X
تبلیغات
زولا
کنکاشی در ریشه ها و عقاید فرقه دروزیه
تحلیل پیشینه، عملکرد گروههای قومی و مذهبی ساکن در سرزمین فلسطین اشغالی در فهم ساختار سیاسی- اجتماعی رژیم صهیونیستی از اهمیت زیادی برخوردار است. یادداشت حاضر در این راستا در صدد ارائه گزاشی مختصر در رابطه با فرقه دروزیه است که در سرزمینهای اشغالی ساکن و از روابط حسنه ای با صهیونیستها برخوردار هستند.

 

 

نگاشته پیش رو نگاهی اجمالی به فرقه دروزیه دارد. ماهیت عقاید این فرقه به دلیل پنهانکاری تاریخیشان، در هاله ای از ابهامات و اتهامات قرار گرفته است. از این رو سعی بر آن شده تا در معرفی آنها از منابع معتبر استفاده شود. البته قدر مسلم این نوشته کوتاه نمی تواند حق مطلب را در رابطه با فرقه ای  با بیش از 9 قرن تاریخ، مفاهیم و اعتقادات بیان کند.

دروزیه در حقیقت انشعابی از مذهب اسماعیلی است که در زمان خلافت ششمین خلیفه فاطمیان مصر، الحاکم بامرالله (قرن چهارم هجری قمری) در جهان اسلام پدیدار شد. همانطور که در ادامه خواهید خواند، شخص حاکم در پدید آمدن این مذهب نقشی اساسی داشت. البته نباید از این نکته گذشت که عوام الناس زود باور و هوی و هوس قدرت طلبان نیز نقشی اساسی در پیدایش این فرقه داشته است.

بنا به مستندات تاریخی کارهای عجیب و غریبی که به حاکم بامرالله ششمین خلیفه فاطمی نسبت داده می شد، یکی از عوامل مهم در پدید آمدن فرقه دروزیه بوده است. گفته شده او بر خلاف دیگر حاکمان، با مردم مهربان و اغلب در میان آنها بوده است. او تمام بردگان را آزاد کرد و تمام املاک دولتی را به مردم واگذار نمود. حاکم در سال های قحطی نهایت کوشش را برای یاری کردن مردم به عمل آورد. او با تثبیت قیمت ها و بخشش های بی دریغ موفق به انجام این کار شد. بخشش های او از حد گذشت، به طوری که خزانه دار او در انجام فرمان حاکم مردد ماند، خلیفه با خط خود بر او نوشت:مال و ثروت متعلق به خدا است و مردم بندگان خدایند و ما امین خدا در زمین هستیم. حق مردم را به آنان باز گردان و آن را از ایشان دریغ مدار.[1]

 

 

در دوران حاکم، مردی که چراغدان مسجد عتیق را دزدیده بود، نزد قاضی بردند و قاضی او را به نزد خلیفه برد، حاکم خطاب به او گفت: " وای بر تو برای دزیدن نقره مسجد! "مرد در جواب گفت: " من چیزی را که متعلق به پروردگارم بود، دزدیدم، من مرد فقیر و دخترانی گرسنه دارم، بهتر است نقره خرج آنان شود تا اینکه در مسجد آویزان باشد"، اشک از چشمان حاکم جاری شد، به قاضی دستور داد: شوهرانی مناسب برای دختران جوان وی پیدا کند و برای جهاز هر کدام 3000 دینار به آنها بخشید.[2]

اینگونه رفتارهای حاکم تاثیر زیادی در اطرافیان و پیروان او گذاشت تا جائی که محمد بن اسماعیل دروزی این اندیشه را به حاکم مطرح کرد که ادعای خدایی کند، حاکم نه تنها او را سرزنش نکرد، بلکه در خفا مشوق او بوده است.[3]

یکی از چیزهایی که این اندیشه را تشدید نمود، زهدگرایی شدید حاکم در سالهای واپسین حکومتش و غایب شدن او بوده است، وی به تنهایی در کوچه های قاهره به ویژه در تپه های "مقطّم"به گردش می پرداخت که سرانجام در یکی از گردشهای متداولش در ارتفاعات "مقطم"ناپدید گشت و مرگ او همانند زندگی اش معمایی شد.[4]

عامل دیگر در پیدایش این فرقه، هواهای نفسانی و قدرت طلبی رهبران یا بنیانگذاران این مکتب می باشد. آنها برای رسیدن به قدرت و سوء استفاده از احساسات عوام الناس، چنین اندیشه ای را مطرح نموده اند. دلیل بر این ادعا درگیری و مناقشه بین حمزه بن علی و محمد بن اسماعیل می باشد که قتل او در اثر دسیسه های حمزه بوده است.[5]و حتی گفته شده که ناپدید شدن حاکم نیز از توطئه های حمزه بوده و به اشاره حمزه او را کشتند و جسدش را در نهایت احتیاط پنهان ساختند تا بتوانند از ناپدید شدن اسرار آمیز خلیفه برای مقاصد خویش بهره جویند. دروزی ها ناپدید شدن حاکم را به استتار ارادی وی که آغاز غیبت او محسوب می شود، تعبیر می کردند.[6]

دروزیان معتقدند که پس از پنهان شدن حاکم، شریعت برداشته شده و خداوند به جای "سبع دعائم تکلیفیه"هفت خصلت اخلاقی به عنوان "سبع خصال توحیدیه"بدین شرح مقرر فرموده است:  

 

 

1.       به جای نماز، صدق للسان.

2.       به جای زکات، حفظ الاخوان.

3.       به جای روزه، ترک العباده العدم و البهتان.

4.       به جای حج، برائت از طغیان.

5.       به جای شهادتین، توحید و پرستش حاکم در هر عصر و زمان.

6.       به جای جهاد، رضا به فعل او کیفما کان.

7.       به جای ولایت، تسلیم امر او در سر و حدتان.[7]

در سال 398 نامه ای از "حاکم بأمرالله" صادر شد که در آن فاطمیان را از هرگونه اعمال تعصب مذهبی برحذر داشت. خلاصه آن نامه چنین است:

از بندة خدا و ولی او ابوعلی، حاکم بأمرالله امیرالمؤمنین، به هر شهری و روستائی... من بر شما آیة لا اکراه فی الدین را تلاوت می کنم. گذشته ها گذشت، امروزه باید مقتضیات زمان را دید. هر کس شهادتین به زبان آورد، باید حرمتش را نگه داشت فرقی نمی کند که مؤذنان در اذان خود "حی علی خیر العمل"بگویند یا نگویند یا نماز میّت را چهار رکعت و یا پنج رکعت بخوانند.[8]

این تسامح و سهل انگاری در جای جای فرایض و شعایر دینی آنان مشاهده می شود. مثلاً در وضو تصریح می کنند که شستن دست ها از مرفق تا سر انگشتان یا به عکس فرق نمی کند. اگر آب برای وضو کافی باشد، پاها را می شویند و گرنه به مسح اکتفا می کنند و همچنین در نماز تصریح می کنند که دست باز یا دست بسته هر دو جایز است. و آنچه در نماز اهمیّت دارد، توجه و نیّت است. کسانیکه به اخلاق پایبند نیستند و یا گناهی مرتکب شده، ولی توبه نکرده است، اجازة ادا نماز نمی دهند.[9]

گفته شده که دروزیان در عهد فاطمیان به دو گونه نماز می خواندند: گروهی به شکل اهل سنت و گروهی به سبک شیعه، چون علمای مذهب به خطر اختلاف پی بردند، فتوا دادند که اصل در نماز توجه و قلبی و نیّت پاک است و شکل ظاهری آن اهمیتی ندارد.[10]

جامعه دروزی از نگاه ساختار دینی به دو گروه عاقلان و جاهلان تقسیم می شود. گروه عاقلان دارای دو رئیس دینی اند که هر کدام از آنان شیخ عاقلان خوانده می شود، عاقلان کسانی اند که به احکام عملی دینی یعنی خودداری از می گساری و استعمال دخانیات و نیز داشتن رفتار زاهدنه در غذا و پوشاک پایبندند، آنان لباس جدا از لباس جاهلان دارند و عمامه سفید استوانه ای شکل بر سر می گذارند و لباس ساده می پوشند.

گروه جاهلان، سایر افراد جامعة دروزیان را تشکیل می دهند و گاه شَراحیّن نیز خوانده می شوند، زیرا حق دارند برخی از شرح های رساله های دروزیان را بخوانند و حق خواندن اصل رساله ها و تلاوت قرآن را ندارند و آنها مجازند از دخانیات و سایر لذت های دنیوی و رفاه در معیشت بهره مند شوند. و موظف به پوشیدن لباس خاص نیستند.[11]

دروزیان اعتقاد دارند، که الوهیت چند بار بصورت انسان ظاهر شده و صورت الحاکم بامرالله صورت کاملی بوده است. در این صورت در آخر الزمان بعنوان ناجی و شفیع تمامی مؤمنین ظاهر خواهد شد. دروزیان به تناسخ ارواح تحت عنوان "میزانیه" اعتقاد دارند. و می گویند که روح از شخصی به شخص دیگر انتقال می یابد.

عید اعظم آنها عید قربان است و سه روز ادامه دارد. ایشان در این روزها قربانی می کنند و طعام آماده می کنند. به دید و بازدید می روند. شیوخ فرقه در این چند روز، قصه خلقت را که در این سه روز روی داده است، را قرائت می کنند.

دوروزیان در سوریه، لبنان و فلسطین اشغالی زندگی می کنند. ایشان در دولت اشغالگر قدس نیز دارای وزیری در کابینه هستند. در ارتش نیز نفوذ بسیاری دارند به شکلی که چندین تن از فرماندهان رده بالای ارتش دروزی هستند. [12]

در مجموع می توان گفت: دروزیه از اسماعیلیه منشعب شده، که زیر بنای باورهای آن ترکیبی از عقاید اسماعیلیه، زرتشتی، مسیحی و باورهای اساطیری متأثر از فرهنگ بومی و اقلیمی منطقه که در طی قرون، تحولاتی داشته و اضافاتی را پذیرفته تشکیل می دهد. ایشان در مناطق کوهستانی زندگی میکنند و خود را "موحدون"می نامند. دروزیه کتب و رسائل مقدسی دارند که تعداد آنها به 111 جلد می رسد و نسخ خطی متعددی از آنها در کتابخانه های اروپایی نگهداری می شود.

 

منابع:

[1]  نجلام، ابو غر الدین، تحقیقی جدید در تاریخ، مذهب و جامعه دروزیان، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1372، ص 125.

[2]  کندی، کتاب الولاة و القضاه، لندن، 1912، ص 607، به نقل از تحقیق جدید در تاریخ دروزیان، ص 126.

[3]  گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ه‍ ، ص 312.

[4]  فرق و مذاهب کلامی، ص 312.

[5]  همان، ص 312.

[6]  ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم،‌ مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1381ه‍ ، ص554.

[7]  ایمانی، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول،‌1380ه‍ ، ص 595 تا ص 587 .

[8]  رسائل الحاکم لدی طائفة الموحدین، به نقل از اسماعیلیه، ص581.

[9]  اسماعیلیه، ص582.

[10] همان. ص582.

[11] ربانی، گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی، چاپ اول ، 1377، ص314.

[12] عبدالعال، محفوظ، الدروز فی اسرائیل، الدار المصریه للنشر و توزیع، القاهره، 1993، ص 57.

از دروزی های لبنان چه می دانیم؟
دبیرکل مدارس عرفانی دروزی های لبنان در گفت و گوی اختصاصی با خبرگزاری حوزه، دیدگاه ها و عقاید این طایفه مذهبی را که پیروان آن عمدتا در منطقه شامات زندگی می کنند، تشریح کرد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، همواره در آئین های رسمی و مذهبی لبنان که طوایف مختلف لبنانی حضور پیدا می کنند، افرادی که با پوشش های خاص حضور دارند با نام دروزی ها شناخته می شوند. شیخ سامی ابوالمنی رییس کمیته فرهنگی شورای مذهبی دروزی های لبنان و دبیر کل مدارس عرفانی توحیدی لبنان در شهر جبل این کشور که چندی قبل برای شرکت در یک کنفرانس دینی به ایران سفر کرد، در مصاحبه با خبرنگار بین الملل خبرگزاری حوزه به تفصیل از عقاید، آداب و رسوم این طائفه دینی سخن گفت. مطالبی که اگرچه ممکن است نیاز به تتبع بیشتر برای آشنایی دقیق تر با دیدگاه های این طایفه داشته باشد اما برای علاقه مندان و به خصوص محققان علم کلام خالی از لطف نیست.

 متن این گفت و شنود، بدون دخل و تصرف در محتوای آن تقدیم خوانندگان ارجمند می شود:

 

* دروزی ها معمولا در نشست های دینی و یا برخی حوادث سیاسی لبنان بر سر زبان ها می افتند، در عین حال ممکن است شناخت بسیاری از مخاطبان از دیدگاه ها و عقاید شما کم باشد. اگر موافق باشید در این مصاحبه درباره اعتقادات و آداب و رسوم دروزی ها به ویژه دروزی های لبنان گفت و گو کنیم.

اسم فرقه ما در واقع "موحدون" است که در تاریخ به اشتباه به نام "دروزی" نامگذاری شده و به هر حال این نام به ما تحمیل شده، اما نام واقعی این گروه "موحدون" است.

 

* وجه تسمیه این گروه به "موحدون" چیست؟

توحید به معنای بالاترین درجات اسلام است که هر مسلمان با اقرار به اسلام و واجبات آن تلاش می کند تا به مقام معنوی بالاتر و حقیقت عبادات دست یابد. ایمان نیز عبارت از اعتقادی قلبی مرتبه ای فراتر از اقرار به زبان است و در این مرحله انسان در قلب خود به یگانگی خداوند عزوجل و کتاب های مقدس و روز قیامت و قدر الهی و سخنان پیامبر(ص) اعتقاد پیدا می کند و اما مرحله سوم در دینداری احسان بوده و به معنای عبادت خداوند است به گونه ای که گویی او را می بینی و اگر هم تو او را نمی بینی او تو را می بیند. و این همان توحیدی است که تمام مسلمانان باید برای رسیدن به آن تلاش کنند تا اقرار زبانی و قلبی آنها همراه با صداقت و راستی باشد و به درجه احسان برسند. لذا توحید نزد ما یک مسلک است و ما خود را اصحاب مسلک توحید می نامیم. پس توحید دین نیست و مسلک است.

 

* اتفاقا می خواهیم در این گفت و گو از ویژگی های این مسلک بیشتر بدانیم.

ویژگی های این مسلک برگرفته از اسلام، قرآن و سخنان ائمه علیهم السلام و احادیث شریف است.

 

* بله، البته اینها مقداری کلی است و لازم است که جزئی تر صحبت کنیم.

مطمئنا ما جامعه ای توحیدی و بخشی از امت اسلامی هستیم و در هر کشور اسلامی که باشد زندگی می کنیم. کتاب ما قرآن کریم است، اما آیین ما امتحانات، تفاسیر و ویژگی های خاصی دارد که نتیجه تاریخی فشرده و تجربیات مشایخی بوده که در مسلک توحید گام برداشته اند؛ مسلکی که تا اندازه ای شبیه صوفیه و عرفان است و البته این مسلک برگرفته از اسلام و فلسفه یونان است، زیرا متاثر از فلسفه و عقل می باشد و همچنین برگرفته از تصوف و عرفان اسلامی است و از این رو این فرقه مجموعه ای از این ویژگی ها است.

 

* مشایخ شما چه ویژگی هایی دارند؟ چگونه زندگی می کنند؟

مشایخ ما خوی تصوف دارند و در خلوت زندگی می کنند؛ خلوت هم مکانی است که در آن عبادت می کنند و جایی به دور از جامعه و مردم است. آنها در این تجربه عرفانی و ادای نماز و زندگی ساده با خالق خود مرتبط می شوند و زندگی ساده آنها بیانگر این است که آنها برای روح خود زنده اند نه بدن خود و برای آخرت زندگی می کنند نه برای دنیا. جوانان نیز از این مشایخ متاثر می شوند و برخی تعالیم مسلک را از آنها فرا می گیرند. پس این مسلک نیز تعالیمی دارد که به ما می گوید انسان چگونه می تواند ارتقاء درجه بیابد تا جایی که با خداوند زندگی کند. البته آنها به طور کامل از جامعه جدا نمی شوند چون وظایفی نیز در قبال جامعه و خانواده خود دارند و حتی در شرایط دشواری مانند زمان استعمار فرانسه در لبنان، موحدان دروزی به سخت ترین و بزرگ ترین انقلاب به رهبری سلطان الاطرش وارد شدند که او نیز از موحدان دروزی بود و در آن زمان در مقدمه شهدا، مشایخ دروزی حضور داشتند که ده ها و صدها نفر از آنها شهید شدند.

 

* ذهنیت کلی که خودم از دروزی ها داشتم، انزوای اجتماعی نزد این طایفه بود همچنان که خودتان هم گفتید مشایخ تان در خلوت زندگی می کنند اما مطالبی را که اشاره کردید، مقداری با آنچه در خصوص طایفه شما مرسوم است. متفاوت بوده و گویی در تجربه تاریخی دروزی ها، حضور در تحولات سیاسی و اجتماعی نیز وجود دارد.

بله آنها منزوی نیستند، اما می دانند که زیر چتر حمایت عربی قرار دارند و باید زیر این چتر عربی - اسلامی باشند. دروزی ها زمانی با عثمانی ها زندگی می کردند و ایرانی ها را هم دوست دارند، ولی به هیچ وجه از کسی علیه طرف مقابل جانبداری نمی کنند و دوست دارند میانه رو و بی طرف باشند. البته باید توجه داشت که این مذهب از نظر تاریخی از شیعه منشعب شده و ما به ائمه علیهم السلام معتقدیم و از امام علی علیه السلام تا امام جعفر صادق را قبول داریم. پس از امام صادق(ع) برخی قائل به امامت اسماعیل فرزند امام صادق و برخی معتقد به امامت امام موسی کاظم شدند و فرقه ما در واقع از شاخه های اسماعیلیه است که در زمان حکومت فاطمی ها در مصر تشکیل گردید و حکومت فاطمی بزرگ تاسیس شد و شاید برای اولین بار پس از امام علی بن ابی طالب(ع) بود که یک نفر امام و خلیفه می شد و در آن زمان جرقه های این مسلک جدید زده شد و همان طور که گفتم این مسلک برگرفته از فلسفه و عرفان است و در زمان امام الحاکم بأمرالله از خلفای فاطمی در ابتدای قرن پنجم هجری تشکیل و تاسیس شد.

 

* بنابراین می توانیم بگوییم که "دروز" شاخه ای از اسماعیلیه است. درست است؟

بله اما از اسماعیلیه جدا شده، زیرا آخرین امام از نظر دروزی ها الحاکم بالله است، اما اسماعیلیه پس از امام صادق امامان دیگری دارند. "موحدون" بر این باورند که همان طور که پیامبران خاتم دارند و خاتم آنها محمد(ص) است، ائمه هم خاتمی دارند و وظیفه امام تعلیم و آموزش رسالت است. پیامبر رسالت را می آورد و این امام است که آن را به مسلمانان تعلیم می کند و ما بر این باوریم که آخرین امام، الحاکم است و ائمه این وظیفه را انجام داده اند و مسلمانان پس از الحاکم  باید از تعالیم پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام پیروی کنند.

 

* در ابتدای مصاحبه گفتید که عنوان "دروز" به شما تحمیل شده. اگر ممکن است بیشتر توضیح دهید که این اصطلاح "دروز" از کجا آمده است؟

در قرن پنجم هجری که این مذهب تاسیس و منتشر شد، یکی ار مبلغان این مذهب، نشتکین درزی نام داشت که مردم را به سوی خودش دعوت می کرد. و پس از آن درزی از تبلیغ برکنار شد و به دست سران این مذهب در مصر کشته شد، پس از آن بود که این نام همراه فرقه شد، اما درزی کسی بود که می خواست این فرقه را منحرف کند و از تعالیم اسلام دور سازد و ادعای خدایی کند و به همین خاطر طرد شد و کشته شد، اما پس از وی این نام به دلایلی باقی ماند.

 

* دروزی ها بیشتر در لبنان و سوریه دیده می شوند. پراکندگی جغرافیایی شما چگونه است؟

در سوریه، لبنان، فلسطین و اردن زندگی می کنند.

 

 

* در ترکیه چطور؟

در ترکیه حضور ندارند البته ممکن است در ترکیه شاخه هایی از موحدان باشند، اما به نام های دیگری. شما ممکن است کسانی با این مسلک و اعتقادات اما با نام دیگر را بیابید.

 

* آماری از جمعیت خود دارید؟

در این منطقه که بلاد شام نام دارد، یعنی سوریه و کشورهای همسایه آن، تعداد موحدان حدود یک میلیون نفر است.

 

* در خبرهای لبنان گاهی خبرهایی از شیخ عقل طایفه دروز منتشر می شود. درباره سلسله روحانیت در این طائفه توضیح دهید.

بله حتما. ما در لبنان شورای مذهبی داریم که من نیز عضو این شورا هستم و ریاست آن را "شیخ عقل" بر عهده دارد که روحانی است  و البته تعداد مشایخ فرقه بسیار است و شاید حدود 15 درصد جمعیت فرقه را مشایخ تشکیل دهند. علاوه بر این ما مرجع دینی هم داریم که انتخاب نمی شوند. مردم با توجه به علم و مسلک مراجع، از مرجع مورد نظر خود پیروی می کنند.

 

* وظیفه و مسؤولیت مراجع چیست؟

آنها حافظان و نگهبانان مسلک هستند.

 

* اکنون چند مرجع دارید؟

تعداد آنها معین نیست چون در هر منطقه و شهری شیخی وجود دارد که مردم و سایر مشایخ به وی مراجعه و اقتدا کرده به نظر و راهنمایی های او عمل می کنند و این یک مساله عرفی است.

 

* "شیخ عقل" چگونه انتخاب می شود؟

شورای مذهبی شامل نمایندگانی از تمام گروه های دروزی ها می باشد که این افراد روحانی یا نمایندگان مناطق و حرفه ها و شغل های مختلف مانند مهندسان، پزشکان، نمایندگان، وزرا و قاضیان دروزی هستند که حدود هشتاد یا نود شخص هستند و همین ها هستند که "شیخ عقل" را انتخاب می کنند.

 

* شما مدارس دینی و آموزش های دینی و رسوم خاصی دارید؟

بله مدرسه داریم و بنده دبیر کل مدارس عرفان توحیدی هستم که البته این مدارس متوسطه هستند و هر کس بخواهد در اندیشه توحیدی تعمق بیشتری کند، به خلوت می رود و معارف را از مشایخ خود می آموزد و مرکزی هم برای پژوهش های توحیدی داریم که وابسته به شورای مذهبی است و این مرکز در واقع به تازگی با هدف تربیت روحانیون دروزی تاسیس شده است.

 

* روحانیون دروزی لباس خاصی دارند؟

بله آنها عمامه دارند و مراجع ما عمامه مدوّر دارند که از عمامه های دیگران بزرگ تر است و همچنین عبای سیاه که آن را بالای جبّه می پوشیم و بسیاری از آنها "شروال" می پوشند که شبیه لباس ترکی است، چون ما حدود چهارصد سال با ترک ها زندگی کرده ایم و این پوشش شاید از ترک ها گرفته شده، اما امروز فقط اهالی جبل این لباس را می پوشند و در کنار اینها آداب، سنت و آیین هایی داریم که البته زمانی پنهان می شد، اما جهانی سازی همه چیز را در خود هضم کرده است

یکی از ویژگی های مذهب ما قضای شرعی است و دادگاه های ما به صورت شرعی برگزار می شود و قوانین خاصی داریم که با قانون سنی و جعفری متفاوت است. به عنوان مثال در وصیت آزاد هستیم و انسان می تواند به وارث یا غیر وارث خود وصیت کند، در حالی که برخی مذاهب وصیت را برای غیر وارث نافذ نمی دانند و اگر کسی بدون وصیت از دنیا برود، طبق مذهب حنفی عمل می شود که «للذکر مثل حظ الأنثیین». همچنین در مذهب ما زن و مرد می توانند همدیگر را طلاق دهند و بازگشت مطلقه به هیچ وجه جایز نیست و اینها برخی از ویژگی های مذهب ما است.

 

* البته قاعده فقهی "للذکر مثل حظ الانثیین" اختصاص به حنفی ها ندارد، اما سوال بعدی ام این است که دروزی های لبنان در منطقه ای خاص و جداگانه زندگی می کنند یا با شیعیان و اهل سنت و در کنار هم زندگی می کنند؟

موحدان در مناطق خاصی و باهم زندگی می‌کنند. ما زمانی که در ابتدای قرن هشتم میلادی به لبنان آمدیم، هدف ما، دفاع از مرزهای اسلامی در مقابل فرنگی ها و حملات صلیبی بود و به هر صورت در کوه ها و سواحل ساکن شدیم تا منطقه مرزی با سوریه و فلسطین. امروز دروزی ها در هر منطقه ای حتی در بیروت حضور دارند، اما کانون آنها شهر جبل است.

 

* منظورتان از جبل، همان جبل عامل است؟

شهر جبل در شمال جبل عامل قرار دارد و حدود هفتاد کیلومتر با جبل عامل فاصله دارد. شهر جبل زمانی قلب لبنان بوده و دروزی ها زمانی امارت لبنان را هم در اختیار داشته اند، اما اکنون اوضاع فرق کرده و ما فقط هفت درصد جمعیت لبنان هستیم.

 

* ما لبنان را به همزیستی مسالمت آمیز بین پیروان ادیان و مذاهب می شناسیم. روابط شما با امامیه و اهل سنت چگونه است؟

ما به برقراری روابط با دیگر مذاهب اسلامی مشتاق هستیم. در نزدیکی ما روستاهای شیعیان قرار دارد که با آنها رابطه داریم و در مناسبت های آنها مثلاً در عاشورا و مناسبت های دیگر شرکت می کنیم. ما با اهل سنت هم رابطه داریم و بعضی از آنها در نزدیکی ما زندگی می کنند و رابطه ما با مسیحی ها از همه بیشتر است و شاید به این خاطر باشد که مسیحی ها و دروزی ها شهر جبل را ساخته اند و در بیشتر روستاها مسیحیان هم با دروزی ها زندگی می کنند. البته در گذشته جنگ های سختی میان آنها صورت گرفته، اما ما بار دیگر با هم جمع شدیم تا بر همزیستی خود تاکید کنیم و شخص بنده و بسیاری از شخصیت های دروزی به اصل گفتگو و مسالمت داخلی پایبند بوده و بر این باوریم که این وظیفه ما در لبنان است و ما و برادران شیعه و اهل سنت باید همواره برای ایجاد فضای مسالمت و گفتگو تلاش کنیم. ما الحمدلله متعلق به اهل بیت(ع) و همه مسلمانان هستیم.

 

* اشاره کردید که در آئین عاشورا  و مراسم شیعیان شرکت می کنید. آیا خودتان هم مراسم خاصی برای بزرگداشت اهل بیت(ع) دارید؟

فرقه ما به زهد و انزوا گرایش دارد و دروزی ها سال ها در کوه ها منزوی بوده اند، البته امروز اوضاع عوض شده و روابط ما فرق کرده، اما باز هم هیچ مناسبتی نداریم حتی برای بزرگان خاص خود مانند "الحاکم" هیچ مناسبتی نداریم.

 

* از حضور شما در این گفت و گو و توضیحاتی که دادید تشکر می کنم. اولین بار است که به ایران سفر می کنید؟

بنده هشت بار به ایران سفر کرده ام. ایران کشوری باز و پویا و در عین حال که اسلامی است، توانسته پیشرفت علمی زیادی هم داشته باشد و انسان هنگامی که به ایران می آید می بیند که ایران با چیزی که در تبلیغات می گویند متفاوت است و مردمی خوش اخلاق و مهربان دارد و البته این اقدامات پسندیده ایران نیز ان شاءالله به بیداری اسلامی و بهبود روابط اسلامی کمک خواهد کرد و این، مسؤولیت ایران است.

گفت و گو: حسن صدرایی عارف



تاریخ : پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1396 | 11:20 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا