دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

نقش نماز­­ در مقابله با جنگ نرم ­

چکیده

اگر در عرصه بیداری اسلامی عصر حاضر، دشمنانی در کمین نشسته باشند و دررویارویی با آن نیرنگ هایی به کار گیرند، نه تنها جای نگرانی نیست بلکه امرمنطقی است که برخورد حق و باطل و نبرد میان خیر و شر مقتضی آن است. این همان سنتی است که خداوند متعال، هستی را بر آن بنیاد نهاده است. «و کذالک جعلنا لکل نبی عدواً من المجرمین»[1] و خداوند تبارک و تعالی در مورد دشمنان امت اسلامی این گونه می فرماید:«و لایزالون یقاتلونکم حتی یردکم عن دینکم ان استطاعوا»[2].

خداوند در تحلیل روش شناسی و رفتار شناسی دشمنان اسلام و توحید، به این نکته توجه می دهد که دشمنان اسلام، به سبب هم دلی و همانندی در فکر و اندیشه،یکسان و همانند عمل می کنند.[3]

تهدید و جنگ همواره در طول تاریخ وجود داشته است. چنان که می توان بامطالعه اجمالی تاریخ بشر و انبیاء الهی در یافت که دشمنان بشریت و دشمنان انبیاتلاش کرده اند مخاطبان انبیاء را در غفلت، جهل و برداشت های نادرست نگهداشته و با تحریف واقعیت ها، شایعه سازی و... اهداف شیطانی خود را بر جوامع حاکم کنند. شایعه سازی، دروغ پراکنی،دور نگه داشتن جوامع از مذهب و دین،لطمه وارد ساختن به اعتقادات مردم و سایر موارد از جمله موضوعاتی است که رویکرد سران اردوگاه قطام سلطه علیه جوامع بشری به تهدید و جنگ نرم رانشان می دهد.

به همین دلیل است که مقام معظم رهبری در یک راهبرد بلندمدت از مفاهیم« تهاجم فرهنگی » 1370،« ناتوی فرهنگی» 1385 و « جنگ نرم»1388 به عنوان دغدغه های اصلی کشور یاد می کنند.


مقدمه:

با نگاهی به جریان شناسی جنگ نرم می توان گفت که این شیوه ی جنگی، ازدیرباز مورد استفاده قرار گرفته و همواره از سوی انسان ها در جنگ ها به عنوان یک ساز و کار موثر مورد توجه بوده است. اصولاً بهره گیری از هر ابزاری درجنگ نرم بر این پایه و محور قرار می گیرد که بر اندیشه و احساسات مخاطب تاثیر گذاشته و او را مرعوب خود می سازد و بی آنکه واکنشی از خود نشان دهد،تسلیم دشمن شده و یا در مسیر خواسته های او گام بردارد. دشمن در جنگ نرم تلاش می کند تا با استفاده از ابزار های فرهنگی و ارتباطی پیشرفته و با شایعه ودروغ پراکنی و ایجاد بد بینی اختلاف ایجاد کند. « مقام معظم رهبری».

آموزه های قرآنی نیز به جنگ نرم در حوزه دشمن شناسی و مقابله با دشمن توجه داشته است. به این معنا که اگر دشمن برخی از ساز و کارهای جنگ روانی را درجنگ نرم به کار می گیرد، جامعه اسلامی نیز در دفاع و مقابله با دشمن می بایست از همه ی امکانات بهره گیرد و در جنگ نرم، به حکم مقابله به مثل« فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم و اتقوالله و اعلموا ان الله مع المتقین» عمل نماید.[4]

البته دراین آیه وآیات دیگر براین مهم توجه وتا کید شده است که مومنان به حکم تقوای الهی از هر گونه رفتارهای ضد اخلاقی و عقلانی که هنجار ها و ارزشهای سیاسی بشریت را تضعیف می کند یا از میان بر می دارد باید پرهیز کنند. بنابراین خطوط قرمز ها و محدودیت هایی را برای این مقابله به مثل در همه ی حوزه هاازجمله جنگ نرم معین کرده است که مومنان نمی توانند از آن مرز ها گذر کنند وهمانند دشمنان خدا ودین، عمل نمایند. یکی از روش های جنگ نرم، بازی باارزش های جامعه با ایمان و ارتداد نسبت به آن است. برخی از دشمنان، کافران ومنافقان، با بهره گیری از این شیوه می کوشند تا تردید و دودلی را در جامعه بیفکنند. از این رو گاه با ابزار ایمان و همدلی و همراهی ظاهری با مسئولان ومردم، و سپس اظهار کفر و بی ایمانی نسبت به آن می کوشند تا مردم را دچارتردید نسبت به آموزه ها، ارزش ها و باورهای خود کنند.

بازی با ایمان از طریق ارتداد از مهم ترین روش هایی است که دشمنان برای تخریب روحیه مؤمنان از آن بهره می گیرند. در جهان امروز نیز این شیوه بارهااز سوی دشمنان مورد استفاده قرار گرفته است. دشمنان حتی کوشیدند تا برای تأثیر گذاری بیشتر، مدت زمانی را در ظاهر ایمانی به سر برند و سپس با نفوذ درلایه های اجتماعی و وجیه الملة شدن، توانستند با بازگشت و ارتداد خود ضربه های استواری به ایمان اشخاص سست ایمان وارد آورند.

نقش ایمان در تأمین امنیت اجتماعی

بدون شک امنیت اجتماعی، در تمامی جوامع بشری همواره از سوی کسانی تهدید شده و مختل گردیده است که شخصیت فردی آنها بنابه علل گوناگون از جمله جنگ نرم دستخوش تغییر گردیده و در نتیجه کرامت نفس خود را از دست داده اند. چنین افرادی دیگر عزت و کرامتی برای خود و جامعه قائل نبوده و از دست زدن به انواع و اقسام بزهکاری ها و جرم و جنایت اجتماعی ابایی نداشته و به همین دلیل جامعه نیز از شر آنها ابمن نخواهد بود. همچنین که در سخن حکیمانه ای که ازپیشوای دهم شیعیان امام هادی علیه السلام نقل شده، می خوانیم:« من هانت علیه نفسه فلا تأمن شره».[5]

و اما نقطه مقابل این مسئله یعنی« ذلت نفس»،« کرامت نفس و احساس عزت نمودن» است که آدمی را از هر گونه گناه فردی و اجتماعی مصون می دارد.

همانگونه که امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه.

آن کس که بزرگی و کرامت نفس خود را باور دارد هرگز با پلیدی گناه، پست ومدهوش نمی کند.[6]

از آنچه گفته شد، این نتیجه حاصل می شود که برای برقراری« امنیت اجتماعی»یکی از راه های اساسی و مهم ، آن است که عوامل عزت آفرین و کرامت بخش راشناسایی و تقویت نموده تا افراد جامعه با تمسک و عمل به آنها از چنان کرامت نفسی برخوردار شوند که ارتکاب گناه حتی در خلوت و پنهانی برای آنها امری دشوار و هراسناک جلوه می کند و بدین ترتیب انسانی که از چنین« تربیت الهی» برخوردار شود هرگز نه در عرصه زندگی و نه در عرصه زندگی اجتماعی تهدیدی برای خود و جامعه نخواهد بود و در این راه یعنی مسیر کرامت بخشی به نفس انسان ها، بدون شک، یکی از مهم ترین عوامل عوامل وراهکارهای قابل توجه که در عین حال هیچ گونه هزینه ای در بر ندارد؛ امرمقدس و عظیم« نماز» می باشد. چرا که نماز در واقع حلقه اتصال انسان با وجودی عظیم الشأن و بی نهایت است که یکی از مهم ترین اسامی و صفات او «کریم» است و کسی است که به مصداق آیه ی شریفه « فان العزة لله جمیعا تمامی عزت از آن خداست.» دارنده تمامی مراتب عزت می باشد و یقیناً انسانی که با اوسر و کار پیدا کرد رنگ و بوی خدایی به خود می گیرد و کریم می گردد وعزیز می شود و چون چنین شد هرگز نفس کریم و عزیز خود را با خود را با گناه نمی آلاید و جامعه از جانب او در امن و آسایش قرار خواهد داشت.

از سوی دیگر خداوند منان در سوره ی مبارکه ی عنکبوت آیه ی 45، یکی از مهم ترین آثار نماز را دور نمودن نماز گزار از فساد و فحشاء معرفی می نماید.[7]

در نتیجه انسان نماز گزار فردی است که گرد گناه نمی گردد، چرا که صبح و شام با خدای خود در راز و نیازی عاشقانه بوده و حضور او را مستمراً درک می نماید و چنانچه صحنه گناه پیش آید، پا پس کشیده و مرتکب گناه می گردد زیرا خداوند را حاضر و ناظر می داند. نگاهی هر چند گذرا به تاریخچه بزهکاران اجتماعی وآنان که امنیت اجتماعی را به نحوی از انحاء مختل نموده اند، به خوبی این نکته را ثابت می کند که اکثر قریب به اتفاق آنان، کسانی بوده اند که با نماز و مسجد ارتباطی نداشته و به این دو عنصر انسان ساز علاقه ای نشان نداده اند. حال آنکه در میان کسانی که در طول حیات خود، بیشترین تعهد و مسئولیت را نسبت به جان، مال و ناموس دیگران داشته اند همواره نام نمازگزاران و مقیدین به نماز از درخشندگی ویژه ای برخوردار بوده است؛ زیرا نمازگزار می داند که نماز با گناه سازگاری نداشته و اصولاً نمازی که در کنار آن به نوعی گناه باشد نماز نیست.

آری، نماز بنا به تصریح آیه شریفه فوق، انسان را از غیبت، دروغ، سرقت، قتل نفس، تجاوز به حریم خصوصی دیگران، ربا خواری، زنا، چشم چرانی، تهمت، قمار، شرب خمر و هر آنچه از اعمال که به نوعی منجر به تجاوز حقوق دیگران و در نتیجه اختلال در امنیت اجتماعی می گردد بر حذر می دارد و آیا فقدان امنیت اجتماعی در جوامع بشری به غیر از این امور و امثالهم سرچشمه ای دارد؟ ومگر اهداف جنگ نرمی که دشمنان علیه این حکومت و این مردم به راه انداخته اند به جز اینها چیز دیگری می تواند باشد؟ و مگر تمامی هم و غم متولیان ایجاد امنیت و تئوری پردازان اجتماعی، دست یافتن به راه حل عملی و کارا برای ازبین بردن ناامنی و ریشه کن کردن عوامل آن نمی باشد؟ پس چرا باید از سهل ترین و در دسترس ترین و فی الواقع ارزان ترین راه حل این موضوع یعنی نماز غافل باشیم؟ و درست به همین خاطر است که معتقدیم برای بر قراری امنیت اجتماعی و مقابله با جنگ نرم موجود بهترین و مهم ترین راه، اصلاح و بهینه سازی رابطه بین انسان و خداوند و تلاش در جهت آشنا کردن انسان ها با خالق خویش است که این امر نیز جز از طریق اقامه نماز،البته با توجه به تمامی شرایط صحت و قبول آن ممکن نخواهد بود.

می دانیم که از ویژگی های جنگ نرم تغییر باورها و ارزش های اسلامی یک جامعه می باشد و با تغییر باورهای اسلامی جامعه، قالب های تفکر و اندیشه دگر گون شده و مدل های رفتاری جدیدی شکل می گیرد. جنگ نرم نماد سازاست. نماد سازی با بهره گیری ازنمادهای تاریخی و گذشته برای ارائه و نمایش تصویری مطلوب از خود، یک ویژگی بر جسته از جنگ نرم است. در این جنگ تلاش می شود تصویری شکست خورده، نا امید و مأیوس از حریف ارائه شده و در مقابل مهاجم با نماد سازی و تصویرسازی خود را پیروز و موفق نشان می دهد و این گونه است که قدرت تفکر، خودباوری، خلاقیت و خود شکوفایی از جامعه گرفته شده و آن زمان است که دشمن به راحتی به تمامی اهداف خود دست پیداخواهد کرد.

تأثیر نماز بر خود شکوفایی

« خود شکوفایی» در مفهوم عمده و کلاسیک خود، نخستین بار توسط « کورت گلد اشتاین» روانپزشک آلمانی (1978-1965) مورد بحث و بررسی قرار گرفت. او خود شکوفایی را به صورت توانایی ذاتی نیرومند موجود در هر فرد تعریف نمود که موجب شکوفا شدن استعدادهای مثبت او می گردد.[8]گلد اشتاین معتقد بود، برای آنکه انسان به موفقیت های بزرگ دست یابد، باید به محیط اطراف و زندگی خود به بهترین نحو ممکن، کنار بیاید و چنانچه محیط و زندگی، هر روز ضربه سنگین تری بر پیکره انسان وارد نماید، انسان باید در بهبود روش مقابله خود با این قبیل مشکلات و درک و فعال نمودن همه استعداد خود سعی نماید تا بدین ترتیب به مرزهای خود شکوفایی نزدیک گردد.

در این مورد، روانشناس دیگری به نام « کارل راجرز» ( 1902-1987) نشان داده است انسان هایی که فرمان دادن به خود[9] را پیدا کنند و در حقیقت بتوانند به طور کامل افکار و اعمال خود را کنترل نمایند به خود شکوفایی که والاترین درجه انسانیت است، نائل خواهد شد.

از دیگر معتقدان به نظریه خود شکوفایی که آن را با مفاهیم عالی عجین کرده است و به اوج قدرت رسانید « آبراهام مزلو» ( 1908-1970) است. مزدو خود شکوفایی را بالاترین و برترین نیاز انسان می داند که آن را پس از ارضای نیازهای پائین تر انسان از جمله نیازهای جسمی، نیازهای ایمنی، تعلق و محبت، نیاز به احترام قرار داد. او نیازهای عالی افراد خود شکوفا را فهرست کرده و آنهارا« فرا نیاز» نام می نهد. از جمله این فرا نیازها می توان به حقیقت، قاطعیت، یگانگی و تمامیت، فرار از دو گانگی، سرزندگی و شادابی، یکتایی، کمال، نظم، عدالت، سادگی، استغنا، جامعیت و ... اشاره نمود.

حال اگر با این دیدگاه که« نماز کامل ترین پاسخ برای عالی ترین نیازها» است سراغ نظریات روانشناسان انسان گرا برویم، متوجه خواهیم شد که چگونه مفاهیم متعالی نماز در بر گیرنده تمامی موضوعات مطرح شده در این نوع روانشناسی است.

به عنوان مثال، اگر بدانیم که نماز چگونه به انسان احساس امنیت روان داده و توانایی مقابله در برابر استرس ها را فزونی می بخشد، متوجه می شویم که نماز در بر گیرنده ی آن قسمت از نظریات گلد اشتاین است که بهبود روش های مقابله با مشکلات را شرط لازم برای نزدیک شدن به مفهوم خود شکوفائی می دانست و یا اگر نظریه کارل راجرز پیرامون توانائی فرمان دادن به خود را با توانایی که شخص نمازگزار به مدد نماز در کنترل نفسانیات خود پیدا می کند مقایسه نماییم، تصدیق خواهیم کرد که همه تعالیم نظریه روانشناسی انسان گرا را می توان در نماز پیدا کرد.

حقیقت، قاطعیت، نیکی، یگانگی و تمامیت و سایر فرا نیازهای دیگر، همگی در آموزش های نماز حضور زنده و محسوس داشته و اگر هر کس برای وصول به هر یک از آنها به نماز نزدیک شود، به فراخور حال خود، پاسخی عالی تر از حد تصور دریافت می کند. نماز تکرار شکوهمند درس خود شکوفایی در پیشگاه مبدأآفرینش است.

سلامت در پناه معصومیت

یکی از زیباترین جلوه های ارتباط عاشقانه با خدا و اساسی ترین راه های سیر سلوک، نماز، داروی نسیان و وسیله ذکر خداوند است. نمازگزار هیچگاه چشمش را به چیزهای حرام آلوده نمی کند و نمی گذاردهوس های زودگذر و وسوسه های شیطانی روح و ذهنش را مشغول کند. در مقابل، دامن گیری مفاسد، جاذبه های آلوده موجود در جامعه، زلف ها و بدن های عریان، صحنه های بد آموز و محرک و... چنان پرده ای بر دل های افراد بی نماز می کشند که آنان را توان مشاهده و ارتباط با ظرایف و لطایف و معنویت نیست. در جهان امروز که لجام گسیختگی فرهنگی و جنگ نرم به طور فزاینده ای سلامت و امنیت بسیاری از جوامع را به مخاطره انداخته است و همه روزه شاهد طغیان و عصیان گروه های مختلف مردم به ویژه نوجوانان و جوانان هستیم؛ کیست کهفریاد رس این مردم باشد؟ آیا چیزی جز نماز و توکل و امدادهای غیبی خداوندی می تواند ناجی این افراد از منجلاب این گناهان عظیم شده و آنها را از سقوط به دره نیستی و فلاکت باز دارد؟

معانی بلند عبارات و الفاظ نماز

نمازگزار با گفتن « الله اکبر» ابهت همه ابر قدرت ها را می شکند و خط بطلان بر همه قدرت های طاغوتی، وسوسه های ابلیس و جاذبه های مادی می کشد.

با گفتن « بسم الله» به کار خود قداست و کرامت می دهد و در خود توکل و وابستگی به قدرت غیبی را ایجاد می کند و به دنیا اعلام می کند قدرتی که من به او پناه آورده ام، سرچشمه مهربانی ها است.

با گفتن « الحمد لله» خود را از اطاعت کردن و بله قربان گفتن به انسان های سفله و پست رها می کند.

با « رب العالمین» قدرت لا یزال خداوندی را بر تمام جهانیان حاکم می داند.

با « الرحمن الرحیم» تمام هستی را از آن خدا معرفی می کند.

باگفتن « مالک یوم الدین» مسیر و آینده را مشخص می کند و یاد روز سخت دادرسی را در دل زنده می کند.

سپس با درک عظمت خدا و رحمتش و ابراز نیازهای خویش می گوید:

«ایاک نعبد و ایاک نستعین» تنها مطیع امر تو هستیم نه غلام حلقه به گوش جباران و تنها از تو یاری می طلبیم.

باگفتن « اهدنا الصراط المستقیم» از خدا طلب هدایت می کند، چرا که با پیمودن این راه او به تمام هوس ها و افراط و تفریط ها و وسوسه های شیطانی پشت پا می زند.

با گفتن « صراط الذین انعمت علیهم» الگوها را مشخص می سازد.

با « غیر المغضوب علیهم و لا الضالین» به گروه های انحرافی که انسان های پاک را اغفال می کنند، هشدار می دهد.

با رکوع در برابر عظمت پروردگار، اظهار بندگی و اطاعت می کند و فروتنی و تواضع و خضوع خود را در برابر عظمت پروردگار نشان می دهد.

با سجده، تذلل و اظهار کوچکی و خاکساری را در برابر خدا نمایان می سازد.

ذکر مقدس « سبحان الله» که در تمام عبادت ها به چشم می خورد، حقیقتی را دربر دارد که ریشه در همه عقاید و تفکرات صحیح اسلامی دوانده است و زیربنای ارتباط انسان با خدا و صفات کمال اوست؛روح تعبد و مغز عبادت همان تسبیح است. توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد بر اساس تسبیح خداوند و منزه دانستن او از عیوب و کمبودهاست. توحید خالص جز با منزه دانستن پروردگار از شریک و شبیه و عیب و عجز محقق نمی شود.

بحث و نتیجه گیری

پذیرش و باور به اینکه دشمنان ملت ایران در شرایط کنونی به ابزار تهدید و جنگ نرم علیه ما روی آوردند قدم اول برخورد هوشمندانه در چنین عرصه ای است.

بدین معنا که دشمن شناسی و شناخت طرح ها، برنامه ها و شیوه های اعمال دشمنی آنها از راه های اساسی این مقابله است.

تمرکز بیش از پیش بر روحیه خود باوری و مبارزه با عوامل زمینه ساز خود باختگی به ویژه در زمینه توانایی های سیاسی – فرهنگی ملت ایران در سطح ملی، منطقه ای و جهانی در عرصه کارآمدی دین برای اداره جامعه، نقش الهام بخش انقلاب اسلامی و گسترش فرهنگ نماز و اعتلای هرچه بیشتر دین مبین اسلام در خنثی نمودن توطئه های دشمنان نیز از ضرورت های این مقابله و مواجهه است.

در صحنه پر غوغای زندگی امروز هزاران نگرانی وجود دارد، انسان در این دریای متلاطم درجستجوی پناهگاهی است که در مشکلات از روی استنداد جوید.

این پناهگاه جز خدا نمی تواند باشد. آری یاد اوست که دل را آرامش و جان را نور و صفا می دهد وتیرگی ها را از دل می زداید و چه پناهگاهی بهتر از او می توان یافت.

خداوند متعال برای سازندگی همه افراد مسلمان، عالی ترین برنامه یعنی نماز را مقرر داشت تا مسلمانان با اقامه صحیح آن خویش را ساخته و بدون تردید اگر برنامه ای کامل تر از نماز وجود داشت، خداوند به انجام آن دستور می داد.با توجه به مطالبی که گفته شد دریافتیم که برای برقراری امر مهم و حیاتی امنیت در دوبعد فردی و اجتماعی، قبل از هر چیز باید به شناخت عوامل ایجاد کننده آن پرداخت و در میان عوامل موجد امنیت امر نماز بنا به دلایل متعدد ذکر شده برترین عامل می باشد و لذا بر دست اندر کاران امر امنیت در جامعه، تبلیغ هر چه بیشتر نماز و تشویق به آن امری بسیار لازم و ضروری به شمار می رود.

سوی بتان کم نگر، تا نشوی کوردل کور شود از نظر، چشم سگ مسلخی

زلف بتان سلسله ست، جانب دوزخ کشد ظاهر او چون بهشت، باطن او دوزخی

لیک عنایات حق، هست طبق بر طبق کو برهاند زدام، گرچه اسیر فخی

دعاء و ختم

بارالها، پایان کارها را به سعادت مقرون فرما؛ و رشته معرفت و خدا خواهی را به دست ما بده؛ و دست تطاول دیو رجیم و شیطان را از قلب ما کوتاه فرما؛ و جزوه ای از آتش محبت خود در دل ما افکن تا جذبه ای حاصل آید؛ و خرمن خودی و خودپرستی ما را به نور نار عشقت بسوزان تا جز تو نبینیم و نخواهیم و جز سر کوی تو بار قلوب را نیندازیم.

محبوبا، اکنون که از تو دوریم و از جمال جمیلت مهجور، مگر آنکه دست کریمانه ات تصرفی کند و حجاب های ضخیم را از میان بردارد تا در بقیه عمر جبران ماسبق گردد. انک ولی النعم.

پیشنهادات

* لازم است به جهت تقویت حوزه اثر گذاری توسط رسانه های داخلی و حمایت از آنها از درون شروع کرد. در این صورت است که تلاش رسانه های بیگانه برای هدایت افکار عمومی و ایجاد جنگ نرم بی اثر خواهد ماند.

* باید راهکاری اتخاذ گردد تا همچون دیگر عرصه ها نیاز اطلاعاتی جامعه از داخل تأمین گردد تا افراد مجبور نباشند برای مرتفع ساختن آن به منابع دیگر رجوع نمایند.

* باید ترتیبی اتخاذ گردد تا افراد جامعه درک کنند اگر در رابطه با یک پدیده از سوی رسانه های بیگانه چند مؤلفه به صورت ظاهراً صحیح القاء می شود، مؤلفه های فراوان دیگری هم وجود دارد که در قالب این چند مؤلفه صحیح، به شکل غیر واقع و کذب به خوراک فکری مخاطبان تبدیل می شود. اگر قشر جوان ودانشجویان ما دریابند که مجموعه این مؤلفه ها لزوماً صادق نیست و در دل مؤلفه های درست، بسیاری از مؤلفه های کذب و غلط وجود دارد، از جذابیت ظاهری که از طریق القائات فکری و فرهنگی می توان بر افکار تأثیر بگذارد، کاسته می گردد و در این رابطه باید دائماً و پیوسته آگاهی بخشی و یادآوری صورت پذیرد.

* طبق فرمایش آیه 194سوره بقره « وقتی دشمنان با شما وارد جنگ شدند، شما هم با آنها مقابل به مثل کنید» باید مقابل به مثل ما هم به همان شکل صورت گیرد .

بنا براین باید به شکل شیوه های فکری- فرهنگی و تقویت افکار سالم در ضمیر جامعه کار کرد. تلاش برای تقویت روز به روز و باورهای سالم،هجمه های فرهنگی و جنگ نرم دشمن را خنثی خواهد کرد.

* با توجه به نقش حائز اهمیت و روشنگر اساتید دانشگاه و توانایی انتقال ادراک مناسب از وضعیت موجود، لازم است جذابیت های ظاهری که دشمن در قالب القائاتش ایجاد می کند توسط اساتید برای دانشجویان کالبد شکافی گردد.

* توجه لازم و ضروری به مهندسی فرهنگ، هماهنگی لازم میان نهادهای فرهنگی با شکل دهی سامانه ای کارآمد و توانمند سازی مدیران فرهنگی و دیگرمدیران مؤثر میتواند نقش بسیار مهمی در عرصه مقابله با جنگ نرم ایفا کند.

باز شناسی نمادهای ملی، دینی و تأکید بر توجه عمومی به این نمادها می تواند جبهه خودی را در این نبرد تقویت کند.

منابع و مراجع

1) قرآن مجید/کلام الله تعالی

2) المنوفی، کمال، اسلام وتوسعه؛ ترجمه مؤسسه پژوهش های اجتماعی، انتشارات بینش، 1375

3) بحار الانوار/ علامه بزرگوار مجلسی

4) پناهی، علی احمد، مجله معرفت؛ سال سیزدهم، شماره دهم، آذر1383

5) دونالد، نیل، گفتگو با خدا؛ ترجمه توراندخت تمدن، تهران، انتشارات دایره،1381

6) سر الصلوة( معراج السالکین و صلوة العارفین)؛ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی « ره» چاپ ششم، 1378

7) عزیزی، عباس، سلامت روح- نماز و عبادت در تفسیر نمونه؛ قم، انتشارات نبوغ

8) عزیزی، عباس، نمازو عبادت امام علی(ع)؛ قم، انتشارات صلاة، چاپ ششم،1388

9) فرنیا، احمد، پرواز به سوی معنویت، تهران، انتشارات تقواپیشگان، 1380

10) قرضاوی، یوسف، بیداری اسلامی و فرهنگ اختلاف؛ ترجمه قادری، تهران، انتشارات مترجم

11)موسوی راد لاهیجی، سید حسین، نماز از دیدگاه قرآن و احادیث؛ قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهاردهم، 1374

12) نراقی، احمد، معراج السعادة؛ تهران،انتشارات دهقان، چاپ چهاردهم، 1382

13) نساجی زواره، اسماعیل؛ نشریه مکتب اسلام، سال43، شماره 1، فروردین 82

14)www.aftab.ir

15)www.jamejamonline.ir

16)www.kayhannews.ir

17)www.siasatrooz.ir

18)www.tebyan.net

احادیث شیعه

چهل حدیث زیبا درباره علم و دانش-2 - چهارشنبه چهارم مرداد 1391
چهل حدیث زیبا درباره علم و دانش-1 - سه شنبه ششم تیر 1391
روایاتی از امام جواد علیه السّلام درباره حضرت ولی عصر(عج) - سه شنبه شانزدهم خرداد 1391
فلسفه و فواید تسبیحات حضرت زهرا(س) - یکشنبه سوم اردیبهشت 1391
چندین حدیث زیبا درباره صلوات - یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390
چهل حدیث زیبااز امام حسن عسکری(ع) - پنجشنبه یازدهم اسفند 1390
چهل حدیث زیبا از امام باقر علیه السلام - دوشنبه هشتم اسفند 1390
چهل حدیث زیبا از امام زین العابدین(ع) - دوشنبه یکم اسفند 1390
چهل حدیث بسیار زیبا از امام کاظم(ع) - دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390
چهل حدیث زیبا از حضرت امیر(ع) - جمعه بیست و یکم بهمن 1390
چهل حدیث زیبا از امام هادی(علیه السلام) - یکشنبه شانزدهم بهمن 1390
چهل حدیث بسیار زیبا ازحضرت حسن بن علی عسکری - سه شنبه یازدهم بهمن 1390
چهل حدیث بسیار کاربردی درباره ازدواج - شنبه هشتم بهمن 1390
چهل حدیث بسیار زیبا دریاره پدر و مادر - جمعه هفتم بهمن 1390
چهل حدیث زیبا از پیامبر اکرم(ص) - سه شنبه چهارم بهمن 1390
چهل حدیث بسیار زیبا از امام زمان(عج) - جمعه سی ام دی 1390
چهل حدیث زیبا از حضرت زهرا(س) - پنجشنبه بیست و نهم دی 1390
چهل حدیث زیبا از امام جعفر صادق(ع) - دوشنبه بیست و ششم دی 1390
حدیث شرف کساء - یکشنبه بیست و پنجم دی 1390
چهل حدیث زیبا از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) - جمعه بیست و سوم دی 1390
ربا - پنجشنبه بیست و دوم دی 1390
واقعه غدیرخم - چهارشنبه بیست و یکم دی 1390
چهل حدیث زیبا درباره عزاداری برای اهبیت(ع) - سه شنبه بیستم دی 1390
فضایل امام کاظم (علیه السلام) ازنگاه شیخ مفید - یکشنبه هجدهم دی 1390
چهل حدیث زیبا و کاربردی پیرامون معاملات اقتصادی - شنبه هفدهم دی 1390
سیره نبوی - جمعه شانزدهم دی 1390
چند حدیث زیبا پیرامون تغذیه - پنجشنبه پانزدهم دی 1390
چند حدیث زیبا پیرامون تسبیحات حضرت زهرا(س) - دوشنبه دوازدهم دی 1390
اولین حدیث اسلام چیست؟ - دوشنبه دوازدهم دی 1390
چند حدیث زیبا از امام حسن عسکری(علیه السلام) - جمعه هجدهم آذر 1390
چهل حدیث زیبا از حضرت علی(ع) - دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390
چهل حدیث زیبا از امام جواد(ع) - چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390
چهل حدیث زیبا در مورد ازدواج - سه شنبه سی ام فروردین 1390
چهل حدیث زیبا از امام حسن مجتبی(ع) - چهارشنبه هفدهم فروردین 1390
چهارده حدیث زیبا و از چهارده نور زیبا - جمعه سیزدهم اسفند 1389
چهل حدیث اخلاقی از امام رضا (ع) - پنجشنبه سی ام دی 1389
احادیث و مقاله ای درباره غیبت کردن - جمعه بیست و چهارم دی 1389
دانلود کتاب های چهل حدیث و مفاتیح 3 برای موبایل - یکشنبه نوزدهم دی 1389
چهل حدیث زیبا از امام زمان(عج)-2 - جمعه هفدهم دی 1389
چهل حدیث درباره آخرالزمان - چهارشنبه پانزدهم دی 1389
چهل حدیث زیبا از پیامبر اسلام(ص) - دوشنبه سیزدهم دی 1389
مجادلة طبّی خواندنی امام صادق(ع) با یک طبیب هندی - پنجشنبه نهم دی 1389
چهل حدیث زیبا از امام حسن(ع)2 - سه شنبه هفتم دی 1389
عضویت در خبرنامه وبلاگ احادیث شیعه - پنجشنبه دوم دی 1389
40 حدیث از فضایل حضرت زهراء (س) در منابع اهل تسنّن - پنجشنبه دوم دی 1389
چهل حدیث زیبا از امام هادی(ع) - چهارشنبه یکم دی 1389
چهل حدیث پر بار درباره نماز - یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389
40 حدیث درباره امام حسین(ع) - جمعه بیست و ششم آذر 1389
چهل حدیث زیبا از حضرت سیدالشهدا(ع) - یکشنبه چهاردهم آذر 1389

چهل حدیث زیبا از امام حسن عسکری(ع) - یکشنبه چهاردهم آذر 1389


چهل حدیث زیبا از امام کاظم(ع) - شنبه سیزدهم آذر 1389
چهل حدیث زیبا از حضرت زهرا(س) - جمعه دوازدهم آذر 1389
چهل حدیث زیبا از امام جواد(ع) - پنجشنبه یازدهم آذر 1389
چهل حدیث زیبا از امام جعفر صادق(ع) - چهارشنبه دهم آذر 1389
چهل حدیث زیبا از امام باقر(ع) - دوشنبه هشتم آذر 1389
چهل حدیث منتخب از رسول اکرم (ص) - یکشنبه هفتم آذر 1389
چهل حدیث زیبا از امام سجاد(ع) - شنبه ششم آذر 1389
چهل حدیث زیبا از امام رضا(ع) - شنبه ششم آذر 1389
چهل حدیث زیبا و گران بها از امیرالمومنین حضرت امام علی (ع) - چهارشنبه سوم آذر 1389
نرم افزار چهل داستان و چهل حدیث ار حضرت امام هادی علیه السلام - ویژه تلفن همراه - سه شنبه دوم آذر 1389
چهل سخن حکمت آموز از امام حسن مجتبى‏(ع) - یکشنبه سی ام آبان 1389
چهل حدیث پیرامون فضیلت ماه رمضان و روزه - یکشنبه سی ام آبان 1389
چهل حدیث قدسی - یکشنبه سی ام آبان 1389
40حدیث از امام زمان(ارواحنا له فداء) - یکشنبه سی ام آبان 1389
تاثیر نماز بر بیماری های دهان و دندان - یکشنبه سی ام آبان 1389
تخم پرندگان حلال و تخم پرندگان حرام - یکشنبه سی ام آبان 1389
مستحبات و مکروهات غذا خوردن از منظر اسلام - یکشنبه سی ام آبان 1389
آداب کوتاه کردن ناخن - یکشنبه سی ام آبان 1389
علت لاغری شیطان - یکشنبه سی ام آبان 1389
احادیث درباره دست دادن - یکشنبه سی ام آبان 1389
چهل حدیث دربارۀ آداب غذا خوردن - شنبه بیست و نهم آبان 1389
چهل حدیث طبی و نافع 2 - شنبه بیست و نهم آبان 1389
چهل حدیث طبی و نافع 1 - شنبه بیست و نهم آبان 1389
دانلود نرم افزار غررالحکم و دررالکلم(یازده هزار حدیث از حضرت علی (ع) مخصوص موبایل) - شنبه بیست و نهم آبان 1389

http://www.ahadise-shia.blogfa.com/posts/?p=2

چهل حدیث پر بار درباره نماز

چهل حدیث پر بار درباره نماز

چهل حدیث پر بار و با ارزش و کاربردی درباره نماز

 

1- نماز، مرز ایمان و کفر

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: میان کفر و ایمان، فاصله ای جز ترک نماز نیست.

 

 

2- آداب قرائت

حضرت صادق(ع) حمد و قل هو الله را شمرده  خواندند و به اندازه یک نفس صبر کردند و در همان حال قیام، دست ها را تا کنار صورت بالا برده و تکبیر گفتند، سپس به رکوع رفتند.

 

 

3- آداب رکوع

حضرت صادق(ع) در رکوع کف دستها را بر زانوها قرار دادند به طوری که کف دست ها به طور کامل ، زانوها را در بر گرفت، زانو ها را عقب داده و پشتشان به طوری صاف بود که اگر قطره آبی بر آن می افتاد تکان نمی خورد و گردن را صاف نموده و چشم ها را پایین انداختند آنگاه به آرامی سه بار « سبحان ربی العظیم و بحمده » گفته و سپس راست ایستادند و در حال قیام « سمع الله امن حمده » گفته و در همان حالی که ایستاده بودند دستها را تا کنار صورت بالا برده ، تکبیر گفتند و به سجده رفتند.

 

 

4- گشایش روزی با جمع بین دو نماز

راوی می گوید: سرمایه ام از دست رفته بود و کسانی که با من معامله داشتند، دیگر به سراغم نمی آمدند، این مطلب را خدمت حضرت عسکری(ع) عرض کردم و چاره خواستم. حضرت فرمودند: نماز ظهر و عصر را با هم بخوان، به خواسته ات خواهی رسید.

 

 

5- جمع بین دو نماز

امیرمؤمنان(ع) فرموده اند: جمع کردن بین دو نماز روزی را زیاد می کند.

 

 

6- آداب دعا کردن

اما باقر(ع) فرمودند: دعا کردن بعد از نماز فضیلتش بیش از خواندن نماز مستحبی است.

 

 

7- ارزش نماز به هنگام

امام صادق(ع) فرمودند: برتری اول وقت بر آخر وقت مانند برتری آخرت بر دنیا است.

 

 

8- نماز اول وقت

امام صادق(ع) فرمودند: درک فضیلت نماز اول وقت نسبت به بعد از آن ، برای انسان از اموال و فرزندانش با ارزش تر و بهتر است.

 

 

9- نماز اول وقت، همیشه و در همه حال

امام باقر(ع) فرمودند: نماز اول وقت همیشه و در همه حال فضیلتش بیشتر است، پس تا می توانی در کار خیر شتاب کن.

 

 

10- وای بر نمازگزاران سهل انگار

حضرت علی(ع) فرمودند: خداوند هیچ عملی را بیش از نماز دوست نمی دارد ، پس نباید هیچ کاری از امور دنیا شما را از اوقات نماز غافل کرده و به خود مشغول سازد، به یقین خداوند گروهی از مردم را که نسبت به نمازشان بی توجه اند و نسبت به اوقات آن اهمیت قائل نیستند، مورد نکوهش قرار داده و می فرماید: وای بر نمازگزارانی که در مورد نمازشان سهل انگارند.

 

 

11- نماز، بازدارنده از زشتی ها

قرآن کریم: نماز را به پا دار که به یقین نماز، انسان را از زشتی ها و کارهای ناپسند باز می دارد.

 

 

12- ضایع کردن نماز به وسیله خلفای نالایق

قرآن کریم: بعد از آن گروه مؤمن و نیکوکار، ناخلفی جانشین آنان شدند که نماز را ضایع و تباه ساخته و پیروی شهوات پرداختند و آنها به زودی گمراهی و نابودی را به چشم خود خواهد دید.

 

 

13- فلسفه نماز

حضرت رضا(ع) فرمده اند: نماز در بردارنده ی لزوم مداومت بر یاد خداوند بزرگ در هر شب و روز است تا بندگان ، سرور و تدبیر گر و آفریننده ی خود را فراموش نکرده و به گردن فرازی و سرکشی دچار نشوند. نماز وسیله ی یاد مداوم پروردگار بزرگ و توجه به وقوف پیوسته در وحضر اوست تا انسان را از نافرمانی ها به دور نگه داشته و از هر گونه فساد و تباهی محافظتش نماید.

 

 

14- فلسفه نماز

حضرت رضا(ع) می فرمایند: نماز اعتراف به گناهان گذشته و تقاضای نادیده گرفتن آنهاست. نماز بر خاک نهادن صورت بر زمین در هر روز به نشانه تعظیم و بزرگ داشت خداوندی است که در شکوه و جلال بی همتاست. نماز وسیله یادآوری و فراموش نکردن هدف آفرینش و دوری انسان از پوچی و بیهودگی است. نماز بیانگر فروتنی و نیز اشتیاق و درخواست فزونی هرچه بیشتر نعمت های دنیوی و اخروی است.

 

 

15- ایمان ، شرط پذیرش نماز

حضرت صادق(ع) در پاسخ کسی که پرسید بهترین کاری که بندگان را به خداوند نزدیک می سازد چیست فرمودند: بعد از شناخت خداوند من عملی بهتر از نماز را نمی شناسم.

 

 

16- اهتمام(توجه کردن) به نماز، معیار روابط اجتماعی

در محضر امام صادق(ع) از یکی از شیعیان نام بردم و از او بسیار تعریف و تمجید کردم، حضرت تنها سؤالی که از من فرمودند این بود که اهتمام او به نماز چگونه است؟

 

 

17- یک نماز واجب، ارزشمندتر از تمام دنیا

حضرت صادق(ع) فرمودند: یک بار حج به جا آوردن، از تمام دنیا و هر چه در دنیاست ارزشمندتر و بجا آوردن یک نماز واجب از هزار حج با ارزش تر است.

 

 

18- فلسفه نماز

امام رضا(ع) فرمودند: نماز اعتراف و اقرار به این حقیقت است که خداوند عزیز و بلند مرتبه ، تنها حامی و تربیت کنندگان است و شریک و همتایی برای او نیست. نماز برپا ایستادن و نشانه خاکساری و نیازمندی و درخواست و درگاه خداوندی است که تمام هستی تسلیم خواست اوست و هیچکس در برابر اراده او اراده ای ندارد.

 

 

19- آداب تکبیرة الاحرام

حضرت صادق(ع) فرمودند: هنگامی که تکبیرة الاحرام می گویی دو دست خود را بالا ببر و کف دست ها را به طور کامل باز کن. و هنگام گفتن تکبیرة الاحرام ، دستانت را از گوش ها عقب تر مبر.

راوی نقل می کند امام صادق(ع) را دیدم در هنگام گفتن تکبیرة الاحرام کف دستان حضرت به طرف قبله بود و دو دست خود را تا کنار صورت بالا آوردند.

 

 

20- اذان گفتن بین دو نماز

امام باقر(ع) فرمودند: پیامبر اکرم(ص) بین نماز ظهر و عصر جمع نمودند و دو نماز را با یک اذان و دو اقامه بجا آوردند و در مورد نماز مغرب و عشا نیز چنین کردند.

 

 

21- اذان و اقامه

امام صادق(ع) فرمودند: برای گفتن اذان و اقامه منتظر رسیدن چیزی جز رسیدن وقت نماز نمان و اقامه را بدون آنکه جملات آن را پیوسته بگویی تندتر از اذان بگو و در میان اذان و اقامه نباید بیش از خواندن دو رکعت نافله فاصله شود.

 

 

22- اذان و اقامه

امام صادق(ع) می فرمایند: هنگامی که پیامبر اعظم(ص) وارد مسجد می شدند و بلال اقامه می گفت می نشستند.

 

 

23- نماز ما موجب آبروی اهل بیت(علیهم السلام) یا...

امام صادق(ع) پس از آنکه نماز خواندن حَماد بن عیسی را دیدند فرمودند: حماد خوب نماز نمی خوانی، چه زشت است فردی که از پیروان ما شصت یا هفتاد سال از عمرش بگذرد و یک نماز کامل بجا نیاورده باشد.

 

 

24- جمع بین دو نماز

امام صادق(ع) فرمودند: پیامبر اکرم(ص) نماز ظهر و عصر را بدون علت و سبب خاصی در یک وقت و بدون فاصله بجا آوردند، خلیفه دوم که نسبت به پیامبر از همه اصحاب جری تر بود اعتراض کرد که آیا در احکام نماز تغییری رخ داده است؟ حضرت فرمودند: نه، ولی خواستم انجام نماز بر امتم آسان گردد و در سختی نیفتند.

 

 

25- وقت نماز ظهر و عصر، مغرب و عشا

امام باقر(ع) فرمودند: هنگامی که خورشی از وسط آسمان گذشت، وقمت نماز ظهر و عصر فرا می رسد و چون خورشید غروب کرد، وقت نماز مغرب و عشا داخل می شود.

 

 

26- بهترین وقت نماز

 امام صادق(ع) فرمودند: هنگامی که وقت نماز فرا می رسد، درهای آسما برای بالا رفتن اعمال گشوده می شود و من دوست ندارم عملی پیش از نماز بالا رود و نام کسی پیش از من در نامه اعمالم نوشته شود.

 

 

27- نماز اول وقت، ضامن سعادت ابدی

امام صادق(ع) فرمودند: فرشته مرگ، شیطان را از کسی که بر نمازش مواظبت کند، دور می سازد و به هنگام جان دادن که از دشوارترین حالات است شهادتین را به او تلقین می کند.

 

 

28- نماز اول وقت، پیمان خدا با بندگان

امام صادق(ع) فرمودند: هر کس شرایط پنج نماز واجب را رعایت کند و بر اوقات آنها رعایت نماید، روز قیامت در بارگاه الهی حاضر می شود در حالی که به پیمانش با خداوند وفا کرده و به واسطه آن وارد بهشت می شود و هر کس اوقات و شرایط نمازهایش را مراعات نکرده باشد در حالی که به ملاقات خداوند می رود که به پیمان خود وفا نکرده است، پس اگر خداوند بخواهد او را عذاب می کند و اگر بخواهد می آمرزد.

 

 

29- کوتاهی کردن و سبک شمردن نماز

حضرت رسول(ص) فرمودند: شفاعت من شامل حال کسی که نمازش را سبک بشمارد نخواهد شد و قسم به خداوند که چنین کسی هرگز در کنار حوض کوثر بر من وارد نمی شود.

 

 

30- کوتاهی کردن و سبک شمردن نماز

امام صادق0ع) در آخرین لحظات زندگی دستور فرمودند تا تمام کسانی که با آن حضرت خویشاوندی داشتند به محضر ایشان حاضر شوند، آنگاه رو به آنان کرده و فرمودند: به یقین شفاعت ما شامل حال کسی که نمازش را سبک بشمارد نخواهد شد.

 

 

31- نماز، بزرگترین مانع در برابر شیطان

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: تا هنگامی که مؤمن بر نمازهای پنج گانه مواظبت می کند، شیطان از او در هراس است و با ترس به او نزدیک می شود، ولی همین که نماز واجب را بی اهمیت شمرد و آن را ضایع نمود، شیطان نسبت به او جرأت یافته و به گناهان بزرگ وادارش می کند.

 

 

32- سجده بر تربت حسین(ع)

امام صادق(ع) فرمودند: سجده بر تربت امام حسیت0ع)، حجاب های هفتگانه را پاره می کند.

 

 

33- نماز بدون رکوع و سجود بی ارزش است

 پیامبر اعظم(ص) فرمودند: کسی که رکوع و سجود نمازش را تمام و کمال به جای نیاورد، نمازش ارزش ندارد.

 

 

34- نماز مانند ترازوست

پیامبر اعظم(ص) فرمودند: نماز مانند ترازوست، هر کس سنگ تمام گذاشت، پاداش کامل دریافت می کند.

 

 

35- اولین سؤال، نماز

امام صادق(ع) فرمودند: همانا نخستین چیزی که به آن رسیدگی می کنند، نماز است.

 

 

36- وضو با کمال جواز عبور از صراط

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: وضو را تمام و کمال بگیر تا روز قیامت چو ابر از پل صراط سرع عبور کنی.

 

 

37- وضو گرفتن

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: وضو گرفتن نصف ایمان است.

 

 

38- قبولی فقط یک نماز

امام صادق(ع) فرمودند: هر که خداوند متعال، یک نماز او را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

 

 

39- آخرین نماز

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هنگامی که نماز می گذاری، آنچنان باش که گویی آخرین نماز توست.

 

 

40- سجده های طولانی

 امام صادق(ع) فرمودند: بر تو باد به انجام سجده های طولانی که همانا آن روش توبه کنندگان است.

تحقیقی جامع درمورد حجاب

تحقیقی جامع درمورد حجاب

تفاوت عمده ی فرهنگ جدید غربی و فرهنگ اسلامی ، در تعریف " انسان" منعکس می شود. اگر انسان برحسب فرهنگ غرب ، موجود است که معنویت رع و ور بنای زندگی مادی اوست ، در فرهنگ اسلامی موجود است که معنویت ، کمال مطلوب و غایت و نهایت زندگی اوست نکته مهم این است که در اسلامی معنویت و روحانیت به هیچ روی در مقابل مادیت و جسمانیت قرار نگرفته است. دین برای آن نیامده است تا مارا از جسم یک سمره غافل سازد و از دنیا جدا کند بلکه برای آن است که به ما " اندازه" بیامزد تا بتوانیم با حفظ اعتدال ، از فراط و تفریط مصون بمانیم و مثلا چنان نباشیم که خود را تن بنگاریم و جز به بهره وری از جسم به هیچ چیز نیندیشیم . در چنین بینشی دیگر تن ، تنها بخش وجود انسان نیست و خوشبخت شدن نیز ، تمتع محدود جسمانی میان تولد تا مرگ نیست . انسان راه درازی در پیش دارد که مرگ یکی از گذرگاه های آن است . او رو به سوی خدا دارد که کمال مطلق و سرچشمه ی همه ی خوبی ها و ارزش هاست . او خود را شریف تر از آن می داند که به جسمش شناخته شود و وظیفه خود را خطیر تر از آن میبیند که تنها به بدن نمایی و آرایش جسم بپردازد انسان در همه ی بینش های معنوی و از جمله در اسلام ، برای آن لباس به تن نمی کند که تن را عرضه کند ، بلکه لباس می پوشد تا خود را بپوشد . لباس برای یک حریم است ، به منزله ی دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می دارد و کرامت او را حفظ می کند . لباس پوست دوم انسان نیست خانه اوست انسان اسلام ، کمال خود را به خدای خویش می فروشد . لباس انسان پرچم کشور وجود اوست ، پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است با آن علام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند . هم چنان هر ملتی که با وفاداری و احترام به پرچم خود اعتقادش را به هویت ملی و سیاسی خود را از نمی کند . هر انسان نیز ، مادام که به یک سلسله ارزش ها معتقد باشد ، لباس متناوب با آن ارزشها را از تن به در نخواهد کرد. شگفت است که هر گاه صحبت پوشش و سادگی اسلامی به میان می آید ، مخالفان می گویند شما می خواهید زن را از حضور فعال در جامعه محروم کنید و او را در خانه محبوس می سازید شما شخصیت زن را جدی نگرفته اید و نیمی از جمعیت کشور را از صحنه ی کار اجتماعی بیرون رانده اید . در پاسخ باید گفت : اتفاقا چون در تفکر اسلامی ، زن باید به عنوان یک انسان به صورتی بسیار جدی وارد اجتماع شود لازم است دست از تجمل و خود نمایی بردارد . لازمه ی اجتماعی بودن این است که فرد کمتر خود بپردازد و خود را هم چون قطره ای در دریا ی جامعه غرق کند . لازمه ی وارد اجتماع شدن این است که "من" مشخص و انگشت نما بسازد ، معلوم نمی شود او نمی خواهد به اجتماع بپیوندد.

فهرست مطالب
تاریخچه ی حجاب _ علت پیدا شدن حجاب _ بالابردن ارزش_ واژه ی حجاب_ فلسفه ی پوشش در اسلام _ آرامش روانی _ استحکام پیوند خانوادگی استواری اجتماع _ ارزش و احترام زن_ ایرادها وشاکالها_ حجاب و منطق _ حجاب و اصل آزادگی _ رکود فعالیتها_ گل پاک پرسش نامه_ نمودار و جدول مربوط به پرسش نامه_ نتیجه ی تحقیق _ منابع و ماخذ


«
مقدمه »
امام علی (ع) نقل است که: " گرد ماه وجودش حلقه زده بودیم ، من بودم و دیگر یاران او، دوست داشتیم او بگوید و ما گوش کنیم ولی مثل بعضی وقتها دیگر از ما پرسید: هر کسی چیزی گفت ، ولی هیچ یک از ما پاسخ ها را نپسندید. با خود گفتم پاسخ را باید از فاطمه بشونم . نزد همسرم فاطمه آمدم . فاطمه جان! چدرت ، رسول خدا، از ما سوالی پرسید کسی نتوانست پاسخ دهد." چه چیزی را برای زن بهترین است؟" علی جان! "بهترین چیز برای زن آن است که مرد ( نامحرمی ) را نبیند ومرد (نامحرمی) نیز او را نبیند." چون پاسخ فاطمه را به پیامبر گفت، پیامبر پاسخ اورا پذیرفت و از صمیم جان فرمود: پاسخ فاطمه صحیح است ، او پاره تن من است!" منطق فاطمه این است ، گوهری گرانبها و فرشته ای آسمانی است که هر چه پوشیده تر و محجوب تر باشد نزد خدا محبوبتر است و این با فطرت او کاملا سازگار است. منطق فاطمه این است که خود آرایی و خود نمایی زن نباید در برابر چشم نامحرم باشد ، خداوند این پند را به زن داده است تا قلب شوهرش را فتح کند و چنان قلب او را پر کند که به زنهای دیگر هیچ اعتنا نکند و طمع وصال آنان را در سر نپروراند . کسانی که افسار شهوت و هوس را رها کرده اند و تن به لذت حیوانی داده و غرق در دنیا گشته اند . فرهنگ زندگی آنها چیز دیگری است: " خودآرایی ، خودنما مو چشم و در یک کلمه آزادی حیوانی" آنان شخصیت زن را در اینها می دانند. از نگاه آنان زنی که با مدرن ترین آرایشها و زیباترین لباس ها خود می آراید و با دل رباترین شیوه ها در جامعه جلوه گری می کند و چشمانش به دنبال خواسته های نفسانی اش می چرخد ، زنی با فرهنگ ، امروزی ، مترقی و خوشبخت است ولی واقعیت چیز دیگری است:
"
مهار حرص و هوس را اگر رها کردی مدام در هوس و دوام در دردی"




«
تاریخچه حجاب »

طلاع تاریخی ما آنگاه کامل است که بتوانیم درباره ی همه ی مللی که قبل از اسلام بوده اند اظهار نظر کنیم . قدر مسلم این است که قبل از اسلام در میان بعضی ملذ حجاب وجود داشته است . تا آنجا که در کتابهای مربوط وجود دارد در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون قانون اسلام آمده سخت تر است. اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله ای اسلام در عرب پیدا شده است . ویل دورانت در صحفه30 جلد 12 " تاریخ تمدن" راجع به قوم قوم یهود و قانون تلمود می نویسد : " اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت چنان که مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت میان مردم
می رفت و یا در شارع عام نغ می رشت یا با هر سخنی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخانا او را بشنود، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد." علیهذا حجابی که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی بسی سخت تر و مشکل تر بوده است . در جلد اول تاریخ تمدن صحفه ی 552 راجع به ایرانیان قدیم می گوید: " در زمان زدشت زنار منزلتی عالی داشتند . با کمال آزادی خود را حفظ کردند ولی در مورد زنان دیگر ، گوشه نشینی زمان حیض که بر ایشان واجب بوده رفته رفته امتداد پیدا کرد سراسر زندگی اجتماعی شان را فرا گرفت ، و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار می رود. زنان طبقات بالای اجتماع جرات آن را نداشته باشند ببینند. در نقش هایی که از ایران باستان بر جای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد..." چنانچه ملاحظه می فرمایید حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکم فرما بوده حتی پدران نسبت به زن نامحرم شمرده اند.

در جلد 11 صفحه ی 112 می گوید: " ارتباط عرب با امیران از مواجب رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بوده. عربان از دلفریبی زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته ی آن بودند و نفوذ طبیعی وی را با تردید معمول مردان درباره ی عفاف و فضلیت زن تلاقی می کردند عمر به قوم خود می گفت : با زنان مشورت کنند خلاف رای ایشان رفتار کنند ولی به قرن اول هجری
مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند ، مردان و زنان با یکدیگر ملاقات می کردند و در

کوچه های پهلو به پهلوی هم می رفتند و در مسجد با هم نماز می کردند حجاب و خواجه داری در ایام ولیعهد دوم معمول شد. گوشه گیری زنان از آنجا پدید آمد که در ایام حیض و فاس بر مردان حرام بودند." در صحفه ی 111 می گوید : " پیغمبر از پوشیدن جامعه ی گشاد نهی کرده بود، اما بعضی عربان این دستور را ندیده می گرفتند، هی طبقات زیور ها داشتند زنان پیکر خود را به نیم تنه و کمربند براق و جامعه ی گشاد ورنگارنگ می آراستند . موی خود را به زیبایی دسته میکردند یا به رف سر می ریختند، یا به دسته ها ببافته به پشت سر می آویختند و گاهی اوقات با رشته های سیاه ابریشم نمایش آنرا بیشتر می کردند. غالبا خود را به گل جواهر می آراستند . پس از سال 97 هجری چهره ی خویش را از زیر چشم به نقاب م پوشیدند . از آن پس این عادت هم چنان رواج بود. " ویل دورانت طوری 10 " تاریخ تمدن " صحفه ی 233 راجع به ایران باستان می گوید: " داشتن xxx بلامانع بود. این xxx مانند معشوقه های یونانی آزاد بودند که در میان مردم ظاهر ودر ضیافت مردان حاضر شوند، اما زنان قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری می شوند. این رسم دیرین ایرانی به اسلام منتقل شد." ویل دورانت طوری سخن می گوید که گویی در زمان پیغمبر کوچکتری دستوری
دباره ی پوشیدگی زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامعه فقط از پوشیدن جامه گشاد نهی کرده بود است و زنان مسلمان تا اواخر قرن دوم هجری با بی حجابی کامل رفت و آمد می کردنده اند و حال آن که قطعا چنین نیست . تاریخ قطعی بر خلاف آن شهامت می هند .
بدون شک زن جاهلیت همچنان بوده که ویل دورانت توصیف می کند ولی اسلام در این جهت تحولی به وجود آورد . عایشه همواره زنان انصار را این چنان ستایش می کرد: " مرحبا به زنان انصار، همینکه آیات سوره ی نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید . سر خود را با روسری های مشکی می پوشیده ند . گویی کلاغ روی سرشان نشسته است".
در سخن ابو داوود جلد 2 صحفه 382 همین مطلب را از ام سلمه نقل می کند با این تفاوت که ام سلمه می گوید: " پس از آنکه آیه ی سوره ی احزاب نازل شد زنان انصار چنین کردند."
"
جواهر لعل نهرو" نخست وزیر فقید هند معتقد است که حجاب از ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد. در کتاب " نگاهی به تاریخ جهان " جلد اول صحفه 328 ضمن ستایش از تمدن همین مطلب را از ام سلمه نقل می کند با این تفاوت که ام سلمه می گوید: " نگاهی به تاریخ جهان" جلد اول صحفه 328 ضمن ستایش از تمدن همین ملب را از ام سلمه نقل می کند با این تفاوت که ام سلمه می گوید " پس از آنکه آیه 6 سوره احزاب نازل شد ف زنان انصار چنین کردند. "
"
جواهر لعل نهرو " نخست وزیر هند نیز معتقد است که حجاب از ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد. در کتاب " نگاهی به تاریخ جهان" جلد اول صحفه 328 ستایش از تمدن اسلامی به تغییراتی که بعد ها پیدا شد اشاره می کند واز آن جمله می گوید " یک تغییر بزرگ و تاسف وار نیز تدریجا روی نمود آن در وضع زنان بود . در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت. زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمی کردند بلکه در اماکن عمومی حضور می یافتند، به مسجد ها و مجالس وعظ و خطابه
می رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می پرداختند. اما عربها نیز بر اثر موفقیت ها تدریجا بیش از پیش رسمی را که دو امپراتوری مجاورشان یعنی امپراتوری روم شرقی و امپراتوری ایران وجود داشت اقتباس کردند. عربها امپراتور را شکست دادند و به امپراتوری ایران پایان بخشیددند. به قراری که نقل شده است بر اثر نفوذ امپراتوری قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدایی زنان از مردان و پس هم نشینی ایشان در میان عربها رواج پیدا کرد.
تدریجا سیستم " حرم" آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند. سخن درستی نیست. فقط بعدها براثر معاشرت اعراب مسلمانان غیر عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم وجود داشت شدیدتر شد به اینکه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است . از سخنان نهرو بر می آید که رومیان نیز حجاب داشته اند و رسم حرم سراداری نیز از روم و ایران به دربار خلفای اسلامی راه یافت. این نکته را دیگران نیز تایید می کنند. در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حکم فرما بوده است. ولی درست روشن نیست که قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج یافته است و هندوان غیر مسلمان تحت تاثیر مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفته اند. آنچه مسلم است این است که حجاب هندی نیز نطیر حجاب ایران باستان سخت وشدید بوده است. از گفتار ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن بر می آید که حجاب هندی به وسیله ی ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است . نهرو پس از سخنانی که از او نقل کردیم می گوید: " متاسفانه این رسم ناپسند است کم کم یکی از خصوصایت جامعه ی اسلامی و هند نیز وقتی نیز وقتی مسلمانان به این جا آمدند آن را آموختند." به عقیده نهرو حجاب به واسطه مسلمانان به هند آمده است.
ولی اگر تمایل به ریاضت و ترک لذت را یکی از غلل پدید آمدن حجاب بدانیم باید قبول کنیم که هند از قدیم ترین ایام حجاب را پذیرفته است. زیرا هند از مرا قدیم ریاضت و پلیمر شمردن لذات مادی بوده است.

«
علت پیدایش حجاب »
علت پیدایش حجاب چیست؟ چه طور شد که در میان همه یا بعضی از ملل باستانی پدید آمده است؟ اسلام که دینی است که در همه ی دستورهای خویش فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تایید و یا تاسیس کرد؟
مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند ، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرق نمی گذارند، چنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه ای سر چشمه می گیرد. در باب علت پیدایش حجاب نظریات گوناگونی ابراز شد است و غالبا این علت ها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شد است. ما مجموع انها را ذکر می کنیم. نظریاتی که به دست آورده ایم بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی روانی است که ذیلا ذکر می شود:
1 _
میل به ریاضت و هبانیت( ریشه ی فلسفی )
2_
عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه ی اجتماعی)
3_
پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه ی اقتصادی)
4_
حسادت و خوداهی ( ریشه اخلاقی)
5_
عادت زنانگی زن و احساس او به این که در خلقت از مرد چیزی کم دارد به علاوه ی مقرارت خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است ( ریشه روانی)
علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضا در پدید آمدن بعضی از
سیستم های غیر اسلامی تاثیر داشته است در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده نبوده است. همان طور که ملاحظه می شود
مخالفان حجاب گاهی آن را زائیده ی یک طرز فکر فلسفی خاص درباره ی جهان و لذات جهان معرفی می کنند گاهی آن را معمول علل اقتصادی می دانند وگاهی جنبه های خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن دخالت می دهند. در ادامه به یک علت اساسی اشاره گاهی آن را معمول علل اقتصادی می دانند و گاهی جنبه های خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن آن دخالت می دهند. در ادامه به یک علت اساسی اشاره کنیم که از نظر ما موجه ترین آنها به شمار می رود.

«
بالا بردن ارزش »
عللی که قبلا ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاده ی مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است . به عقیده ی ما یک اساسی در کار است که مورد غفلت واقع شده است. به عقیده ی ما ریشه ی ما ریشه ی پدید آمدن حریم و حائل میان زن و مرد را در میل به ریاضت، یا میل مرد به استثمار زن ، یا حسادت مرد ،یا عدم امنیت اجتماعی ، یا عادت زنانگی نباید جستجو کرد و لااقل باید کم تر در این ها جستجو کرد. ریشه ی این پدیده را در یک تدبیر ماهرانه ی غریزی خود زن با جستجو کرد. به طور کلی بحثی است درباره ی ریشه ی اخلاق جنسی زن از قبیل حیا و عفاف و از آن جمله است تمایل به ستر و پوشش خود از مرد . در این نظریاتی ابزار شده است. دقیق ترین آنها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن با هوش فطری و یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند با مردی برابری کند و او بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند از عهده ی زور بازوی مرد بر نمی آید و از طرف دیگر نقطه ی مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت در وجود نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت ومطلوبیت قرار داده است . در طبیعت جنس نر، گیرنده ودنبال کننده آفریده شده است. قول ویل دورانت " آداب جفت جوئی عبادت است از جمله برای تصرف در مردان ، و عقب نشینی برای دلبری و فریبندگی در زنان ... مرد طبعا جنگی و حیوا بیکاری است. عملش مثبت و تهاجمی است. زن برای مرد هم چون جائزه ای است که باید آن را برباید." وقتی که زن مقاوم وموقع خود را در برابر مرد دریافت نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همان طور که متوسل به زیورو خود آرایی و و تجمل شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کند، متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شد. دانست که نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر کند و در نتیجه مقاوم و موقع خود را بالا برد. ویل دورانت می گوید: " حیا امر غریزی نیست بلکه اکتسابی است. زنان دریافتند که دست و دل بازی ما به ی طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند."
ویل دورانت می گوی: " خودداری از انبساط ، و امساک در بذل و بخشش بهترین صلاح برای شکار مردان است. اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریع می کردند توجه ما به آن جلب می شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردید مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بی آنکه بداند حس می کند این خود داری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد ."
مولوی، عارف نازک اندیش و دوربین خودمان بسیار عالی در این زمینه می آورد، اول درباره ی تسلط معنوی زن بر مرد می گوید:
«
زتن للناس حق آراسته است زانچه حق آراست چون تا نندرست
چون پی یشکن الیهاش آفرید کی تواند آدم از حوا برید
رستم زال ار بود، و زخمه بیش هست در فرمان اسیر زال خویش
آنکه عالم مست گفتارش بدی کلمینی یا حمیرا میزدی»
آنگاه راجع به تذثیر حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن در بالاترین مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثل لطیفی می آورد: آنها را به آب بر آتش تشبیه می کند، می گوید مثل آب است و مثل زن مثل آتش اگر از حائل میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می کند و خاموش می سازد، اما اگر حائل و حاجبی میان آن دو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند، آن وقت است که آتش آب را تحت تأثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و احیانا جوش و غلیان در او به وجود می آید، تا آنجا که سراسر وجود او را تیدیل به بخار می سازد. می گوید:
«
آن غالب شد از لهیب ز آتش او جوشد چو باشد در «حجیب»
چونکه دیگی حایل آمد آو دوار نیست کرد آن آب را کردش هوا»
ــــ بر خلاف آنچه ابتدا تصور می رود در عمق روح خویش از ابتذال زن و از تسلیم و رایگانی او متنفر است، مرد همیشه عزت و اسغنا و بی اعتنائی زن را نسبت به خود ستوده است . نظامی می گوید:
«
چه خوش نازی است ناز خوبرویان
زدیده رانده را از دیده جویان»
به طور کلی رابطه ایست میان دست نارسی و فراق از یک طرف و عشق و سوز و گرانبهائی از طرف دیگر، همچنانکه رابطه ای است میان عشق و سوز از یک طرف و میان هنر و زیبائی از طرف دیگر، یعنی عشق در زمینه فراقها و دست نارسی ها می شکفند و هنر و زیبائی در زمینه عشق رشد و نمو می یابد. برتراند راسل می گوید: «از لحاظ هنر مایه تأسف است که به آسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد» هم او می گوید:«در جائی که اخلاقیات کاملا آزاد باشد، انسانی که بالقوه ممکن است عشق شاعرانه ای داشته باشد عملا بر اثر موفقیتهای متوالی به واسطه جاذبه ی شخصی خود، ندرتا نیازی به توسل به عالی ترین تخیلات خود خواهد داشت»
یل دورانت در لذات فلسفه می گوید: «آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می گردد. زیبائی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناء و ارضاء، ضعف و با ــــ و جل.گیری، قوی میگردد» از همه عجیب تر سخنی است که یکی از مجلات زنانه از آلفرد هیچکاک – که به قول آن مجله به حسب فن و شغل فیلم سازی خود درباره ی زنان تجارب فراوان دارد- نقل می کند
او می گوید: " من معتقدم که زن ها باید مثل فیلمی پر هیجان و پر آنتریک باشد، به این معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد وبرایکشف خود مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد. باید زنان پیوسته بر همیشه شیوه رفتار کنند یعنی کم تر ماهیت خود را نشان دهند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت دهد." ایضا همان مجله در شماره دیگری از همین مجله در شماره ی دیگری از همین شخص چنین نقل می کند: " زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روبند که به کار می بردند خود به خود جذاب می نمودند و همین مساله جاذبه نیرومندی به آنها می داد، اما به تدریج با تلاشی که زنان غربی از خود نشان می دهند حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان می رود همراه آن جاذبه جنسی او کاسته می شود." می گویند: " مشتاقی است مایه ی مهجوری. " این صحیح است اما عکس آن هم صحیح است : " مهجور است مایه مشتاقی ." امروز یکی از خلا هایی که در دنیای اروپا و آمریکا وجود دارد خلا عشق است. در کلمات دانشمندان اروپائی زیاد این نکته به شچم می خورد که اولین قربانی آزادی و بی بند و باری امروز زنان و مردان، عشق و شور احساسات بسیار شدیدی و عالی است. در جهان امروز هر گز عشقهایی از نوع عشقهای شرقی از قبیل عشقهای مجنون و لیلی، و خسرو و شیرین رشد و نمو نمی کند. نمی خواهم به جنبه ی تاریخی قصه ی مجنون و لیلی، و خسرو و شیرین تکیه کرده باشم، ولی این قصه ها بیان کننده ی واقعیاتی است کهع در اجتماعات شرقی وجود داشته است. از این داستانها
می توان فهمید که زن برای دور نگه داشتن خود از دسترسی مرد تا کجا پایه ی خود را بالا برده است و تا چه حد سر نیاز مرد را به آتان خود فرود آورده است به قطعا درک زن این حقیقت را در تمایل او پوشش بدن خود و مخفی کردن خود به صورت یک راز تاثیر فراوان داشته است.

«
واژه حجاب »
معنای لغوی حجاب که در عصر ما این کلمه برای پوشیدن زن معروف شده است چیست؟ کلمه ی حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاج بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله ی پوشش است ، و شاید بتوان گفت که به حصب اصل لغو هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه ی "ستر" را به کار برده اند کلمه حجاب را . بهتر این بود که این عوض نمی شد ما همیشه همان کلمه ی "پوشش" را به کار می بردیم زیرا چنانچه گفتیم معنی شایع لغت حجاب پرده است، و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. بعضی از آنها جنبه ی اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابذال او
اکنون به شرح چهار قسمت فوق می پردازیم:

1_ «
آرامش روانی»
مرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله ی جرائد و مجلات و سینما تئاترها و محافل رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود. اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچی ، هم چنان که از نظر تصاحب جسم و تن زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی از این نوع حس شکارچیگری او ناشی می شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لابس های بدن تن وآرایش های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص می خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه ی به خود اسیر سازد لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.

2_ «
استحکام پیوند خانوادگی»

شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه ای زوجین گردد، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، و بلعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی زیان مند است و باید با آن مبارزه کرد فلسفه پوشش از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی خوشبخت کردن او به شمار برود .، در حالی که در سیستم ازادی کامیابی ، همسر از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری ی شود.

3_ «
استواری اجتماع »

برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کردده اند و گفته اند: " حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است."
بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای اوست. حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می کند. اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بیعار بنشین وجودی عاطل و باطل بار آید. ÷وشانیدن بدن به استثناء وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت ضجوئی های شهوانی است.



4_«
ارزش و احترام زن »
قبلا گفتیم که مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد. از نظر مغز و فکر نیز تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در این دو جبهه در برابر مرد مقاومت دارد ولی زن از طریق عاطفی و قلبی همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حیرم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که برای حفظ مقاوم و موقع خود در برابر مرد ازآن استفاده کرده است.

«
ایرادها و اشکالها»

1_ «
حجاب و منطق»

اولین ایرادی که بر پوشش زن می گیرند این است که دلیل معقولی ندارد و چیزی که منطقی نیست نباید از آن دفاع کرد . می گویند منشا حجاب ، یا غارتگر و نا امنی بوده است که امروزه وجود ندارد، و یا فکر رهبانیت و ترک لذت بوده است که فکر باطل و نادرستی است و یا خود خواهی و سلطه جویی مرد بوده که رذیله ای است نانجار و باید با آن مبارزه کزد، و یا اعتقاد به پلیدی زن در ایام حیض بوده است که این هم خرافه ای بیش نیست.

2_ «
حجاب و اصل آزادی»

ایراد دیگری که بر حجاب گرفته اند این اسن که موجب سلب حق آزادگی که یک طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. می گویند احترام و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه ی حقوق بشر است. هر انسانی شریف و آزاد است ، مرد باشد یا زن ، سفید باشد یا سیاه تابع هر کشوری یا مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنایی به حق آزادی و او و اهانت به حیثیت انسانی او است و به عبارت دیگر ظ اجش است به زن، عزمت و کرامت انسانی و حق آزادی زن ، و همچنین حکم متطابق عقل و شرع به اینکه هیچکس نباید بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ کس و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.
پاسخ= یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده ی زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد ویا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود. اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند وطوری را بروند که آرامش دیگران را بر هم بزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را : زندانی کردن" یا "بردگی" نمی توان نامید و آن را منافعی حیثیت انسانی و اصل "آزادی" فرد نمی توانست دانست. در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیت هایی برای مرد وجود دارد . اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پژامه بیرون آید ، پلسی ممانعت کرده به عنوان این عمل خلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند . هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلا با لباس کامل بیرون نمیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان ، و به ضد آزادی و حیثیت انسانی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود. برعکس پوشیدن بودن زن موجب کرامت و احترام بیشتر اوست.، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد. شرافت زن اقتضاء می کند که هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و با وقار باشد. در طرز رفتار باشد. در طرز رفتار و لباس پوشیدن هیچ گونه عمده ی که باعث تحریک و تهیج شود به کار نبرد ، عملا مرد را به سوی خود دعوت نکرد زباندار لباس نپوشد ،زباندار نرود ، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد. چه آهنگی گاهی اوقات ژستها سخن می گویند ، راه رفتن انسان سخن می گوید طرز حرف زدنش یک دیگری می زند. حالت یک افسر با نشانه های عالی افسری که گردن می افرازد قدمها را محکم بر زمین می کوبد ، با به غبغب می اندازد ، صدای خود را موقع حرف زدن کلف می کند. او هم زباندار عمل می کند به زبان بی زبانی می گوید: از من بترسید ف رعب من را در خود جا دهید . همینطوری ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند ، فریاد بزند که به دنبال من بیا، سر به سر من بگذارد ،متلک بگو، در مقابل من زانو بزن ف اظهار عشق و پرستش کن . آیا حیثیت زن ایجاب می کند که اینچنین باشد؟ آیا اگر ساده و آرام بیاید و برود، حواس پرت کن نباشد و نگاه های شهوت آلوده مردان را بسوی خود جلب نکند ، برخلاف حیثیت زن یا برخلاف مصالح اجتماع اصل آزادی فرد است؟ آری اگر کسی بگوید زن را باید در خانه حبس کرد و در را به رویش قفل کرد و به هیچ وجه اجازه ی بیرون رفتن از خانه به او ندهد ، البته این با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی حقوق خدادادی زن منافات دارد. چنین چیزی در حجابهای غیر اسلامی بوده است ولی در اسلام نبوده و نیست . شما اگر از فقهاء بپرسید آیا صرف بیرون رفتن زن از خانه حرام است؟ می گویند نه . اگر بپرسید آیا خرید کردن زن ولو اینکه فروشنده مرد باشد حرام است؟ یعنی نفس عمل بیع شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است؟ پاسخ می دهند حرام نیست. آیا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات ممنون است؟ می گویند نه . آیا تحصیل کردن زن در جاهایی که مرد وجود دارد؟ جواب منفی است. فقط دو مساله وجود دارد .، یکی اینکه باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریک آمیز نباشد.
دیگر اینکه مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با جلب رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد البته مرد هم باید در حدود مصلح خانوادگی نظر بدهد نه بیشتر. گاهی ممکن است رفتن زن به خانه ی اقوام و فامیل خودش هم مصلحت نباشد . فرض کنیم زن می خواهد به خانه ی خواهر خود برود و خواهرش فرد مفسد و مفسد و فتنه انگیزی است که زن به خانه ی مادرش هم نیز برخلاف مصالح خانوادگی است، همینکه نفس مادر به او برسد تا یک هفته در خانه ناراحتی می کند، بهانه می گیرد و زندگی را سخت می کند. در چنین مواردی شوهر حق دارد که از این معاشرتهای زیان بخش جلوگیری نمیاد.

3_ «
رکود فعالیتها»
سومین ایرادی که بر حجاب می گیرند این است که سبب رکود و تعطیل فعالیتهایی است که خلقت در استعداد زن قرار داده است . زن قرار داده است . زن نیز مانند مرد دارای ذوق فکر ، فهم ،هوش و استعداد کار است. این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد. اساسا هر استعداد طبیعی دلیل یک حق طبیعی است . وقتی در آفرینش به یک موجود استعداد و لیاقت کاری داده شد ، این به منزله ی سند و مدرک است که وی حق دارد استعداد خود را به فضلیت برساند اسیر کردن آن ظلم است . چرا می گوئیم همه ی افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و این حق را برای حیوانات قائل نیستیم؟ برای اینکه استعداد درس خواندن در بشر وجود دارد و در حیوانات وجود ندارد. در حیوان استعداد تغذیه و تولید مثل وجود دارد و مرحوم ساختن او از این کارها برخلاف عدالت است بازداشتن زن از کوششهایی که افرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است ، خیانت به اجتماع نیز است . هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است. عامل انسانی بزرگترین سرمایه ی اجتماع است. زن نیز انسان است و اجتماع باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهرمند گردد. فلج کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع، هم برخلاف حق طبیعی فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می شود که زن همیشه به صورت سربار و کل بر مرد زندگی کند. جواب این اشکال آن است که حجاب اسلامی موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست . ایراد مذکور برآن شکلی از حجاب که در میان هندیها یا ایرانیان قدیم یا یهودیان متداول بوده است وارد است . ولی حجاب اسلام نمی گوید که باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای اورا گرفت . مبنای حجاب در اسلام چنانکه گفتیم این است که التذا ذایی جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع ف خالص برای کار و فعالیت باشد . به همین جهت به زن اجازه نمی دهد که وقتی از خانه بیرون می رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی دهد که چشم چرانی کند . چنین حجابی نه تنها نیروی کار زن را فلج نمی کند، موجب تقویت نیروی کار اجتماع نیز می باشد . اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود کند و تصمیم بگیرد همین که از کنار همسر خود بیرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت، دیگر درباره ی این مسائل نیندیشد ،قطعا در این صورت بهتر می تواند فعال باشد تا اینکه همه ی فکرش متوجه زن وآن دختر و این قد و بالا و این طنازی و آن عشوه گری باشد و دائما نقشه طرح کند که چگونه با فلان خانوم آشنا شود. آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال خود برود برای اجتماع بهتر است یا آنکه برای یک بیرون رفتن چند ساعت پای آیینه و میز توالت وقت خود را تاف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعیش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازی و و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی هوسباز و چشم چران و بی اراده تبد کند؟
عجبا ! به بهانه ی نیمی از افراد را فلج کرده است ، با بی حجابی و بند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد تمام افراد زن و مرد را فلج کرده اند . کار زن پرداختن به خودآرایی صرف وقت در پای میز توالت برای بیرون رفتن، و کار چشم چرانی و شکارچیگری شده است . در این جا بد نیست متن شکایت مردی را زنش که در یکی از مجلات زنانه درج شده بود ذکر کنیم تا معلوم شود اوضاع حاضر، زنانرا به صورت موجوداتی در آورده است . در آن نامه چنین نوشته است: " زنم در موقع خواب به یک دلقت درست و حسابی مبدل می گردد. موقع خواب برای اینکه موهایش خراب نشود یک کلاه توری بزرگ به سرش می بندد. بعد لباس خواب می پوشد. این موقع است که جلو آئینه میز توالت می نشیند وگریم صوتش را با شیر پاکن می شوید . وقتی رویش را بر می گرداند احساس می کنم او زن من نیست زیرا اصلا شکل سابق را ندارد ،ابروهایش را تراشیده و چون مداد ابرو کرده بی ابرو می شود. از صورتش بوی نامتبوعی به مشام من می رسد زیرا کرمی که برای چین و چروک به صورتش می مالد بوی کافور می دهد و من را یاد قبرستان می اندازد . کاشکار به همین جا ختم شود ولی این تازه اول کار است. چند دقیقه ای در اتاق راه می رود و جمع و جور می کند آنگاه کلفت خانه را صدا می کند و می گوید کیسه را بیاور . کلفت با چهار کیسه ی متقالی باز می آید . خانوم روی تخت می خوابد و کلفت کیسه ها را به دست و پای او می کند و بیخ آن را با نخ می بندد و چون ناخن های دست و پایش مانتیکور شده و دراز است . برای انیکه به لحاف نگیرد و چندشش نشود و احیانا نشکند . دست و پای خود را کیسه می کند و به همین ترتیب می خوابد ." آری این است زنی که اثر به اصطلاح بی حجابی "آزاد" شده و به صورت نیروی فعال اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در آمده است !آنکه اسلام نمی خواهد این است که زن به صورت چنین موجود مهملی درآید که کارش فقط استهلاک ثرون و فاسد کردن اخلاق اجتماع و خراب کردن بنیان جاعه باشد. اسلام با فعالیت واقعی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هرگز مخالف نیست. متون اسلام و تاریخ اسلام گواه این مطلب است. در اوضاع و احوال تجدد ها بی منطق حاضر جز در دهات و در میان افراد سخت متدین که اصول اسلامی را رعایت می کنند زنی پیدا نمی کنید که نیروی او واقعا صرف فعالیت های مفید اجتماعی یا فرهنگی یا اقتصادی بشود. آری یا نوع فعالیت اقتصادی رایج شده است که باید آنرا ثمره بی حجابی و آم این است که بنکدار به جای اینکه بکوشد جنس بهتر و مرغوبتر برای مشتریان خود تهیه کند، یک مانکن را به عنوان فروشنده می آورد، نیروی زنانگی و سرمایه ی عصمت و عفاف او را استخدام می کند و وسیله پول درآوردن و خالی کردن جیب قرار می دهد. یک فروشنده باید کالا را همانطوری که هست به مشتری ارائه دهد ولی یک دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژستهای زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسی خود مشتری را جلب می کند. بسیاری از افراد که اصلا مشتری نیستند برای اینکه چند دقیقه با او حرف بزنند یک چیزی هم می خرند. آیا این فعالیت اجتماعی است؟ آیا این تجارت است یا کلاهبرداری و رذالت؟ می گویند زن را درون کیسه ی سیاه نپیچید. ما نمی گوئیم زن خود را در کیسه ی سیاه بپیچد ولی آیا باید بطوری لباس بپوشد و دراجتماع عمومی ظاهر شود که مردان شهوتران . چشم چران را به خود جلب نماید و از آنطور که هست بهتر و جاذبتر برای آنکه بهتر جلوه دهد؟ این مدها و لباس ها ی تحریک آمیز برای چه به وجود آمده است ؟آیا برای این است که بانوان آن لباس ها را برای همسرانشان بپوشند این کفش های پاشنه لند برای چیست؟ خبر برای این است که حرکات ماهیچه های کفل را به دیگران نشان دهد؟ آیا لبلس های نازک کارهای بدن را نشان میدهد جز برای تهییج مردان و برای صیادان است؟ عملا غالب خانوم هایی که از این کفشها و لباس ها و آرایش استفاده می کنند؟ تنها مردی را که در نمی گیرند شوهران خودشان است. زن می تواند در میان زنان و در میان محارم خود از هر نوع لباس و آرایشی استفاده کند اما متاسفانه تقلید از زنان غربی برای هدف و منظور دیگری است. غریزه خود آرایی و شکارچیگری در زن غریزه ی عجیبی است. وای اگر مردان هم به آن دامن بزنند و مد سازان و طراحان نواقص کار آنان را برطرف کنند و مصلحین اجتماع هم تشویق کنند. اگر دختران در اجتماعات عمومی لباس ساده بپوشند ، کفش ساده به پا کنند ،با چادر یا پالتو و روسری کامل به مدرسه و دانشگاه بروند ف آیا در چنین شرایطی بهتر درس می خوانند یا با وضعی که مشاهده می کنیم؟ اصولا اگر التذاذهای جنسی و منظورهای شهوانی در کار نیست چه اصراری است که بیرون رفتن زن به این شکل باشد؟ چرا اصرار می ورزند که دیبرستانهای مختلط به وجود آورند؟ ما شنیده ایم که در پاکستان معمول بوده است که در کلاسهای دانشگاه بخش پسران و دختران به وسیله ی پرده از یکدیگر جدا باشد و فقط استادی که پشت تریبون قرار می گیرد مشرف بر هر دو باشد . آیا بدین طریق درس خواندن اشکالی دارد؟



«
گل پاک»

یکی بامدادان به فصل بهار جوانی به باغی فتادش گذار

به شاخی ،گلی ذیذ خوش رنگ و بود که از جان و دل گشت مشتاق او

گلویش بیفشرد وکردش جدا ز گلهای دیگر به جور و جفا

چو آن گل جدا شد ز شاخ درسخت بیفتاد در دست آن تیره بخت

بکرد از طریق تحسیر نگاه به یاران و از دل بر آورده آه

بگفتا که ای خواهران عزیز برای شما هست این روز نیز

گذارید آرایش خود کنار بگیرید در زیر برگی قرار

نمایید خود را از این دم نهان که مایند ایمن ز غارتگران

اگر گل در پس برگها مخفی نشود، اگر گل مراقبت باغبان را نپزیرد، و اگر گل بر بیگانگان جلوه گری کند به غارت خواهد رفت . گل ظرافت او جلوه گری های خود را باید برای یک قهرمان نگه دارد. او امانت دار ظرافت هاست و آنگاه است که می تواند با این خود نگه داریها یک قهرمان را به آستان خود بکشاند و در دست یک قهرمان قرار گیرد نه در زیر پای غارتگران . زن گل است و هرگز نمی پسند چهره ی خود را در اختیار نگاه های هوس آلوده قرار دهد.


«
پرسشنامه»

1_
شما حجاب در گذشته را تا چه حدی قبول دارید؟

زیاد متوسط کم اصلا

2_
حجاب زنان در زمان حال را تا حدی قبول دارید؟

زیاد متوسط کم اصلا

3_
مردانی که قصد ازدواج دارند ، حجاب زن مورد نظر تا چه حدی برای وی مهم است؟

زیاد متوسط کم اصلا

4_
کسی که حجاب را به درستی رعایت می کند دیگران تا چه حدی به وی احترام می گذارند؟

زیاد متوسط کم اصلا

5 _
رعایت کردن حجاب تا چه حدی می تواند مانع از آزادی خرد شود؟

زیاد متوسط کم اصلا

6_
حجاب تا چه حدی بر وضعیت شغلی زنان ناگذار است؟

زیاد متوسط کم اصلا

7_
آیا حجاب هم باید مانند مد در طی سالهای مختلف تغییر کن؟

زیاد متوسط کم اصلا

8_
حجاب تا چه حدی برای شما مهم تلقی می شود؟

زیاد متوسط کم اصلا

9_
پوشیدن چادر تا چه مقدار رعایت حجاب تاثیر دارد؟

زیاد متوسط کم اصلا

10_
بی حجابی تا چه حدی در وضعیت جامعه تاثیر گذار است؟

زیاد متوسط کم اصلا
11_
بی حجابی تا چه حدی می تواند به انحراف کشیدن جوانان موثر باشد؟

زیاد متوسط کم اصلا

12_
زدن نقاب برای زنان در امروزه تا چه حدی ضرروت دارد؟

زیاد متوسط کم اصلا

13_
رعایت نکرن حجاب تا چه حدی بر درگیری والدین و فرزندان تاثیر دارد؟

زیاد متوسط کم اصلا

14_
رعایت حجاب تا چه حدی موجب سعادت در دینا و آخرت می شود؟

زیاد متوسط کم اصلا

15_
رعایت حجاب در گذشته تا چه حدی بر روی سلامت روحی مردان تاثر گذار بود؟

زیاد متوسط کم اصلا

16_
حجاب تا چه حدی می تواند بر رشد معنوی و فرهنگی جامعه تاثیر گذار باشد؟

زیاد متوسط کم اصلا

17_
حجاب در امروزه تا چه حدی رو به کمرنگی نهاده است؟

زیاد متوسط کم متوسط



«
نتیجه ی تحقیق»

کریستن آندرسن دارد که مضون آن به زبان خودمانی ما این است: دو خیاط به شهری وارد شدند و پادشاه را فریفتند که ما در فن خیاطی استادیم و بهترین لباس ها را که بر ارزنده قامت بزرگان باشد می دوزیم اما از همه مهمتر ، هنرما این است که می توانیم لباسی برای پادشاه بدوزیم که فقط حلال زاده قادر به دیدن آن باشند و هیچ حرام زاده ای آن را ببینند. اگر اجازه فرمائید چنین لباسی برای شما نیز بدوزیم پادشاه با خوشحالی موافقت کرد ودستور داد مقادیر هنگفتی صلا و نقره در اختیار دو خیاط گذاشتند تا لباسی با همان خاصیت سحر آمیز دوزند که تارش از صلا و پودش از نقره باشد. خیاطی پول و زر و سیم را گرفتند و کار گاهی عریض و طویل دایر کردند و دوک چرخ و هیچی و سوزن را به راه انداختند و بدون آنکه پارچه و نخ و طلا و نقره ای صرف کنند دست های خود را چند استادانه در هوا تکان می داند که گفتی مشغول دوختن لباس اند. . روزی پادشاه نخست وزیر را به دیدن لباس نیمه کاره فرستاد اما صدر اعظم هر چه نگاه کرد چیزی ندید . از ترس آنکه مبادا دیگران بفهمند که او حلال زاده نیست با جدیت تمام زبان به تعریف از لباس و تمجید از هنر خیاطان گشود و به پادشاه گزارش داد که کار تهیه ی لباس به خوبی به پیشرفت است ماموران عالی مرتبه ی دیگر هم به تدریج از کارگاه خیاطی دیدن کردند و همه پس از آنکه با ندیدن لباس حرام زادگی خود پی میبرند این حقیقت تلخ را پنهان می کردند و در تاثیر کار خیاطان و توصیف لباس بر یکدیگر سبقت می گرفتند . بالاخره نوبت به پادشاه رسید و او به خیاط خانهی سلطنتی رفت تا لباس زربفت عجیب خود را به تن کرد. البته چیزی ندید و پیش خود گفت معلوم می شود من حلال زاده نیستم . کمال دیر باوری ناچار و جو لباس و زیبایی و رافت آن را تصدیق کرد و در مقابل آیینه ایستاد تا آن را به تن او اندازه کنند خیاطان پس می رفتند و پیش می آمدند و لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست می کردند و آن را بی چاره لخت ایستاده بود و از ترس هیچ نمی گفت و ناچار دائما از داشتن چنان لباسی اظهار مسمرت نیز می نمود. سرانجام قرار شد جشنی عظیم در مشهد به پا شود پادشاه جامعه ی تازه را بپوشد و خلایق همه او را در آن لباس ببینند. مردم به عادت معمول درد و سمت خیابان ایستادند لخت با آداب تمام با آرامش و وقار از برابر آن ها عبور می کرد و دونفر از از خدمه ی دربار دنباله ی لباس را دست داشتند به زمین ملیده نشود . درباریان، رجال ،امیران و وزیران با احترام و حیرت و تحسین پشت سر پادشاه در حرکت بودند. صردم نیز با آن که هیچ کلامش لباس تن پادشاه نمی دیدند. از ترس تهمت حرام زادگی غریو شادی سر داده بودند و لباس جدید را به پادشاه تبریک می گفتند ناگاه کودکی از میان مردم فریاد زد: این که لباس به تن ندارد.، این چرا لخت است؟ هی مادر بی چاره اش سعی کرد او را از تکرار این حرف منصرف کند، نتوانست ، کودک دوباره به سماجت گفت چرا پادشاه برهنه است؟ کم کم یکی دو بچه ی دیگر نیز همین حرف را تکرار کردند و بعضی از تماشاچیان با تردید این حرف را برای هم نقل کردند و دیری نگذشت که جمعیت یک پارچه زد که " چرا پادشاه لخت است؟" و چرا اینکه تمدن غرب چنین وانمودی کند که می خواهد برای انسان لباس بدوز ما در حقیقت به جای آن که لباس بر تن او کند، او را برهنه ساخته است و هیچ کس جرات نمی کند فریاد بر آورد که لباسی در کار نیست و حاصل این همه و پارچه و چه و چه ، برهنگی انسان است. آیا مردی پیدا می شوند که صداقتی کودکانه داشته باشند و در مقابل جهانی که برهنگی را لباس می دانند، جرات کنند وفریاد برآورند ؟ چرا آم مردم ، ما نباشیم؟

توجه : به منظور طولانی نشدن صفحات از درج آمار و جداول خودداری شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«
منابع و مآخذ»
مسئله حجاب، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، مهر 1376، چاپ چهل و هشتم، قم.
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل.
راه سبز، تألیف علی حسن زاده، انتشارات آدینه، 1382، چاپ سوم، تهران.
مجله ی خانواده سبز، شماره ی 105، اول اسفند 1382، صفحه ی 12.
تاریخ تمدن، ویل دورانت، جلد 12و 11و 1و 10.
نگاهی به تاریخ جهان، ویل دورانت، جلد اول.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقاله دوم در مورد حجاب
اهمیت حجاب در اسلام
مقدمه:
حجاب در اسلام اهمیت ویژه ای دارد و از نصوص قرآنی است.
به همبن خاطر مسائل ریز در باره ی حجاب در قرآن کریم مطرح شده و ما مسلمانان هم به آن مؤمن و پایبند بوده ایم اما علیرغم ایمان و پایبندی اغلب آن را به خوبی نمی شناسیم حتی بعضاً نمی دانیم که آیا قرآن کریم حجاب را مطرح کرده است یا خیر؟ مسلم است که در این صورت دچار مشکل خواهیم شد و نمی توانیم از آن به خوبی دفاع کنیم و مانند گذشته اندیشه های غلط و بی اساس به نام آن رواج خواهد یافت. عشق و ایمان به دین در جامعه ی ما قوی است و اشکال ما در ایمان عدم ایمان نیست بلکه در نشناختن اسلام و قرآن است که به آن ایمان داریم.

لغت و اصطلاح حجاب
لفظ حجاب یعنی پرده حائل و ساتر و اصطلاحاً به پوشش بانوان((حجاب)) گفته می شود. در قرآن لفظ حجاب وجود دارد ولی فقط در باره همسران پیغمبر(ص) به کار رفته است آن هم نه به معنی پوشش زنان. قرآن مصداق و نوع حجاب و مباحث دیگر آنرا دقیقاً بیان می کند اما نه تحت عنوان حجاب. قرآن مبحثی تحت عنوان حجاب ندارد چنان که اکثر مطالب را تحت عنوان خاصی مطرح نمی کند. این از ویژگی های خاص قرآن است که در عین حال که جوانب مختلف یک مسئله را توضیح می دهد آن ها را تحت عناوین فصل بندی شده مطرح نمی کند. این از ویژگی های خاص قران است که در عین حالی که جوانب مختلف یک مسئله را توضیح می دهد آن ها را تحت عناوین فصل بندی شده مطرح نمی کند . این متکلمان و علما هستند که موضوعات را دسته بندی و نامگذاری می کنند و از آنها بحث می کنند . در فقه هم لفظ حجاب برای پوشش بانوان به کار نمی رود بلکه به جای آن لفظ (( ستر)) به کار می رود. ولی کلمه ی حجاب برای پوشش زن شایع و اصطلاح شده و در بحث پوشش بانوان در همین معنی اصطلاحی که پوشش است به کار می رود نه معنی لغوی آن که پرده باشد.
بعضی گمان کرده اند که حجاب اسلامی از آن جا که لغت حجاب به معنی پرده است یعنی در پرده بودن زن! و حجاب یعنی ((پرده نشینی)) و زن خوب زنی است که همیشه در خانه و پشت پرده باشد و بیرون نیاید ! همین تلقی از حجاب موجب افراطی هایی شده و نیز موجب شده تا بعضی که از اندیشه قرآنی اطلاع ندارند و یا دارند و خود را به نادانی می زنند حجاب را به ((پرده نشینی)) تعبیر کرده و به آن حمله کنند. در مکتوب حاضر هر جا لفظ حجاب به کار می رود معنی اصطلاح آن در نظر است یعنی پوشش نه معنی لغوی آن یعنی پرده .

حجاب برای مرد

اولین آیات حجاب برای مردهاست . نخست دستوراتی راجع به رعایت حریم خانه ی دیگران می دهد به این که هر کسی می خواهد وارد خانه ی دیگری شود با اجازه بگیرد و بر اهل خانه سلام کند و بعد وارد شود و نیز می فرماید اگر به در خانه ای بدون اطلاع رفتید و صاحب خانه گفت بازگردید بدون ناراحتی باز گردید. سپس می فرماید: (( ای پیامبر گرامی به مردان مومن بگو دیدگان خود را فرو پوشند دامن های خود را حفظ کنند که برای آن ها موجب پاکی و طهارت بیشتر روح جسمی است به درستی که خدا به آنچه می سازند آگاه است)).
چنان که دیده می شود اولین ایه امر به مردان است. قسمت اول ایه ی شریفه حجاب باطنی یعنی و حیا قسمت دوم حجاب ظاهری را بیان فرموده است . یعنی نه خود به نامحرم نگاه کنند و نه خود را در معرض نگاه دیگران بگذارند.

حجاب برای زنان

تا این جا حکم حجاب برای مردها تمام شده و حکم برای زنان شروع می شود. در ایه ی 31 سوره ی نور می فرمایید:
((
بهزنان مومن بگو که دیدگان خود را فرو پوشند و دامن های خود را حفظ کنند وزینت های اشکار نکنند مگر زینت های ظاهر را وسرو گریبان های خود مقعنه یا روسری بپوشانند و زینت های خود را اشکار نکنند مگر برای شوهران خود یا پدران خود پدران شوهرهای خود یا برادران خود یا پسران برادران خود یا از خود یا مملوکان خود یا مردان طفیلی که گرایش به زن ندارند یا کودکان غیر ممیزونیز پاهای خود را طوری به زمین نزنند که زینت هایی که پنهان کرده اند اشکار شود وای مومنان همگی به سوی خداوند توبه کنید که رستگار شوید)).
چنان که دیده می شود قسمت اول ایه که می فرماید:
((
بهزنان مومن بگو که دیدگان خود را فرو پوشند و دامن های خود را حفظ کنند و زینت های خود را اشکار نکنند مگر زینت های ظاهر را))
معنای تغییر ضمایر از مذکر به مونثدقیقا مطابق با آن چیزی است که مردان بیان فرموده یعنی زنان هم باید از نامحرم و بلکه از اندام ممنوعه ی زنان دیگر چشم پوشی بکنند و هم چنین حواس دیگر خود را نیز مواظبت کنند و دامن های خود را هم حفظ کنند و اندام در معرض دید نامحرم و بلکه اندام ممنوعه خود را در معرض دید دیگر هم نگذارند.

حضرت فاطمه(س) و حجاب
فاطمه (س) مظهر عفاف و تقوی سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است. روزی پیامبر (ص) از صحابه پرسید: چه چیز برای زنان از همه بهتر است. یاران ندانستند علی (ع) خدمت فاطمه (س) پاسخ داد:
همه بهتر این است که نه آنها مردان بیگانه را ببیند و نه مردان بیگانه آنها را . چه کسی این پاسخ را برای تو بیان کرد؟ عرض کرد: فاطمه (س) و حضرت فرمود: او پاره تن من است.
روشن است که علی پاسخ را می دانست و سوال از آن بزرگوار بقرای طرح مقاوم والا و مکانت عظیم فاطمه اطهر است.
جایگاه بلند و شخصیت والای حضرت زهرا(س) روشن تر از آن است که نیاز به گفتگو داشته باشد در روایاتی آمده است که به هنگام تولد لباسی از بهشت برای آن حضرت آورده شد و جسمش پوشش کامل یافت تازمینه برای تعالی روحش باشد. زهرای اطهر این برترین الگو زن و عالیترین چهره ی بشریت گواینکه فریاد گر علیه ظلم را پیشه دارد و ستم بر امام خویش را بر نمی تابد و از محدوده خانه پابه بیرون مینهد و در اجتماع حضور می یابد و با بلیغ ترین جمله ها از حق و حقیقت دفاع می کند اما این همه در نهایت آرزویم حیا و عفاف است: او در حالی که مقنعه را محکم به سر بسته و خود را در جامعه ای فراگیر پیچیده بود در جمع زنان بی هاشم در حالی که جامه های بلندش قدمها را پوشیده داشت با ابهت داشت با ابهت آزرم و متانت شگرفی قدم بر میداشت و برای همگان راه رفتن و اوگام زدن رسول الله (ص) را به یاد میاوردو ...
آن حضرت این شهادت را پس از رحلت نیز پاس می دارد و دستور می دهد قامت بی جانش را در حفاظی قرار دهند که حجم بدن نمایان نباشد. اسماء بنت عمیس می گوید: روزی فاطمه(س) به من فرمود: من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندی برای دفن می بردند و تنها پارچه ای بر روی او می افکندند که حجم بدن از پشت آن نمایان است ناراضی ام.
سماء گفت: من در سرزمین حبشه چیزی دیده ام که با آن جنازه مردگان را حمل می کنند شاخه هائی از درخت نخل را بر می دارند و به صورت تابوت مخصوصی در می آوردند، پارچه ای روی چوب های آن می افکندند سپس بدن را درون آن می گذاردند به گونه ای که بدن پیدا نمی شود.
هنگامی که فاطمه(س) این مطلب را شنید تبسم نمود و این تنها تبسم او بعد از وفات رسول(ص) بود.
به جهت اهمیت موضوع چنین وصیت فرمود: برای من تابوتی تهیه کن که در موقع حمل جنازه بدنم پیدا نباشد و طرز ساختنش چنین و چنان باشد. این بانوی اطهر با این همه عظمت و جلالت و حراست از جایگاه بلند عفاف در زندگی چون وارد قیامت شود فریادی بر خواهد آمد که: ای مردم چشم هایتان را ببندید تا فاطمه(س) دختر رسول اکرم عبور نماید. پیروی از آن بزرگوار و الگوگیری آن حضرت در گرو آن است که زن مسلمان چون او حق را پاس دارد و بسان او از عفاف و حرمتش حراست کند و همانند آن حضرت پوشش کامل را رعایت نماید و وجود و زندگی و رفت و آمد و حضورش در جامعه نمادی از عفاف آزرم و شکوه باشد.

حجاب و نهضت عاشورا
در نهضت عاشورا نیز زنان حضوری جدی و نقشی عظیم دارند در عین عفاف آزرم و باشکوه پوشش
زنان در اوج مصائب و سختی ها حرمت عفاف و حجاب را پاس داشتند و به آخرین وصیت پیشوای بزرگ شهامت معلم بی بدیل شهادت امام حسین(ع) را که در آستانه رفتن به میدان نبرد آویزه گوش قرار دادند که فرمود: آماده مصیبت باشید، لباس های (روی) خود را بپوشید. بدانید خدا حامی شماست و از شما محفاظت می کند و از شر دشمنان نجاتتان می دهد و عاقبت امورتان را خیر می کند... بنگرید امام حسین(ع) در آخرین لحظات حیات زنان را به حجاب و پاس داشتن حرمتشان سفارش می کند. آنان نیز چنین می دانستند که غداره بندان سپاه یزید و آزمندان و بدسگالان ارتش بنی امیه اسیر زرق و برق دنیاست زیورآلات خود را بسوی آنان پرتاب کردند تا در پی غارت آنان قدر بیاسایند. زینب(س) که پیام آور این حماسه و قافله سالار این پیامبران نور است در کوفه و برای بیداری وجدان ها و لرزاندن دلها و بهوش آوردن خفتگان در عین عفاف آزرم سخن گفت: کلام والای زینب(س) و منش والای او به هنگام سخن گفتن به گونه ای بود که گفتند: بخدا سوگند که هرگز زن با آزرمی را ندیدیم که از زینب شیوانر سخن بگوید. آن حضرت با همه شکوه و شهامت در مجلس یزید بپا خاست و پرده دری آن مدعی خلافت را بر سرش کوفت و فریاد زد که: آیا عدالت همین است که زن و کنیزان خود را در پس پرده بنشانی و دختران رسول خدا(ص) را در مجلس بیگانگان بر پابداری. پرده زنان ما را هتک حرمت کردی و نقاب از چهره شان به غارت...







عوامل بد حجابی و بی حجابی
بی حجابی پدیده ای است اجتماعی که برای رسیدن به عوامل و علل آن باید با نگاهی اجتماعی مسائل و زمینه های آن را کاوید. این بحث از جهات مختلفی قابل توجه است و بی گمان در چگونگی پیدایش و رشد و گسترش آن نمی توان به یک یا چند عامل بسنده کرد. چنانکه راه حلهای این معضله ی اجتماعی را نیز نمی توان ساده انگارانه در مطلبی محدود کرد.
1-
تلاش استعمار در زدودن پوشش
2-
دگرگونی ارزش ها
3-
الگو های ناهنجار
4-
خلاء های درونی

منابع:
1-
آیات حجاب، عباس فتحی، جلد اول، انتشارات نسل سوم تهران، زمستان 1381
2-
حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، فتحیه فتاحی زاده، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، زمستان 1379
3-
مجله خانوادهی سبز، بهار 83، شماره 107

چهل حدیث درباره نماز از پیامبر

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.
 
 
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):
۱- الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن نماز، معراج مؤمن است.
کشف الاسرار، ج ۲، ص ۶۷۶
2- الصَّلاة نُورُ المُؤمِن
نماز نور مؤمن است.
نهج الفصاحه، ص ۳۹۶

3- 
عَلَمُ الایمَان الصَّلاة
علامت و نشانه ایمان نمازاست.
شهاب الاخبار، ص ۵۹

4- 
الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم نماز، پایه و ستون دین شماست.
میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۰
۵- عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة
نماز، پرچم اسلام است.
کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷

6- 
اِنَّ الصَّلاة قُربانُ المُؤمِن همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.
کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷
۷٫ موضِعِ الصَّلاة مِنَ الدِّین کَموضِعِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدجایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.
کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲
۸٫ الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه
نماز کلید بهشت است.
نهج الفصاحه، حدیث ۱۵۸۸

9. 
قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلاة
روشنی چشم من در نماز است.
نهج الفصاحه، ص ،۲۸۳ حدیث۱۳۴۳
۱۰٫ مَن حَافَظَ عَلَی الجَمَاعَه حِیثُمَا کَانَ مَرَّ عَلَی الصِّراطِ کَالبَرقِ الخَاطِفِ اللّامِع فِی أوَّلِ زُمرهِ مَعَ السّابِقِین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.
ثواب الاعمال، ص ۳۴۳
۱۱٫ إنَّ الله وَعَدَ أن یَدخُلَ الجَّنَّه ثَلاثَه نُفُورٍ بِغَیرحِسابٍ و یَشفَعُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم فِی ثَمانِینٍ الفاً، المُؤذِّن و الامام، و رَجُل یَتَوَضَّا ثُمَّ یَدخُل المَسجِد فَیُصَلِّی فِی الجَماعَه همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر یک از این سه گروه (روز قیامت) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآن ها عبارتند از: ۱- مؤذن ۲- امام جماعت ۳- کسی که وضو بگیرد، سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.
مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸
۱۲٫ التَّکبِیرهَ الأولی مَعَ الامامِ خَیرٌ مِنَ الدُّنیا وَ مَا فِیهَا
تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است.
مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸
۱۳٫ إنَّ الله یَستَحیِیَ مِن عَبدِهِ إذا صَلَّی فِی جَماعَهٍ ثُمَّ سَألَهُ حَاجَهً أن یَنصَرف حَتّی یَقضِیهَازمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، و هنگامی  که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش را برآورد.
بحار الانوار، ج ۸۸ ص ۴

14. 
مَن حَافَظَ عَلی الصَّفِ الاَوَّل وَ التَّکبِیرَهِ الأولی لایُؤذِی مُسلِماً، أعطَاهُ الله مِن الاجرِ مَا یُعطِی المُؤذِّنُون فِی الدُّنیا و الآخِره
کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی را اذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذنین در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.
وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۳۸۷
۱۵٫ ألا أنَّ الصَّلاهَ مَأدَبَهُ الله فِی الارضِ قَد هَنَأهَا لِاَهلِ رَحمَتِه فِی کُلِّ یَومٍ خَمسَ مَرّات آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی  پنج  بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت) گوارا نموده است.
مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۱۷۰
۱۶٫ الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ
نماز (به منزله) رأس اسلام است.
بحار الانوار، ج ,۱۷ ص ۱۲۷میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۶۷
۱۷٫ اَوَّلَ مَا یَسألُونَ عَنهُ الصَّلواتِ الخَمسِ اولین چیزی که از انسان ها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است.
کنز العمّال، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۹
18. الصَّلاهُ نورٌ
نماز، روشنی است.
میزان الحکمه، ج۱۰ ص ۲۳۴
۱۹٫ إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَی الله – عَزَّوجلّ-  الصَّلاهُ و البِرُّ و الجَهادِ
همانا، محبوب ترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاد در راه خداست.
وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۷

20. 
صَلاهُ الرَّجُلِ تَطَوُعاً حَیثُ لایَراهُ النّاس تَعدِلُ صَلاتُهُ عَلی أعیُنِ النّاسِ خَمساً و عَشرِین نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.
نهج الفصاحه ص ۳۹۱

21. 
بِالصَّلاهِ یَبلُغُ العَبد إلَی الدَّرَجَهِ العُلیاءِ لأنَّ الصَّلاهَ تَسبِیحٌ و تَهلِیلٌ و تَحمِیدٌ و تَکبِیرٌ و تَمجِیدٌ و تَقدِیسٌ و قُولٌ و دَعوهٌبه وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.
بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ جامع احادیث الشیعه، ج۴، ص ۲۲

22. 
نَومٌ عَلَی عِلمٍ خَیرٌ مِن صَلاهٍ عَلَی جَهلٍ
خواب باعلم بهتر از نماز با جهل است.
نهج الفصاحه، ص ۶۳۳

23. 
الصَّلاهُ أُنس فِی قَبرِه و فَراشٌ تَحتَ جَنبِه و جَوابٌ لِمُنکَرٍ و نَکِیرنماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.
بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲

24. 
الصَّلاهُ زَادَ لِلمُؤمِنِ مِنَ الدُّنیا إلَی الأخِره
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد.
بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۳۲
۲۵٫  الصَّلاهُ إجابةٌ لِلدُّعاءِ و قَبُولٌ لِلأعمَال نمازموجب اجابت دعا و قبولی اعمال است.
بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۱

26. 
الصَّلاهُ سلاحٌ عَلَی الکَافرنماز سلاح مؤمن علیه کافراست.
بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۵۶و ۲۳۱
۲۷٫ مَثَلُ الصَّلاهُ الخَمسِ کَمِثلِ نَهرٍ جارٍ، عذب عَلی بَابِ أحدُکُم یَغتَسِلُ فِیه کُلَّ یَومٍ خَمسَ مَرّاتٍ فَما یَبقَی ذالِک مِنَ الدَّنَس نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.
کنز العمال، ج ۷، ص ۲۹۱ حدیث ۱۸۹۳۱
۲۸٫ الصَّلاهُ تَسوَدُّ وَجه الشَّیطان نماز چهره شیطان را سیاه می کند.
نهج الفصاحه، ص ۳۹۶
۲۹٫  لاصَلوهَ لِمَن لایُطِعِ الصَّلاه، و طَاعَهُ الصَّلاهُ أن تَنهَی عَنِ الفَحشاء و المُنکر
کسی که مطیع نماز نباشد، نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منکر است.
بحار الانوار، ج۸۲ ص ۱۹۸
۳۰٫  قَال الله تَعالَی: إفتَرضتَ عَلَی أُمَّتِکَ خَمسَ صَلواتٍ و عَهدتُ عِندِی عَهداً إنَّهُ مَن حَافَظَ عَلیهِنَّ لِوَقتِهِنَّ أدخَلتَه الجَنَّهَ و مَن لَم یُحافِظ عَلیهِنَّ فَلا عَهدَ لَهُ عِندِی خداوند متعال فرمود: نمازهای پنج گانه را بر امت توواجب کردم و با خود پیمان بستم که هر کس مراقب آن نمازها و وقت آنها باشد، او را به بهشت داخل نمایم، و کسی که مراقب آنها نباشد، من تعهدی نسبت به او ندارم.
کنز العمال، ج ۷، ص۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷۲
۳۱٫ یَا أباذر! مَادُمتَ فِی الصَّلاهِ فِإنَّکَ تَقرَعُ بَابُ المُلکِ الجَبَّار و مَن یَکثُر قَرعَ بابِ المُلک فَإنَّه یَفتَح لَه
ای ابوذر! تاهنگامی  که در نماز هستی درب خانه ملک جبار را می کوبی ، و هر کس درب خانه ملک را بسیار بکوبد، به رویش باز می شود.
بحار الانوار، ج ,۷۷ ص۸۰ میزان الحکمة، ج ۵، ص ۳۷۷
۳۲٫  لایَزالُ الشَّیطان یَرعَبُ مِن بَنِی آدَمَ حَافَظ عَلَی الصَّلَواتِ الخَمسِ فَإذا ضَیَّعَهُنَّ تَجرَءُ عَلَیه و أوقَعَهُ فِی العَظائِم
تا وقتی که فرزندان آدم، نمازش را به دقت و با شرایط و آداب می خواند، شیطان پیوسته از او در وحشت و هراس است؛ پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره انداخته و وی را گرفتار می کند.
بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۰۲
۳۳٫ لَوکَانَ عَلی بَابِ دارِ أحَدُکُم نَهرُ و اغتَسَلَ فِی کُلِّ یَومٍ مِنهُ خَمسَ مَرّات أکَانَ یَبقی فِی جَسَدهِ مِن الدّرنِ شَیءٌ؟ قُلتُ: لا. قَالَ: فَإنَّ مِثلَ الصَّلاةِ کَمِثلِ النَّهر الجَارِی کُلَّما صَلّی صَلاة کَفَرَت مَا بَینَهُما مِنَ الذُّنُوبِ
اگر در کنار خانه شما نهری باشد و در روز پنج نوبت خود را در آن شست و شو دهید، آیا در بدن شما چیزی از آلودگی ها می ماند؟ هرگز! (انسان از آلودگی پاک می شود) نماز نیز مثل نهر جاری و روانی است که هرگاه بر پا می شود گناهان را می شوید و از بین می برد.
وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۷
۳۴٫  قُم فَصَلِّ فإنَّ فِی الصَّلاهِ شِفاء
بر خیز و نماز به جا آور! پس همانا در نماز شفا است.
جامع احادیث الشیعه، ج ۴، ص ۲۸
۳۵٫ الصَّلاة کَفّارَةُ الخَطایا ثُمَّ قَرَأَ: " إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ"نماز کفاره گناهان می باشد. سپس آن حضرت این آیه را خواند که :"حسنات سیئات را از بین می برد".
تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص ۲۴۸
۳۶٫ نَوِّرُوا مَنازِلَکُم بِالصَّلاة و قَرائَةِ القُران
به خانه هایتان با خواندن نماز، و قرائت قرآن، نورانیت ببخشید.
کنز العمال، ج ۱۵، ص ۳۹۲، حدیث ۴۱۵۱۸

37. 
مَا مِن صَلاةٍ یحضََر وَقتَها إلّا نَادی مَلَکٌ بَینَ یَدَیِ النّاسِ: أیُّها النّاس! قُومُوا إلی نِیرانِکُم الَّتِی أوقَدتُمُوها عَلی ظُهُورِکُم فَاطفَئُوها بِصَلاتِکُم
هیچ نمازی نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای درپیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خودافروخته اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.
محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۳۹

38. 
إنَّ الصَّلاة تَأتِی إلَی المَیِّتِ فِی قَبرِه بِصُورَةِ شَخصٍ أنوَرِ اللَّونِ یُونِسُه فِی قَبرِه و یَدفَع عَنهُ أهوالَ البَرزَخ
نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشتهای برزخ را از اوبرطرف می کند.
لآلی الاخبار، ج ۴، ص ۱، الحکم الزاهره، ص ۲۸۳
39-إذا أقامَ العَبدُ المُؤمِن فِی صَلاتِه نَظَرَالله – عزَّ و جلّ – إلَیه
وقتی بنده مؤمن به نماز می ایستد، خداوند سبحان به او نظر می کند.
وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۱
40- کَانَ رسُول الله (صلی الله علیه و اله) یَمسَحُ مَناکِبَنا فِی الصَّلاة و یَقُول: إستَوُوا و لاتَختَلِفُوا فَتَختَلِفَ قُلُوبُکم
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) شانه های نمازگزاران را در نماز جماعت می گرفت و منظم می کرد، و می فرمود: مساوی و منظم باشید، نامنظم و جدا از هم نباشید که قلب های شما از یکدیگر جدا می شود.
 
احکام نماز
 
1- اگر نمازگزار پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود و بدنش آرام گیرد عمداً ذکر رکوع را بگوید، نمازش باطل است.
2- اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد نمازش باطل است.
3- واجب است نمازگزار بعد از رکوع بطور کامل بایستد و سپس به سجده برود و چنانچه عمداً بطور کامل نایستد نمازش باطل است.
4- اگر کسی پیش از آنکه پیشانی اش به زمین برسد و آرام گیرد، عمداً ذکر سجده را بگوید، نمازش باطل است و چنانچه از روی فراموشی باشد باید دو باره در حال آرام بودن، ذکر را بگوید.
5- نمازگزار باید بعد از تمام شدن ذکر سجده اول بنشیند تا بدن آرام گیرد و دو باره به سجده رود.
6- اگر نمازگزار پیش از تمام شدن ذکر، عمداً سر از سجده بردارد نمازش باطل است.
7- بهتر است در نماز بر خاک قبر امام حسین (ع) سجده کنیم که یادآور جهاد و شهادت برترین انسانها، در راه مکتب اسلام است و این عمل، هر روز به ما درس ایثار وفداکاری می دهد.
8- سجده برای غیر خدا حرام است؛ چرا که سجده حالت بندگی انسان است و عبادت و بندگی تنها در پیشگاه پروردگار و به دستور او صحیح است.
 
 
 برخی از مستحبات نماز
1- پس از تمام شدن قرائت و قبل از رکوع، مستحب است "الله اکبر" بگوییم.
2- بعد از برخاستن از رکوع، مستحب است "الله اکبر" بگوییم و بهتر است این جمله را هم بگوییم: "سمع الله لمن حمده".
3- قبل از سجده ها و بعد از آنها، مستحب است "الله اکبر" بگوییم.
4- بین دو سجده مستحب است بگوییم:
"استغفر الله ربی واتوب الیه"
5- در پایان هر رکعت و هنگام برخاستن برای رکعت بعد، مستحب است بگوییم: "بحول الله وقوته اقوم واقعد". 
 
 
تعقیب نماز
تعقیب نماز، ادامه دادن حالت عبادت است بعد از نماز.
مستحب است انسان، بعد از نماز، مقداری مشغول گفتن ذکر و خواندن دعا و قرآن شود ولازم نیست دعاها را به عربی بخواند و از بهترین تعقیبها، برای همه نمازها، تسبیحات معروفی است که پیامبر اکرم (ص) به دختر گرامیش حضرت زهرا (ع) آموخت و به "تسبیحات حضرت زهرا" معروف است، و آن عبارت است از:
 الله اکبر...............................34 مرتبه
الحمد لله..............................33 مرتبه
سبحان الله...........................33 مرتبه
 ونیز مستحب است، سجده شکر بجا آوریم؛ یعنی به قصد شکر نعمتهای پروردگار، به سجده رفته وصد مرتبه یا سه مرتبه و یا یک مرتبه بگوییم: "شکراً لله".
 
 
نماز جماعت

یکی از مراسم پرشگوه و با عظمت اسلامی، "نماز جماعت" است.
نماز جماعت تجلی وحدت مسلمانان و تشکل آنان در هر صبح و شام است. در روایات اسلامی برای شرکت در نماز جماعت، ثواب بسیاری شمرده شده است، تا جایی که اگر تعداد نمازگزاران، بیش از ده نفر باشد، ثواب آن قابل شمارش نیست. در احکام اسلامی نیز به مسائل بسیاری بر می خوریم که حکایت از اهمیت بسیار زیاد نماز جماعت دارد و در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- شرکت در نماز جماعت برای همه کس مستحب است، به خصوص برای همسایه مسجد.
2- سزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.
3- شرکت نکردن در نماز جماعت، از روی بی اعتنایی جایز نیست.
4- مستحب است، انسان، صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.
5- نماز جماعت، از نماز اول وقت، که به تنهایی خوانده می شود برتر است، هرچند نماز جماعت اول وقت خوانده نشود.
6- نماز جماعتی که مختصر خوانده می شود، از نماز طولانی که به جماعت نیست، بهتر است.
7- وقتی که جماعت برپا می شود، کسی که نمازش را به تنهایی خوانده مستحب است دو باره به جماعت بخواند.
با توجه به مسائلی که بیان شد، به اهمیت نماز جماعت پی می بریم. پس بکوشیم تا از اجتماع هر روز مسلمانان جدا نمانیم و از ثواب بسیار زیاد آن محروم نشویم.
 
 

احکام نماز جماعت

1- در نماز جماعت، یک نفر با تقوا که نماز را بطور صحیح می خواند، به عنوان امام جماعت، پیشاپیش جمعیت ایستاده و قبل از دیگران نماز را شروع کرده و دیگران در نماز از او پیروی می کنند.
2- کمترین افراد برای تشکیل نماز جماعت، دو نفر می باشد که یک نفر "امام جماعت" و دیگری "مأموم" است.
3- در رکعت اول و دوم نماز، وقتی که امام جماعت حمد وسوره را می خواند. بر دیگران لازم نیست، حمد و سوره را بخوانند بلکه به قرائت امام گوش فرا می دهند ولی بقیه اعمال نماز را باید انجام دهند.
4- مأموم نباید پیش از امام، نماز را شروع کند و کارهای نماز مانند رکوع وسجده را هم نباید جلوتر از او انجام دهد.
5- مأموم نباید جلوتر از امام جماعت باشد، بلکه کمی عقب تر می ایستد.
6- فاصله بین امام و مأموم وصف ها نباید زیاد باشد.
7- اگر برای نماز جماعت، اذان و اقامه گفته باشند، بر مأموم، خواندن آنها مستحب نیست.
 
نماز جمعه

یکی از نمازهایی که باید به جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی توان خواند، نماز بسیار با عظمت جمعه است.
نماز جمعه زیباترین گردهمایی هفتگی مسلمانان و عالی ترین عبادت سیاسی هر هفته خداپرستان است.
در این نماز، امام جمعه نمازگزاران را به تقوا و پاکدامنی توصیه می کند و آنها را با مسائل سیاسی و اقتصادی جهان اسلام آگاه می سازد.
حضرت امام خمینی (قدس سره) در باره اهمیت این اجتماع باشکوه، چنین نگاشته اند:
"نماز جمعه و دو خطبه آن، از مراسم بزرگ مسلمانان است؛ مانند مراسم حج. وافسوس که مسلمانان از وظایف مهم سیاسی – اسلامی خود در این مراسم غفلت کرده اند. اسلام با تمام امورش، دین سیاست است و این مطلب برای هر کس که آگاهی کمی از احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی واقتصادی اسلام داشته باشد آشکار است و هرکس گمان کند که دین از سیاست جداست فردنادانی است که نه اسلام را شناخته و نه سیاست را".

احکام نماز جمعه

1- نماز جمعه دو رکعت است (مانند نماز صبح) و دو قنوت مستحبی دارد؛ یکی در رکعت اول، قبل از رکوع و دیگری در رکعت دوم، پس از رکوع.
2- نماز جمعه، اول ظهر روز جمعه و به جای نماز ظهر خوانده می شود.
3- خواندن دو خطبه، توسط امام جمعه، قبل از نماز، واجب است.
4- وقتی که امام جمعه، خطبه های نماز جمعه را می خواند، بر شرکت کنندگان واجب است، به خطبه ها گوش دهند، و سخن گفتن به هنگام ایراد خطبه ها مکروه است، بلکه اگر به سبب سخن گفتن، نتواند به خطبه ها گوش دهد، سکوت لازم است. همچنین هنگام ایراد خطبه ها، خواندن نماز مستحبی یا کتاب و روزنامه و انجام دادن کارهایی که مانع گوش دادن به خطبه ها است، خلاف است.
5- اگر کسی به خطبه اول یا هر دو خطبه نرسد، بازهم، شرکت در نماز جمعه فضیلت دارد و جایگزین نماز ظهر می شود.
 
نماز مسافر

1- انسان باید در سفر، نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت (شکسته) بخواند، به شرط آنکه مسافرتش از هشت فرسخ که حدود 45 کیلومتر است کمتر نباشد.
2- اگر مسافر از جایی که نمازش تمام است، مثل وطن حد اقل، چهار فرسخ می رود و چهار فرسخ برمی گردد، نمازش در این سفر هم شکسته است.
3- اگر انسان به جایی سفر کند و بخواهد در آن جا ده روز یا بیشتر بماند باید نماز را تمام بخواند و چنانچه کمتر از ده روز می ماند نمازش در آنجا شکسته است ولی در بین راه هنگام رفتن یابرگشتن از سفر، نماز را باید شکسته بخواند.
4- در وطن باید نماز را تمام بخواند، هر چند کمتر از ده روز در آنجا بماند مثلا از مسافرتی برگشته وچند روزی در وطن می ماند و دو باره به مسافرت می رود.
5- وطن، شهر یا روستایی است که انسان برای زندگی همیشگی خود اختیار کرده است، خواه در آنجا به دنیا آمده باشد و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده است.
6- اگر انسان به جایی سفر کند ونداند در آنجا ده روز می ماند یا نه، اگر با همین حال سی روز در آنجا بماند، پس از سی روز باید نماز را تمام بخواند.
 
 
نماز آیات

وقتی خورشید یا ماه بگیرد یا زلزله ای رخ دهد، بر خدا پرستان است که به خدای خود پناه آورده، دو رکعت "نماز آیات" بجا آورند. گزاردن چنین نمازی کنایه از این است که اینگونه حوادث نشانه هایی از قدرت الهی و نظم و حساب دقیق عالم طبیعی است.
خواندن این نماز، انسان را از خُرافات و خیال های بیهوده باز می دارد و متوجه آفریدگار هستی می نماید و همچنین سبب فرونشستن ترس و دلهره وآرامش دل ها می شود.

چگونگی نماز آیات

نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و قبل از هر رکوع حمد و سوره خوانده می شود و یا سوره ای را پنج قسمت کرده و قسمت اول را قبل از رکوع اول، بعد از حمد می خوانیم وبه رکوع می رویم، سپس از رکوع برخاسته و بدون خواندن حمد قسمت دوم آن سوره را می خوانیم و به رکوع می رویم، پس از رکوع قسمت سوم آن را می خوانیم و باز به رکوع می رویم سپس می ایستیم و همچنین تا رکوع پنجم و سپس به سجده می رویم و رکعت دوم را هم به همین ترتیب بجا می آوریم.
اکنون به عنوان نمونه، نماز آیات را به شکل کوتاه آن با تقسیم سوره "اخلاص" بیان می کنیم:
- با گفتن "الله اکبر" نماز را شروع می کنیم.
- بعد از تکبیر، سوره حمد را می خوانیم و پس از حمد "بسم الله الرحمن الرحیم" را می گوییم.
- سپس به رکوع می رویم (در تمام رکوع ها باید ذکر رکوع گفته شود).
- از رکوع سر بر می داریم و بدون آنکه سوره حمد را بخوانیم، می گوییم: "قل هو الله احد".
- بعد به رکوع دوم می رویم.
- پس از رکوع دوم می خوانیم: "الله الصمد".
- باز به رکوع می رویم.
- پس از رکوع سوم می خوانیم: "لم یلد ولم یولد".
- باز به رکوع رفته، پس از رکوع چهارم می خوانیم:
"ولم یکن له کفواً احد".
- سپس رکوع پنجم را بجا آورده، سر از رکوع برداشته و به سجده می رویم.
- پس از سجده دوم، یک رکعت دیگر، مانند رکعت اول بجا می آوریم و با تشهد و سلام، نماز را تمام می کنیم.

قنوت نماز آیات

در نماز آیات هم خواندن قنوت مستحب است و زمان آن، در رکعت دوم، بعد از تمام شدن سوره، قبل از رکوع پنجم، است.
 
نماز بر میت

هرگاه مسلمانی، از دنیا برود، پس از انجام غسل و کفن، باید بر او نماز بخوانند، این نماز ممکن است توسط یک نفر خوانده شود و یا افرادی آن را به جماعت بخوانند.

چگونگی نماز میت

میت را باید روبروی نمازگزار طوری قرار دهند که وقتی برای نماز رو به قبله می ایستد، سر میت طرف راست نمازگزار باشد.
این نماز رکوع و سجده وتشهد و سلام ندارد و تنها، پنج تکبیر و چند ذکر و دعاست. بدین ترتیب که نمازگزار با نیت و گفتن "الله اکبر" نماز را شروع می کند.
سپس می گوید:
"اشهدُ ان لا اله الا اللهُ وان محمداً رسول الله"
بعد از آن، تکبیر دوم را می گوید و بعد می خواند:
"اللهم صل علی محمد وال محمد"
وبعد از تکبیر سوم باید بگوید:
"اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات"
وبعد از تکبیر چهارم می گوید:
"اللهم اغفر لهذا المیت"
وبعد تکبیر پنجم را بگوید و با گفتن تکبیر پنجم، نماز هم تمام می شود.
نماز میت اگر به همین مقدار خوانده شود، کافی است، گرچه بهتر است دعاها وذکرهای مفصل آن خوانده شود.
 
نمازهای مستحبی

چنانکه گذشت، نمازهای مستحبی بسیار است و در این نوشته نمی گنجد، ولی از آنجا که عاشقان مایلند در اوقات فراغت، به مستحبات بپردازند، برخی از آنها را می آوریم: ناگفته نماند که به نماز مستحبی "نافله" نیز می گویند.
 
نافله های روزانه

نافله نماز صبح: دو رکعت پیش از نماز صبح.
نافله نماز ظهر: هشت رکعت (چهار رکعت نماز دو رکعتی) پیش از نماز ظهر.
نافله نماز عصر: هشت رکعت، پیش از نماز عصر.
نافله نماز مغرب: چهار رکعت، بعد از نماز مغرب.
نافله نماز عشا: دو رکعت بعد از عشا (نشسته خوانده می شود).
در بین این نمازها، نافله نماز صبح و نافله نماز عشا ثواب بیشتری دارد و سفارش زیادتری نسبت به آنها شده است.

نماز شب

نماز شب یازده رکعت است که از نیمه شب تا اذان صبح خوانده   می شود و ثواب بسیار دارد، بدین ترتیب:
هشت رکعت (چهار نماز دو رکعتی) به نیت نافله شب.
دو رکعت به نیت نماز شفع.
یک رکعت به نیت نماز وتر.

نماز غفیله

یکی دیگر از نمازهای مستحبی، نماز غفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده می شود.

آموزش نماز
 
 تکبیرة الاحرام
 
"نماز" با گفتن "الله اکبر" آغاز می شود، گفتن "الله اکبر" در آغاز نماز به معنای جدایی از غیر خدا و پیوستن به اوست.
اعلام بزرگی پروردگار و دوری جستن از تمام قدرتهای دروغین است.
با این تکبیر به حریم نماز وارد می شویم و برخی کارها بر ما حرام می شود.
 
 هنگامی که نماز را شروع می کنیم باید متوجه باشیم که چه نمازی را می خوانیم؛ مثلا نماز ظهر است یا عصر و آن را تنها برای اطاعت فرمان خداوند بجا آوریم که این همان "نیت" است و از اجزای اصلی نماز به شمار می آید.
 از آغاز تا پایان نماز باید از این کارها که نماز را باطل می کند بپرهیزیم:
1- خوردن و آشامیدن.
2- روی از قبله برگرداندن.
3- سخن گفتن.
4- خندیدن.
5- گریستن.
6- بهم زدن صورت نماز. مثل راه رفتن.
7- کم یا زیاد کردن اجزای اصلی نماز؛ مانند رکوع.
هنگام گفتن "الله اکبر" مستحب است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببریم.
 
قرائت
 
پس از گفتن "الله اکبر" سوره حمد را می خوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
 
(الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ  الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ  مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهدِنَــــا الصِّرَاطَالمُستَقِیمَ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّی    قرائت پس از سوره حمد، یک سوره دیگر از قرآن را می خوانیم به عنوان نمونه، می توان سوره توحید را خواند:
سوره توحید
بسم الله الرحمن الرحیم
(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ )
 
پسرها و مردان باید نماز صبح و مغرب و عشا، حمد و سوره را (در رکعت اول و دوم) بلند بخوانند ولی دخترها وبانوان، اگر نا محرم صدای آنان را نشنوند می توانند بلند بخوانند و در نماز ظهر عصر همه باید حمد وسوره را آهسته بخوانند.
انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسی که اصلا نمی تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که می تواند بخواند و بهتر آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.
 
رکوع
پس از تمام شدن حمد وسوره سر به رکوع خم می کنیم و دستها را به زانوها می گذاریم و می گوییم:
"سبحان ربی العظیم وبحمده"
و یا می گوییم: "سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله"
 
سجده
سپس سر از رکوع برداشته (می ایستیم) و آنگاه به سجده می رویم و هفت عضو بدن؛ یعنی پیشانی، کف دو دست، سر زانوها و نوک انگشتان بزرگ پا را بر زمین گذاشته و می گوییم:
"سبحان ربی الاعلی وبحمده"
یا "سبحان الله" را سه مرتبه تکرار می کنیم.
در سجده نماز، باید پیشانی را روی خاک یا سنگ یا چیزهای دیگری از زمین بگذاریم.
سجده بر چیزهایی که از زمین می روید و برای خوراک و پوشاک انسان مصرف نمی شود نیز صحیح است.
مهر نماز که بیشتر در بین ما معمول است، در حقیقت قطعه خاک پاکیزه ای است که نمازگزار همراه خود دارد تا برای سجده، پیشانی را روی آن بگذارد.
 
سجده دوم
پس از سجده اول ، می نشینیم و بار دیگر به سجده رفته و سجده دوم را مانند سجده اول بجا می آوریم.
با تمام شدن سجده دوم، یک رکعت نماز به پایان می رسد؛ یعنی تا بدینجا، رکعت اول نماز را خوانده ایم، بنابراین بطور خلاصه، رکعت اول نماز عبارت است از:
1- تکبیره الاحرام (گفتن "الله اکبر" در آغاز نماز).
2- قرائت (خواندن حمد و سوره).
3- رکوع و ذکر آن.
4- دو سجده و ذکر آنها.
 
رکعت دوم
پس از تمام شدن رکعت اول نماز، بدون آن که صورت نماز به هم بخورد و یا فاصله ای ایجاد شود، از جا برخاسته، بار دیگر می ایستیم و حمد و سوره را به همان ترتیبی که در رکعت اول نماز گفته شد، می خوانیم.
 
قنوت
در رکعت دوم نمازهای روزانه، بعد از تمام شدن حمد و سوره و قبل از رکوع، مستحب است، دستها را روبروی صورت گرفته ودعایی بخوانیم؛ این عمل را "قنوت" گویند.
در قنوت می توان این دعا را خواند:
"ربنا آتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسن وقنا عذاب النار"
پیامبر خدا (ص) فرمود: "کسی که قنوت نمازش طولانی تر باشد، حسابرسی او در روز قیامت راحت تر است".
پس از قنوت، رکوع وسجده ها را مانند رکعت اول بجا می آوریم.
 
تشهد
در رکعت دوم هر نماز، پس از تمام شدن سجده دوم باید در حالی که رو به قبله نشسته ایم "تشهد" بخوانیم؛
یعنی بگوییم:
"اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده ورسوله اللهم صل علی محمد وال محمد"
 
 
 
سلام
تا اینجا رکعت دوم نماز هم تمام می شود و اگر نماز دو رکعتی باشد؛ مانند نماز صبح، بعد از تشهد، با گفتن سلام، نماز را تمام می کنیم؛ یعنی می گوییم:
السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته
السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
 
اکنون نماز صبح را فرا گرفتیم و چنانچه نمازی که می خوانیم سه رکعتی یا چهار رکعتی باشد، باید در رکعت دوم، بعد از خواندن تشهد، بدون آن که سلام نماز را بگوییم، بایستیم و رکعت سوم نماز را بخوانیم.
 
رکعت سوم
رکعت سوم نماز هم مانند رکعت دوم است، با این تفاوت که در رکعت دوم باید با حمد و سوره بخوانیم، ولی در رکعت سوم، سوره و قنوت ندارد و فقط "حمد" را می خوانیم و یا به جای حمد، سه مرتبه می گوییم:
"سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ"
 
پس اگز نماز مغرب می خوانیم، باید بعد از سجده دوم (در رکعت سوم) تشهد بخوانیم وبا سلام، نماز را پایان دهیم.
 
رکعت چهارم
اگر نمازی که می خوانیم چهار رکعتی باشد؛ یعنی: نماز ظهر یا عصر یا عشا؛ پس از سجده ها (در رکعت سوم) بدون آن که تشهد یا سلام را بخوانیم، می ایستیم و رکعت چهارم را مانند رکعت سوم انجام می دهیم و در پایان نماز؛ یعنی پس از سجده دوم می نشینیم و تشهد و سلام را می خوانیم و نماز را تمام می کنیم.
 
خلاصه نماز
 
اکنون که چگونگی نمازهای روزانه بیان شد، یاد آوری این نکته لازم است که؛ آنچه در نماز خوانده می شود و یاد گرفتن آنها لازم است، تنها بیست جمله می باشد، پس یادگیری نماز را دشوار ندانیم، و این دستور زندگی ساز اسلام را کوچک نشماریم بلکه با چند ساعت صرف و چند مرتبه تکرار این جملات، به آسانی می توان نماز را فراگرفت. برای توجه بیشتر، با حذف جمله های تکراری، بیست جمله واجب نماز را یاد آور می شویم:
 
1-   "اللهُ اَکبَر"
2-   بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِیمِ
3-   الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
4-   الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ
5-   مَـالِکِ یَوْمِ الدِّینِ
6-   إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
7-   اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ
8-   صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ
9-   غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ
10- قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
11- اللَّهُ الصَّمَدُ
12- لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ
13- وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ
14- سُبحانَ ربٌی العظیمِ وَبحمدهِ
15- سُبحانَ ربٌی الاعلی وَبحمدهِ
16- اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ
17- واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ ورَسُولُهُ
18- اللهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد
19- سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ
20- السٌلامُ عَلیکُم ورحمة اللهِ وبرکاتُهُ
 
ترجمه نماز
 
  •                "اللهُ اَکبَر": "خداوند از هر کس و هر چند بزرگتر است".
  •                بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِیمِ: "بنام خداوند بخشنده مهربان".
  •                الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ: "ستایش، مخصوص پرودگار جهانیان است".
  •                الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ: "خدای بخشنده و مهربان".
  •                مَـالِکِ یَوْمِ الدِّینِ: "صاحب روز پاداش (قیامت)".
  •                إیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ: "تنها تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم".
  •                اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ: "ما را به راه راست هدایت فرما".
  •                صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ : "راه آنان که به آنها نعمت دادی".
  •               غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ: "نه راه کسانی که بر آنها خشم شده است".
  •                 وَلاَ الضَّالِّینَ: "و نه راه گمراهان".
  •               قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ : "بگو اوست خدای یکتا".
  •               اللَّهُ الصَّمَدُ : "خدای بی نیاز".
  •               لمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ: "خدایی که نه فرزند کسی است و نه فرزندی دارد".
  •               وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ: "وهیچ کسی، همتای او نیست".
  •               سُبحانَ ربٌی العظیمِ وَبحمدهِ: "پروردگار بزرگ من پیراسته و منزه است و او را ستایش می کنم".
  •               سُبحانَ ربٌی الاعلی وَبحمدهِ: "پروردگار من از همه کس بالاتر و منزه است و او را می ستایم"
  •              اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ: "گواهی می دهم که جز آفریدگار، خدایی نیست و یکتا و بی همتاست و شریک ندارد".
  •               واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ ورَسُولُهُ: "وگواهی می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده خداوند است".
  •              اللهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد: "خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست".
  •              سُبحانَ اللهِ والحَمدُ للهِ وَلا اِلهَ الاّ اللهُ واللهُ اکبرُ: "خداوند از هر عیبی پاک و منزه است و حمد و سپاس مخصوص      خداوند است و جز او پروردگاری نیست و خدا بزرگتر و برتر از هر چیز است".
  •            السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته: "سلام و رحمت و برکات پروردگار بر تو باد ای پیامبر". 
  •             السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین: "سلام بر ما (نمازگزاران) و بر بندگان نیکوکار خداوند".
  •              السٌلامُ عَلیکُم ورحمة اللهِ وبرکاتُهُ: "سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما (مؤمنین) باد".
  •             ربنا اتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسنة وقنا عذاب النار: "پروردگارا!: هم دنیا و هم در آخرت، به ما نیکی عنایت فرما و ما را از عذاب آتش جهنم نگه دار".
احکام نماز
1- اگر نمازگزار پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود و بدنش آرام گیرد عمداً ذکر رکوع را بگوید، نمازش باطل است.
2- اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد نمازش باطل است.
3- واجب است نمازگزار بعد از رکوع بطور کامل بایستد و سپس به سجده برود و چنانچه عمداً بطور کامل نایستد نمازش باطل است.
4- اگر کسی پیش از آنکه پیشانی اش به زمین برسد و آرام گیرد، عمداً ذکر سجده را بگوید، نمازش باطل است و چنانچه از روی فراموشی باشد باید دو باره در حال آرام بودن، ذکر را بگوید.
5- نمازگزار باید بعد از تمام شدن ذکر سجده اول بنشیند تا بدن آرام گیرد و دو باره به سجده رود.
6- اگر نمازگزار پیش از تمام شدن ذکر، عمداً سر از سجده بردارد نمازش باطل است.
7- بهتر است در نماز بر خاک قبر امام حسین (ع) سجده کنیم که یادآور جهاد و شهادت برترین انسانها، در راه مکتب اسلام است و این عمل، هر روز به ما درس ایثار وفداکاری می دهد.
8- سجده برای غیر خدا حرام است؛ چرا که سجده حالت بندگی انسان است و عبادت و بندگی تنها در پیشگاه پروردگار و به دستور او صحیح است.
 
 
 برخی از مستحبات نماز
1- پس از تمام شدن قرائت و قبل از رکوع، مستحب است "الله اکبر" بگوییم.
2- بعد از برخاستن از رکوع، مستحب است "الله اکبر" بگوییم و بهتر است این جمله را هم بگوییم: "سمع الله لمن حمده".
3- قبل از سجده ها و بعد از آنها، مستحب است "الله اکبر" بگوییم.
4- بین دو سجده مستحب است بگوییم:
"استغفر الله ربی واتوب الیه"
5- در پایان هر رکعت و هنگام برخاستن برای رکعت بعد، مستحب است بگوییم: "بحول الله وقوته اقوم واقعد". 
 
 
تعقیب نماز
تعقیب نماز، ادامه دادن حالت عبادت است بعد از نماز.
مستحب است انسان، بعد از نماز، مقداری مشغول گفتن ذکر و خواندن دعا و قرآن شود ولازم نیست دعاها را به عربی بخواند و از بهترین تعقیبها، برای همه نمازها، تسبیحات معروفی است که پیامبر اکرم (ص) به دختر گرامیش حضرت زهرا (ع) آموخت و به "تسبیحات حضرت زهرا" معروف است، و آن عبارت است از:
 الله اکبر...............................34 مرتبه
الحمد لله..............................33 مرتبه
سبحان الله...........................33 مرتبه
 ونیز مستحب است، سجده شکر بجا آوریم؛ یعنی به قصد شکر نعمتهای پروردگار، به سجده رفته وصد مرتبه یا سه مرتبه و یا یک مرتبه بگوییم: "شکراً لله".
 
 
نماز جماعت

یکی از مراسم پرشگوه و با عظمت اسلامی، "نماز جماعت" است.
نماز جماعت تجلی وحدت مسلمانان و تشکل آنان در هر صبح و شام است. در روایات اسلامی برای شرکت در نماز جماعت، ثواب بسیاری شمرده شده است، تا جایی که اگر تعداد نمازگزاران، بیش از ده نفر باشد، ثواب آن قابل شمارش نیست. در احکام اسلامی نیز به مسائل بسیاری بر می خوریم که حکایت از اهمیت بسیار زیاد نماز جماعت دارد و در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- شرکت در نماز جماعت برای همه کس مستحب است، به خصوص برای همسایه مسجد.
2- سزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.
3- شرکت نکردن در نماز جماعت، از روی بی اعتنایی جایز نیست.
4- مستحب است، انسان، صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.
5- نماز جماعت، از نماز اول وقت، که به تنهایی خوانده می شود برتر است، هرچند نماز جماعت اول وقت خوانده نشود.
6- نماز جماعتی که مختصر خوانده می شود، از نماز طولانی که به جماعت نیست، بهتر است.
7- وقتی که جماعت برپا می شود، کسی که نمازش را به تنهایی خوانده مستحب است دو باره به جماعت بخواند.
با توجه به مسائلی که بیان شد، به اهمیت نماز جماعت پی می بریم. پس بکوشیم تا از اجتماع هر روز مسلمانان جدا نمانیم و از ثواب بسیار زیاد آن محروم نشویم.
 
 

احکام نماز جماعت

1- در نماز جماعت، یک نفر با تقوا که نماز را بطور صحیح می خواند، به عنوان امام جماعت، پیشاپیش جمعیت ایستاده و قبل از دیگران نماز را شروع کرده و دیگران در نماز از او پیروی می کنند.
2- کمترین افراد برای تشکیل نماز جماعت، دو نفر می باشد که یک نفر "امام جماعت" و دیگری "مأموم" است.
3- در رکعت اول و دوم نماز، وقتی که امام جماعت حمد وسوره را می خواند. بر دیگران لازم نیست، حمد و سوره را بخوانند بلکه به قرائت امام گوش فرا می دهند ولی بقیه اعمال نماز را باید انجام دهند.
4- مأموم نباید پیش از امام، نماز را شروع کند و کارهای نماز مانند رکوع وسجده را هم نباید جلوتر از او انجام دهد.
5- مأموم نباید جلوتر از امام جماعت باشد، بلکه کمی عقب تر می ایستد.
6- فاصله بین امام و مأموم وصف ها نباید زیاد باشد.
7- اگر برای نماز جماعت، اذان و اقامه گفته باشند، بر مأموم، خواندن آنها مستحب نیست.
 

 
نماز جمعه

یکی از نمازهایی که باید به جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی توان خواند، نماز بسیار با عظمت جمعه است.
نماز جمعه زیباترین گردهمایی هفتگی مسلمانان و عالی ترین عبادت سیاسی هر هفته خداپرستان است.
در این نماز، امام جمعه نمازگزاران را به تقوا و پاکدامنی توصیه می کند و آنها را با مسائل سیاسی و اقتصادی جهان اسلام آگاه می سازد.
حضرت امام خمینی (قدس سره) در باره اهمیت این اجتماع باشکوه، چنین نگاشته اند:
"نماز جمعه و دو خطبه آن، از مراسم بزرگ مسلمانان است؛ مانند مراسم حج. وافسوس که مسلمانان از وظایف مهم سیاسی – اسلامی خود در این مراسم غفلت کرده اند. اسلام با تمام امورش، دین سیاست است و این مطلب برای هر کس که آگاهی کمی از احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی واقتصادی اسلام داشته باشد آشکار است و هرکس گمان کند که دین از سیاست جداست فردنادانی است که نه اسلام را شناخته و نه سیاست را".

احکام نماز جمعه

1- نماز جمعه دو رکعت است (مانند نماز صبح) و دو قنوت مستحبی دارد؛ یکی در رکعت اول، قبل از رکوع و دیگری در رکعت دوم، پس از رکوع.
2- نماز جمعه، اول ظهر روز جمعه و به جای نماز ظهر خوانده می شود.
3- خواندن دو خطبه، توسط امام جمعه، قبل از نماز، واجب است.
4- وقتی که امام جمعه، خطبه های نماز جمعه را می خواند، بر شرکت کنندگان واجب است، به خطبه ها گوش دهند، و سخن گفتن به هنگام ایراد خطبه ها مکروه است، بلکه اگر به سبب سخن گفتن، نتواند به خطبه ها گوش دهد، سکوت لازم است. همچنین هنگام ایراد خطبه ها، خواندن نماز مستحبی یا کتاب و روزنامه و انجام دادن کارهایی که مانع گوش دادن به خطبه ها است، خلاف است.
5- اگر کسی به خطبه اول یا هر دو خطبه نرسد، بازهم، شرکت در نماز جمعه فضیلت دارد و جایگزین نماز ظهر می شود.
 
 
 
نماز مسافر

1- انسان باید در سفر، نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت (شکسته) بخواند، به شرط آنکه مسافرتش از هشت فرسخ که حدود 45 کیلومتر است کمتر نباشد.
2- اگر مسافر از جایی که نمازش تمام است، مثل وطن حد اقل، چهار فرسخ می رود و چهار فرسخ برمی گردد، نمازش در این سفر هم شکسته است.
3- اگر انسان به جایی سفر کند و بخواهد در آن جا ده روز یا بیشتر بماند باید نماز را تمام بخواند و چنانچه کمتر از ده روز می ماند نمازش در آنجا شکسته است ولی در بین راه هنگام رفتن یابرگشتن از سفر، نماز را باید شکسته بخواند.
4- در وطن باید نماز را تمام بخواند، هر چند کمتر از ده روز در آنجا بماند مثلا از مسافرتی برگشته وچند روزی در وطن می ماند و دو باره به مسافرت می رود.
5- وطن، شهر یا روستایی است که انسان برای زندگی همیشگی خود اختیار کرده است، خواه در آنجا به دنیا آمده باشد و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده است.
6- اگر انسان به جایی سفر کند ونداند در آنجا ده روز می ماند یا نه، اگر با همین حال سی روز در آنجا بماند، پس از سی روز باید نماز را تمام بخواند.
 
 
نماز آیات

وقتی خورشید یا ماه بگیرد یا زلزله ای رخ دهد، بر خدا پرستان است که به خدای خود پناه آورده، دو رکعت "نماز آیات" بجا آورند. گزاردن چنین نمازی کنایه از این است که اینگونه حوادث نشانه هایی از قدرت الهی و نظم و حساب دقیق عالم طبیعی است.
خواندن این نماز، انسان را از خُرافات و خیال های بیهوده باز می دارد و متوجه آفریدگار هستی می نماید و همچنین سبب فرونشستن ترس و دلهره وآرامش دل ها می شود.
 
 

چگونگی نماز آیات

نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و قبل از هر رکوع حمد و سوره خوانده می شود و یا سوره ای را پنج قسمت کرده و قسمت اول را قبل از رکوع اول، بعد از حمد می خوانیم وبه رکوع می رویم، سپس از رکوع برخاسته و بدون خواندن حمد قسمت دوم آن سوره را می خوانیم و به رکوع می رویم، پس از رکوع قسمت سوم آن را می خوانیم و باز به رکوع می رویم سپس می ایستیم و همچنین تا رکوع پنجم و سپس به سجده می رویم و رکعت دوم را هم به همین ترتیب بجا می آوریم.
اکنون به عنوان نمونه، نماز آیات را به شکل کوتاه آن با تقسیم سوره "اخلاص" بیان می کنیم:
- با گفتن "الله اکبر" نماز را شروع می کنیم.
- بعد از تکبیر، سوره حمد را می خوانیم و پس از حمد "بسم الله الرحمن الرحیم" را می گوییم.
- سپس به رکوع می رویم (در تمام رکوع ها باید ذکر رکوع گفته شود).
- از رکوع سر بر می داریم و بدون آنکه سوره حمد را بخوانیم، می گوییم: "قل هو الله احد".
- بعد به رکوع دوم می رویم.
- پس از رکوع دوم می خوانیم: "الله الصمد".
- باز به رکوع می رویم.
- پس از رکوع سوم می خوانیم: "لم یلد ولم یولد".
- باز به رکوع رفته، پس از رکوع چهارم می خوانیم:
"ولم یکن له کفواً احد".
- سپس رکوع پنجم را بجا آورده، سر از رکوع برداشته و به سجده می رویم.
- پس از سجده دوم، یک رکعت دیگر، مانند رکعت اول بجا می آوریم و با تشهد و سلام، نماز را تمام می کنیم.
 

قنوت نماز آیات

در نماز آیات هم خواندن قنوت مستحب است و زمان آن، در رکعت دوم، بعد از تمام شدن سوره، قبل از رکوع پنجم، است.
 
نماز بر میت

هرگاه مسلمانی، از دنیا برود، پس از انجام غسل و کفن، باید بر او نماز بخوانند، این نماز ممکن است توسط یک نفر خوانده شود و یا افرادی آن را به جماعت بخوانند.
 

چگونگی نماز میت

میت را باید روبروی نمازگزار طوری قرار دهند که وقتی برای نماز رو به قبله می ایستد، سر میت طرف راست نمازگزار باشد.
این نماز رکوع و سجده وتشهد و سلام ندارد و تنها، پنج تکبیر و چند ذکر و دعاست. بدین ترتیب که نمازگزار با نیت و گفتن "الله اکبر" نماز را شروع می کند.
سپس می گوید:
"اشهدُ ان لا اله الا اللهُ وان محمداً رسول الله"
بعد از آن، تکبیر دوم را می گوید و بعد می خواند:
"اللهم صل علی محمد وال محمد"
وبعد از تکبیر سوم باید بگوید:
"اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات"
وبعد از تکبیر چهارم می گوید:
"اللهم اغفر لهذا المیت"
وبعد تکبیر پنجم را بگوید و با گفتن تکبیر پنجم، نماز هم تمام می شود.
نماز میت اگر به همین مقدار خوانده شود، کافی است، گرچه بهتر است دعاها وذکرهای مفصل آن خوانده شود.

 
نمازهای مستحبی

چنانکه گذشت، نمازهای مستحبی بسیار است و در این نوشته نمی گنجد، ولی از آنجا که عاشقان مایلند در اوقات فراغت، به مستحبات بپردازند، برخی از آنها را می آوریم: ناگفته نماند که به نماز مستحبی "نافله" نیز می گویند.

 
نافله های روزانه

نافله نماز صبح: دو رکعت پیش از نماز صبح.
نافله نماز ظهر: هشت رکعت (چهار رکعت نماز دو رکعتی) پیش از نماز ظهر.
نافله نماز عصر: هشت رکعت، پیش از نماز عصر.
نافله نماز مغرب: چهار رکعت، بعد از نماز مغرب.
نافله نماز عشا: دو رکعت بعد از عشا (نشسته خوانده می شود).
در بین این نمازها، نافله نماز صبح و نافله نماز عشا ثواب بیشتری دارد و سفارش زیادتری نسبت به آنها شده است.

نماز شب

نماز شب یازده رکعت است که از نیمه شب تا اذان صبح خوانده   می شود و ثواب بسیار دارد، بدین ترتیب:
هشت رکعت (چهار نماز دو رکعتی) به نیت نافله شب.
دو رکعت به نیت نماز شفع.
یک رکعت به نیت نماز وتر.

نماز غفیله

یکی دیگر از نمازهای مستحبی، نماز غفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده می شود.

HablolMatin_Android_MTH_V3.3.2.0(1).apk

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

 


حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):

۱٫ الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن نماز، معراج مؤمن است.

کشف الاسرار، ج ۲، ص ۶۷۶ 

2. الصَّلاة نُورُ المُؤمِن
نماز نور مؤمن است.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶


3. عَلَمُ الایمَان الصَّلاةعلامت و نشانه ایمان نمازاست.

شهاب الاخبار، ص ۵۹


4. الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم نماز، پایه و ستون دین شماست.

میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۰

۵٫ عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة
نماز، پرچم اسلام است.

کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷


6. اِنَّ الصَّلاة قُربانُ المُؤمِن همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.

کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷

۷٫ موضِعِ الصَّلاة مِنَ الدِّین کَموضِعِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدجایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.

کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲

۸٫ الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه
نماز کلید بهشت است.

نهج الفصاحه، حدیث ۱۵۸۸


9. قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلاة
روشنی چشم من در نماز است.

نهج الفصاحه، ص ،۲۸۳ حدیث۱۳۴۳

۱۰٫ مَن حَافَظَ عَلَی الجَمَاعَه حِیثُمَا کَانَ مَرَّ عَلَی الصِّراطِ کَالبَرقِ الخَاطِفِ اللّامِع فِی أوَّلِ زُمرهِ مَعَ السّابِقِین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.

ثواب الاعمال، ص ۳۴۳

۱۱٫ إنَّ الله وَعَدَ أن یَدخُلَ الجَّنَّه ثَلاثَه نُفُورٍ بِغَیرحِسابٍ و یَشفَعُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم فِی ثَمانِینٍ الفاً، المُؤذِّن و الامام، و رَجُل یَتَوَضَّا ثُمَّ یَدخُل المَسجِد فَیُصَلِّی فِی الجَماعَه همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر یک از این سه گروه (روز قیامت) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآن ها عبارتند از: ۱- مؤذن ۲- امام جماعت ۳- کسی که وضو بگیرد، سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۲٫ التَّکبِیرهَ الأولی مَعَ الامامِ خَیرٌ مِنَ الدُّنیا وَ مَا فِیهَا
تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۳٫ إنَّ الله یَستَحیِیَ مِن عَبدِهِ إذا صَلَّی فِی جَماعَهٍ ثُمَّ سَألَهُ حَاجَهً أن یَنصَرف حَتّی یَقضِیهَازمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، و هنگامی  که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش را برآورد.

بحار الانوار، ج ۸۸ ص ۴ 


14. مَن حَافَظَ عَلی الصَّفِ الاَوَّل وَ التَّکبِیرَهِ الأولی لایُؤذِی مُسلِماً، أعطَاهُ الله مِن الاجرِ مَا یُعطِی المُؤذِّنُون فِی الدُّنیا و الآخِره
کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی را اذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذنین در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.

وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۳۸۷

۱۵٫ ألا أنَّ الصَّلاهَ مَأدَبَهُ الله فِی الارضِ قَد هَنَأهَا لِاَهلِ رَحمَتِه فِی کُلِّ یَومٍ خَمسَ مَرّات آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی  پنج  بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت) گوارا نموده است.

مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۱۷۰

۱۶٫ الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ
نماز (به منزله) رأس اسلام است.

بحار الانوار، ج ,۱۷ ص ۱۲۷میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۶۷

۱۷٫ اَوَّلَ مَا یَسألُونَ عَنهُ الصَّلواتِ الخَمسِ اولین چیزی که از انسان ها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است.

کنز العمّال، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۹

 18. الصَّلاهُ نورٌ
نماز، روشنی است.

میزان الحکمه، ج۱۰ ص ۲۳۴

۱۹٫ إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَی الله – عَزَّوجلّ-  الصَّلاهُ و البِرُّ و الجَهادِ
همانا، محبوب ترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاد در راه خداست.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۷ 


20. صَلاهُ الرَّجُلِ تَطَوُعاً حَیثُ لایَراهُ النّاس تَعدِلُ صَلاتُهُ عَلی أعیُنِ النّاسِ خَمساً و عَشرِین نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.

نهج الفصاحه ص ۳۹۱


21. بِالصَّلاهِ یَبلُغُ العَبد إلَی الدَّرَجَهِ العُلیاءِ لأنَّ الصَّلاهَ تَسبِیحٌ و تَهلِیلٌ و تَحمِیدٌ و تَکبِیرٌ و تَمجِیدٌ و تَقدِیسٌ و قُولٌ و دَعوهٌبه وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ جامع احادیث الشیعه، ج۴، ص ۲۲ 


22. نَومٌ عَلَی عِلمٍ خَیرٌ مِن صَلاهٍ عَلَی جَهلٍ
خواب باعلم بهتر از نماز با جهل است.

نهج الفصاحه، ص ۶۳۳


23. الصَّلاهُ أُنس فِی قَبرِه و فَراشٌ تَحتَ جَنبِه و جَوابٌ لِمُنکَرٍ و نَکِیرنماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ 


24. الصَّلاهُ زَادَ لِلمُؤمِنِ مِنَ الدُّنیا إلَی الأخِره
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۳۲

۲۵٫  الصَّلاهُ إجابةٌ لِلدُّعاءِ و قَبُولٌ لِلأعمَال نمازموجب اجابت دعا و قبولی اعمال است.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۱


26.  الصَّلاهُ سلاحٌ عَلَی الکَافرنماز سلاح مؤمن علیه کافراست.

بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۵۶و ۲۳۱

۲۷٫ مَثَلُ الصَّلاهُ الخَمسِ کَمِثلِ نَهرٍ جارٍ، عذب عَلی بَابِ أحدُکُم یَغتَسِلُ فِیه کُلَّ یَومٍ خَمسَ مَرّاتٍ فَما یَبقَی ذالِک مِنَ الدَّنَس نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

کنز العمال، ج ۷، ص ۲۹۱ حدیث ۱۸۹۳۱

۲۸٫ الصَّلاهُ تَسوَدُّ وَجه الشَّیطان نماز چهره شیطان را سیاه می کند.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶

۲۹٫  لاصَلوهَ لِمَن لایُطِعِ الصَّلاه، و طَاعَهُ الصَّلاهُ أن تَنهَی عَنِ الفَحشاء و المُنکر
کسی که مطیع نماز نباشد، نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منکر است.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۱۹۸

۳۰٫  قَال الله تَعالَی: إفتَرضتَ عَلَی أُمَّتِکَ خَمسَ صَلواتٍ و عَهدتُ عِندِی عَهداً إنَّهُ مَن حَافَظَ عَلیهِنَّ لِوَقتِهِنَّ أدخَلتَه الجَنَّهَ و مَن لَم یُحافِظ عَلیهِنَّ فَلا عَهدَ لَهُ عِندِی خداوند متعال فرمود: نمازهای پنج گانه را بر امت توواجب کردم و با خود پیمان بستم که هر کس مراقب آن نمازها و وقت آنها باشد، او را به بهشت داخل نمایم، و کسی که مراقب آنها نباشد، من تعهدی نسبت به او ندارم.

کنز العمال، ج ۷، ص۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷۲

۳۱٫ یَا أباذر! مَادُمتَ فِی الصَّلاهِ فِإنَّکَ تَقرَعُ بَابُ المُلکِ الجَبَّار و مَن یَکثُر قَرعَ بابِ المُلک فَإنَّه یَفتَح لَه
ای ابوذر! تاهنگامی  که در نماز هستی درب خانه ملک جبار را می کوبی ، و هر کس درب خانه ملک را بسیار بکوبد، به رویش باز می شود.

بحار الانوار، ج ,۷۷ ص۸۰ میزان الحکمة، ج ۵، ص ۳۷۷

۳۲٫  لایَزالُ الشَّیطان یَرعَبُ مِن بَنِی آدَمَ حَافَظ عَلَی الصَّلَواتِ الخَمسِ فَإذا ضَیَّعَهُنَّ تَجرَءُ عَلَیه و أوقَعَهُ فِی العَظائِم
تا وقتی که فرزندان آدم، نمازش را به دقت و با شرایط و آداب می خواند، شیطان پیوسته از او در وحشت و هراس است؛ پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره انداخته و وی را گرفتار می کند.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۰۲

۳۳٫ لَوکَانَ عَلی بَابِ دارِ أحَدُکُم نَهرُ و اغتَسَلَ فِی کُلِّ یَومٍ مِنهُ خَمسَ مَرّات أکَانَ یَبقی فِی جَسَدهِ مِن الدّرنِ شَیءٌ؟ قُلتُ: لا. قَالَ: فَإنَّ مِثلَ الصَّلاةِ کَمِثلِ النَّهر الجَارِی کُلَّما صَلّی صَلاة کَفَرَت مَا بَینَهُما مِنَ الذُّنُوبِ
اگر در کنار خانه شما نهری باشد و در روز پنج نوبت خود را در آن شست و شو دهید، آیا در بدن شما چیزی از آلودگی ها می ماند؟ هرگز! (انسان از آلودگی پاک می شود) نماز نیز مثل نهر جاری و روانی است که هرگاه بر پا می شود گناهان را می شوید و از بین می برد.

وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۷

۳۴٫  قُم فَصَلِّ فإنَّ فِی الصَّلاهِ شِفاء
بر خیز و نماز به جا آور! پس همانا در نماز شفا است.

جامع احادیث الشیعه، ج ۴، ص ۲۸

۳۵٫ الصَّلاة کَفّارَةُ الخَطایا ثُمَّ قَرَأَ: " إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ"نماز کفاره گناهان می باشد. سپس آن حضرت این آیه را خواند که :"حسنات سیئات را از بین می برد".

تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص ۲۴۸

۳۶٫ نَوِّرُوا مَنازِلَکُم بِالصَّلاة و قَرائَةِ القُران
به خانه هایتان با خواندن نماز، و قرائت قرآن، نورانیت ببخشید.

کنز العمال، ج ۱۵، ص ۳۹۲، حدیث ۴۱۵۱۸


37.  مَا مِن صَلاةٍ یحضََر وَقتَها إلّا نَادی مَلَکٌ بَینَ یَدَیِ النّاسِ: أیُّها النّاس! قُومُوا إلی نِیرانِکُم الَّتِی أوقَدتُمُوها عَلی ظُهُورِکُم فَاطفَئُوها بِصَلاتِکُم
هیچ نمازی نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای درپیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خودافروخته اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.

محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۳۹ 


38. إنَّ الصَّلاة تَأتِی إلَی المَیِّتِ فِی قَبرِه بِصُورَةِ شَخصٍ أنوَرِ اللَّونِ یُونِسُه فِی قَبرِه و یَدفَع عَنهُ أهوالَ البَرزَخ
نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشتهای برزخ را از اوبرطرف می کند.

لآلی الاخبار، ج ۴، ص ۱، الحکم الزاهره، ص ۲۸۳

۳۹٫ إذا أقامَ العَبدُ المُؤمِن فِی صَلاتِه نَظَرَالله – عزَّ و جلّ – إلَیه
وقتی بنده مؤمن به نماز می ایستد، خداوند سبحان به او نظر می کند.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۱

۴۰٫ کَانَ رسُول الله (صلی الله علیه و اله) یَمسَحُ مَناکِبَنا فِی الصَّلاة و یَقُول: إستَوُوا و لاتَختَلِفُوا فَتَختَلِفَ قُلُوبُکم
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) شانه های نمازگزاران را در نماز جماعت می گرفت و منظم می کرد، و می فرمود: مساوی و منظم باشید، نامنظم و جدا از هم نباشید که قلب های شما از یکدیگر جدا می شود.

جامع احادیث الشیعه، ج ۶ ، ص


  آیا نماز و روزه بر یهودیان و مسیحیان واجب است؟

از آیات قرآن کریم استفاده می شود همانطوری که مسلمانان مکلف به انجام واجبات و ترک محرمات هستند همچنین یهودیان و مسیحیان و تمام کسانیکه ادعای دین و مذهبی دارند موظف به انجام احکامی مثل نماز و روزه و دادن زکات می باشند. زیرا هدف هر پیامبری نشر معارف الهی و توجه مردم به توحید و معاد و تزکیه و تربیت آنها و اداره جامعه بر اساس قانون یکتاپرستی بوده است. و این اهداف تحققش امکان ندارد مگر آنکه آن پیامبر قانون حضرت حق که انجام واجبات و ترک محرمات است در جامعه پیاده نماید که نماز خواندن و روزه گرفتن و دادن زکات و سرو سامان دادن به اقتصاد جامعه بخشی از آن دستورات خداوند است.

اگرچه این احکام و قوانین که از جانب حضرت حق توسط انبیاء به مردم ابلاغ شده از نظر کم و کیف یکسان نبوده و بنا بر شرایط زمان و مکان و پیشرفت بشر و بر حسب خوی و خلق او تغییر می یافت, و هرچه بشر رشد و تکامل بیشتری توسط انبیاء پیدا می کرد به همان میزان قوانین الهی جامع تر از قبل توسط پیامبر بعدی آورده می شد که جامع ترین قانون الهی بوسیله خاتم الانبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم برای سعادت تمام مردم جهان آورده شد. برای اثبات این موضوع غیر از دلیل عقلی که ذکر شد دهها آیه  و حدیث وجود دارد به بعضی از آیات توجه فرمایید:

É    آیه اول:

«وجعلناهم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة و کانوا لنا عابدین.»

ما انبیاء را امام و رهبر مردم قرار دادیم و به فرمان ما هدایت می کردند, به انها انجام کار خیر را و برپاداشتن نماز و ادای زکات و همگی فقط ما را عبادت می کردند.

«انبیاء: آیه 73. و از اِه 13 , سوره شوری و آیات 83, 84, 177, 183 بقره و آیات 12, 45, 66, مائده و... استفاده می شود انبیاء : نه تنها در اصول بلکه در بسیاری از فروع مشترک بودند.»

É   آیه دوم:

«ولقد اخذ الله میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا و قال الله انی معکم لئن اقمتم الصلوة و اتیتم الزکاة و امنتم برسلی و عزرتموهم و اقرضتم الله قرضا حسنا لاکفرن عنکم سیئاتکم و لادخلنکم جنات تجری من تحتها الانهار فمن کفر بعد ذلک منکم فقد ضل سواء السبیل.»

«خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت», و از آنها دوازده رهبر و سرپرست رانگیخت و حق تعالی (به انها) فرمود: من با شما خواهم بود و از شما حمایت می کنم اما به چند شرط:

اینکه نماز را به پا دارید. زکات را بپردازید. به پیامبرانم ایمان بیاورند و آنها را یاری کنید.

از انفاق های مستحب که یک نوع قرض دادن به خداوند است خودداری ننمائید.

اگر به این شرط و پیمان عمل کنید پاداش شما هم دو چیز خواهد بود:

«من سیئات و گناهان گذشته شما را می بخشم.

و شما را در باغ های بهشت که از زیر درختان آنها نهرها جاری است داخل می کنم «اما هرکسی بعد از این کافر شود از راه راست منحرف گردیده است.»

(مائده/12, و مشابه این آیه مبارکه , آیه 83 و 177 سوره بقره)

É    آیه سوم:

اولین پیام حضرت عیسی علیه السلام:

«... و اوصانی بالصلوة والزکاة مادمت حیا و برا بوالدتی...».

حضرت عیسی علیه السلام در همان روزهای اول ولادتش فرمود: خداوند مرا توصیه به نماز و زکات مادام که زنده ام کرده است و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده...

«مریم: آیه 30 الی 32, و با لفظ عبادت مائه: آیه 72 و 177 , توبه 31»

É    آیه چهارم:

« یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون.»

ای کسانیکه ایمان آورده اید ! روزه بر شما واجب شد همانطوری که بر کسانیکه قبل از شما بودند روزه واجب بود تا پرهیزکار شوید.

«سوره بقره / 183»

(جهت اطلاع بیشتر به سوره انبیاء/25 – فصلت/14 – ابراهیم/37 – مریم/55 و 59 – طه/13 و 14 – یونس/87 – هود/87 – آل عمران/39 – لقمان/17 – یوسف/40 مراجعه فرمائید.)

¯  نماز و دعا در تورات:

«ای جمیع امت ها! خداوند را تسبیح بخوانید. ای تمام قبایل او را حمد بگویید؛ زیرا که رحمت او بر ما عظیم است.» «تورات, کتاب فرامیر, شماره117»

«ای پادشاهان زمین و جمیع امت ها و سروران و هم داوران جهان! و ای جوانان و دوشیزگان , پسران و اطفال! نام خداوند را تسبیح بخوانید؛ زیرا نام او تنها متعال است.»«تورات, کتاب فرامیر, شماره 148»

¯       نماز و دعا د رانجیل:

« ای جمیع امت ها! خداوند را حمد گویید و ای تمامی قوم ها! او را مدح نمایید.»«رساله یونس به رومیان , باب15, فقره 11, 12»

« پس از همه چیز اول سفارش می کنم که صلوات (نمازها) و دعاها, مناجات و شکرها را جمیع مردم به جاآورند.»

«رساله یونس رسول به تیمور تاوس, باب 2 , فقره1»

بررسی اثر بخشی نماز در ارتقای بهداشت روان خانواده ها




 
بررسی اثر بخشی نماز در ارتقای بهداشت روان خانواده ها: ورود به گنجینه بزرگ نشاط و سلامت


نویسنده: دکتر غلامعلی افروز، مهدی خانبانی، پریسا چیتی

 انسان ها به آرامش و سلامت روانی نیاز دارند، زیرا در سایه آرامش می توانند به رشد و کمال، اهداف عالی و سجایای اخلاقی برسند. از سویی دیگر، سلامت روانی در گرو جلوگیری از علل و عوامل شرایط تنش زا نهفته است. به یقین می توان گفت آرامش روانی و عاطفی مهم ترین نیاز روزافزون همه انسان ها در گستره جهان است. زیرا غالب افراد در دنیای امروز به ویژه در غرب از ناامنی روانی، اضطراب و افسردگی رنج می برند و اگر انسان در پی درمان واقعی خویش است باید خودفریبی نکرده و در پی راه حل های بیهوده نباشد. اگر به ریشه های بیماری های روانی جامعه دقت کنیم، به یکی از علل آن یعنی ضعیف بودن ارتباط انسان ها با خدا، انجام ندادن فرایض معنوی و اقامه نکردن نماز می رسیم.
    پژوهش حاضر به بررسی نقش نماز در ارتقای سلامت روانی خانواده پرداخته است.
    
    مطالعه درباره سلامت روانی خانواده، ابعاد آن و عوامل پیش بینی کننده و ارتقادهنده آن به علت اهمیت فراوان همیشه توجه روان شناسان، فلاسفه و پزشکان را به خود جلب کرده است. در طول تاریخ عقاید درباره دین، سلامت و عوامل تنش زا، الگوهای تأثیرگذار بر آنها و شیوه های پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری ها تغییر کرده است. اکنون دیدگاه «زیستی، روانی و اجتماعی» دیدگاه نظری برجسته ای است که فرض اساسی آن تأثیر متقابل عوامل زیست شناختی، روان شناختی، معنوی و اجتماعی در تعیین سلامت و بیماری است. این الگو، محور زمینه روبه رشد روان شناسی سلامت و دین است که بر مراقبت از سلامت با تأکید بر انجام فرایض دینی نظیر نماز و ارتقای آن تمرکز کرده است. یکی از اهداف حوزه روان شناسی سلامت و دین، بررسی عوامل روان شناختی و اجتماعی نظیر برپایی نماز، سطوح تنیدگی و صفات شخصیتی است که بر پیشگیری و درمان بیماری اثر می گذارد.
    طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت، حالت تندرستی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و نه صرفاً فقدان ضعف یا بیماری. از دیدگاه الگوی زیستی، روانی و اجتماعی سلامت چیزی است که فرد از طریق توجه به نیازهای زیست شناختی، روحی، روانی و اجتماعی آن را به دست می آورد. امروزه بر همگان روشن است که تأمین نیازهای روانی و عاطفی در گرو معنویت و دین نهفته است. اجرای عوامل و فرایض دینی از جمله نماز علاوه بر این که احساسات معنوی انسان را تحریک می کند موجب کاهش ناملایمات و ناراحتی های روزمره می شود. به طور کلی زمانی سطح سلامت در یک خانواده بالاو بهینه است که همه ابعاد سلامت یکپارچه اند و با هم کار می کنند. بدین ترتیب محیط شخصی (کار، خانواده و اجتماع) و ابعاد معنوی، جسمانی، هوشی و اجتماعی برای ایجاد تعادل، با یکدیگر هماهنگ می شوند.
    درونمایه دینی و معنوی زندگی الهام گرفته از ارزش های خاصی است که به صورت فضایل ایفای نقش می کنند. از طریق تجسم بخشیدن به این فضایل، شخص به هدف نزدیک تر می شود. به حقیقت و ذات این فضایل تقرب می یابد؛ حقیقتی که با سلامت عاطفی و جسمانی در ارتباط نزدیک است. این هدف و یا این حقیقت، همچون نیروی وحدت بخش و سازمان دهنده بر فرد اثر می گذارد و فرد با عشق و تجلی آن که همانا نماز است به این نیرو پاسخ می دهد. بسیاری از مردم نماز می خوانند تا به راه و روش بروز و ظهور این عشق دست پیدا کنند. نماز می تواند ساختار و روشی برای زندگی به دست دهد.
    هر زمانی که کسی به این ندا، یعنی به این نیروی جاذبه از سوی ذات حق، لبیک بگوید راه توحید به سوی او باز می شود. هر چه این لبیک پابرجاتر باشد، اثر وحدت بیشتر است. فردی که درصدد کسب سلامت و هدایت است و به دنبال یافتن الگویی برای ابراز عشق درونی اش (نماز) در زندگی روزمره می باشد. به این راه قدم می گذارد (افروز، ۱۳۶۹). نماز در بهترین حالت یک روش زندگی و سیره فراگیری است که اخلاق، ارزش ها و فضایل رفتاری را دربرمی گیرد. از این طریق است که فرد مؤمن به نماز با برون ریزی هیجانی خود و با تخلیه از همه ناپاکی ها و افکار منفی گام به سوی پالایش روانی خود برمی دارد. پالایش روانی یک نتیجه مشخص دارد و آن سلامت روحی و روانی فرد است. این جهت گیری معنوی می تواند آثار گسترده ای در وحدت دادن به شاکله خانواده داشته باشد.
    نتایج تحقیقات فراوان نشان می دهد که انجام اعمال و فرایض دینی در کاهش تنش ها و تأملات روزمره و تأمین سلامت و بهداشت روانی افراد مؤثر است. در یک مطالعه تحقیقی که به بررسی رابطه راهبردهای مقابله ای مذهبی، اعتقاد دینی و توکل با تنیدگی در خانواده های کارمندان دانشگاه تهران انجام شد، نتایج نشان داد، خانواده ها برای مقابله با تنیدگی تمایل به استفاده از راهبرد مقابله ای، توکل به خدا دارند.
    همین تحقیق نشان داد در هنگام بروز موقعیت تنیدگی زای روزمره به انجام فرایض دینی نظیر تلاوت قرآن، نماز و ذکر تمایل دارند.
    در مطالعه دیگری که از سوی پارگامنت انجام شد، نتایج نشان داد دین نقش مهمی در رویارویی با تنیدگی های روزمره دارد و می تواند اثرات بحران های شدید زندگی را تعدیل کند.
    از نظر وی افراد متدین در هنگام ارزشیابی نوع اول (آیا این رویداد به صورت بالقوه خطرناک است ) و ارزشیابی نوع دوم (آیا من می توانم با این رویداد مقابله کنم ) برای مقابله با تنیدگی به خوبی از دین و فرایض دینی استفاده می کنند. زیرا واکنش آنها به فشار روانی تحت تأثیر عواملی ازجمله حمایت اجتماعی، سخت کوشی، سبک مشکل گشایی و نظیر آن قرار می گیرد که در افراد متدین موجب کاهش تنیدگی می شود. پس مهمترین تأثیری که دین برای مقابله با تنیدگی دارد، نقش آن در کاهش فشار روانی و تأمین سلامت روانی خانواده ها است.
    * نقش نماز در افزایش سلامت روانی خانواده
    امروزه بسیاری از روان شناسان دریافته اند که دعا، نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین، اضطراب، افسردگی، نگرانی، تشویق و ترس را که زمینه ساز بسیاری از بیماری هاست برطرف می کند: «الابذکر الله تطمئن القلوب».
    کلمه نماز نشان می دهد که رابطه ای میان انسان و پروردگارش وجوددارد. وقوف خاشعانه و خاضعانه انسان در نماز، در برابر خداوند متعال به او نیرویی معنوی می بخشد که حس صفای روحی و آرامش قلبی، امنیت روانی وسلامت روانی را در او پدید می آورد.
    از آن جا که انسان در نماز با همه اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی گرداند. به هیچ چیز جز خدا و آیات قرآن که در نماز به زبان می آورد فکر نمی کند.
    همین حالت روی گردانی کامل از مشکلات زندگی و نیندیشیدن به آن در میان نماز موجب آرامش روان و سلامت روانی می شود.
    رویکرد روان شناختی، این حالت آرامش روانی در ایجاد وضعیت سلامت روانی تأثیر بالایی دارد و موجب کاهش شدت فشارهای عصبی روزانه و تنیدگی ها و تنش هایی که بسیاری از مردم دچار آن هستند، می شود.
    توماس هاسلیوپ (۱۹۹۵) پزشک معروف هلندی در این باره می گوید: «مهم ترین جواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم در مسائل روانی به آن پی بردم، همین نماز است.
    من به عنوان یک پزشک می گویم مهم ترین وسیله در آرامش روان که ضامن از بین بردن تنش ها و اضطراب ها و افسردگی های روزمره است و من تا کنون شناخته ام نماز است.»
    حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی ناشی از نماز انسان را از اضطراب و افسردگی که بیماران روانی همواره از آن رنج می برند رها می کند. زیرا چنین حالت هایی عموماً تا مدتی پس ازنماز در انسان باقی می ماند و ادامه می یابد.
    انسان گاهی در حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی پس از نماز، با امور و مواردی اضطراب انگیز و یا با حالتی که او را افسرده می سازد، مواجه می شود.
    تکرار بی حد و نشان این موارد با یادآوری آنها در تمدد اعصاب، آرامش نفسانی و سلامت روانی، پس از نماز ارتباط می یابد و به این ترتیب فرد از اضطراب و نگرانی ناشی از این امور یا موارد رها می شود. تأثیر مهم نماز در کاهش اضطراب، افسردگی بیماران روانی و ایجاد سلامت روانی، شبیه تأثیر روان درمانی برخی از روان درمان گران معاصر برای درمان اضطراب و افسردگی بیماران روانی است. روان درمانگران معاصر از جمله ژوزف و لپه برای درمان اضطراب و افسردگی از روشی استفاده می کنند که به (منع متقابل) معروف است و به نام درمان از طریق آرام سازی مشهور است.
    در این روش درمان گر می کوشد میان موارد اضطراب انگیز و واکنش مخالف اضطراب یعنی همان حالت آرامش روان، رابطه ایجاد کند.
    پر واضح است که وجه تشابه میان روش روان درمانی و اثر درمانی منتج از نماز، بسیار مشهود است. انسان بلافاصله پس از نماز به ذکر دعا و تسبیح می پردازد که این تداوم همان حالت آرامش وسلامت روانی را موجب می شود. اصولاً انسان در دعا با خدای خود به مناجات می پردازد و از مشکلاتی که او را در زندگی مضطرب و افسرده می کند به او پناه می برد و با بازگو کردن مشکلات اضطراب انگیز در چنین حالتی از سلامت روانی برخوردار می شود.
    علاوه بر مسائلی که ذکر شد، بیان مشکلات و مسائل پس از نماز موجب آرامش روانی می شود. این زمان، یک زمان طلایی است(۱) که فقط دراختیار افرادی که به اقامه نماز می پردازند، قرار می گیرد.
    به طور کلی تحقیقات متعدد روان شناسان نشان می دهد که حالت روانی انسان با آشکار کردن مشکلات در حضور یک دوست صمیمی یا درمان گر رو به بهبود می رود.
    حال تصور کنید که همین انسان اگر مشکلات خود را با خدا بازگو کند و پس از نماز به مناجات با پروردگار و دعا به درگاه او طلب یاری بپردازد، حالت روانی او تا چه اندازه بهبود پیدا می کند. ملاحظه می شود که همان نتیجه ای که در یک روان درمانی مؤثر و موفق حاصل می شود، از نماز نیز به دست می آید، زیرا آن احساس امنیت و رهایی از اضطراب را که نماز در انسان ایجاد می کند، موجب آزاد شدن نیروی روانی او می شود که این آزادی ضامن ایجاد سلامت روان است. نیرویی که قبلاً در زنجیرهای اضطراب، نگرانی و افسردگی، مقید و زندانی بود.
    در نتیجه انسان حالت نشاط و طراوت را در همه وجودش احساس می کند. همین رابطه معنوی انسان با پروردگار در طول نماز و دریافت نوعی فیض الهی یا بارقه روانی از خداوند متعال، موجب رهایی نیروهای معنوی مستقر در انسان می شود و عزمش را جزم، اراده اش را قوی و همتش را بلند می کند.
    در نتیجه برای پذیرش علم و معرفت آماده تر و برای انجام کارهای بزرگ تواناتر می شود.
    پزشک فرانسوی، الکسیس کارل ثابت کرد نماز موجب سلامت و نشاط روانی و معنوی مشخصی در خانواده ها می شود و همین حالت است که احتمالاً منجر به شفای سریع برخی از بیماران در زیارتگاه ها و معابد می شود. سیرل بوت نظریه ویلیام جیمز را درباره تأثیر نماز مورد تأکید قرار داده و گفته است: (ما به واسطه نماز وارد انبار بزرگی از نشاط عقلانی و سلامت روانی می شویم که در شرایط عادی یارای وصول به آن نیست).
    
    
    منابع و مآخذ:
    ۱. قرآن مجید (با ترجمه الهی قمشه ای).
    ۲. افروز، غلامعلی (۱۳۸۴). روش های پرورش احساس مذهبی نماز. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
    ۳. افروز، غلامعلی. خانبانی، مهدی و چیتی. پریسا (۱۳۸۵). رابطه راهبردهای مقابله ای مذهبی با تنیدگی. مجموعه مقالات نخستین همایش انسان معاصر، دین و کارکردهای آن. انتشارات دانشگاه مازندران.
    ۴. افروز، غلامعلی (۱۳۷۰). نقش الگوها در پیشگیری از تعارض های روانی در کودکان و نوجوانان. نشریه پیوند. انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
    ۵. افروز، غلامعلی (۱۳۶۹). ضرورت ارزیابی مستمر از تأمین نیازهای اساسی و بهداشت روانی دانش آموزان. تهران. نشریه پیوند. انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
    ۶. خانبانی، مهدی (۱۳۸۳). بررسی رشد اجتماعی و سلامت روانی در دانش آموزان دارای پدر و فاقد پدر شهر اصفهان، مجموعه مقالات نخستین همایش منطقه ای نقش پدر در خانواده. دانشگاه آزاد اسلامی واحد میمه، انتشارات دانشگاه آزاد.
    ۷. خیاطی، نسرین (۱۳۷۶). نماز در سیمای خانواده. تهران: انتشارات سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان.
    ۸. کلانتری، مهرداد (۱۳۷۶). عوامل مؤثر در رشد گرایش های مذهبی در کودکان و نوجوانان. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
    ۹. نجفی، مصطفی، صولتی، کمال و نوری قاسم آبادی، ربابه (۱۳۸۰). بررسی رابطه میان نگرش های مذهبی، مهارت های مقابله ای و سلامت روانی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد.
    پی نوشت :
    ۱. colden Time

آسیب شناسی وضعیت نماز در جامعه
علل کم توجّهی یا بی توجّهی برخی از جوانان به نماز

راستی چرا در میان نوجوانان و جوانان برخی آن چنان که باید، به نماز اهمیت نمی دهند و یا اینکه چرا بعضی از آنان ارتباط چندانی با نماز ندارند و یا عده ای از نوجوانان و جوانان در حالی که از خانواده مذهبی و مسلمان هستند نماز نمی خوانند؟ محیط خانواده ،بی توجه بودن یا کم توجهی پدر و مادر یا مربی خانواده نسبت به فرزندان در محیط خانه و سطحی نگری آنان در ابتدای نوجوانی فرزندان و یا احیاناً بی مبالاتی اعضای خانواده نسبت به مسائل دینی خصوصاً فریضه نماز تأثیر به سزائی در تربیت فرزندان بجای می گذارد. به عنوان مثال فرزند اگر در خانه ای رشد نماید که در آن خانه کسی به نماز اهمیت ندهد و یا در قبال مسائل دینی خود را مسئول ندانند و یا خود اهل نماز باشند ولی فرزند خانواده را تحریض و تشویق به نماز ننمایند قطعاً فرزند آن خانواده اهل نماز و عبادت نخواهد شد البته شاید در آینده بر اثر عوامل دیگر به نماز روی آورد که این احتمال ضعیفی است.
نوجوانی نوشته بود که چگونه از من انتظار نماز خواندن برود در حالیکه در خانه ما هیچ یک اهل نماز نیستند و دیگری بیان کرد که توقع نماز خواندن از کسی که هیچ یک از اعضای خانواده اش اهل نماز نباشند. توقع بی جایی است.
اینگونه از خانواده ها که فرزندانشان تمایل و گرایش چندانی به مسائل عبادی از خود نشان نمی دهند بر دو قسمند: یک گروه خانواده هایی هستند که والدین و مربیان آنان به نماز اهمیت نمی دهند و طبعاً فرزندانشان از آنان تقلید میکنند. این دسته از خانواده ها اگر چه محدودند ولی وجودشان قابل انکار نیست. فردی نقل میکرد ما چند نفر برای مهمانی به منزل کسی رفتیم بیشتر یا همه دوستان وضو کردیم که نماز بخوانیم سراغ مهر نماز از صاحب خانه گرفتیم در جواب به ما گفت یک مُهر در خانه داریم که گاهی من با آن نماز میخوانم و گاهی خانمم.
دسته دیگر خانواده هایی می باشند که خود دین دار و اهل عبادتند و لیکن نسبت به فرزندان خود در این امر هیچ وقتی نمی گذارند. نماز خود را میخوانند و روزه هایشان را میگیرند امّا از اینکه فرزندان به مسائل دینی پای بند باشند یا نه برای آنها یکسان است. هرگز از فرزندان به عنوان پدر و مادر نمی خواهند که نمازش را بخواند و یا روزه هایش را بگیرد. هیچ مسئولیتی را در قبال آنان احساس نمی کنند. گویا او همه چیز را می فهمد و باید با همان فهم خود عمل کند و یا همه اعمال او را حتی بعد از سن تکلیف با بچه بودن توجیه میکنند.
بسیار روشن و مسلّم است که چنین فرزندی بزودی به عبادت تن در نخواهد داد. کانون خانواده مهمترین عامل دراین زمینه محسوب میشود چون کانونی که جوان در آن رشد یافته کانون بی تفاوتی بوده است و هرگز کسی از طریق محبت و تشویق و یا از راه قهر و تهدید او را به امور عبادی وادار نکرده و یا از او نخواسته است. چه بسا این جوان نسبت به سایر امور زندگی فردی سر به زیر و تسلیم پذیر و با شخصیتی از دیدگاه خانواده باشد و لیکن اهل نماز و دیانت نیست. این بدان جهت است که والدین در آن امور تأکید داشته امّا در امور دینی اصراری به خرج نداده اند. و اگر در بُعد دینی توجه داشتند قطعاً خللی در او مشاهده نمی کردند
.


برگرفته از : کتاب نقش نماز در شخصیت جوانان