دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

دین و زندگی تایباد

اللهم صل علی محمدوآل محمد

عوامل ظهور حضرت مهدی (عج)

علایم و نشانه‏هاى ظهور


عوامل ظهور حضرت مهدی (عج)


عوامل ظهور به چیزهایی گفته می شود که زمینۀ ظهور امام زمان (عج) را فراهم می کند و از علل ظهور آن حضرت محسوب می گردند. در بارۀ آن باید گفت: هر چند عامل اصلی ظهور امام زمان (عج) "ارادۀ الاهی" است، ولی

آنچه که انسان ها به عنوان زمینه سازی ظهور، می توانند انجام دهند، ازبین بردن زمینه هایی است که موجب غیبت آن حضرت شده و ایجاد آمادگی در خود است. این آمادگی نیز با انجام وظایف و تکالیفی که بر عهدۀ آنهاست به ویژه تکالیف زمان غیبت مثل: انتظار فرج، دعا، صبر، خودسازی، رشد فکری، اجتماعی به دست می آید. البته این آمادگی باید متناسب با پذیرش حکومت جهانی باشد؛ یعنی عمومیت داشته و گسترده باشد و افکار عمومی برای تأیید و پشتیبانی ایشان مهیا باشند.
هر چیزی که در ظهور امام زمان (عج) نقش دارد و از علل ظهور آن حضرت محسوب می گردند عوامل ظهور محسوب می شوند. در بارۀ آن باید گفت: هر چند عامل اصلی ظهور امام زمان (عج) "ارادۀ الاهی" است، ولی آنچه که انسان ها به عنوان زمینه سازی ظهور می توانند انجام دهند، ایجاد آمادگی در خودشان است؛ چون هر انقلاب و نهضتی که برای هدف معینی به وجود می آید، در صورتی پبروز است که زمینه های آن از هر جهت فراهم باشد، در غیر این صورت انقلاب با شکست روبرو خواهد شد.
قیام امام زمان (عج) از این قاعده مستثنی نیست و در صورتی می تواند پیروز شود که شرایط آن فراهم گردد.[1]
پس آمادگی مردم از علل و عوامل مهم ظهور است؛ یعنی عموم مردم خواستار آن حضرت باشند و افکار عمومی برای تأیید و پشتیبانی ایشان مهیا باشد. به عبارت دیگر باید عوامل اختیاری و قابل تغییر غیبت آن حضرت را بر طرف نمود.
توضیح این که بر اساس آنچه در روایات، در بارۀ عوامل غیبت آمده، برخی از آنها در اختیار ما نیست و قابل تغییر نمی باشد مانند:
1. بیعت کسی بر عهدۀ آن حضرت نباشد.[2]
2. محافظت ایشان از خطر کشته شدن.[3]
3. آزمایش الاهی.[4]
4. علل ناشناخته؛ چنان که بعضی از روایات‏ بیانگر این نکته‏اند که امامان معصوم از علت اصلی غیبت آگاه اند، اما مأمور به بیان آن نیستند. لذا سر بسته و به طور اجمال حکمت‏هایی از آن را بیان کرده‏اند. دلیل این ادّعا روایت عبداللّه بن فضل هاشمی از امام صادق (ع) است که امام به وی فرمود: برای صاحب امر غیبتی است که چاره‏ای از آن نیست. هر مبطلی در آن شک می‏کند. به او گفتم: فدایتان شوم، (غیبت) برای چیست؟ فرمود: برای امری که اجازۀ کشف آن را برای شما نداریم. گفتم: حکمت غیبت او چیست؟ فرمود: حکمت غیبت او همان حکمت غیبت حجت‏های خداوند قبل از اوست. حکمت آن کشف نمی‏شود، مگر بعد از ظهور او. همان طور که حکمت سوراخ کردن کشتی و کشتن پسر و برپایی دیوار توسط حضرت خضر برای حضرت موسی (ع) کشف نشد مگر هنگام جدایی آنها.[5]
روشن است که این عوامل در اختیار انسان ها نیست تا بتوانند تغییر دهند.
اما برخی دیگر از عوامل غیبت قابل تغییر است. چنان که در برخی از توقیعات شریفه به این مسئله اشاره شده است که بی‏وفایی مردم و گناهان آنان زمینه ‏ساز غیبت حضرت حجت شده است.
"اگر خداوند به شیعیان ما توفیق همدلی در وفای به عهدی که بر ایشان است عنایت می‏فرمود مبارکی دیدار ما برای ایشان به تأخیر نمی‏افتاد و در سعادت مشاهده ما با معرفتی شایسته و درست شتاب می‏شد. چیزی ما را از ایشان محبوس نکرده است، مگر اعمال ناخوشایند و ناپسندی است که از آنها به ما می‏رسد".[6]
مضمون این توقیع آن است که بی‏وفایی شیعیان نسبت به عهد و پیمان با آن حضرت موجب طولانی‏تر شدن غیبت و حرمان از وصال شده است. پس همدلی شیعیان در وفای به عهد [آن حضرت] می‏تواند عاملی برای تعجیل در ظهور باشد.[7]
علاوه بر این مطالب باید توجه داشت که مردم در عصر غیبت، افزون بر تکالیف عمومی، در خصوص مسئلۀ غیبت وظایفی بر دوش دارند که با انجام آنها ضمن وصول به اجر و ثواب، گام‏هایی نیز در زمینۀ ظهور برخواهند داشت که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
الف- صبر:
در روایتی امام رضا (ع) می‏فرماید: چه قدر نیکو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدی این سخن خداوند را که: "فارتقبوا اِنّی معکم رقیب". و این سخن او که: فانتظروا اِنّی معکم من المنتظرین. منتظر باشید من هم با شما در انتظارم. همانا فرج پس از ناامیدی می‏آید و کسانی که قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. [8]
تعبیر "علیکم بالصبر" صراحت دارد، در این که وظیفۀ شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است. البته روشن که صبر به معنای استقامت داشتن در اعتقاد و عمل و طی نمودن خط و مکتب آن حضرت است.
ب- انتظار:
هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبی معلوم می‏شود، ولی دربارۀ انتظار باید گفت: پیامبر و ائمۀ اطهار با تأکید بسیار بر این امر پای فشرده‏اند. در روایتی از پیامبر (ص) می‏خوانیم که فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است.[9]
علی) ع) در پاسخ کسی که از وی پرسید: کدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است؟ فرمود: انتظار فرج.[10]
امام صادق (ع) می‏فرماید: نزدیک‏ترین حالت بنده به خداوند و راضی‏ترین چیز نزد او این است که هرگاه حجت خدا از آنها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آنها پوشیده شود و مکانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند[11].
روشن و بدیهی است که انتظار بر دو قسم است: انتظار تکوینی و انتظار تشریعی.
در انتظار تکوینی، منتظر بودن بیش‏تر به شکل منفی و همراه با سستی صورت می‏گیرد، اما انتظار تشریعی، پویا و همراه با علم و عمل است. مؤید این سخن، کلام امام سجّاد) ع) است که می‏فرماید: منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختی عطا فرموده است که غیبت در نزد آنان به منزلۀ مشاهده گردیده است. آنان را در آن زمان به منزلۀ مجاهدان با شمشیر در کنار رسول خدا (ص) قرار داده است. آنان حقیقتا خالصند و شیعیان راستین و دعوت کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکارند.[12]
منتظر واقعی در بعد علمی، آن چنان معرفتی دارد که غیبت برای او همانند مشاهده است؛ یعنی در شناخت امام زمان خود، شک و تردید ندارد و در بعد عملی آشکارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.
اگر منتظر منفی دست بر دست می‏گذارد و به بهانه این که کاری از ما ساخته نیست و کاری برای زمینه سازی ظهور نمی‏کند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود می‏افزاید، خود را آمادۀ ظهور می‏نماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر کند.
چکیدۀ سخن آن که در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.
ج- دعا:
در برخی روایات عمده‏ترین وظیفۀ عصر غیبت را دعا دانسته‏اند. از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب که به وسیلۀ محمد بن عثمان دریافت شده است، فرمود: برای تعجیل در فرج زیاد دعا کنید... .[13]
د- انقطاع:
در روایتی از امام صادق (ع) می‏خوانیم که فرمود: "همانا این امر (ظهور مهدی) نمی‏آید شما را مگر پس از ناامیدی".[14]
در روایت دیگری امام رضا (ع) می‏فرماید: "همانا فرج پس از ناامیدی می‏آید و کسانی که پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند"[15].
این بدان معناست که تا انسان چشم امید به قدرت‏های غیرالاهی داشته باشد، عطش عدالت مهدوی در او وجود ندارد و آن گونه که بایسته و شایسته است، مهدی‏جو و مهدی‏خواه نخواهد بود.
شاید به همین جهت یکی از نشانه های آغاز انقلاب امام زمان، فراگیری ظلم و جور در جهان بیان شده است. این مطلب را از دو راه می توان ثابت کرد:
1. پبامبر گرامی فراگیری ظلم و جور را، نشانۀ آغاز انقلاب دانسته و در حدیثی که محدثان اسلامی نقل کرده اند، فرموده است: زمین را پر از قسط و عدل می کند، چنان که از ظلم و جور پرگردد.[16]
2. فشار و اختناق هرگاه از حدّ بگذرد، مایۀ انفجار می گردد. انفجارهای اجتماعی، مانند انفجار های مکانیکی است که در درجۀ معینی از فشار، انفجار رخ می دهد. در حقیقت گسترش فساد به وسیلۀ ضحاکان زمان، انقلاب را نزدیک تر می کند، در نتیجه بذر های انقلاب را آبیاری می نماید، تا لحظه ای که بحران به اوج خود برسد و انقلاب صورت پذیرد. البته ، باید توجه داشت که صرف گسترش فساد کافی نیست، بلکه رشد آگاهی هم در این زمینه لازم است.
مقصود از بالا رفتن سطح آگاهی، این است که انسان ها، به موقعیت و ارج وجود خود پی ببرند و تحمل ظلم و فساد را زندگی ننگین و مرگباری تلقی کنند که شایستۀ مقام انسان نیست. آن گاه با ارزیابی شرایط و امکانات خود و ستم قدرت های طاغوتی، بذر انقلاب را در سرزمین مستعد و آماده بپاشند و از راه های گوناگون، در آبیاری آن بکوشند. ناگفته پیداست، تا زمانی که در توده ها چنین آگاهی پدید نیاید و انسان ها بر ارزش خود واقف نگردند و امکانات خود و طرف را درست نسنجند، انقلاب کوری رخ می دهد که نمی تواند، مصالح مردم را تضمین کند.
به عبارت روشن تر، برای تحقق یک انقلاب، تنها گسترش فساد و یا وجود یک رهبر لایق کافی نیست، بلکه علاوه بر این، آمادگی روحی و فکری لازم است که مردم در موقع مناسب بهای انقلاب را که همان ایثارگری و شهادت در راه هدف است، بپردازند. در غیر این صورت، سستی، تنبلی و اکتفا به وضع موجود، در روح جامعه لانه می گزیند، و اندیشۀ انقلاب به ذهن آنان راه پیدا نمی کند و با تمسک به منطق "موسی به دین خود، عیسی به دین خود"، و یا "هر کس باید گلیم خود را از آب بیرون ببرد"، "من چه کار به کار دیگران دارم" و امثال این جملات، وضع موجود را که توأم با یک نوع راحت طلبی است، بر قیام و انقلاب و تحمّل زندان و شکنجه و قتل و اعدام ترجیح می دهد.[17]
علاوه این که برای تحقق قیام حضرت مهدی (عج)، یک ارتش مهیّا و نیروی ضربتی کارآمد لازم است که پشت سر امام (عج) ایستاده و گوش به فرمان وی باشد. از این جهت باید در جهنم سوزان ظلم و جور و فساد و تبعیض، افراد فداکاری پرورش یابند، تا پیام آور بهار عدالت باشند. این گروه باید به نیروی ایمان و تقوا مجهز گردند، و جانباز و فداکار باشند.
به طور خلاصه، گسترش فساد و ظلم، اگر منجر به "انظلام"؛ -یعنی پذیرش ظلم و ستم- بشود، هیچ گاه زمینۀ قیام علیه آن نخواهد شد. بلکه تنها در صورتی مفید است که مقدمه مبارزه در جهت تحقق عدالت و نیکی باشد. بدیهی است که این مقدمه نیز هیچ گاه عملی نخواهد شد، مگر زمانی که مردم، بدی ظلم را بدانند و در برابر آن، مظاهر صلاح و تقوای فردی و اجتماعی را نیز بشناسند و تنها راه این شناخت، دعوت مردم به سمت صلاح و تقواست.
احادیث فراوانی داریم که گروهی در زمان های مختلف با حرکت های اصلاح گرانه در جوامع بشری، زمینه ساز ظهور حجت خواهند بود. این احادیث در برخی از کتاب ها گرد آمده است.[18]
در این جا به یکی از این احادیث اشاره می کنیم: صاحب کشف الغمة از پیامبر (ص) نقل می کنند که فرمود: "مردمی از مشرق خروج می کنند و برای حضرت مهدی زمینه سازی می کنند".[19]
ه- تقوا و دوری از گناه:
در احادیثی که پیامبر (ص) و ائمۀ اطهار (ع)، وظایف منتظران را معین کرده اند، همه جا سخن از تقوا، ورع، عفاف، صلاح، سداد، دوری از گناه و قرب به خداست. به عنوان نمونه، امام صادق (ع) فرمود: "هر کس خوشنود می شود که از اصحاب قائم (ع) باشد، پس باید منتظر باشد و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالی که منتظر است. اگر چنین شخصی، پیش از ظهور حضرتش بمیرد، اجر او مانند کسی است که زمان ظهور آن حضرت را درک کرده است. پس (در جهت نیکی ها) بکوشید و منتظر باشید. (این انتظار) گوارا باد بر شما ای گروه رحمت شده".[20]
علمای گذشتۀ ما، دربارۀ وظایف و تکالیف منتظران در زمان غیبت، کتاب هایی مستقل نوشته یا فصولی از کتاب های خود را اختصاص داده اند، مانند کتاب "نجم الثاقب" تالیف مرحوم حاج میرزاحسین نوری (متوفی 1327)، دو کتاب "مکیال المکارم" و "وظیفه مردم در زمان غیبت امام زمان (ع)" تالیف مرحوم میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی (متوفی 1348). در این کتاب ها و مشابه آنها تنها بر اساس روایات ائمه (ع) به عوامل ظهور و وظایف منتظران اشاره شده است، البته از نظر عقلایی نیز می‏توان گفت: تشکیل حکومت جهانی با آن عظمت و شکوه، به صورت دفعی هر چند محال نیست، اما دلیل عقلی یا نقلی معتبر بر چنین وقوعی نداریم. هر چند ممکن است خود ظهور به دلیل عدم توقیت (بیان نشدن وقت)، به طور "دفعی" و ناگهانی صورت گیرد، اما قطعا نمی‏توان گفت بدون هیچ زمینه‏ای انجام می‏شود.
شهید مطهری می‏نویسد: بعضی از علمای شیعه که به برخی از دولت‏های شیعی معاصر خود حسن ظن داشته‏اند، احتمال داده‏اند که دولت حقّی که تا قیام مهدی موعود ادامه خواهد یافت، همان سلسله مورد نظر باشد.[21]
این سخن بیانگر آن است که علمای شیعه به حکومت زمینه‏ساز عقیده داشته‏اند و این یک امر طبیعی است؛ چرا که وقتی انسان منتظر مهمان عزیزی باشد، سعی می‏کند فضا و مکان و استقبال کنندگان را در حد امکان، با مقام فرد منتظر کاملاً همانند کند. چگونه ممکن است فرد منتظر، در انتظار کسی باشد که به دلیل اجرای عدالت، پیاده کردن احکام الاهی و جلوگیری از فحشا، محکوم دادگاه او و طعمۀ شمشیر وی باشد؟
آیت اللّه مکارم شیرازی، دربارۀ آمادگی‏های لازم برای حکومت جهانی می‏نویسد: برای این که دنیا چنان حکومتی را پذیرا باشد، چند نوع آمادگی لازم است:
1. آمادگی فکری و فرهنگی؛ یعنی سطح افکار مردم جهان آن چنان بالا رود که بدانند مثلاً مسئلۀ "نژاد" یا "مناطق مختلف جغرافیایی" مسئلۀ قابل توجهی در زندگی بشر نیست و تفاوت رنگ‏ها و زبان‏ها و سرزمین‏ها نمی‏تواند بشر را از هم جدا سازد.
2. آمادگی اجتماعی؛ مردم جهان باید از ظلم و ستم و حکومت های موجود خسته شوند، تلخی این زندگی مادی و یک بعدی را احساس کنند و حتی از این که ادامۀ این راه یک بعدی ممکن است در آینده مشکلات کنونی را حل کند، مأیوس گردند.
3. آمادگی‏های تکنولوژی و ارتباطی؛ بر خلاف آنچه بعضی می‏پندارند که رسیدن به مرحلۀ تکامل اجتماعی و رسیدن به جهانی آکنده از صلح و عدالت، تنها با نابودی تکنولوژی جدید امکان‏پذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانی نخواهد بود، بلکه شاید بدون آن وصول به چنین هدفی محال باشد. سپس می‏افزاید معجزه، استثنایی است منطقی در نظام جاری طبیعت، برای اثبات حقانیت یک آیین آسمانی، نه برای ادارۀ همیشگی نظام جامعه.[22]
4. آمادگی‏های فردی؛ حکومت جهانی قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و با ارزش انسانی است تا بتواند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را به دوش بکشد.
این در درجۀ اوّل نیاز به بالا بردن سطح اندیشه، آگاهی، آمادگی روحی و فکری برای پیاده کردن آن برنامۀ عظیم را دارد. منتظر واقعی برای چنان برنامه مهمی نمی‏تواند نقش تماشاچی داشته باشد.[23]

.....................................................
پی نوشت:

[1] ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص 294، زمینه‏سازی ظهور حضرت ولی عصر علیه‏السلام، محمد فاکر میبدی.
[2] رک: صافی گلپایگانی، لطف اللّه، منتخب الاثر، ص 334.
[3] رک: بحارالانوار، ج 52، ص 97.
[4] همان، ص 98.
[5] «ان لصاحب الامر غیبة لا بد منها، یرتاب فیها کل مبطل، فقلت له: و لم جعلت فداک؟ قال لامر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم، قلت: فما وجه الحکمة فی غیبة؟ فقال: وجه الحکمة فی غیبة وجه الحکمة غیبات من تقدمه من حجج اللّه تعالی ذکره، ان وجه الحکمة فی ذلک لا ینکشف الا بعد ظهوره، کما لا ینکشف وجه الحکمة لمّا أتاه الخضر( علیه‏السلام ) من خرق السفینة، و قتل الغلام و اقامة الجدار، لموسی (علیه‏السلام) الا وقت افتراقها». رک: همان، ص 91، و 113.
[6]«و لو ان اشیاعنا وفقهم اللّه علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم، لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا، علی حق المعرفة و صدقها منهم بنا فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نکرهه و لا نؤثره منهم». رک: همان، ج 53، ص 177، و الزام الناصب، ج 2، ص 467
[7] « لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا». در سعادت دیدار ما شتاب می‏شد
[8] «ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالی «فارتقبوا انی معکم رقیب» و قوله عزوجل: «فانتظروا انی معکم من المنتظرین، فعلیکم بالصبر، فانه انما یجیی‏ء الفرج علی الیأس و قد کان الذین من قبلکم اصبر منکم».
همان، ج 52، ص 129
[9] «افضل اعمال امتی انتظار الفرج». همان ، ص 122
[10] «ای الاعمال احب الی اللّه عزوجل؟» فقال: «انتظار الفرج». همان
[11] «اقرب ما یکون العبد الی اللّه عزوجل و ارضی ما یکون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم یظهر لهم و حجب عنهم فلم یعلموا بمکانه... فعندها فلیتوقعوا الفرج صباحا و مساءً». همان،ص95
[12] «المنتظرون لظهوره افضل اهل کل زمان، لان اللّه تعالی ذکره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بالسیف، اولئک المخصلون حقا، و شیعتنا صدقا، و الدعاة الی دین اللّه سرا و جهرا » همان،ص 122
[13] «و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم».الاحتجاج ج‏2 ص 471 .
[14] «ان هذا الامر لایأتیکم الا بعد ایاس...، رک: بحارالانوار، ج 52، ص 111.
[15] «فانه انما یجیی‏ء الفرج علی الیأس و قد کان الذین من قبلکم اصبر منکم». رک: بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110.
[16] «یملا الارض قسطاً و عدلا کما مُلئت ظُلما وجورا». الاحتجاج، ج‏1، ص 69.
[17] باید توجه نمود که مدت هاست که فساد، جهان را فرا گرفته است. فساد ابر قدرت ها در بسیاری از مناطق جهان –بویژه آفریقا و آسیا- به شدیدترین وضع رسیده است. از روزی که غرب، اندیشه تسلط بر شرق را در سر پرورانده، هر روز در نقاط مختلف جهان، بر مظالم خود افزوده و میلیون ها نفر را در بند کشیده است. تنها بررسی وضع کشورهای استعمارزدة افریقا و جنوب آسیا سند روشن و گویایی بر این مطلب است.
[18]برای اطلاعات بیشتر ر.ک: کامل سلیمان، روزگار رهای. ؛ ترجمه علی اکبر مهدی پور، ج 2، ص 1034 الی 1062.
[19]کشف الغمة فی معرفة الائمه، ج 3، ص 267 معجم احادیث الامام المهدی، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1411 ق، ج 1، ص 387ی،
[20]«من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر. فان مات وقام القائم بعده، کان له من الأجر مثل أجر من أدرکه. فجدوا وانتظروا هنیئاً لکم ایتها العصابة المرحومة». بحارالانوار، 52/140، به نقل از غیبت نعمانی.
[21] ر.ک: مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی، ص 68.
[22] مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی علیه‏السلام ص 80 تا 83.
[23] همان،ص 100

 

علائم ظهور جیست ؟

علامت در لغت عرب به معنای نشانه است. بنابراین منظور از علائم ظهور، نشانه‌هایی است که نزدیک شدن ظهور را نشان می‌دهند. با تحلیل ماهیت علائم ظهور، در می‌یابیم که علائم ظهور، نسبت به ظهور رابطه سببی ندارند یعنی این گونه نیست که به محض تحقق نشانه‌ها و علائم ظهور بگوییم پس ظهور هم حتماً تحقق خواهد یافت، بلکه تنها جنبه اعلام و کاشفیت دارند یعنی تحقق آنها کاشف از این واقعیت است که ظهور نزدیک شده است.
علائم را از جهات مختلفی می‌توان تقسیم بندی نمود.
از جمله می‌توان آنها را به:
1. علائم عادی و علائم غیر عادی و معجزه آسا تقسیم کرد.
2. با توجه به روایات رسیده می‌توان به علائم حتمی و علائم غیر حتمی تقسیم نمود.
3. بالاخره می‌توان به لحاظ فاصله زمانی بین وقوع علامت و تحقق روز موعود به علائم قریب و علائم بعید تقسیم کرد.
آنچه بیشتر از ظاهر روایات به دست می‌آید تقسیم علائم به غیر حتمی یا موقوف و علائم حتمی است. علائم غیر حتمی یا موقوف نشانه‌هایی است که رخ دادن آنها قطعی نیست و ممکن است به دلیل عدم تحقق شرایط و یا ایجاد مانع به وقوع نپیوندند.
و اما علائم حتمی آنهاست که رخ دادن آنها حتمی و قطعی است.
در منابع روایی، بسیاری از رخداد‌های طبیعی و غیر طبیعی و دگر‌گونی‌های سیاسی و اجتماعی به عنوان علائم ظهور، ذکر شده است. بدیهی است که روایات مربوط به این مسئله، مانند سایر مسائل دیگر، از جهت درستی و اعتبار، یکسان نیستند. در میان این روایات، برخی از جهت سند غیر قابل اعتمادند و برخی هم از جهت مضمون و مطالبی که در آن مطرح شده، جای بحث و تامل دارند. بنابراین، نمی‌توان به صرف دیدن یک روایت و بدون بررسی کارشناسانه از جهت سند و دلالت، به آن اعتماد کرد. در میان نشانه‌ها، برخی به عنوان «علایم حتمی ظهور» ذکر شده است.
علائم معروف حتمی، پنج مورد است:
1. خروج سفیانی؛ پیش از قیام حضرت مهدی(ع) مردی از نسل ابوسفیان، در منطقه شام، خروج می‌کند و با تصرف بخش‌هایی از سرزمین اسلام، برای یافتن و کشتن شیعیان جایزه تعیین می‌کند. (بحار الانوار، ج52، ص182).
2. خسف در بیداء؛ خسف، یعنی فرورفتن، و بیداء نام سرزمینی بین مدینه و مکه است. سفیانی که در آستانه ظهور حضرت مهدی(ع) خروج می‌کند، هنگامی که از ظهور ایشان با خبر می‌گردد سپاهی عظیم به مدینه و مکه می‌فرستد و چون به سرزمین بیداء می‌رسند، خداوند آنان را در کام زمین فرو می‌برد و هلاک می‌شوند.
3. خروج یمانی؛ سرداری از یمن قیام می‌کند و مردم را به حق و عدل دعوت می‌کند. خروج یمانی، اجمالاٌ از نشانه‌های ظهور است، هر چند جزئیات و چگونگی قیام وی، روشن نیست.
4. قتل نفس زکیه؛ نفس زکیه، یعنی انسان پاک و بی گناه. در آستانه ظهور حضرت مهدی، جوانی بی گناه، مظلومانه در مسجد الحرام به قتل می‌رسد.
5. صیحه آسمانی؛ منظور از آن، صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی، از آسمان به گوش می‌رسد و همه مردم آن را می‌شنوند. محتوای این پیام آسمانی، دعوت به حق و حضرت مهدی است. امام باقر(ع) می‌فرماید:«ندا کننده‌‌ای از آسمان، نام قائم ما را ندا می‌کند. پس هر که در شرق و غرب است، آن را می‌شنود.(الغیبة، نعمانی، ص252).
البته در برخی از روایات، به علائم دیگری نیز اشاره شده است، مانند خورشید گرفتگی در نیمه ماه رمضان و ماه گرفتگی در آخر آن. (الغیبة، طوسی، ص444) و یا طلوع خورشید از مغرب(الغیبة، طوسی، ص435).


سفیانی کیست؟

سفیانی کیست؟
ظهور «سفیانی» همانند ظهور «دجّال» نیز در بسیاری از منابع حدیث شیعه و اهل تسنّن به عنوان یکی از نشانه های ظهور مصلح بزرگ جهانی، و یا به عنوان یکی از حوادث آخر زمان، آمده است. [1]

گرچه از بعضی روایات بر می آید که «سفیانی» شخص معیّنی از آل ابوسفیان و فرزندان او است; ولی از پاره ای دیگر استفاده می شود که سفیانی منحصر به یک فرد نبوده بلکه اشاره به صفات و برنامه های مشخصی است که در طول تاریخ افراد زیادی مظهر آن بوده اند.

از جمله در روایتی از امام علی بن الحسین(علیه السلام) نقل شده:

«امر السّفیانی حتم من اللّه ولایکون قائم الاّ بسفیانی» [2]؛ ظهور سفیانی از مسائل حتمی و مسلّم است: و در برابر هر قیام کننده ای یک سفیانی وجود دارد!»

از این حدیث بخوبی روشن می شود که سفیانی جنبه «توصیفی» دارد نه «شخصی» و اوصاف او همان برنامه ها و ویژگیهای او است و نیز استفاده می شود که در برابر هر مرد انقلابی و مصلح راستین یک (یا چند) سفیانی قد علم خواهد کرد.

در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم:

«انا و آل ابی سفیان اهل بیتین تعادینا فی الله: قلنا صدق الله و قالوا کذب الله: قاتل ابوسفیان رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) و قاتل معاویة علی بن ابی طالب(علیه السلام) و قاتل یزید بن معاویة الحسین بن علی(علیه السلام) و السّفیانی یقاتل القائم[3]؛ ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانیم که در مورد برنامه های الهی با هم مخالفت داریم: ما گفته های پروردگار را تصدیق کرده ایم و آنها تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) مبارزه کرد; و معاویه با علی بن ابیطالب(علیه السلام); و یزید با حسین بن علی(علیه السلام); و سفیانی با امام قائم مبارزه خواهد کرد.» .

مخالفت سرسختانه سفیانی با اسلام ـ چنان که گفتیم ـ به همین دلیل بود که اسلام تمام پایه هایی را که شخصیّت جهنمی او بر آن قرار داشت ویران می کرد; لذا از هیچگونه تلاش و کوشش برای خفه کردن انقلاب اسلام فرو گذار نکرد. امّا سرانجام در جریان فتح مکّه آخرین سنگر قدرتش فرو ریخت و برای همیشه به کنار رفت و گوشه نشین شد; هر چند دست از تحریکات پنهانی برنداشت

ابوسفیان که سر سلسله سفیانی ها بود مشخّصات زیر را داشت:

1ـ سرمایه داری بود که از طریق غارتگری و غصب حقوق دیگران و ربا خواری و مانند آن به نوایی رسیده بود.

2ـ قدرتمندی بود که از طرق شیطانی کسب نفوذ و قدرت نموده، نقش رهبری احزاب جاهلی را در مکّه و اطراف آن برعهده داشت; و همه شخصیّتش در این دو خلاصه می شد.

پیش از ظهور اسلام برای خود ریاست و حکومتی قابل ملاحظه داشت، امّا پس از ظهور اسلام همه ارکان قدرتش متزلزل گردید، چرا که اسلام دشمن سرسخت همانها بود که قدرت شیطانی ابوسفیانها بر آن قرار داشت; و جای تعجّب نیست که او دشمن شماره یک اسلام شد.

3ـ او مظهر نظام ظالمانه جامعه طبقاتی مکه به شمار می رفت و حمایت بی دریغش از بت و بت پرستی نیز به همین خاطر بود; زیرا بتها بهترین وسیله برای «نفاق افکندن و حکومت کردن» و «تحمیق و تخدیر توده های به زنجیر کشده» و در نتیجه تحکیم پایه های قدرت ابوسفیانها بودند.

مخالفت سرسختانه سفیانی با اسلام ـ چنان که گفتیم ـ به همین دلیل بود که اسلام تمام پایه هایی را که شخصیّت جهنمی او بر آن قرار داشت ویران می کرد; لذا از هیچگونه تلاش و کوشش برای خفه کردن انقلاب اسلام فرو گذار نکرد. امّا سرانجام در جریان فتح مکّه آخرین سنگر قدرتش فرو ریخت و برای همیشه به کنار رفت و گوشه نشین شد; هر چند دست از تحریکات پنهانی برنداشت.

او تمام این صفات را ـ از طریق تربیت و توارث ـ به فرزندش معاویه و از او به نوه اش یزید منتقل ساخت، و آن دو نیز برنامه های پدر را ـ منتها در شکل دیگر ـ تعقیب کردند هر چند سرانجام با ناکامی مواجه گشتند.

ابوسفیان یک مرد به تمام معنی ارتجاعی بود که از جنبش انقلابی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)سخت بیمناک بود; چرا که اسلام طرحی همه جانبه برای دگرگون ساختن آن جامعه عقب افتاده، و به تمام معنی فاسد داشت; طرحی که با اجرای آن محلّی برای زالوهایی همچون ابوسفیان و دار و دسته اش باقی نمی ماند.

و از این جا می توانیم درک کنیم چرا فرزندان و اعقاب او کوشش داشتند رشته های اسلام را پاره کنند و مردم را به آئینهای جاهلی باز گردانند، هر چند در زیر چرخهای آن سرانجام خرد شدند; ولی به هر حال، ضربه های سنگینی بر پیشرفت اسلام و مسلمین وارد ساختند.

در برابر قیام مصلح بزرگ جهانی «مهدی» نیز «سفیانی» یا سفیانیها قرار خواهند داشت که با قدرت جهنّمی شان سعی دارند در مسیر انقلاب راستین مهدی وقفه ایجاد کنند; زمان را به عقب برگردانند یا لااقل متوقّف سازند; از بیداری و برچیده شدن نظامهای ظالمانه طبقاتی به نفع استثمار کنندگان جلوگیری کنند.

تفاوتی که «سفیانی» با «دجّال» دارد شاید بیشتر در این است که دجّال از طریق حیله و تزویر و فریب، برنامه های شیطانی خود را پیاده می کند، امّا سفیانی از طریق استفاده از قدرت تخریبی وسیع خود این کار را انجام می دهد; همانگونه که در اخبار آمده است که او نقاط آبادی از روی زمین را زیر پرچم خود قرار خواهد داد. [4] که نظیر آن را در حکومت ابوسفیان و معاویه و یزید در تاریخ خوانده ایم.

هیچ مانعی ندارد که سفیانی آخر الزمان که در برابر مصلح بزرگ جهانی «مهدی» قیام می کند از نواده های ابوسفیان باشد و شجره نامه و نسبش به او منتهی گردد، همانطور که در اخبار آمده است; ولی مهمتر از مسأله نسب این است که برنامه های او و صفات و مشخّصات و تلاشها و کوششهایش همه مانند ابوسفیان است و روشی همسان او دارد.

این «سفیانی» مانند همه ابوسفیانها و همه سفیانی های دیگر، سرانجام در برابر جنبش انقلاب جهانی مهدی (علیه السلام) به زانو در خواهد آمد و تلاشها و کوششها و نقشه هایش نقش بر آب خواهد شد.

از همه مهمتر آن است که باید مردم «دجّالها» و «سفیانی ها» را بشناسانند. این سفیانی ها گذشته از نشانه هایی که قبلا گفتیم نشانه دیگری نیز دارند که نمونه اش در تاریخ اسلام به روشنی دیده می شود، و آن این که:

صلحا و شایستگان را از صحنه اجتماع کنار می زنند و افراد ناصالح و مطرود را به جای آنها قرار می دهند.

تفاوتی که «سفیانی» با «دجّال» دارد شاید بیشتر در این است که دجّال از طریق حیله و تزویر و فریب، برنامه های شیطانی خود را پیاده می کند، امّا سفیانی از طریق استفاده از قدرت تخریبی وسیع خود این کار را انجام می دهد; همانگونه که در اخبار آمده است که او نقاط آبادی از روی زمین را زیر پرچم خود قرار خواهد داد

«بیت المال» را ـ چنانکه در حکومت دودمان ابوسفیان آمده ـ میان حواشی و طرفداران خود تقسیم می کنند; طرفدار انواع تبعیضها، تحمیق ها و پراکندگیها هستند و با این مشخّصات می توان آنها را شناخت و شناساند.

«دجّالها» صفوف ضدّ انقلابی مرموز را تشکیل می دهند، و «سفیانی ها» صفوف ضدّ انقلابی آشکارا، و هر دو، در واقع یک موضع دارند در دو چهره مختلف، و تا صفوف آنها در هم شکسته نشود تضمینی برای «پیشرفت» و «بقای» انقلاب نیست.

میان شیعه معروف است که او از اولاد عنبسه پسر ابوسفیان است و شاید از این رو آن را عیینه دانسته اند که کلمه عیینه در روایت با عنبسه اشتباه شده است. و در روایتی دیگر که شیخ طوسی آن را روایت کرده است وی را از فرزندان عتبه پسر ابوسفیان یاد می کند.

فرزندان ابوسفیان پنج نفرند: عتبه، معاویه، یزید، عنبسه و حنظله. [5]

«دجّالها» صفوف ضدّ انقلابی مرموز را تشکیل می دهند، و «سفیانی ها» صفوف ضدّ انقلابی آشکارا، و هر دو، در واقع یک موضع دارند در دو چهره مختلف، و تا صفوف آنها در هم شکسته نشود تضمینی برای «پیشرفت» و «بقای» انقلاب نیست
ولی در یکی از نامه های امیرمؤ منان(علیه السلام) به معاویه، بطور صریح آمده است که سفیانی از فرزندان معاویه است.

«ای معاویه، مردی از فرزندان تو، بدخوی و ملعون و سبک مغز و ستمکار و واژگون دل و سختگیر و عصبانی است. خداوند رحمت و مهر را از قلب او برده است دائی های او همچون سگ خون آشام اند. گوئیا من، هم اینک او را می بینم اگر می خواستم او را نام می بردم و توصیف می کردم که او پسری چند ساله است، لشکری به سوی مدینه گسیل می دارد. آنها وارد مدینه می شوند و بیش از اندازه دست به کشتار و فحشاء می زنند در این حال مردی پاک و پرهیزکار از آنها فرار می کند، کسی که زمین را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت همانگونه که از ظلم و ستم لبریز شده است و من نام او را می دانم و می دانم که در آن روز چند سال دارد و نشانه اش چیست.»

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «او از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است». [6] و ممکن است جدش عنبسه یا عتبه یا عیینه یا یزید از نسل معاویه پسر ابوسفیان باشد که در این صورت اشتباه، برطرف می شود.

از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است که فرمود:

«اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است، هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده مکه و مدینه را ندیده است می گوید: پروردگارا انتقام من با آتش ‍ است.» [7]

موارد فوق نشانه هایی از سفیانی بود.

پی نوشت ها:

(1) بحارالانوار/ ج 53/ص 182، 190، 192، 206، 208، 209

(2) بحارالانوار/ ج 52/ص182

(3) بحارالانوار/ ج 52/ص 190

(4) بحارالانوار/ ج 52/ ص26

(5) بحارالانوار/ ج 52/ص212

(6) نسخه خطی ابن حماد/ ص75

(7) بحارالانوار/ج52/ص 354


یمانی کیست ؟

پرسش : یمانی کیست و چه نقشی در زمینه ظهور ایفا می کند ؟

او شخصی است که در آخرالزمان خروج می کند. در اخبار آخرالزمان و علائم ظهور حضرت مهدی (ع) مکرر از آن نام برده شده است و در روایت منقول از امام باقر (ع) خطاب به شیعه چنین آمده که: سفیانی و خراسانی و یمانی همزمان خروج می کنند و پرچم او در میان پرچم هایی باشد که در آن زمان برافراشته می گردد. وی بیش از همه به راه حق هدایت می کند، زیرا وی به یار شما (بقیه الله) دعوت می نماید و چون خروج کند، بر هر مسلمانی است که به وی بپیوندد و برکسی جائز نباشد، از فرمان او سر بتابد و هر کس از اطاعت وی سرپیچی کند، اهل دوزخ است؛ چه او مردم را به راه حق و صراط مستقیم می خواند. [1]
در بخش نشانه های ظهور، خروج یمانی از روشن ترین علائم است که بیش از چهارده ماه فاصله با ظهور آن حضرت نخواهد داشت. [2] و در حدیثی آمده است: یمانی از شیعیان امیرالمؤمنین (ع) است. [3]

وی فرماندهی نظامی است که با سپاهی از طرف «یمن» قیام می کند و به سوی عراق می آید؛ چنانکه سفیانی نیز همزمان خراسانی، چنین می کند. خراسانی نیز فرماندهی نظامی است که از ایران به عراق حمله خواهد کرد و با سفیانی شورشگر به نبرد خواهد پرداخت.
امام صادق (ع) فرمودند:
«خروج سه تن: خراسانی و سفیانی و یمانی در یک سال، در یک ماه و در یک روز واقع خواهد شد. [4] در این سه، هدایتگرتر از یمانی نیست که او به حق فرا می خواند.» [5]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] سفینه البحار (به نقل از معارف و معاریف، ج 10، ص 617)
[2] روزگار رهایی، ج 2، ص 1023
[3] غیبه نعمانی، ص 163؛ بحارالانوار، ج 52، ص 75

[4] مراد حرکت آن ها به سوی عراق است
[5] بحارالانوار 52: 210، به نقل از کتاب الغیبه، طوسی ره


یزید آخرالزمان(کاوشی در شباهت‌های یزید و سفیانی)

یزید آخرالزمان(کاوشی در شباهت‌های یزید و سفیانی)

در این عالم به جهت نظمی که خداوند متعال در آن قرار داده است بین همه اجزاء و افراد، ارتباط و پیوند تنگاتنگی وجود دارد که اساسی‌ترین پیوند میان ذوات مقدس معصومین ع با تمام هستی از ابتدای خلقت تا پایان تاریخ است و در این میان،

ارتباط ناگسستنی امام حسین ع و حضرت مهدی عج ارتباطی پرمعناست میان این دو امام راز و رمزی است که یاد و نام آنان را همیشه در کنار هم نگه داشته است.[1]

 

و آنچه باعث پیوند و ارتباط بیشتر این دو امام بزرگوار می‌گردد، شباهت عجیب بین دشمنان این دو امام همام است تشابه میان یزید به عنوان چهره شاخص دشمنان امام حسین ع و سفیانی یکی از دشمنان سرسخت امام زمان ع
به همین جهت این مقاله سعی شده است به شباهت‌های میان یزید و سفیانی پرداخته شود و شباهت‌های شخصی و رفتاری این دو در حد امکان بیان گردد.
1. نسب
همانطورکه جد یزید ابوسفیان و جده‌اش هند جگر خوار محسوب می‌شد سفیانی نیز بر طبق روایات از نسل ابوسفیان و همسرش هند جگر خوار می‌باشد
امام صادق ع فرمودند
ما و اولاد ابوسفیانی افراد دو خانواه هستیم دشمنی ما به هم در راه خدا است ما می‌گوئیم خدا راست گفته و آنها می‌گویندخدا دروغ گفته است ابوسفیان با پیامبر9 جنگید و معاویه با علی بن ابی‌طالب ع پیکار نمود و یزید با حسین علی ع جنگید و او را به شهادت رسانید و سفیانی هم با قائم آل محمد ع خواهد جنگید[2]
2. ناپاکی ولادت (زنازاده بودن)
امام حسین ع در سخنانی که در برابر سپاه عمر سعد ایراد کردند در این رابطه فرمودند: هان بهوش باشید که این (یزید) ناپاک‌زاده فرزند ناپاک‌زاده مرا در میان دو انتخاب قرار داده است کشته شدن یا قبول ذلت و چقدر دور است که ما تن به ذلت دهیم[3]
در ارتباط با سفیانی نیز عمر بن ابان کلبی از حضرت صادق ع روایت کرده که فرمود گویا سفیانی (راوی می‌گوید یا رفیق سفیانی) در کوفه شهر شما فرود آمده از جانب او صدا می‌زند هرکس یک نفر از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم به او خواهیم داد... آگاه باشید آنروز فقط زنازادگان بر شما حکومت می‌کنند.
3. دین
یزید اگرچه در ظاهر مسلمان بود اما براساس تعلیمات مسیحیت پرورش یافته و به مسیحیت تمایل داشت
یزید از طرف مادر از قبیله بنی کلب بود که پیش از اسلام مسیحی بودند و حال و هوای دوران مسیحیت در سر آنان بود و یزید تا زمان جوانی در این قبیله نزد دایی‌های خود در بادیه پرورش یافت از این‌رو بیش از آن‌که تربیت او اسلامی باشد تربیت مسیحی داشت
درباره دین سفیانی روایات مختلفی وارد شده که دسته‌ای از آنها به مسیحی بودن سفیانی تصریح دارند.
امام علی ع در این‌باره فرموده‌اند:... و خروج سفیانی با پرچمی سبز و صلیبی از طلاست
دستة‌ دیگر از روایات سفیانی را در ابتدا مسلمان می‌دانند که به نصرانیت می‌گرود.
و دسته سوم روایات، دین سفیانی را اسلام معرفی کرده‌اند
در جمع‌بندی میان این روایات و آشتی میان روایات شاید بتوان گفت که سفیانی در ابتدا به ظاهر مسلمان است و در نهایت به آیین مسیحیت می‌گرود انگیزه این گرایش می‌تواند بهره‌گیری از امکانات غرب در رویارویی با حرکت امام مهدی ع باشد[4]
4. مرکز خلافت
همان‌گونه که شام مرکز خلافت یزید بوده است روایات مکان قیام سفیانی را نیز از سرزمین شام می‌داند
امام علی ع فرموده‌اند: سفیانی از شام خروج می‌کند پس اهل شام از او اطاعت می‌کنند[5]
5. دشمنی و کینه‌ نسبت به اولاد پیامبر (ص) و شیعیان
در این رابطه نقل شده وقتی که سرهای مقدس شهیدان کربلا را وارد مجلس یزید ساختند یزید در حالی که با چوب دستی خود بر لب و دندان امام حسین ع می‌زد این اشعار را می‌خواند
.....کاش بزرگان من که در جنگ بدر کشته شده بودند امروز می‌دیدند که قبیلة خزرج چگونه از ضربات نیزه به زاری آمده است[6]
.......من از فرزندان  خندف نیستم[7] اگر از فرزندان احمد (رسول اکرم) انتقام نگیریم[8]
درباره سفیانی نیز در این رابطه جابر جعفی روایت می‌کند که امام باقر ع فرمودند... سفیانی و پیروانش خروج می‌کنند و قصدی جز کشتن و آزار اولاد پیغمبر (ص) و شیعیان آنها را ندارد.[9] کینه و دشمنی سفیانی نسبت به شیعیان به حدی است که عمر بن ابان کعبی از حضرت صادق ع روایت کرده که فرمود گویا سفیانی (راوی می‌گوید یا فرمود رفیق سفیانی) در کوفه شهر شما فرود آمده و از جانب او صدا می‌زند هرکس یک نفر از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم به او خواهیم داد کار به آنجا می‌رسد که همسایه همسایه را می‌گیرد و می‌گوید این از شیعیان علی است. سپس گردن او را می‌زند و هزار در هم می‌گیرد[10]
6. اباحه‌گری و تکلیف گریزی
قاضی نعمان مصری می‌نویسد: روزی رسول خدا (ص) به معاویه نظر افکند و فرمود:
امت من چه روز (سختی) از تو خواهد داشت؟و خاندان من از فرزندی که از صلب تو خارج می‌شود روز بدی را در پیش دارد! همان فرزندی که آیات خدا را به استهزا می‌گیرد و آنچه را خداوند از حریم من حرام کرده، وی حلال می‌شمارد[11]
و در ارتباط با سفیانی نیز امیرالمؤمنین ع می‌فرمایند: به خدا سپاه سفیانی به جنایات خود ادامه می‌دهد تا هیچ حرامی نماند جز اینکه حلالش بشمارند، هیچ پیمانی نماند جز اینکه نقض کنند. هیچ خانه‌ای از خشت رخام تا سنگ خام باقی نباشد جز اینکه دامنه ظلم و ستمشان در آن وارد شود[12]
7. حمله به مدینه
پس از حادثه خونین کربلا و آگاهیِ مردم از ماهیت یزید و پلیدی و خباثت وی، قیام و جهاد در مدینه آغاز شد مردم والی مدینه را بیرون کردند و یزید را از خلافت خلع کرده.[13]
و گفتند کسی که قاتل اولاد رسول خدا (ص) و ناکح محارم و تارک صلوة و شارب خمر است لیاقت خلافت ندارد.[14]
یزید که از ماجرا مطلع شد لشکر عظیمی فراهم ساخت و فرماندهی آن را به عهده مردی خونریز به نام «مسلم بن عقبه» گذاشت.
وی حرمت قبر مطهر رسول خدا (ص) را نگه‌ نداشتند و با اسبان خود داخل روضه منوره شدند و مردمی که به قبر مطهر رسول خدا (ص) پناه آورده بودند کشتند تا روضه مسجد پر از خون شد و تا قبر رسول خدا (ص) رسید در این فاجعه از بزرگان مهاجر و انصار هزار و هفتصد تن و از سایر مسلمین ده هزار تن به قتل رسیدند
نظیر آنچه لشکر یزید در حمله به مدینه در فاجعه حرّه انجام دادند برای سپاه سفیانی نیز در روایات نقل شده است
سفیانی پس از حمله به کوفه و تصرف آن از حضور امام مهدی (عج) در مدینه مطلع می‌شود از این‌رو برای دستگیری آن حضرت سپاهی را به سمت مدینه گسیل می‌دارد
سپاه سفیانی برای دستگیری و کشتن حضرت عده زیادی را دستگیر می‌کند و به قتل می‌رساند امام علی ع در این باره می‌فرماید:... سفیانی سپاهی را به مدینه گسیل می‌دارد و آن‌ها کسانی از خاندان پیامبر (ص) بتوانند دستگیر می‌کنند و از بنی هاشم مردان و زنان فراوانی را می‌کشند در این  هنگام مهدی و مبیض به سمت مکه می‌روند[15]
8. امام ستیزی (قصد کشتن امام ع در حرم امن الهی)
سید الشهداء ع روز هشتم ذی الحجه از مکه بیرون آمد زیرا عمرو بن سعید بن العاص با لشکر سنگینی به فرمان یزید وارد مکه شد تا با حسین بن علی ع بجنگد و اگر دست یافت آن حضرت را شهید نماید[16]
امام به برادر خود محمد حنفیه  فرمود برادر من بیم از آن دارم که یزید خونم را در حرم (امن خدا) بریزد و بدین سبب حرمت این خانه شکسته شود[17]
سفیانی نیز بعد از آنکه مطلع می‌شود که حضرت مهدی ع به مکه رفته است سپاهی را برای دستگیری ایشان می‌فرستد اما سپاه سفیانی هرگز موفق نمی‌شوند داخل مکه شوند و در سرزمین بیدا به زمین فرو می‌روند
9. جنایات بزرگ در مدت کم
یزید در مدت کوتاه خلافت خونین که سه سال و چند ماه بیشتر طول نکشید جنایات بزرگی مرتکب شد از میان آنها سه جنایت مهم او فاجعه خونین کربلا، کشتار وسیع مردم مدینه، و آتش زدن کعبه بود. ذهبی در معرفی یزید می‌نویسد یزید ناصبی، خشن، تندخو و بی‌ادب بود مسکرات می‌نوشید و مرتکب منکرات می‌شود دولت وی با شهادت امام حسین ع آغاز و با واقعه حره در مدینه پایان یافت[18]
سفیانی هم بمثابه یزید با وجود آنکه از آغاز قیام او تا کشته شدن بیشتر از 15 ماه طول نمی‌کشد اما جنایات زیادی در این مدت کم انجام می‌دهد
امیرالمومنین ع در این باره فرمودند به خدا سپاه سفیانی به جنایات خود ادامه می‌دهد تا هیچ حرامی نماند جز اینکه حلالش بشمارند هیچ پیمانی نماند جز اینکه نقض کنند، هیچ خانه‌ای از خشت خام تا سنگ رخام باقی نباشد جز اینکه دامنه ظلم و ستمشان در آن وارد شود و مردم در اثر سوء تدبیر و کشورداری آنان دستخوش اضطراب و ناامنی شوند همه مردم اشک حسرت بریزند یک دسته برای تباه شدن دینشان و دسته‌ای دیگر برای تباه شدن دنیایشان[19]


--------------------------------------------------------------------------------
[1] . محمدرضا فوادیان فرات تا فرات، دفتر اول، ص83.
[2] . عبدالعلی محمدی شاهرودی، ترجمه معانی الاخبار، ج2، ص310، باب 392.
[3] . سعید داودی و مهدی رستم نژاد، عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها رویدادها، پیامدها، ص423.
[4] . نصرت الله آیتی، تأملی در نشانه‌های ظهور، ص140‌ـ 138.
[5] . الغیبة نعمانی، باب8، ح14، ص316.
[6] .این بیت از ابیات عبدالله بن زبْغری از دشمنان رسول خدا (ص) است وی اشعاری را پس از جنگ احد و کشته شدن یاران رسول خدا (ص) سرود و در آن آروزکرد که کاش کشتگان ما در جنگ بدر امروز بودند و می‌دیدند که قبیله خزرج چگونه زاری می‌کنند یزید از بیت استفاده کرد و بقیه را خود سرود
[7] . خِنْدِف لقب همسر الیاس بن مضرار بن نزار است که نامش دیلابنت حلدان است فرزند الیاس را به نام همسرش فرزندان خِندِف نامیدند بنابراین خندف از جدّه‌های اعلای قریش و از جمله یزید محسوب می‌شود
[8] . عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها رویدادها، پیامدها، ص112‌ـ 111.
[9] . مهدی موعود، ص1001 ـ‌1000
[10] .همان، ص989.
[11] . عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها رویدادها، پیامدها، ص213.
[12] . کامل سلیمان، روزگارهائی ، ترجمه علی اکبر مهدی‌پور، ص1091.
[13] . عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها رویدادها، پیامدها، ص219.
[14] . تتمة المنتهی، ص38.
[15] . تاملی در نشانه‌های حتمی ظهور، ص169‌ـ 168.
[16] . دکتر محمد آیتی، بررسی تاریخی مدینه تا کربلا، ص238.
[17] . عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رویدادها، پیامدها، ص350.
[18] . عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رویدادها، پیامدها، ص223.
[19] . روزگار رهایی، ص1091.

پدیدآونده:محمّد مهدی صمصامی


دجّال


براساس روایات یکی از نشانه‌های ظهور خروج دجال است. که در باره آن آراء و احتمالات مختلفی بیان شده است در ذیل به بررسی این عنوان می‌پردازیم.


«دجّال» در زبان عربی به معنای «آب طلا» و طلا اندود کردن است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه می‌دهند «دجّال» نامیده می‌شوند.[1]
از روایات استفاده می‌شود، دجّال ستمکاری است که در آخر الزمان، مردم را گمراه خواهد کرد. البته در آموزه‌های هر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام از آن سخن به میان آمده است. افرادی در هر سه جامعه دینی می‌گویند: دجّال تولد یافته و زنده است.[2]
در برخی روایات از خروج «دجّال» به عنوان نشانة ظهور و در برخی دیگر، از آن، به عنوان یکی از «اَشْراطُ السَّاعَة» (نشانه‌های برپایی قیامت) یاد شده است. این نشانه، در کتاب‌های اهل سنّت بیشتر یکی از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است؛[3] ولی در منابع روایی شیعه، بیشتر از آن، به عنوان حادثه‌ای مهّم که مقارن ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  رخ خواهد داد، یاد شده است.[4]
دجال کیست؟

دربارة دجّال، چند احتمال وجود دارد:
احتمال اول: دجّال نام شخص معیّنی نیست و هر کس که با ادعاهای پوچ و بی‌‌‌اساس و با توسل به حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجّال است. اینکه در روایات، از «دجّال»‌ها‌ی فراوان سخن به میان آمده است، این احتمال را تقویت می‌کند. پیامبر اکرم- فرموده است: قیامت، برپا نمی‌شود، تا وقتی که مهدی از فرزندانم قیام کند. مهدی قیام نمی‌کند، تا وقتی که شصت دروغگو خروج کنند و هر کدام بگویند: من پیامبرم.[5] در روایات، از این «دجّال‌»‌‌ها و دروغ‌گویان فراوان نام برده شده است؛ در بعضی دوازده، در برخی سی ‌و در برخی شصت و یا هفتاد دجال آمده است.[6] از میان ‌این دجال‌ها ‌فردی که در دروغگویی، حیله‌گری و مردم فریبی سرآمد همة دجالان و فتنه‌اش از همه بزرگ‌تر است، نشانة ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  و یا برپایی قیامت است. بر این اساس، دو نوع دجّال هست: یکی همان دجّال حقیقی و واقعی است که پس از همة «دجّال»‌ها می‌‌آید و دیگر گروهی شیّاد و دروغگو که دست به فریب کاری و گمراهی مردم می‌زنند. پیامبر اکرم- می‌فرماید: «پیش از خروج دجّال، بیش از هفتاد دجّال خروج خواهد کرد.»[7] حقیقت داستان دجّال، بیانگر این واقعیت است که در آستانة هر انقلابی، افراد فریبکار و منافق که معتقد به نظام‌های پوشالی گذشته و حافظ ضد ارزش‌هایند، برای نگه‌داشتن فرهنگ و نظام جاهلی گذشته، همة تلاش خود را به کار می‌‌گیرند و با سوء استفاده از زمینه‌های فکری و اجتماعی و احساسات مردم، دست به تزویر و حیله‌گری می‌زنند.
در انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  چنین خطری پیش‌‌بینی شده است. از آنجا که این انقلاب از همة انقلاب‌های تاریخ بزرگ‌تر و گسترده‌تر است، خطر فریبکاران دجّال صفت نیز به مراتب بیشتر و گسترده‌تر است. در آستانة ظهور، آنان همة تلاش خویش را به کار خواهند گرفت که مردم را فریب دهند و آنها را از نتیجة قیام حضرت، دلسرد و ناامید سازند و سرانجام از پیروزی حتمی آن جلوگیری کنند. البته در این احتمال می‌توان گفت: ممکن است یکی از آن دجّال‌ها که صفات زشت در او بیشتر از همه وجود دارد، نشانه‌ ظهور باشد.
احتمال دوم: فردی معیّن و مشخص به نام «دجّال» در دورة غیبت ـ با همان ویژگی‌هایی که برای وی بیان شده است ـ خروج می‌کند و مردم را به انحراف می‌کشاند.
برخی با استناد به بعضی از روایات، او را زنده می‌دانند؛ برای مثال گفته می‌شود که او در زمان حضرت رسول اکرم-زنده بوده و تا هنگام خروج، زنده خواهد ماند.[8] برخی از کتاب‌ها و فیلم‌ها نام «دجّال» برخود دارند. «دجّال» لقب دغل‌بازی است که نزد یهودیان «آرمیلوس» و نزد مسلمانان «صائد‌‌بن‌صید» نامیده می‌شود.[9]
اصل داستان «دجّال» در کتاب‌های مقدس مسیحیان نیز آمده است. در انجیل، واژة «دجّال» بارها به کار رفته و به کسانی که منکر حضرت مسیح علیهم السلام  باشند یا «پدر و پسر» را انکار کنند، «دجّال» گفته شده است: «دروغ‌گو کیست، جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند؟ آن، دجّال است که پسر و پدر را انکار کند.»[10]
طرفداران احتمال دوم به روایتی استناد کرده‌اند که اصبغ بن نباته از حضرت علی علیهم السلام  پرسید: ای امیر مؤمنان! دجّال کیست؟ آن حضرت فرمود: «دجّال، صائد بن صائد (صید) است. بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و خوشبخت آن است که او را تکذیب کند... چشم راستش ممسوح [به هم چسبیده و حدقه ندارد] و چشم دیگرش بر پیشانی است و مانند ستاره صبح می‌درخشد. در آن، نقطه عَلَقه‌ای [خون‌ بسته شده] است که با خون در آمیخته است و میان دو چشمش نوشته است: «کافر‌» و هر خواننده و بی‌سواد آن را می‌خواند. در دریاها فرو می‌رود و آفتاب با او می‌گردد. مقابل او کوهی از دود و عقبش کوهی سپید است که مردم تصور می‌کنند طعام است. در زمان قحطی سختی خروج می‌کند؛ در حالی که بر الاغ سپیدی سوار است. هر گام الاغش، یک میل [حدده 185 متر] است و زمین، منزل به منزل زیر پایش در نوردیده شود. بر آبی نگذرد؛ جز آنکه فرو رود. تا روز قیامت. به آوازی که همة جن و انس و شیاطین ـ در شرق و غرب ـ عالم آن را می‌شنوند، فریاد کند: ای دوستان من! نزد من آیید. منم آن که آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و رهبری نمود. منم پروردگار شما. دشمن خدا دروغ می‌گوید. او یک چشمی است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود. به راستی که پروردگار شما، نه یک چشم است و نه غذا می‌خورد، نه راه می‌رود و نه زوال دارد و خدا از این اوصاف برتر است. آگاه باشید! بیشتر پیروانش در آن روزگار، ناپاک زاد‌گان‌اند و صاحب پوستین‌های سبز. خداوند تعالی او را در شام بر سر گردنه‌ای که آن را افیق نامند به دست کسی که عیسی علیهم السلام  پشت سرش نماز می‌خواند، هنگامی که سه ساعت از روز جمعه گذشته باشد، خواهد کشت. آگاه باشید پس از آن، حادثه بزرگ و قیامت کبرا باشد.»[11]
احتمال سوم: مراد از «دجّال» همان سفیانی است که در کتاب‌های اهل سنّت بیشتر با عنوان «دجّال» و در کتاب‌های شیعی با عنوان سفیانی آمده است. البته این احتمال مردود است.[12]
احتمال چهارم: دجّال، کنایه از کفر جهانی و سیطرة فرهنگ مادی بر جهان است. برخی از اهل نظر، این احتمال را تقویت کرده و همة ویژگی‌هایی را که برای دجّال بیان شده، با ویژگی‌های استکبار جهانی برابر دانسته‌اند. «استکبار» به معنای واقعی، دجّال است که خود را قیّم[سرپرست] ملت‌ها می‌داند و با تکیه به ثروت انبوه و قدرت عظیم، در همه جای زمین دخالت می‌کند و همه را به زیر سلطه خویش می‌آورد.[13]
از نکات شگف‌آور و تأمل برانگیز در انبوه روایات شیعه و سنّی، ارتباط تنگاتنگ بین دجّال و یهودیان است. در روایات، بیشتر پیروان دجال یهودی معرفی شده‌اند.[14] در منابع اهل سنّت به صورت عمده، سخن از کشته شدن دجّال به دست حضرت عیسی علیهم السلام  است.[15]و[16]


--------------------------------------------------------------------------------
[1]. ر.ک: لسان العرب، ج4، ص294.
[2]. ر.ک: کنزالعمال، ج12، ص323.
[3]. صحیح، مسلم، باب فی الآیات التی تکون قبل الساعة؛ سنن، ترمذی، ج4، ص507.
[4]. کمال‌الدین و تمام النعمة، ج1، ص 250.
[5]. لاتقوم الساعة حتی یخرج المهدی من ولدی و لایخرج المهدی حتی یخرج ستون کذابا کلهم یقول انا نبی؛ الارشاد، ج2، ص371.
[6]. کنز العمال، ج14، ص200 -198.
[7]. همان، ج14، ص200.
[8]. الغیبة الطوسی، ص 113، ح 86.
[9]. هزاره‌گرایی‌در فلسفه تاریخ مسیحیت، ص26.
[10]. رساله یوحنا، باب2: 18 و 22.
[11]. همان، ص527.
[12].الغیبة الطوسی، ص463.
[13]. تاریخ غیبت کبری، ص536ـ 532.
[14]. کمال‌الدین و تمام النعمة، ج2، ص528.
[15]. تفسیر طبری، ج3، ص 290.
[16]. فرهنگ نامه مهدویت، ص 205 -201.


پدیدآونده:حجت‌الاسلام و المسلین خدا مراد سلیمیان

اولین نشانه ی حتیمه ظهور ، داعش پیشقراول خروج سفیانی


اولین نشانه ی حتیمه ظهور ، داعش پیشقراول خروج سفیانی

هجوم مغول‌وار لشکر وحشت سلفی، داعش، به سرزمین «عراق» پس از «سوریه»، به ناگهان زنگ خطر را برای ساکنان شرق اسلامی به صدا در آورد.

 http://u313.ir/images/pic/9789789789.jpg

» ابتدای نظرات (46)


 گروه فرهنگی مشرق, هجوم مغول‌وار لشکر وحشت سلفی، داعش، به سرزمین «عراق» پس از «سوریه»، به ناگهان زنگ خطر را برای ساکنان شرق اسلامی به صدا در آورد. پیشروی عجیب و غریب در جغرافیای بزرگی از دو سرزمین سوریه و عراق، کشتار بی‌رحمانه و مثال زدنی بی‌گناهان شیعه، مثله کردن اجساد، ذبح بی‌گناهان و شعار دولت اسلامی عراق و شام و بالأخره پرچم سیاه این جنایتکاران، این گمان را به ذهن بسیاری از ساکنان «ایران»، عراق و «بحرین» و ... متبادر ساخت که این واقعه در مسیر خروج سفیانی و پیش‌قراولان آن است. همان که در روایات ائمّه دین(ع) از او و هجمه‌اش، به عنوان اوّلین نشانه حتمیّه ظهور یاد شده است.

شباهت داعش و خروج سفیانی/ داعش پیش‌قراول خروج سفیانی

برخی شباهت‌ها در اقوال و اعمال گروه داعش سلفی با همه آنچه که روایات اسلامی درباره سفیانی و عملکرد لشکریانش بیان کرده‌اند، این گمان را تقویت می‌کرد.

نام سفیانی با سرزمین «شام» پیوند خورده است. بنابر گفته یاقوت حموی در جلد سوم «معجم البلدان»، شام شامل سرزمین‌هایی از رود «فرات» تا سرزمین‌های همجوار «عریش» در «مصر» است. پهنای آن از کوه‌های «طی» به سوی «قبله» تا دریای «مدیترانه» است. شهرهای مهمّ «منیح»، «حلب»، «حماه»، «حمص»، «دمشق»، «المعرّه»  و «بیت‌المقدّس» در وسط آن منطقه قرار دارند و در ساحل دریا در آن منطقه نیز شهرهای «انطاکیه»، «طرابلس»، «عکا»، «صور»، «عسقلان» و... قرار دارد.[1]

این در حالی‌است که امروزه، نام شام بلافاصله کشور سوریه و پایتخت آن، دمشق (هشام) را متبادر به ذهن می‌سازد.

فتنه شام در روایات اسلامی


مستندات بسیاری بر حوادث شام، در سال‌های قبل از ظهور کبرای امام زمان(عج) اشاره می‌کنند. مهم‌ترین آنها حسنه جابر در کتاب «الغیبه» نعمانی، ص 186، است که از امام محمّد باقر(ع) نقل می‌کند که فرمودند:

«ای جابر! قائم ظهور نمی‌کند تا آنکه فتنه‌ای شام را فراگیرد و اهل شام به دنبال خلاصی از آنند؛ امّا راهی برای آن نمی‌یابند.»[2]

در کتاب «عقد الدّرر» روایتی آمده است که می‌فرماید:

«در شام فتنه‌ای خواهد بود که آغازش همچون بازی کودکان است. هر چه این فتنه از یک طرف آرام و خاموش می‌شود، از جانب دیگر سربرمی‌آورد و پایان نمی‌پذیرد تا آنکه منادی از آسمان ندا سر می‌دهد. آگاه باشید که تنها فلانی امیر است...»[3]

چنان‌که می‌بینید، این حدیث اگر چه از نظر اهل حدیث، مستنداتش ضعیف خوانده می‌شود، امّا بر مجموعه‌ای از وقایع رفته بر سرزمین سوریه، طیّ سالهای اخیر گواهی می‌دهد.

همچنین از رسول اکرم(ص) روایت شده است که فرمودند:

«بعد از من، چهار فتنه‏ برای شما پیدا می‏شود: در فتنه اوّل: [ریختن] خون‌ها حلال خواهد شد. در فتنه دوم: [ریختن] خون‌ها و [غصب] اموال حلال می‏شود. در فتنه سوم: [ریختن] خون‌ها و [غصب] اموال و ناموس مردم حلال خواهد شد. فتنه چهارم، فتنه‏ای است شدید و تاریک که حرکت آن نظیر حرکت کشتی است در دریا؛ به طوری که احدی از مردم، از شرّ آن ملجأ و پناهی نخواهند داشت. از شام‏ شروع می‏شود و عراق را فرا می‌گیرد و جزیره را  با دست و پای خود می‌کوبد. در آن فتنه، مردم نظیر پوستی که دبّاغی شود، دچار بلا می‌شوند، در آن موقع، احدی از مردم قدرت ندارد که (به فتنه‏انگیزها) بگوید: بس است، از هر ناحیه‏ای که آن فتنه را رفع کنند، از ناحیه دیگری سر برون خواهد کرد.»[4]

طیّ این ایّام، جمع بزرگی از مسلمانان، به ویژه شیعیان که جسته و گریخته روایات و احادیثی درباره وقایع سخت و شورش‌های اجتماعی (فتنه) قبل از ظهور امام(ع) به گوششان خورده بود، از خود می‌پرسیدند: آیا میان آنچه امروز در سوریه می‌گذرد و آن اخبار آخرالزّمانی رابطه‌ای وجود دارد؟

پیش‌قراولان خروج سفیانی

شباهت داعش و خروج سفیانی/ داعش پیش‌قراول خروج سفیانی

بالا گرفتن فتنه در عراق و هجمه گروه تروریستی داعش بر سرزمین‌های شیعی عراق، دیگر بار تنور مصداق‌سازی را گرم کرده و بر این شبهه دامن زده شد که شاید به راستی داعش و همه آنچه که با درنده‌خویی و سبعیّت بر سر شیعیان مظلوم عراق می‌آورد، پیش‌قراولان خروج سفیانی و بلافاصله پس از آن، ظهور حضرت ولیّ عصر(عج) باشد.

آنچه که باعث تقویت این شبهه شده، عبارتند از:

1. آغاز فتنه‌ها از سوریه، به عنوان یکی از مناطق مهم و مرکزی شامات قدیم؛

2. پوشش ظاهری تروریست‌ها (دستار سیاه، پیراهن، شلوار و....)؛

3. هیئت ظاهری (محاسن بلند)، بیرق سیاه منقوش با  دو شعار لااله الّا الله و محمّد رسول الله؛

4. سردادن شعارهای سلفی و تکفیری و اظهار ضدّیت تمام عیار با رویکرد شیعی و سنّت‌های شیعیان؛

5. کشتار بی‌رحمانه (ذبح، مثله اجساد و...) و اعمال شنیع مشمئز کننده؛

6. ارائه برخی نشانه‌های گمراه کننده، مانند اظهار علاقه مفتی سلفی، عرعور برای گردآوردن تروریست‌ها، زیر پرچم سفیانی، راه‌اندازی گردان‌های یزید و معاویه، انتخاب لقب سفیانی برای ترکی النبعلی پدر معنوی داعش و...

روایات رسیده و موجود در منابع و مصادر شیعی و سنّی، درباره وقایع قبل از ظهور کبرا و خیزش سفیانی و اعمال و اقوال او و سپاهیانش، توضیحاتی ارائه می‌کند که هر ناظر بی‌طرفی در وقت مشاهده وضعیّت سال‌های اخیر سوریه و عراق، جای این احتمال را دور از نظر نمی‌بیند که این وقایع مصادیق نشانه‌های ارائه شده در روایاتند؛ برای مثال رسول اکرم(ص) فرمودند:

«مردی از دل دمشق خروج می‌کند که به او سفیانی می‌گویند و همه پیروانش از نژاد کلب هستند. به قدری خون می‌ریزد که نوبت به شکافتن شکم زنان و سر بریدن کودکان می‌رسد. تیره قیس در برابرش قیام می‌کند. همه را می‌کشد و کسی نمی‌تواند از خود دفاع کند...»[5]

تجربه حرکت‌های موذیانه، حیله‌گرانه و کین‌جویان صلیبی و صهیونی نشان می‌دهد که آنان هماره از زمینه‌های فرهنگی موجود در میان سنّت‌ها، آئین‌ها، باورها و علایق ساکنان شرق اسلامی، حدّاکثر استفاده را برای دست‌یابی به مقاصد پلید استعماری خود برده‌اند. این‌همه درحالی‌است که هماره در میان عموم اقوام و ملل، جماعتی شتابزده، متعصّب و با روحیه هیجانی پیدا می‌شوند که به اتّکای کم‌ترین اطّلاعات و آگاهی در حرکتی عجولانه و احساسی، سبب به وجود آمدن جریان‌های اجتماعی، سیاسی شده و خسارات بسیاری را به خود و جامعه خود وارد ساخته‌اند.

سفیانی کیست؟

شباهت داعش و خروج سفیانی/ داعش پیش‌قراول خروج سفیانی

پیش از قیام حضرت مهدی‏ (عج) مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می کند و با تظاهر به دینداری، گروه زیادی از مسلمانان را فریب می دهد و بخش گسترده ‏ای از سرزمین‏ های اسلامی را به تصرف خود در می آورد. او بر مناطق پنجگانه - شام، حمص، فلسطین، اردن، قنسرین و منطقه عراق - سیطره می یابد و در کوفه و نجف، به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند. 6

از روایات استفاده می شود مدت حکومت او نه ماه است. [7] سفیانی، با این که از خبیث‏ ترین و پلیدترین مردمان است؛ ولی همواره ذکر «یا رب یا رب» بر زبانش جاری است. [8]

وی آن گاه که از ظهور حضرت حجّت‏(عج) با خبر می گردد، با سپاهی عظیم به جنگ ایشان می ‏رود. وی در منطقه «بیداء» (بین مکه و مدینه) با سپاه امام‏(عج) برخورد می ‏کند و به امر خدا، همه لشکریان وی - به جز چند نفر - در زمین فرو می ‏روند و هلاک می شوند. [9]

از روایات استفاده می شود خروج سفیانی از نشانه های حتمی ظهور است؛ [10]  ولی این که سفیانی کیست و چه ویژگی ‏هایی دارد و چگونه خروج می کند و... چندان روشن نیست. از برخی روایات استفاده می ‏شود: نام وی عثمان بن عنبسه [11] و از خاندان ابوسفیان است که در دوره غیبت خروج می کند. البته برخی این احتمال را مردود و سند آن روایات را ضعیف دانسته‏ اند. [12]

در برخی از روایات از امام‏(عج) در مورد نام سفیانی پرسیده شد و آن حضرت از بیان آن خودداری کردند؛ [13] حال آنکه اگر نام وی مشخص بود، دلیلی نداشت که از بردن نام وی خودداری کند.

برخی معتقدند: سفیانی فرد مشخصی نیست؛ بلکه فردی است با ویژگی‏های ابوسفیان که در آستانه ظهور حضرت مهدی‏(عج) به طرفداری از باطل، خروج می‏ کند و مسلمانان را به انحراف می کشاند.

اینها در بیان نظر خود می‏ گویند: در حقیقت، ابوسفیان، به عنوان سر سلسله سفیانیان، سمبل و نماد پلیدی است او غارتگری بود که با رباخواری، زورگویی و چپاول اموال مردم، ثروت‏های هنگفتی به چنگ آورده بود و از راه فریب و استثمار توده‏ های ستم کشیده و ترویج خرافات و دامن زدن به نظام طبقاتی جاهلی، قدرت فراوانی داشت.

ابوسفیان، به عنوان سردمدار شرک و بت پرستی و سرمایه داری طاغوتی، هر نوع حرکت و جنبشی را که دم از عدالت، برادری و آزادی می ‏زد، دشمن شماره یک خود می ‏دانست و با قدرت تمام در برابر آن به مبارزه بر می‏ خاست. [14]

بر اساس این دیدگاه سفیانی، فردی است با این ویژگی‏ها که در برابر انقلاب بزرگ و جهانی حضرت مهدی‏ (عج) خروج می کند و تلاش‏های فراوانی برای رودررویی با آن به عمل می ‏آورد.

بنابراین، در حقیقت سفیانی یک جریان است، نه یک شخص. سفیانی جریان باطل در بستر تاریخ است، و بر فرض هم که سفیانی را از نسل ابوسفیان بدانیم، اشکالی به وجود نمی‏ آید و آخرین مهره این زنجیره، همان سفیانی است که در آستانه ظهور حضرت قائم‏ (عج)خروج می‏ کند.

ماجرای عذاب سپاه سفیانی در قرآن کریم

« افامن الذین مکروا السیئات ان یخسف الله بهم الارض او یأتیهم العذاب من حیث لا یشعرون او یاخذهم تقلبهم فماهم بمعجزین » _نحل، آیه 45_( آیا توطئه گران از این که خدا آنان را در زمین فرو بّرد یا از جایی که حدس نمی زنند عذاب برایشان فرود آید، یا در حال رفت و آمد گریبانشان را بگیرد و از دستشان کاری بر نیاید، ایمن شدند؟»
امام باقر (علیه السلام) فرمود: این آیه به ماجرای فرو رفتن سپاه سفیانی در«بیدا» اشاره دارد.[15]

« قل هو القاد علی ان یبعث علیکم عذاباً من فوقکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعاً و یذیق بعضکم بأس بعض انظر کیف نصرف الآیات لعلهم یفقهون » _انعام، آیه 65_( بگو او قادر است از بالای سر یا از زیر پایتان عذابی بر شما بفرستد یا شما را گرفتار تفرقه کند و عذاب بعضی از شما را به بعضی (دیگر) بچشاند. بنگر که چگونه آیات (خود) را (به شیوه‌های) گوناگون بیان می کنیم. باشد که آنان بفهمند.»
در احادیث پیشوایان معصوم (علیهم السلام) جمله «او من تحت ارجلکم»(یا از زیر پاهایتان) به فرو رفتن سپاه سفیانی در بیدا تفسیر گردیده است.[16]

شکل‌گیری فرقه‌های آخرالزّمان‌گرا

طیّ دو یا سه دهه اخیر، ساکنان ایران، عراق، مصر و دیگران، برای جبران خسارات حاصل از شکل‌گیری فرقه‌های آخرالزّمان‌گرا و موعودگرا تاوان سنگینی در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، امنیّتی و حتّی اقتصادی پرداخته‌اند.

از اوّلین روزهای شکل‌گیری دو جریان فرقه‌ای وهّابیت و بهائیت (در قرن دوازدهم هجری) اوّلی در مهم‌ترین نقطه کانون جهان اهل سنّت، یعنی «حجاز» و دومی در مهم‌ترین نقطه کانونی جهان شیعی، یعنی ایران، تا به امروز صدها فرقه کوچک و بزرگ در نقاط مختلف، از جهان اسلام به وجود آمده و جمع بزرگی از مردم را با خود همراه ساخته و با جریان‌سازی مذهبی، اجتماعی و حتّی سیاسی، خسارات بزرگی را به کیان فرهنگی و مادّی مسلمانان وارد ساختند. تجربه نشان می‌دهد که بخش بزرگی از این جریانات  با همه تعصّب مذهبی و ادّعاها، به نهادهای امنیّتی رژیم‌های غربی و صهیونی متّصل بوده و به ایفای نقش و مأموریت مشغول بوده‌اند. جریان احمد حسن الیمانی در عراق، که امروزه دامنه تبلیغات و یارگیری‌اش به استان‌های جنوبی ایران نیز رسیده است، نمونه بارزی از این جریانات فرقه‌ای آخرالزّمان‌گرای وابسته به دستگاه‌های امنیّتی صهیونی و صلیبی‌اند.

جذّابیت مباحث آخرالزّمانی، به ویژه در شرایط سیاسی، اجتماعی سخت و بن‌بست‌های اقتصادی، تا حدّی است که در نیم‌روزی می‌تواند جماعت بزرگی را به گرد قطبی، شیخی، مرشدی و مدّعی‌ای جمع کند.

پروژه آرمگدون

شباهت داعش و خروج سفیانی/ داعش پیش‌قراول خروج سفیانی

اجرای پروژه شبیه‌سازی واقعه ظهور موعود، توسط اتّحاد صلیب و صهیون، تنها یکی از میادین جریان‌ساز سال‌های اخیر است که تنها با حضور جریان سلفی مجال تحقّق پیدا می‌کند.

در کشاکش رویارویی بزرگ شرق اسلامی با غرب صلیبی، صهیونی، در حالی‌که غرب پایان تاریخ خود را به تجربه نشسته و در ازدحام بحران‌های چند وجهی، همه مجال تجدید حیات فرهنگی، تمدّنی را از دست داده است، سران مجامع مخفی و اشرار یهود به خوبی دریافته‌اند که تنها اجرای پروژه جعلی شبیه‌سازی واقعه ظهور موعود و وارد آوردن شرق اسلامی در میدان جنگ آخرالزّمانی آرمگدون، می‌توانند برای همیشه خود را از تهدید فرهنگی و تمدّنی شرق اسلامی خلاص کنند.

وجود باور مذهبی و سنّتی و ظهور منجی موعود در میان مسلمانان و انتظار دیدار این واقعه شریف در این عصر و زمان، به امید خلاصی از همه ظلم‌ها و ستم‌های چندوجهی، این امکان را در این منطقه حسّاس از شرق اسلامی فراهم آورده است تا به ناگهان و با مشاهده نشانه‌های وقوع این امر عظیم، پای در میدان حادثه بگذارند. درست در همین شرایط است که اتّفاق و اتّحاد صلیب و صهیون می‌تواند با یک گام بزرگ، ضمن تخلیه همه توان و انرژی نهفته در میان ساکنان این سرزمین در منازعات قومی، قبیله‌ای و مذهبی، پروژه آرمگدون را عملیاتی کرده و سلطه جهانی خود را در قالب حکومت جهانی بنی‌اسرائیلی با محوریّت فلسطین اشغالی تکمیل نماید.

آگاهی مراکز مطالعات مذهبی غربی و یهودی از دریافت‌های مهدوی و آخرالزّمانی مسلمانان و امکان شبیه‌سازی نشانه‌های یاد شده در روایات، از مسیر وارد آوردن جریان‌های سلفی تکفیری، طیّ چند سال اخیر، این امکان را فراهم آورده است تا جمعیّت بزرگی از مسلمانان دچار شبهه شده و گمان برند که حرکت سلفی تکفیری از شام و پس از آن، حمله به عراق، همان واقعه پیش‌گویی شده در روایات و احادیث آخرالزّمانی اسلامی است.

سلفی‌ها به خوبی آموزش دیده‌اند تا اخبار موجود در روایات و احادیث را نمونه‌سازی کنند و با قتل عامّ مردم، ذبح مظلومان، مثله کردن اجساد، کین‌ورزی با شیعیان و ... همگان را مطمئن کنند که به راستی، اینان پیش‌قراولان سفیانی‌اند که خود را برای همراهی با او در تأسیس دولت اموی شام و عراق مهیّا می‌سازند.

به‌رغم بسیاری از شباهت‌ها میان آنچه روایات اسلامی پیش‌گویی فرموده‌اند و این عمله‌های صلیب و صهیون، نسبتی نیست؛ اگر چه آن ملعون آخرین، سفیانی اموی نیز دست‌پروده یهود و مورد حمایت یهودیان خواهد بود. حال چنانچه مسلمانان، به ویژه شیعیان آل محمّد(ص) با این پیش فرض وارد معرکه شوند، پیش از آنکه مجال ضربه زدن جدّی به این جماعت را پیدا کنند و قبل از آنکه مولا و سرورمان اذن قیام پیدا کنند، این مستضعفان در مسلخ طرّاحی شده ائتلاف خونین نابود می‌شوند.

یورش جمله کین‌ورزان، اعمّ از بعثی‌ها، منافقین، بهائی‌ها و سلفی‌ها زیر چتر داعش، کیان شیعیان آل محمّد(ص) را هدف قرار داده است؛ زیرا شیعیان جهادگر، تنها گروه مقابله کننده با حرکت‌های تمامیّت‌خواهانه صلیبی و صهیونی‌اند و بزرگترین مانع در اجرای آخرین مرحله از پروژه حکومت جهانی یهود.

شیعیان در ایران، عراق و سوریه، بزرگترین مانع در اجرای طرح خاورمیانه بزرگ و تفکیک کشورهای بزرگی، چون ایران و عراق به هشت کشور کوچکند. بدین سبب است که عرض می‌کنم، واقعه منحصراً به عراق مربوط نمی‌شود و در مقابله با این یورش‌ها نمی‌بایست تردید به خود راه داد. چنانچه این سیل در عراق مهار و دفع نشود، در کمتر از شش ماه «خوزستان» را در خود خواهد گرفت.

سران صلیب و صهیون از دکترین مغول و استراتژی‌های چنگیز و هولاکو در رهبری هجوم ملخ‌وار سلفی‌ها استفاده کرده‌اند و بدین سبب، شیوه عمل آنها با سایر هجمه‌های تجربه شده متفاوت است.

شبیه‌سازی حرکت داعش و سایر جریانات سلفی در سوریه و شمال «آفریقا» (دامس، جبهه النّصره و...) با جریانات پیش‌گویی شده در روایات و احادیث آخرالزّمانی در سال‌های قبل از ظهور، نمی‌بایست ما را فریفته و دچار شبهه کند. این پیش‌فرض عواقبی بس خطرناک دارد. حدّاقل خسارت این شبهه، نومید شدن مستضعفان و شیعیان از ظهور امام(ع) است. بنابر تصریح برخی روایات، شماری از مردم، نادانسته در اثر نومیدی، دل به انکار امام می‌سپارند.

داعش و درهای گشوده شده جهاد برای ما

شباهت داعش و خروج سفیانی/ داعش پیش‌قراول خروج سفیانی

گویا دیگر بار، درهای جهاد فی سبیل‌الله بر مؤمنان آل محمّد(ص) گشوده شده است. دور نیست که همّت و حضور مجاهدان در جبهه نبرد با احزاب (صلیبی، سلفی و صهیونی)، خداوند مکر مکّاران را به خودشان برگردانده و پیروزی و آرامش را به منطقه و سروری را به شیعیان هدیه کند.

گویا دیگر بار خداوند متعال امتحان و ابتلای مهمّی را فراروی مؤمنان آل محمّد(ص) قرار داده است. دور نیست که با ابزار آمادگی و حضور مجاهدان در صحنه نبرد، همراه با طلب و تقاضا از خداوند برای خارج ساختن مستضعفان از اضطرار و اضطراب بزرگ، درهای رحمت گشوده شده و امام مستضعفان و منجیّ درماندگان، از پس پرده غیبت خارج شوند، مکر یهود را به خودش برگردانند و با نابود ساختن جمیع ملحدان و کافران و ستمکاران، دولت حقه طیّبه را تأسیس و حکومت خلف صالح بر تمام جهان هدیه نمایند.

هجوم مغول‌وار ائتلاف صلیب و سلفی و صهیون در شرق اسلامی محدود نمی‌ماند و پس از عراق سایر مناطق را نشانه خواهند رفت.

بر هیچ‌کس پوشیده نیست که در مقابل کاهلی، انفعال، ندانم‌کاری و فرصت‌سوزی مسلمانان و شیعیان، حسب سنّت ثابت الهی، مهاجمان را بر مؤمنان چیره می‌سازد. واقعه‌ای که برای سال‌هایی بس دراز و شاید تا به وقت ظهور کبرای امام عصر(عج)، مجال زندگی ساده و بی‌دغدغه و ترس را از شیعیان می‌گیرد.

پی‌نوشت‌ها:
1. «سفیانی»، ص 55.
2. ابن أبی زینب، محمّد بن ابراهیم، «الغیبه للنُّعمانی»، ترجمه غفاری، تهران، صدوق، چاپ: دوم، 1376، ص 290.
3. ابن طاووس، علی بن موسی، «الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوب‌های آخرالزّمان»، تهران، إسلامیه، چاپ: اوّل، بی تا. ص 30.
4. همان، ص 2.
5. «الزام النّاصب»، ص 179؛ سلیمان، کامل، «روزگار رهایی»، ج 2، ص 1082.
6. کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 651.
7. کتاب الغیبة، ص 449.
8. همان، ج 2، ص 651، ح 10؛ الغیبة، ص 306.
9. الغیبة، ص 279، ح 67؛ همچنین ر.ک: کتاب الفتن، ص 168.
10. الکافی، ج 8، ص 310، ح 483؛ الغیبة، ص 270، ح 42.
11. کمال‏ الدین، ج 2، ص 365، ح 9.
12. جامع ‏الرواة، ج 2، ص 156، اختیار معرفة الرجال، شیخ طوسی، ص 545.
13. بحارالانوار، ج 52، ص 206.
14. چشم به راه مهدی‏ (عج)، ص 274.
15. بحار الانوار 52 / 181 - 182
16. بحار الانوار 51 / 56 حدیث 44 - 52 / 223 حدیث 87
 

منبع: مشرق نیوز

بررسی روایات مربوط به «سفیانی» اولین نشانه حتمی ظهور امام مهدی(عج)

بررسی روایات مربوط به «سفیانی» اولین نشانه حتمی ظهور امام مهدی(عج) / سفیانی به عراق و عربستان حمله خواهد کرد/ وظایف شیعیان در مواجهه با سفیانی

بررسی روایات مربوط به «سفیانی» اولین نشانه حتمی ظهور امام مهدی(عج) / سفیانی به عراق و عربستان حمله خواهد کرد/ وظایف شیعیان در مواجهه با سفیانی

سفیانی، در روایات شیعه و اهل سنت، به عنوان اولین علامت حتمی ظهور امام مهدی، شمرده شده است. او از نسل بنی امیه و از فرزندان ابوسفیان و در ماه رجب سال ظهور امام مهدی، از منطقه وادی یابس در منطقه شام (سوریه)، خروج خواهد کرد و شش ماه می جنگد و نه ماه هم بر الکور الخمس (مناطق پنج گانه) در منطقه شام و سوریه، حکومت خواهد کرد. لشکر سفیانی به عنوان بزرگترین دشمنان امام مهدی با حمله به عراق و عربستان، به قتل و کشتار خواهند پرداخت و بعد از درگیری در بزرگترین جنگ آخرالزمان (جنگ قرقیسیا)، به عنوان طرف پیروز این جنگ، وارد عراق خواهند شد. اما در نهایت در جنگ قدس، به قتل خواهد رسید و لشکریان امام مهدی، وارد قدس، خواهند شد.

گروه معارف رجانیوز
باور به ظهور شخصی که جهان را پر از عدل و داد کرده و ریشه های ظلم و ستم را می چیند اختصاص به اسلام نداشته بلکه، شامل ادیان مختلف الهی و آسمانی می شود و در اسلام، مسیحیت، یهودیت، زرتشت و... به ظهور این شخص نوید داده شده است. خلاصه و حقیقت مهدویت، منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد و سعادت عمومی، امنیت و رفاه، تعاون و همکاری، همبستگی همگانی حکومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل، غلبة جنودالله بر جنود شیطان، نجات مستضعفان و نابودی مستکبران، و خلافت مؤمنان و شایستگان به رهبری یک رجل و ابرمرد الهی است که موعود انبیاء و ادیان و دوازدهمین اوصیاء و خلفای پیغمبر آخرالزمان است. رجانیوز با توجه به اهمیت موضوع "مهدویت" درنظر دارد سلسله مقالاتی با عنوان «متی ترانی و نراک» را جهت آشنایی بیشتر مخاطبان خود به این موضوع تا نیمه شعبان سالروز ولادت خاتم الاوصیا حضرت مهدی(عج) منتشر نماید. باشد که مورد مقبول حضرتش قرار گیرد.

***

سفیانی، اولین نشانه حتمی ظهور امام مهدی

چکیده

در مقابل نظریه سفیانی شخصی، برخی معتقد به سفیانی نوعی و سمبلیک (نمادین) هستند. در مقابل گروه اندکی، معتقدند، بنی امیه برای بازگشت آل‌ابی سفیان به قدرت و خلافت اسلامی، در دوره بنی عباس، احادیث سفیانی را جعل کردند. اما در ادامه به نقد و بررسی این دیدگاه ها، خواهیم پرداخت و ثابت خواهد شد که سفیانی، به عنوان یک شخص از نسل ابوسفیان و معاویه، از نشانه های حتمی ظهور و قیام امام مهدی، می باشد.

سفیانی، در روایات شیعه و اهل سنت، به عنوان اولین علامت حتمی ظهور امام مهدی، شمرده شده است. او از نسل بنی امیه و از فرزندان ابوسفیان و در ماه رجب سال ظهور امام مهدی، از منطقه وای یابس در منطق هشام (سوریه) خروج خواهد کرد و شش ماه می جنگد و نه ماه هم بر الکور الخمس در منطقه شام و سوریه، حکومت خواهد کرد. لشکر سفیانی به عنوان بزرگترین دشمنان امام مهدی با حمله به عراق و حجاز، به قتل و کشتار خواهند پرداخت و بعد از درگیری در بزرگترین جنگ آخرالزمان (جنگ قرقیسیا)، به عنوان طرف پیروز این جنگ، وارد عراق، خواهند شد. سفیانی به فتوحات برق آسا، ادامه خواهد داد تا اینکه در منطقه بیداء در بین مکه و مدینه، طبق پیشگویی پیامبر، لشکر اعزامی سفیانی به عربستان، در زمین فرو خواهد رفت و خسف، خواهد شد. سفیانی، بعد از عقب نشینی از منطقه شام، در نبرد قدس با امام مهدی (جنگ طبریه در فلسطین)، به قتل می رسد. سفیانی، در این جنگ از پشتیبانی و حمایت همپیمانان رومی (غربی) و یهودی، برخوردار است، و به این ترتیب، دشمن اصلی مهدویت و امام عصر، از بین خواهد رفت و لشکریان امام مهدی، پیروزمندانه، وارد قدس خواهند شد و مسجد الاقصی و قبله اول مسلیمن، آزاد خواهد شد. وبرای همیشه بساط جبهه شیطان و کفر، برچیده خواهد شد.

آیا خروج سفیانی، حتمی است و یا مشمول بداء خواهد شد؟

در روایات اسلامی به حتمی بودن خروج سفیانی اشاره شده است؛ این مطلب در روایات متعدد و معتبری با تعابیر مختلفی چون: «محتوم»، «لابدّ‌‌منه»، «حتم من الله»،«لابدّ ان یکون»، «لایکون قائم إلا بسفیانی»، «من قبل قیام القائم»، «خمس قبل قیام القائم» و «خمس علامات محتومات»... بیان شده است.

امام سجاد علیه‌السلام در روایتی فرموده اند:

إنّ أمر القائم حتم من الله و أمر السفیانی حتم من الله و لایکون قائم إلا بسفیانی.[۱]

قیام قائم از ناحیۀ خداوند قطعی است و خروج سفیانی نیز قطعی است. هرگز قیام قائم بدون سفیانی نخواهد بود.

و نیز در روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است:

السفیانی من المحتوم و خروجه فی رجب.[۲]

سفیانی از علایم حتمی است و قیام او در ماه رجب خواهد بود.

و در کتاب الغیبه نعمانی، از امام محمد باقر علیه‌السلام در تفسیر آیه قرآن (ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده)[۳] نقل شده است:

أنهما أجلان: أجل محتوم و اجل موقوف. فقال له حمران: ما المحتوم؟ قال: الذی لایکون غیره. قال: و ما الموقوف؟ قال: الذی لله فیه المشیۀ. قال حمران: انی لارجو أن یکون أجل السفیانی من الموقوف! فقال أبوجعفرعلیه‌السلام: لا والله أنه لمن المحتوم.[۴]

آنها دو اجل‌اند: اجل محتوم و تغییرناپذیر و اجل موقوف و مشروط. حمران پرسید: اجل محتوم چیست؟ فرمود: اجلی که جز آن نخواهد شد. حمران عرض کرد: اجل موقوف و مشروط چیست؟ فرمود: آنچه اراده خداوند در آن راه دارد و قابل تقدیم و تاخیر و برطرف شدن است. حمران عرض کرد: امیدوارم قیام سفیانی از علایم موقوف و مشروطی باشد که بدا در آن راه دارد! امام فرمودند: به خدا سوگند که چنین نیست، او از علایم حتمی است.

در این روایت، امام باقر علیه‌السلام اجل مسمّی را به اجل محتوم تفسیر کرده اند، و سپس سفیانی را جزو محتومها دانسته‌اند.

از تقابل میان علائم موقوف و حتمی که در این روایات آمده، برمی‌آید که سفیانی از دایره علائم موقوف، خارج است. بنابراین، حمل این نشانه محتوم بر آنچه که احتمال بدا در آن راه دارد، به نوعی وارد کردن علائم محتوم به دایره علائم موقوف است که بر خلاف نص روایات و احادیث سفیانی می باشد. بلکه نتیجه این سخن، به نوعی موجب لغو بودن تقسیم بندی علائم ظهور به حتمی و غیر حتمی در کلام معصومین است که در کتاب های الغیبه شیخ طوسی، الغیبه نعمانی و کمال الدین شیخ صدوق آمده است. در حالیکه طبق نص روایات اسلامی، نشانه های ظهور را به دو دسته حتمی و موقوف (غیرحتمی) تقسیم شده است. و میتوان گفت در علائم حتمی ظهور، بداء راه ندارد اما علائم غیر حتمی، ممکن است مشمول حکم بداء شوند.

امام باقر در حدیث دیگری فرموده اند:

إن من الامور أمورا موقوفة و ُامورا محتومة. و أن السفیانی من المحتوم الذی لابدّمنه.[۵]

برخی از امور موقوف و مشروط اند و برخی محتوم و تغییر ناپذیر، و سفیانی از علایم حتمی است که بی تردید رخ خواهد داد.

تنها اشکال به حتمی بودن در خروج سفیانی، مستند به روایتی از امام جواد علیه السلام در الغیبۀ نعمانی می‌باشد که متن روایت چنین است:

عن أبی هاشم داود بن القاسم الجعفری قال: کنا عند أبی جعفر محمد بن علی الرضا علیه‌السلام فجری ذکر السفیانی و ما جاء فی الروایۀ من أنَّ أمره من المحتوم. فقلت لأبی جعفر علیه‌السلام: هل یبدولله فی المحتوم؟ قال: نعم. قلنا له: فنخاف أن یبدولله فی القائم، فقال: أنّ القائم من المیعاد والله لایخلف المیعاد.[۶]

ابوهاشم میگوید: نزد امام جواد علیه‌السلام بودیم. از سفیانی و روایاتی که بر آن اساس قیام او حتمی خواهد بود، سخن به میان آمد. به حضرت عرض کردم: آیا خداوند در نشانه های حتمی هم بدا روا میدارد؟ فرمود: آری. عرض کردیم: میترسیم در ظهور قائم نیز بداء روا دارد! فرمود: قیام قائم علیه‌السلام از وعده های الهی است و خداوند خلف وعده نمیکند.

در پاسخ می‌توان گفت: این روایت، با انبوه روایات معتبری که بر حتمی بودن و تغییر ناپذیری خروج سفیانی دلالت دارند، قدرت تعارض نخواهد داشت. این روایت، تنها در کتاب الغیبه نعمانی ذکر شده است و خبر واحد منفرد است، و در مقابل روایاتی که خروج سفیانی را از علائم حتمی میدانند، مستفیض و بلکه نزدیک به تواتر هستند. همچنین ممکن است این روایت در شرایط خاصی مثل تقیه صادر شده باشد. حتی خود مرحوم نعمانی بعد از نقل این روایت در کتاب خویش، احادیث سفیانی را جزو احادیث متواتر، شمرده است.[۷] بنابراین نظریه تحقق بداء در علائم حتمی ظهور، طرفداران اندکی دارد.

اشکالات روایات سفیانی

پیش از این‌که نام، نسب، مکان خروج سفیانی را از نظر سند و دلالت بررسی نماییم، به برخی اشکالاتی که به اصل روایات سفیانی وارد شده است، اشاره میشود. یکی از نویسندگان معاصر، درباره مجموعه روایات سفیانی اشکالاتی را مطرح کرده و چنین نتیجه گرفته است که اصل سفیانی، انکارناپذیر است اما جزئیات، حوادث و خصوصیات آن اثبات شدنی نیست.[۸]

ضعف سند روایات سفیانی

برخی معتقدند، با مراجعه به اسناد و راویان نشانه‌های ظهور از جمله سفیانی، درمی‌یابیم که تقریباً سند هیچ‌یک از این روایات از نظر سندی، صحیح نیست و مطلب علمی با آن اثبات نمی‌شود.[۹]

درباره ضعف سند روایات سفیانی از دو جنبه می‌توان پاسخ داد‌:

اولاً، بر خلاف تصور نویسنده که مدعی ضعف روایات سفیانی شده است، در این‌باره دست‌کم، ده روایت معتبر وجود دارد که در منابع متقدم حدیثی هم‌چون الکافی مرحوم کلینی، کمال الدین شیخ صدوق، قرب الاسناد حمیری و الغیبة نعمانی آمده است و اهل فن می‌دانند ده روایت معتبر آن‌هم دربارۀ یک موضوع تعداد کمی نیست؛ زیرا گاه دانشمندان علم حدیث و دربارۀ موضوعی بسیار مهم‌تر از موضوع مورد نظر ما بر اساس تنها یک روایت معتبر اظهارنظر می‌کنند.

ثانیا، بر اساس مبنای بیشتر علمای شیعه، روایتی حجت است که به صدور آن از معصوم اطمینان حاصل شود و راه دست‌یابی به این اطمینان، منحصر در صحت سند نیست، بلکه صحت سند یکی از راه‌هایی است که گاه باعث اطمینان به صدور روایت از معصوم می‌شود و در کنار صحت سند، ده‌ها قرینۀ دیگر نیز وجود دارند که می‌توانند جای صحت سند را بگیرند و بر اساس آن‌ها می‌توان به اعتبار یک روایت حکم کرد. از این دیدگاه به عنوان دیدگاه حجیت خبر موثوق الصدور یاد می‌شود.

شباهت با سفیانی های تاریخی

اشکال دیگری که موجب تردید در روایات سفیانی می‌شود، شباهت‌های موجود بین برخی روایات سفیانی با آن‌چه برای افرادی است که به عنوان سفیانی در طول تاریخ قیام کرده اند.[۱۰]

میتوان چنین پاسخ گفت که: اگر کسی معتقد باشد سفیانی یکی از نشانه‌های حتمی ظهور است، لزوماً معتقد به صحت همه روایات این موضوع نیست؛ زیرا می‌توان سفیانی را از نشانه‌های حتمی ظهور دانست و تعداد چشم‌گیری از جزئیات این حادثه که در روایات معتبر گزارش شده است را نیز پذیرفت و روایات ضعیف و روایاتی که ساخته و پرداختۀ طرف‌داران سفیانی‌های تاریخی بوده است را کنار نهاد، اما نمی‌توان به بهانۀ وجود این روایات ساختگی یا ضعیف، از روایات معتبر دیگر، نیز چشم پوشید و اصل وجود سفیانی و جزئیات آن در روایات معتبر شیعی را، انکار کرد.

سفیانی جعل بنی امیه در برابر بنی عباس

اشکال مهم دیگری که به روایات سفیانی، شده است، وجود روایات سفیانی را به نزاع و درگیری های بین بنی امیه و بنی عباس، ربط میدهند و عنوان می کنند که، امروزه با به هم خوردن معادلات قدرت‌ها، چگونه می‌توان منتظر فردی از بنی‌امیه و نسل ابوسفیان بود. [۱۱]

به این شبهه، اینگونه پاسخ داده شده است:

در جهان هستی، صدها مثال می‌توان آورد که به نظر ابتدایی تحقق شان استبعاد دارد، اما باز هم تحقق یافته‌اند. برای مثال، آیا حیات هزار و چند صد سالۀ و طول عمر امام مهدی یا غیبت امام مهدی علیه السلام استبعاد ندارند؟ بنابراین خروج فردی از نسل بنی‌امیه در نگاه برخی، شاید بعید باشد، اما به صرف استبعاد، نمی‌توان آن‌ها را نفی کرد. و اگر بخواهیم با انکار فرع (سفیانی از نسل بنی امیه)، به انکار اصل وجود سفیانی، برسیم، از نظر علمی شایسته نیست. نهایت اینکه فرع ابهام دارد اما اصل وجود سفیانی، با روایات متعدد معتبر، اثبات میشود. به عنوان مثال، هم اکنون برخی جریان های تکفیری جهان اسلام، در پوشش شعار احیاء خلافت اسلامی و با تمسک انحرافی به احادیث آخرالزمان، به عنوان داعش، بر بخشی از سرزمین های اسلامی، سیطره پیدا کردند و به دنبال احیاء حکومت بنی امیه و بنی عباس در منطقه شام، می باشند. علاوه بر اینکه عالمان بزرگی هم‌چون آیت‌الله صافی گلپایگانی [۱۲] و آیت‌الله محمد صدر[۱۳]، خروج سفیانی در آخرالزمان را به دلیل وجود روایات فراوان، پذیرفته‌اند.

بنابراین به این سوال که خروج سفیانی از نشانه های حتمی ظهور امام مهدی هست یا نه، اینگونه می توان پاسخ داد که:

در مجموع روایت علائم ظهور امام مهدی، از پنج نشانه به صورت ویژه و مستقل سخن به میان آمده است. اهمیت این نشانه‌ها را می‌توان هم از تعدد روایات مربوط به آن‌ها و هم از جداسازی و بیان این نشانه‌ها به شکل مستقل دریافت. شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، با سلسه اسنادش از امام صادق علیه السلام در حدیث معتبر نقل کرده است:

قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیَمَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الصَّیْحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیْدَاء.[۱۴]

پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء.

بنابراین روایات مربوط به سفیانی، بسیار فراوان است و به گفته محدثان، به حد تواتر[۱۵] می باشد. علاوه بر این، احادیث خسف و فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی به عربستان در منطقه بیداء در بین مکه و مدینه، نزدیک به حد تواتر[۱۶] می باشد. پس چگونه ممکن است خروج سفیانی در آخر الزمان، و در آستانه ظهور امام مهدی علیه السلام، محل تردید باشد اما بنا بر گفته محدثان شیعه و اهل سنت، سفیانی و خسف بیداء لشکر سفیانی، جزو احادیث متواتر اسلامی باشد. بنابراین دیدگاه گروه اندکی که معتقدند: سفیانی در طول تاریخ اسلام اتفاق افتاده، و مربوط به آینده و نشانه حتمی ظهور، نیست. طبق این فرض، تناقض در گفتار پیش خواهد آمد. زیرا چگونه سفیانی در گذشته رخ داده، اما خسف بیداء و فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی به عربستان، در منطقه بیداء، مربوط به آینده و نشانه حتمی ظهور و قیام، است و در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام، رخ خواهد داد؟ بنابراین، جای هیچ مناقشه ایی در باره اصل وجود سفیانی به عنوان نشانه حتمی ظهور و فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی به حجاز (خسف بیداء)، وجود ندارد. زیرا همانطور که ذکر شد، این موضوع از احادیث متواتر اسلامی و پذیرفته شده بین شیعه و اهل سنت، می باشد.[۱۷]

اوصاف سفیانی

نام سفیانی

در روایات متعددی که از سفیانی و حوادث مربوط به او سخن به میان آمده، در مقام اشاره به این شخصیت، بیشتر از دو واژه «سفیانی»[۱۸] و «ابن‌آکلۀالاکباد»[۱۹] (پسر زن جگرخوار) استفاده شده است. و از سوی دیگر، در برخی از روایات از امام معصوم درباره نام سفیانی، سؤال شده است.[۲۰]

در مجموع، روایات هشت نام را برای سفیانی برشمرده‌اند، پنج نام از غیرمعصوم است و تنها سه نام آن، از پیشوایان معصوم بیان شده و از میان این سه روایت، دو روایت آن از منابع اهل سنت است و تنها روایتی که نام سفیانی را عثمان می‌داند، در منابع حدیثی شیعه آمده است.

با این توصیف، ضعف سندی برخی از این روایات از یک سو، تأیید نشدن آنها به کمک قراین و شواهد از سوی دیگر، و تعارض آنها با یکدیگر، باعث بی اعتمادی به این روایات می شود، و بنابراین ما نمیتوانیم درباره نام سفیانی به صورت قاطعانه قضاوت کنیم.

البته دانستن نام سفیانی، چندان ثمری دربر ندارد. عبدالله بن ابی منصور نقل میکند: از امام جعفر صادق علیه‌السلام پرسیدم که نام سفیانی چیست؟ حضرت فرمودند:

و ما تصنع باسمه إذا ملک کور الشام الخمس: دمشق، حمص، فلسطین، الاردن و قنسرین، فتوقعوا عند ذلک الفرج.[۲۱]

امام صادق فرمود: با نام سفیانی چکار داری؟ وقتی او مناطق پنج‌گانه شام شامل: دمشق، حِمص، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج باشید.

لقب سفیانی

برخی روایات که ابعاد مختلف جنایات سفیانی را شرح داده‌اند، برای اشاره به این شخصیت علاوه بر سفیانی، از القاب متفاوتی بهره گرفته‌اند؛ گرچه ممکن است در اصطلاح به آنها لقب گفته نشود. واژه‌های یاد شده، بدین قرارند: السفیانی، من ولد الشیخ، ابن صاحب الوصیات، من ولد ‌صخر، من ولد ابی‌سفیان، من ولد معاویه، ابن‌آکلۀ‌الاکباد، کلب و ... که الشیخ و صاحب وصیت و صخر، همگی به ابوسفیان اشاره دارند و ابن آکله الاکباد و کلب (یعنی از قبیله بنی کلب) هم به هند جگر خوار که بعد از شهادت حمزه، عموی پیامبر، کبد وی را از شدت کینه به پیامبر و بنی هاشم، به دندان کشید، اشاره دارد.

نسب سفیانی

در روایات اسلامی نقل شده است که سفیانی از سوی پدر به بنی‌امیه و از سوی مادر به قبیله بنی کلب می‌رسد، چنانکه امام علی علیه السلام می‌فرماید:

... هو من بنی‌أمیّة، و أخواله کلب ... .[۲۲]

... او از تبار بنی‌امیه و دایی‌هایش از قبیلة کلب است ... .

بر این اساس، روایات اتفاق دارند که سفیانی از نسل ابوسفیان است. چنان که شهرت او به سفیانی مؤید این مطلب می باشد. اما در مورد اینکه سفیانی از نسل کدامین فرزند ابوسفیان است، اقوال مختلفی نقل شده است.

علت پرداختن روایات به نسب او چیست؟ شاید علت طرح موضوع نسب سفیانی، توجه دادن افکار مسلمانان به این واقعیت باشد که روش سفیانی، همان روش ابوسفیان است و همچنان‌که ابوسفیان تمام تلاش خود را برای مقابله با پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به کار گرفت، او نیز برای شکست دادن امام مهدی علیه‌السلام همچون ابوسفیان و بنی امیه عمل خواهد کرد.

امام صادق علیه السلام در این خصوص فرموده اند:

إنا و آل أبی سفیان أهل بیتین تعادینا فی الله: قلنا صدق الله و قالوا کذب الله، قاتل أبوسفیان رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و قاتل معاویۀ علی بن ابیطالب علیه‌السلام و قاتل یزید بن معاویۀ الحسین بن علی علیه‌السلام و السفیانی یقاتل القائم.[۲۳]

ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به جهت خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم. ما خداوند را تصدیق کردیم و آنها تکذیبش کردند. ابوسفیان با پیامبر جنگید و معاویه با علی بن ابیطالب علیه‌السلام و یزید با حسین بن علی علیه‌السلام. سفیانی نیز با قائم علیه‌السلام خواهد جنگید.

اوصاف جسمانی سفیانی

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:

إِنَّک‏ لَوْ رَأَیْتَ السُّفْیَانِیَّ... أَشْقَرَ أَحْمَرَ أَزْرَقَ.[۲۴]

تو اگر سفیانی را ببینی... بور، سرخ‌روی مایل به سفید و زاغ چشم است.

شیخ صدوق این حدیث را با شش واسطه از امام صادق روایت کرده که علمای رجال بر وثاقت همة آنها تصریح کرده‌اند. البته در روایات دیگری در منابع شیعه و اهل سنت برای سفیانی ویژگی‌های دیگری نیز توصیف شده است. از جمله، در روایتی از امام علی علیه السلام نقل شده است:

یَخْرُجُ ابْنُ آکِلَةِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبْعَةٌ وَحْشُ الْوَجْهِ ضَخْمُ الْهَامَةِ بِوَجْهِهِ أَثَرُ جُدَرِیٍّ ... .[۲۵]

فرزند هند جگر‌خوار از وادی یابس خروج می‌‌‌کند. او مردی میانه بالا، با صورتی وحشت انگیز، درشت سر، و آبله‌رو است. اگر او را ببینی، گمان می‌بری یک چشم است ... .

البته در منابع اهل سنت ویژگی‌ های ظاهری دیگری نظیر: رجل ضخم الهامة، بعینه نکتة بیاض، دقیق ‌الساعدین و الساقین، طویل ‌العنق، شدید ‌الصفرة به اثر العبادة، رجل ابیض، جعد ‌الشعرة، حدیث ‌السن، مدید ‌الجسم، دقیق ‌الوجه، جهوری ‌الصوت، طویل ‌الانف و ربعة من الرجال، برای سفیانی نقل شده است. لکن سند آنها به امام معصوم نمی‌رسد و منحصرا در منابع اهل سنت ذکر شده است و از طرفی توسط کسانی همچون کعب ‌‌الاحبار نقل شده است که به جعل و تحریف احادیث شهرت داشت.

بنابراین، در مورد ویژگی‌ های جسمی سفیانی، تنها حدیث مورد اعتماد، حدیث صحیح ‌السند شیخ صدوق از امام صادق علیه السلام می‌باشد که نشانه‌های جسمانی وی را سرخ موی، بور و زاغ چشم بر‌شمرده بود.

دین، مذهب و گرایش سفیانی

در روایات، حقیقت اسلام، از سفیانی نفی شده است. امام باقر علیه السلام نیز در این‌باره می‌فرمایند:

السُّفْیَانِیُّ... لَمْ یَعْبُدِ اللَّهَ قَطُّ وَ لَمْ یَرَ مَکَّةَ وَ لَا الْمَدِینَةَ قَط... .[۲۶]

سفیانی ... او هرگز خدا را نپرستیده است و هرگز وارد مکه و مدینه نشده است ... .

البته روایات اسلامی، نشان مى‌دهند که سفیانى از حمایت غربی ها (روم) برخوردار است. در کتاب الغیبه شیخ طوسی نقل شده است:

یُقْبِلُ السُّفْیَانِیُّ مِنْ بِلَادِ الرُّومِ مُنْتَصِراً فِی عُنُقِهِ صَلِیبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ الْقَوْمِ.[۲۷]

سفیانی در حالیکه رهبری قومی را بر عهده دارد مانند شخص نصرانی و صلیب به گردن، از بلاد روم می‌آید.

نشانه دیگر گرایش سفیانی، به غربى‌ها این است که باقیمانده نیروهاى سفیانى، پس از شکست و کشته شدن او به سوى رومی ها و کشورهای غرب، مى‌گریزند.

در کتاب کافی مرحوم کلینی، از امام باقر علیه السلام، نقل شده است:

... قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ وَ بَعَثَ‏ إِلَى‏ بَنِی‏ أُمَیَّةَ بِالشَّامِ فَهَرَبُوا إِلَى الرُّوم‏ ... .[۲۸]

وقتی حضرت مهدی علیه السلام، قیام می کنند لشکری را به سمت شام و برای جنگ با بنی امیه، می فرستند و آنها به سمت روم (غربی ها) فرار می کنند.

البته درباره گرایش های دینی سفیانی، یک مطلب بسیار قطعی وجود دارد، و آن عناد و تعصب شدید او بر ضد شیعیان امام علی علیه السلام است که در روایات معتبر گزارش شده است. از جمله در روایت از امام باقر علیه السلام نقل شده است:

... ُ فَإِنَّ حَنَقَهُ‏ وَ شَرَهَهُ‏ إِنَّمَا هِیَ‏ عَلَى‏ شِیعَتِنا ... .[۲۹]

... خشم و کینه سفیانی تنها متوجه شیعیان ماست و تنها بر کشتن آنها حریص است ... .

زمان خروج سفیانی

بدون تردید، برای خروج سفیانی، سال دقیق و مشخصی را نمی توان تعیین کرد؛ چرا که به دلیل پیوستگی این حادثه با ظهور امام مهدی علیه‌ السلام، تعیین زمان برای آن به تعیین وقت برای ظهور امام مهدی علیه ‌السلام خواهد انجامید. اما زمان این رخداد از برخی جهات به صورت مجمل، بیان شده است.

در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است:

السُّفْیَانِیُّ وَ الْقَائِمُ فِی سَنَةٍ وَاحِدَة.[۳۰]

سفیانی و قائم هر دو در یک سال نمایان می‌شوند.

از طرفی در روایات ذکر شده است که حضرت در عاشورای ماه محرم سالی که فرد است، ظهور می فرمایند.

در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است:

یَقُومُ الْقَائِمُ فِی وَتْرٍ مِنَ السِّنِین‏ ... .[۳۱]

قائم در سال فرد ظهور خواهد کرد ... .

و نیز امام صادق علیه السلام نقل شده است:

لَا یَخْرُجُ الْقَائِمُ إِلَّا فِی وَتْرٍ مِنَ السِّنِینَ‏ سَنَةَ إِحْدَى أَوْ ثَلَاثٍ أَوْ خَمْسٍ أَوْ سَبْعٍ أَوْ تِسْع‏.[۳۲]

حضرت مهدی علیه السلام، در سال فرد، که به یک، سه، پنج، هفت و نه ختم میشود، ظهور خواهند کرد.

و از طرفی خروج سفیانی هم شش ماه قبل از ظهور حضرت است.پس نتیجه می گیریم، سفیانی در ماه رجب سال زوج، خروج می کند.

مکان خروج سفیانی

درباره مکانی که سفیانی حرکت خود را از آنجا آغاز میکند، چند دسته روایت وجود دارد:

۱. روایاتی که قیام او را از سرزمین شام میدانند؛

از جمله شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از امام باقر علیه السلام، نقل کرده است:

... و خُرُوجَ‏ السُّفْیَانِیِ‏ مِنَ‏ الشَّام‏ ... .[۳۳]

... و سفیانی از منطقه شام، خروج می کند ... .

... فَأَوَّلُ أَرْضٍ تَخْرَبُ أَرْضُ الشَّامِ ثُمَّ یَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِکَ عَلَى ثَلَاثِ‏ رَایَاتٍ‏ رَایَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَایَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَایَةِ السُّفْیَانِی ... .‏ [۳۴]

... اول منطقه شام، تخریب می شود، در این هنگام سه پرچم با هم اختلاف دارند: اصهب، ابقع و سفیانی ...

۲. روایاتی که حرکت او را از وادی یابس (سرزمین خشک و بی آب و علف) میداند؛

از جمله امام سجاد علیه ‌السلام فرموده اند:

... یَخْرُجُ‏ السُّفْیَانِیُ‏ الْمَلْعُونُ‏ مِنَ‏ الْوَادِی‏ الْیَابِس‏ ... .[۳۵]

... سفیانی ملعون از وادی یابس قیام می‌کند ... .

محتوای روایات بایکدیگر قابل جمع است. امام علی علیه‌ السلام در این‌باره فرموده اند:

السفیانی ... یخرج من ناحیۀ مدینۀ دمشق فی واد یقال له وادی الیابس ... .[۳۶]

سفیانی ... از منطقه ای از شهر دمشق قیام می کند؛ از سرزمینی که به آن وادی یابس گویند ... .

دمشق در آن زمان پایتخت سرزمین شام بوده که خود سرزمین شام، به سوریه فعلی و اردن و بخشی از لبنان اطلاق می‌شود.

در کتب معاجم، وادی یابس، نزدیک دمشق و یا به منطقه ایی در حوران و درعا، نزدیک اردن اطلاق شده است.

البته توجه به این نکته ضروری است که منظور از منطقه شام، تنها کشور سوریه فعلی نیست، بلکه شام قدیم بسیار پهناورتر از سوریه فعلی بوده است و چنان‌که در کتاب‌های مربوط ذکر شده، منطقه شام، پنج منطقه را در بر می‌گرفته که عبارتند از دمشق، حمص، قنسرین، فلسطین و اردن.[۳۷]

رنگ پرچم سفیانی

در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت، رنگ پرچم سفیانی، سرخ رنگ معرفی شده است.

از امیر المومنین علیه السلام ضمن روایتی طولانی نقل شده است:

... خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ بِرَایَةٍ حَمْرَاءَ أَمِیرُهَا رَجُلٌ مِنْ بَنِی کَلْب‏ ... .[۳۸]

... خروج سفیانی با پرچم سرخ و فرمانده آن مردی از قبیله بنی کلب است ... .

و نیز از منابع اهل سنت در ضمن روایتی طولانی از امام علی علیه السلام نقل شده است:

... فیخرج فی یوم الجمعة فیصعد منبر دمشق، و هو أول منبر یصعده ... و رایة السفیانی حمراء ... .[۳۹]

... سفیانی در روز جمعه خروج می‌کند و بعد بر فراز منبر دمشق قرار می‌گیرد ... و رنگ پرچم وی سرخ رنگ است ... .

و علامه مجلسی در بحارالانوار نقل کرده است:

... یخرج رجل من ولد صخر، فیبدل الرایات السود بالحمر... .[۴۰]

... شخصی از نسل صخر (لقب ابوسفیان) خروج می‌کند و پرچمهای سیاه را به پرچمهای سرخ مبدل می‌سازد ... .

صخر، نام ابوسفیان پدر معاویه و موسس سلسله جنایت پیشه بنی امیه است.

از این روایت، و تبدیل پرچم های سیاه به پرچم سرخ سفیانی، برداشت میشود که پرچم های سیاه در منطقه شام، در نهایت به اطاعت و بیعت با سفیانی، درخواهند آمد.

مدت اقدمات سفیانی

مجموعه اقدامات سفیانی از آغاز حرکت تا زمان کشته شدن او، پانزده ماه به طول می انجامد. شش ماه آن را می جنگد، وقتی بر مناطق و سرزمین‌های پنج گانه شام، مسلط شد، آنگاه، نه ماه هم بر این مناطق، حکومت می کند.

امام صادق علیه ‌السلام در روایت معتبری فرموده اند:

السُّفْیَانِیُّ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُهُ فِی رَجَبٍ وَ مِنْ‏ أَوَّلِ‏ خُرُوجِهِ‏ إِلَى‏ آخِرِهِ‏ خَمْسَةَ عَشَرَ شَهْراً سِتَّةُ أَشْهُرٍ یُقَاتِلُ فِیهَا فَإِذَا مَلَکَ الْکُوَرَ الْخَمْسَ مَلَکَ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ وَ لَمْ یَزِدْ عَلَیْهَا یَوْماً.[۴۱]

سفیانی از علایم حتمی و قطعی است و در ماه رجب خروج می کند. از ابتدای حرکت او تا آخر کارش، پانزده ماه به طول میانجامد. شش ماه آن را به جنگ و نبرد میگذراند و چون سرزمین‌های پنج‌گانه را به تصرف خود درآورد، نه ماه بر این مناطق حکومت می کند و یک روز هم بر این مدت اضافه نمیشود.

سیر قیام سفیانی

دامنه تخریب و ویرانگری لشکر سفیانی، تمام منطقه دمشق در سوریه تا بغداد در کشور عراق، را شامل می شود. بویژه سفیانی برای ویرانی کوفه به عنوان مرکز حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام و مدینه شهر پیامبر اکرم، تلاش بیشتری خواهد کرد. مفضل بن عمر از اصحاب امام صادق علیه السلام، از قول ایشان در توصیف گزارش یکی از یاران سفیانی به جهانیان، چنین نقل می کند:

... فِی جَیْشِ السُّفْیَانِی‏ وَ خَرَّبْنَا الدُّنْیَا مِنْ دِمَشْقَ إِلَى الزَّوْرَاءِ وَ تَرَکْنَاهَا جَمَّاءَ وَ خَرَّبْنَا الْکُوفَةَ وَ خَرَّبْنَا الْمَدِینَة ... .[۴۲]

... ما، لشکر سفیانی، دنیا را از دمشق تا بغداد، ویران کردیم و کوفه و مدینه را هم ویران ساختیم ...

سپاه سفیانى از مدینه به قصد پیکار با حق و قتل حجت خدا، حضرت مهدی و تخریب کعبه و کشتار اهل حرم به سمت مکه، خارج مى‏شود. اما وقتی قصد حمله به شهر مکه و تخریب کعبه را دارند، در منطقه بیداء، بین مکه و مدینه، لشکر سفیانی در زمین فرو می روند و خسف بیداء لشکر سفیانی، اتفاق می افتد. در آن سال ها، امنیت و آرامش از کشور عراق، سلب شده است. سفیانى پس از شکست در عراق و حجاز، به شام و فلسطین باز مى‌گردد تا در بزرگترین نبرد خود با حضرت مهدى، یعنى نبرد بزرگ فتح قدس به مصاف بپردازد. در روایتی طولانی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که بعد از خسف بیداء لشکر سفیانی، حضرت مهدی علیه السلام بعد از حضور در کوفه عراق، با سپاه خود بسوى سرزمین شام لشکرکشى مى‌کند و در مرج‌ عذراء، منطقه ایی در دمشق، اردو مى‌زنند. سفیانی نیز نیروهاى خود را از منطقه شام و دمشق، خارج کرده و به طرف فلسطین، عقب‌نشینی می‌کند. تا یکی دیگر از بزرگترین جنگ های آخرالزمان، جنگ طبریه در فلسطین، بین لشکریان امام مهدی و لشکریان سفیانی که از پشتیبانی رومی ها و یهود، برخوردار هستند، رخ میدهد. پیروز این جنگ، سپاه امام مهدی خواهد بود و پیروزمندانه، وارد قدس خواهند شد و فلسطین برای همیشه آزاد خواهد شد. انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا.

لازم به ذکر است، روند حرکت سفیانی کاملاً شبیه حرکت بنی امیه در مقابل حضرت علی، امام حسن و امام حسین می‌باشد. معاویه در زمان حضرت امیر سلطه خود بر منطقه شام را عملیاتی نمود، در زمان امام حسن ، سلطه بر عراق و در زمان یزید ملعون سلطه بر حجاز را رقم خورد. تفاوت در روند حرکت سفیانی و معاویه، تفاوت در جایگاه ایرانیان در این دو مقطع تاریخی می‌باشد. در زمان بنی امیه و صدر اسلام، ایرانیان در پایین‌ترین سطح قدرت قرار می‌گیرند تا در معادلات منطقه دخالت نکنند و اعراب امتحان خود را پس دهند. اما در آخرالزمان، ایرانیان به اوج قدرت تاریخی خود می‌رسند و مهم‌ترین نقش را در معادلات منطقه ایفا می‌نمایند و باعث موفقیت و پیروزی نهضت زمینه ساز ظهور می‌گردند.

فرجام سفیانی

سفیانی بعد از پانزده ماه، قتل و کشتار در منطقه شام، عراق و حجاز، در فلسطین به حیات ننگین او خاتمه داده می شود.

منابع حدیثی شیعه غالبا، به هلاکت و نابودی لشکر سفیانی و قتل او اشاره می کنند بدون اینکه به محل قتل سفیانی اشاره کنند اما در منابع حدیثی اهل سنت، به محل قتل سفیانی نیز اشاره شده است. از جمله امام علی علیه ‌السلام فرموده‌اند:

... یَهْلِکَ اللَّهُ أَصْحَابَ السُّفْیَانِیِّ کُلَّهُمْ وَ لَا یَبْقَى عَلَى الْأَرْضِ غَیْرُهُ وَحْدَهُ، فَیَأْخُذُهُ‏ الْمَهْدِیُ‏ فَیَذْبَحُه‏ ... .[۴۳]

... خداوند تمام سپاه سفیانی را نابود میکند و هیچکسی از آنها جز سفیانی، روی زمین باقی نمی ماند. در این حال، مهدی علیه‌السلام او را میگیرد و به قتل می رساند ... .

وظایف شیعیان در مواجهه با سفیانی

در روایات اسلامی، در آستانه شورش سفیانی به شیعیان دستور داده شده است که از منطقه شام و سوریه هجرت کنند و به مناطق امن و خارج از منطقه شام، بویژه به مکه بروند.

در روایتی به شیعیان اجازه داده شده است که هنگام خروج سفیانی که در ماه رجب اتفاق می‌افتد، شیعیان تا ماه رمضان فرصت دارند هجرت خود را به تاخیر بیندازند و به مناطق امنی همچون مکه بروند.

وَ کَفَى بِالسُّفْیَانِیِّ نَقِمَةً لَکُمْ مِنْ عَدُوِّکُمْ وَ هُوَ مِنَ الْعَلَامَاتِ لَکُمْ مَعَ أَنَّ الْفَاسِقَ لَوْ قَدْ خَرَجَ لَمَکَثْتُمْ شَهْراً أَوْ شَهْرَیْنِ بَعْدَ خُرُوجِهِ لَمْ یَکُنْ عَلَیْکُمْ بَأْسٌ حَتَّى یَقْتُلَ خَلْقاً کَثِیراً دُونَکُمْ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَکَیْفَ نَصْنَعُ بِالْعِیَالِ إِذَا کَانَ ذَلِکَ قَالَ یَتَغَیَّبُ الرِّجَالُ‏ مِنْکُمْ عَنْهُ فَإِنَّ حَنَقَهُ وَ شَرَهَهُ إِنَّمَا هِیَ عَلَى شِیعَتِنَا وَ أَمَّا النِّسَاءُ فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ بَأْسٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى قِیلَ فَإِلَى أَیْنَ مَخْرَجُ الرِّجَالِ وَ یَهْرُبُونَ مِنْهُ فَقَالَ مَنْ أَرَادَ مِنْهُمْ أَنْ یَخْرُجَ، یَخْرُجْ إِلَى الْمَدِینَةِ أَوْ إِلَى مَکَّةَ أَوْ إِلَى بَعْضِ الْبُلْدَانِ ثُمَّ قَالَ مَا تَصْنَعُونَ بِالْمَدِینَةِ وَ إِنَّمَا یَقْصِدُ جَیْشُ الْفَاسِقِ إِلَیْهَا وَ لَکِنْ عَلَیْکُمْ بِمَکَّةَ فَإِنَّهَا مَجْمَعُکُمْ وَ إِنَّمَا فِتْنَتُهُ حَمْلُ امْرَأَةٍ تِسْعَةُ أَشْهُرٍ وَ لَا یَجُوزُهَا إِنْ شَاءَ اللَّه‏.[۴۴]

سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است و از جمله نشانه‌هایی برای شماست (برای فهم نزدیکی ظهور) علیرغم اینکه این فاسق شورش کرده، شما یک یا دو ماه پس از خروج او از جای خود تکان نخورید. ناراحتی به شما نخواهد رسید تا جمع زیادی از غیر شما( غیر شیعیان) را بکشد. برخی اصحاب پرسیدند وقتی اینگونه شد برای خانواده و عیال چه تدبیری بیندیشیم؛ امام فرمود مردان خود را از او مخفی کنید. عقده و کینه او متوجه شیعیان ماست اما بر زنان باکی نیست ان‌شاء‌الله. پرسیده ششد بس مردان به کجا فرار کنند امام فرمود شیعیانی که میخواهند از دست سفیانی بگریزند به مدینه یا مکه یا دیگر شهرها(غیر از منطقه شام و عراق) بروند. سپس فرمودند: البته به مدینه نروید؛ زیرا سپاه مرد فاسق (سفیانی) به آن جا حمله خواهد کرد، بلکه بر شما باد به مکه؛ چرا که آنجا محل اجتماع شماست.

از این روایت برداشت می شود که حمله سفیانی به شیعیان در شام، در ماه رمضان، دو ماه بعد از خروج وی آغاز شود.

و نیز امام صادق علیه‌السلام در حدیث معتبری فرمودند:

إذا کان رجب فاقبلوا علی اسم الله عزوجل و إن أحببتم أن تتأخّروا إلی شعبان فلاضیر و إن أحببتم أن تصوموا فی أهالیکم فلعلّ ذلک أن یکون أقوی و کفاکم بالسفیانی علامۀ.[۴۵]

چون رجب فرارسید با نام خدا حرکت کنید. اگر خواستید تا شعبان صبر کنید، مانعی ندارد، و باز اگر مایل بودید ماه رمضان را در نزد خانواده خود باشید، شاید برایتان بهتر باشد، و سفیانی به عنوان علامتی برای شما (برای نزدیک بودن ظهور)، بس خواهد بود.

البته در روایتی، خداوند متعال گروهی از شیعیان اهل شام، را از شر همراهی با سفیانی، استثناء کرده‌ است.

امام علی علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند:

یَخْرُجُ بِالشَّامِ فَیَنْقَادُ لَهُ أَهْلُ الشَّامِ إِلَّا طَوَائِفُ مِنَ الْمُقِیمِینَ عَلَى الْحَقِّ یَعْصِمُهُمُ اللَّهُ مِنَ الْخُرُوجِ مَعَه‏... .[۴۶]

مردم شام از سفیانی اطاعت می‌کنند بجز دسته‌هایی از پویندگان راه حق که خداوند آنها را از شر خروج و همراهی با سفیانی حفظ می‌کند ... .

بی شک، طبق فرموده پیامبر، مصداق عبارت "طوائف من المقیمین علی الحق" در روایت، شیعیان و پیروان امیرالمومنین، علی بن ابیطالب، می باشند و در حال حاضر، تنها شیعیان منطقه شام، شیعیان لبنان و حزب الله، می باشد که ان شاء الله در هنگام خروج سفیانی، از شر همراهی و بیعت با لشکریان سفیانی و جببه کفر و شیطان، در امان می مانند. همانطور که پیداست.

جمع بندی

بنابراین روایات مربوط به سفیانی، بسیار فراوان است و به گفته محدثان، به حد تواتر[۱۵۲] می باشد. علاوه بر این، احادیث خسف و فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی به عربستان در منطقه بیداء در بین مکه و مدینه، نزدیک به حد تواتر[۱۶۲] می باشد. پس چگونه ممکن است خروج سفیانی در آخر الزمان، و در آستانه ظهور امام مهدی علیه السلام، محل تردید باشد اما بنا بر گفته محدثان شیعه و اهل سنت، سفیانی و خسف بیداء لشکر سفیانی، جزو احادیث متواتر اسلامی باشد. بنابراین دیدگاه گروه اندکی که معتقدند: سفیانی در طول تاریخ اسلام اتفاق افتاده، و مربوط به آینده و نشانه حتمی ظهور، نیست. طبق این فرض، تناقض در گفتار پیش خواهد آمد. زیرا چگونه سفیانی در گذشته رخ داده، اما خسف بیداء و فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی به عربستان، در منطقه بیداء، مربوط به آینده و نشانه حتمی ظهور و قیام، است و در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام، رخ خواهد داد؟ بنابراین، جای هیچ مناقشه ایی در باره اصل وجود سفیانی به عنوان نشانه حتمی ظهور و فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی به حجاز (خسف بیداء)، وجود ندارد. زیرا همانطور که ذکر شد، این موضوع از احادیث متواتر اسلامی و پذیرفته شده بین شیعه و اهل سنت، می باشد.[۱۷۲]

سفیانی، به عنوان یک شخص از نسل ابوسفیان و معاویه، اولین نشانه حتمی ظهور، بعد از جنگ های فراوان، بر منطقه شام (سوریه و ...)، مسلط خواهد شد و بعد از حمله به عراق و حجاز (عربستان)، در نهایت سپاه او در زمین بیداء (منطقه ایی بین مکه و مدینه)، فرو خواهد رفت و ستاره بخت سفیانی، رو به افول می رود تا اینکه در نبرد و جنگ طبریه در فلسطین، برای آزادسازی قدس بین لشکریان امام مهدی با لشکر سفیانی که پشتیبانی و حمایت همپیمانان رومی (غربی) و یهودی خویش دارد، شکست خواهد خورد و به قتل می رسد و به این ترتیب، دشمن اصلی مهدویت و امام عصر، از بین خواهد و لشکریان امام مهدی، پیروزمندانه، وارد قدس خواهند شد و مسجد الاقصی و قبله اول مسلیمن، آزاد خواهد شد.

--------------------------------------------

پی نوشت ها:

۱. حمیری، قرب الاسناد، ص۳۷۴، ح۱۳۲۹.

۲. شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۰.

۳. سوره انعام، آیه ۲.

۴. مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۹.

۵. نعمانی، الغیبۀ، ص ۴۱۶.

۶. نعمانی، الغیبۀ، ص ۴۲۱.

۷. نعمانی،الغیبة، ترجمه فهرى، ص: ۳۳۲

۸. مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص۲۰۲.

۹. مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص۲۰۲.

۱۰. مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص۱۸۳.

۱۱. مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص۲۰۴

۱۲. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج۳، ص۸۸.

۱۳. محمد صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ص۵۱۹.

۱۴. صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۶۵۰.

۱۵. نعمانی، الغیبۀ، ص ۲۸۲. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج ۳، ص ۸۸.

۱۶. متقی هندی، البرهان فی علامات المهدی، ص۱۱۲.

۱۷. صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص۲۰۴.

۱۸. علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی علیه‌السلام، ج ۳، ص ۸۸.

۱۹. نعمانی، الغیبۀ، ص ۴۲۴، باب ۱۸، ح ۱۶.

۲۰. شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۵۵۷.

۲۱. شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۲۵۱، ح ۱۱.

۲۲. سید بن طاووس، التشریف بالمنن، ص ۲۹۶.

۲۳. علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ص ۴۶۷.

۲۴. شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج۲، ص۶۵۱.

۲۵. شیخ صدوق، کمال‌‌‌‌‌‌الدین، ج۲، ص۶۵۱.

۲۶. نعمانی، الغیبه، ص۳۰۶.

۲۷. شیخ طوسی، الغیبه، ص۴۶۳.

۲۸. کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۵۱.

۲۹. نعمانی، الغیبۀ، ص ۳۰۱.

۳۰. نعمانی، الغیبۀ، ص۲۶۷.

۳۱. نعمانی، الغیبۀ، ص ۲۶۲.

۳۲. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۷۹.

۳۳. شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۳۲۷ و ۳۳۱.

۳۴. نعمانی، الغیبۀ، ص۲۸۰. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص ۴۴۲.

۳۵. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص ۴۴۴.

۳۶. مقدسی شافعی، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ص ۱۰۸.

۳۷. معجم البلدان، ج۱، ص۱۰۳.

۳۸. مجلسی، بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۷۳.

۳۹. مقدسی شافعی، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ص ۱۲۸.

۴۰. مجلسی، بحار الانوار، ج۵۱، ص۱۶۳.

۴۱. نعمانی، الغیبۀ، ص ۳۰۰.

۴۲. مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۰.

۴۳. ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص ۲۹۶.

۴۴. نعمانی، الغیبه، ص۳۰۰.

۴۵. کلینی، الکافی، ج۸، ص ۲۶۴.

۴۶. نعمانی، الغیبه، ص۳۰۵.

عوامل سلب توفیق نماز صبح و راه حل آن

یکی از مهمترین عوامل معنوی که موجب می شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می باشد.
 به گزارش مشرق، یکی از مهمترین عوامل معنوی که موجب می شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می باشد.

عوامل سلب توفیق از نماز صبح و همچنین نماز شب
 
عوامل مادی
 
فقدان برنامه ریزی و نظم در زندگی
از مهمترین عوامل مادی که مانع از توفیق درک نماز صبح می گردد فقدان برنامه ریزی و نظم در زندگی می باشد مانند فقدان برنامه ای منظم برای خواب و یا ایجاد مشغله های پراکنده و فراتر از توانایی های خود که نتیجه ای جز ایجاد خستگی مفرط ندارد.
 
پرخوری در شب
علتی دیگر خواب طولانی و سنگین پرخوری در شب می باشد. حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) خطاب به بنی اسرائیل فرمود: « ای بنی اسرائیل! خوردن خود را زیاد نکنید، زیرا هر کس بر خوردن خود بیفزاید، بر خوابیدن خود هم می افزاید و هر کس که بر خواب خود بیفزاید، از نماز کم می گذارد (و در نتیجه) در زمره غافلان نوشته می شود».(1)
 
غرق شدن در مسائل مادی و دنیویی
حضرت عیسی (علی نبینا و آله علیه السلام) نقش دنیا زدگی را در بی حوصلگی افراد نسبت به عبادات اینچنین ترسیم می نماید که: همچنان که بیمار بر غذاى لذیذ نگاه می کند و بدلیل شدت درد لذّت آن را نمى‏ چشد، همچنان فرد دنیادار نیز همراه با عشق به مال نه لذّتى از عبادت مى‏برد و نه شیرینى و حلاوتش را مى‏ چشد.(2)
 
خوردن غذاهای نامناسب در شب
برخی از غذاها بگونه ای می باشند که اعصاب و بدن را سست می نمایند . لذا اگر شب ها از ماست، دوغ، کشک و مانند آن استفاده شود خواب بر انسان چیره شود ؛ و یا خوردن غذاهای چرب و سنگین موجب سنگینی خواب می گردد و این امور باعث می شود انسان برای بیدار شدن از خواب دچار مشکل گردد.
 
عوامل معنوی
 
ضعف در خداشناسی
یکی از مهمترین عوامل معنوی که موجب می شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می باشد.
 
فرض کنید اگر با یکی از مسئولین که حل مشکل تان در دست اوست قراری گذاشته اید. و یقین دارید که وی در همان ساعت مقرر منتظر شما است. آیا واقعا شب به راحتی می خوابید و دیر بر سر قرار حاضر شده و یا با کسلی با وی مواجه می شوید؟
 
اگر انسان واقعا نسبت به الطاف الهی کمترین معرفتی داشته باشد و بداند که کسی که قرار است به هنگام نماز با وی صحبت کند همانی است که ما را از نیستی به دنیا آورده و تمامی نعمت های خود را نیز بر ما ارزانی داشته تا به نهایت کمال و درجات بالای بهشتی دست پیدا کند. او همانیست که اختیار کمی و زیادی روزی ما را دارد؛ همانی است که مرگ و زندگی ما در ید قدرت اوست و... با این حال آیا نسبت به نماز با بی حالی برخورد خواهیم کرد و یا آنکه سر از پا نشناخته و با تمام وجود به اقامه نماز عاشقانه خواهیم پرداخت.
 
گناه
اعمال و رفتاری که انسان در طی روز انجام می دهد نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد یعنی هر چه در طی روز کارهای شایسته از انسان سر بزند توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیشتر فراهم می شود و هر چه به گناه آلوده شود توفیق اعمال خوب از وی سلب می گردد؛ لذا باید نسبت به این مسأله بسیار حساس بود تا بواسطه گناه درک لذت سحرخیزی را از دست نداد.
 
بعضی از گناهان که معمولا دامنگیر جوانان می باشد از قرار ذیل است.
 
- دیدن صحنه های و تصاویر غیر اخلاقی از طریق اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و ...
- چشم چرانی - برقراری روابط نامشروع با جنس مخالف - استفاده از غذاهایی که حلال نیستند.
- استفاده از غذاهایی که پاک نیستند. - دروغ گفتن - استهزاء و تحقیر دیگران - ایجاد مزاحمت و آزار همکلاسی ها و یا هم خوابگاهی ها
 
ضعف اراده
سحرخیزی اراده و عزم می خواهد. دوست داشتن تنها کافی نیست ، باید با تصمیم جدی خوابید. ضعف اراده از مهم ترین عوامل محروم ماندن از سحرخیزی می باشد. باید با این ضعف و سستی اراده مبارزه کرد. امام علی (ع )می فرمایند:
«ضادوا التوانی بالعزم»؛(3) 
به وسیله عزم، با سستی مبارزه کنید.
 
راهکار کسب توفیق نماز صبح و نماز شب
 
فعالیت های روزانه
1- تنظیم برنامه ای منسجم و منظم جهت جلوگیری از خستگی مفرط.
 
2- انتقال فعالیت های شبانه به بعد از نماز صبح چراکه که معمولا اینگونه فعالیت ها تا پاسی از شب به طول می انجامد و باعث خواب ماندن از نماز صبح می شود اما با انتقال این فعالیت ها به بعد از نماز صبح علاوه بر از دست ندادن نماز، بازدهی بیشتری نیز نسبت به فعالیت های خود کسب می نمائیم.
 
3- از سیستم مراقبه، مشارطه، محاسبه استفاده کنید، یعنی با خود شرط نمائید که گناهی انجام ندهید سپس در طول روز مراقب اعمال خویش باشید (چه در زمان حضور در کلاس و کتابخانه و خوابگاه و ...)و شب هنگام محاسبه کنید تا ببینید تقوی را رعایت نموده اید و در طول روز آیا گناهی مرتکب شده اید و در صورتی که تقوی را رعایت ننموده اید توبه نموده و با خود شرطی را بگذارید تا دیگر مرتکب آن گناه نشوی.
 
4- تماشاى صحنه و فیلم هاى مبتذل و آلوده به گناه و همین طور رفتن به محیط هاى نامناسب را ترک نمائید.
 
5- از گفتگو با جنس مخالف، نگاه کردن به آنها، خندیدن در منظر نامحرم جدا خودداری کنید.
 
6- از آنجا که ممکن است ارتکاب برخی از گناهان به دلیل عدم اطلاع از آنها باشد، لذا جهت فراگیری واجبات و محرمات دینی مطالعه بیشتری نموده و به کتابهای ذیل مراجعه فرمائید:
 
- مطالعه رساله عملیه مرجع تقلید خود
- پرسش و پاسخ دانشجویی شماره 18 (احکام نگاه و پوشش )
- کتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام / آیت الله مشکینی / دفتر نشر الهادی / 1378 ش
- گناهان کبیره شهید دستغیب (ره)
 
خوراک شبانه
در خصوص خوراک شبانه نکات زیر را رعایت فرمائید :
 
1- شام را در ابتدای شب بخورید زیرا هر چه وقت خوردن شام به اول شب نزدیک تر بوده و با وقت خواب فاصله داشته باشد هم خواب راحت تری خواهید داشت و هم برای نماز صبح با مشکل کمتری مواجه خواهید شد.
 
2- بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید:
 
اگر در فاصله ی زمانی کمتر از دو ساعت به خوابیدن، چیزی بخورید وبعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی کند.
 
3- سعی کنید زود بخوابید ، زیرا تحقیقات نشان داده است که خواب یک سوم ابتدای شب کاملتر و با آرامش تر می باشد و لذا خستگی را از تن انسان، بهتر خارج می کند.
 
4- پر خوری نکنید: باید از افراط و تفریط در خوردن پرهیز شود. کم خوری غیر از نخوردن یا بد خوردن است. میزان کم خوری را رسول اکرم (ص ) چنین می فرمایند:
«کُلْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی وَ أَمْسِکْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی»؛(4)
در حالی که اشتها داری، بخور و در حالی که (هنوز) اشتها داری، از خوردن دست بکش.
 
5- غذای مناسبی میل نمائید: کیفیت غذا جوری باشد که اعصاب و بدن سست نشود. شب ها از ماست، دوغ، کشک و مانند آن استفاده نشود یا در کنار آن ها چند دانه خرما یا کشمش یا مویز و مانند آن تناول شود. هر کس باید با توجه به مزاج خود، برنامه غذایی مناسبی برای خود داشته باشد. دقت کنید چه غذاهایی قوت می بخشد، چه غذاهایی سستی و نسبت به چه غذاهایی حساسیت دارید. مثلا خرما برای بعضی مزاج ها سازگار نیست ، زیرا موجب جوش صورت و دمل می شود.
 
6- از خوردن مال حرام پرهیز نمائی.
 
چگونگی خواب و استراحت برای بیدار شدن در سحر
1- زود بخوابید: بگونه ای برنامه ریزی نمائید که حداکثر تا ساعت ده شب در رختخواب خود باشید.
 
2- خواب قیلوله و قبل از ظهر - که استحباب شرعی هم دارد - ترک نشود. این خواب مختصر، ولی بسیار مفید است. اگر قبل از ظهر میسر نیست با فاصله ای بعد از ناهار انجام گیرد. اگر اصلا خواب روز میسر نیست، حداقل باید دقایقی دراز کشید.
 
پیامبر گرامی اسلام فرمود: از خوردن غذاى سحر براى روزه‏ ى روز کمک بگیرید و از خواب قیلوله براى بیدارى یارى بخواهید.(5)
 
3- محل استراحت خود را طورى طراحى و انتخاب کنید که مُشرف به پنجره و فضاى باز باشد تا تغییرات جوّى (رنگ آسمان و تغییرات نور هوا) براى شما ملموس باشد.
 
4- اگر اطرافیان شما دیر مى‏ خوابند، شما سعى کنید محل خواب خود را در جائى که سر و صداى کمترى دارد و مزاحمتى براى شما نیست انتخاب کنید و هر چقدر زودتر بخوابید و هرچه خواب شما با آسودگى و در محیطى آرام صورت گیرد، بالطّبع برخاستن شما براى کارهاى صبح، بهتر و و مقدورتر خواهد شد. یکى از عللى که سبب خواب ماندن در صبح‏ها مى‏ شود این است که روح و جسم انسان از لحاظ کمى و کیفى استراحت کافى برخوردار نیست. حداقل 6 ساعت خواب براى یک انسان مورد نیاز است در این مدت زمان بدن باید طورى به خواب برود که استراحت عمیق احساس شود. اگر انسان بعد از این نوع استراحت، خودانگیز از خواب بیدار شد این نشانگر خواب و استراحت به میزان مطلوب است.
 
5- محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید:
 
جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد. هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید، سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.
 
6- به اندازه کافی بخوابید: این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی ، زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میکند.
 
7- بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید: سعی کنید همیشه رأس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.
 
8- به بدن خود گوش دهید: بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میکنید سعی کنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میکند و کاملا بر آن منطبق خواهد بود.
 
9- آداب خواب را رعایت کنید، از جمله : وضو گرفتن، خواندن سوره های توحید و معوذتین، ذکر صلوات و تسبیحات اربعه و تسبیح حضرت زهرا ( سلام الله علیها )، آیة الکرسی، بخصوص خواندن آیه ی آخر سوره ی کهف و نیز توسل به امام زمان برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و... از جمله اموری است که خواب مؤمن را همراه با هدف و انگیزه می کند و این توجه و هدفمندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود. البته اگر بجا آوردن همه ی آداب خواب برایتان سخت است، به هر میزان که مقدورتان می باشد انجام دهی.
 
پی نوشت ها:
1- ورام ابن ابى فراس‏، مجموعة ورام( تنبیه الخواطر)، مکتبه فقیه‏، قم‏، اول‏، ج‏1، ص: 47
2- حسن بن شعبه حرّانى‏، تحف العقول، بهراد جعفرى‏، اسلامیه‏، تهران‏، 1380 ش‏، اول‏ ، ص 483
3- عبد الواحد تمیمى آمدى‏، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم‏، دفتر تبلیغات‏، قم‏، 1366 ش‏، اول‏، ص: 476
4- بحار الأنوار، ج‏59، ص 290
5- شیخ حسن دیلمى‏، إرشاد القلوب إلى الصواب‏، شریف رضى‏، قم‏، 1412 ق‏، اول‏، ج‏1، ص 91

منبع: ادیان نیوز