X
تبلیغات
رایتل
دروزیانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلید واژه: عقاید، دروزیان ، اسماعیلیه ، الحاکم بامر الله ،تقمّص
پرسش: عقاید دروزیان چیست؟
پاسخ:


تاریخچه پیدایش فرقه دروزیه[ویرایش]

فرقه دروزیه که در حقیقت انشعابی از مذهب اسماعیلی می باشد، در زمان خلافت ششمین خلیفه فاطمی ، الحاکم بامر الله پا به عرصه وجود نهاد. البته حمایت های حاکم در پدید آمدن چنین فرقه ای نقش اساسی داشته است. [۱]

عناصر تشکیل دهنده اندیشه کلامی دروزیه[ویرایش]

قبل از پرداختن به مبانی اعتقادی فرقه « دروزی » لازم است که عناصر تشکیل دهنده اندیشه کلامی این مذهب بیان گردد. آنچه که امروزه به عنوان اندیشه کلامی دروزیه مطرح است، عناصر مختلفی است که در طول زمان وارد باورهای فکری و اعتقادی آنان شده است که بطور کلی به سه بخش تقسیم می گردد:
۱. فلسفه نو افلاطونی .
۲. احکام حقوقی که از طرف حاکم به مناسبت های مختلف صادر می شده است، مانند ابطال زکات ، نسخ شریعت و ....
۳. مجموع مناظرات و بحث های اعتقادی که در میان رهبران این فرقه رخ داده است و در مجموعه ای بنام « وسائل الحکمة الشریفه » موسوم است. [۲]

عقاید فرقه دروزیه[ویرایش]

بنا بر این عقاید و باورهای این فرقه چندان شباهتی با عقاید شیعه اثنا عشریه و سایر مسلمین ندارد. در این نوشتار به برخی از آن ها اشاره می شود.

← الوهیت حاکم بأمرالله
از نگاه آنان «الحاکم بأمرالله» صورت ناسوتی الوهیّت است و هموست یگانه ، صمد و منزّه از شمارش و همسر ، لذا یک دروزی چیزی جز طاعت وی نمی شناسد. دروزی کسی است که اعتراف کند، هیچ خدایی در آسمان و هیچ امامی در زمین جز حاکم وجود ندارد. [۳] همین عقیده موجب انتقاد شدید سایر فرقه های اسلامی شده است.

← حلول خدا در جسم حاکم در منابع دروزیان
گرچه حلول خدا در جسم حاکم از کتاب های مقدس دروزیان استفاده می شود، و لکن از صراحت برخوردار نیست، و قابل توجیه می باشد. [۴]

← تناسخ یا تقمّس
از کتاب ها و متون منسوب به این فرقه بدست می آید که دروزی ها معتقد به انتقال روح از جسم انسان به انسان دیگری می باشند. زیرا نفس را جاودانه دانسته و باور دارند: آنچه می میرد، پیراهن است (جسم) و وقتی که کهنه شد، نفس انسانی به پیراهن دیگر منتقل می شود. دروزیه لفظ تناسخ را به تقمّص تبدیل کرده اند تا سنخ را شامل نگردد. آن ها تصریح کردند که انتقال نفس آدمی به جسم حیوان که گناهی ندارد، ظلم است. و پاداش و کیفر بر عدل الهی استوار است. [۵]

← حدود خمسه
یکی از باورهای فرقه دروزیه اعتقاد به « حدود خمسه » می باشد و آن ها عبارتند:

←← حد اول
عقل، علة العلل ، قائم الزمان ،اراده، او همان امام اعظم دروزیان حمزه بن علی بن احمد می باشد.

←← حدّ دوم
نفس، مشیّت، ادریس زمان، اخنوخ اوان، شیخ مجتبی ابو ابراهیم اسماعیل بن محمد بن حامد تمیمی داماد حمزه بن علی است.

←← حدّ سوم
کلمه، سفیر قدرت، فخر الموحدین ، بشیر المؤمنین ،‌ شیخ رضی أبوعبدالله محمد بن وهب قرشی است.

←← حدّ چهارم
سابق، جناح راست، نظام المستجیبین ، غرّالموحدین ، عبدالوهاب سامری است.

←← حدّ پنجم
تالی، جناح چپ، لسان المؤمنین، سند الموحدین، معدن العلوم، شیخ بهاالدین ابوالحسن علی بن احمد سمفوتی معروف به مقتنی است.
چهار حدّ اخیر که به دنبال عقل کل هستند، همان اربعه «حرم» می باشند که در هر زمان با اسما و اشکال متفاوت ظاهر می شوند. مثلاً هنگامی که حمزه در صورت سلمان فارسی ظاهر شد، حدود دیگر در قالب چهار صحابه (مقداد، ابوذر،عمار و نجاشی) آشکار گشتند. [۶]

← نبوت و پیامبران الهی از دیدگاه دروزیه
دروزیان تمامی پیامبران الهی را انکار نموده اند. حمزه مؤسس و بنیادگزار این فرقه ، معتقد است که: جنگ با انبیای اولوالعزم و تبرّی جستن از شریعت و عقاید آنان واجب است. در برخی از مدارک آن ها آمده است که: مراد از ناطق و اساس که به دست حمزه در کنار رکن یمانی کشته می شوند، ابلیس و شیطان است. ابلیس ـ نعوذ بالله ـ نخست در جسم آدم تجلّی کرد، سپس نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد صلی الله علیه و آله - و شیطان ابتدا در جسم شیث و سام و اسماعیل و یشوع و شمعون و سرانجام در علی علیه السلام بن ابی طالب ظهور یافت، بنا بر این هنگام برپایی قیامت دروزیان، پیامبر و امیر المؤمنین، به دست «الحاکم بأمرالله» کشته می شوند. [۷]

پانویس[ویرایش]
 
۱. گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷ه‌ ، ص ۳۱۴
۲. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۸۰ه‌ ، ص۵۶۰
۳. ربانی گلپایگانی، ‌علی، ‌فرق و مذاهب کلامی، قم، ‌مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷ه‌ ص۳۱۱
۴. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۸۰ه‌ ، ص۵۶۲
۵. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۸۰ه‌ ، ص۵۶۴
۶. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۸۰ه‌ ، ص۵۷۳
۷. خطیب، محمد احمد، عقیدة الدروز، ریاض، دارالعالم الکتب، چاپ سوم، ۱۹۸۹م، ص۱۶۷


منبع[ویرایش]
سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی    

یکی از فرقه‌های منشعب از اسماعیلیه، «فرقه دروزیه» است.

دروز جمع درزی است. در عرف عام به ضم دال خوانده شده، امّا تلفظ صحیح آن، به فتح می‌باشد. ظاهرا این کلمه، ترکی و به معناى خیاط است، و از واژه‌هایی است که داخل زبان عربی شده و این گونه صرف می‌شود: «درز یدرز درزاً، الثوب؛ یعنی پیراهن را دوخت، و الدرزی: الخیاط».[۱]

دروز فرقه‌ای باطنی است که عقائد پنهانی دارند، و در نواحی کوه‌های لبنان و حوران و کوه بلند حلب، پراکنده هستند.

پیرامون فرقه دروزیه کتابی قابل اعتماد نوشته نشده و خودشان نیز عقائدشان را منتشر نمی کنند تا شخص محقق چیز قابل اعتمادی در دست داشته باشد.  البته مستشرقان، کتاب هایی در این زمینه به نگارش درآورده اند که نمی توان به آنها اعتماد نمود.

شکل گیری و جدایی این فرقه از این جا شروع شد که تعدادی از اسماعیلیه قائل به الوهیت و غیبت امام یازدهمشان؛ «الحاکم باللَّه» شدند که آنها امروزه به «دروزیه» شهرت یافتند.

حاکم، «حمزه بن علی فارسی»؛ ملقّب به درزی را خواست و به او  دستور داد تا به سرزمین شام برود و رهبری اسماعیلیه آن منطقه را بر عهده بگیرد و مقرّش را نیز «وادی التیم» قرار دهد، و او را به السید الهادی ملقب نمود.

درزی در مدت کمی توانست اسماعیلیه را در آن منطقه گسترش دهد تا این که با خبر شد حاکم از دنیا رفته و پسرش حاکم متصدی امور شده است، اما درزی به وفات امام حاکم اعتراف ننمود، بلکه ادعا نمود که وی غیبت نموده و از چشم‌ها پنهان شده؛ لذا قائل به الوهیت و امامت حاکم و منتظر برگشت وی شد. به سبب این کار وی، درزیه از اسماعیلیه جدا شدند و این انشقاق در سال ۴۱۱ هـ اتفاق افتاد.[۲]

[۱]. سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، ج ‏۸، ص ۳۴۳٫

[۲]. همان، ص ۳۴۳ و ۳۴۹٫

دروزیه چه مذهبی است؟ آیا ازدواج دختر ایرانی که شیعه اثنی عشری است با مرد لبنانی که از دروزی‌های لبنان می‌باشد جایز است؟


پاسخ اجمالی
دروزیه؛ در اوایل قرن پنجم قمری و با حمایت‌های ششمین خلیفه فاطمی، «الحاکم بامر الله» در مصر به وجود آمد و امروزه اکثراً در کشور لبنان سکونت دارند.
برخی از باورهایی که به این گروه نسبت داده می‌شود، بر خلاف معتقدات اسلامی است، از جمله:
الف. الوهیت حاکم بأمرالله؛
ب. اعتقاد به تناسخ و حلول؛
ج. عدم ایمان به نبوت و پیامبران.
بر این اساس آنها از شیعیان نبوده و فقهای شیعه ازدواج دختر شیعه با آنان را جایز نمی‌دانند و اگر انتساب موارد فوق به آنان صحیح باشد، آنان از مسلمانان نیز به شمار نخواهند آمد.
البته، برخی رهبران فعلی این طایفه، چنین انتساباتی را نپذیرفته و خود را معتقد به خدای واحد و پیامبر اسلام(ص) می‌دانند که در این صورت، از مسلمانان به شمار خواهند آمد.

پاسخ تفصیلی
فرقه دروزیه که در حقیقت انشعابی از مذهب اسماعیلیه است، در اوایل قرن پنجم قمری و با حمایت‌های ششمین خلیفه فاطمی، «الحاکم بامر الله» در مصر به وجود آمد. از جمله رهبران این گروه، حمزة بن علی بن احمد زوزنی (خادم مخصوص الحاکم) و محمد بن اسماعیل نشتکین دروزی می‌باشند.[1]
چگونگی پیدایش
یکی از عوامل مهم در پدید آمدن فرقه دروزیه کارهای عجیبی بود که از «الحاکم بامر الله» سر می‌زد. او بر خلاف دیگر حاکمان، با مردم مهربان و اغلب در میان آنها بود. او تمام بردگان را آزاد کرد و تمام املاک دولتی را به مردم واگذار نمود. حاکم در سال‌های قحطی نهایت کوشش را برای یاری مردم به عمل آورد و با تثبیت قیمت‌ها و بخشش‌های بی‌دریغ موفق به انجام این کار شد. بخشش‌های او از حد گذشت، به طوری که خزانه‌دار او در انجام فرمان حاکم مردد ماند، خلیفه با خط خود نگاشت: مال و ثروت متعلق به خداست و مردم بندگان خدایند و ما امین خدا در زمین هستیم، حق مردم را به آنان بازگردان و آن‌را از ایشان دریغ مدار.[2]
این‌گونه رفتارهای حاکم تأثیر زیادی در اطرافیانش گذاشت تا جائی که حمزة بن علی و محمد بن اسماعیل دروزی این اندیشه را نزد حاکم مطرح کردند که ادعای خدایی کند و حاکم نه تنها آنها را سرزنش نکرد، بلکه در خفا آنان را تشویق نمود.[3]
یکی از چیزهایی که این اندیشه را تشدید نمود، زهدگرایی شدید حاکم در سال‌های واپسین حکومتش و غایب شدن او بود، چرا که در یکی از گردش‌های متداولش در اطراف شهر ناپدید گشت و مرگ او همانند زندگی‌اش معمایی شد.[4]
البته گفته شده، ناپدید شدن حاکم از توطئه‌های حمزة بن علی بوده و جسدش را در نهایت احتیاط پنهان ساختند تا بتوانند از ناپدید شدن اسرار آمیز خلیفه، برای مقاصد خویش بهره جویند.
دروزی‌ها ناپدید شدن حاکم را به استتار ارادی وی که آغاز غیبت او محسوب می‌شود، تعبیر کردند.[5]
امروزه جامعه دروزی به دو بخش یا طبقه تقسیم شده است:
1. طبقة عقّآل (عاقلان)؛ که همان عالمان دینی می‌باشند و در رأس آنها «شیخ عقل» است. اکنون (ابتدای قرن بیست و یکم) شیخ عقل این طائفه «محمد ابو شقراء» است.
2. طبقه جهّال یا مردم عادی؛ که گروه اکثریت جامعه دروزی را تشکیل می‌دهد.
رهبری دینی این طایفه با شیخ عقل و رهبری سیاسی با شخص دیگری است. در حال حاضر «ولید جنبلاط»، فرزند کمال جنبلاط رهبری سیاسی این فرقه را در لبنان بر عهده دارد.[6]

عقاید و باورهای دروزیه
آنچه امروزه به عنوان اندیشه کلامی دروزیه مطرح است، برگرفته از عناصر مختلفی است که در طول زمان وارد باورهای فکری و اعتقادی آنان شده و چندان شباهتی با عقاید شیعه اثناعشریه و حتی سایر مسلمین ندارد؛ در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:

الف. الوهیت حاکم بأمرالله:
از نگاه آنان «الحاکم بأمرالله» صورت ناسوتی الوهیت است و همو است یگانه، صمد و منزّه از شمارش و همسر، لذا یک دروزی چیزی جز طاعت وی نمی‌شناسد. دروزی کسی است که اعتراف کند، هیچ خدایی در آسمان و هیچ امامی در زمین جز حاکم وجود ندارد.[7]
در مصحف دروز آمده است: حمزة بن علی از پیروان خود عهد و پیمان گرفته و از تمام موحدان در طول تاریخ، حفظ و کتابت آن‌را خواسته و به نام «میثاق ولی الزمان» معروف گشته است. قسمتی از متن عهدنامه چنین است: «اینجانب فلان بن فلان در کمال آزادی و سلامت جسمی و عقلی اعتراف می‌کنم که از تمامی مذاهب تبرّی جویم و جز پیروی از مولایم «الحاکم بأمرالله»(ششمین خلیفه فاطمی) چیزی نشناسم و هر گاه از دین مولایم بازگشته، یا با فرمانی از او مخالفت ورزم، از خالق معبودم بیگانه شده، سزاوار کیفرش باشم»، آنگاه تصریح می‌کند که «هر کس اعتراف کند که در آسمان، اله معبودی و در زمین امام موجودی جز مولای حاکم وجود ندارد، موحد رستگار است».[8]

ب. تناسخ و حلول:
از کتاب‌ها و متون منسوب به این فرقه به دست می‌آید که دروزی‌ها معتقد به انتقال روح از جسم انسان به انسان دیگری می‌باشند؛ زیرا نفس را جاودانه دانسته و می‌گویند: آنچه می‌میرد، پیراهن(جسم) است و وقتی که کهنه شد، نفس انسانی به پیراهن دیگر منتقل می‌شود. دروزیه لفظ تناسخ را به «تقمّص» تبدیل کرده‌اند تا نسخ را شامل نگردد.[9]
حمزه، بنیان‌گذار این فرقه می‌گوید: عذابی که برای گنهکاران است، همین انتقال دنیوی است، از درجه بلندتر به مرتبه نازل‌تر. هرچه این انتقال بیشتر ادامه یابد، جایگاه دینی او فروتر گردد. چنان‌که پاداش نیز با انتقال از درجه‌ای به درجه فراتر در علوم دینی تحقق می‌یابد.[10] از این‌رو؛ ابتلای انسان‌ها به کوری، گنگی، فقر و جهالت، قصاص اعمال گذشته آنان در مراحل پیشین حیات می‌دانند. معتقدند که در تناسخ تمایز جنسی نیز مراعات می‌شود؛ یعنی روح مردان همواره به مردان و روح زنان به جنس خودشان منتقل می‌شود.[11]

ج. نبوت و پیامبران الهی از دیدگاه دروزیه:
دروزیان پیامبران الهی را انکار نموده‌اند. حمزه مؤسس و بنیان‌گذار این فرقه، معتقد است که: جنگ با انبیای اولوالعزم و تبرّی جستن از شریعت و عقاید آنان واجب است. در برخی از مدارک آنها آمده است: مراد از ناطق و اساس که به دست حمزه در کنار رکن یمانی کشته می‌شوند، ابلیس و شیطان است. ابلیس نخست در جسم آدم تجلّی کرد، سپس نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد(ص). و شیطان ابتدا در جسم شیث و سام و اسماعیل و یشوع و شمعون و سرانجام در علی بن ابی‌طالب(ع) ظهور یافت. بنابراین، هنگام برپایی قیامت دروزیان، پیامبر و امیر المؤمنین، به دست «الحاکم بأمرالله» کشته می‌شوند.[12]
در مورد عقیده دروزیان به قرآن مجید، برخی معتقدند که آنان ادعا دارند که قرآن در واقع بر سلمان فارسی نازل شده و محمد(ص) از او دریافت کرده است.[13]
آنچه گذشت، قسمتی از عقاید و باورهای فرقه دروزیه است که هیچ‌گونه شباهت و سنخیتی با عقاید اسلامی ندارند و کاملاً منحرف و بی‌گانه از اسلام است. اگرچه رهبران فعلی این فرقه اصرار دارند که معتقد به دین اسلام‌اند و آنچه در مورد عقاید آنها ذکر می‌شود، دسیسه‌های استعمار و ایادی آنها بوده است. ولی از آن‌جا که دسترسی به منابع اصلی آنان امکان ندارد، قضاوت کردن در مورد عقاید آنان مشکل بوده و آنچه ذکر شد، اگر صحیح باشد می‌توان گفت که آنان از دایره اسلام و حتی ادیان آسمانی خارج هستند.
بر این اساس فقهای شیعه آنان را جزو شیعیان نشمرده و ازدواج با فرد دروزی مذهب را جایز نمی‌دانند.
ضمائم:
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[14]
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
دروزیه، شیعه نیستند و ازدواج با آنها اشکال دارد.
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
دروزیه، جزو شیعیان اثنی عشری محسوب نمی‌شوند و چنانچه قائل به الوهیت بعضی از مخلوقین باشند و یا منکر ضروریات دین باشند مرتد هستند و ازدواج با آنها جائز نیست.
 
[1]. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص 314، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ش.
[2]. نجلام، ابو غر الدین، تحقیقی جدید در تاریخ، مذهب و جامعه دروزیان، ص 125، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1372ش.
[3]. فرق و مذاهب کلامی، ص 312.
[4]. همان.
[5]. ر.ک: ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص 558، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1380ش.
[6]. همان.
[7]. فرق و مذاهب کلامی، ص 311.
[8]. مصحف الدروز، ص 111، به نقل از: ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص 562.
[9]. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص 564.
[10]. غالب، مصطفی، حرکات الباطنیه فی الاسلام، ص263، بیروت، دارالأندلس، چاپ اول، 1416ق.
[11]. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص 568.
[12]. خطیب، محمد احمد، عقیدة الدروز، ص167، ریاض، دارالعالم الکتب، چاپ سوم، 1989م.
[13]. ا ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص 574.
[14]. استفتا از دفاتر آیات عظام: مکارم شیرازی و نوری همدانی (مد ظلهما العالی) توسط سایت اسلام کوئست.
منبع: اسلام کوئست

فرقه دروزیه انشعابی از مذهب اسماعیلی می باشد. و در زمان خلافت ششمین خلیفه فاطمی، الحاکم بامر الله پا به عرصه وجود نهاد. البته حمایت های حاکم در پدید آمدن چنین فرقه ای نقش اساسی داشته است.

عوامل پیدایش:

کارهای عجیب و غریبی که از حاکم بامرالله ششمین خلیفه فاطمی سر می زد، یکی از عوامل مهم در پدید آمدن فرقه دروزیه بوده است. او بر خلاف دیگر حاکمان، با مردم مهربان و اغلب در میان آنها بوده است. او تمام بردگان را آزاد کرد و تمام املاک دولتی را به مردم واگذار نمود. حاکم در سال های قحطی نهایت کوشش را برای یاری کردن مردم به عمل آورد. او با تثبیت قیمت ها و بخشش های بی دریغ موفق به انجام این کار شد. بخشش های او از حد گذشت، به طوری که خزانه دار او در انجام فرمان حاکم مردد ماند، خلیفه با خط خود بر او نوشت: مال و ثروت متعلق به خدا است و مردم بندگان خدایند و ما امین خدا در زمین هستیم. حق مردم را به آنان باز گردان و آن را از ایشان دریغ مدار»

اینگونه رفتارهای حاکم تاثیر زیادی در اطرافیان و پیروان او گذاشت تا جائی که محمد بن اسماعیل دروزی این اندیشه را به حاکم مطرح کرد که ادعای خدایی کند، حاکم نه تنها او را سرزنش نکرد، بلکه در خفا مشوق او بوده است.

یکی از چیزهایی که این اندیشه را تشدید نمود، زهدگرایی شدید حاکم در سالهای واپسین حکومتش و غایب شدن او بوده است، وی به تنهایی در کوچه های قاهره به ویژه در تپه های «مقطّم» به گردش می پرداخت که سرانجام در یکی از گردشهای متداولش در ارتفاعات «مقطم» ناپدید گشت و مرگ او همانند زندگی اش معمایی شد.

عقاید فرقه دروزیه:

- الوهیت حاکم بأمر الله ششمین خلیفه فاطمی.

از نگاه آنان «الحاکم بأمرالله» صورت ناسوتی الوهیّت است و هموست یگانه، صمد و منزّه از شمارش و همسر، لذا یک دروزی چیزی جز طاعت وی نمی شناسد. دروزی کسی است که اعتراف کند، هیچ خدایی در آسمان و هیچ امامی در زمین جز حاکم وجود ندارد.

- کتاب مقدس خاص به نام «مصحف الدرز»

- عدم پایبندی به هیچ یک از مذاهب فقهی.

- اعتقاد به نسخ احکام فقهی مانند: حج و زکات.

- اعتقاد به تناسخ و حلول.

از کتاب ها و متون منسوب به این فرقه بدست می آید که دروزیها معتقد به انتقال روح از جسم انسان به انسان دیگری می باشند. زیرا نفس را جاودانه دانسته و باور دارند: آنچه می میرد، پیراهن است (جسم) و وقتی که کهنه شد، نفس انسانی به پیراهن دیگر منتقل می شود. دروزیه لفظ تناسخ را به تقمّص تبدیل کرده اند تا سنخ را شامل نگردد. آنها تصریح کردند که انتقال نفس آدمی به جسم حیوان که گناهی ندارد، ظلم است. و پاداش و کیفر بر عدل الهی استوار است.

- انکار معاد.

حمزه بنیان گذار این فرقه می گوید: عذابی که برای گنهکاران است، همین انتقال دنیوی است؛ از درجه بلندتر به مرتبة نازل تر؛ هرچه این انتقال بیشتر ادامه یابد، جایگاه دینی او فروتر گردد. چنانکه پاداش نیز با انتقال از درجه ای به درجة فراتر در علوم دینی تحقق می یابد.

- انکار پیامبران الهی.

- باطن گرایی مطلق.

دروزیان معتقدند که پس از پنهان شدن حاکم، شریعت برداشته شده و خداوند به جای « سبع دعائم تکلیفیه» هفت خصلت اخلاقی به عنوان «سبع خصال توحیدیه» بدین شرح مقرر فرموده است:

- به جای نماز «صدق للسان»

- به جای زکات، «حفظ الاخوان»

- به جای روزه «ترک عبادة العدم و البهتان»

- به جای حج «برائت از طغیان»

- به جای شهادتین «توحید و پرستش حاکم در هر عصر و زمان»

- به جای جهاد «رضا به فعل او کیفما کان»

- عوض ولایت «تسلیم امر او در سرّ و حدثان»

بنابراین فرقه دروزیه گرچه منشعب از مذهب اسماعیلیه می باشد و باید در بخشی از عقاید و باورها و یا احکام عملی شباهت هایی با هم داشته باشند و لکن آنگونه که پیداست، غیر از باطن گرایی و تاویل در اصول و فروع، هیچگونه رابطه ای بین این دو فرقه به چشم نمی خورد. الا اینکه مذهب اسماعیلیه زمینه ساز پیدایش این فرقه بوده است. و الحاکم بأمر الله، خلیفه فاطمی در پدید آمدن عقاید دروزیان نقش اساسی داشته است. زیرا او هیچگاه داعیان دروزی را که ادعای الوهیت حاکم را داشته، مورد نکوهش و مذمت قرار نداده است، بلکه در خفا مشوق آنها بوده است.

در نتیجه رابطه مذهب دروزیه با فرقه های غالی در این است که همه این فرقه ها قائل به الوهیت افراد غیر خدا هستند، گر چه فرقه های دیگر غلات نیز معتقد به الوهیت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ بوده اند و لکن فرقه دروزیه اعتقاد دارند که «الحکام بأمر الله» که یک انسان غیر معصوم و معمولی بوده، همان خالق یکتا می باشد.

آنچه ذکر شد، قسمتی از عقاید و باورهای فرقه دروزیه می باشد که هیچگونه شباهت و سنخیت با عقاید اسلامی ندارند و کاملاً منحرف و بیگانه از اسلام است . گرچه رهبران فعلی این فرقه اصرار دارند که: معتقد به دین اسلام اند و آنچه در مورد عقاید آنها ذکر می شود، دسیسه های استعمار و ایادی آنها بوده است. و به دلیل این که دسترسی به منابع آنان امکان ندارد، قضاوت کردن در مورد عقاید آنان را مشکل می نماید و آنچه ذکر شد، اگر صحیح باشد می توان گفت که آنان از دایره اسلام و حتی ادیان آسمانی خارج هستند.

دروزیان در فقه تابع مذهب حنفی می باشند و علّت آن هم اینست که حاکمان عثمانی بعد از فتح سوریه و لبنان در سال 1516 میلادی، این مذهب فقهی را بر مردم آن منطقه به زور تحمیل نمودند، ولکن عملاً پایبند به مذهب خاص نیستند.

جامعه دروزی از نگاه ساختار دینی به دو گروه عاقلان و جاهلان تقسیم می شود. گروه عاقلان دارای دو رئیس دینی اند که هر کدام از آنان شیخ عاقلان خوانده می شود، عاقلان کسانی اند که به احکام عملی دینی یعنی خود داری از می گساری و استعمال دخانیات و نیز داشتن رفتار زاهدنه در غذا و پوشاک پایبندند، آنان لباس جدا از لباس جاهلان دارند و عمامه سفید استوانه ای شکل بر سر می گذارند و لباس ساده می پوشند.

گروه جاهلان، سایر افراد جامعة دروزیان را تشکیل می دهند و گاه شَراحیّن نیز خوانده می شوند، زیرا حق دارند برخی از شرح های رساله های دروزیان را بخوانند و حق خواندن اصل رساله ها و تلاوت قرآن را ندارند و آنها مجازند از دخانیات و سایر لذت های دنیوی و رفاه در معیشت بهره مند شوند. و موظف به پوشیدن لباس خاص نیستند.

دروزیه معتقدند که: روزه ماه رمضان نسخ شده است، لذا آن را ناروا شمرده اند و به جای آن نه روز اول ذی حجه را روزه می گیرند و عید اعظم آنان عید قربان است. هر چند برخی از معاصران آنان، روزه ماه رمضان را مستحب شمرده و تنها وجوب آن را انکار کرده اند.

احکام ازدواج و طلاق:

- هر گاه مرد دروزی با یکی از زنان هم مذهب خود ازدواج کند، لازم است در تمام دارایی خود با او به مساوات رفتار کند و هنگام طلاق و جدایی اگر زن از اطاعت همسرش خارج شده و مرد با او به انصاف رفتار کرده باشد، مالک نیمی از دارایی های زن می شود، ولی اگر مرد به همسرش ستم کرده باشد، زن تمام دارایی خود را از خانه همسر می برد.

- کسی که همسرش را طلاق می دهد، برای او حرام ابدی می شود و حتی با وجود محلل هم ازدواج دوباره با وی جایز نمی شود و از این رو طلاق رجعی و باین نزد دروزیان یکسان است.

مقصود از ازدواج نزد دروزیان تنها تولید نسل و حفظ بقای آن است. از این رو اگر ثروتمندی چهار فرزند آورد و یا تهیدستی به مقدار توان خویش اولاد دار شد، واجب است که در بقیة عمر خویش از همسرش دوری گزیده، با وی همبستر نشود.

- ازدواج دروزی با غیر درزوی حرام است.

- چند همسری، حرام است و باید به یک همسر از مذهب خویش اکتفا نمود. بنابراین کسی که همسر دوم برگزیند، عقد ازدواج او باطل است.

احکام وصیت در فقه دروز:

از دیدگه فقه دروزی هر کس می تواند تمام دارایی های خویش را به کسی وصیت کند. تنها شرط وصیت آنست که اموالی را وصیت کند که با سعی و تلاش خود کسب کرده باشد. اما اموالی را که از پدران خویش به ارث برده است، باید میان اولادش تقسیم گردد.

در کتاب مقدس دروزیان آمده است که دروزیان بخشی از دارایی های خود را به میزان یک دوازدهم برای طبقه عقّال و مستمندان وصیت کنند.

تسامح و سهل گیری در جای جای فرایض و شعایر دینی آنان مشاهده می شود . مثلاً در وضو تصریح می کنند که شستن دست ها از مرفق تا سر انگشتان یا به عکس فرق نمی کند. اگر آب برای وضو کافی باشد، پاها را می شویند و گرنه به مسح اکتفا می کنند و همچنین در نماز تصریح می کنند که دست باز یا دست بسته هر دو جایز است. و آنچه در نماز اهمیّت دارد، توجه و نیّت است. کسانیکه به اخلاق پایبند نیستند و یا گناهی مرتکب شده، ولی توبه نکرده است، اجازة ادا نماز نمی دهند

گفته شده که دروزیان در عهد فاطمیان به دو گونه نماز می خواندند: گروهی به شکل اهل سنت و گروهی به سبک شیعه، چون علمای مذهب به خطر اختلاف پی بردند، فتوا دادند که اصل در نماز توجه و قلبی و نیّت پاک است و شکل ظاهری آن اهمیتی ندارد.


قبل از پرداختن به مبانی اعتقادی فرقه «دروزی» لازم است که عناصر تشکیل دهنده اندیشه کلامی این مذهب بیان گردد. آنچه که امروزه به عنوان اندیشه کلامی دروزیه مطرح است، عناصر مختلفی است که در طول زمان وارد باورهای فکری و اعتقادی آنان شده است که بطور کلی به سه بخش تقسیم می گردد:


1. فلسفه نو افلاطونی.
2. احکام حقوقی که از طرف حاکم به مناسبت های مختلف صادر می شده است، مانند ابطال زکات، نسخ شریعت و ....
3. مجموع مناظرات و بحث های اعتقادی که در میان رهبران این فرقه رخ داده است و در مجموعه ای بنام «وسائل الحکمة الشریفه» موسوم است.[1]
بنابر این عقاید و باورهای این فرقه چندان شباهتی با عقاید شیعه اثناعشریه و سایر مسلمین ندارد. در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می شود.
الوهیت حاکم بأمرالله:
از نگاه آنان «الحاکم بأمرالله» صورت ناسوتی الوهیّت است و هموست یگانه، صمد و منزّه از شمارش و همسر، لذا یک دروزی چیزی جز طاعت وی نمی شناسد. دروزی کسی است که اعتراف کند، هیچ خدایی در آسمان و هیچ امامی در زمین جز حاکم وجود ندارد.[2]همین عقیده موجب انتقاد شدید سایر فرقه های اسلامی شده است. گرچه حلول خدا در جسم حاکم از کتابهای مقدس دروزیان استفاده می شود، ولکن از صراحت برخوردار نیست، و قابل توجیه می باشد.[3]
در مصحف دروز آمده است که: حمزة بن علی از پیروان خود عهد و پیمان گرفته و از تمام موحدان در طول تاریخ حفظ و کتابت آن را خواسته و بنام «میثاق ولیّ الزمان» معروف گشته است. متن عهد نامه چنین است:«توکّلت علی مولانا الحاکم الاحد الفرد الصّمد، المنزّه عن الأزواج و العدد...». پس می گوید: اینجانب فلان بن فلان در کمال آزادی و سلامت جسمی و عقلی اعتراف می کنم که از تمامی مذاهب تبرّی جویم و جز پیروی از مولایم «الحاکم بأمرالله» ـ جلّ ذکره ـ چیزی نشناسم و هر گاه از دین مولایم بازگشته، یا با فرمانی از او مخالفت ورزم،از خالق معبودم بیگانه شده، سزاوار کیفرش باشم، آنگاه تصریح می کند که هر کس اعتراف کند که در آسمان، اله معبودی و در زمین امام موجودی جز مولای حاکم وجود ندارد، موحد رستگار است».[4]
مراد از حاکم در این تعبیرات «الحاکم بأمرالله» ششمین خلیفه فاطمی، می باشد. بر این اساس دروزیان حاکم بأمرالله را فرزند عزیز یا پدر علی نمی دانند و وجود پدر و فرزند را برای او انکار می کنند.[5]
تناسخ و حلول:
از کتاب ها و متون منسوب به این فرقه بدست می آید که دروزیها معتقد به انتقال روح از جسم انسان به انسان دیگری می باشند. زیرا نفس را جاودانه دانسته و باور دارند: آنچه می میرد، پیراهن است (جسم) و وقتی که کهنه شد، نفس انسانی به پیراهن دیگر منتقل می شود. دروزیه لفظ تناسخ را به تقمّص تبدیل کرده اند تا سنخ را شامل نگردد. آنها تصریح کردند که انتقال نفس آدمی به جسم حیوان که گناهی ندارد، ظلم است. و پاداش و کیفر بر عدل الهی استوار است.[6]
حمزه بنیان گذار این فرقه می گوید: عذابی که برای گنهکاران است، همین انتقال دنیوی است؛ از درجه بلندتر به مرتبة نازل تر؛ هرچه این انتقال بیشتر ادامه یابد، جایگاه دینی او فروتر گردد. چنانکه پاداش نیز با انتقال از درجه ای به درجة فراتر در علوم دینی تحقق می یابد.[7] از این رو ابتلای انسانها به کوری،گنگی، فقر و جهالت، قصاص اعمال گذشته آنان در مراحل پیشین حیات می دانند. و معتقدند که در تناسخ تمایز جنسی نیز مراعات می شود. یعنی روح مردان همواره به مردان و روح زنان به جنس خودشان منتقل می شود.[8]
اعتقاد به حدود خمسه:
یکی از باورهای فرقه دروزیه اعتقاد به «حدود خمسه» می باشد و آنها عبارتند:
حد اول: عقل، علة العلل، قائم الزمان ،اراده، او همان امام اعظم دروزیان حمزه بن علی بن احمد می باشد.
حدّ دوم: نفس، مشیّت،ادریس زمان،اخنوخ اوان، شیخ مجتبی ابوابراهیم اسماعیل بن محمد بن حامد تمیمی داماد حمزه بن علی است.
حدّ سوم: کلمه، سفیر قدرت، فخر الموحدین،بشیر المؤمنین،‌شیخ رضی أبوعبدالله محمد بن وهب قرشی است.
حدّ چهارم: سابق، جناح راست، نظام المستجیبین، غرّالموحدین،عبدالوهاب سامری است.
حدّ پنجم: تالی، جناح چپ، لسان المؤمنین، سند الموحدین، معدن العلوم، شیخ بهاالدین ابوالحسن علی بن احمد سمفوتی معروف به مقتنی است.
چهار حدّ اخیر که به دنبال عقل کل هستند، همان اربعه «حرم» می باشند که در هر زمان با اسما و اشکال متفاوت ظاهر می شوند. مثلاً هنگامی که حمزه در صورت سلمان فارسی ظاهر شد، حدود دیگر در قالب چهار صحابه (مقداد، ابوذر،عمار و نجاشی) آشکار گشتند.[9]
نبوت و پیامبران الهی از دیدگاه دروزیه :
دروزیان تمامی پیامبران الهی را انکار نموده اند. حمزه مؤسس و بنیادگزار این فرقه، معتقد است که: جنگ با انبیای اولوالعزم و تبرّی جستن از شریعت و عقاید آنان واجب است. در برخی از مدارک آنها آمده است که: مراد از ناطق و اساس که به دست حمزه در کنار رکن یمانی کشته می شوند، ابلیس و شیطان است. ابلیس ـ نعوذ بالله ـ نخست در جسم آدم تجلّی کرد، سپس نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد ـ صلی الله علیه و آله- و شیطان ابتدا در جسم شیث و سام و اسماعیل و یشوع و شمعون و سرانجام در علی ـ علیه السلام ـ بن ابی طالب ظهور یافت، بنابراین هنگام برپایی قیامت دروزیان، پیامبر و امیر المؤمنین، به دست «الحاکم بأمرالله» کشته می شوند.[10]
در مورد عقیده دروزیان به قرآن مجید، برخی معتقدند که:آنان ادعا دارند که قرآن در واقع بر سلمان فارسی نازل شد و محمد از او دریافت کرده است.[11]
آنچه ذکر شد، قسمتی از عقاید و باورهای فرقه دروزیه می باشد که هیچگونه شباهت و سنخیت با عقاید اسلامی ندارند و کاملاً منحرف و بیگانه از اسلام است . گرچه رهبران فعلی این فرقه اصرار دارند که: معتقد به دین اسلام اند و آنچه در مورد عقاید آنها ذکر می شود، دسیسه های استعمار و ایادی آنها بوده است. و به دلیل این که دسترسی به منابع آنان امکان ندارد، قضاوت کردن در مورد عقاید آنان را مشکل می نماید و آنچه ذکر شد، اگر صحیح باشد می توان گفت که آنان از دایره اسلام و حتی ادیان آسمانی خارج هستند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. فرهنگ فرق و مذاهب، جواد مشکور.
2. تاریخ اندیشه های کلامی در اسلام، عبدالرحمن بدوی، ترجمه: حسین صابری.

 

[1] . ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1380ه‍ ، ص560.
[2] . ربانی گلپایگانی، ‌علی، ‌فرق و مذاهب کلامی، قم، ‌مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ه‍ ص311.
[3] . اسماعیلیه، ص562.
[4] . مصف الدروز، ص111، به نقل از اسماعیلیه، ص562.
[5] . اسماعیلیه، ص564.
[6] . همان.
[7] . غالب، مصطفی، حرکات الباطنیه فی الاسلام، بیروت، دارالأندلس، چاپ اول، 1416، ص263.
[8] . اسماعیلیه، ص568.
[9] . همان، ص573.
[10] . خطیب، محمد احمد، عقیدة الدروز، ریاض، دارالعالم الکتب، چاپ سوم، 1989م، ص167.
[11] . اسماعیلیه، ص574.

دروزیه


فرقه ای اسلامی اسماعیلی فاطمی معتقد به امامت حاکم به امرالله خلیفه فاطمی است که در ماه رمضان 386 ه/996 م ( نک : فاطمیها ) عهده دار خلافت گردید . وی دست به اعمالی زد که در آنها نشانی از تضاد عمیقی احساس می شد . مردم دوران قدیم و جدید در مورد کارهای او اختلاف نظرهائی پیدا کردند برخی از مورخان عقیده داشتند که اقدامات او و انتقادات و حملات شدید وی علیه سران حکومت و کنار گذاشتن مبلغان اسماعلیه مقدمه ای برای اعلام دعوت خود به جای دعوت آنها بود . و زمانی که دشمنانش را یکی پس از دیگری از بین برد و انقلابهای متعددی را که در مصر و فلسطین با آنها مواجه گردید ، سرکوب نمود و امنیت را برقرار ساخت ، مبلغان او به تدریج به تبلیغ دینی علنی مبادرت ورزیدند و در نتیجه مکتب جدیدی بنام " مکتب توحید " به وجود آمد و بنام " دروزیه " منسوب به یکی از مبلغان خود انشتکین دروزی که در سال 410 ه/1091 م در قاهره اعلام گردید ، شهرت یافت .

[[ پرونده : | ج 2 ، ص 403 ]]

[[ پرونده : | مراسم جشن دروزیها در نبی شعیب ]]

حاکم به امرالله در شب 27 شوال 411 ه/1021 م از انظار ناپدید گردید و غیبت ناگهانی او انعکاس گسترده ای به وجود آورد و مردم در کشف راز او دچار سردرگمی شدند .

به دنبال او حمزة بن علی مسؤول دعوت نیز ناپدید گردید و بعد از او امور مربوط به دعوت را محمد الضیف القتنی بهاءالدین که نقش موثری در گسترش دعوت و از بین بردن اختلافات و چند دستگیها داشت ، برعهده گرفت و او نیز درسال 435 ه/1043 م ناپدید شد .

در نتیجه ، امر تبلیغ را شاهزادگان قبیله تنوخ لبنان و گروههای اندکی از ساکنین بلاد شام و فلسطین تقبل نمودند . و رورزبه روز بر تعداد پیروان این مذهب در بلاد شام به ویژه بعد از سرکوب دروزیهای مصر توسط ظاهر علی بن حاکم به امرالله افزوده شد .

آنها اینک در جبل لبنان ، جنوب دمشق و تعدادی از روستاهای الجلیل فلسطین از جمله : دالیه الکرمل ، عیفا ، حرفیش ، بیت جن ، عین الاسد ، کسرا ، یانوح ، ک البقیعه ، کفرسمیع ، جت ، یرکا ، النبی شعیب ، مغار ، منصوره ، الرامه ، ابوسنان ، جولس و سجور سکونت دارند .

دروزیها نقش موثری در مقابله با استعمار در بلاد شام ایفا نمودند و از منطقه خودشان در جبل العرب انقلاب بزرگ سوریه را در سال 1925 به رهبری سلطان الاطرش شعله ور ساختند . موضع مقامات اشغالگر اسرائیل در قبال دروزیها از واقعیت نقش تعیین شده ای که به خاطر آن رژیم صهیونیستی به وجود آمد و آن همانا مقابله با جنبش وحدت عربی و اجرای سیاست تجزیه بود ، سرچشمه گرفته است . به همین خاطر مقامات اشغالگر از زمان اشغال سرزمین فلسطن عربی در سال 1948 درصدد برآمدند با کمک برخی از رهبران دروزی که با اشغالگران همکاری می کردند این طایفه را به صورت اقلیتی متمایز از دیگر برادران عرب سرزمین اشغالی درآوردند ، و به تدریج دروزیها را بعنوان یک طائفه مستقل مذهبی به رسمیت شناختند و خدمت الزامی در ( ارتش اسرائیل ) را برخلاف سایر اعراب بر آنها تحمیل نمودند و چندی بعد کنیست قانون دادگاه های دروزی را در سال 1962 به تصویب رسانید .

صهیونیستها به دروغ ادعا نمودند که تمامی این اقداما بنات به درخواست شیوخ دروزی صورت گرفته است و به تدریج در داخل و خارج سرزمین اشغالی تبلیغاتی بر این اساس به راه انداختند که دروزیها به عنوان " یک ملیت متمایز " و " ملتی مستقل " در " بهشت اسرئیل " زندگی مرفهی دارند و از سوی دیگر تلاش کردند با ایجاد تبعیضی بین " روستاهای عربی " و " روستاهای دروزی " این طایفه را به طرف خودشان جلب کنند و وابستگی آنها به امت و سرزمین عربی را از بین ببرند .

ولی این سیاست را هر چند عده انگشت شماری از دروزیها با اکراه پذیرفتند ولی اکثرا با آن به مخالفت برخاستند و روزبه روز فریاد اعتراض علیه خدمت نظامی اجباری دروزیها ( ارتش اسرائیل ) بیشتر می گشت و معترضان خواهان لغو این قانون شدند چرا که دروزیها در اصل عرب هستند و " ملیت دروزی " چیزی جز ابتکاری ساختگی و بی اساس صهیونیستها نیست .

نیروهای ملی پیشرو دروزی در سرزمین اشغالی کمیته ای بنام " کمیته مستقل دروزی " را تشکیل دادند و مسؤولیت تلاش برای لغو سربازگیری الزامی ، از بین بردن شکاف بین دروزیها و دیگر اعراب ساکن سرزمین اشغالی و باز گردایندن طائفه به اصل خود را که " جزء جدانشدنی از ملت عرب به حساب می آیند برعهده این کمیته گذاشتند . در این زمینه رئیس کمیته اظهار داشت نه حکومت اسرائیل و نه صهیونیسم در مقام اینکه مشخص بکنند عربیم یا نه نیستند .

هر چند که مقامات اسرائیلی کمیته هائی " برای بررسی اوضاع دروزیها " تشکیل می دادند و هر چند گاهی در مورد اعطای " امتیازاتی به دروزیها " تشکیل " صندوقی برای تشویق فرزندان طائفه دروزی " ، ایجاد " وحدت برنامه ریزی اقتصادی برای عمران روستاهای دروزی " ، افزایش " کمکهائی به شوراهای محلی دروزی و بهره برداری از روشنفکران آنها در دستگاههای دولتی ، گشایش باشگاههائی برای جوانان ، و اختصاص بخشهائی در دانشکده پزشکی برای جوانان دروزی " توصیه ها و پیشنهاداتی را ارائه می نمودند ، نه از روی محبت که به منظور ایجاد شکاف بین آنها و برادران عرب آنها از طوایف دیگر دست به این کارها می زدند . در حقیقت تمامی این اقدامات چیزی جز یک تبلیغات سیاسی بی نتیجه نبود .

هنوز هم این مقامات تبعیض هائی بین دروزیها و صهیونیستها قائل می شوند ، و هنوز دروزیها و روستاهای آنها وضعیت مشابه دیگر روستاهای عربی را دارند . مقامات اشغالگر اسرائیل گستاخانه زمینهای روستاهای دروزی را همانند زمینهای روستاهای عربی به اشغال خود درمی آورند . و تا به امروز 2500 جریب از زمینهای روستای ساجور و 3000 جریب از زمینهای روستای حرفیش و 5000 جریب از زمینهای روستای بیت جن را مصادره نموده اند . و هنوز بسیاری از موسسات کار شخصی و دولتی درهای خود را به روی جوانان دروزی بسته اند .

مآخذ :

  1. نوبختی ، الحسن بن موسی : فرق الشعیة ، استانبول 1931 .
  2. رازی ، احمدبن حمدان : الزینة ، قاهره 1957 .
  3. ملطی ، محمدبن احمد : التنبیة والرد ، قاهر 1968 .
  4. بغدادی عبدالقاهر : الفرق بین الفرق ، قاهره 1328ه
  5. بلخی ، ابوزید احمدبن سهیل : البدء و التاریخ ، پاریس 1916 .
  6. اندلسی ، ابن حزم : الفصل بین الملل و النحل ، بغداد .
  7. حلی ، حسن بن یوسف : الالفین فی امامة امیرالمومنین ، نجف 1953 .
  8. طولون ، محمدبن : الائمة الاثناعشر ، بیروت 1958 .
  9. المرتضی ، احمدبن یحیی : المنیة و الأمل فی شرح الملل و النحل ، بیروت 1979 .
  10. لویس ، برنارد : اصول الاسماعیلیة ( مترجم ) ، قاهره .
  11. مکارم ، سامی نسیب : اضواء علی مسالک التوحید - الدرزیة ، بیروت 1966 .
  12. قهوجی ، حبیب : عرب فلسطین المحتلة عام 1948 ، انتماء و صمود ، دمشق 1976 .
  13. جریس ، صبری : العرب فی اسرائیل " 2 " بیروت 1967 .

مذهب فقهی دروزیه

گرچه گفته شده که دروزیان در فقه تابع مذهب حنفی می باشند و علّت آن هم اینست که حاکمان عثمانی بعد از فتح سوریه و لبنان در سال 1516 میلادی، این مذهب فقهی را بر مردم آن منطقه به زور تحمیل نمودند، ولکن عملاً پایبند به مذهب خاص نیستند.

جامعه دروزی از نگاه ساختار دینی به دو گروه عاقلان و جاهلان تقسیم می شود. گروه عاقلان دارای دو رئیس دینی اند که هر کدام از آنان شیخ عاقلان خوانده می شود، عاقلان کسانی اند که به احکام عملی دینی یعنی خود داری از می گساری و استعمال دخانیات و نیز داشتن رفتار زاهدنه در غذا و پوشاک پایبندند، آنان لباس جدا از لباس جاهلان دارند و عمامه سفید استوانه ای شکل بر سر می گذارند و لباس ساده می پوشند.

گروه جاهلان، سایر افراد جامعة دروزیان را تشکیل می دهند و گاه شَراحیّن نیز خوانده می شوند، زیرا حق دارند برخی از شرح های رساله های دروزیان را بخوانند و حق خواندن اصل رساله ها و تلاوت قرآن را ندارند و آنها مجازند از دخانیات و سایر لذت های دنیوی و رفاه در معیشت بهره مند شوند. و موظف به پوشیدن لباس خاص نیستند.[1]


دروزیان معتقدند که پس از پنهان گشتن حاکم،شریعت برداشته شده و خداوند به جای «سبع دعائم تکلیفیه» هفت خصلت اخلاقی به عنوان «سبع خصال توحیدیه» بدین شرح مقرر فرموده است:

1. به جای نماز «صدق اللسان».

2. به جای زکات «حفظ الاخوان».

3. به جای روزه «ترک عبادة العدم و البهتان».

4. به جای حج «برائت از طغیان».

5. به جای شهادتین «توحید و پرستش حاکم در هر عصر و زمان».

6. به جای جهاد «رضا به فعل او کیفما کان»

7. عوق ولایت «تسلیم أمر او در سرّ و حدتان».[2]

در مورد اسقاط فریضه حج می گویند: به گفته علمای باطن، حرم دعوت است و بیت توحید، پس حج خواسته شده، غیر از آن چیزی است که میان پیروان دیگر مذاهب اسلامی به نام حج عمل می شود، دروزیه معتقدند که: روزه ماه رمضان نسخ شده است، لذا آن را ناروا شمرده اند و به جای آن نه روز اول ذی حجه را روزه می گیرند و عید اعظم آنان عید قربان است. هر چند برخی از معاصران آنان، روزه ماه رمضان را مستحب شمرده و تنها وجوب آن را انکار کرده اند[3]

احکام ازدواج و طلاق

هر گاه مرد دروزی با یکی از زنان هم مذهب خود ازدواج کند، لازم است در تمام دارایی خود با او به مساوات رفتار کند و هنگام طلاق و جدایی اگر زن از اطاعت همسرش خارج شده و مرد با او به انصاف رفتار کرده باشد، مالک نیمی از دارایی های زن می شود، ولی اگر مرد به همسرش ستم کرده باشد، زن تمام دارایی خود را از خانه همسر می برد. کسی که همسرش را طلاق می دهد، برای او حرام ابدی می شود و حتی با وجود محلل هم ازدواج دوباره با وی جایز نمی شود و از این رو طلاق رجعی و باین نزد دروزیان یکسان است. مقصود از ازدواج نزد دروزیان تنها تولید نسل و حفظ بقای آن است. از این رو اگر ثروتمندی چهار فرزند آورد و یا تهیدستی به مقدار توان خویش اولاد دار شد، واجب است که در بقیة عمر خویش از همسرش دوری گزیده، با وی همبستر نشود. ازدواج دروزی با غیر درزوی حرام است و همچنین چند همسری، حرام است و باید به یک همسر از مذهب خویش اکتفا نمود. بنابراین کسی که همسر دوم برگزیند، عقد ازدواج او باطل است.[4]

احکام وصیت در فقه دروز

از دیدگه فقه دروزی هر کس می تواند تمام دارایی های خویش را به کسی وصیت کند. تنها شرط وصیت آنست که اموالی را وصیت کند که با سعی و تلاش خود کسب کرده باشد. اما اموالی را که از پدران خویش به ارث برده است، باید میان اولادش تقسیم گردد. در کتاب مقدس دروزیان آمده است که دروزیان بخشی از دارایی های خود را به میزان یک دوازدهم برای طبقه عقّال و مستمندان وصیت کنند.[5]از دیدگاه این فرقه ازدواج با زنی که دارای صفات ذیل باشد، شایسته نیست:

1. منّآنه (منت گذار بر همسر).

2. حدّاقه (چشم دوخته به زرق و برق دنیا).

3. برّاقه (تنها به آرایش خود اهتمام می ورزد).

4. شدّاقه (پرسخن).[6]

تساهل در مذهب دروزیه

در سال 398 نامه ای از «حاکم بأمرالله» صادر شد که در آن فاطمیان را از هرگونه اعمال تعصب مذهبی برحذر داشت.

خلاصه آن نامه چنین است:

«از بندة خدا و ولی او ابوعلی، حاکم بأمرالله امیرالمؤمنین، به هر شهری و روستائی... من بر شما آیة لا اکراه فی الدین را تلاوت می کنم. گذشته ها گذشت، امروزه باید مقتضیات زمان را دید. هر کس شهادتین به زبان آورد، باید حرمتش را نگه داشت فرقی نمی کند که مؤذنان در اذان خود «حی علی خیر العمل» بگویند یا نگویند یا نماز میّت را چهار رکعت و یا پنج رکعت بخوانند».[7]

این تسامح و سهل گیری در جای جای فرایض و شعایر دینی آنان مشاهده می شود . مثلاً در وضو تصریح می کنند که شستن دست ها از مرفق تا سر انگشتان یا به عکس فرق نمی کند. اگر آب برای وضو کافی باشد، پاها را می شویند و گرنه به مسح اکتفا می کنند و همچنین در نماز تصریح می کنند که دست باز یا دست بسته هر دو جایز است. و آنچه در نماز اهمیّت دارد، توجه و نیّت است. کسانیکه به اخلاق پایبند نیستند و یا گناهی مرتکب شده، ولی توبه نکرده است، اجازة ادا نماز نمی دهند.[8]

گفته شده که دروزیان در عهد فاطمیان به دو گونه نماز می خواندند: گروهی به شکل اهل سنت و گروهی به سبک شیعه، چون علمای مذهب به خطر اختلاف پی بردند، فتوا دادند که اصل در نماز توجه و قلبی و نیّت پاک است و شکل ظاهری آن اهمیتی ندارد.[9] در نتیجه می توان گفت که احکام فقهی و رفتار عبادی آنها منحصر به خودشان بوده و سنخیّت کمی با اوامر و دستورات اسلامی دارد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. تحقیق جدید در تاریخ و جامعه دروزیان، احمد نمایی.

2. تاریخ اندیشه های کلامی در اسلام، ترجمه حسین صابری.

[1] . ربانی، گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی، چاپ اول ، 1377، ص314.

[2] . خطیت، محمد احمد، عقیده الدروز، ریاض، دارالعالم الکتب . چاپ سوم، 1989م، ص199.

[3] . ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول . 1380ه‍ ، ص580.

[4] . همان.

[5] . مصحف الدروز، ص126، به نقل از اسماعیلیه، ص585.

[6] . همان.

[7] . رسائل الحاکم لدی طائفة الموحدین، به نقل از اسماعیلیه، ص581.

[8] . اسماعیلیه، ص582.

[9] . همان. ص582.

منبع:کتابخانه دیجیتال تبیان

آدرس الکترونیکی: http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/147856/1


چه رابطه ای بین دروزیه و فرقه های غالی خصوصاً اسماعیلیه وجود دارد؟

پاسخ

از اینکه با مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه مکاتبه نموده اید صمیمانه تشکر می کنیم، امید آن که تحقیق و پاسخ ارایه شده رهگشای اندیشه پویشگرتان باشد.
قبل از بیان رابطه بین فرقه دروزیه و اسماعیلیه جا دارد که در ابتداء در مورد غلو و همچنین عقاید و باورهای مذهب اسماعیلیه مطالبی بیان گردد. آنگاه به عقاید فرقه دروزیه اشاره شود، سپس به مقایسه و رابطه بین این فرقه ها پرداخته می شود.
1. شیخ مفید در تعریف «غلو» گفته است: «غلو در لغت گذشتن از حد و خارج شدن از اعتدال است، خداوند متعال نصاری را از غلو درباره حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ نهی کرده است. غلات گروهی از متظاهرین به اسلام اند که امیرالمومنین و امامان و فرزندان او را به الوهیت و نبوت توصیف کردند و در حق آنان از حد اعتدال تجاوز کردند.[1]
علامه مجلسی مظاهر غلو را در اعتقاد به امور زیر برشمرده است:
1. الوهیت پیامبر و ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ .
2. در عبودیت یا خالقیت معبود خدایند.
3. حلول خداوند در آنها یا اتحاد خداوند با آنان.
4. تناسخ ارواح ائمه در بدنهای یکدیگر.
5. با معرفت آنان اطاعت خداوند و ترک معصیت الهی لازم نیست.[2]
2. عقاید و باورهای اسماعیلیه:
اسماعیلیه بر این باورند که خداوند متعال دو عالم آفرید:
1. عالم باطن که عالم غیبب و عالم امر است. 2. عالم ظاهر که عالم  خلق و شهادت است و مشتمل بر اجزای علوی و سفلی می باشد.
امامت و نبوت: آنها امام را مظهر عالم امر و پیامبر را مظهر نفس کل می دانند و معتقدند که امام حاکم بر عالم باطن و معلم دیگران است و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ حاکم بر عالم ظاهر است. و قوام شریعت به اوست.[3]
علامه طباطبایی در مورد فرق کلی میان شیعه دوازده امامی و شیعه اسماعیلیه می گوید:
اسماعیلیه معتقدند که امام به دور هفت گردش می کند و نبوت در حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ختم نشده است و تغییر و تبدیل در احکام شریعت بلکه ارتفاع اصل تکلیف خاصه به قول باطنیه مانعی ندارد. بر خلاف شیعه دوازده امامی که حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را خاتم الانبیاء می دانند و برای او دوازده وصی و جانشین قائلند و ظاهر شریعت را معتبر و غیر قابل نسخ می دانند.[4]
یکی از عقاید مذهب اسماعیلیه در معارف و احکام دینی باطنیگری و تاویل است به عقیده آنان شرایع الهی دارای ظاهر و باطن است، و همه آنچه در شرایع آسمانی آمده مثالها و رموزی است برای حقایق باطنی، مثلاً طهارت را به تبری جستن از مذاهب مخالف باطنیه، و تیمّم را به فراگیری دانش از کسی که به آموختن مأذون است و نماز را دعا برای امام و زکات را به دانش برای مستعدان و مستحقان آن و روزه را به پنهان داشتن معرفت از ظاهرگرایان و حج را به کوچ کردن برای کسب دانش تأویل نموده اند.[5]
3. عقاید فرقه دروزیه:
1. الوهیت حاکم بأمر الله ششمین خلیفه فاطمی.
2. کتاب مقدس خاص به نام «مصحف الدرز».
3. عدم پایبندی به هیچ یک از مذاهب فقهی.
4. اعتقاد به نسخ احکام فقهی مانند: حج و زکات.
5. اعتقاد به تناسخ و حلول.
6. اعتقاد به حدود خمسه.
7. انکار معاد.
8. انکار پیامبران الهی.
9. باطن گرایی مطلق.[6]
دروزیان معتقدند که پس از پنهان شدن حاکم، شریعت برداشته شده و خداوند به جای «سبع دعائم تکلیفیه» هفت خصلت اخلاقی به عنوان «سبع خصال توحیدیه» بدین شرح مقرر فرموده است:
1. بجای نماز صدق للسان.
2. به جای زکات، «حفظ الاخوان».
3. بجای روزه «ترک عبادة العدم و البهتان».
4. به جای حج «برائت از ابالسه و طغیان».
5. به جای شهادتین «توحید و پرستش حاکم در هر عصر و زمان».
6. بجای جهاد «رضا به فعل او کیفما کان».
7. و عوض ولایت «تسلیم امر او در سرّ و حدثان».[7]
4. بنابراین فرقه دروزیه گرچه منشعب از مذهب اسماعیلیه می باشد و باید در بخشی از عقاید و باورها و یا احکام عملی شباهت هایی با هم داشته باشند و لکن آنگونه که پیداست غیر از باطن گرایی و تاویل در اصول و فروع هیچگونه رابطه ای بین این دو فرقه به چشم نمی خورد. الا اینکه مذهب اسماعیلیه زمینه ساز پیدایش این  فرقه بوده است. و الحاکم بأمر الله، خلیفه فاطمی در پدید آمدن عقاید دروزیان نقش اساسی داشته است. زیرا او هیچگاه داعیان دروزی را که ادعای الوهیت حاکم را داشته، مورد نکوهش و مذمت قرار نداده است بلکه در خفا مشوق آنها بوده است.[8]
در نتیجه رابطه مذهب دروزیه با فرقه های غالی در  این است که همه این فرقه ها قائل به الوهیت افراد غیر خدا هستند گر چه فرقه های دیگر غلات معتقد به الوهیت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ بوده اند و لکن فرقه دروزیه اعتقاد دارند که «الحاکم بأمر الله» که یک انسان غیر معصوم و معمولی بوده همان خالق یکتا می باشد.
اما رابطه این فرقه با مذهب اسماعیلیه در این است که مذهب اسماعیلیه زمینه ساز پیدایش این فرقه شده است و در عقاید و اعمال چندان شباهتی بین این دو فرقه دیده نمی شود. مگر در باطن گرایی و تاویل. به قول یکی از محققین: «این کیش جدید گرچه ریشه در مذهب اسماعیلی داشته ولی به تدریج دربردارنده چنان عقاید بدعت آمیزی شد که از چارچوب مذهب اسماعیلی و نیز اسلام شیعی بیرون افتاد.»[9]                                                           

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. فرهنگ فرق و مذاهب اسلامی، جواد مشکور.
2. مختصری در تاریخ اسماعیلیه، فرهاد دفتری.

پی نوشت ها:
[1]. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، تصحیح للاعتقادات، ص 109، قم، منشورات رضی، 1363 هـ .
[2]. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، تصحیح للاعتقادات، ص 109، قم، منشورات رضی، 1363 هـ .
[2]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، 25/346، بیروت، موسسه الوفاء، دوم. 1403 هـ .
[3] . گلپایگانی ربانی،‌ علی، فرق و مذاهب کلامی، ص 74، قم، ‌مرکز جهانی، اول، 1377 هـ .
[4] . طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، ص 69.
[5] . گلپایگانی ربانی، علی، فرق  و مذاهب کلامی، ص 76، قم، ‌مرکز جهانی علوم  اسلامی، اول، 1377 هـ .
[6] . ایمانی، اسماعیلیه، ص 595 تا ص 587، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، اول،‌1380 هـ .
[7] . همان، ص 580.
[8] . فرق و مذاهب کلامی، ص 312.
[9] . دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص 226، تهران،‌ نشر و پژوهش فروزان، امل، 1375.



تاریخ : پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1396 | 10:33 ب.ظ | چاپ | نویسنده: . | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا