دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

۶۰ نکته برای کاهش تنش در زندگی‌زناشویی

۶۰ نکت

امروزه سرعت زندگی ماشینی، مشکلات اقتصادی، تغییر سبک زندگی و... موجب شده بیشتر زوج‌ها با تنش و بگومگو و مشاجره، شیرینی زندگی خود را از دست بدهند و به نارضایتی از زندگی برسند؛ حال آنکه با کمی درایت و حوصله و گذشت می‌توان این تنش‌ها را کم کرد. نوشتار پیش رویتان به نکات کاربردی ریز اما مهمی در این باره اشاره می‌کند.


۱. با مطالعه کتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسرداری، چگونگی ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه‏ های آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید.

۲. با همدلی، همفکری، همکاری و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضای خانواده روابط سالم پدید آورید.

۳. سعی کنید، رفتارتان مثل روزهای اول آشنایی باشد. نخستین روزهای آشنایی را همواره به یاد داشته باشید.

۴. با یادگیری مهارت‏های ارتباطی نظیر فعالانه به حرف‏های یکدیگر گوش کردن، احترام به نظر‌ها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعی و مشورت کردن روابط خود را بهبود بخشید.

۵. بکوشید، با ایجاد کانونی گرم و صمیمی، تمام اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند؛ به قول معروف: تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.


۶. هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جای سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایی مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید.

۷. برای رسیدن به امنیت روانی و عاطفی در روابط زناشویی داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید.

۸. به کارهای منزل رسیدگی کنید و اگر چیزی احتیاج به تعمیر دارد انجام دهید. از همسرتان بپرسید کاری هست که بتوانید انجام دهید.

۹. به هر طریق ممکن رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید؛ به گونه‏ ای که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید.

۱۰. تشویق و تایید و بیان نکات مثبت‏ به طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفی و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد.

۱۱. برای خصوصیات و نیازمندی‏های یکدیگر ارزش قائل شوید و در روابط کلامی، عاطفی، اقدام‏‌ها و تصمیم‏گیری‏‌ها به افکار و خواسته‏های همسرتان توجه کنید.

۱۲. اگر رفتار خاصی برای شما مبهم است، ساده‏‌ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت‏ آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید.

۱۳. تندخویی همسرتان را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتی مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت‌و‌گو بپردازید.

۱۴. بکوشید در سراسر زندگی، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جای هر گونه پیش‏داوری یا مشاهده اشکالات و ضعف‏‌ها نقاط مثبت و قوت را ببینید؛ به عبارت دیگر، به جای توجه به نیمه خالی لیوان به نیمه پر آن توجه کنید.

۱۵. سعی کنید در برنامه ریزی برای فعالیت‏های اجتماعی، اوقات فراغت، دید و بازدیدهای خانوادگی و نظایر آن به مشورت کردن با یکدیگر بپردازید و از یک جانبه نگری بپرهیزید.

۱۶. در هر فرصتی که پیش می‌‏آید، با همسر و اعضای خانواده‏تان ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنید. شایان ذکر است زن‏‌ها از صحبت کردن با همسرشان بیش‏‌تر لذت می‌‏برند. بنابراین، مردان باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند.

۱۷. اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصینمی ‏تواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وی انتقال دهد، و تقاضا کند صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتی دیگر واگذارد.

۱۸. هر از چند گاهی زوجین در فضایی محرمانه، محبت‏ آمیز و صمیمانه به ارزیابی رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر بپرسند، چه باید کرد تا روابطمان بهتر و با نشاط‌تر شود.

۱۹. همیشه، در رویارویی با مسائل و مشکلات خانوادگی، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیت‏ خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روی آورید.

۲۰. سعی کنید در بیرون رفتن از منزل، لباس هر دوی شما مرتب و شیک باشد.

۲۱. در جمع و میهمانی به همسرتان بیشتر از سایرین توجه کنید.

۲۲. ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست و غیر واقع بینانه دور باشد. اگر موضوع و مساله‏‌ای ذهن یکی از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را بصراحت و صادقانه مطرح کند و درستی و نادرستی‌اش را با همسرش مورد بررسی قرار دهد.

۲۳. هر یک از زوجین باید زمینه‏ های بروز سوء تفاهم‏‌ها و سوء ظن‏‌ها را از بین ببرد و از رفتارهایی که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن می‌‏شود، خودداری کند.

۲۴. هر یک از زوجین باید بکوشد با روان‏شناسی همسرش آشنا شود تا بداند زن یا مرد به چه اموری بها می‌‏دهد و نظام ارزشی‌اش چگونه است؛ برای مثال معمولا زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفی و مورد حمایت واقع شدن اهمیت می‌‏دهد و مردان می‌‏خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادی عمل را دارای ارزش می‌‏دانند.

۲۵. در مناسبت‌های خوب زندگی، مانند سالروز ازدواج یا تولد و غیره با نوشتن مطلبی کوتاه ابراز عشق و علاقه کنید.

۲۶. از رفتارهایی نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر که موجب افزایش مقاومت‏های روانی در طرف مقابل است، جدا باید پرهیز شود.

۲۷. بایادآوری برخی ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه‏ هایی هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام کنید.

۲۸. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانی و وضع نامرتب بپرهیزید.

۲۹. در انتخاب دوست و برقراری روابط دوستانه و معاشرت‏های خانوادگی با زوج‏های دیگر دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید.

۳۰. از هر گونه رفتاری که به مرد سالاری یا زن سالاری می‌‏انجامد، پرهیز کنید.

۳۱. خطای یکدیگر را در حضور دیگران، فرزاندن، آشنایان، والدین یکدیگر و... بازگو نکنید.

۳۲. هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید.

۳۳. از رفتارهای مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیش‏‌تر سازید.

۳۴. وقتی که دیگر نیازی به تنهایی نبود و پیش او بودید، با بیانی صمیمانه به او علت ناراحتی خود را بگو و او را مطمئن سازید که تقصیری متوجه او نبوده است.

۳۵. حتی المقدور به قول‏هایی که به همسرتان داده‏‌اید عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگی نینجامد.

۳۶. از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏های ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، کله‏ شق، یک دنده، لجباز و خودخواه به یکدیگر پرهیز کنید.

۳۷. در مواردی که غمگینی و افسردگی و یا عصبانیت زن یا شوهر شدت می‌‏یابد و احتمال اختلال در کار سیستم عصبی یا غدد درون‏ریز بویژه غده تیروئید وجود دارد، در نخستین فرصت‏ به پزشک متخصص مراجعه کنید تا از عادی بودن ترشح غدد از جمله غده تیروئید مطمئن شوید.

۳۸. برای داشتن یک زندگی با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقت‏ بگذارید، احساس مسؤولیت کنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید.

۳۹. اگر ناراحت است به احساسش احترام بگذارید.

۴۰. از محل کار به همسرتان تلفن بزنید، حالش را جویا شوید، بخصوص در شرایطی که بیمار است و یا اگر خبر جالب و خوشایندی دارید، سریع به او اطلاع دهید.

۴۱. وقتی کاری برایتان انجام می‌دهد، تشکر خود را بیان نمایید.

۴۲. از همدیگر برای انجام تصمیم‌های بزرگ نظرخواهی کنید.

۴۳. با هم طوری صحبت کنید که از خواسته‌های یکدیگر به خوبی آگاه شوید.

۴۴. سعی کنید حال و احساس او را درک کرده و بعد حرف بزنید. مثلا اگر حالش خوب است، بگویید امروز خوشحال به نظر می‌رسی و یا اگر سرحال نبود بگویید «فکر می‌کنم خسته هستی».

۴۵. از داشتن نگرش‏های آرمان گرایانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشویی و نیز انتظارات غیر واقع بینانه اجتناب کنید.

۴۶. زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‏ آمیز و دو پهلو جدا پرهیز کنند.

۴۷. هر یک از زوجین باید دیگری را نزدیک‏‌ترین و محرم‏‌ترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامی و پشتیبان خود تلقی کند.

۴۸. در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندی مخرب و پیشرونده تبدیل نشود.

۴۹. وقتی خسته است به او کمک کنید. این کار بهترین مسکن و آرام بخش برای اوست.

۵۰. هر وقت به تنهایی احتیاج دارید و می‌خواهید با خودتان خلوت کنید، به او بگویید که می‌خواهید مدت کوتاهی تنها باشید و به زودی پیش او خواهی بود.

۵۱. در حضور دیگران به یکدیگراحترام بگذارید و از خوبی‌هایش تمجید کنید.

۵۲. از تصمیم‏های نادرست و غیر منطقی و شکل‏گیری افکار منفی درباره همسرتان شدیدا پرهیز کنید.

۵۳. صمیمیت را چاشنی زندگی کنید و به جای اینکه در مقابل یکدیگر بایستید به موازات یکدیگر حرکت کنید و به «ما شدن» بیندیشید.

۵۴. بال پرواز یکدیگر باشید و از پیشرفت همدیگر خوشحال شوید.

۵۵. به کارهای روزانه‌ همسرتان علاقه نشان بدهید، و از کارهایی که انجام می‌دهد سوال کنید.

۵۶. در روز یا در هفته زمان مشخصی را برای گفت‌و‌گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان اختصاص دهید.

۵۷. سفرهای کوتاه در زندگی ترتیب دهید.

۵۸. برایش هدایای مناسبی تهیه کنید.

۵۹. صحبت همسرتان را قطع نکنید. زمانی که صحبتش را قطع می‌کنید او را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست.

۶۰. رنجشهای قدیمی را از نو زنده نکنید. مسائلی که قبلا شما را رنجانده است و به اندازۀ کافی در مورد آن مشاجره داشته‌اید را مجدداً مطرح نکنید.

ه برای کاهش تنش در زندگی‌زناشویی

نگاهی به آرا و اندیشه‌های مذهب زیدیه و فرقه‌های آن


زیدیه یکى از شاخه‌‌هاى مهم شیعه به‌شمار می‌رود که در آغازین سال‌های سده دوم هجرى (هشتم میلادى) از بدنه عمومى شیعه جدا شد و برابر دیگر شیعیان قرار گرفت و بدین‌سان دو شاخه زیدیه و رافضه (1) پدیدار گشت که هرکدام راهى جداگانه در پیش گرفتند: گ


زیدیه یکى از شاخه‌‌هاى مهم شیعه به‌شمار می‌رود که در آغازین سال‌های سده دوم هجرى (هشتم میلادى) از بدنه عمومى شیعه جدا شد و برابر دیگر شیعیان قرار گرفت و بدین‌سان دو شاخه زیدیه و رافضه (1) پدیدار گشت که هرکدام راهى جداگانه در پیش گرفتند: گروه نخست دست به کار مبارزه حاد سیاسى و نظامى شد و گروه دیگر عمدتاً بر رسالت معنوى خویش تکیه زد. در مورد زیدیه این واقعیت تاریخى غیر قابل انکار است که فرقه یادشده در پى قیام زید بن على شکل گرفته است. زید شهید فرزند امام زین‌العابدین (ع) است که پس از رحلت پدر بزرگوارش در کفالت امام باقر (ع) بود و از پدر و برادر علم آموخت. زید را دانا به علوم قرآنی و صاحب قرائتى ویژه دانسته‌اند، همچنین کتاب «المجموع» که به زید نسبت داده مى‌شود، منبع بنیادین فقه زیدى است. پاره‌اى از منابع تاریخى زید را از شاگردان واصل بن عطاء (پایه‌گذار معتزلیه) مى‌دانند براى نمونه شهرستانى در «الملل و النحل» این مطلب را ذکر می‌کند. هر چند این امر در میان علما مورد اختلاف می‌باشد با این حال آنچه قطعی است اثرپذیرى زیدیه از معتزله است. اکثر قریب به اتفاق علماى امامیه به زید‌بن‌على نگاه مثبت دارند و روایات وارده در ذم و رد وى را فاقد ارزش دانسته‌اند. زید نزد اندیشمندان اهل سنت و از جمله اصحاب حدیث نیز مورد احترام است.

 

قیام زید بن على براى زیدیان نماد از خودگذشتگى است و هرچند یکى از انگیزه‌هاى آن خونخواهى امام حسین(ع) بوده اما در باور زیدی ارزشی برابر با قیام و شهادت اباعبدالله‌الحسین(ع) دارد. این قیام همانند وقایع عاشورا و شهادت امام حسین‌(ع) منشأ الهام و انگیزه قیام‌هاى شیعیان شد؛ با این تفاوت که قیام‌هاى زیدیان گسترده‌تر و آشکارتر بود و به موفقیت‌هاى بیشترى هم دست یافت. همانند قیام یحیی بن زید، عبدالله بن حسن و پسرانش، نفس زکیه، جنبش ابراهیم در بصره، شهید فخ، ابوالسرایا و زیدیان یمن و طبرستان. عقاید زیدیه و قرابت و تعارضات آن با سایر فرق اسلامی اصول اندیشه‌هاى زیدیان بر پایه آنچه می‌توان از منابع به دست آورد از این قرار است:

١ ـ اصل توحید
این اصل یکى از اصول اساسى در اندیشه معتزله و زیدیه است. از دیدگاه زیدیان توحید یعنى نفى همانندى ذات خالق با مخلوق، نفى همانندى صفات و نفى همانندى افعال. در نگاه زیدیان خداوند عالم، حکیم، مدرک، سمیع، بصیر، سامع، مبصر و غنى است، اما این صفات عین ذات هستند و از آن انفصال ندارند. همچنین خداوند از داشتن شبیه، مکان، حلول و استقرار منزه است.

٢ ـ اصل عدل
این اصل در کنار اصل توحید، یکى از دو اصل بنیادین اندیشه معتزلى و زیدى به شمار مى‌رود که به وجود حسن و قبح عقلى و امکان راهیابى عقل به این حسن و قبح اشارت دارد. بر پایه این اصل خداوند از آنچه عقلا قبیح باشد پیراسته است و برخلاف اندیشه جبرگرایان، انسان داراى اراده است و به استناد اراده خود کارى انجام مى‌دهد که از این‌رو انسان در برابر کارهایى که مى‌کند مسئول است.

٣ ـ اصل وعد و وعید
این اصل از فروع عدل است که بر این اساس معتزله، زیدیان و شیعیان امامی معتقدند هرکس کار نیکى انجام دهد از خداوند پاداش خواهد دید و هرکس معصیت خدا کند و توبه نکرده بمیرد کیفر خواهد دید و وعده خداوند در هیچ‌کدام از این دو مورد تخلف نپذیرد. چراکه اصل استحقاق پاداش و کیفر مستند به عقل و نقل است، برخلاف گروه‌هاى جبرى‌مسلک که این استحقاق را فقط مستند به نقل مى‌دانند. در میان زیدیان درباره عذاب قبر اختلاف‌نظر وجود دارد و برخی آن را انکار کرده‌اند.

۴ ـ اصل منزلتى میان دو منزلت
از دیدگاه خوارج مرتکب کبیره کافر است و مرجئه چنین کسى را مؤمن مى‌دانند اما در نگاه معتزلیان و زیدیان چنین کسى نه مؤمن و نه کافر، بلکه در جایگاهى میان دو جایگاه است و او را باید فاسق نامید.

۵ ـ اصل امر به معروف و نهى از منکر
یکى از اصول عقاید زیدى که میان این فرقه و نیز شیعه امامیه و معتزله مشترک است اصل امر به معروف و نهى از منکر است. بدین معنا که بر هر مسلمانى واجب است در فرض فراهم بودن شروط لازم بدین مهم اقدام کند و در راه آن از مسالمت‌آمیزترین مراتب تا قهرآمیزترین را به کار گیرد و چنانچه نهى از منکر به زبان مؤثر نیفتد شمشیر برگیرد و در برابر ستمگران بایستد (لزوم مقابله با طاغوت). بر پایه این اصل، ستمگران مرتکب منکر را نتوان واگذاشت مگر آنکه توبه کنند یا حکم خداوند درباره آنان اجرا شود بر پایه این اصل که بسیارى از امامان زیدى جان بر سر اجراى آن نهادند هجرت از سرزمینى که مردمش به گناه تظاهر مى‌کنند به جایى که در آن گناه نباشد واجب است.

۶ ـ نظریه امامت
یکى از مباحثى که در آن زیدیان راه خود را از امامیه و معتزله جدا نموده‌اند مبحث امامت است. چند نکته ویژه در باب امامت از دیدگاه زیدیان برجسته است:

الف) جواز امامت مفضول در هنگام وجود فاضل:
از دیدگاه زیدیان على(ع) برترین فرد پس از پیامبر بوده است، اما مصلحت اسلام چنین اقتضا کرده که امامت به فردى فروتر از او در مراتب فضل و کمال برسد. از این‌رو، از دیدگاه زیدیه خلافت ابوبکر و عمر صحیح و رفتار ابوبکر درباره فدک نیز یک اجتهاد بوده است. اما این نکته نباید از نظر دور بماند که پذیرش تقدم مفضول بر فاضل نه یک قاعده بلکه یک استثنا است که از رهگذر آن خلافت ابوبکر و عمر تصحیح مى‌شود و همین نکته یعنى صحیح دانستن این خلافت و تن ندادن زید به سبّ خلفا سبب جدایى دیگر شیعیان از او شده و از همان زمان گروه مقابل زیدیه، رافضه نام گرفته‌اند.

قاعده عمومى در دیدگاه زیدیه تقدم افضل است و بر طبق این قاعده امام باید بالغ، عاقل، مرد، آزاد، منصوب به نص، مجتهد، اهل ورع، پرهیزگار و برخوردار از شجاعت، تدبیر، قدرت بر انجام وظایف امامت و نیز سخاوت و گشاده‌دستى باشد و آنچه مایه تنفر و بیزارى مردمان است در او نباشد. طبق همین قاعده عمومى، امامان بلافصل، على(ع) و سپس امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) هستند و روایات رسیده از پیامبر (ص) بر امامت آنان دلالت مى‌کند.

 

ب) لزوم فاطمى بودن امام: 
در برابر کیسانیه که امامت را در فردى از علویان مى‌دانستند و بنابراین از دیدگاه آنان امامت محمد‌بن‌حنفیه نیز صحیح بود، زیدیان معتقد بودند امام باید به‌طور اخص فاطمى یعنى از تبار امام حسن(ع)یا امام حسین(ع) باشد.

ج) عدم عصمت امام: 
برخلاف امامیه که عصمت را شرط امام دانسته‌اند، از دیدگاه زیدیه چنین شرطى براى تحقق امامت لازم نیست، البته اعتقاد بر این نیست که امام مى‌تواند یک انسان گناهکار باشد، بلکه بدان معنا که چنین شرطى لازم نیست زیرا که اگر امام مرتکب گناه شود بسان آن خواهد بود که مرده است.

د) لزوم قیام از سوى امام: 
اهمیت امر به معروف و نهى از منکر از دیدگاه زیدیان آن اندازه است که یکى از شروط صحت امامت را قیام امام در برابر منکر مى‌دانند و امام باید در حالى‌ که مردم را به خود دعوت مى‌کند قیام کند. زیدیه در این اصل راه خود را از امامیه جدا مى‌سازند و با نفى تقیه راه نوعى خارجی‌گرى را در پیش مى‌گیرند.

از دیدگاه زیدیه هرگاه امامى از تبار حسن(ع) و حسین(ع) قیام کند، شمشیر برگیرد و بر مرکب نشیند و به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) فرابخواند و امر به معروف و نهى از منکر کند بر امت واجب است از او فرمان برند، همان‌گونه که در برابر، هرکس در حالى‌ که در خانه نشسته و پرده‌نشین شده است دعوى امامت کند پیروى از او روا نیست و او را نتوان امام دانست. این دیدگاه به انکار امامت امام زین‌العابدین(ع)و امام باقر(ع) از سوى زیدیه مى‌انجامد و نظریه اثنى‌عشریه و همچنین نظریه اسماعیلیه را در باب امامت ابطال مى‌کند.

ه‍)جواز امامت دو نفر به‌طور همزمان در دو سرزمین: 
از دیدگاه گروه‌هایى از زیدیان جایز است که دو امام واجب‌الطاعه در زمانى واحد و البته در دو سرزمین حکم برانند. به نظر مى‌رسد این انگاره از سوى زیدیان متأخر و هنگامى مطرح شده است که دو قیام زیدى همزمان با یکدیگر شکل گرفت: یکى قیام اطروش در دیلمان و طبرستان و دیگرى قیام یحیى هادى در یمن.

و) مسئله مهدویت: 
این مسئله نزد فرقه‌هایى از شیعه با فراز و فرود و تفاوت‌هایى در تفسیر یا مصداق وجود دارد. پیش از زیدیان کیسانیه نظریه امامت مهدى موعود را مطرح کردند و محمد‌بن‌حنفیه را همان مهدى دانستند، اما در میان زیدیان نیز این نظریه کمابیش رخ نموده است، چونانکه محمد نفس زکیه در مکاتبات با منصور خود را مهدى خواند، یا پیش از آشکار ساختن دعوت، پدرش چنین تبلیغ مى‌کرد که او همان مهدى موعود است که پیامبر (ص) مژده آمدنش را داده است.

 

از مباحث یادشده که بگذریم در دیگر زمینه‌ها و در مباحثى چون نبوت یا اصل لزوم امامت عقاید زیدیان با عقاید عمومى شیعه تفاوت چندانى ندارد و امورى چون معجزه و قرآن از دیدگاه آنان پذیرفته است. فقه زیدی هرچند در مواردى با فقه شیعه همانندى دارد مانند گفتن «حى على خیر العمل» در اذان، پنج تکبیر در نماز میت، عدم جواز مسح بر پاى‌افزار، روا نبودن نماز پشت سر کسانى که عادل نیستند و نخوردن ذبیحه غیرمسلمانان اما در مواردى چون روا ندانستن ازدواج موقت با شیعه اختلاف دارند که در مجموع باید آن را نظام فقهى مستقلى دانست که در ردیف دیگر مذاهب عمده یعنى چهار مذهب مالکى، حنفى، حنبلى و شافعى و نیز مذهب‌هاى امامى، ظاهرى و اباضى جاى مى‌گیرد.

فرقه‌های مختلف زیدیه

در منابع شیعى فرقه‌شناختى پیرامون فرق زیدیه (تعداد و نوع عقاید) نوعى اختلاف‌نظر دیده مى‌شود. بر اساس عمده تحقیقات معاصر از میان همه طوایفى که براى زیدیان بر‌شمرده‌اند آنچه در برایند کلى مى‌توان گفت این است که زیدیان بر دو طایفه‌اند: متقدمان و آنان کسانى‌اند که رافضه به شمار نمى‌روند و به امامت ابو‌بکر و عمر اعتراف دارند(یمنی‌ها)؛ و متأخران و آنان کسانى‌اند که این امامت را نمى‌پذیرند. از علمای زیدی و فرق مهم زیدیه که پیروان کثیری در میان زیدیان داشته‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- جارودیه
این فرقه از نخستین فرقه‌هاى زیدیه است. ابو جارود نخست از اصحاب امام باقر(ع)و امام صادق(ع)بود و سپس از آنها جدا شد و به زیدیه گروید. از امام باقر (ع) روایتی در مذمت او نقل شده است. از امام صادق (ع) نیز روایت شده که او را لعن کرد و «کوردل» خواند. ابو جارود هنگامى که زید بن على در کوفه بود با او آشنایى یافت و به هنگام قیام در کنار او ایستاد. به نظر مى‌رسد ابو جارود پیش از آشنایى با زید عقاید خود را شکل داده بود و از این‌رو زمانى که با وى برخورد کرده همراهش شده و امامت او را پذیرفته است چراکه جارودیه از سویى با امامیه و از سویى دیگر نیز با زیدیان اختلاف دارد. مهم‌ترین اختلاف‌نظر جارودیه با دیگر گروه‌هاى زیدى آن است که معتقدند پیامبر (ص) به امامت على(ع) تصریح کرده است، البته نه آن‌چنان که امامیه معتقدند به نام، بلکه به اوصاف. اختلاف عمده جارودیه با شیعه امامیه در نوع نگرش آنان به مسئله امامت و جانشین پس از حضرت على، امام حسن و امام حسین (ع) است؛ چراکه این گروه عقیده دارند امامت پس از این سه امام(ع) در میان فرزندان حسن(ع) و حسین(ع) و به صورت شوراست و هرکه از این نسل با داشتن دیگر شرایط قیام کند، همو امام است. جارودیه درباره امامان تا اندازه‌اى گرفتار غلو بود. جارودیان به رجعت امامان اعتقاد داشتند، هرچند درباره اینکه چه کسى غایب است و رجعت خواهد کرد اختلاف داشتند چنانکه گروهی نفس زکیه و گروهی محمد بن قاسم و گروهی یحیی بن عمر بن حسین بن زید را غائب نامیدند.

 

2- بتریه یا صالحیه
پیروان دو تن از رهبران زیدى را یعنى ابو‌اسماعیل کثیر ملقب به کثیر‌النواء (الابتر) و نیز حسن بن‌صالح‌بن‌حى همدانى نامند. صالحیه به لحاظ دیدگاه‌ها و اندیشه‌ها و در مقایسه با جارودیه فرقه‌اى معتدل‌تر است و عقیده دارد امامت به شورا در میان مردم است و گاه رواست در شرایطى که افضل نیز وجود دارد، مفضول امام شود، البته مشروط به رضایت امام افضل. صالحیه با همین نظریه در برخورد با مسئله خلافت ابو‌بکر و عمر این خلافت را صحیح دانستند و گفتند: علی (ع) خود از حق امامت خویش دست شسته و بنابر مصالح این امر را به ابوبکر و عمر واگذارده و با آنها بیعت نیز کرده است. صالحیه در مورد عثمان هم دست‌کم خلافت وى را در دوره نخست خلافتش صحیح مى‌دانستند. بتریه یا صالحیه در اموری مانند امر به معروف و نهی از منکر و تقیه مسلک زیدیان را دارد و از شیعه جدا می‌شوند. صالحیه در فقه نیز عمدتاً به مسلک حنفى نزدیک هستند و چونانکه شهرستانى درباره زیدیان روزگار خود گزارش مى‌کند در فروع بر مذهب ابو حنیفه‌اند.

3- سلیمانیه یا جریریه
این فرقه که یکى از سه فرقه بزرگ زیدیه است پیروان سلیمان‌بن‌جریر رقى زیدى را دربر‌مى‌گیرد. سلیمان در آغاز بر اندیشه امامیه و جزو آن جماعت بوده اما به‌دلیل برخی اختلافات با امام صادق (ع) و اندیشه شیعه به زیدیه گروید از اموری که در آن سلیمان‌بن‌جریر با امامیه اختلاف ورزید مسئله تقیه بود؛ چراکه وى تقیه را برنمى‌تافت و چونانکه روایت کرده‌اند آن را دستاویزى براى توجیه چندگانگى پاسخ‌هاى داده‌شده به مسائل شرعى مى‌پنداشت. این دیدگاه‌ها به جدایى گروهى از طرفداران امام باقر (ع) و نیز نپذیرفتن امامت امام صادق(ع) از سوى آنان انجامید. تفاوت سلیمانیه و دیگر زیدیان در این است که سلیمانیه عقیده داشتند به رغم افضل بودن (ع) اما خلافت ابوبکر و عمر نیز پذیرفته است و خطایى که امت در این‌باره کردند خطایى در اجتهاد است که نمى‌توان آن را موجب تفسیق و تکفیر دانست لیکن در برخورد با عثمان و خلافت وى، او را سخت نکوهیدند و به کفر او و فسق طرفدارانش حکم کردند و عایشه و طلحه و زبیر را هم کافر شمردند. همین موضع سبب شده است اهل سنت سلیمان‌بن‌جریر و گروه او را تکفیر کنند.

4- قاسمیه
قاسم بن ابراهیم (رسی) در منابع زیدى او را نجم، عالم و ترجمان دین لقب داده‌اند. وى از بزرگان مذهب زیدى است و پیشوایان زیدیان یمن عمدتاً از نسل او معرفى شده‌اند. قاسم رسى که تدوین اندیشه‌هاى زیدیان به وى نسبت داده شده، پایه‌گذار مذهب فقهى قاسمیه نیز می‌باشد. او داراى آثارى در زمینه رد بر مخالفان و شرح اندیشه زیدیان است. بروکلمان از هشت اثر در زمینه عقاید برای قاسم رسی کتبی در ارتباط با فقه و اخلاق، علوم قرآن و جدل با دیگر فرقه‌ها وجود دارد که کتاب‌ها و رساله‌هاى الدلیل الکبیر على الله، اصول العدل و التوحید، الدلیل الصغیر، الخمسة الاصول، احتجاج فى الامامه، الرد على الروافض من اصحاب الغلو و الرد على المجبره از مهم‌ترین آثار او هستند.

علاوه بر فرق‌ها و علمای مذکور فرقه‌هایی کوچک در درون زیدیه شکل گرفته‌اند که مقبولیت و پیروان چندانی در طول تاریخ نداشته‌اند مانند صباحیه که به پیروان صباح بن قاسم مرى یا مزنى اطلاق می‌گردد یا عقبیه که بر پیروان عبد‌الله بن محمد عقبى نهاده‌اند یا نعیمیه که پیروان نعیم بن یمان را به این نام خوانده‌اند همچنین فرقه یعقوبیه که این نام را بر پیروان یعقوب بن على (یا عدى) کوفى نهاده‌اند.

زیدیه در یمن
یمن از همان هنگام که آیین اسلام را پذیرفت با بنى‌هاشم آشنایى یافت. این سرزمین در دوره‌هاى اموى و عباسى و از نخستین سا‌ل‌هاى جنبش علویان و زیدیان کانون توجه این گروه‌ها بود. براى نمونه، نفس زکیه، قاسم بن اسحاق را در آغازین سال‌هاى حکومت عباسیان به یمن روانه داشت یا در دوران خلافت مأمون عباسى ابراهیم‌بن‌موسى‌بن‌جعفر به نام ابن طباطبا بر یمن سیطره یافت اما انتقال رسمى مذهب زیدى به یمن به دست یحیى بن حسین بن قاسم از نوادگان امام حسن (علیه‌السلام) و مشهور به الهادى الى الحق صورت پذیرفته است. در سال ٢٨۴ هجرى الهادى الى الحق در صعده یمن حکومت زیدیان را تشکیل داد و در سال ٢٨٨ هجری ‍صنعا را نیز به تصرف خود درآورد. سلسله امامت زیدى یمن از آن پس عمدتاً در خاندان الهادى الى الحق ادامه یافته. پس از الهادى، در سال ٣٠١ هجرى فرزندش ناصر به حکومت رسید. حکومت زیدى یمن پس از وفات ناصر در سال ٣٢٢ هجری در اثر اختلاف فرزندان ناصر به ضعف گرایید. در سال ٣٨٨ هجرى المنصور بالله از نوادگان قاسم رسى به امامت رسید و در سال ٣٩٣ ه‍جری از دنیا رفت. پس از وى فرزندش حسین ادعاى مهدویت نمود که در پى آن فرقه‌اى به نام حسینیه در یمن شکل گرفت. پس از تشتت فکرى زیدیان در یمن، قدرت سیاسى آنها سست‌تر شد و بالاخره در سال ۴۴۴ هجرى حکومت متزلزل آنان از بین رفت. در سال ۵٩۴ هجرى عبد‌الله بن حمزه قیام نمود و صنعا را از ایوبیان گرفت. پس از وى، تا قرن دهم تعدادى از فرزندان یحیی‌بن‌حسین (هادی الی الحق) با تفرقه امامت نمودند و در قرن یازدهم این اختلافات شدیدتر شد. در سال ١٠۵٢ هجرى ترکان عثمانى براى صدمین‌بار به یمن یورش بردند و آنجا را تصرف کردند. در سال ١٣٠٧ هجرى حمید‌الدین ادعاى امامت کرد و پس از سقوط امپراتورى عثمانى، فرزند وى احمد بر یمن تسلط یافت. حکومت وى با کودتاى اسلال در سال ١٣٨٢ هجرى از بین رفت و در یمن حکومت جمهورى برپا شد. پس از آن ائمه زیدیه از قدرت کنار گذاشته شدند با این حال نیمى از جمعیت یمن را زیدیان تشکیل مى‌دهند که مرکز اصلی استقرار شیعیان زیدی می‌باشد.

زیدیان یمن بیشتر پیرو فرقه‌ هادویه می‌باشند که به مذهب زیدى نزد متقدمان نزدیک‌تر هستند. این نام را بر پیروان یحیى بن حسین بن قاسم مشهور به الامام الهادى الى الحق نهاده‌اند. این گروه بسان دیگر گروه‌هاى زیدى امامت را حق على(ع)، حسن(ع)، حسین(ع) و کسانى که از تبار این دو امام هستند مى‌دانند به شرط آنکه قیام کند و انسانى درستکار و پرهیزگار باشد. از دید آنها هرکس در حالى ‌که امام حق را نشناخته باشد بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است. هادویه در فروع دین مسلکی حنفی دارند ولی در اصول دین از اصول زیدیه که ذکر شد پیروی می‌کنند.

پی نوشت:
1ـ نام رافضه را چنانکه منابع تاریخى از آن حکایت دارد براى نخستین‌بار زید بن على بر عموم شیعیانى نهاده است که به مسلک او نگرویدند و عقاید او در مورد تولى و تبرى و نیز امامت ابوبکر و عمر را رد (رفض) کردند و از همراهى با قیام او خوددارى ورزیدند.

منابع
1- الملل والنحل محمد‌بن‌عبدالکریم شهرستانی دارالمعرفه بیروت
2- تاریخ فرق اسلامی، حسین صابری، سمت، تهران 1388
3- تاریخ المذاهب‌الاسلامیه محمد ابو‌زهره دارالفکر (ترجمه علیرضا ایمانی) نشر دانشگاه ادیان 1383
4- تاریخ و عقاید زیدیه، مصطفی سلطانی نشر دانشگاه ادیان قم 1389
5- اندیشه سیاسی در اسلام، پاتریشیا کرون، ترجمه مسعود جعفری، نشر سخن، تهران، 1389
6- درسنامه تاریخ و عقاید زیدیه، مهدی فرمانیان و علی موسوی‌نژاد، نشر دانشگاه ادیان قم، 1389

اصطلاحات جنسی در دین

اصطلاحات جنسی در دین

همانطور که گفته شد دین اسلام برای مسائل جنسی اهمیت و ارزش والایی قائل است تا جایی که اهمیت ازدواج و ازدیاد نسل مسلمانان بار ها در قرآن کریم توصیه شده است و پیامبر اکرم ( ص ) نیز ضمن احادیثی به ازدواج توصیه کرده است و احکام زیادی برای این مسئله ی مهم وجود دارد و هر کلمه و واژه ای در این رابطه دارای یک اصطلاح دینی است که از گذشته های دور این اصطلاحات استفاده میشد و با ورود کلمه ها و واژه های انگلیسی این کلمات جایگاه خود را از دست دادند . در ادامه به برخی از اصطلاحات جنسی در دین و معنی و مفهوم آن می پردازیم .

  • منی

به مایع نسبتا غلیظی که در اثر نزدیکی  احتلام  استمنا و عمل دیگری از غدد تناسلی بیرون می آید مایع منی گفته میشود . البته خروج منی در مرد و زن متفاوت است و احکام مختلفی برای آن وجود دارد . که خروج منی رد مرد دارای سه علامت است :

۱ . همراه با شهوت بیرون می آید .

۲ . با جهش و پرت شدن بیرون می آید .

۳ . بعد از خروج منی بدن فرد احساس خستگی میکند و حالتی لرزان در بدن او ایجاد میشود .

خروج منی با نشانه های بالا همراه است و اگر یکی از نشانه های بالا وجود نداشت حکم به منی نمیشود و یا باید از روی سایر نشانه ها مانند برجای ماندن آب منی بر روی لباس ها به خروج آن پی برد و اگر فرد به خروج منی حتم پیدا کرد باید غسل جنابت انجام دهد و تا این کار را انجام ندهد نمیتواند به عباداتی مانند نماز بپردازد . در زنان اگر خروج ترشحات همراه با شهوت و احساس لذت باشد حکم به منی میشود و این تنها نشانه ای است که سبب میشود فرد باید غسل جنابت انجام دهد . هر رطوبت و لکه بینی ای در زنان نیازمند غسل نیست بلکه ممکن است این ترشحات پس از کمی تحریک از آنها ترشح شود و منی نباشد پس هر ترشحی نیازمند انجام غسل نیست .

  • جنابت

جنابت به نجاست باطنی و روحی گفته میشود و در اصطلاح به معنای دوری است و این حالت بعد از خروج منی اتفاق می افتد و فرد برای خارج شدن از این حالت باید طبق احکام دینی غسل جنابت به جا بیاورد . انسانی که در این حالت قرار دارد از آنجایی که بدون طهارت شمرده میشود به او لقب جنب بودن یعنی دور بودن از نماز و روزه اطلاق میشود . بر اثر دو چیز غسل جنابت بر فرد واجب میشود . اول اینکه بر اثر آمیزش به شرط دخول و وارد شدن آلت تناسلی در هر دو جنس مرد و زن و در رابطه ی زناشویی و دوم اینکه منی از بدن فرد خارج شود حال فرقی نمیکند که خروج منی در بیداری و آگاهی باشد یا در خواب و بی اختیاری , در هر صورت انجام غسل جنابت بر گردن فرد واجب میشود چه خروج منی ارادی باشد چه ناخواسته . شاید کسی فکر کند که اگر با همسرش رابطه ی جنسی انجام دهد ولی از او منی خارج نشود غسل بر او واجب نیست اما برای زن و شوهر هیچ فرقی نمیکند که منی خارج شود یا نه در صورت برقراری رابطه ی جنسی باید هر دو غسل جنابت انجام دهند .

  • احتلام

احتلام از واژه ی حلم گرفته شده است و به معنای خواب و رویا است یعنی اگر فرد خوابی با لذت جنسی تجربه کند که در این نوع خواب اگر از فرد منی خارج شود باید غسل انجام دهد و بعد از آن به عباداتی مانند نماز بپردازد .

  • استمنا یا خودارضایی

استمنا یا خودارضایی کاری است که فرد با انجام آن سبب خررج منی از خود یا دیگری شود و همواره این عمل با استفاده از ابزار مختلف نیست بلکه خروج منی با نگاه کردن به یک عکس یا فیلم مبتذل نیز استمنا محسوب میشود و یکی از اعمال حرامی است که در احکام شرعی جزو گناهان کبیره محسوب میشود و در صورت انجام این کار و خروج منی غسل جنابت بر فرد واجب میشود و اگر این کار انجام شود و منی خارج نشود نیازی به غسل نیست ولی باز هم گناه محسوب میشود . این عمل کفاره یا عمل خاصی برای جبران ندارد و تنها راه جبران این عمل توبه از آن و نرفتن سراغ آن است .

  • مذی

مذی در اصطلاح به آبی گفته میشود که در اثر انجام معاشقه و بازی با همسر یا فرد دیگری از فرد خارج میشود و در صورت خروج این آب نیازی به غسل نیست البته اگر منی همراه با آن خارج نشود غسل نیاز نیست ولی اگر شخص مشهاده کند یا شک کند که منی از او خارج شده است باید غسل کند .

  • وذی

اصطلاح وذی در اصل به آب کم اختصاص پیدا میکند و به آبی گفته میشود که بعد از خروج منی از فرد خارج میشود و این آب نیز در صورتی که با خروج منی همراه نباشد پاک است و نیازی به انجام غسل نیست .

  • ودی

ودی در اصطلاح به معنای جاری شدن آب آب و غیر آب است و به اصطلاح به آبی گفته میشود که بعد از خروج بول از فرد خارج میشود و کمی حالت چسبنده دارد و سفید رنگ است . این آب نیز اگر با خروج بول و منی همراه نباشد پاک است .

  • عرق جنب از حرام

این اصطلاح به عرقی اطلاق میشود که از انجام کارهای حرام حاصل شود و طبق نطر بیشتر فقها لباسی که به این عرق آلوده شود بهتر است با آن نماز نخواند .

موارد فوق برخی از اصطلاحاتی بودند که در دین از آنها استفاده میشود و از آنجایی که این مسائل از درجه ی بالایی در دین اسلام قرار دارند این اصطلاحات و احکام مربوط به آنها به این چند مورد ختم نمیشود اما ما سعی کردیم که رایج ترین اصطلاحات را در اینجا بیان کنیم و افراد بتوانند از آنها استفاده کنند .

نماز و روزه در مناطق قطبی از دیدگاه فقها

نماز و روزه در مناطق قطبی از دیدگاه فقها
نظر بدهید

- به نظر بیش‌تر فقها، از جمله آیت الله گلپایگانی، آیت‏الله فاضل لنکرانی، آیت‏الله فیّاض و آیت‏الله سبحانی، مردم این مناطق، اگرچه از روز یا شب طولانی برخوردارند، باید فرایض خود، از قبیل نماز و روزه را بر طبق روز و شب و طلوع و غروب خورشید بجاآورند؛ مثلاً اگر ماه رمضان در فصل‌های واقع شود که دارای روزهای طولانی 22ساعتی و شب‌های کوتاه 2ساعتی است، مسلمانان در این مناطق باید 22ساعت روزه بگیرند و نمازهای روزانه را بجاآورند و نمازهای شبانه را در طی 2ساعت شب انجام دهند. راه دیگری وجود ندارد و امکان ندارد که در این مناطق حکم روز را در شب و یا حکم شب را در روز اجرا کرد (سبحانی).

آیت‏الله گلپایگانی در جواب یکی از دانشجویانی که در سوئد مشکل انجام نماز و روزه داشته‌است، نوشته‌است:

«نماز را در اوقات معیّن، طبق وقت شرعی بخواند؛ یعنی پیش از طلوع آفتاب نماز صبح و نیمروز نماز ظهر و عصر و بعد از غروب آفتاب، نماز مغرب و عشا را بخواند و بلند و کوتاه شدن شب و روز در آنجا مثل کوتاهی و بلندی شب و روز در مناطق معتدله است و روزه را نیز با تمکّن و امن از ضرر بگیرد (موسوی گلپایگانی، 1372ش: ج1، ص126، س8).»

آیت‏الله فاضل لنکرانی در جواب کسی که پرسیده‌است: «در کشور سوئد در بعضی از مناطق طول روز 23ساعت است و در بعضی از مناطق دیگر طول روز 17ساعت است؛ تکلیف نماز و روزه برادران مسلمان در این مناطق چیست؟» نوشته‌است:

«در این دو فرض، نماز صبح را قبل از طلوع خورشید بخوانند و نماز ظهر و عصر را در نیمه دوم روز (بعد از زوال) بخوانند و نماز مغرب و عشا را بعد از غروب بخوانند و روزه را از قبل از اذان صبح تا مغرب بگیرند، هرچند مقداری طولانی است (فاضل لنکرانی، [بی‌تا]: ج1، ص78).»

آیت‏الله فیّاض در جواب من، که پرسیدم: «برخی مناطق نزدیک به قطب، در بعض فصل‌های سال 22ساعت روز و 2ساعت شب است و در بعض فصل‌های دیگر بر عکس می‌شود؛ یعنی 22ساعت شب و 2ساعت روز است. مسلمانانی که در این مناطق زندگی می‌کنند چه تکلیفی برای نماز و روزه دارند؟»، نوشته است:

«تکلیف اینها این است که نماز صبح شان را بعد از طلوع فجر و نماز ظهر و عصر را بعد از زوال و نماز مغرب و عشا را بعد از غروبی شرعی بخوانند. هم‌چنین در باره‌ی روزه‌ی‌شان به اینکه قبل از فجر از خوردن و آشامیدن خودداری نمایند تا بعد از غروبی شرعی (دفتر آیت‏الله فیّاض، نجف اشرف).»

2- به نظر حضرت آیت الله خامنه‌ای، مسلمانان این مناطق باید در مورد وقت‌های نمازهای شبانه‌روزی و هم‌چنین روزه، همان افق محل سکونت خود را رعایت کنند و طبق گردش و طلوع و غروب خورشید آنجا واجبات شبانه‌روزی خود را انجام دهند. امّا در مورد روزه، اگر بر اثر طولانی‌بودن روز قدرت بر روزه‌گرفتن ندارند و یا روزه‌گرفتن خیلی زحمت زیاد دارد، ادای آن از آنها ساقط است و قضای آن را در زمان‌های دیگر که روزها کوتاه است، بجاآورند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در جواب کسی که می‌پرسد: «خورشید در دانمارک و نروژ ساعت هفت صبح طلوع می‌کند و تا عصر به مقدار دوازده ساعت در آسمان می‌درخشد؛ در حالی که در کشورهای دیگر شب است؛ پس تکلیف من در باره‌ی نماز و روزه چیست؟» می‌فرماید:

«مکلف باید در مورد اوقات نمازهای یومیه و روزه همان افق محل سکونت خود را رعایت کند؛ ولی اگر روزه‌گرفتن بر اثر طولانی بودن روز غیر مقدور یا حرجی باشد، ادای آن ساقط و قضای آن واجب است (خامنه‌ای، 1380ش: ج1، ص112، س376).»

3- به نظر آیت الله سیستانی، مکلف در این مناطق باید نمازش را طبق اوقات خاص آن بخواند؛ امّا نسبت به روزه، اگر توان روزه‌گرفتن در ماه رمضان دارد، بر او گرفتن روزه ماه رمضان واجب است و اگر توان روزه‌گرفتن در ماه رمضان ندارد، ادای روزه از او ساقط می‌شود و قضای آن بر او واجب است و اگر توان انجام قضای آن را نیز ندارد، باید به جای هر روز یک مد طعام فدیه به فقیر بدهد (حسینی سیستانی، 1426ق: ص615، مسأله88 و طباطبایی یزدی، 1425ق: ج2، طرق ثبوت هلال، ص461، مسأله10، تعلیقه220).

آیت الله سیستانی در باره روزه‌ی ماه رمضان در این مناطق می‌گوید:

«اگر مسلمانی در شهر و یا کشوری زندگی می‌کند که طول روز آن بیست و سه ساعت و طول شب آن فقط یک ساعت است و یا به عکس، بر او واجب است در حدّ توان روزه‌ی ماه مبارک رمضان را بگیرد و اگر ممکن نشد، روزه‌ی ماه رمضان از او ساقط می‌شود؛ اگر بعداً توانست قضا کند، هرچند با انتقال به یک شهر و یا کشور مجاور. هرگاه قضا هم ممکن نشد، برای روزه‌ی هر روز یک مدّ طعام به فقیری بدهد (حکیم، 1379ش: ص104، مسأله105).»

4- بر اساس فتوای آیت الله محقق کابلی نیز، مکلف در مناطق نزدیک به قطب باید نماز و روزه را بر طبق اوقات همان جا انجام بدهد. اما اگر در ماه رمضان بر اثر طولانی‌بودن روز قدرت بر روزه‌گرفتن ندارد، باید مسافرت برود، تا روزه‌گرفتن بر او واجب نباشد. اگر نه قدرت بر روزه‌گرفتن دارد و نه امکان مسافرت دارد، واجب است از این مناطق به جایی هجرت کند که شب و روز معتدل دارد، تا بتواند عباداتش را انجام دهد.

آیت الله محقق کابلی در این باره در جواب کسی که پرسیده‌است: «من در کشور فنلاند زندگى مى‌کنم. از آنجا که کشور فنلاند در جایی واقع شده‌است که اوقات شرعى خاصى ندارد؛ به فرض مثال هم‌اکنون غروب آفتاب حدوداً ساعت 30/10 شب مى‌باشد و هم‌چنین اوقات شرعى مختلفى موجود مى‌باشد. حکم شرعى در این باره در ماه مبارک رمضان چگونه مى‌باشد؟» نوشته‌است:

«اگر روز و شب دارد و لو در فصول سال مختلف است، بر طبق آن اوقات نماز و روزه خود را انجام دهید و اگر انجام عبادات امکان نداشته باشد، از چنین جاهایی مسافرت و یا مهاجرت نمایید (محقق کابلی، پایگاه اینترنتی).»

ایشان در جواب شخص دیگر که سوال کرده‌است: «محل زندگی بنده یکی از شهرهای شمالی سوئدن است و در حال حاضر شب واقعی نداریم و فقط هوا کمی تاریک می‌شود و ما در اینجا بین نماز شام و صبح، طبق راهنمایی سایت مسجد امام علی(ع) استکهلم، فقط 2ساعت یا کم‌تر فاصله می‌گذاریم؛ حالا با توجه به نزدیک شدن ماه مبارک رمضان، ما باید 22ساعت روزه بگیریم یا شرایط دیگری دارد؟» گفته‌است:

«در فرض سوال، راجع به نماز مشکل ندارید امّا راجع به روزه، اگر قدرت دارید روزه بگیرید و اگر نمی‌توانید، مسافرت کنید و قصد اقامت ده روزه نکنید؛ اگر قدرت روزه‌گرفتن ندارید و نیز نمی‌توانید مسافرت کنید، در این صورت به کشورهایی که شب و روز معتدل دارد هجرت نمایید (محقق کابلی، پایگاه اینترنتی).»

5- به نظر آیت الله مکارم شیرازی، مسلمانان این مناطق باید بر طبق اوقات مناطق معتدلی که بر روى یک خطّ نصف‏ النهار قرار دارند، عمل کنند. مثلاً از طریق رادیو، تلویزیون و ساعت، وقت‌های نمازهای صبح، ظهر و مغرب را با اوقات نمازها در یکى از مناطقى که شب و روز معتدل دارد و با آن منطقه‌ی نزدیک قطب هم‌افق است، تنظیم کنند و بر اساس آن، نمازها و روزه را انجام دهند (مکارم شیرازی، 1385ش: ص116 و طباطبایی یزدی، 1386ش: ج2، کتاب الصوم، طرق ثبوت هلال، ص61، مسأله10، تعلیقه5).

در فتوای آیت الله مکارم در این باره آمده‌است:

«در مناطقى که... طول روز بسیار زیاد و خارج از متعارف مناطق مختلف دنیاست، باید بر طبق مناطق معتدله در آن فصل از سال عمل کنند؛ یعنى اگر در مناطق معتدله (روى همان خطّ نصف‏ النهار) روزها در آن موقع 14ساعت است و شب‌ها 10ساعت، به همان صورت نماز و روزه خود را تنظیم کنند (مکارم شیرازی، 1381ش: ج‏2، ص73، س139).»

 

ب- مناطق قطبی

مناطق قطبی دارای روز یا شب طولانی بیش از 24 ساعت هستند، خواه به شش ماه برسد یا نرسد. در باره تشخیص اوقات نماز و روزه و تکلیف مسلمانانی که در این مناطق زندگی می‌کنند، اقوال فقها و مراجع تقلید مختلف‌اند:

1- حضرت امام خمینی(ره) برای این موضوع بحث مستقلی در کتاب «تحریرالوسیله» باز نکرده‌است و لیکن در حاشیه کتاب «عروة الوثقی» و هم‌چنین در «تحریرالوسیله» به مناسبتی، ضمن اشاره به این مطلب، نظرش را اعلام کرده‌است.

حضرت امام(ره) بین نماز و روزه و سایر امور فردی و اجتماعی مقید به زمان در مناطق قطبی فرق گذاشته‌است. ایشان در سایر امور فردی و اجتماعی، مانند حد بلوغ، عِده، زمان بارداری و غیر آنها، که در آنها مقدار زمان معتبر است، مقدار روزها، ماه‌ها و سال‌های متعارف بر طبق افق‌های مناطق متعارف را معیار قرار داده‌است. امّا در باب نماز و روزه که وقت‌های خاصی دارند و در آنها سفیدی روز و سیاهی شب معتبراند، نه مقدار آنها، تطبیق روزهای قطب را بر روزهای مناطق متعارف درست ندانسته‌است.

بنابراین، حضرت امام(ره) به سقوط وجوب روزه از اهل قطب و وجوب نمازهای تنها یک روز و یک شب قایل است؛ چون روزه از طلوع فجر تا غروب است و در قطب به جهت طولانی‌بودن روز برای مکلف روزه‌گرفتن ممکن نیست و اوقات نمازها هم معین است و درست نیست که نمازهای ظهر و عصر در شب خوانده شود و نمازهای مغرب، عشا و صبح در روز خوانده شود. پس مکلف در قطب باید در مدتی که روز است، تنها یک نماز ظهر و عصر در وسط روز بخواند و در مدتی که شب است یک نماز مغرب و عشا بعد از آغاز دوره‌ی شب و یک نماز صبح در پایان آن قبل از شروع دوره‌ی روز بخواند.

حضرت امام(ره) در حاشیه کتاب «عروة الوثقی» فرموده‌است:

«این احتمال سقوط تکلیف روزه و ثبوت تکلیف نماز یک روز و یک شب، نزدیک‌ترین احتمالات است و بعید نیست که وقت نماز ظهر و عصر وسط روز در قطب باشد و آن هم زمانی است که خورشید در نهایت ارتفاعش در قطب باشد، همان‌گونه که نصف شب هنگام نهایت پایینی خورشید در آنجاست (طباطبایی یزدی، همان، ص62، مسأله10، تعلیقه3).»

حضرت امام(ره) در آخر کتاب «تحریرالوسیله» در ذیل عنوان «المسائل المستحدثة» فرموده‌است:

«تطبیق روزهای قطب بر روزهای مناطق متعارف فقط در مواردی جاری می‌شود که مقدار در آنها معتبر است، نه سفیدی روز، لذا در آنها روزها تلفیق می‌شود. امّا مثل روزه که خودداری از چیزهای که روزه را باطل می‌کنند، از طلوع فجر تا غروب خورشید در آن معتبر می‌باشد و تلفیق در آن نمی‌آید، پس مقدار در آن معتبر نمی‌باشد. هم‌چنین تطبیق روزهای قطب بر روزهای مناطق متعارف در نماز نیز جاری نمی‌شود؛ زیرا اوقات نماز به طور مضبوط و معین معتبر است؛ پس خواندن نمازهای ظهر و عصر در شب صحیح نیست، اگرچه بر ظهر افق‌های ما منطبق باشد و روزه در قسمتی از روز یا شب صحیح نیست، اگرچه به مقدار روز ما باشد.

اگر بر فرض حرکت زمین کُند شود و یک روز دو برابر روز ما گردد، در صورت امکان، روزه‌گرفتن یک روز کامل در صحت روزه حتمی است و در صورتی که ممکن نباشد، وجوب آن ساقط می‌شود و در یک روز و شب بیشتر از نمازهای پنجگانه بر او واجب نیست (موسوی خمینی، 1420ق: ج2، ص573 - 574، مسأله16 و 17).»

آیت الله صانعی نیز گفته‌است:

«نماز و روزه بر او واجب نیست؛ فقط در مدت شش ماهی که شب است یک نماز مغرب و عشا و صبح واجب است و در شش ماهی که روز است یک نماز ظهر و عصر واجب است و روزه ساقط می‌باشد (صانعی، یوسف، مجمع المسائل، ج1، ص115).»

2- به نظر آیت الله گلپایگانی و آیت‏الله فیّاض، مکلف در مناطق قطبی بر اساس افق نزدیک‌ترین جایی که شب و روز دارد، نماز و روزه‌اش را بجاآورد (طباطبایی یزدی، همان، ص62، مسأله10، تعلیقه4).

ایشان در پاسخ این استفتا که از وی شده بود: «کسانی که در قطب شمال یا جنوب (که شش ماه روز است و شش ماه شب) زندگی می‌کنند، تکلیف آنان راجع به نماز و روزه چیست؟» مرقوم نمود:

«یکی از بلاد متوسطه قریبه را ملاک عمل قرار دهند (موسوی گلپایگانی، 1372ش: ج1، ص126، س9).»

آیت‏الله فیّاض نیز در جواب من که پرسیدم: «مناطق قطبی دارای روز یا شب طولانی بیش از 24ساعت هستند و گاهی به چند ماه هم می‌رسند. مسلمانانی که در این مناطق زندگی می‌کنند، چه تکلیفی نسبت به نماز و روزه دارند؟ تشخیص اوقات نمازهای پنجگانه و روزه در این مناطق چگونه است؟»، نوشته است:

«اینها نماز و روزه‌ی شان را طبق قریب‌ترین کشوری که دارای روز و شب متعارف می‌باشد، انجام دهند (دفتر آیت‏الله فیّاض، نجف اشرف).»

3- طبق فتوای آیت الله سیستانی، مکلف در این مناطق باید نمازهای پنجگانه را برابر اوقات شرعی نزدیک‌ترین شهری که در مدت بیست و چهار ساعت دارای شب و روز می‌باشد، انجام بدهد. اما برای گرفتن روزه در ماه رمضان در شهر دیگر برود و اگر در ماه رمضان نمی‌تواند در شهر دیگر برود، بعد از ماه رمضان در جای دیگر قضای آن را انجام بدهد و اگر بعد از ماه رمضان نیز نمی‌تواند در جای دیگر قضای آن را انجام بدهد، باید به جای هر روز روزه یک مد طعام فدیه به فقیر بدهد (حسینی سیستانی، 1426ق: ص615، مسأله88 و طباطبایی یزدی، 1425ق: ج2، طرق ثبوت هلال، ص461، مسأله10، تعلیقه220).

آیت الله سیستانی در جواب کسی که می‌پرسد: «در برخی کشورها چندین روز آفتاب طلوع و یا غروب نمی‌کند؛ نماز و روزه در این کشورها چگونه است؟» می‌گوید:

«احتیاط واجب آن است که نماز را با اوقات نزدیک‌ترین کشور و یا شهری که در بیست و چهار ساعت دارای شب و روز می‌باشد، تطبیق دهد و نمازهای پنجگانه را برابر اوقات شرعی آنجا با نیت قربت مطلقه بخواند. امّا در مورد روزه، اگر می‌تواند باید در ماه رمضان به جایی برود که بتواند روزه بگیرد و اگر در ماه رمضان نمی‌تواند، بعد از ماه رمضان در جای دیگر قضای آن را انجام دهد و اگر هیچ کدام برای او ممکن نیست، نه در ماه رمضان و نه در غیر آن، باید به جای هر روز یک چارک طعام به فقیر بدهد (حکیم، همان: ص88، مسأله71، ص104، مسأله104، ص106، مسأله108).»

آیت الله سیستانی در جواب شخص دیگر که پرسیده است: «تعیین وقت نماز در قطب شمال یا قطب جنوب چگونه است؟» گفته‌است:

«اگر شخصی در مکانی باشد که مدت شبانه روز آنجا بیشتر از 24ساعت باشد، به احتیاط واجب نمازهای خود را طبق اقرب مکانی که شبانه روز آنجا 24ساعت است بجا می‌آورد (حسینی سیستانی، پایگاه اینترنتی و پورتال انهار).»

4- به نظر آیت الله مکارم شیرازی، مسلمانان هر منطقه‌ی قطبی باید صبح، ظهر و شب را با صبح، ظهر و شب یکی از مناطقی که دارای روز و شب معتدل هستند و روی یک دایره نصف النهار قرار دارند و هم‌افق شمرده می‌شوند، تطبیق دهند و نمازهای صبح، ظهر و مغرب را مطابق اوقات شرعی آن بخوانند و روزه بگیرند. چنان‌که در بخش دیگر فتوای قبلی آیت الله مکارم شیرازی آمده‌است:

«در مناطقى که خورشید غروب نمى‏کند، یا طول روز بسیار زیاد و خارج از متعارف مناطق مختلف دنیاست، باید بر طبق مناطق معتدله در آن فصل از سال عمل کنند؛ یعنى اگر در مناطق معتدله (روى همان خطّ نصف‏ النهار) روزها در آن موقع 14ساعت است و شب‌ها 10ساعت، به همان صورت نماز و روزه خود را تنظیم کنند (مکارم شیرازی، 1381ش: ج‏2، ص73، س139).»

5- برخی از فقها، از جمله مرحوم آیت‏الله فاضل لنکرانی و مرحوم آیت‏الله سیدکاظم یزدی قایلند که مکلف در قطب نماز و روزه را طبق اوقات شرعی شهرهای متعارفی که شب و روز مساوی دارند، بجاآورند و وحدت افق و یکی‌بودن نصف النهار شرط نیست. اگر مسلمان ساکن قطب از شهر دیگر به آنجا رفته است، می‌تواند نماز و روزه را طبق اوقات شرعی شهر سابق خودش انجام بدهد. چنان‌که آیت‏الله فاضل لنکرانی در جواب کسی که پرسیده‌است: «در کشور سوئد در بعضی از مناطق به مدت 52 روز خورشید در آسمان غروب نمی‌کند؛ تکلیف نماز و روزه برادران مسلمان در این مناطق چیست؟» نوشته‌است:

«براى نماز و روزه، بلاد و شهرهاى متعارفه، که شب و روز آنها تقریباً مساوى است (مثل مکه و مدینه) ملاک قرار دهند؛ یعنى نماز ظهر و عصر را بخوانند؛ شش ساعت بعد نماز مغرب و عشا را بخوانند و یازده ساعت بعد نماز صبح را بخوانند و روزه را هم به همین ملاک بگیرند و در همین فرض مى‏توانند ملاک را وطن و شهر خود قرار دهند؛ مثلاً اگر از تهران رفته‏اند با اذان ظهر تهران نماز ظهر و عصر را بخوانند و با اذان مغرب و عشا، نماز مغرب و عشا را و با اذان صبح، نماز صبح را بخوانند و روزه را نیز به همین ملاک بگیرند و در عین حال اگر سفر به آن منطقه لزومی ندارد به مناطقی سفر کنند که بتوانند عبادات خود را در اوقات شرعیه انجام دهند (فاضل لنکرانی، [بی‌تا]: ج1، ص78).»

آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی حدود هفتاد سال پیش در کتاب معروف «عروة الوثقی» این مسأله را مطرح کرده‌است و شاید اولین شخصی باشد که در مورد این مسأله نظر داده‌است. ایشان در این باره گفته‌است:

«اگر مکلفی در مکانی زندگی کند که شش ماه روز و شش ماه شب باشد و یا سه ماه روز و شش ماه شب باشد و مانند آنها، بعید نیست که ملاک در نماز و روزه این فرد سرزمین‌های متعارفی که میان دو قطب واقع شده، باشد و این فرد مخیر است که برای نمازها و روزه‌هایش یکی از شهرهای میانی را مبنا قرار دهد... و این احتمال هم وجود دارد که ملاک در نماز و روزه‌ی این فرد سرزمینی باشد که قبلاً در آن زندگی می‌کرده است؛ البته این احتمال در صورتی است که این فرد وطن سابقی داشته باشد (طباطبایی یزدی، همان: ج2، کتاب الصوم، طرق ثبوت هلال، ص61، مسأله10).»

6- آیت الله نوری همدانی در این باره گفته‌است:

«در مناطقی که شب و روز 24ساعته ندارند، مانند قطب شمال و جنوب که شش ماه در آنجا روز و شش ماه شب است و مناطق نزدیک به قطبین که مجموع شب و روزشان 24ساعت نیست، لازم است اوقات خود را به 12ساعت و 12ساعت تقسیم کنند و 12ساعت را برای خودشان روز و 12ساعت را شب قرار بدهند و در 12ساعتی که آن را روز قرار داده‌اند اعمال روزانه را انجام بدهند و در 12 ساعتی را که شب قرار داده‌اند، اعمال شب را به‌انجام برسانند (نوری همدانی، توضیح المسائل، ص603).»

7- به نظر آیت الله خویی(ره) و آیت الله وحید خراسانی، در صورتی که مهاجرت از مناطق قطبی برای مکلف امکان داشته باشد، هجرت از این مناطق و یا هرمکانی که باعث تضییع و تفویت واجبات شرعی گردد، واجب است و ماندن در آنجاها حرام می‌باشد. در صورتی که مهاجرت از مناطق قطبی ممکن نباشد و در حالت اضطرار، ادای نماز و روزه ساقط می‌شود و قضای آنها واجب است و احتیاط واجب هم این است که در هر بیست و چهار ساعت نمازهای پنجگانه را نیز بخواند؛ چنان‌که آیت الله خویی(ره) فرموده‌است:

«اگر مکلفی در جایی باشد که شش ماه روز و شش ماه شب است و برایش ممکن است که به شهری برود که بتواند نماز و روزه‌اش انجام دهد، بر او هجرت از آنجا واجب است. اگر برایش هجرت از آنجا ممکن نیست، پس احتیاط واجب این است که در هر بیست و چهار ساعت نمازهای پنجگانه را بخواند و قضای آن را نیز بجاآورد و باید روزه را قضا کند (موسوی خویی، 1429ق: ج1، ص432، مسأله58 و 1430ق: ج22، کتاب الصّوم، ج2، ص143- 145).»

آیت الله وحید خراسانی نیز در این باره نوشته است:

«اگر فرض شود که مکلف در محلی است که روز آن شش ماه و شب آن شش ماه است و می‌تواند هجرت کند به شهری که نماز و روزه را در وقت شرعی بجاآورد، واجب است هجرت کند و اگر نمی‌تواند هجرت کند، بنابر احتیاط واجب در هر بیست و چهار ساعت یک بار نمازهای پنجگانه را بجاآورد و قضای آن را نیز انجام دهد و باید روزه را قضا کند (وحید خراسانی، 1388ش: ص583، مسأله2913.»

8- به نظر آیت الله محقق کابلی و آیت الله میرزا جواد تبریزی، مهاجرت از چنین جاهایی که مکلف نمی‌تواند نماز و روزه خود را به درستی انجام دهد، واجب است و باید به جایی برود که بتواند نماز و روزه‌اش را انجام دهد (تبریزی، 1386ش: کتاب الصوم، طرق ثبوت هلال، ص176، مسأله10، تعلیقه1).

آیت الله محقق کابلی در جواب کسی که پرسیده است: «اینجانب در شمال کشور نروژ در شهر «ترومسو» در نزدیکی قطب شمال زندگی می‌کنم؛ در اینجا تعادل در شب و روز نیست؛ گاهی کامل شب و گاهی کامل روز است؛ مرا راهنمایی کنید که ساعت نماز را چگونه پیدا کنم و برای روزه هم چه‌کار کنم؟» گفته‌است:

«در فرض سوال، مهاجرت از چنین جاهایی واجب است؛ شما باید به جایی بروید که از نظر طلوع و غروب، متعارف و معمولی باشد (محقق کابلی، پایگاه اینترنتی).»

ایشان در جواب من که پرسیدم: «عده‌ای از مسلمانان در کشورهای شمال اروپا، مانند نروژ، سوئد و فنلاند، سکونت دارند. با توجه به این‌که بعض شهرهای این کشورها در مناطق قطبی واقع شده‌اند و تشخیص اوقات نماز و روزه در آنها مشکل است؛ زیرا مناطق قطبی دارای روز یا شب طولانی بیش از 24ساعت هستند و گاهی به چند ماه هم می‌رسند. مسلمانانی که در این مناطق زندگی می‌کنند، چه تکلیفی نسبت به نماز و روزه دارند؟ تشخیص اوقات نمازهای پنجگانه و روزه در این مناطق چگونه‌است؟» نوشته بود:

«در فرض سوال، تکلیف این اشخاص مهاجرت است و نشستن و ماندن در این‌گونه کشورها حرام است (محقق کابلی).»

9- به نظر آیت الله سبحانی، اگر در این مناطق روز طولانی باشد و از مرز یک ماه یا دو ماه تا شش ماه تجاوز کند، در این صورت راهنمای ما در تشخیص روز از شب، خورشید است. خورشید در طى24 ساعت یک بار، با بالا و پایینی که دارد، به دور افق مى‌چرخد. از آنجا که خورشید همیشه قابل دیدن است و حرکتش بر حسب آنچه حواس ما درک می‌کند، دورانی هم‌چون حرکت سنگ آسیاب است، بنابراین وقتی حرکت خورشید از شرق به سمت غرب باشد، روز این مناطق است و وقتی خورشید به میانه آسمان (خط نصف النهار) برسد، ظهر می‌شود و اول وقت نماز ظهر و عصر است. زمانی که حرکت خورشید به سمت غرب پایان یابد و حرکتش را از غرب به سمت شرق آغاز کند، شب فرامی‌رسد و موقع نماز مغرب و عشا و افطار روزه است. هنگامی که حرکت خورشید به طرف شرق پایان یابد و حرکتش را دوباره به سمت غرب آغاز کند، ابتدای روز این مناطق و موقع نماز صبح است و کمى پیش از رسیدن خورشید به نقطه‌ی شرق، اول فجر و زمان شروع روزه است. بدین گونه یک شبانه روز در طی 24 ساعت تکمیل می‌شود.

این بیان را هوا هم تأیید مى‌کند؛ زیرا وقتى خورشید از طرف شرق شروع به حرکت مى‌کند، تا به سمت غرب برسد، هوا مانند مناطق معتدل بسیار روشن است و وقتى خورشید به طرف غرب پایین می‌آید و از آنجا به سمت شرق حرکت مى‌کند، هوا به تیرگى و تاریکى خفیفى میل مى‌کند؛ لذا ساکنان این مناطق با حرکت اولی خورشید، رفتار روز می‌کنند و کارهاى روزانه را انجام می‌دهند و با حرکت بعدى خورشید، رفتار شبانه مى‌کنند و به خواب شبانگاهى مى‌روند.

امّا اگر در این مناطق شب طولانی باشد، خواه به شش ماه طول بکشد یا نه، در این صورت اگرچه خورشید برای مدت طولانی غروب می‌کند و قابل دیدن نیست؛ امّا تاریکی در این مناطق به یک شکل نیست؛ بلکه میان تاریکی شدید و تاریکی مایل به سیاهی در حال تغییر است و زمان 24ساعتی به چند ساعت تاریکی شدید و چند ساعت تاریکی خفیف تقسیم می‌شود. شدت تاریکی نشانه حکومت شب در مناطق معتدل است؛ هم‌چنان که تاریکی ضعیف نشانه حکومت روز در آن مناطق می‌باشد. از این طریق می‌توان روز را از شب تشخیص داد. بنابراین وقتی تاریکی در این مناطق شدید است، شب آن شمرده می‌شود و آغاز آن، آغاز وقت نماز مغرب و عشا و موقع افطار روزه است. وقتی تاریکی کمتر شده و پرتوهایی از نور در آن نمایان شود، صبح آغاز می‌شود و وقت نماز صبح است و کمى پیش از آن طلوع فجر و زمان شروع روزه است. ساعت‌هایی که تاریکی خفیف باشد روز آن مناطق به حساب می‌آید و باید در آن ساعات روزه بگیرند و حد وسط این چند ساعت ظهر این مناطق شمرده مى‌شود و باید نماز ظهر و عصر را به جاآورند (سبحانی، مقاله نماز و روزه در قطب، با تلخیص و اضافات).

 

جمع‌بندی

الف- در مناطق نزدیک قطب که در طی 24ساعت شب و روز جداگانه دارند، هرچند یکی از روز یا شب طولانی است، به نظر بیش‌تر فقها، مسلمانان باید نماز و روزه را بر طبق روز و شب و طلوع و غروب خورشید آنجا بجاآورند. امّا طبق فتوای آیت الله خامنه‌ای و آیت الله سیستانی، اگر بر اثر طولانی‌بودن روز قدرت بر روزه‌گرفتن ندارند و یا روزه‌گرفتن خیلی زحمت زیاد دارد، ادای آن از آنها ساقط می‌شود و باید قضای آن را در زمان‌های دیگر که روزها کوتاه است، بجاآورند.

ب- در مناطق قطبی که روز یا شب طولانی بیش از 24ساعت دارند، خواه به شش ماه برسد یا نه، مکلف باید نماز و روزه‌اش را طبق اوقات شرعی نزدیک‌ترین شهری که در مدت 24ساعت روز و شب دارد و با شهر محل سکونت مکلف روی یک خط نصف النهار قرار دارد و آن دو شهر هم‌افق هستند، بجاآورد. امّا از آنجا که مناطق نزدیک قطب دارای روز یا شب طولانی غیرمتعارف هستند، مسلمانان آن مناطق خودشان مشکلات تعیین اوقات شرعی و انجام نماز و روزه دارند؛ لذا مسلمانان مناطق قطبی بهتر است طبق فتوای بعض فقها از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی مطابق اوقات شرعی یکی از مناطقی که دارای روز و شب معتدل هستند و با شهر محل سکونت‌شان روی یک خط نصف النهار قرار دارد و این دو شهر هم‌افق شمرده می‌شوند، روزه و نمازشان را انجام بدهند.

 

 

منابع

1-      تبریزی، جواد؛ تنقیح مبانی العروة؛ دار الصدیقة الشهیدة، قم؛ ط‌سوم، 1386ش= 1428ق.

2-      حسینی سیستانی، علی؛ پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی دفتر آیت الله سیستانی: Sistani's Office Website.

3-      حسینی سیستانی، علی؛ توضیح المسائل؛ دفتر آیت الله سیستانی، قم؛ چ بیست و چهارم، 1426ق.

4-      حکیم، عبدالهادی محمدتقی؛ فقه برای غرب نشینان، ترجمه سیدابراهیم سیدعلوی؛ دفتر آیت الله سیستانی، قم؛ چ اول، 1379ش.

5-      خامنه‌ای، علی؛ ترجمه اجوبة الاستفتائات؛ انتشارات بین المللی الهدی، تهران؛ چ هفتم، پاییز 1380ش.

6-      سبحانی، جعفر؛ مقاله نماز و روزه در قطب؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی و  www.bashgah.net.

7-      صانعی، یوسف، مجمع المسائل (به نقل از سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی: www.pasokhgoo.ir.

8-      طباطبایی یزدی، محمد کاظم؛ العروة الوثقی مع تعلیقة آیت الله السید علی الحسینی السیستانی؛ مکتب آیة الله السید السیستانی، قم؛ 1425ق.

9-      طباطبایی یزدی، محمد کاظم؛ العروة الوثقی مع تعلیقات آیت الله مکارم شیرازی و عدة من الفقهاء العظام؛ مدرسة الامام علی بن ابی‌طالب(ع)، قم؛ ط‌اول، 1386ش = 1428ق.

10-   فاضل لنکرانی، محمد؛ جامع‏المسائل؛ مطبوعاتی امیرالعلم، قم؛ چ یازدهم، [بی‌تا]).

11-   فیّاض، محمداسحاق؛ دفتر آیت الله فیّاض، بخش استفتا؛ نجف اشرف.

12-   محقق کابلی، قربانعلی؛ پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی دفتر آیت الله محقق کابلی، بخش استفتائات.

13-   مکارم شیرازی، ناصر؛ استفتائات جدید؛ انتشارات مدرسة الامام علی بن ابی‌طالب(ع)، قم؛ چ سوم، 1381ش.

14-   مکارم شیرازی، ناصر؛ معراج، شق القمر، عبادت در قطبین؛ انتشارات نسل جوان، قم؛ چ هشتم، 1385ش.

15-   موسوی خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیله؛ مؤسسة النشر الاسلامی، قم؛ ط هشتم، 1420ق.

16-   موسوی خویی، ابوالقاسم؛ المستند فی شرح العروة الوثقی، تألیف مرتضی بروجردی؛ مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، قم؛ ط چهارم، 1430ق = 2009م.

17-   موسوی خویی، ابوالقاسم؛ منهاج الصالحین؛ مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، قم؛ ط سی‌وسوم، 1429ق = 2008م.

18-   موسوی گلپایگانی، محمدرضا؛ مجمع المسائل؛ دار القرآن الکریم، قم؛ چ چهارم، 1372ش = 1413ق.)

19-   نوری همدانی، حسین؛ توضیح المسائل (به نقل از وب‌نوشت سید تقی واردی:   (waredi.parsiblog.com

20-   واردی، تقی؛ مقاله تحقیقی در باره عبادت در مناطق قطبی؛ وب نوشت سید تقی واردی:   waredi.parsiblog.com

21-   وحید خراسانی، حسین؛ توضیح المسائل؛ مدرسة الامام باقر العلوم(ع)، قم؛ چ هفدهم، 1388ش= 1430ق.

الگوهای روش تدریس پیشرفته + دانلود جزوات و پاورپوینت

با سلام و احترام خدمت دوستان عزیز همکلاسی در روش تدریس پیشرفته...

در ادامه نکاتی را پیرامون امتحان روش تدریس و همچنین جزواتی که توسط اینجانب و با همکاری سایر بزرگواران تهیه و تدوین شده است خدمت تان عرض می کنم که انشالله برای امتحان پایان ترم مفید فایده واقع شود.

- سئوالات امتحان پایان ترم صرفا از سئوالاتی که در این جزوات مطرح شده می باشد.

- باید در نظر داشته باشیم با توجه به اینکه برخی از سئوالات نسبت به سئوالات دیگر کلی تر هستند طبیعتا پاسخ های جامع تری دارند لذا این احتمال وجود دارد که در امتحان نهایی از متن آنها پرسش شود لذا طوری مطالعه نمایید که به هر گونه سئوالی پاسخ دهید.

- برای مطالعه بیشتر همگی توجه داشته باشید که جزوات خود و همچنین پاورپوینت های ارایه شده توسط دوستان و استاد را هم مطالعه نمایید.

- پاسخ هایی که توسط اینجانب برای سئوالات داده شده است با گردآوری از جزوه استاد و برخی منابع همسو بوده و لذا نظر بنده غالب شده است، برای تکمیل مباحث، حتما منابع دیگر را هم بررسی نمایید.

- برای 6 سئوال ابتدایی جزوه دانشجویی پاورپوینت "شکاف آموزشی" که توسط اینجانب در کلاس ارایه شده را مطالعه نمایید و برای فهم هر چه بهتر می توانید کلیپ مقایسه تطبیقی آموزش ریاضی در سه کشور ژاپن، آمریکا و چین را که در همین وبلاگ بارگذاری شده دانلود و ملاحظه بفرمایید.

پاورپوینت های همه دوستان در وبلاگ بارگذاری می شود و همه دوستان می توانند آنها را دانلود و مطالعه نمایند.
 با توجه به اینکه این وبلاگ از سوی دانشگاه های دیگر هم بازدید می شود و از مطالب آن استفاده میگردد برای اینکه حق مالکیت پاورپوینت ها رعایت گردد بنده همه آنها را در قالب " PowerPoint Slide Show" تبدیل نمودم که دخل و تصرف در آنها صورت نگیرد.

در ضمن دوستان اگر مقاله، تحلیل و یا پاورپوینت و کلیپ آموزشی داشته باشند می توانند از طریق این وبلاگ برای سایر دانشجویان دانشگاه های دیگر هم بارگذاری کنند که همه دوستان استفاده نمایند.

با آروزی موفقیت در امتحانات پایان ترم و کلیه مراحل زندگی همه دوستان بزرگوار ....

پاورپوینت ها را اینجا دانلود نمایید:

الگوهای یادگیری(بدیع انگاری، یادیارها)                      الگوی استقرایی تصویر واژه  

   راهنمای بهبود تدریس در دانشگاهها                             روش تدریس همیاری        

تفکر استقرایی، فراگیری مفهوم                                               رویکرد انتقادی

 رویکردهای مدیریتی،تسهیل کننده                                    یادگیری مشاوره ای      

      روش تدریس مبتنی بر خلاقیت                                 رویکرد آزاد اندیشانه،رهایی بخش

شکاف آموزشی

http://danesh1414.blogfa.com/