دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

همه تقصیرهای احمدی‌نژاد


همه تقصیرهای احمدی‌نژاد
من و امثالهم می‌دانیم که احمدی‌نژاد مردمی و برخاسته از طبقات جامعه، تمام تلاش خود را به کار برد ولی اگر موفق نشد به تمام اهداف خود برسد بدان دلیل بود که جهانخواران میل وافر دارند که ایران به روزهای پیش از 22 بهمن 1357 بازگردد و دولتی مطیع، دست نشانده، گوش به فرمان و نظامی که هرآنچه امریکا و انگلیس فرمان دهد اجرا کند، برسرکار آید.

شبکه ایران - خسرومعتضد، مورخ و پژوهشگر / روزی که من در روزنامه ایران نوشتم آسانترین کار این است که گناه تمام حوادث تلخ و سهمگین تاریخ 2800 ساله ایران را گردن دکتر محمود احمدی‌نژاد بگذاریم و یک تصویر «یوتو پیایی» از روز 12 مرداد1392 به بعد ترسیم کنیم و به خیال حل و فصل تمام مشکلات روزها و شب‌های خوش آینده را در ذائقه فکری‌مان مزه‌مزه کنیم عده‌ای رنجیدند و تعجب کردند چرا من نیز مانند خیلی‌ها و به تبعیت از مد متداول روز سر قلم را علیه کابینه در حال رفتن، روی کاغذ به حرکت درنمی‌آورم.
اما به‌تدریج جامعه در حال پذیرفتن این واقعیت است که «احمدی‌نژاد» تا آنجا که توانسته در راه سازندگی کشور کوشیده و هر جا موفق نشده ناشی از فشار سنگین هجمه‌های بیگانگان بوده که هیچ چیز را در نظر ندارند و عنودانه و کین‌توزانه درصدد انقلاب‌زدایی‌اند. رفتار همسایه جنوبی ما امارات متحده عربی و اخراج هزاران ایرانی از امارات و به باد دادن حاصل سال ها کار و تلاش آنان در آن کشور را در نظر آورید. فشار تحریم که اعزام ناوگان حامل کانتینرهای کالای متعلق به ایران را به بنادر بزرگ جنوب ایران منع می‌کند به یاد آورید. تحریم، پول‌های ناشی از فروش نفت ایران به کشورهای جهان را در بانک‌های آن کشورها مسدود کرده است. تحریم، از دادن سوخت به هواپیماهای مسافربری ایران به شهرهای بزرگ اروپا جلوگیری می‌کند. تحریم اندوخته‌های ما در بانک‌های اروپا را مسدود کرده است. تحریم شرم‌آور امریکا که باراک اوباما رئیس‌جمهور ایالات متحده هر سال و حتی در آستانه تغییر ریاست جمهوری ایران آن را تمدید می‌کند، هزاران هزار داروی حیاتی را از صدور به ایران ممنوع می‌کند.
در یکی از سایت‌های خبری شکایات مردم از نرسیدن داروهای حیاتی، افزایش بهای سرسام‌آور آن‌ها، سوءاستفاده دلالان بی‌انصاف از نیاز بیماران صعب‌العلاج آورده شده بود. نگاهی مختصر به نبودن آن همه داروها در دسترس بیمارانی که به ناچار باید مرگ را با همه تلخی آن بپذیرند، نگاهی به فشارهای امریکا به ترکیه که از صدور طلا به ایران خودداری کند، سدافکنی امریکا و اروپا به تمام راه‌های اقتصادی ایران نشان می‌دهد که نمی‌توان احمدی‌نژاد را مسئول تمام این نارسایی‌ها دانست. احمدی‌نژاد هنگامی به مقام ریاست جمهوری رسید که چرخه سختگیری امریکایی‌ها به ایران جریان داشت و احمدی‌نژاد چیزی به زنجیرهای سنگین تحریم نیفزود.
مگر آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری‌اش با آن همه حسن تفاهم و اعتدال از لزوم پایان دادن به عصر تنش با امریکایی‌ها سخن نگفت؟ مگر به روح جورج واشنگتن و آبراهام لینکلن درود نفرستاد و آن دو مرد را نستود. در عوض بنا به نوشته خانم کریستین امان‌پور، جرج بوش ایران را در محور شرارت قرار داد و کنار کره شمالی و عراق عصر «صدامی» نهاد.
امریکایی‌ها که اسرائیل را برتر و ارجح ملل خاورمیانه می‌انگارند، در پایان هر جریانی فقط به رضایت لابی اسرائیلی - امریکا می‌اندیشند. رفتار امریکایی‌ها با دوست وفادارشان حسنی مبارک نشان می‌دهد که سرسپردگی و وفاداری و فرمانبرداری زیاد هم سودی برای آنان که دل و جان برای جلب دوستی امریکا می‌دهند، ندارد. سرنوشت زمامداران امروزی پاکستان و عراق و افغانستان، رفتار دوگانه‌ای که ایالات متحده امریکا با اینان می‌کند و با گفته‌های بیهوده و دوپهلو موجبات تجری دشمنان آنان را فراهم می‌آورد حکایت از آن دارد که اتفاقاً سختگیری و پایداری احمدی‌نژاد در برابر سیاست‌های مداخله‌جویانه امریکا و این‌که امروز امریکایی‌ها از رفتن او اظهار خشنودی می‌کنند، به نفع خلف او، ریاست جمهوری منتخب تمام شده است.
امریکایی‌ها از احمدی‌نژاد به جان آمده بودند. رفتن او در حقیقت می‌تواند امریکایی‌ها را وادارد تا از سیاست دوپهلو و سرگشته خود دست بکشند و با ریاست جمهوری منتخب باب مذاکره بگشایند. وال‌استریت ژورنال و بسیاری از منابع خبری امریکا اطلاع می‌دهند که امریکا خواهان مذاکره مستقیم با ایران است، اما زمانی از انتشار این خبر نمی گذرد که ناگهان دادگاهی دورافتاده در امریکا رأیی علیه منافع ایران صادر می‌کند یا در محکومیت ایران در فلان حادثه در کشوری دورافتاده. اظهارنظر می‌کند. خبرگزاری ایرنا این روزها آماری نشر می‌کند که حکایت از کارهای سازندگی کشور در این هشت سال دارد. بعضی‌ها می‌پرسند: پس چرا گرانی‌ها رمق مردم را گرفته و این همه فشار و تورم وجود دارد. آنچه امریکا و غرب علیه ایران انجام می‌دهند، بخشی از یک سیاست گازانبری بین‌المللی علیه ایران است. امریکا در هر زمان نشان داده که مسائلی مانند حقوق بشر، آزادی بیان و زبان، انتخابات آزاد،‌دموکراسی و عدالت برایش فقط از دیدگاه منافعش اهمیت دارد و این واژگان البته معنایی راستین و آن چنان که به صورت انتزاعی در ذهن متبادر می‌شود، ندارد.
کما این که امریکا رژیم فاسد و جنایتکار باتیستا بر کوبا را سالها حمایت می‌کرد. سالها از رژیم فاسد خانواده نگودین دیم و مادام نهویه ویتنام جانبداری کرد، رژیم آدمکش و فاسد و غارتگر موبوتو گروهبان سابق ارتش استعماری بلژیک در کنگو سالها مورد پشتیبانی امریکا بود. امریکا از 28 مرداد 1332 تا 22 بهمن 1357 رژیم شاه را که اسناد غارتگری‌ها و امتیازبخشی‌های آن تازه از گاوصندوق‌های رجال سیاسی آن دوران خارج می‌شود نوازش کرد و هنگامی که از جانبداری آن دست کشید که چاره‌ای نداشت. امریکا صدام را می‌نواخت و او را تشویق به حمله به ایران کرد. این مقاله را کسی می‌نویسد که متاسفانه سالها امریکا را دژ آزادی و مهد کسانی چون جرج واشنگتن و آبراهام لینکلن می‌دانست و وجود امریکا را برای سرجای خود نشاندن دیکتاتورهای دیوانه‌ای چون هیتلر و کوژو (نخست وزیر ژاپن که سیاست خون و آهن را پیروی می‌کرد) و موسولینی و استالین ضروری می‌دانست.
نهادهای گوناگونی که شورای امنیت ملی در رأس آن قرار دارد، درباره سیاست خارجی کشور تصمیم می‌گیرند پس نمی‌توان این طور انگاشت که با رفتن احمدی‌نژاد ، امریکایی‌ها فرش سرخ زیر پای وزیر خارجه ایران می‌اندازند و از او صادقانه و صمیمانه دعوت می‌کنند پای میز مذاکره بنشیند و مشکلات فیمابین را حل کند.


چنین خواست‌هایی از کابینه جدید، کار ریاست‌جمهوری منتخب را سخت‌ کرده و سطح انتظارها را از او بالا می‌برد. در موردی مشابه دیدیم که ابراز تمایل خالصانه و مهربانانه ایران برای برقراری هر چه زودتر مناسبات سیاسی با مصر، دولت ناپایدار مرسی را دچار این توهم کرد که ایرانیان قصد دارند از محبوبیت زودگذر او اغتنام فرصت کنند و دوستی مصر را بخرند، در حالی که دولت مرسی بسیار شکننده بود و به یک سال و نیم نرسیده در برابر سیل امواج میلیون‌ها نفر از مردم مصر ذوب شد.
به هر ترتیب احمدی‌نژاد در سطح جهانی با بیش از صد رئیس‌جمهوری، پادشاه و دولتمردان برجسته تماس برقرار کرد. مخالفان ایران که در شبکه‌های ماهواره‌ای علیه دولت ایران سخن می‌گویند اذعان دارند که در سفرهای احمدی‌نژاد به نیویورک هزاران نفر برای دیدن او صف می‌کشیدند.
سخنان او اگر با واکنش خصمانه جهانخواران مواجه می‌شد در میان توده مردم، شنوندگان بسیاری داشت. هرچه رئیس‌جمهوری کنونی به روزهای پایانی خدمت خود نزدیک شود دوستداران بیشتری خواهد یافت زیرا شاهراه‌ها، تونل‌ها، سدها، جاده‌ها، مراکز برق، مراکز آب آشامیدنی و کارهای سازندگی دولت او، جلب‌نظر خواهد کرد. احمدی‌نژاد مردم گرا بود؛ با جرأت به عراق آشوب زده رفت و در روز روشن و از خیابان الرشید که بوش و اوباما جرأت عبور از آن را ندارند، عبور کرد. از خود جسارت‌ها و شجاعت‌هایی نشان می‌داد که در خور تحسین است.
مردم در سایت‌ها از من قدردانی کرده‌اند که از دولتمردی که در حال انقضای دوران ریاست جمهوری خود است قدردانی کرده‌ام. بسیاری از دولتمردان بزرگ و خدمتگزار ایران در پایان دوران حکومت خود، دچار ناسپاسان و نمامان و فرصت‌طلبان شده‌اند. سرنوشت قائم‌مقام فراهانی و میرزا تقی‌خان امیرکبیر را به خاطر داشته باشیم که مربوط به عصر استبداد و استعمار است و در عصر انقلاب آن فرجام‌ها تکرار شدنی نیست. به یاد آوریم که قوام‌السلطنه، با تدبیر و کیاست، آذربایجان و کردستان را از کام خرس شوروی بیرون کشید ولی خانه‌اش را آتش زدند. به یاد آوریم که مصدق نفت را با چه تلاش و مرارتی و در رأس نهضتی ملی و جوشنده، ملی کرد و خانه خودش و پسرش ویران شد اما امروز در آستانه روی کار آمدن دولت منتخب، من و امثالهم می‌دانیم که احمدی‌نژاد مردمی و برخاسته از طبقات جامعه، تمام تلاش خود را به کار برد ولی اگر موفق نشد به تمام اهداف خود برسد بدان دلیل بود که جهانخواران میل وافر دارند که ایران به روزهای پیش از 22 بهمن 1357 بازگردد و دولتی مطیع، دست نشانده، گوش به فرمان و نظامی که هرآنچه امریکا و انگلیس فرمان دهد اجرا کند، برسرکار آید و به همین دلیل آنقدر مانع‌تراشی، سد و رادع‌سازی می‌کنند که ایران را به حالت نیمه مستعمره عصر پیش از انقلاب بازگردانند. به هر ترتیب قدردانی صدا و سیما و اگر مجلس شورای اسلامی نیز از رئیس‌جمهوری زحمتکش قدردانی کند از نمادهای درخشان تحول در ساختار سیاسی و تاریخی ایران است و ای کاش کابینه فراجناحی، از چهره‌های خدومی که در این سال‌ها مصدر خدماتی شده‌اند و مردم کارهای آنان را عیان می‌بینند در تشکیل دولت بعدی بهره ‌جوید.

از "مثلث وحشت جهادی" چه می‌‌دانید؟


فعالیت‌های القاعده در بحرین(2)
در 28 اوت سال 2012 "شیخ صلاح الفایز"، مبلغ سلفی جهادی بحرینی در یکی از سخنرانی‌های خود در منطقه "حمد" واقع در جنوب منامه گفت:‌ "آمریکایی‌ها از ریش می‌ترسند، ما به مبارزات و جهاد خود ادامه می‌دهیم و امارت اسلامی را در سوریه بر پا خواهیم کرد".
گروه بین‌الملل مشرق - در ماه مارس 2005 "محمد ابراهیم مکاوی"، یکی از برجسته ترین کارشناسان سازمان "القاعده" در امور استراتژی‌های نظامی وثیقه‌ای را در شبکه‌های اینترنتی با عنوان "استراتژی سال 2012 القاعده" منتشر کرد و به بیان 5 مرحله از طرح‌های نظامی بلند مدت القاعده پرداخت.

آنچه در وثیقه منتشر شده از سوی مکاوی قابل تامل بود، این بود که از سرزمین شام یا همان سوریه به عنوان یکی از ضلع‌های مثلث جهادی سازمان القاعده در کنار عراق و افغانستان یاد شده بود.

"محمد ابراهیم مکاوی" که بر اساس گزارش‌های موجود در گذشته از استراتژیست‌های نظامی و جنگی ارتش مصر به شمار می‌آمده در توضیحی درباره وثیقه خود به ایجاد "مثلث وحشت جهادی" در منطقه اشاره می‌کند که از افغانستان شروع و پس از گذر از ایران بی‌طرف به جنوب عراق و ترکیه می‌رسد تا از آنجا وارد سوریه و سپس جنوب لبنان شود.


جایگاه سوریه در ادبیات رسانه‌ای سلفی‌های جهادی بحرینی

گروه‌های سلفی جهادی تکفیری بحرینی اهمیت بسیار زیادی در ادبیات رسانه‌ای و تبلیغاتی خود برای سوریه قائل هستند. "شیخ عادل المعاوده"، نماینده برجسته تشکل سلفی "الاصاله" در یکی از سخنرانی‌های خود در 4 اوت 2012 تاکید می‌کند که هم اکنون کانون مسائل و قضایای جهان اسلام در شام در جریان است.


او در دیدار 6 اوت 2012 خود با گروهی از جهادی‌های تکفیری مسلح در سوریه ملاقات کرد و در سخنانی با اشاره به مبارزات آنها در سرزمین شام علیه نظام سوریه تاکید کرد که "این انقلاب، فقط انقلاب سوریه نیست، بلکه انقلاب جهان اسلام است".

در 28 اوت سال 2012 "شیخ صلاح الفایز"، مبلغ سلفی جهادی بحرینی در یکی از سخنرانی‌های خود در منطقه "حمد" واقع در جنوب منامه گفت:‌ "آمریکایی‌ها از ریش می‌ترسند، ما به مبارزات و جهاد خود ادامه می‌دهیم و امارت اسلامی را در سوریه بر پا خواهیم کرد".

او تاکید می‌کند، اگر سلفی‌های جهادی دست به این اقدام نزنند، سوریه توسط آمریکا، اتحادیه اروپا و ایران غصب خواهد شد که از دید او این طرف‌ها "خوک" و "کفار" نامیده می‌شوند.

"شیخ صلاح الفایز" در ادامه تاکیدات خود می‌گوید که مزرها در سوریه یا باید مال ما باشد یا شیعیان، یا کشته می‌شویم یا وجود آنها را سوریه پاک می‌کنیم. هرچه هست، اینکه همزیستی مسالمت آمیزی بین ما وجود نخواهد داشت.

در 27 فوریه 2012 "شیخ حسن الحسینی"، یکی دیگر از مبلغان سلفی جهادی بحرینی ویدیویی را در پایگاه‌های اینترنتی منتشر می‌کند که بیانیه‌ای به نام رجال دینی و مذهبی اهل سنت بحرین است و در آن آمده بود که "هر کس در توان دارد، باید گروه تروریستی ارتش آزاد سوریه ملحق شود".

اما "شیخ عادل الحمد"، مبلغ سلفی جهادی بحرینی از جوانان این کشور می‌خواهد تا از فرصت پیش آمده برای جهاد در سرزمین مبارک شام یا همان "سوریه" استفاده کنند و می‌گوید: سوریه هم اکنون مسئله امت و جهان اسلام است و جنگیدن در آن جهاد در راه خدا به شمار می‌آید.

"شیخ عادل الحمد" در ادامه خطاب به جوانان بحرینی می‌گوید: ای جوانان به یاد بیاورید، افرادی که در کنار پیامبر(ص) جنگیدند، همه جوان بودند، پس فرصت را از دست ندهید، مردم را به جهاد تشویق کنید با مجوس‌ها، رافعی‌ها و نصاری‌ها در هر جایی که آنها را یافتید، از جمله در سرزمین شام بجنگید.


نمایندگان تشکل "الاصاله" در مهمانی ارتش آزاد سوریه


در اوت سال 2012، چهار عضو تشکل سلفی جهادی "الاصاله" توانستند، وارد خاک سوریه شوند و از اماکنی دیدن کنند که گروه‌های مسلح بر آن تسلط داشتند. آنها مدعی شدند که با عناصر ارتش آزاد سوریه دیدار کرده و کمک‌های سلفی‌های جهادی بحرینی به دست آنها رسانده‌اند، در حالی‌که ویدیوهای منتشر شده از سوی این هیئت تنها ملاقات آنها با دو گروه سلفی جهادی نزدیک به گروه "جبهه النصره" را نشان می‌داد.

در ویدیویی که در 6 اوت سال 2012 در پایگاه‌های اینترنتی پخش شد، مشخص گردید که استقبال از هیئت بحرینی توسط فرمانده گروه تروریستی "لوا داوود" انجام شده که در مارس 2013 اعلام کرد که در صدد تشکیل امارت اسلامی در سوریه است. همچنین او در تعدادی از نبردهای جبهه النصره در کنار این گروه جهادی تکفیری بوده که مهمترین آن نبرد آزاد سازی فرودگاه نظامی "تفتناز" در استان ادلب در شمال غربی سوریه به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فرودگاه‌های نظامی شمال سوریه است. 

در ویدیویی دیگر که در 13 اوت همزمان با پایان سفر این هیئت بحرینی به اراضی سوریه پخش شد، شیخ عادل المعاوده، شیخ حمدالمهندسی، عبدالحلیم مراد و شیخ فیصل الغریر در کنفرانسی مطبوعاتی حضور پیدا کردند که در آن "ابوعیسی الشیخ"، فرمانده گروه تروریستی "صقور الشام" نیز حضور داشت. او گفت: این هیئت بحرینی برای مسلح کردن 85 جهادی از او حمایت مالی کرده‌اند.
در این ارتباط روزنامه "تایم" نیز گزارشی از دیدار فرماندهان جبهه النصره با این هیئت بحرینی را پخش و تاکید کرد که هیئت‌ بحرینی در سفر خود به اراضی سوری دیدارهایی با "ابو محمد الجولانی"، رهبر جبهه النصره انجام داده است.


تمام این فیلم‌ها و گزارش‌ها درحالی منتشر شد که این هیئت سلفی جهادی بحرینی در تمام اظهار نظرهای خود مدعی شد، سفر به سوریه جهت ملاقات با ارتش آزاد و حمایت از آن بوده است. شیخ عبدالحلیم مراد در سخنانی در 28 اوت 2012 اعتراف کرد که سفر سریعی به سوریه داشته و طی آن کمک‌های مالی بحرینی‌ها را به دست ارتش آزاد رسانه است. وی همچنین بی‌پروا گفت که از این موضوع باک ندارد که بگوید راهی سوریه شده بوده و کمک‌های مالی بحرینی‌ها را به دست ارتش آزاد سوریه رسانده، چون این اقدام وی و هیئت همراهش کمک به ارتش آزاد سوریه تا این ارتش از آبرو و حیثیت آنها دفاع کند. شیخ فیصل الغریر نیز تاکید کرد که ما حمایت از ارتش آزاد را ادامه خواهیم داد. اما در ورای حمایت از ارتش آزاد مسائل دیگری نهفته بود.



"العداله"، دومین جنبش سلفی جهادی که در بحرین شکل می‌گیرد

در گذشته این گروه در بحرین به عنوان تشکلی غیر قانونی و یا ثبت نشده در قانون تشکل‌های سیاسی این کشور فعالیت می‌کرد. جنبش "العداله" از حیث ساختار تشکلی کثرت‌گرا به شمار می‌آید که حتی عناصر چپ‌گرا هم در آن عضویت دارند و از بارزترین این عناصر چپگرا می‌توان به "عبدالله هاشم"، وکیل معروف بحرینی است.

فعالیت جنبش العداله و تاریخ آن از زمان تأسیس نشان می‌دهد که این جنبش مهمترین هدف خود را دفاع از متهمان به تروریسم و زندانیان زندان‌های گوانتانامو اعلام کرده است.

کسانی‌که به تاریخ و فعالیت‌های جنبش العداله و پیشینه‌های ساختاری و تفکرات و اندیشه‌های ایدئولوژیک و ادبیات آن و همچنین تعامل آن با مسائل و قضایای مختلف آگاه هستند، به خوبی می‌دانند که برداشت تشکل العداله از سلفی‌گری جهادی تفاوت بسیاری با تشکل الاصاله دارد. همچنین در می‌یابد که گرایش‌های افراطی و تند این تشکل به اندیشه‌ها و تفکرات "اسامه بن لادن"، رهبر سابق القاعده و دشمنی و خصومت با آمریکا گرایش دارد.


سلفی گری جهادی

زمانی‌که جنبش "العداله" در همایش تأسیسی خود تشکیل خود را اعلام کرد، روزنامه "الایام" به نقل از یک منبع سلفی نزدیک به تشکل "الاصاله" نوشت: معروف‌ترین و بارزترین شخصیت‌های سلفی سیاسی حاضر در این همایش بر این باور بودند، افرادی که میثاق ملی و مشارکت فعالیت‌های سیاسی حکومت از جمله انتخابات شوراهای شهرها و نمایندگی در پارلمان بحرین را قبول کند، کافر و مرتد است، زیرا آنها تجربه‌های وارداتی از غرب به شمار می‌آیند.


نخستین نشانه‌ها و گرایش‌های جهادی جنبش "العداله" زمانی بروز کرد که در آوریل سال 2008 میلادی تظاهراتی در منطقه "الجفیر" در اعتراض به بازگشایی مجدد سفارت بحرین در عراق برگزار کرد و طی آن پیروان این جنبش تصاویری از اسامه بن لادن و سایر سران شاخص سازمان القاعده را در دست داشتند و برخی از آنها نیز سر بریدن و قطعه قطعه کردن بدن یک نظامی آمریکایی را به نمایش در آوردند. در این راهپیمایی تعدادی از زندانیان سابق گوانتانامو نیز مشارکت داشتند که بعضی از آنها به عضویت این تشکل در آمده بودند.
 
در پی این اقدام عبدالله هاشم که به دبیرکلی تشکل "العداله" انتخاب شده بود، از همراه داشتن تصاویر بن لادن و نمایش تکه تکه کردن بدن یک نظامی آمریکایی دفاع کرد و گفت: اسامه بن لادن یکی از رهبران مقاومت اسلامی در جهان است.

او در گفت‌وگو با روزنامه الایام گفت که تشکل العداله به عضویت جهادگرانی که پیشتر در افغانستان می‌جنگیدند، افتخار می‌کند و از ده‌ها عضو این تشکل که دارای اعتقادات سلفی جهادی بودند، تمجید کرد که از جمله این افراد فردی به نام "محیی الدین خان" بود که به عضویت کمیته اجرایی تشکل درآمده بود و پیشتر به اتهام عضویت در گروهک‌های تروریستی توسط وزارت کشور بحرین دستگیر و سپس آزاد شده بود.


دشمنی با آمریکا

تشکل العداله در طول فعالیت‌های خود برای حمایت و دفاع از بحرینی‌ها و همچنین اتباع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که به اتهام مشارکت در فعالیت‌های تروریستی توسط دولت آمریکا بازداشت شده بودند و در زندان گوانتامو به سر می‌برند، گروهی تشکیل داد و همواره در فعالیت‌ها و تعامل خود با دیگر افراد و تشکل‌ها و یا به عضویت گرفتن اعضای جدید بر اندیشه‌های و تفکرات سلفی جهادی‌اش و دشمنی با آمریکا تاکید و مواضع تندی را در این خصوص اتخاذ می‌کرد.

گرایش‌های تند و افراطی این تشکل در قبال آمریکا موجب شد تا در 20 اوت 2011 عربستان سعودی "محمد جناحی"، رئیس کمیته آزادی‌های تشکل العداله را بازداشت کند که دارای گرایش‌های تند سلفی جهادی نیز بود. همچنین مقامات امنیتی یمن در 21 آوریل 2013 در فرودگاه صنعا مانع ورود "محیی الدین خان" به خاک این کشور شدند و او با همان هواپیمایی که از بحرین به سمت یمن پرواز کرده بود، به بحرین باز گردانده شد.


فعالیت تشکل‌های سلفی جهادی زیر نظر حکومت بحرین

فعالیت‌های بارز و برجسته لجستیکی سلفی‌های بحرینی به خصوص در بحران سوریه برای بسیاری غیر منتظره و بی‌سابقه بود. به همین دلیل سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا واقعا تمام این فعالیت‌هابدون اطلاع و آگاهی حکومت بحرین انجام می‌شده است. پاسخ این سوال برای همه روشن و واضح است، بدون تردید بدون اطلاع و آگاهی حکومت بحرین هیچ یک از این تشکل‌ها امکان شکل گیری و فعالیت نداشتند. چون در سال 1999 میلادی "شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه معاهده همکاری با گروه‌های اسلامگرای سیاسی اهل سنت امضا کرد که سلفی‌های بحرین را هم در برمی‌گرفت تا هم از افکار و اندیشه‌هایشان مطلع و آگاه باشد و هم مانع از برخی اقدامات آنها شود.


اتحاد مقدس

بحرین طی سال‌های 2004 تا 2013 میلادی شاهد اتخاذ مجموعه تدابیری بود که رهاورد آن ظهور قدرتی در بحرین به نام "پیمان مقدس" بود که اخوانی‌های بحرینی را با سلفی‌های این کشور آشتی داده و متحد و هم‌پیمان می‌کرد.

پس از آن و برای اولین بار پس از 70 سال در سال 2008 میلادی مقامات بحرینی براساس فرمان صادره از سوی "خلیفه بن احمد آل خلیفه" به عناصر شاغل در دستگاه‌های نظامی و نیروی دفاع این کشور اجازه دادند که محاسن خود را بلند کنند تا پس از آن وزارت کشور بحرین نیز به کارمندان خود اجازه چنین امری را بدهد.

پس از آن نوبت به صدور فرمان‌های دیگری از سوی پادشاه بحرین رسید که نشان از همراهی وی با سلفی‌های بحرینی می‌داد، از جمله فرمان‌های صادره در این ارتباط بازدید از مراکز سیاحتی و گردشگری و انجام گشت‌های تحقیق و تفحص در حدود 90 هتل کشور جهت مقابله با تخلفات دینی و مذهبی آنها، بستن مراکز عرضه لباس و مد، بستن کافه تریاها و ارائه مشروبات الکلی در آنها و در تمام هتل‌ها و رستوران‌های بین المللی بحرین و غیره بود.

پس از آن در سال 2009 وزارت اطلاع رسانی آل خلیفه مجموعه دستوراتی را در خصوص بستن برخی از پایگاه‌ها و شبکه‌های اینترنتی را صادر و استفاده را صادر کرد تا در ادامه و در پاسخ به درخواست نمایندگان سلفی پارلمان بحرین دولت این کشور مجوز داده شده به شبکه تلویزیونی "ام بی سی" جهت پخش یکی از برنامه‌هایش در بحرین را لغو کرد و پس از آن شاهد دخالت خواهر پادشاه بحرین جهت کفالت "وجدی غنیم"، مبلغ سلفی جهادی باشیم که دولت آمریکا وی را به خاطر سخنرانی‌های افراطی و تندش از این کشور بیرون کرد.

اما بزرگ‌ترین تغییر و تحول روی داده در کشور بحرین و گرایش آن به سمت مکتب سلفی جهادی را باید در ارتش و دستگاه نظامی این کشور ملاحظه کرد.
 

"شیطان" در ارتش!

پژوهشی که به تازگی (2013) در خصوص تغییر و تحولات جاری در دستگاه نظامی کشور بحرین به دنبال حوادث ناشی از انقلاب 14 فوریه 2011 در این کشور روی داده به این نکته اشاره می‌کند که "عقاید جنگی و قتل و کشتار بسیاری در قالب مفاهیم و مضامین دینی و مذهبی وارد ارتش بحرین شده که بر آنها ویژگی سلفی جهادی به شکلی آشکار و عیان غلبه می‌کند".

این گرایش به شکلی آشکار در برگزاری مستمر مسابقات حفظ و قرائت و تجوید قرآن میان نیروهای شاغل در وزارت دفاع بحرین نمود پیدا می‌کند که سلفی‌های جهادی بر برگزاری آن اشراف و نظارت دارند. این درحالی است که این سلفی‌های جهادی اداره دایره ارشاد و هدایت مذهبی و دینی وزارت دفاع بحرین را نیز برعهده دارند و از جمله مهمترین اقدامات این دایره صدور کتابچه‌ها و منشوراتی است که اشاعه دهنده و ترویج کننده آیین و آموزه‌ها و تعالیم سلفی جهادی است و در آنها اطاعت از ولی امر و شرکت در هرگونه تظاهرات و راهپیمایی علیه حکومت تحریم و تکفیر و خروج از اطاعت ولی امر بیان شده است.

کمی دقت در محتوا و مضمون مطالب این کتابچه‌ها و منشورات به ما نشان می‌دهد که فتواها دقیقا مشابه همان فتواهایی است که از سوی موسسه فتواهای دینی عربستان سعودی صادر می‌شود و با اندکی دقت در دیدگاه‌ها و مواضع اعلام شده از سوی ارتش بحرین و سخنگوی رسمی آن"خالد ابو العینین" به راحتی می‌توان افراط گرایی مذهبی را در آن مشاهده کرد.

همچنین تاملی در تفسیرها و تحلیل‌های شیخ "ناصر بن خالد بن احمد آل خلیفه"، فرزند وزیر دفتر سلطنتی پادشاه بحرین که در ارتش این کشور خدمت می‌کند و دارای منصب ریاست اداره باشگاه الرفاع شرقی در منامه، پایتخت بحرین را در دست دارد، به خوبی بیانگر میزان نفوذ جریان سلفی جهادی در خاندان حاکم بر بحرین است، چراکه صفحه توئیتر شیخ ناصر مملو از اصطلاحات و کلمات و جملاتی است که در میان سلفی‌های جهادی رایج و متداول است و تنها از سوی کسی به کار می‌رود که یک سلفی جهادی واقعی باشد.

شیخ "ناصر بن خالد بن احمد آل خلیفه" در یکی از نوشته‌های خود در صفحه توئیترش می‌گوید که "بحرین از آن همه نیست. بحرین براساس قانون اساسی این کشور، کشوری مسلمان و عربی است" و در ادامه توضیح می‌دهد که "ما نه تنها از اتحاد و همبستگی با مجوسی‌ها که منظور وی شیعیان بحرینی هستند، متنفر هستیم، بلکه برائت از آنها را امری واجب دانسته و کمک به آنها را شرک به خدای متعال و ظلمی بزرگ می‌دانیم".

لازم به ذکر است که صفحه توئیتر شیخ "ناصر بن خالد بن احمد آل خلیفه"، فرزند وزیر دفتر سلطنتی پادشاه بحرین از جمله صفحاتی است که هدف آن آماده کردن سلفی‌های جهادی‌ برای اعزام به سوریه جهت مشارکت در عرصه جهاد علیه نظام سوریه است.


 وزیر دفاع بحرین و برادرش

"شیخ خلیفة بن أحمد آل خلیفة"، وزیر دفاع بحرین و "شیخ خالد بن أحمد آل خلیفة"، برادر وزیر دفاع بحرین و وزیر دیوان سلطنتی پادشاه بحرین مسئولیت اداره پرونده اسلام سیاسی سنی در بحرین را در دست دارند که سلفی‌های جهادی بحرینی چنان نفوذ چشمگیر و گسترده‌ای در این پرونده دارند که در بسیاری از موارد این‌گونه به ذهن القا می‌کنند که خود صاحبان و اداره کنندگان واقعی این پرونده‌ها هستند و این در کنار نفوذ گسترده آنها در بسیاری از دستگاه‌های رسمی و حکومتی بحرین مانند وزارت امور خارجه، دایره گمرکات، دیوان خدمت مدنی، دایره اوقاف اهل سنت، وزارت آموزش و پرورش، وزارت اسکان و دایره ارشاد و هدایت مذهبی و دینی وابسته به ارتش بحرین را در برمی‌گیرد.

همچنین میزان نفوذ این جریان را به راحتی می‌توان در موضع گیری شیخ خلیفه بن احمد، فرمانده ارتش و نیروهای مسلح بحرین در قبال بسیاری از پرونده‌ها و قضایا مانند شیعیان، نقش آمریکا و موضع گیری در قبال بحران سوریه ملاحظه کرد که تطابقی تام با دیدگاه‌های جریان سلفی جهادی دارد.

شیخ خلیفه بن احمد طی سخنانی که در 16 ژوئن 2013 ایراد کرد، گفت که وی بر این باور است که "تنها انقلاب سوریه، انقلاب مردمی است و می‌توان بر آن نام انقلاب را نهاد و آنچه در کشورهای دیگر عربی مانند تونس و مصر و لیبی و یمن روی داده نه انقلاب که توطئه‌ای غربی است".

این اظهارات تشابه تام و دقیقی با ادبیات حاکم بر جریان سلفی جهادی بحرین دارد.


دخالت در بحران سوریه

در 21 مارس 2013 "لافی الظفیری"، از اعضای تجمع وحدت ملی که از جمله جریان‌های نزدیک به حکومت بحرین و دارای دو تابعیت بحرینی – سوری است، اعلام کرد که "احمد شباط الظفیری"، خواهر زاده‌اش در یکی از نبردهای سوریه که آن را نبردی جهادی توصیف کرده بود، کشته شده است و در صفحه توئیتر خود نوشت که خواهر زاده‌اش برای چند روز به بحرین سفر کرده و موفق شده بود، به این ترتیب با او دیدار کند، اگرچه وی تحت پیگرد حکومت عربستان سعودی قرار دارد.
بسیار سخت است که بتوان تصور کرد، بدون همدستی و هماهنگی در اداره گذرنامه و گمرکات و نفوذ در افراد آن فردی که تحت پیگرد حکومت عربستان سعودی قرار دارد، به راحتی و بدون مشکلی وارد بحرین شود.

در توضیح و تفسیر این پدیده تنها کافی است به این نکته اشاره شود که اداره گمرکات بحرین سال‌های سال است که در دست جریان سلفی جهادی قرار دارد و این جریان بر آن حاکمیت مطلق دارد، اینجاست که به راحتی برخی ترددهای مشکوک اما بی‌سر و صدا و بدون جار و جنجال سلفی‌های جهادی‌ به بحرین را دریافت.

در واقع از زمان آغاز بحران سوریه نه اداره گذرنامه بحرین و نه اداره گمرکات این کشور تخلفی را درباره ورود و خروج افراد از بحرین به سوریه و بالعکس ثبت نکرده‌اند. حتی این دو دستگاه حکومتی در قبال سفر غیر قانونی و قاچاق هیئت تشکل "الاصاله" به سوریه و دیدار با سرکرده‌های گروه‌های تروریستی فعال در این کشور و تحویل کمک‌های مالی سلفی‌های جهادی بحرینی به آنها واکنشی از خود نشان نداد و هنگامی‌که از دلیل سکوت این دو دستگاه در قبال این اقدام هیئت تشکل الاصاله سوال شد، یکی از مسئولان این دو دستگاه گفت که جمعیت سیاسی الاصاله در وزارت دادگستری بحرین به ثبت رسیده و مجوزهای لازم برای فعالیت‌های خود را از این وزارتخانه به دست می‌آورد.

و در زمانی‌که قانون جمعیت‌های سیاسی بحرینی آشکارا هرگونه ارتباط جمعیت‌ها و تشکل‌های سیاسی بحرینی با سازمان‌ها و تشکل‌های خارجی که هدف آنها ایجاد تشکیلات نظامی یا شبه نظامی است را ممنوع می‌کند، وزارت کشور بحرین در قبال شماری از شهروندان سلفی جهادی این کشور که برای جهاد راهی سوریه می‌شوند، تنها به دادن توصیه جهت دوری از مناطق درگیری و بحران برای تامین سلامتی و حفظ جان‌ آنها اکتفا کرد و در واکنش کشته شدن یک شهروند سلفی جهادی بحرینی در 28 اوت 2013 در یکی از مناطق درگیری در سوریه شیخ " راشد بن عبدالله آل خلیفة"، وزیر کشور بحرین تنها به بیان این توصیه به جوانان بحرینی اکتفا کرد که خود را از مناطق درگیری دور نگه دارند و تلاش نکنند که وارد این مناطق شوند.

این درحالی است که حکومت بحرین از هرگونه واکنش در قبال کشته شدن "عبد العزیز العثمان" و برادرش "عبد الرحمن العثمان" در نبردهای جاری در سوریه امتناع کرد. این درحالی است گزارش‌هایی وجود دارند که تاکید می‌کنند، این دو شهروند سلفی جهادی بحرینی از نیروهای وزارت دفاع بحرین بوده‌اند.

در حالی‌که تصاویری از "عبد العزیز العثمان" در پایگاه‌های مختلف اینترنتی منتشر شده که او را در لباس نیروی نظامی و ارتش بحرین در کنار یکی از گروه‌های مسلح فعال در سوریه که علیه نظام این کشور مبارزه می‌کنند، نشان می‌دهد.


در 4 مارس 2013 نیز فیلمی از "عدنان العرعور"، مبلغ معروف سلفی جهادی در پایگاه‌های مختلف اینترنتی منتشر شد که به شکلی ویژه و خاص از کشور بحرین چه مردم، چه حکومت و چه پادشاه این کشور به حمایت‌ها و کمک‌های بی‌دریغ‌اشان به مردم و انقلاب سوریه تقدیر و تشکر می‌کند و همین موجب شد تا شیخ العرعور در 29 اوت گذشته برای جمع‌آوری کمک در کمپینی که سلفی‌های جهادی بحرینی به این منظور در این کشور و با هدف حمایت از جهاد در سوریه و کمک به آن تشکیل داده بودند، وارد منامه پایتخت بحرین شد.


گفته شده که در این سفر شیخ العرعور عبای خود را برای کمک به جهادی‌های تکفیری در سوریه به مزایده گذاشت تا یک سلفی جهادی متمول بحرینی آن را به قیمت 15 هزار دینار بحرینی معادل 40 هزار دلار آمریکایی بخرد.

بنابراین در پس سکوت حکومت بحرین در قبال حادثی از این دست دخالت این کشور در بحران سوریه وجود دارد.

چگونه "جهاد جهانی" القاعده در بحرین شکل گرفت؟


نگاهی به فعالیت القاعده در بحرین(1)؛
"شیخ عادل الحمد" حکومت طالبان و نه عربستان سعودی را بهترین حکومت برای اداره مدینه فاضله مورد نظر خود می‌داند و در آخرین سخنرانی که در این ارتباط ایراد کرد، گفت: "اسلام در دولتی مانند طالبان نمود پیدا می‌کند، زیرا این دولت بر پایه و اساس اصول و مبادی اسلام حکومت می‌کند".
به گزارش گروه بین‌الملل مشرق، در دوم فوریه سال 2009 میلادی یک نویسنده اسلامگرا که درباره تحولات منطقه سخن می گفت از سازمان "القاعده" خواست از گاز "انتراکس" برای کشتن 330 شهروند آمریکایی ظرف یک ساعت استفاده کند. او در یک گفت‌وگوی تلویزیونی که از شبکه های تلویزیونی پخش می‌شد و با واکنش‌های متعددی مواجه شد، گفت: مقدار کمی از این ماده یعنی حدود 2 کیلوگرم از آن - که می‌توان از مکزیک آن را قاچاق کرد - برای کشتن تعدادی زیادی از آمریکائی‌ها کافی است.

شاید باور نکنید، این یکی از سخنرانی‌های "ایمن الظواهری" رهبر "القاعده" است که مشابه آن بارها از طریق نوارهای ویدئویی از پناهگاهش در افغانستان پخش شده و "عبدالله النفسیی"، نویسنده تندرو که گفته شده از سلفی‌های تکفیری است، در یکی از سخنرانی‌های خود در یکی از جمعیت‌های قانونی بحرین که با مجوز حکومت این کشور در شرق "منامه" فعالیت می‌کند، از حاضران خواست تا از سخنان الظواهری تبعیت کنند.

اما این پایان ماجرا نبود، در 26 آوریل 2008 میلادی سلفی‌های تندرو در نزدیکی پایگاه نظامی آمریکا در بحرین تجمع اعتراض‌آمیزی را برگزار کردند. آنها در این تجمع اعتراض‌آمیز پرچم‌های "القاعده" را بالا بردند و در حالی‌که تصاویر "اسامه بن لادن"، رهبر سابق "القاعده" نیز در دستان آنها مشاهده می‌شد، مجسمه یک نظامی سر بریده آمریکایی را به همراه داشتند. ممکن است با دیدن این صحنه‌ها باور نکنید که شما در بحرین هستید، ولی واقعیت امر این است که شما این صحنه‌ها را در بحرین می‌بینید.

سوال این است که آیا هم‌پیمان آمریکا در خارج از ناتو و مقر ناوگان پنجم این کشور در خلیج فارس واقعاً به مکانی امن برای سازمان "القاعده" و فعالیت عناصر آن مبدل شده است؟ اگر بخواهیم به این سؤال پاسخ دهیم، باید بگوییم که متأسفانه چنین است و درحال حاضر بحرین درحال تبدیل شدن به یکی از پایگاه‌های "القاعده" است.



فصل مهاجرت به سوریه   

تا چند سال گذشته شاید توجه چندانی به گروه‌های سلفی در بحرین نمی‌شد که تشکل سلفی "الاصاله" شاخص‌ترین آنها تلقی می‌شد و گروهی آرام و به دور از هرگونه جار و جنجال در بحرین فعالیت می‌کرد و منافع مشترک آن با حکومت بحرین موجب شده بود تا روابط خوبی با حاکمان بحرین برقرار کند و حتی توانست یک پست وزارتی در دولت بحرین به دست آورد. "الاصاله" در تمام این مدت از هرگونه فعالیتی که این تشکل را به فعالیت‌های "القاعده" مرتبط کند و "جهاد جهانی" معروف بود، دوری می‌کرد. 

اما تنها طی شش هفته گذشته پنج سلفی تکفیری بحرینی که گفته شده وابسته به گروه جهادی تکفیری "جبهه النصره" بوده‌اند، در جریان عملیات ارتش سوریه در مناطق مختلف این کشور کشته شدند. همزمان با اعلام این اخبار "شیخ فیصل الغریر"، از اعضای جنبش "الاصاله" اعلام کرد که "در اقدامی تحت نظر او و همکارش "عبدالحلیم مراد"، یکی دیگر از اعضای جنبش "الاصاله" و نماینده سلفی پارلمان بحرین و تحت عنوان مجهز کردن گروه‌های مسلح در سوریه، مسئولیت آماده سازی و تامین 1530 فرد مسلح را برعهده گرفتند که هزینه‌ای بالغ بر 4 میلیون دلار بر جنبش "الاصاله" تحمیل می‌کرد و پس از آماده سازی این عناصر برای "جهاد" در سوریه روانه این کشور شدند.

این درحالی است که یکی از گروه‌های جهادی تکفیری مسلحی که در سوریه علیه نظام این کشور مبارزه می‌کند، اعتراف کرده است که چندین قبضه موشک‌ ضد هواپیما از طریق حامیان مالی بحرینی خود دریافت کرده است.


همچنین اطلاعاتی وجود دارد که تاکید می‌کند، در آگوست 2012 "شیخ عادل المعاوده"، "شیخ فیصل الغریر"، "عبدالحلیم مراد" و "حمد المهندی"، همگی از نمایندگان بحرینی وابسته به تشکل سلفی "الاصاله" به صورت غیرقانونی و قاچاق پس از عبور از مرزهای سوریه و وارد اراضی این کشور شده و با گروه‌های جهادی تکفیری مسلحی که در سوریه علیه نظام این کشور مبارزه می‌کردند، در مناطقی که کنترل آنها را در دست داشتند، ملاقات کردند و برای اینکه رابطه آنها با گروه‌های وابسته به "القاعده" افشا نشود، ادعا کردند که آنها در خاک سوریه با گروه‌های وابسته به "ارتش آزاد سوریه" دیدار داشته و کمک‌هایی مالی به آنها تقدیم کرده‌اند.

در حالی‌که واقعیت امر غیر از این بود، چون فیلم‌هایی که از این دیدارها در پایگاه‌های مختلف اجتماعی اینترنتی منتشر شده بود، نشان می‌داد که آنها فقط با عناصر گروه‌های جهادی تکفیری نزدیک گروه "جبهه النصره" ملاقات داشتند.

ویدئوهای منتشر شده توسط آنها نشان می‌دهد که آنان با عناصر گروه‌های تروریستی همچون "صقور الشام" و "کتیبه داوود" ملاقات داشتند که گروه‌هایی جهادی تکفیری تلقی می‌شوند و تحقیقات صورت گرفته نشان می‌دهد، این گروه‌ها هیچ ارتباطی با "ارتش آزاد سوریه" ندارند.


ظهور سلفی‌گری جهادی در بحرین

پیدایش جنبش سلفی در بحرین به سال 1978 میلادی بازمی‌گردد که طی آن "جمعیت تربیت اسلامی" (جمعیه التربیة الاسلامیة) با حمایت "جمعیت احیای میراث" (جمعیة احیاء التراث) کویت تأسیس شد. ادبیات اولیه حاکم بر "جمعیت تربیت اسلامی" نشان نمی‌داد که این جمعیت تمایل یا گرایشی به ایجاد هسته‌های سیاسی "جنبشی" داشته باشد، بلکه بالعکس رهبران این جمعیت بیشتر بر دعوت و تشکیل جماعتی مومن تأکید داشتند.


در واقع این جمعیت حتی اگر هم می‌خواست، نمی‌توانست هسته‌های سیاسی "جنبشی" در بحرین ایجاد کند، چون در این راه با موانع بی‌شماریی مواجه بود که یکی از مهمترین آنها حاکمیت جریان "سلفی سنتی" در بحرین بود که هرگونه فعالیت حزبی و سیاسی را حرام می‌دانست و خواهان اطاعت مطلق از ولی امر بود.

اما با حلول سال 2002 میلادی قانونگذاران بحرینی در چارچوب تلاش برای حل و فصل اختلافات سیاسی حکومت با گروه‌های معارض این کشور چارچوبی قانونی برای فعالیت جمعیت‌ها و گروه‌های سیاسی در بحرین را تدوین کردند تا "جمعیت تربیت اسلامی" با استفاده از شرایط پیش آمده، شاخه سیاسی این جمعیت را تشکیل دهد که در "جمعیت اسلامی الاصاله" (جمعیة الاصالة الاسلامیة" نمود پیدا می‌کرد.

"الاصاله" در واقع جریان سلفی اصلاح طلبی در درون جریان سلفی سنتی بحرین پای به عرصه گذاشت. "الاصاله" اقدام به رفع ممنوعیت از مجموعه‌ای از فعالیت‌های سیاسی بر اساس این اصل فقهی کرد که می‌گفت، "متوسل شدن به منکری که بتوان با آن منکری بزرگ‌تر را دفع کرد، مباح و جایز است". با این حال "الاصاله" به این اصل که سرپیچی از قدرت حاکم یا همان ولی امر حرام است، پایبند و متعد باقی ماند و بر اطاعت از آن تأکید کرد.

هنوز چند سالی از فعالیت "الاصاله" نگذشته بود که این تشکل به دو بخش تقسیم شد. "شیخ فوزی الاثری" که فعالیت‌های خود را از منطقه "قلالی" واقع در شرق منامه مدیریت می‌کرد، رهبر جریان اول شکل گرفته در "الاصاله" به شمار می‌آمد. او نسخه اصلی سلفی سنتی را حفظ کرد و تشکیل یا ملحق شدن به هر گروهی و یا پیوستن به هرگونه اقدام سیاسی را رد کرد و گفتمان‌های وی اکثرا نقدی پنهانی از دیگر شاخه "الاصاله" بود.

در مقابل "شیخ فوزی الاثری" و جریان اول "الاصاله"، "شیخ عادل الحمد"، خطیب مسجد "النصف" در منطقه "الرفاع" واقع در جنوب منامه قرار داشت که رهبری جریان دوم "الاصاله" را برعهده داشت.


وی تلاش کرد، امکان ادغام جریان سلفی بحرین در جریان‌های دیگر سلفی را فراهم کند، به همین دلیل به نوعی با دو جریان سلفی فعال در بحرین یعنی جریان سلفی سنتی و جریان سلفی "شیخ فوزی الاثری" تفاوت داشت. این امر موجب شد تا "شیخ عادل الحمد" پایه‌گذار جریان سومی در بحرین باشد که امروزه به نام "سلفی جهادی" در این کشور شناخته می‌شود.

جریان سلفی جهادی "شیخ عادل الحمد" در عین حال که از دیدگاه‌های سلفی سنتی بحرین متأثر بود و بر حرام دانستن پیوستن به گروه‌ها و جماعت‌ها و جمعیت‌های دیگر تأکید می‌کرد و به نوعی بر "تبعیت مطلق از خدا و رسولش و نه از گروه‌های خاص" تأکید داشت، مانعی در بیان آرا و دیدگاه‌های سیاسی نمی‌دید، به همین دلیل جریان سلفی اصلاح طلب از دید این جنبش نکوهیده یا محکوم نبود. اما در عین حال این جریان تلاش می‌کرد، فاصله خود با قدرت سیاسی را حفظ کند.

"شیخ عادل الحمد" در این اواخر در یکی از خطبه‌های خود گفت: "ما چگونه می‌توانیم از مجاهدان حمایت نظامی کنیم، چون حکومت‌های ما وقتی دریابند، ما توان حمایت نظامی را داریم به مقابله با ما و سرکوب ما خواهند پرداخت. در چنین شرایطی ما چگونه می‌توانیم به مردم بگوییم که در راه خدا جهاد کنید".

به این ترتیب تغییر و تحول در نسخه خاص سلفی بحرینی به کندی ادامه یافت تا به موجب آن دو اقدامی که پیشتر ممنوع بودند، حالا امری مباح و جایز اعلام شوند، یکی فعالیت سیاسی، اما فقط در چارچوب گروه و تشکل باشد و دوم اینکه عدم اطاعت از ولی امر که در اینجا در حکام و حکومت وقت نمود پیدا می‌کند، امری ممکن و امکان‌پذیر است. 

 

"شیخ عادل الحمد" جایگزین جریان پر طمطراق سلفی

به جرات می‌توان گفت، "شیخ عادل الحمد" امروزه مرجع جنبش سلفی جهادی تکفیری بحرین را عهده‌دار است. جنبشی که سنگ بنای اولیه آن تحت تأثیر سحر و جادوی "اسامه بن لادن" و تاثیر وی و سازمانش به نام "القاعده" در عرصه منطقه‌ای و بین المللی بنا نهاده شد.

"شیخ عادل الحمد" چنان شیفته شخصیت "اسامه بن لادن"، رهبر سابق "القاعده" است که تاکنون حتی یک دیدگاه انتقادی از وی درباره "اسامه بن لادن" و یا مکتب تأسیس شده‌اش در کوه‌های "تورابورا"ی افغانستان شنیده نشده است.

"شیخ عادل الحمد" به تمام دیدگاه‌ها و اعتقادات بن‌لادن باور دارد و به طور کامل اعتقادات تکفیری "القاعده" را می‌پذیرد که حکام، یهودیان، مسیحیان، شیعیان، سکولارها، کمونیست‌ها و حتی طرفداران دمکراسی و افکاری همچون چندجانبه‌گرایی سیاسی را تکفیر می‌کند. به همین دلیل از حکومت‌ بحرین می‌خواهد، نظام جزیه را بر 150 هزار یهودی و مسیحی مقیم بحرین اجرا کند.

عبد الرحمن الحمد
او حکومت طالبان و نه عربستان سعودی را بهترین حکومت برای اداره مدینه فاضله مورد نظر خود می‌داند و در آخرین سخنرانی که در این ارتباط ایراد کرد، گفت: "اسلام در دولتی مانند طالبان نمود پیدا می‌کند، زیرا این دولت بر پایه و اساس اصول و مبادی اسلام حکومت می‌کند".

اما در عین حال می‌توان تشویق به "جهاد" را نیز در سخنان "شیخ عادل الحمد" ملاحظه کرد، آنجا که می گوید: "امت آینده جهاد بزرگ‌تری را در پیش رو دارد که در جنگ با یهودیان نمود پیدا می‌کند".

سخنرانی‌های هفتگی "شیخ عادل الحمد" که در مسجد النصف ایراد می‌شود و حدود 3 هزار نفر را به پای منبر خطابه‌اش می‌کشاند، بر مبارزه در عرصه‌های "جهاد جهانی" تأکید دارد و بخشی از این حاضران در سخنرانی‌ها را نسل جوان تشکل "الاصاله" تشکیل می‌دهند.

سیاست حفظ فاصله خود با تمام گروه‌ها و جریان‌ها به "شیخ عادل الحمد" این امکان را بخشیده تا وارد مسائل و قضایای سیاسی روزمره و بهره برداری از نظام برای منافع خود نشود. این عوامل موجب شده تا "شیخ عادل الحمد" بتی در میان نسل جوان سلفی تبدیل شود و این جوانان "شیخ عادل الحمد" را سمبل جرأت، شجاعت، پاکی و نداشتن هرگونه چشم داشتی به قدرت نگاه کنند.

برخلاف رهبران شاخه دیگر "الاصاله" که به دلیل نزدیکی به حکومت و ائتلاف با دولتمردان و بهره مندی از این نزدیکی جایگاه خود را در میان سلفی‌ها از دست می‌دهند، "شیخ عادل الحمد" توانسته است تا گروه‌های جدیدی را حتی از گروه‌های غیرسلفی جذب خود کند.

در 28 می 2013 "عبدالرحمن عادل الحمد" (19 ساله) پسر "شیخ عادل الحمد" در درگیری‌ ارتش سوریه با یکی از گروه‌های وابسته به "جبهة النصرة" کشته می‌شود. پسر "شیخ عادل الحمد" در پیامی صوتی که پس از مرگش منتشر می‌شود، اعلام می‌کند که به آنچه خواستارش بوده، رسیده است. او در این پیام صوتی به نکات مهمی اشاره می‌کند، از جمله اینکه انبارهای تسلیحاتی را در بحرین ایجاد کرده و برخی از آموزش‌های نظامی خود را در بحرین پشت سر گذاشته است.


اما "عبدالرحمن عادل الحمد" سخنان مهم‌تر دیگری نیز بر زبان آورده بود که آن را در صفحه توییترش چند هفته قبل از مرگش منتشر کرده بود. وی در صفحه توییترش نوشت بود که "من حامی انقلاب آینده خلیج[فارس] هستم".

"عبدالرحمن عادل الحمد" پیشتر در صفحه توئیترش از بیزاری شدید خود از خاندان‌های حاکم بر بحرین یعنی "آل خلیفه" و عربستان سعودی یعنی "آل سعود" و به طور مستقیم از ضرورت حذف دیدگاه سلفی قدیمی سخن گفته بود که در آن اطاعت از ولی امر، امری ضروری شمرده می‌شد و در مقابل خواستار پذیرش دیدگاهی مغایر با آن می‌شود، اگرچه به تکفیر این دیدگاه نیز نمی‌پردازد.

آنچه بیش از هر چیز در صفحه توئیتر "عبدالرحمن عادل الحمد" جلب توجه می‌کند، تشویق وی به جهاد است. اگرچه سخنرانی‌های پدرش سهم بسزایی در انتشار این مطالب در صفحه توئیتر "عبدالرحمن عادل الحمد" دارد، اما بخش‌هایی از اظهارات رهبران بزرگ سلفی جهادی تکفیری همچون "شیخ عبدالله عزام" و "شیخ خطاب" یکی از رهبران جهادی تکفیری چچنی نیز به چشم می‌خورد.

براین اساس باید گفت، انقلاب سوریه فرصت مناسبی برای بیان و ابراز تمام ناگفته‌های گروه‌های سلفی جهادی تکفری فراهم کرد که در گذشته مجبور بودند، آنها را پنهان نگه دارند که به نوعی آن را "تقیه سیاسی" به شمار می‌آوردند تا به این ترتیب خود را درگیر دستگاه‌های اطلاعاتی و مشکلات امنیتی و حکومتی نکنند، اما با افزایش دخالت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در بحران سوریه پرده‌ها کنار رفت و موانع از میان برداشته شد و دیدگاه‌های جهادی که به زحمت می‌شد، آنها را در گذشته در میان این گروه‌ها مشاهده کرد، اکنون به وضوح و بی‌پرده قابل ملاحظه بود.


در لیست تروریسم آمریکا   

طی سال‌های پس از جنگ افغانستان از 2002 تا 2012 میلادی مقامات بحرینی اعلام کردند که حداقل 5 هسته را در این کشور کشف کرده‌اند که مشکوک به داشتن ارتباط با سازمان القاعده بودند و در میان اعضای آنها عناصر قدیمی مبارز در افغانستان نیز به چشم می‌خورد. همچنین در این ارتباط چهار عربستانی، یک کویتی و یک اماراتی دارای تابعیت بحرینی به دلیل مورد سوء ظن قرار گرفتن به داشتن رابطه با سازمان القاعده از سوی حکومت بحرین دستگیر شدند.

همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد که تنها طی دو سال 2001 و 2002 میلادی 6 تبعه بحرینی به اتهام عضویت در القاعده روانه زندان گوانتانامو در کوبا شدند و سال‌های زیادی را در این زندان سپری کردند.

این درحالی است که دادگاه‌های بحرین طی سال‌های گذشته حداقل به دو پرونده مرتبط با سازمان القاعده رسیدگی کردند. یکی در فوریه سال 2009 میلادی که طی آن دادگاه عالی کیفری بحرین یک شهروند بحرینی را به اتهام حمایت مالی از سازمان القاعده به یک سال حبس و شرکای وی در این جرم را به طور غیابی به 5 سال حبس محکوم کرد و دومی در مارس 2010 که دادگاه بحرین چند بحرینی را ضمن متهم کردن به ارتباط با سازمان القاعده به تلاش برای هدف قرار دادن پایگاه نظامی آمریکا در "الجفیر"نیز محکوم کرد.


اما دولت آمریکایی طی دوره‌های مختلف نام دو بحرینی در لیست تروریسم را خود قرار داد. در ماه اوت 2009 وزارت دفاع آمریکا موسوم به "پنتاگون" از قرار دادن "عبدالله النعیمی" بحرینی زندانی سابق گوانتانامو و در ژوئیه سال 2012 وزارت امور خارجه آمریکا از قرار دادن "احمد عبدالرحمن صاحب احمد صاحب" ملقب به "عبدالرحمن الشرقی" و دارای تابعیت بحرینی در لیست سیاه تروریست‌های تحت پیگرد دولت آمریکا خبر داد و عبد الرحمن الشرقی را به عضویت در سازمان القاعده و آموزش تکنیک‌ها و اقدامات تروریستی به عناصر القاعده متهم کرد.

این درحالی است که "عبدالرحیم المرباطی" سلفی جهادی تکفیری بحرینی از سال 2003 تاکنون همچنان به اتهام دست داشتن در انفجارهای 7 ژوئیه 2003 ریاض، پایتخت عربستان سعودی و برنامه ریزی برای انجام انفجارهایی در بحرین در زندان‌های عربستان سعودی در بازداشت به سر می‌برد.

با این حال آن اندازه که در حال حاضر مشاهده می‌کنیم، اعضای این جریان در فعالیت‌های جهادی تکفیری در سوریه فعالیت دارند و حضور آنها تحت عنوان "جهاد" در سوریه به اثبات رسیده، تا پیش از این اعضای این گروه‌های سلفی جهادی تکفیری به صورت علنی و آشکار در عملیات‌های تروریستی در نقاط مختلف منطقه مشارکت نداشتند.

"عبدالله النفسیی"، نویسنده سلفی جهادی تکفیری بحرینی در یکی از سخنرانی‌های خود ضمن اینکه حاضران در مجلس خود را آشکارا به کشتن آمریکائی‌ها با گاز "انتراکس" دعوت می‌کند، از آنها می‌خواهد که تسلیم درخواست‌هایی نشوند که آنها را به دوری از آنچه "فعالان تروریست القاعده" نامیده می‌شوند، دعوت می‌کند.

النفسیی در این سخنرانی "فعالان تروریست القاعده" را برادر توصیف می‌کند و تروریست‌ها را پاک‌ترین و بهترین مردمان جهان می‌خواند و بی‌پروا فریاد می‌زند که "من تکفیری هستم و دشمنی ما با یهودیان دائمی است".

حال پس از گذشت 4 سال از این سخنان و از این دعوت آشکار می‌شود که منامه به مامن و پناهگاه بسیاری از برادران و پاک‌ترین و بهترین مردمان جهان تبدیل شده است. 
 پرچم جهاد سلفی در بحرین



حمایت از القاعده به عنوان ستون جهاد در بلاد شام
 
در اکتبر سال 2012 فیلمی در پایگاه‌های مختلف اینترنتی پخش شد که در آن جهادی‌های تکفیری در سوریه از حامیان مالی خود تشکر می‌کردند. در راس این حامیان ملی سلفی‌های جهادی تکفیری بحرینی بودند که بنابر اظهار این عناصر مسلح تکفیری توسط آنها به موشک‌های ضد هواپیما مجهز شده بودند. یکی از این عناصر مسلح جهادی تکفیری که در میان ده‌ها جهادی تکفیری دیگر درحال خواندن بیانیه‌ای بود، اعلام می‌کرد که این کمک‌ها موجب شده تا آنها بتوانند جریان درگیری‌ها در میدان‌های نبرد را تغییر دهند.
 
در ماه اوت همان سال (2012) گروه جهادی تکفیری مسلح از "دیر زور" در شرق سوریه از ایجاد گروه تروریستی به نام "کتیبه شرفای بحرین" خبر داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد که تشکیل این گروه بدون تردید با حمایت‌های مالی برادران‌‌ امان در بحرین امکان پذیر شد. به این ترتیب طی ماه‌های اوت 2012 تا ژوئیه 2013 شاهد پخش فیلم‌های بی‌شماری از این دست در پایگاه‌های مختلف اینترنتی بودیم که همگی از حامیان لجستیکی خود در بحرین تقدیر و تشکر می‌کردند و اکثر آنها سلفی جهادی تکفیری بودند.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا واقعا سلفی‌های جهادی بحرینی تا این حد به حمایت از این گروه‌های تروریستی در سوریه می‌پرداختند؟ پاسخ باید گفت که در حقیقت بله. از اواسط سال 2012 اکثر کمک‌های مالی صورت گرفته از سوی سلفی‌های جهادی در بحرین به گروه‌های جهادی تکفیری در سوریه برای خرید تسلیحات نظامی هزینه می‌شد.

در آگوست سال 2012 "ابوعیسی الشیخ"، فرمانده گروه جهادی تکفیری "صقور الشام" در فیلمی از حامیان مالی بحرینی خود به خاطر تجهیز و مسلح کردن 85 جهادی تکفیری در منطقه "جبل الزاویه" از قرار هر جهادی تکفیری 2600 دلار آمریکایی تشکر کرد.

در آوریل 2013 گروه جهادی تکفیری دیگری به نام "الزبیر بن العوام" اعلام کرد که از حامیان مالی بحرینی خود مبلغ 600 هزار لیره سوری معادل حدود 6 هزار دلار آمریکا کمک مالی دریافت کرده است.

ابوعیسی الشیخ
این کمک‌ها تماما در چارچوب فعالیت‌هایی با عنوان «تجهیز جهادی‌ها» توسط جریان سلفی جهادی بحرین در 6 مسجد این کشور انجام می‌شد. این درحالی است که در کنار این فعالیت، فعالیت‌های دیگری نیز انجام می‌شد، مانند طرح "الجسد الواحد" و همه آنها هدف اصلی‌شان را پنهان نمی‌کردند که در مسلح کردن جهادی‌ها و حمایت مالی از آنها جهت اعزام به سوریه و مشارکت در مبارزات جهادی این کشور نمود پیدا می‌کرد.

در ژوئیه سال 2012 گروه جهادی تکفیری "السیدة عائشة" فیلمی را در پایگاه‌های مختلف اینترنتی منتشر کرد که در از دریافت 8 هزار دلار آمریکایی از حامیان مالی بحرینی خود خبر می‌داد. اما در بزرگ‌ترین اقدام صورت گرفته در قالب مسلح کردن جهادگران از سوی تشکل "الاصاله" صورت گرفت.

اواخر سال 2012 شماری از اعضای تشکل "الاصالة" با برگزاری نشست‌هایی تصمیم گرفتند، اوراق بهاداری با هدف کمک به گروه‌های جهادی‌های تکفیری مسلح در سوریه میان هواداران خود پخش کنند و به این ترتیب حدود 4 میلیون دلار جمع آوری کردند.

" شیخ فیصل الغریر" از اعضای تشکل "الاصاله" پس از جمع‌آور این مبلغ در سخنرانی 8 اوت 2012 خود گفت که بدون تردید این کمک‌های مالی زمینه تحقق پیروزی‌های بزرگی را در سرزمین شام فراهم می‌کند. این کمک‌های مالی صرف خرید موشک‌های ضد هواپیمایی خواهد شد که جهادگران با آن بتوانند هواپیماهای نظام سوریه را سرنگون و پیروزی‌های دیگری را در عرصه‌های دیگر محقق کنند که امکان سخن گفتن از آنها را در اینجا وجود ندارد.

در همین دوره زمانی که جهادی‌های تکفیری مسلح در سوریه در فیلم‌های متعدد و مکرر خود از حامیان مالی‌شان در بحرین تشکر می‌کردند، اخباری در پایگاه‌های مختلف اینترنتی منتشر شد که از کشته شدن 5 بحرینی جهادی تکفیری فعال در صفوف گروه "جبهه النصره" خبر می‌داد و یکی از آنها از سرکردگان یکی از گروه‌های تروریستی وابسته به جبهه النصره بود.


"عبدالعزیز العثمان"

نکته قابل تأمل آن بود که همه این افراد به نام‌های "عبدالرحمن الحمد" (19 ساله از منطقه الرفاع) "عبدالعزیز العثمان" (17 ساله از منطقه عراد) " عبدالرحمن العثمان" (21 ساله از منطقه عراد) و "عبدالمنعم علی" (25 ساله از منطقه المحرّق) در جریان ‌درگیری‌های روی داده در ماه‌های اوت و ژوئیه سالجاری کشته شدند که نشان از توسعه و گسترش کمک‌های جریان سلفی جهادی در بحرین به گروه‌های مسلح جهادی تکفیری در سوریه خبر می‌داد تا علاوه بر کمک‌های مالی کمک‌های انسانی را هم در برگیرد.

ادامه دارد..

احکام روزه‏ ازنظر آیت الله الظمی خامنه ای


احکام روزه‏ ازنظر آیت الله الظمی خامنه ای




احکام روزه درادامه مطلب

   


 

احکام روزه‏

زن باردار و شیرده‏

س 745: آیا روزه گرفتن بر زن باردارى که نمى‏داند روزه براى جنین او ضرر دارد یا خیر، واجب است؟

ج: اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنین داشته باشد و خوف وى هم داراى منشأ عقلایى باشد، افطار بر او واجب است و در غیر این صورت واجب است که روزه بگیرد.

س 746: زنى که کودک خود را شیر مى‏داده و باردار هم بوده و در همان حال روزه ماه رمضان را هم گرفته است، و هنگام زایمان فرزندش مرده به دنیا آمد، اگر از ابتدا احتمال ضرر را مى‏داده و در عین حال روزه گرفته است:

ج: اگر با وجود خوف از ضررى که داراى منشأ عقلایى است، روزه گرفته باشد و یا بعداً برایش معلوم شود که روزه براى وى یا براى جنین‏اش ضرر داشته، روزه‏اش صحیح نیست و قضاى آن بر او واجب است، ولى ثبوت دیه جنین متوقف بر این است که ثابت شود فوت جنین مستند به روزه گرفتن وى است.

س 747: من به لطف خداوند متعال داراى فرزندى هستم که شیرخوار است. ان شاء الله تعالى بزودى ماه مبارک رمضان فرا خواهد رسید. در حال حاضر مى‏توانم روزه بگیرم ولى در صورت روزه گرفتن، شیرم خشک خواهد شد. با توجه به اینکه داراى بنیه ضعیفى هستم و کودکم هر ده دقیقه شیر مى‏خواهد، چه وظیفه‏اى دارم؟

ج: اگر به دلیل کم یا خشک شدن شیرتان بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشید، روزه‏تان را افطار کنید، ولى براى هر روزى باید یک مدّ طعام به فقیر بدهید و قضاى روزه را هم بعداً بجا آورید.


بیمارى و منع پزشک‏

س 748: بعضى از پزشکان که به مسائل شرعى ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع مى‏کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است یا خیر؟

ج: اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتبارى ندارد و در غیر این صورت نباید روزه بگیرد.

س 749: مادرم تقریباً سیزده سال بیمار بود و به همین دلیل نمى‏توانست روزه بگیرد. من دقیقاً اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتیاج به مصرف دارو بوده است، امیدواریم ما را راهنمایى فرمایید که آیا قضاى روزه‏ها بر او واجب است؟

ج: اگر ناتوانى او از روزه گرفتن بر اثر بیمارى بوده، قضا ندارد.

س 750: من بر اثر ضعف جسمانى از ابتداى سن بلوغ تا دوازده سالگى روزه نگرفته‏ام، در حال حاضر چه تکلیفى دارم؟

ج: واجب است روزه‏هایى را که در ماه مبارک رمضان نگرفته‏اید با اینکه به سنّ تکلیف رسیده بودید، قضا کنید، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدى و اختیارى و بدون عذر شرعى بوده، کفّاره هم بر شما واجب است.

س 751: چشم پزشک مرا از روزه گرفتن منع کرده و گفته است که به علت ناراحتى چشم به هیچ وجه نباید روزه بگیرم، ولى من به گفته او توجه نکرده و شروع به روزه گرفتن کردم که باعث بروز مشکلاتى براى من در اثناى ماه رمضان شد. به‌طورى که در بعضى از روزها هنگام عصر احساس ناراحتى مى‏کنم، لذا متحیّر و مردّد هستم بین اینکه روزه نگیرم و یا ناراحتى‏ام را تحمل کرده و روزه را تا غروب ادامه دهم. سؤال این است که آیا اصولاً روزه گرفتن بر من واجب است؟ و در روزهایى که روزه مى‏گیرم و نمى‏دانم قدرت ادامه آن را تا غروب دارم یا نه، آیا روزه‏ام را ادامه دهم؟ و نیت من چگونه باید باشد؟

ج: اگر از گفته پزشک متدیّن و امین اطمینان حاصل کنید که روزه براى چشم شما ضرر دارد و یا خوف ضرر داشته باشید، روزه گرفتن براى شما واجب نبوده و بلکه جایز هم نیست، و با خوف ضرر نیت روزه صحیح نیست و در صورت عدم خوف ضرر نیت روزه اشکال ندارد، ولى صحّت‏ روزه متوقف بر این است که براى شما واقعاً ضرر نداشته باشد.

س 752: من از عینک طبى استفاده مى‏کنم و در حال حاضر چشمانم بسیار ضعیف است. هنگامى که به پزشک مراجعه کردم به من گفت که اگر براى تقویت چشمانم تلاش نکنم، ضعیف‏تر خواهند شد، بنا بر این اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظیفه‏اى دارم؟

ج: اگر روزه براى چشمان شما ضرر دارد، واجب نیست روزه بگیرید، بلکه واجب است افطار کنید و اگر بیمارى شما تا ماه رمضان آینده استمرار پیدا کرد، قضاى روزه بر شما واجب نیست، ولى واجب است که عوض هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهید.

س 753: مادرم به بیمارى شدیدى مبتلاست و پدرم نیز از ضعف جسمانى رنج مى‏برد و در عین حال هر دو روزه مى‏گیرند که گاهى مشخص است که روزه باعث تشدید بیمارى آنها مى‏شود، تاکنون نتوانسته‏ام آنها را قانع کنم که لااقل هنگام شدت بیمارى روزه نگیرند. خواهشمندیم ما را در مورد حکم روزه آنها راهنمایى فرمایید.

ج: ملاک تأثیر روزه در ایجاد بیمارى یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخیص خود روزه دار نسبت به خودش است و اگر بداند روزه براى او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد و در عین حال بخواهد روزه بگیرد، روزه گرفتن براى وى حرام است.

س 754: در سال گذشته توسط پزشک متخصص موردعمل جراحى کلیه قرار گرفتم. وى مرا از گرفتن روزه تا آخر عمر منع نمود، ولى در حال حاضر هیچ مشکل و دردى احساس نمى‏کنم و حتى به‌طور طبیعى غذا مى‏خورم وآب مى‏نوشم و هیچ‌یک از عوارض بیمارى را هم حس نمى‏کنم، وظیفه من چیست؟

ج: اگر خود شما از ضرر روزه خوف ندارید و حجت شرعى هم بر آن ندارید، واجب است روزه ماه رمضان را بگیرید.

س 755: اگر پزشک شخصى را از روزه گرفتن منع کند آیا با توجه به اینکه بعضى از پزشکان اطلاعى از مسائل شرعى ندارند، عمل به گفته او واجب است؟

ج: اگر مکلّف از گفته پزشک یقین پیدا کند که روزه براى او ضرر دارد و یا از گفته وى یا منشأ عقلایى دیگرى براى او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن براى او واجب نیست، بلکه جایز هم نیست.

س 756: در کلیه‏هاى من سنگ جمع مى‏شود و تنها راه جلوگیرى از جمع شدن سنگ در کلیه، نوشیدن مستمر مایعات است و از آنجایى که پزشکان معتقدند که من نباید روزه بگیرم، تکلیف واجب من نسبت به روزه ماه مبارک رمضان چیست؟

ج: اگر جلوگیرى از بیمارى کلیه مستلزم نوشیدن آب یا سایر مایعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نیست.

س 757: از آنجا که مبتلایان به مرض قند مجبورند هر روز یک یا دو بار آمپول انسولین تزریق کنند و نباید در وعده‏هاى غذایى آنها تأخیر و فاصله بیفتد، زیرا باعث پائین آمدن میزان قند خون و در نتیجه نوعى تشنج و بیهوشى مى‏شود، لذا گاهى پزشکان به آنها توصیه مى‏کنند که در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمندیم نظر شریف خود را درباره روزه این افراد بیان فرمایید.

ج: اگر بدانند که خوددارى از خوردن و آشامیدن از طلوع فجر تا غروب، به آنان ضرر مى‏رساند یا خوف ضرر داشته باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب نبوده و بلکه جایز نیست.


مبطلات روزه

س 758: من در روز ماه رمضان به علّت اغواى شیطان تصمیم گرفتم روزه‏ام را باطل کنم لکن قبل از این که عملى که روزه را باطل مى‏کند انجام دهم، از تصمیم خود منصرف شدم حکم روزه‏ام چیست؟ و اگر این امر در روزه غیر ماه رمضان پیش آید چه حکمى دارد؟

در روزه ماه رمضان اگر در اثناى روز از نیت روزه گرفتن بر گردد به‌طورى که قصد ادامه روزه نداشته باشد، روزه‏اش باطل مى‏شود و قصد دوباره او براى ادامه روزه فایده ندارد، البته تا اذان مغرب باید از کارى که روزه را باطل مى‌کند خوددارى کند. امّا اگر دچار تردید شود به این معنى که هنوز تصمیم نگرفته است روزه را باطل کند، یا تصمیم بگیرد کارى را که موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده در این دو صورت صحّت‏ روزه او محل اشکال است و احتیاط واجب آن است که روزه را تمام کند و بعداً هم آن را قضا نماید. هر روزه واجب معیّن دیگر ـ مانند نذر معیّن و امثال آن ـ نیز داراى همین حکم است.

س 759: آیا اگر از دهان شخص روزه دار خون بیاید، روزه‏اش باطل مى‏شود؟

ج: روزه به سبب آن باطل نمى‏شود، ولى واجب است که از رسیدن خون به حلق جلوگیرى کند.

س 760: حکم استعمال دخانیات مانند سیگار در حال روزه چیست؟

ج: احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از دودهاى انواع دخانیات و نیز مواد مخدّرى که از راه بینى یا زیر زبان جذب مى‏شود خوددارى کند.

س 761: آیا ماده «ناس» که از توتون و غیر آن ساخته مى‏شود و براى چند دقیقه زیر زبان گذاشته شده و سپس از دهان بیرون انداخته مى‏شود، مبطل روزه است یا خیر؟

ج: اگر آب دهان مخلوط به ماده «ناس» را فرو ببرد، موجب بطلان روزه‏اش مى‏شود.

س 762: نوعى داروى طبى براى اشخاص مبتلا به تنگى نفس شدید وجود دارد که عبارت است از یک قوطى که در آن مایع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروى مایع بصورت پودر گاز از طریق دهان وارد ریه شخص بیمار شده و موجب تسکین حال وى مى‏گردد. گاهى بیمار مجبور مى‏شود در یک روز چندین بار از آن استفاده کند، آیا با وجود استفاده از این دارو، روزه گرفتن جایز است؟ با توجه به اینکه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غیرممکن و یا بسیار سخت خواهد بود.

ج: اگر ماده مذکور هواى فشرده همراه با دارویى هرچند به‌صورت گاز یا پودر باشد و وارد حلق شود، صحّت‏ روزه محل اشکال است و در صورتى که روزه گرفتن بدون استعمال آن، ممکن نیست یا مشقّت دارد، جایز است از آن استفاده کند، لکن احتیاط آن است که مبطل دیگرى انجام ندهد و در صورت تمکّن (بدون استفاده از آن) روزه‏ها را قضا نماید.

س 763: من در بیشتر روزها آب دهانم با خونى که از لثه‏هایم مى‏آید مخلوط مى‏شود و گاهى نمى‏دانم آب دهانى که فرو مى‏برم همراه با خون است یا خیر؟ روزه‏ام با این حال چه حکمى دارد؟ امیدوارم مرا راهنمایى فرمایید.

ج: اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعیدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نیست، و همچنین در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحّت‏ روزه ضرر نمى‏زند.

س 764: در یکى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندان‌هایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقى‌مانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمداً ببلعم، خودبخود بلعیده شده است. آیا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟

ج: اگر علم به وجود باقى‌مانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته‏اید و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، قضاى روزه بر شما واجب نیست.

س 765: از لثه شخص روزه‏دارى خون زیادى خارج مى‏شود، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ آیا براى او ریختن آب با ظرف بر سرش جایز است؟

ج: با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نمى‏شود. همچنین ریختن آب بر روى سر توسط ظرف و مانند آن به صحّت‏ روزه ضرر نمى‏رساند.

س 766: داروهاى مخصوصى براى معالجه بعضى از بیمارى‏هاى زنان وجود دارد (شیافهاى روغنى) که در داخل بدن گذاشته مى‏شود، آیا استفاده از آن موجب بطلان روزه مى‏شود؟

ج: استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمى‏رساند.

س 767: نظر شریف جنابعالى درباره تزریق آمپول و سایر تزریقات نسبت به روزه‌داران در ماه مبارک رمضان، چیست؟

ج: احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از آمپول‏هاى مقوّى یا مغذّى و هر آمپولى که در رگ تزریق مى‏شود و نیز انواع سرم‏ها خوددارى کند، لکن آمپول‏هاى دارویى که در عضله تزریق مى‏شود و نیز آمپول‏هایى که براى بى‏حسّ کردن به کار مى‏رود، مانعى ندارد.

س 768: آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟

ج: اگر خوردن آن در ماه رمضان براى درمان فشار خون ضرورى باشد، اشکال ندارد، ولى با خوردن آن روزه باطل مى‏شود.

س 769: اگر من و بعضى از مردم بر این عقیده باشیم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان خوردن و آشامیدن صدق نمى‏کند، آیا عمل به آن جایز است و به روزه‏ام ضرر نمى‏زند؟

ج: خوردن قرص روزه را باطل مى‏کند.

س 770: اگر شوهر با همسر خود در ماه رمضان جماع نماید و زن نیز به آن راضى باشد چه حکمى دارد؟

ج: بر هر یک از آنان حکم افطار عمدى جارى است و علاوه بر قضا، کفّاره هم بر هر دو واجب است.

س 771: اگر مردى با همسرش در روز ماه رمضان شوخى و ملاعبه نماید، آیا به روزه‏اش ضرر مى‏رساند؟

ج: اگر منجر به انزال منى نشود، به روزه خللى وارد نمى‏کند.


بقا‏ بر جنابت

س 772: اگر فردى به سبب برخى از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقى بماند آیا روزه گرفتن در آن روز براى او جایز است؟

ج: در غیر ماه رمضان و قضاى آن اشکال ندارد، ولى نسبت به روزه ماه رمضان و قضاى آن، اگر معذور از غسل است، تیمم کردن بر او واجب است و اگر تیمم هم نکند، روزه‏اش صحیح نیست.

س 773: اگر شخصى در حال جنابت چند روز روزه بگیرد و نداند که طهارت از جنابت شرط صحّت‏ روزه است، آیا کفّاره روزه‏هایى که در حال جنابت گرفته بر او واجب است یا اینکه قضاى آنها کافى است؟

ج: در فرض مرقوم قضا کفایت مى‏کند.

س 774: آیا جایز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نماید و روزه قضا یا مستحب بگیرد؟

ج: اگر عمداً تا طلوع فجر بر جنابت باقى بماند، روزه ماه رمضان و قضاى آن از او صحیح نیست، ولى اقوى صحّت‏ روزه‏هاى دیگر به‌خصوص روزه مستحبى است.

س 775: شخصى در ماه رمضان در جایى مهمان شد و شب را در آن منزل خوابید و در نیمه‏هاى شب محتلم گردید و چون مهمان بود و با خود لباسى نداشت، براى فرار از روزه، تصمیم گرفت بعد از طلوع فجر مسافرت نماید، لذا بعد از طلوع فجر بدون اینکه چیزى بخورد به قصد مسافرت، حرکت نمود. سؤال این است که آیا قصد سفر توسط او موجب سقوط کفّاره هست یا خیر؟

ج: اگر با حالت جنابت از خواب بیدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل یا تیمم نکند، مجرد قصد سفر در شب و یا مسافرت در روز براى سقوط کفّاره از او کافى نیست.

س 776: کسى که آب در اختیار ندارد و یا به دلیل عذرهاى دیگر غیر از تنگى وقت نمى‏تواند غسل جنابت بکند، آیا جایز است عمداً خود را در شبهاى ماه مبارک رمضان جنب کند؟

ج: اگر وظیفه او تیمم باشد و بعد از اینکه خود را جنب کرده، وقت کافى براى تیمم داشته باشد، این کار براى وى جایز است.

س 777: شخصى در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح بیدار شده و متوجه محتلم شدن خود نشده و دوباره خوابیده و در اثناى اذان صبح بیدار شده و علم به جنابت خود پیدا مى‏کند و یقین دارد که احتلامش قبل از اذان صبح بوده است، روزه او چه حکمى دارد؟

ج: اگر پیش از اذان صبح متوجه احتلام خود نشده است، روزه‏اش صحیح است.

س 778: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از اذان صبح بیدار شود و ببیند که محتلم شده است و دوباره پیش از اذان صبح به امید اینکه براى غسل کردن بیدار مى‏شود بخوابد و تا بعد از طلوع آفتاب در خواب بماند و غسل خود را تا اذان ظهر به تأخیر بیندازد و بعد از اذان ظهر غسل کرده و نماز ظهر و عصر بخواند، روزه آن روز او چه حکمى دارد؟

ج: در فرض سؤال که خوابِ اول است روزه‌اش صحیح است ولى اگر دوباره خوابید و تا صبح بیدار نشد باید قضاى آن روز را بجا آورد.

س 779: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از فجر شک کند که محتلم شده یا نه، ولى به شک خود اعتنا نکند و دوباره بخوابد و بعد از اذان صبح بیدار شود و متوجه گردد که قبل از طلوع فجر محتلم شده است، چه حکمى دارد؟

ج: اگر بعد از بیدارى اول اثرى از احتلام در خود مشاهده نکند، بلکه فقط احتمال آن را بدهد و چیزى بر او کشف نشود و تا بعد از اذان بخوابد، روزه‏اش صحیح است، هرچند بعد از آن معلوم شود که احتلام او مربوط به قبل از اذان صبح است.

س 780: اگر شخصى در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و بعد از یک هفته متوجه شود که آن آب نجس بوده است، نماز و روزه او در این مدت چه حکمى دارد؟

نمازش باطل و قضاى آن واجب است، ولى روزه‏هاى او محکوم به صحّت‏ است.

س 781: شخصى مبتلا به بیمارى بیرون آمدن مستمر قطرات بول به‌صورت موقت است، یعنى بعد از بول کردن، به مدت یک ساعت یا بیشتر قطرات آن از او خارج مى‏گردد. با توجه به اینکه وى در بعضى از شبها جنب شده و گاهى یک ساعت

قبل از اذان بیدار مى‏شود و احتمال مى‏دهد که بعد از آن منى با قطرات بول خارج شود، نسبت به روزه‏اش چه تکلیفى دارد؟ وظیفه او براى اینکه با طهارت داخل وقت شود، چیست؟

ج: اگر قبل از اذان صبح، غسل جنابت و یا تیمم بدل از آن انجام داده، روزه او صحیح است، هرچند بعد از آن بدون اختیار از او منى خارج شود.

س 782: اگر شخصى قبل از اذان صبح یا بعد از آن بخوابد و در خواب جنب شده و بعد از اذان بیدار شود، چه مدتى براى غسل کردن وقت دارد؟

ج: در فرض سؤال، جنابت به روزه آن روز او ضرر نمى‏زند، ولى واجب است که براى نماز غسل کند و مى‏تواند غسل را تا وقت نماز به تأخیر بیندازد.

س 783: اگر غسل جنابت براى روزه ماه رمضان یا روزه‏هاى دیگر فراموش شود و در اثناء روز به یاد انسان بیفتد، چه حکمى دارد؟

ج: اگر در روزه ماه رمضان غسل جنابت را در شب تا طلوع فجر فراموش کند و با حالت جنابت صبح نماید، روزه‏اش باطل است و احوط این است که قضاى روزه ماه رمضان هم در این حکم به آن ملحق شود. ولى در سایر روزه‏ها، روزه بر اثر آن باطل نمى‏شود.


استمناء

س 784: حکم کسى که با آمیزش جنسى حرام یا استمناء یا خوردن و نوشیدن حرام روزه خود را در ماه رمضان باطل نموده چیست؟

ج: در فرض مرقوم باید شصت روز روزه بگیرد و یا شصت مسکین را اطعام نماید و احتیاط مستحب آن است که هر دو را انجام دهد.

س 785: اگر مکلّف علم داشته باشد به اینکه استمناء روزه را باطل مى‏کند، ولى عمداً آن را انجام دهد، آیا کفّاره جمع بر او واجب مى‏شود؟

ج: اگر عمداً استمناء کند و منى هم از او خارج شود، کفّاره جمع بر او واجب نمى‏شود لکن احتیاط مستحب آن است که کفّاره جمع بپردازد.

س 786: در ماه مبارک رمضان بدون وجود هیچ‌یک از آثار استمناء فقط بر اثر حالتى که هنگام مکالمه تلفنى با یک زن نامحرم در خود احساس کردم مایع منى از من خارج شد، با توجه به اینکه مکالمه با او به قصد لذت نبوده، خواهشمندم لطف نموده و به سؤالات من پاسخ فرمایید، آیا روزه‏ام باطل است یا خیر؟ در صورت بطلان، آیا کفّاره هم بر من واجب است یا خیر؟

ج: اگر خروج منى بر اثر صحبت با یک زن جزء عادت‏هاى قبلى شما نبوده و به‌طور غیرارادى از شما خارج شده است، موجب بطلان روزه نمى‏شود و چیزى هم بر اثر آن بر شما واجب نیست.

س 787: شخصى چندین سال عادت به استمناء در ماه رمضان و غیر آن داشته است، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟

ج: استمناء مطلقاً حرام است و اگر منجر به خروج منى شود، موجب غسل جنابت هم مى‏شود، و اگر این عمل در حال روزه در روز ماه رمضان صورت بگیرد، در حکم افطار عمدى با حرام است، و اگر نماز و روزه را با حالت جنابت و بدون غسل و تیمم انجام دهد، نماز و روزه‏اش باطل و قضاى آنها واجب است.

س 788: آیا استمناء توسط همسر، حکم استمناء حرام را دارد؟

ج: این کار، از موارد استمناء حرام نیست.

س 789: آیا جایز است شخص مجرد در صورتى که پزشک منى او را براى آزمایش بخواهد و راه دیگرى هم براى خارج کردن منى نداشته باشد، استمناء نماید؟

ج: اگر معالجه متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.

س 790: بعضى از مراکز پزشکى براى انجام آزمایشهاى پزشکى بر روى منى از انسان مى‏خواهند که استمناء کند تا معلوم شود که وى قادر بر بچه‏دار شدن هست یا خیر، آیا استمناء براى او جایز است.

ج: استمناء جایز نیست، هرچند براى تشخیص قدرت وى بر بچه‏دار شدن باشد، مگر آنکه ضرورتى ایجاب کند.

س 791: تخیّل به قصد برانگیختن شهوت در دو صورت زیر چه حکمى دارد؟

الف: تخیّل همسر

ب: تخیّل زن اجنبى‏

ج: در فرض اول در صورتى که حرامى مانند انزال بر آن مترتّب نشود، اشکالى ندارد و در فرض دوّم، احتیاط در ترک آن است.

س 792: شخصى در ابتداى سن بلوغ روزه مى‏گرفته، ولى در اثناء روزه استمناء نموده و جنب شده و به همین صورت چند روز روزه گرفته است، در حالى که جهل داشته به اینکه براى روزه گرفتن تطهیر از جنابت واجب است. آیا قضاى روزه‏هاى آن روزها کافى است یا اینکه تکلیف دیگرى دارد؟

ج: در فرض سؤال، قضا و بنا بر احتیاط واجب کفّاره بر او واجب است.

س 793: شخص روزه‏دارى در ماه رمضان به صحنه شهوت انگیزى نگاه کرده و جنب شده است. آیا با این کار روزه‏اش باطل مى‏شود؟

ج: اگر نگاه‌کردن او به قصد انزال بوده و یا مى‏دانسته که اگر به آن منظره نگاه کند، جنب مى‏شود و یا عادت او بر این بوده است و در عین حال عمداً نگاه کرده و جنب شده، حکم جنابت عمدى را دارد یعنى هم قضاء بر عهده او مى‏باشد و هم کفّاره.

س 794: انسان روزه دارى که در یک روز بیش از یکبار کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام دهد وظیفه‏اش چیست؟

ج: فقط یک کفّاره بر او واجب مى‏شود، بلى اگر این کار آمیزش جنسى یا استمناء باشد احتیاط واجب آن است که بعدد دفعات آمیزش جنسى یا استمناء کفّاره بدهد.


احکام مبطلات روزه‏

س 795: آیا تبعیت از اهل سنت در وقت افطار روزه در مراسم عمومى و مجالس رسمى و غیر آن، جایز است؟ اگر مکلّف تشخیص دهد که این متابعت از موارد تقیه نیست و دلیلى براى التزام به آن وجود ندارد، وظیفه‏اش چیست؟

ج: تبعیت از دیگران در افطار روزه بدون احراز دخول وقت افطار، جایز نیست، و اگر از موارد تقیه باشد افطار جایز است، ولى روزه آن روز قضا دارد، و جایز نیست به‌طور اختیارى افطار نماید مگر بعد از آنکه داخل شدن شب و پایان یافتن روز را با یقین حسى و یا با حجت شرعى احراز نماید.

س 796: اگر روزه‏دار باشم و مادرم مرا وادار به خوردن غذا یا نوشیدن کند، آیا روزه‏ام باطل مى‏شود؟

ج: خوردن و آشامیدن روزه را باطل مى‏کند، هرچند بر اثر درخواست و اصرار شخص دیگرى باشد.

س 797: اگر چیزى به زور وارد دهان روزه دار شود و یا سر او به همان صورت داخل آب گردد، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ اگر وادار به باطل کردن روزه‏اش شود، مثلاً به او بگویند که اگر روزه‏ات را نخورى، ضررى به خودت یا مالت وارد مى‏سازیم، او هم براى دفع این ضرر غذا بخورد، آیا روزه‏اش صحیح است؟

ج: روزه شخص روزه دار با داخل شدن چیزى در حلقش بدون اختیار و یا با فرو بردن سرش به همان صورت به زیر آب باطل نمى‏شود، ولى اگر خودش بر اثر اکراه دیگرى مرتکب مفطرى شود، روزه‏اش باطل خواهد شد.

س 798: اگر روزه دار جاهل باشد به اینکه تا به حد ترخص نرسیده، نباید قبل از زوال افطار کند، و قبل از حد ترخص به این اعتبار که مسافر است، افطار نماید، روزه این شخص چه حکمى دارد؟ آیا قضا بر او واجب است یا حکم دیگرى دارد؟

ج: در فرض مرقوم، روزه‌اش باطل است و باید آن را قضا کند لکن اگر از حکم مسأله، غافل بوده کفّاره ندارد.

س 799: هنگامى که مبتلا به بیمارى زکام بودم، مقدارى از اخلاط سر و سینه در دهانم جمع شده بود که به جاى بیرون انداختن، آن را فرو بردم، آیا روزه‏ام صحیح است یا خیر؟ در بعضى از روزهاى ماه مبارک رمضان در منزل یکى از اقوام بودم که بر اثر زکام و خجالت و حیا مجبور شدم با خاک، تیمم بدل از غسل واجب بکنم و تا نزدیک ظهر غسل نکردم. این کار براى چند روز تکرار شد، آیا روزه‏ام در آن روزها صحیح است یا خیر؟

ج: فرو بردن اخلاط سر و سینه ضررى به روزه نمى‏رساند، ولى اگر به فضاى دهان رسیده باشد بنا بر احتیاط واجب باید از فرو بردن آن خوددارى نماید، و اما ترک غسل جنابت قبل از طلوع فجرِ روزى که مى‏خواهید روزه بگیرید و انجام تیمم بدل از غسل به جاى آن، اگر به خاطر عذر شرعى باشد و یا تیمم در آخر وقت و به خاطر تنگى آن باشد، موجب بطلان روزه نیست و روزه شما با تیمم صحیح است. در غیر این صورت، روزه شما در آن روزها باطل است.

س 800: من در معدن آهن کار مى‏کنم که طبیعت آن اقتضا مى‏کند هر روز داخل معدن شده و در آن کار کنم و هنگام استفاده از ابزار کار غبار وارد دهانم مى‏شود، بقیه ماههاى سال هم به همین صورت بر من مى‏گذرد، تکلیف من چیست؟ آیا روزه من در این حالت صحیح است؟

ج: فرو بردن غبار غلیظ هنگام روزه بنا بر احتیاط واجب موجب باطل شدن آن است و باید از آن پرهیز نمود، ولى مجرد داخل شدن غبار در دهان و بینى بدون اینکه به حلق برسد، روزه را باطل نمى‏کند.


کفّاره روزه و مقدار آن‏

س 801: آیا دادن پول یک مدّ طعام به فقیر تا با آن غذایى براى خودش بخرد، کافى است؟

ج: اگر اطمینان داشته باشد که فقیر به وکالت از او طعام خریده و سپس آن را به عنوان کفّاره قبول مى‏کند، اشکال ندارد.

س 802: اگر شخصى وکیل در غذا دادن به عده‏اى از مساکین شود، آیا مى‏تواند اُجرت کار و پختن غذا را از اموالى که به عنوان کفّاره به او داده شده است، بردارد؟

ج: مطالبه اجرت کار و پخت غذا براى وى جایز است، ولى نمى‏تواند آن را بابت کفّاره حساب نماید و یا از اموالى که باید به عنوان کفّاره به فقرا داده شود، بردارد.

س 803: زنى به علت باردارى و نزدیکى وقت زایمان، نمى‏تواند روزه بگیرد و مى‏داند که باید آنها را بعد از زایمان و قبل از ماه رمضان آینده قضا نماید، اگر به‌طور عمدى یا غیرعمدى تا چند سال روزه نگیرد، آیا فقط کفّاره همان سال بر او واجب است یا آنکه کفّاره تمام سالهایى که روزه را به تأخیر انداخته، واجب است؟

ج: فدیه تأخیر قضاى روزه ماه رمضان هرچند به مدت چند سال هم به تأخیر افتاده باشد، یکبار واجب است و آن عبارت است از یک مدّ طعام براى هر روزى، و فدیه هم زمانى واجب مى‏شود که تأخیر قضاى روزه ماه رمضان تا ماه رمضان دیگر بر اثر سهل‌انگارى و بدون عذر شرعى باشد، ولى اگر به خاطر عذرى باشد که شرعاً مانع صحّت‏ روزه است، فدیه‏اى ندارد.

س 804: زنى به علت بیمارى از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا کردن آنها تا ماه رمضان سال آینده هم نیست، در این صورت آیا کفّاره بر او واجب است یا بر شوهرش؟

ج: اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بیمارى و تأخیر قضاى آن هم از جهت ادامه بیمارى بوده است، براى هر روز یک مدّ طعام به عنوان فدیه بر خود زن واجب است و چیزى بر عهده شوهرش نیست.

س 805: شخصى ده روز روزه بر عهده دارد و در روز بیستم شعبان شروع به روزه گرفتن مى‏کند، آیا در این صورت مى‏تواند عمداً روزه خود را قبل یا بعد از زوال، افطار کند؟ در صورتى که قبل یا بعد از زوال افطار نماید، چه مقدار کفّاره دارد؟

ج: در فرض مذکور افطار عمدى براى او جایز نیست و اگر عمداً افطار کند، در صورتى که قبل از زوال باشد، کفّاره‏اى بر او واجب نیست و اگر بعد از زوال باشد، کفّاره بر او واجب است که عبارت است از غذا دادن به ده مسکین، و در صورت عدم تمکن، واجب است سه روز روزه بگیرد.

س 806: زنى در دو سال متوالى در ماه مبارک رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ایام را نداشته است، ولى در

حال حاضر توانایى روزه گرفتن را دارد، حکم او چیست؟ آیا کفّاره جمع بر او و اجب است یا فقط قضاى آن را باید به جا آورد؟ تأخیر او در قضاى روزه چه حکمى دارد؟

ج: اگر بر اثر عذر شرعى روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنین یا کودکش بوده، باید علاوه بر قضا، براى هر روز یک مد طعام به عنوان فدیه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعى به تأخیر انداخته، فدیه دیگرى هم بر او واجب است یعنى باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.

س 807: آیا رعایت ترتیب بین قضا و کفّاره، در کفّاره روزه واجب است یا خیر؟

ج: واجب نیست.


قضاى روزه‏

س 808: هجده روز روزه به علت مسافرت در ماه رمضان براى انجام مأموریت دینى بر عهده‏ام مى‏باشد، وظیفه من چیست؟ آیا قضاى آنها بر من واجب است؟

ج: قضاى روزه‏هاى ماه رمضان که بر اثر مسافرت از شما فوت شده، واجب است.

س 809: اگر کسى براى گرفتن روزه قضاى ماه رمضان اجیر شود و بعد از زوال افطار کند، آیا کفّاره بر او واجب است یا خیر؟

ج: کفّاره بر او واجب نیست.

س 810: کسانى که در ماه رمضان براى انجام وظیفه دینى در مسافرت هستند و به همین دلیل نمى‏توانند روزه بگیرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تأخیر، بخواهند روزه بگیرند، آیا پرداخت کفّاره بر آنها واجب است؟

ج: اگر قضاى روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذرى که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آینده به تأخیر انداخته باشند، قضاى روزه‏هایى که از آنان فوت شده کافى است، و واجب نیست براى هر روزى یک مدّ طعام فدیه بدهند، هرچند احتیاط در جمع بین قضا و فدیه است. ولى اگر تأخیر در قضاى روزه به خاطر سهل‏انگارى و بدون عذر باشد، جمع بین قضا و فدیه بر آنها واجب است.

س 811: شخصى به مدت ده سال بر اثر جهل نماز نخوانده و روزه نگرفته است، فعلاً توبه نموده و به سوى خدا بازگشته و تصمیم بر جبران آنها گرفته است، ولى توانایى قضاى همه روزه‏هاى فوت شده را ندارد و مالى هم ندارد که با آن کفّاره‏هایش را بپردازد، آیا صحیح است که فقط به استغفار اکتفا کند؟

ج: قضاى روزه‏هاى فوت شده در هیچ صورتى ساقط نمى‏شود، ولى نسبت به کفّاره افطاره عمدى روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و یا اطعام شصت مسکین براى هر روز نداشته باشد، باید به هر تعداد فقیر که قادر است غذا بدهد و احتیاط آن است که استغفار نیز بکند و اگر به هیچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نیست فقط کافى است که استغفار کند یعنى با دل و زبان خود بگوید: «استغفرالله (از خداوند بخشایش مى‏طلبم)».

س 812: من به علّت عدم قدرت مالى و بدنى نتوانستم براى انجام کفّاره‌هایى که بر من واجب شده بود روزه بگیرم و یا به مساکین اطعام نمایم و در نتیجه، استغفار نمودم لکن به لطف الهى اکنون توان روزه گرفتن یا اطعام نمودن دارم، وظیفه‏ام چیست؟

ج: در فرض مرقوم، انجام کفّاره لازم نیست گر چه احتیاط مستحب آن است که انجام داده شود.

س 813: اگر شخصى بر اثر جهل به وجوب قضاى روزه تا قبل از ماه رمضان سال آینده قضاى روزه‏هایش را به تأخیر اندازد، چه حکمى دارد؟

ج: فدیه تأخیر قضاى روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نمى‏شود.

س 814: فردى که به مدت صدو بیست روز روزه نگرفته، چه وظیفه‏اى دارد؟ آیا باید براى هر روز شصت روز روزه بگیرد؟ و آیا کفّاره بر او واجب است؟

ج: قضاى آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدى و بدون عذر شرعى بوده، علاوه بر قضا، کفّاره هر روز هم واجب است که عبارت است از شصت روز روزه یا اطعام شصت فقیر و یا دادن شصت مد طعام به شصت مسکین که سهم هر کدام یک مدّ است.

س 815: تقریباً یک ماه روزه گرفته‏ام به این نیت که اگر روزه‏اى بر عهده‏ام باشد قضاى آن محسوب شود و اگر روزه‏اى بر عهده‏ام نیست به قصد قربت مطلق باشد، آیا این یک ماه روزه به حساب روزه‏هاى قضایى که بر ذمّه دارم، محسوب مى‏شود؟

ج: اگر به نیت آنچه که در زمان روزه گرفتن شرعاً مأمور به آن بوده‏اید، اعم از روزه قضاء یا مستحبى، روزه گرفته‏اید و روزه قضا هم برعهده شما باشد، به عنوان روزه قضاء محسوب مى‏شود.

س 816: کسى که نمى‏داند چه مقدار روزه قضا دارد و با فرض داشتن روزه قضا روزه مستحبى بگیرد، اگر معتقد باشد که روزه قضا ندارد، آیا به عنوان روزه قضا محسوب مى‏شود؟

ج: روزه‏هایى را که به نیت استحباب گرفته به جاى روزه قضایى که بر عهده‏اش هست، محسوب نمى‏شود.

س 817: نظر شریف جنابعالى درباره شخصى که بر اثر جهل به مسأله، عمداً روزه‏اش را افطار کرده، چیست؟ آیا فقط قضا بر او واجب است یا اینکه کفّاره هم باید بدهد؟

ج: اگر به سبب بى‌اطلاعى از حکم شرعى، کارى را انجام دهد که روزه را باطل مى‌کند ـ مثل اینکه نمى‌دانست خوردن دارو نیز مانند سایر خوردنیها روزه را باطل مى‌کند و در روز ماه رمضان دارو خورد ـ روزه‌اش باطل است و باید آن را قضا کند ولى کفّاره بر او واجب نیست.

س 818: کسى که در اوائل سن تکلیف بر اثر ضعف و عدم توانایى، نتوانسته روزه بگیرد، آیا فقط قضا بر او واجب است یا قضا و کفّاره با هم بر او واجب است؟

ج: اگر گرفتن روزه براى او حرجى نبوده و عمداً افطار کرده، علاوه بر قضا، کفّاره نیز بر او واجب است و اگر خوف داشته باشد که اگر روزه بگیرد مریض شود، فقط قضاى روزه‏ها بر عهده او مى‏باشد.

س 819: کسى که تعداد روزهایى که روزه نگرفته و مقدار نمازهایى را که نخوانده نمى‏داند، وظیفه‏اش چیست؟ کسى هم که نمى‏داند روزه‏اش را بر اثر عذر شرعى افطار کرده و یا عمداً آن را خورده است، چه حکمى دارد؟

ج: جایز است که به قضاى آن مقدار از نماز و روزه‏هایش که یقین به فوت آنها دارد، اکتفا نماید، و در صورت شک در افطار عمدى کفّاره واجب نیست.

س 820: اگر شخصى که در ماه رمضان روزه دار است، در یکى از روزها براى خوردن سحرى بیدار نشود و لذا نتواند روزه را تا غروب ادامه دهد و در وسط روز حادثه‏اى براى او اتفاق بیفتد و روزه را افطار کند، آیا یک کفّاره بر او واجب است یا کفّاره جمع؟

ج: اگر روزه را تا حدى ادامه دهد که روزه بر اثر تشنگى و گرسنگى براى او حرجى شود و در نتیجه آن را افطار نماید، فقط قضا بر او واجب است و کفّاره‏اى ندارد.

س 821: اگر شک کنم در اینکه اقدام به گرفتن قضاى روزه‏هایى را که بر عهده‏ام بوده، کرده‏ام یا خیر تکلیف من چیست؟

ج: اگر یقین به اشتغال قبلى ذمّه خود دارید، واجب است به مقدارى که موجب یقین به انجام تکلیف مى‏شود، روزه قضاء بگیرید.

س 822: کسى که هنگام بلوغ فقط یازده روز از ماه رمضان را روزه گرفته و یک روز را هم در موقع ظهر افطار کرده و در مجموع هجده روز روزه نگرفته است، و در مورد آن هجده روز نمى‏دانسته که با ترک عمدى روزه کفّاره بر او واجب است، چه حکمى دارد؟

ج: اگر روزه ماه رمضان را از روى عمد و بدون عذر شرعى افطار کرده، باید علاوه بر قضا، کفّاره هم بدهد اعم از اینکه هنگام خوردن روزه عالم به وجوب کفّاره و یا جاهل به آن باشد.

س 823: اگر پزشک به بیمارى بگوید که روزه براى شما ضرر داد و او هم روزه نگیرد، ولى بعد از چند سال بفهمد که روزه براى وى ضرر نداشته و پزشک در تشخیص خود اشتباه کرده است، آیا قضا و کفّاره بر او واجب است؟

ج: اگر از گفته پزشک متخصص و امین و یا از منشأ عقلایى دیگر، خوف از ضرر پیدا کند و روزه نگیرد، فقط قضا بر او واجب است.


مسائل متفرقه روزه‏

س 824: اگر زنى در حال روزه نذرى معیّن حیض شود، چه حکمى دارد؟

ج: روزه با عارض شدن حیض باطل مى‏شود و قضاى آن بعد از طهارت واجب است.

س 825: شخصى از اول ماه رمضان تا بیست و هفتم ماه را در وطن خود (بندر دیّر) روزه گرفته و در صبح روز بیست و هشتم به دبى مسافرت کرده و در روز بیست و نهم به آنجا رسیده و متوجه شده که در آنجا عید اعلام شده است، او اکنون به وطن خود برگشته، آیا قضاى روزه‏هایى که از وى فوت شده، واجب است؟ اگر یک روز قضا نماید، ماه رمضان نسبت به او بیست و هشت روز مى‏شود و اگر بخواهد دو روز قضا کند، روز بیست و نهم در جایى بوده که در آنجا عید اعلام شده بود، این شخص چه حکمى دارد؟

ج: اگر اعلان عید در روز بیست و نهم در آن مکان، به نحو شرعى و صحیح باشد، قضاى آن روز بر او واجب نیست، ولى با فرض اینکه افق دو محل یکى بوده این امر کشف مى‏کند که یک روز روزه در اول ماه از او فوت شده، لذا واجب است قضاى روزه‏اى را که یقین به فوت آن دارد، بجا آورد.

س 826: اگر روزه‏دارى هنگام غروب در سرزمینى افطار کرده باشد و سپس به جایى مسافرت کند که خورشید در آن هنوز غروب نکرده است، روزه آن روز او چه حکمى دارد؟ آیا تناول مفطرات براى او در آنجا قبل از غروب خورشید جایز است؟

ج: روزه او صحیح است و تناول مفطرات در آن مکان قبل از غروب خورشید با فرض اینکه در وقت غروب در سرزمین خود افطار کرده، براى او جایز است.

س 827: شهیدى به یکى از دوستانش وصیت نموده که احتیاطاً از طرف وى چند روز روزه قضا بگیرد، ولى ورثه شهید به این مسائل پایبند نیستند و طرح وصیت او هم براى آنها ممکن نیست و روزه گرفتن هم براى دوست آن شهید مشقت دارد، آیا راه حل دیگرى وجود دارد؟

ج: اگر آن شهید به دوست خود وصیت کرده که خودش شخصاً براى او روزه بگیرد، ورثه او در این مورد تکلیفى ندارند، و اگر براى آن فرد روزه گرفتن به نیابت از شهید مشقت دارد، تکلیف از او ساقط است.

س 828: من فردى کثیر الشک هستم و یا به تعبیر دقیق‏تر زیاد وسوسه مى‏شوم، و در مسائل دینى به‌خصوص فروع دین زیاد شک مى‏کنم، یکى از موارد آن این است که در ماه رمضان گذشته شک کردم که آیا غبار غلیظى که وارد دهان من شده آن را فرو برده‏ام یا خیر؟ و یا آبى را که داخل دهانم کردم، خارج کرده و بیرون ریختم یا نه؟ در نتیجه آیا روزه من صحیح است یا خیر؟

ج: روزه شما در فرض سؤال محکوم به صحّت‏ است و این شکها اعتبارى ندارند.

س 829: آیا حدیث شریف کساء را که از حضرت فاطمه زهرا(سلام‌اللّه‌علیها) نقل شده، حدیث معتبرى مى‏دانید؟ آیا نسبت‌دادن آن در حالت روزه به حضرت زهراى مرضیه(سلام‌اللّه‌علیها) جایز است؟

ج: اگر نسبت دادن آن به‌صورت حکایت و نقل از کتابهایى باشد که آن را نقل کرده‏اند، اشکال ندارد.

س 830: از بعضى از علما و غیر آنان شنیده‏ایم که اگر انسان هنگام روزه مستحبى به خوردن غذا دعوت شود، مى‏تواند آن را قبول کرده و مقدارى از غذا میل کند و با این کار روزه‏اش باطل نمى‏شود، بلکه ثواب هم دارد امیدواریم نظر شریف خود را در این‌باره بیان فرمایید.

ج: قبول دعوت مؤمن در حال روزه مستحبى، شرعاً امرى پسندیده است و خوردن غذا به دعوت برادر مؤمن هرچند روزه را باطل مى‏کند، ولى او را از اجر و ثواب روزه محروم نمى‏سازد.

س 831: دعاهایى مخصوص ماه رمضان به‌صورت دعاى روز اول و روز دوم تا آخر ماه وارد شده است، قرائت آنها در صورت شک در صحّت‏ شان چه حکمى دارد؟

ج: به هر حال اگر قرائت آنها به قصد رجاء ورود و مطلوبیت باشد، اشکال ندارد.

س 832: شخصى قصد داشت روزه بگیرد، ولى براى خوردن سحرى بیدار نشد، لذا نتوانست روزه بگیرد. آیا گناه روزه نگرفتن او به عهده خود وى است یا کسى که او را بیدار نکرده است؟ اگر فردى بدون سحرى روزه بگیرد، آیا روزه‏اش صحیح است؟

ج: در این مورد چیزى بر عهده دیگران نیست، و روزه بدون خوردن سحرى هم صحیح است.

س 833: روزه روز سوم ایام اعتکاف در مسجدالحرام، چه حکمى دارد؟

ج: اگر مسافر باشد و قصد اقامت ده روز در مکه مکرّمه نماید و یا نذر کرده باشد که در سفر روزه بگیرد، بر او واجب است بعد از اینکه دو روز روزه گرفت، اعتکاف خود را با روزه روز سوم کامل کند. ولى اگر قصد اقامت و یا نذر روزه در سفر نکرده باشد، روزه او در سفر صحیح نیست و با عدم صحّت‏ روزه، اعتکاف هم صحیح نیست.


رؤیت هلال

س 834: همانطور که مى‌دانید، وضعیت هلال در آخر یا اول ماه به یکى از حالت‌هاى زیر است:

1. غروب هلال قبل از غروب خورشید باشد.

2. غروب هلال مقارن با غروب خورشید باشد.

3. غروب هلال بعد از غروب خورشید باشد.

لطفاً بیان فرمایید کدام یک از حالات سه گانه فوق را مى‌توان براى تعیین اول ماه به حساب آورد؟

ج: در هر سه فرض، رؤیت هلال براى اثبات حلول ماه قمرى جدید از شبى که پس از رؤیت است کفایت مى‌کند.

س 835: آیا رؤیت تصویر هلال ماه با استفاده از دوربین CCD و انعکاس نور و بازخوانى اطلاعات ضبط شده توسط رایانه، براى اثبات اول ماه کفایت مى‏کند؟

ج: رؤیت با وسیله، فرقى با رؤیت به طریق عادى ندارد و معتبر است. ملاک آن است که عنوان رؤیت محفوظ باشد. پس رؤیت با چشم و با عینک و با تلسکوپ محکوم به حکم واحدند. اما در مورد انعکاس به رایانه که درآن صدق عنوان رؤیت معلوم نیست محل اشکال است.

س 836: اگر هلال ماه شوال در یک شهر دیده نشود، ولى تلویزیون و رادیو از حلول آن خبر دهند، آیا کافى است یا تحقیق بیشترى واجب است؟

ج: اگر مفید اطمینان به ثبوت هلال گردد یا صدور حکم به هلال از طرف ولى فقیه باشد، کافى است و نیازى به تحقیق نیست.

س 837: اگر تعیین اول ماه رمضان و عید سعید فطر به علت عدم امکان رؤیت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان یا اسباب دیگر، ممکن نباشد و سى روز ماه شعبان یا ماه رمضان کامل نشده باشد، آیا براى ما که در ژاپن زندگى مى‏کنیم، جایز است که به افق ایران عمل کرده و یا به تقویم اعتماد کنیم؟ وظیفه ما چیست؟

ج: اگر اول ماه از طریق رؤیت هلال حتى در افق شهرهاى مجاورى که اتحاد افق دارند، و یا از طریق شهادت دو فرد عادل و یا از طریق حکم حاکم ثابت نشود، باید احتیاط کرد تا اول ماه ثابت شود.

س 838: آیا اتحاد افق در رؤیت هلال شرط است یا خیر؟

ج: بلى شرط است.

س 839: مقصود از اتحاد افق چیست؟

ج: منظور از آن، شهرهایى است که از جهت احتمال رؤیت و عدم احتمال رؤیت هلال یکسان باشند.

س 840: اگر روز بیست و نهم ماه در تهران و خراسان عید باشد، آیا براى افرادى هم که در شهرى مانند بوشهر مقیم هستند، جایز است افطار کنند؟ با توجه به اینکه افق تهران و خراسان با افق بوشهر یکى نیست.

ج: به‌طور کلّى اگر اختلاف بین افق دو شهر به مقدارى باشد که با فرض رؤیت هلال در یکى، هلال در دیگرى قابل رؤیت نباشد، رؤیت آن در شهرهاى غربى براى مردم شهرهاى شرقى که احتمال رؤیت در آن به‌طور قطع و یقین منتفى باشد، کفایت نمى‌کند.

س 841: اگر بین علماى یک شهر راجع به ثبوت هلال یا عدم آن اختلاف رخ دهد و عدالت آنها هم نزد مکلّف ثابت بوده و به دقت همه آنها در استدلال خود مطمئن باشد، وظیفه واجب مکلّف چیست؟

ج: اگر اختلاف دو بیّنه به‌صورت نفى و اثبات باشد، یعنى یکى مدعى ثبوت هلال و دیگرى مدعى عدم ثبوت آن باشد، این اختلاف موجب تعارض دو بینه و تساقط هر دو است، و وظیفه مکلّف این است که هر دو نظر را کنار گذاشته و درباره افطار کردن یا روزه گرفتن به آنچه که مقتضاى اصل است، عمل نماید. ولى اگر بین ثبوت هلال و عدم علم به ثبوت آن اختلاف داشته باشند، به این صورت که بعضى از آنها مدعى رؤیت هلال باشند و بعضى دیگر مدعى عدم مشاهده آن، قول کسانى که مدعى رؤیت هلال هستند، در صورت عادل بودن، حجت شرعى براى مکلّف است و باید از آن متابعت کند، و همچنین اگر حاکم شرعى حکم به ثبوت هلال نماید، حکم وى حجت شرعى براى همه مکلفین است و باید از آن پیروى کنند.

س 842: اگر شخصى هلال ماه را ببیند و بداند که رؤیت هلال براى حاکم شرع شهر او به هر علتى ممکن نیست، آیا او مکلّف است که رؤیت هلال را به حاکم اطلاع دهد؟

ج: اعلام بر او واجب نیست مگر آنکه ترک آن مفسده داشته باشد.

س 843: همانگونه که مى‏دانید اکثر فقهاى بزرگوار پنج راه براى ثبوت اول ماه شوال در رساله‏هاى عملیه خود بیان کرده‏اند که ثبوت نزد حاکم شرع در ضمن آنها نیست، بنا بر این چگونه بیشتر مؤمنین به مجرد ثبوت اول ماه شوال نزد مراجع، روزه خود را افطار مى‏کنند؟ شخصى که از این راه اطمینان به ثبوت هلال پیدا نمى‏کند، چه تکلیفى دارد؟

ج: تا حاکم حکم به رؤیت هلال نکرده، مجرد ثبوت هلال نزد او، براى تبعیّت دیگران از وى کافى نیست، مگر آنکه اطمینان به ثبوت هلال حاصل نمایند.

س 844: اگر ولى امر مسلمین حکم نماید که فردا عید است و رادیو و تلویزیون اعلام کنند که هلال در چند شهر دیده شده است، آیا عید براى تمامى نواحى کشور ثابت مى‏شود یا فقط براى شهرهایى که ماه در آنها دیده شده و شهرهاى هم افق با آنها، ثابت مى‏گردد؟

ج: اگر حکم حاکم شامل همه کشور باشد، حکم او شرعاً براى همه شهرها معتبر است.

س 845: آیا کوچکى هلال و باریک بودن و اتصاف آن به خصوصیات هلال شب اول، دلیل بر این محسوب مى‏شود که شب قبل شب اول ماه نبوده، بلکه شب سى‏ام ماه قبلى بوده است؟ اگر عید براى شخصى ثابت شود و از این راه یقین پیدا کند که روز قبل عید نبوده، آیا قضاى روزه روز سى‏ام ماه رمضان را باید به جا آورد؟

ج: مجرد کوچکى و پائین بودن هلال یا بزرگى و بالا بودن و یا پهن یا باریک بودن آن دلیل شرعى شب اول یا دوم بودن نیست، ولى اگر مکلّف از آن علم به چیزى پیدا کند باید به مقتضاى علم خود در این زمینه عمل نماید.

س 846: آیا استناد به شبى که در آن ماه به‌صورت قرص کامل است (شب چهاردهم) و اعتبار آن به عنوان دلیل براى محاسبه اول ماه جایز است تا از این راه وضعیت یوم الشک معلوم شود که مثلاً روز سى ام ماه رمضان است و احکام روز ماه رمضان بر آن مترتب شود، مثلاً بر کسى که این روز را بر اساس بیّنه روزه نگرفته، حکم به وجوب قضاى روزه شود و کسى هم که به دلیل استصحاب بقاى ماه رمضان روزه گرفته، برى‏ء الذمّه باشد؟

ج: امر مذکور حجت شرعى بر آنچه ذکر شد، نیست، ولى اگر مفید علم به چیزى براى مکلّف باشد، واجب است که طبق آن عمل نماید.

س 847: آیا استهلال در اول هر ماه واجب کفایى است یا احتیاط واجب؟

ج: استهلال فى‌نفسه واجب شرعى نیست.

س 848: آیا اول ماه مبارک رمضان و آخر آن با رؤیت هلال ثابت مى‏شود یا با تقویم، هرچند ماه شعبان سى روز نباشد؟

ج: اول یا آخر ماه رمضان با رؤیت شخص مکلّف یا با شهادت دو فرد عادل یا با شهرتى که مفید علم است یا با گذشت سى روز و یا به وسیله حکم حاکم ثابت مى‏شود.

س 849: اگر تبعیت از اعلام رؤیت هلال توسط یک دولت جایز شد، و آن اعلام معیارى علمى براى ثبوت هلال سرزمین‌هاى دیگر را تشکیل دهد، آیا اسلامى بودن آن حکومت شرط است، یا اینکه عمل به آن حتى اگر حکومت ظالم و فاجر هم باشد، ممکن است؟

ج: ملاک در این مورد، حصول اطمینان به رؤیت در منطقه‏اى است که نسبت به مکلّف کافى محسوب مى‏شود.

س 850: خواهشمند است نظر مبارک خود را در خصوص اعتکاف در مساجد (جامع و غیر جامع) غیر از مساجد اربعه بیان فرمایید.

ج: رجائاً اشکال ندارد.


س 731: دخترى که به سن تکلیف رسیده، ولى به علت ضعف جسمانى توانایى روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمى‏تواند قضاى آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا مى‏رسد، چه حکمى دارد؟

ناتوانى از گرفتن روزه و قضاى آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضاى روزه نمى‏شود، بلکه قضاى روزه‏هاى ماه رمضان که از او فوت شده، بر وى واجب است.

س 732: دخترانى که تازه به سن تکلیف رسیده‏اند و روزه گرفتن بر آنها مقدارى مشکل است، چه حکمى دارند؟ آیا سن بلوغ شرعى دختران اکمال نه سال قمرى است؟

ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعى دختران همان تکمیل نه سال قمرى است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضى از عذرها جایز نیست، ولى اگر روزه گرفتن براى ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار براى آنها جایز است.

س 733: من زمان دقیق رسیدن به سن تکلیف خود را نمى‏دانم، از جناب عالى خواهشمندم بیان فرمایید که از چه زمانى قضاى نماز و روزه بر من واجب است؟

ج: فقط قضاى آن مقدار از نمازها و روزه‏ها که یقین به فوت آن بعد از رسیدن به سن قطعى تکلیف شرعى دارید، بر شما واجب است.

س 734: اگر دختر نه ساله‏اى که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشوارى، روزه‏اش را افطار نماید، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ج: قضاى روزه‏هایى که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س 735: اگر فردى به خاطر عذرى قوى، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولى بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفّاره چه حکمى دارد؟

ج: اگر افطار عمدى روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وى باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفّاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایى داشته باشد، کفّاره واجب نیست، ولى قضا بر او واجب است.

س 736: شخصى مشغول انجام خدمت سربازى است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمى‏تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد، و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، اگر پس از پایان دوره خدمت سربازى بخواهد روزه این دو ماه را قضا نماید، آیا کفّاره هم بر او واجب است یا خیر؟

ج: کسى که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضاى آن بر او واجب است و کفّاره تأخیر واجب نیست.

س 737: اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسى نماید، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسى نموده است، آیا قضاى آن واجب است؟

ج: اگر غسل ارتماسى بر اثر فراموشى و غفلت از روزه دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضاى روزه‏اش بر او واجب نیست.

س 738: اگر شخصى بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولى در راه به خاطر پیشامد حادثه‏اى نتواند در زمان معیّن به مقصد برسد، آیا روزه او اشکال دارد و آیا کفّاره بر او واجب است یا فقط قضاى روزه آن روز را باید به جا آورد؟

ج: روزه‏اش در سفر صحیح نیست و بر او فقط قضاى روزه آن روزى که پیش از ظهر به محل اقامتش نرسیده، واجب است و کفّاره‏اى هم ندارد.

س 739: اگر هواپیما در ارتفاع بالا و مسیر طولانى در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپیما براى حفظ تعادل خود هر بیست دقیقه احتیاج به نوشیدن آب دارند، در این صورت آیا در ماه مبارک رمضان، کفّاره و قضاى روزه بر آنها واجب مى‏شود؟

ج: اگر روزه براى آنها ضرر داشته باشد، جایز است که با نوشیدن آب افطار نمایند و قضاى آن را بجا آورند و در این حالت کفّاره بر آنها واجب نیست.

س 740: اگر زن در ماه مبارک رمضان دو ساعت یا کمتر مانده به اذان مغرب حیض شود، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟

ج: روزه‏اش باطل است.

س 741: کسى که با پوشیدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصى) بدون اینکه بدنش خیس شود، در آب فرو رود، روزه‏اش چه حکمى دارد؟

ج: اگر لباس به سر او چسبیده باشد، صحّت‏ روزه‏اش محل اشکال است و بنا بر احتیاط وجوبى قضاى آن لازم است.

س 742: آیا مسافرت عمدى در ماه رمضان به قصد افطار و فرار از روزه گرفتن، جایز است؟

ج: مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، و در صورت مسافرت، ولو اینکه براى فرار از روزه باشد، افطار بر او واجب است.

س 743: شخصى که روزه واجب بر عهده‏اش است و قصد دارد که آن را بگیرد، ولى بر اثر پیشامدى نتواند روزه بگیرد مثلاً بعد از طلوع خورشید آماده مسافرت شد و به سفر رفت و بعد از ظهر برگشت و در بین راه هم مرتکب هیچ‌یک از مفطرات نشد، ولى وقت نیت روزه واجب از وى فوت شد، و آن روز هم از روزهایى است که روزه در آن مستحب است، آیا مى‏تواند نیت روزه مستحبى کند یا خیر؟

ج: اگر قضاى روزه ماه رمضان بر ذمّه‏اش باشد، نیت روزه مستحبى حتى بعد از فوت وقت نیت روزه واجب، از وى صحیح نیست.

س 744: من معتاد به سیگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش مى‏کنم که تندخو نباشم نمى‏توانم و همین باعث ناراحتى زیاد افراد خانواده‏ام شده است و خودم هم از وضعیت دشوارم رنج مى‏برم، تکلیف من چیست؟

ج: روزه ماه مبارک رمضان بر شما واجب است و بنا بر احتیاط واجب جایز نیست در حال روزه سیگار بکشید، و نباید بدون دلیل با دیگران تند برخورد کنید.

آیا روحانی پیرترین دولت پس از انقلاب را تشکیل می‌دهد؟/ سن وزرای کابینه هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد +جدول


گزارش ویژه مشرق/
برای دریافت پاسخ پرسش‌های مختلف درباره سن اعضای دولت‌های پس از جنگ، میانگین سنی آنها، شناختن پیرترین و جوان‌ترین وزیر پس از دفاع‌مقدس و میزان جوان‌گرایی در کابینه یازدهم، با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.
گروه سیاسی مشرق - جوان‌گرایی و گردش نخبگان در اداره کشور همواره دغدغه سیاستمداران کشور بوده و هست و پس از هر انتخابات ریاست جمهوری این مسأله بیش از پیش مورد توجه قرار می‌گیرد.

برخورداری از توان جوانی، توأم با تجربه، بی‌شک می‌تواند یک وزیر را در طول مسیر دشوار وزارت یاری کند تا تصمیمات صحیح را گام‌به‌گام پیش ببرد.

مسأله جوان‌گرایی تنها و تنها با گردش نخبگان در یک اجتماع فراهم می‌شود؛ یعنی کسانی که دوره‌ای در مسؤولیت اجرایی بوده و از تجربه مسؤولیت خود بهره برده‌اند در دوره‌های بعد وارد اتاق‌های فکر شده و جای خود را به نخبگان جوان‌تر بدهند تا هم پشتوانه تجربی یک نظام تقویت شود و هم انرژی و نشاط جوانی از دولت گرفته نشود.

در این گزارش با بررسی سن وزیران دولت‌های پس از دفاع مقدس به آمار و نتایج مهمی می‌رسیم که نشان می‌دهد دولت‌های پس از جنگ به مرور به‌سوی پیرتر شدن حرکت می‌کنند و این  موضوعی است که دولت "تدبیر و امید" باید برای حل آن تصمیمی جدی بگیرد.

بهترین جا برای تجلی شعار "تدبیر" شورایی متشکل از مشاوران مسن و باتجربه و وزرای دولت‌های سابق است و بهترین جا برای تجلی شعار "امید" دولت یازدهم، کابینه قوه مجریه است که نیاز به توان بالای اجرایی و تحرک و نشاط بالا دارد که این عنصر، همواره طی سال‌های اخیر مورد تأکید مقام معظم رهبری نیز بوده است.

استفاده از مدیرانی که انرژی و ریسک‌پذیری جوانی را دارند و البته دارای تجربه‌های مدیریتی نیز هستند می‌تواند این معضل را حل کند؛ البته در این راه استفاده از بدنه دانشگاه‌ها نیز کمک بسیاری به رئیس دولت یازدهم خواهد کرد.

در ادامه نتیجه بررسی سن وزرای شش کابینه پس از دفاع مقدس می‌آید. در این آمار سن وزرا در ابتدای تصدی پست وزارت آورده‌شده و البته آمار دقیقی از سن برخی وزرا وجود ندارد که در گرفتن میانگین سن اعضای کابینه این مسأله در نظر گرفته‌شده و این افراد در گرفتن میانگین محاسبه نشده‌اند.



کابینه اول دولت هاشمی رفسنجانی

ردیف

وزیر

وزارتخانه

سن در زمان مسؤولیت

1

خاتمی

ارشاد

47

2

زنگنه

نیرو

37

3

ترکان

دفاع

37

4

معین

علوم

38

5

آقازاده

نفت

41

6

غرضی

پست

48

7

نوری

کشور

40

8

کمالی

کار

36

9

سعیدی کیا

راه

43

10

فروزش

جهاد

37

11

نژاد حسینیان

صنایع سنگین

43

12

نعمت زاده

صنایع

42

13

ولایتی

 امور خارجه

44

14

شوشتری

 دادگستری

40

15

نوربخش

اقتصاد

41

16

کلانتری

 کشاورزی

37

17

فاضل

بهداشت

50

18

نجفی

آموزش‌وپرورش

38

19

فلاحیان

اطلاعات

40

20

محلوجی

معادن

42

21

وهاجی

بازرگانی

-

22

کاروزنی

مسکن

43

میانگین سن وزیران دولت پنجم: 41 سال


در کابینه اول هاشمی رفسنجانی سید محمد فاضل ( وزیر بهداشت ) با 50 سال و سید محمد غرضی (وزیر پست و تلگراف و تلفن) با 48 سال سن در زمان تصدی پست وزارت بیشترین سن را داشته اند.

در این میان زنگنه ( وزیر نیرو)، کلانتری ( وزیر کشاورزی) فروزش (وزیر دفاع) و ترکان ( وزیر دفاع) با 38 سال سن جوانترین وزیران دولت پنجم محسوب می شدند.



کابینه دوم دولت هاشمی رفسنجانی

ردیف

وزیر

وزارتخانه

سن در زمان مسؤولیت

1

میرسلیم

ارشاد

46

2

زنگنه

نیرو

41

3

فروزنده

دفاع

-

4

گلپایگانی

علوم

-

5

آقازاده

نفت

45

6

غرضی

پست

52

7

بشارتی

کشور

49

8

کمالی

کار

40

9

ترکان

راه

41

10

فروزش

جهاد

41

11

نژادحسینیان

صنایع سنگین

47

12

نعمت زاده

صنایع

46

13

ولایتی

 امورخارجه

48

14

شوشتری

 دادگستری

44

15

محمدخان

اقتصاد

48

16

کلانتری

 کشاورزی

41

17

مرندی

بهداشت

54

18

نجفی

آموزش‌وپرورش

42

19

فلاحیان

اطلاعات

44

20

محلوجی

معادن

46

21

آل‌اسحاق

بازرگانی

44

22

آخوندی

مسکن

36

میانگین سن وزیران دولت ششم: 44 سال


در کابینه دوم دولت هاشمی مرندی ( وزیر بهداشت) با 54 سال مسن ترین و آخوندی ( وزیر مسکن) با 36 سال سن جایگاه جوانترین وزیر را به خود اختصاص داده اند.



کابینه اول دولت سید محمد خاتمی

ردیف

وزیر

وزارتخانه

سن در زمان مسؤولیت

1

مسجدجامعی

ارشاد

41

2

بیطرف

نیرو

41

3

شمخانی

دفاع

42

4

معین

آموزش عالی

46

5

زنگنه

نفت

45

6

عارف

ارتباطات

46

7

موسوی لاری

کشور

43

8

کمالی

کارواموراجتماعی

44

9

حجتی

راه و ترابری

42

10

سعیدی کیا

 جهادکشاورزی

51

11

جهانگیری

صنایع و معادن

40

12

شریعتمداری

بازرگانی

37

13

خرازی

 امور خارجه

53

14

شوشتری

 دادگستری

48

15

نمازی

اقتصاد

53

16

حاجی

تعاون

49

17

فرهادی

بهداشت

48

18

مظفر

آموزش‌وپرورش

45

19

یونسی

اطلاعات

46

20

عبدالعلی زاده

مسکن

43

میانگین سن وزیران دولت هفتم: 45 سال


در دولت اول خاتمی هم روند پیر شدن میانگین سنی کابینه ادامه داشت. نمازی (وزیر اقتصاد) و کمال خرازی ( وزیر امورخارجه) با 53 سال سن پیرترین اعضای کابینه بودند.

شریعتمداری ( وزیر بازرگانی) نیز با 37 سال سن جوان ترین وزیر کابینه محسوب می شد.


کابینه دوم دولت سید محمد خاتمی

ردیف

وزیر

وزارتخانه

سن در زمان مسؤولیت

1

مسجدجامعی

ارشاد

45

2

بیطرف

نیرو

45

3

شمخانی

دفاع

46

4

معین

علوم

50

5

زنگنه

نفت

49

6

معتمدی

ارتباطات

49

7

موسوی لاری

کشور

47

8

خالقی

کار

-

9

رحمتی

راه

43

10

حجتی

 کشاورزی

46

11

جهانگیری

صنایع و معادن

44

12

شریعتمداری

بازرگانی

41

13

خرازی

 امورخارجه

57

14

شوشتری

 دادگستری

52

15

مظاهری

اقتصاد

48

16

صوفی

تعاون

-

17

پزشکیان

بهداشت

47

18

حاجی

آموزش‌وپرورش

53

19

یونسی

اطلاعات

50

20

عبدالعلی زاده

مسکن

47

21

شریف زادگان

رفاه

-

میانگین سن وزیران دولت هشتم: 47 سال


در کابینه دوم خاتمی نیز خرازی با 57 سال سن رکورد پیرترین وزیر را به خود اختصاص داد و شریعتمداری که در آن زمان 41 سال سن داشت همچنان جوان‌ترین وزیر کابینه بود. دولت دوم خاتمی دیگر خبری از وزیر زیر 40 سال نبود.



کابینه اول دولت محمود احمدی نژاد

ردیف

وزیر

وزارتخانه

سن در زمان مسؤولیت

1

صفارهرندی

ارشاد

52

2

فتاح

نیرو

44

3

محمدنجار

دفاع

49

4

زاهدی

علوم

52

5

وزیری هامانه

نفت

60

6

سلیمانی

ارتباطات

51

7

پورمحمدی

کشور

46

8

جهرمی

کار

47

9

رحمتی

راه

47

10

اسکندری

 جهادکشاورزی

54

11

طهماسبی

صنایع و معادن

44

12

میرکاظمی

بازرگانی

45

13

متکی

 امور خارجه

52

14

کریمی راد

 دادگستری

49

15

دانش جعفری

اقتصاد

51

16

اردکانی

تعاون

-

17

لنکرانی

بهداشت

40

18

فرشیدی

آموزش و پرورش

54

19

اژه ای

اطلاعات

49

20

سعیدی کیا

مسکن

59

21

کاظمی

رفاه

47

میانگین سن وزیران دولت نهم: 49 سال


در کابینه اول محمود احمدی نژاد میانگین سن وزرا به 49 سال رسید. وزیری هامانه ( وزیر نفت) در آستانه 60 سالگی پیرترین وزیر دولت نهم بود. البته سعیدی کیا که تصدی وزارت مسکن را به عهده داشت نیز با 59 سال شانه به شانه وی حرکت می کرد.

کامران باقری لنکرانی ( وزیر بهداشت) با 40 سال سن جوان ترین وزیر کابینه بود تا هرچند ناچیز بتواند موضوع جوان گرایی در دولت را مورد توجه قرار دهد.



کابینه دوم دولت محمود احمدی نژاد

ردیف

وزیر

وزارتخانه

سن در زمان مسؤولیت

1

حسینی

ارشاد

48

2

نامجو

نیرو

47

3

وحیدی

دفاع

51

4

دانشجو

علوم

52

5

میرکاظمی

نفت

49

6

تقی پور

ارتباطات

52

7

محمد نجار

کشور

53

8

شیخ الاسلام

کار

42

9

بهبهانی

راه

69

10

خلیلیان

 جهادکشاورزی

50

11

محرابیان

صنایع و معادن

35

12

غضنفری

بازرگانی

49

13

متکی

 امورخارجه

56

14

بختیاری

 دادگستری

57

15

شمس‌الدینحسینی

اقتصاد

42

16

عباسی

تعاون

51

17

وحیددستجردی

بهداشت

50

18

حاجی بابایی

آموزش‌وپرورش

50

19

مصلحی

اطلاعات

52

20

نیکزاد

مسکن

44

21

محصولی

رفاه

50

میانگین سن وزیران دولت دهم: 50 سال

 

بهبهانی (وزیر راه و ترابری) با 69 سال سن توانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد.

علی‌اکبر محرابیان ( وزیر صنایع و معادن) پس از هشت سال دوباره زمینه‌ساز بازگشت 30ساله‌ها به دولت شد. وی در ابتدای دوران تصدی مسؤولیت خود 35 سال داشت اما این جوان نیز نتواست جلوی بالا رفتن میانگین سنی اعضای کابینه از مرز 50 سال را بگیرد.


جوان‌ترین و پیرترین وزیر پس از جنگ در کدام دولت بوده‌اند؟

دولت دوم احمدی نژاد در مسأله سن اعضای کابینه از چند نظر رکورددار است. دولت احمدی‌نژاد با میانگین 50 سال سن اعضای کابینه، پیرترین دولت پس از دفاع مقدس محسوب می‌شود.

دولت دهم با حضور بهبهانی که 69 سال سن داشت و البته به پایان دوران وزارت هم نرسید (و با استیضاح مجلس برکنار شد) رکورد پیرترین وزیر پس از جنگ را از آن خود کرد.

آخرین رکورد نیز مربوط به جوان‌ترین وزیر کابینه است. محمود احمدی‌نژاد با معرفی محرابیان با 35 سال سن به مجلس و گرفتن رأی اعتماد برای او جوان‌ترین وزیر پس از جنگ را بر سر کار آورد و همه رکوردها در حوزه سن اعضای کابینه را از آن دولت خود کرد.


کابینه یازدهم؛ آیا جوان‌ها می‌آیند یا...

دولت یازدهم اما راه دشواری پیش روی خود دارد. حدود 35 سال از انقلاب می‌گذرد و بسیاری از مدیران دوران سازندگی که در آن زمان در دهه سوم عمر خود به سر می‌بردند بعضاً اکنون وارد دهه ششم و هفتم زندگی خود شده‌اند.

این موضوع کار دکتر روحانی را سخت می‌کند به‌ویژه اگر بدانیم که بسیاری از کسانی که احتمال تصدی پست وزارت در دولت یازدهم برای آنها می‌رود از وزیران سابق دولت‌های اول و دوم هاشمی و بعضاً دولت اول اصلاحات هستند.

در ادامه بدون هیچ‌گونه گمانه‌زنی، تنها به بررسی تعدادی از افرادی که هم‌اکنون در کنار دولت "تدبیر و امید" حضور دارند می‌پردازیم و میانگین سنی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.


نام

سابقه وزرات در دولت‌های پس از دفاع مقدس

میزان سن فعلی

نامدار زنگنه

نیرو - نفت

71 سال

نعمت‌زاده

وزیر صنایع

66 سال

اکبر ترکان

دفاع - راه و ترابری

61 سال

حسن کمالی

کار

70 سال

علی یونسی

اطلاعات

62 سال

کمال خرازی

امورخارجه

69 سال

شوشتری

دادگستری

64 سال

اسحاق‌جهانگیری

صنایع و معادن

56 سال

دریادار شمخانی

دفاع

58 سال

موسوی‌لاری

کشور

59 سال

محمد‌شریعتمداری

بازرگانی

53 سال

محمدرضا عارف

ارتباطات معاول اولی

62 سال

مسعود پزشکیان

بهداشت

59 سال

عبدالعلی زاده

مسکن

55 سال

آخوندی

مسکن

56 سال

سعیدی‌کیا

مسکن - راه- جهادکشاورزی

67 سال

محمدعلی نجفی

آموزش و پرورش

62 سال

حبیب‌الله بیطرف

نیرو

57 سال

میانگین سنی: 61 سال

حال باید دید حسن روحانی با این حلقه مشاوران و نزدیکان که خواه‌ناخواه گمانه‌زنی‌هایی درباره حضور آنها در کابینه یازدهم وجود دارد چه می‌کند.

آیا حسن روحانی می تواند برای اولین بار میانگین سنی اعضای کابینه را که دولت به دولت در بالاتر رفته است کاهش داده یا حداقل ثابت نگه دارد؟

اینها همه پرسش‌هایی است رئیس‌جمهور منتخب ملت ایران باید در روز معرفی کابینه به مجلس پاسخ شفافی به آن بدهد و نشان دهد که به شعار گردش نخبگان و جوانگرایی پایبند خواهد ماند یا سرنوشت قرار است دولت آینده را مسن ترین دولت در طول انقلاب به عنوان رکورددار ثبت کند.