تعریف فرهنگ
برای فرهنگ حدود 250 تعریف ارائه کرده اند. از جمله: مجموعه دست آوردهای
مادی و معنوی هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقیات، قواعد، آداب، رسوم،
عادات و دیگر قابلیتهای اکتسابی که از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد.
تعاریف مختلف و متفاوت از فرهنگ بیانگر این است که تمام دستآوردهای مادی و
معنوی بشر در طول تاریخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبیر است.
فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی
فرهنگ را میتوان در دو سطح مادی و معنوی دسته بندی کرد؛
فرهنگ مادی: عبارت است از تمامی آنچه که عینی و ملموس است؛ مانند آثار هنری، دستآوردهای صنعتی، بناهای تاریخی، خط، موسیقی و...
فرهنگ معنوی (غیر مادی): عبارت است از عقاید و رسوم، علوم و معارف، ارزشها
و اندیشهها، اخلاقیات و... فرهنگ مادی معمولاً تحت تاثیر فرهنگ معنوی رشد
میکند زیرا نوع نگرش به هستی و جهان و ارزشهای حاکم بر جوامع در ساخت
ابزار جدید برای امور زندگی به انسان جهت میدهد.
خصوصیات فرهنگ: برخی از خصوصیات فرهنگ را میتوان به شرح زیر ارائه کرد.
1. آموختنی و اکتسابی است (غریزی و فطری نیست): افراد هر نسل، میراث
فرهنگی را از نسل گذشته دریافت میکنند و به نسل بعدی میسپارند.
2. زنده است: جنبه پذیرندگی فرهنگ مربوط به زنده بودن آن است و توقف فرهنگ مساوی با مرگ آن است.
3. هویت دهنده است: یعنی تنظیم کنندة روابط اجتماعی و تضمین کنندة نوع بینش و نگرش فرهنگ است.
4. نسبی است: فرهنگ متنوع است و از یک گروه به گروه دیگر فرق میکند و هر قومی طرز تفکر و عادات ویژهای دارد
5. منتقل شدنی است: هر گروه انسانی میراث فرهنگی خود را به دیگران انتقال میدهد
فرهنگ غربی و فرهنگ شرقی
امروزه در تقسیم کلی، فرهنگ کشورهای جهان را به دو دسته شرقی و غربی تقسیم
میکنند دو اصطلاح شرق و غرب علاوه بر زمینه جغرافیایی در قلمروهای دیگر
مثل سیاست، حکمت، عرفان، فرهنگ هم در برابر هم قرار میگیرند و منظور از
فرهنگ غربی در این تقسیم بندی همان بینش یونان و روم بعد از میلاد مسیح و
اروپای بعد از رنسانس است.2
اصول و ویژگیهای فرهنگ غربی
برخی از ویژگیهای آن عبارتند از:
1. اصالت قدرت، نیچه میگوید: اصولاً انسان برای غلبه بر ضعیفان آفریده شده
است. 2. اصالت ماده؛ 3. نظم فکری و عملی؛ 4. عقل گرائی (بنیاد خرد)، میل
به تحلیل عقلانی؛ 5. اصالت انسان (اومانیسم)
فرهنگ شرقی دارای ویژگیهای زیر است:
1. اصالت وحدانیت (خدا)؛ 2. اصالت روح؛ یافتن راز خلقت و میل به تحلیل عاطفی؛ 3. قوم گرا؛ ناسیونالیسم،3
انسان
پیش فرض: انسان موجودی فرهنگی است. برخی از متفکران فرق انسان و حیوان را
عوامل فرهنگی مانند سخن گفتن، اندیشیدن، ابزارسازی و استفاده از آن برای
نیازهای خود و انتقال آن به نسلهای آینده و... میدانند. ابن خلدون
میگوید: فرهنگ جوهری مستقل نیست بلکه خاصیتی است از جوهری دیگر که آن جوهر
انسانی است.4
جوهر و حقیقت انسان چیست؟
علی (ع) میفرماید:"انَِّ اللهَ عزَِّ وَ جلَِّ رکَّبَ فی الملائکةِ
عقلاً بلا شهوةٍ و رکَّبَ فی البهائمِِ شهوةً بلا عقلٍ و رکَّبَ فی بنی
آدَمَ کِلتیهما فَمَن غلبَ عقلهُ شهوتهُ فهوَ خیرٌ من الملائکةِ وَ مَن
غلبَ شهوتهُ عقلهُ فهوَ شرٌّ من البهائمِ"5
این سخن علی (ع) بیان میدارد که مخلوقات خداوند سه گروهند:
1. عقل بدون شهوت (فرشتگان)؛ 2. شهوت بدون عقل (حیوانات)؛ 3. عقل توأم با شهوت (انسان)
پس انسان موجود دوساحتی است: 1. روح: فطریات (خود) 2. جسم: غرائز (ناخود) چنانچه علی (ع) میفرماید: اقبل علی نفسک بالادبار عنها6
تشابه و تفاوت غرایز و فطریات
هر دو ذاتی است اما غرائز بین (انسان و حیوان) مشترک است برخلاف فطریات که
مختص انسان است در حالی که رشد فطریات نیازمند مراقبت و تربیت است و همچنین
غرائز برخلاف فطریات اشباع شدنی است از این رو خودشناسی (یعنی شناخت
فطریات خویش از غرائز) واجب عینی است و تحصیل آن مقدم بر همه علوم است و
تفاوت علوم فقط در کفایی و عینی بودن وجوب تحصیل آنهاست. مگر ما علوم دینی و
غیر دینی نداریم؟ چرا فقط موضوع علوم با همدیگر تفاوت دارند مثلاً موضوع
علم فقه و اخلاق... تشریع خداوند است و علومی مانند فیزیک و شیمی...
موضوعشان تکوین و طبیعت خدای سبحان است و این دو موضوع درقرآن با
همدیگرتداخل دارند نه تعارض. چنانچه میفرماید: "وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ
الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ
السَّمَاءِ وَالأرْضِ"7 چنانچه از این آیه روشن است ایمان وتقوای مردم در
گشوده شدن درهای برکت آسمان و زمین (طبیعت) موثر است. و میفرماید: "وَمَنْ
یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا
یَحْتَسِبُ"8 این آیه بیان میدارد که بین تقوای مردم و مرزوق شدن آنان
ارتباط تکوینی وجود دارد.
شهید مطهری تکامل را به اجتماعی و طبیعی تقسیم نموده و معتقد است در تکامل
طبیعی میان انسان و سایر حیوانات تفاوتی نیست اما تکامل اجتماعی انسان از
نسلی به نسلی و از دورهای به دورهای و احیاناً از منطقهای به منطقهای
به وسیله میراث فرهنگی انتقال پذیرفته و تحقق این امر به وسیله تعلیم و
تعلم (که خود امری فرهنگی است) بوده است چنانچه قرآن مجید نیز آن را مورد
تاکید قرار داده و به قلم و ابزار نوشتن قسم میخورد. "ن وَالْقَلَمِ وَمَا
یَسْطُرُونَ"9 پس نتیجه گرفته میشود که انسان استعداد فرهنگ پذیری را
داشته و موجودی فرهنگی میباشد. 10
تهاجم فرهنگی یا تهدید نرم
امروزه با توجه به رشد فکری وآگاهی عمومی ملتهای جهان، نفوذ و سلطه و به
دست آوردن مستعمرات از راه لشکر کشیهای نظامی به آسانی امکان پذیر نیست و
در صورت اجرا هزینههای زیادی را برمهاجمان تحمیل میکند به همین سبب بیش
از یک قرن است که استعمارگران روش نفوذ در کشورها را تغییر داده اند و از
طریق سیاستهای فرهنگی (با عناوین تبلیغ مذهبی، رواج تکنولوژی، انجمنهای
خیریه، ترویج بهداشت و...) تلاش میکنند به اهداف شوم خود برسند زیرا
فهمیده اند که بهترین راه نفوذ در سایر کشورها نفوذ در فرهنگ آنان و
استحالة درونی آن است آنان میخواهند ارزشهای مورد پسند خود را ارزشهای
مترقی جلوه دهند تا بتوانند آن را جایگزین معیارهای بومی و ملی ملتها
سازند که در فرهنگ ملتها از این اقدامات به هجوم فرهنگی تعبیر میکنند. پس
عمل جایگزینی فرهنگ بیگانه با فرهنگ خودی به شکلی هوشیارانه که بتواند یک
ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بیگانه و مطیع غرایز بیگانگان کند "تهاجم
فرهنگی" محسوب میشود.
این واقعیت را دانشمندان غربی نیز اذعان دارند. میشل پانوف در توضیح اصطلاح
فرهنگ پذیری به این استعمار فرهنگی غرب اشاره کرده و مینویسد: امروزه
فرهنگ پذیری به تماسهای خاص دو فرهنگ که نیروی نامساوی دارند اطلاق میشود
در این صورت جامعة غالب که هماهنگ تر و از نظر تکنیک مجهز تر است -
معمولاً از نوع جوامع صنعتی - به طور مستقیم یا غیرمستقیم به فرهنگ حاکم
تحمیل میگردد. 11
این محقق در تعبیر دیگر از این تهاجم در صورتی که به شکلی گسترده تر باشد
مینویسد: هنگامی که فرهنگ غالب در انهدام ارزشهای اجتماعی و روحیات سنتی
جامعه مغلوب و برای گسستگی و سپس نابودی آن میکوشد، واژه قوم کشی را به
کار میبرند تا القای اجباری فرایند فرهنگ پذیری را از طریق فرهنگ غالب در
فرهنگ مغلوب توصیف کنند. البته جوامع صنعتی قوم کشی را با تظاهر به این که
هدفشان از همانندسازی ایجاد آرامش یا تغییر شکل در جوامع ابتدائی یا عقب
مانده است اجرا نموده و باز هم اجرا میکنند.12
در تعریف پدیدة تهاجم فرهنگی دیدگاه رهبر معظم انقلاب قابل توجه است. از
نظر ایشان در تهاجم فرهنگی یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای رسیدن به مقاصد
خاص خود و اسارت یک ملت، به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم میبرد. در این
هجوم، باورهای تازهای را به زور و به قصد جایگزینی بر فرهنگ و باورهای ملی
آن ملت وارد میکنند.13
تعریف تهاجم و ناتوی فرهنگی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب در موردی دیگر ناتوی فرهنگی را این گونه تعریف کردهاند:
مجموعه زنجیرهای به هم پیوسته رسانههای گوناگون و اینترنت، ماهوارهها،
تلویزیون و رادیو... که در جهت مشخص حرکت میکنند تا سررشتة تحولات جوامع
را بر عهده بگیرند... اینها صهیونسیتها و سرمایه دارهایند و عمدتاً هم در
آمریکا و اروپایند.14
تهدید نرم:
ناتوی فرهنگی در واقع همان تهدید نرم است. در این نوع تهدید، دشمن با به
کارگیری ابزار فرهنگی به دنبال سلطه فرهنگی و در نهایت سلطه سیاسی میباشد.
بسیاری از اقدامات علیه انقلاب اسلامی ایران از سوی نظام سلطه و
همپیمانان خارجی و داخلی آن طی دهه دوم و سوم انقلاب از نوع تهدید نرم به
شمار میآید. تهدید نرم متکی برقدرت نرم بوده و برای شناخت ماهیت آن آشنایی
با قدرت نرم ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد.
قدرت نرم:
یکی از مفاهیم اصلی در علم سیاست، مفهوم قدرت است. اهمیت قدرت در علم سیاست
به قدری بالاست که اساساً قدرت را موضوع علم سیاست میدانند و قدرت در علم
سیاست یعنی توانایی دارندة آن برای واداشتن دیگران به تسلیم در برابر
خواست خود به هر شکلی که ممکن باشد.
منابع قدرت
مهمترین عوامل و منابع قدرت را میتوان؛ قدرت نظامی (تهدید و زور)؛ قدرت
اقتصادی (تطمیع و زر) ؛ قدرت اطلاعاتی، قدرت سیاسی و قدرت روانی و فرهنگی
(دانش) دانست.
از قدرت روانی ـ فرهنگی تحت عنوان قدرت نرم یاد میشود و صحنه روابط بین
المللی، رویاروئی قدرت است و هر کشوری میتواند منافع و امنیت خود را در
پناه قدرت تأمین نماید. در این صحنه کشوری میتواند تأمین منافع کند و
اهداف خود را پیش ببرد که از قدرت بیشتری برخوردار باشد.
قدرت نرم که یکی از شاخههای قدرت ملی به حساب میآید هر روز از اهمیت
بیشتری در عرصه بین المللی برخوردار میگردد. تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی،
تهدید نرم، انقلاب مخملی، براندازی خاموش، جنگ روانی و ناتوی فرهنگی در
واقع صحنه تقابل قدرت نرم است.
تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی
آیا میتوان مرز دقیقی بین تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی کشید؟ معیار تشخیص هر کدام چیست؟
هر یک از تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی دارای سه شکل و مرحلة مهم است که از این طریق میتوان آنها را از یکدیگر بازشناخت.
مراحل مختلف تهاجم فرهنگی عبارتند از: 1. تحمیل 2. تخریب 3. تسلیم فرهنگی.
مراحل مختلف تبادل فرهنگی عبارتند از: 1. گزینش 2. تحلیل 3. تولید فرهنگی.15
هریک از این مراحل را به طور مختصر شرح میدهیم:
گزینش: منظور آن است که هر چیزی که از دیگران است را به طور مطلق رد نکرده
یا نپذیریم زیرا هر فرهنگی اجزای بسیار متعددی دارد که ممکن است بعضی از
آنها نامطلوب باشد و بعضی مطلوب. ما اجزایی را که مطابق با ارزشهای فرهنگ
خودی است انتخاب میکنیم. چنانچه خداوند متعال میفرماید: "... فَبَشِّرْ
عِبَادِی * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُوا
الألْبَابِ".16
تحلیل: آن است که آنچه را که از فرهنگ دیگر گزینش کردهایم آن را متناسب با
فرهنگ بومی جذب کنیم و به شکل عنصری از فرهنگ خودی در آوریم.
تولید فرهنگی: اگر دو مرحله گزینش و تحلیل در مورد عناصر فرهنگی درست انجام
گیرد جامعه به مرحلهای از رشد و توانایی میرسد که میتواند با تولید
فرهنگ نیازهای جامعه اش را برطرف سازد و صرفاً مصرف کننده فرهنگ دیگران
نباشد.
تحمیل فرهنگی: در تحمیل فرهنگی، فرهنگ مهاجم عناصر مفسد را به فرهنگ مورد نظر تحمیل میکند.
تخریب فرهنگی: در تخریب فرهنگی، فرهنگ مهاجم توان و قوه تجزیه و تحلیل را از فرهنگ مقابل میگیرد
تسلیم فرهنگی: در تسلیم فرهنگی به تحدید مرزهای فرهنگی پرداخته آن را محدود میسازد.
در مجموع میتوان گفت که تهاجم فرهنگی نوعی ارتباط فرهنگی است که در آن
حداقل یکی از سه هدف تحمیل، تخریب و تسلیم فرهنگی تعقیب میشود.
تفاوت تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی:
به طور خلاصه میتوان تفاوت تهاجم و تبادل فرهنگی را در موارد ذیل دانست:
1. در تهاجم هدف تخریب است اما در تبادل هدف انتقال و نشر فرهنگ است. 2. در
تهاجم مهاجم برای جایگزینی فرهنگ خود به نحوی ظالمانه سعی در ریشه کنی
فرهنگ مقابل دارد اما در تبادل فرهنگی چنین نیست. 3. در تهاجم فرهنگی قصد
استیلا و به طور کلی غرض سیاسی در نظر است و مهاجم اصولاً بقای فرهنگ مقابل
را به هیچ عنوان نمیپذیرد.17
ویژگیهای تهاجم فرهنگی:
تهاجم فرهنگی در مقایسه با تهاجم نظامی یا اقتصادی دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که عبارتند از:
الف) یک کار آرام و بی سر و صداست، ب) برای اکثریت مردم نامرئی و نامحسوس
است، ج) با برنامه و ابزارهای گستردهای است (از حربههای سیاسی، نظامی،
روانی، تبلیغاتی و اقتصادی بهره میگیرد)، د) گسترده و همه جانبه و فراگیر
است برخلاف تهاجم نظامی که تنها بخشی از مرزهای مجاور در تیررس دشمن قرار
میگیرد. هـ) کارساز است و برخلاف تهاجم نظامی حساسیتها را به خواب
میبرد. و) دراز مدت و دیرپاست. ز) ریشهای و عمیق است و ذهن و قلب
انسانها را نشانه گرفته و تسخیر میکند. به همین دلیل است که پس از جنگ
جهانی دوم آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا اعلام کرد که بزرگترین جنگی که
در پیش داریم جنگی است برای تسخیر اذهان انسانها.
بسترهای تهاجم فرهنگی
بدیهی است که کار و تهاجم فرهنگی بدون بستر سازی مناسب برای رسیدن به اهداف
ممکن نیست به این شکل که اگر همه لوازم تهاجم فرهنگی فراهم شود ولی شرایط و
بستر مناسب وجود نداشته باشد در واقع همه تلاشهای قبلی ناکام میماند از
این رو به برخی از مواردی که موجب پذیرش و تقویت فرهنگ مهاجم میشود اشاره
میگردد که میتوان آن را به دو دسته تقسیم بندی کرد.
1. بسترها و عوامل بیرونی: زمینهها و ابزاری که به نحوی رد پای کشورهای
خارجی و غربی در آنها دیده میشود بسترهای بیرونی هستند از جمله: الف)
تولید برنامههای مبتذل و صدور آن، ب) تلاش برای دین زدایی از راههای
مختلف، ج) ایجاد روحیه خودباختگی فرهنگی، د) ساخت و فروش وسایل ارتباطی
مانند ماهواره و سخت افزارها و نرم افزارها و موارد مشابه دیگر.
2. بسترها و عوامل درونی: زمینهها و عناصری که ریشه داخلی داشته و در
پذیرش فرهنگ مهاجم به صورت مستقیم و غیر مستقیم کمک میکنند عوامل درونی
هستند؛ از جمله: الف) مشکلات و کاستیهای اقتصادی و اجتماعی، ب) ضعفها و
کاستیهای موجود در خانواده، مدرسه و جامعه، ج) ضعف برنامه ریزی دقیق
فرهنگی، د) فقدان تولیدات فرهنگی کافی و مناسب، هـ) روشنفکران غرب زده: رشد
گروه جدیدی از نخبگان که افکارشان ریشه در مکاتب فکری و فرهنگی مطرح در
غرب دارد مانند حسن تقی زادهها که سمبل مدافعان ترویج کامل و بی حد و مرز
معیارهای غربی در کشور است و معتقد است که وظیفة اول همة وطن پرستان ایران
قبول و ترویج تمدن اروپا بدون قید و شرط تسلیم مطلق اروپا شدن و گرفتن آداب
و عادات و رسوم و تربیت و علوم و صنایع و زندگی و اوضاع فرنگستان است بدون
هیچ استثنا. به سخن دیگر ایران باید در ظاهر و باطن و جسمی و روحی، فرنگی
مآب شود و بس، و)جهل و ناآگاهی مردم، جوانان و نوجوانان.
مراحل تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی در دو مرحله صورت میپذیرد:
الف) تخلیه فرهنگ خودی
در قانون طبیعت وقتی در فضایی خلاء ایجاد میشود نزدیکترین نیروی موجود، آن
خلاء را پر میکند. هر پدیدة جدید یا در جایی حضور مییابد که قبلاً خلاء
وجود داشته و یا در آن محیط خلاء ایجاد میکند. لذا تخلیه فرهنگی اولین
شرط لازم برای حضور فرهنگ بیگانه و مهاجم به شمار میرود.18
شیوهها و راهبردهای دشمن در ْایجاد خلاء فرهنگی (ناتوی فرهنگی)
عمده ترین این راهبردها را در ایران میتوان در محورهای زیر خلاصه کرد:
1. تخریب بنیانهای فکری، اعتقادی، ارزشی و اخلاقی با ایجاد تردید در آنها،
2. انزوای روحانیت و بی ارزش نمودن مبلغان و مدافعان اصیل دین، 3. قداست
زدایی از دین و شعائر دینی، 4. ترویج فساد و رذالت زدایی از آن مانند شیطان
پرستی در دنیای معاصر. چنانچه خداوند متعال این حقیقت را در قرآن مجید
بیان فرموده که شیطان به دنبال دام برهنگی انسان و توجه دادن او به شهوات
است "یَا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ
أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا
لِیُرِیَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ
حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ...؛19 ای فرزندان آدم، شیطان شما را نفریبد، آن
چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان
بیرون کرد تا عورت آنها را به آنها نشان دهد."
در این آیه خداوند متعال به همه افراد بشر هشدار میدهد که مراقب فریبکاری
شیطان باشند زیرا شیطان سابقه دشمنی خود را با پدر و مادر آنها نشان داده
همانطور که لباس بهشتی را بر اثر وسوسهها از اندام آنها بیرون کرد ممکن
است لباس تقوا را از اندام ایشان بیرون نماید.20
چنانچه امروزه همه همت شیطانهای بزرگ و کوچک بر ترویج برهنگی و از بین بردن پوشش عفیفانه و تقواست.
البته باید توجه داشت که این آیه در مقام بیان ولایت شیطان برغیر مومنین
است و نیز بیرون آوردن لباس آدم و حوا در بهشت اشاره وتمثیل است به بیرون
آوردن لباس تقوا توسط شیطان از اندام همه آدمیان.21 5. فعال کردن گسلهای
بین نسلی، گسلهای قومی و گسلهای مذهبی (فرقه گرائی)، 6. ناکارآمد معرفی
کردن نظام دینی، 7. راهبرد القای حاکمیت دوگانه (رئیس جمهور - ولی فقیه)،
8. حمایت از جریانهای فرهنگی و سیاسی مخالف با نظام دینی و روشنفکران
وابسته، 9. تحریک افکار عمومی بر علیه نظام اسلامی و مسئولان آن با سیاه
نمائی مسائل ایران از طریق تصویر سازی، جعل خبر، پخش شایعه و... 10. ترویج
لیبرالیسم و فمنیسم.
ب ـ تثبیت فرهنگ بیگانه
شیوهها و راهبردهای دشمن در تثبیت فرهنگ خود: الف) به کار گماردن افراد
وابسته، ب) ایجاد نهادهای مختلف بین المللی و ملی، ج) برپائی شبکهها و
مؤسسات شبه فرهنگی، د) تجزیه فرهنگی از طریق تحریک نژادها و گروههای
متفاوت اجتماعی مانند تحریک اقوام با گویش محلی و تحریک اقلیتهای مذهبی
و... هـ) تحریف تاریخ مانند سرچشمه تمدن بشری قلمداد کردن اروپا و دوره
صدسال تمدن و فرهنگ اسلامی را سده یورشهای خاوریان وحشی دانستن، و) تغییر
خط و زبان برای نمونه، الجزایر، آذربایجان و ترکیه، ز) تضعیف روحیه عمومی:
القای این که آرزوها و امیدهای فرد یا جامعه دور از دسترس خواهد بود و هرگز
حاصل نخواهد شد، ح) القای یأس و ناامیدی دشمن برای کشاندن افراد یک جامعه
به سوی یأس و نا امیدی قبل از هر چیز مردم را خسته و بیزار میکند و با
تکرار محرومیتها، خرابیها، شکستها با استفاده از عوامل تبلیغی، اقتصادی،
سیاسی و روانی درآنها سرخوردگی ایجاد میکند. د) ایجاد رعب و وحشت، تخریب
فکری و روانی مردم و نیروهای دولتی زمانی رشد مییابد که فرد یا افراد
دچار ترس ناگهانی گشته و در موقعیت بحرانی و اضطراب قرار گرفته و احساس کند
که خطر او را تهدید میکند.
ابزار تهاجم فرهنگی
دشمنان، مفاهیم مورد نظر خود را با تأمل و به تدریج از طریق وسایل و ابزارهای گوناگونی ترویج میکنند که برخی از آنها عبارتند از:
1. آموزش، زبان، ترجمه و اصطلاحات: آموزش به سبک غربی یکی از روشهای
استعماری نفوذ در برنامههای آموزشی کشورهای جهان سوم بوده است یکی از
کارکردهای پنهان این برنامههای آموزشی که در ظاهر به منظور پیشرفت علمی در
این کشورها اجرا شده، زمینه سازی برای پذیرش فرهنگ بیگانه و برتر جلوه
دادن آن و انهدام فرهنگ ملی بوده است.22
زبان نیز میتواند مهم ترین ابزار نفوذ فرهنگ بیگانه باشد. اگر به جای
استفاده لغات خودی، از لغات بیگانه به صورت افسار گسیخته در محاورات رسمی و
عمومی رواج یابد نسل جدید ممکن است در آینده از معادل فارسی آن لغات محروم
و بیخبر بماند.
در مورد ترجمه نیز میتوان گفت که اگرآموختههای فارغ التحصیلان ما عمدتاً
از متون ترجمه شده باشد دانش آموختگان امکان تفکر مستقل را از دست میدهند و
اصطلاحات بیگانه به تدریج به جای اصطلاحات هماهنگ و مأنوس با فرهنگ خودی
مینشیند.
2. تبلیغات: تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی
به دلیل ویژگیهایی که برای آن برشمردهاند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم
فرهنگی قرار میگیرد از جمله: الف) پوشش فراگیر، ب) فرامحیطی بودن، ج) چند
حسی بودن، د) قابلیت تطابق داشتن با فهم عوام.23
3. شایعه: شایعه در اصطلاح خبر بی اصل و نادرستی است که درمیان مردم بر سر
زبانها بیفتد. شایعه را دولتهای بیگانه برای ضربه زدن به پیکر یک ملت و
برای تاثیرگزاری دربافت فکری و ذهنی آنان دامن میزنند
4. تحریف واقعیت: یکی از رایج ترین شیوههای مطبوعاتی دستکاری و تحریف
واقعیت است و این تحریف یا از نوع لفظی است که تحریف کننده از خود ساز و
برگهایی بر پیکره وقایع و حقایق اضافه میکند و چهره روشن حقایق را تاریک و
زشت میسازد. به عبارت دیگر لفظ را کم یا زیاد میکند یا ظاهر مطلبی را
عوض مینماید. یا از نوع معنوی، در این نوع تحریف جملات را طوری تفسیر و
توجیه مینماید تا درست بر خلاف معانی واقعی آنها باشد و گاهی از طریق
اغراق و مبالغه واقعیت را تحریف میکنند که در این روش تضادهای درونی جوامع
را شدت میبخشند و مسائل کوچک را بزرگ جلوه داده مردم را به نظام حاکم یا
به دیگرافراد و گروهها بدبین مینمایند.
5. ترور شخصیت: اصطلاحی که امروزه برای ترور کردن از طریق وسایل ارتباط
جمعی مورد استفاده قرار میگیرد ترور شخصیت است که هدف آن ترور شخصیتهای
سیاسی و مهم از طریق تهمت زدن و یا به تصویر کشیدن نقاط ضعف آنهاست و این
در صورتی است که نتوانند فردی را ترور فیزیکی کنند و یا ترور فیزیکی مصلحت
آنان نباشد و با این شیوه باعث شوند رهبران صاحب نفوذ نزد مخاطبان دچار بی
منزلتی و تخریب چهره شوند.24
6. کتابها و نشریات: از جمله مهمترین ابزاری که دشمنان اسلام در تهاجم
فرهنگی و جنگ روانی از آن استفاده میکنند تبلیغات گسترده منفی از طریق
کتابها و نشریات است، اساساً ماهیت جنگ روانی و فرهنگی بهره برداری از
تبلیغات و نشریات مبتنی بر دروغ، تهمت، فریبکاری، نیرنگ افکنی و فتنه
انگیزی برای نفوذ در عواطف و احساسات و جذب مخاطبان به منظور استفاده از
حمایتهای آنان در جهت تحقق مقاصد خاص جریانهای سیاسی است.
اهداف تهاجم فرهنگی
1. مبارزه با بیداری اسلامی با فشار بر طرفداران اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی از طریق اتهام زنی، تروریست خواندن و... .
2. ایجاد اختلاف و شکاف در جهان اسلام با دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی و ایران را تهدید کشورهای منطقه معرفی کردن.
3. عرفی سازی حکومت و ترویج پلورا لیسم دینی.
4. از بین بردن امید مردم نسبت به آینده با سیاه نمائی مسائل داخلی کشور.
5. ایجاد بی اعتمادی در مردم نسبت به رهبران انقلاب و مسئولین با هدف از بین بردن پشتوانههای مردمی نظام اسلامی.
6. ایجاد اختلاف و تعمیق آن در میان جریانهای سیاسی.
7. ترویج اندیشههای مادی با هدف سوق دادن مردم به دنیا گرائی و اصالت دادن به لذت جوئی.
8. ترویج اباحه گری و بی بند و باری اخلاقی برای مقابله با فرهنگ مقاومت و شهادت طلبی.
9. ترویج لیبرال دمکراسی غربی با شعار توسعه دمکراسی و تامین آزادیهای مدنی.
10. مبارزه با نفوذ معنوی و قدرت نرم جمهوری اسلامی در منطقه خاورمیانه و در میان ملل محروم جهان.25
راههای مقابله با تهاجم فرهنگی
در دنیای امروز کشورها نمیتوانند دیواری به دور خود بکشند و از برخورد
فرهنگ جامعه خود با فرهنگهای بیگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعهای
توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست
اندیشیدن از آنها سلب میگردد و در این دریای ارتباطات غرق میشوند. و
اگرملتی علاقه مند به حفظ و پاسداری از هویت فرهنگی خود باشد باید سعی کند
فرهنگ غیر مادی جامعه خویش را حفظ نماید. البته این به آن معنا نیست که
میتوان یا باید فرهنگ غیر مادی را کاملاً دست نخورده و ثابت و اصیل نگه
داشت زیرا تغییر از خصوصیات فرهنگ است. ولی این تغییر در صورتی به هویت
فرهنگی آسیب نمیرساند که جریان عادی و خود به خودی را بپیماید.
برای مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگی راه حلهای زیادی بیان شده است که به برخی از آنها اشاره میگردد.
1. شناخت همه جانبه تهاجم فرهنگی و اهداف دشمن از آن
هم برای مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن و هم برای یورش به فرهنگ مهاجم، شناخت
دشمن و اهداف او از تهاجم فرهنگی از الفبای مبارزه و نخستین گام در این
زمینه میباشد. چنانچه امام صادق (ع) میفرماید: "العالم بزمانه لا تهجم
علیه اللوابس کسی که عالم وآگاه به زمان خود باشد شبهات بر او هجوم
نمیآورند"26
2. تقویت بینش دینی و سیاسی مردم
تقویت باورهای دینی و پی ریزی بینشی درست در زمینه تعالیم دینی و سیاست
میتواند چون سنگری نفوذناپذیر مردم را در برابر بمبباران فرهنگی دشمن
محافظت نماید و سود جویان غرب را ناکام و ناامید سازد و مردم را به
جهتگیری صحیح رفتاری رهنمون شود و از کژروی و ناهنجاریها باز دارد. قرآن
کریم در این باره میفرماید: "...یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ
بِإِیمَانِهِمْ....؛27 پروردگارشان به سبب ایمانشان هدایتشان میکند".
در این آیه سخن از هدایت انسان در پرتو ایمان به میان آمده است که فرد مؤمن
از بسیاری فریبکاریها و لغزشها نجات مییابد البته در کنار پرورش نهال
ایمان در دلهای مؤمنین، آگاه ساختن آنان به مسائل سیاسی روز و تبیین هدف
شوم دشمن در یورش فرهنگی نیز ضروری است.
3. اشباع نیازهای طبیعی انسان از راههای مشروع
انسان مجموعهای درهم پیچیده از غرایز گوناگون است و رها ساختن نامعقول
مردم در بهره گیری هرچه بیشتر و به هر شکل ممکن از این نیروهای غریزی و
مقدس آنان را از تلاش درسازندگی خویش و جامعه باز میدارد و جلوگیری از
ارضای غرایز در حد مشروع، یا ناتوانی دربرآوردن نیازهای طبیعی نیز زمینه را
برای روی آوردن به سوی برنامههای مخرب دشمن فراهم میآورد
4.گسترش امر به معروف و نهی از منکر
اگر مردم به این اصل مهم دینی وعقلی آگاهی یابند و خود را مقید و عامل به
آن کنند و هر کس در محدوده زندگی خویش با فساد و زشتیها مبارزه کند و مردم
را به نیکی دعوت نماید دشمن هرگز روزنهای برای نفوذ نخواهد یافت.28
خداوند متعال در این باره میفرماید: "وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ
یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ
الْمُنْکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ".29 این آیه بیان میدارد که
امر به معروف و نهی از منکر از لوازم و واجبات اجتماع سالم و صالح است.
مقام معظم رهبری در اشاره به اهمیت این موضوع و حقیقت میفرماید: مسأله امر
به معروف تکلیف همیشگی مسلمانهاست، جامعه اسلامی به امر به معروف و نهی
از منکر زنده میماند، قوام حکومت اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر
میباشد.30
5. خودسازی متولیان فرهنگی:
در اجرای فرهنگ سازی دینی برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن، گام نخست
خودسازی متولیان فرهنگی و گام بعدی دیگر سازی است. امام صادق (ع)
میفرماید: کونوا دعاة الناس باعمالکم، ولا تکونوا دعاهً بالسنتکم.31
6. تلاش برای زدودن فقر اقتصادی
تنگدستی از جمله پلیدترین پدیدههای جامعه است حقیقت ناگواری که پیشوایان
دین آن را زمینه ساز کفر دانسته اند. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: "کادالفقر
ان یکون کفراً"32 و دانشمندان فقر را عاملی برای آغاز انحراف و بزهکاری
میدانند.
7. استفاده از فن آوری نوین در عرصه فعالیتهای فرهنگی. 8. تقویت رسانههای
داخلی و غنی سازی برنامههای فرهنگی آنها با رویکرد تقویت هویت دینی و ملی
و خنثی سازی تهاجم فرهنگی دشمن. 9. تقویت مساجد و کانونهای فرهنگی. 10.
شناخت کامل فرهنگ اسلامی و ملی. 11. مشارکت دادن نوجوانان و جوانان در
فعالیتهای فرهنگی. 12. بازنگری در منابع درس دانشگاهی به ویژه دروس مرتبط
با علوم انسانی.
آنچه در مجموع میتوان به آن دست یافت این است که هر چند در گذشته هم
مقولهای به نام "تهاجم فرهنگی" وجود داشت و شاهد شبیخون فرهنگی غربیان به
مسلمانان بوده ایم اما امروزه این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت،
سرعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است و آمریکا که داعیة سرپرستی جهان را در
سر میپروراند و خواستار نظامی تک قطبی است هیچ فرهنگ رقیبی را تحمل نکرده
که قطعاً فرهنگ اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست و در راس کشورهای
اسلامی، ایران به واسطه انقلاب اسلامی و مخالفت علنی آن با استکبار جهانی
به سرکردگی آمریکا مورد هجوم بیشتری قرار گرفته و خواهد گرفت و در ناتوی
فرهنگی به صورت سازماندهی شده و متفاوت از گذشته وارد عمل خواهد شد.
بنابراین مدیریت کلان حوزه فرهنگی کشور باید با حساسیت و اعتقاد به ضرورت
مقابله با "ناتوی فرهنگی"به دست کسانی باشد که معتقدند میتوان در مقابل
غول عظیم رسانهای غرب ایستاد و باور دارند که غربیها علیرغم پیشرفت در
بعد سخت افزاری، در بعد نرم افزاری هنوز هم با مشکلات بسیاری دست و پنجه
نرم میکنند و از این لحاظ بسیار ضربه پذیر و سست میباشند هر چند نباید
دشمن را نادیده گرفت و بایستی در این راستا تمام ترفندهای فرهنگ مهاجم
تبیین و شناخته شود و متناسب با آن ابزار کافی فراهم گردد و از آنجا که
تهاجم فرهنگی فرایندی فرهنگی است باید با تولیدات فرهنگی متناسب با فرهنگ
ملی و دینی و به صورت تهاجمی و نه تدافعی با آن مقابله کرد.
سوتیترها
ناتوی فرهنگی در واقع همان تهدید نرم است. در این نوع تهدید، دشمن با به
کارگیری ابزار فرهنگی به دنبال سلطه فرهنگی و در نهایت سلطه سیاسی میباشد.
تهدید نرم متکی برقدرت نرم بوده و برای شناخت ماهیت آن آشنایی با قدرت نرم ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد.
مهمترین عوامل و منابع قدرت را میتوان؛ قدرت نظامی (تهدید و زور)؛ قدرت
اقتصادی (تطمیع و زر) ؛ قدرت اطلاعاتی، قدرت سیاسی و قدرت روانی و فرهنگی
(دانش) دانست.
تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی به دلیل
ویژگیهایی که برای آن برشمردهاند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی
قرار میگیرد.
از جمله مهمترین ابزاری که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگی و جنگ روانی از آن
استفاده میکنند تبلیغات گسترده منفی از طریق کتابها و نشریات است.
در دنیای امروز کشورها نمیتوانند دیواری به دور خود بکشند و از برخورد
فرهنگ جامعه خود با فرهنگهای بیگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعهای
توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست
اندیشیدن از آنها سلب میگردد و در این دریای ارتباطات غرق میشوند.
تقویت باورهای دینی و پی ریزی بینشی درست در زمینه تعالیم دینی و سیاست
میتواند چون سنگری نفوذناپذیر مردم را در برابر بمبباران فرهنگی دشمن
محافظت نماید و سود جویان غرب را ناکام و ناامید سازد و مردم را به
جهتگیری صحیح رفتاری رهنمون شود و از کژروی و ناهنجاریها باز دارد.
هر چند در گذشته هم مقولهای به نام "تهاجم فرهنگی" وجود داشت و شاهد
شبیخون فرهنگی غربیان به مسلمانان بوده ایم اما امروزه این امر با گسترش
تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است.
امروزه با توجه به رشد فکری وآگاهی عمومی ملتهای جهان، نفوذ و سلطه و به
دست آوردن مستعمرات از راه لشکر کشیهای نظامی به آسانی امکان پذیر نیست و
در صورت اجرا هزینههای زیادی را برمهاجمان تحمیل میکند به همین سبب بیش
از یک قرن است که استعمارگران روش نفوذ در کشورها را تغییر داده اند و از
طریق سیاستهای فرهنگی تلاش میکنند به اهداف شوم خود برسند.
پینوشتها:
1 . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردان عاشورا، 22/4/71.
2 . حمید جاودانی شاهدین، مجله حوزه و دانشگاه، درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی، سال دهم، شماره 35.
3 . پریچهر ابراهیمی، تأملی بر فرهنگ، تفاوت فرهنگ شرق و غرب.
4 . محمدعلی یوسفی زاده، مجله حوزه و دانشگاه، انسان موجودی فرهنگی، سال سوم، شماره 9.
5 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 57، ص 299، ح5.
6 . آمدی، غررالحکم، باب توبیخ النفس، ح 4815.
7 . اعراف/96.
8 . طلاق/ 2-3.
9 . قلم/ 1-2.
10 . مرتضی مطهری، تکامل اجتماعی انسان.
11 . حمید جاودانی شاهدین، پیشین.
12 . همان.
13 . بیانات مقام معظم رهبری 21/5/71.
14 همان، در دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه سمنان، 18/8/85.
15 اصغر افتخاری و علی اکبر کمالی، رویکرد دینی در تهاجم فرهنگی.
16 . زمر/17- 18.
17 حمید جاودانی شاهدین، پیشین.
18 . همان.
19 . اعراف/ 27.
20 . ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه.
21 . علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی.
22 . قائم مقامی.
23 . جاودانی، پیشین.
24 . وزارت آموزش و پرورش، آموزش پدافند غیرعامل.
25 . یداله جوانی، ناتوی فرهنگی و راههای مقابله با آن.
26 . علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد 75، ص 269، ح109.
27 . یونس/ 9.
28 . حسین شاهد خطیبی، تهاجم فرهنگی، فصل هفتم، به نقل از سایت لیله القدر.
29 . آل عمران/ 104.
30 . مقام معظم رهبری، در دیدار علماء و روحانیون، 7/5/71.
31 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 5، ص 198، ح19.
32 . همان، ج 70، ص 246، ح4.
تهاجم فرهنگی دشمن، ابعاد گوناگونی دارد. تلاش مستکبران در این زمینه هم به سست کردن بنیاد فکری دیگران و هم به تبلیغ اندیشههای خودی و برتر جلوه دادن آن بوده است. نفوذ در دانشگاهها و تحقیر فرهنگی ملتهای دیگر از شیوههای این مبارزهی غیرمستقیم بوده است. در مجموع بیشترین کار دشمن در این صد سال اخیر و خصوصاً پنجاه سال گذشته استفاده از طریق پنهان و غیر مستقیم بوده است. در این نوشتار تلاش می کنیم تهاجم فرهنگی را از دیدگاه امام خمینی(ره) تبیین نماییم.بخش اول: مفاهیم فرهنگ، اساس هویت جامعه
بیشترین سهم در ارتقای هویت جامعه بر دوش
حوزه فرهنگی است. بخش فرهنگی از جهات متعددی در معرض تهاجم فرهنگی است.
امروزه درباره شیوه استکبار در امور فرهنگی، تعبیرات گوناگون و نظرهای
مختلفی ابراز میشود. درحالیکه بعضی کار غرب را در تقابل فرهنگی و عرضه
فرهنگ جذابتر میدانند، عدهای دیگر، کار غرب را نه صرفاً تقابل که تهاجم
فرهنگی به حساب آوردهاند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در اکثر بیانات خود از
لفظ شبیخون فرهنگی استفاده کردند. در دیدگاه امام و بیان ایشان، گرچه از
تعبیرات رایج امروزی کمتر استفاده شده است، به روح تلاش غرب در مقابله با
فرهنگ شرق و جایگزینی فرهنگ خودی اشاره کردهاند. امام راحل فرهنگ را اساس
هویت موجودیت جامعه میدانند و میگویند:
«بیشک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است.
اساساً فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل میدهد و با
انحراف فرهنگ، هرچند جامعه در بُعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی
قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعهای
وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب
مخالف گرایش پیدا میکند و بالاخره در آن مستهلک میشود و موجودیت خود را
در تمام ابعاد از دست میدهد. استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ
آن نشأت میگیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی،
استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکانپذیر است. بیجهت و منباب
اتفاق نیست که هدف اصلی استعمارگران که در رأس تمام اهداف آنان است، هجوم
به فرهنگ جوامع زیر سلطه است».
یا در جای دیگر اشاره میکنند:
«فرهنگ
اساس ملت است، اساس ملیت است، اساس استقلال یک ملت است. لذا آنها
(استعمارگران) کوشش کردند که نگذارند، انسان پیدا شود. آنها از انسان
میترسند ... کوشش کردند، در این سالهای طولانی و خصوصاً در این پنجاه و
چند سال که رجال در ایران پیدا نشود. تحصیلات را به طوری قرار دادند که
ریشهی تحصیلی و انسانی پیدا نشود ... همه چیز برای این بود که ما را از
آنکه بودیم، تهی کردند، فخرهای ما را شستشو کردند، اعتماد به نفس را از
بین بردند. این غرب با شرقی که سلطه پیدا کرده است به همهی ممالک اسلامی،
مهمش این سلطهی فرهنگی بوده است که در آن مراکز تربیت میشدند، بچههای ما
به تربیتهایی که وقتی از دانشگاه بیرون میآمدند، طرفدار غرب یا طرفدار
شرق میشدند».
تحقیر فرهنگی یا خودباختگی فرهنگی
در دوران گذشته تحقیر فرهنگی ملتهای مستضعف و
زیر سلطه در کشور ما به جایی رسیده بود که در سطح دانشگاهی اظهار پیشرفت و
رشد یافتگی با اظهار تبّری از دین همراه شده و در مجامع جهانی نیز
اندیشهوران ما از اشاره و ذکر سابقه تاریخی و فرهنگی خود اظهار سرشکستگی
میکردند. اجرای شعار مذهبی در دانشگاهها که مهد تمدن و علم محسوب میشود،
عملی ارتجاعی به شمار میآمد. استفاده از حجاب اسلامی حتی روسری مطرود
بود. تحقیر فرهنگی در کشور ایران به حدی رسید که دادههای فرهنگی شرق پس از
آنکه توسط غربیان ترجمه میشد و به نام آنان ثبت میگردید، ارزش نقل و
دقتنظر مییافت. و هرگز در دیدگاه روشنفکران غربزده شخصیتهای دست اول
فکری و علمی خودی به اندازه آنان که از خرمن علم و دانش و کتابهای ترجمه
شده آنها استفاده کرده و در همان موضوعات قلم زده بودند، ارزش نداشتند.
از
نگاه امام خمینی (ره) کسی که به غنای فرهنگی خویش معتقد باشد، هرگز دچار
خود باختگی و دگراندیشی نخواهد شد. از نظر ایشان گام اول در راه نفوذ
استعمار و سلطهی آنان، تحقیر فرهنگی و مذهبی دیگران است. امام راحل در این
باره میفرمایند:
«اجانب خصوصاً امریکا در نیم قرن اخیر کوشش داشتند و
دارند، فرهنگ و برنامههای فرهنگی، علمی و ادبیها را از محتوای اسلامی،
انسانی و ملی خود خالی و به جای آن فرهنگ استعماری و استبدادی بنشانند.»
از
نظر ایشان تهی کردن برنامههای فرهنگی از ضربه به اصول اجتماعی اسلام جدا
نبوده است، از این رو ایشان به مشکل اساسی فکری جامعه دینی که رهاورد
تبلیغ غرب بوده است، چنین اشاره میکنند:
«استعمارگران به نظر ما آوردند
که اسلام، حکومتی ندارد، تشکیلات حکومتی ندارد، بر فرض احکامی داشته باشد،
مجری ندارد و خلاصه اسلام فقط قانونگذار است، واضح است، این تبلیغات جزیی
از نقشه استعمارگران است برای بازداشتن مسلمین از سیاست و اساس حکومت.
این حرف با معتقدات اساسی ما مخالف است. ما معتقد به ولایت هستیم».
بخش دوم:آسیب شناسی فرهنگ غرب تبلیغ بر ضد نهادههای فرهنگی و مذهبی
فرهنگ و مذهب هر ملتی جدای از آنچه در کتب و
موزهها و ... به ودیعت گذارده شده است، سینه به سینه و نسل به نسل توسط
انسانهای دورههای قبل به آینده انتقال مییابد. آنچه بیش از فرهنگ و
مذهب صامت در مقابل مستکبران میایستد، فرهنگ و مذهب ناطق است. استکبار
برای رسیدن به اغراض خویش، به سست جلوه دادن و تحقیر فرهنگی و مذهبی ملتها
بسنده نکرده، بانیان و حاملان و حافظان فرهنگ را نیز در دیدگاه جامعه
منفور جلوه داده و به حذف شخص و شخصیت آنان مبادرت کرده است و میکند.
به
طور مسلم یکی از علل مخالفتهای شدید و هتک حرمت برای روحانیت شیعه در
یکصد سال اخیر، نابود کردن حاملان پیام دین بوده است. حضرت امام در اوایل
سال 1342 و قبل از قیام 15 خرداد به این حقیقت اشاره کردهاند:
«هدف
اجانب قرآن و روحانیت است. دستهای ناپاک اجانب با دست این قبیل دولتها
قصد دارد، قرآن را از میان بردارد، روحانیت را پایمال کند. ما باید به نفع
یهود، امریکا و فلسطین هتک شویم، به زندان رویم و مصدوم گردیم، فدای اغراض
اجانب شویم. آنها اسلام و روحانیت را برای اجرای مقاصد خود مضر و مانع
میدانند، این سد باید به دست دولتهای مستبد شکسته شود».
غربزدگی
امام خمینی یکی از معضلات دنیای اسلام را
غربزدگی می داند. از نظر ایشان افراد ساده دل و ناآگاهی که به مظاهر تمدن
صنعتی غرب مینگریستند، خود آنان را در مقام والایی میدیدند که در مادیت و
معنویت و تمدن و فرهنگ از شرق پیشرفتهترند و بعضاً نیز با خیال خام خویش
درصدد چارهجویی برمی آمدند و در بررسی وضع خویش این نتیجه را میگرفتند
که دین و اسلام زمینهی شکست و عقب ماندگی ما را فراهم آورده است. حضرت
امام (ره) به وضع چنین افرادی اشاره و در سخنرانی میفرمایند:
«اسلام را
طوری معرفی کردهاند که دانشجو از امریکا به من نوشته است که دانشجویان
میگویند که هر بدبختی هست، از اسلام است. ای بیچاره دانشجو، هرچه بدبختی
هست از سر این اسلام است، از دول اسلامی است».
آنان
حتی به حفظ ظاهر سنتّی نیز راضی نبودهاند و به تغییر لباس مردان و حجاب
زنان نیز پرداختهاند. امام راحل در این باره میگویند:
«آن دردی که
برای ملت ما پیش آمده و الآن به حال یک مرض، یک مرض مزمن تقریباً هست، این
است که کوشش کردهاند، غربیها که ما را از خودمان بیخود کنند، ما را
میان تهی کنند. به ما بفهمانند و فهماندند که خودتان هیچ نیستید و هر چه
هست غرب است و باید رو به غرب بایستید. آتاتورک در ترکیه من مجسمه او را
دیدم، دستش اینطور بالا بود گفتند او دست را بالا گرفته رو به غرب که باید
همه چیز ما غربی بشود. یکی از اشخاصی که در زمان رضا شاه و بعد از رضا شاه
هم بود و معروف هم بود، حالا من میل ندارم اسمش را ببرم، اولش هم معمم بود
و بعد هم مکلا و بعد هم سنا و اینها راه داشت، آن هم گفته بود که همه چیز
ما باید انگلیسی بشود. این طور نقشه بوده است ... طوری باشد که ما اسم
مدرسه هم وقتی بگذاریم، یکی از اسمایی که غربیها دارند، بگذاریم. اسم
خیابانهایمان هم به اسماء غربیها نامگذاری شود ... کتابهایی که در این
نیمقرن نوشته شده است، استشهاد صاحب کتابها همه به حرف غربیها هست، اگر
یک مطلبی را میخواهند، بگویند، دنبالش میگویند، این را هم چهکسی گفته
است، یکی از فلاسفه غرب را اسم میبرند ...».
بخش سوم: راهکارهای مقابله با فرهنگ غرب
در زمینه راهکارهای مقابله با تهاجم فرهنگی رویکردها و نقطه نظرهایی از ابعاد مختلف مطرح می شود. امام خمینی در فرمایشات خود دو عامل مهم نهراسیدن از تهاجم فرهنگی غرب و رجوع و توجه به فرهنگ خودی را در مقابله با هجمه فرهنگ غربی تأکید داشتند. مهمترین نکات در این رابطه در فرمایشات ایشان به شرح ذیل است.
نهراسیدن از هیمنه فرهنگی غرب
به نظر امام خمینی از مهمترین راه های مقابله
با فرهنگ غرب مرعوب نشدن در مقابله هیمنه غرب است. از نظر ایشان با اینکه
سابقه فرهنگی و تاریخی استعمارگران از چند سال تجاوز نمیکند و در مقایسه
با کشورهای شرقی دارای تمدن و فرهنگ کهن و افتخارآمیز نیستند، تلاش برای
بزرگ جلوه دادن فرهنگ غربی یا الحادی از کارهای مهم در جهت جذب شرقیان و
مسلمانان بوده است. آنها گاهی آن قدر در این زمینه تلاش کردهاند که خود و
دیگران را به این باور کشاندهاند که موجود غربی و امریکایی از جهت نژاد و
دادههای زیستی دارای برتری و نبوغ خاصی است. این نحوه تبلیغ، ملتهای شرق
را در قبول سیادت و آقایی علمی و صنعتی و فرهنگی غرب متقاعد ساخته است و
آنها همواره خود را تابع غرب قلمداد و بر آن افتخار نیز میکردند.
«از
جمله مسائلی که به مسلمانان و مستضعفان جهان اجازه هیچگونه فعالیت برای
خروج از قید و بند استعمارگران را نمیدهد و آنان را به حال رکورد و عقب
افتادگی نگه میدارد، تبلیغات همه جانبهای است که غربزدگان و شرقزدگان
یا به امر ابر قدرتها و یا با کوتاه نظری خود در سراسر کشورهای اسلامی و
استضعافی به راه انداختهاند و میاندازند و آن این است که علم و تمدن و
پیشرفت مختص به دو حال جناح امپریالیسم و کمونیسم است و آنان خصوصاً
غربیها و اخیراً امریکائیها نژاد برتر هستند و دیگران نژادِ پست و ناقص
هستند و ترقی آنان در اثر «والانژادی» آنهاست و عقب افتادگی اینان در اثر
نقص نژادی است ... پس کوشش برای پیشرفت بیفایده است و آزادگان یا باید
وابسته به سرمایهداری غرب باشند و یا کمونیسم شرق. به بیان دیگر ما از خود
هیچ نداریم. باید همه چیز را از ابرقدرتهای غرب یا شرق بگیریم، علم را،
تمدن، قانون را، پیشرفت را»
بازگشت به فرهنگ خودی
از نظر امام خمینی از راه حل های مقابله با
فرهنگ غرب بازگشت به فرهنگ خودی است. از نظر ایشان نکته مهمی که در اینجا
وجود دارد، آن است که هرگز غرب راضی به انتقال حقیقی فرهنگ و تمدن و صنعت
غربی به شرق نبوده و سعی در ارائه ناقص معلومات صنعتی و تجربی داشته است.
حضرت امام ضمن اشاره به سابقه پنجاه سال تحصیل دانشگاهی در این کشور، لزوم
مراجعه به پزشکان خارجی و مهندسان و مستشاران نظامی و ... را دلیل پر عدم
رشد تحصیلی کافی دانشگاهیان علمآموز غرب میدانستند.
«علومی که در شرق
بود، دسیسهها اسباب این شد که عقب بزنند، آنها را و به جای آن علوم غرب
را بیاورند، دانشهایی که در شرق بود و اروپا از آن تقلید کرد، دستهایی
آمد، آنها را عقب زد و محتوی را از ما گرفت و الان وضع ما وضعی شده است که
خیال میکنیم که هرچه هست، در غرب است و ما هیچ چیز نداریم. محتوای خودمان
را گرفتند، بعضی مغزهای ما را شستشو کردند، جایش یک مغز دیگری گذاشتند که
از همان غرب ارتزاق میکند و این یک مطلب مهم است که باید به تدریج این
مملکت از زیر آن بار بیرون برود ...».
از نظر
امام مهمترین راه تربیت فرهنگی، ارائه نظام آموزشی مبتنی بر فرهنگ بومی
جامعه اسلامی- ایرانی است نه فرهنگ غرب. حضرت امام (ره) از این شیوه
استعماری بسیار رنج میبردند و برای تعویض فرهنگ غربزده دانشگاهی به
تعطیلی موقت نظام آموزشی کشور نیز رضا دادهاند. ایشان در این باره بسیار
سخن گفتهاند، اما به جملاتی از ایشان بسنده میکنیم:
«باید گفت،
دانشگاههای ما به دست یک مشت غربزده خودباخته و یا مزدور اداره میشد و
دانشمندان متعهد در اقلیت بودند و قدرت را از آنان سلب کرده بودند و آن
دسته اکثریت غربزده جوان را عاشق غرب میکردند و فوج فوج به خارج
میفرستادند و در خارج دست استعمار، کار خود را میکرد و جوانان را در حدی
که مطلوب استعمارگران بود، نگه میداشتند و با افکار غربی و غیر اسلامی و
غیر ملی به کشور باز میگرداندند و این فاجعه قرن اخیر برای ممالک اسلامی و
اشباه آنها بود و حدیث مفصل بخوان از این مجمل».
«معنی
اسلامی کردن این نیست که در همه علوم ما دو قسم داریم، یک قسم هندسه
اسلامی داریم و یک قسم هندسه غیر اسلامی ... لکن باید دانشگاه اسلامی شود
تا علومی که در دانشگاه تحصیل میشود، در راه ملت و در راه تقویت ملت و با
احتیاج ملت همراه باشد ... معنی اسلامی شدن دانشگاه این است که استقلال
پیدا کند. عزیزان من! ما از محاصرهی اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی
نمیترسیم. آن چیزی که ما را میترساند، وابستگی فرهنگی است. ما از
دانشگاه استعماری میترسیم که جوانهای ما را آن طور تربیت کنند که خدمت به
غرب بکنند».
ضرورت تلاش مداوم
امام راحل از راه حلهای خروج از سلطه غرب را تلاش مداوم می داند و می فرمایند:
«خروج
از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی ملی و
انقلاب فرهنگی در تمام زمینهها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است
که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشهدار غرب
مبارزه کرد. »
ضرورت همت علما و نخبگان
امام (ره) در سال 1350 در پیامی به مناسبت تشکیل سپاه دین توسط شاه مخلوع چنین نگاشتهاند:
«کراراً
تذکر دادهام، تنها چیزی که میتواند، سدّ راه اجانب و دول استعمارگر باشد
و نگذارد سلطه بر ذخایر اسلامی پیدا کنند، اسلام و علمای جلیل اسلام است.
این حقیقتی است که در طول تاریخ برای دول استعمارگر ثابت شده است. از نخست
وزیر اسبق خبیث دولت استعمارگر انگلستان نقل شده است که تا قرآن بین مسلمین
است، نمیتوانیم، در مقاصد خود پیشرفت کنیم. هدف اصلی دولتهای استعمارگر،
محو قرآن و اسلام و علمای اسلام است و برای وصول به اهداف استعماری خود
هرچند، نغمهای را به وسیله عمال خبیث خود آغاز میکنند و چهره ضد ملی
آنها را ظاهرتر میسازند».
. صحیفه نور- ج 15، ص 160
. صحیفه نور- ج 6، ص 218
. همان، ص 218
. حکومت اسلامی، ص 20
. راه امام، کلام امام دفتر چهاردهم، ص 34
. صحیفه نور- ج 18، ص 86
. صحیفه نور- ج 9، صص 25- 26
. همان- ج 18، ص 86
. صحیفه نور- ج 8، ص 79
. همان- ج 18، ص 188
. راه امام، کلام امام- ج 21، ص 213
. صحیفه نور- ج 19، ص 80
. همان- ج 1، ص 176
منبع:پژوهش های صدا وسیما
اشاره: اگر به تقابل استکبار جهانی در سه دهه گذشته نظر بیفکنیم در مییابیم که در دهه اول تقابل در حوزه نظامی است و سراسر این دهه جنگ، کودتا و ترور میباشد. اما از ابتدای دهه دوم، بحث فراگیر عمومی در جامعه ایرانی مسئله "تهاجم فرهنگی" بود. تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، هجوم فرهنگی و... مفاهیمی است که بر سر زبانها افتاد و گسترش یافت. مقام معظم رهبری از همان اولین سالهای پایان دفاع مقدس، دست دشمنان را خوانده و خبر از تهاجم و شبیخون فرهنگی آنان دادند. چنانچه در یکی از سخنرانیها میفرمایند: "دشمن از راه اشاعة فرهنگ غلط - فرهنگ فساد و فحشاء - سعی میکند جوانهای ما را از ما بگیرد. کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی میکند یک تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک شبیخون فرهنگی و یک قتل عام و غارت فرهنگی است".1 استکبار در دهه سوم در راستای هجمه فرهنگی به فکر مهار انقلاب اسلامی در سطح جهان افتاد لذا پرونده ایران به شورای امنیت رفت و تحریمها تشدید شد و حمله به افغانستان، عراق و حزب الله به قصد مهار انقلاب اسلامی ایران آغاز گشت ولی در این امر (مهار بین المللی) نیز شکست خوردند. اکنون درآغاز دهه چهارم به دنبال مهار انقلاب از درون توسط سربازان فرهنگی خویش میباشند و در این امر تمام جریانهای داخلی و خارجی هماهنگ عمل میکنند. چنانچه در جریان انتخابات 22 خرداد 88 این امر نمود یافت. البته باید دانست که بحث تهاجم فرهنگی تازگی ندارد و بررسی تاریخ جریان سلطه در قرون گذشته نیز نشان میدهد که یکی از ابزارهای اصلی دشمنان برای غلبه بر جوامع اسلامی استحاله فرهنگی است و نمونه بارز آن استحاله فرهنگی مسلمین در مسئله اندلس است. حال آنچه ضرورت دارد این است که اساساً "جنگ و غارت فرهنگی" چیست؟ و ابعاد و ابزار و روشهای آن کدام است؟ در این نوشتار به تبیین موضوع فوق میپردازیم تا با منطق تهاجم فرهنگی آشنا شویم و بتوانیم با بصیرت کافی به دفاع از کیان و هویت فرهنگی خویش بپردازیم. به آن امید که مورد رضای حق واقع شود.
تعریف فرهنگ
برای فرهنگ حدود 250 تعریف ارائه کرده اند. از جمله: مجموعه دست آوردهای مادی و معنوی هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقیات، قواعد، آداب، رسوم، عادات و دیگر قابلیتهای اکتسابی که از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد.
تعاریف مختلف و متفاوت از فرهنگ بیانگر این است که تمام دستآوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبیر است.
فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی
فرهنگ را میتوان در دو سطح مادی و معنوی دسته بندی کرد؛
فرهنگ مادی: عبارت است از تمامی آنچه که عینی و ملموس است؛ مانند آثار هنری، دستآوردهای صنعتی، بناهای تاریخی، خط، موسیقی و...
فرهنگ معنوی (غیر مادی): عبارت است از عقاید و رسوم، علوم و معارف، ارزشها و اندیشهها، اخلاقیات و... فرهنگ مادی معمولاً تحت تاثیر فرهنگ معنوی رشد میکند زیرا نوع نگرش به هستی و جهان و ارزشهای حاکم بر جوامع در ساخت ابزار جدید برای امور زندگی به انسان جهت میدهد.
خصوصیات فرهنگ: برخی از خصوصیات فرهنگ را میتوان به شرح زیر ارائه کرد.
1. آموختنی و اکتسابی است (غریزی و فطری نیست): افراد هر نسل، میراث فرهنگی را از نسل گذشته دریافت میکنند و به نسل بعدی میسپارند.
2. زنده است: جنبه پذیرندگی فرهنگ مربوط به زنده بودن آن است و توقف فرهنگ مساوی با مرگ آن است.
3. هویت دهنده است: یعنی تنظیم کنندة روابط اجتماعی و تضمین کنندة نوع بینش و نگرش فرهنگ است.
4. نسبی است: فرهنگ متنوع است و از یک گروه به گروه دیگر فرق میکند و هر قومی طرز تفکر و عادات ویژهای دارد
5. منتقل شدنی است: هر گروه انسانی میراث فرهنگی خود را به دیگران انتقال میدهد
فرهنگ غربی و فرهنگ شرقی
امروزه در تقسیم کلی، فرهنگ کشورهای جهان را به دو دسته شرقی و غربی تقسیم میکنند دو اصطلاح شرق و غرب علاوه بر زمینه جغرافیایی در قلمروهای دیگر مثل سیاست، حکمت، عرفان، فرهنگ هم در برابر هم قرار میگیرند و منظور از فرهنگ غربی در این تقسیم بندی همان بینش یونان و روم بعد از میلاد مسیح و اروپای بعد از رنسانس است.2
اصول و ویژگیهای فرهنگ غربی
برخی از ویژگیهای آن عبارتند از:
1. اصالت قدرت، نیچه میگوید: اصولاً انسان برای غلبه بر ضعیفان آفریده شده است. 2. اصالت ماده؛ 3. نظم فکری و عملی؛ 4. عقل گرائی (بنیاد خرد)، میل به تحلیل عقلانی؛ 5. اصالت انسان (اومانیسم)
فرهنگ شرقی دارای ویژگیهای زیر است:
1. اصالت وحدانیت (خدا)؛ 2. اصالت روح؛ یافتن راز خلقت و میل به تحلیل عاطفی؛ 3. قوم گرا؛ ناسیونالیسم،3
انسان
پیش فرض: انسان موجودی فرهنگی است. برخی از متفکران فرق انسان و حیوان را عوامل فرهنگی مانند سخن گفتن، اندیشیدن، ابزارسازی و استفاده از آن برای نیازهای خود و انتقال آن به نسلهای آینده و... میدانند. ابن خلدون میگوید: فرهنگ جوهری مستقل نیست بلکه خاصیتی است از جوهری دیگر که آن جوهر انسانی است.4
جوهر و حقیقت انسان چیست؟
علی (ع) میفرماید:"انَِّ اللهَ عزَِّ وَ جلَِّ رکَّبَ فی الملائکةِ عقلاً بلا شهوةٍ و رکَّبَ فی البهائمِِ شهوةً بلا عقلٍ و رکَّبَ فی بنی آدَمَ کِلتیهما فَمَن غلبَ عقلهُ شهوتهُ فهوَ خیرٌ من الملائکةِ وَ مَن غلبَ شهوتهُ عقلهُ فهوَ شرٌّ من البهائمِ"5
این سخن علی (ع) بیان میدارد که مخلوقات خداوند سه گروهند:
1. عقل بدون شهوت (فرشتگان)؛ 2. شهوت بدون عقل (حیوانات)؛ 3. عقل توأم با شهوت (انسان)
پس انسان موجود دوساحتی است: 1. روح: فطریات (خود) 2. جسم: غرائز (ناخود) چنانچه علی (ع) میفرماید: اقبل علی نفسک بالادبار عنها6
تشابه و تفاوت غرایز و فطریات
هر دو ذاتی است اما غرائز بین (انسان و حیوان) مشترک است برخلاف فطریات که مختص انسان است در حالی که رشد فطریات نیازمند مراقبت و تربیت است و همچنین غرائز برخلاف فطریات اشباع شدنی است از این رو خودشناسی (یعنی شناخت فطریات خویش از غرائز) واجب عینی است و تحصیل آن مقدم بر همه علوم است و تفاوت علوم فقط در کفایی و عینی بودن وجوب تحصیل آنهاست. مگر ما علوم دینی و غیر دینی نداریم؟ چرا فقط موضوع علوم با همدیگر تفاوت دارند مثلاً موضوع علم فقه و اخلاق... تشریع خداوند است و علومی مانند فیزیک و شیمی... موضوعشان تکوین و طبیعت خدای سبحان است و این دو موضوع درقرآن با همدیگرتداخل دارند نه تعارض. چنانچه میفرماید: "وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ"7 چنانچه از این آیه روشن است ایمان وتقوای مردم در گشوده شدن درهای برکت آسمان و زمین (طبیعت) موثر است. و میفرماید: "وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ"8 این آیه بیان میدارد که بین تقوای مردم و مرزوق شدن آنان ارتباط تکوینی وجود دارد.
شهید مطهری تکامل را به اجتماعی و طبیعی تقسیم نموده و معتقد است در تکامل طبیعی میان انسان و سایر حیوانات تفاوتی نیست اما تکامل اجتماعی انسان از نسلی به نسلی و از دورهای به دورهای و احیاناً از منطقهای به منطقهای به وسیله میراث فرهنگی انتقال پذیرفته و تحقق این امر به وسیله تعلیم و تعلم (که خود امری فرهنگی است) بوده است چنانچه قرآن مجید نیز آن را مورد تاکید قرار داده و به قلم و ابزار نوشتن قسم میخورد. "ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ"9 پس نتیجه گرفته میشود که انسان استعداد فرهنگ پذیری را داشته و موجودی فرهنگی میباشد. 10
تهاجم فرهنگی یا تهدید نرم
امروزه با توجه به رشد فکری وآگاهی عمومی ملتهای جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشکر کشیهای نظامی به آسانی امکان پذیر نیست و در صورت اجرا هزینههای زیادی را برمهاجمان تحمیل میکند به همین سبب بیش از یک قرن است که استعمارگران روش نفوذ در کشورها را تغییر داده اند و از طریق سیاستهای فرهنگی (با عناوین تبلیغ مذهبی، رواج تکنولوژی، انجمنهای خیریه، ترویج بهداشت و...) تلاش میکنند به اهداف شوم خود برسند زیرا فهمیده اند که بهترین راه نفوذ در سایر کشورها نفوذ در فرهنگ آنان و استحالة درونی آن است آنان میخواهند ارزشهای مورد پسند خود را ارزشهای مترقی جلوه دهند تا بتوانند آن را جایگزین معیارهای بومی و ملی ملتها سازند که در فرهنگ ملتها از این اقدامات به هجوم فرهنگی تعبیر میکنند. پس عمل جایگزینی فرهنگ بیگانه با فرهنگ خودی به شکلی هوشیارانه که بتواند یک ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بیگانه و مطیع غرایز بیگانگان کند "تهاجم فرهنگی" محسوب میشود.
این واقعیت را دانشمندان غربی نیز اذعان دارند. میشل پانوف در توضیح اصطلاح فرهنگ پذیری به این استعمار فرهنگی غرب اشاره کرده و مینویسد: امروزه فرهنگ پذیری به تماسهای خاص دو فرهنگ که نیروی نامساوی دارند اطلاق میشود در این صورت جامعة غالب که هماهنگ تر و از نظر تکنیک مجهز تر است - معمولاً از نوع جوامع صنعتی - به طور مستقیم یا غیرمستقیم به فرهنگ حاکم تحمیل میگردد. 11
این محقق در تعبیر دیگر از این تهاجم در صورتی که به شکلی گسترده تر باشد مینویسد: هنگامی که فرهنگ غالب در انهدام ارزشهای اجتماعی و روحیات سنتی جامعه مغلوب و برای گسستگی و سپس نابودی آن میکوشد، واژه قوم کشی را به کار میبرند تا القای اجباری فرایند فرهنگ پذیری را از طریق فرهنگ غالب در فرهنگ مغلوب توصیف کنند. البته جوامع صنعتی قوم کشی را با تظاهر به این که هدفشان از همانندسازی ایجاد آرامش یا تغییر شکل در جوامع ابتدائی یا عقب مانده است اجرا نموده و باز هم اجرا میکنند.12
در تعریف پدیدة تهاجم فرهنگی دیدگاه رهبر معظم انقلاب قابل توجه است. از نظر ایشان در تهاجم فرهنگی یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای رسیدن به مقاصد خاص خود و اسارت یک ملت، به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم میبرد. در این هجوم، باورهای تازهای را به زور و به قصد جایگزینی بر فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد میکنند.13
تعریف تهاجم و ناتوی فرهنگی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب در موردی دیگر ناتوی فرهنگی را این گونه تعریف کردهاند: مجموعه زنجیرهای به هم پیوسته رسانههای گوناگون و اینترنت، ماهوارهها، تلویزیون و رادیو... که در جهت مشخص حرکت میکنند تا سررشتة تحولات جوامع را بر عهده بگیرند... اینها صهیونسیتها و سرمایه دارهایند و عمدتاً هم در آمریکا و اروپایند.14
تهدید نرم:
ناتوی فرهنگی در واقع همان تهدید نرم است. در این نوع تهدید، دشمن با به کارگیری ابزار فرهنگی به دنبال سلطه فرهنگی و در نهایت سلطه سیاسی میباشد. بسیاری از اقدامات علیه انقلاب اسلامی ایران از سوی نظام سلطه و همپیمانان خارجی و داخلی آن طی دهه دوم و سوم انقلاب از نوع تهدید نرم به شمار میآید. تهدید نرم متکی برقدرت نرم بوده و برای شناخت ماهیت آن آشنایی با قدرت نرم ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد.
قدرت نرم:
یکی از مفاهیم اصلی در علم سیاست، مفهوم قدرت است. اهمیت قدرت در علم سیاست به قدری بالاست که اساساً قدرت را موضوع علم سیاست میدانند و قدرت در علم سیاست یعنی توانایی دارندة آن برای واداشتن دیگران به تسلیم در برابر خواست خود به هر شکلی که ممکن باشد.
منابع قدرت
مهمترین عوامل و منابع قدرت را میتوان؛ قدرت نظامی (تهدید و زور)؛ قدرت اقتصادی (تطمیع و زر) ؛ قدرت اطلاعاتی، قدرت سیاسی و قدرت روانی و فرهنگی (دانش) دانست.
از قدرت روانی ـ فرهنگی تحت عنوان قدرت نرم یاد میشود و صحنه روابط بین المللی، رویاروئی قدرت است و هر کشوری میتواند منافع و امنیت خود را در پناه قدرت تأمین نماید. در این صحنه کشوری میتواند تأمین منافع کند و اهداف خود را پیش ببرد که از قدرت بیشتری برخوردار باشد.
قدرت نرم که یکی از شاخههای قدرت ملی به حساب میآید هر روز از اهمیت بیشتری در عرصه بین المللی برخوردار میگردد. تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، تهدید نرم، انقلاب مخملی، براندازی خاموش، جنگ روانی و ناتوی فرهنگی در واقع صحنه تقابل قدرت نرم است.
تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی
آیا میتوان مرز دقیقی بین تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی کشید؟ معیار تشخیص هر کدام چیست؟
هر یک از تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی دارای سه شکل و مرحلة مهم است که از این طریق میتوان آنها را از یکدیگر بازشناخت.
مراحل مختلف تهاجم فرهنگی عبارتند از: 1. تحمیل 2. تخریب 3. تسلیم فرهنگی.
مراحل مختلف تبادل فرهنگی عبارتند از: 1. گزینش 2. تحلیل 3. تولید فرهنگی.15
هریک از این مراحل را به طور مختصر شرح میدهیم:
گزینش: منظور آن است که هر چیزی که از دیگران است را به طور مطلق رد نکرده یا نپذیریم زیرا هر فرهنگی اجزای بسیار متعددی دارد که ممکن است بعضی از آنها نامطلوب باشد و بعضی مطلوب. ما اجزایی را که مطابق با ارزشهای فرهنگ خودی است انتخاب میکنیم. چنانچه خداوند متعال میفرماید: "... فَبَشِّرْ عِبَادِی * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُوا الألْبَابِ".16
تحلیل: آن است که آنچه را که از فرهنگ دیگر گزینش کردهایم آن را متناسب با فرهنگ بومی جذب کنیم و به شکل عنصری از فرهنگ خودی در آوریم.
تولید فرهنگی: اگر دو مرحله گزینش و تحلیل در مورد عناصر فرهنگی درست انجام گیرد جامعه به مرحلهای از رشد و توانایی میرسد که میتواند با تولید فرهنگ نیازهای جامعه اش را برطرف سازد و صرفاً مصرف کننده فرهنگ دیگران نباشد.
تحمیل فرهنگی: در تحمیل فرهنگی، فرهنگ مهاجم عناصر مفسد را به فرهنگ مورد نظر تحمیل میکند.
تخریب فرهنگی: در تخریب فرهنگی، فرهنگ مهاجم توان و قوه تجزیه و تحلیل را از فرهنگ مقابل میگیرد
تسلیم فرهنگی: در تسلیم فرهنگی به تحدید مرزهای فرهنگی پرداخته آن را محدود میسازد.
در مجموع میتوان گفت که تهاجم فرهنگی نوعی ارتباط فرهنگی است که در آن حداقل یکی از سه هدف تحمیل، تخریب و تسلیم فرهنگی تعقیب میشود.
تفاوت تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی:
به طور خلاصه میتوان تفاوت تهاجم و تبادل فرهنگی را در موارد ذیل دانست:
1. در تهاجم هدف تخریب است اما در تبادل هدف انتقال و نشر فرهنگ است. 2. در تهاجم مهاجم برای جایگزینی فرهنگ خود به نحوی ظالمانه سعی در ریشه کنی فرهنگ مقابل دارد اما در تبادل فرهنگی چنین نیست. 3. در تهاجم فرهنگی قصد استیلا و به طور کلی غرض سیاسی در نظر است و مهاجم اصولاً بقای فرهنگ مقابل را به هیچ عنوان نمیپذیرد.17
ویژگیهای تهاجم فرهنگی:
تهاجم فرهنگی در مقایسه با تهاجم نظامی یا اقتصادی دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که عبارتند از:
الف) یک کار آرام و بی سر و صداست، ب) برای اکثریت مردم نامرئی و نامحسوس است، ج) با برنامه و ابزارهای گستردهای است (از حربههای سیاسی، نظامی، روانی، تبلیغاتی و اقتصادی بهره میگیرد)، د) گسترده و همه جانبه و فراگیر است برخلاف تهاجم نظامی که تنها بخشی از مرزهای مجاور در تیررس دشمن قرار میگیرد. هـ) کارساز است و برخلاف تهاجم نظامی حساسیتها را به خواب میبرد. و) دراز مدت و دیرپاست. ز) ریشهای و عمیق است و ذهن و قلب انسانها را نشانه گرفته و تسخیر میکند. به همین دلیل است که پس از جنگ جهانی دوم آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا اعلام کرد که بزرگترین جنگی که در پیش داریم جنگی است برای تسخیر اذهان انسانها.
بسترهای تهاجم فرهنگی
بدیهی است که کار و تهاجم فرهنگی بدون بستر سازی مناسب برای رسیدن به اهداف ممکن نیست به این شکل که اگر همه لوازم تهاجم فرهنگی فراهم شود ولی شرایط و بستر مناسب وجود نداشته باشد در واقع همه تلاشهای قبلی ناکام میماند از این رو به برخی از مواردی که موجب پذیرش و تقویت فرهنگ مهاجم میشود اشاره میگردد که میتوان آن را به دو دسته تقسیم بندی کرد.
1. بسترها و عوامل بیرونی: زمینهها و ابزاری که به نحوی رد پای کشورهای خارجی و غربی در آنها دیده میشود بسترهای بیرونی هستند از جمله: الف) تولید برنامههای مبتذل و صدور آن، ب) تلاش برای دین زدایی از راههای مختلف، ج) ایجاد روحیه خودباختگی فرهنگی، د) ساخت و فروش وسایل ارتباطی مانند ماهواره و سخت افزارها و نرم افزارها و موارد مشابه دیگر.
2. بسترها و عوامل درونی: زمینهها و عناصری که ریشه داخلی داشته و در پذیرش فرهنگ مهاجم به صورت مستقیم و غیر مستقیم کمک میکنند عوامل درونی هستند؛ از جمله: الف) مشکلات و کاستیهای اقتصادی و اجتماعی، ب) ضعفها و کاستیهای موجود در خانواده، مدرسه و جامعه، ج) ضعف برنامه ریزی دقیق فرهنگی، د) فقدان تولیدات فرهنگی کافی و مناسب، هـ) روشنفکران غرب زده: رشد گروه جدیدی از نخبگان که افکارشان ریشه در مکاتب فکری و فرهنگی مطرح در غرب دارد مانند حسن تقی زادهها که سمبل مدافعان ترویج کامل و بی حد و مرز معیارهای غربی در کشور است و معتقد است که وظیفة اول همة وطن پرستان ایران قبول و ترویج تمدن اروپا بدون قید و شرط تسلیم مطلق اروپا شدن و گرفتن آداب و عادات و رسوم و تربیت و علوم و صنایع و زندگی و اوضاع فرنگستان است بدون هیچ استثنا. به سخن دیگر ایران باید در ظاهر و باطن و جسمی و روحی، فرنگی مآب شود و بس، و)جهل و ناآگاهی مردم، جوانان و نوجوانان.
مراحل تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی در دو مرحله صورت میپذیرد:
الف) تخلیه فرهنگ خودی
در قانون طبیعت وقتی در فضایی خلاء ایجاد میشود نزدیکترین نیروی موجود، آن خلاء را پر میکند. هر پدیدة جدید یا در جایی حضور مییابد که قبلاً خلاء وجود داشته و یا در آن محیط خلاء ایجاد میکند. لذا تخلیه فرهنگی اولین شرط لازم برای حضور فرهنگ بیگانه و مهاجم به شمار میرود.18
شیوهها و راهبردهای دشمن در ْایجاد خلاء فرهنگی (ناتوی فرهنگی)
عمده ترین این راهبردها را در ایران میتوان در محورهای زیر خلاصه کرد:
1. تخریب بنیانهای فکری، اعتقادی، ارزشی و اخلاقی با ایجاد تردید در آنها، 2. انزوای روحانیت و بی ارزش نمودن مبلغان و مدافعان اصیل دین، 3. قداست زدایی از دین و شعائر دینی، 4. ترویج فساد و رذالت زدایی از آن مانند شیطان پرستی در دنیای معاصر. چنانچه خداوند متعال این حقیقت را در قرآن مجید بیان فرموده که شیطان به دنبال دام برهنگی انسان و توجه دادن او به شهوات است "یَا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ...؛19 ای فرزندان آدم، شیطان شما را نفریبد، آن چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بیرون کرد تا عورت آنها را به آنها نشان دهد."
در این آیه خداوند متعال به همه افراد بشر هشدار میدهد که مراقب فریبکاری شیطان باشند زیرا شیطان سابقه دشمنی خود را با پدر و مادر آنها نشان داده همانطور که لباس بهشتی را بر اثر وسوسهها از اندام آنها بیرون کرد ممکن است لباس تقوا را از اندام ایشان بیرون نماید.20
چنانچه امروزه همه همت شیطانهای بزرگ و کوچک بر ترویج برهنگی و از بین بردن پوشش عفیفانه و تقواست.
البته باید توجه داشت که این آیه در مقام بیان ولایت شیطان برغیر مومنین است و نیز بیرون آوردن لباس آدم و حوا در بهشت اشاره وتمثیل است به بیرون آوردن لباس تقوا توسط شیطان از اندام همه آدمیان.21 5. فعال کردن گسلهای بین نسلی، گسلهای قومی و گسلهای مذهبی (فرقه گرائی)، 6. ناکارآمد معرفی کردن نظام دینی، 7. راهبرد القای حاکمیت دوگانه (رئیس جمهور - ولی فقیه)، 8. حمایت از جریانهای فرهنگی و سیاسی مخالف با نظام دینی و روشنفکران وابسته، 9. تحریک افکار عمومی بر علیه نظام اسلامی و مسئولان آن با سیاه نمائی مسائل ایران از طریق تصویر سازی، جعل خبر، پخش شایعه و... 10. ترویج لیبرالیسم و فمنیسم.
ب ـ تثبیت فرهنگ بیگانه
شیوهها و راهبردهای دشمن در تثبیت فرهنگ خود: الف) به کار گماردن افراد وابسته، ب) ایجاد نهادهای مختلف بین المللی و ملی، ج) برپائی شبکهها و مؤسسات شبه فرهنگی، د) تجزیه فرهنگی از طریق تحریک نژادها و گروههای متفاوت اجتماعی مانند تحریک اقوام با گویش محلی و تحریک اقلیتهای مذهبی و... هـ) تحریف تاریخ مانند سرچشمه تمدن بشری قلمداد کردن اروپا و دوره صدسال تمدن و فرهنگ اسلامی را سده یورشهای خاوریان وحشی دانستن، و) تغییر خط و زبان برای نمونه، الجزایر، آذربایجان و ترکیه، ز) تضعیف روحیه عمومی: القای این که آرزوها و امیدهای فرد یا جامعه دور از دسترس خواهد بود و هرگز حاصل نخواهد شد، ح) القای یأس و ناامیدی دشمن برای کشاندن افراد یک جامعه به سوی یأس و نا امیدی قبل از هر چیز مردم را خسته و بیزار میکند و با تکرار محرومیتها، خرابیها، شکستها با استفاده از عوامل تبلیغی، اقتصادی، سیاسی و روانی درآنها سرخوردگی ایجاد میکند. د) ایجاد رعب و وحشت، تخریب فکری و روانی مردم و نیروهای دولتی زمانی رشد مییابد که فرد یا افراد دچار ترس ناگهانی گشته و در موقعیت بحرانی و اضطراب قرار گرفته و احساس کند که خطر او را تهدید میکند.
ابزار تهاجم فرهنگی
دشمنان، مفاهیم مورد نظر خود را با تأمل و به تدریج از طریق وسایل و ابزارهای گوناگونی ترویج میکنند که برخی از آنها عبارتند از:
1. آموزش، زبان، ترجمه و اصطلاحات: آموزش به سبک غربی یکی از روشهای استعماری نفوذ در برنامههای آموزشی کشورهای جهان سوم بوده است یکی از کارکردهای پنهان این برنامههای آموزشی که در ظاهر به منظور پیشرفت علمی در این کشورها اجرا شده، زمینه سازی برای پذیرش فرهنگ بیگانه و برتر جلوه دادن آن و انهدام فرهنگ ملی بوده است.22
زبان نیز میتواند مهم ترین ابزار نفوذ فرهنگ بیگانه باشد. اگر به جای استفاده لغات خودی، از لغات بیگانه به صورت افسار گسیخته در محاورات رسمی و عمومی رواج یابد نسل جدید ممکن است در آینده از معادل فارسی آن لغات محروم و بیخبر بماند.
در مورد ترجمه نیز میتوان گفت که اگرآموختههای فارغ التحصیلان ما عمدتاً از متون ترجمه شده باشد دانش آموختگان امکان تفکر مستقل را از دست میدهند و اصطلاحات بیگانه به تدریج به جای اصطلاحات هماهنگ و مأنوس با فرهنگ خودی مینشیند.
2. تبلیغات: تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی به دلیل ویژگیهایی که برای آن برشمردهاند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی قرار میگیرد از جمله: الف) پوشش فراگیر، ب) فرامحیطی بودن، ج) چند حسی بودن، د) قابلیت تطابق داشتن با فهم عوام.23
3. شایعه: شایعه در اصطلاح خبر بی اصل و نادرستی است که درمیان مردم بر سر زبانها بیفتد. شایعه را دولتهای بیگانه برای ضربه زدن به پیکر یک ملت و برای تاثیرگزاری دربافت فکری و ذهنی آنان دامن میزنند
4. تحریف واقعیت: یکی از رایج ترین شیوههای مطبوعاتی دستکاری و تحریف واقعیت است و این تحریف یا از نوع لفظی است که تحریف کننده از خود ساز و برگهایی بر پیکره وقایع و حقایق اضافه میکند و چهره روشن حقایق را تاریک و زشت میسازد. به عبارت دیگر لفظ را کم یا زیاد میکند یا ظاهر مطلبی را عوض مینماید. یا از نوع معنوی، در این نوع تحریف جملات را طوری تفسیر و توجیه مینماید تا درست بر خلاف معانی واقعی آنها باشد و گاهی از طریق اغراق و مبالغه واقعیت را تحریف میکنند که در این روش تضادهای درونی جوامع را شدت میبخشند و مسائل کوچک را بزرگ جلوه داده مردم را به نظام حاکم یا به دیگرافراد و گروهها بدبین مینمایند.
5. ترور شخصیت: اصطلاحی که امروزه برای ترور کردن از طریق وسایل ارتباط جمعی مورد استفاده قرار میگیرد ترور شخصیت است که هدف آن ترور شخصیتهای سیاسی و مهم از طریق تهمت زدن و یا به تصویر کشیدن نقاط ضعف آنهاست و این در صورتی است که نتوانند فردی را ترور فیزیکی کنند و یا ترور فیزیکی مصلحت آنان نباشد و با این شیوه باعث شوند رهبران صاحب نفوذ نزد مخاطبان دچار بی منزلتی و تخریب چهره شوند.24
6. کتابها و نشریات: از جمله مهمترین ابزاری که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگی و جنگ روانی از آن استفاده میکنند تبلیغات گسترده منفی از طریق کتابها و نشریات است، اساساً ماهیت جنگ روانی و فرهنگی بهره برداری از تبلیغات و نشریات مبتنی بر دروغ، تهمت، فریبکاری، نیرنگ افکنی و فتنه انگیزی برای نفوذ در عواطف و احساسات و جذب مخاطبان به منظور استفاده از حمایتهای آنان در جهت تحقق مقاصد خاص جریانهای سیاسی است.
اهداف تهاجم فرهنگی
1. مبارزه با بیداری اسلامی با فشار بر طرفداران اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی از طریق اتهام زنی، تروریست خواندن و... .
2. ایجاد اختلاف و شکاف در جهان اسلام با دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی و ایران را تهدید کشورهای منطقه معرفی کردن.
3. عرفی سازی حکومت و ترویج پلورا لیسم دینی.
4. از بین بردن امید مردم نسبت به آینده با سیاه نمائی مسائل داخلی کشور.
5. ایجاد بی اعتمادی در مردم نسبت به رهبران انقلاب و مسئولین با هدف از بین بردن پشتوانههای مردمی نظام اسلامی.
6. ایجاد اختلاف و تعمیق آن در میان جریانهای سیاسی.
7. ترویج اندیشههای مادی با هدف سوق دادن مردم به دنیا گرائی و اصالت دادن به لذت جوئی.
8. ترویج اباحه گری و بی بند و باری اخلاقی برای مقابله با فرهنگ مقاومت و شهادت طلبی.
9. ترویج لیبرال دمکراسی غربی با شعار توسعه دمکراسی و تامین آزادیهای مدنی.
10. مبارزه با نفوذ معنوی و قدرت نرم جمهوری اسلامی در منطقه خاورمیانه و در میان ملل محروم جهان.25
راههای مقابله با تهاجم فرهنگی
در دنیای امروز کشورها نمیتوانند دیواری به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه خود با فرهنگهای بیگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعهای توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست اندیشیدن از آنها سلب میگردد و در این دریای ارتباطات غرق میشوند. و اگرملتی علاقه مند به حفظ و پاسداری از هویت فرهنگی خود باشد باید سعی کند فرهنگ غیر مادی جامعه خویش را حفظ نماید. البته این به آن معنا نیست که میتوان یا باید فرهنگ غیر مادی را کاملاً دست نخورده و ثابت و اصیل نگه داشت زیرا تغییر از خصوصیات فرهنگ است. ولی این تغییر در صورتی به هویت فرهنگی آسیب نمیرساند که جریان عادی و خود به خودی را بپیماید.
برای مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگی راه حلهای زیادی بیان شده است که به برخی از آنها اشاره میگردد.
1. شناخت همه جانبه تهاجم فرهنگی و اهداف دشمن از آن
هم برای مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن و هم برای یورش به فرهنگ مهاجم، شناخت دشمن و اهداف او از تهاجم فرهنگی از الفبای مبارزه و نخستین گام در این زمینه میباشد. چنانچه امام صادق (ع) میفرماید: "العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس کسی که عالم وآگاه به زمان خود باشد شبهات بر او هجوم نمیآورند"26
2. تقویت بینش دینی و سیاسی مردم
تقویت باورهای دینی و پی ریزی بینشی درست در زمینه تعالیم دینی و سیاست میتواند چون سنگری نفوذناپذیر مردم را در برابر بمبباران فرهنگی دشمن محافظت نماید و سود جویان غرب را ناکام و ناامید سازد و مردم را به جهتگیری صحیح رفتاری رهنمون شود و از کژروی و ناهنجاریها باز دارد. قرآن کریم در این باره میفرماید: "...یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ....؛27 پروردگارشان به سبب ایمانشان هدایتشان میکند".
در این آیه سخن از هدایت انسان در پرتو ایمان به میان آمده است که فرد مؤمن از بسیاری فریبکاریها و لغزشها نجات مییابد البته در کنار پرورش نهال ایمان در دلهای مؤمنین، آگاه ساختن آنان به مسائل سیاسی روز و تبیین هدف شوم دشمن در یورش فرهنگی نیز ضروری است.
3. اشباع نیازهای طبیعی انسان از راههای مشروع
انسان مجموعهای درهم پیچیده از غرایز گوناگون است و رها ساختن نامعقول مردم در بهره گیری هرچه بیشتر و به هر شکل ممکن از این نیروهای غریزی و مقدس آنان را از تلاش درسازندگی خویش و جامعه باز میدارد و جلوگیری از ارضای غرایز در حد مشروع، یا ناتوانی دربرآوردن نیازهای طبیعی نیز زمینه را برای روی آوردن به سوی برنامههای مخرب دشمن فراهم میآورد
4.گسترش امر به معروف و نهی از منکر
اگر مردم به این اصل مهم دینی وعقلی آگاهی یابند و خود را مقید و عامل به آن کنند و هر کس در محدوده زندگی خویش با فساد و زشتیها مبارزه کند و مردم را به نیکی دعوت نماید دشمن هرگز روزنهای برای نفوذ نخواهد یافت.28 خداوند متعال در این باره میفرماید: "وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ".29 این آیه بیان میدارد که امر به معروف و نهی از منکر از لوازم و واجبات اجتماع سالم و صالح است.
مقام معظم رهبری در اشاره به اهمیت این موضوع و حقیقت میفرماید: مسأله امر به معروف تکلیف همیشگی مسلمانهاست، جامعه اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر زنده میماند، قوام حکومت اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر میباشد.30
5. خودسازی متولیان فرهنگی:
در اجرای فرهنگ سازی دینی برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن، گام نخست خودسازی متولیان فرهنگی و گام بعدی دیگر سازی است. امام صادق (ع) میفرماید: کونوا دعاة الناس باعمالکم، ولا تکونوا دعاهً بالسنتکم.31
6. تلاش برای زدودن فقر اقتصادی
تنگدستی از جمله پلیدترین پدیدههای جامعه است حقیقت ناگواری که پیشوایان دین آن را زمینه ساز کفر دانسته اند. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: "کادالفقر ان یکون کفراً"32 و دانشمندان فقر را عاملی برای آغاز انحراف و بزهکاری میدانند.
7. استفاده از فن آوری نوین در عرصه فعالیتهای فرهنگی. 8. تقویت رسانههای داخلی و غنی سازی برنامههای فرهنگی آنها با رویکرد تقویت هویت دینی و ملی و خنثی سازی تهاجم فرهنگی دشمن. 9. تقویت مساجد و کانونهای فرهنگی. 10. شناخت کامل فرهنگ اسلامی و ملی. 11. مشارکت دادن نوجوانان و جوانان در فعالیتهای فرهنگی. 12. بازنگری در منابع درس دانشگاهی به ویژه دروس مرتبط با علوم انسانی.
آنچه در مجموع میتوان به آن دست یافت این است که هر چند در گذشته هم مقولهای به نام "تهاجم فرهنگی" وجود داشت و شاهد شبیخون فرهنگی غربیان به مسلمانان بوده ایم اما امروزه این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است و آمریکا که داعیة سرپرستی جهان را در سر میپروراند و خواستار نظامی تک قطبی است هیچ فرهنگ رقیبی را تحمل نکرده که قطعاً فرهنگ اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست و در راس کشورهای اسلامی، ایران به واسطه انقلاب اسلامی و مخالفت علنی آن با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا مورد هجوم بیشتری قرار گرفته و خواهد گرفت و در ناتوی فرهنگی به صورت سازماندهی شده و متفاوت از گذشته وارد عمل خواهد شد. بنابراین مدیریت کلان حوزه فرهنگی کشور باید با حساسیت و اعتقاد به ضرورت مقابله با "ناتوی فرهنگی"به دست کسانی باشد که معتقدند میتوان در مقابل غول عظیم رسانهای غرب ایستاد و باور دارند که غربیها علیرغم پیشرفت در بعد سخت افزاری، در بعد نرم افزاری هنوز هم با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم میکنند و از این لحاظ بسیار ضربه پذیر و سست میباشند هر چند نباید دشمن را نادیده گرفت و بایستی در این راستا تمام ترفندهای فرهنگ مهاجم تبیین و شناخته شود و متناسب با آن ابزار کافی فراهم گردد و از آنجا که تهاجم فرهنگی فرایندی فرهنگی است باید با تولیدات فرهنگی متناسب با فرهنگ ملی و دینی و به صورت تهاجمی و نه تدافعی با آن مقابله کرد.
سوتیترها
ناتوی فرهنگی در واقع همان تهدید نرم است. در این نوع تهدید، دشمن با به کارگیری ابزار فرهنگی به دنبال سلطه فرهنگی و در نهایت سلطه سیاسی میباشد.
تهدید نرم متکی برقدرت نرم بوده و برای شناخت ماهیت آن آشنایی با قدرت نرم ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد.
مهمترین عوامل و منابع قدرت را میتوان؛ قدرت نظامی (تهدید و زور)؛ قدرت اقتصادی (تطمیع و زر) ؛ قدرت اطلاعاتی، قدرت سیاسی و قدرت روانی و فرهنگی (دانش) دانست.
تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی به دلیل ویژگیهایی که برای آن برشمردهاند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی قرار میگیرد.
از جمله مهمترین ابزاری که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگی و جنگ روانی از آن استفاده میکنند تبلیغات گسترده منفی از طریق کتابها و نشریات است.
در دنیای امروز کشورها نمیتوانند دیواری به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه خود با فرهنگهای بیگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعهای توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست اندیشیدن از آنها سلب میگردد و در این دریای ارتباطات غرق میشوند.
تقویت باورهای دینی و پی ریزی بینشی درست در زمینه تعالیم دینی و سیاست میتواند چون سنگری نفوذناپذیر مردم را در برابر بمبباران فرهنگی دشمن محافظت نماید و سود جویان غرب را ناکام و ناامید سازد و مردم را به جهتگیری صحیح رفتاری رهنمون شود و از کژروی و ناهنجاریها باز دارد.
هر چند در گذشته هم مقولهای به نام "تهاجم فرهنگی" وجود داشت و شاهد شبیخون فرهنگی غربیان به مسلمانان بوده ایم اما امروزه این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است.
امروزه با توجه به رشد فکری وآگاهی عمومی ملتهای جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشکر کشیهای نظامی به آسانی امکان پذیر نیست و در صورت اجرا هزینههای زیادی را برمهاجمان تحمیل میکند به همین سبب بیش از یک قرن است که استعمارگران روش نفوذ در کشورها را تغییر داده اند و از طریق سیاستهای فرهنگی تلاش میکنند به اهداف شوم خود برسند.
پینوشتها:
1 . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردان عاشورا، 22/4/71.
2 . حمید جاودانی شاهدین، مجله حوزه و دانشگاه، درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی، سال دهم، شماره 35.
3 . پریچهر ابراهیمی، تأملی بر فرهنگ، تفاوت فرهنگ شرق و غرب.
4 . محمدعلی یوسفی زاده، مجله حوزه و دانشگاه، انسان موجودی فرهنگی، سال سوم، شماره 9.
5 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 57، ص 299، ح5.
6 . آمدی، غررالحکم، باب توبیخ النفس، ح 4815.
7 . اعراف/96.
8 . طلاق/ 2-3.
9 . قلم/ 1-2.
10 . مرتضی مطهری، تکامل اجتماعی انسان.
11 . حمید جاودانی شاهدین، پیشین.
12 . همان.
13 . بیانات مقام معظم رهبری 21/5/71.
14 همان، در دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه سمنان، 18/8/85.
15 اصغر افتخاری و علی اکبر کمالی، رویکرد دینی در تهاجم فرهنگی.
16 . زمر/17- 18.
17 حمید جاودانی شاهدین، پیشین.
18 . همان.
19 . اعراف/ 27.
20 . ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه.
21 . علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی.
22 . قائم مقامی.
23 . جاودانی، پیشین.
24 . وزارت آموزش و پرورش، آموزش پدافند غیرعامل.
25 . یداله جوانی، ناتوی فرهنگی و راههای مقابله با آن.
26 . علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد 75، ص 269، ح109.
27 . یونس/ 9.
28 . حسین شاهد خطیبی، تهاجم فرهنگی، فصل هفتم، به نقل از سایت لیله القدر.
29 . آل عمران/ 104.
30 . مقام معظم رهبری، در دیدار علماء و روحانیون، 7/5/71.
31 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 5، ص 198، ح19.
32 . همان، ج 70، ص 246، ح4.
-------------------------------------------------------------------------------------
ماهنامه آموزشی، اطلاع رسانی معارف
شماره 69، مهر 1388
صفحات (8-13)