرکت تولید کننده آن نداشته باشد. اما با بررسی آمارهای ارائه شده توسط سایت App Annie خلاف این موضوع به راحتی اثبات می شود:
“این بازی هم اکنون در صدر بهترین بازی ها و اپلیکیشن های موجود در ۸۰ کشور از ۱۰۱ کشور دنیا قرار دارد.” نکته جالب توجه در اینجاست که این آمار، فقط مربوط به فروشگاه Google Play Store است و آمار مربوط به iOS هنوز موجود نیست.
این بازی توانست در سال ۲۰۱۲ به میزان ۱۰۱ میلیون دلار سود دهی داشته باشد. یک سال بعد، میزان سود دهی این بازی به ۸۹۲ میلیون دلار رسید که رشدی ۷۹۱ میلیون دلاری را داشته است.
این رقم ها با توجه به محبوبیت بسیار زیاد این بازی در کشورهای مختلف دنیا چندان عجیب به نظر نمی رسد. اما سال گذشته، بهترین سال برای این بازی بود.
طبق گزارش مالی شرکت Supercell، این شرکت در سال ۲۰۱۴ به میزان ۱.۸ میلیارد دلار از بازی جنگ قبایل سود دهی داشته که نه تنها بیشترین میزان سود دهی یک بازی موبایلی بوده، بلکه بیشترین رشد در زمینه درآمدهای جنگ قبایل نیز در همین سال به دست آمده است.
اگر شما این مبلغ را به ۳۶۵ روز سال تقسیم کنید، خواهید دید که شرکت Supercell به طور متوسط در هر روز تنها از بازی جنگ قبایل خود ۵ میلیون دلار درآمد خالص دارد!
انتظار می رود که در گزارش مالی شرکت Supercell در سال ۲۰۱۵، شاهد درآمدی بیش از ۱.۸ میلیارد دلار از طریق بازی جنگ قبایل باشیم.

بخش دوم نماد های شیطانی بازی:

سطح شطرنجی بازی :

تا حالا به محیط نقشه بازیتون دقت کردید آیتم های بازی کجا قرار دارند !!! درسته روی یک سطح شطرنجی

یک سطح شطرنجی خیلی مرتب و جذاب که همه ما فکر میکنیم واسه راحت قرار دادن و مرتب کردن نقشه بازی به این شکل طراحی شده ولی واقعیت چیز دیگریست سطح شطرنجی ٬ از زمان مصر باستان در معابد مورد استفاده قرار می گرفته و بیش از آنکه جنبه ی تزئینی داشته باشد٬ دارای مفهومی رمزآلود است.امروزه٬  این نوع کفپوش یکی از نمادهای مهم فراماسونری و مکانی برای اجرای مراسم فرقه ای در کلیه ی لژهای ماسونی به شمار می رود.تشریفات ویژه ی ورود به این سازمان می بایست بر روی این سطو ح٬  که کنایه از آمیختگی زندگی انسان با خیر و شر است ٬ انجام گیرد.

تصویری از سطح شطرنجی بازی :

تصویری نزدیکتر از سطح شطرنجی بازی :

نماد خرگوش

شاید بگید که این موضوع ربطی به شیطان پرستی نداره ، بهتون حق میدم ولی به این سادگیا هم نمیشه ازش گذشت اگه عمیقتر به تصویر نگاه کنید متوجه تفاوت رنگهایی در سطح شطرنجی بازی میشید به تصویر زیر دقت کنید البته رنگها خیلی نزدیک به هم هست ولی با یکم دقت میشه تفاوت رو حس کرد .

 حالا به تصویر کلی این تفاوت ها دقت کنید البته یکم با رنگ عکس بازی کردم شاید بهتر دیده بشه

فکر کنم متوجه تصویر خرگوش در پس زمینه شطرنجی بازی شدید باید بگم که خرگوش یکی دیگر از نماد های شیطانپرستی محسوب میشه که خرگوش در فراماسونری نشان رابطه ی نزدیک با یک دیگر است و برای خرگوش فرق نمیکنه که با مونث باشد یامذکر باشد و باهردو نزدیکی میکند ودر ماسون خرگوشی که چشم چپش معلوم باشه نشان همجنس بازی است.

نماد بز یا قوچی به نام بافومت

اگر به گوشه بالای سطح شطرنجی بازیتون بندازید متوجه یکی دیگر از علایم شیطان پرستی به شکل بز یا قوچی به نام بافومت میشید .بافوت یکی دیگر از نمادهای کثیف شیطان پرستیت که در عرفان کابالا«عرفان یهودی» اهمیت خاصی دارد این علامت فقط مخصوص شیطان پرستان است و در جواهرات هم بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. سر بافومت معمولا در میان ستاره پنج پر طراحی می شود.

نماد مار 

در بالای نماد قبلی باز هم یک نماد دیگر از شیطانپرتی یعنی مار رو میشه دید که می توان گفت مار حیوان مورد علاقه ماسونها و شیطان پرستان است . تا جایی که آن به عنوان  حیوان خانگی خود استفاده می نمایند. حتی این نماد رو می توان روی دلار هم دید که بیشتر به مار امو (OMO) معروف است .

نماد جغد فراماسون

بازهم یک نماد ترکیبی در بالای محیط بازی و اینبار جفد فراماسون ، همونطور که توی تصویر میبینید در قسمت بالایی یک جغد قرار دارد قسمت سایه محدوده سر جغد رو نشون میده که به صورت نیمی از سر جغد آمده و قسمت قهوه ای رنگ نوک جغد و دو دایره ریز و تیره چشم اون رو تشکیل میده و فضای سبز پایین هم با حالت هایی که میبنید بدن و بال و پای جغد رو کامل میکنن و اینکه باید بگم که جغد یکی از حیوانات مقدس فراماسون هاست ، گردن جغد ۳۶۰ درجه میچرخه به این نشانه است که ما برهمه جا مشرف هستیم.و یکی دیگه از خصوصیات اینه که جغد شب بیداره ومنظرشون اینه که وقتی شما خوابین ما بیداریم و در حال برنامه ریزی هستیم. و یه چیز مهم دیگه اینه که خدای ملوخ را با جغد نشان میدهند.

نماد ستاره شش پر

با دقت به نماد الماس یا همون جم بازی کلش میشه یکی دیگه از نماد های فراماسونری و یهودیت رو دید، نماد ستاره ۶ پر در دل یک الماس سبز و زیبای شش گوشه که روزانه میلیون ها دلار رو به حساب فراماسون های پشت پرده ی این بازی میریزه جالبش اینجاست که با زبون بی زبونی خودشون هم دارن میگن که این پول داره کجا میره …

ستاره شش پر یکی از مهمترین نمادهای یهودیت فراماسونری و شیطان پرستان این نماد دارای دو مثلث رو به بالا و رو به پایین است مثلث رو به بالا نماد مرد و قدرت و مثلث رو به پایین نماد زن و تعادل بود و شبیه به رحم زن است و ترکیب این دو مثلث نماد تعادل و توراون است و نماد اصول کابالا است اگر دوستان دقت کنند هر دینی دارای اصول است در دین اسلام توحید معاد و نبوت ، امامت و عدل پنج اصل اساسی است اما در کابالا دو اصل وجود دارد تعادل و توازون یعنی همه چیز از تعادل و توازون تشکیل شده به عبارت ساده تر خدایی وجود ندارد این نظریه کفر امیز اصول کابالا است و ستاره شش پر نماد ان است اکثر نماد های تعادلی کفر امیز بود مثل سیاه و سفید و مرد و زن یا نر و ماده این ستاره دارای شش مثلث شش ضلع و شش زاویه است که میشود ۶۶۶ یا همان عدد ابلیس که در قاعده اهرام ثلاثه هم ۶۶۶ وجود دارد همچنین این ستاره یکی از مهمترین نماد های شیطان پرستان بوده و این نماد را یکی از قویترین نماد های خود میدانند .

نماد شاخ شیطان

با نگاه به سربازخانه اکسیری کلش و بعد از به پایان رساندن ۱۰ سطح این ساختمان به آخرین سرباز اکسیری یعنی پکا دست پیدا خواهید کرد سربازی با دو شاخ عجیب روی سر اون با لبه های نورانی ، علاوه بر اون شکل سرباز خونه هم به شکل این سرباز تغییر پیدا میکنه و سر این سرباز روی سرباز خونه قرار میگیره چیزی که توی ۹ سطح قبلی به این شکل نبوده است که میشه گفت همان نماد شاخ شیطان است که با پایان دادن به این ساختمان اون رو در بالای سرباز خونه میشه دید .

اگر به شاخ ها دقت کنید متوجه قسمت های رنگی نوک شاخ ها و یه شکاف نور در میان سر پکا خواهید شد که از دیگر علامات شیطان‌پرستی این شاخ ها می‌توان به منعکس شدن نور از «تک چشم» نام برد که خود یک علامت فراماسونری است . متاسفانه از این نماد بر روی برج ساعت در شهر مکه هم استفاده شده که توی تصویر زیر اون رو میبینید .

علاوه بر موارد بالا خود سرباز پکا شبیه به نماد خدای ملوخ (مالکوم) طراحی شده است و تنها نیرویی هست که شما می تونید مجسمه اون رو با استفاده از گلد در بازی از لول ۷۵ اکانت خودتون اون رو توی نقشه بازیتون قرار بدید .

اگر به مپ های سینگل پلی بازی مراجه کنید باز هم نماد شاخ شیطان می تونید مشاهده کنید .

چشم شیطان یا چشم جهان بین

در ادامه نماد های شیطان پرستی در بازی کلش آف کلنز این بار میشه به چشم جهان بین یا چشم شیطان اشاره کرد که به شدت از این نماد در بازی استفاده شده و یکی از نماد های مهم در فراماسون و شیطان پرستی به حساب میاد .

تصویری از محیط سینگل پلی بازی :

این تک چشم نماد پول رایج آمریکا(دلار) بسیاری از شرکت های سرمایه داری و آرم کالاها و… می باشد . فراماسون ها طبق اساسنامه خود بایستی طی ۲۰ سال آینده تمامی شهرهای بزرگ دنیا را مملو از نمادهای فراماسونی همچون چشم جهان بین ، هرم ، ابلیسک (مشترک بین فراماسون ها و شیطان پرستان) و …  نموده به طوریکه ذهن و چشم مخاطبان کشورهای مختلف را برای پذیرش عقائد فراماسونری در تمامی شئونات زندگی در آینده عادت دهند. متاسفانه این نماد در قالب معماری به بسیاری از کشورها از جمله ایران نیز نفوذ کرده است.

آنها معتقدند که این چشم لوسیفر(شیطان) است و کسی که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارایی ها حکومت می کند. این علامت در پیشگویی ها به کار میرود. جادوها، نفرین ها، کنترل های روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت کار میکنند. این علامت روشنفکران است . به پول رایج ایالات متحده نگاهی بیندازید، راس هرم یک چشم قرار دارد که دور آن روشنایی خاصی قرار گرفته است . طبق روایات ائمه معصومین (ع) این جریان (فراماسون ها) همان دجال یک چشم است که این علامت اساس نظم نوین جهانی را در معاصر تشکیل داده است. از لحاظ فلسفی انسان دو دیدگاه (چشم) دارد . یکی دیدگاه معنوی و یک دیدگاه مادی . در حقیقت فراماسون ها به یک دیدگاه (چشم) اعتقاد دارند و آنهم دیدگاه (چشم) مادی (سرمایه داری) است . و معنویت (دین) در عقائد فراماسون ها یا بهتر بگوییم لیبرالیست ها حذف شده و معنای حقیقی چشم جهان بین نیز همین است. چشم (جهان) بین ، یعنی دنیا را با چشم ما(مادی) ببینید!!

دو ستون فراماسون ها یا عدد محبوب فراماسون ها ۱۱

اینفرنو یکی دیگر از ساختمان های بازی کلش آف کلنز است که کاملا با نماد های فراماسونی عجین شده است. این ساختمان رو در سطح ۱۰ تاون هال میشه ساخت که تعداد اونها ۲ تا هستش که به عنوان ستون های فراماسونی در نقشه بازی  شما جای خوش می کنن آنان معتقد اند که در ابتدای ورودی معبد سلیمان دو ستون یکی به رنگ سفید و دیگری به رنگ قرمز قرار داشته است و حال اگر این دو ستون را در کنار هم بگذاریم میشود دو تا ۱ و این دو تا ۱ در کنار هم عدد ۱۱ را تشکیل میدهند. نام این دو ستون بوآز و جاشین است . در واقع این دو ستون دروازه وردی جن ها به دنیای انسان هاست .

در تصویر زیر حتی نماد چشم شیطان یا همون چشم جهان بین رو بر روی ستون ها مشاهده می کنید که نوری از اون منعکس میشه .

نمایش عدد ۱۱ با اینفرنو

نماد گونیا و پرگار فراماسون

با نگاهی به یکی دیگر از ساختمان های کلش میشه نماد دیگری از فراماسون ها یعنی گونیا و پرگار رو دید که در طراحی ایکس بو از اون استفاده شده است باید گفت یکی از مهمترین نماد های فراماسونری گونیا و پرگار است که ابزار یک ماسون یا معمار است زیرا فقط با گونیا و پرگار است که شما میتوانید مستطیل طلایی را رسم کنید .

کارگر بازی !!!

کارگر بازی یا بقول پلیرهای بازی بیلدر بازی ، که صبح تا شب واسمون توی مپ چکش میزنه ، متاسفانه یکی دیگه از رازهای پر نقد بازی رو توی خودش نهفته داره ، البته ما به نقد بازی کاری نداریم و فقط نماد ها و نشان های پنهان شده بازی رو نمایان می کنیم .

تا حالا به کارگر بازی از نزدیک نگاه کردید؟ کارگری با مدل موی یا کلاهی شبیه به خاخام های صهونیستی ، عکس زیر رو ببینید .

البته من اول فک کردم از این کلاه خلبانیاست و واقعا در نگاه اول هم چیزی جز این دیده نمیشه و خیلی گذرا ازش گذشتم ولی وقتی واسم جالب شد که عکس زیر رو دیدم .

توی عکس بالا که از طرف خود سوپرسل شرکت تولید کننده بازی واسه قطعی های که توی بازی رخ میده توی نت قرار گرفته نکته ی بسیار جالبی هست و اون هم طلایی بودن یکی از دندان های کارگر بازی هستش ، که واقعا توضیح دادنش طولانی هست و فقط به این موضوع اشاره کنم که یهودیان از دندان طلایی خیلی استفاده میکردند ، گفتم میکردند چون منبع جدیدی درباره این موضوع پیدا نکردم ولی می تونید به ماجرای هیتلر و دندان طلای یهودی رجوع کنید .

در رژیم هیتلری، هر یهودی اگر به درد کار نمی خورد باید از بین می رفت و هر کدامشان که به درد کار می خوردند باید در اردوگاه های کار اجباری جان می کندند و سپس که جانی برایشان نمی ماند آن را نیز می گرفتند. یهودیان در امپراتوری هیتلر انسان هایی زیادی به حساب می آمدند، آنها چاره به جز مرگ نداشتند. به یهودیان گفته می شد که قرار است به حمام بروند. پس لباس هایشان را در می آوردند و صابونی به آنها می دادند. سپس در از پشت قفل می شد و قرص های زیکلون بی را تو می انداختند. با انتشار بخار سمس این قرص ، آنان خفه شده و می مردند. حلقه های طلای ازدواج، دندان های طلا و لباس ها را  می فروختند و موی زنان را تراشیده و از آن برای ساختن برخی اجناس استفاده می شد.

و مپ ما  از صفر تا ۱۰۰ بدست همین کارگر های بازی ساخته میشه … !!!

بنا به نظر یکی از دوستان که اگه بازی نماد شیطان پرستی داره چرا سرباز شیطانی نداره !!! یه نیم نگاهی هم به نیروهای بازی میندازیم

والکری (Valkyrie)

اولین نیرویی که می خواهیم اون رو بررسی کنیم تبرزن بازی کلش هستش که یه تبر دستشه و باید گفت که از دیگر نمادهای شیطان پرستی آنتی جاستیس (Anti justice) به معنای ضد عدالت این تبر رو به بالا به معنای عدالت و رو به پائین ضد عدالت است . شیطان پرستان برای نشان دادن مخالفت خود با عدالت اجتماعی از هیچ فعالیتی مضایقه نمی کنند .

گوبلین (Goblin)

یکی دیگه از نیروهای شیطانی کلش که زیادم نیاز به بررسی نداره و میشه گفت تابلوترین نیروی شیطانیشم هست گوبلین ، اگه از گوشای شیطونیش بگذریم از چشمهای قرمز یا خونیشم بگذریم از اسمش دیگه نمیشه گذشت معنی لغویی گوبلین همون جن هست و خوده اسم این نیرو شیطانی بودنشو ثابت میکنه

دراگون (Dragon)

دراگون یا همون اژدها که بیشتر اون رو به عنوان یک شخصیت افسانه ای میشناسیمش یکی دیگه از نماد های شیطان پرستی محسوب میشه همونطور که توی عکس زیر می بینید . چشم راست دراگون معلوم نیست که اینکار برای جلب توجه چشم چپ دراگون می باشد و چشم چپ دراگون هم مثل گوبلین به رنگ قرمز یا خونی  در اومده باید بگم که شیطان پرستان از لنزهایی به رنگ قرمز که عکس اون رو در پایین می بینید برای شباهت چشم خودشون به شیطان استفاده می کنند فلسفه چشم چپ  و چرایی آن واسه این هست که  خوبه بدونید علت تاکید یهود بر یک چشم و چشم چپ اینه که زمانی که حضرت ابراهیم (ع) در حال قربانی کردن حضرت اسماعیل ع بود شیطان در غالب انسان آمد و شروع کرد به وسوسه ی ایشان حضرت ابراهیم ع سنگی به طرفش زد که شد پایه و اساس رمی جمرات ، نکته ی جالب اینه که اجنه و شیاطین وقتی در حالت انسان می آیند بسیار آسیب پذیر میشوند که پرتاب سنگ چشم راست شیطان را کور کرد و او هم اکنون فقط چشم چپ دارد .

ویزارد ، ویچ و اسپلز – Wizard , Witch and Spells

در ادامه بررسی نیروهای بازی این سری در مورد نیروی یه جورایی جادویی بازی رسیدیم چون چند نیرو شبیه به هم بودن همه رو یکجا آواردم که خلاصه تر هم بشه .

اول میریم سراغ معنی لغویی هر نیرو ، ویزاد که معنیش میشه همون جادوگر ، ویتچ یا ویچ که میشه ساحره و اسپل به معنی طلسم و اسپلز به جمع او یعنی طللسم ها اشاره داره ، توی بازی که چیزای عجیب غریب قریب به جادو زیاد داریم بازم اسامی خود نیرو ها خودش رو ثابت میکنه و فقط یه توضیح مختصر میدم .

شکی نیست که یهودیان و قوم یهود از ماهرترین ساحران در زمان‌های قدیم بوده‌اند، تا آنجا که معجزه پیامبر یهود چیزی نیست جز یک سحر بزرگ از دیدگاه ساحران. معجزه حضرت موسی (علیه السلام) نیز چیزی فراتر از کار ساحران آن زمان باید می‌بود؛ مانند شکافتن دریا، و اژدها کردن عصایش. پس در اینکه قوم یهود در هزاران سال پیش قوی‌ترین ساحران را داشتند شکی نیست. البته معجزات حضرت موسی (ع) به اذن خدا بوده و رابطه ای به سحر ندارد و فقط برای نشان دادن قدرت خالق یکتا بوده است . هدفی که سحر و جادو دنبال می‌کند، استفاده از نیروهایی است که از دسترس انسان‌های عادی خارج است و کارشناس این فنّ به کمک اسرار ربوده شده از آسمان، انواع روش‌ها، مواد شیمیایی و کلمات و عباراتی را استفاده می‌کند که سینه به سینه به او انتقال یافته و مصون از اشتباه تلقی شده است. شیاطین کم و بیش در این روندها شرکت دارند و فنون جادوگری را نه به سود آدمیان، بلکه برای کشاندن انسان‌ها به سوی دوزخ در دسترس آن‌ها قرار می‌دهند.

توی طراحی نیروی ویزارد چیز خاصی ندیدم یا نفهمیدم و همون حالت جادوگریی رو داشت که میشود پیش بینی کرد و فقط نوع ایستادن ویزارد منو رو یاده یکی از ۳۳ درجه فراماسونی میندازه ولی از نیروی ویچ نسبت به ویزارد یکم سخت تر میشه ازش گذشت احتمالا حمله کردن با ویچو تجربه کردید یا حداقل دیدید یک اعصای جادوگری که اگه فیلم هری پاتر رو هم دیده بودید از این چوب های جادویی استفاده می کردند و بهشم میگفتن هالیوود که متاسفانه یه جورایی تشبیه اعصای حضرت موسی (ع) بود امیدوارم اعصای دست ویچ دیگه تشبیه نباشه ولی دور از شباهت هم نیست . حالا بحث هر بار زمین زدن این اعصا و زنده شدن اسکت ها از دل زمین دیگه جداست و اینکه اگر به شکل اعصا هم دقت کنیم در سر عصا جمجمه ای شاخ دار همانند بز یا قوچی وجود دارد که قبلا در موردش صحبت کردیم .

درمورد طلسم ها هم که دیگه همه چیز روشنه سحر، منشأ شر و شوم‌‌ترین منابع  فساد در اجتماع بشری است. ریشه‌ سحر به ابلیس برمی‌گردد و از طریق او به سایر شیاطین جن و انس نیز منتقل شده‌است. کسانی که از سحر و جادو استفاده می‌کنند با شیاطین در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثیرات سحر، طلسم و امثال آن از دیدگاه دین و علم اثبات شده‌است، ولی دین، رفتن به سمت این امور و استفاده از آن را شدیدا نهی می‌‌کند. مبین آن، اینکه حضرت علی (علیه‌السلام‌) امام عارف و آگاه به علوم غیب، می‌فرمایند: «هرکه چیزی از جادو بیاموزد، کم یا زیاد، کافر است.»

نگاهی به خروج یمانی و فاصله زمانی آن تا ظهور

نگاهی به خروج یمانی و فاصله زمانی آن تا ظهور

توصیف پرچم یمانی، به عنوان پرچم هدایت تر (اهدی الرایات)، به این معنا نیست که یمانی، معصوم است و دارای مقام عصمت می باشد. و نیز الزاما به معنای این نیست که وی هدایت یافته ترین شخص (اهدی الناس)، نیز باشد. هر چند وی، عبد صالح خدا و از معتمدین حضرت مهدی(عج) می باشد
» ابتدای نظرات (135)

آیا "یمانی " نشانه حتمی ظهور است؟ / فاصله بین قیام یمانی و ظهور امام مهدی

 

تاکید بر وقوع و حتمیت پنج علامت قبل از ظهور و قیام قائم و نیز ذکر شدن یمانی در کنار نشانه های حتمی متواتری همچون سفیانی و خسف بیداء بر حتمیت قیام یمانی، دلالت و تاکید دارد
 
مصطفی امیری: نشانه‌های ظهور، از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین و در عین حال از آسیب پذیرترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه برای ورود خرافات، طمع شیادان و مدعیان دروغین را برای جعل و تحریف روایات، دو چندان می‌کند. از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع از میان برداشته شود. در این سلسه مقالات، کوشیده خواهد شد تا ابعاد مختلف قیام یمانی که از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است، به صورت مستند بررسی شود.
 
پرسش‌های فراوانی درباره شخصیت یمانی وجود دارد، از جمله این‌که:
 
  • اسم و نسب یمانی چیست؟ آیا از شیعیان حضرت علی علیه‌السلام است؟
  • زمان خروج یمانی، چه موقع است؟
  • مکان قیام یمانی، آیا واقعا از کشور یمن و صنعاء است؟
  • آیا یمانی، بعد از قیام، حاکم یمن میشود؟
  • رنگ پرچم یمانی، چیست؟ آیا واقعا، رنگ پرچم یمانی، سفید است؟ و آیا هر پرچم سفیدی از یمن، نشانه حق و هدایت است؟
  • اهداف قیام یمانی کدام است؟ و یمانی بر چه مناطقی سیطره پیدا خواهد کرد؟ 
  • آیا، یمانی بر کشور حجاز (عربستان) نیز مسلط خواهد شد؟
  • دین، مذهب و گرایش یمانی، چیست؟ آیا یمانی، از شیعیان زیدیه می باشد؟
  • سیر و مدت اقدمات یمانی چیست؟
  • فرجام قیام یمانی، به کجا خواهد انجامید؟
  • چرا پرچم یمانی، هدایت یافته‌ترین پرچم است؟
  • آیا تنها پرچم هدایت در عصر ظهور، پرچم یمانی است؟
  • آیا اطاعت یمانی، مثل اطاعت امام مهدی، واجب عمومی است؟
  • آیا یمانی، وزیر و نائب خاص امام مهدی است؟
  • وظیفه شیعه در برابر یمانی چیست؟ چرا در روایت، تصریح شده است که مخالفت با یمانی، حرام و دشمن وی در آتش است؟
  • در طول تاریخ اسلام، مدعیان دروغین یمانی، چه کسانی بودند؟
  • در عصر معاصر، چه کسانی ادعای یمانی کرده اند؟ و راه تشخیص مدعای آنها چیست؟
 
لازم به ذکر است، در این سلسه مقالات، با تکیه بر منهج علمی و فقه الحدیث، علاوه بر بررسی رجالی و سندی احادیث، سایر قرائن و روایات هم خانواده، سعی شده است به سوالات فوق، پاسخ علمی داده شود.
 
منهج علمی
 
ما، در این نوشتار و بررسی علمی و پژوهشی، بر مسیر و منهج علمی صحیح، پافشاری خواهیم کرد. از جمله:
 
1. باید توجه داشت، که گاهی روایات اهل بیت و معصومین، مفسر یکدیگر است. بگونه ایی که ابهام و اجمال در روایتی و تفسیر و تفصیل در روایت دیگری، است. بنابراین، روایات هم خانواده، در کنار یکدیگر، بررسی میشوند.
 
2. استشهاد  به روایات اهل سنت، فقط زمانی موجه و صحیح است که مضمون آن در روایات اهل بیت وجود داشته باشد. و استناد به احادیث اهل سنت، به عنوان موید روایات شیعه، اشکالی ندارد. پس اثبات موضوعی در روایات اهل سنت، بدون توجه به روایات اهل بیت، صحیح نیست.
 
3. در صحت روایت به مجموع قرائن، از جمله قرینه سند، باید توجه کرد. نه اینکه در بررسی روایت، تنها به سند آن توجه کنیم و بقیه قرائن، مورد فراموشی قرار گیرد.
 
4. اگر حدیثی از حیث سند ضعیف باشد، نه اینکه واقعا آن حدیث، کذب و دروغ است، خیر. بلکه ممکن است در واقع صحیح باشد و لکن به طریق موثق به دست ما نرسیده باشد. و یکی از راههای اثبات حدیث ضعیف، وقوع آن می باشد که نشان از صحت حدیث دارد.
 
5. برای اثبات موضوعی به عنوان علامت ظهور، جای تسامح در ادله سنن نیست، اما در تفصیلات و جزئیات، ممکن است.
 
6. مشخصا در مباحث مهدویت، باید به نکته مهمی توجه کرد و آن اینکه: احادیث مهدویت، بویژه نشانه های حتمی ظهور، قطعه های مختلف یک پازل واحد محسوب می شوند و جدا از هم نباید بررسی شوند. و اگر نشانه های حتمی ظهور را جدا از هم و مستقل از یکدیگر، بررسی کنیم به نتایج واقعی و مطلوب نخواهیم رسید. اگر به بررسی علمی تنها یک نشانه ظهور، بسنده کنیم، ممکن است به این نتیجه دست یابیم که این نشانه در گذشته و تاریخ واقع شده، و یا ممکن است شبیه آن، متعدد، تکرار شود. اما اگر مجموعه علامت ها و نشانه ها را به صورت میدانی و در کنار هم، توجه کنیم، به نتیجه ایی واقعی تر خواهیم رسید.
 
اهمیت فراوان و جایگاه ممتاز قیام یمانی
 
در روایت شیعه، تصریح شده است که مخالفت با یمانی، حرام و دشمن وی در آتش است. و شگفت انگیز تر اینکه، چنین تعبیری در مورد دیگر شخصیت های مثبت عصر ظهور، ذکر نشده است. توصیفات و تاکیدات در نصرت و یاری یمانی و دعوت وی به امام عصر، حاکی از اهمیت فراوان یمانی، می باشد. به راستی علت و حکمت آن، چیست؟
 
بنابراین، دلایل بسیاری به موضوع یمانی و کندوکاو دربارۀ ابعاد مختلف این شخصیت و زوایای زندگی و جنبش یمانی، اهمیت بخشیده است؛ از جمله:
 
‌1. تعداد زیادی از روایات در میان مجموعه احادیث علائم الظهور، فقط حدود پنج پدیده را به شکل مستقل، نشانه‌های ظهور برشمرده‌اند. بعضی از این پنج نشانه، در اندکی از روایات جای خود را به نشانه‌های دیگری می‌دهند، اما معمولاً در اصل پنج‌شماری آن نشانه‌ها، تغییری ایجاد نمی‌شود. تأکید پیشوایان معصوم بر این علایم که در برخی روایات از آن‌ها با عنوان علایم حتمی تعبیر شده و جداسازی آن‌ها از سایر نشانه‌های ظهور، دلیل بر اهمیت این نشانه‌هاست که توجه ویژه‌ای را می‌طلبد. یمانی یکی از این نشانه‌هاست که معمولاً در زمره پنج علامت یاد شده، به شمار می‌رود.
 
2. هم‌چنان‌که خواهد آمد، قیام یمانی، فضیلت‌محور و اصلاح‌گر است و روایات، بر وجوب کمک به او تأکید کرده‌اند. بی‌گمان جانب‌داری از این حرکتِ ارزشی و تقویت آن، زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که این شخصیت و جزئیات مربوط به جنبش او تا حد ممکن شناسایی شود.
 
3 وجود ویژگی‌های مثبت در شخصیت یمانی و تکریم و تجلیلی که در کلمات پیشوایان دین از او شده، می‌تواند انگیزه‌ای برای وسوسه شیادان و فرصت‌طلبانی باشد که برای جلب عواطف و احساسات مذهبی مردم، از آن استفاده کنند. لذا، این احتمال همواره وجود داشته است که افرادی خود را یمانی معرفی کنند و از این رهگذر، عواطف، احساسات و امکانات مردم را به سوی خود جلب کنند و چه‌بسا با این عنوان تا مرز تشکیل حکومت و قیام مسلحانه، نیز پیش بروند. از این‌رو، بجاست تا در حد ممکن جزئیات این حادثه براساس اصول علمی شناسایی شود تا بتوان در مقام تعیین مصداق، مدعیان دروغین را از یمانی واقعی شناسایی کرد. با جزئیات یاد شده اگر نتوان یمانی واقعی را شناسایی کرد، دست‌کم این معیارها، برای تشخیص مدعیان دروغین کفایت می‌کند، و همین مقدار، اهمیت کندوکاو پیرامون این موضوع را به خوبی می‌نماید.
 
4. از دیگر ثمرات این بحث اثبات آن است که امامان معصوم قیام‌های اصلاح‌طلبانه را در عصر غیبت تأیید کرده‌اند. هم‌چنان‌که خواهد آمد، پیشوایان معصوم از یمانی و جنبش او جانب‌داری کرده‌اند. بنابراین، می‌توان گفت که از نظر معصومان در عصر غیبت، قیام های تأیید شده نیز وجود دارند. بنابراین، دیدگاه معروفی که حرکت‌های اصلاحی را در عصر غیبت محکوم به شکست و بر خلاف میل و اراده پیشوایان دینی می‌داند، پذیرفتنی نیست، و در صورت وجود روایاتی که این اندیشه را تأیید می‌کنند، باید آن‌ها را به صورتی که با روایات یمانی و دیگر روایات، جمع‌پذیر باشد، تأویل کرد.
 
معرفی نشانه های حتمی ظهور و قیام امام عصر
 
در احادیث، از پنج نشانه حتمی ظهور (یمانی، سفیانی، ندای آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف بیداء) به صورت ویژه و مستقل سخن به میان آمده است. اهمیت این پنج نشانه‌ را می‌توان هم از تعدد روایات مربوط به آن‌ها و هم از جداسازی و بیان این نشانه‌ها به شکل مستقل دریافت. صدوق در کتاب کمال الدین، با سلسه اسنادش از امام صادق علیه‌السلام در حدیث معتبر[1]  نقل کرده است:
 
قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیمَانِی وَ السُّفْیانِی وَ الصَّیحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیدَاء. [2]
پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء.
 
و نیز  مرحوم کلینی در کتاب الکافی، در حدیث معتبر [3] ، از امام صادق نقل کرده است:
 
خَمسُ عَلاماتٍ قَبلَ قِیامِ القائمِ الصَّیحَةُ وَ السَّفیانِیُّ وَ الخَسفُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّة وَ الیَمانِیُّ ِ. [4]
پیش از قیام قائم پنج علامت وجود خواهد داشت: ندای آسمانی، سفیانی، خسف و فرو رفتن (لشکر سفیانی) در زمین، شهادت نفس زکیه و یمانی.
 
این دو حدیث معتبر و حدیث های مشابه دیگر، دلالت بر این دارد که ظهور امام مهدی علیه‌السلام، متوقف بر نشانه های حتمی است که باید به وقوع بپیوندد. طبق روایت، ندای آسمانی، برای اثبات اینکه امام مهدی، از طرف خداوند متعال، برگزیده و فرستاده شده است و خروج سفیانی به عنوان دشمن اصلی امام، به جنگ میان حق و باطل، اشاره دارد. خروج یمانی، به ضرورت وجود قوا و لشکر جبهه حق و نصرت در ظهور امام مهدی، اشاره دارد و شهادت نفس زکیه، به طغیان حکومت و نظام ناصبی و دشمن اهل بیت در کشور حجاز (عربستان)، اشاره می کند. و خسف بیداء و فرورفتن لشکر سفیانی در زمین در منطقه بیداء در بین مکه و مدینه، نشانگر صحت پیشگویی و صدق پیامبر و بیانگر این است که حکومت جهانی امام مهدی، ادامه حکومت رسول الله و اتمام رسالت پیامبر اسلام، می باشد. [5]
 
آیا یمانی، نشانه حتمی ظهور، است؟
 
احادیث و منابع حدیثی، قیام یمانی را، از نشانه ها و علائم حتمی ظهور امام مهدی، برشمرده‌اند، روایات یمانی در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت، حدود 15 حدیث، می باشد که در میان آنها، حداقل 8 حدیث در منابع حدیثی شیعه وجود دارد، که چند حدیث از نظر سند، نیز معتبر می باشد. [6] بنابراین، روایات یمانی، مستفیض، بلکه متواتر معنوی، است. اما برخی در حتمی بودن یمانی، تشکیک کردند که برداشتی کاملا ناصحیحی می باشد. 
 
توضیح بیشتر اینکه: یکی از تقسیمات معروف نشانه‌های حتمی ظهور که ریشه در احادیث و روایات دارد، تقسیم علائم، به حتمی و غیرحتمی است. نشانه‌های حتمی، حتماً پیش از ظهور تحقق می‌یابند، اما در نشانه‌های غیرحتمی، احتمال عدم تحقق نیز وجود دارد.
 
حال، آیا جنبش یمانی نیز از نشانه‌های حتمی ظهور است، یا غیرحتمی؟ در میان مجموعه احادیثی که نشانه‌های ظهور را به حتمی و غیر حتمی تقسیم کرده‌اند، در دو روایت به حتمی بودن قیام یمانی، تصریح شده است. 
 
مرحوم نعمانی، به سند خود و در کتاب الغیبة، از امام صادق علیه‌السلام، چنین نقل کرده است: 
 
النِّداءُ مِنَ المَحتومِ والسُّفیانیُّ مِنَ المَحتومِ وَالیَمانیُّ مِنَ المَحتومِ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّةِ مِنَ المَحتومِ وَ کَفٌّ یَطلَعُ مِنَ السَّماءِ مِنَ المَحتُومِ؛ [7]
ندای آسمانی از نشانه‌های حتمی است. سفیانی، یمانی، کشته شدن نفس زکیه، کف دستی که از افق آسمان نمایان می‌شود؛ نیز از نشانه های حتمی هستند.
 
همچنین شیخ صدوق در کتاب کمال‌الدین از امام صادق علیه‌السلام، نقل کرده است:
 
قَبلَ قِیامِ القائمِ خَمسُ عَلاماتٍ مَحتُوماتٍ الیَمانِیُّ وَ السَّفیانِیُّ وَ الصَّیحَةُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّةِ وَ الخَسفُ بِالبَیداءِ. [8]
پیش از قیام قائم پنج علامت حتمی وجود خواهد داشت: یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته شدن نفس زکیه و فرورفتن در بیداء.
 
مشهور محققین، معتقدند، تاکید بر وقوع و حتمیت پنج علامت قبل از ظهور و قیام قائم و نیز ذکر شدن یمانی در کنار نشانه های حتمی متواتری همچون سفیانی و خسف بیداء بر حتمیت قیام یمانی، دلالت و تاکید دارد. شاهد بر اینکه، در حدیثی از کتاب الکافی مرحوم کلینی، روای حدیث از امام صادق، علیه‌السلام، می پرسد که اگر قبل از تحقق این نشانه ها، شخصی خروج کرد، با او همراهی کنیم، با پاسخ منفی امام معصوم، مواجه میشود. بنابراین پاسخ امام به پرسش راوی حدیث، دلالت بر حتمی بودن این پنج نشانه ظهور، دارد:
 
خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ- الصَّیحَةُ وَ السُّفْیانِی وَ الْخَسْفُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَ الْیمَانِی. فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنْ خَرَجَ أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَیتِکَ قَبْلَ هَذِهِ الْعَلَامَاتِ أَ نَخْرُجُ مَعَهُ قَالَ: لا ... [9]
 
.... جانم به فدایت، اگر پیش از آنکه این نشانه ها، رخ دهد، یکی از اهل بیت شما، خروج کند، آیا ما نیز همراه او، قیام کنیم و او را یاری کنیم؟، حضرت در پاسخ میفرمایند: خیر ... .
 
توصیف بخشی از علائم ظهور به حتمیت، منشاء حدیثی، دارد
 
صرف نظر از این احادیث که ذکر شد، با نگاهی گذرا به روایاتِ علائم الظهور، به سادگی می‌توان دریافت که در بسیاری از این روایات، تعدادی از علائم، محتوم خوانده شده‌اند. برای نمونه امام صادق دراین‌باره فرموده‌اند:
 
مِنَ الأمرِ مَحتُومٌ وَ مِنهُ ما لیسَ بِمَحتُومٍ وَ مِنَ المَحتُومِ خُروجُ السُّفیانِیُّ فی رَجَبٍ. [10]
برخی از امور حتمی و برخی غیر حتمی‌اند و یکی از امور حتمی خروج سفیانی در ماه رجب است.
 
مسئله تقسیم نشانه‌های ظهور به حتمی و غیرحتمی، آن‌قدر مسلم بوده است که گاهی اصحاب ائمه، از حتمی یا غیرحتمی بودن برخی از نشانه‌ها سؤال می‌کردند. این سؤالات، نشان‌دهنده مسلم بودن اصل تقسیم نشانه‌ها، به حتمی و غیرحتمی است.
 
مثلاً ابوحمزه ثمالی می‌گوید: از امام باقر سؤال کردم: آیا خروج سفیانی از حتمیات است؟ فرمودند:
نَعَم وَ النِّداءُ مِنَ المَحتُومِ وَ طُلُوعُ الشَّمسِ مِن مَغرِبِها مَحتُومٌ وَ اختِلافُ بَنی‌العَباسِ فِی الدَّولَةِ مَحتُومٌ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّةِ مَحتُومٌ وَ خُرُوجُ القائِمِ مِن آل‌محمدٍ مَحتُومٌ. [11]
بله و ندای آسمانی حتمی است، طلوع خورشید از مغرب، حتمی است، اختلاف بنی‌عباس بر سر حکومت، حتمی است، کشته شدن نفس زکیه حتمی است و خروج قائم آل‌محمد، حتمی است.
 
از آن‌چه گذشت، روشن شد که توصیف بخشی از علائم ظهور به محتوم، در فرهنگ روایات و احادیث، متداول و شایع بوده و گاهی پنج نشانه به حتمیت، توصیف می‌شده‌اند، که یمانی، نیز از جمله نشانه های حتمی ظهور، می باشد.
 
بنابراین، سفیانی در ماه رجب خروج می‌کند و یمانی و خراسانی هم در این ماه قیام می‌کنند؛ بعد در ماه رمضان، ندای آسمانی شنیده می‌شود و در ماه ذی الحجۀ، قتل نفس زکیه اتفاق می‌افتد و در ماه محرم، واقعه شریف قیام (خروج) امام مهدی رخ می‌دهد. بنابراین از نظر زمانی، یمانی، تسامحا، دومین نشانه حتمی ظهور در ماه رجب خواهد بود. البته در جای خود، درباره زمان و ترتیب نشانه های حتمی ظهور و قیام امام مهدی، سخن خواهیم گفت.
 
فاصله قیام یمانی و ظهور امام مهدی
طبق نظر مشهور، سفیانی در ماه رجب خروج می‌کند، یمانی و خراسانی هم در این ماه قیام می‌کنند؛ بعد در ماه رمضان، ندای آسمانی شنیده می‌شود و در ماه ذی الحجۀ، قتل نفس زکیه اتفاق می‌افتد و در دهم ماه محرم، واقعه شریف ظهور امام مهدی علیه‌السلام رخ می‌دهد. بنابراین از نظر زمانی، سفیانی و یمانی، به ترتیب اولین و دومین نشانه حتمی ظهور در ماه رجب خواهد بود. امام جعفر صادق علیه‌السلام در روایت معتبر فرموده اند:
 
مِنَ الْأَمْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ‏ الْمَحْتُومِ‏ خُرُوجُ‏ السُّفْیانِی‏ فِی‏ رَجَبٍ‏. [12]
خروج سفیانی از نشانه های حتمی و قطعی است و در ماه رجب روی خواهد داد.
 
از طرفی، طبق روایتی از امام باقر علیه‌السلام، سفیانی در سال ظهور امام مهدی، خروج می کند:
 
السُّفْیانِی وَ الْقَائِمُ فِی سَنَةٍ وَاحِدَة. [13]
سفیانی و قائم هر دو در یک سال، نمایان می‌شوند.
 
از طرف دیگر، طبق روایت ذیل، سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز، اعلام خروج می کنند. امام باقر علیه‌السلام در این‌باره فرموده اند:
 
خُرُوجُ الثَّلَاثَةِ السُّفْیانِی وَ الْخُرَاسَانِی وَ الْیمَانِی فِی سَنَةٍ وَاحِدَةٍ فِی شَهْرٍ وَاحِدٍ فِی یوْمٍ وَاحِدٍ وَ لَیسَ فِیهَا رَایةٌ أَهْدَى مِنْ رَایةِ الْیمَانِی لِأَنَّهُ یدْعُو إِلَى الْحَق. [14]
قیام سفیانی، یمانی و خراسانی، در یک سال، یک ماه و یک روز خواهد بود که هدایت یافته ترین پرچم، پرچم یمانی است زیرا که به حق دعوت می کند.
 
اقوال مختلف در زمان و فاصله بین قیام یمانی و ظهور امام عصر
 
از مجموع روایات فوق، چنین نتیجه میشود که: 
 
1. اگر بر این مبنا باشیم که بین ظهور و خروج (قیام) امام مهدی علیه‌السلام، تفاوتی وجود ندارد. نتیجه می گیریم 6 ماه قبل از ظهور و خروج (قیام) حضرت، سفیانی به عنوان اولین نشانه حتمی، در منطقه وادی یابس شام (سوریه)، شورش و قیام باطل خویش را آغار خواهد کرد. به عبارت دیگر، بین خروج سفیانی و ظهور و قیام امام مهدی علیه‌السلام، 6 ماه فاصله است. طبق این دیدگاه، بین ظهور و خروج (قیام) حضرت تفاوتی نیست.
 
2. البته نظری دیگری هم مطرح است که بین قیام یمانی و ظهور امام مهدی علیه‌السلام، بنابر قولی نزدیک 8 ماه و بنا بر قول دیگری 15 ماه، فاصله است، زیرا، بین ظهور حضرت و خروج (قیام) امام مهدی علیه‌السلام، تفاوت زمانی، وجود دارد. یعنی ظهور امام مهدی علیه‌السلام در ماه رمضان رخ می دهد و بعد خروج (قیام) ایشان در دهم ماه محرم، علنی خواهد شد. زیرا در روایات تصریح شده است که ظهور حضرت بقیۀ الله در شب جمعه 23 ماه رمضان آغاز میشود اما قیام جهانی حضرت در شنبه روز عاشورا ماه محرم، است. از جمله، در روایتی از امام رضا، چنین نقل شده است:
 
ان القائم ینادی باسمه لیلۀ ثلاث و عشرین من شهر رمضان و یقوم یوم عاشورا. [15]
قائم در شب 23 ماه رمضان به نامش ندا داده میشود و در روز عاشورا قیام می کنند.
 
همچنین از امام صادق نقل شده است که قیام امام عصر، در روز شنبه و دهم ماه محرم (عاشورا) خواهند بود:
 
... یقُومُ القائم فِی یوْمِ عَاشُورَاءَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی علیه‌السلام، لَکَأَنِّی بِهِ فِی‏ یوْمِ‏ السَّبْتِ‏ الْعَاشِرِ مِنَ‏ الْمُحَرَّمِ‏ قَائِماً بَینَ‏ الرُّکْنِ‏ وَ الْمَقَام‏ ... . [16]
... قائم (حضرت مهدى علیه‌السلام) در روز عاشورا که روز شهادت سید الشهدا علیه‌السلام است، قیام مى‏کنند. گوییا در آن شنبه‏اى که عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم. درحالى‏که بین رکن و مقام ایستاده ... .
 
بنابراین، بین ظهور و قیام امام عصر، تفاوت زمانی، وجود دارد.
 
وظایف شیعیان هنگام قیام یمانی
 
در احادیث، از یمانی ستایش شده، و تصریح شده است که در میان پرچم های عصر ظهور، پرچم یمانی، هدایت یافته تر است. امام باقر در این باره فرموده¬اند:
 
... و لیس فی الرایاتِ رایةٌ أهدی من رایةِ الیمانیِّ هی رایةٌ هُدًی ِلأنّه یدعو الی صاحبِکم؛ [17]
در میان پرچم‌ها پرچمی هدایت یافته‌تر از پرچم یمانی نیست. او پرچم هدایت است، زیرا به سوی صاحب شما دعوت می‌کند.
 
از امام صادق نیز در حدیث معتبری چنین روایت شده:
فلیس فیها رایةٌ بِأهدی من رایةِ الیمانیِّ تَهدی الی الحقِّ. [18]
در میان پرچم‌ها پرچمی هدایت یافته‌تر از پرچم یمانی نیست، او به حق دعوت می‌کند.
 
حتی در برخی روایات، مخالفت با وی حرام و دشمنان یمانی، در آتش خواهند بود. از امام باقر نقل شده است:
و إذا خرج الیمانیُّ فَانهَض إلیه فَإن رایتَه رایةٌ هُدًی ولایَحلُّ لمسلمٍ أن یلتوی علیه فَمَن فَعَل ذلک فهو مِن اهلِ النارِ لانه یدعو الی الحق و الی طریقٍ مستقیم. [19]
 
چون یمانی خروج کرد به سوی او بشتاب، زیرا پرچم او پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با او مقابله نماید. پس هر کس چنین کند، او اهل آتش خواهد بود، زیرا او به حق و راه مستقیم فرا می‌خواند.
 
مطلب یادشده (مخالفت با یمانی، حرام است و دشمنان یمانی در آتش هستند) تنها در همین روایت آمده است،  از مجموع روایات فوق و روایات متعدد دیگری که بر شخصیت مثبت و اصلاح‌طلبانة جنبش او دلالت داشتند، لزوم همکاری و مساعدت یمانی، بر اساس موازین دینی، ثابت می‌شود.
 
البته توصیف پرچم یمانی، به عنوان پرچم هدایت تر (اهدی الرایات)، به این معنا نیست که یمانی، معصوم است و دارای مقام عصمت می باشد. و نیز الزما به معنای این نیست که وی هدایت یافته ترین شخص (اهدی الناس)، نیز باشد. هر چند وی، عبد صالح خدا و از معتمدین حضرت مهدی می باشد. زیرا علاوه بر یمانی، طبق روایات، پرچم خراسانی نیز به پرچم هدایت، توصیف شده است و به علت حضور یاران حضرت قائم در لشکر خراسانی از ایران، و نیز همراهی، همکاری و یاری رساندن خراسانی به یمانی در جنگ با سفیانی، پرچم خراسانی نیز، پرچم هدایت است. 
 
در روایت معتبری امام باقر پس از اشاره به قتل و غارت کوفیان توسط سپاه سفیانی، فرموده اند:
... فبینا هم کذلک اذ أقبَلت رایاتٌ مِن قِبَلِ خراسانَ و تَطوِی المنازلَ طیّاً حثیثاً و معهم نَفَرٌ من اصحابِ القائم. [20]
... در حالی که سپاه سفیانی مشغول قتل و غارت اهل کوفه است، به ناگاه پرچم ای از سوی خراسان روی می آورند
 
که به سرعت و شتابان منازل را می پیمایند. در میان آنان تعدادی از اصحاب امام مهدی نیز حضور دارند.
 
حضور اصحاب امام مهدی در میان سپاه خراسانی و ایرانیان زمینه ساز ظهور، خود بهترین دلیل بر فضیلت محور بودن و حقانیت و هدایت یافتگی، قیام خراسانی در کنار پرچم یمانی، است.
 
بنابراین، توصیف پرچم یمانی به هدایت یافته تر در مقابل پرچم سفیانی است تا مسلمین و شیعیان، دچار اشتباه نشوند و وظیفه خویش را تشخیص دهند. زیرا سفیانی با ادعای منجی گری امت اسلام، و ادعای اسلام واقعی، سرزمین های اسلامی و منطقه شام و سوریه، را تصرف می کند.
 
در مقالات آینده، به اوصاف شخصی یمانی، از جمله: نام یمانی، لقب و نسب یمانی، دین و مذهب وی، و معیارهای تشخیص یمانی، طبق احادیث و روایات، اشاره خواهیم کرد.
 
منبع : فرهنگ نیوز
 
[1] مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 21-22.
[2] شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 650. 
[3] مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 48-49.
[4] شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج 2 ، ص 650، باب 57، ح 7.
[5] کورانی، الیمانیون قادمون، ص 115-116.
[6]  مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 21-22. و ص 48-49.
[7]  نعمانی، الغیبة، ص 357، باب 14، ح 11.
[8] شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج 2 ، ص 650، باب 57، ح 7.
[9]  کلینی، الکافی، ج 8، ص 310.، ح 483.
[10]  نعمانی، الغیبة، ص 417، باب 18، ح 2.
[11]  شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 371.
[12]  نعمانی، الغیبۀ، ص 300.
[13]  نعمانی، الغیبه، ص267.
[14]  شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 375. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 446.
[15]  شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 452.
[16]  شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 379.
[17]  نعمانی، الغیبة، ص 361، باب 14، ح 13.
[18]  شیخ طوسی، الغیبة، ص446.
[19]  نعمانی، الغیبة، ص 361، باب 14، ح 13.
[20]  نعمانی،الغیبة، ص 392

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان + تصاویر و فیلم

در تمام زندگی ملاعمر، تنها سه عکس از او منتشر شد که تأیید 100 درصدی اصالت این عکس‌ها هم هیچ گاه میسر نشد. یکی از دلایل این بی‌تصویری را حرمت شدیدی می‌دانند که طالبان برای تصویربرداری قایلند. جانشین او ملااختر هم از این حیث، شرایطی مشابه فرمانده سابق خود دارد.

سرویس گزارش ویژه - اعلام خبر مرگ ملاعمر، رهبر اسرارآمیز طالبان که زمانی نامش مترادف خشونت و تروریسم بود، بار دیگر گروه طالبان را در سرخط اخبار رسانه‌های جهان قرار داد. نکته قابل تأمل این که اعلام رسمی مرگ او بعد از دوسال و درست در آستانه دور دوم مذاکرات صلح دولت افغانستان و طالبان، به میزبانی دولت پاکستان، انجام گرفت. مذاکراتی که بیش از پیش ورود این گروه را ساختار سیاسی رسمی افغانستان محقق می‌سازد و به واقع مهر تأییدی بر حذف‌ناپذیری طالبان از عرصه سیاسی این کشور به حساب می‌آید. با تأیید رسمی مرگ(یا قتل؟!) او توسط طالبان، بلافاصله فردی به نام ملا اختر منصور به عنوان جانشین او معرفی شد تا جلوی هرگونه انشعاب و انشقاق عمده در ساختار طالبان گرفته شود. در سطور پیش رو ضمن معرفی ملاعمر، رهبر شبح‌واره و شبه اسطوره‌ای طالبان، گریزی هم به معرفی رهبر جدید و معادلات کنونی درون طالبان خواهیم زد.


این دو تصویر، تنها تصاویر منتسب به سرکرده طالبان است که در رسانه‌ها منتشر شده است

بی‌تصویر‌ترین رهبر دنیا

ملامحمدعمر، متولد 1960 در روستای چاه همت در ولسوالی خاکریز ولایت قندهار (زادگاه و مرکزیت اصلی گروه طالبان) در جنوب افغانستان، و از طایفه تومزی از قبیله هوتک از قبایل اصلی قوم پشتون بود.

پدرش مولوی «غلام نبی» از شخصیت‌های مورد احترام و فاضل منطقه بود که حدودا 5 سال پس از تولد ملاعمر از دنیا رفت. خانواده او بعد از مرگش به ولایت اوروزگان نقل مکان کردند. بنا به گزارش‌های متعدد، او در مدرسه «دارالعلوم حقانی» در حومه شهر پیشاور پاکستان درس خواند، همان جایی که بسیاری از شخصیت‌های مهم جهادی افغانستان در آن جا تحصیل کرده‌اند. ظاهرا ملاعمر، بعد از اتمام درس در پیشاور، در اوایل دهه 20 زندگی، به منطقه سنگسار در ولسوالی قندهار بازگشت و در آن جا یک مدرسه دینی کوچک ایجاد کرد و خود ملای آن شد. بعد از مدتی، او به حزب اسلامی گلبدین حکمت‌یار پیوست که یکی از هفت گروه مجاهدین مستقر در مرز پاکستان بود.

«ملا محمد عمر»؛
گلبدین حکمت‌یار

هدف این گروه‌ها در وهله نخست، جنگیدن با اشغالگران اتحاد شوروی بود که به حمایت از حکومت حزب کمونیستی دموکراتیک خلق افغانستان، در 1979 این کشور را اشغال کرده بود. گویی ملاعمر به طور جدی از 1983 وارد جنگ با اتحاد شوروی و حکومت دست‌نشانده شوروی به ریاست دکتر محمد نجیب الله شد. او در این جنگ چهار بار مجروح شد و یکی از چشمان خود را بر اثر ترکش از دست داد. در شرح حال ملاعمر که اخیرا توسط طالبان منتشر شده، سلاح مورد علاقه او «آرپی جی7» ذکر شده است. بر اساس این منبع، او استاد به کارگیری آرپی‌جی7 بود و تعداد زیادی تانک ارتش شوروی توسط او منهدم شد.

«ملا محمد عمر»؛
محمد نجیب‌الله، هفتمین رئیس جمهور افغانستان در جمهوری دموکراتیک خلق که به دست طالبان اعدام شد.

با سقوط حکومت محمد نجیب الله در آوریل 1992، افغانستان عملا میان فرماندهان جهادی دوران مبارزه با شوروی، موسوم به «جنگ سالاران» تقسیم شد. مردم افغانستان ظلم‌ها و آزارهای فراوانی از ضعف قدرت مرکزی و دست باز جنگ سالاران در حوزه‌های نفوذ ایشان دیدند. به واقع بعد از حدود 9 سال اشغال نظامی این کشور و جنگ با قدرت خارجی، جنگ داخلی میان گروه‌های مجاهدین، عملا افغانستان را به ویرانه تبدیل کرده و روح و جسم ملت افغانستان را فرسوده ساخته بود. در اواخر سال 1993، شماری از مجاهدین ولایت اورزگان به هم پیوستند تا علیه ظلم و آزار جنگ سالاران قیام کنند. گروه‌های دیگری نیز به این هسته اولیه پیوستند و گروه «تحریک طالبان» شکل گرفت. تقریبا همه اعضای این گروه، از طلبه‌های افغان مدارس دینی پیشاور بودند. برخی داستان‌های محلی هم حول به وجود آمدن گروه وجود دارد، از جمله این که در بهار 1994، ملاعمر که شنید دو دختر نوجوان از یکی از روستاهای اطراف شهر قندهار دزدیده شده و به اردوی یکی از جنگسالاران محلی برده شده‌اند، خونش به جوش آمد و به همراه شماری از مجاهدین همفکر خود، به آن اردو حمله کرده و ضمن نجات آن دو دختر نوجوان، جنگ سالار مزبور را از لوله تانک دار زدند. البته گزارش‌های قابل تأمل‌تری هم وجود دارد که نشان می‌دهد اطلاعات ارتش پاکستان - آی اس آی که پیش‌تر در گزارش مشرق معرفی شده است (اینجا) - به فرمان نخست وزیر وقت، بی‌نظیر بوتو، از خلأ قدرت مرکزی در افغانستان استفاده کرد تا با تشکیل یک گروه قدرتمند از طلاب افغان مدارس دینی پاکستان، نفوذ پاکستان را در افغانستان تثبیت کند. گویی اولین اعلام وجود تحریک طالبان، در همان اوایل سال 94، در عملیات آزادسازی کاروانی از کامیون‌های ارسالی از پاکستان به ترکمنستان، انجام گرفت که این کاروان توسط یکی از جنگ سالاران محلی توقیف شده بود. داستان دار زدن از لوله تانک درباره همین جنگ سالار هم وجود دارد.

«ملا محمد عمر»؛
بی‌نظیر بوتو

به هر حال، در اکتبر 1994، ملاعمر و گروهی 200 نفره از افراد تحت امرش، یک پست مرزبانی، به همراه یک انبار اسلحه، را به تصرف درآوردند. در دسامبر 1994، گروهی حدودا 12هزار نفره از طلاب افغان مدارس پاکستان، به همراه شماری از داوطلبان پاکستانی به گروه ملاعمر پیوستند که به ناگهان معادلات قوا را به نفع این گروه به هم زد (بسیج نیرویی که باز نقش پاکستان را در قضیه پررنگ می‌کند). طالبان در همان ماه، بدون تقریبا هیچ مزاحمتی، ولایت قندهار را به تصرف خود در آورد. این گروه بر هر منطقه‌ای که تسلط می‌یافت، قوانین خاص خود از شریعت را به کار می‌گرفت: از جمله بستن مدارس دخترانه، منع کار زنان در بیرون از خانه، نابود کردن تلویزیون‌ها و اجباری کردن محاسن بلند برای مردان. لازم به ذکر است که بخش عمده مردم افغانستان که به شدت از آشفتگی‌ها و بی‌سامانی‌های جنگ داخلی خسته و پژمرده بودند، در برابر تسلط طالبان مقاومتی نکردند و حتی بعضا به آن‌ها یاری رساندند.

«ملا محمد عمر»؛
این گروه بر هر منطقه‌ای که تسلط می‌یافت، قوانین خاص خود از شریعت را به کار می‌گرفت

ظرف سه ماه، آنان بر 12 ولایت از 31 ولایت کشور سلطه یافتند. در اوایل 1995، برای اولین بار گروه قصد حمله به کابل کرد. این حمله اما توسط نیروهای رییس جمهور برهان الدین ربانی، به فرماندهی فرمانده مشهور ازبک، احمدشاه مسعود، دفع شد. این شکست باعث شد که که تعداد ولایات تحت کنترل طالبان به 8 برسد. این جا بود که سیلی از حدود 20هزار طلبه افغان (و تعداد کم‌تری پاکستانی) از ایالات شمالی پاکستان (وزیرستان) به سوی قندهار جاری شد. خیلی زود، با سازماندهی دوباره و تجدید و تقویت نیروها، طالبان در ماه می کنترل شهر مهم هرات را به دست گرفت.

«ملا محمد عمر»؛
برهان‌الدین ربانی در کنفرانس بیداری اسلامی
وی در اوج مذاکرات صلح با طالبان و در جلسه‌ای با حضور فرستادگان طالبان، توسط عامل انتحاری این گروه به شهادت رسید

در بهار 1996، با فراخوان ملاعمر، یک شورا از حدود 1200 ملای پشتون تشکیل شد که بعد از حدود دو هفته بحث شبانه روزی، او را به عنوان امیرالمؤمنین انتخاب کرد. در نهایت، در 16 سپتامبر 1996، بعد از چند بار حمله به کابل، طالبان موفق به ورود به کابل شدند. در حالی که هنوز نیروهای در حال عقب نشینی ربانی-مسعود در شمال کابل می‌جنگیدند، طالبان در اقدامی وحشیانه، دکتر محمد نجیب الله رییس جمهور سابق این کشور و برادرش را که در مقر سازمان ملل در کابل پناه گرفته بودند، کشتند و جنازه آن دو را از پلی در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری آویختند. آن‌ها دو سال بعد، چنین جنایتی را در شهر مزارشریف و در برابر دیپلمات‌های ایرانی تکرار کردند که تفصیل آن در این جا نمی‌گنجد (البته بعدها شواهدی آشکار شد که کشتن دیپلمات‌ها و خبرنگار جمهوری اسلامی یک برنامه پیچیده اطلاعاتی-امنیتی برای درگیر کردن ایران در باتلاق افغانستان بود که توسط اطلاعات ارتش پاکستان و بدون اطلاع مقامات اصلی طالبان انجام گرفت).

«ملا محمد عمر»؛
طالبان پس از ورود به کابل بلافاصله نجیب‌الله رئیس جمهور را که در مقر سازمان ملل پناه گرفته بود، به دار آویخت

به هر روی، تقریبا بلافاصله بعد از تسلط بر کابل، ملاعمر یک شورای موقت 6 نفره برای اداره امور و اِعمال قوانین شریعت تشکیل داد. طولی نکشید که استادیوم فوتبال کابل برای اعدام‌های عمومی توسط طالبان مورد استفاده قرار گرفت. عمدتا زنان و مردانی که از سوی حکومت «امارت اسلامی افغانستان» به عنوان زناکار شناخته می‌شدند، در این استادیوم و با شلیک کلاشینکف از پشت سر اعدام می‌شدند و البته در موارد زیادی سنگسار هم توسط این گروه انجام گرفت. نکته قابل تأمل این که، بعدها گزارش‌ها موثق بسیاری از تجارت و برده‌گی جنسی توسط فرماندهان طالبان منتشر شد. یعنی از یک سو زنان به جرم زنا سنگسار، از سوی دیگر به عنوان پاداش جهاد و عملیات‌های مورد نظر، در اختیار اعضا قرار داده می‌شدند!

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر

ساختار سازمانی این گروه چندان پیچیده نبوده و نیست و بنا به گزارش‌ها از یک شورای رهبری، قوه قضاییه و 9 کمیسیون اجرایی، و یک شورای فرماندهان نظامی، تشکیل شده است. در زمانی امارت ملاعمر بر افغانستان، قندهار مرکز اصلی حکومت طالبان بود. با این حال این به اصطلاح امیرالمؤمنین، حتی در زمان اوج قدرت خود هم چندان از سایه بیرون نیامد، و هیچ گاه سوژه عکس‌ها و فیلم های خبری نشد. در دوره حکومت طالبان (2001-1996)، چهره رسانه‌ای و فرد جلوی صحنه گروه، «وکیل احمد متوکل» مسؤول امور خارجی و دیپلماتیک و به واقع وزیر خارجه طالبان بود.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر
وکیل احمد متوکل وزیر خارجه طالبان بود

در کل زندگی ملاعمر، تنها 3 عکس از او منتشر شد که تأیید 100 درصدی اصالت این عکس‌ها هم هیچ گاه میسر نشد. یکی از دلایل این بی‌تصویری را حرمت شدیدی می‌دانند که طالبان برای تصویربرداری قایلند. محمد حسین جعفریان، یکی از معدود (شاید دو سه نفر) خبرنگاران در کل جهان است که ملاعمر را به چشم دیده است. این خبرنگار و مستندساز برجسته جنگ، به همراه همکارش رضا برجی، در زمان سلطه طالبان، به این کشور سفر کرده بود و به طور اتفاقی ملاعمر، رهبر اسرارآمیز و مخوف طالبان، را در جاده دید. به گفته جعفریان او مردی بسیار بلندقد (حدودا دو متری) را با یک چشم و یک پای آسیب دیده، دید که به تنهایی در یک لندکروز دوکابینه تردد می‌کرد، بدون حتی یک محافظ.

منابع نزدیک به طالبان که او را از نزدیک دیده بودند، او را رهبری به شدت کاریزماتیک و خونسرد معرفی می‌کردند. کسی که با احترام بسیار به سخن افراد تحت فرمانش گوش می‌داد و تقریبا هیچ گاه از کوره در نمی‌رفت. به علاوه او را در زمینه نظامی یک تاکتیک‌پرداز ماهر می‌دانستند که به امور نظامی و اطلاعاتی تسلط بالایی داشت. البته همین که حدود 15 سال در کمال ناشناسی و در سایه تشکیلاتی به گستردگی طالبان را (که تقریبا به طور کامل از جنگ سالاران و جنگجویان بدوی و محلی تشکیل شده است) اداره کرده بود، این تسلط را به خوبی نشان می‌داد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
از ملا عمر تنها سه عکس تأییدنشده وجود دارد

در سپتامبر 1997، وقتی کمیسونر اروپا «اِما بونینو» و 19 خبرنگار - از جمله کریستین امانپور خبرنگار معروف سی‌ان‌ان- و امدادگران غربی توسط طالبان بازداشت شدند، موج انتقادات رسانه‌های غربی علیه طالبان به پاخاست. حتی دولت کلینتون که در اوایل روی کار آمدن طالبان، نسبت به ایجاد ثبات توسط آن بی‌میل نبود، ناچار به اعتراض شد. در سال 1998، سفارتخانه‌های آمریکا در کنیا و تانزانیا توسط القاعده منفجر شد که حدود 330 کشته و 4000 مجروح در پی داشت. آمریکا با موشک‌های کروز اردوگاه‌های القاعده در افغانستان را هدف قرار داد. اما ملاعمر با بیان این که اسامه بن لادن مهمان افغان‌هاست، از تحویل دادن او خودداری کرد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
اِما بونینو هم اکنون وزیر خارجه ایتالیاست

در مجموع، در این برهه رسانه‌های جهانی سه ایراد عمده را به عملکرد ملاعمر در رهبری طالبان وارد می‌کردند: 1. پناه دادن به اسامه بن لادن و سایر گروه‌های تروریستی 2. پلیس مخوف امر به معروف و نهی از منکر طالبان که بر اساس تفاسیر افراطی وهابی بسیار خشن عمل می‌کرد 3.دستورگیری مستقیم از پاکستان (در واقع اطلاعات ارتش پاکستان)

در پی واقع 11 سپتامبر 2001، و حمله نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده، خانه ملاعمر در قندهار هدف حملات هوایی قرار گرفت که طی آن پسر 13 ساله و ناپدری ملاعمر کشته شدند. از آن زمان، به ارتفاعات صعب العبور مرز پاکستان-افغانستان گریخت و دوره دوم رهبری او بر طالبان به عنوان بزرگ‌ترین گروه شورشی مخالف دولت مرکزی آغاز شد.

محمودشاه، از افسران سابق آی اس آی پاکستان در مناطق قبیله‌نشین شمال غربی این کشور، درباره نفوذ طالبان چنین می‌گوید:

" طالبان بدوا توسط مردم افغانستان مورد استقبال قرار گرفتند، چرا که جنگ داخلی 4 ساله را پایان دادند. ولی وقتی آن ها شروع به اعمال قوانین سخت گیرانه شریعت کردند مردم از آن‌ها رویگردان شدند....مردم به آمریکایی‌ها خوشامد گفتند چرا که آن‌ها را رهایی‌بخش خود می‌دیدند. در آینده نزدیک جایی برای طالبان در صحنه سیاست افغانستان نخواهد بود."

با وجود این، در سال‌های پس از سقوط امارت اسلامی افغانستان، در پی جنایات جنگی آمریکایی‌ها و ناکارآمدی دولت مرکزی و همچنین وجود بسترهای فرهنگی، طالبان توانستند نفوذ خود را دوباره در ولایاتی چون زابل و هلمند برقرار سازند. آن‌ها حتی در سال 2008 به مناطق اطراف کابل هم نفوذ کردند. یکی دیگر از عوامل این نفوذ را، تمرکز آمریکایی ها بر سرکوب نظامی طالبان و کندی در روند ایجاد ثبات و توسعه در این کشور دانسته‌اند. مضاف بر این که، بعد از حمله امریکا به عراق، تمرکز نظامی آن‌ها از افغانستان به عراق متنتقل شد. کندی بازسازی آثار سال‌های طولانی جنگ و فساد شدید و آزاردهنده مقامات دولتی افغان و همزمان بازگشت ده‌ها هزار آواره و پناهنده افغان از ایران و پاکستان هم پتانسیل شورش را به شدت بالا برد. در این میان نقش پاکستان هم در این سال‌ها بیشتر مخرب بود تا سازنده. اصولا بسیاری از تحلیلگران، ریشه شورش‌های امروز افغانستان را در منطقه وزیرستان شمالی پاکستان می‌دانند.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
وزیرستان شمالی همواره از منشأهای شورش در پاکستان و افغانستان بوده است

در همه این سال‌ها، علی رغم حضور پررنگ نظامیان ائتلاف به رهبری آمریکا و عملیات شناسایی پهپادهای آمریکایی، ملاعمر به صورت روتین به رهبری تشکیلات خود ادامه می‌داد. حتی جایزه 10 میلیون دلاری دولت آمریکا برای اطلاعات منجر به دستگیری این رهبر اسرارآمیز، نتوانست اطلاعات بیشتری را از مکان استقرار و شیوه‌های عملیاتی او آشکار کند. البته این مسأله، به گمانه‌زنی‌ها درباره چتر حمایتی اطلاعات ارتش پاکستان به دور ملاعمر مهر تأیید می‌زد.

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست، در گزارشی در سال 2011، خبر داد که رییس وقت سیا، لئون پانتا، در دیدار با آصف علی زرداری، رییس جمهور وقت پاکستان، به او گفت که آمریکا از حضور ملاعمر در شهر کراچی پاکستان آگاه است. گویی زرداری هم در گفتگو با پانتا تایید کرد که ملاعمر در بیمارستان دانشگاه آغاخان کراچی بستری بوده است. در همین سال، روزنامه آمریکایی «اکسپرس تریبیون» گزارش داد که ایالات متحده ارتباطاتی را با ملاعمر برقرار کرده و کانال این ارتباط فردی به نام دکتر محمد حنیف، از سخنگویان سابق طالبان بوده است.

در اواخر 2011، برخی روزنامه‌های غربی گزارش دادند که ژنرال حمید گل، رییس سابق آی اس آی، پیام دولت پاکستان را به ملاعمر رسانده است که از کویته خارج شود. دلیل این تقاضا، فشار فزاینده آمریکا و جامعه جهانی خوانده شد و گویی ژنرال گل به ملاعمر گفت که بعد از چند ماه می‌تواند به کویته بازگردد و از این بابت از دست دولت پاکستان دلخور نباشد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
ژنرال حمید گل رئیس سابق سازمان اطلاعات نظامی پاکستان

به نظر «وحید مژده»، یکی از برجسته‌ترین کارشناسان امور طالبان، ملاعمر در سال‌های پایانی زندگی تحت حفاظت یک گروه خاص از محافظان به سرپرستی "قوماندان - فرمانده- جبار" بوده است.

امرالله صالح، رییس پیشین اداره اطلاعات افغانستان، نظری جالب در این زمینه دارد. به باور او ملاعمر پس از سقوط حکومت طالبان در 2001، عملا نقش موثری در رهبری طالبان نداشت. پس از 11 سپتامبر از همان لایه مبهم و تخیلی به دور ملاعمر استفاده شد، ولی خود او به عنوان یک استراتژیست و فرمانده عملیاتی هیچ گاه نقش نداشت، بلکه تنها از نام او استفاده می‌شد، ولی امروز با مرگش همان لایه ابهام هم از بین رفت. به گفته مژده، برای مردم افغانستان معلوم شد که طرف آن‌ها نه ملاعمر که همان ارتش پاکستان است.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
امرالله صالح

عمر داوود زی، وزیر کشور سابق افغانستان (2014-2013) معتقد است که اگر از سال 2001 به این سو هیچ توفیقی در دستگیری یا اطلاع موثق از کمین‌گاه ملاعمر به دست نیاورده به این علت است که آمریکایی‌ها اصلا اراده ای برای این کار نداشتند:

«این احساس را داشتم که آمریکایی‌ها خیلی به رده‌های بالای رهبری طالبان علاقه‌مند نیستند. آن‌ها بیشتر به دنبال فرماندهان میدانی هستند، چرا که در میدان نبرد، سر و کار آن ها با فرماندهان میدانی است."

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
عمر داوود زی

به هر حال، از سال 2001 به این سو، مرد اسرارآمیز طالبان، حتی بیشتر از قبل به سایه رفت و هیچ عکس، ویدئو یا صوتی، کمافی السابق، از او منتشر نشد. حتی خبرهای مرتبط با او هم بسیار کم تر شد. در این 5 سال اخیر تنها یک نفر، یعنی «ملا اختر محمد منصور» در ارتباط نزدیک با او قرار داشت و تنها کانال ارتباطی با او محسوب می‌شد.


خبر مرگش!

بعد از این که خبر مرگ ملاعمر در شبکه‌های اجتماعی پیچید، بلاخره دفتر ریاست جمهوری افغانستان در تاریخ 7 مرداد، خبر مرگ او را تأیید کرد. بنا به اطلاعیه دفتر اشرف غنی، منابع موثق نشان می‌دهند که ملا محمد عمر، رهبر طالبان، حدود دو سال قبل، در سال 2013 درگذشته است. به فاصله اندکی، خبر مرگ او توسط کاخ سفید هم مورد تأیید قرار گرفت. حسیب صدیقی، سخنگوی اداره امنیت ملی افغانستان در مصاحبه با خبرگزای فرانسه، گفت که ملاعمر در شرایطی مرموز، در بیمارستانی در شهر کراچی پاکستان در گذشت. در نهایت، با بیانیه‌ای که گروه طالبان در وبسایت‌های نزدیک به خود از قبیل «ژمن» و «طالب نیوز» منتشر کرد، قطعیت مرگ او معلوم شد، گرچه در بیانیه این گروه مرگ ملاعمر مربوط به دو سه هفته اخیر اعلام شده شده است. در همین بیانیه خبر انتخاب «ملا اختر منصور»، معاون ملاعمر و نفر شماره دو طالبان به عنوان جانشین او نیز اعلام شد. بنا به خبری به نقل از خانواده ملاعمر، او وصیت کرده بود که «ملا عبدالحکیم»، رییس دارالافتای طالبان بر جنازه‌اش نماز بخواند (فردی که در بازداشت آی اس آی است).

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
ملا عبدالحکیم

با مرگ ملاعمر، رهبر کاریزماتیک و مقتدر طالبان، احتمال بروز اختلاف و انشعاب، به ویژه در لایه‌های میانی و پایین این گروه افزایش یافت. در یکی از اولین نشانه‌های این اختلاف، برخی جناح‌های درون طالبان، از اعلام انتخاب ملااختر منصور ابراز نارضایتی کردند که شاخص‌ترین این اعتراضات توسط ملایعقوب، پسر ملاعمر، و ملا عبدالمنان، برادر او، صورت گرفته است. حتی شاخه‌ای از طالبان به نام «محاذ فدایی»، که از تندروترین زیرمجموعه‌های طالبان است، در بیانیه‌ای که توسط سخنگوی آن قاری حمزه، منتشر شد، ملااختر منصور را متهم کرده است که به فرمان آمریکا و پاکستان، از طریق زهری که به جای دارو برای ملاعمر تهیه می‌کرد، او را به کشتن داد. جدای از این فرضیه که محل تردید است، گزارش‌هایی از اختلافات میان ملاعمر و ملامنصور وجود دارد که از جمله آن‌ها مخالفت ملاعمر با طرح ملامنصور برای بازگشایی دفتر سیاسی طالبان در قطر بود.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
ملا یعقوب پسر ملاعمر که پس از خبر مرگ ملاعمر خبرهایی از کشته‌شدن او نیز، منتشر شد

با این حال اظهارنظرهای منابع نزدیک به طالبان، بر حسب این که به کدام جناح درون طالبان نزدیک باشند، متفاوت است. برخی معتقدند که بیشتر اعضای رده بالای شورای کویته (شورای رهبری طالبان) با ملا اختر مخالفند. مثلا مولوی حسن رحمانی، از اعضای شاخص شورای کویته معتقد است که شایستگی جانشینی از آن پسر ملاعمر، یعنی ملایعقوب است و ملااختر در برنامه‌های اخیر طالبان نقش ویژه‌ای نداشته است. به گفته او بیشتر اعضای شورای کویته با نصب ملااختر به عنوان رهبر طالبان مخالفند. همفکران او در میان گروه‌های تندروتر طالبان که مخالف مصالحه با دولت هستند، دست کم به دو دلیل ملا اختر منصور را زیر سوال می‌برند: یک، مخفی نگاه داشتن خبر مرگ ملاعمر به مدت دو سال و دو، احتمال دست داشتن او در مرگ ملاعمر.

برخی دیگر بر این نظرند که اتفاقا رهبران بالای طالبان با انتخاب اختر منصور موافق هستند و این فرماندهان میانی و محلی طالبان هستند که از این انتخاب ناراضی‌اند. به نظر می‌رسد که دست کم سه مدعی اصلی بالقوه برای رهبری طالبان وجود دارد: 1.ملا اختر منصور 2.ملایعقوب 3.دفتر سیاسی مستقر در قطر به ریاست طیب آغا

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
طیب آغا رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر که اخیر گفته‌شد به تهران سفر کرده است

از سوی دیگر، دولت پاکستان هم در اطلاعیه‌ای، دور دوم مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و طالبان را با توجه به اعلام خبر مرگ ملاعمر به تأخیر انداخته است. «عطا الله لودین» (معاون شورای صلح افغانستان) بر این نظر است که:

«این یک برنامه‌ای بود که اعلان مرگ ملاعمر در تاریخی انجام بگیرد که فردای آن مذاکرات است. این اصلا هدف دولت پاکستان بود تا دور دوم مذاکرات اصلا صورت نگیرد.»

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
عطا الله لودین

کارشناسان افغانِ مخالف نفوذ پاکستان عمدتا بر این نظرند که پاکستان برای تثبیت هر چه بیشتر نفوذ خود در رهبری جدید طالبان از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد. به باور این دسته از کارشناسان، پاکستان با وجود داشتن سلاح هسته‌ای، کشوری فقیر و عقب مانده است، و از یک سو با در اختیار گذاشتن آسمان خود برای مبارزه با تروریسم از آمریکا پول می‌گیرد، و از سوی دیگر با نقش آفرینی و مداخله در روند صلح، قصد باج‌گیری از دولت‌های ذینفع در مذاکرات را دارد.

گرچه اعلام سریع خبر انتخاب ملا اختر منصور به رهبری طالبان، نشان از تلاش این گروه برای جلوگیری از انشقاق و اختلاف دارد، اما سربازکردن چنین اختلافاتی، بعد از نزدیک به دست کم دو دهه رهبری واقعی و اسمی ملاعمر بر طالبان قابل انتظار و طبیعی به نظر می‌رسد. خبرگزاری جمهور افغانستان از دست کم هشت گروه اصلی در درون طالبان خبر می‌دهد که عبارتند از:

-گروه محاذ فدایی به رهبری نجیب الله وردک.

-شورای جهادی مجاهدین برای اتحاد و تفاهم.

-گروه معتصم آغاجان.

-شورای کویته.

-دسته کُنر شامل عبدالوهاب، عبدالستار، علیشاه و آقای احمدی.

گروه اکبرآغا.

-شبکه حقانی.

-گروهی مخالف موروثی شدن رهبری به ریاست ملا ذاکر.

لازم به ذکر است که طالبان ساختار متمرکزی چون یک دولت یا ارتش ندارد و به شدت متکی به نفوذ فرماندهان محلی خود است. نبود یک تشکیلات سازمانی مدرن و سرباز کردن اختلافات راهبردی و تاکتیکی رهبران طالبان (که ارشدیت سازمانی مشخصی برهم ندارند)، در غیاب یک رهبر مقتدر پس از دو دهه، می‌تواند به طرز قابل توجهی این گروه را متأثر سازد. مضاف بر این که گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام (داعش)، به شدت بر فعالیت‌های خود در افغانستان افزوده است و حتما با اعلام خبر مرگ رهبر طالبان، این فعالیت‌ها بیش از پیش هم خواهد شد. در میان واحدهای جنگجوی محلی طالبان، هدف اصلی جهاد با نیروهای خارجی و دولت مرکزی است و هر گروهی که این جهاد را به لحاظ مالی تأمین و به تحقق این هدف یاری برساند، می‌تواند روی جذب بخش زیادی از اعضای طالبان حساب کند. همچنین، در صورتی که طبق گزارش‌ها، ملا اختر و حلقه او، علاقه‌مند به ادامه مذاکرات صلح باشند، آن گاه باید منتظر یک پوست اندازی ایدئولوژیک در طالبان بود، چرا که آن گاه طالبان نه یک گروه شورشی مسلح ضدحکومت، که بخشی از ساختار آن خواهد بود. این مساله قطعا بخش بزرگی از جنگجویان قبیله‌ای و بدوی‌تر گروه را که از سواد و بینش ضعیف‌تری برخوردارند، دچار بحران هویت خواهد کرد. این امری است که در صورت عدم مدیریت از جانب رهبری طالبان، به نفع داعش تمام خواهد شد.

ملا اخترکیست؟

طبق معمول، آن چه که درباره فرماندهان و رهبران گروه های تروریستی و تکفیری وجود دارد عمدتا مجموعه‌ای از واقعیات، حدسیات، گزارش‌های غیرقابل تأیید و شایعات است. رهبر جدید طالبان هم از این قاعده مستثنی نیست (طبیعی است که معاون شخصیت مرموزی چون ملاعمر دست کم تا حدی شبیه به او از کار در بیاید). با این حال تقریبا همه آن چه که تاکنون درباره او انتشار یافته، به شرح زیر است.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم

ملااختر محمد منصور، متولد سال‌های آغازین دهه 1960 میلادی و اهل روستایی در ولسوالی قندهار است. او از طایفه «درّانی» قوم پشتون و مانند ملاعمر تحصیل کرده مدرسه «دارالعلوم حقانی» در پیشاور پاکستان است. ملا اختر سال‌ها معاون و قائم مقام مرد گریزپای طالبان، ملاعمر، بود می‌توان گفت که دست کم از 2010 به این سو، دسترسی به ملاعمر تنها از طریق او صورت می‌گرفت. از همین رو، اعلام بلافاصله جانشینی او، موجب غافلگیری کسی نشد. گرچه انتخاب او از هم اکنون مخالفان سرسختی هم دارد. برخی فرماندهان طالبان که در جلسه هیات انتخاب شورای کویته حضور داشتند، به رویترز گفتند که ملایعقوب و ملا عبدالمنان، پسر و برادر رهبر قبلی طالبان، به اعتراض جلسه انتخاب را ترک کردند. خود ملا اختر اما در اولین بیانیه خود به عنوان رهبر جدید گفت که "‌دشمن نمی تواند ما را شکست دهد، اگر که دست اتحاد بدهیم. من همه توان خود را به کار خواهم گرفت تا ماموریت ملاعمر فقیدمان را دنبال کنم. ما باید صبور باشیم." او در ادامه انشقاق در صفوف طالبان را تنها پروپاگاندای غربی ها خواند و قسم خورد که جنگیدن برای حصول به حکومت شریعت و راه ملاعمر را ادامه خواهد داد.

درباره او بیشتر دو خصلت «صبوری» و «عملگرایی» را به کار می‌برند. او یکی از مهم‌ترین مدافعان ادامه مذاکرات صلح در میان چهره‌های برجسته طالبان است. ملااختر را میانه‌روترین فرمانده حال حاضر طالبان هم دانسته‌اند. گویی یکی از مهم‌ترین اقدامات او در زمان معاونت ملاعمر، تشکیل دفتر سیاسی گروه در قطر است که نشان از تمایل او به گشودن باب روابط طالبان با کشورهای دیگر دارد. یکی از مقامات طالبان در گفتگو با شبکه «ان بی سی» ملااختر منصور را چنین معرفی می‌کند:

«او به طرز فوق العاده‌ای صبور است .....به دقت به حرف هر کسی گوش می‌دهد بدون آن که نشانی از خشم در چهره‌اش ظاهر شود.»

منصور در سال 2010، در پی دستگیری «عبدالغنی برادر»، فرمانده ارشد و نفر دوم طالبان در شهر کراچی توسط آی اس آی، به عنوان نفر دوم گروه ارتقاء یافت. تاکنون نام سراج الدین حقانی و هیبت الله آخوندی به عنوان معاونان او اعلام شده است. انتخاب سراج الدین حقانی، رهبر شبکه حقانی، خطرناک‌ترین و خشن‌ترین گروه زیر پرچم طالبان، نشان از برجا بودن اتحاد میان این دو گروه دارد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
عبدالغنی برادر

ملا اختر یکی از اولین اعضای هسته نخستین طالبان بود و در سال 1997، در جریان حمله طالبان به مزار شریف، یکی دو ماهی در اسارت نیروهای احمدشاه مسعود به سر برد تا این که توسط نیروهای ملاعمر آزاد شد. در زمان امارت اسلامی افغانستان، او مسؤول فرودگاه قندهار و در واقع وزیر هوانوردی طالبان بود. در یکی دو سال آخر حکومت طالبان فرمانداری قندهار را هم به عهده داشت. در سال 2001، با حمله نیروهای ائتلاف، او به قصد گرفتن امان‌نامه، خود را تسلیم حامد کرزی می‌کند. او توسط رییس جمهور بخشیده شد و به ولایت خود بازگشت، اما نیروهای آمریکایی که تسلیم‌شدن او و سایر رهبران طالبان را باور نداشتند در چند نوبت محل استقرار او را مورد حمله هوایی قرار دادند. او در پی این حملات به ارتفاعات مرزی با پاکستان گریخت و در کنار ملاعمر، مسؤولیت سازماندهی مجدد طالبان را به عهده گرفت.

وحید مژده، کارشناس زبده طالبان، در مصاحبه با دویچه وله، او را نسبت به سلف خود عملگراتر می‌داند. به گفته مژده، او بود که ملاعمر را را به بازگشایی دفتر سیاسی در قطر قانع کرد. همچنین او را سازمان‌د‌هنده اصلی سفر اعضای طالبان به کشورهای مختلف، از جمله به ایران، می‌دانند.

زیگفرید وولف، محقق مرکز پژوهشی«مجمع جنوب آسیا» درباره او چنین می‌نویسد:

«او با استراتژی دوگانه جا به جایی افراد وفادار به خود در صفوف طالبان و همچنین از بین بردن فرماندهان رقیب، محیلانه شبکه و قدرت خود را گستراند.»

محمد سعیدی، تحلیل‌گر مسایل افغانستان معتقد است که ملااختر هرگز نمی‌تواند خلاء ایجاد شده مرگ ملاعمر را برای گروه پر کند: «ملاعمر یک چهره اسطوره‌ای برای طالبان در 12 سال گذشته بود و توسط بیش از هزار تن از علمای دینی به عنوان امیرالمؤمنین شناخته شد. چیزی که ملامنصور ندارد.»

زیگفرید وولف هم در تحلیل خود بر این نظر است که برخی گروه‌های قوی در درون طالبان هستند که زیر نفوذ مستقیم پاکستان عمل می‌کنند و قصد دارند از طریق مذاکرات صلح بخشی از قدرت را در افغانستان شکل دهند. "این‌ها رقبای اصلی منصورند و از این رو احتمال انشعاب در طالبان می‌رود."

در نقطه مقابل «یحیی غانم»، خبرنگاری که سال‌هاست اخبار طالبان را پوشش می‌دهد، به الجزیره گفت:

«او عملیات اطلاعاتی بسیاری را رهبری کرده است، عملیات بسیار مهم و اساسی، که در آن‌ها توانست بزرگ‌ترین دستگاه‌های اطلاعاتی جهان را مغلوب کند.»

غانم سابقه امنیتی و همچنین فرمانداری او در قندهار را مهم‌ترین برگ برنده ملااختر منصور می‌داند. یکی از مهم‌ترین معضلاتی که او به عنوان رهبر جدید طالبان با آن رو به روست، موضعی است که باید در برابر نفوذ داعش اتخاذ کند. گروهی که منابع مالی خوبی در اختیار دارد و با ایدئولوژی بسیار خشن و افراطی خود به خوبی میل جنگجویی اعضای جوان‌تر طالبان را ارضا می‌کند. اتخاذ موضعی مناسب در برابر داعش، نه تنها بر روابط طالبان با دولت افغانستان تاثیر عمده‌ای دارد، که به واسطه تاثیری که بر امنیت همسایگان افغانستان، به ویژه ایران، می‌گذارد، روابط این گروه با دولت‌های منطقه را هم متأثر خواهد ساخت. باید دید که آیا رهبر جدید طالبان، راهبردی را که با فرستادن هیأت نمایندگی به ایران در پیش گرفته بود، ادامه خواهد داد، یا معادلات پشت پرده و اعمال نفوذ پاکستان و حتی عربستان سعودی، مسیر دیگری را رقم خواهد زد.

منابع:

http://www.thestar.com/news/world/2015/07/29/taliban-leader-mullah-omar-is-dead.html

http://darzab.blogfa.com/post/95

http://edition.cnn.com/2012/12/30/world/meast/mullah-mohammed-omar---fast-facts

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/446651

http://www.khaama.com/persian/archives/28964

http://www.tolonews.com/fa/afghanistan/20683-senior-taliban-members-oppose-mansour-as-new-leader

http://www.roushd.com/newsIn.php?id=26232

http://jomhornews.com/doc/news/fa/68938

http://jomhornews.com/doc/article/fa/68986

http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2015/07/dead-alive-mullah-omar-matter-150731112725448.html

http://www.roushd.com/newsIn.php?id=26225

http://www.tabnak.ir/fa/news/520895

http://www.presstv.ir/DetailFa/2015/07/30/422563/Afghanistan-Taliban-Mullah-Omar

http://www.ana.ir/news/44510

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/1560492/How-to-be-a-jihadi-Talibans-training-secrets.html

http://www.rferl.org/content/afghanistan-taliban-reveals-secret-life-mullah-omar/26943516.html

http://www.nbcnews.com/news/world/new-taliban-leader-mullah-akhtar-mohammad-mansour-vows-continued-insurgency-n402231

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/asia/afghanistan/11773559/Who-is-new-Taliban-leader-Mullah-Akhtar-Mansoor.html

http://www.ibtimes.com/who-mullah-akhtar-mansoor-new-afghan-taliban-chief-succeed-mullah-omar-following-2031549

http://www.mlive.com/news/us-world/index.ssf/2015/07/taliban_leader_who_is_mullah_m.html

http://arynews.tv/en/who-is-mullah-akhtar-mansoor

مطالب مرتبط