دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

احکام نگاه کردن

احکام نگاه
 
 
 
گزیده ای از استفتائات احکام نگاه امام خمینی(ره)
س: نگاه کردن مرد به تصویر زن در تلویزیون و نگاه کردن زن به تصویر مرد در تلویزیون چه حکمی دارد؟
ج: حکم عکس را دارد.
        
جزییات مطلب...
 
 

 
 
احکام نگاه کردن
نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مى‏باشد و نگاه کردن به صورت و بدن و موى دختر نابالغ اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد،
        
جزییات مطلب...
 
 


 
 
احکام روابط زن و مرد
 
 
 
گزیده استفتاهات از محضر امام خمینی (ره) احکام رضاع و مَحرمیّت(1)
س: زنی به علت ندانستن مسئله در حدود چهار ماه به نوه دختری خود شیر داده است؛ حکم این مسئله چگونه است؟
        
جزییات مطلب...
 
 

 
 
گزیده استفتاهات از محضر امام خمینی(ره) پیرامون محرمیت(2)
س: در ازدواج دختر ـ اعم از دائم یا موقّت ـ مادر دختر به داماد محرم می شود، هر چند آمیزش حاصل نشده باشد، آیا همین دختر به پدرشوهرش در صورت عدم آمیزش و جدایی از شوهر، محرم است؟
        
جزییات مطلب...
 
 


تعریف رابطه دختر و پسر

1. مراد از روابط دختر و پسر، رابطه ای است که خود رابطه، هدف است و مقدمه چیز دیگری نیست. رابطه ای که خود رابطه هدف نیست، همانند رابطه و معاشرت دختر و پسری که نسبت خویشاوندی دارند و یا رابطه علمی، شغلی و اقتصادی بین دختر و پسر، اشکالی ندارد.

2. در این رابطه، جنسیت طرفین، موضوعیت دارد؛ یعنی نگاه آن دو به هم، جنسیتی است.

3. دراین رابطه، احساسات و عواطف طرفین، حرف اصلی را می‌زند.

4. در این رابطه، یک در هم تنیدگی بین غریزه جنسی و قوای عاطفی طرفین وجود دارد و تفکیک آن دو در بسیاری از مواقع، امکان‌پذیر نیست.

پس منظور ما از رابطه و دوستی دختر و پسر، «رابطه ای است صمیمانه و گرم و اغلب پنهانی که احساسات و عواطف طرفین در این ارتباط، دخالت جدی دارد و نگاه آن دو به هم، نگاه جنسیتی باشد؛ نه نگاه پاک انسانی و اغلب از طریق دیدارهای مخفیانه، رد و بدل کردن نامه، تلفن و ... ایجاد می گردد».

سه دیدگاه در باره رابطه دختر و پسر وجود دارد:

1. دیدگاه افراطی؛ در این نگرش، هر گونه ارتباطی با جنس مخالف، آزاد و بدون مانع است(رویکرد لیبرالیستی).

فروید و پیروان وی مدعی هستند که اخلاق جنسی کهن، بر اساس محدودیت و ممنوعیت است و تمام مشکلات بشر به دلیل ممنوعیت ها، محرومیت ها، ترس ها و وحشت های ناشی از این ممنوعیت هاست که در ضمیر باطن بشر جایگزین شده است.

برتراند راسل نیز همین مطلب را اساس قرار می دهد و در کتاب «جهانی که من می شناسم»، می گوید: «اگر از انجام عملی [رفتار جنسی] زیانی متوجه دیگران نشود، دلیلی نداریم که ارتکاب آن را محکوم کنیم».1

2. دیدگاه تفریطی؛ بر پایه این رویکرد، هر گونه ارتباط و پیوند با جنس مخالف، مردود و مورد نکوهش می باشد. این دیدگاه، نقطه مقابل دیدگاه افراطی است.

راسل در جای دیگر می گوید: «پدران کلیسا از ازدواج به زشت‌ ترین صورت یاد کرده اند. هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد. بنابراین، می‌گفتند: ازدواج که عمل پستی شمرده می شد، بایستی منعدم شود».2

3. دیدگاه اعتدالی؛ بر اساس این دیدگاه، نه آزادی مطلق و رها پذیرفته شده است و نه محدودیت و منع هر گونه رابطه؛ بلکه ارتباط بین دو جنس مخالف، در یک چهارچوب [Context] مشخص، تعریف شده است.

ارتباط مجاز، ارتباطی است حداقلی و به دور از هر گونه انگیزه شهوی و عاطفی و رابطه ای است که در آن، نفس رابطه مقصود نباشد و نگاه دو جنس به هم، نگاه انسانی باشد و نه جنسیتی. دیدگاه اسلام، ناظر به نگرش سوم، یعنی دیدگاه اعتدالی است.

 

روابط دختر و پسر از نگاه قرآن کریم

قبل از بحث «آسیب شناسی روابط دختر و پسر»، اشاره ای گذرا به دیدگاه قرآن کریم در مورد این بحث خواهیم داشت.

 

داستان موسی علیه السلام و دختران حضرت شعیب علیه السلام3

این داستان، مربوط به زمانی است که حضرت موسی علیه السلام با نگرانی و ترس از دشمن از مصر به جانب مدین بیرون رفت و چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدین رسید، آن جا جماعتی را دید که گوسفندانشان را سیراب می‌کردند و دو زن را یافت که دور از مردان، در کناری به جمع‌‌آوری گوسفندانشان مشغول بودند. موسی علیه السلام به جانب آن دو رفت و گفت شما این جا چه کار می‌کنید؟ گفتند: ما منتظریم تا مردان، گوسفندانشان را سیراب کنند و باز گردند؛ آن گاه ما گوسفندانمان را سیراب کنیم و پدر ما هم، مردی سال‌خورده است.

موسی گوسفندان آنان را سیراب کرد و سپس رو به سایه آورد و دست به دعا برداشت. حضرت موسی علیه السلام هنوز از دعا لب فرو نبسته بود که دید یکی از آن دو دختر با کمال وقار و حیا باز آمده و گفت: پدرم از تو دعوت کرده که به منزل ما بیایی تا در برابر کمک تو به ما، به تو پاداش دهد. وقتی موسی علیه السلام نزد پدر دختران (شعیب) رسید و سرگذشت خود را با بیان کرد، شعیب گفت: اینک ترسی به خود راه نده که از شر قوم ستم‌کار، نجات یافتی. در این هنگام، یکی از آن دو دختر (صفورا) گفت: ای پدر! این مرد را برای کار خود اجیر کن که وی بهترین کسی است که می‌توان برای انجام کار برگزید؛ زیرا او هم امین است و هم توانا. شعیب خطاب به حضرت موسی علیه السلام گفت: من اراده کرده‌ام که یکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم.

پیام‌ها

1. در یک رابطه ضروری و حداقلی میان دختر و پسر، بایستی رفتار، نگاه، پوشش و گفتار آن دو، بر اساس اصل «حیا» باشد.

خداوند در توصیف راه رفتن دختر شعیب در آیه 26 سوره قصص، می‌فرماید: «تمشی علی استحیاء»؛ زیرا شیوه حرکت، سبک سخن گفتن و نحوه لباس پوشیدن، حامل پیام است و در هر فرهنگی، با مخاطبش سخن می‌گوید.

فرق حیا و شرم این است که حیا، «کنترل ارادی رفتار، به منظور حفظ حریم بین خود و دیگران است و شرم، یک نوع ناتوانی در اظهار وجود و ابراز خود است.

2. پدران و مادران، باید بر رفتار فرزندان خودشان با مهربانی و احترام به شخصیت آنان و به دور از هر گونه توهین، نظارت کنند و در مقابل، نوجوانان و جوانان هم باید برای کسب آگاهی بیشتر و استفاده از تجربه پدر و مادر، با آنان مشورت کنند.

وقتی که بر خلاف عادت هر روزه، آن دو دختر، زودتر به خانه برگشتند، پدر با تعجب پرسید: چه شد که امروز زود بازگشتید؟ دختران گفتند: مرد صالحی بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما، بر ما ترحم کرد و گوسفندان ما را آب داد و ما زودتر به خانه آمدیم.

3. باید از نگاه ناروا و «چشم چرانی»، خودداری ورزید که از آن به «غض بصر»5 تعبیر شده است. فرمان قرآن این است که باید از نگاه خیره، هوس‌آلود و کنترل نشده، پرهیز کرد.

 

چه باید کرد؟

1. بایستی میان والدین و فرزندان، روابط صمیمی حاکم باشد؛ تا فرزندان بتوانند در یک محیط سالم و قابل اعتماد، به راحتی مشکلات خود را با والدین در میان بگذارند.

2. والدین باید شرایط نسل جدید و واقعیت‌ها را درک کنند و سعه‌ صدر داشته باشند؛‌ تا با هوشیاری و گفت‌و‌گوی منطقی با آنان، برای حل مشکل آنان اقدام کنند.

دختران و پسران مسلمان و پاک، باید بیاموزند که در اولین برخورد تأثیرگذار با جنس مخالف، آن را با پدر و یا مادر و یا با یک مشاور آگاه و مسلمان، مطرح کنند؛ تا بتوانند از تجربه‌های علمی و عملی آنان بهره برده، قبل از این که دچار

آسیب‌های جدی شوند، تصمیم عاقلانه ای بگیرند. اگر دختر و پسر، مسائل و معاشرت‌های مهم روزانه خود را با افراد مجرب مطرح کنند و والدین و مشاوران نیز بتوانند در حل مسائل آنها نقش مفید و سازنده ای را ایفا کنند، می‌توان امیدوار بود که جلوی بسیاری از روابط پنهانی و ناسالمی که احتمال دارد بعد از برخورد نخستین شکل بگیرد، گرفته شود.

 

داستان حضرت یوسف علیه السلام و زلیخا6

در آیه 23 و 24 سوره یوسف چنین آمده است: «وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ: مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ و زنی که یوسف در خانه او بود، از یوسف از طریق مراوده و ملایمت، تقاضای کام‌گیری کرد و درها را [برای انجام مقصودش] محکم بست و گفت: برای تو آماده‌ام. یوسف گفت: پناه به خدا که او پروردگار من است و مقام مرا گرامی داشته است. قطعاً ستم‌گران رستگار نمی‌شوند».

«وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَی بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ؛ و همانا (همسر عزیز مصر) قصد اووسف) را کرد و او نیز اگر برهان پروردگارش را نمی‌دید، [بر اساس غریزه] قصد او را می‌کرد. این گونه [ما او را با برهان کمک کردیم] تا بدی و فحشا را از او دور کنیم، زیرا او از بندگان برگزیده ماست».

پیام‌ها7

1. معمولاً عشق بر اثر مراوده و به تدریج، پیدا می‌شود. وجود دائمی یوسف در خانه زلیخا کم کم سبب عشق مادی شد.

2. حضور مرد و زن نامحرم در یک محیط بسته، زمینه را برای گناه فراهم می‌کند.

3. تقوا و ارده انسان، می‌تواند بر زمینه‌های انحراف و خطا غالب شود.

4. خطر غریزه جنسی به قدری است که برای نجات از آن، باید به خدای رحمان پناه برد.

5. تلقین یاد خدا به نفس خود، نقش مهمی در ترک گناه دارد.

6. یاد کردن الطاف الهی و عاقبت گناه، مانع از ارتکاب آن است؛ « مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ».

7. یک لحظه گناه می‌تواند انسان را از رستگاری ابدی دور کند؛ «إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ».

8. انسانی که مقام و منزلت خود را می‌داند خود را به بهای کم و اندک نمی‌فروشد.

9. انبیا نیز در غرایز، مانند سایر انسان‌ها هستند؛ ولی به دلیل ایمان به حضور خداوند، گناه نمی‌کنند؛ «وهم بها لولا ان رآی برهان ربّه».

10. بهانه بسته بودن درها کافی نیست؛ باید به سوی درهای بسته حرکت کرد؛ شاید باز شوند.

11. امام صادق علیه السلام فرمود: برهان رب، همان نور علم و یقین و حکمت بود که خدا در آیات قبل فرمود؛ «و اتیناه علما و حکما».

 

آسیب شناسی روابط دختر و پسر

روابط دختر و پسر، دارای آفت ها و آسیب های روانی و اجتماعی جبران‌ناپذیری است که چند نمونه آن به شرح زیر است:

 

1. سرکوب شدن استعدادها

یکی از مهم‌ترین عواملی که با وجود رشد نیروهای جسمی، فکری و روحی نوجوان، مانع از به جریان افتادن صحیح و اصولی آنها و تأمین سعادت آینده او می‌شود، تسلّط میل جنسی بر وجودش می‌باشد. عدم کنترل این میل، سبب می‌شود که تمام حواسّ و توجّهات انسان و تمام قوای جسمی و مغزی او معطوف هوس‌بازی‌ها شود و اگر عملاً هم موفق به هوس‌بازی نگردد، تمام فکر و ذهن او به وسیله این خیالات و افکار، اشغال شده و او مجالی برای انجام کار دیگری و شکوفایی اندیشه و استعدادش پیدا نمی‌کند. این شعله ای که در سراسر وجودش زبانه می‌کشد، تمام تر و خشک را با هم می‌سوزاند و شکوفه‌های تازه دمیده در گلزار شخصیت معنوی‌اش را طعمه آتش سوزان می‌کند.8

آیه الله سبحانی می‌گوید: روزی در محضر حضرت آیه الله العظمی بروجردی (ره) نشسته بودیم که یکی از پزشکان ترکیه، به دیدار آیه الله بروجردی آمد و سؤال کرد که چرا اسلام نوشیدن شراب را حرام کرده است؟ آن مرجع بزرگ فرمود: حقیقت انسان را عقل، قدرت اندیشه و تفکر تشکیل می‌دهد و اگر عقل انسان نبود، وی با دیگر موجودات زنده تفاوتی نداشت و یکی از اموری که در تضاد شدید با قوه عقل انسان است، نوشیدن شراب است؛ همان طور که پزشکان نیز این مطلب را تأیید کرده‌اند. بنابراین، چون شراب عقل را از بین می‌برد و حقیقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع کرده است.

آن پزشک به دنبال این پاسخ، گفت: درست است که نوشیدن زیاد شراب، باعث از بین رفتن قوه تعقل انسان می‌شود و حقیقت انسان زیر سؤال می‌رود، ولی اگر کسی به مقدار کمی از این نوع مایعات بنوشد، نمی‌توان گفت چنین تأثیری دارد؛ پس چرا اسلام آن مقدار اندک را نیز ممنوع کرده و نوشیدن آن را غیرمجاز می‌داند. آیه الله بروجردی فرمود: چون انسان، کمال‌طلب است و هرگز به مقدار کم قناعت نمی‌کند و اگر مجاز شمرده شود، بر اساس کمال‌خواهی‌اش، به تدریج بر خواسته خود می‌افزاید. به همین جهت است که اسلام از همان ابتدا، حتی مقدار اندک آن را ممنوع کرده است و به عنوان یک قانون قطعی و دقیق، آن را برای تمام افراد چه با اراده و چه کم اراده، به اجرا گذاشته است و چون این ویژگی یعنی کمال‌طلبی، در دیگر ابعاد و زمینه‌ها جاری است، دیگر قوانین و مقررات و دستورالعمل‌های صادره از طرف قانون‌گذار هستی، بر اساس همین نکته شکل گرفته و آن جا که ممکن است زیاده‌طلبی باعث حریم‌شکنی شود و به تدریج انسان در وادی هولناک و در معرض خطرات جانی و روحی قرار گیرد، اسلام با جدیت و قاطعیت آن را نهی می‌کند.

اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همین موارد است که با یک سلام و احوال‌پرسی ساده آغاز می‌شود و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع می‌شود؛ ولی به تدریج، نوع رابطه و گفت‌وگو تغییر پیدا کرده، بر میزان و کمیت آن نیز افزوده می‌شود و تا آن جا پیش می‌رود که انسان تمام انرژی عاطفی خود را می‌خواهد در همین گفت‌وگوها و ارتباط‌ها هزینه کند و هرگز به همان حداقلی که در روزهای اول داشته، اکتفا نمی‌کند و بر همین اساس است که از همان آغاز، باید از ایجاد ارتباط عاطفی و مبتنی بر احساسات، اجتناب کرد.

بنابراین، ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمی را به دنبال نداشته باشد)، دلیل موجه و قابل قبولی را نمی‌شناسیم و در واقع، اگر هم باعث سوء تفاهم نشود، باعث سوء رفتار می‌شود و به تدریج، دو طرف در گردونه ای وارد می‌شوند که چه بسا هیچ کدام خواستار آن نبودند؛ گردونه ای که گاهی رهایی از آن، مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن‌بست شدید است. لازم به ذکر است که این سخن، یک ادعای صرف و بدون پشتوانه و دلیل نیست؛ بلکه مرکز مشاوره ما که در سطح دانشگاه‌ها فعالیت می‌کند، روزی نیست که نامه‌ای از جوانی که در چنین دامی قرار گرفته دریافت نکند.

روابط دختر و پسر قبل از ازدواج در اسلام
کد مطلب: 147
تاریخ انتشار : جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۰۵
 
شریعت مبارک اسلام روابط دو جنس مخالف را با توجه به حد و حریمی تعریف می‌کند و در سنّت و سیره‌ی حضرت رسول (ص) به آن پرداخته شده است، ‌که لازم است ما نیز به عنوان پیرو آن مکتب به رعایت آن همت گماشته و سعی در انتقال آن ‌به نسل آینده خود داشته و بدان وسیله گامی در جهت اصلاح و سلامت جامعه برداشته باشیم، ‌
روابط دختر و پسر قبل از ازدواج در اسلام


در حقیقت با اهمال و بی‌توجهی در این مسیر ‌امت اسلامی به سوی هرج و مرج و انحطاط اخلاقی ‌کشانده خواهد شد. در دین اسلام روابط بین دختر و پسر به طور کلی ممنوع نگردیده است بلکه حدودی برای آن مشخص شده، ‌به طوری که در آن نه افراطی باشد و نه تفریطی، ‌یعنی همان خط اعتدال.
اگر کوتاهی در اجرای حدود خداوند در این مسئله صورت گیرد چه خواهد شد؟
در این صورت ما را به سوی اوج فساد و انحطاط جامعه سوق خواهد داد یعنی به سوی بی‌اخلاقی و تجاوز به فرامین خداوند متعال. ما بسیاری از دختران و پسران را ‌می‌بینیم که ‌در ‌چنین شرایطی هستند و ظاهراً هیچگونه راهنمایی و راهکاری برای آنها ارائه نمی‌شود. آیا این عدم ارائه راهنمایی به آنها به کمبود دین در ارائه ‌الگوی درست و به‌جا بر می‌گردد؟ در حالی که برای هر مسئله‌ای در سیره حضرت رسول(ص) و قرآن الگو و اسوه‌ای ارائه شده ‌است و این ‌به دوری ما از قران و سنت و تقلید‌های کورکورانه از دنیای جدید بر می‌گردد نه به نقص در دین‌.

● اما در ارتباط با ‌عشق و دوستی...؟
دوست داشتن از والاترین و زیباترین مفاهیم زندگی است واسلام نیز ‌آیین دوستی و رحمت و مهربانی است اما آنچه مد نظر ما است دوستی ‌و عشقی است بدور از هر گونه پلیدی و انحراف از قانون ‌خداوند و بدون هر گونه عوارض نا مطلوب فردی واجتماعی، ‌که به عنوان مثال به دوستی و علاقه‌ی مسلمان به برادر وخواهر دینی خود و یا عشق و علاقه‌ی زنی به شوهرش و بالعکس و عشق و علاقه‌ی مادر ‌به فرزندش و فرزند به والدینش و...می‌توان اشاره کرد. والاترین عشق و علاقه حب به خداوند است که در پرستش او متجلی می‌گردد پس هیچ کس ‌را به اندازه‌ی او دوست ‌مدار و برایش ‌شریکی قرار مده که ‌اگر کسی را بیشتر از او دوست بداری در حقیقت شریک برایش قائل شده‌ای. همچنانکه خداوند می‌فرمایند: «وَمِنْ النَّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَندَاداً یحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ...»(البقرة/۱۶۵). در عشق ودوستی بنده مسلمان به مسلمان دیگر هیچ ‌تاوان و گناهی ‌نیست ‌بر همین اساس که اگر او به کسی علاقه داشت (چه پسر برای دختر وچه دختر برای پسر) که ‌البته باید به عنوان خواهر و برادر دینی و تنها به خاطر خداوند و خلق و خوی نیکش ‌او را دوست بدارد. اما به چه شیوه کسی را به خاطر خداوند دوست می‌داری؟ ‌بله می‌توان به خاطر خدا کسی را دوست داشت ‌یعنی در آن رضای خداوند مدنظر باشد َو به حدود او تجاوز نشده ‌باشد، ‌همه ‌می‌دانیم خداوند ‌برای زندگی برنامه و ‌منهجی فرو فرستاده تا پیرو آن باشیم هم‌چنان‌که می‌فرماید: «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»(الانعام/۱۵۳) در حقیقت راه خدا ‌تنها راهی است ‌که به عنوان برنامه و راه روش زندگی ‌در نظر گرفته ‌شده ‌است ‌که ‌در آن ‌هیچ کمی‌ و کاستی ‌راه ندارد ‌و لازم است دختران و پسران ‌دنباله ‌رو ‌این منهج باشند ‌بر همین مبنا است اگر به ‌طرف آن رفته وبر آن دوام ‌داشتند ‌رضایت خداوند را بدست خواهند اورد ‌واگر ‌از آن منحرف شدند و راه دیگری را در پیش گرفتند ‌در اصل از راه خداوند دور شده اند ‌وبه دور از راهنمایی او در گمراهی ‌خواهند ‌ماند.
در ‌روابط ‌بین ‌پسر ‌و دختر نیز لازم است که از حد وحدود ‌او تجاوز نشود که شامل ‌برخورد ‌و رفتارهای ‌نیک ‌و ‌به دور از هر گونه وسوسه و هوس ‌است که خداوند از ما خواسته است به عنوا ن نمونه می‌توان به داستان حضرت ‌موسی(ع) ‌اشاره ‌کرد، ‌هنگامی‌که به چاه ‌آبی می‌رسد که دو دختر ‌در آنجا توانایی ‌کشیدن ‌آب ‌از چاه را ندارند تا ‌گوسفندانشان را سیراب کنند موسی(ع) ‌به آنها کمک می‌کند. پس در حقیقت عدم رعایت حدود ‌در روابط ما بین دختر ‌و ‌پسر ‌یعنی معصیت در محضر خدا. خداوند از زنان و ‌مردان ‌می‌خواهد ‌تا ‌خود ‌را با زیباترین رفتارها ‌زینت دهند ‌و به عنوان ‌دو ‌عضو ‌فعال و تاثیر گذار در اجتماع ‌حضور یابند و در این زمینه ‌دین مبین اسلام تفاوتهای فطری بین زن و مرد را درنظر گرفته که آنها را ملزم به رعایت یک ‌سری ‌آداب ‌و ‌رفتار ‌خاص ‌می‌کند ‌تا ‌اینکه ‌خود و حیثیتشان را ‌در ‌برابر ‌سُست‌دلان محفوظ بدارند.

‌● عشق و علاقه‌ی قبل از ازدواج.....!
دوستی بین دختر و پسر قبل از ازدواج به هیچ شیوه‌ای جایز نیست هرچند امروز به وضوح ‌شاهد آن هستیم و در این روابط ‌به یک سری مسائل روی می‌آورند که آیین مبین اسلام آن را جایز نمی‌داند، ‌متاسفانه امروزه شاهد دختران و پسرانی هستیم که ‌به ‌شیوه‌ای مخفی ‌با همدیگر ارتباط ‌دارند ‌که آن را ‌خاطرخواهی می‌نامند و از طرف دیگر با ‌هم صحبت می‌کنند، ‌قرار ‌ملاقات می‌گذارند، ‌و از طریق ‌نامه و تلفن و.... با هم تماس می‌گیرند و آن را با حرف‌های ‌نرم وسوسه‌انگیز می‌آرایند که سبب تضعیف ‌نفس و درون ‌در مقابل هوی و هوس می‌شود، ‌سپس ‌از ‌طرف دختر ناز و عشوه‌ی ‌ بیشتری ‌در حرف زدن‌ها سر می‌زند و علاوه بر آن نگاه‌های وسوسه انگیزشان بر هم، ‌که خدا می‌داند چه تاوان و عقوبتی به دنبال خواهد داشت ‌شاید فکر کنند با این ارتباط ‌دوستی در جامعه محبوب می‌شوند ولی آیا هیچ شفاعتی نزد خداوند برایشان به همراه خواهد داشت؟
در حالی که هم‌چنان‌که بحث شد اگر حب و دوستیت سبب سرپیچی از اوامرخداوند ودوری از او گردد ‌نوعی ‌شریک ‌برایش قائل شده‌ای. پیامبر گرامی اسلام (ص)می‌فرمایند: "إیاکم ‌و الدخول علی النساء فوالذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهم" [الطبری]یعنی «از اختلاط با زنان بپرهیزید، ‌قسم به خدایی که نفسم ‌به دست اوست هیچ مردی زنی را ترک نمی‌کند در حالی با هم دو نفری خلوت کرده‌اند ‌مگر ‌آنکه شیطان ‌سوّمی آنها ‌بوده باشد.» حال خواهر و برادر ایمانی!

می‌دانید که اگر شیطان ‌مابین دختر و پسری واقع شد آنها را به سوی چه تاوانی سوق خواهد ‌داد و ‌چه وسوسه و تمایلی در این نشستن‌ها پدید خواهد آورد برهمین اساس ‌است که اسلام ‌خلوت زن و مرد ‌نامحرم ‌را ‌با همدیگر جایز نمیداند (چه حرف زدن و نگریستن به همدیگر باشد وچه ‌از آن بیشتر....)تا آنها را از عملی که خداوند حرام کرده ‌حفظ کند، ‌همه ‌می‌دانیم غریزه جنسی قوی‌ترین غریزه است و خلوت دختر و پسر با هم سبب تحریک آن و کشاندن آن دو به طرف گناه و... می‌شود.

پس لازم است دختر و پسر هیچ‌گاه با هم‌دیگر خلوت نکنند مگر با حضور یکی از محارم دختر، ‌آنهم با رعایت اصول مطرح شده ؛و این سبب تقوی ‌و پرهیزگاری ‌و آرامش درون است، ‌نه چیز دیگر. خداوند متعال می‌فرمایند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یصْنَعُونَ» (النور /۳۰) یعنی؛ ای محمد بگو به مردان مومن ‌که ‌نگاه‌هایشان ‌را ‌از ‌نامحرم ‌نگه ‌دارند ‌و پاکدامنی ‌پیشه ‌کنند واین ‌سبب ‌تزکیه‌ی ‌آنهاست ‌و خداوند بر اعمال آنها اگاه ‌است.
بر همین ‌اساس، ‌ارتباط دختر و پسر قبل ‌از ‌ازدواج ‌حرام ‌شده است هر چند با هم قرار پیوند ازدواج در آینده را نیز بسته باشند و این را هم باید دانست که بدون ‌تشکیل زندگی مشترک محبت واقعی پدید نمی‌آید... در حالی که عشق ومحبت مفهومی پاک و دوام دار است، ‌به شرطی که ‌در جایگاه ‌خود ‌به ‌کار آید، ‌مثل ‌دوستی خداوند متعال و پیامبر و همسر وفرزند و اقوام ‌و... اما ‌کدام ‌از یک ‌از ما اگر یک نفر از جنس مخالف خود را دوست داشت، ‌به او فکر نخواهد کرد و خیالش به سوی او روانه نخواهد شد و صفاتش را در ذهن مجسم نخواهد کرد تا اینکه آتش شوق ‌دیدار محبوب ‌در او ‌به ‌خاموشی گراید؟ سؤالم از شما خواهر و برادر عزیز اینست که آیا تمام این‌ها بدون تشکیل ‌زندگی زناشویی میسر خواهد شد؟

● چه وقت می‌توان ابراز عشق و علاقه کرد؟
بی شک دوستی وعشق حلال است اگر به شیوه‌ای صحیح به کار آید ‌( منظورم ‌آن دوستی و پیوند ‌بین ‌دختران ‌و پسران امروزی نیست)بلکه همان طور که قبلا اشاره شد، ‌همین دوستی و محبت حرام خواهد بود در صورتی که ‌سبب غفلت ‌و دوری ‌از برنامه خدا وپیامبرش شود، ‌به ‌عبارتی دیگر خداوند به زن مسلمان اجازه ‌نداده است قبل از زندگی زناشویی با مردان ‌به شیوه‌ای ‌که همراه ‌با ناز ‌و عشوه، ‌که توجه مردان را جلب ‌می‌کند ‌صحبت ‌کند ‌هم‌چنان ‌که ‌خداوند ‌متعال ‌به ‌همسران ‌پیامبر می‌فرماید: «یا نِسَاءَ النَّبِی لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنْ النِّسَاءِ إِنْ اتَّقَیتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» ‌این هم آداب و رفتاری است که خداوند متعال به همسران پیامبر( که الگوی سایر زنان میباشند) فرمان ‌می‌دهد تا خود را با آن ‌بیارایند و خداوند فرمود: ‌«...فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ...» یعنی به شیوه‌ای همراه با ناز ‌و عشوه با مردان (نامحرم) سخن نگویید. همچنین خداوند می‌فرماید: «وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» یعنی هنگامی سخن گفتن با ‌حیا ومتانت حرف بزنید و از ناز و عشوه (همچنان ‌که ‌با ‌شوهران ‌خود حرف می‌زنید) برحذر باشید ‌خواهر عزیز! برای همین است که باید خود را از این شیوه رفتارها دور نگه‌داری ‌و عشق و علاقه‌ خود را نثار ‌هیچ کس جز برای همسرت نگردانی. یعنی ‌ابراز ‌تمایل و دوستی به او و.... که در این آیه به ‌وضوح ‌به ‌این ‌مسائل اشاره شده است.
پس خواهرم آگاه باش که در دام گناه و زشتی نیفتی در حالی ‌که ‌آن را ‌احساس ‌نمی‌کنی، ‌بلکه ‌خود را ‌با خلق خوی زن مسلمان ایمان‌دار زینت ده و خود و دینت را محفوظ بدار و ‌به هنگام صحبت کردن ‌به شیوه‌ی ‌سنگین و محکم و همراه با ادب و متانت عمل کن به‌گونه‌ای که سبب برانگیختن هوی و هوس سُست‌دلان ‌نشود ‌و... بی‌شک به هنگام صحبت کردن اگر حس علاقه ودوستی خود را ‌نسبت ‌به ‌مردان نامحرم ابراز کنی ( چه به تنهایی با هم باشید و چه افراد دیگری ‌هم ‌حضور ‌داشته باشند) در حقیقت تمام احساسات و اشتیاق او را نسبت به ‌خود ‌تحریک ‌کرده‌ای ‌که مناسب مؤمن نیست و انجام آن جایز نیست، ‌هم‌چنین ‌اگر پسر این رفتار را در ‌قبال دختر انجام دهد و با حرف‌های نازک و محبت‌آمیز به او نزدیک شود تمام ‌احساسات و شوق و علاقه‌اش را نسبت به خود تحریک می‌کند و ‌بی‌گمان با این رفتارها در منجلاب فتنه و آشوب خواهند افتاد و در آینده نیز دچار ‌نابسامانی‌هایی خواهند ‌شد، ‌وهرکس خواهان رسیدن به ‌غرایز و امیال ‌خود ‌است ‌بهتر ‌است ‌ابراز ‌این ‌حس دوستی و عاشقانه را برای زندگی زناشویی با همسر خود به تعویق بیاندازد که ابراز آن قبل از ازدواج چندها تاوان و فساد به‌دنبال خواهد داشت، ‌به‌طوری ‌که ‌بعد از ازدواج نیز هرگز به هم‌دیگر اعتماد کامل نخواهند داشت و آشیانه خوش‌بختی ‌آن‌ها با کوچکترین گردباد روزگار از هم خواهد پاشید.
جوانی که توانایی ازدواج ندارد بهتر است روزه بگیرد ‌تا ‌اینکه ‌خداوند ‌دری از درهای رحمتش را بر او بگشاید واین پیروی از سفارش حضرت رسول (ص)است که می‌فرماید: "یا معشر الشباب من استطاع منکم البائة فلیتزوج ‌و من لم ‌یستطع ‌فعلیه ‌بالصوم فانه ‌له ‌وجاء" ‌ یعنی ‌ای ‌جوانان ‌اگر توانایی دارید، ‌ازدواج کنید و هر کس توانایی ندارد ‌بهتر ‌است ‌روزه ‌بگیرد، ‌چرا که روزه قلعه و سدی ‌است ‌در ‌برابر گناه ‌و ‌سبب پاکی نفس و درون است ‌و اگر صبر پیشه کنید ثواب آن نزد خدا است. ‌
تو با ‌روزه ‌گرفتن ‌افسار ‌هوی و هوست را در دست گرفته وآن را تسلیم اوامر خداوند متعال ‌گردانیده‌ای ‌و ‌این ‌نیز ‌جزیی از جهاد نفس ‌محسوب می‌شود که پاداش آن نزد خدا است هم‌چنان‌که خداوند می‌فرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» یعنی: کسانی که در راه ‌ما تلاش و کوشش می‌کنند راه راست را بر آنها می‌نمایانیم.

● در باره‌ی دوستی ما بین دختر و پسر خداوند متعال در وصف زنان ایمان‌دار می‌فرماید: «...وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ...» ‌یعنی دوستی برای خود برنگزیده‌اند (آشکارا یا ‌پنهان) و در این آیه برایمان ‌به وضوح معلوم می‌شود ‌که دوستی دختر و پسر جایز نیست و هنگامی‌که ‌خداوند چیزی ‌ را ‌جایز ‌نمی‌داند حتماً حکمتی در آن ‌نهفته ‌است. ‌دختران دارای احساسات لطیفی هستند و ‌اگر دختری با پسری ارتباط داشته باشد ‌و آن ‌پسر او را به شیوه‌ای به سوی خود متمایل نموده و به او وعده‌ی تشکیل خانواده را داد و آن دختربه او متمایل شد و سپس بر حسب هر گونه شرایطی آن پسر از ادامه‌ی کار منصرف شد و او را ‌رها کرد، ‌به احتمال زیاد به دختر لطمه‌ی روانی زیادی خواهد رسید و آثار مخربی ‌بر ‌روح ‌و روان او بر جای خواهد گذاشت که ‌به ‌سختی میتواند ‌آن را فراموش کند و در آینده ‌مشکلات خاصی را برایش به ‌بار می‌آورد. ‌بدان که خداوند مهربان بیش از خود ما خواهان نفع و سود ماست،میگنا دات آی آر،پس لازم است گوش به فرمانش ‌بوده ‌و خود را از ‌محرمات ‌دور بداریم وقبل از هر چیزی هدفمان رضایت پروردگار باشد نه چیز دیگر.خداوند متعال می‌خواهد ‌که ما را از ‌هوی و هوس دور ‌بدارد و ما را از ‌افتادن ‌در ‌دام شیطان محفوظ کند، ‌این است ‌که او تمام درهای ‌مختوم ‌به ‌گناه ‌را ‌بر ما ‌بسته است، ‌و ارتباط ‌بین دختر و پسر زمینه‌ی مساعدی است برای حضور شیطان، ‌تا ‌در درونمان نفوذ کند و تمام اعتقادات دینیمان را از رگ و ریشه بدرآورد و ما را از راه راست منحرف کند همچنان که سبب بیرون راندن ‌اجدادمان، ‌آدم و حوا از بهشت شد و همچنین مثل خودش که تا ابد در گمراهی و تاریکی خواهد ماند و می‌خواهد ما را نیز همچون خود توشه‌ی جهنم گرداند. بار دیگر به اصل مطلب بر ‌می‌گردیم ‌اگر نگاهی بر دوستی و ‌روابط ‌ بین ‌دختران و پسران ‌بیاندازیم ‌هرگونه گناه و نافرمانی خدا را شاهد خواهیم بود، ‌از خلوت‌هایشان گرفته ‌تا ‌نگاه‌های حرام ‌و ‌وسوسه‌برانگیز ‌و ‌سخن گفتن‌های نازک ‌همراه ‌با احساسات عاشقانه برای همدیگر، ‌که ‌خداوند ‌آن را ‌جایز ‌ندانسته ‌و طبق آیات ‌آن ‌را حرام ‌کرده ‌است و سایر مضرات آن را ‌که ‌خدا ‌می‌داند.... ما نیز به عنوان امّت مسلمان که دارای آیین و عرف خاص خود هستیم، ‌نه فرهنگ ما ‌و نه آیین ما اجازه ‌چنین پیوند‌های نامشروعی را ‌نمی‌دهد ‌هر ‌چند ‌امروزه ‌در دانشگاه‌ها و سایر اماکن شاهد چنین روابطی ‌هستیم. ‌باید ‌مواظب ‌باشیم ‌که ‌صحبت‌ها ‌و برخوردهایمان با جنس مخالف جز در زمینه‌های معروف ‌و ‌شایسته ‌صورت نگیرد و حدود خداوند را با ‌جان و دل پاس بداریم.

در پایان از خداوند متعال خواستاریم که راه راست را ‌به ‌همه‌ی ما نشان دهد و ‌فکر و عقیده‌ی سالمی نصیبمان گرداند و بر ما نیز واجب است در هر حال حریم خداوند را نگه داریم، ‌خداوند می‌فرماید:
«وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ» (الطلاق ۲و۳)
یعنی کسی که از خداوند بترسد و به خاطر او کاری را ‌انجام ‌ندهد ‌خداوند درِ ‌خوشبختی را بر او ‌می‌گشاید ‌و از راهی به ‌او می‌بخشد که خود انسان از آن متعجب است.


به دنبال اعتیاد نوظهور دریوزه گری عشق ویرانگر ، دلالی پسران و دختران هم رایج شده است !


بهتر است به جای استفاده از کلمه زیبای "عشق و عاشقی "   کلمه  "معتاد"  را برای نوجوانان و


جوانانی که تمایل افراطی به تعدد ، تجدد و ایجاد ارتباط پنهانی آسیب زا با جنس مخالف را دارند ،

بکار ببریم !

      گروهی از محققان انگلیسی اظهار کرده اند که عشق نزدیک به نوعی بیماری روانی است و فعل


و انفعالاتی که در لحظه عاشق شدن در مغز انسان به وجود می آید، شبیه همان حالتی است که

انسان ها در صورت اعتیاد به مواد مخدر پیدا می کنند! این در حالی است که چیزی به نام عشق

خیابانی ویرانگر ( و یا این روزها عشق موبایلی ، عشق اس ام اسی ، عشق وبلاگی و سایبری )  به

غلط یک امر مطلوب  تلقی می شد و حتی جواز ادامه فعالیت می یافت !

      همه چیز شنیده بودیم جز دلالی و واسطه گری بر خی نوجوانان و جوانان برای حفظ رابطه

پنهانی و عاشقانه نما با جنس مخالف !  بعد از شکست های عشقی سنگین و مغبون شدن طرفین و


ناکامی از روابط نامشروع ، خیلی از دختران پشیمان، به پدیده ای نوظهور و قبیح اعتراف  می کنند

که بسیار دردناک است و آن اینکه ؛ ( در این نوشته ، منظور از عشق ، صرفا" ارتباطات پنهان و


نامشروع دختر و پسر قبل از ازدواج شرعی است .)


    در نگاه یا برخورد اول ، عاشق پسری شده و بعد از اینکه تاریخ مصرفشان در اثر ارتباطات


مداوم و ارزان پنداشتن خود ، تمام شد ، به تمام خواسته های پسران پاسخ مثبت داده  تا بلکه


مهرشان بر دل آنها باقی بماند مثلا" نسبت به واسطه شدن برای پیدا کردن دوست دختر جدید برای


پسر طرف عشق خود ، اقدام نموده اما به شرطی که در نهایت خودش گزینه اصلی برای ازدواج یا


تداوم دوستی مخرب بماند !


   این کار زشت جز حقارت و پستی و گدایی محبت برای دختران و تنزل جایگاه و ارزش آنها در


جامعه چیزی به دنبال ندارد ، البته  این عمل به صور گوناگون در بین نوجوانان و جوانان مجرد 14


تا 22 سال وجود دارد و هر روز بر تعدادشان افزوده می گردد و یکی از دلایل آن ، تبلیغات و برنامه


های هدفمند رسانه های بیگانه به نام  " س  ضربدری " ، " س تقاطعی " برای ترویج فساد می


باشد مضافا" اینکه اهمال خانواده ها و نپختگی نوجوانان هم بر آن دامن می زند . نباید فراموش


کرد که خیلی از پسران فرصت طلب و شیاد از این حربه ها برای تعدد و تجدد ( به اصلاح) دوستان


به قصد سوء استفاده جنسی ، روی می آورند اما ، دختران ، قربانیان اصلی این ماجرا هستند .


    گونه ای دیگر از این روابط نامشروع ، حقیرانه و پنهانی  مربوط به دخترانی است که بر اثر


چشم و هم چشمی و برای غلبه ظاهری بر احساس حقارت خود ، تدابیری می اندیشند که دوستان


نامشروع پسر  ، سایر دختران را از چنگشان در آورده و در اختیار خود گیرند ، گویی شرط  غیرت


مردانه برای ازدواج هم به فراموشی سپرده است . اینجا باید ذکر کرد اکثر ارتباطات قبل از ازدواج


خصوصا" از ناحیه دختران ، به امید ازدواج صورت می گیرد که طبق آمار انجمن مددکاری علمی


ایران  حدود90 درصد آنها(منظور آنهایی که هیچ حد و حدود شرعی را رعایت نکرده و رابطه غیر


متعارف و آسیب زا داشته اند )  در پی سوء استفاده های مختلف به جدایی منجر می گردد نه ازدواج


! و طبیعی است که درصد باقیمانده نیز بعد از ازدواج به طلاق ، خودکشی ، تن دادن به روابط


نامشروع  متعدد ، خیانت پنهانی ، قتل ، جرم و غیره کشیده می شود و در خوشبینانه ترین حالت ،


کمتر از 5 درصد به ادامه زندگی روی آورده اند .

    متاسفانه با وجود اینکه دلایل کافی برای  مضر بودن ارتباطات نامشروع قبل از ازدواج به بهانه


آشنایی با روحیات طرف مقابل وجود دارد ، و حتی با توجه به اینکه هر پسر و دختر عاقلی  تایید


می کند که ضررهای  این ارتباطات  بسیار بیشتر از فواید آن است و خیلی از آنها از کرده خود


پشیمان  هستند ولی باز هم  گرایش به این ارتباط وجود دارد ، و از همه ناراحت کننده تر اینکه 


سخنان بر خی به اصطلاح روشنفکران و دانایان غیر متدین به عنوان تجویز این ارتباطات


نامشروع در نظر گرفته می شود و حتی خانواده ها هم احساس می کنند این ارتباطات خوب و مفید


است ، اما زمانی که با وقایع نامطلوب مانند فرار دختران از منزل ، مورد سوء استفاده جنسی قرار


گرفتن ،  قتل ، بزه کاری ، سرقت پسران ، افسردگی ، خودکشی ،تنفر از والدین ، گوشه گیری ،


استرس و اضطراب فرزند ، شکست تحصیلی و غیره  روبرو می شوند ، دیگر  کار از کار گذشته

است .

   اما نقش زنان و دختران چیست ؟ توجه به معنویات و انجام فرایض ، عمل به دستورات قرآن کریم


در مواجه شدن با جنس مخالف ، مشورت خواستن از والدین و مربیان ، خودپنداری مثبت ، تلاش


در جهت افزایش اعتماد به نفس با آموزش مهارتهای زندگی و غیره  ،و نیز افزایش میزان تکبر در


برخورد با آقایان( طبق حدیث ارزشمند از امام علی (ع)  ) می تواند راه را برای سوء استفاده  سد


نماید ،  هر چه قدر که تکبر خاص زنانه ( نه دشمنی آشکار و بی احترامی !) در معابر عمومی ،


اماکن عمومی ، هنگام استفاده از وسایل ارتباطی و اینترنت  ، در مجالس ، دانشگاهها و غیره


بیشتر باشد ، انگیزه پسران برای ایجاد ارتباط با آنها کمتر خواهد شد ، تجربه ثابت کرده است که


محکم ترین انگیزه ایجاد ارتباط  توسط پسران و  آقایان با خانم ها ، بهره کشی جنسی است و گرنه


هر مرد با غیرتی می داند که خانمی که در خیابان ، راه را برای ارتباط با وی باز می کند و با حرکات


و رفتار خود چراغ سبز نشان می دهد  ، ارزش امر مقدس و معنوی ازدواج را ندارد و دقیقا" مانند


یک  "معتاد دوستی های خیابانی"  در آینده بوده و به شوهرش خیانت خواهد کرد ! مطالعه  آیه 5


از سوره مبارک حج در مورد جایگاه زنان و مادران به عنوان یک  دلیل برای اثبات قیامت و پاسخی


به کسانی که در مورد رستاخیز شک دارند ، مفید است ، اما ایا امروزه  نگاه مردم به زن و دختر به


عنوان یک موجودی که خداوند متعال از وی به عنوان صدف گرانبها یاد نموده است ، وجود دارد ؟


یا  به عنوان یک کالا و وسیله سرگرمی و لهو و لعب در نظر گرفته شده است ؟!

 

        به اعتقاد جامعه شناسان متعهد ، هر چقدر حساسیت جامعه ، والدین ، معلمان و مدیران


مدارس ، اساتید ، مسئولان فرهنگی آموزش و پرورش و دانشگاهها ، مسئولین سیاسی انتظامی 


شهرستانها و غیره به قضیه ارتباطات پنهانی  دختران و پسران  کمتر شود ، ضربات بزرگی بر پیکر


جامعه وارد خواهد آمد و باید شاهد بزه کاریها و جرمهای بیشتری باشیم  ، این آفت بزرگ ، تمام


نیرو و نشاط مضاعف  نوجوانان و جوانان را چنان از آنها خواهد گرفت که دیگر توانی برای  نو


آوری ، موفقیت ، توجه به معنویات و ارزشهای الهی و غیره باقی نخواهد گذاشت و بدون اغراق


باید یگوییم که نشانه ها و عواقب آن ، دست کمی از  پدیده اعتیاد به مواد مخدر ندارد ! و دامن زدن


شبکه های ماهواره ای به ترویج آن ، در بررسی برنامه های فارسی زبان  به خوبی مشهود است و


حتی پا را از محدوده پسران و دختران مجرد فراتر گذاشته و سراغ مردان و زنان متاهل برای


تشویق به ارتباطات پنهانی با جنس مخالف ، بر اساس الگوهای منسوخ و غیر کارکردی غرب ،


رفته اند.

   طبق اظهارات آقای دکتر شهابی  جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص


آسیب شناسی عشق، گروهی از محققان، اخیراً در انگلیس، صحبت از این مسئله کرده اند که عشق


نزدیک به نوعی بیماری روانی است. آنها گفته اند فعل و انفعالاتی که در لحظه عاشق شدن در مغز


انسان به وجود می آید، شبیه همان حالتی است که انسان ها در صورت اعتیاد به مواد مخدر پیدا می


کنند. دیگر آن که جامعه شناسان و روان پزشکان و پزشکان انگلیسی بدان نتیجه رسیده اند که وقتی


زمان روابط عاشقانه، منقضی و سپری می شود، بیشترین صدمه های روحی و روانی و عاطفی به


افراد وارد می آید

شکسته شدن قبح ارتباط با نامحرم
با توجه به اینکه اینترنت تبدیل به زبانی رایج، علی الخصوص بین جوانان شده است، یکی از مهمترین مسائلی که این روزها جامعه ما را تهدید می کند، شکسته شدن قبح ارتباط با نامحرم است.

البته ارتباط در این فضا (چت کردن) فی نفسه اشکالی ندارد اما در صورتی که مفسده داشته باشد و یا باعث گناه شود جایز نیست، چون شیطان وعده داده است بین دو نامحرم حاضر شود و تا آن دو را به گناه نکشد دست برندارد. به نظر می رسد پرداخت هر چه بیشتر و جامع تر به این موضوع از ضرورت های جامعه امروز علی الخصوص در دانشگاه ها و محیط های مذهبی می باشد چرا که با عباراتی نظیر اینکه: فضای مجازی ادبیات مخصوص به خود را دارد، و رعایت آداب برخورد حضوری را در آن لازم نمی دانند، بسیاری از انحرافات شکل گرفته است.

بنابراین بر هر مسلمانی لازم است در برابر شکسته شدن مرزهای شرعی ایستادگی کند و چنانچه قصد بالا بردن آگاهی های خود را دارد ترجیحا به همجنسان خود مراجعه کند
احکام ارتباط با نامحرم در فضای مجازی

۱. حکم استفاده از اتاق گفتگو (چت کردن) در اینترنت با جنس مخالف چه می باشد؟

پاسخ همه مراجع: با عدم امن از افتادن به گناه و کشیده شدن به آن و یا خوف وقوع در حرام جایز نیست.

۲. حکم چت کردن با شخصى که از جنسیت او بى اطلاع هستیم را بفرمائید. در صورت اطمینان از جنسیت چطور؟

پاسخ همه مراجع: در هر دو صورت اگر خوف وقوع حرام است جایز نیست .

۳. چت کردن براى افراد متاهل چه حکمى دارد؟

پاسخ همه مراجع: صرف حرفهاى معمول؛ چنانچه همراه با لذت بردن نباشد و موجب خوف وقوع در حرام هم نباشد مانعى ندارد.


راهکارها
در فرهنگ دینی، اسلام به ما توصیه می کند، روابط دختر و پسر در حد ضرورت باشد و فرد روح و ذهن خود را از این گونه امور آزاد گرداند؛ هنگامی هم که فرد به سن رشد و بلوغ می رسد، با مشورت بزرگان و خانواده، مقدمات امر مقدس ازدواج را فراهم ساخته، و محبت های صادقانه خویش را در کانون گرم خانواده بارور سازد و بقیه ذهن خویش را از شهوات منصرف و به کارهای عقلایی و شرعی مشغول شود.

علت اینکه چرا اینقدر در مورد این مسائل سفارش شده، این است که یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود.

وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ. (بقره، ۱۶۸)

پیام قرن، آزادى از هر قید و بند و عبودیتى، جز عبودیت خداوند متعال است و این، معنایى وسیع دارد که هر کس به سنت و سیره عملى اسلام دقت کند، و آن را با سیره ظلمى که تمدن غرب در بین افراد جامعه و طبقات آن اعمال مى کند، مقایسه نماید، به خوبى درک مى کند که اسلام، بشر را آزاد و تمدن غرب او را اسیر هوا و هوس و جاه طلبى ها کرده است.

دین مبین اسلام، نیازها و غرایز انسان را به صورت قانونمند و معقول به سوى روش هاى صحیح، راهنمایى و با هر عاملى که به شخصیت و کرامت انسان ضربه بزند، مقابله کرده است. از جمله غرایز طبیعى انسان، خواسته جنسى اوست که دین اسلام در بین مکتب هاى مختلف، روشى معتدل و معقول براى هدایت این غریزه به راه صحیح و درست ارایه کرده است.


برچسب‌ها: ارتباط با نامحرم
[ جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 17:0 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

 

غیر از فرهنگ منحرف غرب آن هم در دهه های اخیر، در تمامی فرهنگ ها و ملت ها، ارتباط میان زن و مرد بیگانه کم وبیش نابهنجار و غیرمتعارف شمرده می شود. از اقوام باستانی گرفته تا ادیان گوناگون و جوامع بشری امروزی، هرکدام قوانین و ضوابطی را برای ارتباط بین زن و مرد درنظر می گیرند و تعامل خارج از آن ضوابط را ممنوع می دانند. دین زندگی آموز اسلام نیز در این زمینه احکام و مرزهای ویژه ای ترسیم کرده است. اسلام روابط بین دوجنس مخالف را در چارچوب خانواده جایز و خارج از آن را سبب انحراف اخلاقی و فساد فردی و اجتماعی می داند. البته این سخن به معنای عدم حضور اجتماعی زنان و ارتباط های متعارف و ضروری کاری، علمی، فرهنگی و... نیست. بلکه در مواردی است که رابطه زن و مرد بیگانه از روابط عادی خارج شده و به سوی دوستی و گفت وگوهای طولانی کشیده شود.

 

آرمان ها و انگیزه ها

 

آمارها همگی از فرجام ناخوب دوستی های میان دختر و پسر خبر می دهند؛ بیشتر دختران، با هزاران احساس و آرزو و امید با پسری دوست می شوند و با خود می اندیشند که این جوان عاشق مرا خوشبخت خواهد کرد یا می پندارند پسری که به آن ها ابراز علاقه کرده همان فرد ایده آل و رویایی آرزوهای آن هاست؛ غافل از این که در بیشتر پسران انگیزه دوستی و ارتباط، حس کنجکاوی، رقابت جویی، فخرفروشی در میان دوستان، ارضای شهوات و خوش گذرانی است. چه بسا اگر پسری هم از روی صداقت با دختری دوست شود، معلوم نیست ایا ویژگی های اخلاقی و دینی و خانوادگی مناسبی داشته باشد یا نه.

 

واقعیت و حقیقت

 

طبق آمارهای به دست آمده فقط چهاردرصد دوستی های میان دختر و پسر به ازدواج منتهی می شود. که البته بیش تر همین چهاردرصد هم به طلاق می انجامد. تعداد اندکی که بر پایه دوستی های خیابانی زندگی مشترک تشکیل داده اند، تا یکی دو سال احساس خوشبخت کرده اند، ولی در نهایت، در پیچ و خم زندگی به کاستی های یکدیگر پی برده و این نکته را دریافته اند که ازدواج بر پایه عشقی گذرا و هیجانی چنین پیامدهایی دارد؛ در حقیقت علاقه شدید ابتدایی در آغاز دوستی به آنان اجازه نمی دهد تا عیب های یکدیگر ببینند.

 

دختران غافل

 

بررسی ها نشان می دهد یکی از مهم ترین عوامل فرار دختران از خانه، دوستی و ارتباط با جنس مخالف است. تحقیقات نشان می دهد که بیش از شصت درصد دختران فراری پیش از فرار، دوست پسر داشته اند و بیش تر این دختران به وسیله همین دوستان اغفال شده اند شگفت این جاست که دختران فراری و گرفتار، یا نام واقعی دوست پسر خود را نمی دانند یا اگر هم می دانند به خیال خود برای وفاداری نام او را فاش نمی کنند و در خیال واهی خود، بر این باورند که دوست پسرشان به سراغ آنان خواهد آمد.

 

پسران بد!

 

شاید به طور کلی بتوان گفت این پسران هستند که برای نخستین بار به صورت مستقیم با دخترها ارتباط برقرار می کنند، اما روش های این ارتباط متفاوت است روش هایی هم چون:

 

1. آشنایی به وسیله یکی از دوستان هم جنس

 

2. آشنایی اتفاقی از طریق تلفن، پارک،...

 

3. زیر فشار تحقیر دوستان بر ناتوانی در جلب نظر یک پسر و همسان سازی با همسالان

 

4. ...

 

بنابراین تحریک و ترغیب هم سالان را می توان یکی از عوامل مهم این ارتباط ها دانست. در ادامه به چند نمونه حقیقی از این ارتباط ها اشاره می کنیم:

 

نمونه اول

 

رؤیا دختری شانزده ساله است که به همراه دوست پسر خود از یکی از شهرستان ها به تهران آمده، و در ترمینال جنوب تنها و بی سرپناه دستگیر شده است.

 

از او می پرسم که برای چه به تهران آمدی؟

 

می گوید: با نامزدم! آمدیم تهران عقد کنیم و با هم کار کنیم و زندگی خوبی را درست کنیم. می گویم: از نامزدت خبر داری؟ می دونی الان کجاست؟

 

درحالی که گریه می کند و اشک هایش آرام و قطره قطره روی گونه هایش می ریزد، می گوید: چند روز پیش که با دوستم تلفنی صحبت می کردم، می گفت که با دخترخاله اش عقد کرده و قرار است چندماه دیگر عروسی کنند. می گویم: پس معلوم می شود که چندان هم به تو علاقه نداشته. شانه هایش را بالا می اندازد و پاسخی نمی دهد.

 

می گویم: چطور با هم آشنا شدید؟

 

می گوید: یک بار که به خانه دوستم رفته بودم با او آشنا شدم و پس از چندبار که او را دیدم، مرا به خانه اش دعوت کرد و به هم علاقه مند شدیم و قرار فرار و ازدواج گذاشتیم.

 

نمونه دوم

 

فریبا با وجود آن که به عقد پسرخاله اش درآمده، به هنگام گردش با چند پسر دستگیر شده است. او با یکی از این پسرها ارتباط داشته است. وقتی به او می گویم تو که عقد کرده بودی، چرا با دیگران دوست شدی و چرا دست به این اعمال خلاف زدی؟ می گوید: پسرخاله ام به درد نمی خورد. می گویم: از کجا می دانی؟ می گوید: او فقط سرگرم کار است. از دنیا و لذت هایش چیزی سرش نمی شود.

 

می گویم: خوب از اول با اون عقد نمی کردی یا وقتی فهمیدی طلاق می گرفتی. دیگر چرا تن به این ارتباط ها دادی؟ می گوید: اولش نمی فهمیدم توی دنیا چه می گذرد. خر بودم. بعد که توسط سمانه با افشین آشنا شدم، فهمیدم تو دنیا چه خبره و من چقدر احمق بودم که با یک پسر پاپتی عقد کرده ام، با این کارم می خواستم پسرخاله ام من را طلاق بده تا با افشین ازدواج کنم!

 

می گویم: افشین الآن کجاست از اون خبر داری؟ می گوید: زرنگی! می خواهی جایش را بفهمید تا دستگیرش کنید. می گویم: من که پلیس نیستم. راستش را بگو اصلا می دونی کجاست یا نه؟

 

گریه اش می گیرد و می گوید: نمی دونم. مخفی شده، فرار کرده، نمی دونم کدوم گوریه و... تازه بغضش می ترکه و دست هایش را روی صورتش می گذارد و شروع می کنه های های گریه کردن. وقتی کمی آرام می شود، می گوید: سمانه چندبار رفته در خانه شان، من هم دو بار زنگ زده ام که پدرم و بهزیستی موافقت کرده اند که مرا به عقد او در آورند، ولی افشین خودش را آفتابی نمی کند و اصلا از او خبری ندارم.

 

یک کلمه حرف حساب

 

شما دختر جوان! ایا می توان به پسری که در خیابان و کوچه یا در جشن و مهمانی با چشم چرانی فراوان شما را پیدا کرده، و با نامه یا تلفن با شما ارتباط برقرار نموده، اعتماد و اطمینان کرد؟ ایا باید فریب چرب زبانی ها و وعده های پوچ او را خورد؟

 

چه تضمینی برای این نوع ازدواج ها وجود دارد؟ بر فرض که این روابط و آشنایی ها زمینه ای برای ازدواج باشد، از کجا می توان یقین کرد که بعدها با ده ها نفر دیگر رابطه ای برقرار نکند؟ و صدها پرسش دیگر...

[ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ ] [ 17:30 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

دوستی خیابانی‌ دختر و پسر ، معضل نخ نمای جامعه
 

 

سلام دوستان عزیزم

دو هفته پیش که با قطار داشتم میومدم مشهد،توی کوپه ما یه پسر دانشجویی به اسم آرش بود که از همون اول سفر من بیقراری ایشون رو می دیدم و برام جای سوال بود که  چرا اینقدر آشفته هست!؟کمی که گذشت من بهش میوه تعارف کردم و این باعث آشنایی ما با همدیگه شد یه کم که گذشت من ازش علت این همه بیقراریش رو پرسیدم؟ و آرش سفره دلش رو اینطور پهن کرد:

آشفتگی و اضطراب من از ترم دوم دانشگاه شروع شد،زمانی که با دختری به اسم سمانه توی یکی از کلاس های عمومی آشنا شدم،از همون اول ترم من و سمانه به همدیگه نگاه های خاصی داشتیم و این نگاه ها رفته رفته به یه رابطه صمیمانه و عاطفی تبدیل شد،طوری که بعد از مدتی همه فکر و ذهنم شده بود سمانه! و بدجوری عاشقش شده بودم و اون هم منو خیلی دوست داشت؛ اصلا توی دانشکده دانشجوها من و سمانه رو با انگشت نشون میدادن و همه میدونستن که ما عاشق همدیگه هستیم! اما یه اتفاقی افتاد که نباید می افتاد و اون هم"ارتباط نا مشروع " ما باهمدیگه بود!!! از اون روز به بعد احساسم نسبت به سمانه عوض شد و دیگه مثل قبل دوستش ندارم! و الآن به این نتیجه رسیدم که من به هیچ وجه نمیتونم با سمانه زندگی مشترک داشته باشم! همش این سوال برام مطرحه که اگه اون دختر پاکی بود چرا به این رابطه کثیف با من تن داد؟؟؟؟ از کجا معلوم که اون بعد از ازدواج به من خیانت نکنه؟!!!!! از طرفی هم من بهش قول دادم که باهمدیگه ازدواج میکنیم!!!!! الآن نمیدونم چه خاکی به سرم بریزم!!!!؟؟

نتیجه تحقیق یکی از آسیب شناس های اجتماعی به نام آقای دکتر قرائی مقدم که روی ۵۰ پسر که "رابطه نامشروع" با دوست دخترشان داشتند این بود:

""این پسران عنوان کردند که اگر تا آخر عمر هم مجرد باقی بمانند حاضر به ازدواج با این دختران نیستند چون خیانت توسط این افراد دور از انتظار نیست!""

دوستان گلم نتیجه ای که می خوام از این مباحث بگیرم اینه که روابط قبل از ازدواج در قالب دوست دختر و دوست پسر  عاقبت خوشی نداره!!!! اگه ازدواج هم صورت بگیره در زندگی دچار مشکلاتی میشن، که مهمترین مشکل وجود بدبینی بین زوج ها هست(مخصوصا بدبینی شوهر به زنش) و الآن خیلی از زوج هایی که تازه زندگی مشترکشون رو شروع کردن،مشکلشون همینه و در خیلی از مواقع تا مرز طلاق هم کشیده شدن !!!!

و در آخر می خوام بگم:

شاید بعضی ها این مطالب رو بخونن و تاثیری روشون نزاره و هیچ تغییری در مسیر زندگیشون ایجاد نکنن !!!به قول مولا علی(ع) : ما اکثر العبر و اقل الاعتبار!!!

اما چیزی که حقیقت بود رو من گفتم، خواه تو پند گیری و خواه ملال!!!!

 

[ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ ] [ 17:26 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

آیه ای که به طور مستقیم بر منع دوستی با جنس مخالف ( نامحرم)صراحت داشته باشد، نداریم ،با این حال آیه ای از قرآن وجود دارد که به تفسیر بعضی از مفسران و به نقل از معصوم ، ارتباط و دوستی آشکار و پنهان با زنان نامحرم را مورد نهی قرار داده است:
"وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ"(1)
مفسران شیعه و سنى در باره معناى کلمه "الْفَواحِشَ" اقوال و اختلاف‏هایى دارند. بعضى نوشته اند: این کلمه شامل کلیه گناهان کبیره می شود، بر فرض که این طور باشد، دو معنا (فقط به معنای اول که مرتبط با سوال است اشاره می شود) که ذیلا شرح داده مى‏شود، از نمونه و مصداق هاى ..... این کلمه مى‏باشد،یکی اینکه امام محمّد باقر علیه السّلام چنان که در تفسیر مجمع البیان نقل می کند می فرماید:
منظور از کلمه: "ما ظَهَرَ مِنْها" زنا کردن آشکار و مقصود از کلمه: "وَ ما بَطَنَ" دوستى و رفاقت پنهانى با زنان نامحرم است.(2)
دلیل بر منع ارتباط و دوستی با نامحرم به طور فراوان در احادیث مستند به معصوم وجود دارد. علاوه بر این، وجود آیاتی چند که سفارش مؤکدی به مؤمنان و مؤمنات مبنی بر خود داری از نگاه کردن (غضّ بصر) و نیز پوشاندن مواضع خاص می کند، نشان می دهد که دوستی و ارتباط خاص و معنادار با نامحرم به طریق اولی ممنوع است. زیرا وقتی به مؤمنان و مؤمنات سفارش می شود که از نگاه کردن به جنس مخالف خود داری و در مقابل هم حجاب خود را رعایت کنند ،برای آن است که بهانه ای برای ایجاد راه ارتباطی باز نشود.
بسیاری از ارتباطات نامشروع از راه نگاه و نیز کنار گذاشتن پرده حیا شروع می شود .
قرآن به شکل بسیار زیبا و مبنایی و نیز منطقی با ظرافتی خاص این موضوع مهم را در قالب حجاب بیان می کند.
" قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ."(3)
یعنى: به زنان با ایمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگیرند، دامان خویش را حفظ کنند . زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند . (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، زینت خود را آشکار نسازند. مگر براى شوهران شان، یا پدران شان، یا پدر شوهران شان، یا پسران شان، یا پسران همسران شان، یا برادران شان، یا پسران برادران شان، یا پسران خواهران شان، یا زنان هم‏کیش شان، یا بردگان شان [کنیزان شان‏]، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند . هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی شان دانسته شود ( صداى خلخال که برپا دارند به گوش رسد). همگى به سوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید!

از آیه کریمه مطالبى استفاده مى‏توان کرد :
1. زنان خود را از نظر کردن به مردان نامحرم باید محفوظ بدارند.
2. زنان خود را از ارتکاب به زنا باید محفوظ بدارند.
3. زینت و آرایش باطنى خود را بر بیگانه آشکار نسازند.
4. زینت و آرایش ظاهرى (مانند زینت لباس مثل چادر یا ..) از حکم مذکور مستثنى است.
5. باید زنان بدن و سر خود را با مقنعه به پوشانند.
6. محارمى که زنان مى‏توانند نزد آن ها زینت باطنى را آشکار کنند این ها هستند شوهر، پدر، پدر شوهر، پسر، پسر شوهر، برادر، پسر برادر، پسر خواهر، زنان عفیفه (مسلمان) کنیز ملکى زنان، اتباع خانواده از ابله و عنین و پیر فرتوت، و اطفال نابالغ که قدرت به جماع ندارند.
7. زنان نباید در موقع راه رفتن طورى رفتار کنند که جلب توجه بیگانه شود مانند صدا کردن خلخال پا و یا جابجا کردن چادر و یا... ..
8. باید از گناهان توبه کرد و امیدوار به رحمت حق شد.
9. در همه حال از گناه توبه کردن بهتر است. مى‏توان با توبه به رحمت امیدوار شد.
وجود این همه قید در آیه مورد نظر، به این خاطر است که وجوب حجاب برای زن دو معنا دارد :
یک این که زن تکلیف خود را بداند و با این کار ، خود را از بیگانه حفظ کند .
معنای دوم : شخص نامحرم و بیگانه نتواند به او تعدی کند و یا به هر بهانه ای باب دوستی را با او باز کند تا جامعه اسلامی و سالم شکل بگیرد . انسان های مسلمان و مؤمن در چارچوب و مقررات شرعی با یکدیگر مرتبط شوند . از هر گونه ارتباط خارج از حد شرعی پرهیز کنند.
داستان دختران شعیب پیامبر و پرهیز از اختلاط با (جنس مخالف) نامحرمان، گویای این موضوع می باشد که حتی برخورد بدون دوستی و در یک مکان بودن با نامحرم خوشایند خدای متعال و شریعت آن زمان نیز نبوده است.
قرآن این ماجرا را در یکی از سفرهای حضرت موسی به شکل زیبایی چنین نقل کرده است.
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْیَنَ قالَ عَسى‏ رَبِّی أَنْ یَهْدِیَنِی سَواءَ السَّبِیلِ وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ .(4)
یعنی:
هنگامى که (حضرت موسی ) به جانب شهر مدین، روى آورد، گفت: امید است که پروردگارم مرا به راه راست، هدایت فرماید . چون به چاه آبى حوالى شهر مدین رسید، گروهى از مردم را دید که چهارپایان خود را سیرآب مى‏کنند . دو زن را دید که دور از مردان، مراقب گوسفندان خویشند. موسى به آن ها گفت: کار مهمّ شما چیست؟ آن دو زن گفتند: ما گوسفندان مان را آب نمى‏دهیم تا چوپان ها همگى از کنار چاه باز گردند، زیرا ما نمى‏توانیم با مردان نامحرم مخلوط شویم و پدر ما پیر مردى سالخورده و فرتوت است.
میان روایات و احادیث بسیاری نقل شده از معصومین به منع ارتباط و دوستی با جنس مخالف اشاره شده است که به یک نمونه اشاره می شود:
پیامبر بزرگوار اسلام فرمود: "ألا لا یخلونّ رجل بامرأة إلّا کان ثالثهما الشّیطان"(5)
بدانید که هیچ مردى با زن نامحرم خلوت نمى‏کند جز آن که سومى آن ها شیطان است.
پی نوشت ها
1.انعام (6)آیه 151 .
2. تفسیر آسان، ج ‏5، ص 124.
3. نور (24)آیه 31.
4. قصص(28) آیه 22 و 23 .
5. نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص 246.

[ جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ] [ 18:24 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یکدیگر و به نیت ازدواج یا ...

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است که ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می کند. بخصوص دخترها که معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.

اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت کشی، عشق یا ...؟

روان شناسان معتقدند، میل و کشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یک نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و کشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می کنند. اما مرز این کشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شکلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در کشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما

رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟

در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شکل وسیع نبود، از این رو کنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است که بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فکر نمی کنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن که مبتنی بر ارزشهای دینی نیست،  احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار کرده است.

یک صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست که با نکات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه که جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می کند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است که  در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فکر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور که بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تکلیف کنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممکن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بکشد.

اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی  و ... محدود باشد؟ یک صاحبنظر در این باره می گوید:

«از آنجا که در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی که کنار یکدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی که می توان به جوانها آموزش داد که مباحثه و مکالمه با یک غیر همجنس در صورتی که بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.»

چرا ارتباط ناسالم

برخی کارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفکرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند که وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می کند چیزهایی را که طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممکن حتی با هنجارشکنی به دست آورد.

عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشکیل خانواده شانه خالی کنند. یک روان شناس در این باره می گوید:

«متأسفانه مشکلات مالی و تصویب قوانینی که به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می کند از عواملی است که موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا که زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امکان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.»

این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید:

«از آنجا که در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی کنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند که به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.»

وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید:

«اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا کانون خانواده شکل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شکل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست که نقش کارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی که مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشکارتر می شود.

دیدگاه اسلام

به طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیکره جامعه انسانی به زندگی مشترک با یکدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می کند و هر نوع رابطه (جنسی) که خارج از قانون ازدواج باشد، مشکلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد.

در جوامع غربی که پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می کند . به طوری که ارتباط آزاد دختران و پسران به شکل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست که ریشه های فساد اخلاقی شکل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می کند.

اما اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟

خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاک برای مردان پاک هستند و مردان پاک برای زنان پاک . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند برکنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیکو خواهد بود. ( نور / 26)

از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشارکت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می کند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فکری ، معنوی و عقلی هم بشود.

اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید کرد؟

خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنها پاکیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو که دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31 )

و در ادامه می فرماید : کسانی که وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 )

اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشکل این است که ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم که این مورد موجب بسیاری از ناکامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی که اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یک جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یک اصل رهایی بخش است که نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد کنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی کند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یک کلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم.

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:36 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

دختر و پسر، سود جویی یا تعهد  

  روابط دختر و پسر از نگاه آیات و روایات

دختر و پسر

فارس: روابط پسران و دختران جوان، در کشور ما به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح است لذا بر اولیای خانه و مدرسه و به تبع آنها مسئولین فرهنگی و اجتماعی لازم است این مسئله را به طور علمی بررسی نمایند و از هرگونه تصمیم احساسی خودداری کرده و با شناخت کامل آسیب ها، زمینه ها و راهکارهای علمی و تخصصی با این انحراف برخورد نمایند. برای بررسی این معضل با سؤال هایی روبرو هستیم: 1 - چه نوع روابطی، معضل اجتماعی به شمار می رود؟

2 - چه آسیب هایی دراین زمینه جوانان ما را تهدید می کند؟ 3 - زمینه های این روابط آسیب زا چیست؟ 4 - چه راهکارهایی برای پیشگیری و هدایت صحیح وجود دارد؟ در این مقاله سعی داریم پاسخگوی این سئوالات باشیم.

روابط آسیب زا

ارتباط و برخورد پسران و دختران، امری اجتناب ناپذیر است زیرا بدیهی است که در جامعه نمی شود دیوار و حائلی بین دو جنس کشید. هنگامی که از روابط دختران و پسران به عنوان معضل اجتماعی و آسیب زا یاد می شود، منظور روابط پنهانی، غیرعادی و ناپخته ای است که به دور از هرگونه شناخت کافی بوده و به صورت هیجانی، تخیلات و رؤیاهای غیرواقعی صورت می گیرد. دختران و پسرانی که به منظور جلب توجه جنس مخالف و با هدف دوست یابی از بین آنان، افرادی مانند خود را می یابند و روابط نامتعادلی برقرار می کنند، معمولا در نهایت با احساس سرخوردگی و بیهودگی و نیز احساس بیزاری از خود به خانه باز می گردند.

غریزه جنسی، غریزه ای نیرومنداست که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می گردد؛ همچون آتشی که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند شعله ورتر می شود.(1)

تعالیم انسان ساز اسلام، این نوع روابط را نهی می کند نه اینکه زنان و دختران را از جامعه طرد نماید و از هرنوع حضور و فعالیت های آنان و برخورد و ارتباط زنان و مردان جلوگیری کند.  بلکه برای آن حدودی قئل باشند. هنگامی که یکی از دختران شعیب از طرف پدر مأمور شد تا حضرت موسی را به خانه دعوت کند با کمال وقار و حیاء با موسی سخن گفت (قصص. 25) این الگوی شایسته به ما نشان می دهد که می شود زنان و مردان در جامعه با یکدیگر برخورد و تعامل داشته باشند و در عین حال حریم یکدیگر، حیاء و عفت خود را نیز حفظ کنند.

                                                                    ********************

آسیب شناسی

دختر و پسر

الف - آسیب روانی: فقدان حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد.  روح بشر فوق العاده تحریک پذیر و سیری ناپذیر است، از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد. (2)  از طرف دیگر اگر در کوچه و خیابان، دلبری مرسوم گردد و جلوه گری، هنر دختران محسوب شود و در روابط دختر و پسر تجاذب و دلبندی به میان آید، دخترانی که از زیبایی لازم برخوردار نیستند، همیشه احساس کمبود و حقارت می نمایند و لطمه های جدی بر روح و روان آنان وارد می شود. آفت دیگر این است که افراد در این نوع روابط که معمولاً ناپایدار بوده و براساس سودجویی است نه تعهد، به شکست در عشق منتهی می شوند و در نتیجه روح لطیف و با نشاط آنها گرفتار افسردگی می شود. عشق بازی های خیابانی قبل از ازدواج، آسیب دیگری نیز دارد وآن این است که دائماً از فاش شدن روابط گذشته و تاثیر آن بر زندگی آینده دچار تشویش خاطر و نگرانی هستند و این نگرانی اثر مخربی بر بهداشت روانی انسان می گذارد.

ب - آسیب اجتماعی: آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماعی است، آلوده کردن محیط کار به لذت جویی های شهوانی است(3) زیرا از طرفی شخصیت و کرامت زن را در حد یک کالا برای کام جویی مردان تنزل می دهد و امنیت روانی لازم را برای فعالیت اجتماعی او از بین می برد، و از طرف دیگر مردان، تمرکز حواس و دقت کافی را برای کارهای خود ندارند. هر چه روابط دختر و پسر ضابطه مند تر شود اجتماع سالم تر خواهد شد و افراد جامعه بهتر به کار خود رسیدگی کرده، جوانان در محیط کار، درس و دانشگاه راحت تر خواهند بود و به پیشرفت های بیشتری خواهند رسید.

تفاوت جامعه ای که روابط جنسی را به محیط خانوادگی محدود می کند با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می شود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است.

ج - آسیب خانوادگی: معاشرت های آزاد و بی حد و مرز در برخی خانواده ها، زمینه بی بند و باری پسران و دختران را فراهم ساخته و ازدواج را به صورت یک وظیفه، تکلیف و محدودیت در آورده است.در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آن ها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می بخشد. (4) پس آسیب اول، بی رغبتی به ازدواج و تشکیل خانواده است. آسیب دیگر این است که روح بی اعتمادی و سوء ظن در جامعه اوج می گیرد و این همان چیزی است که قرآن کریم از آن نهی فرموده است (هجرات. 12) بنابر این روابط آزاد، زمینه ساز بسیاری از سوء ظن ها است. نکته دیگری که در جوامع آزاد و مختلط، خانواده ها را تهدید می کند این است که زن و مرد، همواره در حال مقایسه اند، مقایسه آنچه دارند با آنچه ندارند وآنچه ریشه خانواده را می سوزاند این است که این مقایسه ها آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می زند. (5)

ادامه دارد...

پی نوشت ها:

1) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. 69

2) همان، ص. 72

3) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. 78

4) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. 75

5) حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص.

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:35 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

 پسر ها نخوانند

دختر

امروز را روز دختران نامیدند . راستی چرا ؟ مگر دختر بودن اهمیتی ویژه دارد و یا مگر مسئولیتی اختصاصی را می طلبد؟

آری . دختر بودن یعنی مادر فردا شدن . مادری که وظیفه تربیت نسلی را بر عهده دارد . پس باید از نظر آگاهی و دانستنی ها بسیار غنی و لبریز از فهم و دانش باشد . دختران ما در جامعه با مسائل و موضوعات فراوانی روبرو هستند . یکی از این مسائل خواسته آنان برای داشتن رابطه با جنس مخالف و از این طریق انتخاب همسر آینده است . در این مبحث سعی داریم این موضوع را به نقد بنشینیم و از معایب و محاسن آن " اگر محاسنی داشته باشد" برای شما بگوییم .به همین منظور مصاحبه ای را که با دکتر صدیقه‌ یگانه، روان شناس در این رابطه انجام شده برای شما عزیزان به نمایش می گذاریم.

دوستی‌های‌ خیابانی‌ بین‌ دختر و پسر ‌ را چگونه‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ می ‌کنید؟

به‌ طور کلی، در آغاز نوجوانی‌ به‌ علت‌ بیداری‌ غرایز و شدت‌ حالات‌ هیجانی، گرایش‌ دختران‌ و پسران‌ به‌ دوستی‌ با جنس‌ مخالف‌ بیشتر می ‌شود. داشتن‌ دوست، اعتماد به‌ خود را تأیید و تقویت‌ می ‌کند و نیازهای‌ عاطفی‌ و احساسی‌ را تا حدی‌ تأمین‌ می ‌نماید؛ و در صورتی‌ که‌ پیوند دوستی‌ گسسته‌ شود، شخص‌ نسبت‌ به‌ ارزش‌های‌ وجودی‌ خود دچار شک‌ و تردید می‌ شود. بعضی‌ از پسران‌ ، داشتن‌ دوست‌ دختر را نوعی‌ محبوبیت، قدرت‌ اجتماعی‌ و موفقیت‌ برای‌ خود محسوب‌ می‌ کنند و در شرایطی‌ که‌ توانایی‌ تشکیل‌ خانواده‌ از طریق‌ ازدواج‌ را ندارند، عده‌ای‌ از آنان، نیازهای‌ جنسی‌ و عاطفی‌ خود را از طریق‌ دوستی‌های‌ افراطی‌ برطرف‌ می ‌نمایند. متقابلاً برخی‌ دختران‌ ارتباط‌ با پسران‌ را نوعی‌ جذابیت‌ برای‌ خود تلقی‌ می‌ کنند، و متأسفانه‌ اکثر قریب ‌به ‌اتفاق‌ این‌ دختران‌ تصور می‌ کنند که‌ این‌ دوستی‌ها به‌ ازدواج‌ منتهی‌ می ‌شوند.  اصولاً تحول‌ عاطفی‌ دختران‌ متفاوت‌ از پسران‌ است.

پسران نسبت‌ به‌ جنبه‌ غریزی‌ تخیلات‌ خود غافل‌ باقی‌ نمی‌ مانند، اما دختران‌ در این‌ دوستی‌ها معمولاً به‌ دنبال‌ عشق‌ آرمانی‌ و رمانتیک‌ هستند. آنها این‌ عشق‌ را آسمانی‌ و پاک‌ می ‌دانند و خیانت‌ در آن‌ را گناهی‌ بخشش ‌ناپذیر می ‌شمارند. 

 پسر جوان‌ با وعده‌های‌ فریبنده‌ و دروغین، دختر جوان‌ را تسلیم‌ خواسته‌ های‌ خود می‌ کند و پس‌ از مدتی‌ تسلیم ‌نشدن‌ پسر برای‌ ازدواج، و دختر جوان‌ دچار آسیب‌ روانی‌ می ‌شود و احساس‌ افسردگی ، پوچی‌ و بی‌ ارزشی‌ می ‌کند. متأسفانه‌ آسیب‌های‌ اجتماعی، تربیتی‌ و روانی‌ چنین‌ دوستی‌هایی‌ بیشتر متوجه‌ دختران‌ است‌ و اگر دختری  یک‌ نمونه‌ چنین دوستی‌ با جنس‌ مخالف‌ را تجربه‌ کند، تا پایان‌ عمر، شأن‌ و حرمت‌ خویش‌ را از دیدگاه‌ خانواده‌ و جامعه‌ از دست‌ می ‌دهد و برچسب‌ ناشایست‌ بودن‌ را با خود حمل‌ می ‌کند.  دوستی‌های‌ خیابانی، عاری‌ از شکوفایی‌ محبت‌ و عشق‌ واقعی‌ است‌ و بیشتر یک‌ پیوند غریزی‌ است. اگر هم‌ به‌ ازدواج‌ منتهی‌ شود پشتوانه‌ عشق‌ و محبت‌ ندارد و چنین‌ ازدواجی‌ دوام‌ پیدا نمی‌ کند؛ زیرا پسر و دختر جوان‌ بیشتر شریک‌ لذت‌های‌ جنسی‌ یکدیگر بوده‌اند و زندگی‌ واقعی‌ پس‌ از ازدواج‌ امری‌ فراتر از ارضای‌ غرایز جنسی‌ است. در تجربهِ این‌ دوستی‌ها، فرصتی‌ برای‌ انتخاب‌ و شناخت‌ صحیح‌ یکدیگر به‌ وجود نمی ‌آید، زیرا در اوج‌ هیجانات‌ افراد نمی‌ توانند عاقلانه‌ و آگاهانه‌ یکدیگر را بشناسند و انتخاب‌ کنند. اگر هم‌ اجباراً ازدواجی‌ صورت‌ گیرد، اغلب پس‌ از مدتی‌ کوتاه‌ به‌ جدایی‌ و طلاق‌ منتهی‌ می‌شود و یا اینکه زناشویی مملو از مشاجرات و درگیری نصیبشان خواهد شد.

دوستی از جنس غیر مجاز

لطفاً در مورد آینده‌ این‌ دوستی‌ها بیشتر توضیح‌ دهید.

متأسفانه‌ این‌ دوستی ‌ها بدون‌ شناخت‌ واقعی‌ جنس‌ مخالف‌ و براساس‌ هیجانات‌ و احساسات‌ سطحی‌ و زودگذر شکل‌ می ‌گیرد که‌ در این‌ روابط‌، بازنده‌ اصلی‌ و همیشگی‌ غالباً دختران‌ جوان‌ هستند؛ دخترانی‌ که‌ با نهایت‌ سادگی، زیبایی، لطافت‌ و ظرافتی‌ را که‌ خدا به‌ آنها امانت‌ داده، در اختیار کسی‌ می ‌گذارند که‌ در خیانت ‌کردن‌ به‌ امانت‌ مهارت‌ دارد. دختران‌ جوان‌ باور نمی‌ کنند که‌ چنین‌ پسرانی‌ معمولاً تنوع‌ طلب‌ هستند. و پس‌ از مدتی‌ کوتاه، سراغ‌ طعمه ‌ای‌ دیگر می‌ روند و همه‌ وعده‌های‌ به‌ ظاهر عاشقانه‌ را فراموش‌ می‌ کنند.

دوستی‌های‌ خیابانی‌ تحت‌ تأثیر چه‌ عواملی‌ شکل‌ می ‌گیرند و افزایش‌ می ‌یابند؟

زمانی‌ که‌ خانواده‌ و جامعه‌ نقش‌ اساسی‌ خود را جهت‌ یاری ‌دادن‌ به‌ نسل‌ جوان‌ برای‌ یافتن‌ هویت‌ سالم، مثبت، پویا و سازنده‌ به‌ خوبی‌ ایفا نکنند، نسل‌ جوان‌ با آشفتگی‌ هویت‌ و برای‌ کاهش‌ اضطراب‌ و رهایی‌ از بحران‌ هویت‌ و سرگشتگی، به‌ این‌ دوستی‌ها تن‌ می ‌دهد.

جوان‌ در تصور و توهم‌ خویش، از طریق‌ دوستی‌ با جنس‌ مخالف، می‌ خواهد به‌ آرامش‌ برسد. او لذت‌ این‌ دوستی‌ را عامل‌ تسکین‌ برای‌ بحران‌ بی‌هویتی‌ خویش‌ می ‌داند.

 امنیت، احترام، محبت‌ و دوست‌ داشته‌ شدن‌ از جمله‌ نیازهای‌ روانی‌ انسان‌ است‌ که‌ متأسفانه‌ به‌ دلیل‌ سرگرم ‌شدن‌ خانواده‌ها و جوامع‌ به‌ فراهم ‌ساختن‌ امکانات‌ اقتصادی، این‌ دو نهاد انسان‌ساز از هنر عشق‌ ورزیدن‌ و احترام‌ گذاردن‌ به‌ نوجوانان‌ محروم‌ می‌ شوند.

عامل‌ دیگر، فقر فرهنگی‌ و نشناختن‌ هویت‌ واقعی‌ جنس‌ مخالف‌ است؛  اگر دختران‌ به‌ قداست، ارزش، اهمیت‌ و کرامت‌ خویش‌ واقف‌ شوند و در مورد جنس‌ مخالف، رفتاری‌ توأم‌ با متانت‌ و بزرگ‌ منشی‌ و بی‌ اعتنایی‌ داشته‌ باشند و به‌ سادگی‌ در برابر خواسته‌ های‌ جنس‌ مخالف‌ تسلیم‌ نشوند، فرصتی‌ برای‌ انحراف‌ به‌ وجود نمی ‌آید.

متأسفانه‌ عده‌ای‌ برای‌ دفاع‌ از حقوق‌ زنان‌ خیابانی، این‌ تفکر غلط‌ را تبلیغ‌ می ‌کنند که‌ «فقر اقتصادی» ریشه‌ این‌ معضل‌ اجتماعی‌ است؛ اما به‌ نظر می ‌رسد «فقر و ضعف‌ فرهنگی» بنیاد اصلی‌ این‌ معضل‌ باشد، زیرا برخی‌ از این‌ عناصر اجتماعی‌ نه‌ تنها فقر اقتصادی‌ را لمس‌ نکرده‌اند، بلکه‌ کمابیش‌ از رفاه‌ اقتصادی‌ و امکانات‌ فراوان‌ برخوردار بوده‌اند، ولی‌ نگرش‌ آنها نسبت‌ به‌ وجود انسانی‌ خود حقیرانه‌ و پست‌ بوده‌ است. در مقابل، بسیاری‌ از زنان‌ پاک‌ و فرهیخته‌ ایرانی‌ در نهایت‌ فقر اقتصادی، از نظر فرهنگی‌ کاملاً غنی‌اند و با نهایت‌ عفاف‌ و نجابت، به‌ کارهای‌ سازنده‌ و مثبت‌ می‌پردازند.

دوستی از جنس غیر مجاز

آیا این‌ دوستی‌ها به‌ ازدواج‌ منجر می‌شود؟

تعداد کمی‌ از این‌ دوستی‌ها آن هم معمولا در شرایط‌ اضطراری‌ و اجباری‌ اجرای‌ تشریفات‌ قانونی‌ ازدواج‌ منتهی‌ می ‌شود.

آیا آیندهِ چنین‌ ازدواج‌هایی‌ قابل‌ پیش ‌بینی‌ است؟

ازدواج پیوند عمیق‌ میان‌ دو انسان‌ براساس‌ مودّت‌ و حُبّ شدید است. دو انسانی‌ که‌ واقعیت‌های‌ وجودی‌ یکدیگر را پذیرفته‌ اند در برابر یکدیگر مسئولیت‌ و تعهد احساس‌ می ‌کنند و در حق‌ هم‌ دلسوزی، فداکاری‌ و ایثار روا می ‌دارند.

دوستی‌های‌ خیابانی، عاری‌ از شکوفایی‌ محبت‌ و عشق‌ واقعی‌ است‌ و بیشتر یک‌ پیوند غریزی‌ است. برای‌ پیشگیری‌ از بروز چنین‌ آسیب‌های‌ اجتماعی، چه‌ پیشنهاداتی‌ دارید؟

والدین‌ باید به‌ نیازهای‌ عاطفی‌ و روحی‌ فرزندان‌ و شیوه‌های‌ صحیح‌ پاسخگویی‌ به‌ این‌ نیازها واقف‌ شوند. از روش‌های‌ تربیتی‌ مؤثر در این‌ زمینه‌ می‌ توان‌ به‌ این‌ موارد اشاره‌ کرد: تقویت‌ ارزش‌های‌ اخلاقی، معنوی‌ و انسانی‌ و سست‌ گردانیدن‌ معیارهای‌ صرفاً مادی‌ در نظر جوانان، تقویت‌ و توسعه‌ مراکز ورزشی‌ و تفریحی‌ و برنامه ‌ریزی‌ صحیح‌ برای‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان، ارائه‌ خدمات‌ رفاهی‌ و اجتماعی‌ جهت‌ برطرف ‌کردن‌ کمبودهای‌ عاطفی‌ کودکان‌ و نوجوانان، پرورش‌ احساس‌ عزت‌ نفس‌  و اعتماد به ‌نفس‌ کودک‌  و نوجوان‌ در خانواده‌ و مدرسه، بهسازی‌ وضع‌ خانواده‌ها از طریق‌ تماس‌ با کارشناسان‌ متخصص‌ در امور خانواده، آموزش‌ مهارت‌های‌ حل‌ مسئله‌ به‌ نوجوانان‌  پرهیز از سخت گیری‌ و تنبیه‌ و همچنین‌ اجتناب‌ از آسان‌ گیری‌ در تربیت‌ فرزندان ، تشویق‌ فرزندان‌ به‌ رعایت‌ تعادل‌ و دوری‌ از بی‌ بندوباری، برقراری‌ احساس‌ امنیت‌ در خانواده‌ و جامعه‌ و جلوگیری‌ از بروز اضطراب‌  در نوجوانان‌ و جوانان.

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:34 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

1-جاذبه ها مانع شناخت است:تصور کنید دارید توی یه جاده ی تاریک قدم میزنید و یک چراغ همراه شماست هر چیزی که مانع خوب رسیدن نور چراغ بشه میتونه برای شما مشکل آفرین باشه جاذبه و وابستگی که در دوستی قبل از ازدواج وجود داره مانع دید بهتر شما از اون ادم میشه

2-پیشنهاد دوستی نشانه ی عقیده ی نادرست است:کسی که در خانواده ای زندگی میکنه که جنس مخالفش در اون خانواده بهش توجه نمیکنه میره دنبال دوستی با جنس مخالفش که نشانه ی تربیت نادرست کمبود محبت و عقیده ی نادرستشه

3-خیانت در امانت:آقا پسری که میری دنبال دوستی با یه دختر خانوم آیا میدونی که این دختر امانت پدرش واز اون بالاتر امانت خداست؟خیانت در امانت؟؟؟؟؟؟

4-از دست رفتن سرمایه ی معنوی:خانم یا آقایی که با جنس مخالفتون دوست میشی تصور کن به هر دلیلی رابطه ی شما قطع بشه وشما بعد از مدتی با فرد دیگه ای آشنا بشی و باش ازدواج کنی آیا دیگه سرمایه ای از عشق داری که برای همسرت خرج کنی؟شما تمام عشق و توانتو واسه ی کسی دیگه خرج کردی و حالا.......

5-کم شدن میل به ازدواج در آقایون وبالا رفتن سن در خانوم ها(خانوم ها حتما بخونن):دخترای خوب شما وقتی با یه پسر دوست میشی در واقع داری نیازهاش رو تامین میکنی پس اون آقا به دنبال ازدواج نمیره در واقع دختری که با یک پسر دوست میشه به خودش و همجنس هاش ظلم میکنه.

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:33 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

روشهای آشنایی و شناخت جهت ازدواج


روش سنتی :
انقدر بشینین چشم به درخونه بدوزید که شاهزاده سفید پوش سوار بر اسبش بیاد زنگ خونه رو بزنه یکی دو جلسه هم بشینین تو یه اتاق اولش به هم نگاه کنید بعد بشنینید یه ساعت حرف بزنید اونم چه حرفهایی بعدا بیایید بیرون خوب دیگه به توافق رسیدید برید وقت عقدو عروسی رو تعیین کنید شما خوشبخت میشید.

روش امروزی امر خیری ها  : تو دانشگاه یا تو راه منزل یا اینکه تو تاکسی شایدم هزار جای دیگه طرف شما رو دیده بعد میگه خانوم من از شما خوشم اومده و … عجب !!

روش امروزی دوستی : تو چت باهاش آشنا شدی ؟ همکلاسیته ؟ یا تو خیابون شماره بهت داده ؟ آقا اصلا به من چه به هر حال یه جوری اشنا شدید می دونید اصلا مهم نیست چطوری اشنا شدید این مهمه که بتونید هم دیگرو بشناسید چون اگر طرفتون آدمی باشه که قصد سر کار گذاشتن شما رو داشته باشه از هر طریقی که آشنا شده باشه می تونه سرکارتون بزاره  اما و اما از کجا بدونید طرفتون قصد ازدواج با شما رو داره :
 

از کجا بفهیمد یک پسر قصد ازدواج با شما را دارد یه به اصطلاح سر کار نیستید؟واقعا ازدواج امری خلافه ؟؟ ترس داره ؟ از نظر قانونی اشکال داره ؟ جواب همه اینا منفیه . اولا یه پسر اگر قصد ازدواج داشته باشه در اولین اقدام خانواده خودش رو از رابطه با شما در جریان میزاره اشکال هم نداره . مثلا میره به خانوادش میگه من چند روزه با یه دختر خانم آشنا شدم و هدفم ازدواجه و الان جهت آشنای با هم در ارتباط هستیم همین .همیشه جهت ازدواج منتظر بمانید تا طرف مذکر پا پیش بزاره این نکته مهمیه هستش بعد از مدتی که گذشت منظور از مدتی کمتر از ۶ ماه هستش و دو طرف به یک سطح شناخت نسبی از هم رسیدن در این زمان وظیفه پسر هستش که قبل از خواستگاری شخصا با پدر دختر صحبت کنه البته ممکنه اون پسر در حال حاضر شرایطش برای ازدواج جور نباشه اما واقعا قصدش ازدواج باشه مثلا طرف دانشجو هستش نه کار داره نه سربازی رفته یا حالا کاستی های دیگه خوب چه اشکالی همه که همه شرایط رو یه جا ندارن . اما می تونه با این حال با پدر اون دختر صحبت کنه حتی یک جلسه ملاقات هم بزارن و کسب اجازه کنه که دختر او ناقارو بیشتر بشناسه . به خاطر داشته باشید مردها حرف یکدیگر رو بهتر می فهمند و امروزه هر کسی اینو درک میکنه که پسری که مه شرایط لازم بریا ازدواج رو داشته باشه کم پیدا میشه؟ ازدواج!!!

هرچه سن دختر بالاتر برود انتخابش محدود تر می شود تا جای که حق انتخاب از وی سلب می شود
 در نظر داشته باشید دختران تا یه سنی در بورس هستند یعنی طالب دارند معمولا بین ۱۹ تا ۲۵ سال دیگه اوجشه و تو این سن و سال بهترین خواستگارها بر سر راه آنها سبز می شوند و این در حالیست که ممکنه اون دختر به حرفه یک نفر تو زندگیش دلبسته باشه مثلا دوست پسرش که به اون وعده ازدواج داده حالا چه موقعیتهای خوبی رو باید از دست بده تا اینکه شاید اون آقا یه روز بیاد خواستگاریش تازه اگر خانوادش طرف رو قبول کنند . خوب این دختر خانم دیگه بعد از یه سنی که خواستگارهای خوبشرو از دست داده و دیگه انتخابهاش محدود شده اگر این آقا هم که به امیدش صبر کرده سرکارش گذاشته باشه پس دیگه باید بشینه هر کی اومد قبول کنه چون شاید دیگه کسی نیاد .آیا این بی عدالتی نیست ؟پس اینجا مقصر خوده شما دخترخانم ها هستید ساده نباشید اگر حس کردید طرفتون داره بازتون میده خیلی راحت بهش بگید فلانی اگر قصدد ازدواجه پا پیش بزار . فراموش نکنیدشما اگر خیلی زرنگ باشید فقط فرصت یکبار زندگی کردن رو دارید پس از این فرصت استفاده کنید .

یادمه یه بار یه پسر ۱۹ ساله خودش گل میخره و میره خواستگاری یه دختر ۲۲ ساله شاید همه بخندید اما اون پسر اینقدر شهامت داشته که برای رسیدن به خواسته اش گرچه شاید خواسته ای نا معقول بوده اما با این حال پاشده رفته خواستگاری . به خاطر داشته باشید یه پسر اگر جرات بیان کردن خواسته هاشو نداشته باشه نمی تونه شما رو خوشبخت کنه .آخه باید یه چشمه نشون شما بده  پس حواستون جمع باشه که سرکار نباشید . زیاد به حرف توجه نکنید افرادو در عمل بشناسد در مورد قضیه ازدواج تا پیشنهادی از سوی طرف مذکر ندشاتید هرکگز خودتون پیشنهاد ندید مگر اینکه از طرفیت طرف مقابلتون مطللع باشید و اگر یه پسر با طرفیت باشه هیچ وقت این مسئله رو به روی شما نیمیاره .

هیچ تعهدی بین دو طرف در زمان دوستی وجود ندارداصلا و اصلا دلیل نمیشه چون با هم دوست هستید و پیش خودتون یه حرفهایی زدید که عموما بر پایه احساساته تعهدی داشته باشید . پس وابسته نشید رابطه شما یک رابطه دوستی که هر لحظه ممکنه به هم بخوره هر دوی شما حق انتخاب دارید ندارید ؟ اگر شما موقعیتی بهتر نسیبتون بشه که بدونید درصد بیشتری ازمعیارهاتونه داره آیا منطق میگه ولش کن ؟ نه . پس به جای اینکه در دوران دوستی و حتی نامزدی ( قبل از عقد) پای احساسات رو وسط بکسید سعی کنید هم دیگرو بشناسید . معمولا در دوران دوستی دو طرف صدها بار به هم دیگه ابراز احساسات می کنند و بارها به یکدیگر می گن دوست دارم و از این جور حرفهای قشنگ اما بعد از ازدواج اصلا این واژه هابراشون بیگانه میشه . اینا دسوت داشتن نیست اینا وابستگیه اینا عادته سعی کنید با منطق پیش بروید و به خاطر داشته باشید در دوستی هاتون همیشه یک راه برای جدایی بذارید . 

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:32 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

در چند دهه اخیر به خصوص در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط میان دختران و پسران جوان و نوجوان در کشور ما همواره به صورت یک مسئله و معضل اجتماعی مطرح بوده است.


دوستی دختر و پسر

تصور نوجوانان در مورد جنس مخالف و نیز طرز تلقی آنان در این مورد خاص، مسائلی را به وجود می آورد گویا اینکه برخی از پسران، داشتن دوست دختر را نوعی توفیق و قدرت اجتماعی تلقی می کنند. از این رو برای نشان دادن قدرت خویش سعی می کنند به نحوی با دختری رابطه برقرار سازند. دختران نیز داشتن رابطه با پسران را نوعی جاذبه به شمار می آورند. در عین حال اغلب دختران قصدشان از ایجاد رابطه با پسران، ازدواج است. برای اکثر قریب به اتفاق دختران، دوستی و رابطه با یک پسر به هیچ رو یک دوستی معمولی نیست، بلکه این دوستی و رابطه در تصور و ذهن آنان، همان چیزی است که قطعاً منجر به ازدواج خواهد شد. این تصور نادرست نوجوانان و نیز واقعیت های گوناگون موجود در جامعه، سبب شده است که نوجوانان و جوانانی که به طریق غیرمشروع و غیرمتعارف با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار می کنند، آسیب ببینند. تقریباً تمامی پسران به دوست دختران خود وعده ازدواج می دهند و تمامی دختران نیز تخیل ازدواج با دوست پسر را در ذهن می پرورانند. از آن جا که ماهیت اصلی این تخیلات، رهایی از اضطراب و تعارض عمل نوجوان و جوان، با قواعد و هنجارهای مورد پذیرش جامعه است، لذا در اغلب موارد این گونه دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود و چون به لحاظ اجتماعی این دوستی ها، ناپختگی نیز به شمار می آید، وجود این فکر می خواهد به دختران و پسران آرامش بدهد تا آن ها تصور نکنند که برخلاف قوانین و هنجارهای جامعه رفتار می کنند. بسیاری مواقع این دوستی ها پس از مدتی قطع می شود. علّت این قطع شدن هم این است که هر چند این دوستی ها کارکردهایی را در پس دارد ولی معمولاً حفظ آن ها به دشواری و سختی صورت می گیرد.

سؤالی که به ذهن می آید این است که چه عواملی موجب می شود که دختر و پسر از هم تقاضای دوستی کنند؟

در این مطلب 3 عامل مهم ذکر خواهد شد که هرکدام به ترتیب از عوامل مهم به شمار می روند که عبارتنداز:

خانواده و شیوه های برخورد با نوجوان

خانواده نقش تعیین کننده در این زمینه دارد. یکی از مهم ترین مواردی که در زمینه تربیت اجتماعی می باید در نظر داشته باشیم، آماده ساختن فرزندمان برای رو در رو شدن با جنس مخالف است. امروزه بسیارند خانواده¬هایی که عمری با دیانت و پاکی زیسته اند، لکن به دلیل بی توجهی در تربیت اجتماعی و جنس فرزندان خود، به دلیل رفتار و معروفیت قبیح فرزندانشان، توان آنکه به آسانی از خانه قدم بیرون بگذارند را ندارند.

عدم آموزش حدود شرعی در مورد محرم و نامحرم و حلال و حرام

خانواده ها معمولاً در این زمینه برنامه منظمی ندارند. بسیاری از خانواده ها اختلاط بین بعضی اعضای فامیل را که با یکدیگر نامحرم هستند، مجاز می دانند. آموزش این حدود و مراعات آن ها نه تنها نشانه عقب ماندگی و یا محدودسازی فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجّه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعی است. هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد، به جزئیات و دقایق زندگی و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعی با دیگران توجه بیشتری می کند.

سخت گیری در مورد ازدواج

امروزه افکار گوناگونی ذهن های پدران و مادران را در مورد ازدواج احاطه و مخدوش کرده که این افکار در عمل موانع زیادی در مورد ازدواج ایجاد می کند. برخی از این افکار ریشه در فرهنگ آن خانواده دارد. از جمله افکاری که ما شاهد آن هستیم، اصرار پدر و مادر برای ازدواج دختر و یا پسر با فرد به خصوصی است. این عامل است که جوان به سراغ ازدواج نرود و خود را با دوستی های زودگذر جوانی سرگرم کند و وقتی چشم باز می کند، می بیند که سن جوانی پایین یافته و قدم به سن میانسالی گذاشته است. پس چه خوب است که هم پدر و مادر و هم دختر و پسر سخت گیری های خود را پایین آورده تا جامعه با وجود این جوانان در هر حال پاک و دور از هر آلودگی باشد.

بنابراین بحث بر سر ارتباط بین دختر و پسر در جامعه ما یک بحث ضروری برای حفظ جامعه است که لازم است این مطلب از زوایای گوناگون مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:30 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

براز محبت دختر به پسر

محبت قلبی بوجود آمده به منظور آشنایی با یکدیگر و فراهم کردن مقدمات ازدواج را چگونه می توان به دیگری تفهیم کرد و آیا اصولا صحیح و معقول و پسندیده است محبت و علاقه باطنی خود را به طرف مقابل (که از جنس مخالف است) تفهیم کنیم و آیا پی آمدها و عوارضی به دنبال نخواهد داشت؟ 

 

 برخی روان شناسان با انواع نیازهای مختلف انسان و سطح بندی آن، بر اهمیت نیازهای عاطفی در دوران نوجوانی و جوانی و لزوم تأمین آن توسط گروه همسالان تأکید می ورزند و معتقدند این نیاز یکی از نیازهای عالی انسان است و همسالان با ایجاد ارتباط مثبت عاطفی می توانند به تأمین آن بپردازند. اما آن چه در ایجاد رابطه دوستی و اظهار محبت به دیگری از اهمیت زیادی برخوردار است آن است که به چه کسی و تا چه محدوده ای این کار انجام گیرد که هم آن نیاز عاطفی پاسخ داده شود و هم عوارض و پیامدهای منفی نداشته باشد و به عبارت دیگر به چه هزینه ای می خواهیم این نیاز را تأمین و ارضاء کنیم. همان طور که در تأمین دیگر نیازهای زیستی، اجتماعی و شناختی به این چگونگی توجه می شود مثلا برای تأمین نیازهای فیزیولوژیک و زیستی خود دست به هر اقدامی نمی زنیم و با هر چه جلوی ما قرار گرفت استفاده نمی کنیم بلکه سعی می کنیم گزینش کرده آن هم گزینش عقلانی و طبق معیارهای صحیح و آن چه تناسب بیشتری با وضعیت جسمانی ما داشته باشد بهره می گیریم با هر گونه احتمال ضرری در تصمیم گیری خود تجدید نظر کرده و از لذت لحظه ای و کوتاه مدت آن می گذریم.

بنابراین چه خوب و شایسته است همین مکانیزم را در مورد این نیاز همچون نیازهای زیستی به کار ببریم یعنی آنچه تناسب بهتر و بیشتری با کل شخصیت انسان دارد مورد توجه قرار داده و آن چه نامتناسب است یا متضاد و معارض با ویژگی اصلی انسان است و سلامت روحی و روانی انسان را تهدید می کند به کناری گذاشته و از آن دوری کنیم. شکی نیست چنین گزینش عقلانی و مبتنی بر ندای حقیقت یاب درون، نیازمند شناخت کافی و تحمل در برابر خواست های موقت بعد غیر حقیقی انسان است.

 

 اکنون این سؤال مطرح می شود که اظهار محبت به جنس مخالف چه پیامدهایی به دنبال دارد؟

الف: زیاده طلبی

کمال طلبی انسان در هر بعدی از ابعاد جسمانی و روانی زبان زد همگان است. در تمام زمینه ها این کمال خواهی ظهور و بروز دارد و با اندک تأملی در رفتار خود و دیگران می توان این صفت را کشف و مشاهده کرد. اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همین موارد است، با یک سلام و احوالپرسی ساده و مختصر آغاز می شود و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع می شود ولی به تدریج نوع رابطه و گفتگو تغییر پیدا کرده و به میزان و کمیت آن نیز افزوده می شود و تا آنجا پیش می رود که تمام انرژی عاطفی فرد را می خواهد. بنابراین ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشاء سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمی را به دنبال نداشته باشد) دلیل موجه و قابل قبولی را نمی شناسیم. در واقع اگر هم باعث سوء تفاهم نشود باعث سوء رفتار می شود و به تدریج در گردونه ای وارد می شوند که چه بسا هیچ کدام خواستار آن نبودند. گردونه ای که گاهی رهایی از آن مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی، جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن بست شدید است.

ب. وابستگی

 با شکل گیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی آنها به یکدیگر و تشدید آن فراهم می شود. از آنجا که نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانی به اوج خود می رسد و  به شکل خودکار دختر و پسر در این کانال قرار می گیرند و هوشیارانه و در اکثر موارد به طور ناهوشیار گرفتار چنین گردابی می شوند و آن را با عنوان های عرف پسند و موجه پوشش می دهند و باطن غیر موجه آن را با پوشش های ظاهری نیکو و پسندیده جلوه گر می نمایند.علاقه ابتدایی شدت یافته و علی رغم تصمیم اولیه دو طرف یا یکی از آنها، کم کم به وابستگی به یکدیگر تبدیل می شود. این وابستگی آفت بزرگی برای تمرکز حواس، تحصیل و تفکر عمیق در امور درسی آنها می شود به گونه ای که گاهی مطالعه و حضور در کلاس درس را غیر ممکن می سازد وهر کدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز حتی در کلاس درس در فکر طرف مقابل است.

آزار گری : گناه متجاوز یا قربانی؟

ج. احساس گناه

 شکی نیست که ما در جامعه دینی زندگی می کنیم و اکثریت مردم  از آموزه های دینی و اخلاقی متأثر هستند و به آنها احترام می گذارند. اظهار محبت و طرح رابطه دوستی با جنس مخالف از جمله رفتارهایی است که جامعه دینی و ارزشی آن را نمی پسندد و اگر اندک دقتی به متون دینی و فرمایشات رهبران دینی صورت گیرد روشن می شود که ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانینی خاص برخوردار است و آن چنان آزاد و بدون محدودیت نیست،  بلکه نگاه اسلام به این گونه ارتباط ها منفی است و همه را از ایجاد ارتباط عاطفی و احساسی با جنس مخالف باز داشته و نهی کرده است.حال اگر به هر دلیلی (عدم آگاهی، غفلت)، فردی مرتکب چنین رفتاری شد مدت زمان زیادی نمی گذرد که جوان به خود می آید و به گذشته خود می اندیشد و رفتارهای خود را با ملاک ها و معیارهای اخلاقی و شرعی مقایسه کرده و آنها را محک می زند و یا با قرار گرفتن در موقعیت ها و شرایط زمانی و مکانی معنوی دچار پشیمانی شده و اگر نتواند به درستی از این فضای روانی خارج شود به احساس گناه منفی تبدیل شده و این احساس گناه منشأ بسیاری از ناگواری های روحی و روانی می شود؛ احساس گناه بیش از حد همراه با یأس و ناامیدی مطلق، توان حرکت به سوی اصلاح و تغییر رفتار و مسیر زندگی را از فرد سلب می کند.

برای امر مهم و حیاتی ازدواج باید ابتدا به تحقیق و بررسی پرداخت و سپس در صورت داشتن قابلیت ها و صلاحیت ها در فکر ایجاد علاقه بود نه آنکه با عینک محبت و علاقه به بررسی اوضاع و احوال ویژگی های وی اقدام نمود .

به نظر می رسد یکی از پیش نیازهای ضروری ازدواج آشنایی دو طرف از ویژگی های رفتاری، شخصیتی، اخلاقی و خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و ... یکدیگر است و هر دو طرف با دقت و حساسیت زیاد و با استفاده از راه های مختلف تحقیق و بررسی باید به اطمینان دست یابند که می توانند با آغاز زندگی مشترکشان به آرامش رسیده و عامل رشد و بالندگی و کمال یکدیگر می شوند. به عبارت دیگر از طریق همین آگاهی های واقع بینانه؛ دو طرف در خواهند یافت که آیا با یکدیگر تناسبی دارند یا نه؟ ولی نکته قابل توجه این است که چگونه و طبق چه مکانیزمی دو طرف به این هدف دسترسی پیدا کنند و آیا می توان با ایجاد رابطه عاطفی و  با اظهار محبت به فرد مورد نظر به گونه ای که سوء تفاهم هم نشود به این هدف دست یافت و به روحیات و ویژگی های اخلاقی و خانوادگی و ... همدیگر پی برد؟

انتخاب همسر

 ما بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقدیم بیشتر ارتباط هایی که با همین قصد و نیت موجه و معقول شکل می گیرد مبنایی و یا انگیزه دیگری غیر از آن چه به زبان جاری می کنند دارد(به خصوص اگر تقاضا کننده جنس مذکر باشد). در واقع تقاضای آشنایی با یکدیگر قبل از ازدواج، صرفا پوشش به ظاهر مقبولی است که فرد بدین وسیله می خواهد دلیل موجه و معقولانه ای برای ارتباط های عاطفی و اظهار محبت های غیر مجازشان قرار دهد و توجیهی برای آن باشد.عده ای دیگر نیز هستند که به طور ناهشیار گرفتار چنین دامی می شوند  ولی چون غریزه جنسی انسان بخصوص در دوران جوانی بسیار قوی و شدید است و از طرف دیگر حیله های شیطانی نیز دراین مورد بسیار پیچیده ، مرموز و متعدد است با طرح انگیزه های معقول و موجه به طور ناهوشیار وارد چنین صحنه خطرناکی می شوند . آسیب می بینند.

 

با ایجاد چنین ارتباطی به هر شکل که متصور است (مکاتبه ای، تلفنی، حضوری و ... ) و شکل گیری علاقه اولیه بین دو طرف امکان تحقیق و بررسی واقع بینانه را به تدریج کاهش داده و بیشتر به دنبال نکات مثبت طرف مقابل است و از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت کرده و تحقیقی که باید واقع بینانه و دور از هر گونه سو گیری باشد دچار سوگیری و یا تعصب خواهد شد. و شما خوب می دانید که هر تحقیق علمی و واقع بینانه ای باید از هرگونه تعصب و سوگیری به دور باشد تا درجه واقع نمایی آن بیشتر و ارزش علمی و عملی پیدا کند.

 

 خلاصه آنکه برای چنین امر مهم و حیاتی باید ابتدا به تحقیق و بررسی پرداخت و سپس در صورت داشتن قابلیت ها و صلاحیت ها در فکر ایجاد علاقه بود نه آنکه با عینک محبت و علاقه به بررسی اوضاع و احوال ویژگی های وی اقدام نمود . بنابر این باید گفت آن عشق و علاقه ای باعث کمال و رشد و آرامش خانوادگی می شود که پس از پیمان زناشویی و تعهد به زندگی مشترک ایجاد شود .

 

 

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:29 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

روز اول دانشگاه برای همه پر از خاطره است. احساس موفقیت و افتخار، کشیدن یک نفس راحت بعد از کنکور، آماده شدن برای محیط تازه و تجربیات نو و... . یکی از جالبترین خاطرههای روز اول دانشگاه را رضا، دوست شیرازیم، برایم تعریف کرد. روز اول به مناسبت ورود ما به دانشگاه جشن مفصلی گرفته بودند و بعد از ثبتنام و جشن، دانشجوهای سال بالایی قسمتهای مختلف دانشگاه را به ما نشان میدادند. بیشتر دانشجوها نسبت به محیط جدید احساس غریبی میکردند. اما داستان در مورد فرشته فرق میکرد. او دختر صمیمی و خونگرمی بود که از همان اول شروع کرد با اولین نفری که کنارش بود یعنی رضا صحبت کردن. رضا که هیچوقت رابطه مستقیم با دخترها نداشت و از خانوادهای سنتی و مذهبی بود، اولش خجالت میکشید. ولی کمکم یخ او هم آب شده بود و شروع کرده بود به گرم گرفتن با فرشته. در تمام روز اول دانشگاه، شاید تنها کسانی که با هم مشغول صحبت شدند، رضا و فرشته بودند.

بعدها رضا برای من تعریف کرد که آنشب از خوشحالی تا صبح نخوابیده و احساس میکرده عشق رویاهایش را پیدا کرده است. یکروز صبح که رضا به عشق دیدار فرشته راهی دانشگاه شده بود، فرشته به محض دیدار او سلام و احوالپرسی گرمی کرده بود و با هم به طبقه سوم دانشگاه که کلاسها برگزار میشد رفته بودند. اما پیش از رفتن سر کلاس، فرشته پسر قدبلندی را که از آنجا رد میشد، صدا زد و رضا را به او معرفی کرد. «فرید، این رضا همکلاسیمه که برات تعریف کردم؛ رضا، فرید شوهرم.»

هنوز هم زمانی که رضا این خاطره را تعریف میکند، از خجالت سرخ میشود. از این خاطراتِ عشقِ در یک نگاه و در یک روز، تا دلتان بخواهد به یاد دارم. هر چند که با گذشت زمان و شروع کلاسها، روابط بیشتر از روزهای قبل برمبنای شناخت افراد از هم شکل میگیرد، اما بسیاری از عشقها در همان روزهای اول به دلیل کمبود شناخت افراد از جنس مخالف، تفاوتهای فردی و تفاوتهای فرهنگی، به سادگی به ناکامی کشیده میشود.   

(مانی- ر، دانشجوی کارشناسی ارشد)

  ترم اولیها و جنس مخالف

جوانان یا بهتر بگوییم نوجوانانی که به عنوان دانشجو، زندگی پرفراز و نشیب دانشگاهی را آغاز میکنند، در دوستی با افراد جنس مخالف که البته دارای برخی فایدههای روانی و اجتماعی است- گاه دچار مشکلات و بحرانهایی میشوند که تا سالیان دراز، همچون ابری تیره بر آسمان زندگی آنها سایه میافکند و شادابی و کامروایی را از آنها دور میکند.

در این نوشتار به کوتاهی ویژگیهای سال اولیها، انگیزههای آنها از برقراری رابطه با جنس مخالف، پیامدهای آن و نیز روشهای پیشگیری و رهایی از آسیبهای اینگونه دوستیها را بیان میکنیم.

 

  سال اولی کیست؟

  بیشتر سال اولیها پسران و دخترانی هستند 19،18ساله، که تا حدود سه ماه قبل از ورود به دانشگاه دانشآموزانی بودهاند تلاشگر و پرکار که زمان زیادی را به درس و مشق مدرسه میگذراندهاند و تنها نگرانی و دغدغه فکری آنها پذیرفته شدن در دانشگاه بوده است.

  در دوران دانشآموزی، پدران و مادران آنها، بهویژه در دوسال آخر مدرسه، همه نوع حمایت عاطفی، مالی و امکاناتی را به اندازه توان خود، در اختیار فرزندانشان قرار میدادند و در کنار محبت و حمایت زیاد و بیدریغ، بر تمام کارهای آنها از قبیل زمانهای رفت و آمد، خوابیدن و استراحت، شیوة گذراندن اوقات فراغت و خصوصیات دوستان و خانوادههایشان نظارت میکردند.

  بیشتر سال اولیها، تا پیش از ورود به دانشگاه تماس زیاد و نزدیکی، حتی با جوانان غیرهمجنسِ فامیل هم نداشتهاند.

  آنها در زمان دانشآموزی، کشش جنسی خود را با پشتوانة تربیت دینی و بهخاطر نهی و مراقبت والدین و نیز خستگی ناشی از پرکاری، مهار میکردند و یا رهایی از آن را به رؤیاهای شبانه و روزانه میسپردند.

  از سوی دیگر چون نظام آموزشی ما در ایران، تأکید خود را بر حفظ کردن مطالب دهها کتاب پرحجم درسی گذاشته و به تأیید و حمایت خانوادههای ناآگاه و نگران، و همنوا با بنگاههای آزمند تقویتی و کنکور، شعار «زگهواره تا گور تستی بزن!» را به جای آموزههای «زگهواره تا گور دانش بجوی» و «توانا بود هر که دانا بود» نشانده است، نوجوانان ایرانی، نهتنها مهارتهای برقراری ارتباط، حل مسئله، مهار خشم، ابراز وجود، خویشتنداری و مقابله با استرس را نمیآموزند، بلکه با وجودهایی آکنده از اضطراب، کمرویی، ضعف اعتماد بهنفس و احساس گناه و سرمست از رتبههای یکرقمی و دورقمی، به غرقاب محیطی پر از ابهام و مشکل با و پرسشهای جدید پرت میشوند!

آری، در آغــــــاز زندگی دانشجویی، پرندههای نورسی بودید که تا دیروز در زیر پر و بال مادران خود آرام گرفته بودید. ماشینهای خودکار حفظ کتابها وگزینهها، قهرمانان خوشباور عشقهای خیالی، خستگان و آزردگان عرصه درس و تست! عصیانگران خشمگین از مراقبتهای گاه و بیگاه بزرگترها، و خاموشان پرآزرمِ از به زبان آوردن یا به خیال کشیدن نام و نشان دختر یا پسری آشنا و بیگانه، یکباره خود را در کنار دهها نفر از همسالان جنس مخالف میبینند، هیجانزده و نگران میشوند و هرکدام با انگیزهای در دام نگاهی، لبخندی و کلامی میافتند.

 

  انگیزههای ارتباط

کشش طبیعی: مهمترین انگیزه توجه به جنس مخالف، کششی است سالم و غریزی که خداوند در نهاد انسان قرار داده است. در مقالههایی که در شمارههای قبل سپیده دانایی نوشتهایم، یادآور شدهایم که سیمای دوستی با جنس مخالف در سه دورة تحولی: تولد تا 6 سالگی، 7 تا 12سالگی  و نوجوانی و بعد از آن، با هم تفاوت دارند. از سن 13 سالگی، همزمان با افزایش ترشحات غدد درونریز، رشد ابعاد جسمی و پدیدار شدن ویژگیهای اولیه و ثانوی جنسی، توجه به محرکهای جنسی و جنس مخالف در نوجوان بیدار میشود و به مرور شدت میگیرد.

فراهم بودن زمینه دوستی: چون دختران و پسران زیادی یا با هم در یک رشته درس میخوانند و یا در یک دانشگاه کنار هم هستند، فرصت زیادی برای تماس با یکدیگر  پیدا میکنند.

آزادی برای برقراری ارتبــــــــاط: دانشجویان چه در شهر خود درس بخوانند، چه در شهری دیگر، مانند دوره دبیرستان در معرض نظارت و مراقبت شدید والدین و بزرگترهای خود نیستند. از این رو، راحتتر و بدون واهمه میتوانند اقدام به دوستی با جنس مخالف کنند.

استقلالطلبی: عدهای از جوانان که فکر میکنند قبل از دانشگاه استقلال و آزادی عمل نداشتهاند، بیش از دیگران حریصاند که استقلالطلبی خود و رهـــــا شدن از محدودیتهـــای خانوادگـــی را با گرفتن دوســـت دختر یا پسر برآورده سازند.

شـــرایط روحــی: روانرنجوری ناشی از مشــــــکلات زندگی قبلی، یا اضطــــراب و احسـاس تنهایی در زندگی جدید، بعضی را وا میدارد که برای به دست آوردن آرامش خود به سوی رابطه با جنس مخالف کشیده شوند؛ رابطهای که ثابت شده در مراحل اول دوستی، به راستی منبعی شادیآور و تسکیندهنده است.

فشار گروه همسال: نوجوان و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر میپذیرد. از این رو اگر در دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و بهخصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستیها را نشانه عقبماندگی و تحجّر بدانند، جوان تازهوارد نمیتواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد.

 آمادگیهای پیشین: با آنکه گفتیم بیشتر سال اولیها در گذشته نزدیک، دانشآموزان تلاشگری بودهاند که با مراقبت والدین خود، فقط درس میخواندهاند و جز شرکت در کلاسهای گوناگون رسمی و غیررسمی، سرگرمی دیگری نداشتهاند، اما متأسفانه برخی از دانشجویان بزرگتر و درگیر رابطه با جنس مخالف، گزارش دادهاند که حدود 40درصد آنها از دوران دبیرستان و حتی دوران راهنمایی دوستی با جنس مخالف را شروع کردهاند و به این کار آگاهی کامل دارند! اینان آزمندتر از دیگران، همچون مصرفکنندگان مواد مخدر، ناآرامی و نیاز برانگیخته شده خود را  با دوست گرفتنهای متعدد، آنهم در یک زمان! رفع میکنند.

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:28 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

 گل

با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذکر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده کرد  که هریک از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین کننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از:

1-  برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل :

 این نوع برخورد بر اساس درکی که انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی که برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می کند که در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد . چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود که انسان به نیازهای روانی خود در کنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخوردِ احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این که جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .

2-  برخورد مبتنی بر شرم افراطی :

بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح" شرم" و" حیا" بپردازیم . شرم که بیشتر مترادف با خجالت کشیدن و یا کناره گیری کردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یک برخورد اجتماعی . فردی که دچار شرم است ، در یک موقعیت اجتماعی خاص نمی تواندرفتارمناسب و مطلوبازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یک صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی که خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی که شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید . انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی که وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین کاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری کرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است . با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یکدیگر تفکیک کنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی که برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:26 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

  دختر خانم  که در فرهنگی مشترک با ما در کشورهای فارسی زبان زندگی می کنی . مهم نیست که پایبند کدام آیین و دین هستی ، ما مطمئن می باشیم که شما دختران فارسی زبان می دانید که در فرهنگ و سنت سرزمین شما باکره بودن یک اصل بزرگ برای دختران  بشمار می رود . ما به شما اطمینان می دهیم حتی پسرانی که در دوره تجرد با دختران زیادی رابطه جنسی دارند ، در هنگام ازدواج به دنبال دختران باکره می گردند و باکره بودن دختر را یکی از شروط همسر خود اعلام می کنند . این را مشاوره های صورت گرفته با این سایت تایید می کند . ما مطمئن هستیم شما یک رابطه عاشقانه را به بی بندوباری جنسی ترجیح می دهید .اما برای کمک به شما در گفتن “ نه”  تلاش خواهیم کرد.

مهارت نه گفتن مهارتی است که با تمرین و ممارست فراگرفته میشود ولی در اینجا برخی از عبارتهایی که معمولا” توسط فرد مقابل بکار برده میشود تا شما را متقاعد کند که با او رابطه جنسی داشته باشید را آورده ایم . در مقابل عباراتی را که شما می توانید در پاسخ به او بکار ببرید تا او را منصرف نمائید پیشنهاد کرده ایم.

عبارت های بکار رفته توسط فردی که تلاش میکند شما را متقاعد کند که با او تماس جنسی داشته باشید.

پاسخ های احتمالی و پیشنهادی توسط شما برای نه گفتن مؤثر .

این روزه ها همه دختر ها و پسر ها  تماس جنسی دارند

پس حالا تو می تونی کس دیگری رو پیدا کنی؛ من هر کسی نیستم؛ من برای خودم فردی مجزا و خاص هستم

تو هنوز یک دختر باکره هستی (تمسخر)

من افتخار میکنم که هنوز باکره هستم. من می تونم در ظرف چند ثانیه شبیه تو بشم اما هرگز  تو نمی تونی مثل من بشی

به من نشون بده که چقدر منو دوست داری  

تو هم  با انتظار کشیدن تا زمان ازدواج  به من نشون بده که  چقدر منو دوست داری

چطور من بفهمم که تو می تونی بچه دار بشی؟

آیا تو فقط زمانی می تونی منو دوست داشته باشی که من از تو بچه داشته باشم؟

تو با اولین تماس جنسی باردارنمی شوی

من به بلوغ رسیده ام البته من می تونم باردار بشم

هیچکس نخواهد فهمید

خدا می بیند؛ من خواهم دانست، و تو هم خواهی دانست

تو فکر میکنی ممکنه من ایدز داشته باشم  

آیا من مثل یه احمق هستم ، هر کسی میدونه که تو می تونی سالها عفونت ایدز را در خود داشته باشی قبل از اینکه به ایدز تبدیل شود

نگران نباش من کاندوم استفاده میکنم  

اگر نه تماس جنسی داشته باشم و نه کاندوم مصرف کنم من هرگز نگران نخواهم شد

ما به هر حال  با هم ازدواج میکنیم

پس ما می تونیم صبر کنیم و شب ازدواجمان را یک شب بیاد ماندنی بکنیم

تماس جنسی چیز نرمال و طبیعی است  

مثل مرگ ، من فکر میکنم من صبر خواهم کرد تا زمان مقرر شده توسط خدا برای هر دومون برسه

من بدنبال کسی دیگر خواهم رفت اگر تو نمی خواهی تماس داشته باشی  

پس برو پیدا کن

من به تو روشهای عالی رو نشون میدهم  

خدا رو شکر! برای انتظار تماس جنسی با همسرم عالی خواهد بود 

ما می تونیم با همین یک بار خلاص بشیم

من ممکنه از نظر جسمی از شر اون خلاص بشم اما نمی تونم از احساسات یا وجدان خودم خلاص بشم

 
[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:24 ] [ عباسعلی بلقان آبادی ] [ آرشیو نظرات ]

در ضمینه حد و حدود محرم و نامحرم یا حتی حفظ فاصله فیزیکی با جنس مخالف حتی برادر و خواهر مطلبی هست که مثالی در موردش میزنم.

یک پسری توی چت از من سوال میکرد که چیکار کنم در رابطه جنسی با دختر اون درد کمتری داشته باشه. وقتی بیشتر ازش خواستم برام تعریف کنه که با چه کسی رابطه دارد و چگونه، گفت:

من با دخترعموم دوست هستم و از چندین سال پیش با بدن همدیگه ور میرفتیم تا چند مدت پیش که خونمون کسی نبود به یه بهانه ای راضیش کردم اومد خونه ما بعد که کمی با هم ور رفتیم ازش خواستم تا با هم رابطه بیشتر جنسی را تجربه کنیم وقتی که بهش اصرار کردم راضی شد و فقط چون دردش میآمد کمی وسط کار مخالفت میکرد ولی جلو کار من را نگرفت و من هم بهش تجاوز کردم.

بعد که بهش گفتم چجوری راضی شد به این راحتی تسلیم تو بشه ، گفت: اون عاشق منه هر کاری بگم میکنه.

نکته جالب اینجاست وقتی که ازش سوال کردم تو هم او را دوست داری و میخواهی باهاش ازدواج کنی، گفت: نه اصلا

سوال:

این وسط چه کسی بیشترین ضرر را کرده؟

اگه دخترها قبل از خاستگاری عاشق کسی نشوند و اینطور راحت خود را در اختیار پسرها قرار ندهند این طوری ضرر میکنند و پسری میتواند ازشون سواستفاده کند؟

پیشنهاد میکنم داستان شیرین و فرهاد را با دقت بخوانید و ببینید که شیرین به توصیه دایه خود ، خود را به راحتی تسلیم خسرو نکرد و اول او را امتحان کرد و بعد از ازدواج خود را تسلیم به عشق خسرو کرد نه شهوتش.

در مورد خواهر و برادر هم که گفتم چون چند مورد را خبر دار شدم که پسر به خاطر بد پوششی مادر یا خواهر خود به آنها نظر دارند.

یک پسر 13 ساله میگفت مادرم لباس تنگ میپوشه که وقتی راه میره باسنش تکون میخوره شهوتی میشم و در مواقعی که پدرم خانه نیست و مادرم تنها خوابه میرم با باسنش ور میرم.

یا پسری که خواهر خود را به رابطه جنسی با اون راضی کرده است.

و مثالهای زیادی از این قبیل.

همانطور که اسلام به بانوان گفته است حجابت به پسرها نیز گفته است نگاهت

بعضیها میگویند که پسرها نگاه نکنند ولی به این توجه نمیکنند که هم دختر و هم پسر همدیگه را جذب میکنند وقتی که دختر زیباییهای خود را نمایان میکند خب پسر هم طبیعتا جذب میشود دیگر و خیلی کم پیدا میشوند پسرهایی که بتوانند جلوی این میل غریزی را بگیرند و نگاهشان را منحرف کنند.

بهترین راه: اگر همه ما چه پسر و چه دختر مخصوصا دختر که بهتر میتواند کمک کند در سالمتر شدن جامعه بیاییم و منطقی فکر کنیم و تاثیرات اعمال و رفتار و پوششمان را بر جامعه بررسی کنیم و با مراعات این موارد به امینیت خود و جامعه و خانواده خود کمک کنیم

این را هم بگویم اسلام برعکس اون کسانی که فکر میکنند سخت گرفته اتفاقا خیلی هم راحت گرفته و برای همه این نیازها راههای مختلفی گذاشته حتی برای کسی که توانایی ازدواج را ندارد و اگر به همه قوانین الهی با دقت فکر کنیم و عمل کنیم میبینیم که اکثر این قوانین امنیت بانوان گرامی را بالا میبرد.

درسته که متاسفانه بعضی از این چادریها از بی حجابها بدتر هستند ولی باز هم خدارا شکر درصدشان خیلی کمه و بیشتر محجبه های ما با حیا و با عفت هستند همچنین در بین بی حجابها دختر باعفت هست ولی متاسفانه از بی عفتها کمتر هستند و با اینکه بی حجابهای با عفت هم داریم ولی متاسفانه با اینکه خود نمیخواهند و ناآگاهانه باعث منحرف شدن پسرها میشوند و اگر خود رضایت ندهند به رابطه با پسر اون پسری که منحرف شده یکی دیگه را پیدا میکند.

سوال:

پسرها پیشنهاد دوستی را بیشتر به چه دخترهایی میدهند به دخترهای با حجاب یا بی حجاب؟

چرا بیشتر سراغ بی حجابها میروند، آیا به خاطر این نیست که شانس آنها در ارتباط برقرار کردن با دختر های بی حجاب بیشتر از باحجابها هست؟

وقتی پسری در خیابان یا چت به دختری پیشنهاد دوستی میدهد به چه دلیل است مگه اون دختر را میشناسد که دنبال دوستی با اون هست یا اینکه قصد دیگری دارد و به خاطر خوشکلی و تیپ اون دختر این پیشنهاد را میدهد؟

وقتی پسری که دختر را نمیشناسد و دلیل علاقه اون به ایجاد رابطه ظاهر دختر باشد، حتی اگر هم به ازدواج منتهی شود چند درصد احتمال دارد که خوشبخت بشوند و آیا کمی که گذشت و قیافه دختر تغییر کرد آیا باز هم اون را مثل قبل دوست خواهد داشت یا به طلاق کشیده میشود؟

آیا پسری که اولین رابطه خود را بر اساس ظاهر دختر برقرار میکند، ظاهر بقیه دخترها بر روی او تاثیر نخواهد گذاشت و همچنان عاشق همان دختر اولی خواهد بود یا رفتارش با دختر اولی تغییر میکند؟ آیا میتواند به زندگی با اون دختر ادامه دهد یا او را ول میکند و به سراغ دختری دیگر میرود؟

آیا ظاهر همان دختر اول اینگونه بر زندگی دیگران تاثیر نمیگذارد و باعث از هم پاشیدگی خانواده ها نمیشود؟ اگر ظاهرش باعث جدایی یک خانواده بشود آیا خانواده او از هم گسیخته نخواهد شد؟

از هر دست بدهی از همان دست میگیری حتی اگر ناخواسته باشد.

دست بالای دست بسیار است.

به امید جامعه ای منطقی و سالمتر موفق باشید عزیزانم


عواقب رابطه دختر و پسر قبل ازدواج

عواقب رابطه دختر و پسر قبل ازدواج

ارتباط دختر و پسر به مدت 1 الی 2 سال بدون اطلاع خانواده ها، برای آشنایی بیشتر برای ازدواج چگونه است؟

پیامدهای روابط دختر و پسر پیش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] می‏توان به این امر پرداخت.
به طور کلی روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پیش از ازدواج، دارای آفت‏ها و آسیب‏های روانی و اجتماعی جبران ناپذیری است. در ذیل به چند نمونه از این آسیب‏ها اشاره می‏شود:

1. فقدان شناخت درست و واقع بینانه: معمولا ادّعا می‏شود این گونه روابط و دوستی‏ها به انگیزه ازدواج شکل می‏گیرد، ولی با کمی دقّت فهمیده می‏شود، روح حاکم بر این گونه دوستی‏ها، عشق‏ورزی کور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می‏فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند.
در حالی که تصمیم‏گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکیه بر عقلانیّت و خردورزی ممکن است. دوستی‏های قبل از گزینش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را کور می‏سازد و اجازه نمی‏دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف انجام می‏گیرد. به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه، زندی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.

2. ایجاد جو بدبینی: این گونه دوستی ها نه تنها مشکلی را برای دختران و پسران حل نمی‏کند بلکه بر مشکلات آنان می‏افزاید.
این گونه دوستی‏ها و روابط اگر به ازدواج بی‏انجامد پس از مدتی از شکل‏گیری زندگی جو بدبینی و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود می‏گوید این دختر وقتی به راحتی با من پیوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابر این از کجا معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است. از کجا معلوم که در آینده با این که همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نکند؟
دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد.
بر این اساس این گونه ازدواج‏ها دارای پایه واساسی سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که سریع منجر به طلاق و جدایی می‏گردد.
بر اساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوج‏هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می‏کنند زندگی زناشویی آنها با مشکلات عدیده‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می‏شود. به گزارش ایسنا، دکتر «کاترین کوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت: طبق آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند. کوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد این است که زوجین چندان انگیزه‏ای برای حل درگیری‏ها و حمایت از مهارت‏های خود ندارند. وی افزود: به نظر می‏رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق می‏شود. وی در پایان گفت: می‏توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی‏شود [روزنامه جمهوری اسلامی – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]

3. افت تحصیلی یا رکود علمی: این گونه روابط باعث می‏شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات‏های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ‏ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری وروحی است.
دل‏مشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید می‏آید بزرگ‏ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه‏ها توصیه می‏کنند. حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

4. عدم اسقبال از تشکیل کانون خانواده: این گونه روابط و دوستی‏ها معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شکل می‏گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود. متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی‏شود. عشق حقیقی و پاک با هوس‏های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی و افول می‏نهد. جاذبه و دل ربایی‏ها مربوط به روزها و ماه‏های اول دوستی است. ولی دیری نمی‏پاید که این روابط عادی شده و به جدایی می کشد. حس تنوع طلبی انسان از یک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث می‏شود برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند جامعه‏ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچ‏گونه ضمانتی برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبی‏ها و کمالات والای انسانی در پرتو تشکیل خانواده‏ای سالم، به فعلیت می‏رسد.

5. اضطراب، تشویش و احساس نگرانی:در دوستی‏های موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی‏ها وجود دارد، این گونه دوستی‏ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است.
وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می‏گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر این وجود چنین دلهره‏ها و اضطراب‏هایی که گاهی لطمه‏های جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسیب‏های این گونه روابط است.

6. محرومیت از ازدواج پاک: هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاکی‏ها و نجابت است. دخترانی که در پی این روابط آلوده هستند در حقیقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و این امر باعث می‏شود که آن‏ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته این گونه روابط ناسالم حتی در ازدواج پسران نیز تاخیر ایجاد شود و دختران بیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند. در پایان به چند پرسش اساسی اشاره می‏شود:
1. به نظر شما یک رابطه و پیوند مطلوب چه ویژگی‏هایی دارد؟
2. آیا روابطی که بر پایه هوسرانی‏ها و سرگرمی‏های زودگذر است، می‏تواند روابطی پایا و پویا باشد؟
3. آیا هر انسانی با هر صفت و ویژگی شایسته ارتباط و دوستی است؟
4. آیا پسندیده نیست که انسان سرمایه عشق و محبت خود را برای زندگی آینده خویش پس انداز کند.

رعایت حدود الهی:
شکی نیست دوران جوانی, دوران خاص و ویژه ای است و به خاطر طولانی بودن دوران تجرد غالب دانشجویان و خطرات جدی و زیاد آشکار و پنهان غرایز نفسانی و جنسی, مراقبت و توجه بیشتری را طلب می کند و لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود با جنس مخالف را از نظر کمی و کیفی تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت اکتفا کنند.
به عبارت دیگر تا زمانی که ضرورتی ایجاب نمی کند حتی الامکان روابط با نامحرم برقرار نشود. زیرا زن و مرد جوان بخصوص اگر مجرد باشند چه بسا همین هم صحبت شدن ها، غرایز جنسی دو طرف یا یکی از آنها را تحریک کند و به الفت و محبت شهوانی و غریزی بین آنها بیانجامد و نقطه آغازی برای غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود هر چند ممکن است در ابتدا هر دو طرف قصد و نیت پاک و خداپسندانه ای داشته باشند و یا به انگیزه رشد و کمال معنوی و ... باشد. لازم به ذکر است این مطلب یک ادعا نظری صرف نیست بلکه پشتوانه آن تجربه بسیاری از افراد است که به اقرار خودشان در ابتدا به قصد و نیت پاک و مقدسی به گفتگو و ارتباط پرداختند ولی پس از مدت زمان کوتاهی به جایی کشیده شده که هیچ یک از آنها حتی گمانشان را نمی کردند.
اما اگر برقرار کردن ارتباط کاری را ضروری می دانید و به خود و ایشان اطمینان دارید که مسایل شرعی را رعایت کنید، اشکال ندارد ولی باید همیشه متوجه این حقیقت باشید که دختر و پسر مثل پنبه و آتش می مانند و دائما باید از یکدیگر دور باشند. یک جرقه کافی است تا خرمن عفت و ایمان را به آتش بکشد.
لازم است به این نکته هم حواسمان جمع باشد که دختران و پسران جوان و مجرد، معمولا از چنین ظرفیتی برخوردار نیستند، هر چند ظاهرشان نشان ندهد. این میدان جولانگاه هر کسی نیست، یک قهرمان می طلبد. پس تا وقتی درباره خود یا طرف مقابل به اطمینان نرسیده اید، از احتیاط غافل نباشید.
در برخورد و گفتگو, هنجارهای شرعی زیر رعایت شود:
1- از گفتگوهای تحریک کننده پرهیز شود.
2- از نگاه های آلوده و شهوانی خودداری شود.
3- حجاب شرعی رعایت شود.
4- قصد تلذذ و ریبه در کار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محیط بسته , تنها نمانند.
بنابراین سعی کنید خود را به امور زیر عادت دهید:
الف) در صحبت با نامحرم به او نگاه نکنید و به هیچ قسمتی از بدن او خیره نشوید و قسمت های باز و پوشیده برایتان کاملا مساوی فرض شوند.
ب ) در همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانید و عفت و حیا را فراموش نکنید. روشن است که هر فرد خود بهتر می تواند تشخیص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است «بل الانسان علی نفسه بصیره؛ آدمی بر نفس خود آگاه و بیناست».
ج ) از شوخی کردن با نامحرمان اجتناب کنید زیرا اگر شوخی و خندیدن با زن نامحرم موجب فتنه و فساد شود قطعا حرام است.

Tags:

این رابطه از نظر اسلام حرام است

این نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن دوستى بین دختر و پسر و این گونه روابط را نهى کرده است؛ زیرا عفت عمومى جامعه با اینگونه روابط آسیب جدى مى‏بیند؛ پایه‏هاى ازدواج و خانواده سست مى‏شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. با توجه به شرایط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجویان و خطرات جدى تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو، روابط خود را از نظر کمى و کیفى تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند. بنابراین، توصیه ما این است که به نکات زیر توجه کرده، انشاءالله همه ما به آن عمل کنیم:

1- اگر ضرورتى ایجاب نمى‏کند، از ایجاد رابطه با نامحرم پرهیز شود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم رفتارى صمیمانه نداشته باشند. در احکام شرعى آمده است که در غیر ضرورت مکروه است که مرد با زن هم‏صحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان. علت آن این است که چه بسا همین هم‏صحبت شدن‏ها غرایز جنسى افراد را تحریک کند و یک الفت و محبت شهوانى بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فساد شود.

2- در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا که به شکستن حریم احکام الهى منجر نشود اشکالى ندارد. اما با این حال لازم است که ارتباط در کلاس‏ها، به گونه‏اى باشد که کمترین اختلاط پدید آید و در معاشرت و گفت‏وگو هنجارهاى شرعى زیر رعایت شود:  

- از گفت‏وگوهاى تحریک کننده پرهیز شود. 

- از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود. 

- حجاب شرعى رعایت شود. 

- قصد لذت در کار نباشد. 

- دو نفر نامحرم در محیط بسته تنها نمانند.

بنابراین، سعى کنید خود را عادت دهید تا هنگام صحبت با نامحرم به او نگاه نکنید و به هیچ قسمتى از بدن او خیره نشوید و قسمت‏هاى باز و پوشیده، برایتان کاملاً مساوى فرض شوند و در همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانید و عفت و حیا را فراموش نکنید.


رابطه نماز با امواج الکترومغناطیس(پاورپوینت)

 

این پاورپوینت شامل :

- میدان مغناطیسی بدن و رابطه جالب آن با نماز!

- نماز و بارهای الکتریکی !!

- رفع سردرد و احساس ناراحتی!!!

- رفع تنبلی در کار !!!!

 دانلود

منبع:پایگاه اینترنتی نماز

می گویند خدا همه جا حاضر است چرا رو به قبله باید نماز خواند؟ - سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۱
ماه رجب مبارک - پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۱
کمک گرفتن از نماز - شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۱
4 باری که شیطان فریاد کشید - سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱
چگونه نماز شب بخوانیم؟ - شنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۱
فواید نماز شب - جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱
اهتمام على علیه السّلام به نمازاول وقت - یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۱
چگونه در نماز حضور قلب داشته باشیم ؟ - چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱
حی علی الصلاة - چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۱
بهشت شما کجاست ؟ - پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۱
دانلود کتاب نماز - سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱
احکام نیت - یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۱
احکام نماز - یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۱
نحوه انجام سجده سهو - شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۱
ترجمه و احکام اذان و اقامه - شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۱
راه رسیدن به لذت عبادات چیست؟ - دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۰
آثار و برکات نماز اول وقت در آیات و روایات - سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰
عیدتون مبارک - پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰
خدایا.... - چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰
یافته های جدیدعلمی درباره سجده کردن - پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰
راه‌های ایجاد نشاط در عبادت - جمعه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۰
معنای نماز - چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰
خدا چقدر ما را امتحان می کند؟! - دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰
آثار مادی و معنوی نماز - شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۰
تبریک ماه ربیع الاول - پنجشنبه ششم بهمن ۱۳۹۰
آداب و مستحبات نماز - شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰
دعاهاى روایت شده در پى نماز - چهارشنبه هفتم دی ۱۳۹۰
فواید نماز صبح - دوشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۰
فواید نماز ظهر - چهارشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۰
فواید نماز عصر - پنجشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۰
فواید نماز مغرب - پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰
فواید نماز عشاء - جمعه چهارم آذر ۱۳۹۰
داستان های زیبا در باره نماز - شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰
شیوه های آموزش و جذب فرزندان به نماز، با تأکید بر نقش الگویی والدین - پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۰
تاثیر خواندن نماز صبح بر قلب - سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰
تاثیر نماز بر سلامت روانی کودکان - دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰
خدا چه نیازی به نماز من دارد؟ - جمعه بیست و نهم مهر ۱۳۹۰
چرا نماز خواندن برایمان سنگین می شود ؟ - سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۰
چرا دختران زودتر از پسران مکلف می‌شوند؟ ‌ - دوشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۰
صبح و شب کدام سوره ها را بخوانیم؟ - پنجشنبه هفتم مهر ۱۳۹۰
برکات محبوب خدا بودن - دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰


تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی

تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی

برای فرهنگ تعریفهای زیادی گفته شده اما به طور خلاصه و خیلی ساده می‌توان گفت که فرهنگ مایه های فکری و ارزشی است که رفتارهای اختیاری و اجتماعی انسان، تحت تاثیر آنها قرار می‌گیرد و شامل شناختها و باورهای انسان، ارزشها و گرایشها و رفتارها و کردارها می‌باشد بر این اساس تهاجم فرهنگی عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتی از دشمن که در صدد تغییر یا تحریف ارزشها و رفتار و کردارهای انسانی و ملتی می‌باشد. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی یعنی اینکه ملتی، بخواهد فرهنگ رایج و غالب یک ملتی را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحمیل کند تا ملت مورد تهاجم گرفته تحت سلطه این ملت در آمده تا از این وسیله به این ملت تسلط یافته و ضربان اقتصادی و سیاسی و نظامی آن را در دست خود بگیرند، و برای اینکار آسانترین راه کم و هزینه ترین راهها، همان تغییر فکر و خط مشی ملتی است اینکه فرهنگ شما، فرهنگ خوبی نیست اینگونه فکر کرده‌اید که به اینجا رسیده‌اید، شما متحجرید، و انواع شعارهای به ظاهر زیبا، همچنانکه یکی از ماموران سیا نیز در گزارشهایش نوشته که اتحاد جماهیر شوروی به این دلیل شکست خورد که متوجه نشد که اگر چهارچوب فکریش را عوض کند، خود به خود همه چیز اعم از نظامات سیاسی و اقتصادی نیز عوض خواهد شد. بر این اساس همیشه، قبل از تهاجمات نظامی، تهاجمات فرهنگی صورت می‌گیرد.

هدف از تهاجمات فرهنگی

تهاجم فرهنگی دو هدف در ضد هم می‌تواند داشته باشد، یعنی زمانی تهاجم فرهنگی به علیه یک ملتی به خاطر این است که آنها فرهنگ متعالی ندارند و از نظر فرهنگی و علمی و اجتماعی در انحطاط به سر می‌برند در چنینی شرایطی اگر یک فرهنگی علیه چنین فرهنگی، قیام کند، چنینی تهاجمی خوب است؛ به عنوان مثال اگر فرهنگی آمد و فرهنگ مصرف گرایانه یک ملت را که به تولید ارزش چندانی نمی‌دهند را تغییر داد و فرهنگ آنها را به فرهنگ تولیدی تبدیل کرد، چنین تهاجم فرهنگی نه تنها بد نیست بلکه واجب نیز می باشد.
اما در مقابل، تهاجم فرهنگی یک هدفی نیز دارد و آن اینکه باورهای صحیح را از مردم بگیرند و در مقابل باورهای دروغین و ارزشهای غلط را به آنها تلقین دهند، که چنین تهاجمی بد می‌باشد و باید در مقابلش ایستاد، امروزه یکی از اهداف تهاجمات فرهنگی، تامین منافع اقتصادی کشور حمله کننده می‌باشد بویژه در ملتهایی که مادیگرا بوده و چیزی غیر از مادیات را قبول ندارند، این دسته از افراد، از فرهنگ به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفهای اقتصادی خود بهره می‌برند، چرا که برای چنین افرادی ارضای شهوات و مال اندوزی و ثروت، فقط مطرح بوده و چنین دیگری مطرح نیست و چون به این نتیجه رسیده‌اند که با اسلحه فرهنگ به دلخواه خود می‌رسند بر این اساس، از تهاجم فرهنگی استفاده می‌کنند. یعنی برای چنین افرادی مطرح نیست که کشور مورد حمله شونده آیا دارای فرهنگ صحیح است یا غلط و اصلا در فکر اصلاح آن فرهنگ نمی‌باشند بلکه به عنوان وسیله‌ای استفاده می‌کنند تا جائیکه اگر دیدند این ابزار قدیمی شده، آنرا رها کرده و دست به دامان ابزارهای دیگری می‌شوند.

اولین و آخرین قدم تهاجم فرهنگی

براساس تعریف فرهنگ که گفتیم که همان مایه‌های فکری یک ملتهای می‌باشد، اولین قدم در تهاجم فرهنگی تغییر اساس و پشتوانه فکری و ارزش یک ملت می‌باشد چون هر ملتی بر اساس نوع فکر و اندیشه‌اش، اقدام به کاری می‌کند چون اگر در ملتی روحیه صرفه جوئی هست، الگو در ملتی روحیه تولیدی است، اگر در ملتی غیرت، تعصبات صحیح، جوانمردی، احترام به بزرگان، حقوق دیگران مطرح است به این دلیل است که پشتوانه فکری آنها است بر این اساس برای اینکه برای چنین ملتی تسلط یابند باید این باورها و مایه‌های فکری عملی آنها را بگیرند به جای روحیه صرفه جوئی، رویحه چشم و هم چشمی و مد را بدهند، به جای غیرت و تعصب در ملتی روحیه بی بندوباری و فحشا را تزریق کنند و چنین تبلیغ کنند که اینها مظاهر فرهنگی است و هر کس خودش را مطابق این کارها نکند یا بر علیه آنها قدم بردارد افرادی متجر و بی عقل می‌باشند و ... که اگر دشمن به چنین کاری پیروز شد، آغازگر بدبختی این ملت خواهد گردید.

نمونه تهاجم فرهنگی

پس مهمترین کار دشمن در تهاجم فرهنگی گرفتن روحیّه خود باوری و ایمان از یک ملتی می‌باشد، در این زمینه بد نیست سخن یکی از معاونان سابق سیا را از نظر بگذارانیم ایشان می‌گوید: بعد از مدتها تحقیقی به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده، ما هم چنین به این نتیجه رسیدیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند ... به همین منظور چهل میلیون بودجه برای آن اختصاص دادیم ... و تا سال 1389 مرجعیت را که سد اصلی اهداف ما می‌باشند تضعیف کرده و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.

جمع بندی

پس با توجه به مطالب گفته شده، از میان انواع تهاجمات؛ تهاجمات فرهنگی با نظر بر اینکه اساس رفتار و اندیشه هر ملتی را هدف قرار داده خطرناکتر بوده زیرا ملتی که از نظر فرهنگی، جیره خوار ملتی دیگر باشد صد در صد از نظر نظامی، سیاسی، اقتصادی نیز جیره خوار همان ملت خواهد شد، پس مهمترین وظیفه ما شناخت فرهنگ مذهبی ، ملی، منطقه‌مان می‌باشد تا با مظاهر تهاجم فرهنگی دشمن آشنا گردیم و به حراست از فرهنگ خودمان بپردازیم که در این صورت اگر کار از کار بگذرد و ما دیر متوجه باشیم، نوشداروی روی بعد از مرگ سهراب خواهد شده و بیش از حسرت خوردن نخواهد داشت.

  1. محمد تقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ سوم.
  2. پژوهشکده تحقیقات اسلامی، علوم و معارف قرآن، پاییز 1381.


 

تهاجم فرهنگی یعنی این دیگه

خودتون ببینید :

 

  

 

واااااااااااااااااااااااااااااااای نگاه قیافه!!!!!!!!!!!!

......

..

 

حالا  یکی به من بگه این مدل یعنی چی؟؟

بی فرهنگ

چیو میخوای ثابت کنی؟

ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یه سوال؟

این که عکس  پسره یا دختر ؟


 خدایا یه عقلی به اینا بده و یه پولی به من

اینارو میزارم تا همه ببینن

گرچه میدونم در روز با تعداد زیادی از اینا مواجه میشید

خب

....

 

این یکی ابزار تهاجم فرهنگی هست


 


چهل حدیث در مورد حجاب زن و مرد



چهل حدیث در مورد حجاب زن و مرد


 


1-  امام على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست .                              غرر الحکم(5820)


2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.                                       ( المستدرک، ج5)


3-  امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند


4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند


5- رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.


6-  در یک روز بارانی حضرت علی(علیه‌السلام) با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بقیع بودند که زنی سوار بر الاغ از آن‌جا عبور می‌کرد. ناگهان پای الاغ در چاله‌ای فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا به سرعت روی خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند این زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت کند. سپس فرمودند: ای مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزینید؛ چرا که از پوشاننده‌ترین لباس‌های شماست‌. و به‌وسیله‌ی آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت کنید. (البته باید توجه داشت که پیامبر، شلوار را به عنوان مکمل پوشش مطرح کردند، نه جایگزین پوشش!)


7- پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.


8- رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمی‌شوند :1- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد  و...


9- امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.


10-  در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود


11- پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر


12- از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدند: آیا در تنهایی می‌توانیم کشف عورت کنیم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بیش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )


13- رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی )


14- حضرت علی(علیه‌السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.( تهذیب )


15- پیامبر سه بار فرمود :خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاننده ترین جامه‌‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مى‏آیند با شلوار حفظ کنید


16- پیامبر فرمود: صیانت زن او را شادابتر و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏کند


17- پیامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند


18- در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود که این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)


19- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاکت زنان امت من در دو چیز است: «طلا و لباس نازک‌‌».( شیخ مفید، امالی).


20- حضرت علی(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.


21- اسماء دختر ابوبکر و خواهر عایشه به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که جامه‌های نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویشرا ازوی برگرداند و فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش(الدرالمنثورج 5)


22- رسول خدا(ص) وضعیت دوران ما را از قبل پیش ‌بینی می‌کنند: در آخر امت من، مرد نماهایی هستند که سوار بر وسایل نقلیه خود، بر در مساجد پیاده می‌شوند. زنان اینان، پوشیده‌هایی برهنه‌اند که موهایشان برآمده است. این‌ها زنان نفرین‌شده‌اند.( المحاسن، ج1)


23- رسول خدا(ص)  می‌فرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین کرده است.


24- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:1- زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیرشوهر مگذار و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده اگر چنین کنید دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده اید.


25- پیامبر اکرم(ص)زنان را از پوشیدن لباس‌های توجه برانگیز بر حذر می‌داشتند.


26- امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابی‌عمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریک‌آمیز برتن نکن.


27- رسول حق (ص) به حولا فرمود :روسرى خود را که جلب نظر مى کند نشان مده اگر چنین کنی دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده ای.


28- امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)


29- پیامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.


30- فضیل بن یسار می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ساعد های زن از قسمتهائی است که باید از غیر محارم بپوشاند ؟ فرمود بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشیده شود . (کافی جلد 5 )


31- نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری که بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).


32- عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادری من بود در حالی که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی که او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند.( جامع البیان، ج 9)


33- امام صادق(ع) می‌فرمودند:«سزاوار نیست زن مسلمانی، لباسی بپوشد که بدن وی را نمی‌پوشاند»


34- عبداللّه‏ بن‏عباس، مفسّر و شاگرد سرشناس امیرالمؤمنین علی(ع) گفته است:زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.»( مجمع البیان، ج7)


35- از حدیث امام باقر استفاده می‌شود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین‌تر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.


36- یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید روزی نشسته بودم و لباسم کنار رفت و ران پایم پیدا شد. پیامبر که در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان که جزء عورت است.( مسند احمد )(قابل توجه برخی آقایان)


37- حضرت موسی(علیه‌السلام) آن‌قدر بر پوشیدگی خود محافظت می‌کرد که مردم می‌پنداشتند وی بیماری جسمانی دارد. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره‌ی او می‌فرمود: همانا موسی مردی باحیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش، هیچ نقطه از بدن وی دیده نشد و لذا هنگامی که می‌خواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نمی‌شد، لباس خود را بیرون نمی‌آورد؛ در حالی که بنی‌اسرائیل حیا نمی‌کردند و در برابر هم برای شستشو برهنه می‌شدند و به یکدیگر نگاه می‌کردند.


38- پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم هرگاه می‌خواستند غسل کنند، کسی به‌وسیله‌ی پرده ایشان را مستور می‌ساخت.


39- امام صادق(علیه‌السلام) پوشیدگی شدید لقمان را از علل حکیم شدن وی می‌دانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)


40- پیامبر روزی یکی از کارگران خود را دید که در فضای باز غسل می‌کند. به وی فرمود: نمی‌بینم از خدایت شرم کرده باشی! مزدت را بگیر ما نیازی به تو نداریم.( المصنف )



چرا اسلام حجاب را بر زنان واجب کرده است؟

زیرا حجاب بهترین حافظ و حصاری است که زن را از خطر بیگانه حفظ می کند و زن بی حجاب همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است و هر رهگذری به سوی آن دست دراز می کند یا مانند گلی است که هر کس به چیدن آن تمایل دارد.

پوشیده بودن زن در جامعه نه تنها موجب تقویت بنیان خانواده است بلکه سبب حفظ ارزش زن و جلوگیری از ابتذال و تباهی او نیز می باشد.

حجاب برای زنان مانند صدفی است که گوهر وجودش را از گزند خطرها و آسیب ها در برابر نامحرمان و بیگانگان مصونیت بخشیده و بیمه اش می نماید و به جامعه خصوصاً جوانان، آرامش می بخشد و مانع هرگونه گسترش فساد و گرایش به فحشا می وشود.


ضرورت چادر در عصر ما

امروزدشمنان اسلام از راههای مختلف می خواهند زشتی محرمات و معاصی و منزلت حیا و عفت را از بین ببرند. از همین رو به شیوه های مختلف در اذهان جوانان القا می کنند که ارزش شخصیت و تمدن در لباسهای آنچنانی است. در چنین موقعیتی باید زنان و دختران مسلمان هوشیار باشند و با پوشش مناسب و شایسته خویش پاسخ دندان شکنی به این خودباختگان بدهند و دیگران را نیز به پوشش برتر تشویق نمایند. ماباید نسبت به مسائلی که دشمن را به وحشت می اندازد حساس باشیم و بکوشیم تا آنها را تقویت کنیم و چادر یکی ازآنهاست.

یک جامعه شناس فرانسوی در خصوص سیاستهای استعمار در مبارزه با حجاب زنان الجزایر می گوید: هر چادری که دورانداخته می شود افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع بوده در برابر او می گشاید و پس از دیدن هر چهره بی حجاب امیدهای حمله ور شدن استعمار ده برابر می شود.


عفت نگاه داشتن

قرآن مجید به دین باوران دستور مى‏دهد که چشمان خویش را بى‏پروا بر هر کس نگشایند. «به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد» زیرا چشم انسان، عرصه واردات دل و فکر او را فراهم مى‏سازد. نگاه به نامحرم که زمینه فساد را فراهم مى‏کند حرام شمرده شده است.انسان‏ها را مى‏توان از روى چشم‏هاى عفیف و غیرعفیف، شناخت. چشمان عفیف، ارزشمندند و چشم دریده، ادب نگاه نمى‏دارد. انسان موفق بر هر آن‏ چه مى‏رسد بى‏پروا چشم نمى‏گشاید و نگاه خویش را محدود مى‏سازد. اگر کسى عفت نگاه نداشته باشد چه بسا که به بى‏عفتى در عرصه‏هاى دیگر دچار شود. این عفت خاص مردان نیست؛ بلکه زن هم باید عفت را رعایت کند. گر چه بیمارى چشم‏چرانى در مردان بیشتر شیوع دارد و مردان، با چشمانشان به دام مى‏افتند و زنان، با گوش‏هایشان.عفت نگاه پرهیز از نگاه‏هاى آلوده است که نتیجه این پرهیز پاکى دل و اندیشه از واردات ناشایست است ولى عفت کلام پاک ساختن عرصه صادرات دل است. آنان که بى‏محابا از هر چه بخواهند سخن مى‏گویند، هر واژه‏اى را بر زبان مى‏آورند و در پردازش کلمات خویش، محاسبه دقیقى ندارند، نه ارزش خویش را حرمت مى‏نهند و نه ارزش مخاطب را.


این رابطه از نظر اسلام حرام است

این نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن دوستى بین دختر و پسر و این گونه روابط را نهى کرده است؛ زیرا عفت عمومى جامعه با اینگونه روابط آسیب جدى مى‏بیند؛ پایه‏هاى ازدواج و خانواده سست مى‏شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. با توجه به شرایط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجویان و خطرات جدى تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو، روابط خود را از نظر کمى و کیفى تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند. بنابراین، توصیه ما این است که به نکات زیر توجه کرده، انشاءالله همه ما به آن عمل کنیم:

1- اگر ضرورتى ایجاب نمى‏کند، از ایجاد رابطه با نامحرم پرهیز شود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم رفتارى صمیمانه نداشته باشند. در احکام شرعى آمده است که در غیر ضرورت مکروه است که مرد با زن هم‏صحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان. علت آن این است که چه بسا همین هم‏صحبت شدن‏ها غرایز جنسى افراد را تحریک کند و یک الفت و محبت شهوانى بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فساد شود.

2- در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا که به شکستن حریم احکام الهى منجر نشود اشکالى ندارد. اما با این حال لازم است که ارتباط در کلاس‏ها، به گونه‏اى باشد که کمترین اختلاط پدید آید و در معاشرت و گفت‏وگو هنجارهاى شرعى زیر رعایت شود:  

- از گفت‏وگوهاى تحریک کننده پرهیز شود. 

- از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود. 

- حجاب شرعى رعایت شود. 

- قصد لذت در کار نباشد. 

- دو نفر نامحرم در محیط بسته تنها نمانند.

بنابراین، سعى کنید خود را عادت دهید تا هنگام صحبت با نامحرم به او نگاه نکنید و به هیچ قسمتى از بدن او خیره نشوید و قسمت‏هاى باز و پوشیده، برایتان کاملاً مساوى فرض شوند و در همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانید و عفت و حیا را فراموش نکنید.

بسیج چیست و بسیجی کیست؟



بسیج چیست و بسیجی کیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام

هفته بسیج را به دلاور مردان بسیجی تبریک عرض می نمایم .

بسیج چیست ؟ و بسیجی کیست ؟
بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد و بسیجی شاخ برگ درختیست که با ایثار و فداکاری تمام مجاهدان از صدر اسلام تاکنون پیوسته مراقبت شده تا بوی دل انگیز آن بهار صلح و امنیت را برای میهن اسلامی مان به ارمغان بیاورد و بسیجی بر بالای آن حدیث عشق را سروده است .

بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند و بسیجی دانش آموخته مکتبی است که فارغ التحصیلان آن در جنت رضوان سکنی گزیده و ثمره رشادتهای خود را در لقاء پروردگار خویش یافته اند .

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشان گرفته‌اند و بسیجی سرباز گمنان امام زمان(عج) است که در مکتب عاشورا تربیت یافته و در دفاع مقدس خود مدرس سلسه رهجویان شهادت گشت .

بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‌اند و بسیجی آن رزمنده پاکبازیست که شبها در فراق مولای خود نجوا می کند و روز در جهادی حضور دارد که یک روز در برابر هجوم نظام سلطه ایستادگی کرده و اینک در برابر تهاجم فرهنگی اش خاکریز زده است .

و تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیة خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد . چرا که اگر بسیج نبود در دفاع مقدس نمی توانستیم در برابر دشمن تا دندان مسلح ایستادگی کنیم و هرجا که نوای دلنشین بسیج طنین انداز شده تحول عظیم ببار آورده که ثمرات آن در همه زمینه ها آشکار شده است .

بسیجی کسی است که شور و شعور را در هم آمیخته و پیوندی ناگسستنی با مولای خوبان دارد که در قالب زمان محدود نشده و همچنان ادامه دارد. تا زمانیکه کشور محتاج امنیت است حضور بسیج و بسیجی لازم و ضروری است و هیچ کشوری در هیچ زمانی بدون امنیت نمی تواند به حیات خود ادامه دهد .

بسیج یک نیروی مردمی است و به طبقه خاصی تعلق ندارد و بسیجی را می توان در هر قشری از اجتماع جستجو کردو یافت . بسیجی با ایمان عمیق توام با عواطفی که از خصوصیات ملت ایران سرچشمه می گیرد رفتار و عملکرد دشمن را رصد کرده و هرزمان لازم شد وارد میدان شده و با تفکری که از اسلام ناب محمدی(ص) نشات می گیرد به مقابله با خطرات می رود .

در یک کلام بسیجی نیرویی کارآمد و سرمایه ای گرانبها برای اسلام و انقلاب و کشور است که باوجود آن ، کشور از گزند دشمنان مصون مانده و راههای ترقی و پیشرفت با سرعتی بیشتر طی می شود و هرکس که این نیروی عظیم را انکار کند در خرد و یا صداقت او باید شک کرد .

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یا علی (ع)




بیان رهبر در مورد بسیج

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای«مدظله العالی» در تعریف بسیج می فرمایند:
«بسیج عبارتت از مجموعه ای که در آن پاکترین انسانها ، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور در راه اهداف عالی این ملت و برای به کمال رسانیدن و به خوشبختی رسانیدن این کشور جمع شده اند ...

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای«مدظله العالی» در تعریف بسیج می فرمایند:
«بسیج عبارتت از مجموعه ای که در آن پاکترین انسانها ، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور در راه اهداف عالی این ملت و برای به کمال رسانیدن و به خوشبختی رسانیدن این کشور جمع شده اند ... بسیج یعنی حضور در همه میدانهایی که از انسان در آن میدان یک کاری می طلبند.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی در رابطه با ضرورت حضور بسیج در عرصه های مختلف می فرمایند:
«در دوران جنگ بسیج مال جنگ است، در دوران پشتیبانی مال پشتیبانی، در دوران علم مال تحصیل وتدریس و در دوران سازندگی مال سازندگی است». ایشان در جای دیگری می فرمایند:
« بسیج به معنای حضور شجاعنه ، فداکارانه و مخلصانه انسانهای پیشگام در تمامی عرصه های مورد نیاز نظام اسلامی و کشور است».
با توجه به تعریف فوق،بسیجیان باید در عرصه هایی که پیشرفت کشور و حفظ نظام و دستاوردهای انقلاب اسلامی در آن است حاضر شوند.
گاهی کشور نیاز به حضور بسیجیان در میادین رزم برای مقابله با متجاوزین دارد، زمانی سازندگی و پیشرفت اصلی ترین نیاز کشور است، برخی اوقات نمایش اقتدار و وحدت ملی نیازمند حضور در صحنه های اجتماعی بسیجیان است و ...
بر همین اساس عرصه های عمده فعالیت بسیجیان به شرح ذیل تعیین شده است:
1-      دفاع در برابر تهاجم بیگانگان:
شاید بتوان مهمترین عرصه فعالیت بسیج را عرصه دفاع نظامی در مقابل متجاوزین به کشور اسلامی تلقی کرد. دشمنان به بهانه های مختلف همیشه در صدد بوده و هستند تا تمامیت ارضی کشور را خدشه دار سازند بهمین جهت برای مقابله با تهدید های دشمنان کلیه انسانهای متدین و وطن دوست در قالب بسیج سازماندهی شده و در مواقع لزوم با حضور در جبهه های جنگ و در کنار نیروهای مسلح، از کشور دفاع می نمایند.
بعنوان مثال می توان به حضور حماسی و تعیین کننده بسیجیان در طول هشت سال دفاع مقدس علیه رژیم متجاوز عراق اشاره نمود.
2-      حفظ امنیت داخلی:
زمانی که دشمنان خارجی در مرزهای کشور با انسانهایی رزمنده و شجاع مواجه شده و نتوانند کشور را تهدید کنند، برای تحقق هدفهای خود ، عواملی را در داخل سازماندهی کرده و به مقابله با نظام اسلامی وادار می کنند تا با اقدامات آشوب طلبانه و تروریستی در داخل شهرها و روستاها امنیت و اقتدار کشور را به خطر اندازند. در چنین شرایطی نیروهای بسیجی بر اساس ضوابط مشخصی به کمک نیروهای انتظامی و نظامی شتافته و اشوبها و بحرانهای داخلی را مهار می کنند.
3-      عرصه سازندگی:
بسیج با ثبت نام از افراد داوطلب و علاقمند، آنها را برای شرک در فعالیت های سازندگی سازماندهی کرده و توان آنان را در جهت سازندگی کشور هدایت می کند.
برخی از هدفهای بسیج در عرصه سازندگی عبارتست از:
1-     آشنا ساختن نوجوانان

و جوانان با زمینه های اشتغال.
2-     غنی سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان.
3-  کمک به افراد و اقشار نیازمند بخصوص ساکنین مناطق محروم و روستاها از طرق شرکت در فعالیتهای عمرانی مربوط به آنان.
از جمله عرصه های حضور بسیجیان در سازندگی کشور می توان به مشارکت آنان در فعالیتهای مربوطه به عمران(نظیر خانه سازی، مدرسه سازی در روستاها، راهسازی، سد سازی، لوله کشی آب، برق کشی و ... ) فعالیت های درختکاری، لایروبی، واکسیناسیون دام و طیور و جمع آوری آمار و اطلاعات مورد نیاز اشاره نمود.
4-     عرصه فرهنگی – اجتماعی:
 دشمنان انقلاب اسلامی پس از آنکه از طریق ایجاد آشوبهای داخلی، ترور شخصیتهای اصلی انقلاب ، کودتای نظامی، بمب گذاری، تحمل جنگ هشت ساله علیه ایران و... نتوانستند آسیبی  جدی به ایران اسلامی  برسانند ودر هر جبهه ای که وارد شدند خود را با جوانهایی مومن ، شجاع و ایثارگر روبرو دیدند ، بران شده اند تا عناصر اصلی تضمین کننده پیروزی مسلمانان ، یعنی ایمان اسلامی ، وحدت کلمه و روحیه انقلابی را در آنان تضعیف نموده و از این طریق به هدفهای شوم خود که شکست جمهوری اسلامی است نائل شوند .
در چنین شرایطی بسیجیان باید بطور همزمان به اشکال مختلف در عرصه فرهنگی با دشمنان مقابله کنند که از جمله می توان به تلاش در جهت افزایش آگاهی های دینی ، تقویت ایمان ، افزایش بصیرت وتیزبینی ، در مسائل سیاسی و اجتماعی ، خنثی نمودن شایعات و ترفندهای تبلیغاتی دشمن ، امر به معروف و نهی از منکر ، تلاش برای تولید آثار فرهنگی و مطبوعاتی در جهت دفاع از دستاوردهای انقلاب و ارزشهای اسلامی و مقابله با توطئه های دشمنان و... اشاره نمود.
5-     عرصه علمی :
یکی از مهمترین  نیازهای کشور در دوران سازندگی ، توسعه علمی و دسترسی به آخرین یافته های علمی و پژوهشی جهان و همچنین تولید علم می باشد .از آنجا که رشد علوم و فنون در کشورها مانع مهمی برای ادامه سلطه کشورهای استکباری است فلذا این کشور همیشه تلاش می کنند تا کشورهای دیگر را از دستیابی به یافته های جدید علمی وفنی محروم کنند.
در چنین شرایطی یکی از  مهمترین وظایف بسیجیان تلاش برای حضور موثر در عرصه علمی کشور است. علاوه بر تلاش آحاد بسیجیان در این عرصهف تشکیلات بسیج نیز با تشکیل انجمن های علمی برای دانشجویان و دانش آموزان و تشویق و حمایت از آنان، زمینه تلاش موثر بسیجیان در عرصه علمی را فراهم می کند برخی از اقدامات بسیج در این زمینه عبارتند از:
الف) تشکیل انجمن های علمی دانشجویی و دانش آموزی
ب) شناسایی و تشویق دانشجویان ، طلاب و دانش آموزان ممتاز کشور
ج) ارائه خدمات آموزشی ویژه به دانش آموزان ممتازبسیجی برای شرکت در المپیاد های علمی کشور.
د) حمایت از محققین و مبتکرین بسیجی.
6- عرصه امداد رسانی و بهداشت:
یکی از وظایف بسیج کمک به امداد و نجات مصدومین در سوانح طبیعی و شرایط جنگی است. به همین منظور نیروی مقاومت بسیج با برنامه ریزی و ارائه آموزشهای مورد نیاز عموم در این خصوص، آمادگی های لازم برای مواجهه مطلوب با این حوادث را در آنان ایجاد می کند، علاوه بر آن در مواقع بروز حوادث غیر مترقبه نظیر سیل و زلزله ، نیروهای سازماندهی شده بسیجی در قالب گردانهی امداد و نجات و دسته های امدادی بسیج دانش آموزی در دسترس ترین و مطمئن ترین امداد رسانی هستند که بلافاصله در محل حادثه  به کمک مصدومین می شتابند.
یکی دیگر از قابلیتهای تشکیلات بسیج کمک به توسعه بهداشت در جامعه است که در همین راستا اجای موفقیت آمیز واکسیناسیون فلج اطفال در سال 1371 توسط بسیج نمونه ای از حضور موفق بسیج در این عرصه می باشد.

بیانات امام خمینی در مورد بسیج

بسیج شجرة طیبّه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوات تعیین و حدیث عشق می‌دهد.
ـ اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید.
ـ بار دیگر تأکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت.

         

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه):ــ بسیج شجرة طیبّه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوات تعیین و حدیث عشق می‌دهد.
ـ اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید.
ـ بار دیگر تأکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت.
ـ ملیت که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌نمایی است باید همة افرادش بسیجی باشند.
ـ در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیم.
ـ بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همة مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‌اند.
ـ بسیج مدرسة عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.
ـ من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا با بسیحیانم محشور گرداند.
ـ تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیة خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.
ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):
ـ‌ بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطه‌ای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است.
ـ پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحناه و فداه) مهدی موعود عزیز یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.
ـ شما جوانان بسیجی و سپاهی و جوانان مؤمن آگاهی را با احساس مسئولیت و شور و شعور همراه کردید.
ـ نیروهای نظامی و بسیجی ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌ای که هیچ خدشه‌ای در آن راه ندارد, محسوب می‌شوند.
ـ انکار بسیج, انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت برای کشور است.
ـ اگر بسیج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, کمیت این انقلاب و این نظام واهمة حرکتهای سازندة این کشور لنگ است.
ـ انکار بسیج و بی‌احترامی به آن یا نابخردانه است یا خائنانه است.
ـ تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد, به نیروهای بسیج, به انگیزة بسیح به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است.
ـ فرزندان بسیحی‌ام با حضور خود در هر صحنه‌ای که لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند.
ـ بسیج, یعنی نیروی کارآمد کشور برای همة میدانها
ـ همه جا چیزی شبیه بسیج هست, تنها به این درخشندگی, به این فراگیری, به این زیبایی, به این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم.
ـ این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم.
ـ نیروی عظیم بسیج مردمی است, این بسیج در همة قشرها هست.
ـ بسیج, اختصاص به یک منطقة جغرافیایی ویک منطقة انسانی و طبقاتی و قشری ندارد, همه جا هست.
ـ ایمان عاشقانه, ایمان عمیق, ایمان توأم با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است باعث درخشان شدن بسیج شد.
ـ دانشجوی بسیجی دشمن کمین گرفته را از یاد نمی‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و کشورش را به دست تطاول دشمن نمی‌سپرد.
ـ بسیاری از پیشرفتهای کشور مرهون تفکر بسیجی است.
ـ هریک از آحاد قشرهای مختلف جامعه که دارای روحیة حساس مسئولیت و ایمان باشد, بسیجی است.
ـ بسیاری از پیشرفتها و موفقیتهای نظام اسلامی در عرصه‌های مختلف مرهون تفکر و میل بسیجی است.
ـ بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود.


تفکر بسیجی

  تفکر بسیجی ، تفکری مبتنی بر قرآن و منبعث از فقه پویای جعفری می‌باشد،این تفکر ترکیبی هوشمندانه از شهود قلبی و تفکر عقلی است که در آن تهذیب نفس مبنای عقل و اندیشه است .
 که محصول نهایی آن معرفت و عبادت محبانه به خداوند متعال است  تفکر بسیجی سبب هشیاری جدی انسان در مقابله با تهاجم سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی دشمن می گردد....

تفکروفرهنگ بسیجی روشی میانبر درنبرد نامتقارن

چکیده:
     تفکر بسیجی ، تفکری مبتنی بر قرآن و منبعث از فقه پویای جعفری می‌باشد،این تفکر ترکیبی هوشمندانه از شهود قلبی و تفکر عقلی است که در آن تهذیب نفس مبنای عقل و اندیشه است .
 که محصول نهایی آن معرفت و عبادت محبانه به خداوند متعال است  تفکر بسیجی سبب هشیاری جدی انسان در مقابله با تهاجم سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی دشمن می گردد ، این نوع نگرش  همگان و بویژه جوانان را دعوت به تقویت عزم و اراده خود و وارد شدن در میادین مختلف علمی و خدمت رسانی به مردم می نماید، اصل نبرد نامتقارن ، نبرد نامتوازن و نا همطراز است. یک طرف تکنولوژی برتر و تسلیحات پیشرفته تر دارد و طرف دیگر از آن امکانات برخوردار نیست ولی از یک نقاط قوت دیگری برخوردار است. طرف برتر در عین داشتن قدرت دارای نقاط ضعف خاصی است . شناسایی نقاط قوت و ضعف دشمن و شناسایی امکانات قابل افزایش جبهه خودی و تکیه بر آن امکانات و بهره گیری از تکنیک و تاکتیک و مسائل مختلف در این نبرد مجموعا حاصل آن نبرد نامتقارن است. در این خصوص نمونه هایی را در گذشته و حال داشته ایم . در نبردهای صدر اسلام کاملا این را مشاهده می کنیم که نوع تاکتیک ها و تکنیکها و امکاناتی که در جبهه خودی بوده تقویت شده و زمینه پیروزی را علیرغم نابرابری و ناهمطرازی فراهم کرده است.
مقام معظم رهبری تعبیری دارند و می فرمایند : ما از نظر تکنولوژی با دشمن فاصله زیادی داریم ولی مولفه هایی در اختیار داریم که اگر روی آنها تکیه کنیم با آنها برابر می شویم وچه بسا در بعضی مقاطع شرایط برتری داشته باشیم. هرچند ما در مقابل ناوها و موشکهای کروز آمریکا تکنولوژی مورد نیاز را نداریم ولی باید قهرا به آن عواملی که داریم تکیه کنیم. وآنچه که ما داریم ولی دشمن از آن محروم است عنصر معنویت است و باید روی آنچه که دشمن ندارد تکیه کنیم. بنابراین در این مقاله ابتدا  مفاهیم موجود در تفکر بسیجی و جایگاه آن تشریح می گردد. در ادامه ضمن بررسی اصول و پایه های تفکر بسیجی، استراتژی خاصی که بر اساس این تفکر پایه گذاری شده است ارائه می گردد. در ادامه نیز نقش و تاثیر این تفکر در نبردهای نامتقارن شرح داده خواهد شد.


واژه های کلیدی :  تفکربسیجی ، نبردنامتقارن، استراتژی دفاع همه جانبه ، جنبش نرم افزاری





1- مقدمه
       تفکر بسیجی سبب هشیاری جدی انسان در مقابله با تهاجم سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی دشمن می گردد ، این نوع نگرش  همگان و بویژه جوانان را دعوت به تقویت عزم و اراده خود و وارد شدن در میادین مختلف علمی و خدمت رسانی به مردم می نماید[4] ، اشاعه این تفکر موجب تلاش جدی و فراگیر و توام با عشق الهی استادودانش پژوه دردانشگاه هاوصنایع  شده و متعاقب آن ، بنیه علمی وصنعتی کشور افزایش خواهد یافت . زیرا یکی از علل مهم عقب افتادگیهای علمی و صنعتی مسلمانان در مقایسه با اروپا و غرب ، شیوه غلط فکری آنها و غافل شدن ایشان از یکدیگر و اجتماع می باشد زیرا دیدگاه فکری آنها از مرز خانواده تجاوز نمی کند در صورتی که غرب با اتخاذ تفکری اجتماعی و القاء احساس مسئولیت افراد در مقابل جامعه شان ، حرکتی شتابان و سریع را در عرصه پیشرفتهای علمی و صنعتی آغاز نموده است . لیکن تفکر بسیجی که همان تفکر ناب شیعه می باشد ، تفکری جهانی بوده و در این نوع نگرش انسان بایستی طوری عمل نماید تا هم در این جهان و هم در آخرت سعادتمند و رستگار شود ، یکی از محصولات این تفکر دستگیری از مظلومین در سرتاسر جهان می باشد بطوریکه امام راحل (ره )فرمودند : ( ماشریک غم همه مظلومان جهان هستیم و بر ظالم می تازیم ) [4 ] .
2- تعریف تفکر
       امام راحل (ره) در حدیث دوازدهم از کتاب شریف اربعین حدیث، حدیثی در باب تفکر از امام صادق (ع) نقل نموده اند بدین مضمون که امیرالمومنین (ع) می فرمود : آگاه نما دل خود را به تفکر و دورکن از شب پهلوی خود را و بپرهیز از خداوند پروردگار خویش را و در ادامه امام راحل (ره ) می فرماید : تفکر عبارت است از ترتیب امور معلومه برای بدست آوردن نتایج مجهوله و تفکر مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم است ومقدمه لازمه حتمیه سلوک انسانیت است و در قرآن شریف و احادیث کریمه تعظیم بلیغ و تمجید کامل از آن گردیده. و در حدیث نبوی . پیامبر گرامی (ص) می فرمایند : فکر ساعة خیر من عبادة سنه  یعنی تفکر یک ساعت از عبادت یکسال بهتر است و امام راحل (ره) در حدیث اول اربعین حدیث فصل تفکر می فرماید ، بدان که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی تفکر است[6 ] .

3- تعریف نبرد نامتقارن
نبرد نامتقارن تعاریف متعددی دارد و یکی از آن تعاریف عبارتست از رویارویی دو قدرت ناهمطراز و غیر متوازن که طرف ضعیف تر ضمن اجتناب از مواجهه با نقاط قوت طرف مقابل با تکیه بر عوامل قوت خود نقاط ضعف دشمن را مورد حمله قرار دهد. در این تعریف چند عنصر تعبیه شده است.
اصل نبرد ، نبرد نامتوازن و نا همطراز است. یک طرف تکنولوژی برتر و تسلیحات پیشرفته تر دارد و طرف دیگر از آن امکانات برخوردار نیست ولی از یک نقاط قوت دیگری برخوردار است. طرف برتر در عین داشتن قدرت دارای نقاط ضعف خاصی است[8 ] . لذا راهبردکلیدی نبرد نامتقارن استفاده ازتاکتیک های غیرمتعارف وغیرقابل انتظاردشمن درمیادین رزم می باشد، شناسایی،تحلیل وبرآورد نقاط قوت و ضعف دشمن و شناسایی امکانات قابل افزایش جبهه خودی و تکیه بر آن امکانات و بهره گیری از تکنیک و تاکتیک ، مسائل مهم در نبرد نامتقارن می باشند. در این خصوص نمونه هایی را در گذشته و حال داشته ایم . در نبردهای صدر اسلام کاملا این را مشاهده می کنیم که نوع تاکتیک ها و تکنیکها و امکاناتی که در جبهه خودی بوده تقویت شده و زمینه پیروزی را علیرغم نابرابری و ناهمطرازی فراهم کرده است[8 ].




4- جایگاه تفکر بسیجی در قرآن کریم و روایات اهلبیت (علیهم السلام )
     قرآن بر اساس تفکر و تحقیق بنیانگذاری شده است ومردم را به بنا نهادن زندگی خود برمحور تحقیق فرا می خواند و پژوهشگران را می ستاید و روگرانندگان از تفکر و پژوهش را سرزنش می کند ولی بدون آموزش شیوه ی تحقیق و ارائه ی شرایط رسیدن به حق ، به صرف یک بیان کلی کفایت نمی کند ، بلکه موانع رسیدن به حق را یاد آوری و داستان کسانی را نقل می کند که شرایط رسیدن به حق را به چنگ نیاورده ، از موانع وصول به حق پرهیز نکرده ، در سرگردانی نادانی و جهل و حیرت گمراهی فرو رفته اند . همچنین به نقل سیره ی کسانی می پردازد که آن شرایط را یافته ، از این موانع رها گشته و به قرب و وصال حق تعالی رسیده اند ، اکنون با توجه به راه های سه گانه ی شناخت ، یعنی حس ، عقل و قلب با استشهاد به قرآن کریم در می یابیم که برای رسیدن به حق ، تنها دوراه وجود دارد.
1-    تفکر عقلی
2-    شهود قلبی
هریک از این دو با دیگری سازگار است ، ولی تک تک آنها ویژگی ای دارد که آنها را از دیگری جدا می سازد و جمع این دو در انسان کامل مانند حکیم متاله و عارف محقق شدنی است [2 ].
•    تمایز تفکر عقلی و شهود قلبی
راه شهود قلبی ، به حق و سیره ی انبیا و اولیاء ، کسانی که به واسطه ی آن شهود به حقیقت نائل گشته اند ، نزدیک تر است و در عین حال شهود قلبی بیش تر به عمل صالح فرا می خواند ، چنان که اساس شهود قلبی همان عمل صالح است .
بنابراین ، اهتمام قرآن به شهود قلبی از تفکر عقلانی بیش تر است و با این که تفکر عقلی نیز دشوار و ناهموار است ولی راه شهود قلبی از آن دشوارتر و ناهموارتر است . بعبارتی شرایط تفکر عقلی صحیح و همچنین موانع آن معلوم و مدون است ، گرچه رعایت آنها آسان نیست ، ولی شرایط شهود قلبی چون زمین پست و بلند و ناهموار است که فرو رفتن در آن بسیار دشوار است و موانع شهود قلبی وادی هلاک کننده ای است که با انواع شهوات درهم پیچیده و به وسیله ی آنها زینت یافته است و به گونه ای که پرهیز از آنها سخت وچیره شدن براین موانع مشکل است مگر برای شمار اندکی که نفس خود را برای خداوند خالص گردانیده اند .
تمایز دیگر راه تفکر و شهود در آن است که محصول تفکر برهانی ، برای دیگران آموختنی و انتقال پذیر است در حالی که ثمره شهود قلبی خود به خود چنین نیست بلکه تنها با کمک گرفتن از تفکر عقلی انتقال پذیر می باشد .
حال به تبیین جایگاه تفکر عقلی در قرآن کریم می پردازیم ، این نوع تفکر حرکت ذهن است بسمت مجهول از گذرگاه معلوماتی که ضرورتاً به مجهول می انجامد و این حرکت با سکون و حرکت از مجهولی به مجهول دیگر یا از معلومی که به طور یقین به آن مجهول نینجامد ، ناسازگار است لذا اساس تفکر عقلی مورد تاکید در قرآن همان معلومات یقینی هستند که با مجهول ارتباط دارند به گونه ای که به کمک آن معلومات ، مجهولات را نیز می توان معلوم ساخت ، از این رو قرآن داراری استوارترین شیوة هدایت گری است و انسان ها را از امور ذیل برحذر داشته است .
الف ) سکون فکری و به تعبیر دیگر تقلید در اصول
ب  ) حرکت فکری به شیوه ی نادرست
قرآن کریم تنها به منع از این امور بسنده نکرده ، بلکه خود پیشگام سالکان و رهروان حق است و برای دعاوی خود برهان بیان می کند و نیز برمدعای خود استدلال می آورد و شیوه و فن برهان را به پذیرای آن می آموزد و با نقل استناد به کسانی که از حق دور شده اند ، سستی دلیل آنها را به جهت ضعف ماده یا صورت آن روشن می سازد و انسان را از استدلالی که یقین آور نیست ، به جهت سستی و بی پایگی آن برحذر می دارد ، چنان که انسان را از جمود و تقلید نیز می ترساند ، چون رفتن به بیراهه و حرکت مغالطه ای ، اگر بدتر از سکون فکری و تقلید نباشد کم تر از آن نیست . حال به جایگاه شهود قلبی در قرآن کریم پرداخته می شود .
ثمره تفکر عقلی ، علم حصولی و برهانی می باشد و محصول شهود قلبی ، علم حضوری می باشد که توجه قرآن به این نوع علم بیشتر است هرچند قرآن از علم حصولی زیاد سخن گفته ، به آن دعوت کرده ومعارف خود را بیشتر در چارچوب آن بیان فرموده است لذا برای تبیین شهود قلبی به این معنا از سخن امیرالمومنین (ع) استناد می کنیم که فرمودند : من عرف نفسه فقد عرف ربه  یعنی هر کس نفس خود را بشناسد ، رب خود را شناخته است وحضرت امام رضا (ع) نیز در این رابطه می فرمایند : افضل العقل معرفه الانسان   یعنی برترین عقل ، شناخت انسان نسبت به نفس خویش است زیرا علم کامل آن است که با عمل صالح همراه باشد ، بنابراین کسی که شناخت شهودی کامل نسبت به نفس خویش داشته باشد و درحد طاقت بشری پروردگارش را بشناسد ، حق اوست که حقیقت را ببیند[2 ] ، چنان که پیامبر اکرم (ص) از خداوند سبحان چنین درخواست کردند : پروردگارا ، اشیا را چنان که هستند ، به من بنمایان (رب ارنی الاشیاء کما هی) .
 پس شناخت عالم غیب و شهادت و آگاهی یافتن بر سرائر و ضمایر و اطلاع یافتن از گذشته و حال و آینده و بعبارتی فهم اسرار هستی در گرو شناخت خداوند سبحان است که این شناخت نیز در گرو شناخت شهودی نفس است . بنابراین معرفت نفس کامل ترین وسیله و بهترین راه برای کسی است که در صراط مستقیم حرکت می کند و به سوی خداوند متعال درحال رفتن و شدن است و موجب عبادت محبانه به خداوند سبحان می شود[3 ] و امام راحل (ره) در این رابطه می فرماید : بدان اگر قدمی در راه سعادت زدی و اقدامی نمودی و با حق تعالی مجده از سرآشتی بیرون آمدی و عذر ماسبق خواستی درهایی از سعادت به رویت باز شود و از عالم غیب از تو دستگیریها شود و حجابهای طبیعت یک یک پاره شود و نور فطرت بر ظلمتهای مکتسبه غلبه کند و صفای قلب و جلای باطن بروز کند و درهای رحمت حق تعالی به رویت باز می شود . لذا می توان تفکر بسیجی را ترکیبی هوشمندانه از شهود قلبی و تفکر عقلی دانست که در آن علم شهودی به نفس و تهذیب نفس پایه و مبنای عقل و اندیشه می باشد[4 ] و با اتخاذ این نگرش بود که شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از ولی فقیه و امامشان پیروی کامل نموده و به حیات طیبه وجاویداخروی دست یافتند .

5- خوف از خدا ره توشه تفکر بسیجی
      تفکر بسیجی ره توشه پر باری چون ترس از خدا دارد که همین ره آورد مبارک ، گذشته از تامین حیات جاوید انسانی ، حکومت حق را در زمین نیز تشکیل می دهد و بدون ترس از خدا ، حکومت در زمین میسور نیست ، و بدون علم راستین ، ترس از خدا میسر نخواهد شد ، در نتیجه حکومت در زمین بدون علم صحیح ومنهای علمای الهی و روحانیان خداترس و دانشمندان هراسناک از خدای سبحان ، ممکن نخواهد بود و عالم خداترس از هیچ شخصی نمی هراسد (و لا یخشون احداً الا الله . احزاب ، 39)[3 ].

6- مدیریت دفاع و جهاد در سیره دفاعی پیامبر اعظم (ص)
سیره دفاعی پیامبر اعظم (ص)، پرهیز از استفاده از امتیازات ویژه و مهرورزی با رزمندگان و فعالیت دوشادوش با آن‌ها بود،که برخی ازآنها عبارتند از:
•    شجاعت در برابر دشمن: بی‌مانند بود، و هیچ‌کس به پای او نمی‌رسید. امیر مومنان (ع) می‌فرمود در جنگ‌ها، پیامبر اعظم (ص) نزدیک‌ترین فرد به دشمن بود.
•    استقامت در نبرد، تقویت روحیه مجاهدین: با خواندن خطبه حماسی قبل از شروع جهاد
•    تکریم خانواده شهیدان: پس از شهادت حضرت جعفر در جنگ موته به خانواده ایشان سرکشی نمود و هم‌چنین از خانواده زید‌ابن‌حارثه دیدن نمود.
•    سیره نظامی: پیامبر خدا، به جمع‌آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل صحنه نبرد قبل از شروع درگیری خیلی اهمیت می‌داد.
•    حفظ اسرار نظامی و حفاظت: اطلاعات محرمانه مسلمانان
•    مشورت با فرماندهان جنگ و مجاهدان
 از جمله قبول نظر حضرت سلمان فارسی در حفر خندق
•    قاطعیت در تصمیم‌گیری
تعیین فرماندهان و جایگزین ‌آن‌ها بعضاً تا سه رده
•    انتخاب تاکتیک رزمی مناسب
•    تعقیب دشمن برای دفع کامل تهدید که نمونه آن در جنگ احد می‌باشد
•    بهره‌گیری از جنگ روانی: گاهاً از جنگ روانی برای ناکام گذاشتن دشمن استفاده می‌نمودند
6-1- ویژگی‌های مدیریت دفاعی پیامبر اعظم (ص)
•    واجب بودن جهاد با دشمن بر هر زن و مرد مسلمان و به اذن مجتهد نیز نیاز نیست
•    آمادگی مردم برای دفاع همه جانبه
•    اصالت صلح در اسلام
•    لزوم نمایش توان رزمی به دشمنان با انجام رزمایش‌ها
•    دیده‌بانی و رصد شبانه‌روزی دشمنان و لزوم آمادگی نظامی
•    ارعاب دشمن
•    ضرورت اتخاذ تاکتیک‌های مناسب
•    تجهیز رزمندگان برای دفاع همه جانبه
•    عدم سستی و رخوت در صفوف مجاهدین
•    استفاده از عامل توکل و توسل به امدادهای غیبی و به‌عبارتی دفاع نامتقارن در مقابل دشمن
•    عقب‌نشینی تاکتیکی در مواقع ضروری
•    گناه بودن سرپیچی از دستورات فرماندهان

7- مولفه های نبرد نامتقارن

چه مولفه هایی در نبرد نامتقارن تأثیرگذار هستند؟ استراتژی، ابزار و تجهیزات ، فن آوری و نیروی انسانی مولفه های مهمی است که در طراحی و شکل دهی نبرد نامتقارن تأثیرگذار هستند . در بخش نیروی انسانی چه عواملی تأثیر گذار است؟ مهارتها ، ابزار و تجهیزات انفرادی و از جمله توجه به سیره دفاعی پیامبر اعظم (ص)که در بالا به آن اشاره گردید[8 ].
 8- استراتژی دفاع همه جانبه راهبردی مهم درنبرد متقارن 
     باعنایت به فرمایش مقام معظم رهبری درجمع فرماندهان ورزمندگان لشکر 27 حضرت محمدرسول الله تحت عنوان عبرتهای عاشورایکی ازدلایل همراهی نکردن مردم وبه ویژه خواص ازامام حسین (ع) وپدید آمدن واقعه عاشورا ،فقدان بصیرت در خواص وآلودگی آنها به ظواهر دنیوی بود.لذا لازمه موفقیت درنبرد متقارن،داشتن راهبردی مبتنی بربصیرت استراتژیک می باشد که دراین خصوص امام خمینی (ره) در صحیفه نور مورخه 28 فروردین 1368 می فرماید : (در هنگام نبرد مجال پرداختن به همه جهات ، قوتها ، ضعفها ، برنامه ها و در حقیقت ترسیم استراتژی دفاع همه جانبه ،‌نبوده است . ولی در شرایط عادی باید با سعه صدر و بدور از حب و بغض ها به این مسائل پرداخت و از همه اندوخته ها ، تجربه ها ، استعدادها و طرح ها استفاده نمود)[1 ]. حال چگونه می توان به تحقق و پیاده سازی استراتژی دفاع همه جانبه بعنوان یک راهبرد مهم پیشنهادی درحوزه نبردهای نامتقارن  پرداخت ، برای اینکار ، مقام معظم رهبری سه راهبرد مهم و اساسی را در مقاطع مختلف خطاب به مسئولین و کارشناسان دفاعی ، دانشگاهیان و اساتید محترم بیان فرموده اند که عبارتند از :
الف ) روش میان بر
ب  ) جنبش نرم افزاری
ج  ) تولید علم
ایشان ضمن تایید و تشویق پیشرفتها و حرکتهای دفاعی در سطح صنایع دفاعی کشور فرمودند برای ادامه کار و جبران خلاء تکنولوژیکی بایستی از روشهای میان بر استفاده نمود و اگر نه هریک قدمی که ما برداریم ، با توجه به فن آوری و صنایع پیشرفته در غرب آنها چندین گام جلوتر خواهند برداشت ، لذا می توان با توجه به مطالب بیان شده ، تفکر بسیجی وتعامل آن بافناوری اطلاعات و ارتباطات  را نوعی روش میان بر در حصول به دستاوردهای پیشرفته دفاعی جهان دانست که لازمه این نگرش ایجاد جنبش نرم افزاری و تطهیر قوه خیال از اوهام و یأس هایی است که شیطان بزرگ و استکبار جهانی در ما ایجاد می کند و قدم آخر جایگزینی تولید علم به عوض تقلید کورکورانه از پیشرفتهای علمی غرب می باشد بعبارتی مدیریت دانش مبتنی بر تفکر بسیجی در همه زمینه های علمی و فنی مورد نیاز می باشد[4 ] .بنابراین جهت فراهم نمودن جنبش نرم افزاری در حوزه نبردهای نامتقارن  وتسریع فرایند تولید اطلاعات وعلم به فناوری های مورد نیازکشوردراین حوزه، توجه به پنج اصل حیاتی زیرلازم وضروری می باشدکه می توان درقالب فرصتهای موجود به آنهاپرداخت.

8-1- استراتژی دفاع همه جانبه-فرصتها
•    اصل اول ،توجه به جایگاه انسان بعنوان خلیفه خداوکرامت وی درعلم ودانش واینکه خداوند سبحان مدرسه ی بشریت رامحل فراگیری اسمای حسنای الهی نامید و خود را معلم این مکتب دانست ،متعلمان چنین مکتبی اندیشوران وارسته اند که دلدادگی آنها بادلبری و صاحبدلی مقرون است .
•    اصل دوم ،مدیریت دانش دفاعی، و اینکه تولید اطلاعات ،دانش وتدوین علوم آن مخالف رهنمود وحی و عقل برهانی نباشد بعبارتی در دانشگاه اسلامی ،قرآن و عرفان و برهان ازهم جدایی ندارند[6 ].زیرا نزول قرآن درزمانی صورت گرفت که مردم خردهایشان شکوفاشده و به تکامل رسیده بودوبنابرین در عصرظهور نیز علوم شهودی وعرفانی به اوج تعالی و شکوفایی رسیده وبسیاری ازمردم توسط نورحضرت مهدی (ارواحنافداه ) برعالم غیب اطلاع یافته ونیزدانشهای حصولی به تکامل رسیده و لذا از دانش جامع شهودی و علم فراگیربرهانی چاره ای نیست .
 هریک ازاین دودانش ،دانش پژوهان خاص خود رادارند وحضرت ولی عصر(عج )تنهاآموزگارجامع بین غیب وشهوداست[7 ]،دراین دانشگاه استاد و دانش پژوه ،دانش را در معنی عام آن اعم ازعلوم الهی ،تجربی و فنی برای تقرب به ساحت قدس دانش آفرین درس داده یافرامی گیرند[6]، لازم بذکراست که منظور از دانش پژوه ،دانشجو یا محققی است که کسب علم ،تحقیق و پژوهش رابا تاسی ازفرمایش مقام معظم رهبری برای رسیدن به مرزهای دانش وتحصیل آخرین دستاوردهای علمی و صنعتی جهان انجام می دهد.
•    اصل سوم یااصل استقلال علمی ،چونان استقلال سیاسی ،اقتصادی ،نظامی و مانند آنها از مسائل اساسی نظام اسلامی است دراین اصل مبنابراین است که درتولید علم ، فناوری ،ابتکار و خلاقیت به بارگاه رفیعی نائل شده که درآن مقام منیع ، انسان صاحب دل وفنان مظهر اسم مبارک خداوندسبحان قرارگیرد که درصورت تحقق این امر،هرگزغبارکهنگی برافکار او نمی نشیند و هیچگاه آثارفرسودگی در آرای ایشان مشاهده نمی شود و در هیچ بخشی ازصدر مطالب تا ساقه مسائل مطروح وی نشان گسستگی و آشفتگی دیده نمی شود،لذا چنین اندیشور و دانش پژوهی هم در مرتبه دانش تجربی و فناوری که به احساس و طبیعت نزدیکتر از سایرعلوم است مستقل می شود و هم در علم ریاضی و براهین عقلی ومنطق که ازاستحکام بیشتری برخوردارند،خودکفامی گردد و هم به فن شریف برترکلام و حکمت الهی راه  پیدامی نماید و گاهی نیز از رایحه دل انگیز عرفان نظری معطرمی شود و هم احرام کوی عرفان عملی را ازیادنمی برد[6 ].لذادرصورت برخورداری دانشگاه و صنعت ازچنین اساتید و دانش پژوهان و داشتن برنامه های درسی و اخلاقی صدرالاشاره ، می توان استقلال و خودکفایی علمی وفنی کشور اسلامی را رقم زده و درنهضت تولید علم و دانش به ویژه در حوزه نبردهای نامتقارن  با تاسی از قرآن و عترت گامهای موثرو اساسی برداشت ،قرآن حکیم ضمن ترغیب انسان به بررسی عالم ملک وقلمروطبیعت ،صاحبان خرد و اندیشه را به پرواز ملکوتی فرامی خواند ‏‏‏‏‏‏‏‏‏،زیرا مشاهده ی ملکوت اشیائ ازشهود زمامدارآنهایعنی خداوند سبحان تهی نیست .لذا استاد و دانش پژوهان حوزه دفاعی  با غواصی و غور در بحرملکوت هم گوهرناب وکمیاب ابتکار و فناوری رابه ارمغان می آورد و هم چشم دل او دست غیبی را که هماره برسرسالکان صالح کشیده میشود و همواره ازآستین نامرئی بدرمی آید و سینه نا محرمان را می کوبد ، مشاهده نموده و بدین نحــــو انسان را از دسیسه پذیرش وســوسه شیطان بزرگ باز می دارد[6].
•    اصل چهارم یااصل استعلای علمی ، استعلای علمی مسلمانان به معنای مظهریت درست آنان برای اسم مبارک اعلای الهی است .چنین اصلی که از محتوای محمود بر خوردار است از مضموم برخی ازواژه ها،مانند استکبار و استنکاردر پیشگاه علم وعقل منزه است زیرا معنای استعلای مورد بحث حفظ اعتلای موجود،حراست ازآن و طلب علو برین است که چنین کارسترگی شیوه ی سالکان پویا و راهیان جویا است و دستور چنین برتری طلبی ممدوح ازحضرت ختمی  مرتبت محمد(ص ) رسیدکه فرمودند:خداوند کارهای والا،همت بالا و افکار بلند را دوست دارد و امور نازل و پست را نمی پذیرد[6 ].
•    اصل پنجم : اصل توکل وتوسل  ، مهمترین عاملی که سبب نا آرامی دل ها هست همانا هراس از تهاجم و پیروزی دشمن ازیک سو و اندوه از تهدیدات استکباری ازسوی دیگر.برای رفع این نگرانیها و دفع آنها بایستی به دژمستحکمی پناه بردکه محافظ آن خدایی است که سراسرموجودهای طبیعی و فراطبیعی ستاد و سپاه اجرایی اویند،بنابراین وقتی تمام عزت ونفوذناپذیری واقتداردراختیارخداوندسبحان می باشدمجالی برای هراس کاذب ازاستکبار و اندوه ناصواب از او نیست[6 ] .     
درصورت بکارگیری اصول پنجگانه صدرالاشاره ،می توان به اصل های حاکم در نبرد نامتقارن درقالب فرصتهای موجود به شرح ذیل دست یافت:
•    تحرک و واکنش سریع (سرعت عمل چه در حالت قبل از حمله دشمن یا در حین حمله یا بعد از حمله)
•    خوداتکایی واستقلال رزمی ( در سطح کلان و تولید سخت افزاری یا در قلمرو اجرایی و محدود)
•    قابلیت استمرار وپایداری همه جانبه
•    بومی سازی تسلیحات و تجهیزات به ویژه در فضای سایبر
•    چند منظوره بودن ( یعنی اینکه یک نیرو چند نوع مهارت داشته باشد)
•    نظم و انضباط انقلابی و تبعیت از فرامین تا حدنهایی
•    استفاده بهینه ازجنگ و عملیات روانی
•    اشاعه فرهنگ بسیجی ومعنویت به عنوان مهمترین و زیر بنایی ترین اصل نبرد نامتقارن
8-2- استراتژی دفاع همه جانبه- تهدیدات [ 6 ]
•    به خطرافتادن امنیت و اقتدار ملی درصورت عدم پیشرفت در فناوریهای کلیدی نظیرفناوری اطلاعات وارتباطات ، فناوری نانوو...
•    وجود تهدیدات استراتژیک بالقوه بویژه جنگ اطلاعات ازناحیه استکبار
•     وجود تحریم های موجود علیه کشور و امکان گسترش انها
•    حساسیت های کشورهای استکباری درمورد پیشرفتها و تحقیقات صنایع میهن اسلامی 
•    وابستگی به سیستم ها و نرم افزارهای خارجی و امکان وجود انواع بمب منطقی و....درانها
•    بروزآسیب های جدی در صورت عدم فعالیت کشور درحوزه فناوری اطلاعات و امنیت

8-3- استراتژی دفاع همه جانبه- قوتها
•    آمادگی و انتظار سازنده برای ظهور حضرت امام عصر(عج )
•    پشتیبانی آحاد ملت از ولایت فقیه و عشق به آرمانهای امام راحل
•    موازنه جنگ ما با استکبار، موازنه ایمان و کفر است
•    تقویت روحیه جهادی و شهادت طلبی
•    ایمان و بصیرت
•    امید به آینده ای روشن و نشاط بخشی علمی
•    شناسایی استعدادهای درخشان ونخبگان علمی وهد ایت علمی آنها درقالب باشگاه پژوهشگران جوان و...جهت تولیدعلم و فناوریهای کلیدی 
•    هشیاری و احتیاط دراستفاده از منابع علمی غرب وتوجه به القائات خاص آنان
•    تلفیق هوشمندانه تفکربسیجی و فناوری اطلاعات و ارتباطات ((ICTدرقالب  مدیریت دانش برای تبدیل اطلاعات پراکنده و غیرمنسجم به اطلاعات الکترونیکی و بهنگام در راستای تولید علم و فناوری
•    توجه به ناتوی فرهنگی و لزوم مقابله با پیامدهای منفی شبکه های اطلاع رسانی و اینترنت 

8-4- استراتژی دفاع همه جانبه- ضعفها
•    وجود تفکرترجمه ای و تقلید محض ازغرب .
•    مبهوت پیشرفتهای علمی وصنعتی غرب شدن وایجادروحیه یاس ونومیدی دردانش پژوهان
•    پرداختن به مسائل حاشیه ای و ناهنجاری های سیاسی و... دردانشگاهها و تقویت روحیه تحزب گرایی
•    عدم ارتباط صحیح و منطقی بین دانشگاه ها و صنایع

9- جمع بندی :
•    تفکر بسیجی ، تفکری مبتنی بر قرآن کریم و منبعث از فقه پویای جعفری می باشد .
•    اززاویه دیداستادودانش پژوه بسیجی ، قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند .
•    تفکر بسیجی ، ترکیبی هوشمندانه از شهود قلبی و تفکر عقلی است که در آن تهذیب نفس مبنای عقل و اندیشه است .
•    این نوع نگرش ره توشه پرباری چون خوف از خداوند متعال را دارد که ضامن تأمین حیات طیبه و جاوید انسانی است .
•    اشاعه تفکر بسیجی موجب تلاش جدی و فراگیر و توام با عشق الهی استاد و دانش پژوه دردانشگاه هاوصنایع  شده و متعاقب آن ، بنیه علمی و صنعتی کشور افزایش خواهد یافت.
•    معرفت و عبادت محبانه به خداوند سبحان ، ثمره نهایی تفکر بسیجی می باشد .
•    تفکر بسیجی و تعامل آن بافناوری اطلاعات و ارتباطات  یعنی استفاده بهینه از اطلاعات و لذا نوعی روش میان بر در حصول به دستاوردهای پیشرفته علمی و صنعتی جهان می باشد .
•      تفکر بسیجی سبب هشیاری جدی انسان در مقابله با تهاجم سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی دشمن می گردد.                                                                                                       
•    تلفیق هوشمندانه تفکر بسیجی و فناوری اطلاعات و ارتباطات ((ICT در قالب مدیریت دانش دفاعی باعث استقلال و استعلای علمی کشور می گردد .
•    اشاعه فرهنگ بسیجی ومعنویت به عنوان مهمترین و زیر بنایی ترین اصل نبرد نامتقارن
•    منظور از جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم ،کسب علم ، تحقیق و پژوهش برای رسیدن به مرزهای دانش و تحصیل آخرین دستاوردهای علمی و فنی جهان درراستای استقلال و استعلای علمی میهن اسلامی می باشد .
•    استراتژی دفاع همه جانبه بعنوان ثمره تفکر بسیجی ، راهبردی اساسی ومهم  در نبرد نامتقارن می باشد.

10- منابع و مراجع
1.    ر. امیر صوفی ، ر. آل شیخ، م. هادوی ، جنگ روانی  وسیره دفاعی پیامبراعظم (ص) ، همایش تخصصی  مدیریت دفاعی در سیره پیامبراعظم (ص) ورهیافتهای آن ، دانشگاه امام حسین (ع) ،7اسفند 1385 .
2.    دی .ای .دنینگ، جنگ اطلاعات وامنیت ، موسسه فرهنگی هنری پردازش هوشمند علایم، مترجمین (ج .شیخ زادگان،م.حسین نژاد،م.روحانی ) ، شابک : 0-0-95935-964 ، 1383 ،
3.    ر. امیر صوفی،ح.شیرازی،ح.شهبازی ، جایگاه و نقش دانشگاه مجازی در جامعه جهانی اطلاعاتی ، مجموعه مقالات همایش ازآموزش الکترونیکی تادانشگاه مجازی ،شهریور 1385
4.    ا.ملکیان ، "نفوذگری در شبکه و روش‌های مقابله با آن"، چاپ دوم، انتشارات وزارت ارشاد، شابک: ۳-۵۸-۵۸۰۱-۹۶۴، تیر ۱۳۸۳.
5.    ر. امیر صوفی ، ر. آل شیخ، م. هادوی ، نقش آینده پژوهی درتوسعه فناوری‌های امنیت اطلاعات و ارتباطات ، اولین همایش بین¬المللی روش¬های تحقیق در علوم، فنون و مهندسی (ICRMSET)، 9-10خردادماه 1385



تاریخچه و سوابق تشکیل سازمان بسیج دانش آموزی

 *با صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی (ره) در پنجم آذر ماه سال 1358 مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین، پایگاه های مقاومت در مساجد، حسینیه ها، ادارات، کارخانه ها، مدارس و... به صورت خود جوش و مردمی شکل گرفت و با واگذاری مسئوولیت بسیج به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی، پایگاه های مقاومت بسیج در مدارس همچون دیگر اقشار بسیج برای جذب، آموزش و اعزام دانش آموزان واجد شرایط به جبهه های جنگ حق علیه باطل فعال شدند که در این میان نقش معلمان و فرهنگیان شجاع بسیجی ستودنی است. در دوران هشت ساله دفاع مقدس بیش از 550 هزار نفر از دانش آموزان به دفعات مکرر به جبهه ها اعزام شدند که در این میان بیش از 36000 نفرشهید و مفقود الاثر و 2853 جانباز و 2433 آزاده تقدیم دفاع از انقلاب اسلامی و ارزش های اسلامی نموده اند.

با انسجام واحد بسیج مستضعفین و شکل گیری ساختار و تشکیلات آن، دفتر بسیج دانش آموزی به عنوان رده ای مستقل در واحد بسیج مستضعفین ایجاد شد وبا شکل گیری معاونت اقشار در بسیج بعنوان بسیج دانش آموزی به ادامه فعالیت خود پرداخت .

در سال 1363 با تصویب تبصره 2 از ماده یک قانون نظام وظیفه کشوری که به موجب آن وزرات آموزش و پرورش موظف گردید با هماهنگی و همکاری واحد بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آموزش آمادگی دفاعی را برای دانش آموزان اجرا نماید، پایگاه های مقاومت بسیج دانش آموزی در مدارس از استحکام بیشتر برخوردار گشت.

با توسعه واحد بسیج مستضعفین از سطح یک معاونت در ستاد مرکزی سپاه به یک نیروی مستقل با عنوان نیروی مقاومت بسیج سپاه، بسیج دانش آموزی نیز به عنوان یک مدیریت مستقل در مجموعه ستاد نیرو تشکیل و به کار خود ادامه داد.

در سال 1371 با تلاش مدیریت مستقل بسیج دانش آموزی، ستاد ایثارگران وزارت آموزش و پرورش و معاونت پرورشی آن وزرات توافق نامه ای تنظیم و به امضای فرمانده نیروی مقاومت بسیج و وزیر آموزش و پرورش رسید. با امضای این توافق نامه و ابلاغ به رده های ذیربط دو دستگاه و تشکیل کمیته های هماهنگی در سطوح مرکز، استان و شهرستان، تحرکی وسیع در تقویت و گسترش بسیج دانش آموزی به وجود آمد به گونه ای که در پایان سال تحصیلی 74-73 بیش از 12 هزار دفتر بسیج دانش آموزی در مدارس راهنمایی و متوسطه کشور تشکیل شده و نزدیک به 5/1 میلیون نفر دانش آموز به عضویت بسیج دانش آموزی در آمدند.

در سال 1373 با ابلاغ سردار فرمانده محترم کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به منظور به کارگیری توان مجموعه معاونت های نیروی مقاومت بسیج در امر تقویت و گسترش بسیج دانش آموزی، دفتر مشاورت، بسیج دانش آموزی تشکیل شد، تا با یاری فرماندهی نیرو، ‌به تقویت اصولی بسیج دانش آموزی همت گمارده شود. تعیین ساختار و سازمان و شرح وظایف بسیج دانش آموزی در مدارس، ضابطه مند کردن ارتباطات گروهی و تشکیلاتی، ایجاد سازمان پویندگان و پیشگامان به تناسب مقاطع تحصیلی راهنمایی و متوسطه، همچنین طراحی دسته های سازمان یافته برای فعالیت های فرهنگی، امدادی، علمی و سازندگی ,طراحی لباس، آرم نشان عضویت، پرچم سازمانی و تطبیق آموزش آمادگی دفاعی مدارس با نظام آموزش های نظامی بسیج از جمله موفقیت های این دوران به شمار می رود.

مجلس محترم شورای اسلامی به منظور بسط و گسترش فرهنگی بسیجی در میان دانش آموزان و تقویت بسیج دانش آموزی، در سال 1375 ماده واحده ای به تصویب رساند که به موجب آن وزارت آموزش و پرورش موظف به حمایت و پشتیبانی و تقویت و گسترش بسیج دانش آموزی گردید. با تصویب این قانون فعالیتها و برنامه های بسیج دانش آموزی از قوام و استحکام بیشتری برخوردارگشت، به گونه ای که در پایان سال تحصیلی 78-77 تعداد واحدهای مقاومت

پویندگان و پیشگامان بسیج دانش آموزی به بیش از22 هزار واحد در مدارس راهنمایی و متوسطه رسید و بیش از 5/2 ملیون نفر از دختران و پسران دانش آموز به عضویت بسیج دانش آموزی در آمدند.

متعاقب مصوبه مجلس شورای اسلامی و با پیگیری های به عمل آمده سطح تشکیلاتی بسیج دانش آموزی نیز به منظور فراهم کردن امکان موفقیت بیشتر در تحقق اهداف و مأموریتهای محوله ارتقا یافت و در سال 77 به عنوان سازمان بسیج دانش آموزی ادامه مأموریت داد.

امروز سازمان بسیج دانش آموزی به حول قوه الهی با برخورداری از مدیران و کارشناسان مجرب در سطح مرکز و 28 رده استانی و بیش از 600 حوزه مقاومت بسیج دانش آموزی در قریب 26 هزار مدرسه راهنمائی و متوسطه کشور واحدهای مقاومت بسیج دانش آموزی را گسترش داده و تاکنون بیش از 3 میلیون نفر از دانش آموزان دختر و پسر میهن اسلامی به عضویت در این تشکل دانش آموزی و نهاد برگرفته از متن ملت قهرمان ایران در آمده اند.


اهداف، ماموریت و وظایف بسیج

اهداف:

به استناد شرح وظایف نیروی مقاومت بسیج سپاه مصوب مقام معظم فرماندهی کل قوا اهداف جذب بسیجیان و تشکیل ارتش بیست میلیونی عبارتند از :

1-تحقق فرمایش حضرت امام قدس سره مبنی بر تشکیل هسته های حزب الله و تشکیل ارتش بیست میلیونی
2-ایجاد تواناییها و آمادگیهای لازم دفاعی در آحاد مردم در دفاع از کوی و برزن
3-ایجاد تواناییهای لازم رزمی در نیروهایی که توانایی شرکت در عملیاتهای کلاسیک و بزرگ را دارند بمنظور همکاری با نیروی زمینی و سایر نیروها
4- ایجاد تواناییهای لازم در آحاد مردم بمنظور کمک به هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه
5-افزایش توان رزمی و عقیدتی نیروهای بسیجی، اجرای آموزش های نظامی و عقیدتی
6-حفظ و انسجام کلیه نیروهای بسیجی
7-کمک به دولت در امر سازندگی


مأموریت:

جذب و آموزش عمومی آحاد مردم و سازماندهی و تجهیز و بکارگیری آنان در رده های مقاومت بمنظور تشکیل ارتش بیست میلیونی و مقاومت مردمی در دفاع از کشور و انقلاب و دستآوردهای آن


وظایف:

1-جذب آحاد مردم از تمامی اقشار و صنوف از قبیل کارگران، کشاورزان، طلاب دانشجویان، دانش آموزان، زنان، عشایر، کارمندان بمنظور تشکیل ارتش بیست میلیونی از طریق ایجاد رده های مقاوم بسیج در مساجد، ادارات، کارخانجات و مراکز آموزشی با بهره گیری از همکاریهای دولت و نهادهای انقلاب اسلامی و سایر مؤسسات و اصناف
2-آموزش عمومی نظامی اعضاء بسیج
3-آموزش عقیدتی سیاسی اعضاء بسیج زیرنظر و از طریق نماینده مقام معظم رهبری
4-سازماندهی اعضاء بسیج و آمادگی در آنان برای مقاومت مردمی و دفاع از کوی و برزن