حاج عیسی، میگوید: « امام تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه چیزی
نخوردند. وقتی بعد از دو روز وارد اتاق شدم من را در بغل گرفت، گریه کرد و
گفت: شهدا به مقامی
که بخواهند میرسند، جانبازان اجرشان را میگیرند، اسرا هم برمیگردند، من چه کنم؟»
فراز و نشیب پذیرش قطعنامهای که جام زهر امام(ره) شد/ امام تا دو روز بعد چیزی نخوردند
به گزارش جهان، جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران فراز و نشیبهای فراوان
سیاسی و اقتصادی و نظامی داشت که در نهایت به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ منتهی شد.
دلایل پذیرش
این قطعنامه و نقش مسئولین وقت در این موضوع خود یکی از چالش برانگیزترین
موضوعات مربوط به دفاع مقدس است. و بارها اندیشمندان مختلف و نظریه پردازان
در زمینه
جنگ به تشریح علل آن پرداختهاند. در تاریخ ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ ، جمهوری اسلامی
ایران رسما قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل در مورد چگونگی خاتمه جنگ
را پذیرفت.
اما به راستی چرا این قطعنامه تصویب شد؟ محتوای آن چه بود؟ و آیا با منافع و اهداف جمهوری اسلامی ایران انطباق داشت؟
کامران غضنفری، نویسنده کتاب «راز قطعنامه» در گفتوگو با تسنیم، با
بیان اینکه در بخشهای مختلف این اثر نقش افراد و سازمانهای تأثیرگذار در
جنگ و نهایتاً
نقش آنها در پذیرش قطعنامه مورد بررسی قرار گرفته است، گفت: حضرت امام(ره)
همیشه بر یک مبنا و اصل حرکت میکردند. در موضوع جنگ هم همین رویه در
تصمیمگیریها
و سخنرانیهای ایشان دیده میشود. امام(ره) همیشه از جنگ به عنوان تجاوز
یاد میکنند، جنگ را نعمت میدانند و هیچ گاه زیر بار آتشبسها نمیروند،
اما چه میشود
که در شهریور ۶۷ آتشبس اعلام میشود و بعد از آن امام این جمله معروف را بیان میکنند؟ همه امام(ره) را انسان مدبر و مدیر کاملی میدانند. انسان اینچنینی
هیچگاه به میل خود جام زهر، آتش بس اجباری، را نمیپذیرد، چه اتفاقی میافتد که به این قضیه منجر میشود؟
غضنفری افزود: در میان مسئولان بودند افرادی که بعد از پذیرش قطعنامه با
رسانهها به گفتوگو مینشینند و اعلام میکنند که تا قبل از واقعه ۱۲ تیر
ماه ۶۷ موضوع
پذیرش قطعنامه منتفی بود، اما بعد از آن تصمیم به پذیرش قطعنامه گرفتیم.
برخلاف چنین ادعایی همین افراد که مسئولیتهای اصلی در زمان جنگ داشتند، ۱۳
اسفند ۶۶
به صورت پنهانی پذیرش قطعنامه را توسط نمایندگان ایران به سازمان ملل اعلام
میکنند؛ بدون اینکه به حضرت امام(ره) این ماجرا را بیان کنند.
در سالگرد پذیرش این قطعنامه در ادامه به برخی علل آن از منظر کامران غضنفری در راز قطعنامه پرداخته میشود:
همزمان با تصویب قطعنامه تلاش آمریکا برای افزایش تحریم اقتصادی و تسلیحاتی ایران شدت گرفت
سردار شهید احمد سوداگر(از فرماندهان دفاع مقدس) در این رابطه مینویسد:
“در اواخر ۶۵ و اوایل سال ۶۶، چندین عملیات کوچک و بزرگ منجمله کربلای
۴،۵، ۱۰ و نصر ۴ توسط نیروهای ایرانی طراحی و اجرا شد. در عملیات کربلای۵
شدیدترین درگیریهای
طول جنگ در پشت دروازههای شهر بصره و تهدید بصره توسط ایران به وقوع
پیوست. در این دوران، موازنه قدرت به نفع ایران بود لذا از اسفند ۶۵ یعنی
پس از عملیات
کربلای ۵، تلاشی جهانی برای تهیه و تنظیم قطعنامه موسوم به ۵۹۸ آغاز شد و
در پایان تیرماه ۶۶ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید. هم زمان، تلاش
آمریکا برای
افزایش تحریم اقتصادی و تسلیحاتی ایران نیز شدت گرفت. در این قطعنامه،
تصمیم به خاتمه دادن به منازعه ایران و عراق گرفته شد و آتش بس فوری و عقب
نشینی به مرزهای
بین المللی و اعزام تیم نظارت به مرزهای دو کشور مورد تاکید قرار گرفت. …
اما ایران به دلیل برخی از ملاحظات سیاسی و نظامی، ابتدا از پذیرش آن
خودداری کرد
و پیش شرطهایی را برای پذیرش آن عنوان کرد.”
مواد اصلی قطعنامه ۵۹۸
مواد اصلی قطعنامه ۵۹۸ به این شرح میباشد:
۱- به عنوان قدم اولیه جهت حل و فصل مناقشه از راه مذاکره، ایران و عراق
یک آتش بس فوری را رعایت کرده، به تمام عملیات نظامی در زمین، دریا و هوا
خاتمه داده
و تمام نیروهای خود را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین المللی باز گردانند.
۳- مصرانه میخواهد اسرای جنگی آزاد شده و پس از قطع مخاصمات فعال کنونی، بر اساس کنوانسیون سوم ژنو در ۱۲ اوت ۱۹۴۹، بدون تاخیر به کشور خود بازگردانده شوند.
۵- از تمام کشورهای دیگر میخواهد که حداکثر خویشتن داری را مبذول دارند
و از هرگونه اقدامی که میتواند منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه شود،
احتراز کنند
و بدین ترتیب اجرای قطعنامه را تسهیل نمایند.
۶- از دبیر کل درخواست مینماید که با مشورت با ایران و عراق، مسئله
تفویض اختیار به هیئتی بی طرف برای تحقیق راجع به مسئولیت منازعه را بررسی
کرده، در اسرع
وقت به شورای امنیت گزارش دهند.
۷- ایجاد خسارات وارده در خلال منازعه و نیاز به تلاشهای بازسازی با
کمکهای مناسب بین المللی پس از خاتمه درگیری تصدیق میشود و در این خصوص
از دبیر کل درخواست
میکند که یک هیئت کارشناسان را برای مطالعه موضوع بازسازی و گزارش به شورای امنیت، تعیین کند.
هیچ مطلبی در مورد شروع تجاوز توسط عراق گفته نشد
همان گونه که ملاحظه میشود، نه هیچ مطلبی در مورد شروع تجاوز توسط عراق
گفته شده، نه رژیم صدام محکوم به پرداخت خسارت به جمهوری اسلامی ایران
شده، و نه هیچ
ساز و کاری برای تبادل اسرا ارائه شده است.
هاشمی رفسنجانی در یادداشت ۳۰ تیر ۱۳۶۶ خود در اینباره مینویسد:
« به نخست وزیر و وزیر خارجه گفتم که بگویند اگر حسن نیت داشتند به جای
اینکه وعده بدهند، کمیتهای که در آینده آغاز گر جنگ را مشخص میکند، را
قبل از صدور
قطعنامه مشخص میکردند. … این قعطنامه که در آن اشارهای به کشور آغازگر
جنگ نشده است در چارچوب فصل هفت منشور ملل متحد تنظیم شده و اهمیت ویژهای
دارد. فشارهای
دیپلماتیک آمریکا و سپس انگلیس، موثرترین عوامل در تصویب قطعنامه ۵۹۸ بوده است.»
سردار شهید احمد سوادگر نیز در مقاله دیگری مینویسد:
“با نگاهی به ۱۰ قطعنامه صادر شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و
بررسی حوادث قبل و بعد از صدور این قطعنامهها مشخص میشود که در هیچ کدام
از این قطعنامهها
تمامی شرایط مدون صدور قطعنامه توسط این شورا لحاظ نشده و تمهیدات لازم
برای اجرای کامل آنها اندیشیده نشده بود. از طرفی با توجه به شرایط زمانی
صدور این قطعنامهها،
همگی آنان در زمانی صادر میشد که ایران در عرصه نبرد پیشرفتهایی به دست
می آورد یا موازنه به نفع ایران رقم میخورد. بنابراین صدور این قطعنامهها
در آن زمانها
نه تنها کمکی به ایران و خاتمه جنگ نمیکرد. بلکه در جهت تضعیف طرف مظلوم
جنگ و محدود کردن اقدامات دفاعی آن و حمایت و پشیتبانی تلویحی از متجاوز
بوده است.”
در آن زمان آمریکا تلاش میکرد که قطعنامه مذکور به گونهای تنظیم شود
که تحریمهایی را برای هر کدام از طرفین جنگ که با آتش بس موافقت نکند، در
نظر بگیرد؛
اما با توجه به جمله بندی قطعنامه میتوان گفت که هدف اصلی در این میان ایران بوده است.
وزارت خارجه اعلام کرد شورای امنیت قطعنامه غیر عادلانهای تصویب کرده
روز بعد از ارسال رسمی متن قطعنامه ۵۹۸ به جمهوری اسلامی ایران وزارت
امور خارجه ایران با صدور بیانیهای اعلام کرد: “شورای امنیت سازمان ملل با
عدول از وظایف
خود، قطعنامه غیر عادلانهای تصویب کرده که بعضا مواد آن با یکدیگر در
تناقض آشکار است.” آن گاه وعده داد که موضع تفصیلی وزارت امور خارجه بعدا
اعلام خواهد
شد. چند هفته بعد، در ۲۲ مرداد ۱۳۶۶، جمهوری اسلامی ایران مواضع رسمی خود
را در قبال قطعنامه ۵۹۸ در ۱۸ بند اعلام کرد. در این بیانیه ایران ضمن
اعتراض به این
که قطعنامه بدون کسب نظر و مشورت با ایران تدوین شده است، خروج شورا را از
حالت بیطرفی محکوم کرد و از شورا خواست که عراق به عنوان متجاوز معرف شود.
دکتر ولایتی ( وزیر امور خارجه وقت ایران ) طی مصاحبهای عدم مشورت با
ایران در مورد تصویب قطعنامه ۵۹۸ و عدم اعلام عراق به عنوان متجاوز و آغاز
گر جنگ را از
دلایل نپذیرفتن قطعنامه ذکر کرد و آن را نشان دهنده خط مشی غیرعادلانه و یک
طرفه شورای امنیت دانست. وی گفت که تهران اعتقاد دارد، حضور نظامی گسترده
آمریکا
در خلیج فارس و اسکورت کشتیهای کویتی، با بند پنجم قعطنامه که از کشورهای
جهان خواستار خویشتن داری شده بود، تناقض آشکار دارد. ولایتی تصریح کرد که
ما دلیلی
نمیبینیم تا قطعنامهای را که برای تحمیل عقاید، ناعادلانه و غیر منصفانه
است، بپذیریم. او به طور صریح گفت:« قطعنامه شورای امنیت، مورد قبول ما
نیست »
امام خمینی با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ مخالفت کردند
هاشمی رفسنجانی در همین مورد مینویسد:
“در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۶۶ قطعنامه ۵۹۸ صادر شد. عراق بدون درنگ آن را
پذیرفت و ایران پس از بررسی محتوای قطعنامه و بیان اشکالات آن، پس از مشورت
های فراوان و استفاده
از راهنماییهای کارساز امام راحل، تصمیم گرفت که قطعنامه را نه رد کند و نه بپذیرد”
به نظر میرسد برخلاف مواضع آقای هاشمی، شواهد حاکی از آن است که امام
به مخالفت با پذیرش قطعنامه پرداختهاند. آقای هاشمی خود در یادداشت سوم
مهر ۱۳۶۶ مینویسد:
“آقای خامنه ای و احمد آقا آمدند و اطلاع دادند که امام دستور داده اند در
نماز جمعه بگویند که هیچ سازش در پیش نداریم، جز با تنبیه متجاوز.” به
عبارتی یعنی
این که امام خمینی با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ مخالفت کردهاند.
رئیس جمهور وقت حضرت آیت الله خامنهای نیز در ۳۰ تیر ۱۳۶۶ در اجتماع
مردم اردبیل طی یک سخنرانی با بیان این که قطعنامه تحت نفوذ آمریکا تهیه
شده است، فرمودند:
“ایران هرگز این قعطنامه را که با فشار و تحت نفوذ آمریکا تهیه و تصویب شده است قبول نخواهد کرد.”
برخی افراد در داخل کشور با برشمردن دلایلی، اصرار بر خاتمه جنگ و
پذیرفتن قطعنامه داشتند. با بررسی ادعاهایی که آنها به آن استناد میکردند
میتوان دریافت
که عملا این عوامل تاثیرگذار نبوده است.
۱. تازگی نداشتن شرارتهای صدام در آمریکا
باید توجه داشت که مسائلی همچون بمباران و موشکباران شهرها، استفاده
گسترده رژیم صدام از سلاحهای شیمیایی، حمایت همه جانبه آمریکا از صدام و
همکاری با عراق
در حمله به نیروهای ایرانی، حمله به هواپیمای مسافربری ایران و …. مسائل
جدیدی نبودند که صرفاً در تیرماه ۶۷ بروز کرده باشند و امام خمینی(ره) به
خاطر آنها
مجبور به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شده باشد. رژیم صدام از همان سالهای اولیه جنگ
نیز با چراغ سبز غرب و شرق، شهرها و روستاهای ایران را مورد بمباران و
موشکباران
قرار میداد؛ از سلاحهای شیمیایی به صورت گسترده استفاده میکرد؛ آمریکا
نیز با حمایتهای همه جانبه اطلاعاتی، سیاسی، مالی، تسلیحاتی و نظامی خود
از صدام،
به کشتیهای نظامی و تجاری ایران حمله میکرد، سکوهای نفتی ما را منهدم
میکرد و… بنابراین، چنین مسائلی چیزهایی نبودند که امام خمینی از آنها
بیخبر بوده
و نسبت به آنها موضعگیری نکرده باشند. امام خمینی در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۶۵ طی پیامی به مناسبت دهه فجر فرموده بودند:
« مبارک باد بر خانوادههای عزیز شهدا، مفقودین و اسرا و جانبازان و بر
ملت ایران، که با استقامت و پایداری و پایمردی خویش، به بنیانی مرصوص مبدل
گشتهاند که
نه تهدید ابر قدرتها آنان را به هراس میافکند، و نه از محاصرهها و
کمبودها به فغان میآیند؛ و نه از خیانت و وحشیگریهای صدام دیوانه و
افسار گسیخته رو
به زوال، در زدن شهرها و ویران کردن خانهها و مساجد و بیمارستانها و
مدارس، خم به ابرو میآورند؛ و چون گذشته به راه خود که همان راه اسلام
عزیز و عزت و شرف
و انسانیت است، ادامه میدهند و زندگی با عزت را در خیمه مقاومت صبر، بر
حضور در کاخهای ذلت و نوکری ابرقدرتها و سازش و صلح تحمیلی، ترجیح
میدهند.»
۲. ادعای بی انگیزه شدن رزمندگان
امام خمینی (ره) میفرمایند:
« اشتباهشان در همین است که خیال میکنند زیادی جمعیت و زیادی اسلحه کار
را انجام میدهد و نمیدانند که این چیزی که کار را انجام میدهد، بازوی
قوی افراد است.
افراد کم با بازوی قوی و قلب مطمئن. قلب اینهاست که پیروزی میآورد.
پیروزی را شمشیر نمیآورد، پیروزی را خون میآورد. پیروزی را افراد و
جمعیتهای زیاد نمیآورد،
پیروزی را قدرت ایمان میآورد. »
نظر امام بر این بود که در صحنه نبرد آن چیزی که تعیین کننده است؛ قدرت
ایمان، انگیزه و اراده افراد است. اما این که اگر بیانگیزگیای هم وجود
داشته، چه کسانی
باعث بیانگیزه شدن برخی رزمندگان و فرماندهان جبههها شده بودند را سردار
حسین همدانی ( از فرماندهان ارشد سپاه ) این چنین تفسیر کرده است:
« یکی از بزرگترین اشتباهات این بود که فرمانده جنگ [ آقای هاشمی ] بعد
از عملیات کربلای ۵، از پایان جنگ سخن گفت و رزمندگان احساس کردند نیازی
به ادامه دادن
جنگ نیست. این فکر و تصمیم به جبههها هم سرازیر شده بود که [در نتیجه]
جبهه را خیلی تضعیف کرد. خبر این بود که میخواهیم مذاکره کنیم و جنگ را
تمام کنیم، به
جبههها رسید و روحیه رزمندگان را به هم ریخت.»
به نظر میرسد شرایط به گونهای است که جمع قابل توجهی از رزمندگان و
فرماندهان ایرانی بر این باور هستند که آقای هاشمی رفسنجانی در حالی بحث
آتش بس، پایان
جنگ و مذاکرات صلح را مطرح میکند که درباره اطلاع ایشان از موضع امام
خمینی که با این مطلب مخالف بوده و نسبت به آن حساسیت داشته و آن را باعث
دلسردی رزمنگان
جبههها میدانسته است، شک و تردیدی وجود ندارد. استناد آنان به این گفته
است که وی در مصاحبه با روزنامه کیهان در سال ۸۲ در این مورد میگوید: «
امام مایل
نبودند که اصلا بحث آتش بس، صلح و پایان جنگ مطرح شود و این را باعث دلسردی نیروها در جبهه میدیدند.»
طبق گزارشی که روزنامه کیهان در مورخ ۵ اردیبهشت ۱۳۶۷ منتشر کرده اعلام
داشته شده که آقای هاشمی در گفتوگو با تلویزیون ایتالیا، صحبت از پذیرش
صلح میکند.
وی میگوید: « اگر واقعاً مصلحت را در این تشخیص دهیم که باید مصالحه کرد، ما این سیاست را میپذیریم.»
گری سیک ( مسئول امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا ) در خرداد ۶۷ طی
مصاحبهای با مجله نیوزویک اظهار میدارد: «در میان کادر رهبری ایران،
افرادی وجود
دارند که مایلند راهی پیدا نمایند تا خودشان را از این موقعیت خلاص نمایند.»
نشریه تایمز اقتصادی چاپ انگلیس، در تاریخ ۸ تیرماه ۶۷ و پس از باز
پسگیری جزایر مجنون و هورالهویزه توسط عراق، نوشت: «برتری نسبی ایران به
خاطر روحیه قوی
آنها در ادامه جنگ بود و اکنون با از دست دادن آن، توازن جنگ تغییر کرده است.»
ویلیام وبستر ( رئیس سازمان سیا) در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۶۷ با روزنامه وال
استریت ژورنال مصاحبه میکند و به تغییراتی که در تصمیمات مسئولان ایرانی
رخ داده اشاره
میکند و میگوید: «به عقیده من مسئول تغییراتی که اخیراً در تاکتیک ایرانیها دیده میشود آقای هاشمی رفسنجانی است.»
۳- ادعای نرفتن مردم به جبهه
در پاسخ به این ادعا که نیروهای مردمی تمایلی به رفتن جبهه نداشتند،
سردار فضلی جانشین بسیج مستضعفین (فرمانده سابق لشکر سیدالشهدا) در مورد
استقبال مردم از
جبههها میگوید: « برای اجرای عملیات کربلای چهار و عبور از رودخانه
اروندرود و تصرف جزیره امالرصاص ،با کثرت رزمندگانی که در جبهه نمونه آن
وجود نداشت،
مشکلی نبود… کمبود نیرو نداشتیم.»
رفیق دوست: زمانی که قطعنامه را پذیرفتیم، در بهترین شرایط عِدّه و عُدّه بودیم
علیرضا افشار (مسئول اسبق ستاد مرکزی سپاه) نیز در این مورد گفت:
«آمار بسیجیان ما در طول عملیاتها ۱۰۰ هزار نفر بود و در پشت عملیاتها
کمتر یا بیشتر میشد. البته نیروی کادر سپاه و یگانهای ارتش که علاوه بر
کادر عمدتاً
از سرباز استفاده میکردند را نیز باید به آن اضافه کرد. فکر میکنم با
نیروهای ستادی عدد ۵۰۰ هزار نفر را تشکیل میدادند. تعداد بسیجیان جبهه
رفته ما نیز حدود
یک میلیون نفر میشد… اما در داخل، بعضیها روحیه خود را باخته بودند و فکر
میکردند دیگر نیروهای بسیجی و رزمندگان در فراخوانها اقبالی نشان
نمیدهند.»
رئیس جمهور و رئیس شورای عالی پشتیبانی جنگ (حضرت آیت الله العظمی
خامنهای) نیز در یک مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی در تاریخ ۱۳ آذر
۱۳۶۶، موفقیت مانورهای
سپاهیان حضرت محمد (ص) در استانهای کشور را خارج از تصور مسئولان دانست.
با افزایش داوطلبان حضور در جبهه، فرمانده پایگاه مقداد سپاه پاسداران
در تهران، در تاریخ ۲۸ آذر ۶۶ اعلام کرد که در سال جاری، آمار اعزام
نیروهای داوطلب به
جبهه، فقط از غرب تهران، نسبت به نیروهای داوطلب اعزامی در سال گذشته، ۱۲۰ درصد افزایش داشته است.
رئیس جمهور (حضرت آیت الله خامنهای) نیز در هفته اول فروردین ۶۷ در
مراسم مانور سپاهیان امام حسین(ع) خراسان میفرمایند: « از ابتدای جنگ تا
امروز، هر زمان
که مسئولان جنگ به مردم حتی به اشارهای نیاز جبههها را اعلام کردهاند،
مردم با کمال شوق و رغبت، بدون اندکی درنگ به جبههها شتافته و سنگرها را
پر کردهاند…
مردم ما هر چه پیش میرویم، نسبت به ادامه دفاع مقدس خود مصممتر میشوند.»
محسن رفیق دوست (وزیر سپاه در دوران جنگ) نیز در مصاحبهای میگوید:
«زمانی که قطعنامه را پذیرفتیم. در بهترین شرایط عِدّه و عُدّه بودیم.» او
در جای دیگر نیز
عنوان میکند:« ما هیچ وقت در جنگ مشکل عده و نیروی انسانی نداشتیم »
محسن رضایی نیز در این باره میگوید: «وقتی امام قطعنامه را پذیرفت،
آنقدر مردم به سمت جبهههای جنگ هجوم بردند و به سمت جبههها نیرو فرستادند
که ما دیگر قادر
نبودیم آنها را تدارک کنیم.»
مقام معظم رهبری نیز طی سخنانی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۷۲ می فرمایند:
«بعد از قضیه قبول قطعنامه، که دشمن فرصت طلبی میکرد و میخواست از موقعیت
سواستفاده کند،
شما دیدید ناگهان آن چنان جبههها پر شد که در طول جنگ کمتر سابقه داشت، یا هیچ سابقه نداشت.»
۴. اعلام ناتوانی دولت برای تامین مالی ادامه جنگ
امام خمینی در بخشی از نامه مورخ ۲۵ تیر ۱۳۶۷ خود خطاب به مسئولان کشور
مینویسند: « آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و برنامه و بودجه، وضع
مالی نظام را
زیر صفر اعلام کردهاند.»
مقام معظم رهبری: قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولان مقابل او گذاشتند
آقای هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خود مینویسد:
« در تاریخ ۲۳ تیر به خدمت امام رسیدیم و با خواندن نامه آقای رضایی از
ایشان نظر خواستیم… قبلا نخست وزیر و وزیر دارایی در گزارشی به خدمت امام
گفته بودند
که حتی در سطح هزینههای موجود هم، کشور قدرت تامین هزینه جنگ را ندارد و از خط قرمز اقتصادی هم فراتر رفتهایم.»
مسعود روغنی زنجانی (وزیر برنامه و بودجه در دولت میرحسین موسوی) نیز در مصاحبهای چنین میگوید:
«در جریان پذیرش قطعنامه ۵۹۸، نامهای که من به عنوان رئیس سازمان
برنامه به امام نوشتم، در پایان جنگ تاثیرگذار بود و امام با این استدلال
که دستگاه برنامهریزی
کشور به عنوان کارشناس اعلام میکند که منابع مورد نیاز برای ادامه جنگ به حداقل ممکن رسیده است جنگ را متوقف کردند.»
مقام معظم رهبری نیز طی سخنانی در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۷۵ در این مورد میفرمایند:
« قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولان آن
روز امور اقتصادی کشور مقابل روی او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکشد و
نمیتواند
جنگ را با این همه هزینه ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت.
پذیرش قطعنامه به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید
آمریکا نبود…
اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت میکردند، امام رضوان الله علیه، کسی نبود
که روی برگرداند. آن [پذیرش قطعنامه] یک مسئله داخلی نبود؛ مسئله دیگری
بود.»
براساس برخی آمارهای منتشر شده از سال ۵۹ تا ۶۷، میانگین سالانه سهم
امور دفاعی در کل هزینههای دولت ایران، برابر ۱۲ درصد بوده است. یعنی علی
رغم آن که امام
خمینی بارها اعلام داشته بودند که جنگ باید در راس مسائل کشور باشد، ۸۸ درصد بودجه کل کشور در مسیری غیر ازجنگ، صرف میشده است.
محسن رضایی نیز در این رابطه در مصاحبهای میگوید:
«ما در چارچوب امکاناتی که به ما میدادند، برنامهریزی میکردیم. گرچه
امکانات کشور بسیار وسیعتر از چیزی بود که ما دریافت میکردیم. در کل
دوران هشت سال
جنگ، ما ۲۲ میلیارد دلار ارز خرج جنگ کردیم… در حالی که فقط در سال ۱۳۶۲ ، بالای بیست و چند میلیارد دلار فروش نفت داشتیم.»
امام از پذیرش قطعنامه تعبیر به نوشیدن جام زهر کرده بودند. این سخن
امام سؤالات زیادی را در ذهن مردم ایجاد کرده بود. صحبتهای فوق و
تحلیلهایی که از تعدادی
از کارشناسان و فرماندهان سابق جنگ شنیده شد بخشی از نقدهایی بود که به
تحلیل از شرایط ۲۵ سال قبل افرادی مربوط میشد که به دنبال پذیرش قطعنامه
بودند.
زمینه سازی عدهای برای پذیرش آتش بس
برخی از تحلیلگران جنگ بر این باورند که “کسانی که از سال ۶۱ برای کنار
آمدن با امریکا و خاتمه جنگ از راه سیاسی، برنامه ریزی کرده بودند اما تا
سال ۶۷ با
مقاومت امام خمینی(ره) همچنان در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده بودند، به
فکر راه حل جدیدی افتادند. راه حل جدید آن بود که مدیریت جنگ به طور کامل
به دست
طیفی بی اعتقاد به جنگ بیفتد.”
آقای هاشمی رفسنجانی در یادداشت ۳۰اردیبهشت ۶۷ خود در این مورد میگوید:
«شب آقایان محسن رضایی و شمخانی از سپاه آمدند. درباره اقدامات جدید
برای تمرکز امور جنگ و ترکیب ستاد فرماندهی قوا مذاکره شد. پیشنهاد دادند
که نخست وزیر(میرحسین
موسوی) رئیس ستاد شود که امکانات دولت پشتوانه کار شود… با خود نخست وزیر
تلفنی در میان گذاشتم. به شرط مشخص بودن اختیارات رئیس ستاد، آمادگی دارد.»
آقایان هاشمی، محسن رضایی و علی شمخانی، میرحسین موسوی را مناسب ترین
فرد برای ریاست ستاد فرماندهی کل قوا اعلام میکنند. این شرایط به گونهای
بود که او دو
روز قبل از آن، از نخست وزیری استعفا کرده ولی امام با استعفای وی مخالفت
فرمودند. موسوی که از مسئولیت نخست وزیری استعفا کرده بود، آیا حاضر بود
مسئولیت جدید
را نیز بپذیرد؟
امام خمینی(ره) با ریاست موسوی مخالفت میکند. آقای هاشمی رفسنجانی در
یادداشت ۱۱خرداد ۶۷ خود مینویسد: «شب برای مشورت درباره ریاست ستاد، خدمت
امام رفتم.
ایشان با ریاست نخست وزیر با کیفیت ارائه شده موافقت نکردند.»
آقای هاشمی رفسنجانی همچنین در ۴ تیر ۶۷ میگوید: «جلسه سران قوا در
دفتر آیت الله خامنهای تشکیل شد. جریان ملاقات با امام را گفتم که دستور
مقاومت تا آخرین
حد را دادند. قرار شد همه امکانات برای تداوم دفاع بسیج شود و دولت وارد
جنگ شود و ریاست ستاد را نخست وزیر بر عهده گیرد… عصر نخست وزیر و اعضای
پیشنهادی
ستادش آمدند و درباره ارکان ستاد به توافق رسیدیم. قرار شد کار را شروع کنند.»
محسن رفیق دوست(وزیر وقت سپاه) در مصاحبهای چنین بیان میکند: «آقای
هاشمی مرا خواستند و گفتند: من میخواهم توپ جنگ را در زمین دولت بیندازم…
تو برو و در
وزارتخانهات بنشین. اصلا دیگر وقتی سپاه درخواستی میکند، چیزی نگو! بعد
حکم دادند و آقای نخست وزیر را رئیس ستاد فرماندهی جنگ کردند و تعدادی از
اعضای هیئت
دولت نیز سمتی در ستاد فرماندهی داشتند. آقای خاتمی مسئول تبلیغات جنگ شد،
آقای بهزاد نبوی را هم مسئول لجستیک جنگ کردند و همین طوری احکام را دادند
که همان
باعث پذیرش قطعنامه شد.»
سردار علایی در مورد سخنان هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۳۱ خرداد ۶۷ در
کرمانشاه و در جمع فرماندهان نظامی میگوید که آقای هاشمی اشاره کرد که در
روز ۲۷ خرداد به
نزد امام خمینی رفته و امام همچنان بر موضع خود مبنی بر پیگیری قاطع جنگ تاکید داشتند.
امام فرمود من اگر جای شما بودم، در تنگه هرمز جلوی ناوهای آمریکا را میگرفتم
در سال ۶۶، پس از آن که آمریکا از شکست ایران توسط رژیم صدام ناامید
میشود و مشاهده میکند که شرایط جنگ به نفع رزمندگان اسلام است، تصمیم
میگیرد که خود به
صورت علنی به نفع عراق وارد صحنه شود. لذا دولت امریکا اعلام میکند که قصد دارد ناوهای جنگی خود را وارد خلیج فارس کند.
سردار محمد کرمی راد(فرمانده سابق لشگر ۱۱ امیرالمومنین) در این باره
میگوید: «آنها(برخی مسئولان جنگ) ترسیده بودند و میگفتند که امریکا با
ما وارد جنگ شدهاند.
اما امام به اینها فرمودند که من اگر جای شما بودم، در تنگه هرمز جلوی
اینها را میگرفتم. اما آنها نگرفتند؛ در حالی که امکان پذیر بود.»
تحریک فرماندهان سپاه به اعلام عدم توان ادامه جنگ
پس از عملیات خیبر(در اسفندماه ۱۳۶۲)، به موازات افزایش فشارها و
دشواریهای موجود برای دستیابی به پیروزی نظامی، برخی سپاه را تشویق و
ترغیب میکردند که به
طور رسمی به امام اعلام کند نمیتوانیم بجنگیم.
با سپاه آن قدر برخورد کردیم که او را از موضع آیت اللهی به حجت الاسلامی کشاندیم
محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه) در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۶۵ در این باره در
مصاحبه با راویان جنگ میگوید: «بعضا از ما خواسته میشد که اگر توانایی
جنگ را نداریم،
برویم و به امام بگوییم که نمیتوانیم بجنگیم. این ایده آل و آرزوی کسانی بود که احساس میکردند واقعا نمیشود جنگید.»
«در حقیقت اینجا رزمندگان ما مورد انتقام برادران عزیز ما- برخی مسئولان
کشور- قرار گرفتند که هیچ مبنایی نداشت و تجربه هم ثابت کرد که این
برخوردها مبنا ندارد.
البته عوامل مختلفی در شکل گیری این جریانات دخالت داشتند: یکی از این
عوامل، افراد محافظه کار و میانه رویی بودند که همیشه مترصد هستند وضع را
به سمتی بکشانند
که خودشان فکر میکنند. این تیپ افراد، اصلا ایدهآلشان تضعیف سپاه بود.
آنها میگفتند که ما با سپاه آن قدر برخورد کردیم که او را از موضع آیت
اللهی به حجت
الاسلامی کشاندیم. افرادی که این فکر را داشتند، در دادن مشاوره به مسئولانی که با سپاه برخورد داشتند، بسیار موثر بودند.»
برخی کارشناسان بر این باورند که «دلیل اینکه مسئولان جنگ نه بودجه کافی
به سپاه میدادند و نه امکانات کافی برای عملیات در اختیار آنها قرار
میدادند؛ این
بوده که با تحت فشار قرار دادن فرماندهان سپاه، آنها را وادار کنند تا به
نزد امام خمینی بروند و بگویند که ما نمیتوانیم بجنگیم. آنها که در سال
۶۷ جام زهر
قبول قطعنامه را به امام دادند، حداقل از سال ۶۲ به دنبال پذیرش آتش بس
بودند. لکن نه جرئت آن را داشتند که در مقابل امام چنین طرحی را مطرح کنند و
نه میخواستند
که هزینههای این کار به نام آنها ثبت شود. به این خاطر میخواستند این کار به نام فرماندهان نظامی تمام شود.»
روند تحمیل قطعنامه به امام خمینی(ره)
حسین علایی جریان ملاقات روز ۲۷ خرداد ۶۷ آقای هاشمی رفسنجانی با امام خمینی را از زبان آقای هاشمی چنین نقل میکند:
«به اتفاق رئیس جمهور و احمد آقا خدمت امام رفتیم. وضع جبههها، نیروها،
امکانات کشور وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و
امکانات برای
جنگ یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم. ایشان راه اول را انتخاب
کردند… به امام گفتم برای ادامه جنگ، فرماندهان از ما امکانات و وسایلی
میخواهند
که ما در شرایط فعلی کشور، بودجه لازم برای تهیه آنها را نداریم. امام
گفتند بروید از مردم مالیات بگیرید. به ایشان گفتم این کار را کردهایم و
دیگر گرفتن
مالیات بیشتر از مردم برای دولت امکان ندارد و میزان آن به حداکثر خود
رسیده است. امام گفتند خب استقراض کنید. پس از این مسئله به امام گفتم
نیروهای مردمی به
جبهه نمیآیند. امام گفتند من برای حل این مشکل به مردم حکم جهاد میدهم.
گفتم در کشور ارز ندارم تا بعضی نیازهای جنگ را از خارج خریداری کنیم. امام
گفتند برای
آن راهی پیدا کنید. بروید نفت پیش فروش کنید.»
همه دشمنان انقلاب فهمیدند که امام را نمیشود ترساند
برخی معتقدند که این سخنان نشان از آن داشت که امام خمینی(ره) با پذیرش
صلح و قطعنامه مخالف بوده و تاکید بر ادامه روند جنگ داشتند. برخی این
مخالفت را تعبیر
به جنگ طلب بودن میکردند که آیتالله خامنهای در بیان روحیه حضرت امام طی سخنان دیگری در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۷۵ میفرمایند:
« جنگ، تلفات دارد. جان یک انسان، برای امام خیلی عزیز بود. امام
بزرگوار، گاهی برای انسانی که رنج میبرد، اشک میریخت و یا در چشمانش اشک
جمع میشد. ما بارها
این حالت را در امام مشاهده کرده بودیم. انسانی رحیم و عطوف، دارای دلی
سرشار از محبت و انسانیت بود. اما همین دل سرشار از محبت، در مقابل تهدید
شهرها به بمباران
هوایی، پایش نلرزید و نلغزید. از راه برنگشت و عقب نشینی نکرد. همه دشمنان
انقلاب در طول این ۱۰ سال فهمیدند و تجربه کردند که امام را نمیشود
ترساند.»
برخی اینطور پاسخ می دادند که امام بیشتر از خونهای ریخته شده نگران
این بودند که اگر با رژیم صدام کنار بیاییم و تا انتها در برابر آنها
نایستیم خونهای
بیشتری در آینده ریخته خواهد شد. معتقد بودند که باید از ریشه این مسئله حل شود.
علت این تفسیر را سخنان صریح امام بعد از قبول قطعنامه، درباره خون شهدا و حق خانواده شهدا میدانند.
موضع امام خمینی(ره) پس از قبول قطعنامه
پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط جمهوری اسلامی ایران، پیش بینی امام خمینی
مبنی بر عدم پایبندی عراق بر تعهداتش به تحقق پیوست و سه روز پس از آن یعنی
در تاریخ
۳۰ تیر ۱۳۶۷، صدام مجددا با قوای بسیاری به ایران حمله کرد.
محسن رفیق دوست در این باره میگوید: «بعد از پذیرش قطعنامه، در یک زمان
کوتاهی، منافقین و ارتش عراق با همکاری یکدیگر از غرب و جنوب به ما حمله
کردند که به
لطف خدا شکستی که عراق از ما بعد از آتش بس خورد، افتضاح تر از شکست جنگ هشت ساله بود. لذا ما قدرت نظامی خوبی داشتیم.»
امام خمینی: اگر میدانستم مردم این گونه به جبهه میآیند، قطعنامه را قبول نمیکردم
بر خلاف ادعای برخی از مسئولان که از پایان جنگ با صلح احساس خوشحالی و
رضایت میکردند، اکثر ملت مسلمان ایران آن را باعث سرشکستگی و شرمساری خود
میدانستند.
همان گونه که امام خمینی از آن تعبیر به سرکشیدن جام زهر کرد.
آقای هاشمی رفسنجانی طی مصاحبهای در سال ۱۳۷۸ میگوید که خانواده شهدا و
ایثارگران نیز با این گونه پایان جنگ موافق نبودند: «خیلی از خانوادههای
شهدا دلشان
نمیخواست جنگ این گونه تمام شود. چون حداقل خواست ایثارگران این بود که مردم عراق از شر حزب بعث خلاص شوند. این جزو اهداف جنگ بود.»
در مورد موافقت مصلحتی امام با قطعنامه و خواست قلبی ایشان مبنی بر
ادامه جهاد علیه دشمنان اسلام نیز اسنادی موجود است. محسن رضایی در این
باره میگوید: «وقتی
امام قطعنامه را پذیرفت، آنقدر مردم به سمت جبهههای جنگ هجوم بردند و به
سمت جبههها نیرو فرستادند که ما دیگر قادر نبودیم آنها را تدارک کنیم.»
مقام معظم رهبری نیز طی سخنانی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۷۲ می فرمایند:
«بعد از قضیه قبول قطعنامه، که دشمن فرصت طلبی میکرد و میخواست از موقعیت
سواستفاده کند،
شما دیدید ناگهان آن چنان جبههها پر شد که در طول جنگ کمتر سابقه داشت، یا هیچ سابقه نداشت.»
سردار غلامعلی رشید نیز در سخنانی عنوان میکند: «مرحوم سید احمد خمینی
در یکی از سخنرانیهای خود اعلام کردند که پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و حمله
مجدد عراق
به ایران و اعزام خیل بی شمار نیروهای مردمی به جبهه، امام فرمودند اگر
میدانستم مردم این گونه به جبهه میآیند، قطعنامه را قبول نمیکردم.»
ماجرای عذرخواهی امام از خانواده شهدا در واکنش به تردید درباره ادامه جنگ
حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان نیز در همین رابطه میگوید:
«درست زمانی که جنگ تمام شد عدهای آمدند و با تعدادی از مسئولان مصاحبه
کرده و از آنها
پرسیدند اگر شما به دوران بعد از فتح خرمشهر برمیگشتید چه میکردید؟ پاسخ
آن زمان برخی مسئولان این بود که اگر به آن زمان برمیگشتیم یک محاسبهای
میکردیم
و جنگ را تمام میکردیم. بعد از این حرکت حضرت امام در سخنرانی فرمودند که
من از خانواده شهدا و مردم به خاطر تحلیلهای غلط این روزها عذر میخواهم.»
عبارت دقیق امام خمینی در این باره چنین است:
«من در اینجا از مادران، پدران، خواهران، برادران، همسران و فرزندان
شهدا و جانبازان به خاطر تحلیلهای غلط این روزها رسما معذرت میخواهم و از
خداوند میخواهم
مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و
پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کردهایم که ما برای ادای
تکلیف جنگیدهایم
و نتیجه فرع آن بوده است. نباید برای رضایت چند لیبرال خودفروخته در اظهار
نظرها و ابراز عقیدهها به گونهای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس
کند جمهوری
اسلامی دارد از مواضع اصولیاش عدول میکند.»
امام تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه چیزی نخوردند /بعد از قطعنامه دیگر خنده بر لب امام ندیدم
سردار سعید قاسمی در نقل قولی از اطرافیان امام نسبت به ناراحتی ایشان بعد از قبول قطعنامه میگوید:
«حاج عیسی(خادم امام خمینی) میگفت که امام تا دو روز بعد از پذیرش
قطعنامه چیزی نخوردند و وقتی بعد از دو روز وارد اتاق شدم امام من را در
بغل گرفت و یک ساعت
گریه کرد و گفت حاج عیسی! شهدا به مقامی که بخواهند میرسند، جانبازان اجرشان را میگیرند، اسرا هم برمیگردند. اما من چه کار کنم؟»
مرحوم حجت الاسلام محمدرضا توسلی از مسئولان دفتر امام خمینی نیز در این
رابطه میگوید: «بعد از آنکه امام(ره) قطعنامه را پذیرفتند و گفتند جام
زهر را نوشیدم
من دیگر خنده بر لب ایشان ندیدم.»
منبع: تسنیم.
به نقل از/ http://www.jahannews.com/vdcipuap3t1ay32.cbct.html
قطعنامه
598 که در 29 تیر سال 1366 در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شده بود،
سرانجام پس از یک سال به فرمان امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب در 27
تیر سال 1367 از سوی جمهوری اسلامی رسما پذیرفته شد.
قطعنامه 598
با درایت و هوشیاری حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی پذیرفته
شد. امام راحل (ره) با تغییر شیوه دفاع ، دشمنان را خلع سلاح و تلاش چند
ساله ملت شهید پرور را به ثمر رساندند و با توجه به شرایط ایجاد شده در
فضای سیاسی منطقه و معادلات جهانی ، این شرایط مطلوبی برای ملت ایران بود.
در 21 مرداد 1367 حضرت آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت کشور در خطبه
های نماز جمعه تهران عنوان کردند: «اعلام قبول قطعنامه از طرف جمهوری
اسلامی ایران دو فایده اساسی داشت: اول این که آتش بس را به صلاح انقلاب و
کشور دانستیم و دوم این که با اعلام قبول قطعنامه، ماهیت رژیم عراق علی
رغم ادعای صلح طلبی، آشکار شد و تحولات بعدی اصالت هر دو مصلحت را مشخص
کرد... رژیم عراق در مقابل این حرکت غیر منتظره جمهوری اسلامی ایران
درماند. اگر طالب پوشاندن چهره جنگ طلبانه خود بود باید آتش بس را قبول می
کرد. اگر می خواست زیر بار نرود، چهره منافقانه این رژیم افشا می شد و
این هر دو به نفع کشور ما بود».
*** دلایل پذیرش کامل قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران
کارشناسان و صاحب نظران برای پذیرش قطعنامه دلایل بسیاری ذکر می کنند که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران ، حضرت امام خمینی (ره) به عنوان رهبر و
ولی فقیه و بر اساس اختیاری که به موجب اصل یکصدو دهم قانون اساسی
داشتند، پذیرش قطعنامه را اعلام و آن را به مصلحت نظام تشخیص دادند.
-
شرایط بین المللی نامساعد، به نحوی که عراق با پذیرش کلیه قطعنامه های
شورای امنیت داد صلح طلبی سر می داد و در مجامع بین المللی ایران را جنگ
طلب معرفی می کرد.
- شرایط جدید و پیچیده در منطقه با حضور بی سابقه نیروهای نظامی امریکا و متحدینش در خلیج فارس .
- جدی شدن مساله تحریم تسلیحاتی ایران به عنوان طرفی که قطعنامه 598 را قبول نکرده است.
-کاربرد وسیع سلاح های شیمیای توسط عراق و عکس العمل ضعیف مجامع بین المللی در این مورد.
- شرایط نامساعد در جبهه ها که منجر به عقب نشینی نیروهای نظامی ایران از
بسیاری از نقاط اشغالی در داخل خاک عراق و حتی از دست دادن قسمت هایی از
خاک ایران شده بود.
- یکی از مهمترین دلایل پذیرش قطعنامه 598 علاوه بر
وجود عناصر مثبت در آن، فقدان عناصری بود که در قطعنامه های قبلی شورای
امنیت موجود بود و منجر به رد آن ها می شد. (شورای امنیت و جنگ تحمیلی
عراق علیه جمهوری اسلامی ایران /عباس هدایتی خمینی/دفتر مطالعات سیاسی و
بین المللی وزارت خارجه- 1370)
*** تفاوت های عمده قطعنامه 598 با قطعنامه های پیشین
شورای امنیت سازمان ملل متحد حدود 10 بیانیه و 10 قطعنامه در باره جنگ ایران و عراق
صادر کرد که شاخص ترین آن قطعنامه 598 بود.این قطعنامه با قطعنامه های
پیشین شورای امنیت متفاوت بود. مهم ترین تفاوت آن از نظر صوری، قرار گرفتن
آن در قالب فصل 7 منشور ملل متحد بود که آن را از حالت توصیه خارج و برای
دوطرف جنگ لازم الاجرا می کرد. از نظر محتوایی نیز این قطعنامه از قطعنامه
های پیشین جامع تر بود و در آن سعی شده بود برخی دیدگاه ها و خواسته های
ایران مورد توجه قرار گیرد.
الف ) قطعنامه 598 بر خورد صحیحی با مساله
کرده و به عبارت دیگر صورت مساله را درست مطرح کرده است . شورا به وظایف
خود توجه داشته ، نقض صلح را احراز کرده است.
ب) قطعنامه 598 بر خلاف اسلاف خود راه حلی عملی و نسبتا جامع و عادلانه برای مساله ارایه می دهد.
ج) قطعنامه 598 تضمین هایی برای آینده و جلوگیری از تکرار تجاوز (هرچند
ناقص و ناکافی)ارایه می دهد. (شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری
اسلامی ایران /عباس هدایتی خمینی/دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت
خارجه)
"یکی از صاحب نظران و دست اندرکاران سیاست خارجی جمهوری اسلامی
ایران در زمان صدور قطعنامه 598، "محمدجواد لاریجانی" معاون بین المللی
وقت وزارت خارجه اظهار می دارد: پیش از صدور قطعنامه 598 تمامی قطب های
قدرت جهان چند کار هم زمان را سازماندهی کردند: فشاری بین المللی علیه
جمهوری اسلامی ایران که در آن سرزنش، تنبیه و تحریم ایران به لحاظ
تسلیحاتی و اقتصادی منظور گردد، دوم حضور نظامی ترساننده ای در خلیج فارس
که تمامی قدرت ها در آن شرکت داشته باشند. یک برداشت کلی این بود که زمان
مداخله قدرت های بزرگ برای جلوگیری از پیروزی ایران در جنگ به نظر آن ها
فرا رسیده است و نباید بیش از این فرصت را از دست داد . بدین ترتیب
قطعنامه 598 در حال شکل گیری بود و از خصوصیات آن در آخرین پیش نویس ها،
اقدامات تنبیهی و محدود کننده علیه جمهوری اسلامی بود. به طور هم زمان نیز
نیروهای نظامی بلوک های مختلف شروع به ورود به خلیج فارس کردند."
برای روشن ساختن شرایط استراتژیک و سیاسی که منجر به پذیرش این قطعنامه از
سوی جمهوری اسلامی ایران شد، ضرورت ها و دلایل اتخاذ چنین تصمیمی و نیز
واکنش های داخلی به آن، چند تن از کارشناسان سیاسی و نظامی در گفت وگو با
پژوهشگران ایرنا به
بیان دیدگاه ها و نقطه نظر های خود پرداختند.
"عباس ملکی" رییس موسسه "مطالعات دریای خزر" و معاون سابق وزارت خارجه
شورای امنیت ضمن اشاره به پرونده حقوقی جنگ ایران و عراق می گوید: این جنگ
دارای پرونده قطوری است که حدود ده قطعنامه و ده بیانیه را در بر می
گیرد. اولین بیانیه در یکم مهر 1359 و آخرین آن که در مورد استفاده از
سلاح های شیمیایی در حلبچه بود در اردیبهشت 1367 صادر شد. البته بیانیه
آخر این پرونده تقریبا 5 سال پس از جنگ در سال 1991 در مورد تعیین آغاز گر
جنگ صادر شده بود.
وی در مورد اهمیت قطعنامه 598 می افزاید: از بین
همه قطعنامه و بیانیه هایی که شورای امنیت در مورد جنگ عراق علیه ایران
صادر کرد، قطعنامه 598 از همه مهمتر است. این قطعنامه از جهات مختلف دارای
اهمیت است.
ملکی بااشاره به ویژگی های این قطعنامه می گوید: اولین
ویژگی که قطعنامه 598 داشت، این بود که تا اندازه ای نظرات ایران در آن
لحاظ شده بود. در اولین قطعنامه و بیانیه ای که در مورد جنگ ایران و عراق
صادر شده بود، اصلا این جنگ را جنگ ندانسته بودند بلکه بیشتر یک وضعیت
توصیف شده بود که دو طرف با هم اختلاف دارند. اما در قطعنامه 598 به صورت
جدی معلوم شد که این جنگ است و در جنگ یک طرف حتما آغاز گر است.
به
گفته معاون وزیر سابق امورخارجه، بر اساس بند6 قطعنامه 598 از دبیر کل
درخواست شده بود که ضمن مشورت با ایران و عراق، مساله تفویض کار تحقیق در
باب مسولیت مخاصمه را به هیئتی بی طرف، واگذار کند که آن را بررسی کند و در
حد اقل مدت ممکن به شورا گزارش دهد.
یعنی معلوم شود که کدام طرف این
جنگ را شروع کرده است. زیرا عراق مدعی بود نیروهای ایرانی جنگ را شروع
کردند و ما می گفتیم در یک لحظه نیروهای عراق به فرودگاه های شهرهای مختلف
ما حمله کردند. این موضوع خیلی مهم بودکه مشخص شود کدام طرف مسوول آغاز
مخاصمه است. همه نیروهای سیاسی کشورها به دنبال کسب پرستیژ در صحنه بین
المللی هستند و برای ایران خیلی مهم بود که ثابت کند که مسولیت این جنگ با
چه کسی است.
ملکی می افزاید: البته دبیر کل این کار را زود انجام
نداد. قطعنامه 598 در سال 1987 ( 1366ه.ش ) تصویب شد و همانطور که پیشتر
اشاره شد در سال 1991 ( 1370ه.ش )و بعد از حمله عراق به کویت دبیر کل نظر
کمیته را اعلام کرد که بر اساس آن مشخص شد، علی رغم این که برخی برخوردهای
مرزی بین دو کشور بوده ولی این عراق بوده است که به صورت انبوه و همه
جانبه در یک روز معین به ایران حمله کرده است.
رییس موسسه "مطالعات
دریای خزر" به نکته دیگری در مورد اهمیت قطعنامه 598 اشاره می کند و می
افزاید: برای تدوین قطعنامه مذکور مذاکرات متعددی بین تهران و دبیر کل و
نماینده ها و معاونان ایشان ازجمله "یان الیاسون " که الان وزیر امور
خارجه سوئد است و "جیمیانوپیکو" انجام شد. دیپلمات های ما به صورت جدی با
این دو نفر در تعامل بودند تا بالاخره آن حد اقل خواست های ایران در این
قطعنامه گنجانده شود. مهم ترین موضوعی که ایران مطرح می کرد این بود که ما
اعتماد نداریم اگر جنگ تمام شود عراق سرزمین هایی را که اشغال کرده است،
تخلیه کند. اما در بند یک قطعنامه 598 که خیلی هم مهم بود، دو طرف ملزم
به اعلام آتش بس و بازگشت بی درنگ تمام نیروها تا سرحدات بین المللی شدند و
این یکی از شرایطی است که ایران را در آن مورد راضی می کرد. زیرا که در
اواخر جنگ و در آستانه صدور قطعنامه 598 در سال 1366 عراق مانند ابتدای
جنگ مجددا شروع به آفند(حمله) تهاجمی کرد و بخش هایی از اراضی کشورمان را
در جنوب و جنوب غرب در اختیار گرفت. از طرفی تاسیسات نفتی ایران نیز مورد
حمله قرار گرفته بود، به طوری که در سال 1986 به بیش از صد نفتکش ایرانی
حمله شد و این حساسیت زیادی ایجاد کرده بود.
ملکی به یکی دیگر از دلایل پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران پرداخته و
اظهار می دارد: ایران از لحاظ اقتصادی احساس می کرد زیر بناهای کشور
توانایی ادامه جنگ را ندارند و این همان موضوع مهم نامه ای است که فرمانده
سپاه به جانشین فرمانده کل قوا یعنی "هاشمی رفسنجانی" نوشت و ایشان نیز
این نامه را همراه با نامه های دیگر خدمت حضرت امام(ره) برده بودند.
وی همچنین به شرایط منطقه ای آن دوره اشاره کرده و می افزاید: جنگ داشت
شکل بین المللی به خود می گرفت. چون وقتی عراق به کشتی های نفتکش و تاسیسات
نفتی ایران حمله می کرد ایران هم باید عکس العمل نشان می داد و در یک
موقعیتی کشتی های نفتکشی که از بنادر کویت، امارات متحده و عربستان به سمت
تنگه هرمز می رفتند برای این که از حملا ت دو کشور ایران و عراق مصون
بمانند تصمیم گرفتند از پرچم کشورهایی مثل امریکا، شوروی و فرانسه استفاده
کنند. حمله ناو هواپیمابر آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران از عواقب
حضور نیروهای این کشورها در منطقه است.
به گفته ملکی از ویژگی های دیگر
قطعنامه 598 این بود که قطعنامه مذکور حجم خسارات را در مخاصمه خیلی عظیم
دانسته و نیاز به کوشش امدادهای بین المللی در جهت نوسازی را در کل تصدیق
کرده بود و در همین خصوص از دبیر کل درخواست کرده بود هیاتی از کارشناسان
را در باب مساله نوسازی تعیین و به شورای امنیت گزارش دهد. این نکته مهمی
بود چون ایران متوجه شده بود که اگر از این طریق کمیته ای حقیقت یاب
بتواند ثابت کند که عراق مسوول شروع جنگ است بنابر این خسارت های وارده به
ایران را باید عراق یا ارگان های بین المللی بپردازند.
به همین دلیل
هم دبیر کل یک هیاتی ر ا برای برآورد کردن میزان خسارات اعزام کرد. در
حالی که ایران و مسئولین ایران خسارات را تا حدود هزار میلیارد دلار بر
آورد کرده بودند، ولی آن هیات تا 92 میلیارد دلارش را احصا و آن ها را
لیست کرد.
ملکی همچنین در پایان به واکنش رژیم بعثی عراق در مورد پذیرش
قطعنامه از سوی جمهوری اسلامی اشاره می کند و می گوید: پذیرفتن این
قطعنامه با خشم و عصبانیت شدید "صدام حسین" و دولت عراق روبرو شد و آن ها
فکر می کردند که ایران چنین کار ی نمی کند. به همین علت بعد از پذیرش
قطعنامه از سوی ایران مجد دا نیروهای عراقی حملات وسیعی را در غرب شروع
کردند و هم زمان با آن منافقین نیز عملیا ت "مرصاد" را انجام دادند که با
دستور امام، مردم به جبهه ها رفتند و آن توطئه هم خنثی شد.
"حسین
علایی " از فرماندهان جنگ و عضو هیات علمی دانشگاه عالی دفاع ملی در مورد
علل تاخیر ایران در پذیرش قطعنامه 598 می گوید: وقتی قطعنامه 598 در تیر
ماه سال 1366 تصویب شد ایران این قطعنامه را رد نکرد. ولیکن برای پذیرش آن
اعلام کرد نیاز به مذاکره دارد تا بتواند در مورد جا به جایی بندهای
قطعنامه و ترتیب آن ها صحبت کند.
این استاد دانشگاه می افزاید: نظر
ایران بر این بود که در طول سالیان جنگ هیچ گاه جامعه بین الملل به خواسته
های ایران توجه نکرده و رژیم صدام که آشکارا به ایران حمله کرده حتی به
عنوان متجاوز از سوی مجامع بین المللی به صورت رسمی شناخته نشده و باید
تضمینی برای ختم جنگ وجود داشته باشد که دوباره منجر به آغاز جنگ نشود و
بنابراین باید خاتمه جنگ به یک صلح پایدار بیانجامد.
وی ادامه می دهد:
به همین دلیل ایران معتقد بود حالا که در موقعیت برتر نظامی نسبت به ارتش
بعثی صدام قرار دارد و توانسته با کمک مردم و نیروهای مسلح و قدرت دفاعی
که خودش ایجاد کرده و در شرایط تحریم تسلیحاتی سرزمین های خودش را آزاد
کرده و دشمن را در شرایط نامساعد قرار داده است، بایستی راجع به ترتیب
بندهای قطعنامه مذاکرات صورت بگیرد. به طوری که مثلا بند تعیین متجاوز که
در این قطعنامه آمده بود به بندهای جلوتر تغییر مکان پیدا کند و یا بند
تعیین خسارات جنگ جابه جا شود. و پایان جنگ هم به گونه ای باشد که ایران
مطمئن شود که اگر دوباره صدام هوس حمله به ایران کرد این توافق نامه یا
پذیرش قطعنامه تضمین کننده چنین شرایطی باشد.
این استاد دانشگاه می
گوید: بنابراین ایران در طول یک سال دنبال مذاکره با اعضای شورای امنیت
سازمان ملل بود تا بتواند چنین شرایطی را فراهم کند.
قطعنامه 598 اولین
قطعنامه ای بود که حداقل خواسته های ایران در آن منظور شده بود. چون در
قطعنامه های قبلی تنها به موضوع آتش بس اشاره می شد اما در قطعنامه 598 هم
مسئله آتش بس هم مسئله عقب نشینی به مرزهای بین المللی که تلویحا به معنی
پذیرش قرارداد 1975 الجزیره بود و هم معرفی متجاوز از سوی سازمان ملل و
تشکیل کمیته ای برای برآورد خسارات و چگونگی تامین آن لحاظ شده بود.
بنابراین ایران در واقع دنبال این بود که با مذاکره با اعضای شورای امنیت
سازمان ملل در شرایطی قطعنامه را بپذیرد که قطعنامه تضمین کننده صلح بعدی
برای ایران باشد.
علایی که یکی از فرماندهان جنگ تحمیلی بود، در مورد
ضرورت پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی می گوید : بدیهی است هر
جنگی که آغاز می شود باید یک زمانی تمام شود. هیچ موقع جنگ برای همیشه
ادامه پیدا نخواهد کرد. مسئله این است که جنگ چگونه پایان یابد. ایران هم
از روز اول که صدام جنگ را آغاز کرد دنبال پایان دادن به جنگ بود.
وی
در این بار ه می افزاید: در روزهای اول پیشنهاد ایران این بود که اگر ارتش
متجاوز بعثی عراق از خاک ایران خارج شود و خسارت ها تامین شود خود به خود
جنگ تمام خواهد شد. اما خوب بعد ها ارتش عراق از خاک ایران بیرون نرفت و
ایران مجبور شد که پیشنهاد برخی از کشورها برای آتش بس را نپذیرد. زیرا
مفهوم این پیشنهاد ها این بود که نیروهای نظامی ارتش بعثی عراق در داخل خاک
ایران بمانند و ایران حق دفاع را از خودش سلب بکند و با دشمن نجنگد بلکه
با مذاکره متجاوز را از خاکش بیرون کند.
این استاد دانشگا ه در ادامه
سخنان خود به قطعنامه های قبل از 598 اشاره می کند و می گوید: تا قبل از
قطعنامه 598 هم می بینیم اکثر قطعنامه هایی که از سوی سازمان ملل منتشر
شد، تقریبا بر همین سیاق است. بعد از این که ایران توانست دست برتر را در
جبهه های جنگ پیدا کند و ارتش عراق را به طور کامل از خاک خود بیرون کند و
جنگ به خاک دشمن کشیده شد و فشار نظامی شدیدی بر رژیم صدام حسین وارد شد،
سازمان ملل وارد عمل شد و حداقل خواسته های ایران را در قطعنامه 598
گنجاند.
علایی می گوید: بنابراین برای ایران به منظور پایان یافتن جنگ
چند راه بیشتر وجود نداشت. یا بایستی که خود صدام حسین که جنگ را آغاز
کرده بود، می پذیرفت که به عنوان آغازگر جنگ خسارات جنگ را بپردازد و
اعلام کند به صورت رسمی قرارداد 1975 را که قرارداد مرزی بین دو کشور است
را قبول دارد که در نهایت با مذاکره جنگ تمام می شد. اما صدام حسین چنین
اقدامی را نمی کرد و فقط از آتش بس صحبت می کرد. بنابراین مذاکره با رژیم
صدام حسین امکان پذیر نبود.
به گفته وی راه دوم این بود که یک مرجع
ثالثی برای میانجیگری وارد عمل می شد که این مرجع ثالث هم هیچ گاه وار عمل
نشد. تنها در سال پایانی جنگ بود که به دلیل برتری قدرت نظامی ایران و
نگرانی کشورهای دیگر از جمله قدرت های بزرگ مثل آمریکا و شوروی، مبنی بر
این که ایران ممکن است پیروز مطلق در این جنگ شود و بر اثر فشار نظامی که
ایران بر صدام و رژیم بعثی وارد می کند مردم عراق دست به قیام و انقلاب
بزنند و رژیم بعثی صدام را از بین ببرند و حکومت در آن نیز جا به دست مردم
بیافتد. از همین رو آن ها آمدند و یک قطعنامه ای را تنظیم کردند که به
اسم 598 معروف است.
این فرمانده جنگ می گوید: بنابراین ایران بایستی که
یا فشار نظامی را ادامه می داد تا صدام حسین ساقط شود یا این که باید با
صدام حسین مذاکره می کرد. یعنی صدام حسین بایستی شرایط ایران را می پذیرفت
که مهمترین آن پذیرش قرار داد 1975 و اعتراف به آغاز گری جنگ از سوی خودش
و تامین خسارا ت بود. یا یک مرجع ثالثی مثل شورای امنیت سازمان ملل باید
وارد عمل می شد تا یک چارچوبی را که مقبول دو طرف باشد برای پایان جنگ
تنظیم کند.
وی در پایان این بحث ضمن اشاره به چگونگی پایان یافتن جنگ
می افزاید: به هر حال این شکل سوم یعنی وارد عمل شدن شورای امنیت و تعیین
چارچوبی که حداقل خواسته های ایران در آن لحاظ شده بود و عراق را هم در آن
شرایط که نگران سقوط حکومت حزب بعث بود، راضی می کرد، می توانست جنگ را
پایان دهد.
بنابراین، ایران در آن شرایط وقتی وضعیت را این چنین دید و
از سوی دیگر تحولاتی هم در شرایط اقتصادی و نظامی ایران در ماه های آخر
جنگ به وجود آمد، به سمت ختم جنگ رفت تا فشار بیشتری بر مردم وارد نشود.
این شرایط به دلیل جبهه ای بود که آمریکایی ها در خلیج فارس علیه جمهوری
اسلامی باز کردند و سکوهای نفت ایران را مورد حمله قرار دادند که منجر شد
تا منابع درآمدی ایران برای اداره کشور و ادامه جنگ با مشکل اساسی مواجه
شود.
به طوری که در سال های پایانی جنگ درآمد نفتی ایران بین 5 تا 7 میلیارد دلار در سال کاهش یافته بود.
علایی عضو هیات علمی دانشگاه عالی دفاع ملی در مورد واکنش های داخلی نسبت
به پذیرش این قطعنامه می گوید: زمانی که قطعنامه 598 پذیرفته شد، از آن
جا که همه مردم ایران و افراد و جریانات سیاسی و شخصیت های مختلف دیدگاه
های امام (ره) را درست می دانستند و به ایشان علاقه مند بودند، از تصمیم
های حضرت امام حمایت کردند. البته روزهای اول برای برخی سوال بود که آیا
واقعا حضرت امام برای این اقدام خودشان چنین تصمیم گرفتند که بعد با پیامی
که حضرت امام دادند و با جلسات و صحبت هایی که انجام گرفت، مشخص شد که
حضرت امام پذیرفتن قطعنامه را در آن شرایط به نفع کشور و نظام دانسته اند و
نجنگیدن در آن زمان را به عنوان یک تکلیف تشخیص داده اند. بنابراین در
داخل کشور همه از این دیدگاه و تصمیم حضرت امام به طور کامل و قاطعانه
پشتیبانی کردند.
این عضو سپاه پاسدران به اتفاقات و خاطره هایی که بعد
از پذیرش این قطعنامه رخ داد اشاره کرده و می گوید : وقتی که ایران
قطعنامه 598 را در 27 تیر سال 1367 پذیرفت صدام حسین این را دوباره تلقی
از ضعف ایران کرد و همان اشتباه روز اول جنگ را در مورد تصمیم ایران مرتکب
شد و دوباره یک حمله نظامی گسترده ای را به ایران آغاز کرد.
ما
تقریبا پس از قطعنامه حدود یک ماه درگیر جنگ جدیدی از سوی رژیم صدام حسین
شدیم. از طرفی ارتش بعثی در خوزستان دوباره جاده اهواز خرمشهر را گرفت و
یک جنگ عظیمی در خوزستان اتفاق افتاد.
وی می افزاید: از سمت غرب نیز تا
حدودی خود ارتش صدام جلو آمد و بعد منافقین را که در عراق سازماندهی
نظامی کرده بودند و تیپ های مختلفی را با تانک و نفربر در اختیار شان
گذاشته بودند را، راهی تهران کردند. به طور ی که آن ها حرکت کردند و حتی
تا نزدیک کرمانشاه جلو آمدند که در آن جا مردم و نیروهای مسلح جلوی آن ها
را گرفتند و آن ها منهدم شدند.
به گفته علایی: بنابرابن در آن زمان به
دلیل جنگ جدیدی که صدام حسین علیه ایران آغاز کرد تمام رزمندگان اسلام در
گیر جنگ جدیدی بودند و فکر می کردند که صدام حسین قطعنامه را نپذیرفته است
و جنگ جدید و طولانی در پیش رو قراردارد.پس از این که مردم وارد صحنه
شدند دوباره شرایط جبهه ها عوض شد. هم منافین منهدم شدند و هم ارتش عراق
دوباره از خاک ایران بیرون رانده شد و شرایط به گونه ای پیش آمد که حتی
رییس جمهور وقت از امام تقاضا کردند تا اگر امام اجازه دهند نیروهای
رزمنده ایرانی دوباره به سرزمین های دشمن حمله کنند و به داخل خاک دشمن
بروند. که امام در آن جا فرمودند، نه ما در پذیرش قطعنامه جدی هستیم و در
چارچوب قطعنامه به یک صلح پایدار فکر می کنیم و هرگز پذیرش قطعنامه برای
ما یک امر تاکتیکی نبوده بلکه یک تصمیم اساسی و اصولی است.
وی در
پایان می گوید: به همین خاطر در آن زمان تمام رزمندگان این احساس را
داشتند که چرا جمهوری اسلامی ایران در هر شرایطی واقعا مظلوم واقع می شود.
سال ها بود که همه می گفتند شما آتش بس را بپذیرید حالا که ایران این را
پذیرفته دوباره جنگ جدیدی را آغاز کردند. یک شرایط حماسی و روحی این چنینی
در رزمندگان ایران حاکم بود و همه در چنین حال و هوایی به سر می بردند.
علایی به روزی که قطعنامه پذیرفته شد اشاره می کند و می گوید: روز اولی که
اعلام شد قطعنامه از سوی حضرت امام پذیرفته شد من اکثر فرماندهان و
رزمندگان را می دیدم که گریه می کردند و این گریه شان به این دلیل بود که
آن ها تصور می کردند که ممکن است حضرت امام(ره) در شرایطی قرار گرفتند که
مجبور شدند این قطعنامه را بپذیرند و رزمندگان اسلام نتوانستند به خواسته
های ایشان آن چنان که باید عمل کنند.
"سیامک باقری" از اعضا سپاه
پاسداران و دانشجوی دکتری در رشته امنیت ملی از دانشگاه عالی دفاع ملی در
باره ضرورت پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران می گوید :
تقریبا از سال 65 و به ویژه از سال های 66 و 67 به بعد جنگ بین ایران و
عراق از حالت دو جانبه به یک حالت چند جانبه تبدیل شده بود. در واقع در
این سال ها بازیگران و قدرت های بزرگ دنیا علنا در حمایت از صدام و رژیم
بعثی عراق وارد این جنگ شدند. همان طور که اسناد موجود نشان می دهد
آمریکایی ها خلیج فارس را به نوعی تحت پوشش ناوگان های خودشان قرار داده
بودند و حتی زمانی که جمهور ی اسلامی ایران فاو را فتح کرد آن ها احساس
خطر بیشتری کرده و برای مقابله با جمهوری اسلامی تعدادی از سکوهای نفتی
ایران را منفجر کردند. بدین ترتیب جنگ ایران و عراق به یک جنگ بین المللی
تبدیل شده بود.
به همین دلیل جمهوری اسلامی ایران لازم دید که با توجه
به دگرگونی هایی که فضا و شرایط جنگ ایجاد شده بود، نسبت به هدفی که داشت
یعنی "جنگ تا رفع فتنه رژیم بعثی عراق" راهبردهایش را تغییر دهد.
وی
در مورد علت دیگر ی که برای پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران وجود داشت می
گوید: این قطعنامه تا حدود زیادی متفاوت از قطعنامه های دیگر بود. این
قطعنامه با تلاش ها و پیگیری های وزرات خارجه جمهوری اسلامی و با چانه زنی
هایی که در مجامع مختلف و در شورای امنیت صورت گرفته بود به گونه ای تنظیم
و ارائه شد که تا حدود زیادی خواسته های ایران را در بر می گرفت. از این
رو باعث شد که با توجه به شرایط منطقه ای و بین المللی و ابعادی که این
جنگ پیدا کرده بود جمهوری اسلامی ایران قطعنامه 598 را بپذیرد.
وی می
گوید: یک دلیل دیگری که پذیرش قطعنامه را ضروری کرده بود تعداد و نوع
تلفات جنگ بود. ما شاهد آن بودیم که رژیم بعثی عراق در انتهای جنگ متوسل
به سلاح های غیرمتعارف شد و مجامع و کشورهای به اصطلاح مدافع حقوق بشر
مانند آمریکا و کشورهای اروپایی نیز هیچ واکنشی را لیه آن از خود نشان
ندادند.صدام سلاح های شیمیایی را نه تنها علیه ایران بلکه علیه مردم کشور
خود نیز به کار برد و جنگ را به گونه ای گسترش داد که تلفات انسانی بسیار
بالا رفت .
منبع : http://basij.ir
موضوع قطعنامه 598 و پذیرش آن توسط حضرت امام از موضوعات پیچیده است که
نوشتن درباره آن چندان ساده نیست، چرا که طرفهای اصلی و جریانات تاثیر گذار
بر جنگ ایران و عراق بسیار فراوانند و برخی از مسائلی که عمدتا به تحولات
داخلی مربوط می شود، کماکان امکان طرح و تجزیه و تحلیل آن وجود ندارد. اما
عمده مسائل که موجب طولانی شدن جنگ شد و دلایل فرماندهی کل قوا را به این
شرح می توان ارزیابی نمود.
1- با طرح قطعنامه 598 از طرف شورای امنیت
سازمان ملل متحد حضرت امام خمینی اجازه فرمودند نمایندگان سیاسی جمهوری
اسلامی ایران با طرفهای بین المللی و تهیه کنندگان قطعنامه در مورد محتوای
آن به مذاکره بپردازند. هوشمندی امام مبنی بر مذاکره غیر علنی باعث شد
محتوای قطعنامه در حد زیادی که منافع ایران پس از پایان جنگ را تامین کند
به دنبال داشته باشد.
2- عدم پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام، اولا به
خاطرعدم اعتماد به صدام حسین بود، چرا که صدام که قرار داد 1975 را در جلوی
دوربین های رسانه های پاره نمود و جنگ را شروع کرده بود، می توانست دوباره
عهد شکنی کند. باید تضمین لازم برای پای بندی صدام وجود می داشت. ثانیا
همه دنیا پذیرفته بودند که صدام حسین جنگ را آغاز نموده است و از سلاح
شیمیایی در جنگ بر علیه مردم خود و نیز علیه نیروهای رزمنده ایرانی استفاده
نموده بود و زندگی در کنار چنین موجودی در صورتی که توسط همین جنگ مهار
نمی شد، غیر ممکن بود و چنانچه پس از پایان جنگ دیدیم، آن چهره اهریمنی
وقتی در جنگ با ایران به هدف خود که کشورگشایی بود نرسید، به کویت حمله کرد
تا آن کشور را به عنوان بخشی از سرزمین عراق در آورد و دیدیم که چه سرنوشت
شوم و نکبت باری را تجربه نمود.
3- حضرت امام خمینی با قرائتی که از
روحیه صدام حسین داشت، به گونه ای تصمیم گیری نمود که در پایان جنگ حتی یک
وجب از سرزمین عزیزمان به چنگال بیگانه نیفتد و حتی ورود به خاک عراق در
جریان جنگ با این هدف بود که هم راهی برای آزاد سازی سرزمین های باقی مانده
در اشغال عراق باشد و هم زمانی که صلحی به وقوع پیوست، نه عراق و نه هیچ
همسایه یا دشمن دیگری در فکر حمله به کشور عزیزمان ایران نباشد.
4- نقش
قدرتهای بین المللی در استمرار جنگ را نیز نمی توان نادیده گرفت، حمایتهای
نظامی و تسلیحاتی از صدام حسین توسط قدرت های بزرگ و حمایتهای مالی برخی از
کشورهای منطقه باعث شده بود که صدام علیرغم شکست های پی در پی از جانب
رزمندگان دلاور کشورمان روش تجاوزکارانه خود را تغییر ندهد.
دانلود فایل پی دی اف جزوه علل و عوامل پذیرش قطعنامه








http://www۱.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=۱۰۰۰۰۴۰۶۹۱۵۶
همه آنچه باعث پذیرش «قطعنامه ۵۹۸
چند سالی است که مباحثی در مورد شرایط و زمینههای پذیرش قطعنامه 598 مطرح میشود. وجود نظرات متفاوت درباره آن مقطع حساس تاریخی و برخی برداشتهای خاص از این واقعیت، ضرورت بازخوانی آن را دوچندان میکند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه خراسان، بدیهی است که مواجهه با وقایع تاریخی صرفا باید از منظر تاریخی و در نظر گرفتن شرایط زمانی آن واقعه باشد و بهرهبرداری سیاسی و جناحی از تاریخ دور از انصاف است. در این باره با سید محمود طالبیان که پیش از این مسئولیت بازنشستگان معاونت تحقیقات اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خراسان رضوی را بر عهده داشته است، به گفتوگو نشستیم تا شرایط نظامی و سیاسی پیش از پذیرش قطعنامه را بررسی کنیم.
موضعگیری یکطرفه سازمانهای بینالمللی
یکی از مقولات مهم درباره جنگ تحمیلی، نابرابر بودن آن و برخورد ناعادلانه جامعه جهانی با آن است.محمود طالبیان، مدرس دانشگاه در این باره به خبرنگار ایسنا گفت:عملکرد شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره جنگ عراق علیه ایران قابل مقایسه با جنگ عراق و کویت نیست.
وی ادامه داد: شواری امنیت یک هفته بعد از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران،قطعنامهای صادر کرد و در آن صرفا ابراز نگرانی شد و در متن قطعنامه هم از واژه «منازعه» استفاده نشد تا مسئولیتی برای این شورا ایجاد نشود و پس از آن هم 22 ماه سکوت کرد،ولی در قبال جنگ کویت،24 ساعت پس از شروع حمله عراق شورا تشکیل جلسه داد و قطعنامه صادر کرد.
چرا پس از آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد سال 1361 پیشنهاد آتشبس را نپذیرفتیم؟
طالبیان در پاسخ به این سوال گفت: ایران در قبال پذیرش قطعنامه آتشبس، خواستههایی داشت که سازمان ملل حاضر به گنجاندن آنها در قطعنامه نشد. این خواستهها عبارت بودند از:اعلام متجاوز بودن عراق،برقراری آتشبس همزمان با پذیرش قطعنامه و پرداخت غرامت جنگ از سوی عراق.
این رزمنده دورن دفاع مقدس یادآور شد: قطعنامه 598 شورای امنیت، برخلاف قطعنامههای پیشین،برای نخستین بار با عنوان «منازعه بین ایران و عراق» صادر شد. آمریت در آن غالب بود و مفصلترین قطعنامه صادره محسوب میشد. جمهوری اسلامی ایران پیش از آن تمامی قطعنامهها را به دلیل بیتوجهی به خواستههای خود رد میکرد، اما در قبال این قطعنامه سیاست دیگری اتخاذ کرد و با رایزنی سیاسی سعی شد تا مفاد آن مطابق خواست ملت ایران تصحیح شود.
جانشین فرمانده سپاه فردوس در دوران دفاعمقدس، خاطرنشان کرد: هرچند بعضی تحلیلگران معتقدند بهتر بود تمام قوای کشور بسیج میشد و جنگ در آن مقطع پایان نمیپذیرفت اما بیشتر صاحبنظران بر این باورند که ادامه جنگ چندان معقول نبود و با توجه به حضور تمام قد نیروهای خارجی در خلیج فارس، در صورت ادامه جنگ هم تضمینی برای پیروزی قطعی وجود نداشت.
استراتژی ایران برای پایان جنگ
طالبیان، استراتژی ایران برای پایان جنگ را تصرف یک منطقه ارزشمند از عراق دانست و گفت: ایران با چنین راهبردی درصدد بود تا بر سر میز مذاکره موضع برتر داشته باشد. درنتیجه، تصرف جزیره استراتژیک فاو، یکی از بزرگترین پیروزیهای ایران پس از آزادسازی خرمشهر بود و باعث شد تا صحنه جنگ به سود ایران تغییر کند و در مقابل اعتبار سیاسی و نظامی عراق زیر سوال برود.
مسئول بسیج شهرستان گناباد در دوران دفاع مقدس، تاکید کرد: آمریکا که شاهد زوال عراق و برتری ایران بود، تصمیم گرفت بیش از گذشته در عرصه نبرد حضور یابد. اقدامات ایالات متحده از این مقطع به بعد نشان داد که این کشور درصدد است به ایران اعلام کند که با آمریکا - و نه عراق - مواجه است. بنابراین «فاو» با هدایت اطلاعاتی و راهبردی آمریکا بازپس گرفته شد و استراتژی «دست برتر» ایران برای خاتمه جنگ دگرگون شد.
این استاد دانشگاه افزود: حضور و مداخله مستقیم آمریکا به نفع عراق در جنگ، راهبرد «جنگ بدون برنده» آمریکا را آشکارتر کرد. رزمندگان ایرانی برای تصرف فاو، 70 روز مقاومت کردند اما بعدها در کمتر از 36 ساعت این منطقه حساس از دست رفت. در این شرایط ایران هدف بعدی خود را فتح بصره قرار داد. در این راستا «عملیات کربلای 4 » سوم دیماه 1365 آغاز شد ولی به دلیل هوشیاری دشمن،24 ساعت بعد متوقف شد. در این مرحله غلبه بر پیامدهای سیاسی- نظامی عملیات کربلای 4 بسیار دشوار بود.
وی ادامه داد: «عملیات کربلای 5 » با هدف تصرف بصره انجام شد اما اوضاع همانند نبرد فاو، به جنگ فرسایشی تبدیل شد.
گسترش جنگ در شمالغرب
این رزمنده دوران دفاعمقدس افزود: در زمستان سال 1366 که درگیری در منطقه خلیج فارس کاهش پیدا کرد، باقیمانده توان و امکانات سپاه از دریا به منطقه شمالغرب منتقل شد که نتیجه آن انجام «عملیات والفجر 10» بود. عراق در برابر این عملیات، هیچگونه واکنش شدیدی انجام نداد و با بمباران شیمیایی خسارات و تلفات زیادی به با رآورد. تصور میشد اگر در جبهههای شمالغرب حمله آغاز شود، عراق نیز نیروهای خود را بر آن منطقه متمرکز خواهد کرد اما این اتفاق نیفتاد. بنابراین برخی تحلیلگران معتقدند که ایران دو راه بیشتر نداشت، حفظ انقلاب یا ادامه جنگ.
حملات شیمیایی عراق
طالبیان در خصوص حملات شیمیایی عراق گفت:عراق از دهه 1970 میلادی برای تهیه و تولید سلاحهای شیمیایی به موازت اقدام برای دستیابی به سلاح اتمی تلاش خود را آغاز کرد. ارتش عراق پس از تجاوز به ایران،ابتدا این سلاحها را به صورت محدود به کار گرفت ولی از سال 1362 تا پایان جنگ،تولید و استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی به نحو شگفتانگیزی افزایش یافت.
وی در مورد تعداد این حملات خاطرنشان کرد: تعداد حملات شیمیایی عراق از دی ماه 1359 تا اسفند 1366، جمعا 242 مورد بود که قربانیان آن 44 هزار نفر ذکر شده است. همچنین عراق 6000 بمب شیمیایی در جنگ علیه ایران به کار گرفت.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: جنایتی که صدام در منطقه کردنشین «حلبچه» بر ضد شهروندان خود مرتکب شد، هر روز امکان داشت در یکی از شهرهای بزرگ ایران اتفاق بیفتد و چنین کاری مطمئنا شرایط جنگ را بسیار پیچیده و دشوار میکرد.
حمله موشکی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران
طالبیان در مورد آخرین اقدام آمریکا گفت: آمریکاییها که از مقاومت ایران خشمگین بودند و به زعم خود، ادامه جنگ را به زیان امنیت انرژی میدیدند، تصمیم گرفتند تا به هر نحو ممکن جدیت خود برای خاتمه را علنی کنند.
وی ادامه داد:در نتیجه، ناو «وینسنس» آمریکا در یک اقدام جنایتکارانه، دوازدهم تیر 1367 با شلیک دو فروند موشک به هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران، جان 290 تن انسان غیرنظامی را گرفت. آمریکا برای محدود کردن اثرات منفی این اقدام در افکار عمومی، در نخستین واکنش مدعی شد هواپیمای ایران نظامی بوده و قصد هدف قرار داد ناو آمریکایی را داشته است.
این استاد دانشگاه افزود: آمریکاییها تمایل داشتند به طرف ایرانی تفهیم کنند که برای به دست گرفتن ابتکار عمل در جنگ از هر اقدامی علیه مردم ایران بهره خواهد گرفت. به همین دلیل، رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا حمله ناو آمریکایی به هواپیمای غیرنظامی ایران را اقدامی «شایسته» خواند. البته در قطعنامهای که پس از این اقدام صادر شد، کشور ایران، محق اعلام شد.
بحران در حوزه صادرات نفت (جنگ نفتکشها)
طالبیان با اشاره به درآمد اصلی ایران، یعنی نفت، گفت: در اواخر جنگ تحمیلی، صدور نفت از خلیج فارس نیز با مشکل مواجه شده بود. علاوه بر این، جزیره خارک که بیشتر سکوهای نفتی در آن قرار دارد، مرتب توسط هواپیماهای عراقی بمباران میشد.
این پژوهشگر تاریخ دفاع مقدس گفت: صادرات نفت ایران در سالهای بین 1363 تا 1365 کاهش یافت. علاوه بر این، قیمت نفت هم از 26 دلار در هر بشکه به شش دلار رسید و در نتیجه درآمد نفتی ایران با کاهش چشمگیری مواجه شد.
کمکهای تسلیحاتی به عراق
طالبیان اظهار کرد: دولت آمریکا برای جلوگیری از شکست عراق، باید این کشور را به لحاظ تسلیحاتی تقویت میکرد. برای تحقق این هدف با مانعی جدی روبرو بود و آن این بود که کنگره آمریکا پیش از جنگ،عراق را به دلیل نقض حقوق بشر و تروریسم تحریم کرده بود. حال یا باید تحریمها لغو شود و یا این که تسلیحات آمریکایی از طریق کشوری ثالث به عراق ارسال شود. سلاحهای آمریکایی شامل موارد زیر بوده است:
تجهیزات الکترونیک،انواع ماشینآلات،دستگاههای حساس و کامپیوتری فوقالعاده قوی که در امر تولید سلاحهای شیمیایی- موشکی و هستهای نقش حساسی دارند و هلی کوپتر «بل».
دستیابی عراق به موشکهای «اسکاد» و جنگ شهرها
طالبیان در مورد تحول قدرت هوایی عراق پس از دستیابی این کشور به موشک، افزود: روسها به تلافی کمک ایران به مجاهدان افغان، به عراق موشکهای «اسکاد بی. و «سی» دادند.
وی ادامه داد: صدام با تغییر ساختار اسکاد به موشک جدیدی دست یافت و چون میخواست به کشتار غیرنظامیان مشروعیت بخشد، آن را «الحسین» نامگذاری کرد. الحسین که بردی دو برابر موشک اسکاد- بی داشت، برای هدف قرار دادن تهران تولید شد. هدفی که تا پیش از این تنها با حمله جنگندههای عراقی قابل وصول بود.
این پیشکسوت جهاد و ایثار،افزود: عراقیها با مهندسی معکوس موشکهای اسکاد، از هر سه موشک اسکاد، دو موشک الحسین تولید کردند. مخازن ترکیب اکسیژن و سیستم مراقبت فشار آن ساخت آلمان بود، بدین ترتیب عراقیها به تدریج موفق به تولید موشک «العباس» با برد 860 کیلومتر شدند. این تغییر بنیادین در موازنه نظامی، یکی از عوامل اصلی تصمیم ایران برای قبول قطعنامه 598 بود.
طالبیان به کمکهای انگلیس در این خصوص اشاره کرد و گفت: این کشور بیش از 5/1 میلیارد دلار کالای تکنولوژی پیشرفته به عراق صادر کرد. دستیابی عراق به این تکنولوژی این امکان را برای بغداد فراهم کرد که بُرد موشکهای اسکاد روسی را به 600 کیلومتر افزایش دهد.
کمکهای مالی به عراق
طالبیان در خصوص کمکهای مالی خارجی به عراق گفت: میزان این کمکها روشن نیست،ولی انتشار برخی آمار و ارقام نشان میدهد این کمکها بسیار زیاد بوده است. بخش وسیعی از این کمکها را چند کشور حاشیه خلیج فارس تامین کردند.
این رزمنده دوران دفاع مقدس در این راستا با اشاره به اظهار نظر «وفیق السامرایی»،مسئول بخش ایران در استخبارات عراق،افزود: کشورهای حوزه خلیجفارس بیش از 45 میلیارد دلار به عراق کمک کردند،که بیش از نیمی از آن به عربستان سعودی تعلق داشت.
وی گفت: هم چنین بخش دیگری از این کمکها شامل 300 میلیون دلار بود که آمریکا در سال 1361 برای خرید برنج و گندم در اختیار رژیم عراق قرار داد. این کمک تدریجا افزایش یافت و در مجموع به بیش از پنج میلیارد دلار رسید.
کلیپ تصویری سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین روانبخش
پیرامون نقش آقای هاشمی در قبولاندن قطعنامه 598 به امام خمینی رحمه الله علیه
برای دانلود کلیک کنید
حجم: 12 مگابایت با فرمت 3gp
***
این هم چند لینک متنی مرتبط با ماجرای قطعنامه:
+ ماجرای پذیرش قطعنامه 598 از زبان سردار رشید
++ دانلود جزوه قطعنامه 598 چگونه تصویب شد؟ (مقالات کامران غضنفری که حاج آقا روانبخش در کلیپ توصیه میکنن )
برای دانلود جزوه کلیک کنید
حجم: 791 کیلوبایت با فرمت pdf
این کتاب شامل دو بخش زیر میباشد؛
و این دو بخش هر کدام به شش درس تقسیم میشود.

ارزشیابی این درس به شرح زیر میباشد؛
در آزمون کتبی، سوالها باید بر اساس رویکرد کلی محتوای آموزشی؛ یعنی فهمیدن، نه حفظ کردن، استوار باشد. باید محورهای کلیدی و اصلی محتوای کتاب، محور آزمون باشد و از نکات حاشیهای و فرعی نباید برای طرح سؤال استفاده شود.
آزمون کتبی ۱۶ نمره دارد. ۴ نمره از ارزشیابی پایانی به قرائت صحیح دانش آموزان اختصاص دارد.
برای دانلود این کتاب میتوانید از باکسی که زیر مطلب مشاهده میکنید، اقدام فرمایید.
لطفا توجه کنید این کتاب در همه رشتههای نظری، فنی و حرفهای و کاردانش به جز رشته ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی تدریس خواهد شد.
لینک دانلود: http://up.madrese3.ir/download/1795754/islamic-o.pdf
رمز فایل: ندارد
نمونه سوالات دینی دهم
1 ـ چرا انسان مسؤل سرنوشت خویش است؟
2 ـ انسان سعادت مند کیست؟
3 ـ چرا انسان ها هدف ها دل بستگی های مختلف دارند؟
4 ـ چراصفات موجودات دیگر را نمی توان با صفات خداوند مقایسه کرد؟
5 ـ معیار و ملاک توصیف خداوند به برخی از صفات چیست؟
6 ـ چه تفاوتی میان صفات خدا و صفات انسان ها وجود دارد؟
7ـ چرا حرکت به سوی خدا و کسب سعادت الهی در جوانی و نوجوانی اسان تر از بزرگ سالی است؟
8ـ چگونه می توان دل را حرم همیشگی خدا ساخت؟
9ـ عهد میان چه کسانی بسته می شود؟
10ـ عهد درباره چیست؟
11ـ عاقبت عهد شکاندن چه بوده است؟
12ـ چچه کسانی به عهد وفادار بوده اند و به چه نتیجه ای رسیده اند؟
13ـ چرا مراقبت در ابتدای اجرای هر برنامه ضروری تر است؟
14ـ چراباید از نیت و قصد خود در هنگام عمل مراقبت کنیم؟
15ـ خداوند به چه چیزی سوگند خورده است؟ چرا؟
16ـ به نظر شما چه خُسرانی انسان را تهدید می کند؟
17ـ راه رهایی از این خسران چیست؟
18ـ مقصود از این که رسول خدا(ص) برای مسلمانان اُسوه است، چیست؟
19ـ خوردن غذای غصبی چه حکمی دارد؟
20ـ هدف از نزول قرآن کریم چیست؟
21ـ ازمیان اب مطلق واب مضاف ،کدام یک پاک کننه است؟
22ـ وضوی جبیره درچه مواردی و چگونه انجاممی گیرد؟
23ـ چرا روزی پنج بار نماز می خوانیم؟
24ـ ترک نماز چه اثارو نتا یجی برای ما دارد؟
25ـ عهد وپیمان میان انسان و خدا در چند مرحله انجام می پزیرد؟هر کدام را توضیح دهید.
26ـ عوامل تقویت کننده عزم را نام ببرید؟
27ـ برنامه واداب خوردن و اشامیدن رسول خدا (ص) چگونه بود؟(ازهر کدام دو مورد)
28ـ ویژگی های یک دوست واقعی چیست؟
29ـ ازوظایف دوست نسبت به هم (توقع بجا ومنصفانه )را توضیح دهید؟
30ـ امام علی (ع) عاجز ترین افراد را چه کسی معرفی می کند؟
31ـ چه صفاتی را می توان به خدا نسبت داد و چه صفاتی را نمی توان نسبت داد؟
32ـ پوشش زن در هنگام نماز چگونه باید باشد؟
33ـ حقیقت زندگی برای انسان در چیست؟
34ـ چه حیواناتی حرام گوشت هستند؟
35ـ تنوع و گستردگی استعداد های انسان مفید است یا مضّر؟چرا؟
36ـ چهار مورد از عوامل تقویت کننده عزم را نام ببرید؟
37ـ دو مورد از ویژگی دوستان خدا را طبق آیات قرآن کریم نام ببرید؟
38ـ چرا حفظ دوستی از پیدا کردن دوست مشکل تر است؟
39ـ چهار مورد از ویژگی های دوست واقعی را بنویسید ؟
40ـ مقصود از اینکه رسول خدا (ص) برای مسلمانان اسوه است چیست؟
41ـ انسان سعادتمند چه کسی است ؟
42ـ درجات بعشت متفاوت است ؟چرا؟
43ـ منظور از صفات ثبوتی وسلبی خداوند چیست ؟
44ـ کمال انسان در چیست وغایت و مقصود ما کدام است؟
45ـ حکمت نماز پنجگانه در چیست؟
46ـ انتخاب بزرگ حضرت ابراهیم چه بود؟
47ـ چه ویژگی در ماه ،ستاره و خورشید است که سبب می شود لایق پرستش نباشند؟
48 ـ چرا هر انسانی خواستار خوبی ها و زیبایی هاست؟
49 ـ چرا بعضی لحظه ها برای انسان زیبا و دل پذیر و برخی نا خوشا ینداست؟
50ـ قدرت تفکر و انتخاب هر،یک،چه نقشی در حرکت کمالی انسان دارند

دانلود کتاب دین و زندگی پایه دهم
| ضمیمه | حجم |
|---|---|
| 26.87 مگابایت |
| ضمیمه | حجم |
|---|---|
| 30.63 مگابایت |

دانلود پیام آیات + نمونه سوال درس 1 دین و زندگی پایه دهم
دریافت رایگان نمونه سوال درس 1 دین و زندگی دهم :
رمز : class-10.rozblog.com
دریافت رایگان پیام آیات + تست و مفهوم درس :
باسمهتعالی
با عرض سلام و تبریک سال تحصیلی جدید خدمت همه همکاران گرامی
به اطلاع میرسانم که دوره ضمن خدمت کتاب جدید التألیف دین و زندگی
سال دهم إنشاءالله در مهرماه برگزار خواهد شد. روز و تاریخ دقیق آن متعاقباً
اعلام خواهد شد. ضمناً برای دریافت فایل کتب میتوانید روی لینکهای زیر کلیک
نمایید:
دین و زندگی(1) رشته انسانی فایل کامل کتاب30.63 مگابایت
دین و زندگی(1) رشتههای غیر از انسانی فایل کامل کتاب26.87 مگابایت

برای استفاده از این بخش به ادامه مطلب مراجعه کنید
درس اول :جلوه های حکمت و تدبیر صفحه 14
ابتدا این خطبه ی حضرت علی (ع) را که در نهج البلاغه آمده است .بخوانید و ویژگی های خلقت خداوند را از آن استخراج کنید .
1-خداوند جهان را بدون الگو گرفتن یا تقلید از دیگری ساخته است.
2- مخلوقات خداوند؛ بی سابقه و در آفرینش بی نظیر هستند.
3- مخلوقات خداوند بر اساس مقیاس و نظم و اندازه مشخص و متناسب با ویژگی های خاص است تا از هم فرو نپاشد و استوار و محکم بماند.
4- مخلوقات خداوند مطابق برنامه ای دقیق آفریده شده اند و هر کدام در مسیر و هدف خاص خود هدایت می شوند.
5- مخلوقات خداوند در چهار چوب تعیین شده حرکت می کنند و از دستور خداوند سرپیچی نمی کنند.
اندیشه و تحقیق
درس دوم: با کاروان هستی (صفحه 28)
برخی
از آیات قرآن کریم با عبارت "و من آیاته ی" آغاز می شود . به آیات 22تا25
سوره ی روم و 29 سوره ی شوری مراجعه کنید و با بهرمندی از آنها حکیمانه
بودن خلقت را توضیح دهید.
1-سوره ی روم،آیه ی 22:
و من ایته ی خلق السموات و الارض و اختلف السنتکم و الونکم از نشانه های او آفرینش آسمان ها و زمین و تفاوت زبان ها و رنگ های شماست.
اختلاف
زیان و رنگ : بی شک زندگی اجتماعی بشر بدون شناخت افراد از هم ممکن نیست و
اگر یک روز همه انسان ها یک رنگ؛ یک قد و یک شکل و قیافه باشند چه جنجالی
عجیبی در جهان خواهد افتاد , نه پدر و فرزند و همسر شناخته می شوند و نه
مجرم و بیگناه و نه طلبکار و بدهکار و نه ذوست از دشمن ، و این تنوع رنگ و
زبان علاوه بر قدرت خداوند ،دلیل بر حکمت خدا می باشد که برای سازمان یافتن
امور جامعه ، خداوند دست به این گونه آفرینش زده است. طوری که رنگ
چشم،مو،قیافه، صورت، اختالف صدا و آوازها و گوش ها، زبان ها، لهجه ها، رنگ
نژاد ها؛ همه نشانه ی قدرت و حکمت خداست.
2-سوره ی روم آیه 23:
و
من ایته ی منامکم بالیل و النهار و ابتغاوکم من فضله ی ؛ از نشانه های او
خواب شما در روز و شب است و تلاش کوششتان برای بهرهگیری و تامین معاش از
فضل پروردگارتان.
این حقیقت برکسی پوشیده نیست که همه ی موجودات
زنده برای تجدید قوا و بدست آوردن آمادگی لازم برای ادامه ی فعالیت نیاز به
استراحت دارند و مسلما اگر خواب نبود روح و جسم انسان فرسوده میشد و با
یک وقفه ی بدن از فعالیت آرامش و رفع خستگی و نشاط و نیروی تازه ی دوباره
÷دید می آید.
3-سوره ی روم آیه 24:
و من ایته ی یریکم
البرق خوفا و طمعا و ینزل من السماء فیحی ی به الارض بعد موتها، از نشانه
های خداوند این است که رعد و برق را به شما نشان می دهد که هم مایه ی ترس
است و هم نشانه ی امید به نزول باران که از آسمان آبی می فرستد و زمین را
بعد از مردن زنده می گرداند.
حقیقت این است که در این برنامه ی بیم
امید ؛دست قدرتی در کار است که آن را رهبری و هدایت می کند و هرگز نمی
تواند معلول تصادف ها و برنامه های طبیعت کورکورانه و بی هدف باشد.
4- سوره روم آیه 25:
و من ایته ی ان تقوم السماء و الارض بامره ی : از نشانه های خداوند این است که آسمان و زمین به فرمان او پابرجاست.
مجموعه
ی اجرام آسمانی در گردش منظم خود به محاسبه ی پیچیده ی تعادل نیروی جاذبه و
دافعه نیاز دارند و خداوند این تعادل را چنان سامان داده که میلیون ها سال
بدون کم ترین انحراف در مسیر خود گردش می کنند و این نشانه ی یگانگی
خداوند و حکیمانه بودن خلقت است.
5- سوره شوری آیه ی 29:
و
من ایته ی خلق السموات و الارض و مابث فیهما من دابه: از نشانه های او
آفرینش آسمان ها و زمین است و آنچه از جنبندگان که در انها خلق و منتشر
نموده است.
آسمان ها با آن عظمت بیکران که هر روز ابعاد تازه تری
از عظمت و شگفتی آنها کشف می شود ؛ زمین و انواع حیوانات ،پرندگان و
خزندگان و صدها هزار نوع حشرات ,انواع ماهی های کوچک و بزرگ، بشر هنوز به
عمیق عجایب دریاها پی نبرده، و شگفتی هایی که در ساختمان هر یک از آنها
بکار رفته، همه از نشانه های قدرت و حکمت خداوند است.
اندیشه و تحقیق
درس سوم: سرمایه های انسان صفحه 41
1-ارزش های وجودی انسان که او را بر سایر موجودات برتری می دهد؛ کدام اند؟
1-خداوند به انسان عزت و کرامت بخشیده است.( و لقد کرمنا بنی ءادم)
2- خدوند انسان رااز قدرت تفکر و قدرت انتخاب برخوردار ساخت.
3- خداوند قدرت تسلط بر خشکی و دریا را بر او عطا کرد.( و حملنهم فی البر و البحر)
4- خداوند او را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری بخشید.( و فضلنهم علی کثیر ممن خلقنا)
5-خداوند آیمان و زمین را برای انسان رام ساخت و در اختیارش قرار داد. ( وسحر لکم ما فی سموات و ما فی الارض)
6- خداوند مقام رسیدن به نفس مطمئنه را در وجود انسان نهاد.( یایتها النفس المطئة)
7- خداوند راه رسیدن انسان به معبود خویش را آسان ساخت.( ارجعی الی ربک)
8- خدواند مختار آفرید و از عقل و خرد بهره مند ساخت.( انا هدینه السبیل اما شاکرا و ما کفورا)
9-خداوند او را از ظریفت علمی و استعداد بسیار بالایی برخوردار ساخت.(و علم ءادم الاسماء کلها)
10-خداوند بعد از آفرینش انسان از روح خود به او دمیده است.(و نفخت فیه من روحی)
11- خداوند به تمام ملائکه فرمان داد که در مقابل عظمت انسان به سجده بیافتند. (فاسجدو الادم)
12-خداوند او را به عنوان جانشین خود در زمین قرار داد.( انی جاعل فی الرض خلیفة)
13- او را کامل ترین و استاندارد ترین موجود و مخلوق معرفی کرد .(لقد خلقنا الانسن فی احسن تقویم )
14-خداوند او را شایسته ملاقات با خود دانست. ( انک کادح الی ربک کدحا فملقیه)
15- میل به جاودانگی و بی نهایت خواهی را در وجود او گذاشت.
در آیات 54و55 سوره قمر تامل کنید و ببینید چه جایگاهی برای انسان های پاک و پرهیزکار پیش بینی شده است .
جایگاهی که در این دو آیه توصیف ان را نموده است دو ویژگی دارد که همه ی امتیازات در آن جمع است.
نخست
این که آنجا، جایگاه صدق است و هیچ گونه باطلی و بیهودگی در آن راه نداشته
و سراسر حق است و تمام وعده های خداوند درباره ی بهشت در آنجا عینیت پیدا
می کند و صدق آنها آشکار می شود.
ویژگی دیگر اینکه: در جوار و قرب
خداست (قرب معنوی نه جسمانی) آن هم نسبت به خداوندی که هم مالک است و هم
قادر و هرگونه نعمت و موهبتی در قبضه ی قدرت و در فرمان حکومت و مالکیت
اوست.
3- آیا وجود شیطان مانع اختیار و اراده ی ما در تصمیم گیری ها می شود؟
خیر زیرا شیطان فقط وسوسه می کند و هیچ تسلطی بر ما ندارد.
4-
سرمایه های الهی در وجود ما را با موانع رشد مقایسه کنید و ببینید که کدام
یک از سرمایه ها در مقابل کدام یک از موانع قرار دارند.
موانع رشد 1-نفس اماره 1-نفس لوامه
2-جهل 2-عقل
3- غفلت از خدا و آخرت سرمایه الهی 3- سرشت خداآشنا
4- دام های شیطان 4-گرایش به نیکی
اندیشه و تحقیق
درس پنجم: پنجره ای به روشنایی صفحه 59
1-چرا
برخی از افراد با این که بیان می کنند آخرت را قبول دارند و از لحاظ فکری
آن را پذیرفته اند. تلاش چندانی برای آن جهان نمی نمایند و در زندگی خود به
گونه ای عمل می کنند که گویی آخرتی درپیش نیست؟
اولا : علم و
شناخت به چیزی ، مانند چراغی است که راه را نشان می دهد و انسان آن را قبول
می کند اما هیچ وقت محرک و مشوق انسان به سوی عمل نیست.
پس قبول داشتن جهان آخرت ؛ لازمه اش عمل کردن به نیکی ها و تسلیم در برابر خدا نیست بلکه فقط شناخت یک حقیقت است.
ثانیا:
آنچه محرک انسان به سوی عمل است ایمان اوست و ایمان باور و اعتقاد قلب
همراه با حب و دوستی و اطمینان است که شوق به سوی عمل را در انسان پدید می
آورد.
پس آنچه که میان شناخت و قبول چیزی و عمل به آن پیوند ایجاد
می کند؛ ایمان است و اگر انسان به مرحله ی ایمان برسد؛ می تواند به ثمرات
آن امیدوار باشد و چنین افرادی هنوز به مرحله ی ایمان نرسیده اند.
2- آیات به آخرت لزوما بی توجهی به دنیا و عقب ماندگی را در پی دارد؟
در آیات و روایات اسلامی دو نوع نگرش بر دنیا وجود دارد:
نگرش
اول: مدح و تمجیدی که از دنیا و امکانات و زیبائی های آن شده است. مثل
آیات شریفه ی" همه ی نعمت های زمین را برای شما آفریدیم" و یا" هر چه در
زمین است مسخر شما کردیم " و یا" از فضل و نعمت خداوند در دنیا بهره مند
شوید" و همچنین در روایت های بسیاری دنیا را مزرعه و تجارتخانه ی مردان
خدا , محل هبوط وحی, سرای موعظه و پند و.......خوانده اند, که این نگرش
مثبت به دنیا ست.
نگرش دوم: از دنیا و آنچه که در آن است ذم شده
است. مثل متاع غرور " مایه ی غفلت و غرور"و "لهو و لعب" یا " وسیله ی
سرگرمی و بازیچه" و در جای دیگر وسیله ی غفلت از یاد خدا ؛ از آن یاد شده
است.
در نتیجه با توجه به مطالب فوق می توان گفت خداوند دنیا و
مواهب جهان مادی را به عنوان وسیله ای برای رسیدن انسان به کمال و سعادت و
تکامل معنوی قرار داده که انسان از آن بهره برداری کند. هدف اصلی انسان؛
برنامه ریزی در دنیا برای رسیدن به کمال در آخرت است و اگر انسان به دنیا
به عنوان یک هدف (نه وسیله) نگاه کند و از لذت های معنوی بریده شود طبعا
مایه ی غرور و طغیان و سرکشی و ظلم خواهد بود و مهم تر از همه؛ مانع بزرگ
برای رسیدن به هدف ؛کمال و سعادت است. اما اگر به عنوان وسیله ی تکامل به
آن نگاه کند مسلما کمک شایانی در جهت پیشرفت او و نردبانی بلند برای رسیدن
به هدف او خواهد بود و علاوه بر بهرمندی از مواهب دنیوی می تواند به سعا دت
اخروی نیز نزدیک شود.
توجه: پس توجه به آخرت نه تنها موجب بی
توجهی به دنیا نیست ؛بلکه بی توجهی به دنیا و گوشه گیری و رهبانیت شدیدا از
نظر اسلام مطرود است.
با مطالعه و دقت در آیات 32 تا 37 سوره مومنون توضیح دهید این آیات بیانگر کدام تفکر درباره ی مرگ است؟
این
آیات بیانگر تفکر گروهی است که مرگ را پایان زندگی می دانند و حیات اخروی
را انکار می کنند. اما دلایل انتخاب این رویکرد از سوی منکرین در قرآن چنین
آمده است:
1-غوطه ور شدن در دنیا و زندگی پر زرق و برق آن: و اترفنهم فی الحیوة الدنیا : و ناز و نعمت در زندگی دنیا به آنان داده بودیم .
صاحبان
اینگونه زندگانی معم.لا متمایل به آزادی بی قید و شرط برای کامجویی از
لذایذ حیوانی هستند و دین را مزاحم و مخالف هوس های خود می دانند.
اندیشه و تحقیق
درس ششم :آینده ای روشن صفحه 67
1-بیان حکمت خداوند و ضرورت معاد چه ارتباطی هست؟
1-عالم هستی, عالمی است بر پایه ی نظام هماهنگ و قانومند که بدون هدف آفریده نشده است.
2-خداوند اهدافی را برای انسان معین کرده و امکان رسیدن به آن هدف ها را نیز به انسان داده است.
3- این حکیمانه نیست که کسی در عرض سالیان دراز کمالاتی را تحصیل کند و سرانجام همه ی آنها فانی شده و از بین بود .
نتیجه
:اگر خلقت جهان و انسان را هدفی و مقصودی نباشد, در این صورت کاری عبث و
بیهوده خواهد بود؛ در حالی که خداوند حکیم است و هیچ کاری از کارهای خداعبث
و بیهوده نیست .
لازمه ی حکت هدا این است که زندگی انسان را پایان
نباشد و آن چه دراین جهان به دست می آورد با مرگ او از بین نرود و لازمه ی
عبث و بیهوده نبودن از زندگی انسان؛بازگشت به سوی خداست.
الا الی الله تصیر الامور ؛ آگاه باشید که بازگشت تمام امور به سوی خداوند است.
3- میان عادل بودن خداوند و ضرورت معاد چه ارتباطی وجود دارد؟
1-تمام جهان براساس عدل خدا استوار است و خداوند عادل است.
2-عمر انسان محدود است و قبل از رسیدن به پاداش و کیفر عمل خود,از دنیا می رود.
3- دنیا گنجایش و ظرفیت کمی دارد و انجام پاداش و کیفر واقعی در آن عملی است.
نتیجه:
اگر بعد از دنیا ؛زندگی دیگری نباشد که همه ی انسان ها به حقوق واقعی خود
برسند, این نظام , نظام عادلی نخواهد بود و این بر خلاف عدل خداوند است.پس
انسان با مرگ نابود نمی شود بلکه به عالمی دیگر منتقل می شود تا عدل خدا
محقق شود.
و امتزوا الیوم ایها المجرمون : ای ناپاکان و بدکاران امروز از مردم پاک جدا شوید.
3- تعدادی از کارهای نیک و تعدادی از گناهان را که در این دنیا قابل پاداش و مجازات نباشد ذکر کنید.
کارنیک: کسی که جان خود را برای نجات مردم به خطر می اندازد یا به شهادت می رسد یا ناقص العضو می شود.
کار بد: مانند قاتلینی که تعداد زیادی از مردم را به خاطر هوسهای خود گرفته اند. مثل هیتلر یا صدام یا ......
اندیشه وتحقیق
درس هفتم: منزلگاه بعد صفحه 75
1-از کلمه توفی در قرآن کریم ٰ، برای اشاره به کدام بعد از وجود انسان استفاده شده است و نشان دهنده ی چیست؟
بعد روحانی، این که روح به طور کامل هنگام مرگ توسط قرشته مرگ دریافت می شود.
2-
با توجه به این که پرنده ی عمل انسان ، پس از مرگ او همچنان باز است، بهتر
است که ما در برنامه ریزی های خود چه اصلی را رعایت کنیم؟ آینده نگری
3- بنا بر سخن امام صادق (ع) کدام چیزهاست که پس از مرگ نیز با انسان همراه است؟
چاه آب-درخت-آبی که جاری کرده-روش پسندیده ای که بنا کند.
اندیشه و تحقیق
درس هشتم: واقعه بزرگ صفحه 83
1-آیات
51 و 52 سوره ی یس را مطالعه کنید و بگویید که نفخ صور ذکر شده در این
آیات مربوط به مرحله ی اول است یا دوم؟ همچنین کافران پس از خروج از قبرها
چه می گویند؟
و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم ینسلون؛ چون صور دمیده شد؛ بناگاه همه از قبرها به سوی خدای خود می شتابند.
این
آیه به مرحله دوماز نفخ صور اشاره می کند که بعد از صور اول همه مدهوش می
شوند، در صور دوم همه ی مردگان زنده شده و در پیشگاه خدا حاضر می شوند.
کافران
پس از خروج از قبرها از روی حسرت و آه و پشیمانی می گویند: قالوا یویلنا
من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون ؛ ای وای برما ،چه
کسی ما را از خوابگاه و مرگ برانگیخت و زنده کرد. این همان وعده ی خدای
مهربان است و پیامبران که این روز سخت را خبر داده بودند و همه راست می
گفتند.
جه شرایطی بر قضاوت در قیامت حاکم است که سبب می شود هیچ ظلمی اتفاق نیفتد؟
الف)حضورپیامبران وامامام: که شاهدان و ناظران بر دادگاه عدل الهی می باشند و به عنوان معیار سنجش اعمال نیز هستند.
ب)حضور سایر گواهان: مثل فرشتگان که مراقب انسان ها بوده و تمام اعمال را ثبت کرده اند و اعضای بدن انسان که از گمراهان هستند.
ج) تجسم اعمال: یعنی تمامی انسان ها در نامه ی عمل خود؛ عین عمل را می بینند نه تصویر آن را و البته به هیچ وجه قابل انکار نمی باشد.
د)
قشاوت بر معیار حق: فقط خداوند تنها داور و قضاوت کننده بر اعمال انسان
است و معیار سنجش اعمال هم فقط حق و عدل است و خداوند مظهر عدل و حق است.
وان الله لیس بظلام للعبید؛ خداوند هیچ وقت به بندگانش ظلم نمی کند.
3- با این که خداوند حاکم دادگاه است ، چه نیازی به شهادت شاهدان وجود دارد؟
الف-مجرمان
هنگامی که نتیجه اعمال خود رامی بینند، وحشت می کنند و به گمان اینکه مثل
دادگاه های دنیاست و می شود حقیقت را کتمان کرد ، در مرحله اول حقایق را
انکار می کنند.
ب- مجرمان برای نجات خود از این مهلکه حتی قسم دروغ می خورند که چنین کاری نکردند.
ج-
در این هنگام برای اینکه از انکار و قسم دروغ دست بر دارند و واقعیت را
بپذیرند به اذان خداوند دست ها و پاها و سایر اعضای بدنشان شروع به سخن
گفتن می کنند.
د- در این صورت مجرمان دست از انکار بر داشته و
تقصیر را به گردن دیگران می اندازد و سپس از خداوند تقاضای بازگشت به دنیا و
جبران گذشته را می کنند.
بنابراین طبق آیات الهی کاملترین حسابرسی
در مورد اعمال انسانی زمانی به عمل می آید که جای هیچ گونه انکاری نباشد و
خداوند این هشدار را به ما می دهد تا برای تمام انسان ها اتمام حجت شده و
آنها برنامه زندگی خود را چنان تنظیم کنند تا در روز قیامت به فرصت های از
دست رفته حسرت نخورند.
اندیشه و تحقیق
درس نهم : فرجام کار صفحه 98
1--آیات در مجازات آخرت که مجازات از نوع سوم است؛ ظلم امکان پذیر و قابل تصور است ؟ چرا؟
از
آنجایی که پاداش بهشتی و عذاب های دوزخ ساخته ی اعمال ما است و هرکس به
درون خود مراجعه کند و اعمال نیات خود را بررسی کند می تواند به درستس خود
را ارزیابی کند بنابراین مجازات در آخرت طوری است که آنچه به عنوان پاداش
یا کیفر به انسان می دهند عین عمل اوست یعنی جنبه باطنی عمل که همیشه همراه
ماست و از انسان جدا نمی شود؛در آنجا ظاهر خواهد شد و بر مبنای آن مجازات و
پاداش صورت می گیرد.
پس می توان دریافت؛ در جهان آخرت که جرم از
مجرم جداست و نه پاداش و کیفر چیزی جز عمل انسان است.که هیچ عدالتی بالاتر
از این نمی تواند باشد که اعمال هر کسی به خود او برگردانده شود و او خود
را درمیان اعمال و کرده های خود ببیند در حدیث است که در روز قیامت و حساب
در برابر جزع و فزع بدکاران به آنان خطاب شود که: انما هی اعمالکم ردت
الیکم ؛ آنچه امروز به شما می رسد همان اعمال شماست که بسوی شما بازگردانده
شده است.
2- چه تفاوت هایی میان ویژگی آخرت با دنیا و برزخ وجود دارد؟
1)در
دنیا اعمالی که در زمان های مختلف انجام شده اند قابل جمع نیستند؛ در برزخ
همه منتظر رسیدگی و حسابرسی به اعمال در قیامت هستند. و در آخرت تمام
اعمال با هم جمع می شوند و با هم حاضر می شوند و انسان آن را می بیند.
3-رسول
خدا (ص) فرمود: الدنیا مزرعه الاخرة ،یک کشاورز ماهر برای اینه که زراعت
پر محصولی داشته باشد ؛ پنج شرط را رعایت می کند:1-زمین مناسب انتخاب می
کند2-بذر سالم تهیه می کند.3- زمین را به موقع آبیاری میکند و از کودهای
مناسب استقاده می کند4-زمین را از خس وخاشاک و علف های هرزپاک می
کند.5-مواظب است که آفات و حیوانات به کشت او ضرر نرسانند.
اگر دل بهترین و مناسب ترین برای کشت محصول آخرت است؛ چهار شرط دیگر کدام اند؟
1-عمل:
مناسب ترین بذر برای کاشتن در سرزمین دل؛ عمل است. چرا که عمل ریشه ی تمام
نیکی هاست ولی باید این عمل؛عمل صالح باشد و عمل ما وقتی ارزشمند است که
مورد رضای خدا قرار گیرد.
2- ایمان: ایمان نور است. تا ایمان نباشد عمل رشد نمی کند .ایمان و نور , سرچشمه رشد و تکامل و حرکت است
3-علم:
باید آگاهی لازم و شناخت درست از بذرها و نیازی های آن داشت. باید علف های
هرز را به درستی شناخت و مواقع رشد را کنار زد . انسانی که جاهل باشد؛ هیچ
وقت به خوشبختی نمی رسد و راه درست را از نادرست تشخیص نمی دهد.
4-تقوی:
زمین دل برای برداشت محصول بهتر، از هر نوع آفت مصون بماند و با پرهیزگاری
از گناه و آلودگی ها و دوری از وسوسه ای شیطان می توان جلو نابودی محصول و
تباهی عمل را گرفت. فراموش نکنیم که ملاک برتری انسان ها نزد خداوند تقوی
است .
درس دهم : اعتماد بر او (صفحه 109)
1)با توجه به آیات ؛روایات و توضیحات درس، آثار و فواید توکل را ذکر کنید.
1-شخص
توکل کننده با اراده ای قوی و با عزمی جزم وظایف خودش را به خوبی انجام می
دهد و در انجام تکلیف ؛سستی و کوتاهی نمی کند زیرا تلاش می کند و نتیجه آن
را به خدا واگذار کرده است.
2- شخصی که به خدا توکل کند از طرف
نیروی غیبی هم یاری می شود. چون شخص توکل کننده با تکیه بر خدا و در راه
خدا قوم بر می دارد. لذا مشمول آیه ی شریفه ی " والذین جهدوا فینا لنهدینهم
سبلنا؛ و کسانی که در راه ما قدم بردارند ما آنها را به راه هایمان هدایت
میکنیم .
3- و درنهایت کسی که به خدا توکل کند و کاری را انجام دهد
و موفق شود ؛سرمت نمی شود بلکه باید شاکر باشد و اگر شکست بخورد مایوس و
ناامید و سرخورده نمی شود زیرا او وظیفه اش را انجام داده است و پیروی
واقعی انجام وظیفه است نه نتیجه
2) چه رابطه ای میان عزم و توکل وجود دارد؟
حقیقت
عزم : عزم به معنی اراده ، قصد و آهنگ به سوی هدفی است .آدمی با عزم و
اراده ی خود آنچه را که انتخاب کرده ، عملی است. استواری، اعتماد، تحمل
سختی ها از آثار عزم است.
حقیقت توکل :توکل در اصل از ماده وکالت به معنی انتخاب وکیل است .یعنی واگذاری کار به دیگری و انتخاب او به وکالت است.
رابطه
میان عزم و توکل : مفهوم توکل این نیست که انسان دست از تلاش و کوشش بر
دارد و به گوشه ی انزوا برود به این بهانه که خدا تکیه گاه من است ! بلکه
مفهوم آن این است که هرگاه تلاش و کوشش خود را به کار بست و نتوانست مشکل
را حل کند؛ وحشنی به خود راه ندهد و با اتکا به لطف پروردگار ایستادگی کند و
با استمداد از خدا به تلاش خود ادامه دهد. پس همان اندازه که به هنگام
مشورت باید نرمش و لطافت داشت در موقع تصمیم نهایی و عزم بر کار باید قاطع
بود و هر گونه تردید و دو دلی را کنار زد. وبه هنگام عمل به خدا توکل نمود،
یعنی فراهم ساختن اسباب و وسایل عادی؛ استمداد و تکیه کردن و امیدوار بودن
به خدا و قدرت بی پایان او را نباید فراموش کرد. که این آرامش و اطمینان و
قدرت فوق العاده ای به انسان می بخشد.
3) آیا توکل سبب تنبلی می شود یا تحرک؟چرا؟ از آیه ی 159 آل عمران کمک بگیرید.
منظور
از توکل این است که انسان تلاشگر کار خود را به او واگذار نماید و حل
مشکلات خویش را از اوبخواهد ؛خدایی که از تمام نیازهای او آگاه است و در
انجام آن توانا و نسبت به بندگانش مهربان و رحیم است و مصلحت او را بهتر از
هرکس می داند.
کسی که دارای روح توکل است:
1-هرگز یاس و نومیدی را به خود راه نمی دهد.
2- در برابر مشکلات احساس ضعف و زبونی نمی کند.
3- در برابر حوادث سخت مقاوم است.
4- آدمی را از وابستگی ها که سرچشمه ی ذلت و بردگی است نجات می دهد.
5-به او آزادگی و اعتماد به نفس می بخشد.
6- با امید به عنایت خدا از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کند.
با
این اوصاف ، انسانی که توکل به خدا می کند؛ علاوه بر آماده ساختن ابزارهای
حرکت به سوی هدف،همیشه توام با جهاد و کوشش برای رسیدن به مقصود است نه
تنبلی و فرار از مسئولیت ها.
4- شرایط توکل حقیقی کدام اند؟
1-مهمترین شرط توکل ،اخلاص است. اگر توکل برخدا، حقیقی و همراه با اخلاص باشد، خدا کار را به بهترین صورت چاره خواهد کرد.
2- حقیقتا نتیجه ی کار را به خدا واگذار کند چون خداوند هم به مصلحت و هم ضررهای انسان آگاه است.
3- وقتی توکل معنا پیدا می کند که انسان با دیگران مشورت کند و بهترین راه را انتخاب کند و برای رسیدن به مقصود تلاش کند.
4- مرحله اول ،باید عزم بر انجام یا ترک کاری در انسان بوجود آید و تردید و دودلی را کنار گذاشت.
5- از وسایل و اسباب موفقیت که خداوند در اختیار او قرار داده است، استفاده کرد.
6- فقط خدا را به امور بندگان آگاه دانست و تنها باید از او استمداد جست.
وتوکل علی الحی الذی لا یموت
7- فقط خدا را یاور و نگهبان خود دانست و از غیر خدا باید روی گردان شد.
فاعرض عنهم و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا
8- فقط خدا را حق دانست و بر حقانیت او همواره اعتقاد داشت.
فتوکل علی الله انک علی الحق المبین
9- فقط خدا را بر خود کافی دانست و از چیزی جز او نباید هراسید و یاری جست.
قالو احسبنا الله و نعم الوکیل
10-در مقابل سختی ها،صبوری کرد و فقط راه خدا را راه هدایت دانست.
و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدئنا سبلنا و لنصبرن علی ما ءاذیتمونا
11-باید در همه حال فقط خدا را در نظر داشت و روزهای خوش و ناخوش فقط به خدا تکیه کرد.
و علی الله فلیتوکل المتوکلون
12-باید فقط بر خدا ایمان داشت و به غیر از خدا از کسی استمداد نکرد.
و علی الله فنوکلو ان کنتم مومنین
اندیشه و تحقیق
درس یازده : دوستی با حق ( صفحه 123)
1)برای تقویت دوستی خود با خداوند، از چه راه هایی می توان کمک گرفت؟
1-دوستی
با دوستان خداوند2-پیروی از خداوند3-بیزاری از دشمنان خدا4-مبارزه با
دشمنان خدا5-همچنین دوست داشتن راهی که ما را به خدا می رساند خود باعث
تقویت این دوستی می شود.
2) برای تقویت بیزاری از باطل و بی تفاوت نبودن در مقابل باطل صفتان چه می توان کرد؟
با مبارزه کردن علیه باطل و باطل صفتان و انجام کارهایی مثل نهی از منکر می توان این عمل را تقویت کرد.
3) چگونه می توان دریافت که در دوستی با خدا و دشمنی با بدی ها صادق هستیم ؟
محبت
تنها یک علاقه ی قلبی نیست بلکه باید آثار آن در عمل انسان منعکس گردد،
کسی ک مدعی دوستی با پرودگار است. نخستین نشانه ی آن، این است که از خدا و
فرستاده او پیروی کند، ( ان کنتم تحبون الله فاتبعونی)
دلیل آن نیز
این است که عشق و علاقه انسان به چیزی به خاطر این است که در آن، کمالی را
یافته است و عشق انسان به خدا بخاطر این است که او را سرچشمه ی هر نوع
کمال یافته است، بنابراین چگونه ممکن است انسان ، به کسی عشق بورزد ولی به
خواست او عمل نکند؟!
امام صادق (ع) می فرماید؛ اگر محبت تو به
خداوند صادقانه بود،از فرمان او اطاعت می کردی، زیرا کسی که دیگری را دوست
می دارد، از فرمانش پیروی می کند.
درس دوازدهم : فضیلت آراستگی (صفحه 132)
1-چه تفاوتی میان آراستگی و خودنمایی ظاهری است؟
آراستگی
مورد نظر اسلام به این است که به وضعیت تن و لباس و همچنین به اخلاق و
رفتار خود بپردازند و آن را زیبا سازند، با پوشیدن لباس های تمیز و سفید با
مسواک زدن و شانه کردن مو و حتی روغن مالیدن و استعمال بوی خوش و
.......زندگی پاک و دلنوازی را به دنبال داشته باشد.
اما خودنمایی،
عرضه ی خود به عنوان کالا در بازار هوسبازان و تحریک و جلب توجه دیگران
است مانند اینکه لباس نازک وبدن نما بپوشد و اندام های بدنی خود را در معرض
دید دیگران قرار دهد و یا زیبایی خود را در بازار شهوت پرستان بفروشد که
این نوع روش هیچ تناسبی با عفاف و آراستگی مورد نظر اسلام ندارد که امام
علی (ع) می فرماید: بپرهیزید که خود را برای دیگران بیارایی و با انجام
گناه با خدا به ستیز برخیزی و نیز می فرماید:اسلام ما را دعوت می کند در
هنگام حضور دیگران ، در عین داشتن پوشش آراسته و تمیز محیطی همراه با عفاف و
عزت ایجاد نمائیم.
2-چگونه با خودنمایی عزت نفس آدمی لکه دار می شود؟
ارضاء
میل آراستگی و خود آرایی که یکی از خواهش های فطری است به تکامل ذوق و
شکفتن احساسات کمک می کند و آنان را به راه تعالی روحی و پیشرفت های عاطفی
سوق می دهد ولی باید توجه داشت که جوان در این راه زیاده روی و افراط
ننماید و از حد معمول تجاوز نکند. خود آرایی اگر به خودنمایی تبدیل شود
عوارض نا مطلوب فردی و اجتماعی بدنبال خواهد داشت که سرانجام آن مایه ی
تیره روزی و بدبختی است.
توجه به خودنمایی می تواند:
1-منشا بیماری وسواس شده و رفته رفته مایه ی اختلالات روحی و روانی گردد.
2-باعث پیدایش خوی ناپسند ریا کاری شده و موجب خودپسندی و خود پرستی گشته و منفور و مردود جامعه شود.
3- باعث می شود فرد از فعالیت های ثمر بخش زندگی بازماند و عمر گرانبها را در راههای غیر مفید و احیانا مضر مصروف نماید.
4-
باعث می شود تا به هر بهانه ای توجه دیگران را جلب کند و خود را در بازار
هوسبازان شهوت پرست به ارزان بفروشد و عزت واقعی خود را از دست بدهد.
و
درنهایت خودنمایی، عزت آدمی را که همیشه همراه با شکست ناپذیری ، صلابت و
استواری بوده لکه دار کرده و او را از مقام عزت مندی به ذلت و حقارت می
کشاند.
وقتی می گویند فلانی دارای عزت نفس است بدان معنا است که حقارت و پستی را نمی پذیرد ،روح بزرگی دارد.
به همین جهت انسان عزت مند عنیف هم هست. و عزت مندی او نمی گذارد او به خودنمایی کشیده شود و به وسیله نگاه های آلوده قرار گیرد>
3-حضرت
مریم (س) و حضرت یوسف(ع) دو مظهر عفاف اند که سرگذشت آنان در قرآن کریم
ذکر شده است. با مراجعه به سوره مریم (آیات 18 تا 33)و سوره ی یوسف (آیات
21 تا54)جلوه های عفت و پاکدامنی آنان را بیان کنید.
جلوه های عفت و پاکدامنی حضرت مریم (س) با توجه به آیات 18 تا33 سوره ی مریم
1-آن
هنگامی که خداوند اداده کرده بود تا یکی از فرشتگان بزرگ را به سوی مریم
بفرستد واو به شکل انسان کامل بی عیب و نقص و خوش قیافه بر مریم ظاهر
شد،حضرت مریم (س) که همواره پاکدامن زیسته بود با دیدن چنین منظره ای فریاد
زد: من به خدای رحمان از تو پناه می برم اگر پرهیزکار هستی.
بردن نام خدای رحمان و تشویق او به پرهیزکاری ؛ برای این بود که اگر آن شخص ناشناس قصد سوئی دارد، او را کنترل کند.
2-وقتی
آن مرد ناشناس گفت: من فرستاده ی پروردگار توام و آمده ام تا پسر پاکیزه
ای به تو ببخشم ، لرزش شدیدی وجود مریم را فرا گرفت و با نگرانی پرسید:
چگونه ممکن است من صاحب پسری شوم در حالی که هیچ انسانی با من تماسی نداشتم
و فرد پاکدامنی بودم ؟
وقتی مرد ناشناس گفت: پروردگارت فرمود که این کار بر من آسان است ،طوفان نگرانی مریم فرو نشست.
3-سرانجام
مریم باردار شو و درد وضع حمل چنان بر او سخت آمد و از ترس اتهام ناروای
مردم ، با خود گفت : ای کاش پیش از این مرده بودم و به کلی فراموش می شدم .
4- خداوند به او چشمه ی گوارایی پدید آورد و غذایی لذیذ به وجودآورد و صدایی آمد که چشمت را با این مولود جدید روشن کن.
5- مریم شدیدا نگران بود که در مقابل تهمت های ناروای دیگران چه پاسخی بدهد؛ مبادا که پاکدامنی و حیا وعفاف مریم (س) زیر سوال رود.
که
خداوند فرمود: اگر از آینده نگرانی ، آسوده خاطر باش و هرگاه بشری در این
مورد از تو سوال کرد به اشاره بگو که من روزه ی سکوت گرفته ام و آن کس که
این مولود را به تو داده است؛ خود از شما دفاع خواهد کرد.
6-سرانجام
مریم پاکدامن، در میان مردم ظاهر شد و مردم زبان به ملامت و سرزنش او
گشودند و اتهام ناپاکی بر او زدند و مریم (س) اشاره به نوزاد کرد.ولی به
اذن خدا زبان به سخن گشود و گفت: من بنده ی خدایم و خداوند مر کتاب آسمانی
داده و مرا پیامبر فرار داده است.
جلوه های عفت و پاکدامنی حضرت یوسف(ع) با توجه به آیات 21 تا54 سوره ی یوسف
1-بعد
از اینکه کاروانی یوسف (ع) را از چاه در آوردند و آن را به عزیز مصر
فروختند، عزیز مصر آن را به همسرش زلیخا سپرد و گفت: مقام وی را گرامی
بدار، شاید برای ما مفید باشد و یا او را به عنوان فرزند انتخاب کنیم.
2-
هنگامی که به سن بلوغ رسید زلیخا او را زیبا یافت و دلباخته ی او شد و از
تمنای کامجویی کرد ولی یوسف (ع) گفت:پناه می برم به خدا،اگر من خیانت کنم
از گروه ظالمان خواهم بود و ظالمان رستگار نمی شوند.
3-یوسف با
قاطعیت خواهش زلیخا را رد کرد و به او فهماند که هرگز تسیلم او نخواهد شد و
یوسف (ع) با اینکه در عنفوان جوانی دارای غرایز نیرومندی بود ولی غریزه و
نفس خود را تحت فرمان عقل و ایمان داده بود.
4-یوسف (ع)به سه دلیل
در این مبارزه پیروز شد:1-خود را به خدا سپرد و به او پناه برد2-توجه به
نمک شناسی که در خانه عزیز مصر بزرگ شده و به او خیانت نورزید.3- خود سازی
یوسف و بندگی توام با اخلاص او که تمام کارهایش برای رضایت خدا بود و تسلیم
فرمان او.
5- زلیخا یوسف را در خلوت یاقت و در حالی که یوسف را
تعقیب می کرد پیراهن او را از پشت سر پاره کرد ، در این هنگام عزیز مصر
وارد شد و زلیخا به دروغ دست به حیله زد که یوسف قصد حیانت داشت ، بعد از
اینکه حقیقت بر عزیز مصر آشکار شد ،گفت :ای یوسف، از این موضوع صرف نظر کن و
درجایی نقل نکن و به زلیخا گفت: ای زن از گناهت استغفار کن که از خطا
کاران بودی.
6- یوسف (ع) هیچ وقت سکوت را جایز نشمرد تا اتهام
خیانت به او بزنند، به همین جهت گفت : او مرا به اصرار و التماس به سوی خود
دعوت می کرد و من از او فرار می کردم.
7-یوسف (ع) را به خاطر
تسلیم ناپذیری او در مقابل زلیخا به زندان افکندند و یوسف که نمی خواسن ننگ
عفو پادشاه مصر تا ابد به همراه داشته باشد گفت: باید موضوع بی گناهی
منثابت شود تا همه بدانند که من در غیاب عزیز مصر به کسی خیانت نکرده ام .
و زلیخا گفت: اعتراف می کنم که من بودم او را به سوی خود دعوت کردم و یوسف از راستگویان است.
من هرگز نفس خویش را تبرئه نمی کنم ، این نفس بسیار به بدی ها امر می کند مگر آن که خدایم رحم کند که پروردگار غفور و رحیم است.
9-حضرت
یوسف( ع) تنها به خاطر حفظ پاکدامنیش به زندان رفت و پس از اعلام عفو
پادشاه و آزادی او؛ حاضر به ترک زندان نشد تا بی گناهی او اثبات شود و
سرافراز از زندان بیرون آید . و اینجا بود که حفظ شرف برای یوسف برتر از
آزادی ظاهری بود.
درس سیزدهم : زیبایی عفاف (صفحه 143)
1- برای حضور سالم و غزتمند در جامعه چه پیشنهادهایی برای مردان وزنان دارید؟
1)ایمان به خدا وزندگی پس از مرگ : "عالم محضر خداست ، در محضر خدا معصیت نکنید "
امام علی (ع): " خداوند سعادتمندان را به وسیله ی ایمان ، از خطر گناه حفظ کرد "(میزان الحکمه ،ج6 ،ص 344 )
2)داشتن تقوا و پرهیزگاری : قران می فرماید : " لباس پرهیزگاری بهترین لباس است "
امام باقر (ع): "مقصود از لباس تقوا ، همان است "( بحار الانوار، ج71، ص272)
3)آگاه بودن از فواید عفاف و مضرات بی مضرات بی عفتی در جامعه :
امام علی (ع) : هر کس که آگاه باشد از انجام گناه باز ایستد
4) کنترل نگاه : یکی از زمینه های عفت و عزت در جامعه کنترل نگاه از نامحرم وحرام است .
پیامبر اکرم (ص): از نگاه به نامحرم بپرهیزید زیرا که نگاه به نامحرم بذر شهوت است
5) نماز وعبادت وذکریاد خدا: قران باصراحت نماز را عامل بازدارنده از فساد وگناه می داند.
نماز ، انسان رااز زشتیها ومنکرات باز می دارد.
6) داشتن حیا: از اصلی ترین موانع انحراف است ،احساس حیاوداشتن شرم مانع انجام گناه است
امام علی (ع): باعفت ترین شما با حیا ترین شما است .
7) تفکروعاقبت اندیشی : انسان وقتی به عاقبت کردار خودفکر کند از آنچه که مناسب شان او نیست خودداری می کند
امام علی (ع)ک هرکس عاقل باشد ،پرهیزکار و عفیف است .
8)
پاک دامنی ذپدر ومادر وهمسردر خانواده و اجتماع : اگر خانواده روش
پاکدامنی را برگزیند ،رفتار عزتمند به فرزندان خود منتقل می کند.
امام صادق (ع): خوشا به حال کسی که مادرش پاک دامن است .
9) ازدواج: مهترین راه مبارزه فساد و سالم سازی جامعه است
پیامبر (ص): کسی که امکان تزویج فرزندش را داشته باشد و اقدام نکن ، اگه فرزندش مرتکب گناهی شد ،هردو در این گناه شریک اند .
10) شوهر دادن به هنگام دختر: به همان نسبت که ازدواج پسران لازم است برای دختران نیز ضروری است .
اسلام سفارش می کند که دختران را به موقع شوهر دهید زیرا بیم آن می رود که به فساد نزدیک شوند .
11)تحکیم پیوند خانوادگی: خانواده هایی که کانون سالم وگرمی دارند،کمتر دچار مسائل بی عفتی می شوند .
12)غیرت
: کسی که برای ناموس خود احترام قائل است ونسبت به آن تعصب دارد به خود
اجازه نمی دهد تا عزت و عفت ناموس دیگران را خدشه دار کند .
امام علی (ع)ک عفت هر انسانی به اندازه ی غیرت اوست .
پیامبر اکرم (ص): کسی که از زنش غافل باشد، بی غیرت است.
13)امر
به معروف ونهی از منکر: اگر بپذیریم که افرادجامعه همانند یک پیکر اند
،هنگامی که عضوی دچار بیماری گشت ، برعموم مردم لازم است در جهت نجات وی
سعی و تلاش کنند تا رنج و عذاب این بیماری کل جامعه را فرا نگیرد.
پیامبر اکرم (ص): اگر کسی در ملاعام گناهی مرتکب شود ودیگران اورانهی نکنند ،همه ی مردم زیان می بینند .
14)
داشتن حجاب وپوشش مناسب : چه برای مردان و چه زنان ، اما از آنجا که
برهنگی زنان بیشتر موجب تحریک مردان می شود در این زمینه به آنان تاکید
بیشتر شده است .
قران کریم خطاب به همسران پیامبر می فرماید: همچون جاهلیت نخستین در میان مردم خودآرایی نکنید و ظاهر نشوید.
2-
با اینکه پوشش بدن و حتی موی سر در دین حضرت مسیح (ع) یک امر پسندیده
است،برخی جوامع مسیحی نسبت به ایم موضوع بی توجه اند . به نظر شما ، علت آن
چیست؟
1)به علت سست بودن اعتقادات ، دین در عرصه ی زندگی آنها وجود ندارد ، دین محدود شده به روزهای یکشنبه و رفتن به کلیسا
2) تحریف دردین مسیحیت
3)به خاطر مصلحت های سیاسی و سودهای اقتصادی ترویج بی بندوباری درآن کشورهاو جوامع زیاد است .
درس چهار دهم : نظارت همگانی (صفحه 159)
1-با تفکر در آیات درس، ثمرات امر به معروف و نهی از منکر را به دست آورید.
1)رستگاری در دوعالم 2) مشمول رحمت خدا شدن3)قرار گرفتن در بهترین امت
2-
کدام خیرهاو خوبی هاست که نیاز به دعوت به آن ها را بیش تر احساس می
کنید؟بهترین راه دعوت دیگران به کارهای خوب نیست ؟ راه حل عملی شما کدام
است؟آنچه در یک جامعه ضروری به نظر می رسد و استحکام زندگی اجتماعی، امنیت و
آسایش و حتی سلامت جسمی و روحی، توزیع عادلانه ی ثروت و عدم تجاوز به حریم
افراد و دهها مورد دیگر بستگی به وجود آن دارد "قانون" است.
با
توجه به اصول اسلامی و عقلانی،کشور ما از قوانین بسیار مترقی در سطح جهان
برخوردار است ولی آنچه که آزاردهنده است، عدم اجرای صحیح آن در برخی موارد
است و همین موضوع باعث می شود تا افکار عمومی در سطح جامعه نسبت به آنچه که
هست و آنچه که می تواند به ان امیدوار باشد کاملا بی اعتماد شده و سیر
اقتصادی؛اجتماعی، فرهنگی ، علمی و سیاسی جامعه دچار تزلزل و رکود گردد و
درمان این بیماری در این است که باید همه از قانون تبعیت کرده و دیگران را
به اجرای صحیح ان تشویق نمایند.
اما راه حل عملی این موضوع از دو نظر قابل برسی است:
الف-اموری
که به مسئولین تصمیم ساز و مجریان قانون مربوط می شود: وظیفه ی مقامات ذی
ربط است که ضمن اجرای صحیح قانون در مجاری اداری خود، با متخلفین از قانون
برخورد قاطع کنند که در این خصوص از قوه ی مجریه؛ مجلس شورای اسلامی،
سازمان بازرسی کل کشور، دیوان عدالت اداری و قوه قضائیه بیشتر انتظار می
رود.
ب-اموری که به مردم مربوط می شود: نباید عدهای زمانی از قانون
حمایت کنند که قانون به نفع آنها باشد، بلکه قانون به خاطر حفظ امنیت
عمومی جامعه وضع شده و همه بایئ تسلیم آن شوند. اگر مردم خواهان عدالت اند
خود باید رفتار و عمل عادلانه داشته و حکم عدالت را نیز بپذیرند.
3-یکی
از مصادیق کارهای خوب (معروف) در مدرسه ،محله و شهر شما را که ترک شده،نام
ببرید و راه های پیشنهادی برای انجام دادن آن را بیان کنید.
روابط بین انسان ها، نیازی فراگیر و ضروری:
با
پیشرفت وسایل ارتباط جمعی، متاسفانه ارتباط خانواده ها، همسایه ها و
....نسبت به هم بسیار کم رنگ شده است. انسان همنوع و دوست و خانواده را
فراموش کرده است و برای فرار از ملامت و سرزنش وجدان خود و عموم مردم، ده
ها توجیه برای آن می تراشد.
درست است که شبکه های رسانه ای جهان در
عرصه ی ارتباط سریع انسان ها ورشد و توسعه ی کشور از نظر اقتصادی ، فرهنگی
و اجتماعی نقش بسیار مهمی دارند ولی آیا می توانند دو گوش شنوا و دو چشم
بینا و دو دست گرم و یک دل لبریز از مهربانی را به انسان نیازمند محبت هدیه
کنند؟
همسایه که پیامبر اکرم(ص) تا 40 خانه احترام و احئال پرسی و
رسیدگی به آن را لازم و ضروری می داند! غریب و تنها مانده و شاید در
انتظار دستان گرم و نگاه پر مهر یک دوست باشد و "صله ی رحم" و رسیدگی به
نزدیکان که این همه اسلام در موردش سفارش کرده و " قطع صلحه ی رحم " را
برابر با خشم و غضب خدا می داند، تا چه اندازه در جامعه عمل می شود؟ چرا
آدم ها می خواهیم " ادای زندگی ماشینی " را در بیاوریم؟
4-یکی از مصادیق منکر را که در مدرسه ، محله یا شهرستان بیشتر مشاهده کردید نام ببرید و راههای عملی برای آن را پیشنهاد کنید .
آنچه
امروزه در پنهان وآشکار، جامعه ی ما به ویژه جوانان را تهدید می کند از
دست رفتن هویت دینی و فرهنگی آنان است که دقیقا ایمان آنها مورد هدف قرار
گرفته است . امروزه با ابزارهای مختلف رسانه ای ، تصویری ،دیداری وشنیداری
در تلاشند تا جوانان را " خودآگاه یا ناخودآگاه " به سرعت به سوی بی هویتی
بکشانند وبا دل مشغولی های مبتذل و گرایش به مد روز ،وآشنا نمودن با مواد
مخدر،به ویژه فرص های خطرناک روان گردان ، تمام انرژی ، امید وابتکار رااز
آنان گرفته و آنان را مسحور فرهنگ بیگانه سازند چه زیباست سخن امام علی (ع)
که می فرماید : در شگفتم از کسی که چیزی را گم می کند و آن را می جوید
،ولی خود را گم کرده ودر پی یافتن آن نیست
راههای عملی برای ترک آن :
1-اطلاع رسانی دقیق رسانه ها و مطبوعات در خصوص تلاش بیگانگان برای از بین بردن هویت های دینی و فرهنگی ملت
2-تامین ابزارهای سالم فرهنگی و تاسیس مجتمع های سالم تفریحی و ورزشی برای عموم مردم .
3-تقویت
شبکه های ارتباط جمعی از جمله تلویزیون با برنامه های سالم ، آموزنده،
جذاب وبانشاط وفرهنگ ساز که مانع رقبت جوانان به بیگانگان شود .
4-سرمایه گذاری کلان دولت و بخش خصوصی در جهت توسعه ی همه جانبه کشور و جذب نیروی انسانی کار آمدو ایجاد اشتغال و رفع بیکاری .
5-تغییر ساختاری فرهنگ های غلط رایج در سطح خانواده ها و تسهیل ازداج توسط آنها.
6- برخورد قاطع مسئوولین ذی ربط با عوامل ایجاد فساد و شبکه های پخش و توزیع مواد مخدر و ابزارهای مبتذل .
7- گسترش فضاهای با زپروری معتادان و اهمیت دادن به کانونهای اصلاح و تربیت و رسیدگی به خانواده های بی سرپرست.
5- در رفتار میان کشورهای و ملت ،به خصوص قدرت های بزرگ با سایر کشورها چه منکرهایی مشاهده می کنید؟
الف-تلاش برای کشورها و غارت منابع و ثروت آنها و تضییع حقوق ملتها با ادعاهایبشر دوستانه و حقوق بشرو ایجاد صلح و امنیت .
آنچه
در جهان امروز دیده می شود، قدرت های بزرگ با استفاده از ابزارهای قدرت
نظامی، اقتصادی و سیاسی خود در تلاشند تا هر کجای دنیا که منافع آنان را
تامین می کند با شعارهای فریبکارانه و بدون اجازه ملت ها وارد شده و در جهت
غارت و تامین منافع خود تلاش می کنند. هرچند که در این مسیر هزاران انسان
بی گناه کشته و یا آواره اشوند.
تاسف نگیزتر اینکه برای توجیه
کارهای خود ادعاهای بشر دوستانه و یا ایجاد صلح و دمکراسی را هم همیشه به
همراه دارند و سازمان ملل که تنها مرجع و حافظ حقوق ملت هاست ، نه تنها
نظاره گر این نوع رفتارهای استکباری بعضی کشورهاست بلکه در مواقع همراه
آنان نیز هست.
ب- تلاش برای تحمیل فرهنگ ضد ارزشی خود به سایر کشورها و اعتقاد به جنگ تمدنها و سرکوب اعتقادات دینی ملت ها به ویژه ملل مسلمان.
امروز
با گسترش رسانه های ارتباط جمعی و شبکه های ماهواره ای و اینترنتی
و......برخی کشورها در تلاشند تا با ایجاد "فرهنگ واحد جهانی"فرهنگ خود را
به سایر کشورها تحمیل کرده و فرهنگ خود را ارزشمندترین فذهنگها و تاریخ
جهان را "پایان تاریخ" بنامند و اگر کشوری در مقابل آنها ایستاد ، با انواع
اتهامات از جمله؛ ناقض حقوق بشر یا تمدن عقب مانده و....ان را منزوی کرده و
با انواع مجازاتهای اقتصادی سیاسی و نظامی، آن را وادار به پذیرش کنند که
البته موضوع جنگ تمدنها در ادامه ی همین سیاست قلنداد می شود."چرا که اگر
کشوری بخواهد بر کشوری دیگر تسلط پیدا کند و منابع اقتصادی و ذخایر
زیرزمینی و نیروی انسانی آن را غارت کند و بازاری برای تولیدات خود ایجاد
کند، اولین کاری که باید انجام دهد تغییر فرهنگ مقاومت آن کشور است.
6-آیا می توان مبارزات ملت فلسطین را مصداقی از امر به معروف به حساب آورد؟
یکی
از واجبات اسلامی که نماینگر نظام اجتماعی است، مسئله ی دفاع است. حفظ
جامعه ی اسلامی، هم در مقابل خطرهای داخلی و هم خارجی وظیفه هر فرد مسلمان
است. دفاع از دین و کشورهای و ناموس و اموال خود بر تمام مسلمانان واجب است
و حتی کسانی که در این راه کشته شود به عنوان شهید دانسته شده و از ارزش
خاصی برخوردار می باشند.
در اسلام نه تنها موضوع دفاع از سرزمین و
دین و حقوق انسانها " با عنوان جهاد" واجب شمرده شده بلکه مسامحه و کوتاهی
در آن گناه محسوب می شود . امروز ملت فلسطین از آرمان و اعتقادات خود و
سرزمین و خاک خود دفاع می کند و این دفاع در اصل ستودنی است و مصداقی از
معروف شمرده می شود و در صورت کوتاهی، در پیشگاه خداوند و نسل آینده
مسوولند.
درس پانزدهم : کار و درآمد حلال ( صفحه 173)
1-با این که با پرداخت انفاق بخشی از مال انسان کم می شود، چرا خداوند همین کار را موجب افزایش ثروت می شمارد؟
خداوند
در آیه ی 39 سوره ی سبا می فرماید : و ما انفقتم من شیء فهو یخلفه و هو
خیر الرزقین آن چه را که در راه خدا انفاق می کنید ، خداوند جای آن را پر
می کند آن را پر می کند و او بهترین روزی دهندگان است.
پرداخت زکات
مثل هرس کردن درخت انگور است که به ظاهر شاخه هایش کم شده ولی در عوض باعث
قوت تنه ی درخت و شاخه های باقی مانده می شود و محصول بهتری می دهد . مال
زکات داده شده به اصطلاح برکت پیدا می کند و در زندگی انسان با توفیق الهی
در راه صحیح مصرف می شود.علاوه بر آن پرداخت زکات جامعه را از فقر نجات می
دهد و روحیه ی کار و شکوفایی اقتصادی شکل می گیرد و ثمرات و نتایج این
شکوفایی به همه ی افراد جامعه باز می گردد.
2-آیات 18 سوره ی حدید،12 سوره ی مائده و17 سوره تغابن را مطالعه کنید و توضیح دهید:
الف-چرا قرض بدون ربا را قرض الحسنه می نامند؟
قرض
در اصل به معنی "قطع کردن و بریدن" است و چون با وارژه "حسن" همراه شود
،اشاره به جدا کردن مال از خویشتن و دادن آن در راه خیر است.
اگر
فردی مال خود را به دیگری قرض دهد و درمقابل آن هیچ گونه شرط مطالبه ی
اضافه نکند و فقط قصد خیر و یاری رساندن را داشته باشد." قرض الحسنه" می
نامند.
ب- چه نتایجی برای قرض الحسنه بیان شده است؟
کسی که قرض الحسنه دهد:ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضعفه لکم و یعفر لکم و الله شکرو حلیم
1-خداوند چندین برابر ( در برخی آیات هفتصد برابر)آن را هاو خواهدداد. یضاعفه لکم
2- خداوند گناهان او را می آمرزد .یعفرلکم
3-خداوند از بندگانش به وسیله پاداشهای عظیم تشکر می کند."شکور"
4-خداوند در عقوبت بندگان به خاطر گناهان آنان، تعجیل نمی کند."حلیم"
5-خداوند آنان را در باغهای بهشت که از زیر درختان آن نهرها جاری است، داخل می کند." لادخلنکم جنت"
3-چه
انگیزه ای سبب می شود برخی بتوانند به راحتی زکات؛ خمس و مالیات خود را
بپردازند ولی برای برخی دیگر سخت باشد و از این وظیفه ی دینی سرباز بزنند؟
1-ایمان
به خدا و روز قیامت2-اعتقاد به اینکه خداوند آن را جبران خواهد کرد( به
عنوان برکت در مال دنیا و پاداش در آخرت)3- داشتن روحیه ی سخاوت و بخشش 4-
علاقه به اسلام و مسلمانان و همنوعان5- علاقه مند بودن به پاکی نفس و پاکی
فرد وجامعه 6-علاقمند بودن به آبادی جامعه و از بین رفتن فقر در آن7- نوعی
عبادت و انجام وظیفه دانستن.
4- نمونه هایی از کارهای کاذب را نام ببرید و تاثیر آن را بر اقتصاد جامعه توضیح دهید.
در
اسلام به کار و کوشش برای تولید و ارزش افزوده اجناس تاکید شده و زحمت
کشیدن برای تامین هزینه ی زندگی همپایه ی جهاد در راه خدا دانشته شده ولی
با کمال تاسف عدهای به دلایل مختلف بدون تعوجه به اثرات منفی اقتصادی
؛اجتماعی ،فرهنگی و اخلاقی جامعه به شغلهای غیر مولد و بعضا حرام و غیر
قانونی می پردازند و آن را به عنوان یک "شغل" دانسته و در پنهان و آشکار به
انجام آن مبادرت می کنند.
البته بر اثر عدم نظارت و یا عدم برخورد
قاطع و مناسب با جرم ,این رویه در حال گسترش می باشد.از جمله ی آنان
"واسطه گری و دلالی؛احتکار، رانت خواری، رشوه به عنوان هدیه و ....،سوء
استفاده از روابط اداری و اختلاس ، پاداشهای زیاد در برابر کارهای کوچک،
کلاه برداری و حقه بازی، قمار، تحصیل در آمد از طریق ربا، خرید و فروش و
تولید مواد مخدر و همکاری با مراکز فساد و ........را می توان شمرد.
مسلما
ترویج کارهای کاذب موجب رکورد اقتصادی و رشد بیکاری و پایین آمدن ثروت
عمومی و اخلال در نظام اقتصادی کشور می شود که با شیوع آن شغل های غیر مولد
افزایش یافته و امکان رقابت بین مردم کاهش می یابد و جامعه روز به روز به
سوی فقر و نیازمندی به سایر کشورها سوق داده می شود.
درس شانزدهم: یاری از نماز و روزه (صفحه 187)
1-اگر
مسافر پیش از ظهر به وطنش یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند،
برسد، در چه صورتی باید روزه بگیرد و در چه صورتی نباید روزه بگیرد؟ اگر
قبل از رسیدن چیزی نخورده یا نیاشامیده باشد، روزه اش صحیح است در غیر این
صورت روزه او صحیح نیست.
2-اگر مسافر بعداز ظهر به وطن یا به جایی که می خواهد ده روز بماند ،برسد،وظیفه اش چیست؟
روزه اش افطار کند و باید قضای روزه اش را بگیرد.
3- اگر کسی که روزه است ،بعدازظهرمسافرت کند، وظیفه اش نسبت به روزه ی آن روز چیست؟
روزه اش صحیح است و باید تا هنگام مغرب روزه اش را نگه دارد.
4- اگر کسی که روزه گرفته، پیش از ظهر مسافرت کند و بخواهد به پیش از چهار فرسخ برود و ظیفه اش چیست؟
روزه اش باطل می شود البته هنگامی که به بیش از 4 فرسخ رسیدن نه قبل لز آن.
دانستنی های واقعی وعجیب هشت سال دفاع مقدس
به ادامه مطالب رجوع شود
آغار تهاجم
در جریان کنفرانس سران اوپک که در سال۱۳۵۳در شهر الجزیره تشکیل شد،با تلاش هایی که رئیس جمهورالجزایر
به عمل آورد،مذاکراتی بین شاه ایران وصدام حسین انجام شد که نتیجه آن اعلامیه(۶مارس۱۹۷۵)بود که به قرار داد ۱۹۷۵الجزایر معروف شد.
صدام حسین با پاره کردن قرارداد((۱۹۷۵الجزایر))درمقابل دوربین های تلویزیونی،جنگ وتجاوز علیه ایران رادر ساعت۲۰/۱۴روز۳۱شهریور ماه سال۱۳۵۹ با حملات هوایی آغاز و ظرف چند ساعت،۱۹نقطه مهم،ازجمله فرودگاههای کشور را مورد هدف قرارداد.
رژیم بعثی عراق در پی موافقت کاخ سفید،عملیات تهاجم سرتاسری ارتش خود به خاک ایران را با نام رمز(یوم الرعد))به معنای روز تندر آغاز کرد.
اهداف رژیم بعثی عراق از جنگ با ایران
1. لغو قرارداد۱۹۷۵الجزایر وحاکمیت بر اروند رود.
2. تجزیه استان خوزستان وتصرف بخش نفت خیز آن.
3. خنثی کردن تاثیرات ناشی از انقلاب اسلامی ایران در عراق.
4. برقرار کردن یک حکومت وابسته در خوزستان.
5. استیلا بر منطقه وکشورهای عرب جنوب خلیج فارس از طریق کیب ژاندارمری منطقه.
6. بدست آوردن رهبری جهان عرب.
7. براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران.
استعداد زمینی عراق
استعداد زمینی عراق در آغاز تهاجم، بالغ بر۴۸ یگان می شد.که عبارت بود از:۱۲لشکر(شامل ۵لشکر پیاده،۵لشکر زرهی،۲لشکر مکانیزه)و همچنین ۱۵تیپ مستقل(شامل۱۰تیپ پیاده،۱تیپ زرهی،۱تیپ مکانیزه و۳تیپ نیروی مخصوص)به اضافه تیپ ۱۰گارد ریاست جمهوری ونیز نیروهای گارد مرزی که شامل ۲۰تیپ مرزی می باشد.
ماشین نظامی عراق
ماشین نظامی عراق با بهره مندی کامل از تسلیحات قدرتهای استکباری شامل تجهیزاتی نظیر ۸۰۰قبضه توپ،۵۴۰۰دستگاه تانک و نفربر،۴۰۰قبضه توپ ضدهوایی،۳۶۶ فروند هواپیما و ۴۰۰فروند هلی کوپتر میشود واز آمادگی عملیاتی مناسبی برخوردار بود.
دفاع مقدس وآمار
درکل، دفاع مقدس ۷سال و۱۱ماه یا۲۹۰۰روز وبه عبارتی دیگر ۹۵ ماه طول کشید که این مدت۲برابرجنگ دو کره و دوبرابر جنک جهانی اول بود.
مجموعا درطول ۸سال دفاع مقدس ۱۶۳عملیات کوچک وبزرگ وبه طور تقریبی هر۱۷روزیک عملیات علیه دشمن متجاوز انجام شده که دراین میان ۱۹ عملیات بزرگ،۱۹عملیات متوسط و۱۲۵ عملیات کوچک انجام شده است.
شهدا
تعداد کل شهدای جنگ ایران وعراق،طی آخرین آمار،۱۸۸هزار و۱۵نفر اعلام شده است.
درجنگ تحمیلی۱۷۲۰۵۶نفر در درگیری با دشمن و۱۵۹۵۹نفر در بمباران شهرها به شهادت رسیدند.
در بین شهدای دفاع مقدس
شهدای کارمند،۲۱هزار نفر
شهدای معلم،۳هزار و ۷۲۸نفر
شهدای دانش آموز،۳۶هزار و ۱۶۷نفر
شهدای روحانی،۲هزار و۷۵۷نفر بوده اند.
در دوران دفاع مقدس ۴۸۰۰۰نفر از ارتشیان غیور ایران به شهادت رسیدند.
شهدای اقلیت های مذهبی
۸۸نفر مسیحی،۹نفر زرتشتی و۱۶نفر کلیمی.
شهدای ملیت های مختلف
در بین شهدای عزیزمان،۱۸۵۵شهید با ملیت عراقی،۳۱۴شهید با ملیت افغانی،و۲۹ شهید از ملیتهای دیگر می باشد.
در دوران دفاع مقدس۸۵هزار و۲۲۲نفر بسیجی از توده مردم به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
میانگین سن شهدا ۲۲سال بوده است.
سن۴۴درصد شهدا ۱۶تا۲۰سال بوده است.
۷۱درصد شهدا،مجرد بودند.
بر اساس آماراعلام شده از سوی بنیاد شهید تقریبا نام ۲۰۰۰۰ تن از شهیدان از(اسماءا…)،۴۵۰۰۰تن(محمد)،۳۰۰۰۰تن (علی) ،۲۰۰۰۰تن(رضا) ،۱۳۰۰۰تن(حسین) ،۵۴۰۰تن(عباس) ،۲۳۰۰تن(قاسم) ،۴۵۰۰تن(اکبر) و۳۵۰۰تن(اصغر)بوده است.
زنان
بر اساس آمار تهیه شده از فهرست شهدای جنگ تحمیلی زنان قهرمان ایران ۴هزار و۳۶۳نفر شهیده در طول سالهای دفاع مقدس تقدیم اسلام کردند که بیشتر آنها در بمباران و موشک باران شهرها به شهادت رسیده اند.
در طول ۸سال دفاع مقدس ۲۲۸۰۸نفر امدادگر و۲۲۷۶نفر پزشک زن به جبهه ها اعزام شدند.
در حال حاضر درکشور بیش از ۵هزار زن جانباز وجود دارد که از این میان ۳هزار نفر بالای ۲۵درصد جانبازی هستند.
جانبازان
در طول دفاع مقدس ۳۲۰هزار نفر از قهرمانان رزمنده با درصد بالایی جانباز شدند.
درحال حاضر ۱۰۰هزار جانباز شیمیایی در کشور وجود دارد.حدود ۸هزار جانباز نیز در شرایط بحرانی هستند.
آزادگان
در طول ۸سال دفاع مقدس حدود۴۵هزار نفر از رزمندگان اسلام به اسارت نیروهای عراقی درآمدند که مردم به آنها لقب آزادگان دادند.
مفقودالاثر
درطول ۸سال دفاع مقدس حدود۲۵هزار نفر مفقودالاثر شدند که تا کنون پیکر مطهرنزدیک به ۲۰۰۰۰از آنها با عملیات تفحص پیدا شده است.
جنگ شهرها
در طول جنگ،۱۲۷شهر از شهرهای کشور مورد تهاجم هوایی و موشکی قرارگرفته اند.
از میان شهر های مورد تهاجم،آبادان با بیش از۱۰۱۷بار رتبه اول،اهوازبا۳۱۶بار رتبه دوم ودزفول با ۲۴۱بار در رتبه سوم قرار دارد.
شهر تهران در دوران جنگ شهر ها۹۲بار مورد تهاجم هوایی ومشکی قرار گرفته است.
در روزهای پایانی سال ۱۳۶۶سومین جنگ شهرها علیه ایران آغاز شدوبرای اولین بار موشک های عراقی که برد آنها به کمک متخصصان خارجی افزایش یافته بود،به شهرهای تهران وقم اصابت کرد.
بیش از ۶۳درصد از حملات دشمن به شهرهای کشور با هواپیما،۳۲درصد با توپخانه ودر حدود ۵درصد نیز با موشک صورت گرفته است.
حداکثر تعدادشهدا در یک بار تهاجم به شهرهای کشور۸۰۰نفر است که در اثر تهاجم هواپیماهای دشمن به شهر کرمانشاه در آذرماه ۱۳۶۵ اتفاق افتاد.
حداکثر تعداد مجروحین در یک بار تهاجم به شهرهای کشور۴۰۰۰نفر است که بر اثر تهاجم هواپیماهای دشمن به شهراهواز در تیرماه۱۳۶۷اتفاق افتاد.
درگزارش هیئت اعزامی ازطرف سازمان ملل که درتاریخ۱۰خرداد۱۳۷۰وارد تهران شدند چنین آمده:۵استان ایران صحنه جنگ بوده و۱۱استان مورد حمله قرار گرفته ۵۰۰شهرو۴هزار روستا بر اثر جنگ خسارت دیده اند.
خسارت مستقیم وارده به جمهوری اسلامی ایران به نظر هیئت بیش از۹۷میلیارد دلار تخمین زده شد.
جهاد سازندگی در طول ۸سال دفاع مقدس۳۱۰۰شهید،۸۵۰۰جانباز،۸۶۶آزاده و۸۳مفقودالاثر راتقدیم انقلاب اسلامی نموده است.
شرکای دزد، رفقای قافله
شوروی بزرگترین تامین کننده نیازهای تسلیحاتی عراق بود.
آمریکا بزرگترین متحد عراق برعلیه ایران بود.
آلمان بزرگترین کارخانه ساخت سلاح شیمیایی را در عراق ساخت.
فرانسه علاوه برصدها هواپیما موشک و… یک بمب اتمی به عراق برای حمله به ایران هدیه نمود.
ایتالیا چند ملیون مین ضد نفر به عراق فرستاد.
سوئیس کاربرد پروژه اورانیوم رادر عراق آغاز کرد.
بلژیک قرارداد ساخت پایگاه نظامی در عراق به قیمت۸۳۰ میلیون دلار منعقد کرد.
برزیل قراردادی ۱۰ساله با عراق برای همکاری هسته ای امضاءکرد.
شیلی در ساخت بمب های خوشه ای به عراق کمک کرد.
اسپانیا سوئد ژاپن و آرژانتین کمک های نظامی متنوعی به عراق علیه ایران اعطا کرد.
اردن اولین کشوری بود که به طور رسمی از عراق حمایت کرد ونیروی نظامی به عراق اعزام نمود.
کویت وام بلا عوض ۱۵ ملیون دلاری به عراق در جنگ علیه ایران اعطا کرد و((جزیره بوبیان))که جزو خاک این کشور می باشد را از آغاز تا پایان جنگ به عنوان پایگاه موشکی و باند پرواز هواپیماهای عراقی برای زدن کشتی ها وحتی موشک باران شهرها در اختیار عراق گذاشته بود.
مصر۳/۵ملیارد دلار موشک و تسلیحات به صورت رایگان برای عراق فرستاد.
عربستان اطلاعات محرمانه ایران را در اختیار عراق قرار می داد.
سودان صدها تن از سربازان ارتش خود را به جبهه های جنگ علیه ایران اعزام نمود.
سازمان ملل سکوت،مسامحه ونعلل در مقابل جنگ نا برابر عراق علیه ایران بود.
خرمشهر
شهر خرمشهر قبل از جنگ دارای ۲۲۰هزار جمعیت،۹۱ مسجد باکلیه وسایل ارتباطی،۱۲ بیمارستان،۶سینما و۴۰هزار واحد مسکونی بود که به علت اهمیت استراتژیکی از قدیم مورد توجه بیگانگان بوده است.
خرمشهر جزء بزرگترین بنادر خاورمیانه و خلیج فارس به حساب می آید.
این بندر می تواند کشتی های بزرگ اقیانوس پیما را پذیرا باشد وبا داشتن ۱۳اسکله((قبل ازجنگ))نقش ویژه ای در اقتصاد وبازرگانی ایفا می کرد.
فاصله خرمشهر با آبادان۲۳ کیلومتر،بندر بصره در۴۸ کیلومتری غرب آن و اهواز در۱۲۸ کیلومتری شمال آن واقع شده است.مردم خرمشهر عرب زبان بوده وتعدادی مهاجر در این شهر زندگی می کنند که اکثریت انها دارای مذهب شیعه هستند.
سقوط خرمشهر
از رویاهای رژیم عراق اضافه کردن بندر خرمشهر به خاک عراق بود که سرانجام برای تحقق این رویا در۳۱ شهریور۱۳۵۹ارتش صدام با استعداد۲لشکر به شهر خرمشهر هجوم آورد وپس از۳۵روز مقاومت بی نظیر وفراموش نشدنی،در تاریخ۴/۸/۵۹خرمشهر را به تصرف ارتش خود درآورد.
صدام پس از اشغال خرمشهر در پیامی چنین گفت:نیروهای مسلح ما هم اکنون محمره (خرمشهر)مروارید شط العرب را به تصرف خود درآوردند.شهری که امروز لباس عزا را از تن رها کرد ولباس عربی،یهنی پیروزی بر تن نمود.
با سقوط خرمشهر،فرماندهان ارتش عراق کمیته ای موسوم به کمیته تخلیه اموال تشکیل می دهند.اموال واثاثیه ۲۵هزار واحد مسکونی شهر،به بندربصره منتقل وپس ازفروش درآنجا،مبلغ ان به حساب ارتش عراق واریز می شد.
ارتش عراق پس از اشغتا خرمشهر۷۰۰هزار تن کالا به همراه۵۰۰اتومبیل خارجی که در بندر عظیم خرمشهر تخلیه شده بود به غارت بردند.
پس از تخلیه اموال،سرتیپ احمد زیدان،فرمانده نیروهای عراقی مستقر در خرمشهر دستور تخریب کامل شهر را صادر کرد.منازل شهر با۳۰۰تن ((تی ان تی))(مواد انفجاری)تخریب می شود.
عراقی ها پس از اشغال خرمشهر نامهای محله ها ومدارس خرمشهر را عوض کردند. مثلا((محله البعث))و((مدرسه قادسیه صدام)).حتی صدام در۱۹آبان۱۳۵۹طی دستوری به نیروهای عراقی گفته بود:بکوشید از مناطق و راههای عبادان،محمره الاحواز-محمره بگذرید.
عراقی ها روی دیوارهای خرمشهر جمله معروف ((جئنا لنبقی))را نوشته بودند،یعنی آمده ایم تا بمانیم.
در آستانه قتح خرمشهر
در آستانه آزادی خرمشهر یکی از فرماندهان به محضر امام خمینی رفته بود،امام فرموده بودند:آیا خرمشهر را می توانید بگیرید؟پاسخ داده شده بود:بله،امام فرموده بودند:الحمدا…،پس دعا نموده و فرموده بودند:ما باید به خدا توکل کنیم.
رادیو دولتی انگلستان در شامگاه نهم اردیبهشت۱۳۶۱اعلام کرد:چنانچه ایرانیان در صدد باز پس گرفتن خرمشهر برآیند،سخت ترین گردو رابرای شکستن برگزیده اند.
رادیو مونت کارلو-بخش عربی ساعت۱۷روز۱۰/۲/۶۱اعلام کرد:به خاطر وجود استحکامات فراوان عراق در خرمشهر ایران نمی تواند به این شهر دست یابد.
روزنامه فرانس سوار چاپ فرانسه نوشت:خرمشهر یک جایزه بزرگ است،اگر ایرانی ها آن را پس بگیرند،عراقی ها حرفی برای گفتن نخواهند داشت.
رادیو بغداد در آستانه ورود قوای ایران به خرمشهر به معنی دفاع از بصره است.آبروی امت عرب در گرو دفاع از خرمشهر است.
فتح خرمشهر
و سرانجام روز سوم خرداد۱۳۶۱در ساعت ۵۰/۱۳خرمشهر پس از۵۷۵روز اشغال،در مرحله چهارم عملیات بیت المقدس به دست توانمند رزمندگان اسلام آزادشد ورادیو جمهوری اسلامی ایران در ساعت۵/۴بعداز ظهر این خبر را اینگونه اعلام کرد:شنوندگان عزیز توجه فرمایید… خرمشهر شهر خون آزاد شد…ا…اکبر،ا…اکبر.
خبرگزاری رویتر:
خرمشهر که ایرانیان آن راخونین شهر نامیده اند.در پس یک نبرد دو روزه توسط ایران آزاد شد.در پایه این گزارش۳۰هزارتن از نیروهای عراقی که از خرمشهر دفاع می کردند پس از کشته شدن فرماندهانشان در برابر نیروهای ایران تسلیم شدند.
روزنامه الارام چاپ مصر۳/۳/۱۳۶۱نوشت.هیچ کس انتظار نداشت خرمشهر با این سرعت بدست ایرانیان بیفتد. باز پس گیری خرمشهر تکان دهنده است.زیرا عراقی ها ۲۰ماه پیش،خطوط دفاعی بسیار قوی در داخل خاک ایران تشکیل داده بودند.
دلاور مردان غیور اسلام در جریان آزادسازی خرمشهر۱۶۵۰۰نفر از سربازان دشمن را کشته وزخمی نموده و۱۹۰۰۰ نفر از آنان را به اسارت درآوردند.
درجریان عملیات بیت المقدس که در چهارمرحله انجام ومنجر به آزادسازی شهر خرمشهرشد حدود۶۰۰۰نفر از دلیرمردان ارتش وسپاه،به شهادت رسیدند وحدود۲۴هزارنفرنیز مجروح شدند.
سردارجاویدالاثرحاج احمد متوسلیان
شاد کردن این ملت بافتح خرمشهر،بزرگترین اجری بود که خداوند در زندگانی به ما عطا کرد.
نوحه معروف((ممد نبودی ببینی))دراولین سالگرد آزادسازی خرمشهر در مسجد جامع این شهر با مداحی آقای غلامعلی کویتی پور اجرا شد.شاعر این نوحه آقای جواد عزیزی می باشد.
شلمچه
شلمچه،اولین محل درگیری میان نیروهای انتظامی ایران و نیروهای عراق در خوزستان قبل از تهاجم گسترده عراق در یال۱۳۵۹بود.
جبهه شلمچه از ابتدای جنگ تحمیلی به خاطر قرار گرفتن بین دو بندرخرمشهر و بصره از اهمیت فوق العاده ای
برخوردار بود.به همین خاطر شاهد خونین ترین درگیری ها بوده است.
عملیاتها
بیت المقدس(اردیبهشت۶۱)،رمضان(تیر۶۱)،کربلای۵(دی۶۵)، کربلای۸(فروردین۶۶) ، وبیت المقدس۷(خرداد۶۷) در منطقه شلمچه انجام شده است.
چند سال پیش در تهران سمیناری با عنوان((بررسی خاطره نویسی جنگ ایران-عراق و جنگ فرانسه))برگزارشد.
پروفسور((اددون روزو))رئیس موزه جنگ فرانسه،تو جلسه یک سری عکس واسلاید از موزه جنگشان نشان داد و مدعی بود که من ۲۰سال کار تحقیقاتی روی جنگ های دنیا کرده ام و… خیلی متکبر بود.
روز آخر سمینار،آنهارا با هواپیما به آبادان بردندو بعد از یک ساعتی در شلمچه.همین اددون روزو،وقتی توی شلمچه راه می فت، هی آه می کشید و می گفت: وای اینجا کجاست؟! این سرزمین با آدم حرف می زند.اگر یک وجب از این خاک توی فرانسه بود بهتون می گفتم مردم چه زیارتگاهی درست می کردند.بعدها گفت:من۲۰سال کار تحقیقاتی کرده ام ،همه یک طرف این سه روزی که ایران بودم یک طرف.آرزو دارم یک هفته بیایم ایران با پای برهنه روی زمین شلمچه راه بروم.
حلبچه
در جریان آزاد سازی حلبچه(شهرکرد نشین عراق)در عملیات والفجر۱۰،مردم مهربان این شهر با آغوش باز به استقبال رزمندگان اسلام می آیند وبا شیرینی وگل،مقدم ارتش اسلام را گرامی می دارند.
نیروی هوایی عراق در یک اقدام غیر انسانی وبه هدف انتقام از مردم مهربان حلبچه که پذیرای رزمندگان اسلام شدند شهر حلبچه را با بکارگیری جنگ افزار شیمیایی مورد حمله قرار می دهد.
با بمباران حلبچه توسط رژیم بعثی عراق،۵هزار نفر از مردم حلبچه بر اثر مسمومیت گازهای شیمیایی طی چند دقیقه به شهادت رسیدند.
شهر دزفول
شهر دزفول که به عنوان شهر نمونه مقاومت شناخته شده درطول۸سال دفاع مقدس۱۵۷موشک زمین به زمین(که طول هریک به ۹متر می رسید)را مردانه تحمل کرده است.
نخستین حمله موشکی رژیم متجاوز عراق علیه شهرهای کشورمان،۱۶مهر ماه۱۳۵۹با شلیک ۳فروند موشک به شهر مقاوم دزفول آغاز شد.
در سال۱۳۶۴ شهر دزفول لوح زرین شهر نمونه را در مقاومت، پایداری وایثار از بین دیگر شهر های ایران از آن خود ساخت.
خلا قیت در دفاع مقدس
تاریخ دفاع مقدس نمونه های زیادی از خلاقیت و نوآوری فرماندهان را در خود ثبت کرده است.به عنوان نمونه شهید بزرگوار شهید دکتر چمران در طول مدت کوتاه حضور خود در دفاع مقدس، خلاقیت و نوآوری هایی همچون ساخت ((اژدر دریایی))،((پل))،((خمپاره انداز)) را به ثبت رسانده و با امکانات بسیار اندک،موارد مذکور را ساخته و تولید نموده است.
ساخت ((پل بعثت))که در عرض رودخانه خروشان اروند به طول یک کیلومتر و عمق ۱۳متر ساخته شد،از نوآوری ها و خلاقیتهای ماندگار جنگ است.
اولین ها
اولین گلوله ای که از یک دستگاه تانک در جنگ ایران وعراق به سمت کشورمان شلیک شد توسط ملک حسین ، پادشاه وقت اردن انجام گرفت.
اولین عملیات منظم رزمندگان اسلام، عملیات ((امام مهدی))درتاریخ ۲۶/۱۲/۱۳۵۹ درمنطقه غرب سوسنگرد انجام شد.
اولین ایستگاهای صلواتی جبهه ها درشهربستان(پس ازآزادسازی)راه اندازی شد.
اولین عملیات نیروی هوایی ارتش،تنهابه فاصله۲ساعت پس ازاولین حمله هوایی دشمن،دربعدازظهر۳۱شهریورماه۱۳۵۹صورت گرفت که صدمات جبران ناپذیریبه ۲پایگاه مهم هوایی به نامهای ((الرشید))و((شعبیه))واردنمود.
اولین عملیات نیروی دریایی ارتش درهفتم آذرماه۱۳۵۹انجام شد.
اولین حضورمقام معظم رهبری درجنگ تحمیلی،دراواخرسال۱۳۵۹صورت گرفت وتایک دوماه ازابتدای سال۱۳۶۰ادامه یافت.
اولین موشک ایران برای مقابله به مثل درساعت۴۰/۲بامداد۲۱اسفند۱۳۶۲به سوی شهرکرکوک درعراق وسپس از۲۳اسفندتا ۲۵خردادسال۱۳۶۴،تعداد۱۲موشک به شهربغدادپرتاب شد.
اولین عملیات آبی خاکی دلاورمردان غیور اسلام بانام((خیبر))درسوم اسفندماه۱۳۶۲درمنطقه هوردجزایرمجنون انجام گردید.
اولین عملیات دریایی سپاه درخلیج فارس،بانام کربلای ۳شهریورماه۱۳۶۵انجام شد.
اولین عملیات بیرون راندن دشمن تا نقطه مرزی،عملیاتی به نام ((طریق القدس))بود که در ۳۰دقیقه بامداد روز یکشنبه هشتم آذر ماه۱۳۶۰ صورت گرفت و نیروهای دشمن تا نقطه مرزی تنگه چزابه به عقب رانده شدند وشهر بستان نیز آزاد شد.
اولین بار جنگ در رمضان جنگ به داخل خاک عراق کشیده شد.
اولین حمله موشکی رژیم متجاوز عراق علیه شهرهای کشورمان،در تاریخ۱۶مهدماه۱۳۵۹با شلیک۳فروند موشک به شهر مقاوم دزفول آغاز شد.
اولین خودروهای پدافند شیمیایی توسط جهادگران جهاد سازندگی اصفهان،به منظور مقابله با بمبهای شیمیایی طراحی و ساخته شد.
اولین کشوری که از نخستین روزهای جنگ به طور رسمی از عراق حمایت کرد،اردن بود.
اولین گردان از روحانیون وطلاب حوزه علمیه قم در سومین روز تجاوز دشمن بهثی عراق،توسط دفتر تبلیغات حوزه علمیه،به جبهه اعزام شد.
اولین شهر عراق که به تصرف نیروهای ایران درآمد،شهر پنجوین بود.
اولین پیروزی عظیم ایران درجنگ،عملیات ثامن الائمه(ع)است که در تاریخ۵/۷/۱۳۶۰و باحضور لشگر۷۷پیاده ارتش و نیروهای سپاه وبسیج مردمی در شمال آبادان و شرق رود کارون اجرا گردید ومحاصره آبادان به کلی در هم شکست.
اولین قرارگاه مشترک ارتش وسپاه در عملیات طریق القدس،توسط شهید حسن باقری بنیان نهاده شد که خود فرماندهی آنرا به عهده داشت.
اولین گزارشگر صداوسیما که در دوران دفاع مقدس به شهادت رسید،شهید علی اصغر رهبر بود.
اولین فرمانده اسیر دفاع مقدس فرمانده شجاع پاسداران سوسنگرد به نام ((حبیب شریفی))بود.
اولین شاعر شهید دفاع مقدس حسین ارسلان متخلص به((رخشا))بود که در تاریخ۲۰آذر ماه سال۱۳۶۴در هورالهویزه به شهادت رسید.
اولین روحانی مفقود الاثر دوران دفاع مقدس،حجت الاسلام احمد ظریفیان بود.
اولین خلبان شهید دوران دفاع مقدس،شهید فیروز حسنی بود.
اولین شهری که به صورت گسترده،قربانی سلاح های شیمیایی شد سردشت استان آذربایجان غربی بود که در روز هفتم تیر ماه سال۱۳۶۲مورد تهاجم قرار گرفت.
اولین فرمانده لشگر شهید دوران دفاع مقدس،حاج ابراهیم همت فرمانده لشکر۲۷ محمد رسوا ا…(ص) بود که در اسفندماه سال۱۳۶۲ در جزیره مجنون به شهادت رسید.
اولین عملیات چریکی توسط شهید دکتر چمران بر علیه تانک های دشمن که تا چند کیلومتری اهواز پیشروی کرده بودند فرماندهی شد.
اولین شهید مجلس شورای اسلامی در دوران دفاع مقدس،سردار شهید دکتر مصطفی چمران نماینده محترم مردم تهران بود.
اولین لشکر سپاه پاسداران،لشکر۱۴امام حسین است که به فرماندهی سردار شهید حاج حسین خرازی وباابلاغ ستادعملیات جنوب،رسماتشکیل گردید.
خواندنیها
روی تخته سیاه کلاس یکی ازمدارس خرمشهرکه موشک خورده بوداین جمله نوشته شده بود:
((اسلام درس اول وآخر شماست بچه ها))
درحالی که خلبانان جوانمرد ایرانی اززدن یک پل که ماشین روی آن درحال عبور است اجتناب می کنند،خلبانان دشمن به مادرس کودکان کرمانشاه حمله کرده وتعدادزیادی ازکودکان معصوم رابه خاک وخون می کشند.
شهیدمحمود کاوه(فرمانده لشکرویژه شهدا)وقتی به کردستان رفت بعداز۲هفته ضدانقلاب ها برای سرش ۳هزارتومان جایزه گذاشتند،۲هفته بعدشد۱۵هزارتومان،چندماه گذشت درعملیات آزادسازی بوکان،قیمت سرش به۲میلیون تومان رسید.
سال۱۳۶۱،قراربودکنفرانس سران کشورهای غیرمتعهددربغدادبرگزارشود.اگر این کنفرانس برگزار می شدصدام به مدت ۸سال ریاست آن را به عهده می گرفت.تنها راهی که می شداز برگزاری کنفرانس جلوگیری کرد،ناامن نشان دادن بغدادبود که صدام به امنیت آن خیلی افتخار می کرد.صبح روز۳۱تیرماه سال۱۳۶۱،خابان شجاع عباس دوران،که عراق برای سرش جایزه گذاشته بود.پس از بمباران پالایشگاه بغدادهواپیمای خودراکه آتش گرفته بودبه هتل محل برگزاری اجلاس سران غیرمتعهد هاکوبیدوبدین ترتیب باشهادت خودکاری کردکه این اجلاس به علت فقدان امنیت دربغداد،برگزار نشود.پیکرپاک شهیددوران به همراه ۵۷۰شهیددیگردردوم مرداد۱۳۸۱به خاک میهن بازگشت.
برروی یک دیوارمخروبه درسوسنگردباخطی شتابزده این جمله نوشته شده بود.صدای توپ وخمپاره همه جارافراگرفته ودشمن واردشهرشده وتاچندلحظه دیگر همه ی ماشهید خواهیم شد.برای ماشهدای گمنام فاتحه بخوانید.
برای بچه هایی که تازه رسیده بودند پی جا می گشتم یک پسربچه رادیدم.گفت:بابچه های تهران آمده ام من روجاگذاشتندورفتند.بچه بودودست خالی وتنها،ولی معلوم بود که نمی ترسد.گفتم:خوب اشکالی نداره توهم بیاپیش ما.بعدهافهمیدم(فهمیده)بود.
بااصابت ششمین موشک ایران به بغداد،صدام ازبغدادگریخته وبه شهرسامرا(یکی ازچهارشهرامن)پناه می برد.رادیوصوت الجماهیردرتوجیه این فراراعلام می کندکه صدام برای زیارت به این شهر سفرکرده است.
درحالی که مردم با ایمان خرمشهر مشغول دفاع ازشهر در مقابل دو لشگر عراق بودند،بنی صدر به وعده دادن اکتفا می کند.و وقتی نیروهای سپاه از او می خواهند که برای پشتیبانی آنها فانتوم بفرستد می گوید:((مگر فانتوم نقل ونبات است که برایتان بفرستم)).
ناهار اشرافی داشتیم(نان وماست)سفره را انداخته و نیانداخته،دکترچمران از راه رسید.دعوتش کردیم بماند.دستهایش را شست.بر سرهمان سفره نشست یکی پرسید:این وزیر دفاع که گفتن قرار بیاد چی شد ؟بقیه خندیدند….
رژیم عراق با تصرف شهر مهران،در اردیبهشت سال۶۵جهانیان را به تماشای فتوحات خود فرا خواند.امارزمندگان جشن وپای کوبی صدام را با بازپس گیری این شهر در عملیات کربلای یک در تاریخ دهم تیر ماه۶۵به عزا مبدل نمودند.
در بهمن ماه ۱۳۶۵در پی بمباران وحشیانه رژیم بعثی عراق به دو مدرسه در شهر میانه،۶۸دختر بی گناه دانش آموز به شهادت رسیدند.
به پاس فداکاری نیروی دریایی در عملیات مروارید(۷/۹/۱۳۵۹)وفتح اسکله البکرو حماسه آفرینی ناوچه پیکان و نابودی نیروی دریایی عراق،هفتم آذر به نام ((روز نیروی دریایی))نام گذاری شده است.
درعملیات کربلای یک وقتی یکی از عراقی ها خود را تسلم کرد،گفت:من شیعه هستم هنگام اعزام مادرم یک تکه پارچه سبز حرم امام حسین(ع)به قصد تبرک به من داد وگفت:اگر اسیر شدی این پارچه نزد ایرانیان خیلی ارزشمند است بگو مال کربلاست.با تو کاری نخواهند داشت.
دوستم فریاد زد بیاییدکمک سیب هارا خالی کنید.از لبنان فرستادند.نمی دانستیم خنده کنیم یا گریه!حتی لبنانی ها هم برای ما کمک فرستاده بودند،ولی از توپخانه خودمان که بنی صدر گفت دارد می آید خبری نبود.
گروه توپ خانه اعزامی از اصفهان،که بنی صدر خائن روزهای اول جنگ وعده آمدن آن را داده بود پس از ۳۶روز (یک روز پس از سقوط خرمشهر)وارد منطقه شد.
شهید صیاد شیرازی دو پایش از ساق شکسته بود ودر آن سرما حاضر نشد یک مسکن به او بزنیم وحتی حاضر نشد جلوتر از دیگران او را معاینه کنیم.
شهید دکتر رهنمون در جبهه ها خودش را راننده آمبولانس معرفی کرده بود درحالی که رئیس یک کارخانه بزرگ دارو سازی بود.
در بحبوحه جنگ شهرها در سال۱۳۶۶ خلبانان غیور ایران هنگام بازگشت از بمباران شهر بغداد،موفق به ساقط کردن یک فروند میگ۲۳ دشمن شدند.
پس از پرتاب ۹موشک ایران به بغداد در سال۶۴،صدام حسین که در جنگ شهرها به استیصال می افتد،کشورهای لیبی و سوریه را متهم به تحویل موشک به ایران م یکند وآن ها را خائن به اعراب می نامد.
پس از عزل بنی صدر،ظرف کمتر ازیک سال،در چهار عملیات بزرگ ثامن الائمه،طریق القدس،فتح المبین وبیت المقدس،۵۷درصد از سرزمین هایی که در طول جنگ به اشغال دشمن درآمده بود،آزاد شد.
درطول ۸سال دفاع مقدس بیش از ۷۰هزار نیروی عراقی در میدان های نبرد به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند که تعداد زیادی از اتباع کشورهای مختلف از جمله (سودان،مصر،اردن،مراکش و…)بین آنه بودند که بصورت مزدور به کمک صدام آمده بودند.
گروه تفحص درحین عملیات جست وجو در منطقه فکه به سیم های تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود.رد سیم ها راگرفتند رسیدند به یک دسته از شهدا که دست و پایشان با همین سیم ها بسته شده بود،معلوم بود که آنهارا زنده به گور کرده اند.زیرا کسی دست کشته ای را نمی بندد.
دریادداشت های باقی مانده یکی از شهیدان گردان حنظله آمده:امروز،روز پنجم است که در محاصره هستیم.آب راجیره بندی کرده ایم.نان راجیره بندی کرده ایم.عطش همه را هلاک کرده،همه راجز شهدا،که حالا در کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند.دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(ع).
عملیات محرم
در عملیات محرم رزمندگان اسلام علاوه بر آزاد سازی۵۵۰کیلومترمربع از خاک ایران،موفق شدند بیش از۳۰۰کیلو متر از خاک عراق را در نواری مرزی به تصرف خود درآوردند.
رژیم متجاوز عراق برای جلوگیری از((عملیات محرم))طی پیامی از ایران می خواهد به خاطر ماه حرام ازجنگ خودداری شود غافل از اینکه خودش در ماه ذیحجه که از ماههای حرام محسوب می شود،حمله سرتاسریش را آغاز کرده بود.
عملیات والفجر۸(فتح فاو)
در ساعت۱۰/۲۲روز۲۰/۱۱/۶۴عملیات والفجر۸با رمز یا فاطمه الزهرا آغاز و تا۷۵روز ادامه داشت.بندر فاو در روزهای
اول عملیات به تصرف درآمد اما با توجه به پاتکهای سنگین دشمن بیش از۷۰ روز جنگ سخت درپی داشت.
دراین عملیات،۸۰۰کیلو متر مربع از زمین های دشمن آزاد وبیش از۵۰۰۰۰نفر از نیروهای دشمن کشته وزخمی و نزدیک به۳هزار نفر به اسارت درآمدند.
درجریان عملیات والفجر۸که منجر به فتح فاوشد،رزمندگان اسلام با۱۵۰هزار نیرو در مقابل۷۰۰هزارنفر از ارتش عراق جنگیدند وبا عبور از رودخانه وحشی وعریض اروند به آن پیروزی درخشان رسیدند.
دراین عملیات،نیروی هوایی قدرتمند ایران،بانشان دادن توان رزمی خود،ادعای کارشناسان خارجی،مبنی بر ناتوانی هوایی ایران را باطل می کندوبا انجام بیش از۱۰۰۰سورتی پرواز،دوست ودشمن را به حیرت فرو بردند.
در عملیات والفجر۸،رزمندگان گردان الزهرا(س)از لشگر امام حسین(ع)برای پیروزی در منطقه فاو،۱۴هزار صلوات نذر نمودند.
پس از فتح فاو توسط رزمندگان اسلام،پرچم مبارک یا ثامن الائمه(ع)(که مدتها بود بر فراز گنبد امام رضا(ع)در مشهد مقدس،در اهتزار بود)به دست فرمانده لشگر۲۵کربلا بربالای مناره مسجد فاو نصب شد.
چند روز پس از پیروزی ایران در عملیات والفجر۸ هواپیماهای عراق،اعلامیه های فراوانی بر سر رزمندگان فرو می ریزند که در آن نوشته بود:((اینجا زمین غصبی است.نماز خواندن در اینجا حرام است…ونماز شما باطل است.))
پس از فتح فاو،بخش فارسی رادیو عراق اعلام کرد: سربازان،درجه داران وافسران ایرانی!همسران و فرزندان شما در منزل چشم انتظار شما هستند،گول رژیم ایران را نخورید،فاو شهر شما نیست از آن خارج شوید.
نیروی هوایی قدرتمند جمهوری اسلامی ایران در عملیات والفجر۸ با همکاری پدافند زمین به هوا،توانستند۷۴ فروند از هواپیماهای پیشرفته عراق را ساقط کنند.
عملیات طریق القدس (آزاد سازی بستان) ۸/۹/۱۳۶۰
پس از عملیات طریق القدس،کشور فرانسه۳۵ فروند میراژ به عراق ارسال کرد.
در عملیات طریق القدس برای اولین بار نیروهای مردمی(بسیج)در سطح گسترده ای سازماندهی وبه کار گرفته شدند.
نخستین قرارگاه مشترک سپاه وارتش در عملیات طریق القدس،توسط شهید حسن باقری بنیان نهاده شد که خود فرماندهی آن رادارا بود.
عملیات مرصاد
بعد از پذیرش قطعنامه توسط ایران در۲۷ تیرماه ۶۷یک هفته بعد منافقین در ساعت۳۰/۱۵روز سوم مرداد ۶۷ پس ازاجرای آتش سنگین و بی سابقه عراق در محور سر پل ذهاب با عبور از مرز،حمله خود را با نام((فروغ جاویدان)) آغاز کردند.
فرودگاه واشنگتن قبل از اجرای عملیات فروغ جاویدان به مدت۳روز برای انتقال نیرو در اختیار مجاهدین خلق(منافقین) قرار گرفته بود.
مسعود رجوی طی تحلیلی گفته بود:نباید این فرصت تاریخی را از دست بدهیم و بایدحمله کنیم ودر شرایطی که
رژیم ایران نیروی جنگی ندارد،کار را تمام کنیم.
مریم رجوی درجمع نیروهای حمله کننده گفته بود:وقتی از جبهه عبور کنیم آن طرف تر کسی نیست که جلوی مارا بگیرد و در پاسخ به سوالات حاضرین گفته بود:جمع بندی نهایی در میدان آزادی!
گروهک منافقین در حمله به شهر اسلام آباد غرب(تیرماه۶۷)دهها تن از مجروحین بیمارستان این شهر را از بیمارستانها خارج نموده ودر حیاط بیمارستان اعدام کردند.
وسرانجام به یاری خداوند قهار،رزمندگان اسلام در عملیات مرصاد با حمایت تیز پروازان هوا نیروز وبمباران شدید هوایی،در یک نبرد فراموش نشدنی،شکست سنگینی را به منافقین کوردل تحمیل کردند.
این عملیات با رمز یا علی(ع)دو روز پس از حمله منافقین آغاز شد.ودر روز۷مردادهیچ اثری از نیروهای ضد انقلاب در منطقه نبود.در این عملیات۱۶۰۰تا۲۰۰۰تن از منافقین به هلاکت رسیدند وحدود۱۰۰۰نفر از آنان زخمی شدند.
عملیات فتح المبین
عملیات فتح المبین در تاریخ۱/۱/۱۳۶۱با رمز یا زهرا(س)آغاز شد.این عملیات در۳مرحله انجام و۱۰روز طول کشید.در مرحله اول این عملیات رزمندگان اسلام موفق می شوند.۶۵۰کیلومتر مربع از خاک میهن اسلامی را آزاد و شهرهای دزفول،شوش،اندیمشک،پایگاه چهارم هوایی،جاده سراسری اندیمشک اهواز وصدها روستا را از تیررس دشمن خارج سازد.
در عملیات فتح المبین دلاور مردان غیور اسلام توانستند سایتهای ۴و۵راکه صدام گفته:((اگر ایرانیها این سایت را توانستند بگیرند،کلید فتح بصره را به آنها خواهم داد))گرفته وآزاد کردند.
در جریان عملیات فتح المبین،عراقی ها چنان غافلگیر شده بودند که کلی اسناد ومدارک محرمانه از خود به جای گذاشته بودند.
تا قبل از عملیات فتح المبین،عراق حالت تهاجمی داشت،ام از این مرحله به بعد عراقیها دست وپایشان را جمع کردند.میدان مین گذاشتند ومجبور شدند به لاک دفاعی فرو روند.
با انجام عملیات فتح المبین،کشور فرانسه۲۹ فروند میراژ به عراق ارسال کرد.
در این عملیات تعداد۲۵۰۰۰نفر از سربازان رژیم متجاوز عراق،کشته وزخمی و۱۵۰۰۰نفر از آنان به اسارت نیروهای اسلام درآمدند.
سایر دانستنیها
جنگ ایران وعراق در نوع خود از طولانی ترین جنگهای قرن۲۰ به شمار می رفت.
کشور عراق ساحل کوچکی در حدود۴۵کیلومتر در ساحل خلیج فارس دارد.
رژیم عراق از ابتدا تا انتهای جنگ به هیچ یک از سربازان خود کارت پایان خدمت نداد.
رژیم عراق در طول ۸سال دفاع مقدس،۲۴۲ بار از سلاح های شیمیایی علیه ایران استفاده کرده است.
طبق اعلام سازمان حمایت از مجروحین سلاح شیمیایی مستقر در انگلیس،عراق اولین رژیمی است که غیر نظامیان خود را با سلاح شیمیایی بمباران کرده است.
دولت عراق،پس از جنگ تحمیلی اعتراف کرد:۶هزار بمب شیمیایی علیه ایران استفاده کرده است.
در طول دفاع مقدس هیچ سرباز،افسر و رزمنده ایرانی(علی رقم قوانین جنگی)به علت فرار وترک میدان نبرد مورد مواخذه جدی قرار نگرفته است و در جبهه ایران از اعدام و محاکمه صحرایی خبری نبود.
تاکنون بیش از ۱۰هزار عنوان کتاب درباره دفاع مقدس منتشر شده است.
در طول ۸سال دفاع مقدس حتی یک وجب از خاک میهن اسلامی ایران به دست دشمن باقی نماند و این افتخار در تاریخ۴۰۰سال گذشته ایران بی نظیر است.
حدود۵۰۰۰نفر از اسرای عراقی به ایران پناهنده شده اند که توسط صلیب سرخ ثبت نام وتعداد زیادی از آنها در ایران ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده اندوتا قبل از سقوط صدام حاضر به بازگشت به کشورشان نبودند.
طول مرز ایران وعراق ۱۳۳۶کیلومتر است که با در نظر گرفتن رودخانه ها وهورالعظیم به۱۵۹۱کیلومتر می رسد.
سینمای جنگی ایران پس از شروع جنگ تحمیلی با فیلم((مرز))به کارگردانی جمشید حیدری شروع به کار کرد.این فیلم در سال ۱۳۶۰به هنوان تنها اثر جنگی به نمایش درآمد.