






ادامه دارد....




ادامه دارد...
فضای مجازی چیست؛
در تمام تعاریف فضای مجازی، این فضا محیط الکترونیکی یا محیط شبکه ای از کامپیوتر ها دانسته می شود که با استفاده از جلوه های سمعی و بصری سعی دارد تا اشیاء و واقعیت های سه بعدی جهان واقعی را مشابه سازی کند اما ادعا می شود که فاقد مادیت فیزیکی هستند.
گفته می شود که از خصوصیات بارز این فضا بی مکانی و بی زمانی است. (منتظرقائم،1381، ص 231)
اما کار واژه سایبر، از ریشه یونانی لغت کنترل گرفته شده و به طور ترکیبی در واژه سایبرنتیک به کار رفته است. همانطور که پیش از این نیز گفته شد مفهوم سایبرنتیک دلالت بر سیستم های کنترلی ابر تکنولوژی های رایانه های به هم پیوسته، تکنولوژی جدید و واقعیات مصنوعی با راهبردهای دستیابی و کنترل سیستمی دارد.
مفهوم مفهوم فضا معمولاً در مقایسه با مفهوم مکان توصیف و تعریف می شود و بدون شک نخستین وجه تمایزی که در جریان مقایسه مکان و فضا برجسته است، سطح انتزاع این دو مفهوم است.
ویژگی های فضای مجازی :
در فرهنگ علوم اجتماعی گولدوکولب نیز سایبرنیتک بدین گونه تعریف شده است: " سایبرنتیک به مجموعه ای از نظریه ها و پژوهش ها اشاره می کند که توجه خود را به انسان ها، ارگانیسم های دیگر و ماشین ها معطوف کرده اند. کانون توجه نظریه ها و پژوهش های یاد شده عبارت است از:الف- خود نگه دار و خود کنترلی بودن دستگاه های مکانیکی و ارگانیک از راه دستگاه های از راه فرآیند باز خورد، ب- پیام رسانی و تبادل اطلاعات در دستگاه های مکانیکی و اندامی. در مجموع می توان گفت که سایبرنتیک امروزه موضوعی میان رشته ای است و از آن در علوم بسیار متعددی مثل ریاضیات، الکترونیک، زیست شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی، ارتباطات و غیره در جهت شناخت و مطالعه رفتارها، بازخوردها و پاسخ در هر سیستمی استفاده می شود. تا کنون نیز ترکیب هایی بی شمار و مشتقات متعددی از این کلمه ساخته شده که همگی پیوند سایبر را با خود به همراه دارند. یکی از این ترکیبات فضای مجازی یا همان فضای سایبرنتیک است.
فضای مجازی برای نخستین بار توسط ویلیام گیمسبون- نویسنده کانادایی رمان های علمی- تخیلی- در سال 1982 مورد استفاده قرار گرفت. فضای مجازی برای گیبسون در حقیقت فضایی تخیلی است که از اتصال رایانه هایی پدید آمده است که تمامی انسان ها، ماشین ها و منابع اطلاعاتی در جهان را به هم متصل کرده اند. این معنا به صورت تقریبی مشابه معنایی است که ما امروزه از کاربرد لفظ فضای مجازی در نظر داریم. کینزا فضای مجازی را برای مثال محیطی بر ساخته از اطلاعات نامرئی- اطلاعاتی که می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد- تعریف می کند. وی برای کمک به فهم این مفهوم سازی و ارائه یک تصویر خوب و مناسب از فضای مجازی به تعریف اجزای فضا از طریق اینترنت می پردازد.
فضای مجازی را می توان برای توصیف تمام انواع منابع اطلاعاتی موجود شده از طریق شبکه های رایانه ای به کار برد، در حقیقت فضای مجازی نوع متفاوتی از واقعیت مجازی و دیجیتالی است که توسط شبکه های رایانه ای هم پیوند تامین می شود که با اندکی مسامحه می توان آن را مترادف با شبکه جهانی اینترنت دانست. اندرسون واقعیت مجازی را "واقعیت خلق شده توسط رایانه" می داند، واقعیتی که از آن رو مجازی یا مصنوعی است که در دنیای واقعی محیط مادی، مکانی را اشغال نکرده و در اذهان کاربران در نتیجه تعامل با واسط الکترونیکی وجود دارد. واقعیت مجازی واقعیتی است که وجود فیزیکی نداشته توسط نرم افزار تولید می شود. فضای سایبر یا مجازی ترکیبی از دو مفهوم، مجزا است که در کنار هم مفهوم واحدی را خلق کرده اند، بنابراین بهتر است برای درک این مفهوم نخست این مفهوم واحد را شکسته و جزء به جزء بررسی کرده و سپس مجدداً آنها را در هم ادغام کنیم.
کار را با واژه سایبر آغاز می کنیم. این واژه از ریشه یونانی لغت کنترل گرفته شده و به طور ترکیبی در واژه سایبرنتیک به کار رفته است. همانطور که پیش از این نیز گفته شد مفهوم سایبرنتیک دلالت بر سیستم های کنترلی ابر تکنولوژی های رایانه های به هم پیوسته، تکنولوژی جدید و واقعیات مصنوعی با راهبردهای دستیابی و کنترل سیستمی دارد.
کاربرد دیگر واژه سایبر در ارتباط با مفهوم دیگری تحت عنوان "ارگانیسم سایبر یا سایبرارگ" است. این واژه دلالت بر امتزاج ماشین و ارگانیسم انسانی و حاصل پیوند بین طبیعت، جامعه و تکنولوژی است.
مفهوم دوم به کار رفته در واژه فضای مجازی، مفهوم فضا است. معمولاً مفهوم فضا در مقایسه با مفهوم مکان توصیف و تعریف می شود و بدون شک نخستین وجه تمایزی که در جریان مقایسه مکان و فضا برجسته است، سطح انتزاع این دو مفهوم است. فضا در مقایسه با مکان مفهومی بسیار انتزاعی و به سختی قابل تصور بوده به طوریکه درک این مفهوم بدون واسطه درک مکان برای ما موجودات فیزیکی غیر ممکن است. در حقیقت همانطور که گل محمدی در کتاب جهانی شدن، فرهنگ و هویت در مقایسه مکان با فضای بیان می دارد، در حقیقت فضا دال بر همه جا و مکان دلالت بر جایی معین است و از همین رو است که تصور همه جایی بسیار دشوارتر از جایی خاص است. مکان دارای محتوا است ولی فضا نوعی خلاء است، مکان دارای دو بعد است در حالیکه فضا مفهومی سه بعدی است. مکان مفهومی مرزپذیر و قابل محدود شدن اما فضا مفهومی مرکز و تا حدودی نامتناهی است. مکان همواره به تثبیت و تصلب گرایش دارد ولی فضا به سیالیت و رها شدگی. تمام خصوصیات ذکر شده را می توان ویژگی فضای مجازی، جزءلاینفک آن و ناشی از فضا بودگی آن دانست در حقیقت درک مفهوم فضای مجازی بدون درک مفهوم فضا و اهمیت آن در جهان امروز بی معنا است. در حقیقت فضای مجازی مانند هر فضایی دارای موقعیت جغرافیایی، فیزیکی یا محدوده سرزمینی خاص نیست ولی با این وجود نوعی واقعیت برجسته در جهان معاصر است، چرا که ما کنشگران انسانی هر روزه در آن دست به عمل می زنیم با آن در تعامل هستیم، از آن یاری می طلبیم و با او به داد و ستد اطلاعات می پردازیم. مایکل بندیکت، فضای مجازی را به عنوان جهانی نو و موازی با جهان واقعی و مخلوق رایانه های جهان و ارتباط های بین آنان تعریف می کند. جهانی (یا فضایی) که در آن انباشت جهانی از دانش، سرگرمی، شاخص ها، مقیاس ها، کنش ها و از همه پراهمیت تر انباشتی از عاملان انسانی تغییر یافته و دگرگون شده، شکل یافته است.
در هر حال فضای مجازی در هر تعبیری و با هر تعریفی، قلمرویی وسیع، بدیع و بکر است که برای ساکنان خود امکانات، آزادی ها، فرصت ها، دلهره ها، آسیب ها و محدودیت های نوینی را به همراه دارد. اهمیت این قلمرو تا حدی است که امروزه برخی اندیشمندان صحبت از دو جهانی شدن دنیا معاصر می کنند. همانطور که جبل عاملی در مقاله ای تحت عنوان "جهانی شدن ها" مفاهیم و نظریه ها" می گوید: پارادایم دو جهانی شدن ها نگاهی است که در درجه اول بر تمایز بین جهان مدرنیته و جهان جهانی شده تاکید می کند و در درجه بعد به تبیین و متمایز کردن دو جهان موازی و در عین حال به هم آمیخته واقعی و مجازی می پردازد.
با این نگاه مهمترین تغییر جهان معاصر که بنیان تغییرات آینده جهان را می سازد، رقابتی شدن جهان واقعی و جهان مجازی است. ظهور جهان جدید یعنی جهان مجازی، بسیاری از روندها و نگرش ها و ظرفیت های آینده جهان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. این جهان در واقع به موازات و گاه حتی بر جهان واقعی مسلط شده و عینیت واقعی پیدا می کند. این دو جهان دارای داد وستدهای بیشماری با یکدیگر هستند. جهان واقعی با خصایصی مانند جغرافیا داشتن، دارای نظام سیاسی خاص بودن، محبوس بودن، طبیعی بودن و غیره از جهان مجازی متمایز می شود و جهان مجازی نیز در مقابل با خصیصه هایی مثل بی مکانی، فرازمان بودن، تکثر داشتن، قابل دسترس بودن همزمان و غیره از جهان واقعی به طور نسبی جدا می شود. از نظر عاملی مهمترین تغییری که فضای دو جهانی یا به عبارتی دیگر ظهور فضای مجازی و در پرتوی آن شکل گیری جهان مجازی به وجود آورده، تغییر در روابط انسانی است؛ جایگزینی روابط چهره به چهره سنتی با روابط مجازی با واسطه رایانه، شاید مهمترین بخش این تغییر است که در جای خود بیشتر بدان خواهیم پرداخت.
رد یا اثبات واقعی بودن فضای مجازی؛
فضا در مقایسه با مکان مفهومی بسیار انتزاعی و به سختی قابل تصوراست. درک فضا، بدون درک مکان غیر ممکن است. مکان دارای محتوا است ولی فضا نوعی خلاء است، مکان دارای دو بعد است در حالیکه فضا مفهومی سه بعدی است. مکان مفهومی مرزپذیر و قابل محدود شدن اما فضا مفهومی مرکز و تا حدودی نامتناهی است.
بدین ترتیب تصور فضای مجازی بدئن تصئر فضای حقیقی که مکان محور است ممکن نیست و این اولین ویژگی و جنبه واقعی بودن فضای مجازی است.
به عبارت دیگر دوم بودگی فضای مجازی نسبت به دنیای اولیه فضای حقیقی، خود به فضای مجازی جنبه واقعی بودگی می بخشد.
اما مسئله دیگر این است که اساسا برای ساخت فضای مجازی ما نیازمند ابزار و شیء واقعی هستیم. به این شکل که برای ساخت آن باید از کامپیوتر و دستگاههای دیگر و هم چنین مکان برای بهره برداری از این فضا هستیم.
از بابت دیگر برای زینت بخشیدن به فضای مجازی از عکس، فیلم و وسیقی بهره می بریم که ثبت فضای حقیقی به نوع خاص است و بدون آنها فضای فضای متصلبی خواهیم داشت.
از سوی دیگر انسان از آن جایی که سازنده و کاربر این فضاست تنها در حالت واقعیت وجود می تواند از این فضا استفاده کند.
ما با پنج حس بینایی، شنواییف بویایی، چشایی و لامسه با فضای مجازی، در تماس هستیم و این تنها دلیل عینیت دنیای حقیقی ماست که با تلاش پژوهشگران محقق شده است.
و حتی گاهی شما نمی توانید بدون کمک یک دستگاه واقعیت مجازی را ببینید.( مانند بازی های سه عدی که انسان در آنها یکی از بازیکنان اصلی است) گرچه همه این سیستم ها برای کاربردهای مختلف خیلی متفاوت به نظر می رسند، اما همه آنها به یک روش کار می کنند.
اما نکته دیگر این است که فضای مجازی با دستاوردهای جدید مانند پیشرفت در علوم خصوصا پزشکی برای اجرای خواسته های کاربر قائم به ذات جهان واقعی است. آن جایی که خرید یا پرداخت اینترتی میسر می شود بدون واقعیت و با تخیل کسی پاکتی را به منزل شما نمی آورد بلکه ئاقعا از حساب بانکی شما پولی برداشت می شود و این جاست که انسان واقعیت را باور می کند.
من فکر می کنم فضای مجازی در روند گسترش خود به زمانی می رسد که تمام جنبه های زندگی را در بر می گیرد و بدین ترتیب به دلیل ارتباط نزدیک با جنبه های واقعی زندگی عینیت واقعی بودگی برای همه به راحتی درک می شود.
این ارتباط به شکلی گسترش خواهد یافت که فضای حقیقی به خواست انسان در ابتدا و جبرا در ادامه بدون فضای مجازی امکان ادامه نخواهد داشت و نه تنها فضای مجازی جزیی از زندگی بلکه هسته زندگی خواهد شد.
نمونه از شایعترین بیماریهای فضای مجازی
هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده میکنید، خسته میشوند. بنابراین جای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعتهای طولانی به صفحه نمایش رایانه خیره میمانید، دچار سوزش و درد چشم شوید. به گفته پزشکان مایو کلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزاردهنده است اما معمولا مشکل حادی نیست و پس از استراحت دادن به چشمها برطرف میگردد.»
زندگی آنلاین مینویسد: هنگامی که پشت رایانه نشستهاید و روی صفحه کلید تایپ میکنید، فقط انگشتان و چشمان شما کار نمیکنند بلکه تمام اندامهای بدن شما در حال فعالیت هستند. اما متأسفانه، علیرغم این واقعیت، این کار شما ورزش محسوب نمیشود.
علایم بالینی اعتیاد به اینترنت
گسترش روزافزون خدمات اینترنت و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی میگذرانند، مشکلات و بیماریهای متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است که در زیر به معرفی ده نمونه از شایعترین آنها میپردازیم.
1-خستگی چشم
هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده میکنید، خسته میشوند. بنابراین جای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعتهای طولانی به صفحه نمایش رایانه خیره میمانید، دچار سوزش و درد چشم شوید. به گفته پزشکان مایو کلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزاردهنده است اما معمولا مشکل حادی نیست و پس از استراحت دادن به چشمها برطرف میگردد.»
2-اضطراب سلامتی/ فاجعهسازی از درد
بعضی افراد مایلند علائم درد در بدنشان را به طور مبالغهآمیزی تفسیر کنند. روانشناسان به این تمایل، «فاجعهسازی از درد» میگویند. یعنی تمایل به در نظر گرفتن بدترین احتمالات به هنگام حس درد. منظور از اضطراب سلامتی نیز این است که فرد حس کند مشکل جدی سلامتی دارد و این اضطراب با نتایج طبیعی آزمایشهای پزشکی و اطمینان بخشی پزشک متخصص از بین نرود. اینترنت به دلیل وجود حجم زیاد اطلاعات نادرست، تأیید نشده و غیرعلمی و این باور در مردم که هرچه در اینترنت هست قابل اطمینان میباشد، میتواند باعث تشدید اختلال روانی «خود بیمار انگاری» گردد.
3-سردرد
سه نوع سردرد در ارتباط با اینترنت وجود دارد:
سردردهای تنشی
این نام ممکن است گمراه کننده باشد. این نوع سردردها به دلیل استرس به وجود نمیآیند بلکه غالباً به دلیل کشیدگی عضلة گردن یا چشم درد حادث میشوند. به گفتة پزشکان مایوکلینیک، سردردهای تنشی از 30 دقیقه تا یک هفته ممکن است باقی بمانند.
گسترش روزافزون خدمات اینترنت و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی میگذرانند، مشکلات و بیماریهای متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است
سردردهای مزمن روزانه
اغلب افراد گاه به گاه دچار سردرد میشوند. اما به گفتة پزشکان مایو کلینیک چنانچه تعداد روزهایی که فرد سردرد دارد بیشتر از تعداد روزهایی باشد که سردرد ندارد، احتمالاً دچار این سردرد است. ماهیت متوالی این نوع سردرد، آن را در بین بدترین سردردهای ناتوانساز قرار میهد.
سردردهای استرسی
پیدایش سردرد به استرس خیلی زیادی نیاز ندارد. استرس ناشی از به انتظار دریافت اطلاعات ماندن از اینترنت، کندی بارگذاری صفحات، خرابی رایانه و امثال آنها میتواند باعث این نوع سردرد شود.
4-درد پشت
نشستن نادرست پشت رایانه، به ویژه اگر با چاقی، کمبود ورزش و تحرک، و سیگار کشیدن همراه باشد به درد پشت میانجامد. منشأ این درد معمولاً عضلات، اعصاب، استخوانها و مفاصل در ستون فقرات است. نشستن نادرست و برای ساعتهای طولانی پشت رایانه، این درد را تشدید میکند.
5-ترومبوز وریدی
به لختگی درون رگ، ترومبوز گفته میشود. منظور از ترومبوز وریدی، تشکیل لختة خون در رگهای وریدی است که غالبا در پاها پدید میآید و علت اصلی آن، بیتحرکی و کم شدن آب بدن است. نشستن برای ساعتهای طولانی پشت رایانه میتواند باعث ترومبوز وریدی گردد. به تازگی در هواپیماهای مسافربری نیز اطلاعات هشدار دهندهای دربارة ترومبوز وریدی به مسافران داده میشود و به آنها توصیه میگردد تا برای ساعتهای طولانی بیحرکت روی صندلی باقی نمانند.
6-نشانگان مونچهاوزن
نخست اجازه دهید به تعریف نشانگان یا سندروم مونچهاوزن بپردازیم، چرا که ممکن است بسیاری از خوانندگان با این اختلال روانی آشنا نباشند، و بعد به سراغ اینترنت میرویم: «خصوصیت مهم این سندروم، میل شدید به بستری شدن است و به عقیده بعضی از روانشناسان، اصطلاح اعتیاد بیمارستان برای این سندروم مناسبتر است.
خصوصیت مهم دیگر این بیماران این است که به محض آشکار شدن ساختگی بودن علائمشان، درخواست ترخیص کرده و از مراجعة مجدد به آن محل خودداری میکنند. مواردی دیده شده که بیمار برای ایجاد علائم دست به ابتکارهای عجیبی زده است.» در اینترنت تعداد بیشماری اتاق گپزنی، گروههای پشتیبان و وبگاه شبکههای اجتماعی وجود دارد که افراد میتوانند مشکلاتشان را با دیگران در میان بگذارند، درخواست راهنمایی کنند و حس همدردی دیگران را جلب کنند. شاید تعجب کنید از این که خیلی از افراد صرفا برای جلب توجه به بیان بیماریها یا مصیبتهای دروغین و ساختگی میپردازند.
آنها وانمود میکنند که قربانی تجاوز، حمله، ضرب و شتم یا بیماریهای جدی و سختدرمانی هستند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. به این اختلال روانی، نشانگان یا سندروم مونچهاوزن گفته میشود. بر اساس پژوهشی که صورت گرفته است، اینترنت میتواند افراد را ترغیب کند که به منظور جلب توجه وانمود کنند که مبتلا به بیماری هستند. به گفته دکتر فلدمن از دانشگاه آلاباما افرادی که دارای این نشانگان هستند در صورتی که به یک مرکز روانپزشکی مراجعه کنند مورد درمان قرار خواهند گرفت اما اغلب آنها چنین تمایلی ندارند و ترجیح میدهند که یک بیماری جسمی حاد داشته باشند تا یک اختلال روانی.
فیسبوک و دیگر شبکههای اجتماعی، دختران نوجوان را در معرض ابتلاء به اضطراب و افسردگی قرار میدهند
7-افسردگی فیسبوکی
بر اساس گزارشی که در روزنامه دیلیمیل چاپ شده است، فیسبوک و دیگر شبکههای اجتماعی، دختران نوجوان را در معرض ابتلاء به اضطراب و افسردگی قرار میدهند. اینگونه وبگاهها علاوه بر امکان نامهنگاری و پیامرسانی، این امکان را برای نوجوانان به وجود میآورند که درباره یک چیز، بارها و بارها و بارها صحبت کنند. بر اساس این مقاله، بحث مکرر در میان دختران نوجوان، به ویژه دربارة ناکامیهای عشقی، حال آنها را بدتر میکند و هیجانات منفی در آنها به وجود میآورد.
این گزارش، نتیجه پژوهشی است که از سوی دانشگاه استونی بروک نیویورک روی 83 دختر نوجوان صورت گرفته است. توصیه یکی از پزشکان به نوجوانانی که به طور دائم درباره یک مشکل صحبت میکنند این است که «موضوع بحث را عوض کنند.»
8-خشم اینترنتی
با وجودی که ممکن است خشم اینترنتی به خودی خود برای سلامتی افراد مضر نباشد اما میتواند به آزار اینترنتی و حتی شاید به خشونت بینجامد. بنابراین کسانی که توانایی فروخوردن خشمشان را ندارند باید مواظب باشند.
یکی از منابع خشم اینترنتی «افزونگی اطلاعات» است. حجم عظیم اطلاعات موجود روی وب و کند بودن سرعت دستیابی به آنها باعث بروز مقدار زیادی استرس در کاربران اینترنت میگردد. بر اساس مطالعهای که از سوی شرکت نمایهگذاری بریتیش وب صورت گرفته، 68 درصد از 200 نفر افراد مورد مطالعه گفتهاند که برای آنها در انتظار دریافت اطلاعات ماندن از وب، استرسزاتر از گذراندن یک آخر هفته با پدر و مادر همسرشان است و 38 درصد گفتهاند که استرسزاتر از ماندن در ترافیک خیابان است.
علایم بالینی اعتیاد به اینترنت
یکی از محلهای بروز خشم اینترنتی در بخش اظهار نظرهای وبنوشتها، ویدیوهای یوتیوب یا نظرگاه وبگاههاست. اگر به بخش اظهار نظرها نگاهی بیندازید، خیلی طول نمیکشد تا به کلمات زشت و ناپسند بر بخورید. شاید ماهیت گمنام اینترنت، افراد را ترغیب میکند که هرچه در فکر دارند را بیان کنند. اما نکتهای که در اینجا وجود دارد این است که این مسأله واگیردار است- اظهار نظر خشمگینانة شما دیگران را خشمگین میکند و این چرخه همینطور ادامه مییابد.
9-اختلالات بالای دست
اختلالات بالای دست شامل: سندروم کشیدگی گردن، سندروم مجرای مچ دستی، سندروم مجرای ساعدی، التهاب تاندون دست و مچ، التهاب تاندون و غلاف آن، التهاب کیسه زلالی، کشیدگی مکرر عضلانی و سندروم مجرای خروجی قفسه صدری است. تمام این بیماریها میتواند مربوط به استفاده از اینترنت باشد. این بیماریها غالبا بر اثر استفاده بیش از حد از یکی از اندامهای بالای دست (مثل بازوها) و استفاده بیش از حد از یک ابزار مثل صفحهکلید یا ماوس بروز میکنند و به دلیل آسیبدیدگی بافتها با درد همراهند. در مورد بیماری سندروم مجرای خروجی قفسه صدری گفتنی است که دو گروه از افراد بیشتر در معرض خطر این بیماری قرار دارند. یکی کسانی که در تصادفهای رانندگی دچار آسیبهای گردنی میشوند و دیگر کسانی که از رایانه در وضیعتهای نشستن نادرست و غیر ارگونومیک، در دورههای زمانی طولانی استفاده میکنند.
10-اعتیاد به اینترنت
این بیماری به این علت در این فهرست شماره یک شده است که واقعاً بسیار جدی است و در بعضی موارد کشنده بوده است. ماهیت اعتیاد بسیار فراگیر است. هنگامی که صحبت از اینترنت باشد، این اعتیاد میتواند به چیزهای زیادی پیدا شود. از تایپ کردن گرفته تا بازدید از اتاقهای گپزنی، خرید آنلاین یا بازیهای چند نفره.
اعتیاد به اینترنت آنقدر جدی و واقعی است که مراکز بازپروری برای آن به وجود آمده است. به طور مثال، بر اساس مقالهای که در نیویورک تایمز منتشر گردیده، مراکز بازپروری معتادان اینترنت در کرة جنوبی با استفاده از مدرسان نظامی به معتادان تمرینهای بدنی نسبتا شدید شبیه تمرینهای نظامی میدهند، نشستهای گروهی با مشاور برگزار میکنند و کارگاههای روان درمانی برای معتادان ترتیب میدهند. مساله اعتیاد به اینترنت در کرة جنوبی در سالهای اخیر به صورت یک مساله ملی در آمده و میزان مرگ و میر ناشی از خستگی و از پا افتادگی پس از انجام بازیهای آنلاین روز به روز در حال افزایش است.
به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو؛ بلاگتو به نقل از وبلاگ سایبری نویست:
در تمام تعاریف فضای مجازی، این فضا محیط الکترونیکی یا محیط شبکه ای از کامپیوتر ها دانسته می شود که با استفاده از جلوه های سمعی و بصری سعی دارد تا اشیاء و واقعیت های سه بعدی جهان واقعی را مشابه سازی کند اما ادعا می شود که فاقد مادیت فیزیکی هستند.
گفته می شود که از خصوصیات بارز این فضا بی مکانی و بی زمانی است. (منتظرقائم،1381، ص 231)
اما کار واژه سایبر، از ریشه یونانی لغت کنترل گرفته شده و به طور ترکیبی در واژه سایبرنتیک به کار رفته است. همانطور که پیش از این نیز گفته شد مفهوم سایبرنتیک دلالت بر سیستم های کنترلی ابر تکنولوژی های رایانه های به هم پیوسته، تکنولوژی جدید و واقعیات مصنوعی با راهبردهای دستیابی و کنترل سیستمی دارد.
مفهوم مفهوم فضا معمولاً در مقایسه با مفهوم مکان توصیف و تعریف می شود و بدون شک نخستین وجه تمایزی که در جریان مقایسه مکان و فضا برجسته است، سطح انتزاع این دو مفهوم است.
ویژگی های فضای مجازی :
در فرهنگ علوم اجتماعی گولدوکولب نیز سایبرنیتک بدین گونه تعریف شده است: " سایبرنتیک به مجموعه ای از نظریه ها و پژوهش ها اشاره می کند که توجه خود را به انسان ها، ارگانیسم های دیگر و ماشین ها معطوف کرده اند. کانون توجه نظریه ها و پژوهش های یاد شده عبارت است از:الف- خود نگه دار و خود کنترلی بودن دستگاه های مکانیکی و ارگانیک از راه دستگاه های از راه فرآیند باز خورد، ب- پیام رسانی و تبادل اطلاعات در دستگاه های مکانیکی و اندامی. در مجموع می توان گفت که سایبرنتیک امروزه موضوعی میان رشته ای است و از آن در علوم بسیار متعددی مثل ریاضیات، الکترونیک، زیست شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی، ارتباطات و غیره در جهت شناخت و مطالعه رفتارها، بازخوردها و پاسخ در هر سیستمی استفاده می شود. تا کنون نیز ترکیب هایی بی شمار و مشتقات متعددی از این کلمه ساخته شده که همگی پیوند سایبر را با خود به همراه دارند. یکی از این ترکیبات فضای مجازی یا همان فضای سایبرنتیک است.
فضای مجازی برای نخستین بار توسط ویلیام گیمسبون- نویسنده کانادایی رمان های علمی- تخیلی- در سال 1982 مورد استفاده قرار گرفت. فضای مجازی برای گیبسون در حقیقت فضایی تخیلی است که از اتصال رایانه هایی پدید آمده است که تمامی انسان ها، ماشین ها و منابع اطلاعاتی در جهان را به هم متصل کرده اند. این معنا به صورت تقریبی مشابه معنایی است که ما امروزه از کاربرد لفظ فضای مجازی در نظر داریم. کینزا فضای مجازی را برای مثال محیطی بر ساخته از اطلاعات نامرئی- اطلاعاتی که می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد- تعریف می کند. وی برای کمک به فهم این مفهوم سازی و ارائه یک تصویر خوب و مناسب از فضای مجازی به تعریف اجزای فضا از طریق اینترنت می پردازد.
فضای مجازی را می توان برای توصیف تمام انواع منابع اطلاعاتی موجود شده از طریق شبکه های رایانه ای به کار برد، در حقیقت فضای مجازی نوع متفاوتی از واقعیت مجازی و دیجیتالی است که توسط شبکه های رایانه ای هم پیوند تامین می شود که با اندکی مسامحه می توان آن را مترادف با شبکه جهانی اینترنت دانست. اندرسون واقعیت مجازی را "واقعیت خلق شده توسط رایانه" می داند، واقعیتی که از آن رو مجازی یا مصنوعی است که در دنیای واقعی محیط مادی، مکانی را اشغال نکرده و در اذهان کاربران در نتیجه تعامل با واسط الکترونیکی وجود دارد. واقعیت مجازی واقعیتی است که وجود فیزیکی نداشته توسط نرم افزار تولید می شود. فضای سایبر یا مجازی ترکیبی از دو مفهوم، مجزا است که در کنار هم مفهوم واحدی را خلق کرده اند، بنابراین بهتر است برای درک این مفهوم نخست این مفهوم واحد را شکسته و جزء به جزء بررسی کرده و سپس مجدداً آنها را در هم ادغام کنیم.
کار را با واژه سایبر آغاز می کنیم. این واژه از ریشه یونانی لغت کنترل گرفته شده و به طور ترکیبی در واژه سایبرنتیک به کار رفته است. همانطور که پیش از این نیز گفته شد مفهوم سایبرنتیک دلالت بر سیستم های کنترلی ابر تکنولوژی های رایانه های به هم پیوسته، تکنولوژی جدید و واقعیات مصنوعی با راهبردهای دستیابی و کنترل سیستمی دارد.
کاربرد دیگر واژه سایبر در ارتباط با مفهوم دیگری تحت عنوان "ارگانیسم سایبر یا سایبرارگ" است. این واژه دلالت بر امتزاج ماشین و ارگانیسم انسانی و حاصل پیوند بین طبیعت، جامعه و تکنولوژی است.
مفهوم دوم به کار رفته در واژه فضای مجازی، مفهوم فضا است. معمولاً مفهوم فضا در مقایسه با مفهوم مکان توصیف و تعریف می شود و بدون شک نخستین وجه تمایزی که در جریان مقایسه مکان و فضا برجسته است، سطح انتزاع این دو مفهوم است. فضا در مقایسه با مکان مفهومی بسیار انتزاعی و به سختی قابل تصور بوده به طوریکه درک این مفهوم بدون واسطه درک مکان برای ما موجودات فیزیکی غیر ممکن است. در حقیقت همانطور که گل محمدی در کتاب جهانی شدن، فرهنگ و هویت در مقایسه مکان با فضای بیان می دارد، در حقیقت فضا دال بر همه جا و مکان دلالت بر جایی معین است و از همین رو است که تصور همه جایی بسیار دشوارتر از جایی خاص است. مکان دارای محتوا است ولی فضا نوعی خلاء است، مکان دارای دو بعد است در حالیکه فضا مفهومی سه بعدی است. مکان مفهومی مرزپذیر و قابل محدود شدن اما فضا مفهومی مرکز و تا حدودی نامتناهی است. مکان همواره به تثبیت و تصلب گرایش دارد ولی فضا به سیالیت و رها شدگی. تمام خصوصیات ذکر شده را می توان ویژگی فضای مجازی، جزءلاینفک آن و ناشی از فضا بودگی آن دانست در حقیقت درک مفهوم فضای مجازی بدون درک مفهوم فضا و اهمیت آن در جهان امروز بی معنا است. در حقیقت فضای مجازی مانند هر فضایی دارای موقعیت جغرافیایی، فیزیکی یا محدوده سرزمینی خاص نیست ولی با این وجود نوعی واقعیت برجسته در جهان معاصر است، چرا که ما کنشگران انسانی هر روزه در آن دست به عمل می زنیم با آن در تعامل هستیم، از آن یاری می طلبیم و با او به داد و ستد اطلاعات می پردازیم. مایکل بندیکت، فضای مجازی را به عنوان جهانی نو و موازی با جهان واقعی و مخلوق رایانه های جهان و ارتباط های بین آنان تعریف می کند. جهانی (یا فضایی) که در آن انباشت جهانی از دانش، سرگرمی، شاخص ها، مقیاس ها، کنش ها و از همه پراهمیت تر انباشتی از عاملان انسانی تغییر یافته و دگرگون شده، شکل یافته است.
در هر حال فضای مجازی در هر تعبیری و با هر تعریفی، قلمرویی وسیع، بدیع و بکر است که برای ساکنان خود امکانات، آزادی ها، فرصت ها، دلهره ها، آسیب ها و محدودیت های نوینی را به همراه دارد. اهمیت این قلمرو تا حدی است که امروزه برخی اندیشمندان صحبت از دو جهانی شدن دنیا معاصر می کنند. همانطور که جبل عاملی در مقاله ای تحت عنوان "جهانی شدن ها" مفاهیم و نظریه ها" می گوید: پارادایم دو جهانی شدن ها نگاهی است که در درجه اول بر تمایز بین جهان مدرنیته و جهان جهانی شده تاکید می کند و در درجه بعد به تبیین و متمایز کردن دو جهان موازی و در عین حال به هم آمیخته واقعی و مجازی می پردازد.
با این نگاه مهمترین تغییر جهان معاصر که بنیان تغییرات آینده جهان را می سازد، رقابتی شدن جهان واقعی و جهان مجازی است. ظهور جهان جدید یعنی جهان مجازی، بسیاری از روندها و نگرش ها و ظرفیت های آینده جهان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. این جهان در واقع به موازات و گاه حتی بر جهان واقعی مسلط شده و عینیت واقعی پیدا می کند. این دو جهان دارای داد وستدهای بیشماری با یکدیگر هستند. جهان واقعی با خصایصی مانند جغرافیا داشتن، دارای نظام سیاسی خاص بودن، محبوس بودن، طبیعی بودن و غیره از جهان مجازی متمایز می شود و جهان مجازی نیز در مقابل با خصیصه هایی مثل بی مکانی، فرازمان بودن، تکثر داشتن، قابل دسترس بودن همزمان و غیره از جهان واقعی به طور نسبی جدا می شود. از نظر عاملی مهمترین تغییری که فضای دو جهانی یا به عبارتی دیگر ظهور فضای مجازی و در پرتوی آن شکل گیری جهان مجازی به وجود آورده، تغییر در روابط انسانی است؛ جایگزینی روابط چهره به چهره سنتی با روابط مجازی با واسطه رایانه، شاید مهمترین بخش این تغییر است که در جای خود بیشتر بدان خواهیم پرداخت.
رد یا اثبات واقعی بودن فضای مجازی؛
فضا در مقایسه با مکان مفهومی بسیار انتزاعی و به سختی قابل تصوراست. درک فضا، بدون درک مکان غیر ممکن است. مکان دارای محتوا است ولی فضا نوعی خلاء است، مکان دارای دو بعد است در حالیکه فضا مفهومی سه بعدی است. مکان مفهومی مرزپذیر و قابل محدود شدن اما فضا مفهومی مرکز و تا حدودی نامتناهی است.
بدین ترتیب تصور فضای مجازی بدئن تصئر فضای حقیقی که مکان محور است ممکن نیست و این اولین ویژگی و جنبه واقعی بودن فضای مجازی است.
به عبارت دیگر دوم بودگی فضای مجازی نسبت به دنیای اولیه فضای حقیقی، خود به فضای مجازی جنبه واقعی بودگی می بخشد.
اما مسئله دیگر این است که اساسا برای ساخت فضای مجازی ما نیازمند ابزار و شیء واقعی هستیم. به این شکل که برای ساخت آن باید از کامپیوتر و دستگاههای دیگر و هم چنین مکان برای بهره برداری از این فضا هستیم.
از بابت دیگر برای زینت بخشیدن به فضای مجازی از عکس، فیلم و وسیقی بهره می بریم که ثبت فضای حقیقی به نوع خاص است و بدون آنها فضای فضای متصلبی خواهیم داشت.
از سوی دیگر انسان از آن جایی که سازنده و کاربر این فضاست تنها در حالت واقعیت وجود می تواند از این فضا استفاده کند.
ما با پنج حس بینایی، شنواییف بویایی، چشایی و لامسه با فضای مجازی، در تماس هستیم و این تنها دلیل عینیت دنیای حقیقی ماست که با تلاش پژوهشگران محقق شده است.
و حتی گاهی شما نمی توانید بدون کمک یک دستگاه واقعیت مجازی را ببینید.( مانند بازی های سه عدی که انسان در آنها یکی از بازیکنان اصلی است) گرچه همه این سیستم ها برای کاربردهای مختلف خیلی متفاوت به نظر می رسند، اما همه آنها به یک روش کار می کنند.
اما نکته دیگر این است که فضای مجازی با دستاوردهای جدید مانند پیشرفت در علوم خصوصا پزشکی برای اجرای خواسته های کاربر قائم به ذات جهان واقعی است. آن جایی که خرید یا پرداخت اینترتی میسر می شود بدون واقعیت و با تخیل کسی پاکتی را به منزل شما نمی آورد بلکه ئاقعا از حساب بانکی شما پولی برداشت می شود و این جاست که انسان واقعیت را باور می کند.
من فکر می کنم فضای مجازی در روند گسترش خود به زمانی می رسد که تمام جنبه های زندگی را در بر می گیرد و بدین ترتیب به دلیل ارتباط نزدیک با جنبه های واقعی زندگی عینیت واقعی بودگی برای همه به راحتی درک می شود.
این ارتباط به شکلی گسترش خواهد یافت که فضای حقیقی به خواست انسان در ابتدا و جبرا در ادامه بدون فضای مجازی امکان ادامه نخواهد داشت و نه تنها فضای مجازی جزیی از زندگی بلکه هسته زندگی خواهد شد.
نمونه از شایعترین بیماریهای فضای مجازی
هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده میکنید، خسته میشوند. بنابراین جای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعتهای طولانی به صفحه نمایش رایانه خیره میمانید، دچار سوزش و درد چشم شوید. به گفته پزشکان مایو کلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزاردهنده است اما معمولا مشکل حادی نیست و پس از استراحت دادن به چشمها برطرف میگردد.»
زندگی آنلاین مینویسد: هنگامی که پشت رایانه نشستهاید و روی صفحه کلید تایپ میکنید، فقط انگشتان و چشمان شما کار نمیکنند بلکه تمام اندامهای بدن شما در حال فعالیت هستند. اما متأسفانه، علیرغم این واقعیت، این کار شما ورزش محسوب نمیشود.
علایم بالینی اعتیاد به اینترنت
گسترش روزافزون خدمات اینترنت و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی میگذرانند، مشکلات و بیماریهای متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است که در زیر به معرفی ده نمونه از شایعترین آنها میپردازیم.
1-خستگی چشم
هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده میکنید، خسته میشوند. بنابراین جای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعتهای طولانی به صفحه نمایش رایانه خیره میمانید، دچار سوزش و درد چشم شوید. به گفته پزشکان مایو کلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزاردهنده است اما معمولا مشکل حادی نیست و پس از استراحت دادن به چشمها برطرف میگردد.»
2-اضطراب سلامتی/ فاجعهسازی از درد
بعضی افراد مایلند علائم درد در بدنشان را به طور مبالغهآمیزی تفسیر کنند. روانشناسان به این تمایل، «فاجعهسازی از درد» میگویند. یعنی تمایل به در نظر گرفتن بدترین احتمالات به هنگام حس درد. منظور از اضطراب سلامتی نیز این است که فرد حس کند مشکل جدی سلامتی دارد و این اضطراب با نتایج طبیعی آزمایشهای پزشکی و اطمینان بخشی پزشک متخصص از بین نرود. اینترنت به دلیل وجود حجم زیاد اطلاعات نادرست، تأیید نشده و غیرعلمی و این باور در مردم که هرچه در اینترنت هست قابل اطمینان میباشد، میتواند باعث تشدید اختلال روانی «خود بیمار انگاری» گردد.
3-سردرد
سه نوع سردرد در ارتباط با اینترنت وجود دارد:
سردردهای تنشی
این نام ممکن است گمراه کننده باشد. این نوع سردردها به دلیل استرس به وجود نمیآیند بلکه غالباً به دلیل کشیدگی عضلة گردن یا چشم درد حادث میشوند. به گفتة پزشکان مایوکلینیک، سردردهای تنشی از 30 دقیقه تا یک هفته ممکن است باقی بمانند.
گسترش روزافزون خدمات اینترنت و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی میگذرانند، مشکلات و بیماریهای متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است
سردردهای مزمن روزانه
اغلب افراد گاه به گاه دچار سردرد میشوند. اما به گفتة پزشکان مایو کلینیک چنانچه تعداد روزهایی که فرد سردرد دارد بیشتر از تعداد روزهایی باشد که سردرد ندارد، احتمالاً دچار این سردرد است. ماهیت متوالی این نوع سردرد، آن را در بین بدترین سردردهای ناتوانساز قرار میهد.
سردردهای استرسی
پیدایش سردرد به استرس خیلی زیادی نیاز ندارد. استرس ناشی از به انتظار دریافت اطلاعات ماندن از اینترنت، کندی بارگذاری صفحات، خرابی رایانه و امثال آنها میتواند باعث این نوع سردرد شود.
4-درد پشت
نشستن نادرست پشت رایانه، به ویژه اگر با چاقی، کمبود ورزش و تحرک، و سیگار کشیدن همراه باشد به درد پشت میانجامد. منشأ این درد معمولاً عضلات، اعصاب، استخوانها و مفاصل در ستون فقرات است. نشستن نادرست و برای ساعتهای طولانی پشت رایانه، این درد را تشدید میکند.
5-ترومبوز وریدی
به لختگی درون رگ، ترومبوز گفته میشود. منظور از ترومبوز وریدی، تشکیل لختة خون در رگهای وریدی است که غالبا در پاها پدید میآید و علت اصلی آن، بیتحرکی و کم شدن آب بدن است. نشستن برای ساعتهای طولانی پشت رایانه میتواند باعث ترومبوز وریدی گردد. به تازگی در هواپیماهای مسافربری نیز اطلاعات هشدار دهندهای دربارة ترومبوز وریدی به مسافران داده میشود و به آنها توصیه میگردد تا برای ساعتهای طولانی بیحرکت روی صندلی باقی نمانند.
6-نشانگان مونچهاوزن
نخست اجازه دهید به تعریف نشانگان یا سندروم مونچهاوزن بپردازیم، چرا که ممکن است بسیاری از خوانندگان با این اختلال روانی آشنا نباشند، و بعد به سراغ اینترنت میرویم: «خصوصیت مهم این سندروم، میل شدید به بستری شدن است و به عقیده بعضی از روانشناسان، اصطلاح اعتیاد بیمارستان برای این سندروم مناسبتر است.
خصوصیت مهم دیگر این بیماران این است که به محض آشکار شدن ساختگی بودن علائمشان، درخواست ترخیص کرده و از مراجعة مجدد به آن محل خودداری میکنند. مواردی دیده شده که بیمار برای ایجاد علائم دست به ابتکارهای عجیبی زده است.» در اینترنت تعداد بیشماری اتاق گپزنی، گروههای پشتیبان و وبگاه شبکههای اجتماعی وجود دارد که افراد میتوانند مشکلاتشان را با دیگران در میان بگذارند، درخواست راهنمایی کنند و حس همدردی دیگران را جلب کنند. شاید تعجب کنید از این که خیلی از افراد صرفا برای جلب توجه به بیان بیماریها یا مصیبتهای دروغین و ساختگی میپردازند.
آنها وانمود میکنند که قربانی تجاوز، حمله، ضرب و شتم یا بیماریهای جدی و سختدرمانی هستند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. به این اختلال روانی، نشانگان یا سندروم مونچهاوزن گفته میشود. بر اساس پژوهشی که صورت گرفته است، اینترنت میتواند افراد را ترغیب کند که به منظور جلب توجه وانمود کنند که مبتلا به بیماری هستند. به گفته دکتر فلدمن از دانشگاه آلاباما افرادی که دارای این نشانگان هستند در صورتی که به یک مرکز روانپزشکی مراجعه کنند مورد درمان قرار خواهند گرفت اما اغلب آنها چنین تمایلی ندارند و ترجیح میدهند که یک بیماری جسمی حاد داشته باشند تا یک اختلال روانی.
فیسبوک و دیگر شبکههای اجتماعی، دختران نوجوان را در معرض ابتلاء به اضطراب و افسردگی قرار میدهند
7-افسردگی فیسبوکی
بر اساس گزارشی که در روزنامه دیلیمیل چاپ شده است، فیسبوک و دیگر شبکههای اجتماعی، دختران نوجوان را در معرض ابتلاء به اضطراب و افسردگی قرار میدهند. اینگونه وبگاهها علاوه بر امکان نامهنگاری و پیامرسانی، این امکان را برای نوجوانان به وجود میآورند که درباره یک چیز، بارها و بارها و بارها صحبت کنند. بر اساس این مقاله، بحث مکرر در میان دختران نوجوان، به ویژه دربارة ناکامیهای عشقی، حال آنها را بدتر میکند و هیجانات منفی در آنها به وجود میآورد.
این گزارش، نتیجه پژوهشی است که از سوی دانشگاه استونی بروک نیویورک روی 83 دختر نوجوان صورت گرفته است. توصیه یکی از پزشکان به نوجوانانی که به طور دائم درباره یک مشکل صحبت میکنند این است که «موضوع بحث را عوض کنند.»
8-خشم اینترنتی
با وجودی که ممکن است خشم اینترنتی به خودی خود برای سلامتی افراد مضر نباشد اما میتواند به آزار اینترنتی و حتی شاید به خشونت بینجامد. بنابراین کسانی که توانایی فروخوردن خشمشان را ندارند باید مواظب باشند.
یکی از منابع خشم اینترنتی «افزونگی اطلاعات» است. حجم عظیم اطلاعات موجود روی وب و کند بودن سرعت دستیابی به آنها باعث بروز مقدار زیادی استرس در کاربران اینترنت میگردد. بر اساس مطالعهای که از سوی شرکت نمایهگذاری بریتیش وب صورت گرفته، 68 درصد از 200 نفر افراد مورد مطالعه گفتهاند که برای آنها در انتظار دریافت اطلاعات ماندن از وب، استرسزاتر از گذراندن یک آخر هفته با پدر و مادر همسرشان است و 38 درصد گفتهاند که استرسزاتر از ماندن در ترافیک خیابان است.
علایم بالینی اعتیاد به اینترنت
یکی از محلهای بروز خشم اینترنتی در بخش اظهار نظرهای وبنوشتها، ویدیوهای یوتیوب یا نظرگاه وبگاههاست. اگر به بخش اظهار نظرها نگاهی بیندازید، خیلی طول نمیکشد تا به کلمات زشت و ناپسند بر بخورید. شاید ماهیت گمنام اینترنت، افراد را ترغیب میکند که هرچه در فکر دارند را بیان کنند. اما نکتهای که در اینجا وجود دارد این است که این مسأله واگیردار است- اظهار نظر خشمگینانة شما دیگران را خشمگین میکند و این چرخه همینطور ادامه مییابد.
9-اختلالات بالای دست
اختلالات بالای دست شامل: سندروم کشیدگی گردن، سندروم مجرای مچ دستی، سندروم مجرای ساعدی، التهاب تاندون دست و مچ، التهاب تاندون و غلاف آن، التهاب کیسه زلالی، کشیدگی مکرر عضلانی و سندروم مجرای خروجی قفسه صدری است. تمام این بیماریها میتواند مربوط به استفاده از اینترنت باشد. این بیماریها غالبا بر اثر استفاده بیش از حد از یکی از اندامهای بالای دست (مثل بازوها) و استفاده بیش از حد از یک ابزار مثل صفحهکلید یا ماوس بروز میکنند و به دلیل آسیبدیدگی بافتها با درد همراهند. در مورد بیماری سندروم مجرای خروجی قفسه صدری گفتنی است که دو گروه از افراد بیشتر در معرض خطر این بیماری قرار دارند. یکی کسانی که در تصادفهای رانندگی دچار آسیبهای گردنی میشوند و دیگر کسانی که از رایانه در وضیعتهای نشستن نادرست و غیر ارگونومیک، در دورههای زمانی طولانی استفاده میکنند.
10-اعتیاد به اینترنت
این بیماری به این علت در این فهرست شماره یک شده است که واقعاً بسیار جدی است و در بعضی موارد کشنده بوده است. ماهیت اعتیاد بسیار فراگیر است. هنگامی که صحبت از اینترنت باشد، این اعتیاد میتواند به چیزهای زیادی پیدا شود. از تایپ کردن گرفته تا بازدید از اتاقهای گپزنی، خرید آنلاین یا بازیهای چند نفره.
اعتیاد به اینترنت آنقدر جدی و واقعی است که مراکز بازپروری برای آن به وجود آمده است. به طور مثال، بر اساس مقالهای که در نیویورک تایمز منتشر گردیده، مراکز بازپروری معتادان اینترنت در کرة جنوبی با استفاده از مدرسان نظامی به معتادان تمرینهای بدنی نسبتا شدید شبیه تمرینهای نظامی میدهند، نشستهای گروهی با مشاور برگزار میکنند و کارگاههای روان درمانی برای معتادان ترتیب میدهند. مساله اعتیاد به اینترنت در کرة جنوبی در سالهای اخیر به صورت یک مساله ملی در آمده و میزان مرگ و میر ناشی از خستگی و از پا افتادگی پس از انجام بازیهای آنلاین روز به روز در حال افزایش است.
خانواده ها نباید از فسادی که در فضای مجازی گریبان گیر می شود بی توجه بگذرند و فساد را تنها متوجه دزدی های مالی کلان و هک کردن سایت های مهم و... بدانند. گاهی فساد به کودکان نزدیکتر است.
به گزارش گلستان 24، خانواده ها نباید از فسادی که در فضای مجازی گریبان گیر می شود بی توجه بگذرند و فساد را تنها متوجه دزدی های مالی کلان و هک کردن سایت های مهم و... بدانند. گاهی فساد به کودکان نزدیکتر است.
شبکه های اجتماعی، سایت های غیراخلاقی، تبلیغ فرهنگ ضد دین غربی و... همه و همه می توانند از فرزند شما موجودی متفاوت بسازند. کودکی که با بسیاری از اصول و ارزش های محیط پیرامونش دچار تناقض و دوگانگی می شود و علاقه به سبک زندگیه دیگری دارد بسیار برایش ماندگاری در این محیط سخت است.
کلید واژه رخنه فرهنگی از فروردین ماه 1393 توسط رهبر انقلاب وارد ادبیات فرهنگی کشور شد. ایشان در سخنرانی نوروزی خود در جمع زائران حرم مطهر رضوی به مسئولین فرهنگی هشدار دادند که "باید مراقب رخنه های بسیار خطرناک فرهنگی باشند" و علاوه بر انجام "وظایف ایجابی" خود، تمهیدات "دفاعی" نیز در این زمینه اتخاذ کنند.باید دید چه شرایطی رخ داده که رهبر معظم انقلاب با دید جامع و کل نگری که دارند، بعد از طرح بحث تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی در این مقطع زمانی، بحث رخنه فرهنگی را به عنوان یکی از تهدیدات امروز جامعه انقلابی ایران مطرح می کنند.
رخنه در کاربرد عام به معنای یک وصله ناهمگون است که به درون ماده ای که با ماهیت آن سازگاری ندارد به صورت تدریجی نفوذ کند و آن را از درون پوچ و بی خاصیت نماید. مانند آبی که درون دیوار نفوذ می می کند و موجب از بین رفتن استحکام و ظاهر آن می شود. استعاره رهبر انقلاب نیز از این منظر بسیار بجا به کار رفته است که دقیقاً ماهیت هجمه ای که امروز به فرهنگ ما شده است با همین استعاره توضیح داده می شود. اگر بخواهیم به طور دقیق تر به این مسأله و مصادیق آن در زمان حاضر بپردازیم، ابتدا باید ببینیم رخنه فرهنگی و یا رخنه های فرهنگی که گلوگاه های نفوذ فرهنگی هستند و می توانند فرهنگ غنی اسلامی ایرانی کشورمان را از درون تهی کنند در زمان حاضر چه مواردی هستند؟ به طور قطع ماهواره، تولیدات فرهنگی مانند کتاب، سینما، موسیقی و ... جزء این گلوگاه ها هستند ولی با توجه به حضور در عصر ارتباطات و فراگیری اینترنت در جهان و کشور، کسی نیست که اولویت اصلی برای رخنه فرهنگی دشمن را به این فضا اختصاص ندهد. فضای مجازی به دلیل ارتباطات کنترل نشده و خارج از نظارتی که در آن شکل می گیرد، این امکان را فراهم آورده تا افراد به صورت لجام گسیخته در معرض ارتباطات با طیف گسترده ای از افراد قرار بگیرند و این مسأله می تواند تسهیل کننده نفوذ فرهنگی درون کشور باشد.
شبکههای اجتماعی مجازی در کنار ارائهی بستر تعاملی جذاب برای مخاطبان به ویژه قشر جوان و نوجوان، علاوه بر تمام نقاط قوتی که میتوانند برای زندگی امروزهی بشر داشته باشند، دارای نقاط ضعفی نیز هستند. یکی از مهمترین نقاط ضعف شبکههای اجتماعی مجازی که هماکنون برای جامعهی ایمانی ما یک تهدید بزرگ نیز به حساب میآید، سست کردن پایههای ایمان مردم با رویکرد عادیسازی ناهنجاریها است. همانطور که میدانید شبکهی اجتماعی اینستاگرام که در کشور ما بدون محدودیت برای تمامی سنین در دسترس است، هماکنون جولانگاه برخی از صفحات غیراخلاقی شده و با توجه به ناتوانی دستگاههای نظارتی نسبت به اجرای فیلترینگ هوشمند صفحات اینستاگرام عده ای خودجوش دست به تشکیل یک جبهه مردمی زده اند تا این مفسدین را در شبکه اینستاگرام شناسایی کرده و قصد معرفی آنها به مردم را دارند.
این تنها گوشه ای از این هجمه ضدفرهنگی در فضای مجازی بود. وقتی کاربری در فضای مجازی هر صبح خود را با تصاویر زنان بی حجاب در شبکه ای مانند اینستاگرام شروع کند، می توان به ضرس قاطع ادعا نمود که به مرور، باور ها و ارزش های فرد به عنوان مهمترین المان های فرهنگی، از طریق قبح زدایی مستمر دستخوش تغییر خواهد شد. زمانی که یک کاربر به طور مداوم با این فضا در ارتباط باشد و به مرور تغییرات ارزشی دوستان و نزدیکان خود را نیز در این فضا مشاهده کند، با تقریب بالایی می توان گفت که در معرض تغییرات ادراکی از قداست ارزش های فرهنگی که تا پیش از این به آنها باورمند بوده، خواهد گشت.
پس بهتر است بیش از اینها مراقب فرزندان خود و گشت و گذارشان در شبکه جهانی اینترنت باشیم.
به گزارش مشرق، بهمناسبت شهادت شیخ باقر النمر بسته کتاب شناخت فرقۀ ضالۀ وهابیت، مربوط به مجمع ناشران انقلاب اسلامی منتشر شد.
* شناخت فرقه ضاله وهابیت
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله: «آنان قرآن را خوب تلاوت میکنند؛ اما آیههایش از حنجرشان هم رد نمیشود! از دین خارج میشوند، آنچنان که تیر از کمان خارج میگردد و دیگر به طرف دین باز نمیگردند؛ همانگونه که تیر دیگر به کمان برنمی گردد. اینان هیچ بهرهای از قرآن نمیبرند». سخن از مردمانی است که کمتر از سه قرن پیش، ناگاه در میان مسلمانان ظاهر شدند و کتاب خدا را بر سردست گرفتند و دم از توحید زدند و با جنایتها و تأویل آیات قرآنی، مسیر اسلام را به انحراف کشیدند. این بسته مطالعاتی، حاصل دستچینی از بهترین کتابهایی است که درباره تاریخچه و عقاید فرقه «وهابیت» سخن گفته و به معرفی شخصیتهای معروف و جریانهای فکری آن پرداخته است. نکته قابل توجه اینکه در بین آثار عربی، کتابهای خوب و مفید بسیاری قابلیت دارند که در چنین بسته ای به کار آیند؛ اما به اقتضای حال مخاطبان، این کتابها از بین دهها کتب فارسی موجود، از بهترینها گلچین و ارائه شده است. آنچه در این مجموعه قابل ذکر است، سطح بندی کتب به فراخور سطح معلومات و آمادگی مخاطبان است که در دو سطح مبتدی و پیشرفته میتوان از این بسته پیشنهادی استفاده کرد.
* نظری بر تاریخ وهابیت
وهابیت فرقهای است که با گذشت حدود سه قرن از پیدایش آن، بسیاری از ممالک اسلامی و بهخصوص مرکز پیدایش اسلام، سرزمین حجاز را تحت تأثیر خود قرار داده است. کتاب پیشرو، تاریخ وهابیت را به شیوهای خاص مرور میکند. عقاید وهابیت و بحث کلامی آن به صورت مختصر و گذرا است و نویسنده درصدد است تا با زبانی ساده اما عالمانه، تاریخچه وهابیت را در سه مرحله تبیین کند و در اختیار محققان قرار دهد.
چارچوب اصلی کتاب را این موضوعات تشکیل میدهد: معرفی کلی از وهابیت شامل معرفی افراد تأثیرگذار در تأسیس این فرقه، خاستگاه رشد و نمو وهابیت، تاریخچه وهابیت در سه مرحله، از اندیشهها و تفکرات وهابیت تا ابتدای زمامداری عبدالعزیز و از اوایل قرن بیستم، مقارن زمامداری عبدالعزیز، تا زمان کنونی. در پایان، تشکیلات و نفوذ وهابیت در کشوهای مختلف و برخی اعتقادات وهابیون بررسی شده است. سعی نگارنده، معرفی کامل و دورنمایی واضح از وهابیت است.
* تاریخ وهابیان
وهابیت در قرون اخیر، سعی در ترویج افکار منحرف خود کرده است و در سالهای اخیر با تزریق منابع مالی و حمایت معنوی آلسعود توانسته تا حدودی در برخی مناطق نفوذ پیدا کند. این فرقه گمراه، دارای سوابقی تاریک و پر از جنایات است که اطلاع از این جنایات، میتواند پرده از چهره ظاهراً اسلامی این فرقه بردارد. کتاب پیشرو نوشته چهره سرشناس اهل سنت «سرتیپ ایوب صبری» است. نویسنده سعی کرده است تا قدمبهقدم چهره وحشیانه وهابیت را از زمان پیدایش به تصویر بکشد و آمار وحشتناک این اعمال غیرانسانی را به خوبی نشان دهد. نگارنده کار وهابیت را مشابه کار قرامطه دانسته و بخشی از کتاب را به موضوع قرامطه اختصاص داده است. استیلای وهابیان بدکردار بر مدینه پیامبر صلیاللهعلیهوآله، استیلای وهابیان بر بلده طیبه پروردگار و فرمان رهاسازی حرمین شریفین، برخی سرفصلهای این کتاب است.
* فرقهای برای تفرقه
وهابیت، فرقهای گمراه است که با حمایت دولتهای استعماری تاکنون دوام پیدا کرده است. این فرقه، بیشک عاملی مهم برای ایجاد تفرقه میان مسلمین است. کتاب پیشرو توسط نویسندهای برجسته در حوزه نقد وهابیت تدوین شده است و پیش از پرداختن به عقاید وهابیان به تاریخچه مؤسسان و مروجان آن، یعنی ابنتیمیه و محمدبنوهاب و نقش آنان در ایجاد اختلاف و درگیری بین امت واحد اسلامی و ازهمپاشیدن صفوف مسلمین پرداخته است. بیان نگاههای منفی علمای مشهور اهل سنت نسبت به ابنتیمیه، محمدبنعبدالوهاب و ابنقیم و جمعآوری آن در چند صفحه، راه را برای پذیرش این نکته که این فرقه، فرقهای گمراه است را آسانتر کرده است. هدف نگارنده از این کتاب، آشناکردن خوانندگان با خطر واقعی وهابیت برای اسلام و مسلمین است. استفاده از منابع متعدد و دستهاول اهل سنت و تتبع خوب نگارنده از ویژگیهای خوب این کتاب است.
* تبارشناسی سلفیگری و وهابیت جلد 1
کتاب «سلفیگری و وهابیت» در سه جلد توسط نویسنده متخصص در مباحث اهل سنت و فرقه وهابی نگاشته شده است. نگارنده در این مجلد (جلد 1) به تبارشناسی یا تاریخ وهابیت(سلفیگری) پرداخته است و با قلمی روان اما علمی با استناد به منابع متعدد و معتبر، تاریخ این فرقه را کندوکاو کرده است. این کتاب برای افرادی قابل استفاده است که آشنایی اجمالی با مباحث کلی وهابیت داشته باشند. سیر منطقی مباحث و جامعیت آن از ویژگیهای بارز این تحقیق است. در نگاه نگارنده، وهابیت چیزی غیر از اهل سنت است و رابطه وهابیت با سلفیگری، رابطه عموم و خصوص مطلق است. این پژوهش، جهان اسلام را در یکسو و وهابیت را در سوی دیگر فرض کرده است؛ ازاینرو برای اهل سنت نیز قابل استفاده خواهد بود. مطالعه این کتاب ارزشمند که چندین چاپ متعدد دارد را به شما توصیه میکنیم.
* تقاریر نجد
کتاب پیشرو از مستندات تاریخی و اطلاعات تازه بهره گرفته و دربرگیرنده اطلاعات تازه و مستنداتی از بایگانی نخستوزیری جمهوری ترکیه در سالهای مقارن با دعوت پیشوای وهابیان نجد، شیخ محمدبنعبدالوهاب و همچنین بازخوانی و ترجمه دقیق متن کامل یکصد سند مهم تاریخی در فاصله سالهای 1200 ـ 1237هجری قمری و نیز سال شماری از تحولات این بازه زمانی است. این نوشتار با هدف آغاز مطالعات جدیتر در زمینه تاریخ شکلگیری مذهب وهابیت، بدون در نظر گرفتن مباحث فقهی و کلامی آن صورت گرفته که در نوع خود، کاری بدیع و نوآورانه است. این پژوهش کوشیده است مبنای کار خود را بر جمعآوری اسنادی قرار دهد که در آرشیوهای دولتی و وزیر دولت عثمانی و گزارشهای پادشاهان نجد، شام، مصر، عراق و حجاز در سالهای 1200 تا 1237 ه.ق بوده است. گزارشهای این کتاب، مجموعهای از اطلاعات نویافته تاریخی است که حوادث مهم آن سالها را روشنی تازهای میبخشد.
* آیین وهابیت
آیتالله جعفر سبحانی از چهرهای برجسته در نقد وهابیت است. ایشان در این کتاب با تکیه بر نص صریح قرآن و روایات نقل شده از پیامبر گرامی اسلام به شبهات مطرح شده از سوی وهابیها پاسخ داده است و صحت ادعای آنان را باطل کرده است. نویسنده در ابتدا به بررسی تاریخچه و چگونگی شکلگیری این فرقه میپردازد و سپس در طی بیست فصل، مهمترین عقاید وهابیان را نقد میکند.
از ویژگیهای بسیار مهم این کتاب، ارائه پاسخهای جامع و کامل و پرهیز از هرگونه جانبداری و تعصب است؛ بهطوریکه در اثبات هیچ ادعایی، به منابع روایی شیعه بسنده نکرده و تمامی استدلالها براساس کتب مورد قبول اهل تسنن است. مباحث کتاب از این دست هستند: زیارت قبور ائمه و اولیای خدا، توسل، تبرک و استشفا، بزرگداشت موالید و وفیات اولیای خدا، مسئله شفاعت، اعتقاد به سلطه غیبی و بررسی مسئله نذر و قسم.
* در ساحل حقیقت
کتاب پیشرو پاسخ به بخشی از شبهههایی است که وهابیت مطرح کرده است و غالباً شبهاتی است که در مکه و مدینه برای ایجاد تشویش در اعتقادات محکم شیعه وارد میکند. شبهات و سؤالاتی درباره ازدواج امام حسین علیهالسلام با دختر پادشاه ایران و علاقه خلیفه دوم به خاندان پیامبر، شرکنبودن توسل به امامان مدفون در بقیع، آگاهی مردگان از احوال زندگان، انتساب قبر فاطمه بنت اسد به فاطمه زهرا علیهاالسلام و شرکنبودن ذکر «یا علی» و... . نگارنده در ادامه به اثبات صحت برخی از اعتقادات شیعه درباره وجود حضرت مهدی علیهالسلام، دلایل عصمت اهل بیت، مسیر خلافت اسلامی، طلب شفاعت از غیر خدا و... میپردازد.
واقعه غدیر خم و حدیث غدیر، بررسی ازدواج عمر با امکلثوم، مسئله ساختن بارگاه روی قبور، توسل به اولیای خدا، اعتبار نهجالبلاغه، فدک و حق حاکمیت اسلامی، ایمان ابوطالب و سجده بر خاک، از دیگر موضوعات مطرحشده در این کتاب است.
* مبانی اعتقادی وهابیان
استاد علیاصغر رضوانی از نویسندگان و پژوهشگران پرکار و پرتألیف در حوزه نقد وهابیت است. قلمی روان و عالمانه دارد و در نقد و بررسی مباحث بر منابع اهل سنت تکیه دارد. نوشتار پیشرو در راستای تبیین صحیح اعتقادات وهابیان در مباحث اختلافی میان آنها با دیگر فرقههای اسلامی به خصوص مذهب تشیع است. آگاهی از مبانی اعتقادی وهابیت، در فهم ریشههای رفتاری آنها در برابر تشیع و دیگر فرقههای اسلامی کمک بسیاری خواهد کرد. بعضی از عناوین کتاب عبارتاند از: میزان در توحید و شرک (فتاوای وهابیان در مصادیق شرک، مراحل توحید، ارکان عبادت، شرک و اقسام آن)، ایمان و کفر (ایمان و کفر در لغت و اصطلاح، فرق بین اسلام و ایمان)، حیات برزخی (فتاوای وهابیان، وجود ارتباط بین حیات برزخی و حیات مادی، بررسی اشکالات وهابیان) و بدعت و مصادیق آن.
* وهابیت بر سر دوراهی
کتاب «وهابیت بر سر دو راهی» به قلم آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی نگارش یافته است و به نشانههای زوال و نابودی فرقه منحرف و ضاله وهابیت پرداخته است. داشتن قلم روان و پرداختن به مباحث مهم و پرهیز از مسائل متفرقه از جمله ویژگی های بارز این اثر است. نگارنده در این کتاب درصدد بیان و توضیح اصول وهابیت است و در شش موضوع مهم به بحث و بررسی پرداخته است. این اصول عبارتاند از:خشونت فوقالعاده، تحمیل عقیده، تعصب شدید و افراطى، عدم آشنایى با ارزشهاى فرهنگى، جمود و مخالفت با هر پدیده نوین، ضعف منطق و برداشت نادرست از شش واژه قرآنى.
این شش موضوع بهطور کامل و عالمانه بررسی شده و به روشنی ارزیابی شدهاند. مطالعه این کتاب، تصویر روشنی از وهابیت را برای محققان ارائه کرده است.
* نقد وهابیت از برون
از ابتدای ظهور وهابیت در سرزمین حجاز، عالمان اسلامی به مقابله با این فرقه و مؤسس آن پرداخته و به نقد تفکرات محمدبنعبدالوهاب روی آوردند و کتابهای متعددی در رد وی نوشتهاند. نامههایی برای او فرستادند تا وی را از اندیشه تکفیر مسلمین باز دارند. کتاب «نقد وهابیت از برون» براساس دیدگاه اندیشمندان اهل سنت است. نگارنده با آوردن عباراتی، به ذکر برخی از آثار عالمان اهل سنت در زمینه وهابیت میپردازد که با افکار محمدبنعبدالوهاب به مقابله پرداختهاند. عبداللهبنعیسی (مشهور به مویس)، محمدبنعبداللهبنفیروز، علویبناحمدبنحسنحداد و... از جمله این علما هستند. نگارنده ضمن معرفی هر یک از این علما و جایگاه علمی آنها، برخی از عبارات آثار ایشان را آورده که در رد وهابیت نگاشته شده است. تسلط قابل توجه بر منابع اهل سنت و داشتن آثار متعدد در زمینه نقد وهابیت، قلم روان و عالمانه از ویژگیهای نگارنده این اثر است.
* وهابیان را بهتر بشناسیم
کتاب پیشرو، ضمن اشاره به دیدگاههای مخالف وهابیان با عقاید شیعه و اهل سنت، راهکارهایی برای مقابله با آنها ارائه کرده است. سرآغاز کتاب با ذکر تاریخ پیدایش وهابیان و حرکات اعتقادی و نظامی آنان شروع شده و با جریانهای مخالف و آرای موافقان آنها پایان مییابد. سلسله بحثهای تاریخی، پیدایش افکار وهابیان (مؤسس، مروج، مجدد افکار)، خشونتها و پیشگویی پیامبر(ص) از ظهور وهابیان و فتوای علمای اسلام برای مقابله با آنها در این اثر بیان شده است.
نگارنده در بخشی دیگر، مبانی اعتقادی وهابیت، همچون میزان در توحید و شرک، ایمان و کفر را ارزیابی کرده است و در بخشی از کتاب، فتوای وهابیان درباره سنت و بدعت، توسل، تبرک، شفاعت، استغاثه به ارواح اولیا، قسم، نذر و ذبح برای غیر خدا، زیارت قبور، بنای بر قبور و... نقد و بررسی کرده و توضیح درست آن براساس آیات قرآن را آورده است.
* وهابیت؛ مبانی فکری و کارنامه عملی
در نوشتار پیشرو آثار جنایات وهابیت در حمله به اهل تسنن و تشیع و اشتباهات فاحش وهابیت گرد آمده است. پایهگذار این مکتب انحرافی، در قرن هشتم ابتیمیه است که پس از خاموشی موج اندیشههای او، بار دیگر در قرن دوازدهم فردی به نام محمدبنعبدالوهاب احیاگر اندیشههای مرده و متروک او شد. تفکرات وهابیت در سه محور اصلی دعوت به تجسیم، کاستن از مقامات انبیا و اولیای الهی و تکفیر مسلمین چارچوب اصلی کتاب را تشکیل داده است. نگارنده این تفکرات را در تعارض با تفکر عموم مسلمانان، آیات و روایات ارزیابی کرده و به خوبی هر یک از این تفکرات را توضیح داده و با تکیه بر ادله مورد قبول مخالفان، به اثبات ابطال دعاوی رهبران وهابیت پرداخته است. این نوشتار را میتوان تحلیل مکتب وهابیت دانست که نویسنده، آن را با قلمی روان و قابل فهم برای عموم بیان کرده است.
* فتنه وهابیت
غیر از علمای شیعه، بسیاری از عالمان اهل سنت نیز به انتقاد از فرقه وهابیت پرداختهاند. ازجمله این علما میتوان به احمدبنزینبناحمد دحلان مکی اشاره کرد. وی از مفتیان سادات شافعی در مکه معظمه بوده است. نویسنده با هدف نقادی از این فرقه، به بیان چگونگی پیدایش وهابیت و برخی عقاید و اندیشههای جنجالبرانگیز آنان پرداخته و در ادامه به اعتقادات وهابیت و مسئله شرکبودن زیارت قبر پیامبر، اولیا، صالحان، توسلکردن به آنان و... پرداخته است و اعتقادات آنها را نقادی عالمانه کرده است. شرح حال مؤلف و سخنی از مترجم را میتوانید در ابتدای کتاب مطالعه کنید. در نگاه مؤلف، وهابیت یک فتنه و از مصیبتهای بزرگی است که اهل اسلام بدان گرفتار شده است؛ زیرا پیروان این فرقه، خونهای بسیاری ریختند و اموال بسیاری را به یغما بردند و بدعتهای زیادی را در دین وارد کردهاند.
* بررسی فتوای تکفیر در نگاه مذاهب اسلامی
تکفیر در روایات شیعه و اهل سنت، مسئلهای بسیار خطرناک معرفی شده و با توجه به روش و معیار قرآن و سنت درباره کفر و اسلام، افرادی فتوا به کفر عدهای دادهاند. نگارنده برای روشنشدن حقیقت تکفیر، با نگاهی به قرآن و روایات و گفتار بزرگان مذاهب اسلامی، به بررسی فتوای تکفیر در اسلام و سایر مذاهب پرداخته است. این کتاب شامل مقدمه و موضوعاتی به شرح ذیل است: معیار اسلام و کفر در قرآن کریم، موجبات کفر در قرآن کریم، معیار اسلام و کفر در سنت، معیار کفر و کافر از دیدگاه فقهای شیعه و اهل سنت، دیدگاه اهل سنت، مبنای فتوای برخی از مفتیان وهابی، غلو درباره اهل بیت(ع)، تحریف قرآن، سبّ و لعن، تقیه و نفاق، بیانیه هیئت کِبار علما در محکومیت تکفیر. نویسنده پس از بررسی، این نکته را یادآور میشود که شایسته است در متون و مبانی مذهبی هر فرقهای مطالعه و تحقیق شود و بدون تحقیق نسبت ناروایی به شیعیان ندهند.
* شاخ شیطان
کتاب پیشرو، از جمله کتابهای مفید در حوزه معرفی و نقد وهابیت است. نویسنده این کتاب از نویسندگان خوش قلم و خوش ذوقی است که با قلم توانای خود توانسته به خوبی چهره وهابیت را ترسیم کند.
این پژوهش در چند فصل، ابتدا به اهمیت نیاز اسلام به وحدت تأکید کرده و فرقه وهابیت را عاملی برای اختلاف دانسته است. همچنین به برخی از این فعالیتهای تفرقهانگیز آنها اشاره کرده و گزارشی از جنایات آنها علیه شیعیان و اماکن متبرکه ارائه داده است.
بخشی از این نوشتار به مباحث کلامی در حوزه اعتقادات اختصاص دارد. عبادت و پرستش، زیارت اهل قبور، توسل و استغاثه و شفاعت و صفات الهی از جمله مباحث کلامی مورد توجه و چالش برانگیزی است که به خوبی تبیین شده است. نویسنده در پایان نیز نمونههایی از فتاوای وهابیان را بیان کرده است که در آن، اثری از خردورزی و منطق و عقلانیت نیست.
* وهابیت از منظر عقل و شرع
اثر پیشرو اثری نسبتاً جامع در حوزه شناخت و نقد وهابیت است. نگارنده این اثر ارزشمند، خود از مناظرهکنندگان و نویسندگان متخصص در حوزه نقد وهابیت است.
در این کتاب میتوانید به ظهور و پیدایش وهابیت از نگاه تاریخی و همچنین به اعتقادات و تفکرات کلامی آنها اطلاع پیدا کنید. نگارنده در بخشی از کتاب با جمعآوری آرای برخی از مراجع تقلید درباره فرقه وهابیت، به اهمیت پژوهش و پاسخگویی در زمینه نقد وهابیت تأکید کرده است.
ریشههاى وهابیت در قرون اولیه اسلامی، جنایات وهابیت در طول تاریخ، وهابیت و خداشناسى، وهابیت و تکفیر مسلمانان، حرمت توسل به پیامبران و اولیا ازجمله سرفصلهای مهم این نوشتار است. در نگاه نگارنده، وهابیت، فرقهای ساختگی و دور از عقلانیت است که همواره با حق عناد دارد. دشمنی فراوان این فرقه با شیعیان نیز به دلیل پیروی مذهب شیعه از اهل بیت (ع) است.
* تبارشناسی سلفیگری و وهابیت جلد 2 (مبانی اعتقادی)
کتاب «سلفیگری و وهابیت» در سه مجلد توسط نویسنده متخصص در مباحث اهل سنت و فرقه وهابی است. نگارنده در جلد دوم، به مبانی اعتقادی وهابیت پرداخته و با قلمی روان و علمی، با استناد به منابع متعدد و معتبر، عقاید این فرقه را کندوکاو کرده است. بررسی مبانی اعتقادی وهابیت، آن را با چالشی جدی روبهرو خواهد کرد. عمدهترین موضوعات مطرحشده در این پژوهش، توحید و شرک، سنت و بدعت، ایمان و کفر و حیات برزخی است. سیر منطقی مباحث و جامعیت آن از ویژگیهای بارز این تحقیق است. این تحقیق تضادهای اعتقادی وهابیت را با سایر مسلمانان مشخص کرده است. مطالعه این کتاب ارزشمند که چندین چاپ متعدد داشته را به شما توصیه میکنیم.
* شناخت وهابیت
اثر پیشرو از جمله مجموعههای کامل در حوزه شناخت وهابیت به شمار میآید. نگارنده خود یکی از پرکارترین افراد در مباحث اهل سنت به ویژه وهابیت است. وی توانسته در مجموعه پیشرو علاوه بر مباحث تاریخی به نقد و بررسی آرا و اندیشههای وهابیت بپردازد و با تکیه بر منابع روایی و تاریخی متعدد و معتبر نزد این فرقه، مجموعهای ارزشمند را به وجود آورد.
این اثر در سه بخش و فصول مختلفی به وجود آمده است:«پیشینه و کنون» در برگیرنده پیشینههای فکری و رفتاری وهابیت در قرون نخستین اسلامی، «افراطها و تفریطها» دربرگیرنده مباحث مخالفت با سنت پیامبر (ص) دشمنی با پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت(ع)، تکفیر مسلمین، ترور و خشونت و «باورها» در برگیرنده مباحث کلامی از قبیل تشبیه و تجسیم، توسل و... است. روانبودن قلم و عالمانهبودن نقد و بررسی مطالب از دیگر ویژگیهای این کتاب است.
* پیامبر وهابیت
این کتاب یکی از بهترین کتابها در راستای تبیین انحرافات بنیادین اعتقادی و رفتاری وهابیان در تضاد با تعالیم ناب اسلامی است. ضمن اینکه واکاوی ارزشمندی از ریشه و منشأ اهانتها به ساحت مقدس رسولالله(ص) نیز ارائه کرده است. فرقه ضاله وهابیت، تقدیس و تکریم و توسل عموم مسلمانان را به وجود نازنین پیامبر اکرم(ص) نشانه کفر و شرک میداند. این کتاب، ضمن ارائه فتاوای اهانتآمیز مفتیان اعظم عربستان و علمای وهابی به پیامبر اعظم صلواتاللهعلیهوآله، روایات اهانت باری که منشأ صدور این احکام شده را همراه با پاسخ آن نیز ارائه کرده است. در این راه تنها به اصلی ترین منابع اهل سنت، یعنی صحیحین (صحیح مسلم و صحیح بخاری که دو کتاب مورد استناد اهل سنت بعد از قرآن است) اکتفا کرده است. مطالعه این اثر به درخواست خود مؤلف به اساتید حوزه و دانشگاه و طلاب و دانشجویان توصیه میشود.
* آرای وهابیت در ترازوی نقد قرآن و سنت
این کتاب با هدف روشنشدن نقاط تضاد و مخالفت اندیشههای انحرافی وهابیت با قرآن و سنت تدوین شده است.
نویسنده در این نوشتار به بحث و بررسی دیدگاه وهابیت و تعارضات برداشتهای آنان با استناد به مدارک و منابع معتبر اسلامی پرداخته که در سه بخش، موارد مخالفت وهابیان با قرآن و سنت و آثار و پیامدهای تفکر وهابیت تکوین یافته است.
بسیاری از مباحثی که غالباً مورد اختلاف وهابیت با دیگر مذاهب است، در این کتاب جمعآوری شده است. نگارنده با ورود به مسئله حجیت قرآن نزد مسلمانان و بررسی مباحث متشابهات قرآنی و نقطه اختلافی وهابیت با سایر مسلمانان و حجیت عقل و تعریف ایمان و کفر به صورت ریشهای، به سستبودن اصول اعتقادی آنان پرداخته است. بقای روح در عالم برزخ از دیدگاه قرآن و سنت و نظر وهابیان، بزرگداشت نام و یاد اولیا و انبیا و مسئله تکفیر مسلمانان از دیگر مباحث این کتاب است.
* سلفی گری و پاسخ به شبهات
سلفیگری یا همان وهابیت امروزی، سالهای اخیر ضربات مهلکی به پیکره اسلام وارد ساخته است. شناخت این فرقه گمراه که نگاههای سطحی آن به قرآن و سنت باعث ایجاد تفکرات غلط شده، راهکاری مناسب برای مقابله با این فرقه است. کتاب پیشرو با هدف معرفی سلفیه، توسط نویسندهای مشهور در حوزه نقد وهابیت تدوین یافته است. تاریخ سلفىگرى و شرح حال مؤسس آن (ابن تیمیه) و پرده برداشتن از خصلت دشمنی وی با اهل بیت، تفکرات و اصول اعتقادی وهابیت از رؤیت و تجسیم گرفته تا مباحث صفات الهی و سپس بررسی میزان واقعی در توحید و شرک، ایمان و کفر، حیات برزخى، سنت و بدعت، فتاوا و آراى وهابیان درباره مسائلی همچون: توسل، تبرک، شفاعت، بناى مسجد و روشنکردن چراغ بر قبور اولیا و... از جمله مباحث خوب این کتاب به شمار میآید.
* توحید و شرک
پژوهش پیشرو رویکردی نقدگونه بر یکی از کتابهای بسیار مهم وهابیت به نام «اصول مذهب الشیعه الاثنی عشریه» نوشته دکتر قفاری است که مهمترین تحقیق در دانشگاههای عربستان بهشمار آمده است. این اثر، توسط یکی از محققان و مدرسان حوزه علمیه به زیبایی تمام به نقد کشیده شده است. نگارنده به بیان شرح حالی از دکتر قفاری و آثار وی پرداخته و با چینش منطقی مباحث خود، نقدی جانانه بر افترائات و مطالب یادشده در کتاب اصول مذهب الشیعه وارد کرده است. به نظر نگارنده، دکتر قفاری هرگز اصول و روش تحقیق را در نقل کلمات شیعه رعایت نکرده و به روایات شاذ، استناد جسته است. بررسی میزان اعتبار کتب حدیثی شیعه و سنی، بحث در توحید و شرک، مسئله توسل، زیارت و... پاسخ به شبهات اعتقادی منعکسشده از سوی نویسنده کتاب اصول الشیعه از دیگر مباحث خوب این اثر است. نویسنده تسلط فوقالعادهای بر مباحث ارائه شده دارد.
* کالبدشکافی عقاید وهابیت
بزرگترین ندای الهی، ندای توحید و اقرار به وحدانیت پروردگار است؛ اما امروزه وهابیت با دستآویز قراردادن این ندای الهی، به تکفیر سایر فرق اسلامی پرداخته است. وهابیون اندکاند؛ اما با کمکگرفتن از منابع مالی حاصل از نفت توانستهاند در میان برخی کشورها نفوذ کرده و با صدور حکم کفر مسلمانان به ویژه شیعیان، دست به جنایات مختلفی بزنند.
این گروه با اشکالات اساسی در عقیده مواجهاند و سعی در القای عقاید باطل خود دارند. اطلاع از اساسیترین اعتقادات و آگاهی از اشکالات متعدد آن، میتواند راهی برای جلوگیری از نفوذ این فرقه خطرناک در میان سایر فرقهها باشد. نگارنده در این اثر ارزنده، با قلمی روان و با استناد به منابع متعدد و مختلف توانسته عقاید باطل وهابیت را به خوبی ترسیم کند. مطالعه این نوشتار، شما را با عقایدی آشنا میسازد که زمینهساز صدور حکم کفر مسلمانان شده است.
* وهابیت و بازنگری از درون
تفکرات ابنتیمیه، مؤسس عقاید وهابیت و پیروان آن ازجمله محمدبنعبدالوهاب با عکسالعمل و مخالفتهای شدیدی از سوی دیگر علما مواجه شد. کتاب پیشرو توسط نگارندهای تدوین یافته که خود از میان وهابیت برخاسته است. این کتاب با رویکردی انتقادی به نقد اعتقادات این گروه پرداخته و با استنادهای تاریخی و قرآنی و روایی اشتباهات اعتقادی این گروه را تصویر کرده است. این نوشتار در سه باب تکوین یافته است. بیان بطلان معیارهای تکفیر و گمراهی ازجمله مسئله بدعت، توسل، مباحث نبوی که به خصائص و حقیقت انسانی پیامبر پرداخته، مفهوم تبرک به پیامبر و مباحث گوناگون دیگر ازجمله زندگی برزخی و مشروعیت زیارت پیامبر و مسائل مرتبط با آن، مباحث برجسته این کتاب است. قلم روان، علمی و مستند از ویژگیهای خوب این نوشتار است و مطالب مفیدی را ارائه کرده است.
* مرزهای توحید و شرک در قرآن
مبحث توحید از مباحث اصولی دین اسلام است و نیز ازجمله مطالب قابل فهم برای عموم مردم؛ اما این موضوع مهم و قابل فهم، از سوی وهابیت مورد شبهه قرار گرفته و بسیاری از مباحث مهم آن، جای خود را به شرک داده و برادری میان مسلمانان را به دشمنی مبدل ساخته است.
ازآنجاکه مهمترین مسئله مورد اختلاف میان مسلمانان و وهابیت، مسئله توحید و شرک است، سعی نگارنده در این کتاب بر آن است تا مرز میان توحید و شرک و معیارهای آن را به خوبی مشخص کند. مباحث این نوشتار از این جملهاند: منشأ شرک، اعتقاد به تعدد خالق، فرق خضوع و عبادت، معانی رب و اله و رسیدن به معنای حقیقی عبادت، تحلیل اعمال مسلمانان در مواردی همچون توسل و طلب شفاعت، تبیین درست امور خارقالعاده و معجزه، رفع تعارض ظاهری استعانت از غیر خداوند با مسئله توحید. نگارنده این کتاب از برجستهترین نویسندگان حوزه نقد وهابیت است.
* تقابل وهابیت با مذاهب خمسه
کتاب پیشرو با هدف بیان مسئله بیگانهدانستن فرقه وهابیت از دیدگاه دیگر مذاهب اسلامی تدوین شده است. نگارنده در پی رسیدن به این هدف، به بیان برخی اعتقادات مشترک شیعه و مذاهب چهارگانه اهل سنت پرداخته و در ضمن آن، تضاد عقاید شیعه و اهل سنت را با فرقه وهابیت به خوبی تبیین کرده است. در نگاه نگارنده، مسئله تکفیر مسلمانان و مشرک دانستن زائران قبور اهل بیت علیهمالسلام و دستور تخریب قبور آنان، همه مبتنی بر اندیشههای غلط شخصیتهای مهم وهابیت یعنی محمدبنعبدالوهاب، ابنتیمیه و ابنقیمجوزی است. مباحث مفید این نوشتار عبارتاند از: رد دیدگاه وهابیت درباره بدعت دانستن ذکر میلاد پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله، شفاعت، اعتقاد آنان به تجسیم، مرده دانستن انبیا، بدعت دانستن دعا، شرک دانستن زیارت قبور و غیرمشروع دانستن زیارت پیامبر اسلام و اهلبیت ایشان. مطالعه این کتاب تصویر روشنی از تفاوت وهابیت با اهل سنت ارائه میکند.
* ابنتیمیه مؤسس افکار وهابیت
ابنتیمیه اصلیترین و مهمترین شخصیت در میان وهابیت است و مؤسس این فرقه به شمار میآید. برای شناخت بهتر و درستتر این فرقه به ناچار باید با تفکرات مؤسس آن آشنا شد. کتاب پیشرو به معرفی تفصیلی ابنتیمیه پرداخته و با نگاهی به زندگینامه، عملکرد سیاسی و چگونگی ظهور فرقه وهابیت، مباحث کتاب را شروع کرده است. نویسنده، برخی فتاوای خاص ابنتیمیه را بیان کرده است و هر یک را با استناد به منابع و کتب نگاشتهشده وی گردآوری کرده است. همچنین به توضیح هر یک پرداخته و در پارهای از موارد به بیان شواهدی از دشمنی ابنتیمیه با اهل بیت نیز اشاره کرده است. پاسخ به شبهاتی که توسط ابنتیمیه درباره احادیث یا آیات قرآن در حق اهل بیت وارد شده، بخشی از کتاب را به خود اختصاص داده است. تکیه بر منابع متعدد و معتبر از اهل سنت از ویژگیهای این کتاب است.
* محمدبنعبدالوهاب بنیانگذار وهابیت
محمدبنعبدالوهاب دومین شخصیت برجسته و زندهکننده افکار ابنتیمیه به شمار میآید و بیشترین تأثیرگذاری در جاریشدن افکار وهابیت را در میان مردم داشته است؛ بهطوریکه نام فرقه وهابیت نیز منسوب به وی است. نویسنده در این کتاب درباره شخصیت و عملکرد مؤسس این فرقه مطالب مفیدی را برای جویندگان حقیقت بیان کرده است. داشتن قلمی روان و علمی از یک سو و تبحر نگارنده در حوزه وهابیت از سوی دیگر از ویژگیهای این نوشتار است. کتاب با شرححال محمدبنعبدالوهاب و بیان سیر زندگانی او آغاز شده به عملکردهای محمدبنعبدالوهاب در طی حضور خود در سرزمین حجاز اشاره کرده است. بیان عکسالعمل دیگران نسبتبه افکار محمدبنعبدالوهاب در مخالفت با وی و همچنین عقاید افراطی وی ازجمله مباحث موجود در این کتاب است.
* بنیادهای فکری القاعده
القاعده از مهمترین نتیجههای اندیشه سیاسی سلفیه به شمار میآید و میتوان آن را از تأثیرگذارترین جریانهای اخیر اسلامی در جهان نامید. هدف این نوشتار، بررسی ریشههای شکلگیری و مبانی فکری القاعده است. نویسنده برای رسیدن به این هدف به ارزیابی تأثیرپذیری فکری این جریان از گروههای افراطی مصری نظیر الجهاد و جماعت اسلامی و اندیشهها و آرای شخصیتهایی نظیر ابنتیمیه، ابوعلا المودودی و سیدقطب پرداخته است. نگارنده معتقد است ریشههای اصلی شکلگیری مبانی فکری القاعده برگرفته از ایدئولوژی گروههای رادیکال مصری است و آنها نیز اصول فکری خود را از ابنتیمیه، المودودی، سیدقطب و عبدالسلام فرج، گرفتهاند. بخشی از کتاب به تشریح آرا و مبانی فکری وهابیت مذهبیسیاسی و نوع ارتباط فکری آن با القاعده اختصاص پیدا کرده است. ضمناً بررسی میزان تأثیرگذاری القاعده بر گروههای سلفگرای اهل تسنن نیز مورد توجه نگارنده قرار گرفته است.
* وهابیت از دیدگاه اهل سنت
وهابیت نهتنها از سوی شیعه بلکه از سوی اهل سنت نیز مورد نقد جدی قرار گرفته است. کتاب پیشرو ترسیمی از انتقادات اهل سنت به فرقه وهابیت است. این کتاب سه بخش دارد. بخش اول:«ابنتیمیه، مؤسس وهابیت»؛ بررسی دیدگاه علمای شافعی، حنفی، مالکی و حنبلی، معاصرین و سلفیان معاصر درباره ابن تیمیه. بخش دوم: «محمدبنعبدالوهاب، مجدد وهابیت»؛ دیدگاه اهل سنت درباره وی و مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت. بخش سوم: «برخی از فتاوای وهابیان»؛ مانند نشستن خدا بر عرش و کرسی، تحریم زیارت قبر پیامبر(ص)، انکار مجاز در قرآن، تحریم بلندکردن دستها هنگام دعا و نیز آشکار ساختن سستی فتاوای آنها. ویژگیهای این کتاب عبارتاند از: تکیه بر منابع متعدد از اهل سنت در نقد افکار و اعتقادات وهابیت، تخصص نویسنده در زمینه وهابیت و مباحث اهل سنت و قلم روان و عالمانه نگارنده.
* مبلّغ، نه پیامبر
اثر پیشرو قرائتی انتقادی از وهابیت است. این کتاب توسط نویسندهای تدوین یافته که خود از فارغالتحصیلان و مدرسان دانشگاههای عربستان و ازجمله وهابیان معتدل به شمار میآید. نگارنده ضمن انتقاد از افراطگریهای مؤسسان وهابیت بهویژه محمدبنعبدالوهاب و انتقاد از عقاید وی بهخصوص مسئله تکفیر و شرک، بر این نکته تاکید کرده که محمدبن عبدالوهاب فقط یک اصلاحطلب بوده، نه پیامبر که تبعیت از او حتمی و لازم باشد. وی در فصلی از کتاب، به انتقاد از مهمترین کتاب محمدبنعبدالوهاب، یعنی کشف الشبهات پرداخته و پاسخی علمی به مطالب آن داده است. ابن فرحان برای روشنشدن بهتر اشتباهات ابنعبدالوهاب، به بررسی تناقضات وی روی آورده و در نهایت، صف معتدلان از وهابیت را از تندروهای آن جدا نموده است. این کتاب، با توجه به اهمیت شخصیت نگارنده آن، از ارزش زیادی برخوردار است.
* البانی و بنباز محدث و مفتی وهابیان
البانی و بنباز دو شخصیت برجسته عصر حاضر وهابیت به شمار میآیند. این دو عنصر تأثیرگذار وهابی به تبعیت از سرسلسه خود، یعنی ابنتیمیه و محمدبنعبدالوهاب، با ارائه مطالبی، باعث تفرقه میان مسلمین و بهوجودآمدن اختلافات و خشونتهای بیشماری شدهاند. بنباز، مفتی اعظم شبه جزیره عربستان و البانی نیز از اساتید حدیثی آنها به شمار میآید. نگارنده با توجه به اعتبار و تأثیرگذاری این دو شخصیت وهابی، به تدوین این کتاب اقدام کرده و با قلمی توانا و عالمانه در دو بخش، ابتدا به شرححال البانی، فتاوای اتهامات وی به دیگران، برخی از روایات تصحیحشده توسط البانی، اعمال منفی و دیدگاههای سیاسی البانی پرداخته و در بخش دوم نیز شرححال بنباز، دیدگاههای فقهی و نقد مبانی اجتهادی وی و نقد میزانبودن فعل سلف را ارائه کرده است. مطالعه کتاب پیشرو در روشنشدن ریشههای فکری وهابیت مفید است.
* ماضی استمراری
اثر پیشرو از معدود آثار پرمحتوا و درعینحال کم حجم است که به زیبایی تمام، سیر ارتباط و پیشرفت و تعامل سلفیگری در جهان اسلام را تا بهوجودآمدن القاعده بررسی کرده است.
مباحث مفید این کتاب از این جملهاند: تعریف سلفیگری و روند شکلگیری و مبانی اندیشه آن، بررسی اجمالی مکاتب فقهی و کلامی اهل سنت در راستای شناخت زمینههای ایجاد گرایشهای سلفی و چگونگی کسب مقبولیت آن در میان برخی افراد، روند شکلگیری تفکر سلفی در عربستان و بنیانهای شکلگیری آن، سلفیگری در هند و پاکستان، سلفیگری در مصر، تحلیل و بررسی تروریسم در مصر و پاکستان و افغانستان و جنگ با شوروی و در نهایت وقوع انقلاب اسلامی و تأثیر آن در اتفاقات این دوره. پیدایش القاعده در افغانستان و فلسفه وجودی آن و چگونگی بهرهگیری دولتهای استعماری از آن از دیگر مطالب این پژوهش است. مطالعه این کتاب برای فهم سیر تاریخی و روند پیشرفت سلفیه بسیار سودمند است.
* وهابیت سیاسی
کتاب پیشرو، با نگاهی سیاسی به چگونگی پیدایش و رشد وهابیت در قلب عالم اسلام و نیز به نقد مبانی نظری و عقیدتی این فرقه پرداخته است. در بخشی از کتاب، به نقش مؤثر استعمار و حمایت مالی پادشاهان و حاکمان آلسعود در گسترش فرقه وهابیت و همچنین نقش وهابیت در بهوجودآوردن تفرقه و جدالهای مذهبی پرداخته شده است.
عناوین مهم مورد بحث در این نوشتار عبارتاند از: پیشینه فکری وهابیت، پیدایش فرقه وهابیت، زندگینامه و شخصیتشناسی مؤسسان و تأثیرگذاران این فرقه، عوامل منطقهای در گسترش آن و بهرهگیری دولت آلسعود از وهابیت برای مشروعیت خود، عملکرد استعمار در امپراتوری عثمانی، نقش و جایگاه وهابیت در شکلگیری حکومت آلسعود، اقدامات وهابیون در دوره زمامداری عبدالعزیزبنمحمدبنسعود، اقدامات وهابیون در دوره زمامداری، تحولات سیاسی و اجتماعی و نظامی وهابیت در نیمه دوم قرن بیستم با پرداختن به روابط سیاسی آمریکا با وهابیون و دیپلماسی وهابیان در کشورهای اسلامی.
* چالشهای فکری و سیاسی وهابیت
این کتاب به بررسی ویژگیهای شاخص جریانهای بنیادگرا و مبانی نظری آنها پرداخته تا از این طریق نسبت جریانهای بنیادگرا را با دیگر جریانهای اسلامی همچون روحانیت سنتی و متفکران دینی متجدد و... تعیین کند و وجوه همسانی و ناهمسانی این جریان را با ایدئولوژی جمهوری اسلامی مقایسه کند. در این راستا تمایز مفهوم بنیادگرایی با مفاهیم مشابه (اسلامگرایی، اسلام سیاسی، اصلاحگری و...) مشخص شده و شناخت اضلاع گوناگون و پیچیده سیاسی، فرهنگی، امنیتی و نظامی آن شرح داده شده است. این نوشتار، بررسی خاستگاههای تاریخی و سیر تطور بنیادگرایی را مورد واکاوی قرار داده و در سیزده فصل خاتمه پیدا کرده است. چالشهای نظری با جریانهای روشنفکری و سنتی، زمینههای اجتماعی رشد بنیادگرایی و سلفگرایی در عصر مدرن در جهان اسلام، جریانشناسی بنیادگرایی در جنبشهای اسلامی، نسبت بنیادگرایی و زیرساختهای فکری انقلاب اسلامی، بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه با تأکید بر طالبان و القاعده، از مباحث مهم این کتاب هستند.
* وهابیت معمای یک ایدئولوژی بسته
پرسشهای تاریخی درباب نحوه انتشار و انتقال جریان وهابیت از شبه جزیره عربستان به اقصی نقاط جهان و همینطور ابهامهای مربوط به ظهور نسل جدید وهابی یعنی طالبان و القاعده، یکی از سؤالات مهمی است که اثر پیشرو به آن پاسخ داده است.
این کتاب، گزارش تحقیقی از دیپلمات کهنهکار آمریکا، کورتین وینزر، در سه حوزه زیر است:
1. چگونگی قدرتیابی وهابیت.
2. بهرهبرداری حکومتگران سعودی از ایدئولوژی و علمای وهابی و سلفی.
3. موارد تبانی ایالات متحده با سعودیها.
اهمیت این گزارش از آن جهت است که نگارنده خود به عنوان فرستاده ویژه آمریکا به خاورمیانه بوده و از نزدیک شاهد اتفاقات و شکلگیری پیمانهای میان ریاض و واشنگتن و تسلیح و تجهیز جوانان کشورهای فقیر آفریقایی و آسیایی در جهت آرمانهای ایدئولوژیک خود و ظهور القاعده و طالبان است. نویسنده در ضمن گزارشات خود به بیان انحرافهای آئین وهابیت از اسلام و اعتقادات اصیل مسلمانان نیز تصریح کرده است.
* اسلامگرایان
نوشتار پیشرو ریشههای شکلگیری جنبشهای اسلامی را با هدف فهم مبانی فکری و شرایط اساسی شکلگیری و تحول بازخوانی کرده است. نگارنده معتقد است این جنبشها با فعالیت علمایی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به حرکتی خشونتگرا و فراقارهای در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم تبدیل شده که نیروی اسلامگرایان سیاسی به ظهور نیروهای احیاگرا و بیداری اسلامی دهه بیست در مصر مرتبط شده است. از مهمترین این نیروها، انجمن جوانان مسلمان و جماعت اخوانالمسلمین است. نگارنده، اسلامگرایی در مصر و پاکستان و سودان و ترکیه و... را بررسی کرده است. این اثر، شامل توضیحاتی درباره جنبشهای سیاسی یا جهادی و جنبشهای اصلاحی، مانند جنبش اصلاحی ترکیه، سودان، اردن و مغرب است. از نگاه کتاب، اصطلاح اسلامگرا شامل القاعده، حزب عدالت و توسعه و مقاومت اسلامی لبنان نیز میشود.
* داعش؛ دولت اسلامی عراق و شام
س از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 به بهانه مبارزه با تروریسم، شاخه القاعده در عراق به رهبری ابومصعب زرقاوی فعال شد و عملیاتهای انتحاری بسیاری در عراق به وقوع پیوست. بمبگذاری در اماکن عمومی و بازار و قتل و خشونت به اسم اسلام و مبارزه با آمریکا از مهمترین فعالیتهای شاخه القاعده در عراق بود. در سال 2010 موضوع سوریه پیش آمد و در همین زمان ابوبکر البغدادی رهبر این گروه تروریستی شد و با خشونت بیشتر به قتل و غارت مردم بیگناه اقدام کرد.
این کتاب به مباحثی از این دست پرداخته است: از داعش چه میدانید، ساختار تشکیلاتی داعش، شخصیتهای مهم داعش، رسانههای در اختیار داعش،
* موضع داعش در قبال شیعیان و ایران و... .
میدان را خالی نکرد تا حرف امام(ره) زمین نماند و ندای انقلاب اسلامی را به گوش هر شنوا و تشنه حقیقتی برساند. عرصه فرهنگ شد میدان مبارزهاش و قلمش شد سلاحش.
«رسول مولتان» تنها گوشهای از جهاد خستگیناپذیرش است که در هفت فصل گنجانده شده است.
«رسول مولتان» روایت واقعگرایانه زندگی شهید سیدمحمدعلی رحیمی از زبان همسرش است. روایتی از روزهایی که در غربت، زیر تیغ وهابیت گذراند؛ ولی میدان را خالی نکرد.
و اندک تلاشی است در نشاندادن گوشهای از چهره فرزندان خلف وهابیت و اسرائیل که ریختن خون شهید سیدمحمدعلی رحیمی و امثال او، تنها یکی از جرایمشان است و جهد عاجزشان؛ چراکه بر کسی پوشیده نیست، وی و همرزمان شهیدش که خونشان در راه استحکام و صدور انقلاب ریخته شد، رضایتمندانه از جنت اعلی مینگرند... .
* پسران دوزخ فرزندان قابیل
این رمان در ارتباط با گروهک داعش است و در آن یک شخصیت ایرانی به نام فاطمه برای سخنرانی به عراق میرود که توسط گروهک داعش اسیر میشود و اتفاقاتی در دل داستان برای وی میافتد و... .
خواندن کتاب تجربهای متفاوت از گروهک داعش برای خواننده رقم خواهد زد و تصویری صحیح از این گروهک و جنایتهای آنها نشان میدهد.
* داعش از کاشت تا برداشت
فرقههایی همچون وهابیت و جنبشهایی همانند اخوانالمسلمین و گروههایی چون طالبان و القاعده و داعش، همه و همه از رَحِم روش فکری سلفی بیرون آمده است. اندیشه سلفیگری و گسترش آن از دهه های گذشته آغاز شده و در حال حاضر به اوج خود در جهان اسلام و مخصوصاً در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه رسیده است. این امر بدعتی از دوره معاصر نیست؛ بلکه برآمده از فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و مذهبی سلفیها در دورههای گذشته است.
کتاب به بررسی و شناخت میدانی گروه تروریستی سلفی (تکفیری ـ جهادی) موسوم به «داعش» میپردازد. این بررسی با توجه به سخنان مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای در سه سطح تحلیل شده است.
این کتاب به همت مؤسسه شهید کاظمی تهیه شده است.
سؤال : 1 ـ زنى حدود 5 سال پیش با شخصی افغانى ازدواج کرده از آغاز ازدواج شوهر معتاد به مواد مخدر بوده و کشیدن تریاک خود را ترک نکرده است .در این خصوص در حضور جمعى از مؤمنین و دو نفر روحانى جلسه اى ترتیب دادیم و مى دانیم عدالت آنها محرز است ،در این جلسه شوهر به همراه پدرش حضور داشت و وکالت نامه عام و تام و بلاعزل در خصوص اجراى صیغه طلاق خلعى داده اند که زوجه اش در قبال بذل مهریه خود را به طلاق خلعى در حضور آن جمع مطلقه نماید حال :آیا مى توانم که وکالت خود را به شخصى دیگر تفویض نمایم و خود را به طلاق خلعى در قبال بذل مهریه مطلقه نمایم حکم شرعى آن را بیان کنید .
جواب : طبق قرار و امضاء که در صفحة پیوست سؤالتان آمده اگر شوهرتان ترک اعتیاد نکند شما وکیل هستید که خود را به طلاق خلع مطلقه نمایید ،و اگر شما را وکیل در توکیل هم نموده مى توانید اینکار را به دیگرى واگذار کنید ،و ظاهراً در اینگونه موارد منظور همین است یعنى شرط مباشرت نیست و مى توانید دیگرى را وکیل کنید .
سؤال : 2 ـ اگر زن مسلمانى که شوهر داشته است و به مدت 2 سال بر اثر اختلافات فیمابین هر کدام در کشورى دیگر زندگى مى کرده اند ،زنا بدهد ،و بعد بخواهد با آن کس که زنا داده پس از طلاق از شوهر اول و نگه داشتن عده ازدواج کند آیا امکان دارد و حرام مؤبد نیست ؟ اگر حرام مؤبد است و اینها ازدواج کرده بودند حکم چیست؟
جواب : به نظر مشهور فقها حرام مؤبد می شود و باید از یکدگر جدا شوند (اگر ازدواج کرده اند) ،و این جانب هم در رسالة توضیح المسائل اشکال کرده ام و آنرا به حکم حرام مؤبد دانسته ام ،لیکن دلیل مسئله قابل خدشه است و لذا در کتاب «المعلقات» شرح این جانب بر کتاب « عروة الوثقى » در حکم مزبور تشکیک کرده ام ،لیکن احتیاط خیلى خوب است و احتیاط مؤکد مى باشد، چون علاوه بر نظر مشهور یک نکته اجتماعى هم دارد و آن اینکه افراد فاسد بدین وسیله مى توانند نظام خانواده ها را برهم بزنند یعنى با زن شوهر دار رابطه برقرار کرده و شوهر که معمولاً او را بدین جهت طلاق مى هد آن فرد فاسد زن را تصاحب مى کند .
سؤال : 3 ـ اگر زن با شوهر خود قهر کند و یک هفته یا یک ماه یا بیشتر حرف نزند حکم اسلام در این باره چیست ؟
جواب : زن ناشزه مى شود و حکم نفقه ندارد و مرد مى تواند با توسل به دادگاه او را وادار به زندگى کند چنانکه مى تواند او را طلاق بدهد و یا ازدواج دیگر کند .
سؤال : 4 ـ اگر زن بدون عذر شرعى از مرد تمکین نکند حکم اسلام در این باره چیست ؟ (با توجه به اینکه مرد 5 بار به زن مراجعه نماید و با مهربانی به او بگوید که بیا و تمکین نما و او رد کند و بعد مرد او را بزند و صورت او باد کند آیا دیه دارد ؟ اگر دارد چقدر است ؟آیا حکم زندان دارد ؟ اگر دارد چقدر است؟
جواب : حق زدن به اندازة متعارف و مختصر و سبک دارد ولى اگر سرخ شود ـ بطوریکه سرخى بماند ـ 5/1 مثقال طلا و اگر سبز و کبود شود 3 مثقال طلا و اگر سیاه شود 6 مثقال طلا به او بدهد و زندان هم ندارد .
سؤال : 5 ـ اگر زن یک هفته یا 20 روز و یا بیشتر اذیت کند و تمکین نکند حکم اسلام در این باره چیست ؟
جواب : کار حرام بزرگى کرده و فاسق مى شود و مرد حق دارد آنچه قبلاً گفته شد انجام دهد .
سؤال : 6 ـ آیا دولت اسلامى مى تواند به علت مصالحى مهم ،صحت بعض عقود یا ایقاعات ( مثل ازدواج یا طلاق) را منوط به ثبت در دفاتر رسمى کشور یا منوط به گذراندن مراحلى خاص کند ؟
جواب : مى تواند ،ولى تشخیص مصلحت اهم بسیار دشوار است .
سؤال : 7 ـ از نظر علمى هرگاه مردى فوت کند تا مدت محدودی میتوان نطفه او را به رحم زنى منتقل کرد و وى را بارور کرد .
الف ) انتقال نطفه زوج پس از مرگ به رحم زوجه چه حکمى دارد ؟
ب ) احکام مربوط به ولد را از نظر طهارت و ارث و … بیان کنید.
ج ) انتقال این نطفه به رحم اجنبیه چه حکمى دارد ؟
جواب : 1 ـ جایز نیست .
2 ـ طهارت و محرمیت ثابت است ولى ارث ثابت نمى شود .
3 ـ جایز نیست .
سؤال : 8 ـ اگر زوجه مدعى تمکین باشد و زوج مدعى نشوز وى .و بینه هم موجود نیست قول کدامیک مسموع است ؟
جواب : قاعدة کلى آن است که اگر زوج بینه ندارد قول زن مقدم است ،و در قضیة شخصیه ترافع و قضاوت لازم است .
سؤال : 9 ـ اگر زنى که در منزل شوهر است مدعى است که وى نفقه نمى دهد و زوج منکر آن است و بینه و امارات هم نیست ،قول کدامیک مسموع است ؟
جواب : قاعدة کلى آن است که اگر زوجه بینه ندارد قول مرد مقدم است ،و در قضیة شخصیه ترافع و قضاوت لازم است .
سؤال : 10 ـ زنى که فعلاً ناشزه است مدعى است شوهر ،نفقة ایام مطیعه بودن او را نداده و شوهر مى گوید داده ام تکلیف چیست ؟
جواب : قاعده کلى آن است که اگر زوجه بینه ندارد و زن در آن ایام در منزل شوهر بوده است قول مرد مقدم است.
سؤال : 11 ـ ازدواج با دختر باکره بدون اذن پدر و جد پدرى چه حکمى دارد ؟
جواب : در صورت رشیده بودن دختر ،این جانب اذن پدر و جد را شرط نمى دانم (شرط صحت عقد نیست) لیکن اگر موجب آزار و عقوق والدین شود تکلیفاً حرام است گرچه عقدصحیح است ،و همینطور اگر موجب هتک مذهب و یا خانواده شود .
سؤال : 12 ـ نگاه کردن به مچ پا یا به پایین پاى زن نامحرم چه حکمى دارد ؟
جواب : به احتیاط واجب جایز نیست .
سوال : 13 ـ اگر دخترى بر اثر سوار شدن بر حیوانى یا افتادن از بلندى و یا از طریق زنا ،بکارتش را از دست داد آیا او رشیده است و مى تواند بدون اذن والدین ازدواج کند یا نه احتیاج به اجازه دارد ؟
جواب : 1 ـ از بین رفتن بکارت به رشد مربوط نیست .
2 ـ این جانب اذن پدر یا جد را برای ازدواج رشیده (که سفیه نیست) حتى اگر باکره باشد شرط نمى دانم ، به رسالة توضیح المسائل اینجانب ،و یا رساله منهاج الفلاح «رسالة عربى اینجانب» رجوع کنید و نیز کتاب المعلقات ج 4 .
3 ـ اذن مادر را هیچکس شرط نمى داند.
سؤال : 14 ـ پخش آهنگهاى حرام در حال عادى ،در عروسى چه حکمی دارد و آیا ترانه هاى حرام ،در عروسى جایز است و نیز آواز خوانى زن در عروسى چه حکمى دارد ؟
جواب : اشکال ندارد ،آواز زن هم اگر در حضور مردان نباشد ، در عروسى جایز است .
سؤال : 15 ـ با توجه به اینکه خواستگاری از زنان ثیبه به منظور گرفتن رضایت (بله) از آنها براى خواندن صیغة عقد نکاح موقت ،به صورت آنچه که امروزه در بین مردم در نکاح دائم مرسوم مى باشد صورت نمی گیرد و اغلب امکان اینکه به خانة زن بروند ،و از او بطور رسمى خواستگارى کنند وجود ندارد ،و اکثر موارد جلب نظر و اعلام رضایت به خواندن صیغة عقد از طرف زن ،در خیابان صورت مى گیرد بفرمائید در مورد گفتن کلمات محبت آمیز و ایجاد نظر مثبت کننده ،به منظور جلب موافقت براى خواندن صیغة عقد با زن ،از سوى طرف مقابل ،مانند گفتن عزیزم یا دوستت دارم یا چشمک زدن چه مى باشد ؟ چون برخورد خشک و بى محبت آمیز در نظر زن اثر نامطلوب میگذارد و این فقط مرد نیست که باید به عقد راضى باشد ،بلکه زن نیز نسبت به اینکه به صیغه و متعه کسى درآید باید راضى و خشنود باشد ،و خود را در این میان متضرر عاطفى نداند .
جواب : اگر معلوم باشد که کلمة دوستت دارم و مانند آن مربوط به پس از ازدواج است و به اعتبار ازدواج گفته میشود مانعى ندارد لیکن چشمک زدن جایز نیست .
سؤال :16 ـ بفرمائید در مورد گرفتن بله از زن براى نکاح موقت از طریق تلفن و خواندن صیغة عقد ،چه مى باشد ؟با توجه به اینکه شاید اصلاً روى هم را هم ندیده اند و یا شاید بعداً هم روى هم را نخواهند دید و دستشان هم به هم نخواهد رسید و فقط به منظور ایجاد محرمیت مى باشد .
جواب : اشکالى ندارد .
سؤال : 17 ـ آیا فرقى بین وجود شرط حفظ بکارت ،یا عدم وجود شرط حفظ بکارت ،در عقد نکاح موقت ،با دختر باکره رشیده ،براى اینکه نیازى به استیذان از پدر دختر نباشد ، آیا وجود دارد ؟
جواب : به نظر این جانب اذن پدر شرط نیست لیکن اگر موجب عقوق و یا ایذاء باشد گاهى تکلیفاً حرام است لیکن عقد صحیح است اگر ازدواج براى دختر وجوب تعیینى پیدا کند حرمت تکلیفى هم در آن صورت ندارد باید رعایت حیثیت اجتماعى و احترام طرفین بشود و چون از بین رفتن بکارت در جامعه ما و برخى جوامع دیگر براى دختر عیبت است باید حفظ بکارت رعایت شود .
سؤال : 18 ـ اگر دخترى بدون استیذان از پدر خود به نکاح موقت پسرى درآید ،حکم در مورد عقد و فرزندى که اگر از این بین متولد شود چه مى باشد ؟
جواب : عقد صحیح و فرزند مشروع است .به رسالة توضیح المسائل این جانب رجوع شود .
سؤال : 19 ـ اگر دخترى به نکاح موقت پسرى درآید ،و قبل از آنکه مدت عقد آنها تمام شود ،در صورتیکه علم نداشته باشند به اینکه باید مدت بخشیده شود اگر به عقد دائم هم در بیایند حکم عقد دائم آنها و فرزندى که در این مدت از آنها به دنیا آمده چیست ؟
جواب : گرچه روایات دلالت بر بطلان عقد دوم دارد ،لیکن پس از دقت کامل به نظر مى رسد عقد دوم صحیح است و مشکلى نیست ،و فرض روایات چیز دیگرى است ، ـ فرض قصد جدى جمع بین موقت و دوام و نه گذشت از موقت بدلالت التزام ـ .
سؤال : 20 ـ حکم نکاح موقت با زنى که متهم به زنا دادن مى باشد چگونه است ؟آیا زنا عده دارد ؟
جواب : اگر تشویق زنا نباشد و خلاف نهی از منکر نباشد و موجب هتک و اهانت براى مرد نباشد ،اشکالى ندارد ،و به هر حال نکاح از نظر حکم وضعى صحیح است ، زنا هم عده ندارد لیکن استبراء به یک مرتبه عادت مستحب است على المشهور .گرچه ما در معلقات عروه و رساله احتیاط واجب دانسته ایم .
سؤال : 21 ـ اگر انسان بداند این زن 5 دقیقة پیش یا 3 روز یا 10 روز پیش زنا داده مى تواند با او نکاح موقت کند ؟
جواب : ظاهراً جایز است ،لیکن احوط استبراء به یک حیض میباشد .
سؤال : 22 ـ اگر زنى یا دخترى به زنا در او دخول نشود ولی درمیان فرج او انزال صورت گیرد آیا مى تواند بلافاصله ، 3 یا 10روز دیگر به نکاح موقت فرد دیگرى درآید ؟
جواب : جایز است .
سؤال : 23 ـ در صورتیکه هر یک از موارد بالا که حکم بر عدم وجوب عده بر گردن دختر یا زن داده شده ،اگر زن یا مخصوصاً دختر به نکاح دائم یا موقت پسر دیگرى درآید ،و چند ماه نگذشته معلوم شود دختر حامله یا باردار بوده ،واثبات شود که وضع حمل از مرد دوم نیست ،از قبیل تولد 7 یا 8 ماه ،یا سونوگرافى ،که مى تواند حتى چند روزه بودن بچه را نیز تشخیص دهد ،حکم عقد حاضر چگونه است ؟آیا عقد باطل است و باید از هم جدا شوند یا اینکه باید از هم طلاق بگیرند حکم مهر و بچه چگونه است ؟
جواب : عقد در عده دیگر ى باطل است ،و اگر دخول صورت گیرد موجب حرمت ابدى مى شود ولى اگر حمل از زنا بوده است ،زنا عده ندارد هر چند زن حامله شود .
سؤال : 24 ـ در صورتى که زن به علم یا به جهل به یکى از موارد بالا که وجوب نگهداشتن عده را همراه دارد مبتلا شده ،ولى عده نگه ندارد ،و به عقد دائم یا موقت مردى دیگر درآید و بعد از مدتى معلوم شود که باردار است ،و نیز اثبات شود اینکه حمل ازمرد دوم نیست ،حکم عقد حاضر، مهر و فرزند چیست؟ (لازم به ذکر است که این مورد براى زنانى مى باشد که مى خواهند خودشان و حمل خود را بر گردن دیگرى بیندازند).
جواب : عقد در عده باطل است و اگر دخول صورت گیرد موجب حرمت ابدى است .
سؤال : 25 ـ اگر زنى ادعا کند که شوهر ندارد و بعد به عقد موقت کسى درآید ،بعد معلوم شود که شوهر دارد ،یا آنکه شوهر اصلى آنها را با هم ببیند ،با توجه به اینکه شوهر اصلى میتواند هر دوى آنها را با هم بکشد ،تکلیف حکم عقد و مرد دوم چیست ؟
جواب : حق کشتن مرد را ندارد چون زن به او گفته که شوهر ندارد اما عقد دوم باطل است .
سؤال : 26 ـ فتواى معظم له نسبت به موضوع شیربها که فامیلهای دختر مانند پدر و مادر از شوهر مى گیرند و جزء مهریه نمى باشد چیست و اگر شوهر مطالبه نماید مسئلة آن چگونه است ؟
جواب : هر چیزى که هنگام عقد نکاح میان دو طرف ازدواج ،شرط شود ،صحیح و لازم الوفاء مى باشد ،مگر شرطى که خلاف شرع باشد ،که اینجا مورد ندارد ،البته طرف قرارداد نکاح ،خود پسر و دختر هستند ، لیکن پدر یا کس دیگر به عنوان وکیل دختر یا پسر میتوانند شرطى ذکر کنند .تنها در صورتی شیربها اشکال دارد که شخص دیگرى غیر از دختر و وکیل او از جانب خود شرطى ذکر کند .
سؤال : 27 ـ زن مسلمانى که به فروعات اسلام معتقد است اگر مرد نامحرم هنگام صحبت کردن و ملاقات با وى مصافحه نکند آنرا موجب وهن خود مى داند آیا در این صورت مصافحه با وى جایز است ؟
جواب : جایز نیست .
سؤال : 28 ـ مصافحه مرد مسلمان با زن غیر مسلمان در صورتى که اگر مصافحه نکند موجب خجالت و وهن میگردد چه حکمى دارد ؟
جواب : اگر در شرائط تقیه و ضرورت نباشد جایز نیست .
سؤال : 29 ـ مصافحه زن مسلمان با مرد غیر مسلمان در صورتى که اگر مصافحه نکند موجب خجالت و وهن میگردد چه حکمى دارد ؟
جواب : بدون ضرورت چون تقیه و مانند آن جایز نیست .
سؤال : 30 ـ مصافحه با زن مسلمانى که به حجاب اعتقاد ندارد چه حکمى دارد ؟
جواب : جایز نیست مگر در ضرورت .
سؤال : 31 ـ اقدام به این عمل در ملاء عام چه حکمى دارد ؟
جواب : هر گونه گناه در ملاء عموم ،گناه بیشترى است .حکم مصافحه با زن را ،اهل بیت علیهم السلام صریحاً بیان فرموده اند که مصافحه با زن نامحرم جایز نیست ،مگر از روى لباس آن هم باید دست را فشار ندهند ، اگر فقیهى فتوى به جواز داده باشد ،حتماً منظور شرائط ضرورت چون تقیه اکراهى و اضطرارى و مانند آن بوده است ،و به هر حال لازم است اظهار نظرها موجب تفرقه نگردد بیان نظر آزاد است .
سؤال : 32 ـ آیا مى شود ضمن عقد نکاح شرط کرد که تماس جنسى با زن صورت نگیرد آیا این شرط موجب بطلان عقد نمى شود اگر میشود یا نمى شود نظر خود را بنویسید .
جواب : به نظر این جانب اشکال ندارد ،و عمل به آن لازم است ،و عقد هم باطل نمى شود ،این شرط خلاف مقتضاى عقد نیست ـ چنانکه گفته شد ـ بلکه خلاف اطلاق مقتضاى عقد است .
سؤال : 33 ـ آیا مهریه را مى شود یکى از اعضاء بدن تعیین کرد یا خیر ؟نظر خود را بفرمایید .
جواب : بهتر این است که مختصر مالى هم به عنوان مهر ذکر شود چون ظاهر ادله مسئله اعتبار مالکیت بالفعل است و همینطور ملکیت بالفعل .و اعضاء بدن تا جدا نشده است اعتبار مالکیت و ملکیت بالفعل ندارد .
سؤال : 34 ـ آیا ضمن عقد نکاح مى توان شرط کرد که حضانت بچه ها و اطفال را در صورت وجود طلاق به مادر واگذار شود ؟نظر خود را بنویسید .
جواب : اشکالى ندارد ، به نظر اینجانب حضانت یک حق است ،حق مستتبع حکم ،و بنابراین قابل نقل و انتقال است ،مجاناً یا به عوض .
سؤال : 35 ـ آیا مى شود در ضمن عقد نکاح شرط کرد که زن حق طلاق داشته باشد یا نه ؟آیا این شرط موجب بطلان عقد نکاح مى شود ؟
جواب : به این معنى که زن وکیل در اجراء صیغه طلاق از طرف مرد باشد .و اما حق طلاق معلوم نیست جایز باشد .ظاهر دلیل آن است که طلاق حکم مى باشد و به دست مرد است ضمناً وکالت هم عقد جایز است و به هیچ وجه لازم نمى شود .اگر شرط وکالت طلاق کرد نباید خلاف شرط عمل کند ،لیکن اگر خلاف کرد و زن را عزل کرد عزل مى شود هر چند شرط وکالت بلاعزل شده باشد .
سؤال : 36 ـ آیا مى شود ضمن عقد نکاح شرط کرد مهریه به کالا باشد یا باید حتماً پول ملى کشور باشد ؟
جواب : هر گونه مالى را مى توان به عنوان مهر معین کرد .
سؤال : 37 ـ آیا مى شود ضمن عقد نکاح شرط کرد که محل سکنى را به زن واگذار کرد ؟
جواب : مى توان .
سؤال : 38 ـ آیا مى شود ضمن عقد نکاح شرط کرد که زن را طلاق ندهد (مرد) یا نمى شود ؟
جواب : به عنوان اینکه طلاق ندهد ،نه اینکه حق طلاق نداشته باشد، جایز است و باید عمل کند ،لیکن اگر طلاق داد طلاق صحیح است ،گرچه معصیت کرده است و زن حق شکایت دارد .
سؤال : 39 ـ آیا مى شود ضمن عقد نکاح شرط کرد که زن بچه دار نشود ؟
جواب : اشکالى ندارد گرچه مکروه است کراهت شدید .
سؤال : 40 ـ چندى است در بعضى نوشته ها و اظهار نظرها دربارة «عده» در ازدواج ،و اذن ولى در ازدواج دختر باکره ،مطالبى عنوان میشود به این صورت :
الف ) نگهدارى عده صرفاً به خاطر اطمینان از عدم وجود جنین در رحم است ،و چون با وسایل پزشکى (از قبیل کاندوم (کاپوت) قرص ضد باردارى ، ترى لیتومى «لوله بستن زنان» ،و ازکتومى «لوله بستن مردان» ،و نهایتاً آزمایش خون و ادرار و سونوگرافى ،و بعضاً اخراج رحم از بدن) ،مى توان از عدم وجود جنین در رحم مطلع شد ، لذا نیازى به نگهدارى عده نیست و نتیجه مى گیرند که یک زن میتواند با استفاده از این وسایل در یک روز به ازدواج چند مرد درآید !
ب ) در این زمان دختران از رشد فکری عقلانى کافى برخوردارند ، همانطور که دختر بالغه بدون اذن ولى میتواند در مال و دارائى خود تصرف کند ،در ازدواج نیز مخیر است و در نتیجه اذن پدر یا جد پدرى در ازدواج دختر باکره لازم نیست . لذا خواهشمند است نظر خود را در این مورد بفرمایید .
جواب : 1 ـ مطلب مزبور یکى از حکمتهای جعل حکم عده مى باشد ،نه علت حکم است و نه حکمت منحصره . و شاهد مطلب اینکه عده متعه با دوام فرق دارد ، اگر دخول شد هر چند انزال نشود عده دارد و اگر انزال بدون دخول مثلاً بطور تفخیذ بشود عده ندارد مگر اینکه بدانیم حمل محقق شده است ،اینها و امثال این احکام نشان دهنده مطلب است بعلاوه اطلاق ادله مسئله و تصریح به لزوم عده براى کسیکه در سن من تحیض است و خود حائض نمى شود که عملاً حامله نمى شود ، نعوذ باالله من بعض الفتاوى الحدیثة الناشئة من حرّیة اللسان بلا تعمق و تخصّص و فقاهة.
2 ـ نه از جهت فرق دختران این زمان با گذشته ،بلکه اساساً باکره رشیده از نظر این جانب نیاز به اذن ندارد ـ در رساله و معلقات « عروة الوثقى » ذکر کرده ایم .و در معلقات به طور مختصر ادلة مسئله را ذکر نموده ایم . ـ لیکن اگر موجب عقوق والدین شود یا هتک حرمت ،تکلیفاً حرام است گرچه وضعاً صحیح است .
با توجه به تبصره ماده 1041 قانون مدنی جمهورى اسلامى ایران که مقرر میدارد عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولى به شرط رعایت مصلحت مولى علیه صحیح مى باشد به این 5 سؤال زیر پاسخ دهید :
سؤال : 41 ـ با توجه به اینکه فرض ضرر براى مولى علیه وجود دارد چون او را از حق انتخاب همسر ،محروم میسازد نظر خود را دربارة این قانون بیان کنید .
جواب : نکاح ولى براى فرزند نابالغ حتماً باید با رعایت مصلحت باشد و به نظر این جانب عدم مفسده هم کفایت نمى کند ،طبع این حکم هم اقتضا مى کند که ولى باید در رعایت مصلحت کمال دقت و فحص را داشته باشد و بنابراین اگر رعایت مصلحت نشود موقوف بر اجازة فرزند پس از بلوغ خواهد بود ،در رعایت مصلحت هم باید همة جهات صلاح از حال و آینده رعایت شود .فقط مورد اشکال آنجاست که ولى با همة فحص و کمال دقت ،در رعایت مصلحت اشتباه کند ،که ظاهر نظر فقهاء و ظاهر ماده قانون آن است که این عقد صحیح مى باشد ،از طرفى میتوان گفت :مفهوم رعایت ،یکى از مفاهیم عرفى طریقى است ،یعنى باید خود مصلحت ملاک قرار گیرد .از طرفى اگر بخواهیم مصلحت واقعى ملاک قرار گیرد لازمه اش لغو اعتبار این عقد و اصل این قانون میباشد ،وچه بسا زیانهاى فراوانى را براى اطفالى که نیاز به این انس زواجى دارند داشته باشد ، و لازمه این نظر این است که همان طور معلق بماند تا بعد از بلوغ ،و چون مصلحت آینده هم باید منظور گردد هیچگاه از پیش معلوم صد در صد نخواهد بود بنابراین در این قسمت حق با فقهاء عظام است که ملاک را رعایت مصلحت مى دانند نه واقع مصلحت .اصل مسئله را در رسالة توضیح المسائل در عقد نکاح دائم و موقت بیان کرده ایم .و دلیل اجمالى مسئله را در جلد 4 حاشیة عروة الوثقى (المعلقات) بیان کرده ایم ،ضمناً سؤال شما نامفهوم است اگر دربارة دختر نابالغ است حکمش همان است که گفته شد اگر دربارة دختر بالغة رشیده است این جانب اذن ولى را شرط نمى دانم به رساله رجوع فرمایید .
سؤال : 42 ـ آیا ولایت پدر و جد پدرى با نقص در کمال و رشد وى معلق مى گردد ؟
جواب : در نکاح نابالغ رعایت مصلحت لازم است ، و اما در نکاح دختر بالغه رشیده اذن ولى شرط نیست گرچه گاهی از نظر برخى عوارض لازم است .لیکن عقد صحیح است به رساله این جانب رجوع شود و اگر منظور نقص رشد و کمال ولى مى باشد با تشخیص دادگاه ولایت او سلب مى شود .
سؤال : 43 ـ شرط نفوذ نکاح را قانون ،مصلحت مولى علیه بیان نموده حال آیا در صورتى که مصلحت مولى علیه رعایت نشود آیا مولى علیه مى تواند بعد از رسیدن به سن بلوغ نکاح را فسخ کند ؟
جواب : اساساً بدون رعایت مصلحت عقد نفوذ ندارد.
سؤال : 44 ـ به نظر جناب عالى ولى باید مصلحت حال کودک را رعایت کند یا مصلحت آینده او را ؟ (توضیح اینکه آیا پدر می تواند به بهانه اینکه عقد نکاح در حال حاضر به نفع صغیر است او را به عقد کسى در بیاورد در حالیکه این عقد در آینده به مصلحت صغیر نباشد و بالعکس .
جواب : رعایت مصالح حال و آینده باید شود .
سؤال : 45 ـ آیا صرف به بار نیامدن مفسده براى صحت عقد کافی است و یا باید حتماً مصلحت کودک رعایت شود و همچنین در صورتى که احتمال مفسده داده شود میتوان عقد را غیر نافذ دانست ؟
جواب : رعایت مصلحت لازم است .
سؤال : 46 ـ مردى با وجود یکى ا ز موجبات فسخ نکاح (عیب قرن) مدعى فسخ نکاح شده و براى احراز این حق اقامه دعوى نموده ،النهایه دادگاه حق وى را ثابت و صحیح تشخیص داده و حکم به فسخ نکاح صادر و اعلام نموده، لذا با توجه به مطالب یاد شده ؛
اولاً : زمان وقوع فسخ نکاح چه تاریخی بوده است ؟تاریخ رجوع زوج به دادگاه (تاریخ تقدیم دادخواست به دادگاه) یا تاریخ صدور حکم دادگاه ؟
ثانیاً : آیا رأى دادگاه به صدور اعلام فسخ نکاح مزبور تأثیرى در انشاء و ایجاد فسخ نکاح داشته است یا خیر و به عبارت دیگر آیا رأى دادگاه از ارکان وقوع فسخ (نکاح) محسوب مى شود ؟
ثالثاً : با توجه به عیب قرن که مانع دخول (وطی) بوده و زوجه قادر به تمکین خاص نبوده ، آیا زوجه قبل از وقوع فسخ استحقاق بر نفقه دارد؟
جواب : 1 ـ زوج به محض اطلاع از عیب قرن حق فسخ نکاح را دارد و نیازى به حکم دادگاه نیست لیکن باید ثابت شود که آیا فسخ کرده است یا خیر ؟و چه زمانى فسخ کرده است ؟و از این جهت چه بسا نیاز به طرح در دادگاه و قضاوت هست ،اگر بین خود زن و شوهر مسئله حل نشود .
2 ـ تا فسخ نکرده است زوجه حق نفقه را دارد .
3 ـ فسخ در این عیب هم على الفور است ،و به محض اطلاع از عیب باید فوراً فسح کند ،مگر اینکه فکر مى کرده که فسخ باید در حضور دادگاه و مانند آن انجام شود .
سؤال : 47 ـ مردى مدت 7 سال است که ازدواج کرده و از همان آغاز تاکنون به علت عدم تفاهم اخلاقى نتوانسته زندگى سالمی داشته باشد و در این 7 سال تمام حقوق شرعیه (منزل درمان ، نفقه ، همخوابى و … ) را رعایت کرده ولى زوجه به هر دلیلى نتوانسته با مرد وفق پیدا کند . مرد در چند اداره دولتى مشغول بوده ولى به واسطه عدم همراهى همسر حتى براى یک سال به طور مجردى مشغول کار بوده ،نهایتاً مجبور به ترک آن شده و از کار و زندگى و تحصیل و … افتاده نظر به این که هر دو مشترکاً یقین دارند این زندگى به جایى نمى رسد و تا به حال مایه بدبختى بوده و فعلاً همسر در خانه پدرى میباشد و حاضر به ترک آن و همراهى با زوج نیست ،و زوجه نیز ناچار برای ادامه زندگى در جایى مشغول به کار مى باشد وبلاتکلیف همسر خود است با عنایت به این متن جواب سؤالات زیر را بفرمایید :
الف ) آیا زن حق انتخاب شغل و سکونت را دارد در عین حالیکه ضمن عقد هیچ شرطى نشده؟
ب ) زوج با چنین وضعیتى آیا حق طلاق دارد ؟
ج ) آیا مى تواند ازدواج مجدد کند ؟
د ) آیا اجازة زوجه براى ازدواج مجدد لازم است در صورتى که زن ناشزه است ؟
ه ) اصلاً اجازه زوجه براى ازدواج مجدد مبناى شرعى دارد ؟
ى ) در صورتى که چنین زندگى موجب فساد دین وایمان زوج باشد و زن هم اجازه ازدواج ندهد تکلیف چیست؟
جواب : 1 ـ با فرض نشوز زن و عدم شرط در ضمن عقد ،انتخاب شغل و محل سکونت باید باجازة شوهر باشد .
2 ـ طلاق کراهت شدیده دارد لیکن اگر چاره اى نباشد مانعى ندارد .
3 ـ مى تواند .
4 ـ لازم نیست .
5 ـ هیچ مبناى شرعى ندارد .
6 ـ به هر حال شرعاً ازدواج مجدد اشکالى ندارد .
سؤال : 48 ـ معقودة غیر مدخوله اى از حق خود استفاده کرده و اظهار داشته تا تمام مهریه ام را استیفاء نکنم ، حاضر به همبستر شدن با زوج نمى باشم ،حال سؤال آنستکه وجه مزبور چنانچه از زوج تمکین تام نداشته باشد مثلاً بدون اذن زوج از منزل پدرى خارج شود مستحق نفقه خواهد بود یا به دلیل آنکه در خصوص تمکین عام ناشزه محسوب بوده، مستحق نفقه نمى باشد ؟
جواب : نظر به اینکه متعارف در زمان ما این است که زن در مدت بین عقد و عروسى اختیار خود را دارد و به منزلة شرط مبنی علیه میباشد بنابراین اذن شوهر دخالت ندارد گرچه احتیاط خوبست ،به جهت همان شرط ارتکازى حق نفقه هم ندارد ،تا بعد از عروسى ،به همان جهت حق گرفتن مهر هم ندارد ،و اساساً تمام مهر هم پس از دخول (عروسی) استحقاق دارد و پیش ازآن فقط حق نصف مهر را دارد ،لیکن چون آن شرط ارتکازى در میان هست حق مطالبه نصف مهر را هم تا پیش از عروسى ندارد ،مگر اینکه طلاق واقع شود .لیکن اگر زن اعتمادى به تعهدات مرد نداشته باشد و احتمال تخلف و تقلب بدهد مى تواند نصف مهر را مطالبه کند .و به هر حال اگر زندگى با رفاقت و محبت باشد بهتر قابل دوام مى باشد .
سؤال : 49 ـ آیا اصولاً زن نسبت به حامگى یا عدم حاملگى حق دارد تا بتواند به دلخواه خود از حامله شدن جلوگیرى کند یا آنکه مکلف است در این باره نظر شوهر را در هر حال بپذیرد ؟
جواب : باید نظر شوهر را بپذیرد گرچه براى شوهر هم حمل بدون رضایت زن کراهت شدیده دارد.
سؤال : 50 ـ حکم سقط جنین در فروض زیر چیست ؟
الف ) در فرضى که ادامة حاملگى سلامت مادر را تهدید کند .البته این تهدید گاه مربوط به اصل حیات مادر است به گونه این که ادامة حاملگى موجب مرگ مادر میشود ،گاه ناظر به نقص عضو جسمانى اوست ،و گاه ادامة حمل تنها باعث اختلال روحى و روانى او مى شود .
ب )در فرضى که اطمینان داریم طفل پس از تولد داراى نقص عضو جدى خواهد بود به گونه اى که نگهدارى و سرپرستى طفل مایة عسر و حرج والدین است .
ج ) در فرضى که حاملگى ناشى از زناى به عنف با زن میباشد و ادامة حیات جنین و تولد و نگهدارى آن باعث سرافکندگى و حرج زن یا خانوادة او یا هر دو باشد .
د ) در صورتى که یقین داریم جنین زنده متولد نخواهد شد یا بلافاصله پس از به دنیا آمدن مى میرد.
ه ) در صورتى که حاملگى به خودى خود مایة عسر و حرج زن یا خانوادة وى باشد .
جواب : 1 ـ مادام که روح دمیده نشده است در فرض مزبور سقط جایز است و دیه پرداخت مى شود .
2 ـ جواب «ب» و «ج» و «د» و «ه» مثل الف مى باشد .
سؤال : 51 ـ با توجه به این که حکم سقط جنین قبل و بعد از دمیده شدن روح متفاوت است بفرمایید ضابطة تعیین این زمان به طور دقیق چیست و در فرض شک در دمیده شدن روح مرجع کدامیک از اصول علمیه است ؟
جواب : اگرچه مشهور حد چهار ماه از انعقاد نطفه است لیکن ظاهراً با اختلاف استعداد و آمادگى رحم فرق مى کند ،و بستگى به خصوصیات زن دارد ،و به هر حال فحص و تحقیق واجب است و در زمان ما از طریق آزمایشگاهها معلوم مى شود .
سؤال : 52 ـ در مواردى که عسر و حرج مجوز سقط جنین است آیا ملاک ،حرج شخصى است یا نوعى ؟و اصولاً آیا عسر و حرج اجتماعى مانند افزایش بی رویة جمعیت و گسترش ناهنجاریهاى اجتماعى در اثر افزایش جمعیت ،مى تواند مجوز سقط جنین باشد ؟
جواب : ملاک ،حرج شخصى است رعایت حرج نوعى در این موارد ،مربوط به سیستم حکومت و شخص حاکم است ،و در محدودة وظیفة فرد نیست مگر اینکه امر ولایتى واجب الاطاعه اى در کار باشد .
سؤال : 53 ـ در مورد جواز سقط جنین با استناد به ضرر یا حرج براى مادر ،آیا ملاک ،تشخیص خود مادر است یا نظر کارشناس ،و در فرض تعارض نظر کارشناس با اعتقاد و باور مکلف ،چه باید کرد ؟
جواب : ملاک ،نظر خود مکلف است ،لیکن به علت اشتباه زیادى که مى شود رجوع به کارشناس هم لازم است .
سؤال : 54 ـ آیا در فرضى که مکلف در حاملگى شک دارد مى تواند بدون فحص با استعمال دارو و یا ابزارى که جنین را سقط مى کند به این کار اقدام کند یا آن که فحص از حاملگى لازم است ؟
جواب : در موردیکه حرج نیست جایز نیست ،و در مورد حرج تا پیش از دمیده شدن روح جایز است.
سؤال : 55 ـ در مواردى که سقط جنین براى مادر جایز است آیا رضایت شوهر معتبر است ؟
جواب : ملاک ضرر و حرج خود مادر است .
در همة موارد مزبور بعد از دمیده شدن روح جایز نمى باشد ،و اینکه کسى بگوید افراد ناقص الخلقه زندگى انسانى و حیوانى ندارند ،مطلب باطلى است ،آنها احساس دارند و درد و رنج را میفهمند ،کشتن آنها بدون شک ،قتل نفس عمدى حساب میشود .(جواب کلى براى سؤالات 49 تا 55)
سؤال : 56 ـ طلبه اى تابستان امسال عروسی کرده و با ثبت نام در ستاد اجرائى طرح ،و قبل از ماه مبارک رمضان امسال از طرف ستاد اجرائى طرح هجرت عازم هرسین کرمانشاه و به عنوان روحانى طرح هجرت به مدت یکسال شده ،و با توجه به اینکه یکى از شرایط قانونى طرح هجرت ،همراهى همسر است ،به اتفاق همسر خود عازم هرسین کرمانشاه شده بود ولى پدر همسر که براى دیدن محل استقرار با آنها به کرمانشاه رفته بود به این بهانه که راه پیش دانشگاهى تا خانه دور است و این امر موجب اختلال در ادامه تحصیل همسر مى شود ،شبانه و با وضعى توهین آمیز همسر شرعى و قانونى وى را بدون رضایت و اجازه ،به گیلان برگرداند ،و به محض رسیدن به رشت ،او را در پیش دانشگاهى رشت ،باز هم بدون اجازه وى ،ثبت نام کرد ،و اکنون 3 ماه است که همسر بدون اجازه و رضایت ،در منزل پدرش زندگى مى کند و افراد مختلفى که اعم از فامیلهاى درجه اول خانواده زن و شوهر واسطه شده اند به نتیجه اى نرسیده اند و به تقاضاى مکرر شوهر مبنى بر بازگرداندن همسر توجهى نمى شود حال با نظر به مسائل فوق الذکر بفرمایید :
الف ) آیا پدر همسر حق داشته که همسر شرعى و قانونى وى را در حین انجام مأموریت تبلیغى بدون اجازه و رضایت به منزل خود برگرداند ؟آیا این کاری خلاف شرع نیست ؟
ب ) آیا پدر همسر شرعاً اجازه دارد که همسر شرعى و قانونى وى را که اکنون 3 ماه است ـ بدون اجازه در منزل خودش نگهدارى کند ؟و آیا در این صورت که همسر نیز عملاً تمکین ننموده و از ادامه زندگى با شوهر امتناع کرده نفقه به او تعلق مى گیرد ؟و شوهر باید در این صورت ـ که مصداق بارز عدم تمکین است ـ به او نفقه بدهد ؟
جواب : 1 ـ اگر هنگام عقد نکاح شرط خاصى دربارة محل سکونت نشده باشد ،کار پدر همسر خلاف شرع بوده و حرام است و زن باید هر چه زودتر به نزد شوهر برگردد.
2 ـ اگر هنگام عقد نکاح ،شرط خاصى دربارة محل سکونت نشده باشد ،عمل زن که زیر فشار پدر و یا با میل خود از بودن با شوهر امتناع کرده است حرام مى باشد و مصداق نشوز و عدم تمکین است .
سؤال : 57 ـ بعد از عقد نکاح آیا زن در صورت اعسار زوج از پرداخت مهریه ،مى تواند به خاطر دریافت مهریه تمکین ننماید ؟و در صورت جواز آیا تمکین فقط منحصر است به بضع ،یا سایر استمتاعات را هم شامل است ؟
جواب : جایز است و مطلق استمتاعات این حکم را دارد و ناشزه نمى شود به شرط اینکه عرف و عادت خاصى در میان نباشد که چون شرط مبنى علیه العقد شود براى جواز تأخیر در اداء مهر .
سؤال : 58 ـ در صیغه موقت اجازه زن دائمى نیاز است ؟
جواب : نیاز نیست .
سؤال : 59 ـ آیا مرد و زن مى توانند به قصد لذت به عکس همسر خود نگاه کنند ؟
جواب : اشکالى ندارد .
سؤال : 60 ـ آیا مرد یا زن مى تواند به عکسهاى همسر خود که قبل از ازدواج و بدون رعایت حجاب شرعى گرفته شده است نگاه کند ؟
جواب : اشکالى ندارد .
سؤال : 61 ـ هرگاه زوج هنگام عقد شرط بکارت زوجه را کند در این صورت بفرمایید :
الف ) اگربعد از وقوع عقد معلوم گردد زوجه داراى پردة بکارت بوده ولیکن ثابت شود قبلاً با او نزدیکى صورت گرفته است (به لحاظ اینکه گاه پرده بکارت با نزدیکى زایل نمى شود) آیا در صورت مذکور ، زوج امکان فسخ نکاح را دارد ؟
ب ) مراد از «بکارت» داشتن پردة بکارت است یا عدم نزدیکى (چه بسا پردة بکارت در مواردى همانند پریدن و. … زایل مى گردد) یاهر دو ؟
ج ) آیا مراد از ثیب ،زنى است که بصورت مشروع ازالة بکارت شده یا اینکه مراد از آن اعم است ولو اینکه از راه نامشرع یا عنف و یا پریدن و … ازالة بکارت شده باشد ؟
د ) زنى که بعد از نزدیکى باکره مى ماند حکم باکره را دارد یا ثیب ؟
جواب : 1 و 2 ـ منظور از شرط بکارت عدم دخول است مگر اینکه تصریح شود .و بنابراین حق فسخ دارد .
3و4 ـ مراد مدخوله است ولو از راه نامشروع .
سؤال : 62 ـ آیا ازدواج زن و یا مرد شیعه با افراد گروهى از مسلمانان موسوم به اهل حق که موحد بوده و معتقد به نبوت و رسالت حضرت رسول (ص) بوده و امامت و ولایت على (ع) و اولاد او و اصول دین مبین اسلام را نیز قبول دارند و ضروریات دین را نیز انکار نکرده و به صورت دعا و ذکرهاى خاصى اعمالى بجا می آوردند صحیح است ؟و حکم شرع در خصوص این مسئله چیست ؟
جواب : اگر ازدواج مزبور موجب فساد عقیده و یا فساد اخلاق و ترک وظائف شرعى نباشد اشکال ندارد لیکن اهل حق مزبور ،تا آنجا که ما اطلاع داریم هر چند در اعتقاد جزء فرق شیعه حساب مى شوند ،لیکن از نظر اعمال اهل نماز و روزه و سایر وظائف شرعى نیستند و طبعاً زن هم که تحت تأثیر مرد قرار مى گیرد تارک وظائف خواهد شد.
سؤال : 63 ـ آیا عقد دائم زن مسلمان شیعه که عقاید مرد اهل حق را پذیرفته باشد صحیح است ؟
جواب : طبق اظهارى که برخى رؤساء فرقة مزبور نموده و صورتى از اعتقادات خود را براى ما فرستاده بودند آنها هم شیعه هستند لیکن از نظر وظائف دینی مشکل دارند و زن طبعاً تحت تأثیر مرد تارک اعمال و وظائف خواهد شد و از این نظر این ازدواج شرعاً جائز نمیباشد .
سؤال : 64 ـ اذن پدر در مورد ازدواج دختر باکره در چه شرائطى ساقط مى شود ؟
جواب : اینجانب اذن پدر را در نکاح باکره را اگر رشیده باشد مطلقاً شرط نمى دانم .به شرح اینجانب بر کتاب عروة الوثقى جلد چهارم و نیز به رساله اینجانب (توضیح المسائل) رجوع شود .البته اگر پدر نهى کرد و یا موجب ایذاء و عقوق شود گرچه عقد نکاح ،عملى حرام است لیکن عقد صحیح است .
سؤال : 65 ـ از لحاظ شرعى هنگامى که پدر دختر باکره براى ازدواج دخترش رضایت نمى دهد ،ولى پدربزرگ وى راضى است حکم چیست؟
جواب : آنها که اذن پدر را شرط مى دانند ،با وجود پدر ،پدر بزرگ هیچگونه سمتى ندارد .
سؤال : 66 ـ آیا مرد ،ضامن جهیزیه همسرش مى باشد ؟ثانیاً اگر شوهر فوت کند و جهیزیه همراه دیگر ماترکش در اختیار ورثه قرار گرفت آیا وارث ضامن است ؟
جواب : اگر پدر دختر ،جهیزیه را به دخترش بخشیده است ـ که نوعاً اینطور است ،نه براى زندگى مشترک و به هر دو نفر زوج و زوجه ـ هر کسى بخواهد تصرف کند باید به اجازة دختر باشد وگرنه حرام و ضامن است .
سؤال : 67 ـ نظر اکثریت علماى اسلامى را راجع به تعیین مهریه و به نرخ روز بفرمایید ؟و چگونه و به چه دلیل برخى به عنوان ربوى بودن آن را رد می کنند ؟
جواب : اگر به کلى از مالیت افتاده باشد باید به قیمت روز حساب شود و اشکال ربا در این مورد نیست ولى اگر به کلى از مالیت نیافتاده باشد همان مبلغ کافى است .البته در پول کاغذى .ولى در سکه هاى طلا و نقره قدیم ،میزان وزن نقره و طلا هم باید لحاظ شود .
سؤال : 68 ـ اگر شوهر اجازه اتخاذ شغلى را به همسر خود داد ؟ آیا بعد از طى مراحل خاص و اشتغال ایشان مى تواند بگوید اجازه ادامه کار را نمی دهم ؟و یا اجازه اول التزام به تمام لوازم آن مى باشد ؟
ب ) آیا بین کار موقت و کار مستمر و همیشگى تفاوتى هست ؟
ج ) آیا بین استخدام توسط شخص حقیقى و یا حقوقی خصوصاً دولتى تفاوتى هست ؟
د ) آیا بین کارى که با حق شوهر منافات داشه باشد با شغلى که چنین منافاتى ندارد فرقى هست ؟
ه ) آیا بین شغلى که با رها کردن آن به صاحب کار و یا دیگران لطمه جدى مى خورد با شغلى که چنین نیست فرقى هست ؟(مثل ممنوعیت زن از ادامة تدریس در وسط سال تحصیلى که باعث ضرر زدن به آموزشگاه و محصلین مى شود ).
جواب : 1 ـ اگر در ضمن عقد لازم ،اجازه شرط شود ،و یا پس از اجازة شوهر ،قرار اجاره با زن بسته شود ،و یا با ردّ اجازه از طرف شوهر ضرر مهمى به زن و یا طرف قرارداد وارد شود جایز نیست .2 ـ فرقى نیست .3 ـ فرقى نیست .4ـ فرقى نیست .5 ـ در بالا ذکر شد .
مجموعه سؤالات :
باعرض سلام این مسائل آذربایجانى را اگر زحمتى نیست جواب دهید :
سؤال : 69 ـ زنى که معلوم نیست طلاق گرفته یا خیر ،ازدواج کرده بعد از ازدواج معلوم مى شود که این زن طلاق نگرفته ،حکم این زن چیست ؟
جواب : ازدواجشان که باطل بوده است چون عمل نزدیکى هم انجام شده است باید از یکدیگر جدا شوند و بر یکدیگر حرام هستند .
سؤال : 70 ـ ما زمان کمونیستها ازدواج کردیم در آن وقت هیچ کس نمى دانست که عقد چیست و ما بدون عقد زن گرفتیم و حالا چند بچه داریم .آیا این بچه ها زنا زاده اند ؟
جواب : بچه ها حرام زاده نیستند فوراً اکنون زن را عقد کند وگرنه از حالا به بعد عمل زناشوئى حکم زنا را دارد .
سؤال : 71 ـ شخصى در حال مرض زنى را عقد مى کند و در همان مرض قبل از دخول مى میرد با توجه به این مسئله بفرمایید :
الف ) آیا زن ارث مى برد ،و لازم است عده نگه دارد ؟
ب ) آیا فرزند میت مى تواند آن زن را به عقد خود درآورد ؟
جواب : 1 ـ عده ندارد و ارث نمى برد .
2 ـ نمیتواند ،حرمت زن پدر معلق بر دخول نمیباشد .
سؤال : 72 ـ آیا ازدواج مرد مسلمان با زن کافر ـ کتابى و غیر آن ـ و مرد کافر با زن مسلمان جایز است ؟
جواب : مرد مسلمان با زن کافر بطور عقد دائم جایز نیست ولی بطور عقد موقت هر چند دراز مدت با کتابى اشکال ندارد و اما زن مسلمان با مرد کافر جائز نمیباشد .
سؤال : 73 ـ نگاه کردن به برنامه هاى ماهواره اى (چه خوب ،چه بد) کلاً چه حکمى دارد ؟
جواب : برنامه ها فرق مى کند .اگر برای اعتقاد و اخلاق ضرر نداشته باشد و عمل حرامى چون نگاه شهوت و محرک بطرف حرام به مناظر قبیحه و مانند آن نباشد اشکالى ندارد .
سؤال : 74 ـ در برخى مسابقات ورزشى داخل سالن دیده مى شود دختران جوان در ورزشگاه حضور دارند که به فریاد و تشویق بازیکنانی مشغولند (مثل والیبال مردانه) نظرتان در این باره چیست ؟
جواب : اگر فرض شود که کار حرامى چون اختلاط پسر و دختر نباشد و یا سخن محرکّ شهوت نباشد صرف تشویق اشکالى ندارد ، لیکن مى دانیم که این فقط یک فرض است و اینگونه اجتماعات ،مضر به اخلاق جوانها مى باشد اگرچه گاهى از قبیل رفع افسد به فاسد بوده از کارهاى بدتر جلوگیرى مى کند .
سؤال : 75 ـ نگاه کردن به عکس زنان کافر ویا اهل کتاب ومسیحی چه حکمى دارد ؟بخودشان چطور؟
جواب : در عکس ،بدون قصد لذت و شهوت اشکال ندارد ،و در خودشان اگر به سایر اعضاء بدن ـ غیر از صورت و گردن و بقدریکه در احکام دینشان تجویز شده که باز باشد ـ باشد اشکال دارد .
سؤال : 76 ـ نگاه کردن به عکس زنان مسلمان ولى نامحرم چه حکمى دارد ؟
جواب : اگر به قصد تفحص و دقت در خصوصیات بدن زن نباشد و به قصد شهوت هم نباشد اشکال ندارد .
سؤال : 77 ـ اگر به خاطر حفظ احترام حضرت امام و براى اینکه به مقام شامخ آن بزگوار و یا دیگر علماء دین اهانتى نشود آیا می شود مقام این بزرگان را همانند مقام علماى صدر اسلام یا حتى مقام حضرت عباس (ع) برابر دانست و اهانت به این عزیزان را اهانت به باب الحوائج دانست ؟
جواب : نسبت به حضرت عباس علیه السلام خیر و اما نسبت به علماء صدر اسلام باید یکایک را جداگانه بررسى نمود .
سؤال : 78 ـ نگاه کردن به فیلمهاى خارجى که زنها در آن فیلمها بى معجر (روسری) هستند چه حکمى دارد ؟
جواب : اگر به قصد لذت نباشد اشکال ندارد .
سؤال : 79 ـ آیا مادر زن دوم به پسر زن اول محرم است ؟
جواب : محرم نیست .
سؤال : 80 ـ آیا بستن لوله هاى منى مرد براى جلوگیرى از بچه دار شدن جایز است ؟
جواب : براى دائم ،جز در ضرورت جایز نیست .
سؤال : 81 ـ در صورتى که اسپرم و تخمک از زن و شوهر شرعى یا غیر شرعى باشد آیا تلقیح مصنوعى جایز است؟
جواب : از زن و شوهر شرعى جایز و غیر آن یعنى از نامحرم حرام است .
سؤال : 82 ـ آیا در مردها مى توان گونه ها را بند انداخت یعنی موهاى روى گونه را کند ؟
جواب : اشکالى ندارد .
سؤال : 83 ـ ضمن مطالعة کتاب نگاهى به بردگى ازحضرت عالى ،دو سؤال در ذهن من مطرح شود لطفاً بفرمایید :
الف ) از ظاهر بعضى مطالب کتاب فهمیده می شود که با مسئله تحدید نسل مخالفید آیا این مسئله حتى در مواقع ضرورت هم همان حکم را دارد ؟(صفحة 87 ).
ب ) در صفحة 129 کتاب ،ظاهراً شما نسبت کثرت تزویج حضرت امام حسن و کثرت طلاق او را قبول دارید ،با اینکه در بعضى روایات آمده است که مردم که دخترانشان را حضرت طلاق مى داد به حضرت امام على (ع) شکایت امام حسن (ع) را مى کردند و امام مى فرمودند به او زن ندهید آیا این نسبتها در حق امام حسن (ع) درست است ؟
جواب : 1 ـ در ضرورت مخالفتى نداریم .
2 ـ احتمال قوى میرود که حضرت برای سامان دادن به زندگى دختران فقیر آنها را عقد و سپس با مهریه طلاق مى داده ،و مردم به عنوان عروس پیامبر (ص) به راحتى با آنها ازدواج مى کرده اند .
سؤال : 84 ـ زنى اظهار مى کند که دارای دو فرزند است و حالا مى خواهد با بستن لوله هاى رحم از حاملگى دوباره ،جلوگیرى کند دکتر به او مى گوید که این عمل شما را عقیم دائمى مى کند آیا میتواند عمل کند ؟
جواب : در غیر ضرورت جایز نیست .
سؤال : 85 ـ آیا جایز است دختر شیعه به شوهر سنى داده شود ؟
جواب : چون معمولاً خوف زوال عقیده است جایز نیست تکلیفاً ،گرچه باطل نیست وضعاً .
سؤال : 86 ـ ظاهراً تمام انسانهاى روی زمین ذریة حضرت آدم (ع)هستند و به قول پیامبر اکرم (ص) پدر همه یکى است «حضرت آدم (ع)» پس نتیجه میگیریم که همه خواهر و برادر هستند ولى چطور محرم نیستند ؟میخواستم نظر شما را در این مورد جویا شوم ؟
جواب : آرى همه فرزندان آدم هستند لیکن ملاک محرم بودن اینگونه خواهر و برادرى نیست .
سؤال : 87 ـ آیا نگاه کردن به عکس نامحرم در صورت شناخت از او از لحاظ شرعى اشکال دارد ؟
جواب : اگر نگاه کردن ،بى احترامى به صاحب عکس ،باشد یا احتمال دارد که او بفهمد و اذیت شود و یا به قصد لذت و شهوت نگاه شود اشکال دارد .
سؤال : 88 ـ مذاکره و گفتگو با نامحرم در چه شرائطى جایز است ؟
جواب : 1 ـ مکالمه و مذاکره اگر همراه با نوعى نرمش هوس انگیز نباشد اشکال ندارد ،لیکن حتى برخى لبخندهاى هنگام مکالمه ،می تواند طرف مکالمه را تحت تأثیر قرار دهد باید مراقبت شود و همینطور چشم در چشم دوختن .
2 ـ رعایت حجاب لازم و فرقى بین آنجا و دیگر جاها نیست ،ستر صورت و کفّین واجب نیست ،لیکن اگر وضع صورت و کفّین طورى است که محرک شهوات است ،نیز حتى الامکان احتیاط خوبست و گاهى لازم.
3 ـ چادر الزاماً واجب نیست لکین به شرط اینکه مانتو و امثال آن نمایانگر خصوصیات بدن نباشد و در راه رفتن مثلاً جلب انظار بخصوصیات بدن نشود ،و این خیلى دقیق است و بدین جهت است که از قدیم چادر رسم شده است اگر مانتو و امثال آن بحدى گشاد باشد که خاصیت چادر را داشته باشد بى اشکال است معمولاً کار خانمها در مراکز ادارى که در تماس با مردان است بسیار دشوار است و چه خوبستکه در جایى کار کنند که تماس با جنس مخالف نباشد .
سؤال : 89 ـ در منطقه کشمیر آزاد تعداد سادات حفظهم الله به هزار مى رسد اکثریتشان اهل سنت هستند البته به بچه هایشان اسامى دوازده امام را یاد میدهند و مولاى متقیان را از دیگران افضل میدانند از ولایت اهل البیت برخوردارند خیلى کم هستند که به مکتب سلفیون گرویده اند .در سالهاى اخیر یک جهش براى استبصار سادات در کشمیر آزاد شروع شده است و تعداد معتدبه مستبصر شده اند و این حرکت رو به ازدیاد است .الان یک مشکل پیدا شده است : بعضیها این خبر را بین سادات شهرت داده اند که در مکتب تشیع احترام از سادات نیست و عقد هاشمیه را به غیر هاشمى جایز مى دانند . ما هر چه گفته ایم که اینطور نیست احترام سادات در مکتب تشیع به حد بالا است و هر کجا به سبب نکاح اهانت سادات باشد در آنجا عقد هاشمیه به غیر هاشمى جایز نیست. البته ما این مطلب را از بعضى علماء شنیده ایم که آنها این مسئله را از حضرت آیت الله العظمى السید محسن الحکیم نقل کرده اند که در هر کجا عقد سیده به غیر سید سبب اهانت و هتک سادات محسوب شود از نکاح سیده به غیر سید خوددارى شود ،چون کرامت سادات اهمیت فراوان دارد .نظر به اینکه علماء اهل سنت اخیراً یک کتاب چاپ کرده اند و در آن کتاب فتاوى دوهزار مفتیان اهل سنت از گذشته و موجوده به دلائل نقل نموده اند که عقد هاشمیه و غیر هاشمى جایز نیست .ما همچنان یک فتواى مستند نداریم لطفاً این مشکل را حل کنید تا بتوانیم سادات را به طرف مکتب حقه اهل بیت تمایل دهیم و آنها را مستبصر کنیم .تعداد سادات در استاندارى مظفر آباد کشمیر بالغ بر سه هزار مى باشد و در استان باغ بیش پنجاه هزار خانواده از سادات گردیزى (جعفری) میباشند و … لطفاً بیان کنید :
الف ) عنوان سادات به چه کسانى اختصاص دارد ؟
ب ) آیا احترام سادات از لحاظ اینکه آنها از سلاله پیغمبر هستند لازم است ؟
ج ) اهانت به سید غیر صالح چه حکمى دارد ؟
د ) اگر یک سید صالح باشد آیا اجر اعمال نیک آن دو برابر است و یا مساوى با دیگران است همچنان عقاب گناهان آن نسبت به دیگران چگونه است ؟
و ) در مناطقى عقد سیده به غیر سید اهانت براى خانواده سادات محسوب مى شود در این صورت این عقد جایز است ؟
ه ) بین سادات این امر به قدرى اهمیت دارد که اگر یک سید دختر را به غیر سید بدهد یا دختر خودسرانه برود و با غیر سید عقد کند وارثان ،آن دختر و پسر را مى کشند .نظر به این مسئله اگر این مسئله بازگو شود تبعات آن چنانى دارد ،باز هم آیا این عقدها جایز است ؟
ى ) بعضى قبائل معروف که اجدادشان توسط سادات مسلمان شده بودند از اسلاف خود این وصیت کتبى را دارند که از خانواده سادات براى پسرانشان دختران را نگیرند البته اگر سادات از آنها براى پسرانشان خواستگارى کنند به آنها دختران خود را بدهند ؟
آیا عمل کردن به این وصیت لازم است و اصلاً اینطور وصیتها شرعاً چه حکمى دارد ؟
جواب : 1 ـ اگر در جائى ازدواج مزبور اهانت و هتک به مقام سیادت باشد جایز نیست ،لیکن اگر این یک ترفندى از ناحیه دشمن باشد باید تدریجاً با آن مقابله کرد .
2 ـ تحریم ازدواج بطور عموم از طرف دشمنان اهل بیت علیهم السلام طرح شده و هدفشان ماندن دختران سادات در منازل و جلوگیرى از ازدیاد نسل پیامبر (ص) بوده است .باید خیلى هوشیار و مراقب دسائس دشمنان باشید .
3 ـ پیامبر اکرم (ص) دختر زبیر را به مقداد داد ،زبیر برادر عبدالله و ابوطالب یعنى عموى پیامبر (ص) بود و مقداد ،کندی بود.
4 ـ احترام به سادات در همة شرائط لازم است و اهانت به آنها حرام است ،لیکن مراقب باشید که به بهانة احترام ضرر به تکثیر نسل پیامبر (ص) نشود البته محیط ها فرق مى کند .
سؤال : 90 ـ نظر علماى فقه راجع به حجاب شرعى وحجاب عرفى چیست؟
جواب : از نظر ما هر گونه پوشش که جز صورت و دو دست از مچ تا انگشتان ،پیدا نباشد کافى است به شرط اینکه نوع پوشش موجب تحریک شهوانى نباشد همچون برخى لباسهاى تنگ و چسبان ،و نیز نباید لباس طورى باشد که موجب مسخره یا هتک و ذلت باشد .
سؤال : 91 ـ کوتاه کردن موى زن به طورى که شبیه مرد شود و یا بلند کردن مو براى مرد به طوریکه شبیه زن شود حکمش چیست ؟
جواب : اگر موجب اشتباه در برخوردها نشود صرف اینکار حرام نیست .
سؤال : 92 ـ صحبت کردن مرد با صدای تقلیدى زنان و بالعکس چه حکمى دارد ؟
جواب : اگر تقلید شخص خاصى را انجام می دهد باید توهین به او نباشد در غیر این صورت اشکال ندارد ،مگر از اینکار استفاده حرام کند .
سؤال 93: محضر مبارک... سلام علیکم
با احترام خواهشمند است نظر مبارک خویش را در خصوص سوال زیر مرقوم فرمائید. آیا از زمان انعقاد عقد نکاح دائم تا زمان شب زفاف (به اصطلاح دوران عقد بستگى) زوجه حق دریافت نفقه دارد و نفقه بر او واجب است یا خیر؟ با تشکر محمدرضا...
جواب: شانه العزیز از نظر شرعى بمحض وقوع عقد نکاح همه آثار عقد از جمله، لزوم اطاعت زوجه از زوج در مسئله تمکین، و عدم خروج از منزل بدون اذن زوج، و نیز لزوم نفقه بر زوج، مترتب مىشود، لیکن در محیط ایران و برخى محیطهاى دیگر متعارف این است که بین عقد و عروسى همه آثار عقد را بار نمىکنند مثلاً خروج زوجه اذن نمىخواهد، تمکین از زفاف نمىکند، از آنطرف نفقه هم نمىخواهد، و این تعارف بمنزله شرط ضمن عقد حساب مىشود و بنابراین در اینگونه محیطها نفقه ندارد، وقتى با توجه به این عرف و عادت عقد مىشود.
سؤال 94: محضر مبارک حضرت... سلام علیکم
با احترام خواهشمند است نظر مبارک خویش را در خصوص سوال زیر مرقوم فرمائید. همانطور که مستحضر هستید مطالبه مهریه از طرف زوجه عندالمطالبه مىباشد و زوج باید به محض طلب زوجه آن را پرداخت نماید و با عنایت به ماده 1085 قانون مدنى که مىگوید زن مىتواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاى وظایفى که در مقابل شوهر دارد امتناع کند ضمن آنکه این موضوع در جامعه به صورت یک باب و عرف وسیله سؤ استفاده و کسب مال و تحت اجبار قرار دادن زوج به قبول خواستههاى زوجه در آمده است مع الوصف آیا از نظر شرع زوجه مىتواند در دوران عقد بستگى و قبل از تمیکن عام و خاص مهریه خود را به صورت دفعتا واحده طلب نماید.
جواب: شانه بمحض انجام عقد، زوجه مالک مهر مىشود، اگر بعدا طلاق واقع شد نصف آن کم مىشود. لیکن اگر عرف و عادت یک جامعه بر این شد که مهر را مدتها پس از عروسى مطالبه مىکند و پرداخت مىشود، بطوریکه این عرف، پس از مدتى بمنزله یک شرط در ضمن عقد در آید، در آنصورت قبل از عروسى حق مطالبه ندارد، و اگر در ضمن عقد هم بگویند « عندالمطالبه » منصرف به مطالبه در وقت متعارف خود مىشود که پس از عروسى است، و ظاهرا در عرف و عادت ایرانیان همین معنى مورد نظر مىباشد و لذا مطالبه مهر بلافاصله پس از عقد را یک امر شگفتآورى حساب مىکنند. و بدین حساب شوهر مىتواند مهر را به پس از عروسى، یا طلاق موکول نماید. مطلب مزبور در مسئله اجرت المثل براى کارهاى داخلى منزل و مانند آن نیز جریان دارد یعنى اگر عرف و عادت بر این است که زن باید کارهاى منزل را انجام دهد و عقد نکاح با این رسم انجام مىشود حق اجرت ندارد.
سؤال 95: با آروزى سلامتى براى شما یک دختر، اثنى عشرى مىخواهد، با پسرى که مذهب حنفى دارد ازدواج کند البته او مىتواند با پسرى از خانواده اثنى عشرى هم ازدواج کند دختر مىگوید اگر فتوى به من این اجازه را ندهد من با پسرى حنفى ازدواج نخواهم کرد.
لطفا ما راهنمایى نمائید و جواب را به زبان اردو یا انگلیسى از طریق پست براى ما ارسال نمائید. پاکستان...
جواب: ازدواج زن شیعه با مرد سنّى ـ حنفى یا غیر حنفى ـ گرچه از نظر صحت و بطلان، صحیح است لیکن چون خوف صدمه به اعتقاد یا آزار شدید زن بوسیله مرد مىباشد از نظر تکلیفى حرام است. اینکار را نکنید و اگر کردید دقیقا مراقب اعتقاد خود و فرزندتان باشید.
سؤال 96: محضر مبارک... سلام علیکم
خواهشمندم جوابِ سوالهاى شرعى زیر را مرقوم نمایید.
1 ـ اگر مردى بخواهد خواهر زنش به او محرم شود راه محرم شدن چه مىباشد؟
جواب: مىتواند دختر خواهر زن را با اجازه زن خویش (خاله دختر) بعقد موقت خود در آورد.
2 ـ اگر دخترى با زنا یا نزدیکى به شبهه، غیر باکره شده باشد آیا در ازدواج دایم یا موقت او اجازه پدر یا جدّ پدرى لازم است؟
جواب: بنظر اینجانب اجازه لازم نیست.
3 ـ آیا خواندن صیغه عقد دایم با عبارت «مَتَّعْتُ» به نظر مبارک شما جایز و صحیح است یا خیر؟حسن...
جواب: صحیح نیست
سؤال 97: محضر مبارک حضرت... بعد از عرض سلام و تحیّت، به استحضار محترم مىرساند: متأسفانه با توجّه به این که در جامعه امروزى در ایران و سایر کشورها، زنان فاحشه زیادى وجود دارد که در مقابل دریافت پول، حاضر به انجام عمل جنسى مىباشند و به خاطر فقر فرهنگى و دینى، اعتقاد و التزامى به مسأله متعه ندارند و چه بسا آن را به استهزاء مىگیرند؛ لذا چند مسأله پیرامون این موضوع مطرح مىگردد:
1 ـ آیا متعه نمودن چنین افرادى جائز است؟
2 ـ در صورت جواز متعه، آیا ثوابى که در روایات براى متعه آمده، شامل متعه نمودن چنین افرادى هم مىشود یا اینکه فقط صرفا جائز است؟
3 ـ آیا براى اجراى صیغه حتما باید او را از مهر و مدّت مطّلع ساخت و از وى وکالت گرفته و در حضور او صیغه را خواند یا اینکه بدون أخذ وکالت و در غیاب او هم مىتوان صیغه را جارى کرد؟ (با توجه به اینکه یقینا او راضى است و تنها هدف او رسیدن به پول است و چنین اظهار مىدارند که براى یکبار رابطه برقرار کردن فلان مبلغ) و آیا مدّت را مثلاً یکبار رابطه قرار دادن جائز است یا خیر؟
4 ـ با توجّه به اینکه آنها هیچگونه توجّه و اعتقادى به مسأله عدّه ندارند (و یقینا مجدّدا با شخص دیگرى رابطه بر قرار مىنمایند) پس از پایان مدّت آیا باز هم ملزم به عدّه نگه داشتن مىباشند یا اینکه شخص دیگرى هم مىتواند آنها را صیغه نماید؟
5 ـ در صورتى که احتمال دروغ گفتن آنها وجود داشته باشد، آیا سئوال کردن در خصوص شوهر و حیض لازم است؟ و آیا به قول آنها در مورد شوهر نداشتن و حیض نبودن مىتوان اعتماد کرد؟
6 ـ در صورتى که باکره باشند و فقط از طریق دبر و سایر استمتاعات رابطه برقرار مىکنند، آیا باز هم اذن پدر لازم است؟
7 ـ با توجّه به اینکه یکى از شرائط عقد، قصد انشاء است؛ در خصوص متعه چنین افرادى، معمولاً قصد انشاء به معناى واقعى آن احراز و حاصل نمىشود، در این صورت تکلیف چیست و عقد چه صورت دارد؟
8 ـ اگر مردى، زنى را به صورت غیر دائم عقد کند و به او دخول نماید و پس از پایان مدّت (و در عدّه) او را به عقد دائم در آورد و به او دخول نکرده او را طلاق دهد، در این صورت:
آیا زن غیر مدخوله است و بدون عدّه نگه داشتن مىتواند عقد نماید؟ یا اینکه باید عدّه عقدِ غیر دائم تمام شود؟
9 ـ مقصود از مشهوره (که برخى فرمودهاند بنابر احتیاط متعه زانیه مشهوره جائز نیست) چیست؟
10 ـ اگر ـ نعوذ باللّه ـ سیّدى زنا کند و بچهاى متولّد شود، آیا این ولدالزّنا ملحق به سادات است و مىشود به او خمس داد یا اینکه به سادات ملحق نیست و به او زکات تعلّق مىگیرد؟
جواب: 1 ـ جائز است بشرط اینکه هر چند بخاطر اضطرار، عقد متعه را قبول کند، و معناى آن را بداند.
2 ـ در صورت فوق ثواب متعه را هم دارد البته براى زوج. زن هم اگر به قصد خدا، هر چند در حال اضطرار، قبول کند ثواب دارد.
3 ـ حتما اطلاع از مهر و مدت لازم است. و باید یا خود زن طرف عقد باشدیا وکالت داده شما اجرا کنید.
4 ـ آنها شرعا باید عدّه نگه دارند، شخص دیگر اگر نداند که زن در عدّه دیگرى است اشکال ندارد، سؤال هم لازم نیست.
5 ـ سؤال لازم نیست و اگر جواب دادند مورد اعتماد مىباشند.
6 ـ اگر دختر رشیده است که سفیه نبوده مصالح خویش را مىفهمد بنظر اینجانب اذن پدر اساسا شرط نیست. لیکن اگر موجب آزار و یا عقوق شود اینکار حرام است، هر چند عقد صحیح است. اگر پدر نمىفهمد تا اذیت شود حرام نیست. در مورد اذیت فرقى بین پدر و مادر نیست، نباید آنها اذیت شوند. هر چند با مخفى کارى. ضمنا طبق روایات باید مراعات آبروى اجتماعى دختر هم بشود بخصوص در حفظ بکارت. ضمنا دخول قبل و دبر فرق ندارند.
7 ـ احراز قصد لازم نیست. همینکه معناى متعه را که یک قرار زندگى موقت است بداند و قبول کند حکم قصد را دارد.
8 ـ بنظر اینجانب با این حیله عدّه از بین نمىرود و باید عدّه نگه بدارد. گرچه بعضى گفتهاند. این براى دیگران. اما براى خود شخص اول که مسلما عدّه ندارد.
9 ـ معناى مشهوره واضح است، زنیکه نوعا افراد جامعه او را به اینکار بشناسند و او هم اهل اینکار باشد. البته از نظر ما عقد صحیح است چه دائم و چه متعه، لیکن از باب نهى از منکر، و نیز حفظ حیثیت مرد اگر به آبروى مرد لطمه مىخورد یا عقد این زن موجب تشویق به کارش شود عقد حرام لیکن صحیح است.
10 ـ فرزند سید است و سهم سادات هم مىتواند بگیرد لیکن از پدر خود که زانى است ارث نمىبرد چنانکه پدر هم از او ارث نمىبرد.
سؤال 98: چرا نمىشود با زنان پیامبر ازدواج کرد؟
جواب: به دلیل آیه قرآن که حکم مادر دارند.
سؤال 99: (سؤال انگیسى و مفصل است و خلاصه آن اینستکه) آیا ازدواج دختر مسلمان با مرد غیرمسلمان جائز است یا خیر؟
جواب: ازدواج دختر مسلمان با مرد غیر مسلمان بهیچوجه جائز نمىباشد، عقد باطل و هر گونه تماس حرام است.
سؤال 100: ازدواج دختر شیعه با فرد سنى چه حکمى دارد. حسین...
جواب: زن شیعه نباید با مرد سنى ازدواج کند. از این جهت که در معرض تغییر عقیده قرار مىگیرد و یا دائما در معرض اذیت مىباشد، حرام است.
سؤال 101: حضور محترم.... سلام علیکم
احتراما مرقوم فرمائید که آیا زوج تکلیف در اخذ یک مسکن مستقل براى همسر خود دارد یا نه؟ همچنین عنایت فرمائید که آیا زوج مىتواند زوجه را مجبور به سکونت در منزلى بنماید که در آن مادر زوج سکونت داشته و برادران و خواهران زوج نیز با در دست داشتن کلید درب ورودى به کرات به آن ورود و خروج دارند یا خیر؟ در اینگونه موارد تکلیف زوجه چیست؟
جواب: زن حق دارد مسکنى مطابق با شأن خود از مرد مطالبه کند و اگر بودن مادرشوهر و دیگران برایش مشقت بسیار دارد مىتواند حق مسکن مستقل خود را مطالبه نماید، مگر اینکه مرد نتواند، که باید بعدا جبران کند.
سؤال 102: محضر مبارک حضرت آیت اللّه... با سلام
اینجانب در تاریخ 6/5/82 با خانمى ازدواج کرده و از آن تاریخ نامبرده در عقد بنده مىباشد، شایان ذکر است هیچگونه رابطه زناشویى نداشتهایم، معهذا با توجه به اینکه طبق عرف، دختر در فاصله زمانى بین عقدبستگى و مراسم عروسى در منزل پدرش مىباشد آیا در این دوره به وى نفقه تعلق مىگیرد؟
جواب: اگر خانم آماده بوده که با شما بیاید و شما او را از منزل پدرش نبردهاید حق نفقه دارد و اگر او و یا پدر و مادرش آماده عروسى شما نبوده و دختر را تحویل نمىدادهاند حق نفقه ندارد.
سؤال 103: محضر مبارک حضرت آیت اللّه... با تقدیم سلام
آیا جایز است که شوهر بدون اجازه و رضایت زن دایمى یا موقت خودش به مسافرت بیش از چهار ماه برود؟ (خواه این مسافرت لازم باشد خواه مسافرت مستحب باشد)
جواب: ترک حق چهار ماه یکبار، بدون رضایت زن جایز نیست، البته براى زن جوان، و بدون عذر براى سفر و همینطور عذر غیرسفر.
سؤال 104: محضر مبارک مرجع عالیقدر... سلام علیکم
آیا نگاه کردن شوهر به کلاهگیس همسرش که از موى زنهاى نامحرم درست شده جایز مىباشد؟
جواب: به نظر اینجانب اشکال ندارد لیکن احتیاط خوبست.
سؤال 105: محضر مبارک حضرت ... سلام علیکم
احتراما به استحضار مىرساند، اینجانب مهدى... به عنوان محقق از دانشگاه تربیت معلم تبریز حضورا مىخواستم مصاحبهاى با حضرت عالى داشته باشم ولى به دلیل عدم دسترسى، خواستم سؤالات را به صورت کتبى طرح کنم و نظر حضرت عالى را در مورد ازدواج موقت بدانم.
1 ـ نظر حضرت عالى در مورد ازدواج موقت چیست؟
2 ـ با توجه به وضعیت موجود که در جامعه پیش آمده و بىبند و بارى جنسى در جامعه اسلامى بیداد مىکند. آیا ضرورت ازدواج موقت پیش نیامده است؟
3 ـ با توجه به اینکه فاصله بلوغ جنسى و بلوغ اقتصادى شکاف عمیقى پیدا کرده، ازدواج موقت مىتواند راه حل این مشکلات باشد؟ (مشکلات جنسى جوانان)
4 ـ با توجه به رواج فرهنگ دوست پسر و دوست دختر، خصوصا در دانشگاهها، آیا صلاح نیست که این فرهنگ غلط را در قالب ازدواج موقت درآوریم.
5 ـ بالاخره چه راهکارى را براى رواج ازدواج موقت (با توجه به عدم قبول عرف) تجویز مىکنید.
6 ـ در پایان اگر مطلبى را لازم به توضیح میدانید ولى در سؤالها نیامده ذکر نمایید.
جواب: ازدواج موقت یک ضرورت است، چه بسیار آنها که امکان ازدواج دائم ندارند، و حتى در زنان دیده شده که به جهاتى خاص در مقطعى خاص بناى ازدواج دائم ندارند، و چه بسیار زنان بیوهاى که افراد مجرد آنها را بطور دائم نمىگیرند، قبل از ازدواج دائم هم چه بسا براى خیلى افراد، ازدواج موقت یک ضرورت است، براى آشنایى به مسائل جنسى! و چه بسیار مردانى که از ازدواج اول خود ناراضى هستند و امکان ازدواج مجدد هم ندارند. و مواردى از این قبیل، توجه به این مسئله و مشابه اینها ضرورت ازدواج موقت را به خوبى معلوم مىکند. براى حل مشکل، مسئله عرف جامعه هم لازم است فرهنگسازى شود، در رساله مراجع تقلید، در صدا و سیما، در مطبوعات، در سخنرانىها، باید زیادتر صحبت و توضیح داده شود.
سؤال 106: محضر مبارک... السلام علیکم و رحمة اللّه
پس از تحیت، امید وجود شریف پیوسته ایام از جمیع مکاره و آلام مصون و محفوظ بوده و باشد.
حدود اطاعت زوجه از زوج خصوصا در امر خروج از منزل را بفرمائید.
جواب: در تمکین و در خروج از منزل، اطاعت لازم است.
سؤال 107: محضر مبارک حضرت ... سلام علیکم
1 ـ شخصى به زنى تجاوز کرده شوهرش طلاق داده همان مرد متجاوز عقد کرده و چندین اولاد دارد آیا این فرزندان حلالزاده هستند؟
جواب: مشهور فقهاء فتوى به حرمت دادهاند لیکن اینجانب در شرح عروه اشکال کردهام البته احتیاط همانست. اگر هنگام آمیزش مقلد کسى بوده که این ازدواج را باطل مىداند، و این شخص هم علم به حرمت داشته باشد فرزند حرام مىشود وگرنه حلالزاده است از باب وطى شبهه.
2 ـ شخصى با پسرى لواط کرده بعدا با خواهر آن پسر ازدواج کرده آیا اولادش حلال زاده است؟
جواب: اگر با علم به حرمت آمیزش کرده بچهها حرامزاده هستند.
3 ـ شخصى مادرزنش به بچهاش مرتب شیر داده مسئله نمىدانسته آیا باید زن را رها کند؟
جواب: بنابر فتواى مشهور فقها، آرى باید جدا شوند. لیکن از نظر اینجانب مسئله روشن نیست و روایات ما در این مسئله مربوط به شروع ازدواج با چنین موردى است، و به احتمال قوى شامل شیردادن پس از ازدواج، نمىشود و بنابراین به نظر من لازم نیست جدا شوند.
4 ـ شخصى زنش فوت کرده یا طلاق داده فورا با خواهرزنش ازدواج کرده حکم چیست؟
جواب: اگر طلاق رجعى بوده ازدواج دوم باطل است.
5 ـ شخصى منکر خمس و زکات است مکه رفته آیا مکهاش قبول است یا خیر؟ چون مکهاش باطل است طواف نساى او هم باطل است آیا با زنش مىتواند همبستر شود یا خیر؟
جواب: اگر بداند پیامبر دستور خمس و زکات داده است و در عین حال انکار کند کافر و نجس است و اصل احرام حج او هم باطل است و زن هم بر او حرام مىشود چه حج برود و یا نرود. و اگر نمىداند که در اسلام این حکم هست و نمىدانسته که خمس و یا زکوة واجب است، هر چند خمس و زکات در مال و عهده او ثابت است لیکن حج او صحیح است و مشکلى نیست لیکن باید از ترکه او پس از مردنش همه بدهىهاى شرعى او ادا شود.
6 ـ اگر زنى در عده است چه عده وفات و چه عده طلاق کسى با او ازدواج کرده اگر مسئله را مىدانست چه حکم دارد و اگر نمىدانست چه حکم دارد؟
جواب: با علم به حرمت، ازدواجشان باطل است، و حرمت ابدى هم مىآورد و همینطور اگر یکى از آن دو بداند و همینطور اگر هیچکدام ندانند لیکن دخول واقع شده باشد.
7 ـ اگر زنى فرزند کسى را شیر داد مثلاً فرزند خودش دختر است و فرزند بیگانه پسر است با هم مىتوانند ازدواج کنند یا نه؟ یا پسر بخواهد با دخترى که خواهر همین همشیره اوست ازدواج کند؟
جواب: با همشیره همشیر اشکال ندارد. لیکن با خود همشیر نمىتواند.
سؤال 108: حضرت آیت اللّه العظمى... به استحضار شریف مىرساند که بر اساس ماده 10 قانون مدنى (قراردادهاى خصوصى نسبت به کسانى که آن را منعقد نمودهاند در صورتیکه مخالف صریح قانون نباشد نافذ است) به پیوست فتوکپى توافق 2/11/74 که بین زوج و زوجه در خصوص افزایش مهریه (پیرو اختلافات قبلى واقع بین طرفین) تنظیم شده است به محضر شریف تقدیم مىگردد و نظر به اینکه بعضى از مؤمنین آن را شرط ابتدائى دانسته و لازم الوفاء نمىدانند خواهشمند است حضرتعالى مرقوم بفرمایید آیا قرارداد مذکور و شروط مندرج در آن براى زوج الزامآور است یا خیر؟ صدیقه...
جواب: اگر بصورت مصالحه (عقد صلح) باشد الزامآور مىباشد و ظاهرا منظور همین باشد، نظر به اینکه پس از بروز اختلاف مربوط به زندگى، و مربوط به تجدید نظر درباره مهر مىباشد.
سؤال 109: بسم الله الرحمن الرحیم حضرت.... بعدالسلام
با ادب و احترام به استحضار مىرساند، همسر اینجانب قریب به یک سال است که با ترک شوهر و فرزند 9 ساله خود موجبات فروپاشى زندگى مشترک را فراهم نموده و علیرغم صدرو حکم تمکین از سوى دادگاه بدوى و تایید آن توسط دادگاه تجدید نظر و به اجراء گذاردن آن و عملیات اجرائى از طریق اجراى احکام حاضر به بازگشت و تمکین نشده است، و با اتکاء به درآمد ناشى از شغل و احساس استقلال اقتصادى، و با اجاره مسکن جداگانه، عملا به کیان و اصول بنیادى آن پشت پا و لطمه زده است.
این در حالى است که شغل وى خانه دارى بوده که در سند ازدواج نیز قید گردیده و شرط ضمن عقد لازمى اخذ نشده است، لذا اینجانب براى جلوگیرى از فروپاشى کانون گرم خانواده ضمن استمداد از بزرگان، و ریش سفیدان، اقدام به تقاضاى منع اشتغال از محاکم قانونى نمودم که با توجه به محتویات این پرونده و پروندههاى متعدد مطرح فى مابین و با رسیدگى همه جانبه و در نظر گرفتن مسائل شرع مقدس اسلام و مذهب تشیع، راى بر عدم اشتغال ایشان صادر فرمودند، لیکن همسرم که در حال حاضر از بنده تمکین عام و خاص ندارد به همراه وکلاى خود ضمن اعتراض به راى منع اشتغال از محضر مراجع محترم عظام استفتاء نموده و با کتمان حقیقت و درج مطالب ناصحیح در استفتائیه و دریافت جواب مورد نظرش در خصوص موضوع، باعث اطاله دادرسى گردیده است.
حال با عنایت به مراتب معروضه و عنایت به مدارک تقدیمى و عدم رضایت اینجانب در خصوص اشتغال همسرم (آیا با توجه به شرایط فوق اشتغال ایشان از نظر شرع مقدس اسلام جایز است؟) از مقام عظماى آن حضرت استدعا دارم در پاسخ این استفتاء، با قلم مبارک و مهمور و مزین به مهر شریف آنچه را که شرع مقدس اسلام و مذهب تشیع در این خصوص بیان داشته و به منزلهى دستور العمل شرعى است مرقوم فرمایید.
جواب: بیرون رفتن زن از منزل خصوصا اگر مزاحم حق شوهر باشد حتما باید با اجازه شوهر باشد مگر اینکه در ضمن عقد ذکر شود یا در صحبتهاى مقدماتى عقد گفته شود و عقد بر آن اساس انجام شود.
سؤال 110: حضرت... با سلام ادب احتراما سؤال دارم: آیا به محض خروج زوجه از منزل مشترک و ترک زندگانى زناشویى و اثبات عدم تمکین از سوى دادگاه، زن مستحق نفقه نخواهد بود؟
و آیا از زمان اجراء حکم تمکین، ایشان مستحق نفقه نمىشود؟ یعنى زمانى که حکم اجراء شد ولى زوجه امتناع مىنماید از تمکین، آیا این زمان عدم استحقاق نفقه مىباشد؟ یا همان زمان اولیه خروج زندگانى و ترک محیط زناشویى؟
جواب: 1 ـ به محض عدم تمکین و تحقق نشوز، حق نفقه ساقط مىشود.
2 ـ اگر اختلافى در زمان تحقق نشوز و عدم تمکین باشد از طریق دادگاه حل مىشود.
3 ـ دادگاه، راه تشخیص نشوز و زمان آنست، اما حکم سقوط نفقه مربوط به عدم تمکین واقعى است.
سؤال 111: محضر مبارک حضرت آیت اللّه.... سلام علیکم
مستدعى است نظر مبارکتان را در مورد مسئله ذیل بیان فرمائید:
شخصى در 52 سال پیش ازدواج نموده به مهریه سه هزار تومان حال که زوج فوت شده آیا مبلغ مهریه زوجه به نرخ روز محاسبه مىشود یا نه؟ و در صورت محاسبه به نرخ روز، معیار در تشخیص مبلغ آن مصوبه مجلس شوراى اسلامى است یا معیار دیگرى دارد پاسخ خود را مرقوم فرمائید.
جواب: 1 ـ نظر اینجانب در پول، همان مقدار است مگر اینکه بکلى از ارزش افتاده باشد و مبلغ سه هزار تومان اینطور نیست. مىتوانست سکه و مانند آن را مهر کند که در آن صورت همان سکه با قیمت آن را پرداخت مىکرد. لیکن فعلاً که سه هزار تومان موجود است، لیکن چون مىتوان گفت سه هزار تومان حالا با آن سه هزار تومان فقط در نام تومان شریک است و در مالیت هیچ تماثلى ندارند بهتر و بلکه لازم است مصالحه شود.
سؤال 112: محضر مبارک حضرت آیت اللّه... سلام علیکم
احتراما به استحضار حضرت عالى مىرساند زوجه اینجانب مهریه خویش را طبق متن ذیل به بنده بخشیده است.
اینجانب مریم... فرزند میرجلال... به شماره شناسنامه... متولد 7/10/61 بدینوسیله در صحت جسمى و عقلى و روحى اعلام مىکنم که تمام مهریه و حق و حقوق (مهریه) خود را بخشیده و هیچطلبى را از او در هیچ زمانى ندارم. مع الوصف در صورتیکه اینجانب قصد طلاق دادن زوجه را داشته باشم آیا زوجه حق رجوع به مهریه خویش را دارد.
دوم. آیا مىتواند ادعا کند به قصد زندگى کردن بخشیده است.
جواب: 1 ـ اگر هبه بقصد تقاضاى طلاق خلع و مباراة و به این عنوان بوه حق رجوع دارد. و اگر به قصد و شرط بقاء زندگى بوده است اصل هبه اشکال داشته باطل است و اگر بقصد بقاء از طرف شوهر شروط بوده یعنى در صورتى هبه مىکند که شوهر قصد دوام داشته باشد همان قصد اولیه براى صحت هبه کافى است و اگر مقید به دوام قصد زندگى باشد هبه باطل است. و ظاهرا این معنى منظور است یعنى زن در صورتى گذشت کرده که شوهر براى همیشه با او باشد و بنابراین، هبه باطل است، ولى اگر هبه شرط ندارد و فقط داعى و باعث او بر هبه این بوده که انشاءا... شوهر با او بماند، هبه صحیح است و حق گرفتن ندارد. اگر هبه مطلق بوده است تا اثبات خلاف آن نشود هبه صحیح است. لیکن ظاهرا منظور هبه بطور مطلق نیست.
2 ـ هبه بین همسران لازم نیست، و حق رجوع هست لیکن مهریه عین بوده یا دین؟ اگر عین بوده و پس از هبه تصرف و تلف شده و یا اساسا دین بوده و او بخشیده است بطور مطلق، حق رجوع نیست. ولى اگر مهریه عین خارجى بوده و اکنون هم وجود دارد و تصرف مغیر وضع عین، در آن نشده حق رجوع دارد.
3 ـ اگر نتواند اثبات کند که هبه مقید به زندگى دائم بوده حمل بر هبه مطلق مىشود ولى ظاهر حال اینستکه زن وقتى مطمئن مىشود که همسرش براى همیشه در کنار او هست چنین کارى (هبه) مىکند وگرنه هرگز از حق خویش نمىگذرد و بنابراین قصد زندى دائم شرط بنائى هبه مىباشد هر چند صریحا در عبارات نیامده باشد آن وقت یا هبه باطل بوده و یا حق رجوع دارد.
سؤال 113: بسم اللّه الرحمن الرحیم محضر فقیه عالیقدر... سلام علیکم
با عرض پوزش از محضر رفیع حضرتعالى همانگونه که مستحضرید شرایط اقتصادى و مالى جامعه به نحوى است که تحمّل آن براى اقشار آسیبپذیر که اکثریت جامعه ما را تشکیل مىدهند دشوار مىباشد و مرد خانواده براى جوابگویى مخارج زن و فرزندان و... مىبایست که با تحمل کارهاى سخت و طاقت فرسا با اضافه کار روزانه و یا پذیرش مشاغل دوّم همچون سرایدارى و نگهبانى و... بتواند بر مخارج فایق آید حال با تحمّل این مشکلات وقتى به منزل مىآید و مىبیند که امور منزل و خانهدارى و بچهدارى و... لنگ است و خانم خانه در جواب این کاستىها با استناد به احادیث حضرت ائمه معصومین سلام اللّه علیهم اجمعین مىگوید [بنده هیچ وظیفهاى ندارم مگر اینکه بمن اجرت بدهید] و یا [به کس دیگرى بگویید که این کارهاى را انجام دهد مگر من کنیز شما هستم] و خانم خانه با کوچکترین حرفى زود قهر کرده و مرد خانه را از حق شرعى زوجیّت (تمکین) محروم مىکند. ...
خواهشمند است تکلیف مرد خانواده و زن خانواده را در این خصوص روشن فرمایید و به خاتم شریف ممهور فرمایید.با تشکر سعید...
جواب: بنظر اینجانب در شرائطى که عرف جامعه این است که زن کارهاى منزل را انجام مىدهد و مرد کارهاى بیرون را، و قرارهاى ازدواج بر این عرف انجام مىشود بطوریکه اگر زنى هنگام عقد بگوید انجام نمىدهم کسى او را نمىگیرد، چون عقد بر این اساس انجام مىشود و باصطلاح « شرط مبنى علیه العقد » است باید زن طبق همین عرف کارهاى خانه را انجام دهد و حق اجرت هم ندارد.
تدلیس
سؤال 114: محضر... اینجانب به عقد دائم مردى در آمدم و در قبل و حین عقد سخنى از بیمارى حاد قلبى وى نبود، پس از ازدواج متوجه شدم در قلبش باطرى کار گذاشتهاند اینک پس از سه سال که کاملاً اثبات شده وى عاجز از انجام کار و باید مداوم تحت مراقبت ویژه دارو و درمان باشد متأسفانه یکسال است مرا از منزل بیرون و نفقه نداده است تقاضامندم بفرمائید:
1 ـ با عیب قلبى زوج و جهل بنده به فسخ نکاح و عدم اطلاع به فوریت فسخ، حق فسخ دارم یا خیر؟ 2 ـ نفقه بر مرد واجب است یا خیر؟ 3 ـ اگر زوج قسم بخورد که از او سئوال نشده که بیمار است آیا اصل در ازدواج سلامت است یا خیر؟
جواب: 1 ـ اگر تدلیس و غش در نکاح شده حق فسخ دارید، لیکن بخاطر نفقه و حق مسکن مىتوانید از طریق محاکم براى گرفتن این حقوق خود نیز اقدام کنید. 2 ـ نفقه بر مرد واجب است. 3 ـ اصل بر سلامت است، مضافا که مىگویند استشهاد جمعى بوده که ادعاء سلامت شده است.
سؤال 115: محضر مبارک حضرت آیت... السلام علکیم و رحمة اللّه
بعد از سلام عرض مىشود که یک سؤال شرعى دارم لطفا جواب مرحمت فرمائید ممنون مىشوم. عرض این است که بنده الان ازدواج کردم بعد از سه روز مطلع شدم که خانم من حامله است ـ بدون ازدواج شرعى ـ و ماه چهارم را دارد و همان موقع از خانه بیرونش کردم و پدر خانم حمل را ضایع کردهاند، الان تکلیف من را مشخص کنید چکار کنم؟محسن... پاکستان
جواب: ازدواج شما اشکالى ندارد، چون قبلاً ازدواج نکرده و در عده نبوده است. آبروى او را هم نریزید که خدا آبروى شما را حفظ کند در دنیا و آخرت.
سؤال 116: محضر مبارک حضرت آیت اللّه... سلام علیکم
اینجانب حدود 10 سال پیش با خانمى عقد نکاح دائم نمودم. در عقدنامه ایشان خود را دوشیزه (باکره) معرفى نمودهاند. بعد از ده سال اینجانب پى بردم که ایشان قبل از نکاح با شخصى ثالثى رابطه جنسى داشته و از این رابطه حامله شده و سقط جنین با عمل سزارین نموده است. (محل عمل سزارین را نیز براى زوج به عنوان محل عمل برداشت کیست تشریح نموده است) ایشان در جلسه رسمى اقرار به این امور نموده است ولى ادعا نموده که رابطه جنسى ایشان با صیغه محرمیت بوده (ولى دلیل و مدرکى ارائه ننموده) و حامله شدن ایشان نیز در اثر رابطه جنسى به جز دخول صورت گرفته و بکارت ایشان زائل نشده است. (در حالیکه هنگام اولین مواقعه خونى نیز از ایشان مشاهده نشده است)
حال سؤال اینجانب از حضرت عالى این است است که:
اولاً: آیا اینجانب با وصف مذکور خیار فسخ عقد نکاح دارم یا خیر؟
ثانیا: آیا مهریه به ایشان تعلق مىگیرد یا خیر؟ احمد...
جواب: 1 ـ اگر هنگام عقد یا قبل از آن شرط بکارت شده حق فسخ دارید، صرف سکوت کافى نیست. اگر در عقدنامه و هنگام صیغه عقد ذکر دوشیزه (باکره) شده و عقد بر آن اساس انجام شده حق فسخ دارید. به شرط آنکه با اقرار خود زن یا به شهادت دو شاهد عادل معلوم شود که باکره نبوده است.
2 ـ پس از دخول همه مهر باید پرداخت شود مگر اینکه خود زن تدلیس کرده باشد و با توجه به اینکه شرط بکارت بوده خود را به عنوان باکره جا زده باشد، تدلیس به صرف سکوت محقق نمىشود باید گفته شده باشد که باکره است. و این ثابت شود یعنى هم ذکر در عقد و هم عدم بکارت باید ثابت شود و اثبات اینها پس از گذشت ده سال مشکل است لیکن اگر ثابت شود حکم همان است که ذکر شد. و اگر غیر زن، دیگرى حتى پدر یا مادر تدلیس کرده باشند مهر را باید به زن پرداخت نمود و سپس آن را از تدلیسکننده بگیرید.
سؤال 117: حضرت آیت اللّه... سلام علیکم
احتراما اینجانب مصطفى... فرزند کمر على ساکن... با دخترى به نام معصومه... ساکن... رباط کریم تهران ازدواج کردهام یکى از شرایط ازدواج سنّ زوجه حدودا 20 سال باشد، در محضر عقد و ازدواج کارى ساختگى انجام دادهاند که اینجانب متوّجه سنّ زوجه که حدودا 30 ساله است نشدهام در اصل فریب در ازدواج صورت گرفته و در این ازدواج دخول انجام نگرفته است و پس از وقوع عقد بنده فریب دادن زوجه و خانوادهاش را به آنها متذکر شدهام و دیگر تا بحال همدیگر را ندیدهایم استدعا مىشود مرقوم بفرمائید آیا قرارداد زن و فریب در ازدواج به بنده اجازه مىدهد شرعا و قانونا عقد را بهم بزنم و آیا موقع طلاق مهریّه و... به زوجه تعلّق مىگیرد یا خیر؟ و از اینکه اگر بواسطه ریش سفیدان بخواهم دعوت به زندگى و تشکیل خانواده زوجه را قبول نمایم آنچه شرع مقدّس فرموده اینست که هر جا مرد انتخاب زندگى و سکونت کرد زوجه نیز باید قبول کند یا اینکه خواستههاى زوجه با شرایط فوق الذکر و خواستههاى زوجه با توجه به اینکه در ابتداء وصلت فریب داده است دلیل است زیاده زحمت است والسلام.(من اللّه التوفیق)
جواب: شانه بنظر اینجانب فریب در مقدار سن از موارد تدلیس مىباشد و حق فسخ دارید و وقتى دخول نشده حق مهر هم ندارد. البته باید فریب اثبات شود.
مذاکره با نامحرم
سؤال 118: حضرت... سلام علیکم
لطفا به این سؤال ما پاسخ دهید: 1 ـ مکالمه و مذاکره زن با مرد اجنبى چه صورت دارد؟ 2 ـ آیا براى خانمهاى کارمند نیز حجاب لازم است؟ 3 ـ آیا براى حجاب حتما چادر لازم است؟ فاطمه...
جواب: بانو فاطمه... - مشاورت استاندارى...
بعد از سلام و تحیت، در پاسخ استفتاء آنجناب عرض مىشود:
1 ـ مکالمه و مذاکره اگر همراه با نوعى نرمش هوسانگیز نباشد اشکال ندارد لیکن حتى برخى لبخندهاى هنگام مکالمه مىتواند طرف مکالمه را تحت تأثیر قرار دهد. باید مراقبت شود و همینطور چشم در چشم دوختن.
2 ـ رعایت حجاب، لازم، و فرقى بین آنجا و دیگر جاها نیست. ستر صورت و کفّین واجب نیست لیکن اگر وضع صورت و کفین طورى است که محرّک شهوات مىباشد نیز حتى الامکان احتیاط خوب است و گاهى لازم.
3 ـ چادر الزاما واجب نیست، لیکن به شرط اینکه مانتو و امثال آن نمایانگر خصوصیات بدن نباشد و در راه رفتن مثلاً جلب انظار بخصوصیات بدن نشود، و این خیلى دقیق است و بدین جهت است که از قدیم چادر رسم شده است. اگر مانتو و امثال آن به حدّى گشاد باشد که خاصیت چادر را داشته باشد، بى اشکال مىباشد. معمولاً کار خانمها در مراکز ادارى که در تماس با مردان است بسیار دشوار است و چه خوب است در جائى کار کنند که تماس با جنس مخالف نباشد. به امید توفیق همگان در مسیر رضایت حضرت حق جل و علا.
سؤال 119: با عرض سلام و عرض ادب و خسته نباشید خدمت حضرت... احتراما سؤالى براى بنده پیش آمده که خواهشمندم لطف فرموده و به آن جواب دهید: نوجوانى هستم تازه به سن تکلیف رسیده و دیدن نامحرم برایم حرام است امّا متأسفانه هنگامى که به شهرستان مىرویم و به خانه خویشاوندان و یا بستگان مىرویم (مثلاً خالهها و یا عمهها) بعضى از دختران یا همه آنها حجاب و عفت کامل خود را رعایت نمىکنند و این مسئله در حالى است که من نه مىتوانم به خانه آنها نروم، و اگر بروم هم همین مشکل را داریم (اگر نروم مشکلات گِلهگذارى را داریم) با توجه به این مسئله آیا نگاه کردن به آنها در حالى که دختر عفتش را حفظ نکرده اشکال دارد یا خیر؟ اگر اشکال دارد چه کنم؟با کمال تشکر عبد ضعیف خدا...
جواب: قطع رحم نکنید، هر چند با تلفن یا واسطه، از آنها احوالپرسى و دلجوئى کنید. رفتن نزد آنها هم اگر نگاه شما به آنها که نامحرم هستند بقصد شهوت نباشد و نگاه مستمر یا محو در آنها شدن و زُل زدن نباشد، بصورت و دستها تا مچ اشکال ندارد و به سائر اعضا جائز نیست. اگر مىتوانید آنها را با زبان لیّن، نهى از منکر کنید وگرنه، اگر نهى از منکر هیچ اثرى ندارد احتیاطا نگاه نکنید، گرچه در صورت عدم تاثیر نهى از منکر، احتمال جواز هم هست. البته بدون نظر شهوانى، و اگر مىدانید که نگاهتان شهوانى مىشود نگاه نکنید و اگر نگاه نکردن مشکل مىآورد صله رحم را فقط با تلفن و احوالپرسى با واسطه انجام دهید.
سؤال 120: مصافحه مرد اجنبى با زن اجنبیه شرعا جایز است یا نه؟
جواب: جایز نیست مگر از روى پارچه، بدون فشار.
سؤال 121: آیا جایز است شخصى با دخترى رابطه برقرار کند بدون دانستن این رابطه از سوى خانواده دختر بنام اینکه بعد از مدتى مىخواهند با هم در صورت تفاهم ازدواج کنند؟
جواب: رابطه بدون قصد ازدواج فقط به قدر ضرورت باشد. به قصد ازدواج بقدرى که تفاهم معلوم شود، اشکال ندارد، لیکن اساسا به نظر اینجانب ازدواج بدون اطلاع خانواده دختر هم اگر دختر رشد فکرى دارد اشکال ندارد. باید رعایت حرمت اجتماعى دختر، و اذیت نشدن پدر و مادرش بشود. در رساله توضیح هم ذکر کردهایم.
ازدواج سادات با غیرسادات
سؤال 122: محضر مبارک حضرت... سلام علیکم
معروض مىدارد که در منطقه ما مرسوم است که سادات دختران خود را به غیر سید نمىدهند و این باعث شده که اکثر دختران سیده با مشکل افزایش سن روبرو هستند و آیا این جزء شرع مقدّس است یا خیر؟ لطفا نظر فقهى مبارکتان را مرقوم فرمائید.والسلام علیکم و رحمة اللّه سیداحمد...
جواب: همانطور که قبلاً هم گفتهایم این اعتقاد که ظاهرا از طرف دشمنان اهلبیت طرّاحى شده و به شیعه وارد شده است، براى جلوگیرى از تکثیر نسل اهل بیت پیامبر صلىاللهعلیهوآلهوسلم عنوان شده که تا دختران اهلبیت در خانه بمانند. خداوند به همه عوام ما شعور بیشترى عنایت فرماید. البته همسر سیّد باید احترام سید را محفوظ بدارد. لیکن این معنى نباید موجب ترک ازدواج با آنها شود، اگر گفتند: مراعات احترام همسرت که عالم است بکن! آیا معنایش این است که با افراد عالم ازدواج نکن؟! به هر حال خود پیامبر صلىاللهعلیهوآله دختر سید را به مقداد که غیر سید است به همسرى داد.
فرزندخواندگى
سؤال 123: بسم اللّه الرحمن الرحیم دفتر مرجع محترم...
پس از عرض سلام و احترام خواهشمند است جواب سؤالات زیر را مرقوم بفرمائید.
شخصى برادرش صاحب فرزند نمىشود لذا یکى از فرزندان پسر خود را با توافق خانوادهها، فرزند خوانده برادر خود مىکند و این طفل نیز از کودکى در خانه عموى خود بزرگ مىشود. با توجه به این مطالب:
1 ـ آیا این عمل فى حد نفسه اشکال دارد یا خیر. (با توجه به اینکه طرفین رضایت بر آن داشتهاند)
2 ـ شناسنامه گرفتن براى این فرزند توسط عمو چه حکمى دارد؟
3 ـ اینکه فرزند مذکور به خاطر انس بیشتر با عمو و زندگى کردن با ایشان، در عین اینکه از ماوقع مطلع است به عموى خود (پدر) بگوید و به پدر حقیقى خود (عمو) بگوید آیا این گفتار شرعا اشکال دارد؟
4 ـ آیا در هنگام خواندن صیغه عقد این پسر، (با اینکه خانواده دختر نیز از این جریان مطلع است) عاقد با توجه به شناسنامهاى که نام پدر حقیقى در آن نیامده صیغه را جارى کند، آیا در محرمیت و زوجیت با همسر خدشهاى ایجاد نمىگردد؟والسلام سید على اکبر...
جواب: 1 ـ فى حدّ نفسه اشکالى ندارد. 2 ـ شناسنامه گرفتن به آن صورت از نظر اینجانب جائز نیست زیرا در آینده ممکنست خلط انساب بوجود آید. 3 ـ با توجه به حقیقت مطلب اشکالى ندارد. 4 ـ عقد مزبور هیچگونه اشکالى ندارد.
سؤال 124: یک زوج فاقد فرزند، با چه شرائطى فرزندى را که از پرورشگاه تحویل مىگیرند، مىتواند (نسبت به پدر یا مادر خانواده) محرم نمایند؟
جواب: از طریق شیر دادن یا عقد براى مادر و پدر مرد خانه. تفصیلى دارد.
آمیزش با زن
سؤال 153: احتراما به عرض مىرسانم در زندگى معصومین به مواردى برخوردم که صحت و سقم آنها برایم مشکل است. با عرض پوزش استدعا دارد درصورت امکان ـ که خوب مىدانم سرتان شلوغ است و وقتتان کم ـ این مشکل را حل فرمائید. 1 ـ امام صادق فرمود: زن زیبا، بلغم را قطع و زن سیاه چهره باد سودا را تحریک مىکند = فروع کافى. 2 ـ حضرت على علیهالسلام فرمود: براى بهتر و لذتبخشتر بودن جماع؛ زن کوتاه قد، چهار شانه و گندمگون اختیار کن = مکارم اخلاق. 3 ـ امام کاظم از قول امام باقر مىفرماید: دوست ندارم که تمام دنیا از من باشد ولى یک شب بى زن بخوابم = فروع کافى. 4 ـ عروس را از 4 چیز = لبنیات، سرکه، گشنیز و سیب ترش در هفته اول بر حذر دار که اینها رحم را نازا مىکند = مکارم الاخلاق. 5 ـ حضرت رسول به حضرت على سفارش فرمودند: در اول، وسط و آخر ماه با زنت آمیزش نکن که جنون، جذام و نقصان پدید مىآید. و هنگام آمیزش با زنت حرف نزن که فرزندت دوبین خواهد شد و شیطان از احول خوشش مىآید. و هنگام آمیزش با زنت ایستاده جماع نکن که این کار الاغ است و اگر فرزندى بدنیا بیاید در بستر پول مىکند چون الاغ در همه جا بول مىکند. و هنگام آمیزش با زنت زیر درخت میوهدار جماع نکن که فرزندت جلاد یا آدمکش یا کاهن مىشود. و هنگام آمیزش با زنت در زیر آفتاب جماع نکن که فرزندت در فقر و نکبت مىباشد. و هنگام آمیزش با زنت در پشت بام جماع نکن که فرزندت سائق مىشود.
خلاصه مطالب از این دست زیاد است. اگر همه را بنویسم یک کتاب مىشود. آیا واقعا این روایات و نقلها صحیح است. مثلاً: روایت: اول و وسط و آخر ماه با زنت همبستر نشو والا.... یا روز فلان همبستر نشو....... را چگونه مىشود توجیه کرد....... به پاسخ صریح، کامل و جامع حضرتعالى راهگشاست. ضمنا دستور فرمائید نسخهاى از کتاب استفتائات حضرتعالى را نیز ارسال دارند. با تشکر تهران...
جواب: برخى از این روایات ضعف سند دارند لیکن اصل حکم ذکر شده در آنها نوعا صحیح است، اصل حکم، نه حکمت آن که مثلاً فرزند همچون الاغ مىشود. اجمالاً مسئله نزدیکى از مسائل مهم زندگى است و در آرامش اعصاب تأثیر مهمى دارد.بسیارى از ناراحتىهاى عصبى مردان و زنان مربوط به عدم التذاذ جنسى است چنانکه خیلى از آشوبهاى دوران جوانى نیز از همین جاست، همه آشوبها که براساس تفکر و اندیشه صحیح نیست. توضیح برخى از مسائل ذکر شده تفصیلى مىخواهد که در فرصت این نامه نیست.
سؤال 125: آیا در ضمن عقد دایم جایز است شرط شود که در فاصله زمانى بین عقد تا عروسى زوج با زوجه آمیزش و دخول نکند یا خیر؟ و عقد دایمى که چنین شرطى در ضمن آن شده است صحیح یا باطل است؟ (خواه این شرط از طرف زوجه یا زوج یا هر دو باشد)
جواب: بنظر اینجانب شرط صحیح و عقد هم صحیح مىباشد.
سؤال 126: اگر در فاصله زمانى بین عقد تا عروسى، شوهر با آمیزش نکردن با زن شرعى خود به حرام دچار شود، آیا واجب است که زن خودش را براى آمیزش در اختیار شوهر قرار دهد؟ (با عنایت به اینکه زن در فاصله فوق در خانه پدرش زندگى مىکند)
جواب: اگر شرط عدم آمیزش نشده باشد (هر چند به صورت شرط بنائى مثل اینکه عقد بر اساس مرسوم بنا شود، و مرسوم اینست) واجب است.
سؤال 127: خدمت حضرت... سلام علیکم
مرد متأهل دخترى را فریب داده با این عنوان که مدّتى متعه مىکنم تا بعدها و تدریجا همسر اوّلىام را راضى مىکنم و به اتفاق به یکى از دفاتر ازدواج رسمى مىرویم و به عقد دائم در مىآورم حالیه معلوم مىشود که صیغه موقت نیز جارى نشده و از طریق زنا و عمل نامشروع دختر مذکور حامله مىباشد 1 ـ آیا چنین خانم عدّه دارد که لفظا و شفاها مرد به زن گفت من تو را رها مىکنم بفرمائید عدّهاش چند مدّت است 2 ـ از اینکه به وضوح و روشن معلوم است که بچّه از زنا مىباشد و زن که دختر بوده و فریب خورده با این اوضاع عدّه دارد یا خیر و زن مىتواند ازدواج کند یا خیر.
جواب: از طرف مرد حکم زنا را دارد. زن که فکر مىکرده عقد خوانده شده براى او حلال است حکم وطى شبهه دارد، و عدّه دارد. عده عقد موقت دو حیض مىباشد. و مرد که عالم بوده حکم زنا باید بر او اجرا شود. زن مىتواند شکایت کند اگر بتواند ثابت کند.
سؤال 128: آیا نزدیکى از دُبُر با زن شرعى که حایض نیست جایز است یا خیر؟
جواب: حرام نیست لیکن کراهت شدیده دارد.
سؤال 129: محضر مبارک حضرت آیت اللّه... سلام علیکم
اگر شخصى از دبر زوجه خویش مواقعه نماید آیا: اولاً: این عمل دخول تلقى مىگردد یا خیر؟ ثانیا: آیا زوجه پس از این عمل مىتواند به بهانه حق حبس، از تمکین خوددارى نماید یا آنکه این نحوه دخول مسقط حق حبس بوده و زوجه ضمن تمکین بایستى مهریه خویش را مطالبه نماید؟ کاظم...
جواب: عمل مزبور دخول حساب مىشود. و مسقط حق حبس است، و باید مطالبه مهر نماید. و اگر مرد، مهریه را نمىپردازد زن حق شکایت دارد. و با نظر قاضى مىتواند تا گرفتن مهریه از ادامه تمکین خوددارى کند.
بیمارىهاى جنینى و مسائل ژنتیک
سؤال 130: محضر مبارک... سلام علیکم
اگر زن و شوهرى بچهدار نشوند و مشکل از طرف زن باشد یعنى زن تخمک نداشته باشد آیا مىشود تخمک زن اجنبى را گرفت و با نطفه آن مرد جنین درست کرد. و آیا جنین را مىشود با عمل جراحى لاپراسکپى وارد رحم همسر آن مرد کرد.
در حالى که گرفتن نطفه مرد توسط خود او در بیمارستان شریعتى انجام مىشود. و راه بچهدار شدن هم بوسیله عمل جراحى امکانپذیر است و دکتر هم بدون قصد تلذذ این کار مىکند لطفا پاسخ این سوال را مرقوم بفرمائید چون مسئله روز و مختص عموم مردم است.
ادام اللّه بقائکم الشریف سید على...
جواب: 1 ـ عمل لاپراسکپى بصورت فوق، اشکال ندارد.
2 ـ اگر نداشتن بچه براى شخص حقیقة حرج است که ظاهرا اینطور است. که چه بسا موجب افسردگى و بهم خوردن اساس خانواده میشود، گرفتن نطفه در صورت حرج هر چند بصورت استمنا جائز است، به شرط اینکه راه حلال امکانپذیر نباشد.
سؤال 131: نظر به اینکه مرکز تحقیقات محیط زیست دانشگاه قم به منظور نگهدارى و توسعه و ترمیم محیط زیست با استفاده از دانشمندان حوزه و دانشگاه در زمینه عوامل زیست محیطى و مبانى فقهى و حقوقى آن به تحقیق اشتغال دارد. لطفا جهت آشنایى با دیدگاههاى فقهى حضرتعالى، پرسشهاى زیرا را پاسخ دهید.
1. خرید و فروش نمونههاى بیولوژیکى انسان چه حکمى دارد؟
جواب: به نظر اینجانب اشکالى ندارد هر چند بهتر است پول در برابر مقدمات حلال یا حق اختصاص باشد نظر به رعایت فتاواى مشهور. در بحث بیع، مفصلا در این باره صحبت کردهایم.
2. تولید جنینهاى انسانى در لوله آزمایش، براى استفادههاى متفاوت چه حکمى دارد؟
جواب: اشکالى ندارد، البته مقدمات باید حلال باشد.
3. جلوگیرى از تولد افراد مبتلا به بیمارىهاى ژنتیکى مانند ایدز و... چه حکمى دارد؟
جواب: تا قبل از ولوج روح اشکال ندارد.
4. پیوند اعضاى حیوان به انسان چه حکمى دارد؟
جواب: اشکالى ندارد و اگر از حیوان نجس العین هم باشد همینکه پیوند خورد پاک است و جزء بدن انسان محسوب مىشود.
5. وارد کردن ژنهاى جدید به بدن انسان با نتایج وراثتى و غیر وراثتى چه حکمى دارد؟
جواب: اگر ضرر مهمى براى شخص نداشته باشد اشکالى ندارد.
6. انتقال ژنهاى حیوانات و سایر موجودات زنده به انسان با نتایج وراثتى و غیر وراثتى چه حکمى دارد؟
جواب: اگر ضرر مهمى نداشته باشد اشکالى ندارد.
محضر مبارک حضرت آیت اللّه... سلام علیکم
1 ـ آیا تلقیح مصنوعى شرعا عملى مباح و مجاز، یا اقدامى حرام است؟
جواب: اصل کار جائز است، موارد مختلف است.
2 ـ تلقیح نطفه یا اسپرم زوج در رحم زوجه از طریق شوهر یا پزشک معالج جایز است یا خیر؟
جواب: بوسیله شوهر جائز است. بوسیله اجنبى اگر مستلزم حرامى چون نظر نباشد و یا ضرورت باشد جائز است.
3 ـ تلقیح نطفه حاصل از تخمک و اسپرم زن و شوهر به رحم زن دیگر (بیگانه) یا رحم زن دیگر همان مرد (زن دوم) جایز است یا خیر؟
جواب: تثبیت نطفه مرد در رحم اجنبّه جائز نیست و این ربطى به مفهوم زنا هم ندارد، اما در رحم زن دوم خودش اشکال ندارد، نسبت به تخمک زن هم ظاهرا جائز مىباشد.
4 ـ تقویت اسپرم مرد به کمک اسپرم مرد دیگر یا بدون استفاده از اسپرم مرد دیگر (با امکانات پزشکى) جایز است یا خیر؟
جواب: گفته شد که قرار دادن اسپرم مرد در رحم زن اجنبیه جایز نیست.
5 ـ تلقیح نطفه یا اسپرم بیگانه در رحم زن شوهردار یا بىشوهر شرعا مجاز است یا خیر؟ طفل حاصل از این نوع تلقیح از حیث ابوت به چه کسى منسوب است؟ آیا ولدالزنا در این نوع تلقیح ثابت مىشود یا خیر؟
جواب: 1 ـ جایز نیست، طفل منسوب به صاحب نطفه است، از نظر ارث اگر با علم به حرمت انجام شود حکم ولدالزنا را دارد. که از یکدیگر ارث نمىبرند.
6 ـ در صورتیکه تلقیح مصنوعى با اسپرم بیگانه را عملى حرام بدانیم آیا از این عمل حرام طفل مشروع حاصل مىشود؟
جواب: از بالا معلوم شد.
7 ـ اگر نطفه مردى با تخمک زوجه بعد از ترکیب در رحم اجاره یا عاریهاى (زن دیگرى غیر از صاحب تخمک) پیوند شود و جنینى در رحم عاریهاى یا اجارهاى رشد کند و متولد شود شرعا جایز است یا خیر؟ و چه رابطهاى از نظر نسب و آثار حقوقى و شرعى با صاحب اسپرم و تخمک و صاحب رحم اجارهاى یا عاریهاى و فرزندان وى یا شوهرش دارند؟
جواب: اجاره یا عاریه رحم هیچ مجوز شرعى بلکه عقلایى هم ندارد و حکم زنا را دارد مگر در جهل به مسئله.
8 ـ آیا اهدا یا خرید و فروش نطفه براى تلقیح شرعا جایز است یا خیر؟
جواب: براى تلقیح حلال ظاهرا جایز است.
9 ـ تلقیح تخمک زن بیگانه به رحم زن عقیم شرعا جایز است یا خیر؟
جواب: ظاهرا اشکالى ندارد.
10 ـ در تلقیح مصنوعى با اسپرم شوهر ممکن است بعد از اخذ اسپرم شوهر براى تلقیح، به علل مختلف از جمله نقص وسایل پزشکى، تأخیر ناخواسته در اخذ تخمک زوجه ایجاد شود و در این فاصله شوهر فوت کند. و تلقیح بعد از فوت زوج صورت گیرد، در اینجا این سؤال مطرح است که آیا طفل ناشى از این تلقیح به زوج منسوب است و از وى ارث خواهد برد یا خیر؟
جواب: ظاهرا فرزند هم منسوب به اوست و ارث هم ثابت است.
سؤال 132: محضر مبارک.... سلام علیکم
احتراما در صورت مصلحت به سؤالات ذیل پاسخ فرمایید.
الف) سؤال اول مربوط به ناهنجارىها و بیمارىهاى مادرزادى جنینى است که تشخیص آن در دوران باردارى در جنین قطعى است و داشتن و نگهداشتن چنین فرزندى موجب مشقت و زحمت شدید والدین خواهد بود و تولد چنین کودک معلول و ناقص الخلقه که دچار عقبماندگى ذهنى و یا جسمى شدید مىباشد و به شدت بیمار خواهد بود و از بدو تولد تا پایان عمر در وضع مشقتبارى به سر مىبرد، سبب عسر و حرج براى پدر و مادر مىگردد به طورى که زن و شوهر درخواست سقط جنین مىنماید.
1 ـ میکروسفالى (کوچکى سر) که نهایتا منجر به کاهش رشد مغز و کوچکى مغز و سر مىشود و در صورت تولد، طفل دچار عقبماندگى ذهنى شدید خواهد شد.
2 ـ هیدروسفالى که آب داخل حفرات مغزى بیشتر از حد معمول است به طورى که منجر به کاهش رشد قشر مغز مىگردد و در صورت تولد، عقبماندگى ذهنى خواهد داشت.
3 ـ عدم تشکیل دیواره شکم: بیرون بودن احشاء از شکم.
4 ـ اسپیناپیفید (باز و بسته) که سطح خارجى ستون فقرات دفاعى تشکیل نمىشود و نخاع از ستون فقرات بیرون زده یا دیده مىشود و یا توسط لایهاى از پوست پوشیده شده است و در صورت تولد طفل دچار فلج اندامها خواهد بود.
5 ـ ناهنجارىهاى ژنتیکى نظیر سندرم داون که کروموزم 21 به جاى دو عدد سه تا مىباشد و در صورت تولد، منجر به عقبماندگى ذهنى و مشکلات جسمى خواهد شد.
6 ـ هموفیلى و تالاسمى ماژور.
7 ـ بیمارىهاى عفونى نظیر سرخجه و توکسوپلاسموز که مادر در حاملگى مبتلا گردیده و آزمایشهاى تکمیلى وجود قطعى بیمارى در جنین را مشخص مىنماید.
ب) در مورد سؤال دوم که مربوط به مواردى است که جنین مبتلا به ناهنجارىهایى مىباشد که مغایر با حیات پس از تولد مىباشد و امکان تشخیص قطعى آن در دوران حاملگى وجود دارد، با توجه به این که بیشتر این نوع ناهنجارىها پس از چهار ماه تشخیص داده مىشود، و با توجه به اینکه در پایان این حاملگى قطع نظر از مدت زمانى که حاملگى به طول کشیده باشد قطعا جنین پس از تولد و یا مدت کوتاهى بعد از تولد علیرغم اقدامات پزشکى خواهد مرد و فقط مشقت و رنج دوران حاملگى و عوارض باردارى براى مادر وجود دارد و ضمنا حاملگى بىحاصل که مادر در نهایت از وضعیت حاملگى خود مطلع است که عاقبتى جز مرگ براى جنین وى متصور نیست، نگهداشتن و پرورش چنین جنینى در رحم براى مادر موجب عسر و حرج در طى دوران باردارى مىباشد و رنج و مشقت جسمى و روحى براى زوجین دارد به طورى که زن و شوهر درخواست ختم باردارى مىنمایند. در این موارد حیات جنین فقط منوط به رابطه خونى جنین با مادر است و در بعضى موارد مثل هیدورپس حتى جنین در داخل شکم مادر در ماههاى پایان حاملگى ممکن است بمیرد. حال این سؤال مطرح است آیا ختم باردارى در زمان تشخیص قطعى (قبل و پس از چهار ماه) امکانپذیر مىباشد لازم به ذکر است که موارد بیمارىهاى فوق محدود مىباشد و چند مورد آن به شرح زیر است:1 ـ هیدروپس فتالیس: تمامى حفرات بدن جنین نظیر شکم و قفسه سینه و مغز و غیره آب آورده و اعضاى بدن متورم مىشود. 2 ـ تریزومى 18 که کروموزم شماره 18 جنین به جاى دو عدد سه عدد مىبشد و تریزومى 13 که کروموزم 13 جنین به جاى دو عدد سه عدد مىباشد که منجر به ناهنجارىهاى شدید مغایر با حیات مىشود. 3 ـ آنانسفالى (جنین بدون سر و مغز). 4 ـ کلیههاى پلى کیستیک: که کلیههاى جنین بزرگتر از حد عادى و داراى کیستهاى متعدد و فاقد عملکرد مىباشد. 5 ـ آژنزى کلیهها: که کلیههاى جنین تشکیل نمىگردد. 6 ـ عدم وجود حجاب حاجز: که رودهها و کبد و احشاء داخل شکم وارد قفسه سینه شده و جلوگیرى از رشد ریهها مىنماید. 7 ـ ناهنجارىهاى متعدد در اعضاى حیاتى جنین. 8 ـ ناهنجارىهاى متعدد در قسمتهاى مختلف سیستم عصبى مرکزى. 9 ـ آژنزى ریه: عدم تشکیل ریهها.با تشکر اصغر...
جواب: در کلیه موارد فوق و مشابه آن، تا قبل از دمیده شدن روح ختم باردارى جائز است ولى دیه آن طبق آنچه که در رساله توضیح المسائل گفتهایم (مسئله 3136) به ورثه دیگر پرداخت شود و مىتواند خرج سائر فرزندان و ورثه را به نیّت اداءِ دیه انجام دهید، البته اگر کبیر هستید با اطلاع و قبول آنها باشد، هر چند اجمالاً گفته شود بابت بدهى که بشما داریم. و اما پس از دمیدن شدن روح بهیچوجه جائز نیست و قتل نفس حساب مىشود، و قتل نفس با عسر و حرج قاتل یا مقتول جائز نمىشود. و اینکه احیانا گفته مىشود چنین جنینى حیات انسانى و حیوانى ندارد و فقط حیات گیاهى دارد صحیح نیست، اینگونه فرزندها هم احساس درد و رنج مىکنند و حیات حیوانى بلکه انسانى هم دارند هر چند ناقص. و اما زمان دمیده شدن روح دقیقا مشخص نیست لیکن مشهور آنستکه پس از گذشت چهار ماه است، احتمالاً مزاجها مختلف است، و اگر از راه آزمایش و علائم مختلف، معلوم نشد مىتوان استصحاب حالت سابقه نمود. واللّه العالم
سؤال 133: حضرت.... لطفا بفرمائید:
1 ـ تشخیص خطر اساسى بر جان مادر به عهده مادر است یا پزشک؟ معیار چیست؟ در باردارى متضمن خطر جدى تنها اوضاع و احوال و شرایط قبل از زایمان معیار است یا اوضاع و احوال و شرایط پس از زایمان هم مىتواند مبناى تصمیم قرار گیرد؟
جواب: میزان احساس خطر خود مادر است لیکن از گفته پزشک هم احساس مزبور پیدا مىشود، قبل و بعد از زایمان هم فرقى ندارند.
2 ـ چنانچه احراز شود ادامه باردارى منجر به بروز صدمه دائمى شدید براى سلامت جسمى یا روحى زن باردار (حرج کامل) خواهد شد قبل از ولوج روح سقط جنین جایز است یا خیر؟ پس از ولوج روح چطور؟
جواب: پیش از ولوج روح جائز است. با پرداخت دیه. و نه بعد از ولوج.
نگاه داماد به مادر زن
آنچه در این بخش مطرح مىشود مسأله جواز نظر به مادر همسر و به اصطلاح محرم بودن مادر زن با داماد است که در آیات مربوط به حجاب اصلاً بحثى از آن به میان نیامده و دلیل واضحى هم وجود ندارد که مادر زن با داماد خود محرم باشد. از این رو در این فصل بر آنیم تا مبانى نظرى این مسأله را به بوته نقد گذاشته و با یک بررسى اجمالى و در عین حال دقیق در ادله مربوطه، روشن سازیم که آیا واقعا داماد با مادر همسر خود محرم است یا خیر؟ و آیا یک مرد مىتواند همانگونه که به مادر خود مىنگرد به مادر زن خود نگاه کند؟
لازم به ذکر است که مطالب این بخش سابقا توسط این قلم و در جزوهاى تحت عنوان « محرمیت مادر زن؟! » نگارش یافت و نگارنده آن را به بعضى از آیات عظام و علما نیز اراه نموده است که نوعا از طرف علماء اشکالى به مطالب مطروحه وارد نگردید. و تنها جوابى که شنیده شد این بود که آقایان علماء در این مسأله به سیره تمسک مىکنند. و اگرچه در نسخه اصلى این نوشتار به سیره و عدم دلالت آن اشاره شده بود اما مثل اینکه بیان ما در آن قسمت مکفى نبوده است از این رو در اینجا سعى بر آن است تا در طى این نوشتار دلیل سیره را بیشتر بررسى کرده و اشکالات وارد بر آن را بهتر روشن سازیم.
قبل از ورود به اصل بحث ذکر این نکته لازم است که واژه محرمیت داراى دو معناى متفاوت است.
1 ـ محرمیت به معناى حرمت ازدواج که معمولاً فقهاى متقدم و متأخر در کتب فقهى خود هر کجا که از محارم نام مىبرند مراد همین معنا است یعنى زنهایى که انسان نمىتواند با آنها ازدواج نماید.
2 ـ محرمیت به معناى عرفى آن یعنى جواز نظر به یکدیگر که در این معنا هر گاه گفتهایم شود فلان زن با انسان محرم است مراد آن است که انسان مىتواند به او نگاه کند آنگونه که به مادر و خواهر خود مىنگرد و آن زن هم حق دارد زینتهاى خود را در برابر این مرد محرم آشکار سازد.
و البته تلازمى هم بین این دو معنا وجود ندارد یعنى اینطور نیست که با هر کس ازدواج حرام شد جواز نظر به او مسلّم بشود بلکه مواردى وجود دارد که ازدواج با بعضى از زنان حرام است یعنى محرمیت به معناى اول محقق است اما محرمیت به معناى دوم و جواز نظر به او موجود نیست.
پس مىگوییم: در قرآن کریم تنها در یک آیه از مادر زن نام برده شده است و آن آیه 23 سوره نساء مىباشد که مىفرماید: حرمت علیکم امهاتکم و بنائکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهاتکم الاتى ارضعنکم و اخواتکم من الرضاعة و امهات نسائکم و ربائبکم الاتى فى حجورکم من نسائکم الاتى دخلتم بهن فان لم تکونوا دخلتم بهن فلا جناح علیکم و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف ان اللّه کان غفورا رحیما.
یعنى حرام است بر شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و برادر زاده و خواهر زاده و مادرانى که به شما شیر دادهاند و خواهر رضاعى و مادر همسر و دختر همسرى که با او آمیزش داشتهاید و اگر آمیزش نکرده باشید بر شما باکى نیست و زنِ پسران اصلى شما (نه فرزند خواندهها) و همین طور با دو خواهر یکجا ازدواج کردن ممنوع است مگر آنچه در زمان جاهلیت بوده و خداوند آمرزنده و مهربان است.
آنچه از سیاق آیه قبل و بعد از این آیه معلوم مىشود اینکه مراد از محرمیت در این آیه شریفه همان محرمیت به معناى اول یعنى حرمت ازدواج است زیرا آیه قبل از این آیه در مورد ازدواج بوده و از به نکاح در آوردن زن پدر نهى مىکند که: ولا تنکحوا ما نکح آباؤکم من النساء الا ما قد سلف و در آیات بعد هم پیرامون مسأله نکاح و ازدواج مطالبى بیان مىفرماید. علاوه بر اینکه در این آیه شریفه، حرمت به ذات تعلق گرفته و این امر مستلزم اشکالاتى است زیرا حرام شدن ذات معناى موجهى ندارد پس حتما باید یک قید محذوفى در تقدیر باشد تا معناى آیه کامل گردد مثل کلمه نکاح یا استمتاع و امثال آن. پس حرّمت علیکم امهاتکم در واقع یعنى حرّمت علیکم نکاح امهاتکم. چنانچه مرحوم علامه طباطبائى (ره) در تفسیر المیزان در ذیل این آیه شریفه مىفرمایند: مراد از تحریم مادران و سایر اشخاص نامبرده، حرمت ازدواج با ایشان است همانطور که از اطلاق کلام به مناسبت حکم و موضوع بدست مىآید چنانچه در آیه حرّمت علیکم المیتة و الدم. پیداست که حرمت خوردن آن مدّ نظر است... پس حق آن است که در آیه تقدیرى بگیریم که معنى و طى را برساند نه رشته زناشویى و به اقتضاى ادب قرآن از تصریح به آن خوددارى شده است.
پس آیه شریفه فوق مربوط به بیان این نکته است که ازدواج با گروهى از زنان حرام است و از آن جمله مادر ـ دختر ـ خواهر ـ عمه ـ خاله ـ دختر خواهر ـ دختر برادر ـ مادر رضاعى انسان ـ خواهر رضاعى ـ مادر زن ـ دختر زن در صورتى که به دخول شده باشد ـ زنِ پسر (عروس) ـ جمع بین دو خواهر. اما همانطورى که گفته شد حرمت ازدواج با جواز نظر دو امر جدا هستند و ملازمهاى بین این دو وجود ندارد یعنى نمىشود گفت هر کس که ازدواج با او حرام شد جایز است به او نگاه هم کرد زیرا بسیارى از زنان هستند که ازدواج با آنها حرام است اما با این حال محرَم هم نیستند یعنى نمىشود به آنها نگاه کرد از آن جمله:
1 ـ زنى را که در عدّه عقد کرده باشند به اتفاق همه فقها حرام ابدى مىشود ولى مع ذلک کسى نگفته که مىشود به او نگاه کرد.
2 ـ زنى را که در حالِ احرام حج عقد کنند حرام مؤبد مىشود اما جواز نظر محرمانه به او بدنبال نمىآید.
3 ـ اگر با پسرى لواط شد دختر و مادر و خواهر او بر لواط کننده حرام ابدى است اما با این حال لواط کننده حق نگاه کردن به آنها را هم ندارد و باصطلاح محرم عرفى نمىشود.
4 ـ اگر کسى با زنى زنا کند بعدا حق ندارد با دختر یا مادر او ازدواج نماید در حالى که این امر مستلزم محرمیت به معناى جواز نظر هم نیست.
5 ـ خواهر زن که ازدواج با او جمعا حرام است.
بنابراین ملازمهاى بین حرمت ازدواج و جواز نگاه وجود ندارد و لذا این آیه شریفه تنها دلالتى که دارد آن است که ازدواج با مادر زن حرام است اما اینکه آیا مىشود به او نگاه کرد یا نه امرى است مسکوت عنه که در این آیه نسبت به آن مطلبى عنوان نشده است.
ان قلت: اگر کسى اشکال کرده و بگوید سیاق آیه افرادى را ذکر کرده که با انسان محرم به معناى دوم هستند و جایز است به آنها نگاه کرد مثل مادر ـ خواهر ـ دختر ـ عمه و خاله و... پس ذکر مادر زن در این بین نیز نشان از آن دارد که مادر همسر هم مانند مادر و خواهر خود انسان بوده و همانطورى که نگاه کردن به مادر و خواهر جایز است نگاه به مادر همسر هم جایز است.
قلت: در جواب مىگوییم همانگونه که گفته شد این آیه اصلاً در مقام بیان این امر نیست که به چه کسى مىشود نگاه کرد و به چه کسى نمىشود و ذکر مادر زن در این میان نیز دلالتى بر محرمیت مادر همسر با داماد به معناى جواز نظر داماد به او ندارد زیرا خواهر زن هم در این آیه ذکر شده و باتفاق فقها خواهر زن محرم نیست و نمىشود به او نگاه محرمانه نمود. پس نهایت چیزى که از این آیه شریفه استفاده مىشود حرمت ازدواج با مادر همسر و سایر افراد مذکوره دیگر است و انسان به آنها نگاه کند نیز از این آیه استفاده نمىشود بلکه از آیه 31 سوره نور که وجوب حجاب را بیان کرده و موارد استثناء شده را ذکر فرمود، نامى از مادر زن نیست و بعبارت دیگر اینکه آن آیهاى که دلالت بر محرمیت مادر و خواهر و دختر و خاله و عمه و... دارد نسبت به مادر همسر ساکت است.
آیه 31 سوره نور مىفرماید: قل للمؤمنات یغضض من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضر بن بخمرهنّ على جیوبهن ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنى اخوانهن او بنى اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولى الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا على عورات النساء ولا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الى اللّه جمیعا ایّه المؤمنون لعلکم تفلحون.
یعنى به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبى فرو بندند و دامن خویش را حفظ کنند و زینت خویش جز آنچه آشکار است را آشکار نکنند و باید که روپوشهایشان را به گریبانها کنند و زینت خویش را نمایان نکنند مگر براى شوهران یا پدران یا پدرشوهران یا پسران یا پسر شوهران یا برادران یا خواهرزادگان یا برادر زادگان و یا زنان هم کیش و یا آنچه مالک آن شدهاند یا مردانى که دیگر میل به زن ندارند و یا کودکانى که از اسرار زنان بى خبرند و بگو که پاى خویش را بر زمین نکوبند که آنچه از زینتشان پنهان است آشکار نشود. اى مؤمنان همگى بسوى خدا توبه برید شاید رستگار شوید.
در این آیه شریفه خداوند حکم مىفرماید که زنهاى مؤمن چشم خود را از حرام ببندند و دامن خود را از گناه حفظ کنند و زینتهاى خود را آشکار نسازند مگر آنها که خود آشکار است (وجه و کفین) و چادرهاى خود را بر سر و سینه بیاندازند و زینت خود را آشکار نکنند مگر براى شوهر ـ پدر ـ پدرشوهر ـ پسر ـ پسر شوهر ـ برادر ـ پسر برادر ـ پسر خواهر ـ زنهاى مؤمن هم کیش ـ کنیزان و بردگان خود ـ مردان خنثى و کسانیکه فاقد میل به زنان هستند و پسر بچه نابالغ.
بنابراین از آیه شریفه معلوم مىشود که زن مىتواند در برابر این گروه نامبرده زینتهاى خود را آشکار کند و آنها هم متقابلاً مىتوانند به محارم خود نگاه کنند اما در این آیه نامى از داماد نیست و این مطلب عنوان نشده که زن مسلمان مىتواند زینت خود را در برابر شوهر دخترش نیز آشکار سازد لذا از این آیه هم استفاده نمىشود که داماد حق داشته باشد که به مادر زن خود نگاه کند.
لازم به ذکر است که در بررسى آیات مىبایست ظرف زمانى آیه را مدّ نظر قرار داشت. توضیح اینکه اگر ما در ظرف زمانى کنونى بخواهیم این مطلب را تحلیل کنیم براى ما این امر مشکل خواهد بود که بپذیریم مادر همسر با داماد محرم نباشد چرا که تاکنون هر چه شنیدهایم بر خلاف این بوده است و لذا قبول این امر دشوار مىنماید اما اگر خود را در ظرف زمانى سال پنجم هجرى و سالِ نزول این آیه قرار دهیم خواهیم دید که تا دیروز زنان بدون پوشش اسلامى و چادر در مجامع عمومى و کوچه و بازار و مسجد و... حاضر مىشدند. و امروز این آیه نازل شده و به زنان یک دستور جدید مىدهد که: و لیضربن بخمرهن على جیوبهن... باید که زنان خود را از نامحرم بپوشانند ولا یبدین زینتهن الا... براى افرادى که بطور مشخص و معین ذکر شدهاند. واضح است که این آیه شریفه در مقام تشریع و قانونگذارى است و وقتى که زنان صدر اسلام را خطاب مىکند که باید پوشیده باشند و آنگاه افرادى را استثناء کرده و اجازه مىدهد که زن در برابر آنها بطور متعارف و عادى و بدون پوشش و چادر حاضر شود و با این حال اسمى از داماد یعنى شوهر دختر برده نشده، این امر چه وجهى مىتواند داشته باشد؟ آیا بعد از نزول این آیه زنى بوده که سؤال کند پس تکلیف ما در برابر دامادمان چه مىشود؟ آیا اصلاً جایى براى پوشش بوده است؟ و اصولاً اگر کسى چنین سؤالى مىکرد با چه جوابى روبرو مىشد؟
ان قلت: اگر کسى اشکال کرده و بگوید در آیات 173 سوره بقره و 115 سوره نحل آمده است: انمّاحرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر... یعنى بر شما حرام شده مردار و خون و گوشت و خوک. و در آیه 145 سوره انعام مىفرماید: قل لا اجد فى ما اوحى الىّ محرما على طاعم یطعمه الا ان یکون میتة او دما مسفوحا او لحم خنزیر فانه رجس... یعنى اى پیامبر به مردم بگو در چیزهایى که به من وحى شده حرامى نیافتم مگر مردار خون و گوشت خوک که اینها پلیدند.
واضح است که این آیات شریفه در مقام حصر نیستند چرا که غیر از این سه مورد محرمات کثیر دیگرى هم وجود دارند بعضى از اهل سنت همین استدلال را کرده و حکم به اباحه وحوش و سباع و درندهگان نمودهاند و دلیل خود را هم همین آیات ذکر کردهاند! در حالى که این گونه مشى و برداشت از آیات قرآن صحیح نیست چرا که حکم بسیارى از امور در روایات مطرح شده است و حصر در آیه هم حصر حقیقى نیست بلکه حصر اضافى است.
قلت: در جواب از این اشکال باید بگوییم البته اگر ادله دیگرى اعم از آیه یا روایت ولو ضعیف وجود مىداشت که حکم ارتباط و محرمیت مادر زن و داماد را صراحتا ذکر کند مسأله تمام شده اعلام مىشد کما اینکه در مورد محارم رضاعى که در آیه ذکر نشدهاند روایات متعددى وجود دارند که دلالت بر مقصود مىکنند اما همانگونه که یادآور شدیم نه در آیه دیگرى از قرآن به مسأله مورد بحث ما اشاره شده است و نه روایتى داریم که صریح یا ظاهر آن دلالت بر جواز نظر داماد به مادر زن و جواز آشکار کردن زینت توسط مادر همسر در برابر داماد داشته باشد.
روایاتى هم که در این مورد وجود دارند همه ناظر به همان حرمت ازدواج مىباشند نه مسأله محرمیت و جواز نگاه کردن داماد به مادر همسرِ خود. (چنانچه خواهد آمد) بنابراین همانگونه که گفته شد آیه 31 سوره نور در مقام تشریع و قانونگذارى است و امروز صبح (در ظرف زمانى سال پنجم هجرى) که آیه شریفه نازل شد زنان مسلمان وظیفه خود را دانستند که حجاب واجب است و در ضمن یک سرى افراد مثل شوهر ـ پدر و پسر و برادر و... کسانىاند که مىشود زینتها را در برابر آنها نمایان ساخت و مع ذلک نامى هم از داماد در کار نیست در حالى که جایگاه داماد کمتر از ملک یمین و بردگان یا کمتر از اطفال و مردان خصى و مجبوب نیست که در آیه شریفه از آنها صراحتا نام برده شود.
علاوه بر این وجهى هم نداشته که زنى سؤال کند پس داماد چه؟ و اگر هم سؤال مىکرد جواب مىشنید که مگر آیه را توجه نکردى؟ و اگر هم چنین پرسش و پاسخى مطرح شده بود قطعا به ما مىرسید تا حکم محرمیت مادر زن و داماد بطور قطع مسجل شود در حالى که این امر نیز منتفى است.
مؤید این معنا آن است که فقهاى شیعه در بحث حرمت ازدواج با مادر زن اختلاف نظر دارند که آیا ازدواج با مادر زن مطلقا حرام است یا اینکه تنها در صورت دخول به دختر، ازدواج با مادرش حرام و در صورت عدم دخول ازدواج با مادر او اشکال ندارد؟
آنچه از ملاحظه کلمات فقها و از تدبر در روایات بدست مىآید این است که بعضى از فقهاى امامیه بر این عقیده بودهاند که ازدواج با مادر زن در صورتى که به دخترش دخول نشده باشد جایز است چنانچه مرحوم ابن ابى عقیل و شیخ صدوق و من لا یحضره الفیه صریحا فتوا به جواز دادهاند و ابن جنید و علامه حلى در مختلف توقف کردهاند.
و البته روایاتى هم بر طبق این حکم وجود دارد و اگرچه بعضى از بزرگان مانند شیخ طوسى در تهذیب این روایات را طرح کرده و از درجه اعتبار ساقط نمودهاند و دلیل خود را مخالفت این روایات با قرآن دانستهاند اما ظاهرا مخالفتى بین این روایات با قرآن وجود ندارد زیرا در آیه شریفه تصریح شده بود: و امهات نسائکم و ربائبکم الاتى فى حجورکم من نسائکم الاتى دخلتم بهن فان لم تکونوا دخلتم بهن فلا جناح علیکم 74 و همانگونه که قید دخول قطعا به جمله دوم راجع است اما امکان رجوع آن به جمله اول نیز وجود دارد چنانچه از بعضى از صحابه هم نقل شده است اختلافى است و احتمال هر دو هم وجود دارد ما نمىتوانیم این روایات را مخالف قرآن تلقى کنیم. به عبارت دیگر اینکه مراد از مخالفت روایات با قرآن که موجب سقوط آنها از درجه اعتبار مىشود مخالفت به نحو تباین کلى و امثال آن است نه مخالفت از نوع عموم و خصوص یا اطلاق و تقیید و امثال آن. چنانچه علامه در مختلف مىگوید: انا نمنع معارضتهما للکتاب فان الاصل فى الوصف والشرط و ان کان الرجوع الى الاخیر الا انه یمکن العود فیهما الى الجملتین معا و هذان الحدیثان قویان [منظورشان صحیحه جمیل بن دراج و حماد بن عثمان است که دلالت بر جواز دارند] لا یبعد عندى العمل بهما و ما ذکره من تعذر الرجوع الى الجملتین ضعیف و بالجملة فنحن فى هذه المسألة من المتوقفین الا ان الترجیح للتحریم عملاً بالاحتیاط و بفتوى الاکثر من الاصحاب.
البته انصاف آن است که در طرح این روایات مىتوانیم به اعراض مشهور از آنها و به معارض بودن آنها با روایات مشهورتر تمسک نماییم.
در هر حال اصل این مسأله اختلافى است چنانچه علامه در مختلف مىگوید: المشهور عند علمائنا اجمع الا ابن ابى عقیل تحریم ام الزوجة مؤبدا سواء دخل بالبنت او لا... و قال ابن ابى عقیل قال اللّه تعالى و امهات نسائکم و ربائبکم الاتى... دخلتم بهن... فالشرط عند آل الرسول فى الامهات و الربائب جمیعا الدخول و اذا تزوج الرجل المرأة ثم ماتت عنه او طلقها قبل ان یدخل بها فله ان یتزوج امها او بنتها و اما الصدوق فانه روى فى کتاب من لا یحضره الفقیه عن جمیل بن دراج عن الصادق علیهالسلام انه سئل عن رجل یتزوج امرأة ثم طلقها قبل ان یدخل بها هل له ان یتزوج ابنتها؟ قال الام و الابنة فى هذا سواء اذا لم یدخل باحدیهما حلت له الاخرى و قال فى المقنع اذا تزوج البنت فدخل بها اولم یدخل فقد حرمت علیه الام و قد روى ان الام و البنت فى هذا سواء اذا لم یدخل باحدهما حلت له الاخرى فجعله هنا روایة... .
و صاحب جواهر در این باره مىگوید: و هل تحرم امها بنفس العقد علیها؟ فیه روایتان اشهرها روایة و فتوى انها تحرم بل فى الغنیة و الناصریات الاجماع علیه لدخولها تحت امهات نسائکم و للاخبار والاحتیاط خلافا للحسن فاشترط الحرمة بالدخول کالبنت للاصل و صحیح جمیل بن دراج و حماد بن عیسى...
لازم به ذکر است که مراد صاحب جواهر از « حسن » حسن بن ابى عقیل عمانى است و دیگر اینکه آن روایتى که مربوط به این بحث است صحیحه حماد بن عثمان است نه حماد بن عیسى که در این مورد صاحب جواهر اشتباه کرده است.
اکنون ما در این مختصر در مقام نقض و ابرام این نظریه نیستیم بلکه صرف نظر از صحت و سقم این رأى، نفس همین اختلاف در بین فقها نشان از آن دارد که محرمیت مادر زن و داماد امرى ضرورى و مسلّم نبوده است والا وجهى نداشت که این مسأله تا زمان امام باقر و صادق علیهماالسلام همچنان مبهم بماند بطورى که در محضر آن بزرگواران از آنها سؤال شود که اگر شخصى دخترى را گرفته و به او دخول نکرده بعد از طلاق مىتواند مادرش را عقد کند یا نه؟ نفس این سؤال چه دلالتى دارد؟ آیا غیر از آن است که محرمیت مادر زن و داماد امرى مسلّم نبوده و بالاتر از آن، اصلاً عرف صدر اسلام و اعصار ائمه معصومین علیهمالسلام چنین بوده که مادر همسر و داماد را محرم تلقى نمىکردهاند بلکه مادر زن را به مثابه خواهر زن به شمار مىآوردهاند که ازدواج با او حرام است اما محرم نیست. چه در غیر این صورت وجهى براى آنگونه سؤالات وجود نداشته است. لذا به نظر مىرسد مشهور که مادر زن را محرمِ داماد مىداند به این معنا که جایز است داماد به او نگاه کند همانگونه که به خواهر و مادر خود مىنگرد امرى است که از خلط بین محرمیت به معناى حرمت ازدواج و محرمیت به معناى جواز نظر بوجود آمده است و مبناى محکمى ندارد. و جالب آنکه اکثر فقهاى گذشته نیز متعرض مسأله جواز نظر و عدم آن نشدهاند بلکه صرفا مسأله حرمت ازدواج را مطرح کردهاند و بعضى دیگر نیز مثل صاحب جواهر که متعرض مسأله جواز نگاه کردن شدهاند دلیلى بر فتواى خود اقامه ننمودهاند بلکه صرفا به نقل فتوا بسنده کردهاند که به نظر مىرسد یا ملاک آنها شهرت در مسأله بوده و یا نظر به آیه 23 سوره نساء داشتهاند که گفته شد دلالتى در این جهت ندارد.
عبارت جواهر چنین است: و للرجل ان ینظر الى جسد زوجته باطنا و ظاهرا... و کذا له ان ینظر الى المحارم التى یحرم نکاحهن نسبا او رضاعا او مصاهرة او ملکا ما عدا العورة مع عدم تلذذ وریبة.
که دو اشکال عمده بر کلام صاحب جواهر وارد است. اول اینکه ایشان جواز نظر به محرمات از راه مصاهره را بطور مطلق ذکر کردهاند در حالیکه همانطور که قبلاً گفته شد بین حرمت ازدواج و جواز نظر ملازمهاى وجود ندارد کما اینکه مواردى را هم بعنوان مثال ذکر کردیم.
دوم آنکه شخصیتى مثل صاحب جواهر که دأب و سیره او در کتابش بر بیان تفصیلى ادله و براهین عقلى و نقلى بر فتاوا است در این مسأله به ذکر مدعى اکتفا کرده و دلیلى بر این حکم اقامه نکرده است.
البته اشکالِ سومى هم به ایشان وارد است و آن اینکه همانگونه که در فصل قبل گذشت نگاه محارم به یکدیگر نیز داراى محدودیت است نه آنکه محارم بتوانند به تمام بدن یکدیگر بجز عورت نگاه کنند در حالى که صاحب جواهر به این مطلب نیز توجه نداشته است.
اما مرحوم آیت اللّه حکیم در مستمسک که متوجه این امر بودهاند که بطور مطلق ملازمهاى بین محرمیت مصاهرهاى و جواز نظر وجود ندارد در ذیل مسأله 23 عروة که مىگوید: یجوز النظر الى المحارم التى یحرم علیه نکاحهن نسبا او رضاعا او مصاهرة ماعدا العورة مع عدم تلذذ و ریبة و کذا نظرهن الیه، مىفرماید: [المصاهرة] بالمعنى الآتى بیانه و هو المختص بعلاقة الزوجیة لا غیر فانه الذى تقتضیه الادلة الموجبة للخروج عن عموم حرمة النظر فلا یشمل التحریم الحاصل من الزنا او اللواط او نحو ذلک. 81
و اگرچه اشکال اول وارد بر صاحب جواهر بر ایشان وارد نیست اما صاحب مستمسک نیز از ذکر دلیل بر این حکم خوددارى کرده و بیان ننمودهاند که آن ادلهاى که موجب خروج نگاه داماد به مادر همسر از عمومات حرمت است کدام است. آنگاه در بحث مصاهره ادلهاى را که آوردهاند همگى مربوط به آن است که ازدواج با محرمهاى مصاهرهاى حرام است و دیگر اینکه آیا نشر حرمت ازدواج از راه مصاهره تنها منحصر در وطى شرعى است یا از راه زنا و لواط و وطى شبهه و امثال آن هم حاصل مىشود؟ و اصلاً دلیلى که از آن جواز نظر به مادر زن استفاده شود را ذکر ننمودهاند.
پس ادلهاى که ما در دست داریم چه آیه و چه روایت، نهایت دلالتى که دارند همان حرمت ازدواج با مادر زن است نه چیز دیگرى و حرمت ازدواج هم مستلزم جواز نظر نیست چنانچه گذشت.
ان قلت: اگر کسى اشکال کرده و بگوید شهرت در این مسأله و بلکه اجماع فقها بر محرمیت ماد زن با داماد است. توضیح آنکه اولاً مسأله اجماعى است و ثانیا شهرت هم در اینجا حاکم است و همانطور که مىدانیم شهرت سه قسم است 1 ـ شهرت روایى 2 ـ شهرت عملى 3 ـ شهرت فتوایى.
شهرت روایى یعنى اینکه یک روایتى را همه اصحاب نقل کرده باشند ولو به آن عمل هم نشده باشد که این نوع شهرت حجت نیست زیرا صرف نقل روایت بدون افتاء بر طبق آن مشکلى را حل نمىکند بلکه بر عکس وقتى مىبینیم که بزرگان روایاتى را نقل کرده ولى بر طبق آن فتوا ندادهاند معلوم مىشود اشکالى در کار بوده که مانع از عمل کردن آنها و افتاء بر طبق آن خبر شده است مثل اینکه در باب ازدواج با مادرِ دخترِ غیر مدخول بها روایات صحیحهاى داریم اما مشهور به آنها عمل نکرده و بر طبق آنها فتوا ندادهاند که همین اعراض مشهور موجب وهن آنها مىشود. بنابراین شهرت روایى یعنى صرف نقل روایت در کتب روایى دلیلى بر حجیت آن نیست و اگرچه بعضى از بزرگان همانند شیخ انصارى در رسائل، شهرتِ وارد شده در مقبوله عمر بن حنظله و امثال آن را حمل بر شهرت روایى کردهاند اما ظاهرا آنگونه نیست و آن روایات دلیل بر حجیت شهرت روایى نیستند که بحث مفصل در این زمینه خارج از حوصله این نوشتار است.
اما شهرت عملى آن است که مشهور بر طبق یک خبرى فتوا داده و به آن عمل کرده باشند که این نوع شهرت حجت بوده و بلکه در بعضى از موارد عمل مشهور جبران ضعف سند روایت هم مىکند کما اینکه اعراض مشهور موجب سستى روایت مىشد.
اما شهرت فتوایى یعنى اینکه یک فتوایى مشهور شده باشد بدون وجود دلیل ظاهرى براى آن. به این معنا که وقتى یک حکمى مشهور باشد و ظاهرا هیچ دلیلى هم بر آن وجود نداشته باشد اما مع ذلک فقها آنگونه فتوا داده باشند معلوم مىشود که آن حکم را از معصوم علیهالسلام تلقى کردهاند.
به عبارت دیگر اینکه اگر یک جکمى در کتب فقها بود که روایتى هم بر طبق آن وجود نداشت و بلکه قواعد و اطلاقات هم بر خلاف آن اقتضا مىکرد و با این حال همه فقها بر طبق آن فتوا داده بودند و مشهور شده بود ما از یک چنین شهرتى مىفهمیم که آنها مسأله را از معصوم علیهالسلام تلقى کردهاند زیرا فقهاى شیعه اهل نص و دلیلاند و به قیاس و استحسان هم عمل نمىکنند و به سادهگى هم فتوا نمىدهند پس حتما دلیلى وجود داشته که به ما نرسیده یا مسأله را سینه به سینه از معصوم علیهالسلام تلقى کردهاند. بعد مثالى را که براى شهرت فتوایى ذکر مىکنند آن است که فقها در باب سفر صید فرمودهاند: سفر صید سه گونه است 1 ـ اینکه خرجى خود و عیال و اولادش وابسته به صید باشد که در اینجا نماز او شکسته و روزه هم ندارد. 2 ـ اینکه سفر او براى تفریح و خوشگذرانى باشد که یک سفر لهوى بودهو نماز و روزه او هم تمام است چون سفر معصیت به حساب مىآید. 3 ـ اینکه سفر صید براى توسعه در نفقه باشد یعنى اینکه او خرجى خودش را دارد اما براى درآمد بیشتر به صید مىرود که در اینجا مشهور فقها معتقدند که نمازش تمام اما روزه ندارد و بعضى هم براین حکم ادعاى اجماع کردهاند با اینکه ما یک قاعده کلى داریم که مىگوید «کلما قصرت افطرت» و طبق آن نماز و روزه با هم تلازم دارند بطورى که هر جا نماز شکسته بود روزه هم واجب نیست و هر جا روزه نبود نماز هم شکسته است اما در مورد سفر صید براى توسعه در نفقه، مسأله بر خلاف قواعد اولیه است یعنى طبق مشهور نمازش تمام اما روزه ندارد با اینکه ما هیچ دلیلى نه در قرآن و نه در روایات بر چنین مطلبى نداریم.
از طرف دیگر چون فقها کسانى اند که بدون دلیل فتوا نمىدهند پس حتما این فتوا داراى مبناى محکمى بوده که به ما نرسیده است یا اینکه آنها این مسأله را سینه به سینه از معصوم علیهالسلام تلقى کردهاند که باعث شهرت آن شده است که این شهرتِ فتوایى اگر کاشف از قول معصوم باشد قطعا حجت است و در غیر این صورت نمىشود آن را حجت دانست و از حضرت آیت اللّه العظمى بروجردى (ره) نقل شده که ایشان معتقد بودند که قریب 400 مسأله در فقه وجود دارد که دلیلى بر آن نیست مگر شهرت فتوایى بطورى که اگر شهرت فتوایى را حجت ندانیم آن 400 مسأله فاقد دلیل خواهند بود.
با ذکر این توضیحات گفته مىشود که در مسأله محرمیت مادر زن و داماد شهرت فتوایى قاطع وجود دارد و بلکه نزدیک است که این حکم اجماعى باشد.
قلت: در جواب مىگوییم اگر هیچ دلیل و مدرکى که بتواند مأخذ حکم مشهور قرار بگیرد وجود نداشته باشد مىشود از فتواى مشهور به رأى امام علیهالسلام پى برد و به عبارت دیگر آنکه آن شهرت کاشف از قول معصوم علیهالسلام خواهد بود زیرا فقهاى بزرگ قطعا بدون دلیل فتوا نمىدهند پس اگر در مسألهاى اتفاق نظر داشتند یا مسأله به حد شهرت رسیده بود حتما دلیلى وجود داشته که ممکن است به ما نرسیده باشد یا اینکه آنها آن حکم را سینه به سینه از معصوم علیهالسلام تلقى کردهاند اما باید توجه داشت که امثال اینگونه مسائل مشهور در فقه محدود و مشخص است و اکثر مسائل اجماعى یا مشهور داراى مستندات نقلىاند بطورى که اساس اجماع یا شهرت در آنها مبتنى بر دلیل نقلى است و به اصطلاح اجماع و شهرت، مدرکى مىباشند که فى نفسه حجیت ندارند بلکه حجیت آنها وابسته بر حجیت آن مدرک روایى است.
براى نمونه مىبینیم که در زمان قبل از محقق حلى در مسأله آب چاه شهرتى مطرح بود و فقهاى بزرگ آن زمانها همه معتقد بودند که آب چاه به مجرد ملاقات با نجاست متنجس مىشود بلکه این نظریه نزدیک به اجماع بود اما چون این مسأله داراى مدارک روایى است واضح است که تحقق شهرت یا اجماع هم بر اساس همان روایات صورت گرفته بود و کسى هم غیر از آن حکم را از آن ادله استنباط نمىکرده است. اما به زمان علامه حلى که مىرسیم ایشان در این مسأله خدشه کرده و صحیحه محمد بن اسماعیل بن بزیع را مطرح نمود که در آن امام علیهالسلام فرموده بودند: ماء البئر واسع لا یفسده شىء الا ان یتغیر ریحه او طعمه فینزح حتى یذهب الریح و یطیب طعمه لان له مادة 84 و بر طبق آن حکم به عدم نجاست آب چاه فرمود با اینکه اگر آن شهرت و اجماع، قطعى و کاشف از قول معصوم مىبود مرحوم محقق نمىتوانست به استناد یک روایت در مقابل آن بایستد و فتوا صادر کند. حتى نقل شده که ایشان در ابتدا مردد بود که فتوا به عدم نجاست چاه بدهد یا نه؟ و از طرف دیگر یک چاه آب هم در منزل داشته است. گویند پیش خود فکر کرد مبادا این مسأله ریشه در نفسانیات داشته باشد و او براى راحتى و آسایش خودش اینگونه فکر مىکند لذا دستور داد اول چاه آب منزلش را پر کردند بعد که دید مسأله نفس در کار نیست و ادله کاملاً دلالت بر مطلوب دارند صریحا فتوا داد و پس از مدتى آن شهرت قاطعه نزدیک به اجماع منهدم شد و تا امروز هم دیگر کسى فتوا به نجس شدن آب چاه نداده است و روایات نزح چاه را هم حمل بر استحباب مىکنند.
پس خلاصه امر اینکه در بحث محرمیت مادر زن و داماد هم اگر براى فتواى مشهور هیچ دلیل و مدرکى که بتواند مأخذ آن فتوا باشد وجود نداشت شهرت فتوایى به معناى ذکر شده محقق مىبود اما به نظر مىرسد و بلکه احتمال قوى چنین است که مأخذ حکم مشهور آیه 23 سوره نساء است که مىفرماید: حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و... و امهات نسائکم... که از خلط بین حرمت ازدواج و محرمیت به معناى جواز نظر به این حکم رسیدهاند [و جالب آنکه نگارنده تاکنون از هر یک از علماء بصورت ابتدا به ساکن از دلیل محرمیت مادر زن سؤال کردهام فورا آقایان آیه شریفه مذکور را قرائت نمودهاند] پس شهرت فتوایى به معناى ذکر شده مخدوش است. از طرف دیگر اجماع ادعا شده هم بفرض آنکه محقق باشد بر اساس حدس و اجتهاد مدعى آن است نه آنکه کاشف از قول معصوم باشد به دلیل آنکه اگر محرمیت مادر همسر با داماد امرى قطعى و مسلّم بود دیگر وجهى نداشت که فقها اختلاف کنند که آیا مىشود بعد از طلاق دختر غیر مدخول بها با مادرش ازدواج کرد یا نه؟ و دیگر وجهى نداشت که این مطلب را از معصوم بپرسند و بالاتر آنکه بعضى هم فتوا به جواز صادر کنند. پس همه اینها مؤبد آن است که محرمیت مادر همسر با داماد امرى قطعى و اجماعى و مسلّم نبوده و نیست.
یکى از محققین معاصر پس از مطالعه جزوه « محرمیت مادر زن؟! » چنین نوشتهاند:
تنها امرى که مىتوان در این مسأله مورد استناد قرار داد سیره عملى مسلمین است زیرا چنانکه از عبارت فخرالمحققین استفاده مىشود باور همه امت و فقهاى فریقین محرمیت مادر زن نسبت به داماد است. این عبارت و عبارتهاى دیگر فقها در این مسأله لااقل نشانگر سیره عملى مسلمانان در تاریخ تدوین فقه یعنى مدت زمانى بیش از هزار سال مىباشد و این در حالى است که این موضوع مورد ابتلاء همه اقشار جامعه از جمله فقها و مفسران قرآن بوده و هست. فتاوا و کلمات فقها نشان مىدهد در این مدت بسیار طولانى هیچگاه رفتار فقها و سایر علماء با مادران همسر خود مانند رفتار با نامحرمان نبوده است. از سوى دیگر بسیار بعید است گفته شود این سیره به عصر امامان علیهالسلام متصل نیست و بطور ناگهانى پس از دوران ایشان پیدا شده است. کاوشها نشان مىدهد به استثناى یکى دو صده اخیر هر چه مسلمانان از صدر اسلام دورتر شدهاند در امر حجاب شدت عمل و غیرت بیشترى نشان دادهاند تا جاییکه در پارهاى موارد منجر به پردهپوشى ـ نقاب زنى و محبوسیت زنان شده است. حال چگونه مىتوان گفت در مورد مادران همسران عکس این واقعیت رخ داده است؟ بنابراین اگرچه آیه یا روایتى دال بر محرمیت مادر زن در دست نیست ولى نمىتوان از این سیره عملى مستمر و دامنهدر نیز چشم پوشید.
اقول: در مقام پاسخ به این سخنان توجه به چند نکته حائز اهمیت است.
اول آنکه محقق محترم در نوشتار خود فرمودند: چنانچه از عبارت فخرالمحققین استفاده مىشود باور همه امت و فقهاى فریقین محرمیت مادر زن نسبت به داماد است!
باید بگوییم همانگونه که قبلاً ذکر شد متقدمین از فقهاى امامیه که ممکن است فتاواى آنها در جهت تحقق شهرت فتوایى یا اجماع ارزشمند باشد نوعا متعرض مسأله نگاه کردن داماد به مادر زن نشدهاند. بعنوان نمونه در نهایه شیخ یا خلاف و مبسوط یا مقنعه مفید و مقنع صدوق یا انتصار سید مرتضى و امثال آن اصلاً مسأله نگاه کردن مطرح نیست بلکه تنها مسأله حرمت ازدواج با مادر زن عنوان نشده است.
و البته اگر در کلام بعضى از فقهاى متأخر مانند فخر المحققین یا فقهاى بعد از او مثل صاحب جواهر نسبت به نگاه کردن داماد به مادر زن مطلبى آمده باشد صرفا فتواى آنها خواهد بود که دلیلى هم بر آن اقامه نکردهاند و صرف ادعاى اجماع از طرف امثال فخر المحققین از قبیل اجماعات منقول است که نوعا مبتنى بر حدس و اجتهاد خود آنها است و واقعا به شکلى نیست که کاشف از قول معصوم باشد. بالاتر آنکه حتى در پارهاى از موارد ما با ادعاى اجماع از سوى کسانى مواجه مىشویم که جزء متقدمین هستند اما وقتى آن مسأله مورد بررسى قرار مىگیرد محرز مىشود که آن اجماع مبتنى بر اجتهاد خود آن شخص بوده است و نمونههاى زیادى از اجماعات منقول و مدرکى در کلام امثال شیخ طوسى و سید مرتضى مىتواند گواه این معنا باشد.
بنابراین نفس ادعاى شهرت یا اجماع یا نقل عباراتى شبیه « باور همه امت و فقهاى فریقین » نمىتواند دلیل محکمى تلقى گردد زیرا سؤال ما این است که منشأ این باور کجاست؟ و امت اسلام از کجا به این باور رسیده است؟
دوم آنکه ایشان فرمودند: این در حالى است که این موضوع مورد ابتلاى همه اقشار جامعه از جمله فقها و مفسران قرآن بوده و هست و فتاوا و کلمات فقها نشان مىدهد که در این مدت طولانى هیچ گاه رفتار فقها و سایر علما با مادران همسر خود مانند رفتار با نامحرمان نبوده است.
در جواب باید بگوییم اگر منظور نویسنده محترم از علماء و مفسران، علماء و مفسرانِ متأخر یا معاصر است این سخن شما درست است اما عمل کرد علماى متأخر و معاصر براى فقیه دیگر حجت نیست و نمىشود به آن استناد کرد. اما اگر منظور شما مفسران صدر اسلام مانند ابن عباس و قتاوه و... یا حداقل فقهایى مانند شیخ طوسى و مفید و صدوق و سید مرتضى و امثالهم باشد باید بگوییم واقعا ما اطلاع نداریم که مثلاً جناب سید مرتضى یا شیخ طوسى در برخورد با مادر زن خود چگونه رفتار مىکردهاند و بعنوان نمونه وقتى شیخ صدوق در من لا یحصره الفقیه و ابن ابى عقیل عمانى صراحتا فتوا به جواز ازدواج با مادرِ دخترِ غیر مدخول بها صادر کردهاند آیا مىشود پذیرفت که آنها معتقد به محرمیت مادر زن بودهاند؟ یعنى آیا ایشان فتوا به جواز ازدواج با محارم دادهاند؟
آیا فردى مثل ابن جنید یا علامه حلى که در مختلف در باب نکاح مادرِ دختر غیر مدخول بها توقف کرده و صراحتا فتوا به حرمت نداده است معتقد به محرمیت مادر زن بوده است؟ اگر چنان بود که توقف ایشان در این مسأله وجهى نداشت و بسیار بعید است که اینان متوجه لوازم سخن خود نبوده باشند.
بنابراین انصاف آن است که ما نمىتوانیم سیره جاریه در زمان خود را ملازم با رواج همین سیره در اعصار متقدمین هم بدانیم.
سوم آنکه ایشان مىفرماید: بسیار بعید است که گفته شود که این سیره به عصر امامان متصل نیست و بطور ناگهانى و پس از دوران ایشان پیدا شده است!
در جواب باید گفت واقعا ما اطلاعى از وضعیت حاکم بر اعصار متقدمین نداریم چه رسد به وضعیت حاکم بر زمان امام صادق و امام باقر علیهماالسلام . وقتى که در زمان امام پنجم و ششم از ایشان راجع به ازدواج با مادرِ دختر غیر مدخول بها سؤال مىشود این خود بهترین شاهد و گواه است که در آن زمانها مردم مسلمان نسبت به مادر همسر خود رفتارى شبیه به رفتار با مادر خود نداشتهاند که اگر چنان بود و محرمیت مادر زن امرى مسلّم و روشن و مانند محرمیت عمه و خاله بود دیگر وجهى براى آنگونه سؤالات وجود نداشت. آیا شما روایتى را سراغ دارید که در آن از معصوم در مورد ازدواج با عمه و خاله سؤال شده باشد؟ قطعا چون محرمیت عمه و خاله امرى روشن و بدیهى بوده است کسى هم در رابطه با آن سؤال نمىکند. اما مىبینیم به راحتى شخصیتهاى برجستهاى مانند حماد بن عثمان یا جمیل بن دراج از امام صادق علیهالسلام در مورد ازدواج با مادر دختر غیر مدخول بها پرسیدهاند. این امر مؤید آن است که در آن ازمان محرمیت مادر زن در ذهن آنها متصور نبوده است و مادر زن را شبیه خواهر زن مىدانستهاند چنانچه در روایات زیادى در مورد نگاه به خواهر زن یا ازدواج با او سؤال شده است.
گذشته از اینکه در تعدادى از این روایات آمده است: الام و الابنة فى هذا سواء اذا لم یدخل باحدیهما حلت له الاخرى 84 آیا امام علیهالسلام حکم بجواز نکاح محارم کردهاند؟ یا اگر واقعا محرمیت مادر زن مسلم بود ایشان مىتوانستند به این صراحت اینگونه بفرمایند؟ یا مثلاً از مخاطبین این احادیث کسى نبوده است که بعد از این سخن امام، از ایشان سؤال کند که پس محرمیت مادر زن چه مىشود؟ آیا اگر خود در محضر امام علیهالسلام چنین مىشنیدید براى شما محرمیت مادر زن زیر سؤال نمىرفت؟ حقیقت آن است که نگارنده نمىتوانم بپذیرم که این سیره ادعا شده در عصر معصوم هم مانند زمان ما جریان داشته باشد.
چهارم آنکه ایشان فرمودند: کاوشها نشان مىدهد که به استثناء یکى دو صده اخیر هر چه مسلمانان از صدر اسلام دورتر شدهاند در امر حجاب شدت عمل و غیرت بیشترى نشان دادهاند... حال چگونه مىشود گفت در مورد مادران همسران عکس این واقعیت رخ داده است؟... !
باید بگوییم البته در اصل مطلب مذکور در باب غیور شدن مردم خدشهاى نیست اما در خصوص چگونگى برخورد مسلمانان اعصار متأخر با مادر زن خود باید پذیرفت که این امر کاملاً متأثر از آراء فقهاى متأخر است که منشأ این فتوا هم عدم دقت و توجه به مبانى این مسأله بوده است. یعنى آقایان نوعا این مسأله را از بدیهیات و ضروریات فقه تلقى کرده و خود را بىنیاز از پرداختن به آن دانستهاند و همانگونه که هیچ فقیهى را سراغ نداریم که مثلاً در جلسات درس خارج فقه خود به مسائلى مانند اصل وجوب نماز یا دو رکعت بودن نماز صبح پرداخته باشد و یا در کتابهاى استدلالى فقهى صفحاتى را در جهت اثبات اینگونه مسائل پر کند، مسأله محرمیت مادر زن هم در ذهن ایشان همین گونه بوده و هست و نوعا آن را مفروغ عنه دانسته و به آن نپرداختهاند.
و البته آنچه که مىشود در آن ادعاى جریان سیره مستمره کرد همین است که آقایان این مسأله را از ضروریات مىدانند و تاکنون هم کسى در تبیین مبانى فقهى آن کوششى نکرده است و تا آنجا که دیده شد نوعا به ذکر فتوا در این باب بسنده کرده و دلیلى ارائه ننمودهاند.
علاوه بر اینکه گذشته از تمام مطالب فوق تمسک به سیره در جایى است که دلیلى بر خلاف آن در شرع وجود نداشته باشد. مثلاً سیره رایج در بین مردم ربا دادن و گرفتن است. یا مثلاً در مجالس جشن عروسى نوعا شاهد اختلاط زن و مرد در بین مردم جریان دارد و یا رسم مردم آن است که نوعا مجالس عروسى را آنگونه بر پا مىکنند پس این امور بلا اشکال است؟
در ما نحن فیه نیز اگر هیچ دلیلى بر خلاف سیره نبود شاید مىشد به آن تمسک کرد اما با توجه به اینکه این سیره با عمومِ قرآنى و لا یبدین زینتهن مخالف است نمىشود به آن تمسک کرد و نگارنده تا آنجا که جستجو نمود موفق نگردید که در بین آقایان علماى علم فقه و اصول فردى را بیابد که معتقد به جواز تخصیص عموم قرآن بوسیله سیره باشد.
علاوه بر اینکه به اعتراف خود مستشکل، این مسئله از موارد شبهات تحریمیه است که به اتفاق علماء نمىتوان از لزوم احتیاط در آن چشم پوشید.
پس نتیجه کلى این بخش اینکه اولاً ازدواج با مادر زن قطعا و مطلقا حرام است و ثانیا محرمیتى بین مادر زن و داماد به معناى جواز نگاه کردن داماد به مادر همسر و جواز آشکار کردن زینت توسط مادر زن در برابر داماد وجود ندارد و در این جهت مادر زن و خواهر زن مثل یکدیگرند.
جواب: برادر مکرم جناب آقاى على...
بعد السلام والتحیه 1 ـ اینکه گفته شد: فقه علم عقلى نیست تا هر کس...، منظور شخص شما نیست، اساسا فقه علمى نقلى یا نقلى عقلائى است. و منظور جائز نبودن مطلق فتوى براساس احتمالات است از هر که باشد. گرچه نفس احتمال بد نیست چنانکه محقق در مقدمه معتبر گفته است.
2 ـ اینجانب از کنار شهرت به آسانى نمىگذرم حتى شهرت میان متأخرین، که اماره عقلائیه است بر آراء اساتیدشان و هکذا طبقا عن طبق. بنابراین اینکه بگوئیم شهرت در میان علماء متأخر بر جواز نظر بوده نه قدما، و آن اعتبارى ندارد. به نظر من صحیح نیست. اگر در میان متأخرین شهرت بود و نقل خلافى از قدما هم نبود اماره عقلائیه است بر اینکه نظر اساتید متأخرین و اساتید اساتید و... همه همین بوده است. خصوصا اینکه شما معتقدید متأخرین جواز نظر را از ضروریات میدانستهاند، آیا ممکن است با تسلسل طبقات فقه و فقهاء، چیزى را که قدما حرام مىدانستند متأخرین جواز آن را از ضروریات بدانند؟!
3 ـ اگر لحن کلام تند بوده قصد توهین نبوده است. بگذریم.
4 ـ مسلما فقها در این مسئله ـ جواز نظر ـ هرگز توجه به دلالت مطابقى آیه نداشتهاند، چیزى که همه مىفهمند که آیه در مورد حرمت زواج است نه مسئله نظر، بلکه منظورشان همین مسئله ملازمه است که حضورا ذکر شد.
5 ـ همانطور که آقاى حکیم فرموده و شاید تعبیر من در معلقات عروه ج 4 بهتر باشد که ملازمه در حرمت بالذات است نه بالعرض، و در حرمت بالدوام است نه موقت، نگوئید که آیه قید ندارد زیرا وقتى بذات بطور مطلق تعلق مىگیرد همین معنى استفاده مىشود.
6 ـ روایت ملازمه در کافى ج 5 ص 439 و تهذیب ج 7 ص 313 و استصبار 3 ص 194 موجود است روایت عبید بن زراره همانطور که حضورا گفتیم، نه اینکه بگوید: کلما الخ بلکه بخوبى ملازمه را مىرساند. البته روایات باب تغسیل موتى هم استفاده مىشود با توجه به مفهوم محارم به آنطور که خودتان مىگویید. امید است در ملاقات حضورى بیشتر آشنا شویم. بنده بخاطر آرتورز انگشت، نوشتن زیاد مقدورم نیست. جزوه شمارا هم کاملاً خواندم نکات انتقادى دیگرى هم دارم که اگر بخاطرم بماند حضورا عرض مىکنم، ضمنا تخصیص عموم قرآن بسیره هم اشکالى ندارد بلکه اگر سیره قطعى است حتما لازم است.
6 ـ مسئله دخول و عدم دخول چیزى نیست که شما اینقدر روى آن مانور مىدهید، صحبت اینستکه دخول در حرمت نکاح دخالت دارد یا نه، بعبارت دیگر بدون دخول به دختر، مادر به عنوان یک مادر زن داراى احکام شرعى حساب مىشود یا خیر، اگر حساب شد آنوقت ملازمه هم مىآید.
7 ـ مسئله آب چاه را که مثال مىزنید و در این اواخر خیلىها دیدهایم روى آن مانور مىدهند و هر نظر جدیدى را زیر پوشش احترام به علامه (نه محقق) مطرح مىکنند، اولاً در نزد برخى از قدما هم مطرح بوده در ثانى متأخرین از علامه هم همه آنرا نپذیرفتهاند و ثالثا روایت داشت و رابعا وجه تمسک قدما هم معلوم بود، البته خیلى هم سست نبوده و لذا علامه با زحمت فراوان توانست برخلاف آن فتوى دهد.
8 ـ در شبهات تحریمیه نظر ما بر برائت است نه احتیاط. اخباریون قائل به احتیاط هستند.
9 ـ در مورد نگاه به تمام بدن محارم باید عرض کنم: الف) وقتى کلمه عریان به تمام بدن و یا اصل بدن بدون خصوصیت اطلاق شود ظهور در لخت بودن همه بدن دارد. پس منع از نظر به محارم، عریانیةً منظور همه بدن حتى عورتین است، مگر دلیل روشنى برخلاف آن باشد، البته برخى فقهاء از سینه تا زانو را احتیاط واجب در ترک نظر دانستهاند لیکن از باب احتیاط است. ب) برخى روایات بخوبى دلالت دارد که لزوم اذن جنبه احتیاط و مقدماتى دارد نه الزامى. البته ظاهرا شما هم روى الزام اذن تکیه نکردهاید. آنچه را که حضرت مىخواهد از جنبه عاطفى انسانى روى آن تکیه کند اینستکه انسان نمىخواهد مادر و خواهر خود را لخت ببیند و اینستکه قباحت دارد یعنى لخت کامل و اما دیدن سینه و یا قدرى بالاى زانو که معلوم نیست قباحت فطرى و عقلائى داشته باشد.
![]() |
![]() |
![]() |
مقدمه:
به تحقیق می توان گفت هیچ دینی به اندازه دین مبین اسلام، برای تولید و تربیت نسل سازنده برنامه و احکام ارائه نداده است. با نگاهی گذرا به احکام نماز و مسجد خواهیم یافت که در این موضوع بس بزرگ، می توان سهمی قابل توجه برای کودک و نوجوان را یافت، سهمی که نشان دهنده اهمیت این قشر از دیدگاه شارع مقدس است. چرا که این دو دوران را مقدمه و پیش زمینه ای برای تربیت دینی می داند. و تاکید فراوانی بر تمرین و عادت دادن کودکان به اعمال عبادی و تربیتی دارد.
تربیت دینی:
می دانیم که اسلام عزیز برخلاف اغلب روانشناسان غربی که تربیت را از بدو تولد می دانند، تربیت دینی کودک را از قبل از تولد و چه بسا از پیش از انعقاد نطفه می داند، بر این اساس می بینیم احکامی را در این راستا برای مسلمانان قرار داده، تا تربیتی تدریجی همراه با محبت و تشویق و ترغیب کودک به دینداری و انجام فرائض دینی را والدین برای فرزندان خویش در دستور کار خود قرار دهند.
بنابراین باید در نظر داشت که برای مسجدی بارآوردن کودک و اهل نماز کردن او، والدین به طی چنین مسیری تا بلوغ کودک، نیازمند می باشند. زیرا کارآمدترین و پربازده ترین مرحله پرورش کودک، مطابق با اخلاق اسلامی و عادات نیکوی فردی و اجتماعی همین دوران کودکی اوست، و کودک در چنین مرحله ای آمادگی پذیرش هرگونه اخلاق و آداب و عادات را به راحت ترین وجه دارد.
انجام مداوم تکالیف دینی و برخی از اعمال عبادی در اسلام به ویژه نماز، به مشق و تمرین در دوران کودکی نیاز دارد، تا پس از طی مراحل رشد جسمانی و رسیدن به حد بلوغ، در برگزاری آن احساس سنگینی و مسامحت بیجا به وجود نیامده و احیاناً به ترک آن منجر گردد.
اهمیت احکام کودکان:
با ورق زدن ابواب فقهی، می بینیم که در جای جای احکام شریعت قسمت هایی به بیان احکام کودک اختصاص داده شده است، و فقها بر اساس منابع، به تفصیل در زمینه کودک و احکام شرعی مربوط به آن در ابواب مختلف فقه پرداخته اند. حتی در بیان احکام کودک، او را به ممیز و غیر ممیز و دختر و پسر تقسیم نموده اند.
در این میان احکام مربوط به عبادات مخصوصا نماز و مسجد از اهمیت دو چندانی برخوردار است چرا که از گستردگی بیشتر و تفصیلات دوچندانی برخوردار است.
احکام نماز کودکان:
می دانیم که کودک نابالغ تکلیف ندارد ، به همین سبب برای عدم انجام اعمال، مواخذه هم نخواهد شد. اما عبادات کودک در صورتی که درست انجام شده باشد، مورد قبول شارع است(یزدی،1409، 1/741،م 35).
فقط در مورد نماز کودک در ابواب فقه مسائلبسیاری ذکر شده است، که به مواردی از آن در زیر اشاره می کنیم:
احکام تقلید: صحت تقلید کودک ممیز(خویی،1410،1/7،م5)، صحت باقی ماندن بر مرجع تقلید اعلم انتخابی قبل از بلوغ که الان زنده نیست(همان).
واداشتن کودک به نماز:تمرین دادن کودک ممیز بر تمام عبادتها، مستحب است(یزدی،1409، 2/217،م2)، استحباب تمرین به نوافل و عادت دادن اطفال به آن (خویی، 1410، 1/212،م238)، استحباب سخت گیری به کودکان پس از هفت سالگی برای مسائل عبادی واجب (یزدی، 1409، 2/217، م2)، استحباب از خواب بیدار کردن نابالغ برای نماز(گلپایگانی،1/527،م51).
احکام مکان نماز کودک:کراهت ایستادن زن برای نماز جلوتر یا هم ردیف پسر نابالغ(خمینی، 1/148،م8).
اذان و اقامه کودک:اذان و اقامه کودک برای جماعت، یا برای کسی که می شنود، یا می شنود و تکرار می کند کافی است(یزدی، 1/608، فصل 17).
پوشش در نماز:بطلان نماز پسر بچه با لباس طلا و حریر(خویی، 1/149، م35 و خمینی،1/567، م40)، پوشش دختر بچه در حال نماز مانند پوشش زنان بالغ است ولی پوشاندن سر و گردن بر او واجب نیست(همان، 1/142، م5)، استحباب پوشاندن موهای دختر بچه در حال نماز (یزدی، 1/574).
نماز جماعت: جواز یا عدم جواز اقتدای کودک به کودک در نماز(گلپایگانی، 253، م1462 و خویی، 1/228، الفصل الثالث)، عدم صحت امامت جماعت کودک برای افراد بالغ(خمینی، 1/274، القول فی...)، پذیرفته شدن شرعی نماز جمعه کودک (همان، 1/237، م2)، کراهت قرار دادن کودک در صف اول نماز جماعت هرچند که کودک ممیز باشد(یزدی، 1/809، م18)، ایستادن کودک ممیزدر صف جماعت اگر طوری باشد که اتصال افراد فقط با او برقرار شود: بدین صورت است که تازمانی که باطل بودن نمازش معلوم نباشد ایستادن او در صف جماعت اشکالی ندارد(یزدی، 1/782، م22) یا اگر احتمال بدهیم که کودک به نظر خودش نمازش را صحیح می خواند، وجودش در صف جماعت، اتصال بالغین را به هم نمی زند(خویی، 1/227، م 308).
احکام کودکان و مسجد:
بردن کودکان به مسجد:از آنجا که روایاتی چون؛ جنّبوا مساجدکم مجانینکم و صبیانکم ... مبنی بر جلوگیری کردن کودکان به مسجد ،وجود دارد(صدوق، 1/237)، بر این اساس است که عده ای از فقهای بزرگ فتاوای کراهت ورود به مسجد را برای کودکان صادر نموده اند و از آن بالاتر فراهم کردن زمینه ورود کودکان به مسجد هم مکروه شمرده شده است(یزدی، 1/600، س15) ، لذا لازم به ذکر است با توجه به اینکه این روایات شامل کودکانی است که در مورد نشست و برخاست خود و شیطنت و شلوغ کاری بسان دیوانگان عمل می کنند و در صورت حضور در مسجد موجب آلودگی و ناپاکی و یا ایجاد بی نظمی غیر متعارف در مسجد می شوند. البته این احتمال هم وجود دارد که در جامعه آن روزی با توجه به شرایط و عدم امکاناتی از قبیل پوشاک مناسب فرزندان، حضور کودکان چه بسا موجب آلودگی مسجد و حاضرین در مسجد می گردیده، که تطهیر آن هم مشکلاتی در بر داشته است.
طبق نظر فقیه بزرگوار شهید ثانی (ره): مراد کودکانی است که به طهارت آنان اعتمادی نیست یا این که خوب و بد را تشخیص نمی دهند. اما بچه ممیزی که طهارت او مورد وثوق بوده و خودش نیز بر نمازها مواظبت می نماید، کراهیّتی بر آن متوجه نیست، بلکه سزاوار است او را به آمدن مسجد تمرین داد همچنان که لازم است برای نماز تمرین و عادت داده شود(عاملی، 1/96)و نیز علامه مجلسی در ذیل این روایت می فرماید: اگر ترس از نجس کاری کودک نباشد و اینکه مقصود او از حضور در مسجد اقامه نماز باشد نه تنها حضور او مکروه نیست بلکه مستحب هم هست و تمرین دادن او محسوب می شود و هیچ ایرادی نخواهد داشت (مجلسی، 80/350).
قابل توضیح است که در مآخذ دینی شاهد هستیم که پیامبر اکرم خود (صدوق،امالی،438) و اصحاب نیز بچه های خود را به مسجد می آورده اند(طبرسی، 1/207). نه تنها بچه های سه چهار ساله، بلکه زنان اصحاب با بچه های شیرخوار خود در نمازهای جماعت حاضر می شدند(کلینی، 6/48 و بخاری، 1/1397).اما روایات نشان نمی دهند که پیامبر رحمت حتی در یک مورد برآنان و یا بروالدین آنان نهیب زده یا نسبت به آوردن بچه ایشان به مسجد اعتراض فرمایند.بلکه برعکس، عکس العمل هایی که حاکی از تشویق و رضایت است از جانب آن حضرت مشاهده می شود.
کودکان جنب در مسجد: احتیاط واجب آن است که کودکان جنب را وارد مسجد نکنند(یزدی، 1/288، م6).
بنابراین،
با مطالب بالا به اهمیت دوران کودکی از منظر اسلام پی می بریم که وضع
احکام گوناگون در ابواب مختلف فقهی را در پی داشته است.
کتابنامه:
ابن بابویه ، محمد بن علی: التوحید، قم، جامعه مدرسین، 1498ق.
ابن بابویه، محمد بن علی: من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1413ق.
ابن بابویه، محمد بن علی: امالی، بیروت، اعلمی،1400ق.
بخاری، محمد بن اسماعیل: صحیح بخاری ،ریاض، بیت الافکار الدولیه،1419ق.
رهبری، حسن: مسجد نهاد عبادت و ستاد ولایت، تهران، دبیرخانه کانونهای مساجد، 1380.
خانه کودک، احکام ما و کودکان: قم، موسسه چاپ الهادی، 1376ش.
خمینی، روح الله موسوی، تحریر الوسیله:قم،دارالعلم، بی تا.
خویی، سید ابوالقاسم: منهاج الصالحین: قم، مدینه العلم، 1410.
طبرسی، احمد بن علی: الاحتجاج علی اهل اللجاج، ، مشهد، مرتضی،1403ق،چ اول.
عاملی(شهید ثانی)، زین الدین بن علی بن احمد: الروضه البهیه، قم، اسماعیلیان، 1375ش.
کلینی: الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه،1407ق چ چهارم.
گلپایگانی، سید محمد رضاموسوی : مجمع المسائل، قم، دارالقرآن الکریم، 1409ق.
مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی: بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
یزدی، سید محمد کاظم: العروه الوثقی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1409.
(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)
حقوق جمع "حق" است.[۱] که در لغت به معنای واجب،[۲] ثبوت مطابق با واقع،[۳] و مطابقت و وقوع شیء در محل خودش آمده که این معنا در تمام مصادیق قابل تطبیق میباشد.[۴] برخی نیز برای "حق" وجوه مختلفی شمردهاند:
البته در منطق قرآن هر چیزی "حق" نیست، هر چند مردم آن را حق بپندارند؛ بلکه حق عبارت است از چیزی که خدا آن را محقق و دارای ثبوت کرده (در عالم ایجاد یا در عالم تشریع)؛ بنابراین "حق" در عالم تشریع و در ظرف اجتماع دینی عبارتست از چیزی که خداوند آن را به عنوان "حق" قرار داده؛ مانند: حقوق مالی، حقوق برادران و حقوقی که پدر و مادر بر فرزند دارد.[۶] در این مقاله از حقوقی بحث میشود که فرزند مستحق آن است.
قرآن برای "فرزندان" واژگان متفاوتی را بکار برده، از جمله: ذریّه،[۷] بُنیّ و بَنون،[۸] أولاد[۹] و اسباط؛[۱۰] و در این نوشتار آیاتی را بررسی میکنیم که دربارهی حقوق فرزندان سخن گفته است.
خداوند در قرآن کریم برای فرزندان حقوقی را بیان نموده[۱۱] و پدر و مادر را بر پایبند بودن به این حقوق سفارش کرده است:
«یوصیکُمُ اللّهُ فی اَولادِکُم...»؛[۱۲] خداوند دربارهی فرزندانتان به شما سفارش میکند...
یکی از حقوقی که خداوند برای فرزند قائل شده، حق حیات است که قرآن این حق عظیم را در جامعهی بشری به شکل سزاوار برای فرزند، قبل از تولد و بعد از آن مطرح میکند:[۱۳]
«وَلاتَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیاهُم...»؛[۱۴] و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشید! ما شما و آنها را روزی میدهیم...
اعراب دوران جاهلی، نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصبهای غلط، زنده به گور میکردند؛ بلکه پسران را نیز که سرمایهی بزرگی در جامعهی آن روز محسوب میشد، از ترس فقر و تنگدستی به قتل میرسانیدند.[۱۵]
هشدار آیه علاوه بر دوران بعد از تولد، دوران جنینی را نیز شامل میشود.[۱۶] امروزه نیز این نوع فرزندکشی جریان دارد که برخی افراد نادان به بهانهی درگیرشدن با مشکلات زندگی، کودکان بیگناه را در عالم جنینی به قتل میرسانند.[۱۷]
از جمله حقوق فرزند بر عهدهی پدر و مادر، نفقهی اوست که این حق را در دو بخش بیان میکنیم:
الف. نفقهی فرزند:
نفقهی کودک از بدو تولد بر عهدهی پدر است که قرآن بر تأمین شیر برای طفل شیرخوار تصریح کرده است:[۱۸]
«وَالْوالِداتُ یرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَینِ کامِلَینِ لِمَنْ أَرادَ أَنْیتِمَّ الرَّضاعَةَ...»؛[۱۹] مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شیر میدهند. (این) برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند...
مادران حال زنانی که طلاق گرفتهاند، نیز شامل میشود[۲۰] و کلمهی "یُرضِعنَ" به صورت مضارع مؤکد آمده که در اینجا به معنای امر بوده و خداوند به مادران امر میکند که فرزندانشان را تا دو سالگی شیر بدهند؛[۲۱]
البته این امر وجوب ندارد بلکه امر استحبابی است؛ چون در آیهی[۲۲] دیگر میفرماید: اگر دچار تنگدستی شدید، زن دیگری که اجرت کمتر میخواهد، کودک را شیر دهد؛ با این که در این امر مادر کودک بر زنان دیگر مقدم است، هر چند مطلقه باشد. بنابراین در فراز بعدی آیه، خداوند تهیهی نفقه را بر دوش "الْمَوْلُودِ لَهُ" قرار داده؛ یعنی کسی که فرزند از او متولد شده که همان پدر واقعی بچه است؛ پس نفقهی کودک که بر عهدهی پدر اوست یا باید مادر او را برای شیردادن راضی کند یا برای کودک دایه بگیرد.[۲۳]
حکم وجوب نفقهی فرزند بر عهدهی پدر در دورانهای بعدی نیز هست، یعنی اگر فرزند عاجز از تهیهی نفقهی خود باشد و والدین قادر بر انفاق باشند؛ چون آیهی شریفه این حکم را در زمان شیرخوارگی فرزند به خاطر احتیاج و ضعف کودک تعلیل آورده است؛ البته این حکم را مقید کرده به وسع مالی پدر که احتیاجات فرزندش را از قبیل طعام، پوشاک و... به اندازهی توان مالی تهیه نماید؛ از سوی دیگر پدران و مادران حق ضرر رساندن و کوتاهی در تربیت فرزندشان را ندارند با این که بیش از توانایی نیز تکلیف ندارند.[۲۴]
ب. نفقهی مادر:
یکی دیگر از حقوق فرزند حق نفقهی مادر در زمان شیردهی است که بر عهدهی پدر میباشد: «...فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکمُْ فَأتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُواْ بَینَکمُ بمِعْرُوفٍ...»؛[۲۵] ...و اگر برای شما (فرزند را) شیر میدهند، پاداش آنها را بپردازید و (دربارهی فرزندان، کار را) با مشاورهی شایسته انجام دهید...
این آیه دربارهی زنان "مطلّقهی بائن"[۲۶] است.[۲۷] خداوند در این آیه و آیات دیگر مانند سوره بقره/233 میفرماید: اگر مادر کودک، بخواهد به فرزند خود شیر بدهد با این که طلاق بائن گرفته باشد، بر پدر کودک لازم است که در ایام شیردادن طفل، نفقهی مادر را (خوراک، لباس و...) بدهد.[۲۸] این اجرت شیردهی در حقیقت نفقه و حق فرزند است که به عهدهی پدر واجب میباشد.[۲۹]
حق دیگری که در قرآن کریم برای فرزندان بر عهدهی پدر و مادر نهاده شده، حق تربیت است که ذیل چند عنوان اشاره میشود:
الف. اهمیت تربیت:
در نگاه قرآنی تربیت اولاد جزو حقوق واجب است؛[۳۰] و چون رفتار پدر و مادر در وجود فرزند و تربیت او بسیار تأثیرگذار بوده، خداوند آنان را در مسیری که فرزندان میپیمایند، مسئول میداند و از والدین میخواهد که فرزند خود را به راه حق ارشاد کنند:[۳۱]
«وَ وَصَّی بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یعْقُوبُ یابَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفیََََََََ لَکُمُ الدِّینَ فَلاتَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»؛[۳۲] و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین وصیت کردند (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است و شما، جز به آیین اسلام [=تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!
آیه شریفه به انسان میآموزد که پدر مسئولیت دارد، فرزند خود را تربیت نموده و به دین و آئین حق راهنمائی کند.[۳۳] همچنین لقمان حکیم در گفتار و مواعظ خویش،[۳۴] فرزندش را به پارهای از دستورات اعتقادی، عملی و اخلاقی سفارش میکند و با اهمیت به این مواعظ و آثار حکمت، او را به اصل توحید متوجه نموده و به بحث معاد و حساب اعمال سوق میدهد.[۳۵]
ب. تربیت جنسی و ازدواج:
در اسلام و قرآن تربیت جنسی مخصوص دوران بلوغ و بعد از آن نیست؛ بلکه قرآن کریم تربیت جنسی را در کودکان نیز در نظر گرفته و به آن پرداخته است:[۳۶]
«یَاأَیّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِیسْتَأذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیمَانُکمُْ وَالَّذِینَ لَمْیبْلُغُواْ الحُلُمَ مِنکمُْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِّن قَبْلِ صَلَوةِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیابَکُم مِّنَالظَّهِیرَةِ وَ مِن بَعْدِ صَلَوةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّکُمْ...»؛[۳۷] ای کسانی که ایمان آوردهاید! بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حدّ بلوغ نرسیدهاند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح و نیمروز، هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون میآورید و بعد از نماز عشا؛ این سه وقت خصوصی برای شماست...
بر اساس این آیه پدر و مادر نخست باید فرزندان را از این که سرزده وارد اتاق آنان شوند، هشدار داده و به اجازه گرفتن وادار کنند و دیگر آن که معاشرتهای خود را تحت کنترل قرار داده و هر حرکتی که غرایز جنسی را در آنها بیدار میکند، ترک کنند.[۳۸]
در بحث تربیت جنسی فرزند، قرآن کریم همراه با مبارزهی منفی، مبارزهی مثبت را مورد توجه قرار داده و از طریق ترویج فرهنگ ازدواج آسان که اشباع صحیح و مشروع غرائز بوده، سبب برچیده شدن گناه را فراهم میکند:[۳۹]
«وَأَنکِحُواْ الْأَیَامَی مِنکمُْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمُْ وَ إِمَائکُمْ إِنیَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ...»؛[۴۰] مردان و زنان بیهمسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بینیاز میسازد...
خطاب این آیه به اولیاء و سرپرستان مسلمانان است.[۴۱] "ایامی" به کسانی میگویند که همسر نداشته باشند؛ خواه مجرد باشند یا همسرشان طلاق گرفته یا مرده باشد؛[۴۲] و "صالحین" در این آیه به معنای صلاحیت در مورد ازدواج است، نه صالح در اعمال.[۴۳]
امر در اصل برای وجوب بوده؛ اما در این آیه امر برای فعل مستحب آمده که نشان از استحباب مؤکد میدهد؛ اما گاهی به مرحلهی وجوب میرسد؛ هنگامی که انسان در معرض گناه باشد و فاصله گرفتن از ازدواج موجب دست زدن به عمل نامشروع شود، ازدواج واجب میشود.[۴۴]
یکی دیگر از حقوقی که خداوند در قبال فرزندان بر عهدهی پدر و مادر گذاشته، حق دفاع از آنان و مبارزه با ظالمان است:
«وَ مَا لَکمُْ لَاتُقَاتِلُونَ فیِ سَبِیلِاللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَالرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ...»؛[۴۵] چرا در راه خدا و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (بدست ستمگران) تضعیف شدهاند، پیکار نمیکنید؟!...
مقصود از استفهام در این آیه، خطاب دستوری برای مجاهدین مسلمان است که با متجاوزین پیکار کنند؛[۴۶] و منظور از "ولدان" فرزندان مؤمنین است.[۴۷] در این آیه خداوند با استفاده از عواطف انسانی مؤمنان را تشویق به اجرای احکام اسلامی میکند؛[۴۸] یعنی آیهی شریفه، بندگان را تشویق کرده و برمیانگیزد، برای این که وظیفهی خود را در رابطه با دفاع از خویشاوندان خود به خصوص زنان و فرزندان مستضعف که در چنگ دشمنان گرفتارند و قدرت فرار و توان کار دیگری را ندارند، از ظلم ظالمان نجات دهند.[۴۹]
تربیت فرزند اقتضاء میکند که در سنین مختلف رفتار والدین نیز نسبت با اقتضای سنی او متفاوت باشد؛ از این رو خداوند با داستان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیهم السلام نشان میدهد، برای فرزندی که به سن جوانی رسیده، حق مشورت باید قائل شویم:
«فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یابُنیَّ إِنیِّ أَرَی فیِ الْمَنَامِ أَنیِّ أَذْبَحُکَ...»؛[۵۰] هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم...
منظور از "سعی" این است که به سنی رسیده بود که عادتا میتوانست در کارهای زندگی به پدر خود کمک کند؛[۵۱] و از فرازهای بعد معلوم میشود که حضرت ابراهیم با فرزندش در این مسأله با این که حتمی بود، مشورت کرد.[۵۲]
در این تعبیرات از یک سو پدر با صراحت مسالهی ذبح را با فرزند نوجوان یا جوان خود مطرح میکند و از سوی دیگر چون برای او شخصیت مستقل و آزادی اراده قائل بود، با او مشورت نموده و نظر وی را خواستار است.[۵۳]
یکی دیگر از حقوق فرزندان بر پدر و مادر حق ارث است که با فطرت و طبیعت مطابقت دارد و از زمان حضرت آدم علیه السلام مقرر بوده و در زمان پیامبران دیگر از جمله حضرت زکریا علیه السلام[۵۴] و حضرت سلیمان علیه السلام[۵۵] نیز احکام ارث وجود داشت؛[۵۶] که در دین اسلام نیز این حکم جریان یافت و سهم وارثان در کلام الهی مقرر گردید: «یوصیکُمُ اللَّهُ فی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ...»؛[۵۷] خداوند دربارهی فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم (میراث) پسر، به اندازهی سهم دو دختر باشد.