1-تفاوت هایی که در چگونگی رسیدن انسان به هدف با موجوداتی همچون حیوان و گیاه وجود دارد، بیان کنید. الف)انسان خود باید هدف خلقت خود را بشناسد و آن را انتخاب کند و به سوی آن گام بردارد در حالی که گیاهان و حیوانات به صورت طبیعی و غریزی به سوی هدف خود حرکت می کنند. ب)انسان بی نهایت طلب در زندگی خود همواره در حال انتخاب هدف است هدف هایی که پایان نیابد و تمام نشود در حالی که حیوانات و گیاهان هدف محدودی دارند و هنگامی که به سرحدی از رشد و کمال می رسند متوقف می شوند و چنان که گویی راهشان پایان یافته است.
2-علت انتخاب هدف های مختلف در بین انسان ها چیست؟ علت اصلی اختلاف در انتخاب هدف ها ریشه در نوع اندیشه انسان دارد.
3-آیا تاکنون اندیشیده اید که ما انسان ها برای چه آفریده شده ایم و هدف از زندگی ما در این جهان چیست؟ ما انسان ها آفریده شده ایم تا به شناختی نسبی از خداوند و قرب الهی دست یابیم و با اجرای دستورات خداوند در قرآن کریم و امامام معصوم(ع) و عبادت و بندگی خداوند به سعادت و خوشبختی ابدی دست یابیم.
4-به چه علت پاسخ به سوال در مورد هدف آفرینش و هدف زندگی بسیار مهم و حیاتی است؟ زیرا این خطر وجود دارد که در صورت ندانستن هدف زندگی خود را به اشتباه صرف کارهایی بکنیم که برای آن ها خلق نشده ایم و سرمایه ای را از دست بدهیم که نه ارزش آن قابل مقایسه با ابزار دنیوی است و نه امکان به دست آوردن مجدد آن وجود دارد.
5-چرا در خلقت تک تک موجودات هدفی وجود دارد؟ زیرا خالق آن ها خدایی حکیم(کسی است که کار بیهوده از او سر نمی زند)است.
6-قرآن کریم آفرینش جهان را ....... می داند. حق.
7-هدفدار بودن خلقت یعنی چه؟ حق بودن آفرینش آسمان ها و زمین.
8-هدف از گام نهادن انسان در این دنیا چیست؟ هدفی که گام نهادن او در این دنیا فرصتی است که برای رسیدن به آن هدف به او داده شده است البته در چگونگی رسیدن به هدف میان انسان و موجوداتی همچون حیوانات و گیاهان تفاوت هایی وجود دارد.
9-با نگرش به دنیای انسان ها با چگونه دنیایی مواجه می شویم؟
الف)ساده و بی آلایش
ب)حیرت انگیز
ج)مملو از بیماری های روحی
د)همواره سعادتمند
10-وقتی به دنیای انسان ها می نگریم کدام انتخاب درست و همسو با میل بی نهایت طلب انسان است و کدام یک این گونه نیست؟ انتخاب هدف های اصلی و پایان ناپذیر انتخاب درست و انتخاب هدف های فرعی و پایان پذیر نادرست است.
11-منشا اختلافات در انتخاب هدف چیست؟ نوع اندیشه و نگرش انسان ها.
12-هر کس با بینش و نگرش خاص خود به سراغ هدفی می رود. این جمله را با مثال توضیح دهید. اگر کسی چنین بیندیشد که کمک به دیگران ارزشمند است می کوشد به دیگران کمک کند کسی هم که فکر می کند داشتن شهرت مهم است همه زندگی خود را در مسیر رسیدن به شهرت قرار می دهد اگر کسی مقاصد کوچک در نظرش جلوه کند به سوی همان مقاصد می رود و گمان می کند این هدف ها می توانند میل بی نهایت طلب درونش را آرام کنند کسی هم که کمالات و خوبی های متعالی و بزرگ را شناخته به آن ها دل می بندد و برای رسیدن به آن ها می کوشد. مانند:
کسانی که به دنبال پول و ثروت اند- برخی دل به کشف اسرار جهان سپرده اند- برخی به دنبال جاه و مقامند- دسته ای خدمت به خلق را سرلوحه زندگی خود قرار داده اند- گروهی به هنرمندی و نقش آفرینی در عرصه های هنری می اندیشند- گروهی نیز در آرزوی قهرمانی در ورزش پیوسته می کوشند- و...
13-برای انتخاب صحیح هدف ها باید چه کار کنیم؟ باید ارزش هدف ها را مشخص کنیم و متناسب با ارزشی که دارند به آن ها رتبه دهیم.
14-هدف های زندگی به چند دسته تقسیم می شود؟ نام ببرید. دو دسته: اصلی- فرعی
15-هدف های فرعی را همراه با مثال توضیح دهید. هدف ها و دل بستگی های پایان پذیر مثل: مال- ثروت- موفقیت درسی- پیشرفت شغلی- کسب جاه و مقام و... هدف های فرعی به شمار می آیند.
16-هدف های اصلی را همراه با مثال توضیح دهید. هدف های پایان ناپذیر و همیشگی مانند: خیرخواهی نسبت به دیگران- بندگی خداوند- رسیدن به کمال و سعادت- محبت به دیگران و... هدف اصلی محسوب می شوند.
17-هدف های اصلی بهتر است یا فرعی؟ چرا؟ البته هر دوی این اهداف خوب اند و برای زندگی ما ضروری اند مهم این است که هدف فرعی را به جای هدف اصلی قرار ندهیم و آن قدر به اهداف فرعی دل نبندیم که مانع رسیدن به هدف اصلی شود.
18-در میان هدف ها برترین و کامل ترین و ارزشمند ترین هدف کدام است؟ خداوند متعال و بندگی و عبادت او.
19-سرچشمه خوبی ها و کمالات کیست؟ خداوند
20-خداوند(نامحدود/محدود) است. نامحدود.
21-چه هدفی می تواند با ارزش تر از انتخاب خداوند به
عنوان غایت و مقصد زندگی باشد؟ هیچ هدفی جز خداوند متعال نمی تواند غایت و
مقصد زندگی انسان باشد.
22-چه کسی جز خداوند می تواند روح پایان ناپذیر
انسان را سیراب کند؟ هیچ کس و هیچ چیزی توانایی سیراب کردن روح پایان
ناپذیر انسان را ندارد.
23-اگر روح انسان بی نهایت طلب است و خوبی ها را به صورت بی پایان می خواهد شایسته است چه کار کند؟ تنها خدا و بندگی او را به عنوان هدف نهایی خود انتخاب کند هدفی که خداوند نیز آفرینش جن و انسان را به همان خاطر می داند.
24-عبادت را همراه با مثال توضیح دهید. هر حرکت و عملی نیز که برای کسب رضای خداوند و براساس معیارهای دینی صورت گیرد عبادت است. مانند: خدمت به محرومان- آشپزی در آشپزخانه- طلب علم و دانش- خواندن سطری از کتاب- سکوت و دم فروبستن تا فریاد کشیدن- و.. همه و همه اگر برای جلب رضای خدا باشد عبادت محسوب می شود.
25-اگر هدف و مقصد زندگی خدا باشد چه اتفاقاتی ممکن است در زندگی پیش بیاید؟ خوشحالی ها و ناراحتی ها و شکست ها و پیروزی ها و بسیاری دیگر از مفاهیم کلیدی زندگی تعریف جدید پیدا می کند.
26-اگر هدف زندگی خدا باشد شکست و پیروزی چگونه معنا می شود؟
شکست: دور شدن از خدا- پیروزی: نزدیک شدن به خدا- در آن صورت چیزی ما را خوشحال می کند که ما را به خدا برساند و چیزی ما را آزرده می کند که از خدا دور سازد.
27-چه چیزی باعث می شود انسان شایسته موجب دریافت لطف و رحمت ویژه خداوند شود؟ بندگی.
28-اهداف انسان به چند دسته تقسیم می شود؟ برخی انسان ها به هدفی بالاتر از لذت های مادی و سرگرم شدن به آن نمی اندیشند- برخی از هدف ها به گونه ای هستند که هدف های دیگر را نیز در بر دارندو رسیدن به آن ها مساوی رسیدن به هدف های دیگر است-برخی از افراد با انتخاب عبادت و بندگی خداوند به عنوان هدف با یک تیر چند نشان می زنند هم از بهره های مادی زندگی استفاده می کنند و هم از آن جایی که تمام کارهای دنیوی خود را برای رضای خدا انجام می دهند جان و دل خود را به خداوند نزدیک تر می کنند و سرای آخرت خویش را نیز آباد می سازند. مانند: اینان چون کوهنوردانی هستند که در مسیر نزدیک شدن به قله هم تندرستی خود را تامین می کنند هم از مناظر زیبای طبیعت لذت می برند و هم استقامت خود را افزایش می دهند.
29-انسان هایی که به هدفی بالاتر از لذت های مادی و سرگرم شدن به آن نمی اندیشند به تعبیر قرآن چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که به حیات دنیوی راضی شده و به آن آرام گرفته اند اینان مصداق همان کسانی اند که بهترین و با ارزش ترین دارایی و سرمایه خود را صرف کارهای کم ارزش می کنند.
30-در چه صورت هدف ما جامع تر خواهد بود؟ برخی از هدف ها به گونه ای هستند که هدف های دیگر را نیز در بر دارندو رسیدن به آن ها مساوی رسیدن به هدف های دیگر است. و به میزانی که هدف ما برتر و جامع تر باشد هدف های بیشتری را در درون خود جای می دهد.
31-هدف هایی که ضامن خوشبختی ماست چه چیزی را می طلبد؟ همت بزرگ و اراده محکم.
همان طور که می دانید درس دین و زندگی کنکور با ضریب 3، اهمیت ویژه ای دارد و جزء درس های مهم به حساب می آید. کنکوری ها بعد از چندین بار خواندن و مرور کردن و تست زدن، احساس می کنند نمی توانند آن طور که شایسته است درصد بالایی را کسب کنند و اگر بفهمندهم، دیر متوجه شده اند و جمع کردن درس دین و زندگی در روزهای آخر قدری سخت خواهد بود، لذا پیشنهاد می شود داوطلب محترم موارد ذیل را به دقت بخواند و روش خواندن و مرور و تست زدن خود را اصلاح کند:
1- آیات و روایات:
یکی از مباحث خیلی خیلی مهم در کنکور دین و زندگی، آیات و احادیث و روایات است. چه متن فارسی و چه متن عربی آن تقریبأ بالای 60 درصد سؤالات کنکوررا شامل میشود و اگر کسی این قسمت را به صورت حرفه ای و دقیق مطالعه نکند بیشترین نمره را از دست داده است. مثلأ در کنکور ریاضی و زبان و هنر 90، 18 سؤال و در کنکور تجربی 15 سؤال و در کنکور انسانی 13 سؤال مربوط به این بخش بوده است. این تعداد بسیارزیاد،اهمیت این موضوع را بیشتر آشکار می کند. در خواندن آیات و روایات به این نکات توجه کنید:
1- موضوع اصلی آیه را بدانید( سرتیتر اصلی درس یا پاراگراف اصلی یا فرعی)
2- این آیه اززبان چه کسی و یا چه کسانی است؟
3- این آیه در باره چه کسی و یا چه کسانی است؟
4- این آیه خطاب به به چه کسی یا چه کسانی است؟
5- این آیه برای چه زمانی است؟ ( قیامت- برزخ- دنیا) = ظرف تحقق آیه کدام است؟
6- کلمات کلیدی آیه کدام است؟
7- با کدام آیه و حدیث و شعر دیگری ارتباط معنایی دارد؟
8- حتمأ پاراگراف بالا یا پایین آیه که با آیه ارتباط دارد مرور شود.
9- آیه با چه کلماتی شروع و با چه کلماتی پایان یافته است؟
10- دانستن ترجمه دقیق آیه
11- آیاتی که در اندیشه و تحقیق آمده است:
# این بخش هم خیلی اهمیت دارد که تقریبأ بیشتر داوطلبان از آن غافل می شوند. در کنکور ریاضی و کنکور تجربی و هنر 90، 4 سؤال و در کنکورانسانی 90، 5 سؤال و در کنکور زبان 90، 3 سؤال آمده است، لذا تأکید می شود حتمأ بخش اندیشه و تحقیق را خوب مرور کنید.
ولی متأسفانه فقط 25 درصد داوطلبان، این بخش را مطالعه می کنند و از این 25 درصد فقط تقریبأ نیمی می توانند به سؤالات این بخش پاسخ بدهند. پس کسانی که می خواهند درصد بالایی را بیاورند باید این بخش را حتمأ حتمأ ودقیق دقیق بخوانند.
2- متن درس: برای به دست آوردن درصدی مناسب از درس دین و زندگی حتمأ باید خط به خط کتاب را جوری بخوانید که تمام کلمات کلیدی، سرتیترها و ………. را حفظ حفظ باشید و بتوانید کتاب را در ذهن داشته باشید( یک نوع حافظه تصویری) مثلأ این سرتیتر است، این آیه است و بعد از آن چه جملاتی و چه کلماتی آمده است، خلاصه این که باید در ذهن شما «ملکه» بشود و به قول امروزی ها تو ذهن «اسکن» بشود.
3- خواندن یا تست زدن:
در درسی مانند «دین و زندگی» خواندن دقیق و مرورهای پی در پی می تواند خیلی کارساز باشد و تست زدن در اولویت بعدی است. یعنی 70 یا 80 درصد خواندن و 20 یا 30 درصد، تست زدن است. خیلی خیلی تأکید می شود که خواندن باید از روی کتاب درسی باشد نه از روی جزوه یا کتاب کمک درسی، یا حداقل ابتدا تسلط کافی روی کتاب درسی داشته باشیم. وسپس از جزوات و یا کتب درسی بهره بگیریم، بدون تسلط کافی بر کتاب اصلأ مرور جزوات و ……… تأکید نمی شود. برای تست زدن از کتاب خوبی که تست های سراسری داخل وخارج- آزاد- سنجش- آموزش و پرورش و تألیفی های مناسب و همانند سؤالات کنکور دارد استفاده کنید. در تست زدن حتمأ نشان گذار کردن تست ها را فراموش نکنید. تست غلط(غ)– درست- نزده(ن)- تستی که با شک زده اید(ش) و……. تا بتوانید در مطالعه های بعدی آن تست های خاص وعلامت گذاری شده را مرور کنید.
# بعضی از دانش آموزان می گویند که ما وقتی” دین و زندگی” می خوانیم، زود فراموش می کنیم باید چه کار کنیم؟
اولأ درس خواندن به ویژه درس دین و زندگی با یکبار و دوبار خواندن ما را به جایی نمی رساند(شاید بعضی از درس هاراباید ده بار یاحتی بیشتر خواند). خواندن و مرور کردن این درس باید به صورت آهسته و پیوسته باشد.
ثانیا تست زدن،و با علاقه خواندن، وپیدا کردن نقاط ضعف و قوت و ………. می تواند ما را در دقت خواندن و کیفیت مناسب خواندن کمک کند و هیچ وقت ناامید نشوید. با پشتکار بارها مرور کنید تا همه مطالب در ذهن شما ملکه بشود.
4- تجربه هایی در مرور و تست زدن:
الف)علت ومعلول
در این چند سال اخیر تست ها و گزینه هایی را مشاهده می کنید که با تعبیر« علت و معلول» به کار رفته است که باید به معنای این کلمات توجه ویژه ای کرد. « علت» به معنای: سبب- باعث و ……… است و « معلول» به معنای: نتیجه- پیامد- بازتاب – مولود- میوه- ثمره و ……… است.
چند مثال برای معلول:
1- عدم غم و اندوه و حزن معلول ایمان به خدا آخرت وعمل صالح است.( ص 62 دین و زندگی 2)
2- بازماندن از کاروان فلاح و کمال معلول پرورش دادن ریشه های گناه در خود است. ( ص 46 دین و زندگی 2)
3- پیش بینی عاقبت ازدواج توسط پدر و مادر معلول تجربه و پختگی آنان است.(ص 218 دین و زندگی 3)
4- قوی تر و بیش تر شدن عبودیت انسان در پیشگاه الهی معلول درک بهتر فقر و نیازمندی است.(ص 8 پیش دانشگاهی)
5- باید دقت کنیم همین جملات را می توان با علت بازنویسی کرد:
1- ایمان به خدا و آخرت و عمل صالح علت عدم غم و اندوه و حزن است.
2- پرورش دادن زمینه های گناه در خود علت بازماندن از کاروان فلاح و کمال است.
3- تجربه وپختگی پدر و مادر علت پیش بینی عاقبت ازدواج است.
4- درک بهتر فقر و نیازمندی علت قوی تر و بیش تر شدن عبودیت انسان در پیشگاه الهی است.
# جزوه علت و معلول در سایت موجود است.
# شبیه به الفاظ «علت و معلول» کلماتی مثل«شرط و مشروط» و «تابع و متبوع» تحقق در گرو………. نیز در تست های کنکور دیده شده است که تقریبأ مثل « علت و معلول» است.
مثال برای شرط و مشروط:
مقرب درگاه الهی شدن و مسجود فرشتگان شدن انسان مشروط(معلول) آراسته شدن به کرامت های اخلاقی است.(ص 53 دین و زندگی 2)
# به کلمات اگر در متن فارسی و کلمه “ان” به معنای” اگر” در متن آیات دقت بیشتری کنید که می تواند به صورت شرط و مشروط بیاید.
مثال برای تابع و متبوع:
توسعه فعالیت های اختیاری انسان تابع معرفت به تقدیر الهی است که برخاسته از حکمت است. (ص 70 پیش) (سؤال 72 کنکور تجربی 90)
مثال برای تحقق …….. در گرو:
تحقق تجلی ایمان و عمل صالح در گرو شنیدن دعوت انبیا است. ( ص 42 دین و زندگی 2)
ب) تقدم و تأخر ( مقدم و مؤخر)
در بخش هایی از کتاب دین و زندگی تقسیم بندی هایی وجود دارد که « ترتیب » در آن اهمیت دارد یا در آیات کلماتی به ترتیب آمده است که بایستی به آن ها توجه ویژه ای داشت. در این نوع سؤالات از کلمات« تقدم و تأخر» یا« مقدم و مؤخر» استفاده می شود یا در سؤال می آید، به ترتیب کدام صحیح است.( دقت شود)
مثال برای تقدم و تأخر:
از دقت در آیه شریفه……… و منهم من یستمعون الیک ……… به تقدم حجت باطن به حجت ظاهر که عقل وسیله فهم پیام الهی است پی می بریم( ص 20 و 21 و 25 دین و زندگی 3 و سؤال 61 کنکور ریاضی 90) و مانند آن (سؤآل 61 کنکور زبان 90)
مثال برای مقدم و مؤخر:
جمله « فاذا هم قیام ینظرون» مرتبط است با « ثم نفخ فیه اخری» و نورانی شدن زمین که بروز واقعیت حوادث گذشته بر زمین است. مقدم بر وضع« کتاب» است.(ص 87 و 88 ، دین و زندگی 2 و سؤال 56 هنر 90)
ج) من- الذین
در آیاتی که کلمات « من – الذین» به کار رفته دقت کنید در باره چه کسانی است(مؤمنان – کافران- متقین و …….) و سرانجام آنان چیست.
مثال:
1- من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحأ لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
2- ان الذین لایرجون لقاءنا و رضوا……. اولئک مأواهم النار………
# نمونه های دیگری در صفحه 67 سوم « من یعص الله ……ضلالأ مبینأ و ص 198 سوم« من کان یرید……….. و من تاب ……..(ص 50 و 51 پیش) و ……….
د) کلمات قال- قالوا
# آیاتی که با «قل» آغاز شده معمولأ خطاب به پیامبر(ص) است ولی باید بدانیم« قال» را چه کسی گفته است و « قالوا» را چه کسانی گفته اند و دقت کنیم در کجا گفته اند یا می گویند.
مثال برای قل: قل لا أسألکم ………(خطاب به پیامبر(ص)( ص 119 سوم)
مثال برای قل: قال ربنا الذی اعطی ……..(حضرت موسی گفت در مقابل فرعون)( ص 16 سوم)
مثال برای قالوا: قالوا کنا مستضعفین فی الارض ….. گناهکاران می گویند در برزخ( ص 79 دوم)
ه) ذلک
این عبارت یک حالت نتیجه گیری دارد و باید بدانیم به کدام آیه بر می گردد.
مثال: 1- ذلک تقدیر العزیز العلیم—– و الشمس تجری لمستقر لها(ص 69 پیش)
2- ذلک ادنی ان یعرفن———- یدنین علیهن فی جلابیبهن (ص 14 دوم)
3- مثال ازکی لهم—— یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم (ص 145 دوم)
# و نمونه های دیگر آن نیز در صفحات 68 دوم و ص 119 سوم و…. می باشد.
و)ل به معنای «برای» در آیات حالت نتیجه گیری دارد.
مثال اول: لتعملوا عدد السنین و الحساب ( برای این که شمار سال ها حساب وقت هابدانید که نتیجه آیه« و قدره منازل» است. (ص20 دوم)
مثال دوم: لتبتغوا من فضله ( برای این که از فضل او بجویید) ( ص 171 دوم) که نتیجه آیه« و تری الفلک …. » است.
مثال سوم: لیعلم الله الذین امنوا……….
که نتیجه« تلک الایام نداولها بین الناس» است. ( ص 106 سوم)
ز)دانستن کلمات مترادف
گاهی در تست به جای آوردن دقیق کلمه کتاب از کلمات مترادف آن بهره می جویند گویی که می خواهند بفهمند که داوطلب کلمات را حفظ کرده است یا مفهوم را فهمیده است.
مثال اول: روح بعد غیر مادی انسان است. در گزینه ها به جای غیر مادی از کلمه «مجرد» استفاده شده است. (سراسری زبان 90) ( درس 4 دوم)
مثال دوم: در بیان آیه «معتد اثیم» متجاوز گناهکار آمده است. گام فراتر نهادن از حدود الهی.( سراسری 87 خارج از کشور ) ( درس ششم دوم)
با تمرین و ممارست و مرور پی در پی و مستمر کم کم می توان روش ایده آل خواند درس دین و زندگی را به دست آورد و در نتیجه تسلط کافی را برای دست یابی به درصدی مطلوب و مناسب به دست آورد.
امیدوارم که این نوشته هر چند کوتاه و مختصر برای شما عزیزان مفید بوده باشد. در انتها از شما عزیزان می خواهم که نظرات خود را با ما مطرح سازید. برایتان آرزوی موفقیت و سربلندی و پیروزی از درگاه احدیت خواهانم.
سوالات درس دو دینی دهم
-قرآن کریم هدف از خلقت انسان را عبودیت بیان کرده است.
1-رشد وکمال انسان ودر نتیجه رستگاری او در نتیجه چه کاری حاصل می شود؟
رشد و کمال انسان و در نتیجه رستگاری او جز با گام برداشتن به سوی این هدف میسر نمی شود.
2-اولین گام برای حرکت انسان در مسیر عبودیت چیست؟توضیح دهید.
اولین گام برای حرکت انسان در این مسیر، شناخت انسان است؛یعنی شناخت سرمایه ها،توانایی هاواستعداد های اووهمچنین شناخت موانع حرکت انسان در مسیر عبودیت.
3-سرمایه های انسان در مسیر رسیدن به رشد و کمال را نام ببرید؟
قدرت اندیشه و تعقل- قدرت اختیار و انتخاب -نفس لوامه-پیامبران و پیشوایان.
4-خداوند متعال چه جایگاهی برای انسان در نظام هستی قائل است؟
خداوند با دادن نعمت های مادی و معنوی به انسان او را گرامی داشته و به او کرامت بخشیده و بربسیاری از مخلوقات برتری داده است.
-خداوند متعال برای اینکه انسان بتواند در مسیر رشد و کمال خود حرکت کند و به هدف خلقت دست یابد، سرمایه هایی در اختیارش قرار داده است.
-عوامل بسیار مهم برای حرکت انسان به سوی هدف را توضیح دهید؟
شناخت انسان و سرمایه هایش در گام نخست و بهره گیری از آنها در گام بعد عامل بسیار مهمی برای حرکت به سوی هدف است.
5-چرا خداوند قدرت اندیشه و تعقل را به ما داده است؟
تا با آن بیندیشیم و مسیر درست زندگی را از راه های غلط و خوب را از بد تشخیص دهیم.حقایق را دریابیم و از جهل و نادانی دور شویم.
6-چرا خداوند مارا صاحب اراده و اختیار افرید و مسئول سرنوشت خویش قرار داد؟
راه رستگاری و راه شقاوت را به ما نشان داد تا خود راه رستگاری را برگزینیم و از شقاوت دوری کنیم.
-پیام آیه:تکلیف انسان:هدایت و آزادی
7-چرا ما فضایل اخلاقی را دوست داریم و از حقارت ودو رویی بی زاریم؟
خدای متعال، شناخت خیر و نیکی و گرایش به آن و شناخت بدی و زشتی و بیزاری از آن را در ما قرار داد تا به خیر و نیکی رو آوریم و از گناه و زشتی بپرهیزیم.
8-گرایش انسان به نیکی و زیبایی ها سبب چه می شود؟
در مقابل گناه و زشتی واکنش نشان دهد و آن گاه که به گناه آلوده شد،خود را سرزنش و ملامت کند ودر اندیشه جبران آن آید.
9-نفس لوامه یعنی چه؟
یعنی نفس سرزنش کننده و ملامت گر.
-هدف و مسیر حرکت هرکس با توانایی ها و سرمایه هایش هماهنگی دارد.
-انسان سرمایه های عظیمی چون عقل ،وجدان و راهنمایان الهی دارد.
10-اگرهدفازخلقتماخوردن،خوابیدنوخوشبودندرایندنیایچندروزهبود،آیابه سرمایه هایی همچون عقل و وجدان و پیامبران نیاز داشتیم؟
عقلی که با دور اندیشی ،مارا از خوشی های زودگذر منع می کند و وجدانی که با محکمه هایش، ما را از راحت طلبی باز می دارد. اگر بنا بر خوردن و خوابیدن باشد، حیوانات از ما خوش تر زندگی می کنند! چون نه عقل دارند که مانع آنان باشد و نه وجدانی که گاه و بیگاه آنان را سرزنش کند.
1-نفس اماره(فرمان دهنده بدی ها)
موانع رسیدن به هدف 2-شیطان(ابلیس)
میل سرکشی که در انسان هاوجود دارد.
نفس اماره
عوامل سقوط و گناه و دور ماندن انسان از هدف
-میل سرکشی که درون انسان ها طغیان می کند نفس امارهدارد.
11-نفس اماره یعنی چه؟
یعنی فرمان دهنده بدی ها.
12-سخن جضرت علی در مورد عامل درونی فرمان دهنده بدی ها رابنویسید؟
دشمن ترین دشمن تو،همان نفسی است که در درون توست.
13-دشمن بیرونی در روز قیامت که فرصتی برای توبه باقی نماندهاست، به اهل جهنم چه میگوید؟
«خداوند به شما وعدهٔ حق داد؛ اما من به شما وعده ای دادم و خلاف آن عمل کردم. البته من بر شما
تسلطی نداشتم؛ فقط شما را به گناه دعوت کردم. این خودتان بودید که دعوت مرا پذیرفتید. امروز خود را سرزنش کنید نه مرا. نه من م یتوانم به شما کمکی کنم و نه شما میتوانید مرا نجات دهید.»
14-راه های فریب شیطان را نام ببرید؟
الف)غافل کردن از خدا و یاد او.
ب)زیبا و لذت بخش جلوه دادن گناه.
ج)سرگرم کردن به آرزو های سراب گونه دنیایی.
د)ایجاد کینه و دشمنی میان مردم.
15-چرا خداوند شیطان را از درگاه خود راند و اورا برای همیشه طرد کرد؟
چون فرمان خدا برای سجده بر انسان را اطاعت نکرد.
16-فرمایش رسول خدا در مورد انسان هایی که در برابر خدا سجده نمیکنند را بگویید؟
من به خاطر تو شیطان را طرد کردم.اما تو اورا دوست خود گرفتی و به اطاعت او در آمدی.
17-راه شکست شیطان از نظر امام عصر (عج)چیست؟
هیچ چیز مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد.
درباره برخاستن به هنگام شب،و بیان فضیلت آن،روایات
بسیارى از اصحاب عصمت علیهم السّلام وارد شده.و نقل شده که نماز شب شرف
مؤمن است،و باعث سلامت بدن،و کفّاره گناهان روز و برطرف کننده وحشت قبر
است،نماز شب روى را سپید و بو را خوش کرده،و جلب کننده روزى است، ثروت و
فرزندان زینت زندگى دنیا و هشت رکعت نماز در پایان شب با نماز وتر زینت
آخرت است و حق تعالى گاهى این دو زینت را براى بعضى از مردم قرار مىدهد و
دروغ گفته است کسىکه بگوید:من نماز شب به جاى مىآورم،و روز در گرسنگى به
سر مىبرم،زیرا نماز شب ضامن روزى روز است.از حضرت صادق علیه السّلام
روایت شده:در وصیت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله به امام على علیه السّلام
آمده است:یا على من تو را نسبت به خودت،به چند خصلت وصیّت میکنم،آنها را
نیکو بدار،پس از آن فرمود:خدایا او را یارى ده،و پارهاى از آن خصلتها را
ذکر فرمود،تا اینکه گفت:
وَعَلَیْکَ بِصَلوةِ اللَّیْلِ وَ عَلَیْکَ
بِصَلوةِ اللَّیْلِ وَعَلَیْکَ بِصَلوةِ اللَّیْلِ وَ عَلَیْکَ بِصَلوةِ
الزَّوالِ وَعَلَیْکَ بِصَلوةِ الزَّوالِ وَعَلَیْکَ ِصَلوةِ الزَّوالِ.
بر
تو باد به نماز شب،و بر تو باد به نماز شب،و بر تو باد به نماز شب،و بر تو
باد به نماز اوّل ظهر،و بر تو باد به نماز اول ظهر،و بر تو باد به نماز
اوّل ظهر.
ظاهر این است که حضرت از نماز شب،سیزده رکعت را اراده
کردند و از نماز ظهر هشت رکعت را که نافله ظهر است. از انس روایت شده:از
پیامبر شنیدم که فرمود:دو رکعت نماز در دل شب،پیش من از دنیا و آنچه در آن
است بهتر مىباشد.نیز روایت شده:از حضرت زین العابدین علیه السّلام
پرسیدند:چه شده کسانى که به شبزندهدارى برمىخیزند چهرهشان از همه کس
نیکوتر است؟فرمود:به خاطر اینکه اینان،با خدا خلوت مىکنند،حق تعالى از نور
خویش به چهره ایشان مىتاباند.به هر صورت روایات در این زمینه بسیار است و
ترک برخاستن شب مکروه است.شیخ به سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام
روایت کرده:بندهاى نیست مگر این که هر شب،یک بار،یا دو بار،یا چند بار
بیدار مىشود اگر برخاست،که برخاست،و گرنه شیطان پاهاى خود را مىگشاد و در
گوش او بول[ادرار]مىکند،آیا آنکه براى نماز شب برنخواسته،صبح که
برمىخیزد،توجه نمىکند،گران و مکدّر و سنگین و کسل است؟شیخ برقى به سند
معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:براى شب شیطانى است،که او
را«رها»مىگویند،هرگاه بندهاى از خواب بیدار شود،و برخاستن براى نماز شب
را قصد کند،آن شیطان به او مىگوید:اکنون وقت برخاستن نیست،بار دیگر که
بیدار شود،و بخواهد برخیزد،باز مىگوید:وقت برخاستن نشده،یعنى زود است،پس
پیوسته او را از برخاستن باز مىدارد و او را حبس مىکند تا فجر طلوع
کند،چون فجر پدیدار شود،در گوش او ادرار مىکند،و از او دست
برمىدارد،درحالىکه به خود مىبالد،و از نخوت و ناز دم خود را
مىجنباند!!ابن ابى جمهور از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله روایت
کرده:روزى به اصحاب خود فرمود:هرگاه یکى از شما در شب بخوابد،شیطان در پس
سر او سه گره مىزند و در مکان هر گرهى مىگوید: «شب تو طولانى است
بخواب»هرگاه بیدار شود و یاد خدا کند،یک گره باز مىشود،و اگر وضو
بگیرد،گره دیگرى باز مىگردد،و اگر نماز بخواند،گره سوم گشوده مىشود،پس با
حال نشاط،پاکیزه نفس وارد صبح مىگردد،وگرنه آلوده نهاد و کسل وارد صبح
مىشود،این روایت در کتابهاى اهل سنّت نیز ذکر شده.قطب راوندى از امیر
مؤمنان علیه السّلام روایت کرده:در سه چیز با سه چیز طمع مکن:در بیدارى شب
با پرخورى،در نور چهره با خوابیدن در همه ساعات شب و در امان از دنیا،با
همنشینى اهل فسق.و همچنین قطب راوندى رایت کرده:حضرت عیسى علیه السّلام
مادرش مریم را پس از مردنش صدا زد،و گفت: اى مادر با من سخن بگو،آیا علاقه
دارى به دنیا بازگردى؟گفت:آرى براى اینکه به خاطر خدا،در شب بسیار سرد نماز
گذارم،و در روز بسیار گرم روزه بگیرم،پسرم این راه بیمناک است.
جواب: شرط ارث نبردن زوج خلاف شرع است و نافذ نیست. (تحریر الوسیله، ج2، ص222)
جواب: اشکال ندارد البته اگر به صورت شرط ضمن العقد به هنگام خواندن عقد نکاح قید شود پرداخت آن لازم می گردد. (ر.ک تحریر الوسیله امام خمینی (ره)، ج2، ص298، م9 ـ استفتائات امام (ره)، ج3، ص190 و 191)
جواب: مهریه بر زن حلال است و هر وقت بخواهد می تواند از شوهر طلب نماید و شوهر حق ندارد زن را وادار به بخشش مهریه اش بنماید و اگر شوهر به اجبار و بدون رضایت قلبی از زن مدرکی دال بر بخشش مهریه بگیرد اثری بر آن مترتب نیست و زن حق نفقه و کسوه را به نحو معمول دارد که اگر شوهر نپردازد ضامن است و با درخواست زن موظف به پرداخت می باشد. (ر.ک استفتائات آیت الله تبریزی، ص366 و 367)
جواب: افزایش مهریه ای که عقد بر آن خوانده شده است وجه شرعی ندارد ـ بلی زوجه می تواند پس از عقد قسمتی از مهریه را با رضایت کامل به زوج هبه نماید و یا زوج با رضایت خود چیزی اضافه بر مهریه به زوجه بپردازد. (مجمع المسائل آیت الله گلپایگانی،ج2،احکام مهریه،سوال 455)
جواب: هر کس ضامن پرداخت مهریه عیال خود است و اگر واقعاً نداشته باشد فعلاً تکلیفی ندارد, هر وقت قدرت پیدا کرد باید بپردازد. (ر.ک جامع المسائل آیت الله فاضل، ج1، ص327)
جواب: زوج پس از عقد ازدواج نسبت به پرداخت مهریه مدیون است و باید بپردازد لکن شرط صحت طلاق پرداخت مهریه نیست و پرداخت یا عدم پرداخت مهریه اثری در نوع طلاق ندارد. (ر.ک جامع المسائل آیت الله فاضل، ج2، ص460)
صیغه محرمیت همان عقد موقت است که زن در روابط مثل زوجه است.
با اجازه پدر یا جدّ پدری اشکال ندارد.
اگر عربی بلد نباشید اشکال ندارد و در اینصورت زن به مرد میگوید: تو را به ازدواج خود در آوردم برای یک ساعت (مثلا ً) به فلان مبلغ و سپس مرد میگوید: قبول کردم.
عقد باطل است .
بله لازم است.
خیر باید سعى کند به عربى خوانده شود و اگر نتوانست کلمه (قبلت) را به عربى بگوید.
صحّت ندارد و اذن پدر لازم است حتی اگر مستقل در شۆون زندگی باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت.
اشکال ندارد، عقد دومی صوری و ظاهری است.
عقد دائم به احتیاط واجب جایز نیست وعقد موقت اشکال ندارد.
بدون رضایت پدر حرام است جایز نیست، و چیزی به نام صیغه محرمیت نداریم .
عقد باطل است.
اشکال ندارد ولی اگر شما همسر مسلمان دارید نمیتوانید زنی را که از اهل کتاب است مثلا مسیحی صیغه کنید و اگر همسر شما هم به آن راضی باشد به احتیاط واجب نباید این کار را بکنید.
در صورتی که مرد زن مسلمان نداشته باشد و بقیه شرایط که در عقد موقت با زن مسلمان معتبر است در عقد با وی هم لازم است.
دختره باکره اگر در شۆون زندگی مستقل نباشد اذن لازم است و اگر مستقل باشد هم بنابر احتیاط واجب لازم است.
اگر همسر دائمی مسلمان نداشته باشد متعه با زن مسیحی و یهودی جایز است.
بعد از طلاق همسر خود و گذشت عدّه وى مى تواند با خواهر او ازدواج دائم یا موقت بکند و قبل از آن جایز نیست و عقد باطل است.
اگر بکر باشد اجازه ولی دراینصورت هم لازم است .
در هر عقدى اجازه پدریا جد پدری در ازدواج زنى که ازدواج نکرده لازم است و این حکم در صورتى که زن در شئون زندگى مستقل باشد مبنى بر احتیاط است .
کفایت مى کند.
گزارش فعالیت سه ماهه سوم گروه الهیات
۱ـ به روزرسانی وبلاگ
۲ـ تهیه وارسال بروشورتحت عنوان مراحل سلوک
۴ـ برگزاری مرحله سوم مسابقه علمی دین وزندگی(۳)
۴ـ بازدیدازکلاس های درس الهیات
۵ـ برگزاری مسابقه کتابخوانی ویژه دبیران الهیات
۶ـ تشویق دبیران برگزیده درمسابقه کتابخوانی
۷ـ معرفی نشریات ویژه رشته الهیات به دبیران مانند:گاهنامه سفیر،مجله رشدآموزش قرآن،مجله رشدآموزش معارف اسلامی
۸ـ برگزاری نشست دینی بادانش آموزان ودعوت ازامام جمعه جهت شرکت دراین جلسه
۹ـ پاسخ به پرسشها وابهامات دینی دانش آموزان ودبیران
۱۰ـ بررسی پنج درصداوراق امتحانی خردادماه
چکیده این مقاله حاصل پژوهشی موردی است در زمینه کشف علل و عوامل افت
تحصیلی و دانش آموزان دبیرستان دخترانه با تأکید بر درس دین و زندگی می
پردازد . دراین پژوهش سعی شده است تا علاوه بر نقش عوامل تأثیرگذار در دین و
زندگی از جمله خانواده ، مدرسه ومعلم ، اوضاع اجتماعی و اقتصادی ، فرهنگ عمومی ،
مدیریت کلان وخرد آموزشی به طورعام به بررسی عوامل خاص دین و زندگی از جمله منابع
و اهداف آموزش الهیات ، وسایل کمک آموزشی و نحوه ی آموزش دین و زندگی پرداخته شود.
و با استفاده از روش هاینوین آموزشی (مشارکتی و اقدام پژوهی ) برایبهبود راندمان
آموزشی راهکارهای مناسب و عملی را پیشنهاد دهد . روش گردآوری داده ها و اطلاعات پژوهش به صورت میدانی (مشاهده ، مصاحبه
و پرسشنامه ) و همچنین کتابخانه ای بوده است و نتایج حاصل از پژوهش حکایت از آن
دارد که دین و زندگی به دلیل ماهیت آن باید به روش ترکیبی آموزش داده شود
وابزاریا وسایل کمک آموزشی متناسب با موضوع درس انتخاب گردد . برای تدریس دین وزندگی بهتراست که تمام قوای حسی به همراه هوش های
مختلف ( دیداری ، شنیداری ، ... ) دانش آموزان تحریک و فعال گردد ، وروندی پویا
همراه با طرح درس متناسب با شرایط مکانی و زمانی داشته باشد . یافته های دینی زمانی نهادینه مى شود که تدریس دروس الهیات باید با
استفاده از فضای معنوی صورت گردد ، به عبارتی به مشاهده و بازدیداماکن مقدس
، روند یا رفتار روابط و فضای معنوی درمیدان واقعی پرداخته شود، و دانش یامعرفت
دینی با فرآیندها و پدیده های دینی و الهی انطباق یابد . واژگان کلیدی : آموزش الهیات ، افت تحصیلی ، ارتقاء تحصیلی ، بهبود
کمی و کیفی آموزشی ، قوای حسی ، هوش ، روش آموزش و وسایل کمک آموزشی مقدمه ( توصیف وضع موجود ) : سال های طولانی است که به تدریس الهیات مشغولم و به تدریج متوجه شده
ام که دانش آموزان رشته های مختلف تحصیلی نسبت به منابع درسی مختلف
ارزش و اهمیت یکسانی قائل نیستند و تقریباً به مباحث و
دروسی که تخصص رشته ی تحصیلی آن هاست ارزش و اهمیت بیشتری می دهند ، لیکن نسبت به
دروسی که از نظر آن ها عمومی است و کمتر اهمیت داده و حتی ممکن است آن را درسی
زاید بدانند اما ناچارند در فرآیند تحصیلی آن را تحمل کرده و نمره بگیرند رگه و
ریشه های این نگرش منفی را نه تنها در میان دانش آموزان بلکه حتی در میان
تحصیلکردگان سطوح بالای دانشگاه و جامعه نیز می توان مشاهده کرد . به طور مثال
دانش آموزان رشته های ریاضی و علوم به نوعی غرور و احساس برتری نسبت به دانش
آموزان رشته های علوم انسانی وکاردانش دچارند . این احساس را هم خانواده ها و هم
نظام آموزشی ، اوضاع اجتماعی واقتصادی جامعه دامن می زند . به نظر می رسد عوامل
مذکور در روحیه و رفتار دانش آموزان علوم انسانی و به ویژه کارودانش تأثیر داشته
است به طوری که حتی خود این دانش آموزان پذیرفته اند که از دیگر دانش آموزان برای
یاد گیری و کسب دانش ضعیف تر هستند . چنین خود باوری منفی در روحیه دانش آموزان به
طور قطع آن ها را از تلاش و سعی در راه تحصیل باز می دارد و سبب بی قیدی یا بی
تفاوت نسبت به یادگیری مباحث درسی می گردند . نگارنده به اقتضای رشته تدریس و
همچنین مصاحبه ، مشاهده و تهیه پرسشنامه در میان انواع دانش آموزان اعم از ریاضی ،
تجربی ، انسانی و کاردانش دریافتم که در برخى از دروس که اغلب به صورت عمومی (
فارسی ، دین وزندگی ،...) ارائه مى شود ، بعضی از دانش آموزان انسانی و حتى
کاردانش بهترازدانش آموزان تجربی ویا ریاضی عمل می کنند . اما وقتی که به نحوی از
آن ها بخواهید که خود را با دانش آموزان ریاضی و تجربی مقایسه کنند خود به برتری
دانش آموزان ریاضی وتجربی در یادگیری اعتراف دارند ، به عبارتی به ضعف خود اقرارمی
کنند . چنین طرز تفکری است که اینگونه دانش آموزان را نسبت به سعی و تلاش در
فرایند یادگیری و کسب دانش مأیوس و بی تفاوت نسبت به کلاس و درس و معلم می سازد . از طرفی روش های آموزشی اغلب مبتنی بردو محور است که عبارتند از : 1-
از جزء به کل 2- ازکل به جزء . در روش اول که بیشتر علوم تجربی یا طبیعی از آن
استفاده می کنند دارای مزایا ومعایب خاص خوداست که می توان آن را به رفتن از پای
کوه به فراز قله تشبیه نمود. این روش دارای معایبی است که ازجمله می توان صرف
انرژی و زمان بیشتر برای دست یابی به بلندای قله یا همان مفاهیم کلی یا روابط و
قوانین حاکم بریک شاخه از علم دانست . اما از طرفی دارای مزایایی نیز می باشدکه از
جمله می توان به محدود بودن و سادگی متغیرها اشاره کرد . فرد بهتر و سریع تر
مفاهیم جزئی را فرا می گیرد ولی ممکن است درتعمیم و استنتاج کلی مشکل داشته باشد
به طور مثال در گذشته دانش آموزان کلاس اول ابتدایی ابتدا حروف الفبا را فرا می
گرفتند وبعد ترکیب حروف به صورت کلمه را ، در نتیجه املا و قرائت دانش آموزان
همواره از مشکلات معلمان بود . در حالی که در روش کل به جزء که می توان آن را به
فرود از فراز قله به پای کوه تشبیه نمود انرژی و زمان کمتری صرف می شود و در مجموع
روش بهتری محسوب می شود لیکن این روش نیز مشکلات خاص خود را دارد زیرا هم چنان که
کوه نورد در پایین آمدن از کوه احتمال بیشتری دارد سقوط کند دانش آموزان هم احتمال
دارد که نتوانند مفاهیم کلی را درک کنند و از بطن آن جزئیات را استخراج نمایند
(روش آموزشی کنونی اول ابتدایی که اول کلمه را آموزش می دهند و سپس از دل کلمه
حروف الفبا را استخراج می کنند ) ازطرف بررسی های روان شناختی نیز نشان می دهند که
توانایی ها واستعدادهاى فیزیکی و ذهنی افراد با یکدیگر متفاوت بوده و هر فرد ممکن
است در یک یا چند نوع از فعالیت های آموزشی و شغلی ضعیف تر باشد اما مسلماً درفعالیت
های علمی و کارى دیگرموفق خواهند بود. لذا باید سعی کنیم تا دانش آموزان توانایی
ها و استعدادهای نهفته خود را کشف وآن را شکوفا کنند در واقع هنر معلم شناخت و کشف
استعدادهاى بالقوه ى دانش آموزان با هم کاری خود آن هاست . طرح مسئله : بررسی و نتایج امتحانات دانش آموزان رشته های علوم انسانی و به
ویژه کار دانش نشان می دهد که عوامل متعدد از جمله گذشته تحصیلی ، عدم راندمان
آموزشی مناسب از منابع و امکانات آموزش و پرورش عدم کنترل و نظارت صحیح برنامه های
آموزشی ، کمبود نیروی متخصص ، سازماندهی نا مناسب ، کمبود امکانات و وسایل کمک
آموزشی ، عدم انگیزه ی تحصیلی ، محرومیت های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی منطقه
تقویت انگیزه های اقتصادی در تحصیل و در عین حال افت یا عدم انگیزه های فرهنگی –
اجتماعی سبب شده است که مردودی و افت تحصیلی در میان این دانش آموزان بالاتر از حد
میانگین کلی دانش آموزان باشد و سبب اتلاف بخش مهمی از منابع مادی و انسانی آموزش
و پرورش باشد . بررسی اجمالی نمرات و رفتار دانش آموزان دبیرستان زهره بنیانیان نشان
می دهد که اغلب آن ها نسبت به درس و تکالیف خود توجهی ندارند و به فراگیری مباحث
آموزشی مطرح اهمیتی نمى دهند . به عبارتی رفت و آمد بین مدرسه و خانه را به صورت
شرطی فرا گرفته و ازاین کار هدفی ندارند . نصایح دبیران کم به نظر می رسد و از دست
انجمن اولیا و مربیان نیز کاری بر نمی آید . به طوری که عملکرد آموزشگاه و والدین
در تغییررفتاربرخی ازدانش آموزان به بن بست رسیده و ازرفتار آن ها درمانده شده
اند. حتی به نظرمی آید که رفتاربعضی از دانش آموزان وارد فاز ناهنجاری و هنجار
شکنی گردیده است اهداف و ضرورت پژوهش : اهداف پژوهش عبارتند از: 1- شناخت بیشترو بهترعلل و فرآیند هاى
تأثیرگذاربریادگیری و بهبود آن ها . 2- برنامه ریزی برای کنترل و حذف عوامل
بازدارنده در فرآیند آموزشی و یادگیری . 3- استفاده از دانش آموزان علاقه
مند به تحصیل در فرآیند آموزشى و توجه به دانش آموزان ضعیف در فرآیند یاددهی و
یادگیری ، 4- بهبود و افزایش نمرات دانش آموزان آموزشگاه نسبت به وضع موجود . ضرورت و اهمیت طرح پژوهش ایجاد علاقه به دین و زندگی نیز عبارت است
از: 1- جلوگیری ازاتلاف هزینه های مربوط به درس از طرف دولت و مردم ، 2-
برنامه ریزی برای استفاده بهینه از فرصت ها و سال های ارزشمند عمر نوجوانان و دانش
آموزان ، 3- کاهش اثرات منفی روان شناختی برروحیه دانش آموزان ناشی ازمردودی و افت
تحصیلی . روش های گردآوری اطلاعات و انتخاب راه حل : برای پاسخ به سؤال اصلی این پژوهش یعنی « چرا دانش آموزان
آموزشگاه ذکر شده به درس دین و زندگی علاقه نشان نمی دهند . به این ترتیب عمل کردم
که اطلاعاتی درمورد نمرات دانش آموزان دردیگر دروس را از طریق همکارانم به دست
آوردم و نظرات همکاران آموزشی و دفتری آموزشگاه را نیز در باره علل و پیامد های
عدم علاقه و انگیزه دانش آموزان به فرآیند یادگیری از جمله دین وزندگی به دست
آوردم ، بنابراین در حدود یک ماه در فرصت های به دست آمده در مورد موضوع به گفتگو
پرداختم و نکات عمده نظرات دبیران را یاداشت کردم . نکات متنوعی که زمینه و علت
عدم علاقه دانش آموزان را به درس و مدرسه عوامل اقتصادی ، اجتماعی وسیاسی و فرهنگی
معرفی می کردند و گاه حتى این نظرات با یکدیگر متناقض بود به طورمثال برخی علت را
در عدم تأمین کافی معیشت معلمان و در نتیجه روی آوردن آن ها به اضافه کاری و یا
کاردوم که سبب کاهش کیفیت آموزشی ن ها در کلاس می شود و برخی دیگر نیز بیکاری
تحصیلکردگان دانشگاهی و در نتیجه افت انگیزه اقتصادی کسب دانش و فراگیری علوم می
دانستند . راهکارهایی را که همکارانم ارائه می دادند اغلب آرمان گرایانه بود و
کلید حل مشکلات آموزشی را خارج از مدرسه از جمله سیاست های آموزشی دولت و تغییر
الگوی فرهنگی و رفتار جامعه مربوط می ساختند . در یک جلسه این نکته را با همکارانم
مطرح ساختم که با توجه به جمع بندی نظراتشان چه کار عملی و قابل اجرا را می توانیم
در مدرسه انجام دهیم تا دانش آموزان قدری بیشتر به درس و تکالیف خود توجه نمایند
به این نتیجه رسیدیم که قبل از شروع درس در کلاس در حدود 5 دقیقه در مورد ضرورت و
اهمیت مطالعه و کسب دانش صحبت کنیم و سعی نماییم که دانش آموزان را به درس خواندن
متقاعد کنیم . تجزیه وتحلیل اطلاعات اولیه : پس از یک ماه دریافتم که نصیحت و بیان فایده ها ومحاسن درس خواندن در
دانش آموزان اثر محسوسی نداشته و با وجود این که تقریباً همه آن ها به ارزش دانش و
علم اذعان دارند لیکن قدمی در راه کسب و فراگیری مطالب موضوعات مطرح در کتاب درسی
بر نمی دارند . لذا به این نتیجه رسیدم که باید در روش خود تغییری ایجاد کنم به
گونه ای که دانش آموزان را وادار به انجام تکالیف کرده و تغییر محسوسی را در
عملکرد آن ها به وجود آورم . با توجه به نظریه ی هوش های چندگانه "گارنر"
و به کمک خود دانش آموزان در وقت اضافی یک جلسه از کلاس و در طی یک هفته در تک تک
کلاس های آموزشگاه پرسش هایی را به صورت کتبی طرح کرده و پاسخ آن را براساس علاقه
میل خود دانش آموز از آن ها گرفتم تا شناخت بهتری از آن ها به دست آورم . سؤالات
عبارت بودند از : 1- برای قبولی شما در درسی دین و زندگی نقش دانش آموز مهمتر است یا
دبیر؟ 2- اگر نقش خودتان را در قبولی مهمتر می دانید چه راهکاری را برای خود
پیشنهاد می دهید ؟ 3-اگر نقش دبیر را در قبولی خود مهمتر می دانید چه راهکاری برای دبیر
پیشنهاد می دهید ؟ 4- آیا حاضرید هفته ای یک ساعت بعد از ظهر برای مطالعه و فعالیت دینی
به مدرسه بیایید ؟ 5- آیا مایلید فعالیت های عملی بیشتری از دینی در منزل انجام دهید ؟
به طور مثال مطالعه ی احکام ، انجام تکالیف وامثال آن . 6- چه کنیم که شما آخر سال به طور حتمی قبول شوید ؟ نتایج حاصل از این پرسشها برایم جالب بود زیرا در مورد پرسش اول اکثر
دانش آموزان نقش خود را مهمتر از دبیر می دانستند و برای فعال شدن خود تشویق
دبیران پدرو مادررا لازم می دانستند، انهایی که نقش دبیر را مهمتر ارزیابی کرده
بودند ، خواهان طرح سوالات ساده و بنوعی ارفاق معلم بودند. در مورد سال دوم
راهکاری را که ارائه داده بودند بیشتر درس خواندن و انجام تکالیف درس با دقت بیشتر
بود. در مورد سوال سوم نیز خوب درس دادن معلم ، تعیین تکالیف بیشتر، طرح پرسش
وپاسخ از متن درس ها و ایجاد تنوع در کلاس بود. در مقابل پرسش چهارم به جز تعداد
محدودی از دانش آموزان مایل به حضور در مدرسه جهت فعالیت های جبرانی درس دین وزندگی
نبودند ، آن هایی هم که حاضر به شرکت در کلاس جبرانی بودند اغلب دانش آموزان ساعی
بودند . در مورد پرسش پنجم نیز بیشتر از نیمی از دانش آموزان مایل به انجام تکالیف
عملی بیشتردر منزل نبودند و خواهان انجام فعالیت ها درمدرسه وکلاس بودند . در
مقابل پرسش ششم حدود نیمی از دانش آموزان به تدریس خوب معلم و طرح سؤالات ساده و
ارفاق معلم اشاره کرده بودند و بقیه نیز درس خواندن و انجام تکالیف و فعالیت ها با
دقت بیشتر را در مورد موفقیت خود مهمتر می دانستند . برای این که نتایج این پرسشنامه را بهتر برآورد کنم به طور تصادفی از
تعدادی از افراد که نمره بالاتراز معدل و چند نفر را که نمره پایین تر از معدل
کلاس ها داشتند انتخاب و همین سؤالات را به صورت گفتگو با آن ها در میان گذاشتم
نتیجه ای که حاصل شد این بود که اغلب دانش آموزان برتر معتقد بودند که در قبولی و
موفقیت تحصیلی بیشتر خودشان نقش دارند و تعیین تکالیف و فعالیت های بیشتر به آن ها
کمک می کند تا در پایان سال تحصیلی نتایج بهتری به دست آورند و برعکسِ این گروه
دانش آموزان ضعیف تر نقش معلم را بیشتر، و البته طرح سؤالات ساده و ارفاق را
مهم دانسته و علاقه ای به شرکت در کلاس های جبرانی و انجام تکالیف و فعالیت بیشتر
نیز نداشتند . با توجه به این نتایج به نظر می رسد که در مورد دانش آموزان برتر که
در مجموع در کلاس ها کمترهم هستند بهتر است با کمک گرفتن از آن ها در تدریس فعال
به صورت همیاری و تشویق به انجام تکالیف و فعالیت مبادرت ورزیم ، اما در مورد دانش آموزان ضعیف تر کار به این سادگی
نیست . باید به صورت ترکیبی و ایجاد تنوع در کلاس به صورتی عمل شود که هر دانش
آموز از بخش فعال تر مغز یا هوشی که توانایی بیشتری دارد استفاده کند و زمانی که
خود نتایج مثبت فعالیتش را ببیند به فعالیت و تکالیف بیشتری مبادرت خواهد کرد .
برطبق نظر « گاردنر» این هوش ها عبارتند از : 1. هوش زبانی 2.
محاسباتی 3. فضایی 4.
موزیکال 5. بدنی - جنبشی 6. بدنی -
فردی 7. درون فردی 8. طبیعت شناسی ویژگی های راه پیشنهادی و نظارت بر راه حل جدید : بر اساس هوش های پنج گانه « گاردنر» سعی کردم که از
استعدادها و توانایی های مختلف دانش آموزان کمک بگیرم ، به ناچار باید در روش
تدریس و تعیین تکالیف و فعالیت های کلاس و خانه تغییری ایجاد می کردم بنابر این
اگر چه دانش آموزان برتر ترجیح می داند که خودم در پرسش های شفاهی کلاس از آنها
درس بپرسم ، از دانش آموزان خواستم که نکات عمده و مهم درس را خود انتخاب و به میل
خود چه به صورت خلاصه ویا پرسش و پاسخ از متن کتاب استخراج ودر دفتر خود
یادداشت کنند و پای تخته همان نکات یا سوالاتی که یاد گرفته اند از یکدیگر بپرسند
، و مشروط به این که تکراری نباشد ، من نیز هم به طرح پرسش و هم پاسخ آن ها نمره
یا امتیاز می دادم . و با دانش آموزان قرار گذاشتم که هر دانش آموز تا پایان ترم
باید حداقل چهار بار به میل خود و به صورت داوطلب درس پاسخ دهد تا میانگین نمره اش
10 نمره از نمره مستمرش را تشکیل دهد . و چنان چه کمتر از چهار بار داوطلبانه درس
جواب دهد به منزله کم کاری و عدم استحقاق 10 نمره وی است . و 10 نمره دیگر مستمر
را نیز به دو قسمت تقسیم کردم 5 نمره به فعالیت ها و تکالیف منزل و 5 نمره دیگر را
نیز به فعالیت های فوق العاده که به دل خواه در هر زمینه ای مربوط به دین وزندگی
باشد به طور مثال تهیه ی روزنامه دیواری مربوط به احکام ،روزنامه اخبار دینی و
تاریخی مربوط به الهیات و امثال آن ، در ضمن از دانش آموزان خواستم که هر هفته
حداقل یک مورد کار را بیاورند تا پایان ترم نیز 5 کار کفایت می کند و تمام کارها
را تا یک هفته مانده به برگزاری امتحانات بیاورند ودر صورتی که همه ی کارها را در
جلسه آخر بیاورند ارزش کامل را ندارند . ازآن پس تقریباً هرجلسه دفتر وتکالیف تمام
دانش آموزان را در ابتدای درس کنترل کرده و برایشان در دفترکلاس علامت کامل ، ناقص
و یا بدون تکالیف گذشتم و پس از یک ماه نتیجه ی فعالیت های آن ها یعنی نمره شفاهی
، دفتر، فعالیت هایی را که آورده بودند به اطلاع آن ها رساندم . نتیجه کار برایم
جالب بود زیرا حتی دانش آموزان ضعیف سعی می کردند که به میزان کمی پرسش و پاسخ از
متن درس ها تهیه کرده و همان را یاد بگیرند تا هم نمره تکالیف دفتر را کسب کنند و
هم نمره شفاهی کلاس را ، از طرفی در تهیه و ساخت مدل ها و نمونه های دین وزندگی
حتی رغبت بیشتری از دانش آموزان برتر از خود نشان دادند . در ضمن پرسش و
پاسخ شفاهی در کلاس را بیشتر به عهده و میل خود دانش آموزان گذاشتم برخی سعى می
کردند به صورت کنفرانس خلاصه درس را بیان کنند ، اغلب دو به دو از یکدیگر سؤال و
جواب می پرسیدند و برخی نیزکه بیشتر از میان دانش آموزان ساعی بودند از خودم در
خواست طرح سؤال می کردند تا آن ها پاسخ دهند . تمام این فعالیت ها حدود نیم ساعت از ابتدای هر زنگ را می گرفت و در
ادامه ی جلسه به تدریس درس جدید و البته به صورت تیم و به کمک خود دانش آموزان و
نمایندگان آن ها که اغلب دانش آموزان بهتر کلاس بودند می گذشت . دقایق پایانی جلسه
نیز با جمع بندی و استخراج نکات مهم درس ، آزمون پایانی و تعیین تکالیف جلسه ی بعد
پرداخته می شد . این روش تمام وقت جلسه را پر می کند و دانش آموزان را مشغول نگه
می دارد . تنوع در کلاس را بالا می برد ، و تقریباً تمام دانش آموزان را در گیر
درس و فعالیت می نماید . به تجربه در یافتم که این روش در میان مدارسنمونه موفق تر
از مدارس عادی است و در مدارس عادی نیز به جز دانش آموزانی که در حال «
انتحار آموزشی» (1) هستند . نتیجه مثبتی به همراه دارد و سطح نمره
ی میانگین کلاس را در مقایسه با ماه ها و سال های قبل بهبود بخشید ، و از نا هنجاری و شلوغی کلاس نیز تا
حدودی کاست . زیرا دانش آموزان را تقریباً در تمام وقت مشغول نگه می دارد و کمتر
به آن ها فرصت می دهد تا ایجاد بی نظمی و صحبت با یکدیگر ...................................................................................................................................................................................................... 1- دانش آموزانی که با علم به فواید و مزایای تحصیل به قصد ضربه
زدن به معلم و خانواده درس نمی خوانند یا آگاهانه درس نمی خوانند . بپردازند . گاهی از دانش آموزانی که با یکدیگر به صحبت غیر از موضوع
درس و کلاس می پرداختند می خواستم که از کلاس خارج شده و پس از اتمام صحبت به کلاس
باز گردند و گاهی نیز جای آن ها را در کلاس تغییر می دادم و البته اغلب دانش
آموزان نا آرام تر را به جلوکلاس و نزدیک خود می آوردم تا کنترل بیشتری روی آن ها
داشته باشم . البته در ضمن تدریس نیزاین گونه دانش آموزان را بیشتر مورد خطاب قرار
می دهم و از آن ها می خواهم که جواب پرسش مطرح را از متن درس پیدا کنند و ضمن بیان
آن در دفتر خود یادداشت کنند . درضمن در هر جلسه دانش آموزانی که آمادگی پاسخ گویی
درس را نداشتند داوطلب نمی شوند امتیاز منفی و در صورتی که داوطلبان زیاد بودند به
طور تصادفی تعدادی انتخاب می شوند و در مجموع تا پایان ترم به گونه ای از
میان داوطلبان درس پرسیده می شد که حداقل چهار نمره از هر دانش آموز برای معدل
گیری 10 نمره مستمر داشته باشیم ،در ضمن نمرات شفاهی را در دفتر کلاسی به صورت
علائم اختصاری ثبت می کردم هدف از این کار این بود که برخی دانش آموزان خوب با ثبت
چند نمره بالا مغرور نشوند و فکر کنند که همیشه نمره ی آن ها باید بالا باشد و
دانش آموزان ضیف تر نیز فکر نکنند که زحمت و تلاش آن ها فایده ای ندارد و هر کاری
کنند نمره ی آن ها کم می شود . از طرفی برخی از دانش آموزان با وجودی که استحقاق
نمره ی بالایی ندارند در نمره اصرار می ورزند و وقت کلاس را بیهوده تلف می کنند
این مشکل با ثبت نمره به صورت علائم قراردادی تا حدودی حل می شود ، تنها کافی است
که در کلاس معلم به دانش آموز به تناسب پاسخ گویی به وی اعلام کند که درس و نمره
ات خوب ، متوسط یا ضعیف بود . براین اساس من نمرات زیر 10 را ضعیف ، 10 تا
16 را متوسط و 16 به بالا را خوب اعلام می کردم . ارزیابى و نتیجه گیرى از راه حل جدید : با توجه به نتایج تحقیقات بنیادی پژوهشگرانی چون «
هوارد گاردنر» که هر فرد یا انسان را دارای هوش ها یا استعدادها و
قابلیت ها متفاوتی معرفی می کند و اعلام می کند که در هر فرد 8 گونه هوش متفاوت
وجود دارد که عبارتند از : 1- هوش دیداری – فضایی : که توانایی درک پدیده های بصری را فراهم می
کند . 2- هوش منطقی – ریاضی : که توانایی استفاده از استدلال ، منطق و اعداد
را پدید می آورد . 3- هوش کلامی – زبانی : که توانایی استفاده از کلمات را به جود می
آورد . 4- هوش بدنی – جنبشی : که توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده
از اشیا را در فرد به وجود می
آورد . 5- هوش موزیکال – ریتمیک : که توانایی تولید و درک موسقی را در فرد به
وجود می آورد . 6- هوش برون فردی ( فرا فردی ) : که توانایی ارتباط برقرار کردن و درک
دیگران را به وجود می آورد . 7- هوش درون فردی : که توانایی درک خود و آگاه شدن از حالات درونی خود
را به وجود می آورد . 8- هوش طبیعت شناسی : که فرد را قادرمی کند که الگوها و پدیده های
واقعی محیط پیرامون را بهتر بشناسیم . براین اساس دبیر باید برای تحریک و فعال نمودن هوش های مختلف
هر دانش آموز از روش های خاصی در تدریس استفاده کند در واقع هر دانش آموز ممکن است
دریک یا چند تا از این هوش ها و استعدادها توانایی بیشتری از بقیه هوش های خود
داشته باشد ، و در برخی از هوش ها ضعیف تر باشد . لذا باید دبیر تدریس و تعیین
تکالیف هر درس را به گونه ای پیش ببرد که علاقه و سلیقه ی هر دانش آموز تحریک و
فعال گردد و به کنش و عمل فرا گیری واکنش نشان داده و اطلاعات مربوط به درس را فرا
گیرد . به عبارتی باید دانش آموز انگیزه و علاقه برای فعالیت یادگیری مطلب را به
دست آورد تا عمل کند . در غیر این صورت بهترین و عالم ترین دبیران و استادان
موفقیت چشمگیری نخواهند داشت . به طور مثال ممکن است موفقیت یک آموزگار در تدریس
حروف الفبا در کلاس اول ابتدایی بسیار چشمگیرتراز یک استاد دانشگاه باشد زیرا
آموزگار با شگردهای مختلف هوش ها و استعدادهای مختلف دانش آموزان را برای یادگیری
بهتر تحریک می کند و انگیزه ی یادگیری را در دانش آموز پدید می آورد . از آن جایی که ماهیت و اطلاعات کتاب های درسی متفاوت است می
توان چنین نتیجه گرفت که دبیران مختلف باید به تناسب و موضوع تدریس خود بخش های
مختلفی از هوش های هشت گانه را بیشتر تحریک وفعال کنند اما از تحریک بخش های دیگر
هوش دانش آموزان نیز غافل نمانند . البته هر دبیر نیز به تناسب تغییر موضوع و مطلب
هر درس از روش و شگرد متناسب برای فعال نمودن قسمت مناسب و هماهنگ هوش با آن درس
استفاده کند وبا تحریک آن قسمت از هوش به ایجاد علاقه و انگیزه ی یادگیری دانش
آموزان بپردازد . براین اساس نگارنده در مجموع بین فراگیری اطلاعات دینی با هوش
های کلامی ، درون فردی ، برون فردی و انسان شناسی هماهنگی وهمراهی بیشتری احساس می
کند لذا در تدریس و کلاس های معارف سعی می کنم که این قسمت ها از هوش دانش آموزان
بیشتر تحریک و به فعالیت برای یادگیری اطلاعات و مطالب دینی وادار سازم،
بنابراین از نظر عمل به دستورات و احکام کتاب مهم هستند و برای تحریک هوش
های مذکور باید پیام آن ها به صورت نوشتاری استخراج گردد و به عنوان تکالیف در
کلاس یا منزل در دفتر دانش آموزان ثبت گردد . و یا به عنوان فعالیت فوق العاده
برروی برگه های مناسب با مقیاس بزرگتر نوشته شوند البته نباید این کار به صورت
اجباری باشد بلکه هر دانش آموز براساس علاقه ، توان و امکانات خود می تواند به
تهیه نشریه دیواری از درس مبادرت نموده و امتیاز مثبت یا نمره مستمر آن ها
منظور شود به عبارتی در نمره مستمر دین وزندگی نباید تنها بر اساس نمره شفاهی و
کلاسی یا آزمون های قوه و کتبی عمل شود زیرا ممکن است دانش آموزانی که ازهوش فردی
خوبی بر خورداربوده ولی هوش زبانی و حافظه ضعیف تری دارند نمره پایینی
بگیرند وبرعکس دانش آموزانی که هوش فردی چندانی نداشته ولی از هوش زبانی و حافظه ی
خوبی برخوردارند نمره بالایی بگیرند ، و به ظاهر در درس معارف موفق به نظر
آیند . براین اساس در آبان ماه به کلیه ى دانش آموزان اعلام کردم که از آن پس تا
پایان ترم و برگزاری امتحانات کتبی به کلیه ی فعالیت ها و عملکرد هر دانش آموز در
هر جلسه امتیاز یا نمره تعلق می گیرد که میانگین آن در پایان نمره مستمر را مشخص
می کند . از جمله این فعالیت ها می تواند پاسخ های شفاهی ، تکالیف دفتری ( پاسخ به
فعالیت های درسی و سؤالات متن ) تهیه و به همراه داشتن پیشنهادات و نمونه های
مربوط به درس دین وزندگی از جمله ( بازدید از مساجد و گزارش های تاریخی مذهبی و
آئینی زندگی ،از محدوده شهرستان خلاصه نویسی از کتاب های دینی به خصوص آن ها که
مربوط به شهرستان باشد . تهیه و آوردن فیلم های آموزشی مربوط به موضوعات دینی و
نرم افزارهای مذهبی به صورت CD و دیسکت ، ساخت مدل
های دینی . به دانش آموزان اعلام کردم نحوه و نوع این فعالیت ها بر اساس
علاقه و میل خود فرد است . و به هر صورت که بخواهند می توانند نبوغ و خلاقیت خود
را در پاسخ های شفاهی به میزان یک دوم ، تکالیف دفتری یک چهارم، و بقیه فعالیت ها
( تهیه نمونه ، مدل ، گزارش ، CD و ... ) یک چهارم از
نمره مستمر برای هر جلسه کسب کنند و در پایان ترم میانگین این نمرات ، نمره مستمره
نهایی آن ها را تشکیل خواهد داد . از جلسه بعدی براین اساس عمل کردم و در ابتداى جلسه دفترتمام
دانش آموزان را کنترل و امضا می کردم درکنار امضا کلمات کامل ، ناقص و بدون تکلیف
را یادداشت کرده و آن ها یی که بدون تکلیف بودند صفر از پنج وآنهایی که ناقص بود
بین یک تا پنج و دفاتر کامل را پنج دادم و در دفتر کلاسی ثبت کردم سپس فعالیت
های فوق العاده ( نمونه ها ، مدل ها ، گزارش ها ... ) را تحویل گرفته و از 1
تا 5 را برای آن ها در دفتر کلاسی ثبت نموده و سپس از دانش آموزان داوطلب به طور
تصادفی و به روشی که هر فرد مایل بود درس می پرسیدم و نمره ى شفاهی از 1 تا 10
برایشان در دفتر ثبت می کردم به بقیه داوطلبان نیز امتیاز مثبت و آن هایی که
داوطلب نبودند امتیاز منفی می دادم پس از چند جلسه و با نزدیک شدن به امتحانات
پایان ترم به دانش آموزان ضعیف و غیر فعال مجموع میانگین و نمره مستمر آن ها را
اعلام و هشدار می دادم که تا فرصت هست از آن استفاده کنند و امتیازات یا نمرات خود
را جبران کنند. نتیجه ى این کارها در پایان نیم سال اول تحصیلی 86-85 سبب شد که در
مجموع و در مقایسه با دو ماه قبل از آن و همچنین زمان مشابه سال قبل میانگین نمرات
کلاس ها بهبود یابد . البته تناسب و هماهنگی میان نمرات مستمر و پایانی ( کتبی )
کاهش یافت زیرا قبل از اجرای روش جدید نمره ى مستمر را بیشتر بر اساس آزمون شفاهی
در سر کلاس و بدون توجه به تمایل و داوطلب شدن دانش آموز تعیین می شد و بنابراین
نمره ى مستمر بیشتر سنجش هوش زبانی و حافظه فرد بود ، لذا به هوش های دیداری ،
عملی ، منطقی و انسان شناسی بین فردی و درون فردی فرد نمره تعلق نمی گیرد و سبب
مأیوس شدن اغلب دانش آموزانی می شود که هوش زبانی ، بین فردی و حافظه ضعیفی دارند
. در روش جدید به ندرت برخی از دانش آموزانی که نمره کتبی خوبی
داشتند ، نمره مستمر کمتری گرفتند و برعکس دانش آموزانی که نمره پایانی ضعیفی
داشتند نمره مستمر خوبی کسب کردند . اما در مجموع همچنان که قید گردید نمرات کمی و
کیفی دانش آموزان به میزان چشم گیری افزایش یافت و از طرفی نیز سبب بهبودروابط دو
طرفه نگارنده با دانش آموزان گردید و تا حدودی نیز از نا هنجاری های کلاس و دانش
آموزان بی قرار کاست . در وقت های اضافی و احتمالی هر جلسه نیز به قرائت متن درس و
یا استخراج سؤالات متن و نوشتن آن در دفتر دین و زندگی پرداخته می شد و یا با
ترسیم نمودارها و مدل هر درس تا پایان جلسه و بنا به میل اکثریت کلاس ادامه می
یافت . تصمیم نهایى : به طور خلاصه نتایج حاصل شده از روش جدید عبارتند از : 1- بهبود شور و نشاط در کلاس های دین وزندگی و کاهش عمومی خمودی بی
رغبتی دانش آموزان. 2- در گیری بیشتر فکری و عملی دانش آموزان با مطالب و موضوعات دین
وزندگی در مدرسه وخارج ازمدرسه . 3- افزایش علاقه ومیل دانش آموزان به فعالیت های عملی و استفاده
از هوش های مختلف خود . 4- کاهش نا هنجاری و سوء رفتار دانش آموزان بی قرار . 5- بهبود نظارت و کنترل دبیر برکلاس . 6- افزایش مشارکت دانش آموزان در تدریس و فرآیند یاددهی و
یادگیری . 7- تدریس به روش جدید به دانش آموزان امکان می دهد تا برای تهیه
گزارش از طریق مشاهده ، مصاحبه و پرسشنامه زمینه های اجتماعی شدن در آن ها بهبود
یابد . 8- این روش سبب گسترش مطالعه ، بررسی و جست و جو در میان دانش آموزان
شده و آن ها را به مطالعه بیشتر عادت می دهد . 9- این روش تدریس به دانش آموزان کمک می کند تا واقعیت های دینی محیط
پیرامون خود را علاوه بر هوش شنیداری- زبانی ، از طریق دیگر هوش های خود به ویژه
دیداری ، عملی ، منطقی و طبیعت- شناسی بشناسد . 10- ارتباط دو طرفه بین دانش آموزان با
یکدیگر و با دبیر در فرآیند یاددهی – یادگیری افزایش می یابد . 11- ترمینولوژی یا واژه شناسی دین
وزندگی در دانش آموزان بهبود می یابد . 12- این روش سبب ارتقا و بهبود نمره به
ویژه نمرات مستمر دانش آموزان می شود . ماهیت دانش و علوم دینی به گونه ای است که باید در فرآیند
آموزش( یاددهی- یادگیری) آن به روش های مختلط و ترکیبی عمل شود . واز تمام هوش های
فرد از جمله زبانی– شنیداری ،محسباتی – منطقی ، فضایی ، بدنی – جنبشی ، موزیکا ل ،
بین فردی ، درون- فردی و طبیعت شناسی استفاده کرده و برای تکمیل وتعمین ،
یافته ها و دانستنی های الهی به طور ترکیبی از قوای پنج گانه (بینایی، شنوایی،
چشایی، بویایی ولامسه ) کمک گرفته شود . به این ترتیب بهتر است دبیر الهیات برای
تدریس هر درس ، طرح درس ساده ای در حداقل چند سطر تهیه کرده و بر اساس آن اقدام به
فعا لیت های آموزشی در کلاس نماید . بنا بر نتایج و یافته های این پژوهش دبیردینی نباید فقط به
انتقال داده ها و اطلاعات دینی اکتفا کند بلکه باید علاوه بر آن به دانش
آموزان بیاموزد که چگونه درعمل مسائل و مشکلات دینی محیط پیرامون زندگی خود
را درک و چگونگی روابط وقواعد پدیده های دینی را در گذشته وحا ل شناخته و
روند آینده آن را پیش بینی کنند تا بر اساس شناخت علل وعوامل عینی پدیده ها ،
پیامدها وبازآفرینی(پس خوراند)مثبت ومنفی پدیده ها و رویدادها را در عمل تجربه
کنند و در زندگی قواعد و روابط لازم را به کار گیرند. به عبارتی آموزش
الهیات باید به گونه ای باشد که دانش آموزان در آینده هر شغل و نقشی که در جامعه
به عهده گیرند از اصول و قواعد دینی در کار و زندگی خود بهره گیرد و از
احکام دینی به نحو بهتری استفاده نماید . براین اساس نگارنده سعی دارد تا دانش آموزان و دانشجویان را به
گونه اى در فرآیند یاددهی – یادگیری آموزش دهد تا آن ها را به استفاده از کلیه
قواى جسمانی و توانایی ها یا استعداد هاى ذهنی ، فکری ، ابتکاری و خلاقیت به کمک
هوش های متنوع شان وادار نماید . لذا از نظر اینجانب باید این امکان فراهم شود که
هر دانش آموز براساس میل و سلیقه خود اصول و قوانین دینی را به هر روشی که
دلخواه اوست فرا گیرد و دبیر نیز به گونه ای دانش آموزان را هدایت کند که از راه
ها و روش هاى مختلف از جمله نمودار ، مدل ، بیان و نوشتار به نتیجه واحدی دست
یابند و داده ها یا اطلاعات دینی را فراگیرند و در عمل و زندگی به کار گیرند
. زمانى این مهم تحقق مى یابد که دانش آموزاز مرحله شناخت ( دانش ) فراتر رفته و
به طور عاطفی (احساسی ) مسائل و مشکلات دینی را درک کرده و به مرحله سوم
یعنی اصول و قواعد را در عمل و رفتار به کار گیرد . در صورتی دبیر می تواند در
تدریس خود موفق عمل کند که دانش آموزان را در هر جلسه کلاس به سه مرحله یاد شده
هدایت کند . پیشنهاد یا راهکار : برای کاهش اُفت تحصیلی دانش آموزان وارتقا ء یا بهبود
کمی و کیفی سطح دانش و اطلاعات آن ها در هر درس به صورت عام و الهیات به صورت خاص
بهتر است اقدامات زیردر حد امکان صورت گیرد : 1. برگزاری کلاس های جبرانی براى دانش آموزانی که
دچار افت تحصیلی هستند . 2. برگزاری آزمون های متنوع شفاهی ، عملی ، کتبی و
تکوینی و تحلیل نتایج آن . 3. استمرار در ارزشیابی به صورت های کتاب باز ،
مشارکتی و استاندارد برای تعمیق آموخته های دانش آموزان . 4. استفاده از شیوه ی تدریس مشارکتی و همیاری معلم
و دانش آموزان . 5. ایجاد هماهنگی درنحوه ی عمل و تدریس دبیران در
جلسات شورای معلمان و کادرمدرسه . 6. دعوت و هماهنگی بین دبیران ، کادرستادی آموزشگاه
و والدین دانش آموزان در امر آموزش یا هماهنگى اولیاء و مربیان . 7. طبقه بندی دانش آموزان به گروه های خوب ، متوسط
و ضعیف درهر کلاس و درهردرس و بهره گیری ازدانش آموزان مستعد برای تقویت دانش
آموزان ضعیف . 8. کمک به دانش آموزان تا روش صحیح مطالعه و
یادگیری هر درس را فراگیرند . 9. استفاده از وسایل کمک آموزشی مناسب آماده یا خود
ساخته توسط دبیر یا دانش آموزان 10.
دعوت از دبیران و استادان مجرب و
متخصص و سخنرانی یا بحث و گفتگوی آن ها با دانش
آموزان . 11.
معرفی چهره های شاخص و شناخته شده
دینی که منشأ تحولی در الهیات کشور بوده اند از جمله چهره های
ماندگارملی و ناحیه ای . 12. تمجید و تشویق دانش آموزانی که پیشرفت تحصیلی دارند ( حتی دانش
آموزان ضعیف ) . 13. برگزاری جلسات مشاوره ی تخصصی با دانش آموزان به صورت فردی و
گروهی . 14. استفاده از شیوه های نوین تدریس و یادگیری مشارکتی و همیاری برای
کاهش وابستگی به دبیر و افزایش عزت نفس و میزان تمرکز دانش آموزان روى مطالب و
تکالیف . 15. تهیه کتاب های کمک آموزشی ، به ویژه در زمینه ی دینی 16. تهیه کتاب فیلم و نرم افزار هاى آموزشى دینی به صورت CD ، دیسکت و ویدیوئى . 17. بازدیدهاى علمى و تهیه گزارش و عکس از پدیده هاى مختلف طبیعى و
اماکن مذهبی . 18. برگزارى مسابقات علمى بین دانش آموزان و کلاس ها به صورت عمومى یا
تخصصى دین وزندگی . 19. تجهیز مدارس به سایت اینترنت و استفاده از سایت دینی .
روش تدریس درس دین وزندگی دردبیرستان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
( 1391 )
درس اوّل
|
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ * صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ . ( حمد ، 1 / 6 ـ 7 ) |
|
ـ انسان عاقل از خدا میخواهد که به صراط مستقیم هدایت شود . |
|
ـ اگر انسانی از خدا درخواست صراط مستقیم ننماید به انحراف کشیده میشود . |
|
قالَ : رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى . ( طه ، 20 / 50 ) |
|
خداوند تمامِ مخلوقات را هدایت میکند که به آن هدایتِ عمومی میگویند . |
|
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى* الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى * وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدى . ( اعلی ، 87 ، 1 ـ 3 ) |
|
خداوند هر مخلوقی را متناسب با ویژگیهایش هدایت میکند که به آن هدایتِ خاصّ میگویند . |
|
رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً . ( نساء ، 4 / 165 ) |
|
خداوند با ارسالِ فرستادگانش ، بندگانش را هدایت کرده است و با این کار کسی نمیتواند در مقابلِ خدا عُذری بیاورد . |
|
إِنَّا أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ . ( زُمر ، 39 / 41 ) |
|
خداوند با ارسالِ پیامبران انسانها را هدایت کرده است و اگر کسی راه هدایت را نپیماید بر عهدة خودش است . |
|
... وَ قالُوا : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ ... . ( اعراف ، 7 / 43 ) |
|
پیامبران و امامان مایة هدایتِ انسانها به سوی حقّ هستند . |
درس دوم
|
شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى وَ عِیسى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ . ( شوری ، 42 / 13 ) |
|
خداوند یک دین را برای پیامبران تشریع کرده و از آنان خواسته است که این دین را اِقامه نمایند . |
|
وَ قالُوا : کُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا . قُلْ : بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ . ( بقره ، 2 / 135 ) |
|
کسانی که از مردم میخواهند پیرو ادیان دیگری مانند یهودیّت یا مسیحیّت شوند راه نادرستی میپیمایند . همه باید به آیین ابراهیم و دین اسلام ( حنیف ـ حقّ گرا ) دعوت کنند . |
|
قُولُوا : آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسى وَ عِیسى وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ . ( بقره ، 2 / 136 ) |
|
هدایت شدة واقعی کسی است که به همة پیامبران خدا ایمان داشته باشد و بین آنان فَرق نگذارد . |
|
إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسابِ . ( آلعمران ، 3 / 19 ) |
|
اسلامِ نام تنها دین خداست و کسانی سبب تفرقه در دین شدند که به حقیقت آگاه بودند امّا از روی ستمگری و کفر دست به تفرقه زدند . |
|
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ ... . ( ابراهیم ، 14 / 4 ) |
|
هر پیامبری دین الهی را متناسب با سطحِ درک و فهم و زبان برای قوم و دورة خود تبلیغ میکند تا آنان بتوانند دین خدا درک کنند . ( این آیه به یکی از دلایل تعدّد پیامبران به عنوان : « رشد تدریجی سطحِ فکرِ جوامع و اقوام » اشاره دارد . ) |
|
ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً . ( احزاب ، 33 / 40 ) |
|
حضرت محمّد (ص) خاتمِ پیامبران است و پس از ایشان پیامبرِ دیگری نخواهد آمد . |
|
... اَللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ ... . ( انعام ، 6 / 124 ) |
|
خداوند مسئولیّت پیامبری را بر عهدة کسانی قرار میدهد که شایستگی پیامبری (عصمت) دارند . ( یکی از ویژگیهای اختصاصی پیامبری ( و امامت ) «عصمت» است که تشخیص آن به عهدة خداست . ) |
درس سوم
|
وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ. ( بقره ، 2 / 23 ) |
|
اگر کسی میپندارد که قرآن از جانبِ خدا نیست باید برای ادّعای خود حدّاقل سورهای مانند قرآن بیاورد . ( این دعوت خدا را « تحدّی » میگویند . ) |
|
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ . ( بقره ، 2 / 24 ) |
|
اگر کسی بدون دلیل منکرِ الهی بودن قرآن باشد سرنوشت او عذاب خدا و جهنّم است . |
|
أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً . ( نساء ، 4 / 82 ) |
|
از دلایل الهی بودن و « اعجاز محتوایی قرآن » اختلاف نداشتنِ آیاتِ قرآن و « انسجامِ درونی در عینِ نزول تدریجی » قرآن است که با تدبّر میتوان آن را درک کرد . |
|
وَ ما کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ . ( عنکبوت ، 29 / 48 ) |
|
اُمیّ ( درس ناخوانده ) بودنِ رسول خدا (ص) یکی دیگر از دلایلِ اعجازِ قرآن و الهی بودن آن است زیرا اگر رسولِ خدا (ص) با سواد بود کجاندیشان در الهی بودنِ قرآن شکّ میکردند . |
درس چهارم
|
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ . ( آل عمران ، 3 / 164 ) |
|
یکی از وظایفِ ( قلمرو رسالت ) رسولِ خدا (ص) ابلاغِ وحی ( تلاوت قرآن ) به مردم است . ابلاغِ وحی بدونِ دریافت امکانپذیر نیست . ( از قلمرو رسالت رسول خدا (ص) دریافت و ابلاغ وحی است . ) |
|
از دیگر وظایف رسول خدا (ص) ( قلمرو رسالت ) تزکیه و تربیت و تعلیمِ کتاب و حکمت و تعلیم و تبیین تعالیم وحی ( مرجعیّت دینی ) است . |
|
قُلْ : أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْکافِرِینَ . ( آل عمران ، 3 / 32 ) |
|
هر انسانی وظیفه دارد از خدا و رسولِ خدا (ص) اطاعت کند . ( پذیرشِ ولایتِ خدا ( و رسولِ خدا (ص)) و دوری از طاغوت ، از ضروریاتِ ولایتِ جامعة اسلامی است . ) |
|
اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ . ( بقره ، 2 / 257 ) |
|
اگر کسی ولایتِ خدا را نپذیرد و به ولایتِ طاغوت درآید نتیجهاش گرفتاری در آتشِ دوزخ یعنی خروج از نور به سوی ظلمت است . ( پذیرشِ ولایتِ خدا ( و رسولِ خدا (ص)) و دوری از طاغوت ، از ضروریاتِ ولایتِ جامعة اسلامی است . ) |
|
... وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً . ( نساء ، 4 / 141 ) |
|
مسلمانان نباید ولایت و سرپرستی کُفّار و بیگانگان را بپذیرند . ( حفظِ استقلالِ جامعة اسلامی در برابر کفّار ، از ضروریاتِ ولایتِ جامعة اسلامی است . ) |
|
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِیداً . ( نساء ، 4 / 60 ) |
|
مسلمانان نباید به طاغوت مراجعه کنند زیرا حکومتِ آنان غیر الهی است . ( پذیرشِ ولایتِ خدا ( و رسولِ خدا (ص)) و دوری ازطاغوت ، از ضروریاتِ ولایتِ جامعة اسلامی است . ) |
|
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ . ( حدید ، 57 / 25 ) |
|
مسلمانان وظیفه دارند جامعهای را بر اساسِ عدل و قِسط به پا دارند . ( ضرورتِ اِجرای أحکام و قوانین اسلامی ( مانند عدالتِ اجتماعی ) از وظایفِ رسولِ خدا (ص) و از ضروریاتِ ولایتِ جامعة اسلامی است . ) |
درس پنجم
|
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً . ( نساء ، 4 / 59 ) |
|
مسلمانان باید در برنامههای زندگی خود از خدا و رسولِ خدا(ص) و اولوالامر(امامان) اطاعت کنند . |
|
از آنجا که این سه اطاعت در کنار هم قرار گرفتهاند ، سرپیچی از هر کدام حرام است . |
|
إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ . ( مائده ، 5 / 55 ) |
|
تنها ولیّ انسانها خداست و این ولایت را نیز رسول خدا (ص) از جانبِ خدا بر مؤمنین دارد و حضرت علی (ع) نیز دارای چُنین ولایتی است . |
|
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ . ( مائده ، 5 / 67 ) |
|
خداوند ( در حادثة غدیر ) به رسولِ خدا (ص) فرمان میدهد که مأموریتِ تداومِ رسالت را به انجام برساند و حضرتِ علی (ع) را به عنوانِ جانشین خود معرّفی کند . |
|
اهمّیّتِ این فرمان به اندازة اهمّیّت رسالت است که اگر به انجام نرسد اصلِ رسالت مخدوش میگردد. |
|
ابلاغِ این پیام ( معرّفی علی (ع) به عنوانِ جانشنیی برای رسول خدا (ص) احتمالِ خطر در پی داشت به همین منظور خدا به او وعده حفظ از گزند کفّار میدهد . |
|
... إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً . ( احزاب ، 33 / 33 ) |
|
حضرت علی (ع) ، حضرت فاطمه (س) و امام حسن و امام حسین (ع) بر اساسِ این آیه مانند رسول خدا (ص) معصوم هستند و از هرگونه پلیدی (رجس) مصون هستند . |
|
اهلِ بیت به معنای خاصّ که از هرگونه پلیدی به دورند حضرت علی (ع) ، حضرت فاطمه (س) و امام حسن و امام حسین (ع) در زمانِ نزول آیه هستند و بعداً شامل حال همة امامان (ع) میشود . |
|
بر اساسِ این آیه اهل بیت مانند قرآن و پیامبر (ص) معصوم هستند ، پس سخن و عمل آنان معیارِ حقّ است و اگر در بارة أحکام قرآن نظری بدهند ، سخنِ آنان حُجّت است و باید به آن عمل کرد . |
درس ششم
|
وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ . ( صافّات ، 37 / 84 ) |
|
کلمة شیعه در قرآن به معنای پیرو است . |
|
حضرتِ ابراهیم (ع) ، شیعة حضرتِ نوح (ع) است . یعنی ؛ پیرو حضرتِ نوح (ع) است . |
|
وَ دَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلى حِینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فِیها رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِیعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ ... . ( قَصَص ، 28 / 15 ) |
|
کلمة شیعه در قرآن به معنای پیرو است . |
|
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ . ( بینة ، 98 / 7 ) |
|
بر اساسِ روایتِ رسولِ خدا (ص) ذیلِ این آیه ، حضرت علی (ع) مصداق اَتََمّ ایمان و عملِ صالح است و او ( علی (ع) ) و شیعیان او رستگار و بهترین نیکان هستند ) ( زیرا حضرت علی (ع) پیرو قرآن و سنّتِ پاکِ رسولِ خدا (ص) است ) . |
درس هفتم
|
...أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا أَفَلا تَعْقِلُونَ. ( یوسُف ، 12 / 109 ) |
|
از توصیههای قرآن ، دقّت و تأمّل در تاریخ و درس گرفتن از حوادثِ تاریخی است . |
|
اگر کسی در تاریخ دقّت نماید نتیجة آن ، روشن شدنِ عاقبتِ کار گذشتگان است . |
|
کسانی که اهلِ تعقّل باشند از حوادثِ تاریخ درسِ عبرت میگیرند . |
|
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ . ( آلعمران ، 3 / 144 ) |
|
قرآن مسلمانان را از بازگشت به دورة جاهلیّت و پشتِ پا زدن به سنّتهای اصیل اسلامی هشدار میدهد . |
|
از نظر قرآن زندگی کسانی مورد قبول است که دارای تقوا باشند ، توجِه به آخِرت دارند و تعقّل میکنند . |
|
سپاسگزارانِ واقعی نعمتِ رسولِ خدا (ص) ، کسانی هستند ( اهلبیت(ع)) که راه او را به درستی ادامه میدهند و به جاهلیّت بر نمیگردند . |
درس هشتم
|
قُلْ : ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِیلاً . ( فرقان ، 25 / 57 ) |
|
کسانی که بخواهند راهِ خدا را بر اساسِ ایمان و اعتقادِ راسخ به خدا و اسلام پیش بگیرند پاداش رسالت میگیرند . |
|
قُلْ : ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ . ( سبأ ، 34 / 47 ) |
|
مُزد رسولِ خدا (ص) محبّت به اهلِ بیت (ع) است و این طلبِ مُزد به سود آنهاست زیرا محبّت به اهلِ بیت (ع) پیروی از آنان را میآورد و پیروی از اهلِ بیت (ع) یعنی پیروی از قرآن و رسولِ خدا (ص) است که مایة رستگاری و هدایت میشود . |
|
... قُلْ : لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ . ( شوری ، 42 / 23 ) |
|
خداوند به رسولِ خدا (ص) فرمان میدهد که مُزد رسالت خود را دوستی و محبّت با اهل بیتش معرّفی کند . |
درس نهم
|
ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . ( انفال ، 6 / 53 ) |
|
اگر مردم نعمتی را که خدا به آنان داده است ضایع کنند خدا آن نعمت را تغییر میدهد . |
|
عاملِ از دست دادنِ نعمت ، قدرناشناسی مردم نسبت به نعمت است |
|
... إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما باَنفُسِهِم ... . ( رعد ، 13 / 11 ) |
|
زمینهسازِ هلاکت و بدبختی یا عزّت و سربلندی یک جامعه خودِ مردم هستند و نتیجة اعمالِِ خود مردم است . |
درس دهم
|
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً . ( نور ، 24 / 55 ) |
|
وعدة خداوند برای آیندة تاریخ : ـ جانشین شدن مؤمنانی که دارای ایمان و عملِ صالح هستند . ـ رسیدنِ مؤمنان به امنیّت و آرامش و از بین رفتن ترس و دلهره ـ عبادتِ خالصانة خدا ........................................ ـ استقرارِ دینِ الهی |
|
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ . ( قَصَص ، 28 / 5 ) |
|
وراثت و پیشوایی مستضعفین در زمین |
|
وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ . ( انبیاء ، 21 / 105 ) |
|
در پایانِ تاریخ وراثتِ زمین از آنِ بندگانِ صالحِ خداست . |
|
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ . ( توبه ، 9 / 33 ) |
|
در آیندة تاریخ دینِ حقّ بر همة آیینهای باطل پیروز خواهد شد . |
درس یازدهم
|
لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ . ( فصّلت ، 41 / 42 ) |
|
هیچ گاه در قرآن راهِ باطل وارد نخواهد شد به همین جهت برای همیشه کتابِ هدایت است . |
|
هر انسانی برای رستگاری باید به دستورهای قرآن و دینِ الهی عمل کند . |
|
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ . ( توبه ، 9 / 33 ) |
|
خداوند مسیر هدایت و دینِ حقّ را با ارسالِ رسولان در اختیار ما قرار داده است و در آیندة تاریخ دین حقّ بر همة آیینهای باطل ، پیروز خواهد شد . |
|
وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ . ( توبه ، 9 / 122 ) |
|
چون همة مردم نمیتوانند دانشِ دین را به طورِ عمیق و تخصّصی فرا بگیرند ، باید کسانی این مسئولیّت را بپذیرند تا سایرِ مردم برای به دست آوردن أحکام به آنان مراجعه نمایند . |
درس دوازدهم
|
اُدْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ... . ( نحل ، 16 / 125 ) |
|
پیامبر(ص) ( رهبرِ حکومت ) برای دعوت به سوی خدا و اسلام : از روشهای حکمت ، پند نیکو و جَدَل اَحسن استفاده میکند . |
|
فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ . ( هود ، 11 / 112 ) |
|
پیامبر(ص) ( رهبر حکومت ) در دعوتِ مردم به سوی خدا و هدفش باید استقامت داشته باشد . |
|
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ . ( آلعمران ، 3 / 159 ) |
|
پیامبر(ص) ( رهبر حکومت ) با مردم مهربان است و در کارها با آنان مشورت میکند و در امرِ الهی بر خدا توکّل میکند . |
|
... وَ إِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِی وَ أَطِیعُوا أَمْرِی . ( طه ، 20 / ٩٠ ) |
|
مردم در برابر فَرامینِ الهی باید مُطیع و فرمانبر باشند . |
درس سیزدهم
|
وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً . ( اسراء ، 17 / 70 ) |
|
خداوند به انسان کرامتِ ذاتی بخشیده و او را بر بیشترِ موجودات برتری داده است . |
|
لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِیادَةٌ وَ لا یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ . ( یُونُس ، 10 / 26 ) |
|
انسانهایی که به کرامتِ نفس رسیدهاند و کارِ نیک انجام دادهاند موردِ پاداشِ الهی قرار میگیرند . |
|
وَ الَّذِینَ کَسَبُوا السَّیِّئاتِ جَزاءُ سَیِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ... . ( یُونُس ، 10 / 27 ) |
|
انسانهایی که به حقارتِ نفس رسیدهاند به خودشان ظلم کردهاند و مورد جزای خدا قرار میگیرند . |
|
... وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لکِنَّ الْمُنافِقِینَ لا یَعْلَمُونَ . ( منافقون ، 63 / 8 ) |
|
عزّت ابتدا از آنِ خداست ، سپس رسولِ خدا (ص) و نیز بندگانِ مؤمن و خالصِ خدا که پیروِ رسولِ خدا (ص) هستند . |
|
مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا ... . ( فاطر ، 35 / 10 ) |
|
تمامِ عزّت از آنِ خداست زیرا سرچشمة همة کمالات و زیباییهاست و هرکس به دنبال عزّت است باید به سرچشمة آن مراجعه کند . |
درس چهاردهم
|
إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً . ( احزاب ، 33 / 35 ) |
|
مؤمن و مسلمان بودن اختصاص به جنسیّت خاصّی ندارد . |
|
رسیدن به فضایل و کمالات انسانی اختصاص به جنسیّت خاصّی ندارد . |
|
رسیدن به پاداش الهی اختصاص به جنسیّت خاصّی ندارد . |
|
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ . ( روم ، 30 / 21 ) |
|
یکی از اهدافِ ازدواج رسیدن به آرامش و اُنس با همسر است . و با این امر انسان به مودّت و رحمت میرسد . |
|
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَنِینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ أَ فَبِالْباطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ . ( نحل ، 16 / 72 ) |
|
یکی از اهداف ازدواج رشد و پرورش فرزندان است . |
درس پانزدهم
|
وَ لا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ ... وَ لا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا ... أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ یُبَیِّنُ آیاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . ( بقره ، 2 / 221 ) |
|
شرطِ اصلی انتخابِ همسرِ مناسب ، ایمان است . |
|
همسر نباید مُشرک باشد زیرا اعضای خانواده را به نافرمانی خدا سوق میدهد که باعث بدبختی ابدی میشود . |
|
رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ . ( ابراهیم ، 14 / 40 ) |
|
از وظایفِ والدین تربیتِ صحیح و تلاش برای بارور سازی ایمان و عملِ صالح و اِقامة نماز است . |
|
رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ . ( ابراهیم ، 14 / 41 ) |
|
از وظایفِ فرزندان ؛ محبّت کردن به والدین و دعا در حقِّ آنان و طلبِ مغفرت است . |
درس شانزدهم
|
وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْءٍ کُلُّ امْرِئٍ بِما کَسَبَ رَهِینٌ . ( طور ، 52 / 21 ) |
|
از نعماتِ خدا اینکه انسان ، فرزندان با ایمانِ خود را در بهشت در کنار خود میببیند ، بىآنکه از اعمالِ او چیزى کاسته شود . بنا بر این انسان مسئولِ سرنوشتِ خویش است . |
|
وَ قَضى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَرِیماً . ( اسراء ، 17 / 23 ) وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً . ( اسراء ، 17 / 24 ) | |
|
از وظایفِ فرزندان نسبت به والدین : | |
|
ـ نیکی کردن به آنان |
ـ درست سخن گفتن با آنان |
|
ـ نرنجانیدنِ آنان از خود |
ـ گُسترانیدنِ بالِ مهربانی و شَفَقَت |
|
ـ طلبِ مغفرت نسبت به آنان | |
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ . ( صافّات ، 37 / ١٨٢ )
درس اوّل : ﻫﺪاﯾﺖِ اﻟﻬﯽ ( ارزﯾﺎﺑﯽ ، ص13 ) ، ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص17 )
1ـ آﯾﺎ دﺳﺘﮕﺎهِ ﺗﻔﮑّﺮ اﻧﺴﺎن ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺑﺮﺗﺮ(ﺑُﻨﯿﺎدﯾﻦ) ﭘﺎﺳﺦِ ﮐﺎﻣﻞ و ﺟﺎﻣﻊ دﻫﺪ ؟
ﺧﯿﺮـ زﯾﺮا ﮐﺴﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ اﻧﺴﺎن را در ﺟﻬﺖِ ﭘﺎﺳﺦﮔﻮﯾﯽ درﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺑﺮﺗﺮ رﻫﻨﻤﻮن ﺷﻮد ﮐﻪ آﮔﺎﻫﯽ ﮐﺎﻣﻠﯽ از ﺧﻠﻘﺖِ اﻧﺴﺎن ، ﻫﺪفِ ﺧﻠﻘﺖ ، ﺟﺎﯾﮕﺎهِ او در ﻧﻈﺎمِ ﻫﺴﺘﯽ ، اَﺑﻌﺎدِ دﻗﯿﻖ و ﻇﺮﯾﻒِ روﺣﯽ و ﺟﺴﻤﯽ و ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ او و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ زﻧﺪﮔﯽ در ﺟﻬﺎن ِآﺧِﺮت و ارﺗﺒﺎطِ آﺧِﺮت ﺑﺎ دﻧﯿﺎ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . اﻣّﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ دﺳﺘﮕﺎهِ ﺗﻔﮑّﺮ و اﻧﺪیشة اﻧﺴﺎن دارای ﻣﺤﺪودﯾّﺖ اﺳﺖ و ﻧﯿﺰ از ﻃﺮﯾﻖ ِﻋﻠﻮمِ ﺑﺸﺮی ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ اﻃّﻼﻋﺎتِ ﻣﺬﮐﻮر را ﺑﻪ ﻃﻮرِ ﮐﺎﻣﻞ و دﻗﯿﻖ ﺑﮕﯿﺮد ، ﭘﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺑﺮﺗﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﮐﺎﻣﻞ دﻫﺪ .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
1ـ آﯾﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺑﺮﺗﺮ را ﺑﻪ اﺣﺴﺎﺳﺎتِ ﺷﺨﺼﯽ و ﺳلیقة ﻓﺮدی واﮔﺬار ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ؛ ﻣﯽﺧﻮاﻫﻢ ﺑﺪونِ ﺑﺮرﺳﯽ و ﺗﺤﻘﯿﻖِ ﮐﺎﻓﯽﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﯿﺎزﻫﺎ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻢ ؟ ﭼﺮا ؟
ﺧﯿﺮ ـ زﯾﺮا ﻋﻤﺮِ اﻧﺴﺎن ﮐﻮﺗﺎه اﺳﺖ و اﯾﻦ فرصتِ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺎر در اﺧﺘﯿﺎر او ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد و اﮔﺮآن را ﺻﺮفِ احساساتِ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻨﺪ و راهِ ﺗﺠﺮﺑﻪ و آزﻣﻮن را در ﭘﯿﺶ ﮔﯿﺮد ، ﻋﻤﺮش ﺑﯿﻬﻮده ﺗﻠﻒ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ و در ﭘﺎﯾﺎن ، ﭼﯿﺰی ﺟﺰ ﺣﺴﺮت و ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ در ﭘﯽ ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ .
2ـ آﯾﺎ انسان ﻣﯽﺗﻮان ﭘﺎﺳﺦ دادن ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺑﺮﺗﺮ را ﻧﺎدﯾﺪه ﺑﮕﯿﺮد و ﺑﺮ اﺳﺎسِ ﺿﺮب اﻟﻤﺜﻞِ « ﻫﺮ ﭼﻪ ﭘﯿﺶ آﯾﺪ ﺧﻮش آﯾﺪ » رﻓﺘﺎر ﮐﻨﺪ ؟ ﭼﺮا ؟
ﺧﯿﺮ ـ ﭼﻮن ﭘﺎﺳﺦﮔﻮﯾﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺑﺮﺗﺮ ( ﺑُﻨﯿﺎدﯾﻦ ) ﺳﻌﺎدت و ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ را ﺑﻪ دﻧﺒﺎل دارد و ﺑﯽﺗﻮﺟّﻬﯽ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺷﻘﺎوت و ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ را ﻧﺼﯿﺐِ اﻧﺴﺎن ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد . بنابراین اﻧﺴﺎن ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎی دروﻧﯽ ﺧﻮد ، ﭘﺎﺳﺦِ ﻣﻨﻔﯽ دﻫﺪ .
3ـ آﯾﺎتِ 42 و 43 ﺳﻮرة ﯾُﻮﻧُﺲ را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﮐﻨﯿﺪ و ﭘﯿﺎمِ اﺻﻠﯽ آنﻫﺎ را ﮐﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ رابطة ﺣﺠّﺖ ﻇﺎﻫﺮ و ﺣﺠّﺖِ ﺑﺎﻃﻦ اﺳﺖ ، ﺗﻮﺿﯿﺢ دﻫﯿﺪ .
« وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ کَانُوا لا یَعْقِلُونَ * وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْظُرُ إِلَیْکَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِی الْعُمْیَ وَ لَوْ کَانُوا لا یُبْصِرُونَ . » ، ( ﯾُﻮﻧُﺲ ، 10 / 42 ـ 43 )
« و ﮔﺮوﻫﻰ از آﻧﺎن ﮔﻮش ﺑﻪ ﺳﻮى ﺗﻮ ﻓﺮا ﻣﻰدﻫﻨﺪ ( اﻣّﺎ ﮔﻮﯾﻰ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﻰﺷﻨﻮﻧﺪ و ﮐﺮﻧﺪ ! ) * و ﮔﺮوﻫﻰ از آﻧﺎن ﺑﻪ ﺳﻮى ﺗﻮ ﻧﮕﺎه ﻣﻰﮐﻨﻨﺪ ( اﻣّﺎ ﮔﻮﯾﻰﻫﯿﭻ ﻧﻤﻰﺑﯿﻨﻨﺪ ) آﯾﺎ ﺗﻮ ﻣﻰﺗﻮاﻧﻰ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﯾﺎن را ﻫﺪاﯾﺖ ﮐﻨﻰ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺒﯿﻨﻨﺪ » ؟!
اﮔﺮ اﻧﺴﺎن ﺣﺠّﺖ ﺑﺎﻃﻨﯽ ( ﻋﻘﻞ ) را به کار ﻧﯿﻨﺪازد و از آن اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻨﻤﺎﯾﺪ ، ﺗﻌﻠﯿﻤﺎتِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ( ﺣﺠّﺖ ﻇﺎﻫﺮی ) ﺳﻮدی ﺑﻪ ﺣﺎل او ﻧﺪارد . ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ، ﻧﺰولِ وﺣﯽ و ارﺳﺎلِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮان ( ﺣﺠّﺖِ ﻇﺎﻫﺮ ) به دلیلِ وﺟﻮدِ ﻋﻘﻞ اﺳﺖ .
4ـ ﻫﺮ ﮐﺪام از آﯾﺎتِ 9 اِﺳﺮاء و 97 ﻧﺤﻞ ﭘﺎﺳﺦِ ﮐﺪام ﯾﮏ از ﻧﯿﺎزﻫﺎی اﻧﺴﺎن را در ﺑﺮ دارد و ﭼﻪ ﻣﻄﺎﻟﺒﯽ را ﻣﻄﺮح ﻣﯽﮐﻨﺪ ؟ آن را در ﺟﺪولِ زﯾﺮﺗﻮﺿﯿﺢ دﻫﯿﺪ .
|
آیه |
نیاز |
پاسخ |
|
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا . ( اسراء ، 17 / 9 ) |
ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ زﻧﺪﮔﯽ ( ﮐﺸﻒ راه درﺳﺖ زﻧﺪﮔﯽ ) |
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ و ﻣﻮرد اﻋﺘﻤﺎدﺗﺮﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎمة زﻧﺪﮔﯽ در اﺧﺘﯿﺎر اﻧﺴﺎن ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ ، ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﻗﺮآن اﺳﺖ . |
|
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ ، فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ . ( نحل ، 16 / ٩٧ ) |
درکِ آﯾﻨﺪة ﺧﻮﯾﺶ و درکِ ﻫﺪف زﻧﺪﮔﯽ |
اﯾﻤﺎن و ﻋﻤﻞِ ﺻﺎﻟﺢ ، ﺣﯿﺎتِ ﭘﺎک ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ آﯾﻨﺪهای روﺷﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﭘﺎداشِ اُﺧﺮوی اﺳﺖ را ﺑﻪ ارﻣﻐﺎن ﻣﯽآورد . |
درس دوم : ﻫﺪاﯾﺖِ ﻣﺴﺘﻤﺮّ
اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖِ اﯾﻦ درس در ﮐﺘﺎبِ ﺟﺪﯾﺪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺑﺮای اﻣﺘﺤﺎن ﻧﯿﺴﺖ .
درس ﺳﻮم : ﻣُﻌﺠﺰهای از ﻧﻮعِ ﮐﺘﺎب ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص47 )
1ـ اﮔﺮ اﻋﺠﺎزِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮِ اکرم (ص) ﺑﻪ زﻣﺎنِ ﺧﻮدش اﺧﺘﺼﺎص داﺷﺖ ﭼﻪ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﭘﯿﺶ ﻣﯽآﻣﺪ ؟
از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮِ اﮐﺮم آﺧِﺮﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ و ﺗﻌﻠﯿﻤﺎتِ اﯾﺸﺎن ﺑﺮای ﻫمة زﻣﺎﻧﻬﺎ و دورانِ ﺑﻌﺪ از اوﺳﺖ ﺳﻨﺪِ ﻧُﺒُﻮّت و ﺣﻘّﺎﻧﯿّﺖ او ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﺑﺎﺷﺪﮐﻪ در ﻫمة زﻣﺎﻧﻬﺎ و دوراﻧﻬﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎﺷﺪ و اﮔﺮ ﭼُﻨﯿﻦ ﻧﺒﻮد اﻣﺮوز ﻣﺎ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺴﯿﻢ ﺛﺎﺑﺖﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮِ اﺳﻼم از ﺟﺎﻧﺐِ ﺧﺪا آﻣﺪه و ﺳﻨﺪِ ﻧُﺒُﻮّت اﯾﺸﺎن در زﻣﺎﻧﻬﺎی دﯾﮕﺮ ﻧﺒﻮد و ﭘﺬﯾﺮشِ اﺳﻼم در ﻫﺮ ﻋﺼﺮ و زﻣﺎﻧﯽ ﻣﺸﮑﻞ میﺷﺪ و ﻣﺮدم ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺟﺎوداﻧﻪ ﺑﻮدنِ ﺗﻌﻠﯿﻤﺎت را ﺑﭙﺬﯾﺮﻧﺪ . [ در این زمان قرآن معجزه نبود و نُبُوّت پیامبر را قبول نمیکردند . ]
2ـ ﭼﺮا ﺧﺪاوﻧﺪ در آیة 82 ﺳﻮرة ﻧﺴﺎء ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : « اﮔﺮ ﻗﺮآن از ﻏﯿﺮ ﺧﺪا ﺑﻮد اﺧﺘﻼف و ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎری ﺑﺴﯿﺎری در آن ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﯽﺷﺪ » ؟
« أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافًا کَثِیرًا . » ، ( نساء ، 4 / 82 )
زﯾﺮا ﻗﺮآن ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ در ﻃﻮل 23 ﺳﺎل و در ﻣﻮﻗﻌﯿّﺘﻬﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻧﻈﯿﺮِ ﺟﻨﮓ و ﺻﻠﺢ ، آراﻣﺶ و ﺑﺤﺮان و ... ﻧﺎزل ﺷﺪه اﺳﺖ در ﻧﻬﺎﯾﺖِ زﯾﺒﺎﯾﯽ ادﺑﯽ ، ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ و اﻧﺴﺠﺎمِ ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ و ﻏﻨﺎی ﻣﻌﺮﻓﺘﯽ اﺳﺖ و ﻫﯿﭻ ﻗﺴﻤﺖِ آن ﻗﺴﻤﺖِ دﯾﮕﺮ را ﻧﻔﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ . اﮔﺮ ﻗﺮآن ﺗﻮﺳّﻂِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﯾﺎ ﻓﺮدِ دﯾﮕﺮی در اﯾﻦ ﻣﺪّتِ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﺪه ﺑﻮد اﺧﺘﻼﻓﺎتِ زﯾﺎدی در آن ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽآﻣﺪ و ﻣﻮﺿﻊِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ در رُﺧﺪادﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ.
3ـ ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﯽ اوّﻟﯿﻦ آﯾﺎتِ ﻧﺎزل ﺷﺪه ﺑﺮﭘﯿﺎﻣﺒﺮ اکرم (ص) [ 5 آیة اوّل ﺳﻮرة ﻋﻠﻖ ] ﺗﻮﺿﯿﺢ دﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﯾﻦ آﯾﺎت ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪة تأﺛﯿﺮ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮی ﻗﺮآن از ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﻋﻘﺎﯾﺪِ دورانِ ﺟﺎﻫﻠﯿّﺖ اﺳﺖ ؟
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ * خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الأکْرَمُ * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الإنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ . » ، ( علق ، 96 / 1 ـ 5 )
ﺑﺨﻮان ﺑﻪ ﻧﺎمِ ﭘﺮوردﮔﺎرت ﮐﻪ آﻓﺮﯾﺪ . اﻧﺴﺎن را از ﺧﻮنِ ﺑﺴﺘﻪاى ﺧﻠﻖ ﮐﺮد . ﺑﺨﻮان ﮐﻪﭘﺮوردﮔﺎرت از ﻫﻤﻪ ﺑﺰرﮔﻮارﺗﺮ اﺳﺖ . ﻫﻤﺎن ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﺑﻪ وسیلة ﻗﻠﻢ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻧﻤﻮد . و ﺑﻪ اﻧﺴﺎن آﻧﭽﻪ را ﻧﻤﻰداﻧﺴﺖ ﯾﺎد داد.
ﺑﺎ وﺟﻮدِ اﯾﻨﮑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ درس ﻧﺨﻮاﻧﺪه ﺑﻮد و ﻣﺤﯿﻂِ ﺣﺠﺎز ﯾﮏ ﻣﺤﯿﻂِ ﺟﺎﻫﻠﯽﺑﻮد در ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ آﯾﺎتِ وﺣﯽ ، ﺻﺤﺒﺖ از ﻋﻠﻢ و ﺧﻮاﻧﺪن و ﻗﻠﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ از ﻧﻌﻤﺖِ ﺑﺰرگِ ﺧﻠﻘﺖ و آﻓﺮﯾﻨﺶ در اﯾﻦ آﯾﺎت ذﮐﺮﺷﺪه اﺳﺖ . و اﯾﻦ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آﻧﺠﺎ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺳﻮاد و ﻋﻠﻢآﻣﻮزی ﻣﺮﺳﻮم ﻧﺒﻮد و اﯾﻦ مسئله اﺻﻼً ﺑﻪ ﻋﻨﻮانِ ارزش ﻣﺤﺴﻮب ﻧﻤﯽﺷﺪ .
درس ﭼﻬﺎرم : ﮔُﺴﺘﺮة رﺳﺎﻟﺖِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص57 )
1ـ آیة15 ﺷﻮری را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ و ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ آﯾﻪ ﺑﺮ ﮐﺪام ﯾﮏ از ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎی رﺳﺎﻟﺖِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) دﻻﻟﺖ دارد ؟
« فَلِذَلِکَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ . وَ قُلْ : آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتَابٍ وَ أُمِرْتُ لأعْدِلَ بَیْنَکُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَ رَبُّکُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَکُمْ أَعْمَالُکُمْ لا حُجَّةَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمُ اللَّهُ یَجْمَعُ بَیْنَنَا وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ . » ، ( شوری ، 42 / ١٥ )
ﺗﻮﻧﯿﺰ آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﺳﻮى آن ( آﺋﯿﻦ واﺣﺪ اﻟﻬﻰ ) دﻋﻮت ﮐﻦ ، و آنﭼُﻨﺎن ﮐﻪ ﻣأﻣﻮر ﺷﺪهاى اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻧﻤﺎ ، و از ﻫﻮا و ﻫَﻮَﺳﻬﺎى آﻧﺎن ﭘﯿﺮوى ﻣﮑﻦ ، و ﺑﮕﻮ : ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺘﺎﺑﻰ ﮐﻪ از ﺳﻮى ﺧﺪا ﻧﺎزل ﺷﺪه اﯾﻤﺎن آوردهام، و ﻣأﻣﻮرم در ﻣﯿﺎنِ ﺷﻤﺎ ﻋﺪاﻟﺖ ﺑﺮﭘﺎ ﮐﻨﻢ ، ﺧﺪاوﻧﺪﭘﺮوردﮔﺎرِ ﻣﺎ و ﺷﻤﺎﺳﺖ ، نتیجة اﻋﻤﺎلِ ﻣﺎ از آنِ ﻣﺎ و نتیجة اﻋﻤﺎلِ ﺷﻤﺎ از آن ﺷﻤﺎست ، ﺧﺼﻮﻣﺖِ ﺷﺨﺼﻰ در ﻣﯿﺎنِ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ ، و ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﺎ و ﺷﻤﺎ را در یکجا ﺟﻤﻊ ﻣﻰﮐﻨﺪ ، و ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺳﻮى اوﺳﺖ .
در اﯾﻦ آﯾﻪ ؛ 1ـ ﺳﺨﻦ از دﻋﻮت ﺑﻪ دﯾﻦِ اﻟﻬﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﻗﻠﻤﺮوِ درﯾﺎﻓﺖ و اﺑﻼغِ وﺣﯽ اﺳﺖ .
2ـ ﺳﺨﻦ از ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ ﻋﺪل اﺳﺖ ﮐﻪ ﻻزمة ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮانِ ﯾﮑﯽ از ﻗﻮاﻧﯿﻦِ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﻼم ، ﻗﻠﻤﺮو وﻻﯾﺖِ ﻇﺎﻫﺮی و ﺗﺸﮑﯿﻞِ ﺣﮑﻮﻣﺖِ اﺳﻼﻣﯽ اﺳﺖ .
2ـ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎﯾﯽ از اﺣﮑﺎمِ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﻼم را ﮐﻪ اﺟﺮای آنﻫﺎ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪِ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺣﮑﻮﻣﺖِ اﺳﻼﻣﯽ اﺳﺖ ﺑﯿﺎن ﮐﻨﯿﺪ .
|
1ـ اﺣﮑﺎم ﻗﻀﺎﯾﯽ و ﺣﻘﻮﻗﯽ |
2ـ ﺑﺮﻗﺮاری ﻧﻈﻢ و اﻣﻨﯿّﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ |
|
3ـ اﻣﺮِ ﺑﻪ ﻣﻌﺮوف و ﻧﻬﯽ از ﻣﻨﮑﺮ |
4ـ ﺟﻬﺎد ﺑﺎ دﺷﻤﻨﺎنِ دﯾﻦ |
|
5ـ ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﻣﺮاﮐﺰِ ﻓﺴﺎد |
6ـ اﺣﮑﺎمِ اﻗﺘﺼﺎدی و ﺑﺎﻧﮑﺪاری و ... |
3ـ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮانِ ﻣﺮﺟﻊِ دﯾﻨﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﭼﻪ ﮐﺎرﻫﺎﯾﯽ را اﻧﺠﺎم ﻣﯽداد ؟
ﯾﮑﯽ از وﻇﺎﯾﻒِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮِ اﮐﺮم (ص) ﺗﻌﻠﯿﻢ و ﺗﺒﯿﯿﻦِ ﻗﺮآنِ ﮐﺮﯾﻢ و ﺷﺮح و ﺗﻮﺿﯿﺢِ ﺟﺰﺋﯿّﺎتِ اﺣﮑﺎم و ﻗﻮاﻧﯿﻦِ اﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﺎً ﮐﻠّﯿّﺎت آن در ﻗﺮآن ﺑﯿﺎن ﺷﺪه ﺑﻮد ، ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ . ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ اﯾﻦ ﺷﺮح و ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﻪ ﺻﻮرتِ ﺷﻔﺎﻫﯽ ( ﮔﻔﺘﺎر ) و ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرتِ ﻋﻤﻠﯽ ( رﻓﺘﺎر ) ﺑﻮد و ﺷﯿﻮة درﺳﺖِ اﻧﺠﺎم دادنِ دﺳﺘﻮرهای ﻗﺮآن را ﺑﻪ ﻣﺮدمِ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻣﯽدادﻧﺪ و ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢﺑﺎ ﺳﮑﻮت در ﺑﺮاﺑﺮِ اَﻋﻤﺎل و ﮔﻔﺘﺎرِ دﯾﮕﺮان ﺑﺮ آن ﺻﺤّﻪ ﻣﯽﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ .
درس ﭘﻨﺠﻢ : ﺗﺪاومِ رﺳﺎﻟﺖ ( ﺗﻔﮑّﺮ در ﺣﺪﯾﺚ ، ص61 ) ، ( ﺗﻔﮑّﺮ ، ص 63 ) ، ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 72 )
ﺑﺎﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎتِ ﻗﺒﻞ ، در اﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﯿﺪ و ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﭼﺮا ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻓﺮﻣﻮده اﺳﺖ :
« ﻣَﻦْ ﻣﺎتَ وَ ﻟَﻢْ ﯾَﻌْﺮِفْ اِﻣﺎمَ زَﻣﺎﻧِﻪِ ﻣﺎتَ میتةً جاهِلِیَّةً » ، « ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻤﯿﺮد و اﻣﺎمِ زﻣﺎنِ ﺧﻮد را ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﺮگِ ﺟﺎﻫﻠﯽ ﻣُﺮده اﺳﺖ . » ؟
پاسخ : زﯾﺮا ﺗﺪاومِ ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎی ﺳﻪﮔﺎنة رﺳﺎﻟﺖ ﯾﻌﻨﯽ ؛ ﻣﺮﺟﻌﯿّﺖِ ﻋﻠﻤﯽ ، وﻻﯾﺖ و رﻫﺒﺮی ﺟﺎﻣﻌﻪ ، وﻻﯾﺖِ ﻣﻌﻨﻮی در ﺷﮑﻞِ اﻣﺎﻣﺖ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﻮد .
و اﮔﺮ ﮐﺴﯽ اﻣﺎمِ زﻣﺎنِ ﺧﻮد را ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﻄﻌﺎً از او ﭘﯿﺮوی ﻫﻢﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮐﺮد و اﮔﺮ ﮐﺴﯽ اﻣﺎمِ زﻣﺎﻧﺶ را ﻧﺸﻨﺎﺳﺪ و از او ﭘﯿﺮوی ﻧﻨﻤﺎﯾﺪ ﻋﻤﻼً از رﺳﺎﻟﺖِ رﺳﻮلِ اﮐﺮم (ص) ﺑﯽﺑﻬﺮه ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﻫﻤﺎن ﭼﯿﺰی ﮐﻪ ﻣﺮدم ﻋﺼﺮِ ﺟﺎﻫﻠﯿّﺖ ﺑﺎ آن ﻣﻮاﺟﻪ ﺑﻮدﻧﺪ .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ﭼﺮا ﭘﯿﺎﻣﺒﺮِ اﮐﺮم (ص) در ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ ﺣﺘّﯽ ﺧﻮﯾﺸﺎﻧﺶ ﻧﯿﺰ دﻋﻮتِ او را ﻧﭙﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪﺟﺎﻧﺸﯿﻦِ ﺧﻮد را ﻣﻌﯿّﻦ ﮐﺮد ؟ اﻧﺠﺎم دادنِ اﯾﻦ ﮐﺎر در اﺑﺘﺪای دﻋﻮﺗﺶ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ؟
1ـ اﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ را ﻣﯽرﺳﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) از ﭼُﻨﺎن اﻫﻤّﯿّﺖ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻫﻤﺎن اوّﻟﯿﻦ دﻋﻮتِ آﺷﮑﺎر ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮای ﻣﺮدم ﻣﺸﺨّﺺ ﺷﻮد .
2ـ راهِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮِ اﺳﻼم ﺑﻪ ﻋﻨﻮانِ ﺧﺎﺗﻢِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮان ﺑﻌﺪ از اﯾﺸﺎن ﻧﯿﺰ اداﻣﻪ دارد و ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎی رﺳﺎﻟﺖ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ زﻣﺎنِ ﺣﯿﺎتِ اﯾﺸﺎن ﻧﻤﯽﺷﻮد .
3ـ ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺷﺮاﯾﻄﯽ دارد ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮان آن را ﺑﻪ اﻧﺘﺨﺎبِ ﻣﺮدم واﮔﺬار ﮐﺮد ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻬﺖ ﺑﺎﯾﺪ از ﻫﻤﺎن اﺑﺘﺪا ﺑﻪ ﻣﺮدم ﻣﻌﺮّﻓﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ او را ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
درﺑﺎرة واقعة ﻏﺪﯾﺮ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﯿﺪ و ﺑﻪ ﺳؤالﻫﺎی زﯾﺮ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﯿﺪ :
اﻟﻒ) ﭼﺮا ﻣﺮاﺳﻢِ ﻏﺪﯾﺮ همزﻣﺎن ﺑﺎ ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ اﺟﺘﻤﺎعِ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺑﺮﮔﺰار ﺷﺪ ؟
به خاﻃﺮ اﯾﻨﮑﻪ مسئلة ﺧﻼﻓﺖ و ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ ﺣﻀﺮتِ ﻋﻠﯽ (ع) ﺑﻪ وسیلة ﺣُﺠّﺎج ﮐﻪﺑﯿﺶ از ﺻﺪﻫﺰار ﻧﻔﺮ ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﺮاﺳﺮِ ﺳﺮزﻣﯿﻨﻬﺎی اﺳﻼﻣﯽ رﺳﺎﻧﺪه ﺷﻮد ﺗﺎ ﺣُﺠّﺖ ﺑﺮ ﻣﺮدم در ﻣﻮردِ ﻧﺼﺐِ اﻣﺎم و ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ رﺳﻮلِ ﺧﺪا ﺗﻤﺎم ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﻌﺪاً ادّﻋﺎ ﻧﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒـﺮ (ص) ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ ﺑﺮای ﺧﻮد ﻧﺼﺐ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ . [ چون همة مردم از موضوع باخبر شوند و کسی این موضوع را انکار نکند . ]
ب) ﭼﺮا ﺧﺪاوﻧﺪ اﻧﺠﺎم ﻧﺪادنِ اﯾﻦ ﻣأﻣﻮرﯾﺖ را ﻣﺴﺎوی ﺑﺎ ﻋﺪمِ اﻧﺠﺎم دادنِ رﺳﺎﻟﺖ اﻋﻼم ﮐﺮد ؟
زﯾﺮا ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮدنِ دﯾﻦِ ﺟﻬﺎﻧﯽ و ﺟﺎوداﻧﯽ اﺳﻼﻣﯽ و ادامة راهِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻨﻮط ﺑﻪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ از اﯾﺸﺎن ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﺎن ﺷﺎﯾﺴﺘﻪای ﺑﺮای او ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮔﺮدﻧﺪ و اﮔﺮ اﯾﻦ مسئله اﺗّﻔﺎق ﻧﻤﯽاﻓﺘﺎد اﺻﻞِ دﯾﻦ ﻣﻮردِ ﺗﻬﺪﯾﺪﻗﺮار ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ . ﻋﻼوه ﺑﺮ آن ﺧﺘﻢِ ﻧُﺒُﻮّت ﺑﺪونِ ﻧﺼﺐِ اﻣﺎمِ ﻣﻌﺼﻮم ﺧﻼفِ ﺣﮑﻤﺖ و ﻟﻄﻒِ اﻟﻬﯽ اﺳﺖ . [ اگر جانشین تعیین نمیشد ، رسالت به نتیجه نمیرسید . ]
ج) ﺗﺒﺮﯾﮏ و ﺗﻬﻨﯿﺖِ ﻣﺮدم ﺑﻪ ﺣﻀﺮتِ ﻋﻠﯽ ﭘﺲ از ﭘﺎﯾﺎنِ ﻣﺮاﺳﻢ ﻧﺸﺎنة ﭼﯿﺴﺖ ؟
اﯾﻦ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻧﺸﺎنة ﻣﻌﺮّﻓﯽ اﻣﺎم ﻋﻠﯽ (ع) ﺑﻪ ﻋﻨﻮانِ ﺣﺎﮐﻢ و ﺟﺎﻧﺸﯿﻦِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) اﺳﺖ . و در واﻗﻊ اﯾﻦ ﺗﺒﺮﯾﮏ و دﺳﺖدادن ﺑﻪ ﻣﻨﺰلة ﺑﯿﻌﺖ و ﻗﺒﻮلِ وﻻﯾﺖ از ﺟﺎﻧﺐِ ﻣﺮدم اﺳﺖ . و اﮔﺮ مسئلة اﻋﻼمِ دوﺳﺘﯽ ﺑﻮد ، ﭼُﻨﯿﻦ اﻣﺮی ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪاﺷﺖ .
د) چرا کلمة « مولی » در حدیث غدیر به معنای سرپرست است ، نه دوست ؟
ـ اگر « مولی » در اینجا به معنی دوست بود مساوی انجام نگرفتنِ رسالت قرار نمیگرفت . وانگهی دوستی مسلمانان با یکدیگر از بدیهیترین مسائلِ اسلامی است که از آغازِ اسلام وجود داشته است .
ـ در چُنان موقعیّتی اعلام دوستی معنا ندارد . بلکه باید مطلبی که موردِ نیازِ مردم و مربوط به آنهاست بیان شود .
درس ﺷﺸﻢ : ﺟﺎﯾﮕﺎه ﺗﺸﯿّﻊ ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 83 )
1ـ ﮐﺪام یک از وﯾﮋﮔﯿﻬﺎی اﻣﯿﺮﻣﺆﻣﻨﺎن در دورة ﮐﻮﺗﺎهِ ﺧﻼﻓﺖﺳﺒﺐِ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪی ﺑﯿﺸﺘﺮِ ﻣﺮدم ﺑﻪ آن ﺣﻀﺮت ﺷﺪ ؟ ﻧﻤﻮﻧﻪای ذﮐﺮ ﮐﻨﯿﺪ . ﻋﺪاﻟﺖ
2ـ ﭼﺮا رﺳﻮلِ ﺧﺪا (ص) ﺑﻪ ﺻﻮرتﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻓﻀﺎﯾﻞِ ﺣﻀﺮتِ ﻋﻠﯽ (ع) را ﺑﺮای ﻣﺮدم ﺑﯿﺎن ﻣﯽﮐﺮد؟
ﺑﺮای اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿّﺖ اﯾﺸﺎن ﻧﺰدِ ﻣﺮدم ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﻓﻀﺎﯾﻞ ﺗﺜﺒﯿﺖﮔﺮدد و ﺑﺮﺗﺮی او را ﺑﺮ ﺳﺎﯾﺮِ ﺻﺤﺎﺑﻪ آﺷﮑﺎر ﻧﻤﺎﯾﺪ و ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺎن اﺗﻤﺎمِ ﺣُﺠّﺖ ﺷﻮد .
3ـ ﻣﻘﺼﻮد از اﯾﻦ ﺳﺨﻦِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) ﮐﻪ « ﻋﻠﯽ ﺑﺎ ﺣﻖّ اﺳﺖ و ﺣﻖّ ﺑﺎ ﻋﻠﯽ اﺳﺖ » ﭼﻪ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ؟
ﯾﻌﻨﯽ اﯾﻨﮑﻪ ﺣﻀﺮتّ ﻋﻠﯽ (ع) ﺳﻨﺒﻞ ﺗﺠﺴّﻢ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺣﻖّ و ﺗﻤﺎم ﮐﺎرﻫﺎی او ﺑﺮﻣﺒﻨﺎی ﺣﻖّ و ﮐﺎﻣﻼً ﺻﺤﯿﺢ اﺳﺖ و ﻣﻌﺼﻮم ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ .
4ـ ﭼﻪ راﺑﻄﻪای ﻣﯿﺎنِ اﯾﻦ ﺳﺨﻦِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) ﮐﻪ « ﻋﻠﯽﺑﺎ ﻗﺮآن و ﻗﺮآن ﺑﺎ ﻋﻠﯽ اﺳﺖ » و ﺣﺪﯾﺚِ ﺛﻘﻠﯿﻦ وﺟﻮد دارد ؟
ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺮ دو از ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺟﺪاﯾﯽ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﻧﺪ و ﺗﻤﺴّﮏ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ اﻧﺴﺎن را ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻨﺰلِ ﻣﻘﺼﻮد رﺳﺎﻧﺪ.
درس ﻫﻔﺘﻢ : وﺿﻊِ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻋﺼﺮ اﺋﻤّﻪ (ع) ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 93 )
1ـ ﭼﺮا ﻗﺮآنِ ﮐﺮﯾﻢ ﻣﺮدم را ﺑﻪ ﻣﻄﺎلعة ﺳﺮﮔﺬﺷﺖِ ﻣﻠّﺖﻫﺎ دﻋﻮت ﮐﺮده اﺳﺖ ؟
ﺑﺮای آﺷﻨﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖِ ﻣﻠّﺘﻬﺎ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻠﻞِ ﺳﻘﻮطِ آﻧﻬﺎ ؛ ﺗﺎ از آﻧﻬﺎﻋﺒﺮت ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ و ﺑﺎ ﭘﺮﻫﯿﺰ از ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﯽ ﮐﻪ آﻧﻬﺎ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪهاﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﯿﺮوزی ﺑﺮﺳﯿﻢ .
2ـ ﭼﻪ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ زﻣﯿﻨﻪ را ﺑﺮای ورودِ ﺟﻌﻞ و ﺗﺤﺮﯾﻒ ﺑﻪ اﺣﺎدﯾﺚِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮِ اﮐﺮم (ص) آﻣﺎده ﮐﺮد ؟
ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻬﻤّﯽ در اﯾﻦ ﻣﻮرد ﺗأﺛﯿﺮﮔﺬار ﺑﻮد ﮐﻪ مهمّترﯾﻦ آﻧﻬﺎ ﻋﺒﺎرتند از :
اﻟﻒ : ﻣﻤﻨﻮﻋﯿّﺖﻧﻘﻞ و ﻧﻮﺷﺘﻦِ اﺣﺎدﯾﺚ ﭘﺲ از رﺣﻠﺖِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ص)
ب : ﻧﯿﺎزِ ﺣﺎﮐﻤﺎنِ ﺳﺘﻤﮕﺮ و ﺻﺎﺣﺒﺎنِ ﻗﺪرت ﺑﻪ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿّﺖِ ﺧﻮد و اﻗﺪاﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﻼفِ اﺳﻼم اﻧﺠﺎم ﻣﯽدادﻧﺪ .
ج : ﻣﻨﺰوی ﺳﺎﺧﺘﻦِ اﻣﺎﻣﺎن و ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﺎن ﺣﻘﯿﻘﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮِ اﮐﺮم (ص)
د : ورودِ اﻓﺮادِ ﻣﻨﺎﻓﻖ و ﺷﺨﺼﯿّﺘﻬﺎی ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞِ اﻋﺘﻤﺎد و ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎن ﻣﺜﻞِ ﮐَﻌﺐ اﻻﺣﺒﺎر در ﺣﻮزهﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺗﺒﻠﯿﻐﯽ.
3ـ ﺗﻔﺎوتﻫﺎی اﺳﺎﺳﯽ ﺣﮑﻮﻣﺖِ ﺑﻨﯽاﻣﯿّﻪ و ﺑﻨﯽﻋﺒّﺎس ﺑﺎ رﻫﺒﺮی ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﭼﻪ ﺑﻮد ؟
|
ﺣﮑﻮﻣﺖِ ﻧﺒﻮی |
ﺣﮑﻮﻣﺖِ اﻣﻮی و ﻋﺒّﺎﺳﯽ |
|
ﺑﺮ اﺳﺎسِ ﻋﺪل |
ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﻇﻠﻢ و ﺟﻮر |
|
ﮔُﺴﺘﺮشِ اﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ |
ﻣﯿﺪان دادن ﺑﻪ اﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎی ﻏﯿﺮِاﺻﯿﻞ و ﺗﺤﺮﯾﻒﺷﺪه |
|
ﻋﻤﻞِ دﻗﯿﻖ ﺑﻪ دﺳﺘﻮرها و اﺣﮑﺎمِ اﻟﻬﯽ |
زﯾﺮ ﭘﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻦِ اﺣﮑﺎمِ اﻟﻬﯽ |
|
ﺳﺎده زﯾﺴﺘﯽ و ﻣﻮاﺳﺎت ﺑﺎ ﻣﺮدم |
اﺷﺮاﻓﯿّﺖ و رﻓﺎهﻃﻠﺒﯽ |
درس ﻫﺸﺘﻢ : اﺣﯿﺎی ارزﺷﻬﺎی راﺳﺘﯿﻦ ( بررسی ، ص 102 ) ، ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 106 )
در درسِ ﻗﺒﻞ ﺑﺎ ﺷﺮاﯾﻂِ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﭘﺲ از رﺣﻠﺖِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ آﺷﻨﺎ ﺷﺪﯾﻢ اﮐﻨﻮن ﺗﻮﺿﯿﺢ دﻫﯿﺪ ﮐﻪ اﯾﻦﭼﻬﺎر اﻗﺪامِ اﺋﻤّﻪ اﻃﻬﺎر ﭘﺎﺳﺦﮔﻮی ﮐﺪام ﯾﮏ از ﻣﺸﮑﻼتِ آن دوره ﺑﻮده اﺳﺖ ؟
|
اﻗﺪاﻣﺎتِ اﺋﻤّﻪ |
ﻣﺸﮑﻼتِ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﭘﺲ از رﺣﻠﺖِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) |
|
ﺗﻌﻠﯿﻢ و ﺗﻔﺴﯿﺮِ ﻗﺮآن |
ﻣﻤﻨﻮﻋﯿّﺖ ﻧﻮﺷﺘﻦِ اﺣﺎدﯾﺚ و ﺗﺤﺮﯾﻒ و ﺟﻌﻞِ اﺣﺎدﯾﺚ |
|
ﺣﻔﻆِ ﺳﺨﻨﺎن و ﺳﯿﺮة ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ |
ﻣﻤﻨﻮﻋﯿّﺖ از ﻧﻮﺷﺘﻦِ ﺣﺪﯾﺚ و ﺗﺤﺮﯾﻒ و ﺟﻌﻞِ آﻧﻬﺎ |
|
ﺗﺒﯿﯿﻦِ ﻣﻌﺎرفِ اسلامی متناسب با نیازهای نو |
ﺗﺤﺮﯾﻒ در ﻣﻌﺎرف و ﺟﻌﻞِ ﺣﺪﯾﺚ |
|
ﺗﺮﺑﯿﺖِ ﺷﺨﺼﯿّﺘﻬﺎی اﺳﻼﻣﯽ |
ﻇﻬﻮر ﺷﺨﺼﯿّﺘﻬﺎ و اﻟﮕﻮﻫﺎی ﻏﯿﺮِﻗﺎﺑﻞِ اﻋﺘﻤﺎد |
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
1ـ آﯾﺎ ائمّة اﻃﻬﺎر ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴّﻼم روﺷﻬﺎی ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ در ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺣﺎﮐﻤﺎنِ زﻣﺎن در ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ؟ ﭼﺮا ؟
ﺧﯿﺮـ اﻣﺎﻣﺎنِ ﻣﺎ ﺷﯿﻮة ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺣﺎﮐﻤﺎن و ﺣﻔﻆِ اﺳﻼمِ راﺳﺘﯿﻦ را ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺷﺮاﯾﻂِ زﻣﺎن و ﻣﮑﺎن و ﺑﺎ ﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ روﺣﯿّﺎت ﺣﺎﮐﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ آن رو به رو ﺑﻮدﻧﺪ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﮐﻪ ﻫﻢ ﺗﻔﮑّﺮِ اﺻﯿﻞِ اﺳﻼمِ راﺳﺘﯿﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺸﯿّﻊ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ و ﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﺪرﯾﺞ ﺑﻨﺎی ﻇﻠﻢ و ﺟﻮرِ ﺑﻨﯽاﻣﯿّﻪ سُست ﺷﺪه و ﻓﺮو رﯾﺰد . ﻟﺬا ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ اﻣﺎﻣﺎنِ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﻪﯾﮏ ﻧﻮرِ ﻫﺴﺘﻨﺪ در ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮارد ﺧﺎﻧﻪﻧﺸﯿﻦ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ، ﮔﺎﻫﯽ ﺻﻠﺢﻧﺎﻣﻪ اﻣﻀﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ، در ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮاﻗﻊ دﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺑُﺮده و زﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞِ ﮐﻼﺳﻬﺎی درس ﻣﯽﭘﺮدازﻧﺪ و ...
درس ﻧﻬﻢ : ﺧﻮرﺷﯿﺪِ ﭘﻨﻬﺎن ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 115 )
1ـ ﺑﺎ ﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ آیة 11 ﺳﻮرة رﻋﺪ ، ﻋﻠّﺖِ اﺻﻠﯽ ﻏﯿﺒﺖِ اﻣﺎمِ ﻋﺼﺮ (ﻋﺞ) را ﺗﻮﺿﯿﺢ دﻫﯿﺪ .
« لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ . » ، ( رعد ، 13 / ١١ )
ﻋﻠّﺖِ اﺻﻠﯽ ﻏﯿﺒﺖِ اﻣﺎمِ ﻋﺼﺮ (ﻋﺞ) ﺧﻮدِ ﻣﺮدماﻧﺪ . زﯾﺮا ﺧﺪاوﻧﺪ از ﺑﺬلِ ﻓﯿﺾ و رﺣﻤﺖ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎنِ ﺧﻮد درﯾﻎ ﻧﻤﯽورزد و اﻣﺎم ﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﻈﻬﺮِ رﺣﻤﺖ ﺧﺪاﺳﺖ ، ﻫﺮﮔﺰ منشأ ﻣﺤﺮوﻣﯿّﺖ ﻣﺮدم ﻧﻤﯽﺷﻮد . ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺳﺒﺐِ اﺻﻠﯽ اﯾﻦ ﻣﺤﺮوﻣﯿّﺖ از ﺟﺎﻧﺐِ ﺧﻮدِ ﻣﺮدم اﺳﺖ . ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ اﮔﺮ ﺷﺮاﯾﻂِ ﻻزم در اﻣّﺖﺟﻤﻊ ﺷﻮد و ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ درکِ ﺣﻀﻮرِ اﻣﺎم ﺣﺎﺻﻞ آﯾﺪ ، اﻣﺎم در ﻣﯿﺎنِ اﻣّﺖ ﺣﺎﺿﺮ ﻣﯽﺷﻮد .
2ـ ﭼﺮا ﻏﯿﺒﺖِ اﻣﺎمِ ﻋﺼﺮ (ع) ﺑﻪ ﺧﻮرﺷﯿﺪِ ﭘُﺸﺖِ اﺑﺮ ﺗﺸﺒﯿﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ؟
زﯾﺮا ﻫﻤﺎن ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ از ﺧﻮرﺷﯿﺪِ ﺣﺘّﯽ ﭘﺸﺖِ اﺑﺮ ﻫﻢ ﻣﯽﺗﻮان اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد و ﺑﺮای اﻫﻞِ ﻋﺎﻟَﻢ ﻣﻔﯿﺪ اﺳﺖ و ﺑﺎ ﻧﺒﻮدِ آن ﯾﮑﺴﺎن ﻧﯿﺴﺖ ، اﻣﺎم زﻣﺎن (ع) در ﭘﺲِ ﭘﺮدة ﻏﯿﺒﺖ ﻧﯿﺰ ﺑﺮای ﻣﺮدم ﻓﻮاﯾﺪ زﯾﺎدی دارد و ﺑﺎ ﻧﺒﻮدِ اﻣﺎم ﯾﮑﺴﺎن ﻧﯿﺴﺖ ؛ اﮔﺮ ﭼﻪ ﻇﻬﻮر ﻧﺪارﻧﺪ اﻣّﺎ ﺣﻀﻮر دارﻧﺪ و ﺑﻪ ﻃﻮرِ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﯾﺎ ﻏﯿﺮِﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ و ﯾﺎر و ﯾﺎورِ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎﺳﺖ .
3ـ ﻏﯿﺮﻋﺎدی و ﻏﯿﺮﻋﻘﻠﯽ ( ﻣﺤﺎلّ ) ﭼﻪﺗﻔﺎوﺗﯽ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ دارﻧﺪ ؟ ﺑﺮای ﻫﺮ ﯾﮏ ﺳﻪ ﻣﺜﺎل ذﮐﺮ ﮐﻨﯿﺪ .
ﻏﯿﺮِﻋﻘﻠﯽ : ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪﻫﯿﭻ وﺟﻪ اﻣﮑﺎنِ وﺟﻮد آن ﻧﯿﺴﺖ .
ﻏﯿﺮِﻋﺎدی : اﻣﮑﺎنِ وﺟﻮد آن ﻫﺴﺖ ، اﻣّﺎ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻣﺎ آن را ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﮑﺮده ﺑﺎﺷﯿﻢ و وﻗﻮعِ آن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪِ ﺷﺮاﯾﻂ و ﻋﻮاﻣﻞِ ﺧﺎرﺟﯽ زﯾﺎدی اﺳﺖ که دﺳﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻫﻢ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺤﻘّﻖ ﺷﻮد .
|
ﻏﯿﺮِﻋﺎدی |
ﻏﯿﺮِﻋﻘﻠﯽ ( ﻣﺤﺎلّ ) |
|
اینکه اﻧﺴﺎﻧﯽ دارای ﺳﻪ ﻣﺘﺮ ﻗﺪ ﺑﺎﺷﺪ . |
اینکه عددی هم زوج باشد و هم فرد |
|
اینکه اﻧﺴﺎﻧﯽ مادرزاد یک دﺳﺖ داشته باشد . |
اینکه شکلی هم مثلّث باشد و هم دایره |
|
اینکه انسانی به جای پا ، رویِ دست راه برود . |
اینکه یک جسم ، همزمان در دو مکان باشد . |
4ـ ﻗﺮآنِ ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺒﺮ ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺣﻀﺮتِ ﻧﻮح 950 ﺳﺎل ﻗﻮمِ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺗﻮﺣﯿﺪ دﻋﻮت ﮐﺮد . از اﯾﻦ ﺧﺒﺮ ﭼﻪ ﻧﺘﺎﯾﺠﯽ ﻣﯽﺗﻮان ﮔﺮﻓﺖ ؟
1ـ ﯾﮏ اﻧﺴﺎن ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺎل زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ و اﯾﻦ مسئله ﻗﺒﻼً ﺑﻪ وﻗﻮع ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﻏﯿﺮِﻋﺎدی اﺳﺖ . ﭘﺲ ﺳﻦّ اﻣﺎم زﻣﺎن (ع) ﯾﮏ ﭼﯿﺰِ ﺑﯽﺳﺎﺑﻘﻪﻧﯿﺴﺖ و ﻣﻮاردِ ﻣﺸﺎﺑﻪ دارد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﻗﺮآن ، ﺳﻨّﺖ و ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﻣﻮاردِ ﻣﺸﺎﺑﻪ آن دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺖ .
2ـ ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻣﮑﺎنِ ﺳﻦّ زﯾﺎد ، مأﻣﻮرﯾّﺖِ اﻟﻬﯽ ﯾﮏ ﺷﺨﺺﻧﯿﺰ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺎل ﺑﻪ ﻃﻮل ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ .
درس دﻫﻢ : در اﻧﺘﻈﺎرِ ﻃﻠﻮع ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 131 )
1ـ از دﯾﺪﮔﺎهِ ﻗﺮآنِ ﮐﺮﯾﻢ آﯾﻨﺪة ﺗﺎرﯾﺦ از آنِ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ اﺳﺖ ؟
آﯾﻨﺪة ﺗﺎرﯾﺦ از آنِ ﺑﻨﺪﮔﺎنِ ﺻﺎﻟﺢ و ﺣﺎﮐﻤﯿّﺖ ﻣﺴﺘﻀﻌﻔﺎن ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﭘﯿﺮوزی جبهة ﺣﻖّ ﺑﺮ ﺑﺎﻃﻞ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ .
2ـ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮدن ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎر ، ﭼﻪ تأﺛﯿﺮﻫﺎﯾﯽﺑﺮ ﺷﺨﺼﯿّﺖِ ﻓﺮدِ ﻣﻨﺘﻈﺮ دارد ؟
اﻧﺴﺎنِ ﻣﻨﺘﻈﺮِ ﻫﺪف و آرﻣﺎن ﺧﻮد را ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﺪ و ﯾﻘﯿﻦ دارد ﮐﻪ روزی اﯾﻦﻫﺪف در ﺟﻬﺎن ﺗﺤﻘّﻖ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ از اﯾﻦ رو ﻫﻤﻮاره ﺑﺮای رﺳﯿﺪنِ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﭼُﻨﯿﻦ ﻫﺪﻓﯽ ﺗﻼش ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﯾﮏ ﻗﺪم ، ﺑﻪ آن ﻫﺪف ﻧﺰدﯾﮏﺗﺮ ﺷﻮد .
3ـ اﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ را ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻨﯿﺪ « ﻣﻨﺘﻈﺮانِ ﻣﺼﻠﺢ ﺧﻮد ﺑﺎﯾﺪﺻﺎﻟﺢ ﺑﺎﺷﻨﺪ . »
ﯾﻌﻨﯽ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮِ ﻣﻮﻋﻮد و ﻣﺼﻠﺢِ ﺟﻬﺎﻧﯽ اﺳﺖ اﺑﺘﺪا ﺑﺎﯾﺪ از ﺧﻮد ﺷﺮوع ﮐﻨﺪ و ﺑﺎ اﻧﺠﺎمِ دادنِ اَﻋﻤﺎلِ ﺻﺎﻟﺢ ، ﺧﻮد و دﯾﮕﺮان را ﺑﺮای آﻣﺪنِ ﻣﻮﻋﻮد و اﺻﻼحِ ﺟﺎمعة ﺟﻬﺎﻧﯽ آﻣﺎده ﻧﻤﺎﯾﺪ ﺗﺎ زمینة ﻇﻬﻮر ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﻮد .
درس ﯾﺎزدﻫﻢ : ﻣﺮﺟﻌﯿّﺖ و وﻻﯾﺖِ ﻓﻘﯿﻪ ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 141 )
1ـ ﭘﯿﺎﻣﻬﺎی اﺻﻠﯽ اﯾﻦ درس ﮐﺪاﻣﻨﺪ ؟
ﻣﺴﺌﻮﻟﯿّﺘﻬﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻣﺎﻣﺖ در زﻣﺎنِ ﻏﯿﺒﺖ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻧﻤﯽﺷﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞِ ﺟﺪﯾﺪی ﺗﺤﻘّﻖ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ .
وﻻﯾﺖِ ﻣﻌﻨﻮی : از آﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ وﻻﯾﺖِ ﻣﻌﻨﻮی ﻧﯿﺎز ﺑﻪ وﺟﻮدِ آﺷﮑﺎرِ اﻣﺎم در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﯿﺴﺖ در زﻣﺎنِ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﯿﺰﺗﻮﺳّﻂ ﺧﻮدِ اﻣﺎم ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد .
اﻟﻒ) ﻣﺮﺟﻌﯿّﺖِ ﻋﻤﻠﯽ : در ﻏﯿﺒﺖِ ﮐُﺒﺮی در ﺷﮑﻞِ ﻣﺮﺟﻌﯿّﺖِ ﻓﻘﯿﻪ اداﻣﻪ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ .
ب) وﻻﯾﺖِ ﻇﺎﻫﺮی : ﺣﮑﻮﻣﺖِ اﺳﻼﻣﯽ در ﻏﯿﺒﺖِ ﮐُﺒﺮی در ﭼﻬﺎر ﭼﻮبِ وﻻﯾﺖِ ﻓﻘﯿﻪ اﺳﺘﻤﺮار ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ.
2ـ ﻣﻘﺼﻮد از « ﺗﻘﻠﯿﺪ » در اﺣﮑﺎمِ دﯾﻨﯽ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﻣﺮاجعة ﻏﯿﺮِﻣﺘﺨﺼّﺺ و ﻏﯿﺮِﮐﺎرﺷﻨﺎس ﺑﻪ ﻣﺘﺨﺼّﺺ و ﮐﺎرﺷﻨﺎس در ﻋﻠﻮمِ دﯾﻨﯽ ( ﻓﻘﯿﻪ ) ﺑﺮای اﻧﺠﺎم دادنِ ﺻﺤﯿﺢِ وﻇﺎﯾﻒِ دﯾﻨﯽ ﺗﺎ اَﻋﻤﺎلِ آﻧﺎن ﻣﻮاﻓﻖِ ﻣﻮازﯾﻦِ دﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﭘﯿﺮوی ﯾﺎ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ . ﭘﺲﺗﻘﻠﯿﺪ در اینجا ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی رﺟﻮع ﺑﻪ ﻣﺘﺨﺼّﺺ اﺳﺖ .
3ـ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺑﺮای ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻻزم اﺳﺖ و ﺷﺎﻣﻞِ ﭼﻪ زﻣﯿﻨﻪﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽﺷﻮد ؟
ﺑﺮای ﺗﻤﺎمِ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻦِّ ﺗﮑﻠﯿﻒ رﺳﯿﺪهاﻧﺪ ، اﻋﻢّ از ﻣﺮد و زن ﮐﻪ در اﺣﮑﺎمِ دﯾﻨﯽ ﻣﺘﺨﺼّﺺ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ و ﺑﻪ اﺣﺘﯿﺎط ﻫﻢ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻨﺪ ﻻزم اﺳﺖ از ﯾﮏ ﻣﺮﺟﻊِ ﺗﻘﻠﯿﺪ واﺟﺪِ ﺷﺮاﯾﻂ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪ . ﺗﻘﻠﯿﺪﻓﻘﻂ در ﻓﺮوعِ دﯾﻦ ﯾﺎ اﺣﮑﺎمِ ﻋﻤﻠﯽ ﺟﺎﯾﺰ اﺳﺖ و در اﺻﻮلِ دﯾﻦ ( ﺗﻮﺣﯿﺪ ، ﻋﺪل ، ﻧُﺒُﻮّت ، اﻣﺎﻣﺖ ، ﻣَﻌﺎد ) ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺟﺎﯾﺰ ﻧﯿﺴﺖ .
4ـ ﭼﺮا ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺮﺟﻊ « ﻋﺎدل » و « زﻣﺎنﺷﻨﺎس » ﺑﺎﺷﺪ ؟
ﻣﺮﺟﻊِ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺎدل ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ در اﺳﺘﺨﺮاجِ اﺣﮑﺎمِ ﺷﺮﻋﯽ ﻫﻮایِ ﻧﻔﺲ ﺧﻮد را دﺧﺎﻟﺖ ﻧﺪﻫﺪ .
ﻣﺮﺟﻊِ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ زﻣﺎنﺷﻨﺎس ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ اﺣﮑﺎمِ دﯾﻦ را ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﻧﯿﺎزﻫﺎی روز اﺳﺘﺨﺮاج ﮐﻨﺪ .
5ـ اﻧﺘﺨﺎبِ وﻟﯽّ ﻓﻘﯿﻪ در ﮐﺸﻮرِ ﻣﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﮔﯿﺮد و ﻣﺮدم از ﭼﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ در اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت اﯾﺸﺎن دﺧﺎﻟﺖ دارﻧﺪ ؟
ﺑﺮ اﺳﺎسِ ﻗﺎﻧﻮنِ اﺳﺎﺳﯽ رﻫﺒﺮی ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﻃﺮﯾﻖِ ﭘﺬﯾﺮش و ﻣﻘﺒﻮلیّت ﻋﻤﻮﻣﯽﻣﺮدم ( به طورِ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻣﺎم ﺧﻤﯿﻨﯽ ره ) ﯾﺎ از ﻃﺮﯾﻖِ ﻣﺠﻠﺲِ ﺧﺒﺮﮔﺎن رﻫﺒﺮی ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد ( ﺑﻪ ﻃﻮرِ ﻏﯿﺮِﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ) . ﺑﺪﯾﻦ ﺻﻮرت ﮐﻪ ﻣﺮدم ﺑﺎ ﺷﺮﮐﺖ در اﻧﺘﺨﺎﺑﺎتِ ﻣﺠﻠﺲِ ﺧﺒﺮﮔﺎن ، ﻓﻘﻬﺎﯾﯽ را از ﻃﺮفِ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﻣﺠﻠﺲ ﺧﺒﺮﮔﺎن اﻧﺘﺨﺎب ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎنِ ﻣﺮدم در ﻣﺠﻠﺲِ ﺧﺒﺮﮔﺎن ﻫﻢ وﻟﯽّ ﻓﻘﯿﻪ را اﻧﺘﺨﺎب و ﺑﻪ ﻣﺮدم ﻣﻌﺮّﻓﯽ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .
3ـ ﭼﮕﻮﻧﻪ ولایتِ فقیه ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ زﻣﯿﻨﻪﺳﺎز ﺣﮑﻮﻣﺖِ ﺣﻀﺮتِ ﻣﻬﺪی (ﻋﺞ) ﺑﺎﺷﺪ ؟
اﻟﻒ) ﺗﺸﮑﯿﻞِ اﯾﻦ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎن و ﻣﻨﺘﻈﺮان ﻓﺮﺻﺖ ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ آﻧﭽﻪ را ﺑﺮای آﻣﺎدﮔﯽ ﻇﻬﻮر ﻻزم اﺳﺖﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨﻨﺪ .
ب) ﺗﺸﮑﯿﻞِ ﺣﮑﻮﻣﺖِ اﺳﻼﻣﯽ در اﯾﺮان در ﻋﺼﺮِ ﻏﯿﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی اراﺋﻪ ﯾﮏ اﻟﮕﻮ از ﺣﺎﮐﻤﯿّﺖ دﯾﻨﺪاران اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ اﻟﻬﺎم از ﺗﻌﺎﻟﯿﻢِ اﻧﺒﯿﺎء ﺑﺮای ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ و ﺳﻌﺎدتِ دﻧﯿﺎ و آﺧِﺮت اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﺗﻼش ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . در اﯾﻦﺣﮑﻮﻣﺖ ، زمینة ﻋﺒﻮدﯾّﺖ ، ﻣﻌﻨﻮﯾّﺖﺧﻮاﻫﯽ ، ﺑﺮاﺑﺮی و ﻋﺪاﻟﺖ ، ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺳﺎزﻧﺪﮔﯽ ﮐﺸﻮر و رﻓﺎه و آﺳﺎﯾﺶ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻓﺮاﻫﻢﻣﯽآﯾﺪ . ﺑﺎ اﯾﻦ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻋﻄﺮِ ﻣﻌﻨﻮﯾّﺖ و ﻋﺪاﻟﺖ در ﺟﻬﺎن ﮔُﺴﺘﺮده ﻣﯽﺷﻮد و دﯾﻨﺪاران و ﺣﻖّﻃﻠﺒﺎنِ ﺟﻬﺎن اﻣﯿﺪوار ﺑﻪ ﺗﺠﺪﯾﺪِ ﺣﯿﺎتِ ﻓﻀﺎﺋﻞِ اﺧﻼﻗﯽ و ﮐﺮاﻣﺖﻫﺎی اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ و ﺟﻬﺎﻧﯿﺎن آﻣﺎدة ﻇﻬﻮرِ ﻣﻮﻋﻮدِ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ .
ج) وﺟﻮدِ ﺣﮑﻮﻣﺖِ اﺳﻼﻣﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ اﻣﮑﺎنِ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﻬﺎﺟﻢ را ﻓﺮاﻫﻢ آورد و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی وﺳﯿﻌﯽﺑﺮای اﺳﺘﮑﺒﺎر ﺳﺘﯿﺰی ﺗﺪارک ﺑﺒﯿﻨﺪ .
درس دوازدﻫﻢ : وﯾﮋﮔﯿﻬﺎی ﺣﮑﻮﻣﺖِ اﺳﻼﻣﯽ ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 150)
2ـ ﺗﻔﺎوتﻫﺎی اﺻﻠﯽ ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮِ ﺣﮑﻮﻣﺖﻫﺎی ﺟﻤﻬﻮری را ﺑﺮ ﺷُﻤﺮﯾﺪ .
ﻧﻈﺎمِ ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ ﺑﺮ اﺳﺎسِ ﻗﻮاﻧﯿﻦِ اﺳﻼﻣﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ و اداره ﻣﯽﺷﻮد و ﻗﺎﻧﻮنﮔﺬاران ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺮ ﺧﻼفِ دﺳﺘﻮرهای اﻟﻬﯽ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﻨﺪ . و ﻫﺪفِ اﺻﻠﯽ آن ﺳﻌﺎدتِ اُﺧﺮوی و ﺑﺮﻗﺮاری ﻋﺪاﻟﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ و آﺳﺎﯾﺶ و رﻓﺎهِ ﻣﺮدم را در اﯾﻦ ﭼﺎرﭼﻮب ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ .
اﻣّﺎ ﺣﮑﻮﻣﺘﻬﺎی ﺟﻤﻬﻮری دﯾﮕﺮ ، ﻫﺪفِ ﺧﻮد را ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎی ﻣﺎدّی ﻣﺮدم ﻗﺮار داده و ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ارزﺷﻬﺎی اﻟﻬﯽ ﺑﯽاﻋﺘﻨﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
2ـ کلمة « جمهوری » و کلمة « اسلامی » بیانگر چه ویژگیهایی از حکومتِ کشورِ ماست ؟
کلمة « جمهوری » در کنارِ کلمة « اسلامی » بیانگر جمهوریّت و مردمی بودن و اسلامیّتِ حکومت است که مردم با قیام و انقلاب و شرکتِ دائم در انتخاباتِ مختلف ( ریاست جمهوری ، مجلسِ شورای اسلامی ، مجلسِ خبرگانِ رهبری ، شوراهای اسلامی شهر و روستا ) پایبندی خود را به اصلِ نظامِ اسلامی و قانونِ اساسی نشان میدهند .
3ـ بنابر عهدنامة امیرالمؤمنین ، چرا حاکم اسلامی باید نسبت به همة افرادِ جامعة اسلامی ، چه مسلمان و چه غیرِمسلمان مهربان باشد ؟
چون مردم دو دستهاند ؛ یا در دین برادرند یا در آفرینش برابرند .
4ـ بنابر عهدنامة امیرالمؤمنین ، چرا حاکم اسلامی باید عیبجویان را از خود دور کند ؟
چون مردم عیبهایی دارند که مدیر و رهبرِ جامعه باید بیشتر از همه در پنهان کردنِ آنها بکوشد .
درس ﺳﯿﺰدﻫﻢ : ﻋﺰّتِ ﻧﻔﺲ ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 165 )
1ـ ﻣﯿﺎنِ « ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ » و « ﮔﻨﺎه » ﭼﻪ راﺑﻄﻪای وﺟﻮد دارد ؟ ﭼﺮا ؟
ﻋﺰّتِ ﻧﻔﺲ ﯾﻌﻨﯽ اﺣﺴﺎسِ ﺑﺰرﮔﻮاری و ﻋﻈﻤﺖ ، و ﮔﻨﺎه ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺣﻘﺎرت و ﭘﺴﺘﯽ ﮐﺸﺎﻧﺪن . ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ رابطة ﻋﮑﺲ دارﻧﺪ . ﻫﺮ ﻗﺪر ﮐﻪ ﮐﺮاﻣﺖِ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﻨﺎه ﮐﻤﺘﺮ .
ﺗﺎ اﻧﺴﺎن ﺣﻘﯿﺮ ﻧﺸﻮد و ﺧﻮد را ﮐﻮﭼﮏ ﻧﮑﻨﺪ دﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﻨﺎه ﻧﻤﯽزﻧﺪ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﮐﻪ ﻫﺮ ﻗﺪر ﺧﻮد را ﻋﺰﯾﺰ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﺗﻦ ﺑﻪ ذﻟّﺖ ﻧﻤﯽﺳﭙﺎرد .
2ـ آﯾﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﻣﺴﺆﻟﯿّﺖ اﻧﺠﺎم دادنِ ﮔﻨﺎه را از دوشِ ﺧﻮد ﺑﺮداﺷﺖ و ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞِ ﺑﯿﺮوﻧﯽ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﺮد ؟
ﺧﯿﺮ ـ ﺷﺮاﯾﻂِ ﺑﯿﺮوﻧﯽ زﻣﯿﻨﻪﺳﺎز ﻫﺴﺘﻨﺪ ، اﻣّﺎ ﻋﺎﻣﻞ و ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮﻧﺪه ﺧﻮدِ اﻧﺴﺎن اﺳﺖ و ﺑﺎ اﺧﺘﯿﺎر و ارادة ﺧﻮد دﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﻨﺎه ﻣﯽزﻧﺪ . دوری از ﮔﻨﺎه ﭘﯿﺶ از آﻧﮑﻪ ﺑﻪ ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺴﺘﮕﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻘﺪارِ ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ و ﻫﻤّﺖ ﻣﺎ ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد . در ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﯾﮑﯽ ﮔﻨﺎه ﻣﯽﮐﻨﺪ اﻣّﺎ در ﻫﻤﺎن ﺷﺮاﯾﻂ ﺷﺨﺺِ دﯾﮕﺮی ﺧﻮد را ﺣﻔﻆ ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﺗﻘﻮا ﭘﯿﺸﻪ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ ﭘﺲ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﺧﻮدِ اﻧﺴﺎن دارد .
3ـ ﺑﺎ ﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ اینکه آیة 10 ﺳﻮرة ﻓﺎﻃﺮﺧﺪاوﻧﺪ را ﺻﺎﺣﺐِ ﻋﺰّت ﻣﻌﺮّﻓﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ، راهِ ﺑﻬﺮهﻣﻨﺪی از ﻋﺰّت اﻟﻬﯽ ﭼﯿﺴﺖ ؟
« مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا ... » ، ( فاطر ، 35 / ١٠ )
« ﮐﺴﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﻋﺰّت ﻣﻰﺧﻮاﻫﻨﺪ از ﺧﺪا ﺑﻄﻠﺒﻨﺪ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺗﻤﺎمِ ﻋﺰّت از آنِ ﺧﺪاﺳﺖ . »
راه ﺑﻬﺮهﻣﻨﺪی از ﻋﺰّتِ اﻟﻬﯽ اﻃﺎﻋﺖ از ﺧﺪاوﻧﺪ و ﻗﺪم ﮔﺬاﺷﺘﻦ در راﻫﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪد .
4ـ آﯾﺎ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ دارای ﻋﺰّتِ ﻧﻔﺲ اﺳﺖ ﺑﻪﭘﯿﻤﺎنﺷﮑﻨﯽ دﺳﺖ ﻣﯽزﻧﺪ ؟
ﺧﯿﺮ ـ زﯾﺮا ﮐﺴﯽ ﭘﯿﻤﺎنِ ﺧﻮد ﺑﺎ دﯾﮕﺮان و ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً ﭘﯿﻤﺎن ﺑﺎﺧﺪا را ﻣﯽﺷﮑﻨﺪ ﮐﻪ اﺑﺘﺪا در ﺧﻮد ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮدِ ﻋﺎﻟﯽ او ﺗﺴﻠﯿﻢِ ﺧﻮدِ داﻧﯽ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ اﻣّﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺻﺎﺣﺐِ ﻋﺰّت اﺳﺖ ﺧﻮدِ ﻋﺎﻟﯽ را ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯽﺷﻤﺎرد و آن را ﻋﺰﯾﺰ ﻣﯽدارد .
درس ﭼﻬﺎردﻫﻢ : زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی ﭘﯿﻮﻧﺪِ ﻣﻘﺪّس ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 183 )
1ـ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮان ﺧﺎﻧﻮاده را ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻞِ ﮔﺴﺘﺮشِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ و دوﺳﺘﯽ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﺮد ؟
اﮔﺮ در ﺗﺸﮑﯿﻞِ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی ﺗﺸﮑﯿﻞ آن ﺗﻮﺟّﻪ ﺷﻮد ﺧﺎﻧﻮاده ﻋﺎﻣﻞِ ﮔُﺴﺘﺮشِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ و دوﺳﺘﯽ ﻣﯽﺷﻮد . ﯾﻌﻨﯽ اﮔﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﻋﺎﻣﻞِ آراﻣﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮزﻧﺪان درﮐﺎﻧﻮنِ ﺧﺎﻧﻮاده رﺷﺪ ﮐﻨﻨﺪ و ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺷﻮﻧﺪ و ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺤﻞّ رﺷﺪِ ﻓﻀﺎﯾﻞِ اﺧﻼﻗﯽ ﺑﺎﺷﺪ و اﮔﺮ ﻧﯿﺎزِ ﺟﻨﺴﯽ در رابطة زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺑﺮآورده ﺷﻮد ، ﺧﺎﻧﻮاده ، ﮐﺎﻧﻮنِ ﻣِﻬﺮ و ﻋﺎﻣﻞِ ﮔﺴﺘﺮش ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮد ﻋﻼوه ﺑﺮ آن ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮادة ﮔﺴﺘﺮده ﻫﻢ ﺗﻮﺟّﻪ ﮐﺮد و ﻣﯿﺎنِ ﺧﻮﯾﺸﺎن ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﺳﺎﺧﺖ ﺗﺎﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﺑﺪ .
2ـ وﻗﺘﯽ ﻣﯽﮔﻮییم ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﻧﻮاده را اﺻﻞﻗﺮار داد و ﺳﺎﯾﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢﻫﺎ را ﺑﺎ آن ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮد ، ﻣﻨﻈﻮر ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده را ﻣﺤﻞّ رﻓﻊِ ﻧﯿﺎزِ ﺟﻨﺴﯽ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﺑﺎ دﯾﮕﺮان رابطة ﻧﺎﻣﺸﺮوع ﺑﺮﻗﺮار ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ و در ﺟﻠﺴﺎتِ ﻓﺴﺎد ﺷﺮﮐﺖ ﻧﻤﯽﻧﻤﺎﯾﺪ ، ﺗﻼش ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ دام اﻓﺘﺎدهاﻧﺪ را ﻧﺠﺎت دﻫﺪ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده را ﻣﺤﻞّ ﺗﺮﺑﯿﺖِ ﻓﺮزﻧﺪ ﻣﯽداﻧﺪ ﺷﻐﻠﺶ را ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای اﻧﺘﺨﺎب ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺮﺑﯿﺖِ ﻓﺮزﻧﺪ رﺳﯿﺪﮔﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﻣﺮدِ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽﮐﻮﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﻪ ﻣﻨﺰل آﯾﺪ و راﺑﻄﻪاش ﺑﺎ ﻓﺮزﻧﺪان ﺣﻔﻆ ﺷﻮد . زنِ ﺧﺎﻧﻮاده وظیفة ﺷﯿﺮ دادن و ﺗﺮﺑﯿﺖ و ﻣﺤﺒّﺖ ﺑﻪ ﻓﺮزﻧﺪ را ﺧﻮد ﺑﻪ ﻋﻬﺪه ﻣﯽﮔﯿﺮد .
3ـ ﭼﺮا ﻣﯽﮔﻮﯾﯿﻢ ﺧﺎﻧﻮاده ﯾﮏ ﻧﻬﺎدِ ﻃﺒﯿﻌﯽ و ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮِ ﻧﻬﺎدﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ ؟
زﯾﺮا ﺧﺎﻧﻮاده ﻧﻬﺎدی اﺳﺖ ﮐﻪ زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی ﺗﺸﮑﯿﻞِ آن در ﻃﺒﯿﻌﺖ و ذات و ﻧﻬﺎدِ آدﻣﯽ اﺳﺖ . ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنِ روﺣﯽ و ﺟﺴﻤﯽ زن و ﻣﺮد و رﺷﺪ و ﮐﻤﺎلِ آﻧﻬﺎ و ﻓﺮزﻧﺪان ﺑﺎ ﺗﺸﮑﯿﻞِ ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ دارد .
درس ﭘﺎﻧﺰدﻫﻢ : ﭘﯿﻮﻧﺪِ ﻣﻘﺪّس ( اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ، ص 195 )
1ـ ﭼﻬﺎر ﻣﻮرد از مهمّترﯾﻦ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﻫﻤﺴﺮِ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ را ﻣﺸﺨّﺺ ﮐﻨﯿﺪ .
|
زن |
مرد |
|
ﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزِ ﺟﻨﺴﯽ ﻫﻤﺴﺮ |
داﺷﺘﻦِ ﺷﻐﻞِ ﻣﻨﺎﺳﺐ |
|
اﯾﺠﺎدِ ﻓﻀﺎی آراﻣﺶ ﺑﺮای ﻣﺮد در ﺧﺎﻧﻪ |
ﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺟﻨﺴﯽ و ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻫﻤﺴﺮ |
|
ﻗﺒﻮلِ ﻣﺪﯾﺮﯾّﺖﻫﺎی ﻣﺮد ﺗﺎ آﻧﺠﺎ ﮐﻪ در ﻣﺤﺪودة ﻋﻘﻞ و ﺷﺮع اﺳﺖ |
ﺣﻤﺎﯾﺖِ ﮐﺎﻣﻞ از ﺧﺎﻧﻮادة ﺧﻮد در ﻣﻘﺎﺑﻞِ ﻣﺸﮑﻼت و ﺗﻬﺪﯾﺪات |
|
اﻧﺠﺎم دادنِ وﻇﺎﯾﻒِ ﻣﺎدری ﺑﻪ ﺷﮑﻞِ ﺻﺤﯿﺢ |
اﻧﺠﺎم دادنِ وﻇﺎﯾﻒ ﭘﺪری |
2ـ اﮔﺮ ﻓﺎصلة ﺑﯿﻦِ ﺑﻠﻮغِ ﻃﺒﯿﻌﯽ و ازدواج ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﻮد ، ﭼﻪ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﭘﯿﺶ ﻣﯽآﯾﺪ ؟
اﻣﮑﺎنِ اﻧﺤﺮافِ ﺟﻨﺴﯽ و ﮔﻨﺎه ـ ﻟﺬّت ﮐﺎﻓﯽ نبردن از ﻧﺸﺎطِ دورة ﺟﻮاﻧﯽ ـ ﮐﺎﻫﺶِ ﺷﺎداﺑﯽ و ﻧﺸﺎطِ روﺣﯽ و ﺟﺴﻤﯽ و ﺗﻬﺪﯾﺪِ ﺳﻼﻣﺖِ آن دو ـ اﻓﺰاﯾﺶِ رواﺑﻂِ ﻧﺎﻣﺸﺮوع ﺑﯿﻦِ دﺧﺘﺮان و ﭘﺴﺮان ـ اﻓﺰاﯾﺶِ ﻣﯿﺰانِ ﺟُﺮم و ﺗﺠﺎوز ﺑﻪ ﻋُﻨﻒ و ﻓﺴﺎد .
درسﺷﺎﻧﺰدﻫﻢ : ﮐﺎﻧﻮنِ ﻣﻬﺮ
اﻧﺪﯾﺸﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻧﺪارد .
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ . ( صافّات ، 37 / ١٨٢ )
تهیّه و تنظیم نهایی : دبیرخانه راهبری کشوری درس دین و زندگی ـ مستقرّ در خراسان رضوی
تهیّه و تنظیم نهایی : دبیرخانه راهبری کشوری درس دین و زندگی ـ مستقرّ در خراسان رضوی
به گزارش گروه سبک زندگی خبرگزاری دانا (داناخبر)
یکی از دغدغه های ما در شب های امتحان یادگرفتن مطالبی از درس دینی بود که
گاه بدون این که چیزی از آن را بفهمیم، فقط حفظ می کردیم تا نمره بگیریم.
این وضع تا پایان دبیرستان ادامه داشت. این بار با تمام توان سعی کردیم دروس دینی را خوب بخوانیم و تست بزنیم، به این دلیل که می توانست در بالا بردن معدل موثر باشد و مهم تر از آن، ضریب درس معارف نیز در رتبه نهایی آزمون ورودی دانشگاه ها نقشی تعیین کننده داشت.
جام جم نوشت: در طول دوران تحصیل در دانشگاه باز هم ذهنمان را درگیر حفظ همان مطالب تکراری در کتاب های معارف و اخلاق و اندیشه اسلامی کردیم. این بار هم نه برای این که چیزی بیاموزیم و در زندگی روزمره خود به کار گیریم، بلکه باز هم هدف نهایی ما نمره ای بود که می توانست تاثیر نمرات پایین دروس دیگر را در معدل گیری تا حدی جبران کند.
امروز اگر از ما بپرسند، احتمالا نخواهیم توانست چیزی از آن همه مطلبی را که به زحمت در ذهن اندوختیم به یاد آوریم. روند زندگی ما تاثیر چندانی از آموخته های آن روزها نگرفته است.
منبعی در کنار هزاران منبع
یک دبیر باسابقه دبیرستان های تهران هم در پاسخ به این پرسش که چرا 12 تا 16 سال آموزش تعالیم دینی تاثیر چندانی در انتقال آموزه های دینی به نسل جدید نداشته است، توضیح می دهد: بازخوردی که می بینیم تنها بازخورد کلاس های معارف و دینی نیست؛ این کلاس ها منشا تغذیه ای در کنار هزاران منشا تغذیه ای دیگر است که به ذهن بچه ها خوراک می دهند.
قلمی معتقد است: زمینه های انسان شناسی و دین شناسی در خانواده و در محیط های بیرون از کلاس مورد توجه قرار نمی گیرد و ارزش هایی که در کلاس های معارف و دینی به کودک و نوجوان و جوان انتقال داده می شود، در خانواده احیا نمی شود. تاکید خانواده ها از همان روزی که کودک پا به محیط دبستان می گذارد بر دیکته و حساب و علوم است، اما فرمول ها و مباحث دینی چون خواسته دانش آموز و دانشجو و دوستان و خانواده اش نیست، مورد توجه قرار نمی گیرد.
کلاسی خشک
کلاس های دینی مانند تاریخ و جغرافیا، یکی از کلاس های خشک و بی روح دوران تحصیل است، از آن دست کلاس هایی که برای تمام شدن وقت دقیقه شماری می کنی و مدام چشمت به ساعت است.
قلمی، علت خسته کننده بودن این کلاس ها را در انتزاعی بودن مباحث دینی می داند. او می گوید: جاذبه مباحث انتزاعی و اخروی، حداقل برای مخاطبی که خود را به مرتبه ای از ادراک کامل انتزاعی نرسانده است، به اندازه جاذبه مباحث ملموس دنیوی نیست. یک کودک دبستانی مفهوم عدد را با استفاده از مصادیق مختلف یاد می گیرد، وقتی به سن دریافت فرمول های انتزاعی ریاضی رسید، با استفاده از دانسته های قبلی خود می تواند فرمول های غیرملموس ریاضی را بیاموزد. این همان چیزی است که باید در زمینه آموزش مباحث اعتقادی نیز مورد توجه قرار گرفته و کودک گام به گام برای آموختن این مباحث در سال های بالاتر آماده شود.
فقدان جنبه معرفتی
نکته دیگری که کلاس هایی از این دست را برای دانش آموز و دانشجو خسته کننده می سازد فقدان جنبه های معرفتی است. به نظر قلمی، استاد و دبیر برای ارتباط با دانشجو و دانش آموز بیشتر از بعد هیبت علمی برخورد می کنند تا بعد معرفتی.
در کلاس های معارفی قبل از هر چیز لازم است بین معلم و دانش آموز یک پیوند اولیه نسبت به موضوع ایجاد شود، ضمن این که معلم باید خود را با درسی که ارایه می دهد تطبیق دهد، آن هم نه به صورت تصنعی.
ملال آور حتی برای بزرگسال
اگر دانش آموزی در منزل دارید، کتاب دین و زندگی او را ورق بزنید و کمی آن را مطالعه کنید. خواهید دید مطالب با استفاده از جملات پیچیده و در پاراگراف های بلند بیان شده است. این مطالب حتی برای شما که قصد دارید فقط آنها را مرور کنید، سنگین و خسته کننده است و هیچ جاذبه ای برای ادامه مطالعه در شما ایجاد نمی کند. حال دانش آموزی را در نظر بگیرید که می خواهد این دروس را چند بار در طول سال بخواند و آنها را برای بازپس دادن در امتحان به خاطر بسپارد.
در حالی که برای ارایه آموزه های دینی باید شعور انسان ها و عاطفه فطری آنان را مورد توجه قرار داد. این همان شیوه ای است که قرآن در انتقال مفاهیم دینی به کار می گیرد و فطرت آنان را شکوفا می سازد.
استفاده از وسایل کمک آموزشی
لازم است وسایل کمک آموزشی مانند فیلم، سرود، نمایشنامه، عکس و... در اختیار مربیان دینی قرار گیرد. برای تولید این وسایل باید مرکزی جهت تولید ماده ابلاغ دینی وجود داشته باشد.
افرادی که در این مرکز کار می کنند باید از بین کسانی انتخاب شوند که دغدغه دین دارند و آموزش دین برای آنان بیش از آن که وسیله امرار معاش باشد، هدفی والا و آرمانی مقدس باشد.
این مرکز باید از نظرات روان شناسان، جامعه شناسان و دیگر متخصصان در تهیه کتاب های درسی استفاده کرده و لوازم کمک آموزشی و برنامه درسی مناسبی را تهیه نماید.
دینی نباید امتحان داشته باشد
برگزاری امتحان و تحمیل مسایل مذهبی به کلاس به صورت درسی که باید بخوانند و امتحان بدهند و نمره خوب بگیرند، دانش آموزان را از دید آرمانی نسبت به مسایل دینی دور می کند؛ دینی برای آنان تبدیل می شود به درسی که به هر حال منافع دنیوی شان ایجاب می کند آن را بخوانند و امتحان دهند و قبول شوند و نمره بالا بیاورند.
شاید بهتر باشد کلاس دینی را به کلاسی برای موعظه حسنه و مجادله بین دانش آموز و دبیر و دانشجو و استاد تبدیل کنیم. اجازه دهیم جوانان و نوجوانان شایبه های ذهنی خود را مطرح کرده و پاسخ مناسب را دریافت کنند.
«هوالحکیم »
گزارش سه ماهه اول گروه آموزشی معارف شهرستان میامی سال تحصیلی 1392-1391
«خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند» .
از آنجا که گروه های آموزشی به منزلهی نهادهایی علمی ، آموزشی و بازوهایی توانا برای نظارت و راهنمایی تعلیماتی یکی از مهمترین عناصر مؤثر در کار آمدی و اثر بخشی نظام آموزشی محسوب میشوند رسالت اصلی این گروهها ،اصلاح و بهبود فرایند تدریس آموزش معلمان و در نتیجه ارتقای کیفیت عملکرد دانش آموزان میباشد لذا ما نیز در گروه آموزشی معارف به عنوان عضوی از پیکره آموزش و پروش اقداماتی را جهت نیل به این اهداف به انجام رساندیم که اهم آنها به شرح زیر میباشد:
ا- تهیه برنامه عملکرد سالانه گروه و ارسال آن به اداره شهرستان
2- تهیه شناسنامه همکاران محترم مدرس این رشته در سطح شهرستان از جمله رشتهتحصیلی ، سنوات خدمت، دروس مورد تدریس توسط دبیر ، روزهای کاری، شماره تماس و...... جهت آشنایی و برقراری ارتباطی آسان و مداوم با دبیران محترم
3- بازدید از دبیرستان دخترانه ...میامی(8/8/91)
در این بازدید ضمن عرض خسته نباشید به همکاران محترم دفاتر مستمرهمکاران و برنامه هفتگی، کلاسهای کنکور و کلاسهای تقویتی آموزشگاه مورد بازدید و بررسی قرار گرفت و با وجود اینکه چندی از توزیع دفاتر ثبت مستمر جدید نگذشته بود اما دفاتر ثبت نمرات دبیران محترم این درس کامل بود که همانجا از زحمات آنها تقدیر و تشکر به عمل آمد. همچنین ملاقات حضوری با دبیران محترم این درس در آموزشگاه معلم و بحث و تبادل نظر درباره مباحث کتاب معارف چهارم دبیرستان، که یکی از خواستههای این دبیران برگزاری کلاس ضمن خدمت برای این درس و همچنین تهیه آیات کتابهای دین و زندگی سالهای مختلف جهت استفاد در کلاس ، که در همانجا به آنها قول مساعد داده شده که موارد خواسته شده در اسرع وقت پیگیری و در اختیار آنها قرار داده شود
4- بازدید از دبیرستان پسرانه...
در تاریخ 14/8/1391 به همراه دیگر گروههای آموزشی بازدیدی از این دبیرستان به عمل آمد که در این آموزشگاه دبیر محترم درس دین و زندگی ... تشریف نداشتند به همین دلیل توفیق حضور در کلاس درس ایشان حاصل نشد اما دفتر ثبت نمرات مستمر دبیر مربوطه کامل نبود وبا وجود گذشت حدود 45 روز از شروع فعالیت آموزشی مدارس ایشان به اسثسنای یک یا دو نمره مستمر از دو یا چند دانش آموز پرسش مستمر دیگری را ثبت ننموده بود که در این زمینه تذکرات لازم به مدیر محترم آموزشگاه ،جهت انتقال به دبیر محترم داده شد
5- بازدید از دبیرستان دخترانه ...
در این آموزشگاه نیز ابتدا دفاتر مستمر کلاسی، برنامه هفتگی و برنامه کلاسهای کنکور و تقویتی آموزشگاه مورد بررسی قرار گرفت و دبیران مربوطه در آموزشگاه حضور نداشتند اما باحضور در بین دانش آموزان نقطه نظرات و مشکلات آنها را شنیدیم که یکی از مهترین درخواست های دانشآموزان بویژه دانش آموزان چهارم این آموزشگاه تهیه تستهای جدید و مورد نیاز آنها و همچنین برگزاری کلاس های کنکور مستمر در دروس مختلف بود، که البته این نکات به اطلاع مدیریت محترم آموزشگاه و مسئولین محترم اداره جهت پیگیری و اقدام، رسانده شد همچنین با وجود گذشت زمان اندکی از توزیع دفاتر ثبت نمرات ، دفاتر دبیران محترم این درس کامل و نمرات مستمر دانشآموزان به طور مرتب ثبت شده بود که این بیانگر بذل عنایت دبیران محترم این آموزشگاه به پرسشهای مستمر و توجه به جایگاه این گونه فعالیتها در پیشرفت تحصیلی و جلوگیری از افت، در دانش آموزان می باشد که همانجا از دقت و توجه دبیران محترم قدرانی شد.
6- بازدید از دبیرستان دخترانه ...ا29/8/1391
الف) از مهمترین مسائل مورد توجه در این دو آموزشگاه تأخیر در شروع فعالیتهای آموزشی با توجه به مشکلات خاص منطقه در سازماندهی نیروی انسانی در سال تحصیلی جاری بود که مدیران محترم جهت جبران عقبماندگی دروس مختلف اقدام به برگزاری کلاسهای فوق العاده در خارج از ساعت آموزشی نموده بودند که در همینجا جای
دارد که از تدابیر شایسته این عزیزان تقدیر و تشکر نماییم
ب)ضعف در برنامه درسی آموزشگاه مثلاً قرار دادن هر سه ساعت درس دین و زندگی در یک روز از جمله نقایصی بود که در برنامه هفتگی به چشم میخورد و این نکتهای بود که در گفتگو با دانشآموزان آنها نیز به این موارد اشاره نموده و به شدت از آن گلایه داشتند
ج) کوتاهی همکار محترم در تکیمل دفتر مستمر،که وقتی درگتفگوی با ایشان علت این مسأله را جویا شدیم ایشان عهدهدار بودن حجم انبوهی از دروس مختلف و غیر مرتبط با رشته خودشان را علت اصلی این مسأله عنوان نمودند
د) عدم دسترسی دانش آموزان پایه چهارم این آموزشگاه به کامپیوتر و تست جهت آمادگی لازم برای کنکور
و)عدم دسترسی دانش آموزان پایه سوم به نمونه سوالات نهایی جهت آشنایی با سؤالات امتحانات نهایی دورههای قبل برای کسب آمادگی لازم جهت شرکت در امتحانات نهایی( البته به دانش آموزان قول مساعد داده شد که از طریق گروههای آموزشی نمونه سوالات مختلف به دست آنها خواهد رسید )
هـ)عدم استفاده از شیوههای مناسب تدریس( ارائه مثال های مناسب، تدریس گروهی ،) که درحل این مشکل ضمن گفتگو با دبیر مربوطه راهنماییهای لازم انجام شد. البته باید خاطر نشان نمود که دبیر این آموزشگاه فوق دیپلم دینی و عربی بوده و اولین سالی است که تدریس درسی چون معارف سال چهارم دبیرستان را بر عهده گرفته است .
ی) عدم وجود دبیران تخصصی برای تشکیل کلاسهای کنکور ویژه پایه چهارم انسانی این آموزشگاه
دبیرستان ...29/8/1391-7
در این آموزشگاه نیز ضمن بررسی برنامه هفتگی و دفتر مستمر دبیر محترم دین و زندگی موارد زیر در این آموزشگاه نیاز به دقت و امعان نظر داشت
الف) در ابتدا جا دارد از دبیر محترم درس دین و زندگی این آموزشگاه به دلیل تکمیل بودن دفتر مستمر کلاسی ایشان تقدیر و تشکر نماییم
ب) ضعف در برنامه هفتگی آموزشگاه به دلیل قرار دان دروس دشوار در ساعت هشتم و یا هر سه ساعات دین و زندگی در یک روز
ج)در بازدید از کلاس ...دبیر محترم درس دین و زندگی آنچه قابل توجه بود عدم استفاده ایشان از روشهای تدریس گروهی و تفکر محور، در فرایند تدریس بود ایشان در حین تدریس کمتر قوه تفکر دانش را تحریک مینمود و حال آنکه در درس دین و زندگی بویژه دین و زندگی 1 لازم است دانش آموزان با تفکر خلاق خود، نتیجه را استباط نموده و بیان نمایند
د) عدم وجود گنجینه نمونه سؤالات امتحات نهایی جهت استفاده دبیران و دانش آموزان
8- برگزاری جلسه هم اندیش اعضای گروه با حضور سرگروه استانی ...در تاریخ 9/9/1391
که اهم مسائل مطرح شده در این جلسه:
الف) بحث و هم اندیشی علمی دبیران محترم با موضوع صفات سلبیه و صفات ثبوتیه و اقسام توحید
ب) نحوه تدریس دین و زندگی بویژه دین و زندگی 1 بنا به درخواست دبیران این درس( چون اکثر دبیران مدرس این درس در منطقه غیر تخصصی می باشند)
ج) بررسی علل افت تحصیلی دانش آموزان در درس دین و زندگی 1 و ارائه راهکارهای مناسب
د)درخواست دبیران محترم جهت تدریس درس پنج دین و زندگی 1
و)ارائه آدرس وبلاگ گروه جهت درسترسی اسان به بخشنامه های و استفاده از مطالب مفید آن
هـ) پیگیری جلسه توجیهی یا ضمن خدمت برای کتاب معارف سال چهارم دبیرستان (که در همین جلسه سرگروه محترم استاد خبر از دعوت مؤلف کتاب به استان را دادند)
ی)درخواست مجدد از دبیران محترم جهت شرکت در مسابقه طراحی سؤالات برتر دین و زندگی 3
9- ارسال اصلاحیه کتاب معارف پیش داشگاهی به مدارس مربوطه
10- تهیه قرائت آیات دین و زندگی و نمونه سؤالات کشوری، استانی و منطقه ای و ارسال آن به مدارس مربوطه
11- تهیه پاسخ اندیشه و تحقیق دین و زندگی 2 و همچنین قرائت آیات این درس به همراه بانک سؤالات و ارسال آن به مدارس جهت استفاده همکاران
12- تهیه پاسخنامه اندیشه و تحقیق دین و زندگی 3 و قرائت آیات این درس به همراه بانک سؤالات امتحانات نهایی و ارسال آن به مدارس
13- پیگیری بخشنامههای ارسالی به مدارس بویژه مسابقه طراحی سؤالات برتر
14- تهیه بانک نمونه سؤالات کنکور و ارسال آن به مدارس
15- شرکت در جلسه هم اندیشی با مسئولین ادراه شهرستان با موضوع نفش گروههای آموزشی در کاهش افت تحصیلی بویژه در امتحانات نهایی درتاریخ 29/9/ 91که اهم مباحث مطرح شده در این جلسه به شرح زیر میباشد:
الف) از آنجا که رسالت اصلی گروهها به منزله یکی از ارکان ستادی آموزش و پرورش رانمایی و هدایت معلمان در جهت انجام وظایف محول از طریق نظارت و ارزشیابی عملکرد ها بوده است و امروزه نیزگروه های آموزشی با محوریت اصلاح و بهبود فرایند تدریس آموزش معلمان و در نتیجه ارتقای کیفیت عملکرد دانش آموزان مطمع نظر قرار گرفته است اما انجام این مسئولیت توسط گروههای آموزشی در ابتدای امر به ادراک و تلقی مسئولان آموزش و پرورش از اهمیت رسالت راهنمایی و نظارت تعلیماتی از یک طرف و همچنین مهارت و شایستگی اعضای گروههای آموزشی که مسئولیت کار با معلمان را بر عهده دارند، از طرف دیگر بستگی دارد. علاوه بر اینها نباید پیش فرضها و آمادگیهای ذهنی- روانی معلمان را نیز نادیدهگرفت. بدون شک نوع نگرش آنها به گروههای آموزشی و تأثیرگذاری آنها عامل بسیار مهمی در کار آمدی و اثر بخشی عملکرد گروه های آموزشی خواهد بود
ب) نحوهی انتخاب یا انتصاب اعضای گروههای آموزشی به منزلهی کانون تأثیر گذار بر بهبود عملکرد تدریس و آموزش، عامل مهم دیگری است که ممکن است در دستیابی به انتظارات این مجموعه مؤثر باشد. انتخابمعلمان با تجربه، متخصص، و با تحصیلات دانشگاهی و همچنین خلاق و خوش فکر و دارای سلامت نفس و سعه صدر با روحیهی پویشگری، کارآیی اعضای گروههای آموزشی را تضمین خواهد کرد. این ویژگی ها به ویژه برای
نیروهای ارشد گروه های آموزشی موجب تقویت پایگاه و جایگاه آن خواهد شد.
ج) با توجه به نقش محوری و کلیدی نظارت بر عملکرد آموزشی دبیران توسط گروههای آموزشی، این مهم تحقق نمییابد مگر با حضور مستمر و گسترده گروههای آموزشی در مدارس و ارتباط با دبیران و دانشآموزان، بازدید از نحوه تدریس و فعالیتهای آموزشی دبیر در کلاس درس وتأیید و تأکید بر نقاط قوت تدریس دبیر و ارائه تذکرات لازم جهت رفع نواقص هر تدریس، که انجام این مهم نیز نیاز به همکاری مستمر گروههای آموزشی با حوزه معاونت آموزشی جهت فراهم آوردن زیر ساختهای لازم مانند در نظر گرفتن تمهیدات لازم
جهت حضور دبیران محترم در روز بازدید گروههای آموزشی و ..... میباشد
گزارش تخصصی درس قرآن و بینش اسلامی
چکیده
تربیت دینی یکی از مهمترین اهداف نظام آموزشی کشور است و اهمیت و جایگاه ویژة آن باعث شده است درس مستقلی، که عموماً تحت عنوان قرآن و تعلیمات دینی شناخته میشود، با سایر دروس در هر پایه تفاوتهای عمدهای داشته باشد. اصولاً ماهیت دروس دینی بهگونهای است که از نظر محتوای آموزشی، فرایند یادگیری و شیوههای آموزشی با دروس دیگر قابل مقایسه نیست.به عبارت دیگر، هر فعالیتی که از سوی معلم برای یادگیری در دانشآموز انجام شود، صرفنظر از ارزش محتوای مورد یادگیری، آموزش و تدریس محسوب میشود. در این صورت و دروسی چون ریاضی، جغرافیا، زیستشناسی، تاریخ، علومپایه و… همگی از این نظر در یک ردیف جای میگیرند، اما اگر یادگیری را مفهومی فراتر از آموزش تلقی کنیم و در واقع آن را هدف آموزش بدانیم، در آن صورت باید فرایندی را که در استمرار زمان باعث ایجاد تمرین، تجربه و تغییرات تدریجی و نسبتاً پایدار در دانشآموز شود، یادگیری تلقی کرد.
درس دینی از این نظر با سایر دروسی که نام بردیم بسیار متفاوت است.
زیرا یادگیری در تربیت دینی بیش از آنکه نظری باشد، عملی است. در حالیکه سایر دروس۱ چندان در عرصة عملی مطرح نیستند. اگر چه در مورد آموزش دروس آزمایشگاهی مفهوم آموزش عملی به چشم میخورد؛ اما عمل در این دروس همان مهارتی است که اگر در فرایند آموزش بهدست نیاید، لطمهای به شخصیت و ساختار وجودی دانشآموز وارد نخواهد ساخت؛ چراکه حوزة عمل در آنها خود محتوای دروساند، نه خود دانشآموز. در حالیکه هدف تربیت دینی ایجاد کنش و رفتارهای خاصی است که بود و نبود آنها اساساً بر ساختار وجودی و شخصیت دانشآموز تأثیرگذار است.
تربیت یعنی استعدادهای درونی را، که بالقوه در یک شیء موجود است، به فعلیت در آوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است گزارش تخصصی
مقدمه
تأکید بر جایگاه ویژة دروس قرآن و تعلیمات دینی در نظام آموزشی از آن جهت صورت میگیرد که هدف اصلی، یادگیری عملی و التزام به کاربرد آموختههاست. آموزههایی که قابل حصول و انسانسازند و دامنة آنها از حوزة نظری فراتر میروند و تمام ارکان و شئون زندگی فرد را دربرمیگیرند.
اساساً این نوع تربیت با تمامی واقعیات خارجی زندگی انسان و پیوند او با هستی ارتباط دارد. لذا جهت نیل به هدف و نقطة مشخصی که تربیت دینی در پی آن است، باید برنامهریزی شود. برنامههایی که مشتمل بر نحوة ارتباط فرد با خدا، مردم، طبیعت و خودش باشد. بدیهی است چنین برنامهای بر پایة اصول مشخصی که از باید و نبایدهای معین برمیخیزد و بر مبنای قواعدی که توسط مربیان لحاظ میشود، تدوین خواهد شد.
برخی از عمدهترین مشکلات آموزش و یادگیری دروس دینی به مواد و محتوای آموزشی مربوط میشود. در سالهای اخیر در جهت کیفیت بخشی به محتوا اقدامات مؤثری صورت گرفته که از جملة آنها تغییر کتب درسی و تألیف محتوای جدید است. این تغییرات در دورة ابتدایی به تألیف «هدیههای آسمان» و در دورة راهنمایی به تألیف «پیامهای آسمان» منجر شد و در دورة متوسطه نیز تألیف «دین و زندگی» قدم مثبتی است که در جهت ترغیب دانشآموزان به یادگیری محتوای دینی برداشته شد. گزارش تخصصی
هدف مشترک در این تغییرات، اجرای سیاست خاصی است که در صدد ایجاد باورهای قلبی در فراگیرندگان از طریق اقدامات فکری و فعالیتهای عقلانی خود آنهاست. گزارش تخصصی
عوامل اصلی بی علاقگی دانش آموزان به درس دینی و راه حل آن چیست؟
عوامل عدم تمایل دانش آموزان به درس دینی:عوامل بسیاری
در این زمینه نقش دارند که عمدة آنها به اصل برنامهریزی، محتوای کتابها و
ناکارآمدی شیوة درسی مریوط میشود که به عنوان نمونه به موارد زیر میتوان
اشاره نمود.
۱٫ بیتوجهی به سطح رشد شناختی دانشآموزان.
اصول و آموزههای دینی بیشتر جنبة انتزاعی دارند، که یادگیری شایسته و مناسب آن رشد شناختی بیشتر و برتری را میطلبد،(۱)
اما دیده میشود، پیش از آنکه ذهنیت کودکان آمادة دریافت این مفاهیم و
دروس باشند، به آنها عرضه میشود، لذا مناسب است که در برنامهریزی و شیوة
تدریس، به ویژگیهای سنی کودکان و دانشآموزان توجه جدّی شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
( 1391 )
درس اوّل
|
« یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ * إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ * وَ مَا ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیزٍ . » ، ( فاطر ، 35 / 15 ـ 17 ) |
|
ـ همة مخلوقات ، از جمله انسان ، در وجود و هستی خود نیازمندِ خدا هستند . ـ تنها وجودِ بینیاز خداست ، او در هستی خود به دیگری نیازمند نیست . ـ چون مخلوقات وابسته به خدایند ، اوست که میتواند آنها را ببرد یا نگه دارد . ـ چون خدا وابسته به چیزی نیست ، کسی نمیتواند وجودِ را از او بگیرد و نابودش کند و او بینیازِ مطلق است . |
|
« اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضِ ... . » ، ( نور ، 24 / 35 ) |
|
هر چیزی پیش از آنکه نمایشدهندة خود باشد ، نشان دهندة خالقِ خود یعنی خداست . خدا نور هستی است و همة موجودات ، هستیِ خود را از او میگیرند و با وجودِ او آشکار میشوند . |
درس دوم
|
« ... قُلِ : اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ . » ، ( رعد ، 13 / 16 ) در کتاب اشتباهاً (مائده ، 5 / 16) ثبت شده است. |
|
خداوند تنها مَبدأ و خالقِ جهانِ هستی است . ( توحید در خالقیّت ) |
|
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . » ، ( اخلاص ، 112 / 1 ) |
|
خداوند در ذاتش یکتاست و او یگانة بیهمتاست . |
|
« وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ . » ، (اخلاص ، 112 / 4 ) |
|
خداوند در ذاتش یکتاست و او یگانة بیهمتاست . |
|
« ... لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ ... . » ، ( شوری ، 42 / 11 ) |
|
خداوند در ذاتش یکتاست و او یگانة بیمثلِ و مانند است . |
|
« وَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ . » ، ( آلعمران ، 3 / 109 ) |
|
خداوند ؛ یگانه خالق و مالکِ جهانِ هستی است ( توحید در خالقیّت ) و بازگشتِ همة امور به سوی اوست . ( معاد ) |
|
« ... مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا . » ، ( کهف ، 18 / 26 ) |
|
خداوند ربّ العالمین است و تدبیرِ امورِ هستی فقط به عهدة اوست . ( توحید در ربوبیّت ) |
|
« أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ * أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ؟! » ، ( واقعه ، 56 / 63 ـ 64 ) |
|
خداوند ربّ العالمین است و تدبیرِ امورِ هستی فقط به عهدة اوست . ( توحید در ربوبیّت ) |
درس سوم
|
« إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ . » ، ( آلعمران ، 3 / 51 ) |
|
« إِنَّ اللَّهَ رَبىِّ وَ رَبُّکُمْ » : خداوند ربّ العالمین است و تدبیرِ امورِ هستی فقط به عهدة اوست ( توحید در ربوبیت ) « فَاعْبُدُوهُ هذَا صرَِاطٌ مُّسْتَقِیم » : تنها وجودِ شایستة پرستش اوست پس خالصانه باید او را عبادت کرد تا به قُربِ الهی رسید . |
|
« اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ مَا أُمِرُوا إِلا لِیَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ . » ، ( توبه ، 9 / 31 ) |
|
« اتخََّذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ » شرکِ اجتماعی خاستگاه برخی افراد است که محورِ فعّالیّتهای اجتماعی خود قرار میدهند . « وَ مَا أُمِرُواْ إِلَّا لِیَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَنَهُ عَمَّا یُشْرِکُون » توحیدِ عبادی ( بُعد فردی ـ اجتماعی ) محورِ فعّالیّتهای انسانهای موحّدی است که خدا را خالصانه پرستش میکنند تا به قُرب الهی برسند . « لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُون » این کلمه جامعِ همة اَبعادِ توحید ( توحیدِ در عقیده و عبادی ) است که موجبِ رستگاری انسان میشود . |
|
« وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ... . » ، ( نحل ، 16 / 36 ) |
|
توحیدِ عبادی ( بُعد فردی ـ اجتماعی ) |
|
« وَ مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَ إِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ . » ، ( لُقمان ، 31 / 22 ) |
|
توحید عبادی ( بُعد فردی ـ اجتماعی ) |
|
« اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ . » ، ( فاتحه ، 1/ 2 ) |
|
« الْحَمْدُ لِلَّهِ » توحیدِ عبادی ( بُعد فردی ـ اجتماعی ) « رَبِّ الْعَالَمِینَ » توحیدِ در ربوبیت |
|
« إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ . » ، ( فاتحه ، 1/ 5 ) |
|
توحید عبادی ( بُعد فردی ـ اجتماعی ) |
درس چهارم
|
« قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ... . » ، ( سبأ ، 34 / 46 ) |
|
قیامِ خالصانه و برای رضایِ خدا ( اخلاص در عمل ـ توحیدِ عبادی ) |
|
« إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ . » ، ( زُمر ، 39 / 2 ) |
|
قیامِ خالصانه و برای رضایِ خدا ( اخلاص در عمل ـ توحیدِ عبادی ) |
|
« أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ * وَ أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ . » ( یس ، 36 / 60 ـ 61 ) |
|
توحیدِ عملی و اخلاصِ در عمل موجبِ دوری از گناهان ( شیطان ) میشود . این اوّلین ثمرة اخلاص یعنی ؛ نفوذ نکردنِ شیطان در انسانِ مُخلَص است . |
|
« ... لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ . » ، ( یوسُف ، 12 / 24 ) |
|
توحیدِ عملی و اخلاصِ در عمل موجبِ دوری از گناهان ( شیطان ) میشود . این اوّلین ثمرة اخلاص یعنی ؛ نفوذ نکردنِ شیطان در انسانِ مُخلَص است . |
|
« وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ . » ، ( عنکبوت ، 29 / 69 ) |
|
کسی که خالصانه در راهِ خدا تلاش کند و عملِ صالح انجام دهد ، خدا او را به راهِ خود هدایت میکند و از اِمداد الهی ( هدایت پیامبران ) بهرهمند میشود و راهِ خدا را بهتر میشناسد و به اخلاص میرسد . |
|
« ... لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ . » ، ( مُلک ، 67 / 10 ) |
|
یکی از راههای رسیدن به اخلاص تقویت روحیة حقّپذیری و تسلیم در برابر عقل و پذیرش وحی است . ( عقل و وحی هر دو موهبتِ الهی است . ) |
|
« ... وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی . » ، ( طه ، 20 / 14 ) |
|
یکی از راههای رسیدن به اخلاص « راز و نیاز با خدا و کمک خواستن از اوست » نماز باید برای رضای خدا اِقامه شود . |
درس پنجم
|
« إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَ إِمَّا کَفُورًا . » ، ( انسان ، 76 / 3 ) |
|
انسان دارای اختیار و انتخاب آگاهانه است . بنابراین مسئولِ سرنوشتِ خویش است و اگر تصمیمِ غلط بگیرد به ضررش است و اگر تصمیمِ خوب بگیرد به نفعش است . |
|
« قَدْ جَاءَکُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهَا وَ مَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ .» ،( انعام ، 6 / 104 ) |
|
خداوند به دلیلِ اختیارِ انسان ، برای هدایتِ او راهنمایانی فرستاد پس آنان مسئولِ سرنوشتِ خویش هستند و نزدِ خدا عُذری ندارند . |
|
« إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا . » ، ( فاطر ، 35 / 41 ) |
|
اعتقاد به خداوندِ حکیم و نظامِ حکیمانه باعث میشود که انسان بداند ادارة امور به عهدة خداست و کشتی جهان ناخدایی دارد که آن را حفظ میکند . |
|
« إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ . » ، ( قَمَر ، 54 / 49 ) |
|
همة مخلوقاتِ الهی دارای تقدیر ، خصوصیّات و ویژگیهای معیّنی هستند . |
|
« هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . » ، ( غافر ، 40 / 68 ) |
|
اعتقاد به خداوندِ حکیم و نظام حکیمانه باعث میشود که انسان بداند ادارة امور به عهدة خداست و کشتی جهان ناخدایی دارد که آن را حفظ میکند . |
|
« اللَّهُ الَّذِی سَخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . » ، ( جاثیّه ، 45 / 12 ) |
|
اعتقاد به خداوندِ یگانه و نظام حکیمانه باعث میشود که انسان بداند ادارة امور به عهدة خداست و این اعتقاد زمینهساز شکوفایی استعدادهای انسان است که با اختیارِ آگاهانه میسّر است . |
|
« لا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . » ، ( یس ، 36 / 40 ) |
|
موجوداتِ جهان دارای قانونمندی خاصّی هستند و انسان درک میکند که جهان دارای خالقی حکیم است که آن را اداره میکند . |
درس ششم
|
« قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُوا فِی الأرْضِ فَانْظُروا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ . » ، ( آلِعمران ، 3 / 137 ) |
|
حیاتِ فردی و اجتماعی دارای قوانین است و با مطالعة زندگی انسانها میتوان به سنّتهای الهی دست یافت و درسِ عبرت گرفت . |
|
« أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا یُفْتَنُونَ . » ، ( عنکبوت ، 29 / 2 ) |
|
هر کسی ادّعای ایمان کند مَشمولِ یکی از سنّتهای الهی به نامِ آزمایش ( ابتلاء و فتنه ) میشود . |
|
« کُلّاً نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ وَ مَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا . » ، ( اسراء ، 17 / 20 ) |
|
مطابقِ سنّت الهی هر کس کارِ نیک انجام دهد از اِمدادِ الهی بهرهمند میشود و توفیقِ خدا شاملِ حالِ او میشود ، در غیرِ این صورت از اِمدادِ خدا محروم میگردد . |
|
« وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لأنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ . » ، ( آلِعمران ، 3 / 178 ) |
|
خدا به کافران مُهلت میدهد ، امّا آنان از این مهلت سوءِ استفاده میکنند و بر گناهانشان میافزایند و مشمول سنّت « اِملاء و اِمهال » میگردند . |
|
« وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ * وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ . » ، ( اعراف ، 7 / 182 ـ 183 ) |
|
خداوند کسانی را که کُفر ورزیدند و آیاتش را اِنکار کردند دُچار عذابِ تدریجی و سنّتِ استدراج میکند. همچُنین به آنان مهلت میدهد (سنّت اِملاء و اِمهال) و آنان گول میخورند و نابود میگردند. |
|
« مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزَى إِلا مِثْلَهَا وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ . » ، ( انعام ، 6 / 160 ) |
|
مطابقِ سنّتِ الهی ؛ خداوند میانِ پاداش و جزا تفاوت قایل است و به کارهای اختیاری نیک یا بدِ انسانها پاداش و جزا میدهد ، نه به کارهای جبری آنان . ( تفاوت در پاداش و جزا ) |
|
« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الأرْضِ وَ لَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ . » ، ( اعراف ، 7 / 96 ) |
|
مطابقِ سنّتِ الهی کارهای اختیاری انسان ( خوب یا بد ) در سرنوشتِ او مؤثّر است . ( تأثیرِ نیکی یا بدی در سرنوشتِ انسان ) |
درس هفتم
|
« وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِیمًا . » ، ( نساء ، 4 / 110 ) |
|
انسان با هر گناه به نفسِ خود ، ظلم میکند و از خدا دور میشود پس باید استغفار کند زیرا میان طلبِ بخشش و خدا فاصلهای نیست ؛ توبه رحمت و غُفران الهی است از عُقوبت به سوی رحمت . |
|
« فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . » ، ( مائده ، 5 / 39 ) |
|
با انجام دادنِ هرگناه حقّی ضایع میشود و به خودِ عالی ظلم میشود . برای انسانِ خطاکار راه توبه و اصلاح باز است ؛ توبه یک ندامتِ درونی است امّا باید حقوق ضایع شده جُبران شود . توبه رحمت و غُفران الهی است از عُقوبت به سوی رحمت . |
|
« إِلا مَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا . » ، ( فرقان ، 25 / 70 ) |
|
توبه نه تنها گناه را پاک میکند بلکه به کمکِ ایمان و عملِصالح گناهان را به حَسَنات بَدَل میسازد . توبه رحمت و غُفران الهی است از عُقوبت به سوی رحمت . |
درس هشتم
|
« ... مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ . » ، ( بقره ، 2 / 62 ) |
|
جامعة اسلامی بر پایة ایمان به خدا و روزِ آخِرت و عملِ صالح و دوری از شِرک بنا شده است و مسلمانان در مسیر الهی برای سعادت اُخروی تلاش میکنند و ترس و دلهرهای ندارند . |
|
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ ... . » ، ( نساء ، 4 / 59 ) |
|
مسلمانان در برنامة زندگی خود تابعِ دستورهای خدا و رسولِ خدا (ص) و امامان (ع) ( اولولامر ) هستند و به طاغوت مراجعه نمیکنند . |
|
« فَلِذَلِکَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَ قُلْ : آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتَابٍ وَ أُمِرْتُ لأعْدِلَ بَیْنَکُمُ . اللَّهُ رَبُّنَا وَ رَبُّکُمْ ... . » ، ( شوری ، 42 / 15 ) |
|
مسلمانان در جامعة اسلامی تابعِ هَوَی و هَوَس خود نیستند و بر اساسِ ایمانِ به خدا و دستورهای الهی بینِ مردم عدالت برقرار میکنند و با بیعدالتی مبارززه میکنند . |
|
« ... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الألْبَابِ . » ، ( زُمَر ، 39 / 9 ) |
|
جامعة اسلامی بر اساسِ تعقّل و تفکّر شکل گرفته و خِردمندان در این جامعه دارای فضیلت هستند ! |
|
« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ... . » ، ( فتح ، 48 / 29 ) |
|
مردم در جامعة اسلامی با تأسّی از رسول اکرم (ص) با مؤمنان در جبهة حقّ هستند و با ستمگران که در جبهة باطل هستند مبارزه میکنند . |
|
« قُلْ : مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . » ، ( اعراف ، 7 / 32 ) « قُلْ : إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ الإثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِکُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ . » ، ( اعراف ، 7 / 33 ) |
|
مردم در جامعة اسلامی در عینِ حال که برای امورِ دنیوی و امورِ مادّی تلاش میکنند برای امورِ اُخروی و معنوی نیز تلاش میکنند و از نعماتِ الهی به نحوِ مطلوب استفاده میکنند و به گناه و فساد نزدیک نمیشوند . |
|
« وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ . » ، ( روم ، 30 / 21 ) |
|
در جامعة اسلامی زن دارای جایگاهِ ویژه است و خانواده محلّ آرامش و رُشدِ فضیلت و مَوَدّت و رحمت است . |
درس نهم
|
« وَ کَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا ... . » ، ( بقره ، 2 / 143 ) |
|
جامعة واقعی اسلامی آن جامعهای است که بتواند در عصرِ خود اُسوه باشد و راهِ میانه و معتدل را به دیگر جامعهها نشان دهد و در این مسیر رسولِ اکرم (ص) اُسوة مردم است . |
|
« وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ . » ، ( مائده ، 5 / 56 ) |
|
در جامعة اسلامی افرادِ با ایمان اگر از دستورهای خدا و رسولِ خدا (ص) پیروی کنند از امدادِ الهی بهرهمند میشوند . |
|
« قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ : اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الأرْضَ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . » ، ( اعراف ، 7 / 128 ) |
|
برای تقویتِ تواناییهای فردی ، انسان باید با استعانتِ از خدا و صبر در راهِ او ، ایمان و ارادة خویش را قوی کند زیرا سرانجام از آنِ متّقین است . |
|
« اُدْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ... . » ، ( نحل ، 16 / 125 ) |
|
برای گفتگو با مردم و رسانیدنِ پیام الهی به آنان باید از روشِ حکمت ( دانش استوار ) ، اندرز و مجادلة نیکو استفاده کرد . |
درس دهم
|
« أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ . » ، ( توبه ، 9 / 109 ) |
|
سَهلانگاری در عمل و بیتوجّهی به أحکامِ خداوند ، قرار دادنِ خود بر لبة پرتگاهی است که سقوط به وادیهای هولناک گمراهی و سرگردانی را در پِی خواهد داشت . |
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ . ( صافّات ، 37 / ١٨٢ )
تهیّه و تنظیم نهایی : دبیرخانه راهبری کشوری درس دین و زندگی ـ مستقرّ در خراسان رضوی
راهنمای اندیشه و تحقیق دین و زندگی 3 جهت استفاده همکاران محترم و دانشآموزان عزیز تقدیم می گردد.
راهنمای معلم کتاب دین و زندگی4 - براساس چاپ92 جهت استفاده همکاران محترم و دانش آموزان گرامی تقدیم می گردد.
انواع سؤالات امتحانی و سطوح حیطه شناختی قابل طرح سؤال
مشخصات اعضای گروه آموزشی درس دین وزندگی شهرستان .................................. در سال تحصیلی 96-95
|
ردیف
|
نام و نام خانوادگی |
شماره پرسنلی |
مدرک تحصیلی |
رشته تحصیلی |
سابقه خدمت |
ساعت فعالیت در گروه |
مسئولیت در گروه |
تلفن گروه |
روز حضور |
تلفن همراه |
شماره تلفن همراه در تلگرام |
|
1
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
2
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
3
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
4
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||||||
|
ایمیل شخصی / ایمیل گروه | |||||||||||